﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:14.700
<c.yellow>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:01:48.330 --> 00:01:53.210
قسمت چهاردهم     آزادی

00:01:48.330 --> 00:01:53.210
قسمت چهاردهم     آزادی

00:01:49.940 --> 00:01:51.800
.آرنهید

00:01:54.260 --> 00:01:57.860
.پس یعنی اینجا مزرعه ی کِتیل هست

00:01:59.210 --> 00:02:01.450
.باورم نمی‌شه

00:02:01.450 --> 00:02:05.660
.باورم نمی‌شه که فقط چند روز از هم دیگه فاصله داشتیم

00:02:07.180 --> 00:02:09.020
...به نظر می‌رسه که خسته هستی

00:02:10.100 --> 00:02:15.020
.اما بازم مثل همیشه زیبایی...

00:02:21.410 --> 00:02:26.040
چی؟ آرنهید سان شوهر داشته؟

00:02:31.600 --> 00:02:33.610
حال هیجالتی خوبه؟

00:02:34.640 --> 00:02:38.050
.دیگه باید حسابی بزرگ شده باشه

00:02:47.940 --> 00:02:49.050
...گاردار

00:02:51.780 --> 00:02:53.080
...هیجالتی

00:03:01.570 --> 00:03:02.440
.خب

00:03:03.300 --> 00:03:08.260
.بیا سه تایی برگردیم. همون خونه‌ای که ازش اومدیم

00:03:10.710 --> 00:03:11.660
خونه‌مون؟

00:03:12.790 --> 00:03:15.170
.دستش رو نگیر، آرنهید

00:03:21.980 --> 00:03:24.410
.اگه این کار رو کنی، می‌کشمش

00:03:40.610 --> 00:03:41.820
!گاردار

00:03:41.820 --> 00:03:42.490
!کیتسونه

00:03:43.490 --> 00:03:45.440
.آرنهید رو بردار و از اینجا برو

00:03:45.440 --> 00:03:46.410
.چشم

00:03:54.060 --> 00:03:56.560
.اون باید مشکلی براش پیش اومده باشه، آنیکی

00:03:56.560 --> 00:03:59.700
حتماً فراموش کرده که دنبالش هستن؟

00:04:01.750 --> 00:04:04.590
حقیقت داره که لیزارد کشته شده؟

00:04:07.580 --> 00:04:10.570
.بله. سرش از تنش جدا شد

00:04:12.360 --> 00:04:13.700
.که این‌طور

00:04:16.400 --> 00:04:19.520
.اون اینجا اومده که آرنهید رو بدزده

00:04:19.520 --> 00:04:21.380
.باید مثل جونت ازش محافظت کنی

00:04:21.380 --> 00:04:22.140
.اطاعت

00:04:24.530 --> 00:04:26.410
توی عوض کِتیل هستی؟

00:04:29.380 --> 00:04:31.060
اگه من باشم که چی؟

00:04:33.080 --> 00:04:34.710
!می‌کشمت

00:04:35.540 --> 00:04:38.540
!نکن، گاردار! دیونه‌بازی در نیار

00:04:38.540 --> 00:04:40.180
!گاردار

00:04:49.110 --> 00:04:50.620
.اِینار، تو صبرکن

00:04:50.620 --> 00:04:53.140
ما حتی نمی‌دونیم داره چه اتفاقی می‌افته. می‌خوای چی کار کنی؟

00:04:53.400 --> 00:04:55.810
می‌خوای به اِسنیک سان حمله کنی؟

00:04:56.250 --> 00:04:58.060
!من خوب می‌دونم داره چه اتفاقی می‌افته

00:04:58.400 --> 00:05:01.940
.شوهر آرنهید سان اینجاست که نجاتش بده

00:05:02.350 --> 00:05:05.700
مگه نمی‌خوای اون هم آزاد بشه؟

00:05:05.950 --> 00:05:08.600
.معلومه می‌خوام، ولی بهتره یه نگاهی به شرایط بندازی

00:05:08.600 --> 00:05:11.080
.برای این کار باید از سد سه نفر بگذری

00:05:11.080 --> 00:05:14.560
...خودم خوب می‌دونم که به اندازه‌ی کافی قوی نیستم، ولی

00:05:14.560 --> 00:05:17.770
.اِینار، من همچین حرفی نمی‌زنم

00:05:18.650 --> 00:05:20.620
تو می‌تونی کسی رو بکشی؟

00:05:21.070 --> 00:05:23.460
...چه می‌خواد اون طرف آشنا باشه و چه نباشه

00:05:23.460 --> 00:05:25.990
می‌تونی با این تبر یک نفر رو بکشی؟...

00:05:31.910 --> 00:05:36.900
پس... من باید چی کار کنم؟

00:05:39.410 --> 00:05:41.440
.انتخاب خوبی بود، تورفین

00:05:42.470 --> 00:05:44.690
.شما بهتره از اونجا خوب نگاه کنین

00:05:46.290 --> 00:05:48.120
.من این رو زنده دستگیر می‌کنم

00:05:48.860 --> 00:05:52.070
.باید ازش چندتا سوال کنم و اینکه هویتش رو هم شناسایی کنم

00:06:00.790 --> 00:06:04.090
.مراقب باش، آنیکی، اون خیلی قوی هست

00:06:04.440 --> 00:06:09.450
کی بهت گفته که این‌ حرف رو بزنی، خنگ خدا؟

00:06:10.970 --> 00:06:12.820
.وای

00:06:17.800 --> 00:06:21.310
.رئیس، نمی‌تونی زنده دستگیرش کنی، باید بکشیش

00:06:21.310 --> 00:06:25.900
.دهنت رو ببند. فقط داشتم خودم رو گرم می‌کردم

00:06:26.360 --> 00:06:29.780
و اینکه شما موفق شدین یک ضربه بهش بزنین؟

00:06:29.780 --> 00:06:33.530
...چی؟ خب راستش، مایه‌ی شرمساری هست ولی

00:06:34.980 --> 00:06:37.110
.اون زخمی شده

00:06:37.110 --> 00:06:40.760
چه‌جوری شما سه نفر نتونستین حریف یک مرد زخمی بشین؟

00:06:54.600 --> 00:06:56.300
.خب... پس قراره این‌جوری پیش بره

00:07:03.250 --> 00:07:06.170
.بَدگیر، دست و پاش رو ببند

00:07:06.690 --> 00:07:09.590
!گاردار! گاردار-

00:07:07.130 --> 00:07:10.320
.معرکه بود، با یک ضربه کارش رو تموم کردی-

00:07:11.970 --> 00:07:14.100
!گاردار

00:07:18.620 --> 00:07:20.490
!آرنهید

00:07:22.330 --> 00:07:24.330
!آرنهید

00:07:28.340 --> 00:07:30.420
!آرنهید

00:07:32.620 --> 00:07:34.390
!آرنهید-

00:07:33.140 --> 00:07:34.730
.خفه شو، تکون بخور-

00:07:37.430 --> 00:07:39.180
.بهتره دفاع خودتون رو پایین نیارین

00:07:39.180 --> 00:07:42.570
.همیشه پنج نفر رو بسپار که مراقبش باشن-

00:07:40.340 --> 00:07:42.570
!آرنهید

00:07:42.570 --> 00:07:47.740
.و به عموی کجالارک خبر بده که تونستیم مجرم رو دستگیر کنیم-

00:07:46.100 --> 00:07:47.740
!آرنهید-

00:07:47.740 --> 00:07:48.950
.فهمیدم

00:07:54.550 --> 00:07:55.900
...خیلی خب

00:07:56.880 --> 00:07:59.480
.به نظر می‌رسه شما می‌خواین چیزی بگین

00:07:59.480 --> 00:08:02.460
.ولی برام یک کلمه از حرف‌های یک مشت برده مهم نیست

00:08:06.530 --> 00:08:08.360
می‌تونی این‌جوری بذاری بره؟

00:08:09.040 --> 00:08:11.220
.تحمل کردن این براش غیرممکنه

00:08:11.220 --> 00:08:13.870
.اون یکی از مردهای من رو کشته

00:08:13.870 --> 00:08:16.090
.و اینکه مسئول قتل بقیه‌ کسایی که مردن هم هست

00:08:17.810 --> 00:08:20.460
...فقط این نیست، اون ارباب خودش رو کشته

00:08:20.460 --> 00:08:23.720
.و اینجا اومده بود که دارایی باارزش ارباب، یعنی آرنهید دوست‌داشتنی رو بدزده...

00:08:25.580 --> 00:08:28.760
.نمی‌تونیم بذاریم همچین آدمی آزاد بچرخه

00:08:38.550 --> 00:08:41.500
.آرنهید، بهتره اون رو فراموش کنی

00:08:41.900 --> 00:08:44.250
.اون شوهر تو نیست

00:08:44.730 --> 00:08:47.140
.اون یک برده‌ی فراری هست که عقلش رو از دست داده

00:08:52.660 --> 00:08:58.060
.پای خودتون رو از این موضوع بکشین کنار. بهتره به جاش مراقب پیرمرد باشین

00:09:41.160 --> 00:09:42.040
.اِینار، صبرکن

00:09:42.040 --> 00:09:43.030
.اِینار سان

00:09:48.070 --> 00:09:49.860
.لطفاً بشینین

00:09:51.940 --> 00:09:55.000
.دیگه تقریباً... وقت شام رسیده

00:09:59.300 --> 00:10:02.760
...امشب، توی این تاریکی می‌تونیم

00:10:02.760 --> 00:10:06.790
.به احتمال زیاد بتونی از محافظین اِسنیک رَد بشی و گاردار سان رو آزاد کنی...

00:10:07.890 --> 00:10:12.180
.اگه کاری نکنیم، ممکنه شوهرت کشته بشه

00:10:14.480 --> 00:10:17.880
.خیلی ممنون، ولی اشکالی نداره

00:10:18.580 --> 00:10:21.060
.بعضی‌وقت‌ها، چیزی قرار نیست تغییر کنه

00:10:23.880 --> 00:10:27.270
.و بهتره که توی اون زمان هیچ کاری انجام ندی

00:10:29.040 --> 00:10:33.160
.بهتره سر جات بشینی و بذاری که طوفان بیاد و بره

00:10:35.240 --> 00:10:38.810
.اِینار سان، دوست ندارم شما هم درگیر این طوفان بشین

00:10:43.090 --> 00:10:47.420
مگه گاردار سان رو... دوست ندارین؟

00:10:48.840 --> 00:10:49.930
.دوستش دارم

00:10:50.880 --> 00:10:58.490
.پدر و مادرمون ترتیب ازدواج ما رو داده بودن، ولی هم با من و هم با پسرمون مهربون بود

00:10:59.810 --> 00:11:02.170
.پس برای همین باید بریم

00:11:02.170 --> 00:11:06.200
.حتی اگه مجبور بشیم با اِسنیک سان و بقیه مبارزه کنیم، ارزشش رو داره

00:11:06.950 --> 00:11:08.950
مگه نه، تورفین؟

00:11:12.480 --> 00:11:15.500
.خواهش می‌کنم، تورفین. قدرتت رو بهم قرض بده

00:11:15.500 --> 00:11:17.840
...من توجه نگهبان‌ها رو جلب می‌کنم، تو هم

00:11:17.840 --> 00:11:22.570
.من پسرمون رو به خاطر قمار از دست دادم

00:11:29.090 --> 00:11:34.010
می‌شه یه خورده... راجب داستانم باهاتون صحبت کنم؟

00:11:43.760 --> 00:11:46.570
.برمی‌گرده به سال‌ها پیش

00:12:13.700 --> 00:12:19.320
.خانواده‌ی ما توی یک روستا در سوئد زندگی می‌کردن

00:12:20.370 --> 00:12:25.030
.نه فقیر بودیم و نه ثروتمند، زندگی آرومی داشتیم

00:12:33.040 --> 00:12:35.260
...وقتی بچه‌مون یک سالش که شد

00:12:35.260 --> 00:12:39.290
.توی اعماق جنگل، در یک مرداب موفق شدن معدن آهن پیدا کنن...

00:12:40.440 --> 00:12:47.380
چیزی نگذشت که چند گروه که خودشون رو صاحب مرداب می‌دونستن
 .بین‌ـِشون یک درگیری شکل گرفت

00:12:48.890 --> 00:12:52.910
...دوست گاردار هم یکی از کسانی بود که توی این درگیری نقش داشت

00:12:53.800 --> 00:12:56.150
.برای همین ازش درخواست کمک کرد...

00:12:58.550 --> 00:13:04.930
.گاردار با بقیه‌ی اهالی روستا صحبت کرد، که با هم به یک نتیجه برسن

00:13:05.890 --> 00:13:08.970
باید توی این درگیری شرکت کنیم یا نه؟

00:13:10.000 --> 00:13:12.430
.اگه برنده بشیم، صاحب آهن می‌شیم

00:13:17.480 --> 00:13:22.040
.برای همین مردان تصمیم گرفتن وارد جنگ بشن

00:13:29.920 --> 00:13:33.960
.من و یک خانوم دیگه که صحبت‌هاشون رو می‌شنیدیم شوکه شدیم

00:13:34.680 --> 00:13:40.860
.آخه، روستای ما هرچیزی که نیاز داشت رو به اندازه‌ی کافی داشت

00:13:43.910 --> 00:13:50.250
.ولی زن‌ها موفق نشدن که نظر مردان رو برگردونن

00:13:53.140 --> 00:13:55.980
.گاردار، خواهش می‌کنم بهش فکر کن و قبول نکن

00:13:55.980 --> 00:13:59.640
.الان توی شرایطی نیستم که از بی‌آهنی دست به همچین کاری بزنیم

00:14:03.470 --> 00:14:07.030
چرا از زندگی خودت برای چیزی که نیاز نداریم می‌گذری؟

00:14:07.890 --> 00:14:09.180
.آرنهید

00:14:12.200 --> 00:14:13.430
.نیاز داریم

00:14:15.520 --> 00:14:18.960
.یونگاه اهل غرب آدم جاه‌طلبی هست

00:14:19.940 --> 00:14:25.210
.اگه آهن به دست بیاره، توازن قدرت توی این منطقه از بین می‌ره

00:14:29.680 --> 00:14:31.580
.و اون موقع روستای ما ثروتمند می‌شه

00:14:32.640 --> 00:14:34.280
.این برای شماست

00:14:45.340 --> 00:14:50.410
.هیجالتی، تا وقتی من نیستم از مادرت محافظت کن

00:14:52.450 --> 00:14:54.830
.من متوجه حرفاش نمی‌شدم

00:14:54.830 --> 00:14:56.360
.آی، دردم گرفت

00:14:58.290 --> 00:15:02.900
.اگه می‌خواد ازمون محافظت کنه بهتره همینجا پیش ما بمونه

00:15:10.360 --> 00:15:13.750
...همه‌ی مردان جوان روستا به جنگ رفتن

00:15:14.190 --> 00:15:17.260
.در حالی که زن‌ها و بچه‌ها خونه موندن تا از روستا محافظت کنن...

00:15:17.260 --> 00:15:19.520
.چند هفته گذشت

00:15:21.490 --> 00:15:22.650
...و بعد

00:15:28.820 --> 00:15:30.030
.نگاه کن

00:15:31.700 --> 00:15:36.420
.یک کشتی از دوردست دیدیم، اول فکر کردیم که مردهامون برگشتن

00:15:40.000 --> 00:15:41.900
...ولی این‌جوری نشد

00:15:53.920 --> 00:15:57.110
.وقتی مردان رفته بودن بهمون حمله کردن

00:15:58.950 --> 00:16:02.490
.خونه‌مون رو سوزاندن. پیرها رو کشتن

00:16:02.940 --> 00:16:08.170
.زن‌ها رو سوار کشتی کردن و با خودشون بردن

00:16:09.880 --> 00:16:14.310
...و من... هیجالتی رو از دست دادم

00:16:23.810 --> 00:16:31.670
!هیجالتی! نــــــــــــــــــه! هیجالتی

00:16:45.920 --> 00:16:51.240
.وقتی امروز گاردار رو دیدم، ازش ترسیدم

00:16:52.960 --> 00:16:57.300
.مطمئنم تمام رنج‌هایی که تا اینجا کشیده اون رو تغییر داده

00:16:58.360 --> 00:17:02.710
.اون الان خود طوفان هست

00:17:06.240 --> 00:17:14.310
.این‌دفعه، من باید از بچه‌هامون، در برابر طوفان مردان محافظت کنم

00:17:17.350 --> 00:17:19.130
بچه‌تون؟

00:17:22.020 --> 00:17:24.630
...اون روز متوجه شدم

00:17:26.020 --> 00:17:30.940
.من الان بچه‌ی کِتیل سان رو توی شکمم پرورش میدم

00:17:35.880 --> 00:17:39.910
.مطمئنم که ارباب از این بچه حمایت می‌کنه

00:17:40.720 --> 00:17:42.900
.هرچی نباشه، خودش منتظر بودن

00:17:44.770 --> 00:17:52.460
.توی یکی از این زمین‌ها، می‌تونم توی آرامش بچه‌م رو بزرگ کنم

00:17:55.940 --> 00:17:58.680
...برای همین، اِینار سان

00:17:59.540 --> 00:18:04.090
.تا وقتی که طوفان می‌گذره اینجا بمون

00:18:06.740 --> 00:18:07.900
.اینجا بمون

00:19:08.100 --> 00:19:13.960
.آرنهید، فکر می‌کردم منتظری که طوفان بیاد و بره

00:19:16.390 --> 00:19:19.500
قربان، شما داشتین گوش می‌کردین؟

00:19:21.570 --> 00:19:26.560
...شاید از نظر من تو دیگه خیلی پیر شده باشم

00:19:26.920 --> 00:19:30.600
.ولی هنوز عقلم رو از دست ندادم. من رو دستکم نگیر...

00:19:36.100 --> 00:19:39.620
.فکر کردم حداقل می‌تونم زخم‌هاش رو مداوا کنم

00:19:45.750 --> 00:19:50.500
...می‌دونم که قرار نیست دوباره اون رو ببینم

00:19:52.390 --> 00:19:55.350
برای چی؟...

00:20:01.000 --> 00:20:07.780
.من هم یکبار منتظر بودم که طوفان بیاد و بره

00:20:10.960 --> 00:20:17.770
.نه، از ترس... قایم شده بودم

00:20:30.120 --> 00:20:35.000
.این مربوط به بیست سال پیش می‌شه

00:20:38.130 --> 00:20:45.910
.پسرم کِتیل و یکی از دخترای زبای روستا عاشق هم‌دیگه بودن

00:20:49.090 --> 00:20:54.600
...ولی یک روز، مردی به اِسم ایبه از روستای کناری آمد

00:20:54.600 --> 00:20:58.360
.و زمانی که داشت قدرت‌نمایی می‌کرد، عاشق اون دختر شد...

00:20:58.360 --> 00:21:01.990
.و من تصمیم گرفتم تصمیم درناکی رو بگیرم

00:21:03.480 --> 00:21:08.980
.کِتیل آماده بود برای محافظت از اون مبارزه کنه

00:21:10.560 --> 00:21:14.730
.ولی اون زمان، ما ضعیف بودیم

00:21:14.730 --> 00:21:18.060
.خیلی‌ها از ایبه وحشت داشتن

00:21:18.620 --> 00:21:21.910
.فکر می‌کردن اگه مبارزه کنن کشته می‌شن

00:21:24.980 --> 00:21:30.170
.برای همین مجبور شدیم تصمیم سختی بگیریم

00:21:34.000 --> 00:21:37.130
.اگه مردان اسکاندیناوی این تصمیم رو بشنون خنده‌شون می‌گیره

00:21:37.610 --> 00:21:43.050
.برای محافظت کردن از خودم دو دستی اون دختر رو تحویل‌ش دادم

00:21:47.520 --> 00:21:52.460
...اما، زمان ازدواج‌شون که فرا رسید

00:22:07.570 --> 00:22:13.660
.ایبه توسط کسی که نسبت به اون و ثروتش کینه داشت مورد حمله قرار گرفت...

00:22:18.050 --> 00:22:21.510
...وقتی خبر رو شنیدم با عجله اونجا رفتم

00:22:22.050 --> 00:22:26.430
.و همه چیز اونجا تبدیل به خاکستر شده بود...

00:22:37.780 --> 00:22:43.190
چرا؟ چرا همیشه این اتفاق‌ها می‌افته؟

00:22:50.000 --> 00:22:52.510
...اگه چیزی باشه که بخوام بهت بگم

00:22:56.040 --> 00:23:04.340
حتی اگه بتونی در برابر طوفان از خودت دفاع کنی، زخم‌هایی... 
 .که به جا می‌ذاره تا مدت‌ها باقی می‌مونه

00:23:19.220 --> 00:23:23.320
.ببخشین که نمی‌تونم بهت کمک کنم

00:23:37.990 --> 00:23:40.540
.من به زودی برمی‌گردم

00:24:07.760 --> 00:24:21.760
<c.yellow>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:25:52.150 --> 00:25:55.030
قسمت پانزدهم     طوفان

00:25:52.150 --> 00:25:55.030
قسمت پانزدهم     طوفان

00:25:53.030 --> 00:25:54.100
.طوفان