﻿WEBVTT

00:00:05.340 --> 00:00:13.450
‫در گوشه‌ای از قلبم گلی شکوفه می‌دهد.

00:00:14.350 --> 00:00:21.260
‫گل کوچکی که نامی ندارد.

00:00:23.360 --> 00:00:30.270
‫در زمان ناراحتی، اگر گلبرگ قرمزی را،

00:00:30.570 --> 00:00:34.470
‫در گوشه چشمت قرار بدهی...

00:00:35.370 --> 00:00:39.880
‫...اشک‌ها حتما ناپدید می‌شوند.

00:00:40.780 --> 00:00:48.290
‫هر زمانی که به اشک ریختن فکر می‌کنم،

00:00:49.790 --> 00:00:57.290
‫فقط یک صدا کافیه تا سرازیر بشن،

00:00:58.200 --> 00:01:05.700
‫تا زمانی که این گل در قلبم باشه،

00:01:07.200 --> 00:01:15.910
‫فقط با فکر کردن به آن قدرت می‌گیرم.

00:01:15.930 --> 00:01:25.930
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:42.000 --> 00:01:43.050
‫دکتره...

00:01:51.220 --> 00:01:51.850
‫بکی!

00:01:52.470 --> 00:01:53.100
‫بکی!

00:01:53.560 --> 00:01:55.060
‫خدای من، خانم.

00:01:55.560 --> 00:01:57.140
‫اگه عجله نکنیم دعوامون می‌کنن.

00:01:57.690 --> 00:02:01.900
‫نه خانم! راستی، یه دکتر همین الان رفت به خونه همسایه.

00:02:02.770 --> 00:02:06.280
‫نکنه...بیماری ارباب بدتر شده؟

00:02:34.390 --> 00:02:37.430
‫ارباب، دکتر رو آوردم.

00:03:05.670 --> 00:03:07.710
‫صبح بخیر، اونه-ساما.

00:03:07.710 --> 00:03:08.510
‫صبح بخیر.

00:03:10.050 --> 00:03:11.220
‫صبحانه خوردی؟

00:03:11.590 --> 00:03:13.010
‫بله، البته!

00:03:13.220 --> 00:03:18.180
‫میگم، اونه-ساما...در مورد ارباب همسایه شنیدی؟

00:03:19.020 --> 00:03:21.100
‫چی در مورد ارباب همسایه؟

00:03:22.230 --> 00:03:24.270
‫من این رو از مولی شنیدم.

00:03:24.730 --> 00:03:29.570
‫اون یه جنتلمن انگلیسی ثروتمنده که معدن بزرگی رو
‫در هند اداره می‌کرده!

00:03:30.950 --> 00:03:32.530
‫یه معدن هندی بزرگ؟

00:03:33.370 --> 00:03:39.200
‫بله، به خاطر بیماریش شکسته به نظر می‌رسه
‫اما هنوز ۳۰ سالش هم نشده.

00:03:39.450 --> 00:03:42.580
‫مهم‌تر از اینا، مجرد هم هست!

00:03:45.460 --> 00:03:51.470
‫ببینم، اونه-ساما...بهتر نیست برم خونه همسایه
‫و خوشامد بگم؟

00:03:52.180 --> 00:03:52.760
‫آملیا!

00:03:53.130 --> 00:03:54.680
‫بـ-بله اونه-ساما!

00:03:56.350 --> 00:03:59.020
‫در مورد...در مورد چه معدن هندی بزرگی حرف می‌زنی؟

00:04:03.480 --> 00:04:08.690
‫ما خودمون کسی رو داشتیم که 
‫فریب معدب بزرگ الماس رو خورد...

00:04:09.150 --> 00:04:12.610
‫بیچاره از دنیا رفت و بار دخترش رو بر دوش ما گذاشت.

00:04:22.910 --> 00:04:25.830
‫خدایا...هر وقت که بهش فکر می‌کنم عصبی می‌شم.

00:04:28.880 --> 00:04:29.340
‫آملیا!

00:04:29.500 --> 00:04:30.840
‫بله اونه-ساما.

00:04:31.300 --> 00:04:36.010
‫من معتقدم اون همسایه شارلاتان
‫از معادن هندی برای فریب دادن مردم استفاده می‌کنه.

00:04:36.590 --> 00:04:37.760
‫بیماری حقشه.

00:04:38.180 --> 00:04:39.760
‫احتمالا به زودی از اینجا میره.

00:04:40.270 --> 00:04:43.560
‫ما نیازی نداریم بهش خوشامد بگیم، فهمیدی؟

00:04:44.190 --> 00:04:46.190
‫بله، اونه-ساما.

00:04:49.320 --> 00:04:50.070
‫لطفا اینو ببر پایین.

00:04:50.650 --> 00:04:52.240
‫بله خانم مدیر.

00:05:02.950 --> 00:05:07.130
‫شغل ارباب همسایه مثل پدر بوده.

00:05:17.640 --> 00:05:23.180
‫البته! تا جایی که من شنیدم، داشتن یک معدن
‫خیلی خطرناکه.

00:05:23.600 --> 00:05:25.690
‫آدمای خیلی کمی هستن که موفق شدن.

00:05:25.940 --> 00:05:29.400
‫افراد خیلی بیشتری ورشکست میشن.

00:05:29.690 --> 00:05:34.030
‫ارباب همسایه رو ببین. اون مریضه و هر لحظه 
‫ممکنه از اینجا بره.

00:05:34.400 --> 00:05:36.570
‫فقط اون نیست.

00:05:37.240 --> 00:05:39.280
‫می‌تونیم یه مثال زنده رو اینجا ببینیم.

00:05:39.870 --> 00:05:44.410
‫پدر سارا بیمار شد و ورشکسته مرد.

00:05:47.620 --> 00:05:50.250
‫چی؟ چرا فال گوش وایسادی؟

00:05:51.750 --> 00:05:55.470
‫باید می‌گفتی که اومدی پایین!

00:05:56.720 --> 00:05:59.800
‫معذرت می‌خوام. همون لحظه که رسیدم داشتید حرف می‌زدین.

00:06:04.270 --> 00:06:06.390
‫خب! وقتشه بری خرید.

00:06:06.810 --> 00:06:08.520
‫قبلا بهت گفتم چی بخری.

00:06:09.190 --> 00:06:10.440
‫بله، جیمز-سان.

00:06:14.110 --> 00:06:16.360
‫بکی! همینجوری بیکار نشین!

00:06:16.610 --> 00:06:18.490
‫بعد از اینکه اینجا کارت تموم شد
‫زود برو جلوی در رو زمین کن.

00:06:18.910 --> 00:06:19.740
‫بـ-بله خانم!

00:06:39.380 --> 00:06:43.760
‫خانم، ارباب همسایه انقدر مریضه؟

00:06:44.310 --> 00:06:45.850
‫اگه اونقدر مریض نباشه خوب میشه.

00:06:53.650 --> 00:06:54.650
‫برای اون آقا متاسفم...

00:06:55.530 --> 00:07:00.200
‫مطمئنم همون اتفاقی براش افتاده که برای پدر افتاد.

00:07:00.950 --> 00:07:04.370
‫فکر می‌کنم اون از همون بیماری پدر رنج می‌بره.

00:07:05.080 --> 00:07:07.410
‫درسته! اون با پدر فرق داره.

00:07:08.000 --> 00:07:10.750
‫به اینجا برگشته تا درمان بشه.

00:07:46.280 --> 00:07:50.790
‫خدایا، لطفا به اون آقای بیچاره کمک کن
‫تا سلامتیش رو بدست بیاره.

00:07:51.460 --> 00:07:52.920
‫خواهش می‌کنم رحمت خودت رو به اون عطا کن.

00:08:02.510 --> 00:08:04.050
‫بیشتر! من می‌خوام یه بار دیگه برم تو!

00:08:04.340 --> 00:08:08.390
‫اونی-چان، من می‌خوام یه بار دیگه برم تو!

00:08:09.020 --> 00:08:10.060
‫پس اینجوری شده.

00:08:10.680 --> 00:08:14.560
‫آقایی که به خونه بغلی نقل مکان کرده شغلش مثل 
‫پدرتون بوده.

00:08:15.860 --> 00:08:22.070
‫بله، وقتی در موردش شنیدم، بیشتر
‫نگران بیماری ارباب شدم.

00:08:24.200 --> 00:08:31.040
‫به خاطر اینکه، اون حتما از همون بیماری‌ای رنج می‌بره
‫که پدر وقتی در هند درگذشت داشت.

00:08:31.910 --> 00:08:35.170
‫نمی‌تونم به چیز دیگه‌ای فکر کنم.

00:08:36.290 --> 00:08:38.340
‫می‌فهمم چه احساسی دارید خانم.

00:09:07.990 --> 00:09:08.530
‫داغه!

00:09:16.750 --> 00:09:20.000
‫بابا! زودباش بیا پایین! زودباش!

00:09:23.720 --> 00:09:26.260
‫وای! همون پسر بچه‌ی قبلیه.

00:09:31.060 --> 00:09:34.560
‫بیا، اینو بگیر.
‫می‌تونی با این چیزی برای خوردن بگیری.

00:09:43.230 --> 00:09:47.910
‫از لطفتون ممنونم، اما باید نگهش دارید.

00:09:48.450 --> 00:09:52.370
‫اوه نه! باید بگیریش.

00:09:52.700 --> 00:09:53.200
‫بفرما!

00:10:10.850 --> 00:10:13.930
‫ها! تو...همون دختره نیستی؟

00:10:15.810 --> 00:10:18.060
‫خیلی از لطفتون ممنونم.

00:10:20.190 --> 00:10:21.610
‫حرفشم نزن.

00:10:22.360 --> 00:10:26.610
‫درواقع، من...احتمالا باید ازت معذرت خواهی کنم.

00:10:27.360 --> 00:10:30.950
‫ها؟ برای چی می‌خوای ازم معذرت بخوای؟

00:10:31.410 --> 00:10:36.290
‫من با یه دختر فقیر که داره مواد غذایی می‌خره
‫اشتباه گرفتمت.

00:10:36.290 --> 00:10:37.750
‫ها؟

00:10:37.750 --> 00:10:41.420
‫اونه-سان و مامان هم می‌گفتن تو باوقار و باهوشی.

00:10:41.830 --> 00:10:44.670
‫احتمالا قبلا بانوی پولداری بودی.

00:10:46.960 --> 00:10:47.880
‫درسته؟

00:10:49.010 --> 00:10:51.010
‫اوه نه! همچین چیزی نیست.

00:10:51.640 --> 00:10:53.140
‫گرفتم!

00:10:59.890 --> 00:11:03.560
‫خب، می‌دونی من امروز کجا دارم میرم؟

00:11:04.110 --> 00:11:04.730
‫نه...

00:11:06.230 --> 00:11:08.780
‫دارم میرم دوست بابا رو ببینم.

00:11:09.320 --> 00:11:10.110
‫دوست پدرت؟

00:11:10.570 --> 00:11:12.820
‫اهوم. اون بیماره.

00:11:13.240 --> 00:11:16.700
‫ولی، وقتی من و اونه-سان می‌ریم، خیلی سرحال میشه.

00:11:17.080 --> 00:11:17.620
‫وای...

00:11:19.370 --> 00:11:21.210
‫دونالد! دونالد!

00:11:21.670 --> 00:11:22.750
‫بله پدر!

00:11:27.300 --> 00:11:28.380
‫پس بعدا می‌بینمت!

00:12:16.000 --> 00:12:17.960
‫یعنی ایندفعه کی اینجاست؟

00:12:25.840 --> 00:12:27.670
‫بله، این چیزیه که اتفاق افتاد.

00:12:28.300 --> 00:12:33.140
‫وقتی داشتم جلوی در رو تمیز می‌کردم، یه کالسکه
‫جلوی خونه همسایه وایساد.

00:12:33.890 --> 00:12:37.810
‫یه مهمون کوچولوی خیلی بامزه از کالسکه اومد بیرون.

00:12:39.230 --> 00:12:40.560
‫یه مهمون کوچولو؟

00:12:41.230 --> 00:12:42.690
‫چی؟ به این زودی برگشتی؟

00:12:43.110 --> 00:12:45.070
‫همه چیزایی که لازم بوده رو گرفتی دیگه؟

00:12:45.320 --> 00:12:46.440
‫بله، مولی-سان.

00:12:47.280 --> 00:12:48.900
‫بکی، به کارت برس.

00:12:49.280 --> 00:12:49.610
‫بله خانم.

00:12:50.530 --> 00:12:53.160
‫به خاطر گرما فس فس نکن! سریع‌تر کار کن.

00:12:53.910 --> 00:12:55.160
‫بله، مولی-سان.

00:13:23.400 --> 00:13:24.270
‫میگم، بکی...

00:13:24.270 --> 00:13:25.360
‫بله؟

00:13:25.360 --> 00:13:29.190
‫دیوار اونجا به اتاق نشیمن همسایه می‌رسه؟

00:13:29.820 --> 00:13:32.490
‫آمم...فکر کنم.

00:13:38.870 --> 00:13:41.250
‫خانم، چیزی می‌شنوید؟

00:13:44.580 --> 00:13:45.960
‫بیشتر نگرانم.

00:13:46.920 --> 00:13:51.220
‫وقتی تعطیلات تابستونی تموم بشه، دانش‌آموزا
‫دوباره به کلاس درس میان، درسته؟

00:13:53.260 --> 00:13:54.800
‫وقتی کلاس تموم میشه، سر و صدای زیادی به پا میشه.

00:13:55.010 --> 00:13:58.390
‫اگر همسایه اونو بشنوه، ممکنه مانع از
‫بهبودی بیماریش بشه.

00:13:59.350 --> 00:14:00.890
‫خدای من، خانم...

00:14:16.370 --> 00:14:17.120
‫کریسفورد-سان...

00:14:21.000 --> 00:14:24.710
‫همونطور که در مورد بیماریتون می‌دونید،
‫دکتر گفته که...

00:14:28.460 --> 00:14:31.800
‫...تب جنگلی که در هند گرفتید درمان شده.

00:14:32.130 --> 00:14:36.050
‫چیزی که الان داره برای شما اتفاق میوفته،
‫ممکنه بیماری‌ای باشه که از افکارتون ناشی میشه.

00:14:38.010 --> 00:14:39.430
‫این رو می‌دونم.

00:14:43.020 --> 00:14:46.730
‫برای همین، شما خودتون باید درمان این بیماری باشید.

00:14:51.230 --> 00:14:55.450
‫باید سعی کنید اتفاقات غم‌انگیز گذشته رو
‫فراموش کنید، و سلامتی خودتون رو بدست بیارید.

00:15:03.580 --> 00:15:04.290
‫بابا!

00:15:14.630 --> 00:15:17.510
‫دونالد...لطفا پسر خوبی باش و یکم هم ساکت‌تر باش.

00:15:20.720 --> 00:15:22.060
‫بهت نگفتم اینجوری میشه؟

00:15:22.640 --> 00:15:23.520
‫دونالد...

00:15:25.390 --> 00:15:26.310
‫جنت...

00:15:26.810 --> 00:15:28.270
‫لطفا بیاید اینجا.

00:15:37.570 --> 00:15:39.280
‫معذرت می‌خوام کریسفورد-سان.

00:15:42.660 --> 00:15:45.660
‫فکر کردم صحبتتون با بابا تموم شده.

00:15:51.710 --> 00:15:53.960
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

00:15:54.800 --> 00:15:57.880
‫به جاش، می‌تونم بپرسم وقتی منتظر بودی
‫چیکار داشتی می‌کردی؟

00:15:59.260 --> 00:16:02.720
‫با رام‌داس-سان به اتاق زیر شیروانی رفتیم 
‫که بازی کنیم.

00:16:03.850 --> 00:16:06.270
‫اوه! خیلی سرگرم کننده بود مگه نه؟

00:16:07.190 --> 00:16:08.480
‫بله! خیلی!

00:16:12.440 --> 00:16:14.190
‫من اینو از رام‌داس-سان شنیدم!

00:16:14.940 --> 00:16:18.950
‫دفعه قبل، میمون با شیطنت به اتاق زیر شیروانی
‫همسایه پریده؟

00:16:19.240 --> 00:16:21.120
‫بله...فکر کنم همینطور شد.

00:16:21.410 --> 00:16:25.080
‫حیف شد. اگه من اونجا بودم همون موقع می‌گرفتمش!

00:16:25.490 --> 00:16:26.910
‫از دست تو دونالد...

00:16:35.710 --> 00:16:37.380
‫خب...دونالد و جنت...

00:16:38.050 --> 00:16:40.470
‫ما هنوز کار مهمی داریم که باید در موردش
‫صحبت کنیم.

00:16:41.220 --> 00:16:41.970
‫بله بابا.

00:16:43.760 --> 00:16:47.980
‫ببخشید که زحمت میدم دونالد، اما می‌تونی 
‫طناب زنگ رو برای من بکشی؟

00:16:48.180 --> 00:16:48.560
‫بله قربان.

00:16:52.060 --> 00:16:53.520
‫ممنونم دونالد.

00:16:53.980 --> 00:16:55.610
‫خوشحال میشم کاری براتون انجام بدم.

00:16:58.030 --> 00:16:59.860
‫ارباب، من رو خواستید؟

00:17:00.660 --> 00:17:02.530
‫لطفا بچه‌ها رو سرگرم کن.

00:17:03.320 --> 00:17:04.120
‫فهمیدم.

00:17:04.620 --> 00:17:05.410
‫خب، بیاید بریم.

00:17:05.870 --> 00:17:06.200
‫باشه!

00:17:24.760 --> 00:17:26.600
‫ممنونم، کارمایکل-کون.

00:17:27.520 --> 00:17:29.350
‫هر وقت که بچه‌هات اینجان...

00:17:29.770 --> 00:17:34.940
‫...دردی که در قلبم احساس می‌کنم کم میشه و
‫حالم کمی بهتر میشه.

00:17:37.020 --> 00:17:39.570
‫تو وکیل شخصی من هستی.

00:17:40.280 --> 00:17:43.780
‫برای همین، دردی رو که احساس می‌کنم
‫کاملا درک می‌کنی، درسته؟

00:17:44.700 --> 00:17:45.490
‫البته که می‌کنم.

00:17:46.490 --> 00:17:52.290
‫مهم نیست چقدر طول بکشه، من باید دختر
‫دوست عزیزم رالف رو پیدا کنم!

00:18:07.140 --> 00:18:10.220
‫اگه هنوز زنده باشه، باید یه جایی باشه.

00:18:11.060 --> 00:18:20.110
‫ثروتی که اون بهش تکیه کرده بود
‫به دلیل کار‌های من از بین رفت.

00:18:23.360 --> 00:18:24.740
‫هنوز شستنت تموم نشده؟

00:18:25.200 --> 00:18:26.660
‫تا کی می‌خوای اون رو بسابی؟

00:18:26.990 --> 00:18:29.240
‫فقط لباس شستن رو نباید انجام بدی.

00:18:30.950 --> 00:18:35.920
‫دختر بیچاره...ما حتی نمی‌دونیم الان کجاست.

00:18:36.540 --> 00:18:40.840
‫هرجا هست، احتمالا مدام داره با گرفتاری زندگی می‌کنه.

00:18:44.800 --> 00:18:51.770
‫اون دختر فقط به خاطر اعمال من
‫داره از همچین سرنوشتی رنج می‌بره.

00:18:58.440 --> 00:19:03.190
‫کریسفورد-سان، شما نباید به این خاطر 
‫خودتون رو سرزنش کنید.

00:19:05.030 --> 00:19:08.530
‫من باعث ورشکستگی دوست عزیزم رالف شدم...

00:19:08.870 --> 00:19:11.080
‫...کسی که از زمانی که در ایتن بودم باهاش هم‌کلاسی بودم.

00:19:14.710 --> 00:19:19.750
‫و امروز، معادن الماسی که در اونها سرمایه‌گذاری
‫کردیم خودشون رو بازیابی کردن.

00:19:20.170 --> 00:19:22.880
‫رویای ما کاملا برآورده شده.

00:19:25.630 --> 00:19:29.760
‫اما، من نمی‌دونم که تنها دختر رالف الان کجاست...

00:19:50.570 --> 00:19:56.830
‫رالف برای تنها دخترش یه لقب گذاشته بود، 
‫اون رو خانم کوچولو صدا می‌کرد...

00:19:58.040 --> 00:20:04.090
‫وقتی همچین آسمون آبی‌ای می‌بینم...
‫چهره‌ی رالف رو می‌بینم که خوشحاله.

00:20:04.630 --> 00:20:06.920
‫بعد، می‌شنوم که بهم میگه...

00:20:07.220 --> 00:20:11.180
‫«تام، خانم کوچولوی من کجاست؟»

00:20:14.720 --> 00:20:18.100
‫من باید به رالف جواب بدم.

00:20:18.770 --> 00:20:22.650
‫مهم نیست چی بشه، باید دخترش رو پیدا کنم!

00:20:46.670 --> 00:20:48.880
‫لطفا هیجان‌زده نشید، کریسفورد-سان.

00:20:50.340 --> 00:20:56.680
‫زمانی که پیداش کنیم، می‌تونیم سهم رالف رو بهش بدیم.

00:21:11.030 --> 00:21:12.570
‫فقط سهم رالف نیست.

00:21:13.280 --> 00:21:18.750
‫برای کفاره گناهانم...تمام ثروتم رو بهش تقدیم می‌کنم.

00:21:21.080 --> 00:21:25.960
‫طبق چیزی که به من گفتید، مادر مرحوم 
‫اون دختر، یک زن فرانسوی بود.

00:21:26.460 --> 00:21:27.340
‫بله، درسته.

00:21:28.340 --> 00:21:34.600
‫بنابراین، من معتقدم که تنها دختر رالف در
‫یکی از مدارس شبانه‌ روزی پاریسه.

00:21:38.890 --> 00:21:40.940
‫البته مدرکی براش ندارم.

00:21:41.640 --> 00:21:46.070
‫با این حال، فکر می‌کنم که رالف قطعا می‌خواست
‫تنها دخترش در...

00:21:46.570 --> 00:21:50.070
‫...کشوری که همسر عزیزش از اونجا اومده بود
‫تحصیل کنه.

00:21:55.120 --> 00:21:55.740
‫فهمیدم.

00:21:56.990 --> 00:22:00.870
‫پس، من فورا جست و جو در مدارس شبانه روزی 
‫پاریس رو شروع می‌کنم.

00:22:02.250 --> 00:22:02.750
‫لطفا همینکارو بکن.

00:22:04.210 --> 00:22:10.800
‫اگه می‌تونستم بدنم رو حرکت بدم
‫باهات می‌اومدم.

00:22:12.340 --> 00:22:13.220
‫نگران نباشید.

00:22:14.800 --> 00:22:18.180
‫با این حال، اگه حداقل اسم واقعی اون دختر رو می‌دونستیم...

00:22:18.680 --> 00:22:20.020
‫...می‌تونستم راحت‌تر به این موضوع رسیدگی کنم.

00:22:23.390 --> 00:22:25.270
‫نمی‌تونم، کارمایکل-کون.

00:22:26.900 --> 00:22:31.280
‫حتی نمی‌تونم به اسم واقعیش فکر کنم.

00:22:35.320 --> 00:22:38.120
‫احتمالا باید به خاطر اون تب جنگل لعنتی باشه.

00:22:41.080 --> 00:22:45.080
‫حتما خاطراتم رو پاک کرده!

00:23:21.160 --> 00:23:24.370
‫تا کی می‌خوای اون چراغو روشن نگه داری؟

00:23:24.660 --> 00:23:28.000
‫خانم مدیر گفته باید در استفاده از چراغ صرفه جویی کنیم.

00:23:28.000 --> 00:23:29.790
‫بله، مولی-سان.

00:23:30.460 --> 00:23:33.920
‫فقط همینو بلدی بگی. زودباش اینکارو تموم کن
‫که بتونی بری بخوابی.

00:23:33.940 --> 00:23:43.940
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.570 --> 00:24:00.410
‫تعطیلات طولانی تابستان به پایان رسید.

00:24:00.620 --> 00:24:02.990
‫همه دارن به مدرسه‌ی خانم مینچین برمی‌گردن.

00:24:03.830 --> 00:24:05.450
‫هرچند که، لاوینیا...

00:24:06.540 --> 00:24:08.120
‫در قسمت بعد «شاهزاده خانم کوچولو سارا»:

00:24:08.540 --> 00:24:09.750
‫«بدرفتاری ترم جدید»

00:24:10.290 --> 00:24:11.130
‫منتظرتون هستیم!