﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:35.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:36.700 --> 00:00:42.000
<c.red>"Twin Peaks"
فصل 3
قسمت 12 : بریم بترکونیم</c>

00:00:43.000 --> 00:00:54.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:01:47.834 --> 00:01:51.458
حالا خداروشکر که «گوردون» هواپیما
رو با جیره‌ی شرابِ خودش پر می‌کنه

00:01:51.458 --> 00:01:53.959
نه . تو باید بهش بگی

00:01:56.959 --> 00:01:58.483
بیخیالِ این دیوونه بشو

00:02:05.583 --> 00:02:06.834
به سلامتیِ اداره -
به سلامتی -

00:02:06.834 --> 00:02:09.041
به سلامتی اداره‌مون

00:02:16.241 --> 00:02:19.292
«آلبرت» -
«گوردون» -

00:02:22.834 --> 00:02:26.125
...خیلی‌خب ، اینُ لازمه بدونی

00:02:26.125 --> 00:02:29.625
لطفاً به‌طور مختصر بگو

00:02:29.625 --> 00:02:34.500
و صدای بلند و زننده‌ای هم
از خودت درنیار

00:02:41.000 --> 00:02:46.083
تو سال 1970 نیروی هوایی آمریکا
پروژه‌ی کتاب آبی" رو تخته کرد"

00:02:46.083 --> 00:02:49.917
20سال تحقیق‌شون روی بشقاب پرنده‌ها

00:02:49.917 --> 00:02:52.542
به این نتیجه رسیدن که هیچ مدرک معتبری
بدست نیاوردن

00:02:52.542 --> 00:02:55.250
پس اونا هیچ خطری برای
امنیت ملی نبودن

00:02:55.250 --> 00:02:58.625
بخوایم طور دیگه بگیم
یه کار پوششیِ عظیم

00:02:58.625 --> 00:02:59.867
به سلامتی

00:03:00.550 --> 00:03:02.200
به سلامتی

00:03:10.125 --> 00:03:12.709
چند سال بعد ارتش و اف‌بی‌آی

00:03:12.709 --> 00:03:14.834
یه تیمی از مأمورین ویژه
فوق‌محرمانه تشکیل دادن

00:03:14.834 --> 00:03:16.917
تا برن به جستجوی
عوامل مشکل‌سازی که

00:03:16.917 --> 00:03:20.458
"پرونده‌هایی که "کتاب آبی
نتونست ببندت‌شون ایجاد کردن

00:03:20.458 --> 00:03:22.625
اسم تیمُ گذاشتیم "رُز آبی" بعد اینکه

00:03:22.625 --> 00:03:23.875
تو یکی از این پرونده‌ها یه زنی
یه جمله‌ای رو به‌کار برد

00:03:23.875 --> 00:03:26.750
اونم درست قبل از اینکه بمیره

00:03:26.750 --> 00:03:28.500
که این رو بهمون فهموند که
نمی‌تونیم به جواب‌هایی که می‌خوایم برسیم

00:03:28.500 --> 00:03:33.542
مگه با یه راه متفاوتی که
از اون روز پیش گرفتیمش

00:03:33.542 --> 00:03:36.583
گوردون» پیشنهاد داد که مأموری»
"به اسم "فیلیپ جفریز

00:03:36.583 --> 00:03:37.834
رهبرِ جوخه‌مون بشه

00:03:37.834 --> 00:03:39.875
: اونم خیلی زود 3 نفر دیگه رو استخدام کرد

00:03:39.875 --> 00:03:43.375
«خودم ، «چت دزموند
«و «دِیل کوپر

00:03:43.375 --> 00:03:47.375
شاید خودتم تونسته باشی بفهمی
که من تنها عضوِ اون گروهم که

00:03:47.375 --> 00:03:50.125
بدونِ هیچ توضیحی گم و گور شده باشه

00:03:50.125 --> 00:03:52.792
که این قضیه هم یه‌کم
گوردون» رو بی‌میل کرده که»

00:03:52.792 --> 00:03:55.542
عضوی جدیدی برامون گروه‌مون بگیره

00:03:55.542 --> 00:03:56.817
تا امشب

00:04:00.917 --> 00:04:04.917
مأمور «پرستون» ، از وقتی که
«تو دبیرستان «جورج واشنگتون

00:04:04.917 --> 00:04:08.000
توی لیست افتخاری قرار گرفتی
توی دیدمون داشتیمت

00:04:08.000 --> 00:04:10.250
دیگه سرپرست شدن تو
«دانشگاه فنی «ماساچوست

00:04:10.250 --> 00:04:12.875
و شاگرد اول کلاس توی "کوانتیکو" بودن رو هم
تازه بهش کاری نداریم

00:04:18.458 --> 00:04:22.834
دارین ازم می‌خواین که
عضو تیم «رُز آبی» بشم

00:04:26.625 --> 00:04:28.125
آره

00:04:31.250 --> 00:04:32.667
هستم

00:04:35.417 --> 00:04:38.750
فردا صبح در جریان
جزئیات قرارت میدم

00:04:38.750 --> 00:04:40.208
خیلی‌خب

00:04:50.000 --> 00:04:52.083
«به سلامتی «تَمی» و «رُز آبی

00:04:54.291 --> 00:04:57.250
«رُز آبی» -
«رُز آبی» -

00:05:26.792 --> 00:05:28.875
دایان» تو راه‌ـه»

00:05:45.500 --> 00:05:47.375
«بگیر بشین «دایان

00:05:52.000 --> 00:05:54.166
نوشیدنی می‌خوری؟

00:05:54.166 --> 00:05:56.417
با یخ دوست دارم

00:05:56.417 --> 00:05:59.542
خب ، روی شانسی

00:05:59.542 --> 00:06:02.125
داکوتا"ـی‌ها هنوزم تو عصر یخ‌بندان هستن"

00:06:34.917 --> 00:06:37.542
«دایان»

00:06:37.542 --> 00:06:39.792
«میدونیم کارِت با مأمور «کوپر
چیزی بیشتر از یه

00:06:39.792 --> 00:06:41.709
درکِ سرسری از تیم «رُز آبی» بهت داده

00:06:41.709 --> 00:06:46.542
حتی با اینکه دیگه جزئی از اداره‌مون نیستی
دوست داریم امتحانت کنیم

00:06:46.542 --> 00:06:51.041
برای مدت کوتاهی
چون‌که واقعاً به کمکت نیاز داریم

00:06:58.125 --> 00:06:59.083
برای من چی توش داره؟

00:06:59.083 --> 00:07:02.083
یه‌کم پول ولی نه خیلی

00:07:04.625 --> 00:07:06.917
شاید حس رضایتِ اینکه آخر

00:07:06.917 --> 00:07:08.959
بفهمی چه بلایی سر دوست‌ـت
مأمور «کوپر» اومده

00:07:30.083 --> 00:07:31.792
بریم تو کارش

00:08:48.667 --> 00:08:53.125
یه کارتن ماهی سالامون میدین؟

00:09:22.208 --> 00:09:24.875
چقدر میشه؟

00:09:24.875 --> 00:09:26.500
133دلار و 70 سنت

00:09:32.917 --> 00:09:38.709
یادم نمیاد که قبلاً اون گوشت
بیف جِرکی" رو اونجا دیده باشم"

00:09:38.709 --> 00:09:41.875
تازه آوردیم

00:09:41.875 --> 00:09:44.208
چه نوعی‌ـه؟

00:09:44.208 --> 00:09:46.709
گوشت بوقلمون‌ـه ، نه بیف

00:09:49.500 --> 00:09:51.250
دودی‌ـه؟

00:09:51.250 --> 00:09:55.000
فکر کنم

00:09:55.000 --> 00:09:58.417
مثل همون «بیف جِرکی» می‌مونه
به جز اینکه از بوقلمون تهیه‌اش کردن

00:10:06.208 --> 00:10:08.125
وقتی اونا رو آوردن اینجا خودتم اینجا بودی؟

00:10:08.125 --> 00:10:11.375
آره

00:10:11.375 --> 00:10:14.417
یه چند هفته‌ی قبل آوردن‌شون

00:10:14.417 --> 00:10:16.917
انگاری اینجا تغییر کرده

00:10:18.667 --> 00:10:21.583
و چند نفر دارن میان سراغ‌تون

00:10:21.583 --> 00:10:25.250
من...فکر نمی‌کنم منظورتون
رو فهمیده باشم

00:10:25.250 --> 00:10:29.750
دارم بهتون میگم که باید
مراقب خودتون باشین

00:10:30.291 --> 00:10:32.959
اتفاقی ممکنه بیفته

00:10:34.875 --> 00:10:36.459
یه اتفاقی هم برای من افتاد

00:10:39.250 --> 00:10:41.250
یه اتفاقی برام افتاد

00:10:41.250 --> 00:10:44.417
احساس خوبی نمی‌کنم . حالم بده

00:10:45.291 --> 00:10:49.625
حالم بده . حالم بده

00:10:51.125 --> 00:10:52.625
«سارا»

00:10:52.625 --> 00:10:54.166
سارا» ، بس کن»

00:10:54.166 --> 00:10:56.458
زنگ بزنم دکتر بیاد؟

00:10:56.458 --> 00:10:57.959
بس کن . بس کن

00:10:57.959 --> 00:11:01.458
خیلی‌خب ، همین الان از اینجا برو

00:11:01.458 --> 00:11:04.208
سوئیچ ماشینُ پیدا کن
سوئیچ ماشینُ پیدا کن

00:11:04.208 --> 00:11:06.834
سوئیچ ماشینُ پیدا کن

00:11:06.834 --> 00:11:10.500
...سوئیچ ماشینُ
اون سوئیچ لعنتی رو پیدا کن

00:11:15.583 --> 00:11:17.542
چی؟

00:11:19.333 --> 00:11:21.166
...من

00:11:21.166 --> 00:11:21.792
میدونم کجا زندگی می‌کنه

00:11:21.792 --> 00:11:28.291
فکر کنم می‌تونم برسونم دستش

00:11:46.575 --> 00:11:48.533
«کریسکول»

00:11:59.709 --> 00:12:01.166
می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

00:12:01.166 --> 00:12:04.000
دوباره رفتی داری خون‌ـت رو می‌فروشی؟

00:12:04.000 --> 00:12:06.709
بله آقا

00:12:06.709 --> 00:12:11.667
حالا ببینم «کریسکول» ، یه تانک پروپانِ جدید
هفته‌ی پیش برای "جنکینز" نصب کردی؟

00:12:11.667 --> 00:12:12.709
بله آقا

00:12:12.709 --> 00:12:14.500
براش پولی هم گرفتی؟

00:12:14.500 --> 00:12:15.917
نه آقا

00:12:15.917 --> 00:12:19.208
ببینم ، این اطراف می‌چرخی
و چمن‌ها رو میزنی؟

00:12:19.208 --> 00:12:20.583
بله آقا

00:12:20.583 --> 00:12:22.792
برای اون چی؟ پولی می‌گیری؟

00:12:22.792 --> 00:12:24.166
نه آقا

00:12:26.041 --> 00:12:28.750
«خیلی‌خب «کریسکول

00:12:28.750 --> 00:12:31.875
این 50 دلار برای کارهایی که کردی

00:12:31.875 --> 00:12:34.750
به‌علاوه‌ی اینکه این ماه هم
نمی‌خواد اجاره خونه‌ات رو بدی

00:12:34.750 --> 00:12:36.583
چی؟ -
یه‌کم دیگه موعد اجاره دادنت میرسه -

00:12:36.583 --> 00:12:38.792
نمی‌خواد این ماه بدیش

00:12:38.792 --> 00:12:41.709
و دفعه‌ی بعدی که به
فکرِ فروختن خون افتادی

00:12:41.709 --> 00:12:44.417
بیا با من یه صحبتی بکن

00:12:44.417 --> 00:12:46.375
...خوش ندارم

00:12:46.375 --> 00:12:49.875
خوش ندارم ملت خون‌شون رو بفروشن
تا پول دربیارن غذا بخورن

00:12:49.875 --> 00:12:55.000
درسته بیمارستان‌ها ازمون می‌خوان
که بریم خون اهدا کنیم

00:12:55.000 --> 00:12:57.625
ولی دیگه تا همین الانم خیلی اهدا کردی

00:12:57.625 --> 00:12:59.208
چشم آقا

00:12:59.208 --> 00:13:01.250
«خون‌ـت رو نگه دار «کریسکول

00:13:01.250 --> 00:13:03.792
چشم آقا

00:14:49.542 --> 00:14:51.417
«سلام «سارا

00:14:51.417 --> 00:14:53.542
«هاوک»

00:14:53.542 --> 00:14:54.583
چندوقتی‌ـه که می‌خواستم بیام ببینمت

00:14:54.583 --> 00:14:58.750
خوردیم به چندتا پرونده‌ی قدیمی
و به یادِ تو افتادم

00:14:58.750 --> 00:15:02.291
نظر لطفتُ میرسونه

00:15:02.291 --> 00:15:04.000
ولی فکر می‌کنم بیشتر
به‌خاطر اون اتفاقی

00:15:04.000 --> 00:15:07.375
که توی مغازه‌ی خواربارفروشی افتاد
اومدی اینجا

00:15:07.375 --> 00:15:08.875
آره . شنیدم چی شد

00:15:08.875 --> 00:15:11.458
دوستات نگرانت شده بودن

00:15:13.375 --> 00:15:16.125
اصلاً نمیدونم یهو چِم شد

00:15:18.041 --> 00:15:21.250
ولی خب ، الان که خوبی

00:15:21.250 --> 00:15:23.041
الان خوبم . آره

00:15:26.417 --> 00:15:29.000
کسی خونه‌ست؟ -
نه -

00:15:29.000 --> 00:15:32.500
نه . فقط یه چیزی توی آشپزخونه‌ست

00:15:35.583 --> 00:15:37.375
پس خوبی دیگه

00:15:40.250 --> 00:15:45.125
واقعاً داستان ناراحت‌کننده‌ای‌ـه
مگه نه «هاوک»؟

00:15:49.375 --> 00:15:53.417
سارا» ، اگه کمکی می‌خواستی»
یا هر چیزی لازم داشتی

00:15:53.417 --> 00:15:54.834
می‌خوام که بهم زنگ بزنی . باشه؟

00:15:54.834 --> 00:15:56.041
جدّی میگم

00:16:00.083 --> 00:16:01.250
هر کمکی که خواستی

00:16:05.667 --> 00:16:07.625
«ممنونم «هاوک

00:16:55.600 --> 00:16:58.800
<c.color808080>" ناشناس : «لاس‌وگاس»؟ "</c>

00:17:01.800 --> 00:17:06.400
<c.color0080ff>" هنوز نپرسیدن "</c>

00:17:23.841 --> 00:17:25.509
عذر می‌خوام؟ -
بله؟ -

00:17:25.509 --> 00:17:28.383
کلانتر «ترومن» اومده -
آره . لطفاً راهنماییش کن داخل -

00:17:35.383 --> 00:17:37.342
فرانک» ، خوشحالم از دیدنت»

00:17:37.342 --> 00:17:39.966
حال‌ـت چطوره؟

00:17:39.966 --> 00:17:42.467
بگیر بشین -
آره -

00:17:42.467 --> 00:17:45.133
...خب

00:17:54.841 --> 00:17:57.759
چه کاری از دستم برمیاد
برات انجام بدم؟

00:17:57.759 --> 00:18:00.800
هیچ راه ساده‌ای برای
«گفتن این مطلب نیست «بن

00:18:03.675 --> 00:18:05.175
«نوه‌ـت «ریچارد

00:18:05.175 --> 00:18:09.841
همون کسی بود که اون پسربچه
رو زیر گرفته بوده و کشته بودتش

00:18:14.550 --> 00:18:16.675
خدای من

00:18:18.383 --> 00:18:21.425
«ریچارد»

00:18:21.425 --> 00:18:23.425
و به نظرم میرسه که سعی کرده

00:18:23.425 --> 00:18:28.217
تنها کسی که شاهد ماجرا هم بوده
رو بزنه بکشه

00:18:28.217 --> 00:18:30.091
«میریام سالیوان»

00:18:30.091 --> 00:18:31.717
دبیرِ مدرسه‌ی پرستاری

00:18:31.717 --> 00:18:35.634
الان تحت درمان‌ـه
بیمه هم نداره

00:18:35.634 --> 00:18:37.383
شدیداً هم به جراحی نیاز داره

00:18:37.383 --> 00:18:43.841
...امیدوار بودم بتونی -
البته ، البته -

00:18:43.841 --> 00:18:45.634
ترتیبشُ میدم

00:18:48.133 --> 00:18:50.759
«ریچارد»

00:18:50.759 --> 00:18:53.759
اون پسر هیچ‌وقت سربه‌راه نبود

00:18:55.592 --> 00:18:58.175
شرمنده که این خبر بدُ بهت دادم

00:19:04.175 --> 00:19:11.050
برادرت «هری» چندبار با
ریچارد» ملاقات داشته»

00:19:11.050 --> 00:19:15.133
خیلی بدم نبوده ولی هر دفعه
از دفعه‌ی قبل بدتر می‌شده

00:19:17.634 --> 00:19:19.091
هری» در این رابطه چیزی میدونه؟»

00:19:19.091 --> 00:19:22.509
آره . باهم در ارتباطیم

00:19:22.509 --> 00:19:25.634
و «ریچارد» کجاست؟ زندون‌ـه؟

00:19:25.634 --> 00:19:27.925
فراری‌ـه

00:19:27.925 --> 00:19:29.383
...اگه خبری ازش شنیدی

00:19:31.050 --> 00:19:33.217
خواب دیدی خیره

00:19:33.217 --> 00:19:36.509
تقریباً دیگه کامل قطع رابطه کردیم

00:19:36.509 --> 00:19:39.592
وقتی مخالفت کردم که بهش
یه‌کم پول قرض بدم

00:19:39.592 --> 00:19:43.258
هری» چطوره؟»

00:19:43.258 --> 00:19:44.050
بَدَک نیست

00:19:44.050 --> 00:19:47.091
البته که امیدِ به بهترین‌ها داریم

00:19:47.091 --> 00:19:48.717
البته

00:19:48.717 --> 00:19:53.925
و اون دختره؟ اینجا تو بیمارستان‌ـه؟ -
آره -

00:19:53.925 --> 00:19:56.592
تحت مراقبت‌های پزشکی؟ -
آره -

00:19:59.467 --> 00:20:01.258
و والدینِ اون پسره؟

00:20:03.467 --> 00:20:06.467
خودت تصور کن ببین چه حالی‌ـن

00:20:21.717 --> 00:20:24.675
«خودم می‌خواستم اینا رو بفرستم برای «هری

00:20:24.675 --> 00:20:25.550
اون چیه؟

00:20:25.550 --> 00:20:29.841
کلیده

00:20:29.841 --> 00:20:32.717
دیروز برامون ارسال شد

00:20:32.717 --> 00:20:37.342
20سالی میشه که از همچین
کلیدی استفاده نکردیم

00:20:40.008 --> 00:20:43.091
اتاقِ 315

00:20:43.091 --> 00:20:50.091
تقریباً مطمئنم که این کلیدِ
اتاق قدیمیِ مأمور «کوپر»ـه

00:20:51.383 --> 00:20:56.008
با خودم گفتم شاید «هری» دوست داشته باشه
یادگاری نگه‌ـش داره

00:20:57.550 --> 00:20:59.592
نظر تو چیه؟

00:20:59.592 --> 00:21:04.675
«آره . آره «بن

00:21:04.675 --> 00:21:06.383
می‌خوای من بدم بهش؟

00:21:08.634 --> 00:21:11.966
آره . آره

00:21:11.966 --> 00:21:14.133
به نظرت خوش‌ـش میاد؟

00:21:14.133 --> 00:21:19.091
آره . جالبه

00:21:19.091 --> 00:21:22.008
ما همین الان داشتیم
یه پرونده‌ی قدیمی که

00:21:22.008 --> 00:21:25.509
مأمور «کوپر» هم توش دخالت داشت
رو دوباره به جریان مینداختیم

00:21:25.509 --> 00:21:27.217
عجیب‌ـه

00:21:27.217 --> 00:21:30.883
بعد این کلیده بعد از این‌همه سال
یه‌دفعه سروکله‌اش پیدا میشه

00:21:32.925 --> 00:21:36.217
آره

00:21:36.217 --> 00:21:38.133
منم همین فکر رو کردم

00:21:41.592 --> 00:21:47.050
واقعاً فکر می‌کنم ازش خوش‌ـش بیاد
خیلی براش ارزشمنده

00:21:51.091 --> 00:21:55.342
ببخشید «بن» که این خبرُ بهت دادم

00:21:55.342 --> 00:21:56.258
بازم از دیدنت خوشحال شدم

00:21:56.258 --> 00:21:59.217
...ای‌کاش تحت شرایط بهتری بود ولی

00:21:59.217 --> 00:22:01.008
آره

00:22:01.008 --> 00:22:06.883
اگه خبری ازش شنیدم
بهت خبر میدم

00:22:06.883 --> 00:22:09.717
خبر جدیدی گیرمون اومد
در جریانت میذارم

00:22:12.759 --> 00:22:14.841
«ممنون «فرانک

00:22:18.634 --> 00:22:19.642
«برای «هری

00:22:50.258 --> 00:22:56.050
...«نوه‌ام «ریچارد

00:22:56.050 --> 00:22:59.425
اون پسربچه رو کشته

00:23:03.675 --> 00:23:06.592
خیلی متأسفم

00:23:15.425 --> 00:23:17.550
ریچارد» هیچ‌وقت یه پدر»
بالای سرش نداشت

00:23:29.717 --> 00:23:34.800
دوچرخه‌سواریم رو یادم میاد

00:23:39.091 --> 00:23:43.050
بابام دوچرخه‌ی قدیمیِ
شوئین" برام گرفته بود"

00:23:44.383 --> 00:23:46.175
دست‌دوم بود

00:23:47.800 --> 00:23:51.550
رنگ سبزش کرد

00:23:51.550 --> 00:23:53.634
زینِ جدیدی روش نصب کرد

00:23:55.425 --> 00:23:58.091
یه‌جورایی یه سبزِ دو رنگ

00:23:58.091 --> 00:24:02.300
مثلاً یه سبز مایل به زرد
و یه سبزِ جنگلی تیره

00:24:03.883 --> 00:24:07.675
تایرهای بزرگ

00:24:07.675 --> 00:24:14.175
خیلی روندنش سخت بود
ولی عاشقِ اون دوچرخه‌ام بودم

00:24:16.841 --> 00:24:20.217
عاشق اون دوچرخه بودم

00:24:22.925 --> 00:24:25.800
با دوستام میرفتیم می‌گشتیم

00:24:35.925 --> 00:24:38.966
زنگ بزن بیمارستان

00:24:38.966 --> 00:24:43.342
می‌خوام توی تمام هزینه‌های
...«بیمارستان «میریام

00:24:43.342 --> 00:24:45.966
حتی فامیلیش هم یادم نیست

00:24:45.966 --> 00:24:47.717
ولی اونا میدونن اون کیه

00:24:47.717 --> 00:24:50.925
«تمام هزینه‌ی درمانی «میریام
باید پرداخت بشه

00:24:52.925 --> 00:24:56.300
ریچارد» بهش حمله کرده»

00:24:56.300 --> 00:24:59.675
نیاز به عمل جراحی داره

00:24:59.675 --> 00:25:01.634
بِوِرلی» ، لطفاً سریعاً»
این موضع رو پیگیری کن

00:25:01.634 --> 00:25:03.467
بله . حتماً . همین الان انجامش میدم

00:25:13.550 --> 00:25:15.467
من اون دوچرخه رو دوست داشتم

00:25:19.300 --> 00:25:25.841
من اون دوچرخه رو دوست داشتم
که پدرم برای گرفته بود

00:25:30.966 --> 00:25:33.467
تله رو گذاشتیم

00:25:33.467 --> 00:25:40.342
اونا تا نیمه‌شب صبر کردن
بعد 75تا قوی از کوه اومدن بالا

00:25:40.342 --> 00:25:43.133
صدای آژیرها میومد
...اسلحه‌ها از قلاف بیرون بود

00:26:02.467 --> 00:26:04.008
«آلبرت»

00:26:14.342 --> 00:26:18.467
گوردون» ، میشه لطفاً از دوست‌ـت بخوای»
که پایین منتظرمون بمونه؟

00:26:22.800 --> 00:26:26.383
عزیزم ، میشه برای چند لحظه ما رو ببخشی؟

00:26:26.383 --> 00:26:28.467
تو بار بهت زنگ میزنم

00:27:08.966 --> 00:27:10.192
خیلی باکلاس بود

00:28:01.759 --> 00:28:03.300
خیلی خوب بود

00:28:04.342 --> 00:28:06.217
این خیلی خوبه

00:29:01.133 --> 00:29:02.966
تو بار بهت زنگ میزنم

00:29:10.800 --> 00:29:16.509
اون اینجاست که یکی از دوستای
مادرش رو ببینه که دخترش گم شده

00:29:16.509 --> 00:29:20.050
مادره یه مزرعه‌ی شلغم داره

00:29:20.050 --> 00:29:26.091
بهش گفتم که به مادره بگه
که دخترش بالاخره برمیگرده

00:29:33.258 --> 00:29:36.133
اونم نفهمید

00:29:36.133 --> 00:29:38.883
فرانسوی بود . نمی‌شد ترجمه کرد

00:29:38.883 --> 00:29:40.966
آلبرت» ، این رو میدونی که»

00:29:40.966 --> 00:29:46.300
امروزِه 6000تا زبان مختلف
روی کره‌ی زمین صحبت میشه؟

00:29:58.258 --> 00:29:59.925
چی شده «آلبرت»؟

00:30:05.050 --> 00:30:09.091
: «پیام برای «دایان
" لاس‌وگاس»؟» "

00:30:09.091 --> 00:30:13.634
"جواب : "هنوز سوالی نپرسیدن

00:30:20.300 --> 00:30:25.425
چیزی که ما میدونیم اینه که هنوز
درباره‌ی اون ازش چیزی نپرسیدیم

00:30:32.550 --> 00:30:33.717
خودمون پیداش می‌کنیم

00:30:33.717 --> 00:30:41.133
ولی الان من خیلی دوست دارم برگردم
سراغ این مشروب خیلی خوب

00:30:41.133 --> 00:30:42.966
چه مدلی‌ـه؟

00:30:46.550 --> 00:30:48.759
11:05

00:31:13.217 --> 00:31:14.341
«آلبرت»

00:31:17.717 --> 00:31:21.634
بعضی اوقات من خیلی نگرانت میشم

00:32:03.925 --> 00:32:06.175
مطمئنی؟ -
مطمئنم -

00:32:07.050 --> 00:32:10.091
ما وقتی برای شکنجه نداریم عزیزم

00:32:10.091 --> 00:32:11.966
من گرسنمه

00:32:11.966 --> 00:32:16.258
از اون‌پشت که رد شد
بهش شلیک کن

00:32:16.258 --> 00:32:17.608
خیلی‌خب ، حل‌ـه

00:32:20.008 --> 00:32:22.050
می‌تونم به پاهاش شلیک کنم

00:32:22.050 --> 00:32:24.083
میدزدیمش . بعدش می‌تونی شکنجه‌اش کنی

00:32:26.883 --> 00:32:28.800
بهت که گفتم گرسنمه

00:32:28.800 --> 00:32:30.383
فقط دارم مطمئن میشم

00:32:42.509 --> 00:32:43.634
اون اینجاست

00:33:24.966 --> 00:33:26.342
بابایی

00:33:26.342 --> 00:33:27.342
بابایی

00:33:28.634 --> 00:33:30.467
«پیش به سوی «وِندی

00:33:30.467 --> 00:33:32.000
بابایی ، بابایی

00:33:33.500 --> 00:33:34.875
بابایی

00:33:35.205 --> 00:33:36.205
بابایی

00:33:56.300 --> 00:33:57.883
ساعت 7:00

00:33:57.883 --> 00:34:00.925
میدونی آزادی‌ـت کجاست؟

00:34:09.550 --> 00:34:12.258
پخش زنده برای شما

00:34:12.258 --> 00:34:17.883
و از اتاق یک برق می‌گیریم
«بالای پرتگاه‌های «قله‌های سفید

00:34:17.883 --> 00:34:22.342
سقفی بلند از
ماریجوانای هندوی آمریکایی

00:34:22.342 --> 00:34:26.133
دکتر آمپ» اینجاست که داره»
برای آزادی کار می‌کنه

00:34:26.133 --> 00:34:28.883
داره برای آزادی از
نردبون میره بالا

00:34:28.883 --> 00:34:30.966
و برای آزادی داره چراغ روشن می‌کنه

00:34:37.550 --> 00:34:39.759
...خب

00:34:39.759 --> 00:34:42.383
امشب تو مغزتون چی می‌گذره؟

00:34:42.383 --> 00:34:45.008
منظورم اینه که شما میدونید من الان
بهتون میگم که تو مغز من چه خبره

00:34:45.008 --> 00:34:48.175
ما داریم همینطوری تو باتلاق غرق میشیم

00:34:48.175 --> 00:34:50.717
<i>باید همین الان کاری کرد</i>

00:34:52.675 --> 00:34:56.425
<i>دوستان ، ما توی این
باتلاق زندگی می‌کنیم</i>

00:34:56.425 --> 00:34:59.509
<i>توی این گه‌دونی</i>

00:34:59.509 --> 00:35:02.091
<i>راه‌تون رو از این گه‌‌دونی
باز کنید و برید بیرون</i>

00:35:17.592 --> 00:35:19.759
<i>اینم از بیل طلایی شما</i>

00:35:19.759 --> 00:35:22.841
<i>2تا روکش تضمینی</i>

00:35:22.841 --> 00:35:26.717
<i>راه خودتون رو باز کنید
و از اینجا بیرون بیاین</i>

00:35:26.717 --> 00:35:30.091
<i>و برین به سمت حقیقت</i>

00:35:30.091 --> 00:35:32.800
دکتر آمپ» ، برای من»
واقعاً داره کار می‌کنه

00:35:32.800 --> 00:35:36.467
<i>با 29.99 دلار راه خودتون رو باز کنید</i>

00:35:36.467 --> 00:35:38.634
<i>درسته</i>

00:35:38.634 --> 00:35:41.675
<i>فقط 29.99 به‌علاوه‌ی هزینه حمل و نقل</i>

00:35:41.675 --> 00:35:45.467
<i>تعویض هم نمیشه</i>

00:35:45.467 --> 00:35:47.634
<i>همین الان یکی
برای خودتون بگیرید</i>

00:35:49.217 --> 00:35:51.091
<i>دوباره این حرومیا اومدن سراغش</i>

00:35:51.091 --> 00:35:58.675
همین سازمان‌های چندین ارگانِ گردن‌کلفت
با یه‌سری حشرات بسیار سمی پر شدن

00:35:58.675 --> 00:36:02.008
قاتلای بدذاتِ سمی

00:36:02.008 --> 00:36:05.300
اونا همینطوری می‌خورن و می‌نوشن
و به جاش پول پس میدن

00:36:05.300 --> 00:36:08.592
اونا با یه آهنگ سیاستمدارهای ما رو میخرن

00:36:08.592 --> 00:36:10.800
بعد هم این سیاستمدارهای لعنتی‌مون

00:36:10.800 --> 00:36:13.800
برای خودشون آهنگ می‌خونن
وقتی که ما داریم خفه میشیم

00:36:13.800 --> 00:36:17.966
ما رو انداختن توی رودخونه تا بمیریم

00:36:17.966 --> 00:36:21.258
لعنتی‌ها ، شما به مردم خیانت کردین
شما انتخاب شدین که کار کنید

00:36:21.258 --> 00:36:22.800
انتخاب شدین که کار بکنید
و کمک مردم باشین

00:36:22.800 --> 00:36:24.800
برای اینکه زندگی رو بهتر بکنید

00:36:24.800 --> 00:36:29.759
همه‌تون رو من گاییدم
عروسکای خیانت‌کار لعنتی

00:36:29.759 --> 00:36:33.800
طبقه‌ی نهم جهنم به شماها خوشامد میگه

00:37:15.258 --> 00:37:18.841
خیله‌خب ، دیگه خسته شدم از
بس منتظر موندم تا تلفن زنگ بزنه

00:37:18.841 --> 00:37:22.966
"میرم به "رُد هاوس
میدونستم نمی‌تونه اونجا بمونه

00:37:22.966 --> 00:37:24.883
ولی ما همه‌جا رو بررسی کردیم

00:37:24.883 --> 00:37:27.050
با من میای؟

00:37:27.050 --> 00:37:29.675
آدری» ، به این کار دفتری که دارم»
یه نگاهی بنداز

00:37:29.675 --> 00:37:31.192
و دیگه موقعش هم تموم شده

00:37:32.592 --> 00:37:35.675
ببین چقدره آخه

00:37:35.675 --> 00:37:39.217
چطوری می‌تونم این‌وقت شب
این رو ول کنم و برم بیرون؟

00:37:39.217 --> 00:37:42.050
منم به اندازه‌ی تو
...دوست دارم «بیلی» رو پیدا کنم اما

00:37:42.050 --> 00:37:44.800
نمیشه تو روز روشن این‌کار رو بکنیم؟

00:37:44.800 --> 00:37:47.342
تازه اول ماهه
بیرون خیلی تاریک‌ـه

00:37:47.342 --> 00:37:52.091
همینجا بمون و خوب استراحت کن و فردا
جفت‌مون باهم میریم دنبالش می‌گردیم

00:37:52.091 --> 00:37:55.592
تو دیگه چه آدم گُهی هستی؟

00:37:55.592 --> 00:37:57.509
اگر گم شده بودی
دوست داشتی مردم

00:37:57.509 --> 00:38:01.425
اول کارهاشون رو انجام بدن
بعد بیان دنبال تو بگردن؟

00:38:02.550 --> 00:38:06.925
تو هیچی نیستی جز یه
موجود بی‌مهره بدون تخم

00:38:06.925 --> 00:38:08.550
میدونستی؟

00:38:08.550 --> 00:38:13.175
میدونستی؟ برای اینکه تو
واقعاً همچین موجودی هستی

00:38:13.175 --> 00:38:17.759
آدری» ، من زمان تحویل کارهام رسیده»

00:38:17.759 --> 00:38:20.425
باید این رو تمومش کنم

00:38:20.425 --> 00:38:24.509
برای چی من رو به‌خاطر کاری که تو زندگی
باید انجام بدم اذیت می‌کنی؟

00:38:24.509 --> 00:38:26.800
بیلی» هم اون بیرون یه جایی هست»

00:38:26.800 --> 00:38:30.175
ولی امشب اون رو پیدا نمی‌کنی
مطمئن باش

00:38:30.175 --> 00:38:33.467
مثله اینکه خیلی خوب میدونی

00:38:33.467 --> 00:38:37.925
ببینم ، تو کدوم گوی شیشه‌ای نگاه کردی
و این رو فهمیدی؟

00:38:37.925 --> 00:38:41.425
چرا اصلاً از اون گوی شیشه‌ای‌ـت نمی‌پرسی
که «بیلی» کدوم گوریه؟

00:38:41.425 --> 00:38:44.841
کسی که 2 روزه گم شده

00:38:46.258 --> 00:38:47.425
از گوی‌ـت بپرس

00:38:47.425 --> 00:38:48.300
«بیخیال «آدری

00:38:48.300 --> 00:38:51.008
خودت که میدونی من گوی شیشه‌ای ندارم

00:38:52.467 --> 00:38:54.383
الانم خیلی دیره
منم خوابم گرفته

00:38:54.383 --> 00:38:58.634
کلی هم کار دارم قبل از اینکه برم بخوابم

00:38:58.634 --> 00:39:01.883
طفلک بیچاره

00:39:01.883 --> 00:39:05.133
بهت که گفتم با شوهرت اینطوری حرف نزن

00:39:05.133 --> 00:39:06.509
من که باهات خوب رفتار کردم

00:39:06.509 --> 00:39:08.759
همیشه این رو میگی که
چقدر با تو خوب بودم

00:39:08.759 --> 00:39:11.467
کی اهمیت میده؟

00:39:15.675 --> 00:39:17.342
چیه؟

00:39:17.342 --> 00:39:20.133
باید هر ساعت به ساعت ازت تشکر کنم

00:39:20.133 --> 00:39:22.383
و زانو بزنم و نازت رو بکشم؟

00:39:22.383 --> 00:39:25.800
آدری» ، از این مدل حرف زدنت خوشم نمیاد»

00:39:25.800 --> 00:39:28.091
«ببین «چارلی

00:39:28.091 --> 00:39:32.133
بیا اون چیزی که هست رو
قبول کنیم که تو تخم نداری

00:39:32.133 --> 00:39:35.008
برای همینه که عاشق‌ـه «بیلی» هستم

00:39:35.008 --> 00:39:37.675
برای همینه که به «بیلی» میدم

00:39:37.675 --> 00:39:40.008
«آدری»

00:39:40.008 --> 00:39:42.467
دیشب «بیلی» رو تو خواب دیدم

00:39:42.467 --> 00:39:45.675
داشت از دماغ و دهنش خون میومد

00:39:45.675 --> 00:39:48.717
و رویاها بعضی‌وقت‌ها خبر از واقعیت میدن

00:39:48.717 --> 00:39:50.467
«حالا من باید برم «چارلی

00:39:50.467 --> 00:39:53.634
ازت خواستم که باهام بیای
که ازم مراقبت کنی

00:39:53.634 --> 00:39:55.217
ولی تو خیلی آدم بی‌بخاری هستی

00:39:55.217 --> 00:39:57.966
تنها مراقبت‌ـت اینه که من از تو
مراقبت کنم

00:39:59.300 --> 00:40:00.634
...«و «تینا

00:40:00.634 --> 00:40:02.841
باید «تینا» رو هم پیدا کنم

00:40:02.841 --> 00:40:05.300
اون آخرین کسی بوده که «بیلی» رو دیده

00:40:05.300 --> 00:40:09.342
و منم نمی‌تونم تحمل کنم که
یه جا با اون بمونم

00:40:09.342 --> 00:40:12.925
تو قرار بود بهش زنگ بزنی
ولی هیچ‌وقت این‌کار رو نکردی

00:40:16.050 --> 00:40:19.091
«اینقدر از دست من عصبانی نباش «آدری

00:40:19.091 --> 00:40:21.091
میدونی که من همیشه برات خوبی می‌خوام

00:40:21.091 --> 00:40:22.550
جدّی؟

00:40:22.550 --> 00:40:25.717
خب پس اون مدارکی که
بهت دادم رو امضا کن

00:40:25.717 --> 00:40:27.175
«نمیدونم «آدری

00:40:27.175 --> 00:40:31.717
اون مدارک یه جای کارشون می‌لنگه

00:40:31.717 --> 00:40:35.008
هیچ‌کدوم‌شون رو امضا نمی‌کنم
تا وکیلم اونا رو ببینه

00:40:35.008 --> 00:40:37.425
فهمیدم

00:40:37.425 --> 00:40:40.841
«شاید باید اونا میدادم دست «پائول

00:40:40.841 --> 00:40:43.383
شاید بهتر باشه به «پائول» بگم
بیاد بهت یه سری بزنه

00:40:43.383 --> 00:40:46.258
اینطوری نکن «آدری» . اینطوری نباش

00:40:46.258 --> 00:40:48.759
من شوهر قانونی تو هستم
که باهم ازدواج کردیم

00:40:48.759 --> 00:40:50.717
من حقوقی دارم

00:40:50.717 --> 00:40:54.217
تو خودت بیخیال این حقوقت شدی

00:40:54.217 --> 00:40:55.634
چی؟

00:40:59.300 --> 00:41:03.008
داری میگی که قراردادمون رو لغو کردی؟

00:41:05.383 --> 00:41:08.133
قرارداد رو لغو کردی؟

00:41:08.133 --> 00:41:13.342
این‌کار رو انجام میدم
همین کار رو می‌کنم

00:41:18.634 --> 00:41:26.091
باشه «آدری» . باهات میام

00:41:26.091 --> 00:41:30.925
خیلی خوابم میاد ولی میام

00:41:30.925 --> 00:41:33.883
کجا باید بریم؟

00:41:33.883 --> 00:41:37.425
"میریم به "رُد هاوس
بهت که گفتم

00:41:37.425 --> 00:41:39.925
«آدری»

00:41:40.800 --> 00:41:44.133
باهات میام پس

00:41:44.133 --> 00:41:47.133
باید کُتم رو بپوشم

00:41:48.175 --> 00:41:50.467
می‌بینم که مالِ خودت رو از قبل آوردی

00:41:50.467 --> 00:41:52.425
آره خب . پس چی فکر کردی؟

00:41:52.425 --> 00:41:54.133
بهت که گفتم می‌خوایم بریم بیرون

00:41:54.133 --> 00:41:56.467
پس مشخص‌ـه که به کُتم نیاز دارم

00:41:56.467 --> 00:42:00.925
اون بیرون هزاران هزار مایل
«جنگل هست «آدری

00:42:00.925 --> 00:42:03.300
فکر می‌کنی قراره همینطوری
از خونه خارج بشیم؟

00:42:03.300 --> 00:42:07.966
همینطوری خوشحال و خندان بریم به
رُد هاوس" و بعدشم اون اونجاست؟"

00:42:07.966 --> 00:42:10.966
برو کُت‌ـت رو بپوش

00:42:10.966 --> 00:42:14.634
کونی

00:42:14.634 --> 00:42:16.175
یه لحظه وایسا

00:42:18.883 --> 00:42:22.966
«تینا»

00:42:22.966 --> 00:42:25.717
بذار الان بهش زنگ بزنم . باشه؟

00:42:25.717 --> 00:42:29.509
...میدونم بهش گفتم من تنهام ولی

00:42:29.509 --> 00:42:31.300
بذار ببینم اون چیزی میدونه یا نه

00:42:31.300 --> 00:42:35.050
اگر شوهرش اونجا باشه
...نمی‌تونه حرف بزنه ولی

00:42:35.050 --> 00:42:39.175
بذار ببینیم چی میشه . باشه؟

00:42:39.175 --> 00:42:41.966
خیلی‌خب ، بهش زنگ بزن
ببین چی میدونه

00:42:41.966 --> 00:42:45.175
احتمالاً اون آخرین کسی بوده
که «بیلی» رو دیده

00:42:45.175 --> 00:42:46.925
«ولی فکر می‌کنم «چاک
آدم مطمئنی باشه

00:42:46.925 --> 00:42:49.383
واسه همین نمی‌تونیم سر
هیچ چیزی روش حساب کنیم

00:42:52.175 --> 00:42:55.759
«چاک» به تو گفته بوده که «تینا»
آخرین کسی‌ـه که «بیلی» رو دیده؟

00:42:59.300 --> 00:43:00.717
آره

00:43:05.383 --> 00:43:09.592
میدونی که «چاک» هفته‌ی پیش وانت
بیلی» رو دزدیده؟»

00:43:09.592 --> 00:43:11.467
درباره‌ی چی حرف میزنی؟

00:43:11.467 --> 00:43:16.883
بیلی» از خونه‌اش اومد بیرون»
و دید «چاک» با وانتش داره میره

00:43:16.883 --> 00:43:18.883
و؟

00:43:18.883 --> 00:43:22.550
بعد «بیلی» به کلانتر زنگ زد

00:43:22.550 --> 00:43:24.050
و؟

00:43:24.050 --> 00:43:27.467
و اونا همون بعدازظهر وانت رو پیدا کردن

00:43:29.217 --> 00:43:31.258
خب ، بعدش چی شد؟

00:43:31.258 --> 00:43:34.050
«اونا زنگ زدن به «بیلی
و فکر کنم «بیلی» وانتش رو پس گرفت

00:43:34.050 --> 00:43:38.592
و شکایتی هم نکرد

00:43:38.592 --> 00:43:39.759
جدّی؟

00:43:43.258 --> 00:43:46.217
باشه

00:43:46.217 --> 00:43:48.050
به «تینا» زنگ بزن

00:44:12.342 --> 00:44:13.700
«خیلی خسته‌ام «آدری

00:44:15.800 --> 00:44:17.175
سلام

00:44:17.175 --> 00:44:19.050
بله «تینا» . «چارلی» هستم

00:44:19.050 --> 00:44:20.925
چطوری؟

00:44:25.800 --> 00:44:26.925
جدّی؟

00:44:26.925 --> 00:44:30.258
آره . میدونم

00:44:30.258 --> 00:44:33.175
شرمنده که دیر تماس گرفتم

00:44:33.175 --> 00:44:36.634
می‌خواستم یه چیزی
ازت بپرسم . باشه؟

00:44:41.509 --> 00:44:43.800
آره . «چاک» به من گفته بود که

00:44:43.800 --> 00:44:48.841
تو احتمالاً آخرین کسی هستی که
بیلی» رو دیده»

00:44:48.841 --> 00:44:49.841
واقعاً همینطوره؟

00:44:52.050 --> 00:44:53.509
چی؟

00:44:56.759 --> 00:44:58.050
آره . میدونم

00:45:01.425 --> 00:45:03.050
مطمئنی؟

00:45:07.634 --> 00:45:09.008
...ولی

00:45:10.133 --> 00:45:12.008
باشه

00:45:13.841 --> 00:45:15.300
آره

00:45:18.091 --> 00:45:19.383
«آره «تینا

00:45:22.175 --> 00:45:24.342
باشه

00:45:24.342 --> 00:45:25.966
چطوری فهمیدی...چی؟

00:45:28.300 --> 00:45:29.575
جدّی؟

00:45:34.509 --> 00:45:35.717
خدای من

00:45:38.008 --> 00:45:39.509
«ممنون «تینا

00:45:41.883 --> 00:45:43.550
عالیه

00:45:48.841 --> 00:45:51.425
به‌زودی باهات صحبت می‌کنم

00:45:51.425 --> 00:45:53.175
فردا پیگیرش میشم

00:45:57.675 --> 00:46:01.550
آره . دوباره شرمنده دیر تماس گرفتم

00:46:01.550 --> 00:46:04.925
باورم نمیشه که
داری این رو میگی

00:46:08.925 --> 00:46:10.217
نه . کاری نمی‌کنم

00:46:10.217 --> 00:46:11.759
زودباش

00:46:13.342 --> 00:46:14.883
قول میدم

00:46:18.717 --> 00:46:20.000
آره . منم همینطور

00:46:25.425 --> 00:46:26.717
خدافظ

00:46:49.717 --> 00:46:53.217
نمی‌خوای به من بگی چی گفت؟

00:47:00.091 --> 00:47:03.383
نمی‌خوای به من بگی چی گفت؟

00:47:06.925 --> 00:47:08.550
«چارلی»

00:47:37.759 --> 00:47:39.133
میدونم که دیگه کار نمی‌کنین

00:47:39.133 --> 00:47:41.759
ممنون

00:48:10.592 --> 00:48:15.925
<i>مختصات</i>

00:48:27.342 --> 00:48:37.800
مختصصات به‌علاوه‌ی 2

00:50:26.342 --> 00:50:28.467
آنجلا» کجاست؟»

00:50:28.467 --> 00:50:31.300
هیچی نمیدونم

00:50:31.300 --> 00:50:34.133
دیشب قرار بود بیاد

00:50:34.133 --> 00:50:37.133
اون‌موقع هم نیومده بود

00:50:37.133 --> 00:50:39.300
شاید با «کلارک»ـه

00:50:39.300 --> 00:50:41.300
کلارک»؟»

00:50:41.300 --> 00:50:42.050
آره

00:50:42.050 --> 00:50:44.634
این اواخر داشتن با همدیگه می‌چرخیدن

00:50:48.342 --> 00:50:51.925
جدّی؟ -
آره -

00:50:51.925 --> 00:50:53.634
به‌نظر غافلگیر شدی

00:50:53.634 --> 00:50:56.800
«آره . برای اینکه «کلارک» و «مری
رو با همدیگه اینجا دیدم

00:50:56.800 --> 00:50:58.050
حدود 2 شب قبل

00:51:01.217 --> 00:51:03.717
ازش متنفرم

00:51:03.717 --> 00:51:05.050
...خب

00:51:05.050 --> 00:51:07.491
آنجلا» هم ازش خیلی بدش میاد»

00:51:10.841 --> 00:51:13.759
داشتن چی‌کار می‌کردن؟ -
فکر کنم داشتن لب می‌گرفتن -

00:51:13.759 --> 00:51:18.550
یه رقص آروم و همینطوری
به هم نزدیک می‌شدن

00:51:18.550 --> 00:51:21.675
اونجا اون گوشه توی
دنیای خودشون بودن

00:51:21.675 --> 00:51:24.675
کلی آدم اونا رو دید

00:51:24.675 --> 00:51:28.883
آنجلا» دیوونه میشه وقتی»
این داستان رو بفهمه

00:51:28.883 --> 00:51:32.258
اون خیلی درباره‌ی «کلارک» جدّی‌ـه

00:51:32.258 --> 00:51:35.800
الان چند هفته‌ای میشه که با اونه

00:51:35.800 --> 00:51:38.883
حتی خواب اون یارو رو هم می‌بینه -
لعنتی -

00:51:38.883 --> 00:51:41.675
فکر می‌کنم «کلارک» داره اون رو
دور سرش می‌گردونه

00:51:44.759 --> 00:51:48.425
الانم دیگه دارو مصرف نمی‌کنه

00:51:50.467 --> 00:51:54.133
امیدوارم «کلارک» دیگه این رو خراب نکنه

00:51:54.133 --> 00:51:56.550
فکر نکنم بتونه راحت باهاش کنار بیاد

00:51:56.550 --> 00:51:58.717
خب ، آره

00:51:58.717 --> 00:52:01.425
یه‌جورایی روی لبه‌ست

00:52:01.425 --> 00:52:02.841
کی نیست؟

00:52:02.841 --> 00:52:05.467
مادرش رو اونطوری از دست بده

00:52:05.467 --> 00:52:07.717
لعنتی

00:52:07.717 --> 00:52:09.050
آره -
هی -

00:52:09.050 --> 00:52:11.592
من برای اینکه برسم اینجا تقریباً
داشتم کشته می‌شدم

00:52:11.592 --> 00:52:13.759
یه آدم احمق بی‌شعور داشتم تو
بزرگراه مثله گاو میومد سمت من

00:52:13.759 --> 00:52:15.133
و من رو از جاده انداخت بیرون

00:52:15.133 --> 00:52:17.425
تنها چیزی که دیدم 2تا چراغ جلوهاش بود
که داشتن مستقیم میومدن سمت من

00:52:17.425 --> 00:52:20.050
من از جاده افتادم بیرون
و زدم به یه درخت

00:52:20.050 --> 00:52:22.425
یه کشاورز اومد و من رو کشید بیرون

00:52:22.425 --> 00:52:24.592
پسر ، می‌تونستم اون حرومزاده‌ای که
این‌کار رو کرده رو بکشم

00:52:26.800 --> 00:52:28.217
یه آبجو می‌خوام
به‌نظر میاد تو هم می‌خوای

00:52:28.217 --> 00:52:29.841
یکی دیگه می‌خوای؟ -
آره . چرا که نه -

00:52:29.841 --> 00:52:32.258
خیلی‌خب ، الان برمیگردم

00:52:32.258 --> 00:52:33.091
«ممنون «تریک

00:52:33.091 --> 00:52:36.592
«اینطور که به‌نظر میاد «تریک
خوشحال‌ـه که زنده مونده

00:52:36.592 --> 00:52:38.133
آره واقعاً

00:52:38.133 --> 00:52:41.008
راستی مگه «تریک» تو حبس خانگی نیست؟

00:52:41.008 --> 00:52:44.258
نه . منظورم اینه که چرا
ولی دیگه تموم شده

00:52:46.925 --> 00:52:48.634
الان دیگه یه مرد آزاده

00:52:49.509 --> 00:52:52.925
یه مرده آزاد

00:53:01.700 --> 00:53:12.700
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:53:13.700 --> 00:53:24.700
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>