﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:31.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:36.280 --> 00:00:39.882
‫کنتس ِ اندوهگین

00:00:39.906 --> 00:00:41.906
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:44.343 --> 00:00:46.439
‫رمزو رازی باقی نمونده

00:00:46.826 --> 00:00:48.115
‫دیگه نه

00:00:49.017 --> 00:00:51.959
‫نه جن و پریِ قصه ای ، نه افسانه ای

00:00:52.353 --> 00:00:54.639
‫غول ها محو شدن

00:00:55.259 --> 00:00:57.025
‫اژدها نابود شده

00:00:57.720 --> 00:01:01.119
‫علم راهی برای از بین
‫بردن اونا پیدا کرده

00:01:01.493 --> 00:01:04.583
‫ منطق انسان به قوه ی تخیلش غلبه کرده

00:01:06.803 --> 00:01:10.339
‫فقط یه محدوده مونده که هنوز انسان کشف نکرده

00:01:10.450 --> 00:01:14.219
‫تنها جایی که هنوز اژدها آزادانه پرسه میزنه

00:01:14.243 --> 00:01:17.883
‫مغز انسان تنها
‫سرزمینیه که هنوز ناشناخته است

00:01:53.203 --> 00:01:55.463
‫بذار کمکت کنم

00:01:55.963 --> 00:02:00.603
‫-چی شد؟ - ولم کن - آروم باش -به من دست نزن

00:02:49.323 --> 00:02:50.763
‫صبح بخیر

00:03:20.723 --> 00:03:23.579
‫کنتس سوفیا ناداژدی

00:03:23.603 --> 00:03:27.526
‫شصت و سه ساله ، بیوه ،
‫با یک کنت مجارستانی ازدواج کرده بود

00:03:27.551 --> 00:03:31.123
‫اینطوری صاحب عنوان کنتس شده بود
‫، همینطور زیورآلاتش!

00:03:34.523 --> 00:03:36.203
‫خدمتکار هتل 'خانم رایس'

00:03:38.483 --> 00:03:40.923
‫- کی پیداش کرد؟
‫- ندیمه اش

00:03:43.677 --> 00:03:45.006
‫هنوز تو شوکه

00:03:50.683 --> 00:03:53.779
‫- چند وقته که کنتس اینجا اقامت داشته؟
‫- یک ماه

00:03:53.803 --> 00:03:56.303
‫چرا اومده بود وین؟

00:03:56.327 --> 00:03:57.727
‫آقایون

00:03:59.750 --> 00:04:01.310
‫دکتر "یگر"

00:04:08.409 --> 00:04:12.219
‫شاید حادثه بوده ، افتاده و سرش ضربه دیده؟

00:04:12.244 --> 00:04:14.104
‫هیچ اثری از خونریزی نیست

00:04:17.088 --> 00:04:21.409
‫- ممکنه کسی زیر آب خفه اش کرده باشه؟
‫- اثری از کبودی و درگیری روی بدنش نیست

00:04:21.483 --> 00:04:23.723
‫بیشتر شبیه به خودکشی هست

00:04:44.748 --> 00:04:46.748
‫هدیه ای که هیچ وقت اهدا نشد

00:04:48.523 --> 00:04:52.059
‫اینجا یه نسخه ی پزشکی هست ، افیون ( تریاک)

00:04:52.083 --> 00:04:55.143
‫درمان رایج مالیخولیا

00:04:57.003 --> 00:04:59.563
‫پس اون به خاطر بیماریش توی وین بوده؟

00:05:01.923 --> 00:05:04.723
‫معالِجِش چه کسی بوده؟

00:05:19.283 --> 00:05:21.643
‫میخواین توصیفش کنم؟

00:05:23.948 --> 00:05:26.259
‫نمی دونم می تونم یا نه دکتر

00:05:26.283 --> 00:05:31.099
‫تمایلات جنسی بخشی طبیعی از
‫هویت هر انسانه، خانم هوبر

00:05:31.123 --> 00:05:35.059
‫اما فکرای قشنگی نیستن

00:05:35.186 --> 00:05:40.099
‫فانتزی ها خیلی ساده بخشی
‫از تمایل جنسی هستن

00:05:40.245 --> 00:05:44.339
‫فکر کردن بهشون و لذت بردن ازشون به این معنی
‫نیست که شما آدم فاسدی هستین ، یا موجودی شرورید

00:05:44.498 --> 00:05:47.699
‫حتی لزوماً به این معنی نیست که می
‫خواید این اتفاقات واقعا براتون بیفته

00:05:47.723 --> 00:05:53.503
‫فقط بخشی از
‫فرآیند برانگیختگی هستن

00:05:58.080 --> 00:06:01.243
‫- خانم لیبرمن
‫- بازرس راینهارت

00:06:04.763 --> 00:06:07.339
‫اومدم برادرتون رو ببینم

00:06:07.363 --> 00:06:09.763
‫الان یه بیمار پیشش هست

00:06:11.523 --> 00:06:13.843
‫مطمئن نیستم الان وقت مناسبی باشه

00:06:18.283 --> 00:06:20.323
‫اوه ببخشید

00:06:21.883 --> 00:06:24.763
‫- پس جلسه بعدیمون یه هفته دیگه
‫- بهتره بریم

00:06:26.803 --> 00:06:28.223
‫خانم لیبرمن

00:06:34.323 --> 00:06:36.923
‫نمیدونم چرا اینو میگم اما

00:06:36.947 --> 00:06:39.347
‫از دیدنت خوشحالم اسکار

00:06:40.563 --> 00:06:42.043
‫مکس

00:06:43.243 --> 00:06:44.883
‫لطفا بفرمایید داخل.

00:06:53.283 --> 00:06:55.383
‫ظاهرا این چند وقته سرت شلوغ بوده

00:06:55.407 --> 00:06:56.859
‫تمرین خصوصی، تازه شروع کردم.

00:06:56.883 --> 00:06:59.979
‫هنوز دو روز از هفته توی بیمارستان کار میکنم

00:07:00.003 --> 00:07:02.739
‫گرونر هنوز کاملا از شر من خلاص نشده

00:07:02.763 --> 00:07:06.623
‫علت اومدنت یه پرونده است ، درسته؟

00:07:07.123 --> 00:07:09.819
‫آره

00:07:09.843 --> 00:07:11.763
‫اما این بار به صورت رسمی اومدم

00:07:12.843 --> 00:07:16.219
‫کنتس سوفیا ناداژدی،
‫یکی از بیمارات

00:07:16.243 --> 00:07:19.059
‫سه روز پیش با تو قرار ملاقات داشته

00:07:21.427 --> 00:07:23.827
‫متاسفانه نمی تونم چیزی
‫راجع به این موضوع بهت بگم

00:07:25.163 --> 00:07:27.623
‫اون مرده ، مکس

00:07:27.923 --> 00:07:30.363
‫صبح امروز جسدش پیدا شده

00:07:30.563 --> 00:07:33.979
‫در حالی که توی وان حمومش غرق
‫شده بود ، توی سوییتش در هتل امپریال

00:07:34.003 --> 00:07:35.583
‫خودکشی به نظر میرسه

00:07:47.043 --> 00:07:48.763
‫درک میکنم

00:07:48.963 --> 00:07:51.083
‫خبر خوشایندی نیست

00:07:55.283 --> 00:07:57.703
‫چیزی هست که بتونی در مورد اون بگی؟

00:08:00.903 --> 00:08:02.363
‫محرمانه است.

00:08:06.643 --> 00:08:08.103
‫خب

00:08:08.327 --> 00:08:10.927
‫پس دیگه چیزی برای گفتن نمیمونه

00:08:12.723 --> 00:08:16.659
‫می تونم از صحنه جرم بازدید کنم؟
‫جایی که مُرده

00:08:16.683 --> 00:08:20.579
‫پلیس در حال بررسی موضوعه
‫تحقیقات پلیس هم محرمانه است

00:08:20.603 --> 00:08:24.283
‫من باید بدونم چه اتفاقی افتاده

00:08:24.883 --> 00:08:26.859
‫انتظار داری در مورد پرونده بهت اطلاعات بدم

00:08:26.883 --> 00:08:29.703
‫اما خودت حاضر نیستی در ازاش چیزی بگی

00:08:57.323 --> 00:09:01.379
‫فرضیه اینه که
‫ زنی از مالیخولیا رنج میبره

00:09:01.403 --> 00:09:04.043
‫به امید آخرین راه درمان
‫به وین سفر می کنه

00:09:05.483 --> 00:09:09.083
‫به دکتر مراجعه می کنه
‫اما دکتر هم نمی تونه کمکی بهش کنه

00:09:11.163 --> 00:09:13.379
‫و تصمیم میگیره به زندگی خودش خاتمه بده

00:09:13.403 --> 00:09:16.123
‫وان رو پر از آب میکنه و خودش رو میکشه

00:09:19.003 --> 00:09:21.303
‫این چیزیه که تو گزارش پلیس اومده ؟

00:09:21.327 --> 00:09:22.679
‫شاید

00:09:23.603 --> 00:09:25.143
‫شاید هم نه

00:09:33.043 --> 00:09:37.563
‫به نظر من ، خیلی یهویی و غیرمنتظره
‫تصمیم به دست کشیدن از زندگیش گرفته

00:09:40.083 --> 00:09:43.683
‫معموله که برای کسی هدیه بخری وقتی
‫میخوای خودکشی کنی و براش نفرستی ؟

00:09:47.003 --> 00:09:49.083
‫آره ، استاد خوبی داشتم

00:09:51.163 --> 00:09:53.443
‫باور ندارم که خودشو کشته باشه

00:09:54.803 --> 00:09:57.979
‫خیلی چیزا هست که با خودکشی مطابقت نداره

00:09:58.003 --> 00:10:00.203
‫تو میتونی بهم کمک کنی که بهتر بشناسمش

00:10:01.723 --> 00:10:04.259
‫خواهش میکنم مکس

00:10:04.283 --> 00:10:06.723
‫گفتم که اسکار

00:10:06.823 --> 00:10:09.483
‫چیزی که تو دفتر من بین من
‫و بیمار میگذره محرمانه هست

00:10:11.163 --> 00:10:13.803
‫- مکس
‫- تو که وین رو میشناسی

00:10:14.403 --> 00:10:17.019
‫آبرو و شهرت همه چیزِ یه آدمه

00:10:17.043 --> 00:10:19.739
‫مراجعه به روانکاو خودش
‫دلیلیه برای درست کردن شایعه

00:10:19.763 --> 00:10:22.379
‫بیخیال مکس ، اون مُرده

00:10:22.403 --> 00:10:25.179
‫وفاداری بهش معنی نداره

00:10:25.203 --> 00:10:27.819
‫شُهرتِ تو همین الان هم در خطره

00:10:27.843 --> 00:10:30.223
‫من نمیتونم به اعتمادش خیانت کنم

00:10:32.363 --> 00:10:34.283
‫حتی وَرای قبر

00:10:36.243 --> 00:10:37.979
‫برای دفترت

00:10:38.003 --> 00:10:40.163
‫نیاز مبرم به یه پرده داری

00:10:41.443 --> 00:10:44.399
‫- مامان، نیازی نبود این کار رو کنی
‫نمیشه که اون همه بیمار پولدار

00:10:44.423 --> 00:10:46.603
‫از توی خیابون پاییده بشن

00:10:46.627 --> 00:10:48.979
‫تعداد بیمارام زیاد نیست هنوز

00:10:49.003 --> 00:10:52.463
‫صبر کن بیمارها هجوم
‫خواهند اورد، این حرفم رو یادت بمونه

00:10:52.563 --> 00:10:54.043
‫چی شده؟

00:10:55.163 --> 00:10:58.423
‫- یه بیمار رو از دست دادم
‫- منظورت چیه که از دستش دادی؟

00:11:01.803 --> 00:11:03.203
‫مُرده

00:11:04.523 --> 00:11:06.783
‫صبح امروز فوت کرد

00:11:07.602 --> 00:11:10.259
‫توی سوییت هتلش غرق شده

00:11:10.283 --> 00:11:14.379
‫اوه مکس ، چه وحشتناک

00:11:14.403 --> 00:11:17.083
‫احتمال میدن خودکشی باشه،
‫هنوز مطمئن نیستن

00:11:20.803 --> 00:11:24.223
‫من فقط چند ساعت توی یک
‫اتاق باهاشون میشینم

00:11:24.523 --> 00:11:27.603
‫گمون میکنم که همه چیو میدونم ، اما

00:11:29.003 --> 00:11:31.743
‫حس میکنم مثل یه کورم که توی تاریکی میچرخم

00:11:33.403 --> 00:11:35.739
‫راستش مامان، خودم هم نمیدونم
‫وارد چه ماجرایی شدم و چه نقشی داشتم

00:11:35.763 --> 00:11:38.323
‫تو نباید خودتو سرزنش کنی

00:11:40.083 --> 00:11:41.703
‫مکس، چیه؟

00:11:43.003 --> 00:11:46.603
‫قبل از اینکه پیش من بیاد
‫گرونر دکترش بود

00:11:48.083 --> 00:11:50.683
‫بهش توصیه کردم قرصایی
‫که گرونر تجویز کرده رو نخوره

00:11:52.403 --> 00:11:55.419
‫چند روز بعدش اون مُرد

00:11:55.443 --> 00:11:57.539
‫الان باید متوجه شده باشی
‫که قضیه چطور به نظر میرسه

00:11:57.563 --> 00:12:00.843
‫میبینم که جمعتون جَمعه

00:12:01.043 --> 00:12:03.059
‫چی شده؟ چه خبره؟

00:12:03.083 --> 00:12:05.009
‫داریم سعی میکنیم روشنایی
‫دفترش رو دلپذیرتر کنیم

00:12:05.034 --> 00:12:06.989
‫اجاره بهای اونجا اخاذیه

00:12:07.014 --> 00:12:09.792
‫امیدوارم اندکی عایدی از سرمایه گذاریم
‫داشته باشم

00:12:09.817 --> 00:12:12.378
‫کسب و کار جدیدت
‫کلی برام هزینه داشت

00:12:12.403 --> 00:12:14.443
‫شاید بهتره که کامل سرمایتون رو پس بخواید

00:12:19.243 --> 00:12:21.379
‫داشتم مزاح میکردم

00:12:21.403 --> 00:12:23.523
‫چشه؟

00:12:27.203 --> 00:12:29.099
‫7 سپتامبر

00:12:29.123 --> 00:12:32.619
‫کنتس سوفیا ناداژدی. جلسه معارفه

00:12:32.643 --> 00:12:36.819
‫قبلا چند بار با گرونر ملاقات کرده بود ،
‫و موافقت کرد که بیمار من بشه

00:12:36.843 --> 00:12:40.299
‫گرونر برای درمان مالیخولیا و افسردگی
‫افیون ( شربت تریاک) تجویز کرده بود.

00:12:40.323 --> 00:12:42.219
‫من به بیمار توصیه کردم مصرف نکنه

00:12:42.243 --> 00:12:44.739
‫علمِ بی اعتبار

00:12:44.763 --> 00:12:46.539
‫اسمی نیست که بهش اطلاق میکنن؟

00:12:46.563 --> 00:12:50.179
‫- شما به روانکاوی اعتماد ندارید؟
‫- شک دارم.

00:12:50.203 --> 00:12:53.379
‫با این حال شما نیمی از شهر رو پیمودی
‫تا با من ملاقات کنی، کنتس.

00:12:53.403 --> 00:12:54.683
‫احسنت

00:12:54.707 --> 00:12:58.007
‫اگر فکر می کنید روش های من بی اعتباره

00:12:58.083 --> 00:13:00.443
‫ پس چرا قبول کردید که بیاید؟

00:13:02.603 --> 00:13:07.099
‫راستش رو بگو، مردم خیلی
‫راحت از شما بدشون میاد ، دکتر ؟

00:13:07.123 --> 00:13:09.139
‫- لیبرمن - لیبرمن

00:13:09.163 --> 00:13:11.699
‫12 سپتامبر

00:13:11.723 --> 00:13:16.059
‫حلقه تو انگشتت نیست
‫هنوز ازدواج نکردی پس

00:13:16.083 --> 00:13:18.699
‫من بیمار نیستم، کنتس

00:13:18.723 --> 00:13:21.179
‫ما فقط دو نفریم که داریم حرف میزنیم

00:13:21.203 --> 00:13:24.243
‫مکالمه هم باید دو سویه باشه

00:13:24.843 --> 00:13:28.099
‫- متأهل نیستم
‫- موفق، متخصص

00:13:28.123 --> 00:13:32.539
‫آینده ی روشنی داری ، پس کدوم ویژگیت برای
‫زنا غیر قابل تحمله؟

00:13:32.563 --> 00:13:36.003
‫روش بازجوییت

00:13:37.963 --> 00:13:40.539
‫یا شاید هم بوی ادکلنت؟

00:13:40.563 --> 00:13:43.219
‫من دشمن شما نیستم، کنتس.

00:13:43.243 --> 00:13:45.619
‫برای این ملاقات
‫مبلغ قابل توجهی پرداختید

00:13:45.643 --> 00:13:48.083
‫و با این حال داریم راحت وقتمون رو هدر میدیم

00:13:50.043 --> 00:13:54.379
‫یه دختر هست ، دختر بچه

00:13:54.403 --> 00:13:57.423
‫باید داستان اون رو براتون تعریف کنم.

00:13:57.723 --> 00:14:00.483
‫- دختر؟
‫- بلانکا

00:14:01.883 --> 00:14:04.723
‫اسمش همین بود بلانکا مار.

00:14:06.843 --> 00:14:08.323
‫رنگ پریده.

00:14:11.003 --> 00:14:13.263
‫با چشمای آبی

00:14:13.763 --> 00:14:15.603
‫درباره بلانکا به من بگو.

00:14:20.803 --> 00:14:22.443
‫امروز نه

00:14:23.963 --> 00:14:25.643
‫شاید

00:14:26.167 --> 00:14:27.767
‫هیچوقت

00:14:44.123 --> 00:14:45.603
‫لیبرمن

00:14:46.683 --> 00:14:48.163
‫ممنون

00:14:48.363 --> 00:14:51.123
‫بات صحبت دارم ، اگه بشه

00:14:56.403 --> 00:15:00.083
‫نوشته تو اون رو به عنوان یک
‫بیمار توی مطب تمرینیِ خودت تویِ شهر میدیدی

00:15:03.443 --> 00:15:06.863
‫- متاسفانه نظری ندارم پروفسور
‫- زنه مرده

00:15:06.963 --> 00:15:08.779
‫برای من ادا در نیار لیبرمن.

00:15:08.803 --> 00:15:11.259
‫-تو مجبورش کردی معالجه ی من رو ترک کنه.
‫- من مجبورش نکردم

00:15:11.283 --> 00:15:14.139
‫- تو با روش های شنیع خودت
‫سعی به درمانش کردی - پروفسور

00:15:14.163 --> 00:15:16.903
‫که منتهی شد به خودکشیش

00:15:17.203 --> 00:15:20.419
‫اینبار نمیتونی قسر در بری
‫، نه مثل سری قبل

00:15:20.443 --> 00:15:24.243
‫این بار کارت به کمیته انضباطی میکشه

00:15:24.643 --> 00:15:28.179
‫وقتی کارم باهات تموم شد ،
‫دیگه نمیتونی توی وین تمرین کنی

00:15:28.203 --> 00:15:31.003
‫مجبور میشی برگردی انگلیس

00:15:45.043 --> 00:15:47.579
‫اومدی آبروتو حفظ کنی؟

00:15:47.603 --> 00:15:51.459
‫- کی اسم منو به روزنامه ها داده؟
‫- اون یه کنتس بود مکس

00:15:51.483 --> 00:15:53.739
‫هتل پر از خبرنگاراست

00:15:53.763 --> 00:15:56.143
‫اونا برای بدست اوردن
‫کوچکترین خبرها هم پول میدن

00:15:57.883 --> 00:15:59.643
‫الان سوال اینه که

00:15:59.667 --> 00:16:02.467
‫- تو درباره اش میخوای چیکار کنی؟
‫- اسکار

00:16:08.883 --> 00:16:11.703
‫هر دوی ما باید بدونیم که اون چطور مُرد.

00:16:11.803 --> 00:16:13.859
‫من چون باید یک جنایت رو حل کنم

00:16:13.883 --> 00:16:17.703
‫تو چون باید شغلت رو
‫نجات بدی ، بنابراین

00:16:18.003 --> 00:16:20.899
‫اگر می خوای
‫اطلاعاتی رو به اشتراک بذاری

00:16:20.923 --> 00:16:23.083
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

00:16:26.323 --> 00:16:28.819
‫این بازجویی ها دقیقاً برای چیه؟

00:16:28.843 --> 00:16:31.059
‫روزنامه ها نوشتن که خودکشی بوده

00:16:31.083 --> 00:16:33.923
‫فقط جمع آوری تمام
‫شواهد، آقای مدیر.

00:16:43.143 --> 00:16:44.723
‫چی گفت؟

00:16:44.747 --> 00:16:46.499
‫فکر کنم اون گفت

00:16:46.523 --> 00:16:49.823
‫شیطان اینجا تردد داره

00:16:49.923 --> 00:16:52.203
‫ "با چهره ی یه زن"

00:17:01.523 --> 00:17:03.963
‫تو همونی هستی که بقیه راجع بهش صحبت میکنن

00:17:05.523 --> 00:17:08.223
‫اونی که اسمش تو روزنامه هاست

00:17:08.347 --> 00:17:10.147
‫پیرو مکتب فروید

00:17:14.116 --> 00:17:15.311
‫ممنون آقای مدیر

00:17:22.050 --> 00:17:25.019
‫اون به شدت رنج می برد ، از مالیخولیا

00:17:25.043 --> 00:17:28.219
‫آیا سابقه داشت که به خودش آسیب بزنه ؟

00:17:28.243 --> 00:17:30.859
‫دارو تجویز شده بود براش

00:17:30.883 --> 00:17:32.819
‫اما مصرفشون رو قطع کرد

00:17:32.843 --> 00:17:34.899
‫به توصیه دکترش

00:17:34.923 --> 00:17:37.883
‫توصیه شما، دکتر لیبرمن

00:17:42.243 --> 00:17:45.339
‫بیشتر شب ها صدای گریه اون رو
‫از اتاقش میشنیدم ، قربان

00:17:45.363 --> 00:17:51.099
‫ناله میکرد، انگار عذاب می کشید ، هر از گاهی
‫خشمش از سر درماندگی رو اینطور بروز میداد

00:17:51.123 --> 00:17:55.123
‫ظرفا رو شکست و با عصبانیت
‫از سالن رقص رفت بیرون

00:17:57.283 --> 00:18:00.779
‫خب تو پسر خدمتکار

00:18:00.803 --> 00:18:02.403
‫والتر، قربان

00:18:02.427 --> 00:18:03.679
‫والتر

00:18:04.403 --> 00:18:06.803
‫چیزی هس که به ما بگی؟

00:18:09.923 --> 00:18:11.379
‫خب؟

00:18:11.403 --> 00:18:16.699
‫راستش، آره قربان، فکر می کنم
‫آخرین کسی بودم که کنتس رو دید

00:18:16.723 --> 00:18:19.543
‫داشتم وظایفم رو انجام
‫میدادم ، آقا، طبقه بالا

00:18:19.843 --> 00:18:21.363
‫و؟

00:18:21.563 --> 00:18:25.423
‫پوست صورتش کامل شُل شده بود

00:18:25.723 --> 00:18:29.819
‫- منظورت اینه طوری بود که
‫انگار داشت گریه میکرد ؟ - نه

00:18:29.843 --> 00:18:32.643
‫انگار پوستش از مومی ساخته شده بود

00:18:33.043 --> 00:18:35.123
‫که داشت ذوب میشد

00:18:37.363 --> 00:18:38.803
‫ذوب شده؟

00:18:38.927 --> 00:18:41.227
‫طبق ادعای یکی از شهود

00:18:42.443 --> 00:18:45.059
‫انگار پوستش روی صورتش می لغزیده

00:18:45.083 --> 00:18:47.379
‫ما میخوایم که
‫کالبدشکافی کامل رو انجام بدید

00:18:47.403 --> 00:18:49.419
‫دکتر لیبرمن، منظورت از "ما" کیه؟

00:18:49.443 --> 00:18:53.483
‫با ارفاق ترین توصیفی که از
‫اعتبار شما میشه کرد اینه که لکه دار شده

00:18:53.683 --> 00:18:57.163
‫لطفاً چیزی که خواست رو انجام بدید
‫متشکرم.

00:19:10.923 --> 00:19:12.979
‫می خواستید من رو ببینید قربان؟

00:19:13.003 --> 00:19:15.863
‫تو هم جزو کارکنانی
‫بودی که ازشون بازجویی شد ؟

00:19:16.363 --> 00:19:17.843
‫و؟

00:19:18.067 --> 00:19:20.667
‫و چیزی که میدونستم رو بهشون گفتم قربان

00:19:20.843 --> 00:19:22.939
‫- بهشون گفتم دیدمش
‫- لعنت، والتر

00:19:22.963 --> 00:19:26.739
‫- چیز دیگه ای بهشون نگفتم قربان
‫- می دونی مردم چرا میان اینجا؟

00:19:26.763 --> 00:19:29.603
‫میدونی چرا انتخاب میکنن که پیش ما بمونن؟

00:19:30.203 --> 00:19:32.483
‫چون ما رازدار هستیم.

00:19:35.403 --> 00:19:37.623
‫همه ی آدما رازهایی دارن

00:19:37.723 --> 00:19:40.183
‫وظیفه ما حفظ اونهاست

00:19:44.923 --> 00:19:47.763
‫هر چیزی که مشتریای ما بخوان ما انجام میدیم

00:19:47.963 --> 00:19:50.939
‫هتل امپریال معروف به اینه

00:19:50.963 --> 00:19:52.183
‫بله قربان.

00:20:41.343 --> 00:20:42.863
‫استریکنین؟ (سمی بسیار قوی به عنوان آفت‌کش، به‌خصوص برای
‫کشتن مهره‌داران کوچک مانند پرندگان و جوندگان استفاده می‌شود)

00:20:42.887 --> 00:20:46.687
‫باعث ایجاد تشنج در عضلات میشه ،
‫به ویژه صورت

00:20:48.083 --> 00:20:51.683
‫- مسموم شده بود؟
‫- قبل از اینکه بره زیر آب مرده بود

00:20:51.883 --> 00:20:54.543
‫- ممنون دکتر یگر - خواهش میکنم

00:20:57.643 --> 00:21:00.463
‫هیچ نشانه ی آشکاری از سم
‫تو اتاقش وجود نداشت.

00:21:00.763 --> 00:21:03.003
‫بعیده که خودش رو مسموم کرده باشه

00:21:05.523 --> 00:21:08.303
‫ گذشته از همه اینا شاید
‫با یه پرونده ی قتل مواجهیم

00:21:10.083 --> 00:21:11.659
‫دست از لبخند زدن بردار

00:21:11.683 --> 00:21:14.099
‫لبخند نیست ، راحت تر شدن خیاله

00:21:14.123 --> 00:21:16.823
‫بی گناهیت هنوز ثابت نشده

00:21:16.847 --> 00:21:17.999
‫میدونم.

00:21:18.023 --> 00:21:20.343
‫اون هنوزم مُرده، مکس.

00:21:39.323 --> 00:21:40.483
‫مکس

00:21:42.483 --> 00:21:43.623
‫کلارا

00:21:50.963 --> 00:21:54.419
‫- حالت چطوره؟ همه چی مرتبه؟
‫- انتظار نداشتم ببینمت.

00:21:54.443 --> 00:21:57.163
‫آقای کورنگولد رو می شناسی؟ یوناس.

00:21:57.563 --> 00:22:00.499
‫- بله بله ، البته - مکس

00:22:00.523 --> 00:22:04.019
‫- اسمتو تو روزنامه دیدم
‫- آه

00:22:04.043 --> 00:22:07.459
‫آره، دیده شدن با من این روزا خیلی مد نیست

00:22:07.483 --> 00:22:10.123
‫هنوزم توی همه جبهه ها
‫برای اهدافت در حال نبردی

00:22:10.147 --> 00:22:12.147
‫تغییر نکردی

00:22:18.203 --> 00:22:21.179
‫لایقِ بدتر از ایناست ، بعد
‫از اون رفتاری که با تو داشت

00:22:21.203 --> 00:22:22.443
‫اینو نگو، یوناس.

00:22:24.696 --> 00:22:25.923
‫دکتر لیبرمن؟

00:22:29.843 --> 00:22:31.663
‫اسمت رو نگفتی

00:22:37.003 --> 00:22:38.939
‫میخوای اسمت رو بگی؟

00:22:39.157 --> 00:22:42.139
‫یانیک، قربان ، نایباور

00:22:42.163 --> 00:22:44.403
‫یانیک بشین لطفا

00:22:45.137 --> 00:22:46.176
‫خب

00:22:48.683 --> 00:22:50.939
‫چه کمکی میتونم بهت کنم؟

00:22:50.963 --> 00:22:53.003
‫من یه چیز با ارزش دارم

00:22:54.523 --> 00:22:57.203
‫- چیزی که مال اونه ، اون؟

00:22:57.457 --> 00:22:58.567
‫خانمه

00:22:58.803 --> 00:23:00.803
‫همونی که تو هتل مُرد

00:23:07.283 --> 00:23:10.043
‫گفت که من استحقاقش رو دارم قربان.

00:23:12.003 --> 00:23:14.223
‫بعد از همه کارایی که براش کردم

00:23:16.043 --> 00:23:18.539
‫مرتب کردن ، حمل کردن، پادویی

00:23:18.563 --> 00:23:20.963
‫متوجهم ، بهت هدیه داده

00:23:21.163 --> 00:23:23.623
‫از تو خوشش میومده ، تو کمکش میکردی

00:23:25.003 --> 00:23:29.043
‫- و نمیخواستی که به دزدی متهم بشی
‫- نه قربان، نمیخوام

00:23:29.843 --> 00:23:32.099
‫و فکر کردی که من میتونم کمکت کنم؟

00:23:32.123 --> 00:23:35.979
‫فکر کردم شما می تونید بگید
‫این رو اینجا جا گذاشته

00:23:36.003 --> 00:23:40.223
‫یا ازش افتاده ، یادم اومد که
‫قبلا یه بار اومده بود اینجا.

00:23:40.523 --> 00:23:43.363
‫آدرس شما رو که به
‫راننده داده بود یادم بود

00:23:43.563 --> 00:23:45.259
‫بله، خوب.

00:23:45.283 --> 00:23:48.723
‫باشه، میدمش به پلیس
‫میذارمش کنار مدارک دیگه

00:23:53.883 --> 00:23:56.183
‫یانیک چی شده؟

00:23:56.283 --> 00:23:58.903
‫چیز دیگه ای هم هست ، اینطور نیست؟

00:23:59.203 --> 00:24:01.463
‫دیگه چی میخواستی بهم بگی؟

00:24:04.763 --> 00:24:08.643
‫می تونستی این رو دوباره بذاری تو اتاقش
‫، لازم نبود به دیدن من بیای

00:24:10.363 --> 00:24:13.003
‫تو یه مدت زمانی رو همراهش بودی؟

00:24:13.203 --> 00:24:15.983
‫یه هدیه ی دیگه هم برای یکی گرفته بود

00:24:16.107 --> 00:24:18.607
‫یک جعبه سیگار نقره ای.

00:24:20.043 --> 00:24:22.083
‫میدونی برای کی بوده؟

00:24:25.083 --> 00:24:26.943
‫معشوقی داشت؟

00:24:42.203 --> 00:24:45.219
‫اسکار راینهارت،
‫پلیس لئوپولدشتات.

00:24:45.243 --> 00:24:47.619
‫ما به دنبال اکتاو هاوکه هستیم.

00:24:47.643 --> 00:24:49.603
‫پیداش کردید، آقایون.

00:24:57.043 --> 00:25:00.083
‫چه مدته که تو این هتل اقامت دارید؟

00:25:03.403 --> 00:25:05.579
‫یک ماه.

00:25:05.603 --> 00:25:08.223
‫قصد دارم این فصل رو اینجا بمونم

00:25:10.083 --> 00:25:12.583
‫خانمی که مُرد رو میشناختید؟

00:25:12.683 --> 00:25:14.203
‫آره.

00:25:14.803 --> 00:25:17.103
‫هر از گاهی با هم غذا میخوردیم

00:25:23.683 --> 00:25:25.083
‫غم انگیزه

00:25:25.107 --> 00:25:26.259
‫هوم

00:25:26.283 --> 00:25:28.943
‫این هدیه برای شماست

00:25:30.203 --> 00:25:32.263
‫از طرف کنتس

00:25:35.923 --> 00:25:38.323
‫اسم من روش هک نشده، بازرس.

00:25:39.603 --> 00:25:42.979
‫یکی از کارکنان هتل گفت که
‫شما رو میدیده که اغلب با کنتس هستید

00:25:43.003 --> 00:25:45.663
‫ما زیاد با هم وقت میگذروندیم، بله.

00:25:46.063 --> 00:25:47.739
‫با هم صمیمی شدیم.

00:25:47.763 --> 00:25:50.299
‫با زنی که هم سن مادرت بود؟

00:25:50.323 --> 00:25:53.803
‫هیچ قانونی برای منع آشنایی
‫دو نفر وجود نداره.

00:25:56.163 --> 00:25:59.603
‫شبی که فوت کرد باهاش بودی؟

00:26:00.203 --> 00:26:02.379
‫سر یه میز بودیم، بله.

00:26:02.625 --> 00:26:05.043
‫تنها از سالن غذاخوری رفت بیرون

00:26:05.243 --> 00:26:07.979
‫اون شب خصوصا ناراحت به نظر میرسید؟

00:26:08.003 --> 00:26:10.403
‫نه به طور خاص، نه

00:26:10.914 --> 00:26:13.527
‫اون مستعد حملات مالیخولیایی بود.

00:26:14.156 --> 00:26:16.303
‫مرگش به نظر میاد شما رو حسابی رنجونده

00:26:16.427 --> 00:26:18.027
‫ببخشید؟

00:26:20.043 --> 00:26:23.503
‫هر کس روش خودش رو برای سوگواری داره

00:26:24.203 --> 00:26:27.203
‫حالا اگه امکانش هست ، آقایون؟

00:26:27.403 --> 00:26:30.003
‫دارم برای ناهار آماده میشم

00:26:30.603 --> 00:26:32.303
‫تو یه اوهلان ( سواره نظام ِنیزه دار) هستی

00:26:32.327 --> 00:26:34.827
‫از ماموریتم استعفا دادم

00:26:37.703 --> 00:26:40.699
‫بعدش تصمیم گرفتید که یه
‫تعطیلات کوچیک داشته باشید

00:26:40.723 --> 00:26:44.203
‫توی یه هتل پر از زنای بیوه

00:26:44.803 --> 00:26:48.163
‫خیلی ممنون که بهم سر زدید، آقایون

00:26:54.283 --> 00:26:55.763
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

00:26:57.443 --> 00:26:59.123
‫صبح بخیر، راینهارت.

00:27:04.443 --> 00:27:06.499
‫اوه ببخشید.

00:27:06.523 --> 00:27:08.579
‫نمیدونستم که دارید نظافت میکنید

00:27:08.603 --> 00:27:10.663
‫خانم لیندر هستم

00:27:10.763 --> 00:27:13.403
‫- چی؟
‫- من آرشیودار جدید هستم.

00:27:14.803 --> 00:27:15.843
‫اوه

00:27:18.003 --> 00:27:21.083
‫- پیچلر چی شد؟
‫- بازنشسته شد

00:27:23.923 --> 00:27:25.979
‫حالا میتونم کمکی بهتون کنم؟

00:27:26.003 --> 00:27:29.683
‫آره، باید یه چیزی رو بررسی کنم

00:27:55.083 --> 00:27:58.443
‫ستوان دوم اوکتاو هاوکه

00:27:58.643 --> 00:28:00.063
‫اوهلان

00:28:00.087 --> 00:28:01.739
‫ترخیض شده

00:28:02.163 --> 00:28:05.643
‫به نظر می رسه ارتش می خواسته
‫خیلی سریع از شرش خلاص شه.

00:28:05.843 --> 00:28:08.843
‫بدون آینده نگری کارشو ول میکنه

00:28:09.043 --> 00:28:12.443
‫و شروع به خوابیدن با زنی که
‫دو برابر خودش سن داره میکنه

00:28:13.043 --> 00:28:16.419
‫لطفاً من رو ببخشید خانم ،
‫قصد بی ادبی نداشتم

00:28:16.443 --> 00:28:19.443
‫منم اینجا یه کارمندم مثل
‫کارمندای مرد ، بازرس.

00:28:19.843 --> 00:28:22.203
‫اونچه که میخواید بگید رو بگید

00:28:30.723 --> 00:28:34.699
‫اینا یادداشتهامه که در طول جلساتم با
‫کنتس داشتم ، یه چیزی هست که باید بدونی

00:28:34.723 --> 00:28:37.063
‫قبلاً فکر نمیکردم چیز مهمی باشه

00:28:37.087 --> 00:28:39.439
‫فکر می کنم اون یجورایی میدونست
‫که قراره اتفاق بدی براش بیفته

00:28:39.463 --> 00:28:41.283
‫گوش کن

00:28:41.483 --> 00:28:43.979
‫15 سپتامبر

00:28:44.003 --> 00:28:46.223
‫بیمار خوابی که دید رو تعریف کرد

00:28:46.323 --> 00:28:50.219
‫خوابی که خودش میگفت قبلا بارها دیده

00:28:50.243 --> 00:28:56.803
‫"دوباره و دوباره
‫و دوباره و دوباره"

00:29:03.403 --> 00:29:05.823
‫توی یه پارک هستم

00:29:05.847 --> 00:29:07.447
‫تنها

00:29:08.923 --> 00:29:12.083
‫اونجا رو مه پوشونده

00:29:15.963 --> 00:29:21.023
‫توی مسیر یه پرستار بچه توی دوردست
‫یه کالسکه بچه رو هل میده

00:29:22.843 --> 00:29:24.859
‫یه ساختمونِ سفیدِ بزرگ توی پارک هست

00:29:30.003 --> 00:29:34.539
‫مثل قصرای تو افسانه هاست
‫رفتم داخل

00:29:34.563 --> 00:29:39.523
‫حیوونا توش وِل زندگی میکنن
‫اونا از تو سایه ها دارن منو نگاه میکنن.

00:29:44.043 --> 00:29:47.083
‫اونجا شیرینی و آب نبات هست

00:29:48.683 --> 00:29:53.963
‫مثل خونه ی جادوگر
‫توی قصه ی هانسل و گرتل

00:29:55.883 --> 00:29:59.283
‫زنه رو پیدا کردم ، روی صندلی نشسته

00:30:01.003 --> 00:30:06.363
‫دستمو سمتش دراز میکنم که بچه رو بگیرم

00:30:11.203 --> 00:30:16.843
‫اما توی دستم بچه تبدیل به یه
‫مشت خاک و پارچه ی کهنه میشه

00:30:51.604 --> 00:30:52.523
‫کنتس؟

00:30:59.287 --> 00:31:02.183
‫- شما بچه دارید؟
‫- اوه، نه هیچی

00:31:05.444 --> 00:31:10.203
‫دکتر لیبرمن، به نظرِ
‫شما تعبیرش چیه؟

00:31:12.723 --> 00:31:18.619
‫ضمیر ناخودآگاه آدم، مثل
‫یه برکه ی پر از آب تاریکه

00:31:18.643 --> 00:31:23.443
‫وقتی خواب میبینیم تصوراتمون
‫مثل فواره میان بالا

00:31:26.483 --> 00:31:28.123
‫شاید

00:31:28.323 --> 00:31:31.643
‫شاید شما به اون دخترِ
‫کوچیک زیاد فکر می کنید

00:31:34.963 --> 00:31:39.583
‫خب ، من احساس میکنم
‫کسی یا چیزی

00:31:39.883 --> 00:31:42.323
‫باعث ترس شما شده

00:31:42.923 --> 00:31:45.803
‫و شما سعی میکنید راهی
‫پیدا کنید که به من بگید

00:31:47.203 --> 00:31:52.139
‫فکر می کنید هیچوقت میشه
‫کسی رو واقعا شناخت؟

00:31:52.163 --> 00:31:53.859
‫متوجه منظورتون نمیشم

00:31:53.883 --> 00:31:57.059
‫مردم ، آدمای اطرافتون

00:31:57.083 --> 00:32:01.419
‫آدمایی که ادعا میکنن شما رو دوست دارن

00:32:01.443 --> 00:32:05.123
‫چطور میشه واقعاً اونها را شناخت؟

00:32:06.683 --> 00:32:07.723
‫هوم؟

00:32:09.083 --> 00:32:12.499
‫چی می شه اگه...
‫کسی که دوستش داشتید

00:32:12.523 --> 00:32:17.619
‫تو گذشته کار
‫وحشتناکی انجام داده باشه،

00:32:17.643 --> 00:32:22.523
‫یه رازِ خیلی تاریک و ترسناک

00:32:24.883 --> 00:32:26.819
‫هوم

00:32:26.843 --> 00:32:31.043
‫چی می شه اگر اونا
‫جذاب ظاهر بشن

00:32:33.763 --> 00:32:36.923
‫اما زیر ماسک ظاهریشون

00:32:41.003 --> 00:32:44.363
‫ببخشید دکتر لیبرمن

00:32:46.643 --> 00:32:51.083
‫پس اون از کسی می ترسید؟
‫کسی که بهش خیلی نزدیک بوده؟

00:32:52.523 --> 00:32:56.283
‫- سرنخی از هویت اونا داری؟
‫-هر کی هستن توی خوابی که تعریف کرد هستن.

00:32:57.643 --> 00:33:01.659
‫توی خوابه که تاریکترین ترسامون هویدا میشه

00:33:01.683 --> 00:33:05.523
‫فکر می کنم می ترسید که
‫کسی اون رو بکشه

00:33:08.243 --> 00:33:11.503
‫این چیزیه که میخواستی بگی؟

00:33:11.803 --> 00:33:15.223
‫کشف بزرگت همین بود؟
‫یه قصر خیالی

00:33:15.247 --> 00:33:17.247
‫- بازرس
‫- بله؟

00:33:20.363 --> 00:33:23.459
‫- این چیه؟
‫- لئونی هوتر

00:33:23.483 --> 00:33:26.583
‫- کی؟
‫- یه زن صاحبخونه توی لئوپولدشتات

00:33:26.607 --> 00:33:29.807
‫ی بیوه ی دیگه ، توی آرشیوامون
‫پیداش کردم

00:33:29.883 --> 00:33:32.899
‫اونم توی یه حادثه مُرد ، غرق شد

00:33:32.923 --> 00:33:35.299
‫چرا برای من اوردیش؟

00:33:35.323 --> 00:33:37.699
‫چه ارتباطی به هاوکه داره؟

00:33:37.723 --> 00:33:40.363
‫وقتی زنه مرده، هاوکه اونجا مستأجرش بوده

00:33:44.323 --> 00:33:46.003
‫خیلی خوب.

00:33:46.203 --> 00:33:49.323
‫فردا حکم می گیریم
‫و اتاقش رو تفتیش میکنیم

00:34:02.323 --> 00:34:05.579
‫اون لیاقتِ یونیفورمِ اوهلان رو نداره

00:34:05.603 --> 00:34:09.979
‫همه میدونستیم که دنبال چیه
‫، اون بیوه های پیر رو بو میکشه

00:34:10.003 --> 00:34:12.103
‫نشان های نظامی رو میشناسید ؟

00:34:12.127 --> 00:34:14.127
‫پسرم اوهلان بود.

00:34:17.043 --> 00:34:19.523
‫متشکرم، خانم رایس
‫شما میتونید برید

00:34:23.043 --> 00:34:24.323
‫متشکرم.

00:34:33.923 --> 00:34:36.099
‫باید این سوال رو از خودمون بپرسیم که

00:34:36.123 --> 00:34:38.163
‫اگه گناهکاره

00:34:38.187 --> 00:34:41.287
‫پس چرا اینجا، توی هتل مونده؟

00:34:41.363 --> 00:34:43.723
‫حتما یه چیزی باعث موندنش شده

00:34:47.123 --> 00:34:48.703
‫بازرس

00:34:48.927 --> 00:34:50.379
‫آملیا

00:34:50.403 --> 00:34:52.603
‫خانم لیدگیت.

00:34:53.403 --> 00:34:56.083
‫به محض اینکه مُیَسَّر شد ، اومدم

00:34:56.283 --> 00:34:59.659
‫پروفایل کردن تنها چیزی
‫نیست که از تو یاد گرفتم

00:34:59.683 --> 00:35:03.143
‫خانم لیدگیت توی چندین پرونده
‫به ما مشورت دادن

00:35:04.203 --> 00:35:05.603
‫درست.

00:35:05.727 --> 00:35:07.279
‫خوبه

00:35:07.603 --> 00:35:12.459
‫مسمومیت با استریکنین ، میخوام
‫بدونم که سم اینجا آماده شده یا نه

00:35:12.483 --> 00:35:15.483
‫هر مدرکی دال بر اینکه
‫توی این اتاق سم استفاده شده.

00:35:18.603 --> 00:35:20.443
‫ببخشید دکتر لیبرمن

00:35:22.643 --> 00:35:24.323
‫اوه، من اینجا میمونم

00:36:00.923 --> 00:36:03.739
‫- دو ماه
‫- میدونم

00:36:03.763 --> 00:36:06.543
‫دو ماه و چهار روز

00:36:07.043 --> 00:36:09.083
‫الان دارم کار میکنم ، اجازه میدی؟

00:36:10.403 --> 00:36:12.819
‫میدونی چندتا نامه برات فرستادم؟

00:36:12.843 --> 00:36:15.219
‫مطمئنم الانه که خودت تعدادشو یادآوری کنی

00:36:15.243 --> 00:36:16.523
‫سه تا

00:36:17.723 --> 00:36:21.299
‫- بدون حتی یه پاسخ
‫- خیلی عجیبه، حتماً گرفتار بودم

00:36:21.323 --> 00:36:25.659
‫فکر نمی کنی که
‫وقت کافی گذشته؟

00:36:25.683 --> 00:36:28.419
‫فکر می کنم که یک
‫دکتر جوان ، با شهرتِ

00:36:28.443 --> 00:36:30.939
‫رو به گسترش
‫توان تحمل یه رسوایی رو نداره

00:36:30.963 --> 00:36:33.363
‫به خصوص الان که تیتر روزنامه ها شده

00:36:34.683 --> 00:36:36.363
‫اجازه میدی؟

00:36:45.643 --> 00:36:48.223
‫- به چی میخندی؟
‫- چیز مهمی نی

00:36:51.483 --> 00:36:55.859
‫- نشونه و ردی از سم هست؟
‫- چیزی که من بتونم پیدا کنم نه ، متأسفانه

00:36:55.883 --> 00:36:58.539
‫اگر اینجا سم رو آماده کرده باشه،
‫حتما همه چیز رو پاک و استریل کرده

00:36:58.563 --> 00:37:01.123
‫باید دامنه ی تحقیقاتمون رو گسترش بدیم

00:37:05.923 --> 00:37:07.303
‫کنتس،

00:37:07.327 --> 00:37:10.327
‫تمام غذاهایی که شب آخر خورده رو باید بدونم

00:37:10.379 --> 00:37:12.899
‫- چی؟
‫- اون مسموم شده بود.

00:37:12.923 --> 00:37:14.923
‫بلاشک

00:37:15.123 --> 00:37:16.779
‫بی معنیه

00:37:16.803 --> 00:37:19.823
‫- ما مسئولش نیستیم.
‫- خانم لیدگیت؟

00:37:20.123 --> 00:37:22.579
‫دیگه به چی نیاز دارید؟

00:37:22.603 --> 00:37:26.259
‫باید منوی غذاییتون و
‫محتویات انبارتون رو ببینم

00:37:26.283 --> 00:37:30.303
‫و اسم تمام افرادی که با غذاش
‫در تماس بودن رو میخوام

00:37:31.003 --> 00:37:34.803
‫الان دیگه کارآگاه زن هم دارید، درسته؟

00:37:35.003 --> 00:37:37.123
‫فقط کاری که ازتون خواسته شد رو انجام بدید

00:37:39.043 --> 00:37:40.223
‫الان

00:37:54.923 --> 00:37:56.323
‫متاسفم

00:38:52.683 --> 00:38:54.923
‫ممنون می تونی بری

00:39:00.403 --> 00:39:05.059
‫گردو، تخم مرغ آب
‫پز سفت و شامپاین؟

00:39:05.083 --> 00:39:07.139
‫این تمام چیزیه که اون خورد؟

00:39:07.163 --> 00:39:10.259
‫هر شب همین غذاها رو سفارش میداد

00:39:10.283 --> 00:39:13.819
‫چندتا چیز دیگه هم داشت که خودش خریده بود
‫دمنوش گیاهی

00:39:13.843 --> 00:39:16.323
‫خودش از انگلیس تامین میکرد

00:39:16.423 --> 00:39:18.563
‫امپراتور آگوستوس

00:39:19.603 --> 00:39:21.043
‫چی؟

00:39:21.067 --> 00:39:22.619
‫آگوستوس

00:39:22.843 --> 00:39:24.083
‫اون

00:39:24.107 --> 00:39:26.807
‫فکر می کرد همسرش
‫می خواد مسمومش کنه

00:39:26.883 --> 00:39:29.743
‫خودش انجیر رو مستقیم از درخت میچید و میخورد

00:39:29.767 --> 00:39:31.767
‫شیر بز رو خودش میدوشید

00:39:32.043 --> 00:39:35.019
‫منظورت چیه؟

00:39:35.043 --> 00:39:37.859
‫تخم مرغ و گردو، دستکاری
‫کردن اونها سخته

00:39:37.883 --> 00:39:40.579
‫سوراخ کردن پوست تخم مرغ
‫بدون گذاشتن اثری روش غیر ممکنه

00:39:40.603 --> 00:39:44.979
‫پس اگه توی غذاش نبوده

00:39:45.003 --> 00:39:47.643
‫اون از چه طریقی مسمومش کرده؟

00:39:56.043 --> 00:39:58.419
‫چه مدت قبل از شام
‫میزها رو میچینید؟

00:39:58.443 --> 00:40:01.043
‫ساعت شیش ، دو ساعت

00:40:03.043 --> 00:40:07.163
‫کنتس، هر شب سر یه میز اختصاصی مینشست؟

00:40:26.523 --> 00:40:28.859
‫از شبی که کنتس درگذشت برامون تعریف کنید

00:40:28.883 --> 00:40:33.179
‫شاید چند دقیقه قبل
‫از بیرون رفتنش اونو دیدم.

00:40:33.203 --> 00:40:35.779
‫شالش افتاده بود روی زمین.

00:40:35.803 --> 00:40:38.579
‫برداشتمش و روی صندلی آویزونش کردم

00:40:38.603 --> 00:40:42.539
‫نگاهی به میز انداختم، متوجه
‫هیچ چیز ناخوشایندی نشدم.

00:40:42.563 --> 00:40:45.743
‫کنتس و اون سرباز جوون داشتن میرقصیدن

00:40:48.243 --> 00:40:51.163
‫دیدم یکی از کارکنان سینی
‫چای کنتس رو اورد.

00:40:53.323 --> 00:40:55.123
‫منتظر چای بود

00:40:59.843 --> 00:41:01.683
‫بعدش هم که میز رو تمیز کرد

00:41:04.323 --> 00:41:06.739
‫همین جا مسموم شده

00:41:06.763 --> 00:41:10.383
‫تنها چیزی که از قلم انداختیم
‫و اون خورده ، چایی هست

00:41:11.483 --> 00:41:14.139
‫شاید تو آب بوده

00:41:14.163 --> 00:41:15.723
‫شاید توی کتری

00:41:17.043 --> 00:41:20.663
‫شاید برگ چای رو توی
‫یه محلول خیس کرده

00:41:20.963 --> 00:41:24.923
‫ "شاید" برای ما کافی نیست
‫خانم لیدگیت

00:41:37.243 --> 00:41:40.419
‫- وقتشه من و تو یه گپ کوچولو
‫داشته باشیم، اینطور فکر نمی کنی؟
‫- لطفاً

00:41:40.443 --> 00:41:42.443
‫انتظارش رو داشتم

00:41:44.323 --> 00:41:46.339
‫تو خواستی که روی شغلت سرمایه گذاری کنم مکس

00:41:46.363 --> 00:41:49.179
‫با خوشحالی برای تو و
‫کسب ‌و کارت پول گذاشتم.

00:41:49.203 --> 00:41:50.979
‫خب، نه با خوشحالی، اگه بخوایم صادق باشیم

00:41:51.003 --> 00:41:54.299
‫الان میبینم که اسمت توی
‫همه ی روزنامه ها نقش بسته

00:41:54.323 --> 00:41:58.019
‫الان نگران شهرت من هستید
‫یا سود سرمایه گذاریتون؟

00:41:58.339 --> 00:42:00.939
‫من نگران تو هستم پسرم

00:42:00.963 --> 00:42:04.099
‫شهرت توی این شهر
‫چیز ارزشمندیه

00:42:04.123 --> 00:42:07.163
‫خب، می ترسم که برای
‫نجات من خیلی دیر شده باشه

00:42:07.187 --> 00:42:08.587
‫این رو بببین

00:42:09.723 --> 00:42:11.979
‫جلسه انضباطی

00:42:12.003 --> 00:42:15.299
‫مگه شما ثابت نکردید که تو نقشی نداشتی

00:42:15.323 --> 00:42:18.143
‫گرونر به این راحتیا دست بردار نیست

00:42:18.443 --> 00:42:21.019
‫اگه نتونه فروید رو نابود
‫کنه، من اولویت بعدیشم

00:42:21.043 --> 00:42:23.059
‫میخوای چه کنی؟

00:42:23.083 --> 00:42:24.619
‫مبارزه

00:42:24.643 --> 00:42:27.303
‫- چه گزینه ی دیگه ای دارم؟
‫- مکس

00:42:27.327 --> 00:42:28.379
‫زود باش

00:42:28.403 --> 00:42:31.419
‫میخوام ببرمت بیرون ، پرده های جدید
‫دفترت رو تموم کردم

00:42:31.443 --> 00:42:33.059
‫بیمارات رو متأثر میکنه

00:42:33.083 --> 00:42:36.083
‫همه ی اینا خیلی سخاوتمندانه است مامان ،
‫اما نیازی نبود خودتو به زحمت بندازی

00:42:36.107 --> 00:42:38.059
‫دست از غر زدن بردار
‫و بیا یه نگاه بهشون بنداز

00:42:38.083 --> 00:42:41.243
‫دیروز اومدم اونا را نصب کردم
‫کلی تغییر کرد دفترت

00:42:45.203 --> 00:42:47.703
‫در رو قفل کرده بودی؟

00:42:48.003 --> 00:42:49.203
‫البته

00:43:02.003 --> 00:43:03.463
‫اوه

00:43:04.063 --> 00:43:05.783
‫اوه، مکس.

00:43:09.323 --> 00:43:11.923
‫کی میتونه همچین کاری کرده باشه؟

00:43:31.043 --> 00:43:33.859
‫من و تو باید یه
‫صحبت جدی داشته باشیم

00:43:33.883 --> 00:43:36.899
‫- مامان، لطفا اینها رو ول کن
‫- اما مکس...
‫- کالسکه رو ببر خونه

00:43:36.923 --> 00:43:40.699
‫اینجا بودنت دلیلی نداره ، لطفاً
‫لطفا؟

00:43:40.723 --> 00:43:42.123
‫خانم لیبرمن

00:43:43.923 --> 00:43:45.203
‫متشکرم.

00:43:50.483 --> 00:43:51.983
‫چی؟

00:43:52.083 --> 00:43:56.059
‫وقتی به دیدنت اومدم، بعد از اینکه
‫اسمت رو توی دفترچه یادداشت کنتس خوندم

00:43:56.083 --> 00:43:59.539
‫می دونستم که به افکار
‫خصوصی اون دسترسی داشتی

00:43:59.563 --> 00:44:00.603
‫خب؟

00:44:00.627 --> 00:44:02.679
‫ظاهراً قاتل هم همچین فکری میکنه.

00:44:02.703 --> 00:44:03.963
‫اسکار.

00:44:03.987 --> 00:44:06.487
‫فکر می کنی کنتس از کسی وحشت زده بود

00:44:06.563 --> 00:44:09.259
‫فکر می کنی اون مرگ خودش
‫رو پیش بینی کرده بود

00:44:09.283 --> 00:44:11.459
‫اون باید در مورد ترساش با کی

00:44:11.483 --> 00:44:13.939
‫صحبت میکرد، اگه با تو که روانکاوشی نمیکرد؟

00:44:13.963 --> 00:44:18.059
‫قاتل فکر می کنه تو اسمش رو
‫میدونی، فکر میکنه میتونی شناساییش کنی

00:44:18.083 --> 00:44:21.703
‫تو در خطری ، چه خودت متوجه اش باشی
‫چه نه

00:45:17.003 --> 00:45:18.123
‫هیچی

00:45:19.403 --> 00:45:23.339
‫- اثری از سم نیست
‫- و این ما رو به چه نتیجه ای میرسونه؟

00:45:23.363 --> 00:45:25.019
‫آب جوش توی کتری، تنها چیزیه

00:45:25.043 --> 00:45:27.683
‫که ممکنه دستکاری شده باشه

00:45:29.203 --> 00:45:32.819
‫دمنوش تلخه، میتونه طعم
‫سم رو پوشونده باشه

00:45:32.843 --> 00:45:35.739
‫این یعنی که این کار
‫توسط کسی انجام شده که اون موقع نزدیکش بوده

00:45:35.763 --> 00:45:39.339
‫کسی که دقیقاً
‫کنارش سر یه میز نشسته ، هاوکه

00:45:39.363 --> 00:45:41.899
‫خیلی خوب، دستگیرش می کنیم.

00:45:41.923 --> 00:45:43.603
‫خانم لیدگیت

00:45:52.783 --> 00:45:54.863
‫لئونی هوتر، صاحبخونه شما

00:45:58.570 --> 00:46:01.019
‫ظاهرا به طور اتفاقی غرق شده

00:46:01.043 --> 00:46:03.779
‫کسی اینجا یه الگو می بینه؟

00:46:03.803 --> 00:46:06.979
‫واقعاً به همین دلیل منو
‫دستگیر کردی ، بازرس؟

00:46:07.003 --> 00:46:08.914
‫اون توی وصیت نامه اش بخشی
‫از ثروتش رو برای شما گذاشته بود

00:46:08.939 --> 00:46:12.259
‫نمیشه گفت ثروت، ناچیز بود

00:46:12.283 --> 00:46:15.379
‫با این حال، وقتی که اون مرد
‫شما اون ارث رو دریافت کردید

00:46:15.403 --> 00:46:17.379
‫و ازش استفاده کردید و رفتید
‫سراغ یه زن ثروتمند دیگه

00:46:17.403 --> 00:46:19.683
‫آیا چیزایی که گفتم
‫اتفاقاتی نیست که افتاده ؟

00:46:22.003 --> 00:46:23.083
‫هوم؟

00:46:26.793 --> 00:46:29.899
‫متخصص ما تأیید کرد
‫که اون توسط فردی کشته شده

00:46:29.923 --> 00:46:32.219
‫که توی قوری چاییش
‫استریکنین ریخته

00:46:32.243 --> 00:46:35.659
‫کسی که از تشریفات
‫و حرکاتش دقیقا خبر داشته

00:46:35.683 --> 00:46:39.563
‫کسی که اون شب
‫درست کنارش نشسته بود

00:46:39.963 --> 00:46:44.379
‫برای پول چی کار
‫می کنی، آقای هاوک؟

00:46:44.403 --> 00:46:46.976
‫حاضری برای پول چه کارایی کنی؟

00:46:47.001 --> 00:46:49.459
‫زنی با دوبرابر سن خودت رو به
‫رختخواب بکشی و

00:46:49.483 --> 00:46:52.099
‫راحت از شرش خلاص شی،
‫انگار خاکی باشه که از کفشت پاک میکنی؟

00:46:52.123 --> 00:46:54.699
‫ما دوست بودیم نه عاشق.

00:46:54.723 --> 00:46:57.899
‫اون خودش مشتاق بود پولشو خرج من کنه

00:46:57.923 --> 00:46:59.083
‫هه

00:47:00.603 --> 00:47:03.183
‫به نظر شما کار من غیر اخلاقیه
‫که قبول می کردم؟

00:47:08.883 --> 00:47:12.523
‫از فروش املاکش توی مجارستان
‫چقدر نصیب شما میشه؟

00:47:18.203 --> 00:47:20.099
‫چیز خنده داری گفتم آقای هاوک؟

00:47:20.123 --> 00:47:22.659
‫- ارثی در کار نیست
‫- چی؟

00:47:22.683 --> 00:47:24.859
‫اون هیچی از پولش رو برای من نذاشته

00:47:24.883 --> 00:47:27.259
‫قرار نیست چیزی بهم برسه

00:47:27.283 --> 00:47:30.459
‫فکر میکنم سر همین موضوع خیلی
‫هم بحث کردید؟

00:47:30.483 --> 00:47:32.779
‫باور نمیکنی؟

00:47:33.031 --> 00:47:34.843
‫از وکیلاش بپرس

00:47:36.269 --> 00:47:40.644
‫هر ذهنیتی که نسبت به من داری بازرس
‫یه شکارچی ثروت

00:47:40.669 --> 00:47:41.941
‫یه زالو

00:47:45.323 --> 00:47:48.019
‫ولی همیشه میدونستم که ارثی
‫از اون به من نمیرسه

00:47:48.043 --> 00:47:51.423
‫پس انگیزه من از کشتنش چی بوده؟

00:48:04.043 --> 00:48:07.263
‫- به وکلای خانم ناداژدی زنگ زدی؟
‫- بله قربان.

00:48:07.563 --> 00:48:10.659
‫- و؟
‫- هاوکه راست میگه

00:48:10.683 --> 00:48:15.299
‫- اموال کنت بعد از مرگ زنش
‫به خونواده کنت میرسه - آها

00:48:15.323 --> 00:48:20.183
‫اینم از انگیزه که به چوخ میره
‫پس هاوکه دیگه مظنون نیست

00:48:21.483 --> 00:48:22.963
‫نه قربان

00:48:27.941 --> 00:48:29.421
‫پنج روز

00:48:31.483 --> 00:48:33.579
‫دیگه برام چی داری؟

00:48:33.603 --> 00:48:36.539
‫این نمی تونه تمام چیزی
‫باشه که بهش رسیدی؟

00:48:36.563 --> 00:48:40.299
‫- تحقیقات ادامه داره
‫- یعنی به هیچ جا نرسیده

00:48:40.323 --> 00:48:41.963
‫صادقانه بگم

00:48:42.963 --> 00:48:46.539
‫اگر من جای تو بودم
‫برای معجزه دعا می کردم

00:48:46.563 --> 00:48:47.803
‫آقا

00:48:47.827 --> 00:48:50.127
‫اون زن یکی از اشراف مجارستانیه

00:48:50.203 --> 00:48:53.099
‫از یه خونواده بلندپایه و ثروتمند

00:48:53.123 --> 00:48:56.779
‫دادگاه سلطنتی پیگیر
‫این موضوعه

00:48:56.803 --> 00:48:59.939
‫از نظر سیاسی مساله خیلی حساسی هست

00:48:59.963 --> 00:49:03.139
‫بیوه یک نجیب زاده مجارستانی!

00:49:03.163 --> 00:49:05.619
‫مرگ در شرایط مشکوک

00:49:05.643 --> 00:49:07.499
‫سرت رو از باسنت بیار بیرون

00:49:07.523 --> 00:49:09.963
‫و یه جواب برام بیار

00:49:11.203 --> 00:49:13.179
‫هاوکه رو آزاد کن بره

00:49:13.203 --> 00:49:15.083
‫مرخصی

00:49:26.043 --> 00:49:28.539
‫نمی دونم دیگه تا کی
‫می تونم جلوی مشتم رو بگیرم

00:49:28.563 --> 00:49:30.283
‫که به پک و پوزش متصل نشه

00:49:31.683 --> 00:49:34.619
‫باید یه چیزی باشه
‫یه اطلاعات جزئی که نادیده گرفتیم

00:49:34.643 --> 00:49:36.459
‫مکس، چیزی هس که به من نگفتی؟

00:49:36.483 --> 00:49:40.979
‫من پرونده رو نشونت دادم، اسکار
‫همه چیز رو به اشتراک گذاشتم

00:49:41.003 --> 00:49:43.179
‫قاتل باید جایی توی رویاهاش باشه.

00:49:43.203 --> 00:49:44.683
‫ادامه بده

00:49:45.923 --> 00:49:47.739
‫یه چیزی بود

00:49:47.763 --> 00:49:51.699
‫ته و توش رو در نیاوردم
‫اما امکانش هست چیز مهمی باشه

00:49:51.723 --> 00:49:53.183
‫چی؟

00:49:53.307 --> 00:49:55.107
‫یه نام

00:49:56.963 --> 00:49:58.979
‫بلانکا مار

00:49:59.003 --> 00:50:00.803
‫اون کیه؟

00:50:00.827 --> 00:50:04.427
‫ممکنه کسی نباشه

00:50:04.803 --> 00:50:06.283
‫یه خیال باشه

00:50:14.323 --> 00:50:16.619
‫مکس، قضیه چیه؟

00:50:16.643 --> 00:50:18.939
‫جلسات خصوصیمون

00:50:18.963 --> 00:50:22.699
‫کنتس هر وقت ناراحت
‫می شد یا به نحوی آزرده میشد

00:50:22.723 --> 00:50:26.143
‫از یه دختر به اسم بلانکا مار
‫یاد میکرد

00:50:26.443 --> 00:50:29.379
‫اوایل فکر میکردم این فقط
‫یک تکنیک جابجایی هست

00:50:29.403 --> 00:50:33.139
‫آدم وقتی افکار خیلی عذاب آور و دردناکی داره

00:50:33.163 --> 00:50:36.163
‫بهشون شخصیت میده و درداش
‫رو به شخصیت خیالی نسبت میده

00:50:36.363 --> 00:50:39.423
‫الان نظرت عوض شده؟

00:50:39.923 --> 00:50:41.563
‫نمیدونم اسکار

00:50:42.963 --> 00:50:45.419
‫شاید واقعی باشه

00:50:45.443 --> 00:50:47.023
‫شاید نباشه

00:50:58.763 --> 00:51:00.979
‫متوجه نمیشم، مگه یکی رو دستگیر نکردین

00:51:01.003 --> 00:51:04.463
‫باید از اول شروع کنیم
‫جستجومون رو وسعت میدیم

00:51:08.043 --> 00:51:10.703
‫این بند و بساطتون دقیقاً کی قراره
‫تموم بشه ؟

00:51:13.603 --> 00:51:15.323
‫مهمونای روسیتون رو بیارید

00:51:18.083 --> 00:51:22.323
‫هیچوقت با هم صحبت نکردیم

00:51:22.723 --> 00:51:26.983
‫اون غرق در غم و اندوه خودش بود

00:51:29.483 --> 00:51:32.619
‫منظور همسرت چی بود

00:51:32.643 --> 00:51:36.963
‫که گفت توی هتل شیطان وجود داره

00:51:46.902 --> 00:51:49.299
‫همسرم

00:51:49.323 --> 00:51:55.783
‫یه زن جوون سفیدپوش رو دیده بود که
‫از اتاق کنتس بیرون میاد

00:51:56.724 --> 00:51:59.143
‫چیه یه زن جوون سفید پوش باعث تعجبه؟

00:52:05.083 --> 00:52:07.523
‫چشماش شیطانی بود

00:52:11.019 --> 00:52:12.081
‫متشکرم.

00:52:19.763 --> 00:52:21.698
‫خرافه، فقط همین

00:52:21.723 --> 00:52:23.619
‫حتما یکی از مهمونای دیگه رو دیده

00:52:23.643 --> 00:52:25.183
‫به لیست یه نگاه بنداز

00:52:25.208 --> 00:52:27.203
‫هیچ زن جوونی توی اون طبقه اقامت نداره

00:52:28.923 --> 00:52:30.203
‫بازرس

00:52:30.773 --> 00:52:32.427
‫یه چیزی دیگه هم هس

00:52:37.803 --> 00:52:39.093
‫نیست

00:52:40.163 --> 00:52:41.616
‫نیست

00:52:41.641 --> 00:52:43.579
‫قسم می خورم همین جا بود

00:52:43.603 --> 00:52:44.909
‫چی پیدا کردی؟

00:52:44.934 --> 00:52:48.139
‫یه کتاب مصور

00:52:48.163 --> 00:52:49.979
‫تصویرای شهوانی توش بود

00:52:50.003 --> 00:52:52.819
‫می دونید، چیزهایی که توی
‫روسپی خونه ها پیدا میکنید

00:52:52.843 --> 00:52:55.779
‫نه دست بر قضا نمیدونم

00:52:55.803 --> 00:52:58.099
‫دقیقا منظورت چیه؟

00:52:58.123 --> 00:53:01.499
‫اوم، وقتی یه مشتری خارجی میاد

00:53:01.523 --> 00:53:03.419
‫و به زبون اونجا صحبت نمیکنه

00:53:03.443 --> 00:53:07.403
‫یه کتاب مصور بهش میدن که بتونه
‫ارتباط برقرار کنه و بگه چی میخواد

00:53:08.403 --> 00:53:09.863
‫یه منو

00:53:12.783 --> 00:53:15.623
‫به نظرت توی این هتل داره چی میگذره ؟

00:53:18.283 --> 00:53:20.763
‫فکر میکنم اونا یه چیزایی رو پنهان میکنن

00:53:45.643 --> 00:53:47.843
‫فکر می کنم ما در مورد
‫فریب صحبت می کردیم

00:53:49.843 --> 00:53:52.503
‫یکی از نزدیکان شما به
‫نوعی شما رو فریب می ده

00:53:59.043 --> 00:54:03.903
‫آیا شما احساس خشم دارید
‫یا حس میکنید بهتون خیانت شده؟

00:54:07.283 --> 00:54:08.963
‫کنتس؟

00:54:09.963 --> 00:54:11.843
‫بلانکا

00:54:12.243 --> 00:54:14.083
‫مدام اونو میبینم

00:55:34.163 --> 00:55:37.043
‫لیبرمن، خیال میکنی داری اینجا چیکار میکنی؟

00:55:37.243 --> 00:55:38.483
‫هیچی قربان

00:55:39.563 --> 00:55:42.843
‫فکر کنم احضاریه ات به کمیته
‫انضباطی هم دستت رسیده باشه ؟

00:55:43.043 --> 00:55:45.299
‫هنوزم یه سری وظایف اینجا دارم که باید بیام

00:55:45.323 --> 00:55:47.783
‫نه برای یه مدت طولانی ، شرط میبندم

00:55:48.723 --> 00:55:51.619
‫داروی بروماید تموم شده
‫آقای هوفباور بهش نیاز داره

00:55:51.643 --> 00:55:54.423
‫اگه خیلی سرت شلوغ نیست
‫ممنون میشم

00:55:58.203 --> 00:56:00.243
‫میرم داروخونه ، همین الان

00:56:30.763 --> 00:56:31.803
‫سلام؟

00:56:40.403 --> 00:56:42.063
‫پروفسور گرونر؟

00:56:46.823 --> 00:56:48.663
‫کی اونجاست؟

00:57:01.003 --> 00:57:02.443
‫آقای هوفباور

00:57:03.643 --> 00:57:06.683
‫بیرون از تختِت چه میکنی؟
‫بیا برگردونَمِت بالا

00:57:35.163 --> 00:57:36.619
‫کسی اومده بوده توی دفترت؟

00:57:36.643 --> 00:57:39.139
‫بله، اومده بیمارستان و
‫رونوشتا رو بُرده

00:57:39.163 --> 00:57:41.819
‫همونطور که گمون میکردم
‫اون دنبالته

00:57:41.843 --> 00:57:44.703
‫داری با آتیش بازی میکنی مکس

00:57:45.003 --> 00:57:46.483
‫آره.

00:57:46.683 --> 00:57:48.779
‫متوجه نیستی؟ این یعنی ما
‫یه راه برای دستگیریش داریم

00:57:48.803 --> 00:57:50.879
‫اون فکر می کنه من میتونم شناساییش کنم

00:57:50.903 --> 00:57:53.263
‫پس میخواد بدونه که من چیا میدونم

00:57:53.363 --> 00:57:54.659
‫اون بهم نیاز داره

00:57:54.683 --> 00:57:56.619
‫جدی که نیستی ؟!

00:57:56.643 --> 00:57:58.823
‫تنها کاری که باید کنیم ، انتظاره

00:58:00.843 --> 00:58:03.283
‫منتظر میمونیم تا دوباره بیاد اینجا

00:58:39.079 --> 00:58:41.903
‫- شما کی هستید؟
‫- اسم من مهم نیست.

00:58:45.123 --> 00:58:46.803
‫میتونم کمکتون کنم؟

00:58:48.343 --> 00:58:50.983
‫باید ببینمت دکتر ، امری ضروریه

00:58:52.643 --> 00:58:55.783
‫- الان دیر وقته، شاید بتونین بعداً...
‫- نه.

00:58:55.883 --> 00:58:57.363
‫نمیشه صبر کرد

00:58:59.243 --> 00:59:00.663
‫خیلی خب

00:59:02.843 --> 00:59:04.363
‫چیزی شده؟

00:59:05.723 --> 00:59:07.743
‫آره ، " چیزی شده"

00:59:09.043 --> 00:59:11.503
‫میخواید در موردش صحبت کنید؟

00:59:12.763 --> 00:59:14.263
‫شما دکترا

00:59:14.563 --> 00:59:17.239
‫فکر می کنید این حق رو دارید که همه
‫چیز رو در مورد زندگی یه مرد بدونید

00:59:17.263 --> 00:59:19.103
‫همه ی رازای کوچیک ، ها؟

00:59:19.203 --> 00:59:21.899
‫اینجا همه چیز محرمانه است

00:59:21.923 --> 00:59:24.979
‫اون در مورد من به شما چی گفته؟

00:59:25.003 --> 00:59:26.203
‫اون ؟

00:59:26.227 --> 00:59:27.679
‫زنم

00:59:27.704 --> 00:59:30.003
‫بدون اطلاع من میاد اینجا

00:59:31.883 --> 00:59:33.419
‫آقای هوبر؟

00:59:33.443 --> 00:59:35.379
‫میاد اینجا و در مورد من صحبت میکنه

00:59:35.403 --> 00:59:36.899
‫میدونم که این کار رو میکنه

00:59:36.923 --> 00:59:39.379
‫نمیخوام اینطوری تحقیر بشم ، میفهمی؟

00:59:39.403 --> 00:59:41.099
‫- آره، بیایید در این مورد صحبت کنیم
‫- با آرامش.

00:59:41.123 --> 00:59:43.859
‫اون دیگه رغبتی به من نداره ،
‫اینو میدونی؟

00:59:43.883 --> 00:59:45.103
‫ببینید

00:59:45.127 --> 00:59:47.527
‫اون بهت چی گفت، هان؟

00:59:47.603 --> 00:59:50.459
‫- که نمیتونم ارضاش کنم؟!
‫- لطفاً من...

00:59:50.483 --> 00:59:53.139
‫زنم به تو چی گفته؟

00:59:53.163 --> 00:59:55.243
‫مادر به خطا جواب منو بده

00:59:59.163 --> 01:00:01.499
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟!

01:00:01.523 --> 01:00:03.763
‫دارم دستگیرت میکنم ، ساکت بمون

01:00:06.803 --> 01:00:08.579
‫شوهر یکی از بیمارامه

01:00:08.815 --> 01:00:11.179
‫- چی؟
‫- اونی نیست که دنبالشیم

01:00:11.203 --> 01:00:12.643
‫ببخشید اسکار

01:00:21.483 --> 01:00:22.923
‫متاسفم.

01:00:24.883 --> 01:00:26.403
‫کو کُلام؟

01:00:31.443 --> 01:00:33.843
‫- کلاه
‫- کُلات

01:00:38.683 --> 01:00:40.303
‫کارمون با هم هنوز تموم نشده

01:00:53.283 --> 01:00:56.123
‫ببخشید اسکار ، شکارِ اشتباهی
‫افتاد توی تله مون

01:00:57.443 --> 01:00:59.819
‫چند نفر مرگت رو میخوان ، دکتر ؟

01:00:59.843 --> 01:01:02.103
‫به لیستشون روزانه داره اضاف میشه

01:01:15.523 --> 01:01:18.099
‫- بازرس
‫- هیچی؟

01:01:18.123 --> 01:01:20.339
‫هیچ جا به اون اسم اشاره ای نشده

01:01:20.363 --> 01:01:22.023
‫بلانکا ماری وجود نداره ؟

01:01:25.203 --> 01:01:27.699
‫شاید حدس دکتر درست بود

01:01:27.723 --> 01:01:30.903
‫تا جایی که به سوابق و
‫اسناد مربوطه اون وجود نداره

01:01:32.563 --> 01:01:35.219
‫من رو با یه دستورالعمل فرستادن پیشت مکس

01:01:35.243 --> 01:01:38.019
‫قرار بود به طور اتفاقی بهش اشاره کنم
‫اما نمیدونستم چطوری

01:01:38.043 --> 01:01:40.659
‫پس یه راست میرم سر اصل مطلب

01:01:40.683 --> 01:01:42.339
‫دستور العمل؟

01:01:42.363 --> 01:01:44.379
‫از طرف مادرت

01:01:44.403 --> 01:01:46.523
‫که اینطور

01:01:47.883 --> 01:01:51.419
‫- خب؟
‫- یه نامه از کلارا داشتیم

01:01:51.443 --> 01:01:53.003
‫نامزد کرده

01:01:53.027 --> 01:01:54.879
‫با یونس کورنگولد.

01:01:55.003 --> 01:01:57.619
‫- آها
‫- فقط همینو داری بگی؟

01:01:57.643 --> 01:01:59.659
‫میخواید چی بگم؟
‫اون مرد خوبیه

01:01:59.683 --> 01:02:03.483
‫شمام که توی تجارتتون باهاش تعامل دارید ،
‫این وصلت به نفع همه است

01:02:03.683 --> 01:02:07.083
‫فقط می خواستم اول از من بشنویش
‫قبل از اینکه مردم شروع به شایعه سازی کنن

01:02:10.483 --> 01:02:12.899
‫اوه، خانم اسپیتزر از سفر برگشته

01:02:12.923 --> 01:02:15.643
‫اسپیتزرها رو یادت میاد؟
‫آدمای خوبی هستن

01:02:15.843 --> 01:02:17.459
‫چرا اینو به من میگید؟

01:02:17.483 --> 01:02:19.419
‫دخترشون هم برگشته وین

01:02:19.443 --> 01:02:21.979
‫آها، گرفتم ، میخوای که
‫بهش پیشنهاد ازدواج بدم

01:02:22.003 --> 01:02:25.019
‫- این فقط یه پیشنهاد بود.
‫- تا متأهلم نکنید ول کن معامله نیستید

01:02:25.043 --> 01:02:27.803
‫ما فقط خوشبختیت رو میخوایم

01:02:28.983 --> 01:02:31.399
‫با دخترِ اسپیتزر برید بیرون ،
‫ببین به دردت میخوره یا نه

01:02:31.423 --> 01:02:33.423
‫- بابا ، جان من کوتاه بیا
‫- مکس؟

01:02:33.447 --> 01:02:35.299
‫من دیگه بچه نیستم

01:02:35.523 --> 01:02:37.819
‫واقعا نمیفهمی، نه؟

01:02:37.843 --> 01:02:41.883
‫با وجود همه ی تحلیایی که میکنی،
‫هنوز ماهیت انسان رو درک نکردی

01:02:43.283 --> 01:02:45.659
‫به نظرت کِی متوقف میشه؟

01:02:45.683 --> 01:02:49.059
‫به نظرت برای ما کِی تموم میشه؟
‫وقتی 18 ساله شدی؟

01:02:49.083 --> 01:02:51.139
‫فکر میکنی از کِی دیگه
‫نگران بچه هامون نیستیم؟

01:02:51.163 --> 01:02:53.019
‫پاسخش هرگزه

01:02:53.043 --> 01:02:55.539
‫سَفَریه که پایانی نداره

01:02:55.563 --> 01:02:58.939
‫وقتی بچه دار میشی ،

01:02:58.963 --> 01:03:00.939
‫زندگیت برای همیشه با اونا گره میخوره

01:03:00.963 --> 01:03:04.019
‫اگه اونا خوشحال نباشن ،
‫تو هم نمیتونی خوشحال باشی

01:03:04.043 --> 01:03:06.099
‫با موفقیت هاشون شاد میشی

01:03:06.123 --> 01:03:08.499
‫با شکستاشون احساس بدبختی میکنی

01:03:08.523 --> 01:03:12.123
‫فکر می کنی چرا اینقدر مشتاق بودم که
‫پول راه انداختن کسب و کارت رو بهت قرض بدم؟

01:03:12.203 --> 01:03:13.779
‫فکر میکردم مامان ازت خواسته

01:03:13.803 --> 01:03:17.099
‫البته که اون خواست ،
‫اما خودم هم از انجامش خوشحال بودم

01:03:17.123 --> 01:03:20.823
‫خب راستش، خیلی هم خوشحال
‫نیستم، بیراه نمیگی

01:03:22.563 --> 01:03:25.823
‫تو همیشه برای ما همون
‫پسر کوچولو میمونی

01:03:26.323 --> 01:03:27.563
‫مکس؟

01:03:27.587 --> 01:03:29.687
‫اصلا گوش میکنی؟

01:03:32.978 --> 01:03:35.099
‫مکس، قضیه چیه؟

01:03:35.259 --> 01:03:37.963
‫باید برم ، معذرت

01:03:38.317 --> 01:03:39.623
‫مکس؟

01:03:39.923 --> 01:03:41.659
‫یه بچه!

01:03:41.683 --> 01:03:43.443
‫این چیزی بود که اون سعی داشت پنهان کنه!

01:03:56.828 --> 01:03:58.123
‫اون یه بچه داشته

01:03:59.739 --> 01:04:02.219
‫اون به من دروغ گفت،
‫راجع به یه مقطعی از زندگیش

01:04:02.243 --> 01:04:03.699
‫کنتس ناداژدی

01:04:03.723 --> 01:04:05.939
‫- بله، یادت میاد گفتم یه بچه رو
‫توی رویاش میدید؟ - آره، خب ؟

01:04:05.963 --> 01:04:08.059
‫من خیلی احمقم باید میفهمیدم

01:04:08.083 --> 01:04:10.859
‫حیوونا واقعی نبودن، اسکار،
‫روی دیوار نقاشی شده بودن

01:04:10.883 --> 01:04:14.079
‫- حیوونا؟ - آره ، شیرینیای تو
‫ظرف شیشه ای هم دارو بودن

01:04:14.103 --> 01:04:16.343
‫یه بیمارسان بوده ، اسکار

01:04:17.020 --> 01:04:18.179
‫ما توی بیمارستان به بچه ها کلک میزنیم

01:04:18.203 --> 01:04:20.299
‫وانمود میکنیم که داروها شیرینی هستن

01:04:20.323 --> 01:04:23.899
‫نقاشی حیوونا رو دیوار بیمارستان میکشیم
‫که بچه ها احساس راحتی بیشتری کنن

01:04:23.923 --> 01:04:28.383
‫احساسی که در درونش
‫غلیان داشت، فقط ترس نبود.

01:04:28.746 --> 01:04:30.323
‫احساس گناه هم بود

01:04:31.059 --> 01:04:33.783
‫اون صاحب فرزندی بوده
‫که اون فرزند رو رها میکنه

01:04:34.367 --> 01:04:36.783
‫اون کودک برگشته که مادرش رو پیدا کنه

01:04:37.176 --> 01:04:40.143
‫کسی که کنتس ازش میترسید ، یه معشوق نبوده

01:04:41.356 --> 01:04:42.783
‫بچه اش بود

01:04:52.823 --> 01:04:54.883
‫ما باید در مورد بچه بدونیم

01:04:55.963 --> 01:04:57.887
‫اون یه پسر باردار شد

01:04:57.912 --> 01:05:00.459
‫اون و شوهرش کنت

01:05:00.483 --> 01:05:03.339
‫یه پسر کوچولوی خوشگل

01:05:03.363 --> 01:05:06.423
‫موهای فر طلایی داشت ، یه فرشته

01:05:06.723 --> 01:05:08.977
‫ما باید در مورد او بدانیم.

01:05:09.002 --> 01:05:12.059
‫اون همه چیز داشت ، متوجه حرفم میشید؟

01:05:12.083 --> 01:05:13.856
‫همه چيز.

01:05:13.881 --> 01:05:17.823
‫بیشتر از تمام بچه ها بهش محبت میشد

01:05:18.266 --> 01:05:21.699
‫همیشه میگفتم همین محبت زیادی اونو خراب کرد،
‫ماهیتش رو تغییر داد

01:05:21.723 --> 01:05:24.133
‫هیچ محدودیتی نداشت ، می دونید؟

01:05:24.158 --> 01:05:28.059
‫چیزی نبود که بخواد و نتونه داشته باشه

01:05:28.083 --> 01:05:29.979
‫سردرگم شد

01:05:30.003 --> 01:05:32.443
‫کارای وحشتناکی کرد

01:05:32.643 --> 01:05:35.659
‫بچه ها برای بازی میومدن پیشش

01:05:35.683 --> 01:05:37.313
‫ولی دیگه هیچوقت دوباره نمی اومدن

01:05:37.338 --> 01:05:41.763
‫خونواده هاشون نمیذاشتن دوباره بیان

01:05:42.461 --> 01:05:44.243
‫بلانکا مار کی بود؟

01:05:46.363 --> 01:05:48.823
‫اون دختر کوچولوی بیچاره

01:05:49.523 --> 01:05:51.183
‫شکنجه اش کرد

01:05:52.963 --> 01:05:54.979
‫رو صورتش خراش انداخت

01:05:55.003 --> 01:05:59.203
‫خانواده دختره چیکار کردن ؟
‫اونا حق السکوت گرفتن

01:06:20.043 --> 01:06:22.523
‫اونجا بود که

01:06:22.723 --> 01:06:26.459
‫تصمیم گرفتن برای درمان بفرستنش جای دیگه

01:06:26.483 --> 01:06:29.883
‫مادرش نمیخواست کسی راجع به
‫این موضوع چیزی بدونه

01:06:33.603 --> 01:06:35.139
‫الان کجاست؟

01:06:35.163 --> 01:06:39.619
‫نه سالش بود که فرستادنش آسایشگاه

01:06:39.643 --> 01:06:42.619
‫بعد از اون همه خشونت

01:06:42.643 --> 01:06:45.259
‫بعد از قضیه بلانکا

01:06:45.283 --> 01:06:48.259
‫اوردنش وین

01:06:48.283 --> 01:06:51.659
‫مسئولیتش رو سپردن به یه دکتر

01:06:51.683 --> 01:06:53.899
‫اسمش خاطرم نیست

01:06:53.923 --> 01:06:56.043
‫مدارک رو از بین بردن

01:06:57.803 --> 01:07:00.243
‫از اون روز به بعد

01:07:00.267 --> 01:07:03.467
‫انگار مرده بود

01:07:05.163 --> 01:07:06.803
‫و بعدش

01:07:07.327 --> 01:07:08.979
‫اتفاقی افتاد؟

01:07:09.003 --> 01:07:13.899
‫سنش که بالاتر رفت از وین انتقالش دادن

01:07:13.923 --> 01:07:16.139
‫شیش ماه پیش برای کنتس یه نامه اومد

01:07:16.163 --> 01:07:19.183
‫نوشته بودن که پسره فرار کرده

01:07:21.843 --> 01:07:23.503
‫میدونست که پسرش

01:07:23.527 --> 01:07:25.727
‫دنبالش میگرده

01:07:27.803 --> 01:07:29.863
‫استفان

01:07:30.763 --> 01:07:34.883
‫ارباب کوچولو استفان ،
‫با موهای فر طلایی

01:07:37.523 --> 01:07:39.779
‫کنتس هرگز خودشو نبخشید

01:07:39.803 --> 01:07:42.003
‫برای همین هیچوقت خشنود نبود

01:07:52.003 --> 01:07:54.903
‫الان همه چیز جور در میاد
‫اینکه کنتس جذب هاوکه شده بود

01:07:54.928 --> 01:07:58.099
‫کشش اون به یه مردخیلی جوون تر از خودش

01:07:58.123 --> 01:07:59.979
‫بازم داری حرفای بی معنی میزنی

01:08:00.003 --> 01:08:01.555
‫ساده تر بگو بفهمم چی میگی

01:08:01.580 --> 01:08:04.179
‫کسی که یه رابطه ی جدی
‫شکست خورده تو گذشته اش داره

01:08:04.203 --> 01:08:06.028
‫روزهای زیادی رو صرف ترمیم آسیب روحیش میکنه

01:08:06.053 --> 01:08:08.339
‫کنتس به خاطر دور کردن بچه
‫اش از خودش احساس گناه میکرد

01:08:08.363 --> 01:08:10.739
‫و با خرج کردن پولش برای
‫هاوکه میخواست جبران کنه

01:08:10.764 --> 01:08:13.943
‫میدونست که بالاخره پسرش پیداش میکنه

01:08:14.126 --> 01:08:16.323
‫حق هم داشت

01:08:16.523 --> 01:08:19.963
‫وقتی به وین اومد ،
‫پسرش ردش رو گرفت

01:08:21.643 --> 01:08:23.563
‫و کشتش

01:08:41.204 --> 01:08:42.384
‫استفان!

01:08:44.329 --> 01:08:46.259
‫استفان من یه دکترم

01:08:46.283 --> 01:08:47.703
‫میتونم کمکت کنم

01:09:05.963 --> 01:09:08.563
‫داد نزن و گرنه خط خطیت میکنم

01:09:10.083 --> 01:09:12.099
‫- استفان؟
‫- نه ، من استفان نیستم

01:09:12.123 --> 01:09:13.779
‫حالا جیبات رو خالی کن

01:09:13.803 --> 01:09:15.423
‫- همین حالا ، زود باش
‫- آره

01:09:16.723 --> 01:09:18.339
‫و کتت

01:09:18.363 --> 01:09:20.043
‫- کتتو بده!
‫- باشه

01:09:23.003 --> 01:09:26.283
‫حالا بزن به چاک

01:09:42.283 --> 01:09:43.939
‫خدای من ، چی شده؟

01:09:43.963 --> 01:09:46.459
‫- اوه، مکس.
‫- چیزی نگید خواهش میکنم ، من خوبم

01:09:46.483 --> 01:09:48.459
‫کجا بودی؟
‫چی کار میکردی؟

01:09:48.483 --> 01:09:50.544
‫احمق بازی در اوردم دیشب رفتم پارک

01:09:50.569 --> 01:09:53.939
‫پارک ؟ اونجا چیکار میکردی ؟

01:09:53.963 --> 01:09:56.110
‫- بذار یُد بیارم بکشیم روش
‫- مامان لطفا ، نمیخواد

01:09:56.135 --> 01:09:59.216
‫افتضاح به نظر میرسه ، با این شمایل
‫که نمیتونی بیمارات رو ببینی

01:09:59.241 --> 01:10:02.363
‫خب، فعلا که مریضی در کار نیست،
‫اینم یه موهبته

01:10:03.663 --> 01:10:05.863
‫ازم دزدی شد

01:10:06.463 --> 01:10:09.157
‫- به پلیس خبر دادی؟
‫- نمیخوام ، چیز مهمی نیست

01:10:09.182 --> 01:10:10.799
‫مهم نیست؟!

01:10:10.823 --> 01:10:13.283
‫قربان ، پلیس دم دره

01:10:15.481 --> 01:10:16.747
‫چه سریع

01:10:36.643 --> 01:10:38.683
‫اتفاقی اینطور شده با یه بیمار...

01:10:40.403 --> 01:10:42.403
‫تو دروغگوی افتضاحی هستی

01:10:58.563 --> 01:11:00.083
‫کتت

01:11:01.963 --> 01:11:05.003
‫کیف پولت ، کلاهت

01:11:08.523 --> 01:11:12.379
‫دیشب اینجا بهم حمله شد

01:11:12.403 --> 01:11:14.203
‫همین رفیق خوشتیپمون بود؟

01:11:15.963 --> 01:11:18.819
‫لباسای تو رو که میپوشه

01:11:18.843 --> 01:11:21.303
‫بلافاصله بهش حمله میکنن

01:11:21.403 --> 01:11:23.259
‫مکس ، چرا به من چیزی نگفتی؟

01:11:23.283 --> 01:11:24.843
‫چون

01:11:24.867 --> 01:11:27.967
‫میدونستم موافقت نمیکنی

01:11:28.243 --> 01:11:30.699
‫فکر کردم میتونم ازش اعتراف بگیرم

01:11:30.723 --> 01:11:33.843
‫اشتباه کردم اسکار، عذر میخوام

01:11:35.443 --> 01:11:37.379
‫اما الان میدونیم که اون اینجاست

01:11:37.403 --> 01:11:39.579
‫استفان هنوز توی وین هست

01:11:39.603 --> 01:11:41.067
‫سعی داره ارتباط برقرار کنه

01:11:41.092 --> 01:11:44.463
‫آره میخواد با چاقو با شکمت ارتباط بگیره

01:11:44.688 --> 01:11:47.043
‫شاید فقط سعی کرده
‫از خودش دفاع کنه

01:11:56.843 --> 01:12:00.036
‫باید ببینمش
‫باید باهاش رو در رو بشم

01:12:00.061 --> 01:12:02.419
‫احمقانه است
‫امکانش بود به جای این یارو تو کشته میشدی

01:12:02.443 --> 01:12:04.892
‫سعی میکنه به من نزدیک بشه

01:12:04.917 --> 01:12:06.803
‫میتونم به شما کمک کنم که بگیریدش

01:12:10.200 --> 01:12:11.786
‫متاسفم

01:12:12.203 --> 01:12:14.863
‫دیگه حاضر نیستم با جون تو قمار کنم

01:12:18.683 --> 01:12:20.907
‫اون یه جایی همینجاهاست

01:12:20.970 --> 01:12:23.083
‫پنهان شده

01:12:25.892 --> 01:12:27.952
‫کنتس میدونست که داره میمیره

01:12:30.443 --> 01:12:33.683
‫میدونست که پسرش به طریقی پیداش کرده

01:12:33.731 --> 01:12:36.611
‫اون به طور غریزی به
‫جواهراتش چنگ زد، اما

01:12:39.443 --> 01:12:41.463
‫اون لحظه بی ارزش بودن

01:12:43.948 --> 01:12:45.484
‫آره؟

01:12:45.563 --> 01:12:47.739
‫آقایون براتون قهوه اوردم

01:12:47.763 --> 01:12:49.837
‫اونجا بذارش...

01:12:49.862 --> 01:12:52.023
‫- یانیک، قربان
‫- یانیک

01:12:54.003 --> 01:12:56.083
‫فامیلیت چیه؟

01:12:56.459 --> 01:12:58.039
‫نوبائر، قربان.

01:12:59.403 --> 01:13:02.403
‫یانیک، قربان نایباور

01:13:06.365 --> 01:13:08.625
‫من استفان رو قبلاً دیدم

01:13:09.643 --> 01:13:11.943
‫اسکار من باهاش رو در رو شدم

01:13:13.406 --> 01:13:16.762
‫اومده بود دفتر من ، همونی که بهت گفتم
‫گوهر رو پس اورده بود

01:13:16.943 --> 01:13:17.962
‫چی؟

01:13:17.987 --> 01:13:20.807
‫یه داستان از خودش ساخت تا بیاد پیش من

01:13:21.787 --> 01:13:24.787
‫و بعد دوباره برگشته
‫و دفتر من رو زیر و رو کرده

01:13:29.024 --> 01:13:31.899
‫اون با هر نیتی که اومده
‫بوده اینجا انجامش داده

01:13:31.923 --> 01:13:34.743
‫الان میتونه صدها کیلومتر دورتر باشه
‫ما دیگه هیچوقت پیداش نمیکنیم

01:13:36.363 --> 01:13:37.403
‫نه

01:13:38.860 --> 01:13:40.080
‫یه راه دیگه هم هست

01:13:42.323 --> 01:13:43.863
‫خانم

01:13:47.283 --> 01:13:48.963
‫خانم؟ صبر کنید!

01:13:51.043 --> 01:13:54.483
‫دکتری که بهش پول دادن تا سوابق
‫استفان رو امحاء کنه میشناسید؟

01:13:56.403 --> 01:13:58.423
‫خواهش میکنم تلاش کنید اسمشو به یاد بیارید

01:14:08.243 --> 01:14:11.003
‫لیبرمن، داری چه غلطی میکنی؟

01:14:11.403 --> 01:14:13.833
‫شما مدت زیادیه که اینجا مشغول کاری پروفسور

01:14:13.858 --> 01:14:15.499
‫خب این به تو چه دخلی داره؟

01:14:15.523 --> 01:14:18.899
‫- این کیه؟
‫- میشه یه بیمار رو به یاد بیاری ؟

01:14:18.923 --> 01:14:21.659
‫- دقیقاً این کارا به خاطر چیه؟
‫- یه پسر.

01:14:21.683 --> 01:14:23.543
‫استفان ناداژدی

01:14:23.971 --> 01:14:26.317
‫شاهدی داریم که میگه
‫شما دکترِ اون پسر بودین

01:14:26.342 --> 01:14:29.212
‫و برای علنی نشدن جُرماش باج گرفتید

01:14:29.923 --> 01:14:33.339
‫- چی؟
‫- تو اطلاعات پرونده اش رو در عوض پول دستکاری کردی

01:14:33.363 --> 01:14:34.925
‫مسخره نباش ، برو بیرون

01:14:34.950 --> 01:14:37.270
‫خانوادش بهت پول دادن
‫تا کارای پسرشون افشا نشه

01:14:37.295 --> 01:14:39.619
‫البته اون موقع فقط یه پزشک جوون بودید

01:14:39.643 --> 01:14:42.183
‫اما برای جرمتون یه شاهد داریم

01:14:42.283 --> 01:14:44.623
‫من به تو جواب پس نمیدم ، لیبرمن

01:14:46.763 --> 01:14:48.823
‫این یه تحقیق جنایی هست

01:14:50.243 --> 01:14:52.723
‫پس بشین روی اون صندلی

01:14:55.924 --> 01:14:57.860
‫همه چیز رو میگی و گرنه

01:14:57.885 --> 01:15:00.965
‫به جرم ممانعت از حل پرونده
‫دستگیرت میکنم ، فهمیدی؟

01:15:09.123 --> 01:15:11.523
‫تو این همه سالی که اینجا کار کردم

01:15:12.757 --> 01:15:15.177
‫چیزی مثل اون ندیدم

01:15:16.900 --> 01:15:18.900
‫از اون پسر چی یادتونه ؟

01:15:20.863 --> 01:15:22.543
‫زیاد صحبت نمیکرد

01:15:24.023 --> 01:15:26.503
‫اما... چشماش

01:15:29.583 --> 01:15:32.823
‫میشد با یه نگاه به چشاش فهمید
‫که ذهن عمیقاً آشفته ای داره

01:15:35.463 --> 01:15:38.503
‫نمی دونم از کجا گیر اورده بود

01:15:38.856 --> 01:15:39.783
‫چی رو؟

01:15:40.383 --> 01:15:41.536
‫چاقو

01:15:42.623 --> 01:15:44.919
‫حتما از میز شامش برداشته بود

01:15:44.943 --> 01:15:48.159
‫با چاقو به یکی از پسرهای بزرگتر از خودش

01:15:48.183 --> 01:15:49.623
‫که همیشه استفان رو مسخره میکرد

01:15:50.803 --> 01:15:52.447
‫حمله کرد

01:15:53.423 --> 01:15:55.719
‫شونزده سالگی از اینجا رفت

01:15:55.743 --> 01:15:57.963
‫انتقالش دادن یه بیمارستان دیگه

01:15:59.183 --> 01:16:02.263
‫بعدش دیگه نمیدونم چی به سرش اومد

01:16:02.663 --> 01:16:04.679
‫دیگه هیچوقت ندیدمش

01:16:04.703 --> 01:16:06.963
‫وقتی اینجا بود کجا نگهش میداشتن؟

01:16:08.063 --> 01:16:09.959
‫من باید اون مکان رو ببینم

01:16:09.983 --> 01:16:12.239
‫آسایشگاه چیلدرنز وینگ ( بال کودکان )

01:16:12.263 --> 01:16:14.959
‫خیلی قبلتر از اینکه تو بیای اینجا بستنش

01:16:14.983 --> 01:16:16.823
‫اما ساختمونش هنوز سرِ پاست

01:17:27.713 --> 01:17:28.869
‫استفان؟

01:17:30.623 --> 01:17:32.303
‫من استفان نیستم.

01:17:33.543 --> 01:17:35.223
‫استفان مُرده

01:17:37.522 --> 01:17:39.103
‫اون رو کشتن

01:17:41.932 --> 01:17:43.291
‫همه چیز رو به من بگو

01:17:45.096 --> 01:17:47.263
‫می خوام بشنوم ، می خوام بفهمم

01:17:52.135 --> 01:17:53.723
‫هوم

01:17:54.604 --> 01:17:56.738
‫- تو رو اوردن اینجا

01:17:58.823 --> 01:18:01.163
‫میدونی اون منو ول کرد؟

01:18:03.743 --> 01:18:05.423
‫پسر خودش رو

01:18:15.426 --> 01:18:17.543
‫فکر نکنم بخوای به من صدمه بزنی

01:18:20.461 --> 01:18:22.943
‫فکر کنم حتی نمی خواستی به
‫اون مردِ توی پارک هم صدمه بزنی

01:18:27.483 --> 01:18:29.483
‫چرا اون نتونست منو دوست داشته باشه ؟

01:18:31.803 --> 01:18:33.895
‫چون تو به اون دختر
‫کوچولو صدمه زدی، بلانکا

01:18:33.920 --> 01:18:35.963
‫قصدی نداشتم!

01:18:37.539 --> 01:18:41.307
‫خب ، باید تموم بشه این ماجرا

01:18:42.323 --> 01:18:44.483
‫حالا که مادرت مرده

01:18:49.740 --> 01:18:51.600
‫من اونو نکشتم

01:18:53.417 --> 01:18:54.354
‫چی؟

01:18:54.948 --> 01:18:56.827
‫میخواستم بُکُشمش

01:18:56.948 --> 01:18:59.923
‫فکر و ذکر روزانه ام کشتنش بود

01:19:01.563 --> 01:19:04.659
‫دلم میخواست به طرز وحشتناکی آزارش بدم

01:19:04.684 --> 01:19:06.307
‫بعدِش چی شد؟

01:19:09.283 --> 01:19:11.983
‫بعد از فرارم از بیمارستان ، اومدم که پیداش کنم

01:19:13.803 --> 01:19:16.523
‫تا جایی که شدنی بود بهش نزدیک شدم

01:19:17.863 --> 01:19:21.463
‫رفتم هتل، لباس
‫خدمتکار رو دزدیدم

01:19:22.563 --> 01:19:26.243
‫و با اون مرد جوون دیدمش

01:19:27.843 --> 01:19:31.563
‫میخندیدن ، لبخند میزدن

01:19:33.003 --> 01:19:35.083
‫همسن بچه اش بود

01:19:39.003 --> 01:19:41.723
‫میخواستم کنارش باشم

01:19:43.163 --> 01:19:46.363
‫میخواستم که به جای اون منو بغل بگیره

01:19:48.643 --> 01:19:51.323
‫اون بیشتر از هر چیزی میخواست که تو ببخشیش

01:19:55.046 --> 01:19:56.150
‫استفان

01:19:57.611 --> 01:19:59.111
‫میتونم کمکت کنم

01:20:01.283 --> 01:20:03.145
‫با من بیا

01:20:10.803 --> 01:20:12.419
‫نه شلیک نکن

01:20:24.646 --> 01:20:27.422
‫یه بار دیگه نجاتت دادم

01:20:27.563 --> 01:20:30.803
‫مثل قدیما

01:20:35.243 --> 01:20:36.963
‫اون قاتلی که دنبالشیم نیست

01:20:38.243 --> 01:20:40.619
‫- قاتل ما نیست؟
‫- نه

01:20:40.643 --> 01:20:42.868
‫چرت و پرته
‫عقلت رو از دست دادی؟

01:20:42.893 --> 01:20:45.539
‫او فقط یک بچه است دنبال
‫چیزیه که هممون میخوایم

01:20:45.563 --> 01:20:47.443
‫اینکه پدر مادرش بخوانش

01:20:48.483 --> 01:20:51.059
‫این خواستن و تجدید دیدار
‫هم با مُرده ی مادرش شدنی نبود

01:20:51.083 --> 01:20:52.473
‫ممنون

01:20:52.763 --> 01:20:56.087
‫اون یه اختلال شخصیتی
‫پیچیده ای داره ، رد داده

01:20:56.112 --> 01:20:57.985
‫اما نه، قاتلمون نیست

01:20:58.783 --> 01:21:01.343
‫فکر میکردم خیلی نزدیکیم

01:21:01.723 --> 01:21:03.508
‫- کلاهت
‫- ممنونم

01:21:03.533 --> 01:21:04.919
‫مشروب لازم شدم

01:21:08.363 --> 01:21:11.423
‫یه اسلیوویتز ( یه برند براندی ) برای
‫من یه شراب خونگی هم برای دوستم

01:21:22.523 --> 01:21:26.323
‫نه مظنونی ، نه سرنخی ، نه شاهدی

01:21:29.562 --> 01:21:32.738
‫فون بولو امیدوار بود این پرونده رو ازم بگیره

01:21:32.763 --> 01:21:35.939
‫الان با این ماجرا فرصتشو بدست اورد

01:21:35.963 --> 01:21:38.299
‫- متاسفم، اسکار...
‫- نه

01:21:38.323 --> 01:21:40.099
‫تقصیر تو نی

01:21:40.123 --> 01:21:43.423
‫اونقدری قانع شده بودم که هاوکه قاتله که
‫فراموش کرده بودم کارمو درست انجام بدم

01:21:44.105 --> 01:21:46.865
‫الان هم که دیگه هیچ ردی از قاتل نداریم

01:21:49.548 --> 01:21:51.684
‫- متاسفم قربان.
‫- مشکلی نیست

01:21:58.313 --> 01:22:00.803
‫چند تا میز؟ چند جا؟

01:22:01.704 --> 01:22:02.633
‫چی؟

01:22:03.843 --> 01:22:06.003
‫منظورت چیه؟ چرا؟

01:22:07.163 --> 01:22:10.419
‫اگر همین الان رفته بودیم بیرون و اینجا
‫نبودیم و نوشیدنی هامون رو می اوردن

01:22:10.444 --> 01:22:13.321
‫گارسون چطوری میفهمید
‫کدوم صندلی مال کدوممونه؟

01:22:13.346 --> 01:22:15.844
‫معمایی حرف میزنی مکس
‫داره خسته کننده میشه

01:22:15.869 --> 01:22:16.926
‫نه، نه، گوش کن

01:22:16.983 --> 01:22:19.119
‫اگر یک لحظه بلند می
‫شدیم و بیرون می رفتیم،

01:22:19.143 --> 01:22:22.743
‫اون از کجا مطمئن می شد
‫که این صندلی تو اه؟

01:22:23.903 --> 01:22:25.879
‫نمی دونم.

01:22:25.903 --> 01:22:29.983
‫دنبال کت من می گشت ، فکر کنم

01:22:32.079 --> 01:22:33.852
‫یادته هولر به ما چی گفت؟

01:22:35.876 --> 01:22:37.799
‫از جاشون بلند شدن که برن برقصن

01:22:37.823 --> 01:22:39.919
‫حالا، من کنتس هستم، تو هم هاوکه هستی.

01:22:39.943 --> 01:22:41.653
‫آره ، واضحه

01:22:41.715 --> 01:22:45.839
‫هولر گفت وقتی بلند شدن شال کنتس

01:22:45.863 --> 01:22:48.159
‫افتاد روی زمین - آره

01:22:48.183 --> 01:22:51.543
‫بعد هولر برش داشته

01:22:53.303 --> 01:22:58.623
‫اما اگه هولر شال رو به جای اینکه
‫روی صندلی کنتس بذاره گذاشته باشه روی صندلی هاوکه چی؟

01:23:00.543 --> 01:23:05.063
‫و کسی که سَم رو اورده

01:23:06.962 --> 01:23:08.603
‫سَم رو اونجا گذاشته

01:23:14.443 --> 01:23:16.979
‫ممکنه تمام این مدت اشتباه میکردیم

01:23:17.003 --> 01:23:20.443
‫اگه هاوکه هدفِ قتل بوده باشه چی؟

01:23:57.043 --> 01:24:00.203
‫ممکنه تمام این مدت نگاه هامون رو متوجه جاهای نادرستی کرده باشیم

01:24:02.783 --> 01:24:05.799
‫قربان ، رسوایی در هنگ

01:24:05.823 --> 01:24:08.399
‫اوهلان ها ، دقیقاً همون جوخه

01:24:08.424 --> 01:24:10.703
‫تاریخ ها هم مطابقت دارن

01:24:13.103 --> 01:24:17.343
‫مرد جوان، اوهلان، که
‫خود را حلق آویز کرد.

01:24:17.743 --> 01:24:20.103
‫توی رختخواب با یه سرباز دیگه مچشو میگیرن

01:24:21.143 --> 01:24:22.959
‫یک افسر

01:24:22.983 --> 01:24:25.799
‫میگه افسر اونو اغوا کرده بوده

01:24:25.823 --> 01:24:28.119
‫بلافاصله ترخیصش کردن

01:24:28.223 --> 01:24:31.223
‫هیچ اسمی وجود نداره
‫سرپوش گذاشتن روش

01:24:31.454 --> 01:24:32.657
‫هاوکه

01:24:33.223 --> 01:24:37.823
‫رابطه اش با کنتس، کنتس قادر بوده مانع از پخش شدن خبر و رسوایی هاوکه بشه

01:24:39.143 --> 01:24:40.543
‫بار الها

01:24:41.343 --> 01:24:42.743
‫اسکار؟

01:24:43.543 --> 01:24:44.823
‫متشکرم.

01:24:56.103 --> 01:24:57.583
‫زیبای من.

01:25:21.762 --> 01:25:24.399
‫هاوسمن شواهدی پیدا
‫کرده بود، من احمق بودم.

01:25:24.423 --> 01:25:27.359
‫- نادیده گرفتم.
‫- چه مدرکی؟

01:25:27.383 --> 01:25:28.999
‫توی اتاق کارکنان هتل

01:25:29.023 --> 01:25:32.103
‫تن فروشی ، جزو سرویسای اتاقا بوده

01:25:32.303 --> 01:25:34.763
‫برای همین هاوکه اونجا رو انتخاب کرده

01:25:36.113 --> 01:25:38.663
‫پس کی میخواد هاوکه رو بکشه ؟

01:25:39.996 --> 01:25:41.820
‫ما قاتل رو دیدیم ، اسکار

01:25:42.949 --> 01:25:45.103
‫به چهره اش خیره شدیم

01:26:42.894 --> 01:26:45.121
‫پس سم برای من بوده؟

01:26:58.019 --> 01:26:59.168
‫آقایون

01:27:02.863 --> 01:27:05.863
‫اوهلانی که خودکشی کرد ،پسر شما بود

01:27:07.863 --> 01:27:11.063
‫این حیوون گولش زد

01:27:12.508 --> 01:27:15.015
‫پسرم تابِ این رسوایی رو نداشت

01:27:15.390 --> 01:27:16.823
‫خودشو حلق آویز کرد

01:27:18.623 --> 01:27:21.983
‫خانم رایس ، لطفا بندازش زمین

01:27:23.656 --> 01:27:25.109
‫شما درک نمیکنید

01:27:27.922 --> 01:27:29.805
‫ما همدیگه رو دوست داشتیم.

01:27:46.015 --> 01:27:46.953
‫آقایون

01:28:06.883 --> 01:28:08.703
‫هاوکه آدم بدی نبود

01:28:10.539 --> 01:28:13.243
‫گمراه و تنها بود

01:28:14.890 --> 01:28:17.367
‫ناچار به زندگی با دروغ.

01:28:18.587 --> 01:28:20.827
‫شیطان با قیافه زن؟

01:28:24.531 --> 01:28:26.951
‫اینجا هیچ شرارتی وجود نداره ، مکس.

01:28:42.311 --> 01:28:46.511
‫اونا از تو خواستن که شاهدِ
‫جلسه ی انضباطی من باشی؟

01:28:48.754 --> 01:28:49.668
‫کنایه آمیزه.

01:28:50.551 --> 01:28:53.290
‫چه لحظه ی پیروزمندانه
‫ای برای تو شد ، لیبرمن

01:28:54.517 --> 01:28:55.722
‫صبر کن

01:28:56.915 --> 01:28:58.995
‫نوبت من هم میشه

01:29:06.019 --> 01:29:10.279
‫ هیچ نیازی برای فرزند بیشتر از محبتِ
‫پدر و مادرش نیست

01:29:11.212 --> 01:29:14.428
‫شاید اون کودک هنوز درونِ همه ی ماها باشه

01:29:14.483 --> 01:29:16.683
‫هنوز هم مشتاق محبت و توجه اونها باشه

01:29:17.923 --> 01:29:20.387
‫عشق والدین به بچه ها می تونه قدرتمند باشد

01:29:20.412 --> 01:29:22.583
‫گاهی میتونه همه چیز باشه

01:29:23.483 --> 01:29:27.083
‫بعضی از والدین همه چیز
‫رو فدای فرزنداشون میکنن

01:29:27.676 --> 01:29:29.336
‫حتی خودشون رو

01:29:29.360 --> 01:29:49.360
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.