﻿WEBVTT

00:00:05.340 --> 00:00:13.450
‫در گوشه‌ای از قلبم گلی شکوفه می‌دهد.

00:00:14.350 --> 00:00:21.260
‫گل کوچکی که نامی ندارد.

00:00:23.360 --> 00:00:30.270
‫در زمان ناراحتی، اگر گلبرگ قرمزی را،

00:00:30.570 --> 00:00:34.470
‫در گوشه چشمت قرار بدهی...

00:00:35.370 --> 00:00:39.880
‫...اشک‌ها حتما ناپدید می‌شوند.

00:00:40.780 --> 00:00:48.290
‫هر زمانی که به اشک ریختن فکر می‌کنم،

00:00:49.790 --> 00:00:57.290
‫فقط یک صدا کافیه تا سرازیر بشن،

00:00:58.200 --> 00:01:05.700
‫تا زمانی که این گل در قلبم باشه،

00:01:07.200 --> 00:01:15.910
‫فقط با فکر کردن به آن قدرت می‌گیرم.

00:01:15.930 --> 00:01:35.930
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:50.620 --> 00:01:53.590
‫ببینم...سارا پدرت در هنده درسته؟

00:01:54.630 --> 00:01:55.930
‫بله! درسته.

00:01:56.290 --> 00:01:58.930
‫پس...کوه الماس کجاست؟

00:01:59.300 --> 00:02:01.600
‫خدای من...دوباره داری در مورد الماس‌ها حرف می‌زنی؟

00:02:02.300 --> 00:02:04.600
‫آخه...می‌خوام در موردشون بشنوم!

00:02:04.640 --> 00:02:05.940
‫ما هم می‌خوایم در موردشون بشنویم.

00:02:10.640 --> 00:02:14.950
‫در نامه، پدر گفت که برای رسیدن به اونا از بمبئی شروع می‌کنیم...

00:02:15.310 --> 00:02:18.280
‫...بعد به داخل قاره نزدیک شهری به نام حیدرآباد می‌ریم...

00:02:18.650 --> 00:02:21.950
‫به اون منطقه، منطقه گلکوندا می‌گن و یک قصر قدیمی 
‫در اونجا وجود داره.

00:02:22.650 --> 00:02:24.290
‫الماس‌ها تو اون قصرن؟

00:02:24.990 --> 00:02:29.290
‫البته که نه! معادن المالس پدر نزدیک اون منطقه هستن.

00:02:29.330 --> 00:02:33.970
‫وای! پس...تمــام کوه پر از الماسه نه؟

00:02:34.370 --> 00:02:36.300
‫لوتی...قطعا نمی‌تونه اینجوری باشه.

00:02:36.670 --> 00:02:37.640
‫تمومش می‌کنی؟

00:02:39.000 --> 00:02:40.970
‫چرا داری این چیزای درهم و برهمو به رفیق کوچولوت می‌گی؟

00:02:43.010 --> 00:02:48.650
‫لوتی، اگه تمام اون کوه پر از الماس باشه، 
‫همه پولدار میشن درسته؟

00:02:50.350 --> 00:02:54.990
‫هرچند که، من فکر می‌کنم سارا صرفا تصور می‌کنه
‫که دختر پولداریه.

00:02:56.020 --> 00:02:59.660
‫من فقط داشتم بهش می‌گفتم تو نامه پدر چی نوشته شده بود.

00:03:00.030 --> 00:03:03.330
‫درسته! پدر سارا صاحب کوه الماسه!

00:03:03.700 --> 00:03:06.330
‫تو حتی نمی‌دونی الماس چی هست لاوینیا!

00:03:06.700 --> 00:03:11.670
‫معلومه که می‌دونم الماس چیه! مامانم تو خونه داره!

00:03:11.700 --> 00:03:15.340
‫اونا از مدل‌هایی هستن که مردم معمولی باید حقوق 
‫یک سالشون رو برای گرفتنش بدن.

00:03:15.710 --> 00:03:17.340
‫اون چندین حلقه الماس داره!

00:03:17.710 --> 00:03:18.680
‫واو!

00:03:19.710 --> 00:03:23.010
‫اما، همه‌ی این الماس‌ها در آفریقا استخراج می‌شن.

00:03:23.380 --> 00:03:25.680
‫اینکه هند معدن الماس داره،

00:03:26.050 --> 00:03:26.350
‫من هیچ وقت همچین چیزی نشنیدم.

00:03:33.730 --> 00:03:35.690
‫من نمی‌خوام در این مورد بحث کنم.

00:03:36.060 --> 00:03:37.700
‫اما، پدر دروغ نمی‌گه.

00:03:39.400 --> 00:03:43.030
‫اون در نامه نوشته که معادنی که صاحبشون شده
‫به نظر آینده‌دار هستن.

00:03:43.740 --> 00:03:45.700
‫من فکر میکنم در  هند الماس برای استخراج کردن وجود داره.

00:03:46.400 --> 00:03:48.710
‫پس، می‌تونم بپرسم چندتا الماس از معدن استخراج کردن؟

00:03:49.410 --> 00:03:53.380
‫خب، پدر این رو تو نامه ننوشته بود.

00:03:54.080 --> 00:03:59.050
‫پس پدرت فقط خودش داره تصور می‌کنه که پادشاه الماسه.

00:04:00.090 --> 00:04:02.390
‫در مورد تو که تظاهر به شاهزاده بودن می‌کنی هم همینطوره.

00:04:03.090 --> 00:04:05.720
‫خب، تو می‌تونی هرکسی که می‌خوای باشی...درسته بچه‌ها؟

00:04:06.420 --> 00:04:10.400
‫پس آرمنگارد،...بفرما تلاش کن خودتو یه شاهزاده تصور کنی!

00:04:10.760 --> 00:04:16.400
‫ها؟ من؟ ولی من نمی‌تونم.
‫چون وزنم خیلی زیاده.

00:04:20.440 --> 00:04:22.070
‫جسی، گرترود، شنیدین؟

00:04:22.440 --> 00:04:25.080
‫آرمنگارد خودشو می‌شناسه!

00:04:26.110 --> 00:04:29.750
‫اما، سارا هیچ ایده‌ای نداره که واقعا کیه.

00:04:30.120 --> 00:04:32.420
‫اول اینکه اون برای شاهزاده بودن خیلی لاغره.

00:04:33.450 --> 00:04:34.090
‫لاوینیا...

00:04:34.790 --> 00:04:35.420
‫چیه؟

00:04:36.120 --> 00:04:38.760
‫چیزی که ما تصور می‌کنیم هستیم چیزیه که
‫در قلبمون نگهش می‌داریم.

00:04:39.460 --> 00:04:41.760
‫ربطی به ظاهر بیرونیمون نداره.

00:04:42.460 --> 00:04:46.100
‫همین که تصور کنی چیز دیگه‌ای هستی کافیه.

00:04:46.800 --> 00:04:49.100
‫این پاسخ معمولی‌ای برای نماینده کلاسمونه!

00:04:49.800 --> 00:04:53.440
‫من ولت می‌کنم تا به تصور کردن اینکه دختر یک
‫پادشاه الماس هستی ادامه بدی.

00:04:53.810 --> 00:04:56.440
‫اگه برات مناسبه پس اشکالی نداره!

00:04:57.480 --> 00:04:58.110
‫خودشه!

00:05:00.810 --> 00:05:04.780
‫ما از این به بعد «شاهزاده الماس» صدات می‌کنیم.

00:05:05.480 --> 00:05:06.450
‫خوبه بچه‌ها؟

00:05:07.150 --> 00:05:10.460
‫اون شاهزاده‌ی مدرسه‌است!

00:05:10.820 --> 00:05:13.790
‫در این مدرسه قطعا کسایی هستن که مشهور می‌شن.

00:05:14.490 --> 00:05:18.460
‫پس «شاهزاده الماس»، امیدوارم وقتی ملکه شدی...

00:05:18.830 --> 00:05:23.800
‫...ما رعیت‌ها رو فراموش نکنی!

00:05:24.500 --> 00:05:25.800
‫پس، با اجازه‌اتون.

00:05:32.510 --> 00:05:33.480
‫با اجازه‌اتون.

00:05:40.850 --> 00:05:43.490
‫هی! صبر کن لاوینیا!

00:05:44.860 --> 00:05:45.490
‫چیه؟

00:05:46.520 --> 00:05:49.490
‫واقعا از سارا متنفری؟

00:05:50.200 --> 00:05:51.830
‫چطور می‌تونم ازش متنفر باشم؟

00:05:52.530 --> 00:05:55.500
‫اون فقط فکر می‌کنه که دختر یه پادشاهه.

00:05:55.870 --> 00:05:57.170
‫من اینو باور نمی‌کنم!

00:05:59.870 --> 00:06:03.510
‫آه...بچه‌ها، دارید اینجا شایعات پنهانی رو پخش می‌کنید؟

00:06:03.540 --> 00:06:05.840
‫بله! همینطوره آملیا-سنسه!

00:06:05.880 --> 00:06:06.510
‫لاوینیا!

00:06:07.210 --> 00:06:13.180
‫خب...آملیا-سنسه، ما تصمیم گرفتیم که سارا رو
‫«شاهزاده‌ی الماس» صدا کنیم.

00:06:13.220 --> 00:06:15.850
‫آه...«شاهزاده الماس»...

00:06:16.550 --> 00:06:21.530
‫من احساس می‌کنم که اینجوری صدا کردنش
‫به عنوان نماینده کلاس مناسبشه.

00:06:21.890 --> 00:06:25.200
‫آه...چه لقب فوق‌العاده‌ای!

00:06:25.560 --> 00:06:28.530
!خانم مدیر قطعا خیلی خوشحال میشه

00:06:47.920 --> 00:06:50.220
‫اونه-ساما، شنیدین؟

00:06:50.920 --> 00:06:56.230
‫دانش‌آموزا شروع کردن سارا-سان رو «شاهزاده الماس»
‫صدا می‌زنن!

00:06:58.930 --> 00:07:00.900
‫خیلی عالیه!

00:07:01.270 --> 00:07:05.240
‫فوق‌العاده‌اس که یه شاهزاده داره تو مدرسه‌امون درس می‌خونه.

00:07:05.600 --> 00:07:06.570
‫آملیا...

00:07:07.940 --> 00:07:11.910
‫خوبه که دانش‌آموزا اینکارو بکنن، اما
‫انجامش برای تو هم مناسبه؟

00:07:12.280 --> 00:07:13.910
‫اما، اونه-ساما،

00:07:15.280 --> 00:07:18.920
‫آملیا، دلیل اینکه ما امروز به این نقطه رسیدیم...

00:07:18.950 --> 00:07:21.250
‫...اینه که ما آموزش دادن اخلاقیات به اونها رو فراموش نمی‌کنیم.

00:07:22.620 --> 00:07:24.590
‫ما باید در همه‌ی امور محتاط باشیم.

00:07:25.290 --> 00:07:29.260
‫احساس می‌کنم که داستان معادن الماس باید
‫برای جلب رضایت ما تایید بشه.

00:07:29.960 --> 00:07:33.930
‫آمم...کجا دارین میرین؟

00:07:35.300 --> 00:07:36.930
‫یه سر میرم به دفتر وکیل بارو.

00:07:38.300 --> 00:07:41.270
‫اون نماینده رالف کورو در لندنه.

00:07:41.970 --> 00:07:44.610
‫اون هر اخباری در مورد معادن الماس رو می‌دونه.

00:07:44.980 --> 00:07:47.280
‫بـ-بله...اونه-ساما.

00:07:47.310 --> 00:07:49.280
‫پس، بقیه‌اش رو به تو می‌سپرم.

00:08:05.660 --> 00:08:06.300
‫ممنونم.

00:08:14.010 --> 00:08:15.640
‫خدای من، مینچین-سنسه!

00:08:16.670 --> 00:08:21.310
‫هیچ وقت فکر نمی‌کردم که شما شخصا به دفتر من بیاید.

00:08:22.010 --> 00:08:27.320
‫حقیقت داره که پدر سارا-سان صاحب 
‫معادن الماس در هند شده؟

00:08:27.350 --> 00:08:31.660
‫اوه! ظاهرا کاپیتان کورو برای دخترشون نامه نوشتن.

00:08:31.690 --> 00:08:32.660
‫بله.

00:08:33.020 --> 00:08:35.330
‫حقیقت داره مینچین-سنسه.

00:08:36.690 --> 00:08:43.670
‫پدر اون یکی از برجسته‌ترین صاحبان معادن الماس در جهانه.

00:08:43.700 --> 00:08:45.000
‫یکی از برجسته‌ترین صاحبان!

00:08:46.370 --> 00:08:48.340
‫دارید حقیقت رو به من می‌گید؟

00:08:48.370 --> 00:08:49.670
‫البته.

00:08:50.040 --> 00:08:56.010
‫من حتی خودم هم در معادن کورو سرمایه‌گذاری کردم.

00:08:56.050 --> 00:08:56.680
‫خدای من...

00:08:57.380 --> 00:09:04.690
‫مینچین-سنسه، فکر می‌کنم شما در مورد اینکه در هند
‫الماس وجود داشته باشه شک دارید.

00:09:05.060 --> 00:09:06.360
‫اه، بله.

00:09:07.730 --> 00:09:11.700
‫قبل از سرمایه‌گذاری، خودم روی الماس‌ها تحقیق کردم...

00:09:12.060 --> 00:09:13.030
‫لطفا این رو ببینید.

00:09:14.070 --> 00:09:15.030
‫خدای من...

00:09:15.400 --> 00:09:18.700
‫این از منطقه‌ی گلکوندا هند استخراج شده.

00:09:18.740 --> 00:09:22.040
‫این الماس که «کوه نور» نام داره، ۱۰۶ قیراطه.

00:09:22.740 --> 00:09:25.710
‫در حال حاضر در اختیار خانواده سلطنتی بریتانیاست.

00:09:27.410 --> 00:09:32.380
‫این الماس به نام «فلورانس» هم هندیه و ۱۳۹قیراطه.

00:09:32.750 --> 00:09:36.050
‫توسط دوک بزرگ توسکانی در ایتالیا خریداری شده.

00:09:39.090 --> 00:09:42.730
‫اینیکی به کاترین کبیر روسیه داده شده.

00:09:42.760 --> 00:09:46.400
‫این الماس «اورلو» نام داره و ۱۹۴ قیراطه.

00:09:47.100 --> 00:09:51.070
‫افسانه‌ها می‌گن که هرکس این الماس رو در دست بگیره
‫به نحسی دچار می‌شه...

00:09:51.100 --> 00:09:53.070
‫...و با این حال، به اون نام «امید» داده شده.

00:09:54.770 --> 00:10:00.750
‫بنابراین، هند به الماس‌های معروف منطقه گلکوندا معروفه.

00:10:06.450 --> 00:10:08.420
‫مینچین-سنسه؟ مینچین-سنسه؟

00:10:10.120 --> 00:10:12.420
‫مشکلی وجود داره، مینچین-سنسه؟

00:10:13.120 --> 00:10:14.090
‫آ-آه...نه.

00:10:15.130 --> 00:10:19.760
‫پس، این یعنی پدر بانوی جوان، صاحب یک معدن الماسه؟

00:10:19.800 --> 00:10:21.770
‫بله مینچین-سنسه.

00:10:22.470 --> 00:10:28.110
‫از اونجایی که من و شما با اون ارتباط داریم، بخت به ما رو کرده.

00:10:40.490 --> 00:10:42.120
‫اوه...راستی مینچین-سنسه...

00:10:43.820 --> 00:10:47.120
‫تولد بانوی جوان خیلی نزدیکه.

00:10:47.830 --> 00:10:48.460
‫اه...

00:10:48.830 --> 00:10:54.130
‫راستش رو بخواید، کاپیتان کورو از من خواستن که
‫یک هدیه بگیرم.

00:10:55.170 --> 00:11:00.140
‫البته که، من داشتم به گرفتن یک هدیه گران قیمت
‫فکر می‌کردم.

00:11:00.510 --> 00:11:04.810
‫مینچین-سنسه، می‌تونید کمک کنید تا یک مهمونی بزرگ
‫برای اون ترتیب بدیم؟

00:11:04.840 --> 00:11:07.480
‫بله! البته بارو-سان!

00:11:07.850 --> 00:11:12.150
‫مدرسه‌ی من بیشترین تلاشش رو برای برگزاری 
‫یک مهمانی بزرگ برای سارا-سان می‌کنه!

00:11:12.520 --> 00:11:14.490
‫بله! می‌تونید روی ما حساب کنید!

00:11:27.870 --> 00:11:28.500
‫ممنونم.

00:11:50.220 --> 00:11:51.860
‫اونه-ساما...چطور پیش رفت؟

00:11:52.560 --> 00:11:55.530
‫قضیه الماس‌ها حقیقت داره؟

00:11:56.890 --> 00:11:57.860
‫قطعا حقیقت داره!

00:11:58.230 --> 00:11:59.860
‫چقدر عالی!

00:11:59.900 --> 00:12:01.530
‫باید خودمونو کنترل کنیم.

00:12:01.900 --> 00:12:03.200
‫اما اونه-ساما...

00:12:10.240 --> 00:12:11.540
‫ما یقینا می‌تونیم ازین موضوع به نفع مدرسه استفاده کنیم...

00:12:11.580 --> 00:12:13.880
‫...دیگه کجا یه شاهزاده‌ی الماس پیدا می‌شه؟

00:12:25.360 --> 00:12:26.320
‫بچه‌ها!

00:12:27.360 --> 00:12:29.660
‫من می‌خوام خبری رو بهتون بدم.

00:12:32.360 --> 00:12:35.330
‫تولد سارا-سان نزدیکه.

00:12:36.370 --> 00:12:43.340
‫به همین خاطر، ما مهمانی بزرگی به افتخار شاهزاده الماس
‫خواهیم داشت!

00:12:43.370 --> 00:12:46.010
‫وای! مهمونی تولد!

00:12:46.710 --> 00:12:51.680
‫پس، همه باید بفهمیم چه چیزی هدیه تولد خوبی برای
‫سارا-سانه.

00:12:58.060 --> 00:13:04.360
‫البته، به عنوان مدیر، من چیزی که سارا-سان 
‫دلش بخواد رو بهش میدم.

00:13:04.730 --> 00:13:09.030
‫سارا-سان، می‌خوام در این مورد باهات صحبت کنم
‫لطفا باهام بیا.

00:13:09.070 --> 00:13:10.370
‫بـ-بله خانم مدیر.

00:13:10.390 --> 00:13:21.390
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:13:33.090 --> 00:13:33.720
‫سارا-سان...

00:13:34.430 --> 00:13:39.400
‫من تصمیم گرفتم که برای تولدت یه لباس زیبا 
‫بهت هدیه بدم.

00:13:39.760 --> 00:13:41.070
‫خدای من...این...

00:13:42.100 --> 00:13:44.070
‫اوه نه! نیازی نیست در موردش تعارف کنی.

00:13:44.770 --> 00:13:48.410
‫راستی سارا-سان، خیاط خوب سراغ داری؟

00:13:48.770 --> 00:13:51.410
‫آه نه، من اونقدر فروشگاه‌های لندن رو نمی‌شناسم...

00:13:51.440 --> 00:13:53.410
‫آه...فهمیدم اونه-ساما!

00:13:54.110 --> 00:13:57.080
‫یک لباس فروشی منحصر به فردی هست که از کنارش رد شدم...

00:13:57.110 --> 00:13:57.750
‫آملیا!

00:13:59.450 --> 00:14:03.420
‫از تو سوال نمی‌کردم. با سارا-سان بودم.

00:14:03.450 --> 00:14:04.090
‫بله...

00:14:05.120 --> 00:14:08.430
‫خب، یه فروشگاهی هست که من و پدر یکبار رفتیم...

00:14:08.790 --> 00:14:11.430
‫که اینطور. پس می‌ریم همونجا سارا-سان.

00:14:12.130 --> 00:14:14.430
‫پس...بیا کالسکه‌ات رو ببریم و یه سری بزنیم.

00:14:14.800 --> 00:14:16.430
‫بـ-بله خانم مدیر.

00:14:54.170 --> 00:14:57.140
‫اینو بپوش...بکی.

00:14:58.180 --> 00:14:59.480
‫ممنونم مامان بزرگ.

00:15:21.530 --> 00:15:25.840
‫پیتر، اون فروشگاه قبلی که من و پدر امیلی رو
‫در اونجا پیدا کردیم یادته؟

00:15:26.200 --> 00:15:27.170
‫بله یادمه.

00:15:27.540 --> 00:15:28.840
‫لطفا مارو ببر اونجا!

00:15:29.540 --> 00:15:30.840
‫بله خانم!

00:15:32.210 --> 00:15:32.510
‫راه بیوفت!

00:16:02.240 --> 00:16:04.880
‫پس این مغازه‌است، خیلی خوبه.

00:16:05.910 --> 00:16:06.880
‫بیا بریم داخل.

00:16:11.250 --> 00:16:12.220
‫خوش اومدین.

00:16:13.250 --> 00:16:14.550
‫اه...شما...

00:16:15.250 --> 00:16:16.890
‫دفعه قبل با پدرتون اومده بودین.

00:16:17.250 --> 00:16:18.220
‫بله آقا!

00:16:20.260 --> 00:16:23.230
‫همم...اسمش چی بود؟

00:16:23.930 --> 00:16:27.900
‫آه...امیلی، عروسکی که قبلا در مغازه‌ی ما بود.
‫حالش چطوره؟

00:16:28.270 --> 00:16:30.900
‫بله، اوضاعش خیلی خوبه آقا!

00:16:31.600 --> 00:16:33.570
‫اوه، امیلی-سان از این مغازه بود.

00:16:34.610 --> 00:16:36.910
‫اما، فکر کنم این احوالپرسی رو میشه یکم به
‫تعویق انداخت.

00:16:37.270 --> 00:16:39.240
‫اه...بله خانم مدیر.

00:16:41.280 --> 00:16:45.580
‫جناب، من امروز می‌خوام برای تولدشون یک لباس بخرم.

00:16:46.280 --> 00:16:47.580
‫اوه، که اینطور.

00:16:48.620 --> 00:16:51.590
‫می‌تونید لباس خوبی براش انتخاب کنید که مناسبشون باشه؟

00:16:54.620 --> 00:16:57.260
‫این لباس چطوره؟

00:16:57.960 --> 00:17:02.270
‫این نمیشه، باید باشکوه‌تر و گران قیمت‌تر باشه.

00:17:02.630 --> 00:17:02.930
‫همم...

00:17:07.970 --> 00:17:09.270
‫پس، این لباس چطوره؟

00:17:14.640 --> 00:17:18.620
‫جناب، ایشون تنها دختر یک پادشاه الماس هستن.

00:17:19.980 --> 00:17:23.290
‫همه در مدرسه «شاهزاده الماس» صداش می‌زنن.

00:17:25.660 --> 00:17:27.960
‫چیزی دارید که بیشتر مناسبشون باشه؟

00:17:29.990 --> 00:17:31.630
‫معذرت می‌خوام خانم مدیر...

00:17:32.330 --> 00:17:36.630
‫بهترین لباس برای یک دختر، لباسیه که 
‫در اون احساس راحتی کنه.

00:17:37.330 --> 00:17:39.300
‫اگر لباسی می‌خواید که گران‌تر باشه...

00:17:39.670 --> 00:17:42.640
‫...باید لباسی باشه که در اون الماس دوخته شده.

00:17:43.010 --> 00:17:43.640
‫خدای من!

00:17:49.010 --> 00:17:50.980
‫خانم جوان قراره این لباس رو بپوشن،

00:17:51.680 --> 00:17:54.320
‫فکر می‌کنم اگر خودشون لباس رو انتخاب کنن بهتر باشه.

00:17:59.020 --> 00:18:01.990
‫پس سارا-سان، حس می‌کنم باید چیزی که
‫دوست داری رو انتخاب کنی.

00:18:02.690 --> 00:18:05.660
‫باید پیش یک کفاش هم بریم که کفش بخریم.

00:18:06.030 --> 00:18:07.660
‫بله خانم مدیر.

00:18:15.370 --> 00:18:19.680
‫بکی!

00:18:28.720 --> 00:18:32.690
‫لعنت به اون دختر، سرمون خیلی شلوغه
‫پس اون کدوم جهنمیه؟

00:18:33.390 --> 00:18:34.360
‫بکی!

00:18:36.060 --> 00:19:07.060
‫بکی!

00:19:11.430 --> 00:19:14.060
‫خدای من! اینجا چه غلطی داری می‌کنی؟

00:19:14.100 --> 00:19:15.400
‫نه...آمم...

00:19:15.430 --> 00:19:17.400
‫مجبورم کردی همه جا رو دنبالت بگردم.

00:19:17.770 --> 00:19:20.400
‫داری دلیل این تنبلی کردن در کارتو مخفی می‌کنی!

00:19:21.440 --> 00:19:22.410
‫نه...چطور می‌تونم...

00:19:22.770 --> 00:19:24.070
‫بیشتر از این چیزی نداری بگی!

00:19:24.440 --> 00:19:26.080
‫زودباش برو کارها رو انجام بده!

00:19:26.440 --> 00:19:28.410
‫بـ-بله خانم. همین الان.

00:20:09.490 --> 00:20:10.450
‫خب سارا-سان.

00:20:10.820 --> 00:20:13.120
‫امیدوارم امروز از خرید کردن با من لذت برده باشی.

00:20:13.490 --> 00:20:16.460
‫بله، خیلی ازتون ممنونم خانم مدیر.

00:20:17.160 --> 00:20:18.130
‫خوبه.

00:20:18.830 --> 00:20:22.470
‫من تا تولدت صبر می‌کنم تا کفش‌ها و لباس رو بهت بدم.

00:20:22.500 --> 00:20:22.800
‫بله خانم.

00:20:23.830 --> 00:20:28.470
‫فقط یادت باشه در مورد اینا
‫تو نامه‌هات به پدرت تعریف کنی.

00:20:28.510 --> 00:20:29.140
‫اینکارو می‌کنی؟

00:20:29.170 --> 00:20:30.810
‫بله، خانم مدیر.

00:20:44.190 --> 00:20:46.160
‫سارا! سارا!

00:20:59.870 --> 00:21:00.500
‫کی اینو اینجا گذاشته؟

00:21:10.880 --> 00:21:13.520
‫خدای من! این بالشتک خیلی قشنگه!

00:21:41.580 --> 00:21:45.550
‫بکی...به خاطر تنبلی تو، همه چیز از برنامه عقبه!

00:21:46.250 --> 00:21:47.550
‫خیلی متاسفم.

00:21:47.920 --> 00:21:50.550
‫وقتی اونا رو تموم کردی، این قابلمه‌ها رو تمیز بشور.

00:21:51.920 --> 00:21:52.890
‫بله خانم، بلافاصله انجامش میدم.

00:22:16.950 --> 00:22:17.580
‫بکی...

00:22:27.960 --> 00:22:29.930
‫بکی، تو اینو برای من درست کردی؟

00:22:30.290 --> 00:22:31.600
‫بله خانم.

00:22:31.960 --> 00:22:33.600
‫می‌دونستم!

00:22:33.960 --> 00:22:35.600
‫بلافاصله فهمیدم که تو بودی!

00:22:35.970 --> 00:22:36.600
‫ممنونم.

00:22:37.300 --> 00:22:38.270
‫واقعا نیازی نبود از من تشکر کنید.

00:22:38.970 --> 00:22:41.940
‫می‌خواستم برای تولدتون چیزی به شما بدم خانم.

00:22:42.970 --> 00:22:44.270
‫دوستش دارید؟

00:22:44.640 --> 00:22:45.940
‫البته، بکی!

00:22:46.640 --> 00:22:48.940
‫خودت درستش کردی؟

00:22:50.650 --> 00:22:55.280
‫خجالت می‌کشم اینو بگم، اما پارچه‌ي شال خودمو بریدم.

00:22:55.650 --> 00:22:57.620
‫ها؟ شال خودت رو بریدی؟

00:22:57.990 --> 00:22:59.290
‫اوه نه...نگران اون نباشید!

00:22:59.990 --> 00:23:01.960
‫هوا به زودی گرم‌تر میشه.

00:23:02.330 --> 00:23:05.630
‫تازه، من می‌تونم قسمتی رو که بریدم پنهان کنم 
‫تا نتونید ببینیدش.

00:23:09.000 --> 00:23:09.630
‫بکی...

00:23:17.340 --> 00:23:17.640
‫ممنونم.

00:23:19.680 --> 00:23:20.640
‫ممنونم، بکی.

00:23:22.680 --> 00:23:23.650
‫خـ-خانم!

00:23:32.360 --> 00:23:35.990
‫اونقدر در مورد احساسات بکی خوشحال بودم، 
‫که آخرش گریه‌ام گرفت.

00:23:37.030 --> 00:23:41.330
‫بله...حتی با اینکه خوشحال بودم مینچین-سنسه
‫لباس و کفش‌ها رو برام گرفت،

00:23:41.700 --> 00:23:46.670
‫در مقایسه با اون، هدیه بکی من رو چندین برابر 
‫خوشحال‌تر کرد.

00:23:46.690 --> 00:23:56.690
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:57.120 --> 00:24:00.420
‫خانم مدیر یک مهمانی تولد برای من برگزار کرد.

00:24:00.790 --> 00:24:03.090
‫هرچند، شادی زودگذر بود.

00:24:03.790 --> 00:24:06.430
‫اخبار وحشتناکی که باعث شد خیلی ناراحت بشم.

00:24:07.130 --> 00:24:08.760
‫در قسمت بعد «شاهزاده خانم کوچولو سارا»!

00:24:09.130 --> 00:24:10.430
‫«تولد شاهزاده خانم»

00:24:10.460 --> 00:24:11.100
‫منتظرتون هستیم!