﻿WEBVTT

00:00:00.119 --> 00:00:07.495
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:08.284 --> 00:00:11.595
«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

00:00:11.625 --> 00:00:15.167
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:15.250 --> 00:00:18.583
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:19.375 --> 00:00:22.417
♪این سریال عصرتون، همه زندگیتون و♪
♪روزتون رو خراب میکنه♪

00:00:22.500 --> 00:00:26.042
♪هر قسمت این سریال فقط بدبختیه♪

00:00:26.125 --> 00:00:31.292
♪پس یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪
♪یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:31.375 --> 00:00:34.917
♪سه تا بچه خونه‌شون رو از دست میدن♪
♪و میرن تا پیش کی آدم وحشتناک زندگی کنن♪

00:00:35.000 --> 00:00:38.167
♪اون آدم سعی میکنه تا با یک نقشه غیرقانونی♪
♪ثروت اونا رو بدزده♪

00:00:38.250 --> 00:00:41.917
♪سخته بشه درک کرد که یتیم‌ها چگونه♪
♪تونستن طاقت بیارن♪

00:00:42.000 --> 00:00:45.792
♪ولی چرا یک آدم محترمی مثل شما باید بخواد اینو تماشا کنه؟♪

00:00:45.875 --> 00:00:50.333
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:50.417 --> 00:00:54.083
♪فقط ترس و ناراحتی اینجا نصیبتون میشه♪

00:00:54.167 --> 00:00:57.833
♪"از هر آدم عاقلی بپرسین، "اینو ببینم؟♪
♪...اونا میگن♪

00:00:57.917 --> 00:01:01.958
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:02.542 --> 00:01:05.833
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:05.917 --> 00:01:09.375
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:09.458 --> 00:01:13.042
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:14.761 --> 00:01:19.523
:شروع ناگوار
بخش دوم

00:01:20.552 --> 00:01:26.719
ترجمه از  ناصر و شیرین
Naser &amp; Shirin DC

00:01:45.317 --> 00:01:48.775
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلرها رو بیاری اینجا؟

00:01:51.400 --> 00:01:53.608
‫سلام٬ اسم من لمونی اسنیکت ـه

00:01:53.692 --> 00:01:56.692
‫و متاسفم که باید بگم که این
‫بقول معروف سرگرمی که شما مشاهده میکنید

00:01:56.775 --> 00:01:58.483
‫به شدت ناخوشاینده

00:02:00.567 --> 00:02:03.900
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلرها رو بیاری اینجا؟

00:02:03.983 --> 00:02:07.192
‫از آغاز این داستان تیره‌رو تا آخرین صحنه‌ی غم‌انگیز

00:02:07.275 --> 00:02:10.483
‫نمیتونم به یک خط فکر کنم٬ به یک کلمه

00:02:10.567 --> 00:02:13.108
‫که نتونه من رو زهره‌ترک کنه

00:02:14.733 --> 00:02:17.650
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلرها رو بیاری اینجا؟

00:02:20.650 --> 00:02:23.817
‫اگرچه٬ داستان غم‌انگیز یتیم‌های بودلر

00:02:23.900 --> 00:02:28.025
‫در دفتر خصوصی و نسبتاً بدترکیب آقای پو

00:02:28.108 --> 00:02:30.275
‫در مدیریت مالی مالکچری شروع نشد

00:02:32.150 --> 00:02:35.358
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلر رو بیاری اینجا؟

00:02:40.817 --> 00:02:44.233
‫و نه در این صبح ابری و خاکستری براینی بیچ

00:02:44.317 --> 00:02:46.567
‫جایی که بچه‌های بودلر، ویولت، کلاوس و سانی

00:02:46.650 --> 00:02:48.358
‫خبر وحشتناکی رو دریافت کردن

00:02:48.442 --> 00:02:51.817
‫پدر و مادرتون توی یه آتیش سوزی وحشتناک از دست رفتند

00:02:51.900 --> 00:02:54.942
‫در واقع٬ داستان یتیم‌های بودلر
‫مدت‌ها پیش از آتش‌سوزی

00:02:55.025 --> 00:02:58.525
‫که برای بچه‌ها عملاً چیزی باقی نگذاشت شروع شد

00:02:58.608 --> 00:03:02.900
‫داستانشون قبل از اقامت کوتاه و ناخوشایندشون
‫نزد خانواده‌ی پو شروع میشه

00:03:02.983 --> 00:03:05.483
‫قبل از اینکه بچه‌ها
‫قاضی استراوس رو ملاقات کنند شروع میشه

00:03:05.567 --> 00:03:08.400
‫یک خانم خوب که متاسفانه قیم اون‌ها نیست

00:03:08.483 --> 00:03:12.150
‫و قبل از اینکه یتیم‌های بودلر
‫تحت سرپرستی یه بازیگر افتضاح در بیان

00:03:12.233 --> 00:03:14.483
‫که خالکوبی رازآلودی از یک چشم روی قوزک پاش داره

00:03:14.567 --> 00:03:17.275
‫که بودلرها رو مجبور کرد توی یه اتاق وحشتناک بخوابن

00:03:17.358 --> 00:03:20.817
‫مجموعه‌ای از کارهای سخت و آزاردهنده‌ انجام بدن

00:03:20.900 --> 00:03:25.525
‫و برای بازیگران تئاتر
‫بدنام و بسیار بی‌استعدادش شام بپزن

00:03:25.608 --> 00:03:29.233
‫ولی منجر به عملی خشونت آمیز شد
‫که نباید به روی صفحه بیاد

00:03:31.692 --> 00:03:32.817
‫شاید بپرسین چرا؟

00:03:32.900 --> 00:03:36.358
‫چرا یتیم‌های بودلر دچار رنج
‫این مجموعه ماجراهای ناگوار شدن؟

00:03:36.442 --> 00:03:39.317
‫چطور بچه‌های خلاق و باهوش

00:03:39.400 --> 00:03:44.025
‫چنین والدین مهربون و متوجهی
‫تحت سرپرستی کنت اولاف در میان؟

00:03:46.067 --> 00:03:48.608
‫حداقل جوابش رو میشه درست بعد از آتش‌سوزی‌ای پیدا کرد

00:03:48.692 --> 00:03:50.775
‫که سبب ویرانی خانه‌ی بودلر شد

00:03:53.608 --> 00:03:57.525
‫داخل دفتر خصوصی و نسبتاً بدترکیب آقای پو

00:03:57.608 --> 00:03:59.692
‫در مدیریت مالی مالکچری

00:04:02.942 --> 00:04:06.067
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلرها رو بیاری اینجا؟

00:04:13.275 --> 00:04:15.858
‫میدونید بیشترین سوالی که ازم پرسیده میشه چیه؟

00:04:15.942 --> 00:04:17.192
‫"میشه این ساختمون رو ترک کنید؟"

00:04:18.150 --> 00:04:19.442
‫"چرا این کار رو میکنم؟"

00:04:19.525 --> 00:04:22.608
‫ازم میپرسن"کنت اولاف٬ چرا شما یک بازیگرین؟"

00:04:22.692 --> 00:04:26.233
‫چرا یه مدل نباشم٬ یا یه جوان عیاش میلیونر؟

00:04:26.317 --> 00:04:33.025
‫چرا به اون آهنگ گوش‌خراش گوش بدم
‫که اسپانیایی‌ها بهش میگن "اِل تئاتر"؟

00:04:33.108 --> 00:04:34.525
‫- برای شُهرت و ثروت؟
‫- نه

00:04:34.608 --> 00:04:35.608
‫براش تشویق شدن توسط تماشاچی‌ها؟

00:04:35.692 --> 00:04:37.150
‫- نه
‫- برای لباس‌هامون!

00:04:37.233 --> 00:04:41.358
‫لباس‌هام کجاست؟

00:04:46.400 --> 00:04:48.817
‫هیچکی لباس‌ها رو نیاورده؟

00:04:59.150 --> 00:05:00.692
‫تو ماشین بمونید

00:05:00.775 --> 00:05:02.150
‫میشه رادیو گوش کنیم؟

00:05:02.233 --> 00:05:03.317
‫نه

00:05:23.358 --> 00:05:26.150
‫خب٬ باید باهاشون تماس بگیریم
‫"پرو" رو امتحان کن

00:05:26.233 --> 00:05:28.567
‫خب٬ بازم سعی کن
‫بله٬ اورژانسیه

00:05:28.650 --> 00:05:31.275
‫من به بهترین شکلی که میتونم
‫حواسم به اوضاع هست ولی...

00:05:33.692 --> 00:05:35.075
‫بذار بعداً بهت زنگ بزنم

00:05:38.525 --> 00:05:40.400
‫- یه قرار ملاقات دارم
‫- اسمتون؟

00:05:46.192 --> 00:05:47.492
‫هیرکات(به معنای آرایشگر)

00:05:48.692 --> 00:05:53.983
‫- هیرکات؟
‫- بله...سیکا هیرکات اسم منه

00:05:54.067 --> 00:05:55.400
‫یسیکا هیرکات؟

00:05:55.483 --> 00:05:58.983
‫بله. یســیکا

00:06:01.358 --> 00:06:05.025
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً پرونده‌ی بودلر رو بیاری اینجا؟

00:06:25.317 --> 00:06:27.067
‫کارآگاه‌های پلیس

00:06:27.150 --> 00:06:29.442
‫شهروندان نگران و مجری‌های تلویزیون زیادی

00:06:29.525 --> 00:06:31.067
‫بیان کردن گیج شدن

00:06:31.150 --> 00:06:35.275
‫آخه کنت اولاف چطوری به اصطلاح،
‫سرپرستی یتیمان بودلر رو به عهده گرفت

00:06:35.358 --> 00:06:37.692
‫صحنه‌ای که پشت سر من می‌بینین بهش میگن فلش‌بک

00:06:37.775 --> 00:06:39.025
‫که کلمه‌ایه که معنیش در اینجا میشه

00:06:39.025 --> 00:06:41.775
‫"رخ دادن در خلال رویدادهای قسمت قبلی

00:06:41.858 --> 00:06:43.775
‫کمی بعد از آتش‌سوزی خانه‌ی بودلر

00:06:43.858 --> 00:06:47.608
‫و در خلال اقامت ناخوشایند
‫بچه‌های بودلر نزد خانواده‌ی پو"

00:06:47.692 --> 00:06:51.525
‫اکنون ایشون رو به شما معرفی میکنم
‫به این امید که کارآگاهان پلیس

00:06:51.608 --> 00:06:53.775
‫شهروندان نگران و مجری‌های تلویزیون

00:06:53.858 --> 00:06:55.817
‫شاید بالاخره دست از سرم بردارن

00:06:57.567 --> 00:06:58.983
‫سلام بانک‌دار

00:06:59.817 --> 00:07:02.233
‫دلیل اینجا بودنم دقیقاً آتش‌سوزی بودلر هست

00:07:02.317 --> 00:07:04.567
‫- پرونده٬ نه آتش‌سوزی
‫- منم گفتم پرونده

00:07:05.358 --> 00:07:06.442
‫بذار خودم رو معرفی کنم

00:07:06.525 --> 00:07:09.275
‫چون٬ همونطور که میتونی از خالم ببینی
‫قبلاً همدیگه رو ندیدیم

00:07:09.358 --> 00:07:12.150
‫همونطور که از کت٬ کلاه و دستمال گردنم می‌تونی ببینی

00:07:12.233 --> 00:07:13.483
‫من برای کار اینجام

00:07:13.567 --> 00:07:15.733
‫همونطور که میتونی از عینک آفتابیم ببینی

00:07:16.650 --> 00:07:17.650
‫آفتاب شدیده

00:07:18.858 --> 00:07:21.192
‫من برای مشورت دادن به شما
‫در موردوصیت‌نامه‌ی بودلر اینجایم

00:07:21.275 --> 00:07:23.483
‫چرا که من میدونم جلادش شما هستین

00:07:23.567 --> 00:07:24.608
‫وصی

00:07:24.692 --> 00:07:29.025
‫کسی که بعد از اینکه تازه یه آتش‌سوزی مهیب
‫اتفاق افتاده، ثروت مردم رو اداره میکنه

00:07:29.775 --> 00:07:30.775
‫اسم من...

00:07:38.525 --> 00:07:41.358
‫یسیکا هیرکات ـه

00:07:41.858 --> 00:07:43.025
‫عجیبه

00:07:43.108 --> 00:07:45.608
‫من همین الان یه وقت با یه آرایشگر دارم

00:07:46.692 --> 00:07:48.775
‫ژاکلین٬ اون آرایشگر رو کنسل کن

00:07:48.858 --> 00:07:50.192
‫آقای پو٬ موضوع ضروری‌ای...

00:07:50.275 --> 00:07:53.358
‫نه نه٬ میخوام بشنوم این
‫آقای هیرکات چی برا گفتن داره

00:08:12.525 --> 00:08:14.108
‫میخوام از حسابم برداشت کنم

00:08:14.983 --> 00:08:16.317
‫خب٬ نمیدونم آقای...

00:08:16.400 --> 00:08:17.733
‫- کنت (حساب کردن)...
‫- کنت؟

00:08:18.942 --> 00:08:23.900
‫روی من (حساب کن) که اسمم رو بهت بگم٬ که هست آقای...

00:08:23.983 --> 00:08:25.775
‫یسیکا هیرکات

00:08:25.858 --> 00:08:30.400
‫خب آقای هیرکات٬ وصیت‌نامه‌ی بودلر خیلی روشن
‫بیان میکنه در صورت مرگ ناگهانی آقا و خانم بودلر

00:08:30.483 --> 00:08:32.692
‫چه تصمیمی باید گرفته بشه

00:08:32.775 --> 00:08:35.233
‫اونها باید توسط نزدیک‌ترین
‫خویشاوند زنده‌شون بزرگ بشن

00:08:35.317 --> 00:08:38.150
‫که ظاهراً دانشمند مشهوری به نام...

00:08:38.233 --> 00:08:41.525
‫آقای بانکدار، گوش دادن به علم یک چیزه

00:08:41.608 --> 00:08:43.150
‫- پو هستم
‫- گوش دادن

00:08:43.233 --> 00:08:45.608
‫به نصیحت یک مشاور چیز دیگه‌ایه

00:08:45.692 --> 00:08:50.733
‫و در حرفه‌ی مهم مشاوره‌ی کاملاً تخصصی من

00:08:50.817 --> 00:08:53.942
‫عبارت "نزدیک‌ترین خویشاوند زنده" میتونه
‫فقط یه معنی داشته باشه

00:08:54.858 --> 00:08:56.108
‫"هر کسی که در نزدیکی زندگی کنه"

00:08:56.192 --> 00:08:58.483
‫جدی؟ اینطور فکر میکنید؟

00:09:00.733 --> 00:09:02.567
‫تموم داراییم رو روش شرط می‌بندم

00:09:02.650 --> 00:09:05.567
‫وگرنه اسمم اون چیزی که بهت گفتم نیست

00:09:05.650 --> 00:09:07.608
‫خب٬ در اون صورت٬ یه نقشه‌ی شهر رو لازم داریم

00:09:09.650 --> 00:09:13.692
‫فکر کنم نزدیک‌ترین فرد به بودلرها٬ بازیگر مشهور

00:09:13.775 --> 00:09:16.650
‫و مرد خوشتیپ٬ کنت اولاف ـه

00:09:16.733 --> 00:09:17.775
‫کنت...

00:09:18.775 --> 00:09:19.858
‫هیچوقت اسمش رو نشنیدم

00:09:21.317 --> 00:09:24.442
‫اون تو نقدهای تئاتر چندین مجله‌ی کوچیک

00:09:24.525 --> 00:09:26.358
‫به خوبی ازش یاد شده

00:09:26.442 --> 00:09:29.442
‫تلفظ اسمش اینجوریه...

00:09:30.317 --> 00:09:31.858
‫کنت اولاف

00:09:31.942 --> 00:09:35.942
‫و اگه اشتباه نکنم٬ اون درست...

00:09:37.233 --> 00:09:38.483
‫اینجا زندگی میکنه

00:09:39.192 --> 00:09:40.275
‫واقعاً اینجا نزدیک‌ترینه؟

00:09:40.358 --> 00:09:42.192
‫بله٬ قطعاً٬ مطمئناً

00:09:43.067 --> 00:09:45.900
‫ژاکلین٬ میشه لطفاً یه خط‌ کش خیلی بزرگ بیاری؟

00:09:52.067 --> 00:09:53.317
‫ژاکلین؟

00:09:57.567 --> 00:09:59.983
‫به گمونم خودم باید بیارمش

00:10:05.442 --> 00:10:08.150
‫این رویدادها در مدیریت مالی مالکچری

00:10:08.233 --> 00:10:11.233
‫منجر به ماجراهای ناگوار کوچیک و بزرگ شد

00:10:11.317 --> 00:10:13.483
‫از زنی که در یک پارک دورافتاده گیر افتاده، بگیر...

00:10:13.567 --> 00:10:15.567
‫هیچوقت نمیتونی قسر در بری

00:10:15.650 --> 00:10:17.650
‫فعلا که قسر در رفتم

00:10:20.525 --> 00:10:22.775
‫تا سه یتیمی که در شرایطی وحشتناک قرار گرفتن

00:10:22.858 --> 00:10:24.525
‫داستانمون همینطور ادامه پیدا میکنه

00:10:25.650 --> 00:10:27.650
‫یکم به خودت فشار بیار!

00:10:28.692 --> 00:10:32.608
‫آقای پو با آوردن ما به اینجا
‫باید اشتباه وحشتناکی کرده باشه

00:10:32.692 --> 00:10:35.025
‫پدر مادر ما عمراً نمیخواستن
‫ما تحت سرپرستی کنت اولاف باشیم

00:10:35.108 --> 00:10:36.275
‫البته اگه بشه اسم سرپرستی رو روش گذاشت

00:10:36.358 --> 00:10:39.567
‫همین که کنت اولاف پشتش رو به ما کرد
‫باید از این خونه بریم

00:10:39.650 --> 00:10:42.108
‫ترجیح میدم شانسم رو تو خیابون امتحان کنم
‫تا اینکه بازم اینجا بمونم

00:10:42.192 --> 00:10:44.025
‫کی میدونه توی خیابون
‫چه بلایی ممکنه سر ما بیاد؟

00:10:44.108 --> 00:10:45.817
‫حداقل اینجا یه سقفی رو سرمون هست

00:10:45.900 --> 00:10:47.858
‫ای کاش پول پدر مادرمون رو
‫به جای زمان بالغ شدن تو

00:10:47.942 --> 00:10:48.983
‫الان می‌تونستیم استفاده کنیم

00:10:50.233 --> 00:10:52.942
‫اونجوری می‌تونستیم یه قلعه بخریم و توش زندگی کنیم

00:10:53.025 --> 00:10:56.275
‫با نگهبان‌های مسلح که بیرون گشت میزنن
‫تا کنت اولاف و دسته‌ش رو دور نگه دارن

00:10:56.358 --> 00:10:59.400
‫- با یه استودیوی مجهز
‫- و یه کتابخونه

00:10:59.913 --> 00:11:01.377
‫و وسایل گاز زدنی

00:11:01.377 --> 00:11:04.025
‫بجنبید یتیم‌ها
‫باید خونه رو دوباره مرتب کنید

00:11:04.108 --> 00:11:06.150
قاضی استراوس گفت
‫در خونه‌ش همیشه به رومون بازه

00:11:06.233 --> 00:11:09.025
‫اون گفت کتابخونه‌ی حقوقیش
‫همیشه به رومون بازه

00:11:09.108 --> 00:11:10.233
‫اینا با هم فرق دارن

00:11:10.317 --> 00:11:13.233
‫آقای پو گفت اگه سوالی داشتیم
‫می‌تونیم بهش زنگ بزنیم

00:11:13.317 --> 00:11:15.650
‫راستش ما سوال نداریم
‫شکایت داریم

00:11:16.400 --> 00:11:19.400
‫می‌تونم این رو برات گرم کنم؟
‫همینطور یه خبر خیلی بد بهت بدم؟

00:11:19.483 --> 00:11:21.067
‫- چیه؟
‫- درباره اون منشی...

00:11:21.150 --> 00:11:24.192
‫اینجا نه

00:11:41.525 --> 00:11:43.192
‫مورد اضطراری؟

00:11:43.275 --> 00:11:45.233
‫باشه٬ ولی من سرم خیلی شلوغه

00:11:45.317 --> 00:11:47.733
‫منشی قدیمیم٬ که حرفه‌ای و مشهور بود

00:11:47.817 --> 00:11:50.483
‫که سالها بدون مشکل کار کرده بود ناپدید شده

00:11:50.567 --> 00:11:53.358
‫من یه هنرمند نیمه‌وقت رو بدون
‫هیچ تجربه‌ی قبلی استخدام کردم

00:11:53.442 --> 00:11:56.233
‫که برای امتحان هنرپیشگی
‫و اجرا٬ مرتب مرخصی میخواد

00:11:56.317 --> 00:11:59.858
‫به علاوه٬ من تا الان مجبور شدم بارها
‫وقت آرایشگاهم رو عوض کنم

00:11:59.942 --> 00:12:00.983
‫چیکار میتونم براتون بکنم؟

00:12:01.067 --> 00:12:03.733
‫کنت اولاف یه مرد دیوانه‌ست
‫نمی‌تونیم پیشش بمونیم

00:12:03.817 --> 00:12:06.442
‫با مشت زد تو صورت کلاوس
‫کبودیش رو می‌بینی؟

00:12:06.525 --> 00:12:09.900
‫ببخشید٬ پو هستم

00:12:10.900 --> 00:12:19.067
‫بله

00:12:19.150 --> 00:12:20.942
‫به هیچ وجه

00:12:21.025 --> 00:12:22.108
‫ممنونم

00:12:23.025 --> 00:12:24.358
‫شرمنده٬  درباره چی حرف میزدیم؟

00:12:25.108 --> 00:12:26.358
‫وای بله٬ کنت اولاف

00:12:26.442 --> 00:12:28.983
‫متاسفم که برداشت اولیه‌ی خوبی ازش نداشتین

00:12:29.067 --> 00:12:31.067
‫فقط یه تخت بهمون داده

00:12:31.150 --> 00:12:33.608
‫اون به ما کارهای سخت زیادی میده

00:12:33.632 --> 00:12:36.534
!یه الکلی‌ـه

00:12:36.692 --> 00:12:39.317
‫ببخشید٬ پو هستم

00:12:40.150 --> 00:12:46.567
‫هفت

00:12:46.650 --> 00:12:48.608
هر چیزی بجز هفت

00:12:48.692 --> 00:12:49.775
‫خواهش میکنم

00:12:50.900 --> 00:12:53.483
‫بچه‌ها٬ هر کسی توی بخشی از زندگیش

00:12:53.567 --> 00:12:54.775
‫آرزو میکنه ای کاش کس دیگه‌ای

00:12:54.858 --> 00:12:56.942
غیر از والدینش بزرگش میکرد

00:12:57.025 --> 00:12:58.067
‫وقتی من یه پسر کوچولو بودم

00:12:58.150 --> 00:13:01.067
‫حاضر بودم عزیزترین چیزم رو بدم
‫تا توسط یه بازیگر بزرگ بشم

00:13:01.150 --> 00:13:02.858
‫ما رو یتیم صدا میکنه

00:13:02.942 --> 00:13:04.108
‫شما یتیم هستین

00:13:04.192 --> 00:13:05.483
‫دوستای وحشتناکی داره

00:13:05.567 --> 00:13:07.358
‫منم دوستای وحشتناکی دارم

00:13:07.382 --> 00:13:10.613
کاملا واضحه که
میخواد ثروت ما رو به چنگ بیاره

00:13:10.775 --> 00:13:13.192
!یه کلمه از حرفات رو هم نمی‌فهمم

00:13:17.150 --> 00:13:20.233
‫بودلرها٬ شما با عبارت "این لوکو پرنتیس" آشنا هستید؟

00:13:20.317 --> 00:13:21.650
‫به نظر لاتین میاد

00:13:21.733 --> 00:13:23.483
‫لاتین و حقوقی

00:13:23.567 --> 00:13:27.858
‫"این لوکو پرنتیس" یعنی
‫"ایفای نقش یک ولی"

00:13:27.942 --> 00:13:30.442
‫این یه عبارت حقوقیه و به کنت اولاف نسبت داده میشه

00:13:30.525 --> 00:13:33.025
‫این بازیگر داره نقش ولی شما رو ایفا میکنه

00:13:33.108 --> 00:13:34.358
‫و به عنوان قیم قانونی شما٬

00:13:34.442 --> 00:13:37.233
‫کنت اولاف میتونه شما رو با
‫هر روشی که مناسب بدونه بزرگ کنه

00:13:37.317 --> 00:13:40.358
‫پس شرمنده‌ام اگه والدینتون ازتون
‫نخواستن کارهای خونه رو انجام بدین

00:13:40.442 --> 00:13:43.525
‫یا اینکه شما دوستای اونا رو
‫بیشتر از دوستای کنت اولاف دوست دارید

00:13:43.608 --> 00:13:45.692
‫ولی چیزای قطعی‌ای هستن
‫که باید بهشون عادت کنین

00:13:45.775 --> 00:13:49.275
‫حالا٬ متاسفم که باید
‫سریع‌السیر شما رو ترک کنم

00:13:49.358 --> 00:13:50.942
‫ولی کارهایی دارم که باید انجام بدم

00:13:51.025 --> 00:13:52.317
‫سریع‌السیر یعنی خیلی خیلی

00:13:52.400 --> 00:13:53.983
‫یعنی اون هیچ کاری برای کمک بهمون نمیکنه

00:13:54.067 --> 00:13:56.900
‫برعکس٬ من از منشی جدیدم میخوام
‫تا شما رو به خونه برسونه

00:13:56.983 --> 00:13:58.733
‫همین که تایپ کردن اون گزارش رو تموم کنه

00:14:02.775 --> 00:14:04.483
‫به گمونم باید مسئول تعمیرات رو صدا کنیم

00:14:04.567 --> 00:14:06.150
‫این مرد برای کنت اولاف کار میکنه

00:14:06.233 --> 00:14:08.567
‫اون گفت که کنت اولاف یکی از رابط‌های حرفه‌ایش هست

00:14:08.650 --> 00:14:10.275
‫از دیدنتون خوشحال شدم بودلرها

00:14:10.358 --> 00:14:12.275
‫ما به خونه‌ی کنت اولاف برنمی‌گردیم

00:14:12.358 --> 00:14:13.733
‫به صورت کلاوس نگاه کن!

00:14:13.817 --> 00:14:16.608
‫وای٬ نه نه نه یتیم‌ها

00:14:18.358 --> 00:14:20.150
‫به صورت من نگاه کنین

00:14:22.192 --> 00:14:23.650
‫ولشون کنم؟

00:14:36.358 --> 00:14:39.192
‫من تموم روز رو صرف درست کردن
‫این کیک خامه‌ای‌ها برا شما کردم

00:14:39.275 --> 00:14:40.692
‫ممنونیم
[!از مغازه خریدی]

00:14:40.775 --> 00:14:43.275
‫تمشک خوشمزه نیست؟

00:14:43.358 --> 00:14:45.733
‫وقتی همسن شما بودم
‫میوه محبوب من بود

00:14:45.817 --> 00:14:47.358
‫ولی ما سه تا سنمون با هم فرق داره

00:14:57.442 --> 00:14:59.442
‫میخوام باهاتون درباره یه چیزی صحبت کنم

00:15:00.400 --> 00:15:04.358
‫اخیراً آقای پو باهام تماسی گرفتن

00:15:04.442 --> 00:15:06.025
‫جدی؟

00:15:06.650 --> 00:15:08.150
‫شرمنده که آقای پو مزاحمتون شدن

00:15:08.233 --> 00:15:10.525
‫من خوشحالم که زنگ زد

00:15:10.608 --> 00:15:14.317
‫چون حالا که من پدرتونم
‫دوست دارم شما سه تا بچه

00:15:14.400 --> 00:15:15.858
‫احساس راحتی بیشتری اینجا کنید

00:15:17.025 --> 00:15:20.942
‫همونطور که می‌دونید٬ من سخت با
‫دسته‌ی تئاترم کار می‌کردم

00:15:21.025 --> 00:15:25.192
‫و متاسفانه ممکنه یکم خشک
‫باهاتون رفتار کرده باشم

00:15:25.275 --> 00:15:27.567
‫کلمه‌ی "خشک" کلمه‌ی شگفت‌انگیزیه

00:15:27.650 --> 00:15:31.150
‫ولی رفتار کنت اولاف نسبت
‫به بچه‌ها رو توصیف نمیکنه

00:15:31.233 --> 00:15:33.567
‫"خشک" به آدمی اشاره میکنه

00:15:33.650 --> 00:15:36.317
‫که بنا بر دلایل مختلفی
‫با بقیه ارتباط برقرار نمیکنه

00:15:36.400 --> 00:15:39.692
‫کلمه‌ایه که ممکنه کسی رو
‫توصیف کنه که در طول یک مهمونی

00:15:39.775 --> 00:15:42.942
‫در عوض حرف زدن با کسی
‫ممکنه یه گوشه بایسته

00:16:00.900 --> 00:16:03.858
‫گوستاو؟ ژاکلین هستم

00:16:03.942 --> 00:16:05.525
‫نمیتونه کسی رو توصیف کنه

00:16:05.608 --> 00:16:07.775
‫که سه نفر رو مجبور میکنه تو یه تخت بخوابن

00:16:07.858 --> 00:16:11.233
‫مجبورشون میکنه کارهای سخت بکنن
‫و با مشت میزنه تو صورتشون

00:16:11.317 --> 00:16:12.317
‫بنابراین

00:16:12.400 --> 00:16:14.150
‫کلمه‌های زیادی برا همچین آدمایی هست

00:16:14.233 --> 00:16:16.858
‫برای اینکه اینجا احساس راحتی بیشتری بکنید

00:16:16.942 --> 00:16:18.900
‫ولی "خشک" یکی از اونا نیست

00:16:18.983 --> 00:16:22.442
‫دوست دارم تو نمایش بعدیم شرکت کنین

00:16:23.067 --> 00:16:25.067
‫چطور شرکت کنیم؟

00:16:25.650 --> 00:16:28.358
‫من...

00:16:33.692 --> 00:16:36.817
‫اسم این نمایش هست «ازدواج حیرت‌آور»

00:16:36.900 --> 00:16:39.525
‫و توسط نویسنده‌ی بزرگ «ال فانکوت» نوشته شده

00:16:39.608 --> 00:16:42.608
‫ما فقط یه اجرا خواهیم داشت
‫همین شب جمعه

00:16:42.692 --> 00:16:47.358
‫داستان یه مرد خیلی خوشتیپ و زیبا
‫که توسط من بازی میشه هست

00:16:47.442 --> 00:16:51.067
‫تو کلاوس و تو سانی نقش دو تماشاچی
‫در بین جمعیت رو خواهین داشت

00:16:51.150 --> 00:16:54.233
‫ولی ما از بیشتر آدم بزرگ‌ها قدمون کوتاه‌تره
‫این برای حضار عجیب به نظر نمیاد؟

00:16:54.317 --> 00:16:55.525
‫نقش دو آدم کوتوله رو بازی میکنین

00:16:55.608 --> 00:16:58.275
‫و من باید چیکار کنم؟
‫صحنه رو درست کنم؟

00:17:01.192 --> 00:17:04.983
‫صحنه رو درست کنی؟
‫وای خدای من نه

00:17:05.650 --> 00:17:07.858
‫خواهر من تو کار با ابزار خیلی خوبه

00:17:07.942 --> 00:17:11.650
‫یه دختر خوشگل مثل تو نباید پشت صحنه کار کنه

00:17:12.358 --> 00:17:13.567
‫ولی دوست دارم

00:17:13.650 --> 00:17:16.650
‫سانی سانی سانی

00:17:16.733 --> 00:17:17.983
‫ویولت؟

00:17:18.067 --> 00:17:20.317
‫ویولت ویولت ویولت

00:17:20.400 --> 00:17:24.150
‫تو نقش زن جوانی که باهاش
‫ازدواج میکنم رو بازی میکنی

00:17:24.233 --> 00:17:26.275
‫نقش بسیار مهمیه

00:17:26.358 --> 00:17:29.650
‫اگرچه تو فقط یک دیالوگ داری
‫و فکر میکنم میدونی اون چیه

00:17:29.733 --> 00:17:30.942
‫نمیدونم

00:17:31.025 --> 00:17:33.692
‫نه نه نه٬ اون هست "بله"

00:17:33.775 --> 00:17:36.150
‫کنت اولاف...

00:17:36.233 --> 00:17:37.608
‫من رو چی صدا کردی؟

00:17:39.983 --> 00:17:41.067
‫پدر

00:17:42.983 --> 00:17:46.067
‫من مطمئن نیستم اونقدرا با استعداد
‫باشم٬ که حرفه‌ای اجرا کنم

00:17:46.150 --> 00:17:49.483
‫من متنفرم که به نام نیک شما
‫و ال فانکوت بی‌احترامی کنم

00:17:49.567 --> 00:17:52.983
‫به علاوه٬ من تو چند هفته‌ی آینده خیلی
‫سرم شلوغه و روی اختراعاتم کار میکنم

00:17:53.067 --> 00:17:56.025
‫و یاد میگیره که چطور رست بیف درست کنه

00:17:58.192 --> 00:18:01.150
‫تو در اجرای تئاتر من شرکت خواهی کرد!

00:18:01.233 --> 00:18:03.525
‫ترجیح میدم داوطلبانه توش شرکت کنید

00:18:03.608 --> 00:18:05.983
‫ولی به گمونم آقای پو بهتون توضیح داده

00:18:06.067 --> 00:18:09.108
‫من میتونم این لوکو پرنتیسیس داشته باشم

00:18:09.192 --> 00:18:10.275
‫این لوکو پرنتیس

00:18:10.817 --> 00:18:12.192
‫پوکو د لورنتیس

00:18:12.275 --> 00:18:14.067
‫این لوکو پرنتیس

00:18:15.025 --> 00:18:19.150
‫نکته‌ش اینه که میتونم بهتون
‫دستور بدم که شرکت کنین

00:18:19.233 --> 00:18:22.733
‫و شما باید اطاعت کنین

00:18:28.983 --> 00:18:31.525
‫حالا برید با اون زن که کلاه‌گیس داره صحبت کنید

00:18:32.275 --> 00:18:35.192
‫دیگه نمیخوام ریختتون رو ببینم

00:18:44.567 --> 00:18:46.817
‫فکر میکنی میخواست با اون
‫تمشک‌ها ما رو مسموم کنه؟

00:18:46.900 --> 00:18:47.900
‫همشون رو خورد

00:18:47.983 --> 00:18:50.275
‫به علاوه٬ کنت اولاف دنبال
‫ثروتیه که به ما ارث میرسه

00:18:50.358 --> 00:18:52.025
‫کشتن ما به هیچ دردش نمیخوره

00:18:52.108 --> 00:18:54.900
‫اینکه توی نمایش ازدواج حیرت‌انگیز
‫باشیم٬ به چه دردی میخوره؟

00:19:00.317 --> 00:19:02.358
‫ازدواج مثل شریک شدن
‫یه لیوان آبجو بستنی می‌مونه

00:19:02.442 --> 00:19:04.692
‫یا یکیشون قبول کنه بره نفر پشتی
‫تو لباس اسبی که می‌پوشن بایستن

00:19:04.775 --> 00:19:06.775
‫حتی وقتی توی نمایش اتفاق میفته

00:19:06.858 --> 00:19:09.108
‫فقط باید با کسایی که دوستشون داری قبولش کنی

00:19:10.067 --> 00:19:11.442
‫من خودم هیچوقت ازدواج نکردم

00:19:11.525 --> 00:19:15.150
‫من یک بار دیوانه‌وار یک زن بسیار شجاع
‫و به طرز شجاعانه‌ای عالی رو دوست داشتم

00:19:15.233 --> 00:19:17.650
‫که وقتی ازش خواستم زنم بشه

00:19:17.733 --> 00:19:20.733
‫به دلایل پیچیده و غیر قابل بررسی

00:19:20.817 --> 00:19:22.442
‫جوابی بهم نداد

00:19:22.525 --> 00:19:23.817
‫جواب نمیده

00:19:29.525 --> 00:19:33.400
‫بودلرها!
‫خوشحالم که می‌بینمتون

00:19:33.483 --> 00:19:35.858
‫اینجایین تا به تحقیقتون ادامه بدین؟

00:19:35.942 --> 00:19:38.483
‫راستش قاضی استراوس
‫ما اینجاییم تا درباره چیز دیگه‌ای تحقیق کنیم

00:19:38.567 --> 00:19:39.858
‫کتابی درباره تئاتر دارین؟

00:19:41.817 --> 00:19:44.275
‫تئاتر

00:19:44.358 --> 00:19:47.858
‫می‌بینم که دارین به داشتن
یه قیم بازیگر عادت میکنین

00:19:47.942 --> 00:19:49.983
‫راستش من علاقه‌ی زیادی به تئاتر دارم

00:19:50.067 --> 00:19:53.108
‫حفظ کردن دیالوگ‌ها و تعظیم کردن جلوی حضار

00:19:53.192 --> 00:19:55.817
‫و پوشیدن لباس‌هاش

00:19:55.900 --> 00:19:59.442
‫حاضرم تمام کلاه‌گیس‌های قضاوتم رو بدم
‫تا یه لباس تئاتر بپوشم

00:19:59.525 --> 00:20:02.400
‫قاضی استراوس٬ شما کتابی
‫درباره‌ی قوانین محلی دارین؟

00:20:02.900 --> 00:20:06.400
‫قوانین محلی

00:20:06.942 --> 00:20:09.108
‫وایسا٬ مطمئنین؟

00:20:09.192 --> 00:20:12.525
‫حتی منم علاقه به خوندن همچین کتاب‌هایی ندارم
‫و توی دادسرای عالی قضاوت میکنم

00:20:12.608 --> 00:20:16.942
‫راستش من به حرفه‌ی حقوق علاقه‌مند شدم
‫این کتاب‌ها از نظرم خیلی شگفت‌انگیزن

00:20:17.025 --> 00:20:19.025
‫خب٬ هر کسی یه سلیقه‌ای داره

00:20:19.108 --> 00:20:20.983
‫کتاب‌های گوناگون بی‌شماری تو این دنیا وجود داره

00:20:21.067 --> 00:20:24.150
‫که با عقل جور در میاد
‫چون آدم‌های گوناگون بی‌شماری هم وجود داره

00:20:24.733 --> 00:20:28.442
‫سانی٬ دوست داری با من بیای تو باغ

00:20:28.525 --> 00:20:32.150
‫تا برادر خواهرت این کتاب‌ها رو بخونن؟

00:20:32.233 --> 00:20:34.900
‫کلاوس٬ صورتت چی شده؟

00:20:38.233 --> 00:20:39.942
‫میخوایم بفهمیم

00:20:40.567 --> 00:20:43.025
‫خب٬ یه بخش درباره خشونت دارم

00:20:43.108 --> 00:20:45.775
‫درست کنار خودروهای چینی

00:20:56.525 --> 00:20:58.233
‫خوشگل نیست رئیس؟

00:20:59.067 --> 00:21:01.567
‫نه نه نه٬ باید ظریف باشه! جذاب!

00:21:01.650 --> 00:21:04.192
‫یه دنباله‌ی توری ازش چین بخوره پایین
‫مثل...مثل...

00:21:04.275 --> 00:21:06.150
‫- مثل یه آبشار
‫- مثل یه زخم باز

00:21:06.233 --> 00:21:07.275
‫دقیقاً

00:21:10.567 --> 00:21:15.567
از راه رسید کنت اولاف
یه کمی خودنماست

00:21:15.650 --> 00:21:18.067
‫- چی؟
‫- هیچی دیگه با کنت اولاف هم قافیه نمیشه

00:21:18.150 --> 00:21:21.025
‫چیزای زیادی هست که با کنت اولاف هم قافیه میشه

00:21:24.817 --> 00:21:26.733
‫

00:21:26.817 --> 00:21:29.025
‫

00:21:29.108 --> 00:21:30.400
!کوه قاف

00:21:31.108 --> 00:21:32.442
فهمیدم

00:21:37.858 --> 00:21:40.317
...‫به نظرم حتی در فرهنگ‌های متضاد با ما
[کتاب قوانین نکاح]

00:21:40.400 --> 00:21:43.775
ازدواج یک تعبیر اساسا مردسالارانه‌ست

00:21:43.858 --> 00:21:47.192
که ممکنه نهاد آشوب برانگیز
سلطه‌گری رو افزایش ببخشه

00:21:47.275 --> 00:21:49.275
...که باعث بوجود اومدن مشکل در

00:21:49.358 --> 00:21:51.900
‫هسته‌ای

00:21:51.983 --> 00:21:53.192
‫برهنه‌گرایی

00:21:53.275 --> 00:21:54.483
‫ناگت

00:21:55.400 --> 00:21:56.567
‫نکاحی

00:21:57.650 --> 00:21:59.567
‫باید برم

00:22:00.567 --> 00:22:03.858
‫توی سیاره و...

00:22:03.942 --> 00:22:05.483
‫داری میری؟

00:22:06.150 --> 00:22:06.983
‫قاضی استراوس؟

00:22:07.067 --> 00:22:08.483
‫بله؟

00:22:09.275 --> 00:22:10.733
‫میشه یه چیزی ازتون بپرسم؟

00:22:10.817 --> 00:22:12.358
‫حتماً

00:22:13.567 --> 00:22:15.900
‫بفرما دختر شیرین

00:22:15.983 --> 00:22:17.400
‫خوبه

00:22:17.483 --> 00:22:20.483
‫بله٬ در مقام یه دانش‌پژوه در برابر دیگری؟

00:22:21.442 --> 00:22:23.067
‫تنها ملزومات جاری شدن نکاح هستن

00:22:23.150 --> 00:22:26.150
‫اعلام رضایت هر دو طرف حاضر

00:22:26.233 --> 00:22:28.650
‫اجازه‌ی این لوکو پرنتیس اگه لازم باشه

00:22:28.733 --> 00:22:32.150
‫و امضای عقدنامه توسط خود عروس

00:22:32.775 --> 00:22:34.192
‫معنیش چیزیه که فکر میکنم؟

00:22:34.275 --> 00:22:38.025
‫خب٬ فکر کنم بسته به چیزی
‫که تو فکر میکنی داره

00:22:38.108 --> 00:22:41.275
‫معنیش میشه تو قراره یه ستاره بشی

00:22:43.067 --> 00:22:44.233
‫کنت اولاف!

00:22:44.317 --> 00:22:46.817
‫لطفاً٬ من رو بازیگر وصی خود صدا کنید

00:22:46.900 --> 00:22:52.567
‫قاضی استراوس٬ شما قراره وجود
‫کارآگاهی حقوقی شلخته‌ی خودتون رو

00:22:52.650 --> 00:22:56.400
‫به یه وجود خارق‌العاده و در عین حال بسیار برجسته تبدیل کنید

00:22:56.483 --> 00:22:59.817
‫زمانی که تبدیل به چهره‌ی هیجان‌انگیز جدید

00:22:59.900 --> 00:23:02.900
‫تولید بعدی کنت اولاف بشید

00:23:03.567 --> 00:23:04.983
‫منظورتون اینه...

00:23:05.067 --> 00:23:09.817
‫شما استعداد لازم برای یه نقش کوتاه

00:23:09.900 --> 00:23:12.192
‫در نمایش جدید ال فانکوت رو دارید

00:23:12.900 --> 00:23:15.233
‫من از وقت جوونیم میخواستم یه بازیگر بشم

00:23:15.317 --> 00:23:18.233
‫همینطور معلم تئاترم بهم گفت بخاطر حالتم

00:23:18.317 --> 00:23:21.817
‫شانس پایینی دارم
‫و بعدش من وارد حقوق شدم٬ ولی الان...

00:23:21.900 --> 00:23:23.858
‫الان می‌تونین بهش برسین

00:23:23.942 --> 00:23:26.067
‫- پرده بالا میره
‫- پرده؟

00:23:26.150 --> 00:23:28.400
‫- حضار تشویق میکنن!
‫- حضار!

00:23:28.483 --> 00:23:32.692
‫و تو پا به استیج میذاری
‫با لباس یک قاضی

00:23:32.775 --> 00:23:35.275
‫- یه قاضی!
‫- بخش بسیار مهمیه

00:23:35.358 --> 00:23:36.817
‫اگرچه اسمتون توی برنامه لیست نمیشه

00:23:37.400 --> 00:23:41.233
‫شما در برابر یه مرد بسیار خوشتیپ
‫که توسط من بازی میشه قرار می‌گیرید

00:23:41.317 --> 00:23:44.525
‫من میتونم با کنت اولاف روی صحنه هم‌بازی بشم؟

00:23:46.317 --> 00:23:50.983
‫در حالی که یک عروس بسیار شیک‌پوش
‫با بازی ویولت٬ کنارم می‌ایسته

00:23:51.067 --> 00:23:52.400
‫تو خیلی خوش‌شانسی ویولت

00:23:52.483 --> 00:23:55.108
‫من تموم عمرم می‌خواستم عروس بشم

00:23:55.192 --> 00:23:58.733
‫ولی انگار همه‌ی مردهایی که باهاشون
‫آشنا میشدم از مدرک حقوقم می‌ترسیدن

00:23:58.817 --> 00:24:01.108
یا شیفته‌ی مدل‌های قطار هستن

00:24:02.192 --> 00:24:03.817
‫یک لباس...

00:24:04.942 --> 00:24:07.775
‫عروس بسیار زیبا با طراحی خودم

00:24:08.692 --> 00:24:11.608
‫زمانی که شما تمام مراسم ازدواج رو اجرا میکنید

00:24:11.692 --> 00:24:14.358
‫تک تک کلمات رو درست ادا میکنید

00:24:14.442 --> 00:24:15.733
‫زمانی که مدرکی رو امضا میکنیم

00:24:15.817 --> 00:24:18.317
‫که شما از فرمانداری برای واقعی شدن نمایش میارین

00:24:18.400 --> 00:24:20.400
‫قاضی استراوس٬ اون یه نقشه‌ای داره

00:24:20.483 --> 00:24:25.567
‫نقشه‌ای که دارم اینه که رویاهای
‫قاضی استراوس رو به واقعیت تبدیل کنم

00:24:25.650 --> 00:24:26.858
‫

00:24:26.942 --> 00:24:30.192
‫شما ناگهان خودتون رو در موقعیت رشک‌برانگیز

00:24:30.275 --> 00:24:33.400
‫یک بازیگر در حال پیشرفت میان‌سال خواهید یافت

00:24:33.483 --> 00:24:35.275
‫انقدر خوبه که باورم نمیشه

00:24:35.358 --> 00:24:37.733
...همینطوره، قاضی استراوس٬ کنت اولاف داره

00:24:37.817 --> 00:24:41.150
‫کنت اولاف با تبدیل کردن شما
‫به عنوان بخش مهمی از نمایش تئاترش

00:24:41.233 --> 00:24:44.525
‫داره شما رو بخش مهمی از زندگیش میکنه

00:24:44.608 --> 00:24:47.900
‫بچه ها برید٬ برید خونه

00:24:48.817 --> 00:24:51.442
‫با پدر جدیدتون یکم وقت بگذرونید

00:24:59.733 --> 00:25:00.983
‫غم فردا رو نخور!

00:25:01.067 --> 00:25:02.358
‫بچه‌ها رو بچسب!

00:25:02.442 --> 00:25:04.233
‫- امروز رو بچسب
‫- منم گفتم امروز

00:25:08.400 --> 00:25:09.483
‫رئیس

00:25:09.567 --> 00:25:12.067
‫سه مدل کیک خامه‌ای از یخچال
براتون آوردم امتحان کنین

00:25:12.150 --> 00:25:15.942
‫یکیش وانیلیه٬ یکیش یکم جوز هندی داره
‫و اون یکی یکم لیموییه

00:25:16.025 --> 00:25:17.950
‫بهت گفتم هیچوقت این کلمه رو نگو
‫(لیمویی/لمونی اسم مستعار
‫نویسنده و راوی داستان)

00:25:18.817 --> 00:25:20.942
‫این یتیم‌ها رو بگیر

00:25:21.025 --> 00:25:23.483
‫ببر بالا اتاق‌خوابشون تا جمعه

00:25:23.567 --> 00:25:25.025
‫تا جمعه کاری باهاشون ندارم

00:25:25.108 --> 00:25:27.192
‫- جز پختن شام
‫- از بیرون سفارش میدیم

00:25:27.275 --> 00:25:30.067
‫بالاخره می‌فهمیم چه نقشه‌ای داری کنت اولاف

00:25:30.150 --> 00:25:32.150
‫می‌دونیم میخوای ثروت پدر مادرمون رو بدزدی

00:25:32.233 --> 00:25:33.233
‫ثابتش میکنیم

00:25:33.317 --> 00:25:34.525
‫بذارید کیکم رو بخورم

00:25:38.442 --> 00:25:39.567
‫خوبه

00:25:40.567 --> 00:25:41.692
‫

00:25:42.900 --> 00:25:44.025
‫وای!

00:25:47.900 --> 00:25:49.942
‫پیژامه‌تون رو بپوشید و دعاتون رو بخونید

00:25:50.025 --> 00:25:51.108
‫مگه اینکه آتئیست(بی‌خدا) باشید

00:25:51.192 --> 00:25:52.275
‫نمی‌تونی همینجوری اینجا نگهمون داری

00:25:52.358 --> 00:25:55.025
‫میدونی کی همیشه این حرف رو میزنه؟ زندانی

00:25:55.108 --> 00:25:56.233
‫بهم گوش کن٬ کنت اولاف داره...

00:25:56.317 --> 00:25:58.025
‫نه نه نه نه
‫تو بهم گوش کن پسر کوچولو

00:25:58.108 --> 00:25:59.567
‫و خیلی خوب هم گوش کن

00:25:59.650 --> 00:26:02.817
‫تنها دلیلی که کنت اولاف
‫هنوز تو رو قیمه قیمه نکرده

00:26:02.900 --> 00:26:04.692
‫اینه که هنوز نتونسته ثروتت رو بدست بیاره

00:26:04.775 --> 00:26:07.608
‫ولی همتون این سوال رو از خودتون بپرسین:

00:26:07.692 --> 00:26:11.942
‫بعد اینکه پولتون رو گرفت
‫چه دلیلی داره شما رو زنده نگه داره؟

00:26:12.025 --> 00:26:15.108
‫فکر میکنید بعدش چه بلایی سرتون میاد؟

00:26:23.192 --> 00:26:25.942
‫- خیلی وحشتناکه. وحشتناک
‫- ترسناکه

00:26:25.966 --> 00:26:27.107
!مخوفه

00:26:27.108 --> 00:26:28.192
‫چی قراره بشه؟

00:26:28.275 --> 00:26:30.942
‫نمیدونم٬ ولی میدونم چیکار میخوام بکنم

00:26:31.025 --> 00:26:33.108
‫میخوام تمام شب رو کتاب بخونم

00:26:35.692 --> 00:26:38.067
‫کلاوس برای لذت شخصی کتاب نمیخوند

00:26:38.150 --> 00:26:41.150
‫بلکه برای نجات خواهرش از یه مخمصه‌ی هولناک

00:26:41.775 --> 00:26:45.442
‫کتابش اصلاً جالب نبود
‫کتابش طولانی و سخت بود

00:26:45.525 --> 00:26:51.525
‫دید که داره یه جمله رو بارها و بارها میخونه

00:26:53.650 --> 00:26:56.650
‫با پایان شب٬ کلاوس هر چیزی که لازم بود رو فهمید

00:26:57.400 --> 00:26:59.775
‫با طلوع آفتاب امیدوار شد

00:27:03.650 --> 00:27:05.358
‫اگرچه٬ متاسفانه

00:27:07.733 --> 00:27:09.692
‫کنت اولاف هم امیدوار شد

00:27:14.983 --> 00:27:17.692
‫تو اینجا چیکار میکنی؟
‫باید تو اتاقت باشی

00:27:17.775 --> 00:27:20.900
‫تمام شب تو اتاقم بودم
‫و میدونم میخوای چیکار کنی

00:27:20.983 --> 00:27:23.400
‫من؟ من فقط دارم قهوه‌ی صبحونه‌م رو میخورم

00:27:23.483 --> 00:27:25.692
‫اگرچه نمیتونم کاسه‌ی شکر رو پیدا کنم

00:27:26.442 --> 00:27:27.858
‫تنها ملزومات جاری شدن نکاح...

00:27:27.942 --> 00:27:30.358
‫اعلام رضایت هر دو طرف حاضر

00:27:30.442 --> 00:27:32.817
‫اجازه‌ی این لوکو پرنتیس اگه لازم باشه

00:27:32.900 --> 00:27:36.525
‫و امضای عقدنامه توسط خود عروس، هستن.

00:27:36.608 --> 00:27:38.442
‫بذار بهت یه نصیحتی بکنم

00:27:38.525 --> 00:27:41.150
‫اگه اول صبحی کلمه‌های قلمبه سلمبه بزنی

00:27:41.233 --> 00:27:43.150
‫عاقبت مرد خیلی تنهایی میشی

00:27:43.233 --> 00:27:45.233
‫من نقشه‌ت رو فهمیدم

00:27:45.317 --> 00:27:47.108
‫تو با ویولت مجازاً ازدواج نمیکنی

00:27:47.192 --> 00:27:48.400
‫تو میخوای واقعاً باهاش ازدواج کنی

00:27:48.483 --> 00:27:50.067
‫واقعاً؟

00:27:50.150 --> 00:27:52.817
‫چقدر بی شرمانه‌ست! من... وایسا

00:27:52.900 --> 00:27:54.567
‫واقعا؟ واقعا...

00:27:54.650 --> 00:27:56.108
‫تو تفاوت بین واقعاً و مجازاً

00:27:56.192 --> 00:27:58.150
‫رو نمیدونی٬ میدونی؟

00:27:59.108 --> 00:28:00.733
‫

00:28:02.567 --> 00:28:05.733
‫خیلی به درد میخوره چه آدم جوون چه میان‌سال

00:28:05.817 --> 00:28:09.150
تفاوت بین واقعاً و مجازاً رو بدونه

00:28:09.233 --> 00:28:13.025
‫واقعاً کلمه‌ایه که معنیش اینجا میشه
‫چیزی در حقیقت داره اتفاق میفته

00:28:13.108 --> 00:28:14.483
‫در حالی که مجازاً کلمه‌ایه که

00:28:14.567 --> 00:28:16.817
‫معنیش میشه فقط به نظر میاد داره اتفاق میفته

00:28:17.275 --> 00:28:19.900
‫برای نمونه٬ اگه دارین واقعاً از خوشحالی میپرین

00:28:19.983 --> 00:28:23.442
‫معنیش میشه دارین میپرین به هوا
‫چون خیلی خوشحالین

00:28:24.233 --> 00:28:27.442
‫من دارم به هوا میپرم چون خیلی خوشحالم

00:28:27.525 --> 00:28:29.358
‫اگه مجازاً دارین بخاطر خوشحالی میپرین

00:28:29.442 --> 00:28:31.942
‫معنیش میشه که خیلی خوشحالین
‫که میتونین برای شادی بپرین رو هوا

00:28:32.025 --> 00:28:34.525
‫ولی انرژی‌تون رو برای کارهای دیگه‌ای نگه میدارید

00:28:36.275 --> 00:28:37.900
‫من خیلی خوشحالم که میتونم برای شادی بپرم

00:28:37.983 --> 00:28:39.817
‫ولی انرژیم رو برای کارهای دیگه‌ای نگه میدارم

00:28:40.400 --> 00:28:43.483
‫پس واقعاً میشه یه ازدواج واقعی درحالی که مجازاً

00:28:43.567 --> 00:28:46.233
‫میشه ازدواجی که هدفش نمایش تئاتره

00:28:46.317 --> 00:28:48.483
‫میدونستم٬ داشتم امتحانت میکردم

00:28:49.483 --> 00:28:51.983
‫اگه خواهرم بگه "بله"
‫و عقدنامه رو امضا کنه

00:28:52.067 --> 00:28:54.233
‫در حالی که قاضی استراوس تو اتاقه
‫اون قانوناً ازدواج میکنه

00:28:54.317 --> 00:28:57.233
‫این نمایش الکی نخواهد بود
‫واقعی و قانونی خواهد بود

00:28:57.317 --> 00:29:01.192
‫اگه اون آخرین یتیم روی زمین هم بود
‫باهاش ازدواج نمیکردم

00:29:01.275 --> 00:29:05.275
‫مردی مثل من میتونه هر تعداد زن زیبا

00:29:05.358 --> 00:29:07.483
‫که برای انجام کارهای خونه غر نمیزنن رو بگیره

00:29:07.567 --> 00:29:08.650
‫چی گیر من میاد؟

00:29:10.067 --> 00:29:14.567
‫"شوهر قانونی کنترل تشریفاتی و عملی
‫بر تمام اموال مربوطه دارد

00:29:14.650 --> 00:29:17.983
‫که منجر به تصمیم‌گیری اقتصادی درباره‌ی
‫هر مال مربوط به این ازدواج میشود"

00:29:18.067 --> 00:29:21.442
‫فکر نمیکنم پسری به سن تو باید
‫از کلمه‌ی تشریفاتی استفاده کن

00:29:21.525 --> 00:29:23.025
،اگر شوهر ویولت بشی

00:29:23.108 --> 00:29:25.483
کنترل کامل بر تمام ثروت بودلر رو
...بدست میاری. ولی

00:29:25.567 --> 00:29:29.025
شوهر بالقوه باید از لحاظ سنی مناسب و درخور"

00:29:29.108 --> 00:29:32.733
"سن قانونی بنا بر استانداردهای رایج جامعه باشد

00:29:33.858 --> 00:29:37.108
خواهرم اونقدر بزرگ نیست که ازدواج کنه
حتی اگه خودش بخواد

00:29:40.108 --> 00:29:42.150
...بهم بگو ببینم، خرخون

00:29:43.108 --> 00:29:47.025
میتونی یه زبان رو نام ببری
که رومیان باستان ازش استفاده میکردن

00:29:47.108 --> 00:29:49.900
و امروزه هنوز هم توسط مردمانی آزار دهنده استفاده میشه؟

00:29:49.983 --> 00:29:52.650
لاتین -
درسته -

00:29:52.733 --> 00:29:57.858
میتونی این عبارت لاتین رو ترجمه کنی؟
<i>"این لوکو پرنتیس"</i>

00:29:57.942 --> 00:29:59.525
"ایفای نقش پدر و مادر"

00:29:59.608 --> 00:30:00.983
درسته

00:30:01.067 --> 00:30:02.442
منظورش منم

00:30:02.525 --> 00:30:06.358
ببین، ویولت میتونه ازدواج کنه
...به شرط اینکه

00:30:06.442 --> 00:30:08.025
از قیم قانونیش اجازه گرفته باشه

00:30:08.567 --> 00:30:09.817
.و اجازه گرفته

00:30:10.525 --> 00:30:11.608
...در واقع

00:30:12.150 --> 00:30:14.108
قیمش نه تنها اجازه داده

00:30:15.150 --> 00:30:18.317
بلکه بسیار مشتاقه

00:30:20.317 --> 00:30:24.275
تمام اشتیاق توی دنیا هم نمیتونه ما رو مجبور کنه
!توی نقشه‌ی وحشتناکت شرکت کنیم

00:30:26.025 --> 00:30:27.150
آقای پو حتما خبردار میشه

00:30:27.233 --> 00:30:29.067
،نقشه‌ت اجرا نمیشه
!و به زندان می‌افتی

00:30:31.400 --> 00:30:33.733
<i>از راه رسید کنت اولاف</i>

00:30:33.817 --> 00:30:36.942
<i>برنج بپاش تا کوه قاف</i>

00:30:37.025 --> 00:30:38.025
ببخشید

00:30:38.108 --> 00:30:39.692
همگی ببخشید وسط حرفتون میپرم

00:30:39.775 --> 00:30:42.358
ولی اون پسر شجاع و زیرک
با اون عینک مسخره‌ش

00:30:42.442 --> 00:30:44.733
الان نقشه‌ی ناجوانمردانه‌مون رو کشف کرد

00:30:44.817 --> 00:30:46.108
بله

00:30:46.192 --> 00:30:48.358
،به لطف اون کتاب حیرت آور پسرک

00:30:48.442 --> 00:30:51.942
یتیم‌ها بر روشهای شیطانی ما غلبه کردند
و پیروزی بزرگی بدست آوردن

00:30:52.025 --> 00:30:53.192
وای، نه -
چیکار باید بکنیم؟ -

00:30:53.275 --> 00:30:55.817
گمون کنم زندان می‌افتیم-
برای یه مدت طولانی-

00:30:55.900 --> 00:30:58.567
گمونم این مسئله ثابت میکنه
کتابخوانی واقعا واجبه

00:30:58.650 --> 00:30:59.900
،ویولت

00:30:59.983 --> 00:31:04.108
فکر میکنی برادر خرخون کوچولوت واقعا خیلی باهوشه؟

00:31:04.192 --> 00:31:05.692
لازم به گفتن نیست
کارهاش گویای همه‌چیزه

00:31:05.775 --> 00:31:07.358
،کنت اولاف میخواد واقعا باهات ازدواج کنه

00:31:07.442 --> 00:31:09.983
اونم درحالی که تو و قاضی استراوس و بقیه‌ی مردم
فکر میکنن همه‌ش یه نمایشه

00:31:10.067 --> 00:31:11.733
ولی من اونقدر بزرگ نیستم که ازدواج کنم

00:31:11.817 --> 00:31:14.108
با اجازه‌ی قیم قانونیت میتونی

00:31:14.192 --> 00:31:15.650
<i>این لوکو پرنتیس</i>

00:31:15.733 --> 00:31:18.358
باید سانی رو برداریم و از این خونه‌ی تاسف آور بریم

00:31:23.358 --> 00:31:24.942
سانی، بیدار شو-
سانی-

00:31:25.567 --> 00:31:28.567
کجاست؟-
واقعا کجا میتونه باشه؟-

00:31:28.650 --> 00:31:30.817
مطمئنا خیلی عجیبه که یه بچه یهویی غیبش بزنه

00:31:30.900 --> 00:31:33.150
اونم بچه‌ای که انقدر کوچیک و بی پناهه

00:31:33.233 --> 00:31:34.442
آخرین بار اونو کجا دیدین؟

00:31:35.858 --> 00:31:37.067
با سانی چیکار کردی؟

00:31:37.150 --> 00:31:40.692
بیه بیه سانی کوچولو
کجا رفتی دختری؟

00:31:42.400 --> 00:31:43.483
اون صدا رو شنیدین؟

00:31:44.400 --> 00:31:46.108
از بیرون اومد

00:31:53.775 --> 00:31:54.692
سانی؟

00:31:56.775 --> 00:31:58.733
جای درست رو نگاه نمی‌کنید

00:31:58.817 --> 00:32:02.608
به عنوان دو تا بچه‌ی کتابخون، واقعا خنگ هستین

00:32:03.275 --> 00:32:05.817
اینجا نیست

00:32:06.817 --> 00:32:09.525
اوه، انقدر با اخم سرتو پایین ننداز

00:32:09.608 --> 00:32:12.858
...به نظر من که سرت رو بالا کنی همه‌چیز درست میشه

00:32:12.942 --> 00:32:14.150
بالا

00:32:22.442 --> 00:32:23.525
وای، نه

00:32:23.608 --> 00:32:25.983
بذار بره. اون که با تو کاری نداشته-
اون فقط یه نوزاده-

00:32:26.067 --> 00:32:27.817
خب، اگه واقعا میخواین ولش کنم، اینکارو میکنم

00:32:27.817 --> 00:32:30.650
اما مطمئنا حتی بچه‌ی لوس و احمقی
...مثل تو میتونه بفهمه که اگه ولش کنم

00:32:30.733 --> 00:32:32.858
،یا بهتر بگم
...اگه به همکارم بگم ولش کنه

00:32:32.942 --> 00:32:34.108
سلام

00:32:34.192 --> 00:32:36.192
سانی ممکنه از سقوط جون سالم به در نبره

00:32:36.275 --> 00:32:37.650
،اون برج نه مترـه

00:32:37.733 --> 00:32:40.192
که برای سقوط یه بچه‌ی کوچولو خیلی بلنده

00:32:40.275 --> 00:32:42.650
.حتی اگه داخل قفس باشه
...ولی اگه اصرار میکنی

00:32:42.733 --> 00:32:44.650
!نه، نکن-
خواهش میکنم، اون فقط یه بچه‌ست-

00:32:44.733 --> 00:32:47.233
ما هرکاری بخوای میکنیم، هر کاری
فقط به اون صدمه نزن

00:32:47.317 --> 00:32:49.108
هرکاری؟ هرکاری؟

00:32:49.192 --> 00:32:52.775
برای مثال، حاضری در حین نمایش فردا شب

00:32:52.858 --> 00:32:54.567
با من ازدواج کنی؟

00:32:54.650 --> 00:32:56.567
من هرگز و به هیچ عنوان با تو ازدواج نمیکنم

00:32:57.192 --> 00:32:58.567
هوم

00:32:58.650 --> 00:32:59.983
...بچه‌ها

00:33:00.067 --> 00:33:04.108
خواهرتون مثل یه ترکه پشت سر
یه قاطر چموش می‌مونه

00:33:04.192 --> 00:33:05.650
خواهر من که یه ترکه نیست

00:33:09.483 --> 00:33:12.150
هرکسی که صاحب حیوانی بوده بهتون میگه

00:33:12.233 --> 00:33:15.192
که یه قاطر چموش سمت هویج حرکت میکنه

00:33:15.275 --> 00:33:17.775
...چون پاداشش که غذاست رو میخواد

00:33:18.483 --> 00:33:20.025
و از ترکه دوری میکنه

00:33:20.108 --> 00:33:24.858
چون میخواد از مجازات درد کفل اجتناب کنه

00:33:24.942 --> 00:33:27.775
به همین صورت، شما کاری که میگم رو انجام میدین

00:33:27.858 --> 00:33:30.192
تا مجازات از دست دادن خواهرتون رو نکشید

00:33:30.275 --> 00:33:34.108
و چون جایزه‌ی داشتن یه شوهر دلربا رو میخوای

00:33:36.442 --> 00:33:37.942
حالا دیگه کوتاه بیا

00:33:38.025 --> 00:33:40.192
،خیلی وحشتناکه تا عروس من باشی

00:33:40.275 --> 00:33:43.233
و تا آخر عمرت توی خونه‌ی من زندگی کنی؟

00:33:43.900 --> 00:33:45.733
خیلی دختر دوست داشتنی‌ای هستی

00:33:46.650 --> 00:33:50.525
بعد از عروسی، مثل برادر و خواهرت کلک تو رو نمیکنم

00:33:51.817 --> 00:33:54.442
...اگه بذاری سانی بره

00:33:56.858 --> 00:33:58.900
باهات ازدواج میکنم

00:33:59.525 --> 00:34:01.275
<i>تبریک میگیم</i>

00:34:03.442 --> 00:34:06.692
بعد از نمایش فردا شب
سانی رو آزاد میکنم

00:34:06.775 --> 00:34:10.108
تا اون موقع، برای اطمینان
توی اتاق برج می‌مونه

00:34:10.192 --> 00:34:12.608
ختم کلام-
تو یه آدم رذلی-

00:34:12.692 --> 00:34:14.817
ممکنه آدم رذلی باشم
ولی تونستم روش بی نقصی برای

00:34:14.900 --> 00:34:17.400
به دست آوردن ثروت شما پیدا کنم

00:34:17.483 --> 00:34:18.650
تو چیکار کردی؟

00:35:00.858 --> 00:35:02.775
ای کاش اینجا یه مخترع داشتم

00:35:03.692 --> 00:35:05.442
منم به همین فکر میکردم

00:35:08.108 --> 00:35:09.608
گوستاو-
ژاکلین-

00:35:12.067 --> 00:35:13.858
اومدی-
گفتی بیام-

00:35:14.567 --> 00:35:17.233
همه‌چیز فاجعه باره
اتفاقات بدی افتاده

00:35:17.317 --> 00:35:18.775
منم همین فکرو میکردم

00:35:18.858 --> 00:35:21.942
من و دکتر مونتگومری از چند روز پیش منتظر بچه ها بودیم

00:35:22.025 --> 00:35:23.733
دکتر مونتگومری قرار بود قیم جدیدشون باشه

00:35:23.817 --> 00:35:26.358
والدین بودلرها در صورت بروز یه آتیش سوزی همین رو میخواستن

00:35:26.442 --> 00:35:28.275
چه مشکلی پیش اومد؟
چرا بچه ها رو ندیدیم؟

00:35:28.358 --> 00:35:30.733
آقای پو به نصیحت یه مشاور گوش داد

00:35:31.317 --> 00:35:34.817
یه مشاور؟ خدای من
چرا یکی باید به حرفهای یه مشاور گوش بده؟

00:35:34.900 --> 00:35:38.483
بهت یه کمک میکنم
اسمش با کوه قاف هم قافیه‌ست

00:35:39.650 --> 00:35:41.858
جمعه شب وقت داری به یه تئاتر بیای؟

00:35:41.942 --> 00:35:43.692
ممکنه بتونیم بدون جلب توجه

00:35:43.775 --> 00:35:45.358
همه‌چیز رو به روال درست برگردونیم

00:35:45.442 --> 00:35:48.067
البته
ولی تا اون موقع چیکار کنیم؟

00:35:48.733 --> 00:35:50.108
میتونی این طنابها رو باز کنی؟

00:35:54.358 --> 00:35:56.108
بچه‌ها حتما خیلی ترسیدن

00:35:56.775 --> 00:35:58.275
ما همه‌مون ترسیدیم، گوستاو

00:35:59.150 --> 00:36:01.358
سانی حتما خیلی ترسیده

00:36:01.442 --> 00:36:04.358
ما همه‌مون ترسیدیم، کلاوس
باید کمی بخوابی

00:36:04.442 --> 00:36:06.858
ولی داری رختخوابم رو خراب میکنی-
روی رختخواب سانی بخوام-

00:36:06.942 --> 00:36:09.608
دیشب بیدار موندی تا از نقشه‌ی
کنت اولاف سردربیاری

00:36:09.692 --> 00:36:10.900
حالا نوبت منه

00:36:13.858 --> 00:36:15.233
من که کمکی نکردم

00:36:16.733 --> 00:36:19.442
معلومه که کمک کردی
فقط کار رو به اتمام نرسوندی

00:36:20.358 --> 00:36:25.775
اوین روزی که والدینمون سانی رو آوردن یادته؟

00:36:26.733 --> 00:36:28.650
دستگیره‌ی در اتاقش رو با دندون از جا کند

00:36:30.317 --> 00:36:31.567
...مادر و پدر

00:36:32.650 --> 00:36:35.525
ازم خواستن قول بدم
همیشه از شما دوتا مراقبت میکنم

00:36:35.608 --> 00:36:38.358
و مطمئن بشم توی دردسر نمی‌افتید

00:36:39.442 --> 00:36:41.150
بذار روی قولم بمونم

00:37:02.275 --> 00:37:05.442
ایده‌ی زیرکانه داشتن
به آسونی روشن کردن لامپ نیست

00:37:06.983 --> 00:37:10.608
<i>ولی همونطور که روشن کردن تنها یک لامپ
میتونه حتی محزون‌ترین اتاقها رو نورانی کنه</i>

00:37:10.692 --> 00:37:14.067
<i>یه ایده‌ی درست میتونه
به وضعیتی محزون کننده نور امید بپاشه</i>

00:37:41.400 --> 00:37:42.900
<i>،درست مثل بقیه‌ی کارگاه‌های اختراع</i>

00:37:42.983 --> 00:37:46.025
<i>دستشویی کنت اولاف کوچیک و کم نور بود</i>

00:37:46.108 --> 00:37:49.817
<i>اما منطقه‌ی اختراعات در ذهن ویولت
...بزرگ و روشن بود</i>

00:37:50.400 --> 00:37:53.150
و درونش تمام چیزهایی که احتیاج داشت یافت میشد

00:38:08.025 --> 00:38:10.358
اوه، اولاف اون لباس معرکه‌ست

00:38:10.442 --> 00:38:12.775
انقدر شگفت انگیزه که
،جدا از تمام استعدادهات

00:38:12.858 --> 00:38:14.650
واقعا در دنیای فشن هم تبحر داری

00:38:14.733 --> 00:38:16.567
بدون اینکه سوسول باشی-
بدون اینکه سوسول باشی-

00:38:16.650 --> 00:38:18.400
صدای چی بود؟

00:38:19.233 --> 00:38:20.733
فکر کنم همونی که مهم نیست اسمش چیه، داره اصلاح میکنه

00:38:20.817 --> 00:38:24.067
خیلی خب، اگه زیاده روی کردم بهم بگید
"بوی بچه"

00:38:24.150 --> 00:38:25.775
فکر کردم داری با بزرگه عروسی میکنی

00:38:25.858 --> 00:38:27.400
نه

00:38:27.483 --> 00:38:29.900
نه. شاخه های گل "بوی بچه/ گچ‌دوست" روی موی ویولت بذاریم

00:38:29.983 --> 00:38:31.358
!آهان

00:39:12.358 --> 00:39:15.442
زیباترین چیزی که میشه تجربه کرد، رمز و رازه"

00:39:26.275 --> 00:39:28.817
"چرا که منبع تمامی علم و هنرهای حقیقی‌ست

00:39:49.358 --> 00:39:51.983
چقدر عالی که پیش ما اومدی

00:39:56.108 --> 00:39:57.192
میخوای باهام چیکار کنی؟

00:39:57.275 --> 00:39:59.233
گفتم بگیر بشن-
نخیر نگفتی-

00:40:17.775 --> 00:40:19.525
<i>سلام-</i>
رئیس، منم-

00:40:19.608 --> 00:40:20.817
<i>کی هستی؟ دقیقتر بگو</i>

00:40:20.900 --> 00:40:22.733
...منم. همون نوکرت که

00:40:22.817 --> 00:40:24.775
<i>دستش مشکل داره؟ چی میخوای؟-</i>
آره-

00:40:24.858 --> 00:40:28.358
عروستون همین الان از برج بالا اومد تا
سعی کنه اون جونور وحشی رو نجات بده

00:40:28.442 --> 00:40:30.108
<i>خب، چجوری بالا اومده؟-</i>
نمیدونم والا-

00:40:30.192 --> 00:40:32.983
<i>خب، حدس بزن-</i>
...خب، یه جور-

00:40:33.067 --> 00:40:34.900
<i>یجور چی؟-</i>
با یه جور طناب-

00:40:34.983 --> 00:40:37.275
یه قلاب چند شاخه‌ست-
میگه یه قلاب چند شاخه‌ست-

00:40:37.358 --> 00:40:39.067
<i>آخه قلاب چند شاخه از کجا آورده؟-</i>
نمیدونم، رئیس-

00:40:39.150 --> 00:40:40.275
<i>مال خودمه-</i>
نه، بله، رئیس. البته-

00:40:40.358 --> 00:40:41.483
میفهمم که مال شماست

00:40:41.567 --> 00:40:43.067
<i>همونجا بمون. الان میام بالا-</i>
باشه-

00:40:43.150 --> 00:40:44.567
<i>خداحافظ-</i>
تمام-

00:40:44.650 --> 00:40:46.733
<i>تمام؟ این حرف یعنی چی؟-</i>
"تمام؟"-

00:40:46.817 --> 00:40:48.233
‌

00:40:48.317 --> 00:40:50.567
منظورم اینه که... به نظرم-
<i>چیه؟-</i>

00:40:50.650 --> 00:40:52.942
...یه چیزی-
<i>چه چیزی؟-</i>

00:40:53.025 --> 00:40:55.608
اصطلاح عامیانه‌ی بی‌سیم برای خداحافظیه-
<i>خب که چی-</i>

00:40:55.692 --> 00:40:56.983
ببخشید. باشه، خیلی خب. بله

00:40:57.067 --> 00:40:59.858
<i>محض رضای خدا... زود می‌بینمت-</i>
باشه. خداحافظ-

00:41:01.442 --> 00:41:03.358
کنت اولاف خیلی از عروسش ناامید شده

00:41:03.442 --> 00:41:04.692
من عروسش نیستم

00:41:04.775 --> 00:41:06.692
به زودی میشی

00:41:07.942 --> 00:41:11.358
اونوقت من نوکر فامیلیت میشم

00:41:17.442 --> 00:41:20.650
...میدونی، بعضی از مردم میگن سخت ترین کار دنیا

00:41:20.733 --> 00:41:22.108
بچه بزرگ کردنه

00:41:22.192 --> 00:41:25.983
،ولی در مقایسه با پنداشتن
نوشتن، کارگردانی، تولید

00:41:26.067 --> 00:41:28.650
...و اجرا در یک نمایش تئاتر، جهت

00:41:28.733 --> 00:41:31.483
دزدیدن ثروت والدین مُرده‌ی اون بچه ها، هیچی نیست

00:41:31.567 --> 00:41:33.317
،شغل خیلی مشکلیه

00:41:33.400 --> 00:41:36.192
و اجازه نمیدم هیچ یتیمی خرابش کنه

00:41:36.275 --> 00:41:37.650
هرگز به ثروت ما دست نمیزنی

00:41:40.150 --> 00:41:41.067
...کلاوس

00:41:42.192 --> 00:41:43.858
به هرچی دلم بخواد دست میزنم

00:42:02.233 --> 00:42:05.567
...وقتی شن این

00:42:05.650 --> 00:42:07.150
‌

00:42:07.233 --> 00:42:08.900
...ماسماسک تموم شد

00:42:08.983 --> 00:42:11.775
خواهرت با من ازدواج میکنه

00:42:13.108 --> 00:42:14.900
چه اتفاقی افتاد؟ چرا اینجاییم؟

00:42:14.983 --> 00:42:17.733
سعی کردم با یکی از اختراعاتم از برج بالا بیام
و سانی رو نجات بدم

00:42:17.817 --> 00:42:19.067
خیلی بلنده
حتما خیلی ترسیدی

00:42:19.150 --> 00:42:21.108
به اندازه‌ی فکر ازدواج با کنت اولاف ترسناک نیست

00:42:21.192 --> 00:42:22.525
متاسفم که اختراعت عمل نکرد

00:42:22.608 --> 00:42:24.900
اختراعم خوب عمل کرد
فقط گیر افتادم

00:42:24.983 --> 00:42:26.567
باید قبل از اینکه شن ساعت شنی تموم بشه

00:42:26.650 --> 00:42:28.108
سانی رو نجات بدیم و از اینجا فرار کنیم

00:42:32.525 --> 00:42:35.692
فکر نمیکردم شن به این زودی تموم شه
اینترنتی خریدمش

00:42:35.775 --> 00:42:39.525
یه چند بار باید بچرخونیدش

00:42:39.608 --> 00:42:41.108
!و به بچه دست نزنید

00:42:41.775 --> 00:42:44.317
همه‌چیز درست میشه، سانی-
فقط آویزون بمون-

00:42:44.341 --> 00:42:45.982
جدی میگی؟

00:42:45.983 --> 00:42:48.108
چیزی نیست
نمیخواست شوخی کنه

00:42:48.192 --> 00:42:50.858
فکر میکنی بتونی چیزی اختراع کنی
تا کمکمون کنه از اینجا فرار کنیم؟

00:42:52.025 --> 00:42:53.317
شاید

00:42:54.275 --> 00:42:57.233
میتونی اطلاعات پیدا کنی چطور میتونیم
از ازدواج شونه خالی کنیم؟

00:42:57.317 --> 00:42:58.358
شاید

00:43:04.067 --> 00:43:07.483
مطمئنم که در طول زندگیتون

00:43:07.567 --> 00:43:09.358
متوجه شدین که برخی اتاقها

00:43:09.442 --> 00:43:12.400
شخصیت ساکنین‌شون رو منعکس میکنن

00:43:14.192 --> 00:43:15.442
...برای مثال

00:43:16.150 --> 00:43:18.608
...در اتاق کوچکم

00:43:18.692 --> 00:43:21.275
کلکسیونی از چیزهایی که
برام مهم هستن رو جمع آوری کردم

00:43:21.358 --> 00:43:23.650
شامل تمام یادداشتهام از یتیم‌های بودلر

00:43:23.733 --> 00:43:26.775
اشیاء بسیار مهم که در سفرهایم جمع آوری کردم

00:43:26.858 --> 00:43:28.025
...و

00:43:30.858 --> 00:43:32.567
...عکس تاری که

00:43:33.358 --> 00:43:36.817
سالها پیش از زنی به اسم بئاتریس گرفته شده

00:43:36.900 --> 00:43:40.733
گهگاهی موقع نوشتن
در اینجا که در گذشته تئاتری برجسته بود

00:43:40.817 --> 00:43:43.525
به این عکس نگاه میکنم

00:43:43.608 --> 00:43:45.942
چرا که درست مثل وسایلی که
...در اتاق برج کنت اولاف پیدا میشن

00:43:46.025 --> 00:43:49.233
بیشتر از این نمیتونم به بودلرها کمک کنم

00:43:59.983 --> 00:44:02.192
،اگه نفت سفید داشتیم
میتونستیم با اون بطری‌های شراب قدیمی

00:44:02.275 --> 00:44:03.858
کوکتل مولتف بسازیم

00:44:03.942 --> 00:44:05.567
کوکتل مولتف چیه؟-
بمب های کوچیک هستن-

00:44:05.650 --> 00:44:08.067
اگه از پنجره بیرون پرتشون کنیم
میتونیم توجه رهگذرها رو جلب کنیم

00:44:08.150 --> 00:44:09.483
ولی نفت سفیدی نداریم

00:44:09.567 --> 00:44:12.275
اگه نگی "می‌پذیرم" و سند رو با دست خودت امضا نکنی

00:44:12.358 --> 00:44:14.483
دیگه قانونا ازدواج نمیکنید

00:44:14.567 --> 00:44:16.317
ولی بعد اولاف سانی رو از برج پایین میندازه

00:44:16.400 --> 00:44:17.692
مطمئنا اینکارو میکنم

00:44:17.775 --> 00:44:20.692
بیاین، یتیم‌ها
زمان واقعه‌ی بزرگ فرا رسیده

00:44:20.775 --> 00:44:22.775
...دستیارم که اینجاست

00:44:22.858 --> 00:44:24.442
سلام، خوشحالم دوباره می‌بینمتون

00:44:24.525 --> 00:44:27.108
کنار خواهرتون می‌مونه
...و با این بی‌سیم‌ها

00:44:27.192 --> 00:44:29.733
دائما با هم در ارتباط خواهیم بود

00:44:29.817 --> 00:44:32.525
اگر چیزی در اجرای امشب غلط از آب دربیاد

00:44:32.608 --> 00:44:35.150
خواهرتون پرت میشه و میمیره
حاضرین؟

00:44:36.358 --> 00:44:39.108
زود برمیگردیم، سانی-
نگران نباش-

00:44:39.132 --> 00:44:41.132
آره ارواح عمه‌ت

00:44:43.025 --> 00:44:44.567
بجنبید

00:44:52.317 --> 00:44:55.567
کنت اولاف، النور پو از
نکات روزانه" هستم"

00:44:55.650 --> 00:44:58.358
ایفای نقش یه مرد خوشتیپ
مطمئنا انتخاب شجاعانه‌ایه

00:44:58.442 --> 00:44:59.442
خیلی براتون سخته؟

00:44:59.525 --> 00:45:02.775
خب، به عنوان یه بازیگر به نظرم تئاتر
رسانه‌ی قدرتمندتری

00:45:02.858 --> 00:45:04.192
.نسبت به تلویزیونه

00:45:04.275 --> 00:45:06.442
و به شایعات مبنی بر اینکه
...تمام این برنامه چیزی بیشتر از

00:45:06.525 --> 00:45:08.983
یه نقشه‌ی شیطانی نیست، چه جوابی میدین؟-
نقشه‌ی شیطانی؟-

00:45:09.067 --> 00:45:11.692
تنها نقشه‌ی شیطانی‌ای که در کاره
داستانیه که سر صحنه اتفاق می‌افته

00:45:11.775 --> 00:45:13.233
سر صندلی‌هاتون بشینید

00:45:13.317 --> 00:45:14.983
خیلی خب، پرده راس ساعت هشت-
بررسی شد-

00:45:15.067 --> 00:45:16.608
تنفس، 9:15-
بررسی شد-

00:45:16.692 --> 00:45:19.442
پرده دو، 9:30
مگه اینکه امتیاز فروش زیاد بود

00:45:19.525 --> 00:45:21.400
بررسی شد-
مراسم ازدواج حدودا ساعت ده برگزار میشه-

00:45:21.483 --> 00:45:25.233
در ادامه‌ش شامپاین می‌نوشیم
با کیک و غذا پذیرایی میکنیم و

00:45:25.317 --> 00:45:26.942
و بعد از مراسم هم میریم به
اون جای مکزیکی٬ جشن بگیریم

00:45:26.942 --> 00:45:28.083
بررسی شد

00:45:29.900 --> 00:45:32.858
خیلی خوشحالم که بودلرها دارن
با زندگی جدیدشون خو میگیرن

00:45:32.942 --> 00:45:34.525
در مورد کنت اولاف کمی شک داشتم

00:45:34.608 --> 00:45:37.525
ولی حالا که می‌بینم داره سه تا
بچه‌ی کوچیک رو وارد تئاتر میکنه

00:45:37.608 --> 00:45:40.108
تمام نگرانی‌هام برطرف شدن

00:45:43.358 --> 00:45:45.650
شما دوتا تا سکانس عروسی
همینجا می‌مونید

00:45:45.733 --> 00:45:48.317
دست به هر کاری بزنید
به معنای "پرده" برای خواهر کوچیکتون خواهد بود

00:45:48.400 --> 00:45:51.358
ببینید، "پرده" به معنای اینه که
خواهرتون رو از پنجره پایین پرت میکنیم

00:45:51.442 --> 00:45:53.817
ولی به پرده‌ی تئاتر هم یه اشاره‌ی ضمنی داره

00:45:53.900 --> 00:45:55.317
یک دقیقه تا کشیدن پرده مونده

00:45:55.400 --> 00:45:57.775
عالی به نظر می‌رسی-
با صحبت‌های بی مورد حواسمو پرت نکن-

00:45:57.858 --> 00:45:59.108
دارم سعی میکنم توی جلد شخصیتم برم

00:45:59.192 --> 00:46:01.775
،حالا، قاضی هر چی که اسم هست
تا سکانس عروسی همینجا بشین

00:46:01.858 --> 00:46:05.900
یادت باشه، باید دقیقا همون کلماتی رو استفاده کنی
که در یه مراسم ازدواج واقعی بکار میبری

00:46:05.983 --> 00:46:07.525
دقیقا درست بگو

00:46:07.608 --> 00:46:11.067
توی تماشاگرها، استعدادیابانی هستن
که به دنبال بازیگری به سن تو میگردن

00:46:11.150 --> 00:46:13.567
!استعداد یاب! وای خدای من

00:46:16.942 --> 00:46:18.608
قاضی استراوس، میشه باهاتون صحبت کنیم؟

00:46:18.692 --> 00:46:22.400
با صحبت‌های بی مورد حواسمو پرت نکن
دارم سعی میکنم توی جلد شخصیتم برم

00:46:23.900 --> 00:46:27.025
نقشه عوض شد. اینجا بشین
حواسش رو پرت نکنید

00:46:27.817 --> 00:46:29.942
اینجا بشینی بهتره

00:46:30.025 --> 00:46:32.858
بچه، بچه، بچه پلاستیکی
...بچه پلاستیکی

00:46:32.942 --> 00:46:34.900
...بچه، بچه پلاستیکی

00:46:34.983 --> 00:46:38.817
بچه، بچه، بچه پلاستیکی

00:46:38.900 --> 00:46:40.942
بچه، بچه، بچه پلاستیکی
وقت نمایشه-

00:46:41.025 --> 00:46:42.567
خیلی خب. خیلی خب-
خیلی خب. خیلی خب-

00:46:42.650 --> 00:46:44.400
پلاستیکی پلاستیکی... بچه‌ی پلاستیکی-
...پلاستیکی پلاستیکی-

00:47:06.025 --> 00:47:10.108
،اینجایم
واقعا لب یه حوضچه ایستادم

00:47:10.192 --> 00:47:12.275
واقعا لب یه حوضچه نایستاده

00:47:12.358 --> 00:47:15.025
مجازاً لب یه حوضچه ایستاده

00:47:15.108 --> 00:47:19.400
مرد بسیار خوشتیپی مثل من
...باید در این مورد چه کند

00:47:19.483 --> 00:47:22.733
جز اینکه تک‌گویی طولانی‌ای رو انجام بدم

00:47:31.858 --> 00:47:33.525
فکر نکنم بلد باشی پوکر بازی کنی

00:47:33.549 --> 00:47:35.549
زود یاد میگیرم

00:47:43.442 --> 00:47:44.525
میخوای برگه‌ها رو پخش کنی؟

00:47:44.549 --> 00:47:46.305
حتما

00:47:46.608 --> 00:47:49.233
خواهش میکنم، بانوان فراعنه

00:47:49.317 --> 00:47:52.400
من بسیار خوشتیپم
ولی تنها یک مرد هستم

00:47:53.775 --> 00:47:57.983
،قسم به آب نیل
این مرد بسیار خوشتیپ مال من خواهد بود

00:47:59.192 --> 00:48:02.400
،قسم به شکل اهرام
اگه نتونم تو رو داشته باشم میکشمت

00:48:02.483 --> 00:48:04.067
اون خیلی خوشتیپه

00:48:09.483 --> 00:48:12.442
خیلی خب، اگه این دست رو بردم
پشتم رو ماساژ میدی

00:48:12.525 --> 00:48:14.483
،ولی اگه تو دوباره ببری
رو دهنم چسب میچسبونم

00:48:43.692 --> 00:48:45.400
خواهش میکنم، دوشس‌ها

00:48:45.483 --> 00:48:48.400
،من بسیار خوشتیپم
ولی تنها یک مرد هستم

00:48:49.067 --> 00:48:52.983
،قسم به برج‌های ترولستاین
این مرد بسیار خوشتیپ مال من خواهد شد

00:48:53.067 --> 00:48:54.483
،قسم به باغ‌ها ورتینگتون

00:48:54.567 --> 00:48:56.983
اگه اونو نداشته باشم، قلبم واقعا میشکنه

00:48:57.067 --> 00:49:00.358
.مجازاً
"قلبم مجازاً میشکنه"

00:49:00.442 --> 00:49:03.275
،عجب ماجراجویی‌های خوشتیپانه‌ای داشتم

00:49:03.358 --> 00:49:06.442
تنها برای اینکه به همین حوضچه برسم
...در این

00:49:07.108 --> 00:49:08.525
!روز ازدواجم

00:49:50.067 --> 00:49:51.525
دیالوگت رو بگو

00:49:59.608 --> 00:50:01.400
...آیا شما

00:50:01.483 --> 00:50:06.817
این زن را به عنوان همسر قانونی خود می‌پذیرید؟

00:50:14.858 --> 00:50:16.483
می‌پذیرم

00:50:20.108 --> 00:50:23.567
...آیا شما این زن را -
مرد-

00:50:23.650 --> 00:50:26.983
...مرد. آیا شما این مرد را

00:50:27.067 --> 00:50:30.525
به عنوان شوهر قانونی خود می‌پذیرید؟

00:50:54.192 --> 00:50:56.483
می‌پذیرم

00:50:56.567 --> 00:51:01.233
بوسیله‌ی قدرتی که با رفتن به
مدرسه‌ی وکالت به من اعطا شده

00:51:01.317 --> 00:51:05.275
شما را کنت و کنتس اعلام میکنم

00:51:05.358 --> 00:51:06.483
<i>تبریک میگیم</i>

00:51:13.567 --> 00:51:14.650
خیلی خب

00:51:25.775 --> 00:51:28.942
،خانمها و آقایان
مایلم موضوعی رو اعلام کنم

00:51:29.025 --> 00:51:32.567
دیگه هیچ دلیلی وجود نداره
که اجرای امشب رو ادامه بدیم

00:51:38.025 --> 00:51:41.983
چرا که مقصودش برآورده شد

00:51:42.067 --> 00:51:44.983
این نمایش، سکانسی از یک داستان خیالی نبود

00:51:45.067 --> 00:51:48.317
ازدواج من با ویولت بودلر کاملا قانونیه

00:51:48.400 --> 00:51:51.442
و از این لحظه تمام ثروتش در اختیار من قرار میگیره

00:51:52.608 --> 00:51:54.442
!امکان نداره حقیقت داشته باشه

00:51:54.525 --> 00:51:56.567
برعکس، قاضی خانم

00:51:56.650 --> 00:52:00.358
قانون این شور صریحا تعیین کرده
"که عروس باید بگه "می‌پذیرم

00:52:00.442 --> 00:52:03.817
و سند مناسب رو با دست خودش امضا کنه

00:52:03.900 --> 00:52:07.483
و تمام شما، خانمها و آقایان
شاهد این امر هستید

00:52:07.567 --> 00:52:10.192
ویولت فقط یه بچه‌ست
انقدر بزرگ نشده که ازدواج کنه

00:52:10.275 --> 00:52:12.233
اگه قیم قانونیش اجازه بده، میتونه

00:52:12.317 --> 00:52:15.442
و من علاوه بر اینکه شوهرشم، بلکه قیم قانونیش هم هستم

00:52:15.525 --> 00:52:18.358
ولی اون تکه کاغذ یه سند رسمی نیست

00:52:18.442 --> 00:52:20.483
فقط... یکی از وسایل صحنه‌ست

00:52:20.567 --> 00:52:22.067
،اگه به دقت نگاه کنی

00:52:22.150 --> 00:52:24.817
اگه از نزدیک نگاه کنی، مطمئنم می‌بینی که مجازاً واقعیه

00:52:24.900 --> 00:52:26.900
واقعا-
گفتم واقعا-

00:52:28.317 --> 00:52:30.983
متاسفانه این ازدواج کاملا لازم الاجراست

00:52:31.067 --> 00:52:32.358
...ویولت

00:52:32.442 --> 00:52:36.400
تو گفتی "می‌پذیرم" و این کاغذ رو
با دست خودت امضا کردی

00:52:37.358 --> 00:52:40.025
کنت اولاف، تو حالا
شوهر قانونی ویولت هستی

00:52:40.692 --> 00:52:41.733
و؟

00:52:41.817 --> 00:52:45.567
و همچنین شخص رذل و وحشتناکی هستی

00:52:45.650 --> 00:52:47.442
یه شخص رذل و وحشتناک

00:52:47.525 --> 00:52:52.233
که کنترل کامل ثروت بودلر در اختیارشه

00:52:52.317 --> 00:52:54.525
این مسئله به شدت هولناکه
!به هیچ عنوان اجازه نمیدم

00:52:54.608 --> 00:52:56.317
متاسفانه کاری از دستت برنمیاد

00:52:56.400 --> 00:52:58.650
کنت اولاف درست میگه

00:52:59.775 --> 00:53:01.900
این ازدواج از لحاظ قانونی لازم الاجراست

00:53:01.983 --> 00:53:06.108
متاسفم، بودلرها

00:53:06.192 --> 00:53:08.733
باورم نمیشه به این آسونی گول خوردم

00:53:08.817 --> 00:53:10.650
!معلومه که به آسونی گول خوردی

00:53:10.733 --> 00:53:13.525
به دست آوردن این ثروت
مثل یه بازی بچگانه بود

00:53:13.608 --> 00:53:17.858
و حالا برای جشن گرفتم روز خاص من
!از همه پذیرایی میشه. بنوازید

00:53:20.275 --> 00:53:22.442
وای، ممنون

00:53:25.650 --> 00:53:27.067
دست نگه دارید

00:53:27.150 --> 00:53:28.233
اول، بذار سانی بره

00:53:28.317 --> 00:53:29.483
سانی کجاست؟

00:53:29.567 --> 00:53:32.358
،متاسفانه در حال حاضر دستش بنده

00:53:32.442 --> 00:53:34.692
شوخی کوچیکمو ببخشید

00:53:37.442 --> 00:53:40.442
ببینید، با کلمات یکم بازی کردم
..."دستش بنده" مجاز از

00:53:40.525 --> 00:53:42.108
!قول دادی ولش میکنی

00:53:42.192 --> 00:53:46.317
اگه روی قولم نمونم چه جور شوهری میشم؟

00:53:47.983 --> 00:53:50.233
اون جیغ جیغوی کوچولو رو بنداز بمیره

00:53:50.317 --> 00:53:51.358
نه

00:53:56.608 --> 00:53:59.150
احمق! داری چیکار میکنی؟

00:53:59.233 --> 00:54:01.400
خب، مجبور بودم اینجا بیارمش
با استریت فلاش برنده شده

00:54:02.650 --> 00:54:05.858
پس فرار کردی، دستمال کهنه‌ی کوچولو

00:54:05.942 --> 00:54:09.567
خب، من هنوز شوهر ویولت هستم
و توی ماه عسلمون

00:54:09.650 --> 00:54:11.317
کلک تو رو میکنم

00:54:11.983 --> 00:54:14.983
مایلی برقصیم، کنتس؟

00:54:17.275 --> 00:54:20.025
من یه کنتس نیستم
حداقل فکر نکنم باشم

00:54:20.108 --> 00:54:22.775
صبر کن-
دقیقا بگو چرا نیستی؟-

00:54:22.858 --> 00:54:25.358
همونطور که قانون گفته، من سند رو
با دست خودم امضا نکردم

00:54:25.442 --> 00:54:28.150
به من دروغ نگو، یتیم
همه دیدن

00:54:28.233 --> 00:54:32.858
آره، سیصد چهارصد نفر شاهد بودن
اونهایی که در ردیف اول نشستن هم که گویا هستن

00:54:32.942 --> 00:54:34.275
ولی من راست دست هستم

00:54:34.358 --> 00:54:36.275
و سند رو با دست چپم امضا کردم

00:54:37.067 --> 00:54:38.900
خب، اون که به حساب نمیاد

00:54:38.983 --> 00:54:43.608
چون باختی داری جر میزنی
تا روز خاص منو خراب کنی

00:54:46.108 --> 00:54:47.358
،با تمام احترامات

00:54:47.442 --> 00:54:49.858
به نظرم قاضی استراوس باید بگه
به حساب میاد یا نه

00:54:49.942 --> 00:54:51.275
درسته

00:54:51.358 --> 00:54:54.817
درسته. من باید بگم
من یه قاضی هستم

00:54:55.942 --> 00:54:57.192
بذارین فکر کنم

00:55:07.442 --> 00:55:08.442
نمیدونم

00:55:08.525 --> 00:55:10.025
چی؟

00:55:10.108 --> 00:55:14.608
هرگز نباید از گفتن اینکه چیزی رو نمیدونی
خجالت بکشی

00:55:14.692 --> 00:55:16.900
این پرونده بسیار پیچیده‌ست

00:55:16.983 --> 00:55:20.900
فقط یه کارشناس حقوقی توانمند میتونه حلش کنه

00:55:20.983 --> 00:55:22.817
میشه لطفا از تخته سیاه استفاده کنم؟

00:55:25.733 --> 00:55:28.317
،در کتاب حقوقی محترم
<i>،قانون نکاح</i>

00:55:28.400 --> 00:55:31.692
به کارهای پیشگامانه جان لاک
،در سال 1690 اشاره شده

00:55:31.775 --> 00:55:34.608
مسلم دونستن قانون کشور
...بر پایه‌ی

00:55:34.692 --> 00:55:36.983
،همونطور که خودتون میتونید تصور کنید
استدلال حقوقی کلاوس

00:55:37.067 --> 00:55:39.608
تمام بینش های شک برانگیز تورگود مارشال

00:55:39.692 --> 00:55:42.567
و خودباوری اخلاقی آیدا بی ولز را در بر داشت
...جمله‌ای که اینجا به معنی اینه

00:55:42.650 --> 00:55:46.442
که صحبت‌هاش کاملا قابل توجه
و مطلقا قانع کننده بود

00:55:46.525 --> 00:55:49.233
و به این ترتیب، همونطور که مارتین لوتر گفته

00:55:49.317 --> 00:55:53.442
اخلاقیات را نمیتوان به عنوان قانون وضع کرد"
"اما رفتار را میتوان تعدیل نمود

00:55:53.525 --> 00:55:56.317
...احکام قضایی ممکن است نتواند نظر برخی را تغییر دهد"

00:55:56.400 --> 00:55:58.483
"اما میتواند قسی القلب را به زندان افکند

00:55:58.567 --> 00:56:01.567
وای! این استدلال اخلاقی

00:56:01.650 --> 00:56:05.317
تمام بینش های شک برانگیز تورگود مارشال

00:56:05.400 --> 00:56:08.525
و خودباوری اخلاقی آیدا بی ولز رو در بر داشت

00:56:08.608 --> 00:56:13.858
کاملا قابل توجه
و مطلقا قانع کننده بود

00:56:13.942 --> 00:56:17.775
و بسیار خرسندم تا اعلام کنم
...چون ویولت

00:56:17.858 --> 00:56:22.525
راست دسته و سند رو با دست چپش امضا کرده

00:56:22.608 --> 00:56:24.858
ازدواج باطله

00:56:32.067 --> 00:56:36.817
،خب، ممکنه همسرم نباشی
ولی هنوز دخترم هستی

00:56:36.900 --> 00:56:38.692
واقعا فکر میکنی بهت اجازه میدم

00:56:38.775 --> 00:56:40.483
تا بعد از خیانتی که امشب شاهدش بودیم

00:56:40.567 --> 00:56:42.358
این بچه‌ها رو نگه داری؟

00:56:42.442 --> 00:56:44.025
حتی توی این فکرم که همکارت رو

00:56:44.108 --> 00:56:45.817
از سمت منشی‌م اخراج کنم-
!همگی گوش بدین-

00:56:46.608 --> 00:56:47.858
ژاکلین، خودتی؟

00:56:47.942 --> 00:56:49.400
کجا بودی؟-
توسط همکاران کنت اولاف دزدیده شدم

00:56:49.483 --> 00:56:51.317
و نتونستم بهتون بگم

00:56:51.400 --> 00:56:53.942
که عموی بودلرها، دکتر مونتگومری

00:56:54.025 --> 00:56:56.275
توسط والدین بچه‌ها به عنوان قیمشون تعیین شده

00:56:56.358 --> 00:56:57.733
و منتظر شنیدن خبر از شما بوده

00:56:57.817 --> 00:57:00.900
دکتر مونتگومری؟-
هرگز چیزی ازش نشنیدم-

00:57:01.483 --> 00:57:03.608
خب، همینجا با افزایش هشت درصدی دستمزد

00:57:03.692 --> 00:57:05.358
دوباره به عنوان منشی من استخدام شدی

00:57:05.442 --> 00:57:07.900
بودلرها به قیمی شایسته فرستاده خواهند شد

00:57:07.983 --> 00:57:10.942
و این مجموعه‌ی ماجراهای ناگوار
به پایان رسیده

00:57:12.608 --> 00:57:14.650
...و تو، کنت اولاف

00:57:17.025 --> 00:57:21.483
ثروت شما رو به چنگ میارم
حتی اگه آخرین کاری باشه که انجام میدم

00:57:21.567 --> 00:57:23.025
،و وقتی بدستش آوردم

00:57:23.108 --> 00:57:29.358
تو و خواهر و برادرت رو قیمه قیمه میکنم

00:57:29.442 --> 00:57:31.983
اصلا خنده دار نبود، بچه ها

00:57:33.567 --> 00:57:35.525
اولاف؟ اولاف؟

00:57:36.358 --> 00:57:37.442
!اولاف

00:57:38.275 --> 00:57:39.400
!فرار کرده

00:57:39.483 --> 00:57:43.108
صبر کنید تا خواننده‌های
!نکات روزانه بفهمن چه اتفاقی افتاده

00:57:43.192 --> 00:57:45.150
!باید دستگیرش کنید
!باید دنبالش برید

00:57:45.233 --> 00:57:47.400
بذار مقامات نگران اون مسئله باشن

00:57:47.483 --> 00:57:49.650
شما بچه ها، بیاین همراه من بریم خونه

00:57:49.733 --> 00:57:51.442
ببخشید، ولی بچه ها باید همراه من بیان

00:57:51.525 --> 00:57:54.858
نمیتونم اجازه بدم بودلرها توسط کسی که
خویشاوندشون نیست بزرگ بشن

00:57:54.942 --> 00:57:56.608
چی؟
بعد از تمام کارهایی که قاضی استراوس برامون انجام داده؟

00:57:56.692 --> 00:57:58.358
بدون قاضی استراوس و کتابخونه‌ش

00:57:58.442 --> 00:57:59.733
هرگز از نقشه‌ی شیطانی کنت اولاف سر در نمیاوردیم

00:57:59.817 --> 00:58:02.983
،ممکنه همینطور باشه
ولی وصیت‌نامه‌ی والدینتون به صراحت نوشته شده

00:58:03.067 --> 00:58:04.733
حق با اونه

00:58:04.817 --> 00:58:07.317
والدینتون مقصد کاملا معینی رو برای شما در نظر داشتن

00:58:07.400 --> 00:58:10.817
و اون مقصد کنت اولاف یا قاضی استراوس نیست

00:58:16.358 --> 00:58:17.608
...خب

00:58:19.858 --> 00:58:21.108
خداحافظ، بچه ها

00:58:22.233 --> 00:58:24.483
دلم خیلی براتون تنگ میشه

00:58:24.567 --> 00:58:26.108
ما هم دلمون برات تنگ میشه

00:58:26.262 --> 00:58:29.078
آرزوی تو برای اینکه یه بازیگر بشی
ما رو توی خطر انداخت

00:58:29.078 --> 00:58:31.081
ولی نیت بدی نداشتی

00:58:31.115 --> 00:58:32.275
همراهم بیاین، بودلرها

00:58:39.358 --> 00:58:40.942
خداحافظ

00:58:42.108 --> 00:58:43.150
!خداحافظ

00:58:54.358 --> 00:58:58.150
حالا کجا میریم، رئیس؟-
به یه مقصد کاملا معین-

00:59:07.233 --> 00:59:09.608
درک بعضی مسائل زندگی مشکله

00:59:09.692 --> 00:59:13.307
حتی بعد از اینکه سالهای سال
در حالی که تنها در مکان‌های متروک سرگردان هستی

00:59:13.307 --> 00:59:15.275
...بهشون فکر کنی

00:59:15.942 --> 00:59:18.064
.البته در طول فصولی که بیسبال پخش نمیشه

00:59:26.192 --> 00:59:29.400
گوستاو، بودلرها به خونه‌ی دکتر مونتگومری رسیدن؟

00:59:29.483 --> 00:59:32.483
تکرار میکنم، بودلرها به خونه‌ی دکتر مونتگومری رسیدن؟

00:59:32.567 --> 00:59:33.608
.هنوز نه

00:59:33.692 --> 00:59:36.567
!ولی من واقعا کنار لبه‌ی یه حوضچه ایستادم. آخ

00:59:39.733 --> 00:59:42.775
یه سرنخ از والدین گمشده پیدا کردم
...زنده هستن ولی

00:59:42.858 --> 00:59:45.025
دنیای اینجا خیلی ساکته

00:59:53.483 --> 00:59:54.733
گوستاو؟

00:59:56.733 --> 00:59:57.942
گوستاو؟

01:00:30.900 --> 01:00:32.775
<i>بودلرها درک نمیکردن که چرا</i>

01:00:32.858 --> 01:00:35.067
<i>بجای اینکه با قاضی استراوس زندگی کنند</i>

01:00:35.150 --> 01:00:37.317
<i>حالا به سمت خونه‌ی خویشاوندی ناشناخته میرفتن</i>

01:00:40.858 --> 01:00:43.692
<i>ولی درست مثل بقیه‌ی ماجراهای ناگوار زندگی</i>

01:00:43.775 --> 01:00:47.108
<i>فقط چون یه مسئله رو درک نمیکنی
دلیل نمیشه اتفاق نیوفته</i>

01:00:47.132 --> 01:00:49.132
[تاریخچه ناقص از سازمان‌های مخفی]

01:00:57.567 --> 01:01:01.650
معمولا نقدهای تئاتر
خسته کننده‌ترین بخش روزنامه هستن

01:01:01.733 --> 01:01:06.233
ولی شرط می‌بندم شما دو تا قراره
دوباره تیتر صفحه‌ی اول روزنامه‌ها بشید

01:01:06.317 --> 01:01:08.942
!صفحه‌ی اول

01:01:10.108 --> 01:01:13.275
<i>به نظر بچه‌ها می‌رسید که در حال حرکت
به مسیری بسیار "نابجا" بودند</i>

01:01:13.358 --> 01:01:17.983
<i>این کلمه در اینجا به معنی "بسیار بسیار اشتباه
و موجب غم و اندوه" است</i>

01:01:23.986 --> 01:01:26.660
شبی هیجان‌انگیز در تئاتر
!یتیمان نجات داده شدند

01:01:26.900 --> 01:01:28.317
همه‌چیز بدتر از اونیه که فکر میکردیم

01:01:28.400 --> 01:01:29.858
تقریبا همیشه همینطوره

01:01:30.817 --> 01:01:33.900
هر لحظه‌ای که بچه‌ها از ما دور هستن
بیشتر و بیشتر در خطر می‌افتن

01:01:33.983 --> 01:01:35.483
پس لحظه‌ای برای تلف کردن نداریم

01:01:36.317 --> 01:01:38.525
زنی مثل تو توی مکانی مثل اینجا چی میسازه؟

01:01:39.192 --> 01:01:40.358
قلاب چند شاخه

01:01:41.025 --> 01:01:42.317
کوکتل مولتف

01:01:43.150 --> 01:01:45.233
تو چی؟-
همه جا رو میگردم-

01:01:55.887 --> 01:02:08.101
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:02:09.505 --> 01:02:16.460
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.