﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:06.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:08.000 --> 00:00:10.700
«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

00:00:10.770 --> 00:00:13.720
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:14.270 --> 00:00:17.430
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:18.060 --> 00:00:21.770
‫♪ این سریال عصرتون، همه زندگیتون و ♪
‫♪ روزتون رو خراب میکنه ♪

00:00:21.850 --> 00:00:24.560
‫♪ هر قسمت این سریال فقط بدبختیه ♪

00:00:24.640 --> 00:00:26.180
‫♪پس یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:26.270 --> 00:00:29.850
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:30.810 --> 00:00:33.890
‫♪ بودلرها توی کوهستانی پوشیده از برف گیر افتادن ♪

00:00:33.970 --> 00:00:37.310
‫♪ آدم بدهای بیشتری پیداشون شده ♪
‫♪ و جایی ندارن که برن ♪

00:00:37.390 --> 00:00:41.180
‫♪ راه وحشتناکی برای آغاز سومین و آخرین فصل سریالمونه ♪

00:00:41.520 --> 00:00:45.100
♪ ،کسی که هنوزم داره اینو میبینه ♪
♪ مشخصه که دیگه رد داده ♪

00:00:45.180 --> 00:00:47.470
‫♪ فقط یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:47.810 --> 00:00:49.720
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:49.810 --> 00:00:51.430
♪‫♪ فقط ترس و ناراحتی ...

00:00:51.520 --> 00:00:53.430
‫اینجا نصیبتون میشه ♪

00:00:53.520 --> 00:00:55.350
‫♪ از هر آدم عاقلی بپرسین، "اینو ببینم؟" ♪

00:00:55.430 --> 00:00:56.560
‫♪ اونا میگن... ♪

00:00:56.640 --> 00:00:57.850
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:00:58.310 --> 00:01:01.350
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:01:03.061 --> 00:01:05.561
:آبشار یخ‌زده
بخش دوم

00:01:05.640 --> 00:01:08.270
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:01:08.600 --> 00:01:12.180
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪
‫♪ یه چیزِ دیگه ببینین ♪

00:01:12.204 --> 00:01:16.204
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:01:16.350 --> 00:01:19.100
‫- تو کوییگلی کواگمایر هستی
‫- شنیدیم توی آتیش‌سوزی از بین رفتی

00:01:19.180 --> 00:01:20.390
‫زنده موندم

00:01:20.930 --> 00:01:22.430
‫اسم من لمونی اسنیکت‌ـه

00:01:22.810 --> 00:01:24.770
... ‫و سال‌ها، ماه‌ها

00:01:24.850 --> 00:01:28.020
‫و روز‌های بی‌شمار متوالی و غیر متوالی
... رو صرف تحقیق روی

00:01:28.100 --> 00:01:31.420
اینکه چطوری یه شخص می‌تونه
‫از یه آتیش سوزی جون سالم بدر ببره، کردم

00:01:31.930 --> 00:01:34.560
یه شخص اگه نتونه بخوابه
می‌تونه زنده بمونه

00:01:34.640 --> 00:01:36.720
... پس بجای خوابیدن با خواهر و برادر در تخت‌خواب

00:01:36.810 --> 00:01:39.680
‫مشغول خوردن نوشیدنی داغ
‫با مادرش باشه

00:01:39.930 --> 00:01:41.140
... مادری که ‫بوی دود رو حس میکنه

00:01:41.810 --> 00:01:44.270
‫و بهش کمک میکنه که به تونل مخفی زیر خونه بره

00:01:44.350 --> 00:01:46.560
‫در حالی که مادرش سراغ بقیه اعضای خانواده میره

00:01:48.310 --> 00:01:50.220
‫اون هیچوقت برنگشت

00:01:51.270 --> 00:01:52.270
‫من یه یتیم بودم

00:01:52.600 --> 00:01:53.930
‫دقیقاً می‌دونیم یتیم بودن چه حسی داره

00:01:54.020 --> 00:01:55.020
‫می‌دونم که می‌دونین

00:01:55.390 --> 00:01:59.100
‫بازمانده ممکنه در مسیر تونل حرکت کنه
... تا به یه خونه برسه

00:02:02.810 --> 00:02:05.270
‫یه خونه‌ی خالی که پُر از قفس‌های خالیه

00:02:05.350 --> 00:02:08.520
‫قفس‌هایی که یه زمانی بهترین ‫کلکسیون
خرنده‌های دنیا رو در خودش جا میداد

00:02:08.600 --> 00:02:11.350
‫- عمو مونتی ما اونجا زندگی می‌کرد
‫- الان دیگه هیچکس اونجا زندگی نمی‌کنه

00:02:11.640 --> 00:02:13.720
‫ممکنه کمپوت‌های هلو واسه خوردن ...

00:02:22.930 --> 00:02:24.600
‫و کتابهایی واسه خوندن پیدا کنه

00:02:29.560 --> 00:02:32.770
‫با یکم مطالعه ممکنه از یه سازمان مخفی خبردار بشه

00:02:32.850 --> 00:02:34.560
‫که بخاطر «انشعاب» از هم پاشیده شدن

00:02:39.140 --> 00:02:41.020
‫ممکنه اطلاعات وحشتناک دیگه‌ای رو هم بفهمه

00:02:41.021 --> 00:02:43.021
‫[دانکن و ایزادورا ربوده شدن!]

00:02:51.060 --> 00:02:52.390
‫ایستگاه بعدی، مدرسه پروفراک!

00:02:56.680 --> 00:02:58.600
‫ایستگاه بعدی، خیابون دارک!

00:03:02.220 --> 00:03:04.430
‫ایستگاه بعدی، منطقه دور افتاده، کوهستان مورتین ...

00:03:04.520 --> 00:03:06.770
‫و چندتا مقصد خطرناکه دیگه!

00:03:09.850 --> 00:03:12.890
‫حتی ممکنه در مورد یک مقر مخفی در کوهستان خونده باشه

00:03:12.970 --> 00:03:15.270
‫و محض احتیاط از اینکه ممکنه
... ‫کسایی که خونه‌اش رو آتیش زدن هنوز اونجا باشن

00:03:15.350 --> 00:03:18.520
واسه اینکه شناخته نشه
عضو یه گروه پیشاهنگان کوهستان بشه

00:03:19.140 --> 00:03:22.810
‫اینجا آخرین محلی بود که امیدوار بودم
‫خواهر و برادرم رو پیدا کنم

00:03:22.890 --> 00:03:24.180
‫دانکن و ایزادورا حالشون خوبه

00:03:24.270 --> 00:03:26.826
‫با یه خونه‌ی متحرکِ هوای گرمِ خودکفا
‫از دست کنت اولاف فرار کردن

00:03:26.850 --> 00:03:28.270
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- ما بهشون کمک کردیم

00:03:28.350 --> 00:03:29.910
‫- اونا دوست مان
‫- الان کجان؟

00:03:29.970 --> 00:03:31.640
‫مطمئن نیستیم، ولی جاشون امنه

00:03:32.680 --> 00:03:34.640
‫امیدوار بودیم یکی از والدین‌مون رو اینجا پیدا کنیم

00:03:35.890 --> 00:03:37.430
‫ولی خوشحالیم که تو رو پیدا کردیم

00:03:37.520 --> 00:03:38.600
‫و ما هم سانی رو پیدا می‌کنیم

00:03:39.350 --> 00:03:41.100
‫شما خواهر و برادر منو نجات دادین، بودلر‌ها

00:03:42.140 --> 00:03:43.640
‫بذارین تو نجات خواهرتون بهتون کمک کنم

00:03:44.100 --> 00:03:45.930
‫پس این سانی بودلرـه؟

00:03:46.390 --> 00:03:49.350
‫خواهر و برادرش رو از بالای کوه پرت کردم پایین
‫و حالا اینو به عنوان خدمتکار واسه خودم نگه داشتم

00:03:49.430 --> 00:03:51.520
‫ببینین کی بالاخره میتونه سرش رو بالا بگیره!

00:03:52.810 --> 00:03:56.140
‫یه کودک خدمتکار.
‫قبل از انشعاب یکی از اونا رو داشتم

00:03:56.220 --> 00:03:58.696
‫انشعاب مال خیلی وقت پیشه.
‫اون بچه ممکنه الان بزرگ شده باشه

00:03:58.720 --> 00:03:59.770
‫نه لزوماً

00:04:01.000 --> 00:04:03.250
‫[نترسیدم]

00:04:03.270 --> 00:04:06.270
‫تو به اندازه‌ی والدینت مشکل درست کردی

00:04:06.350 --> 00:04:08.070
‫اما بلدیم چطور مشکلات رو حل کنیم، مگه نه؟

00:04:08.680 --> 00:04:11.140
‫آتیش می‌تونه تمام مشکلات دنیا رو حل کنه

00:04:11.220 --> 00:04:14.560
‫به عنوان مثال، ما یه شایعه ناجور شنیدیم
‫که بازمانده آتیش سوزی اخیر ...

00:04:14.640 --> 00:04:17.850
‫توی مقر VFD مخفی شده
‫پس تصمیم گرفتیم به اونجا سر بزنیم

00:04:18.220 --> 00:04:20.020
‫الان دیگه هیچ بازمانده‌ی باقی نمونده

00:04:20.930 --> 00:04:23.330
‫شرمنده، فقط می‌خوام شفاف سازی کنم
‫وقتی گفتین هیچ بازمانده‌ی باقی نمونده

00:04:23.390 --> 00:04:26.140
‫منظورت اینه اونا رو کُشتین یا پیداشون نکردین؟
اون تیکه رو گیج شدم

00:04:26.220 --> 00:04:28.890
‫اون محل خالی از سکنه بود.
‫اون شایعه مشخصا نادرست بود

00:04:28.970 --> 00:04:32.770
‫اگرچه ما به یکی از همکارای قدیمی‌تون برخوردیم،
‫اون دختره، اسنیکت

00:04:34.850 --> 00:04:36.530
‫- باهاش چیکار کردین؟
‫- در رفت

00:04:36.600 --> 00:04:37.720
‫ولی زیاد دور نمیشه

00:04:37.810 --> 00:04:39.470
‫وسط کوهستانه

00:04:39.560 --> 00:04:41.640
‫و کاملاً تنهاست

00:04:44.140 --> 00:04:45.020
‫تو بیداری!

00:04:45.100 --> 00:04:48.350
‫تو بدنت سرد شده بود
‫و منظورم بخاطر سرما نیست

00:04:48.430 --> 00:04:50.720
‫رفتم یکم صبحونه گیر بیارم.
‫و این تمشک‌ها رو پیدا کردم

00:04:51.140 --> 00:04:51.970
‫اونا سمی‌ان!

00:04:52.060 --> 00:04:53.220
‫- آه!
‫- آقای پو

00:04:53.310 --> 00:04:55.390
... ‫از کمک‌تون، ساندویچ گنولا

00:04:55.470 --> 00:04:57.680
‫و پتوی اسبی که بوی لاک ناخون میداد، ممنونم

00:04:57.770 --> 00:05:01.270
‫ولی لازمه که برگردم به شهر.
...‫جایی که دود باشه، آتیشی هم هست، و

00:05:03.060 --> 00:05:05.930
‫- و اینجا دود زیادی دیدم
‫- من توی بچگی پیشاهنگ کوهستان بودم

00:05:06.020 --> 00:05:08.616
‫و یکی که از بچگی ترک تحصیل کرده هم
‫می‌تونه ببینه که شما در وضعی نیستین ...

00:05:08.640 --> 00:05:09.970
‫تا از یه کوه پایین برین

00:05:10.060 --> 00:05:11.270
‫قصد دارم اسکی کنم

00:05:12.600 --> 00:05:15.060
‫خب، شاید بتونم بهتون کمک کنم
‫و شما رو برسونم

00:05:15.140 --> 00:05:17.470
‫- ماشین داری؟
‫- تو فکر این بودم که خودم برم توی شهر

00:05:17.560 --> 00:05:19.560
‫میگن نبود آدم باعث عزیز شدنش میشه

00:05:19.640 --> 00:05:21.310
‫امیدوارم این حرف در مورد آقای تمرلین صدق کنه

00:05:21.390 --> 00:05:23.100
‫وقتی از اونجا رفتم خیلی از دستم عصبانی بود

00:05:24.020 --> 00:05:26.140
نظرتون چیه که کمکم فراتر از رسوندن شما باشه؟

00:05:26.220 --> 00:05:30.270
‫نظرتون در مورد یه کار پشت میز نشینی
‫در اداره‌ی مدیریت مالی چیه؟

00:05:30.350 --> 00:05:32.520
ترجیح میدم سر پا کار کنم -
‫- ما یه جای خالی داریم

00:05:32.600 --> 00:05:34.680
‫منشی قدیمی من اخیراً به شهر «وینیپگ» برگشته

00:05:34.770 --> 00:05:37.786
‫بنظر میاد مادرش فوت کرده
‫و الان یه بانوی دوک بحساب میاد

00:05:37.810 --> 00:05:39.470
‫کار خیلی هیجان‌انگیزی میشه

00:05:39.560 --> 00:05:42.350
‫"جایی که دود باشه آتیش هم هست"
‫یه اصطلاحه ...

00:05:42.430 --> 00:05:45.680
و به این معنیه که اگه چیزی بنظر اشتباه بیاد
معمولا اشتباه هم هست

00:05:45.770 --> 00:05:48.270
‫می‌تونم بهت قول بدم
‫تو دفتر سرت حسابی شلوغ باشه که گوشت وزوز کنه

00:05:48.350 --> 00:05:49.520
‫می‌تونم همین الانم صدای وزوزش رو بشنوم

00:05:49.600 --> 00:05:52.770
‫ازت می‌خوام خیلی آروم و بی‌سروصدا
‫به سمت من بیای

00:05:56.810 --> 00:05:59.470
‫زنبور برفی!

00:06:00.470 --> 00:06:01.640
لازمه من رو برسونی

00:06:01.720 --> 00:06:04.680
‫متأسفم که باید بگم در بالای کوه فرات ...

00:06:04.770 --> 00:06:06.060
‫اتفاقات زیادی به اشتباه پیش میره

00:06:06.810 --> 00:06:08.470
‫و اکثراً برای سانی بودلر

00:06:08.560 --> 00:06:10.810
‫همچی داره واسه من اشتباه پیش میره!

00:06:11.100 --> 00:06:13.220
‫من قرار بود توی دنیا پادشاهی کنم

00:06:13.310 --> 00:06:16.640
‫ولی بجاش اون دوتا پیداشون شد
‫و سعی کردن منو سرزنش و کوچیک کنن

00:06:16.930 --> 00:06:18.470
‫می‌دونی چه حسی داره

00:06:18.560 --> 00:06:22.100
‫که سعی کنی آدمایی رو راضی کنی
‫که متوجه استعدادهات نیستن؟

00:06:22.180 --> 00:06:23.850
‫- اصلاً
‫- یه سیگار لازم دارم

00:06:23.930 --> 00:06:25.890
‫یا هر چیزی که این چوب سبز هست

00:06:26.890 --> 00:06:27.890
‫خودم می‌تونم

00:06:28.270 --> 00:06:29.270
‫امم

00:06:42.020 --> 00:06:43.180
‫بنظر عصبی میای، رئیس

00:06:43.770 --> 00:06:46.560
‫بهتره یه نفس عمیق بکشی.
‫شاید یه قانون اساسی کوچیک؟

00:06:46.640 --> 00:06:48.560
‫من وقت ندارم چندتا اصلاحیه‌ی قانونی رو بخونم!

00:06:48.640 --> 00:06:52.470
باید یه راهی پیدا کنم
‫که مربی‌ـم فکر کنه آدم موفقی هستم

00:06:52.560 --> 00:06:55.220
‫- اگه یه نمایش راه بندازم چی؟
‫- این فکر خوبیه؟

00:06:55.310 --> 00:06:57.110
‫بنظر نمیاد طرفدار هنر باشن

00:06:57.180 --> 00:06:59.520
‫فکر خوبی نیست.
‫فکر فوق‌العاده‌ایه!

00:06:59.600 --> 00:07:01.600
‫یه شعر کوچیک، یه رقص کوچیک

00:07:01.680 --> 00:07:03.680
‫یه تک گویی از رام کردن مکبث

00:07:03.770 --> 00:07:05.640
‫چی بهتر از یه نمایش بهمراه شامه؟

00:07:06.140 --> 00:07:06.970
‫صبحونه بهتر از اونه

00:07:07.060 --> 00:07:09.060
‫عالی میشه، وقتی که بچه غذا رو درست کنه

00:07:09.640 --> 00:07:12.270
‫و بهتره این دفعه غذا گرم باشه، بچه!

00:07:13.430 --> 00:07:16.600
‫سانی بودلر چندتا مشکل داشت
‫که باید حلشون می‌کرد

00:07:16.680 --> 00:07:20.060
‫توسط چندتا آدم شرور در بالا کوه زندانی شده بود

00:07:20.140 --> 00:07:21.430
‫و نیاز داشت فرار کنه

00:07:21.520 --> 00:07:24.270
‫نیاز داشت با چندتا ماهی سرد ...

00:07:24.350 --> 00:07:27.270
‫واسه همون آدمای شرور صبحونه گرم درست کنه
‫و نیاز داشت راهی واسه اطلاع ...

00:07:27.350 --> 00:07:30.520
‫به اون مأمور VFD که اخیراً شنیده بود
 توی کوهستانه، پیدا کنه

00:07:31.060 --> 00:07:33.270
‫کسی که امیدواره بتونه نجاتش بده

00:07:33.350 --> 00:07:35.560
‫چه جور بچه‌ی نمی‌د‌ونه چطور یه آتیش درست کنه؟

00:07:37.680 --> 00:07:40.390
‫سیگار کشیدن واست خیلی خیلی ضرر داره

00:07:40.970 --> 00:07:42.850
‫پس فقط واسه آشپزی ازش استفاده کن

00:07:43.720 --> 00:07:44.560
‫فهمیدی؟

00:07:44.640 --> 00:07:45.970
‫عجله کن، ضعف کردم!

00:07:46.060 --> 00:07:47.850
‫وضعیت وحشتناکی بود

00:07:47.930 --> 00:07:51.600
‫اما سانی دیده بود که خواهر و برادرش
‫با ایده‌های زیرکانه‌ ...

00:07:51.680 --> 00:07:53.020
‫از موقعیت‌های افتضاح زیادی فرار کرده بودن

00:07:53.310 --> 00:07:56.310
‫پس وقتی کنت اولاف
 اون سیگار عجیب و سبز رو بهش داد

00:07:56.390 --> 00:08:00.060
‫یه فکر خوب به ذهنش رسید
‫که می‌تونست تمام اون مشکلات رو حل کنه

00:08:00.061 --> 00:08:01.400
‫[ماهی دودی!]

00:08:01.560 --> 00:08:04.080
‫می‌خوای از اون سیگار سبز و عجیب
‫واسه دودی کردن ماهی استفاده کنی؟

00:08:05.100 --> 00:08:06.430
‫هی، ایده‌ی زیرکانه‌ایه

00:08:11.970 --> 00:08:13.560
‫ببینین، دود سبز

00:08:14.180 --> 00:08:15.180
‫خیلی عجیبه

00:08:15.600 --> 00:08:16.840
‫از کوه فرات میاد

00:08:16.890 --> 00:08:18.170
‫از یه دستگاه قابل اشتعال سبز میاد

00:08:18.220 --> 00:08:20.470
‫یه مطلب خوندم که VFD ازش واسه
‫ارسال سیگنال استفاده می‌کرده

00:08:20.560 --> 00:08:23.310
‫- پس ممکنه یکی از اعضای VFD اون بالا باشه
‫- یا ممکنه سانی باشه

00:08:24.970 --> 00:08:27.076
‫- باید بریم اون بالا
‫- تا بالای کوه راه زیادیه

00:08:27.100 --> 00:08:29.366
‫باید از درِ رمزیِ واژگانی برگردیم

00:08:29.390 --> 00:08:32.116
‫و از کانال عمودی دود پایین بریم
‫و از همون راهی که پیشاهنگان کوهستان بالا میرن ...

00:08:32.140 --> 00:08:35.430
‫- راه مستقیم‌تری به بالای کوه هست
‫- نه، نیست. به نقشه نگاه کن

00:08:35.520 --> 00:08:36.850
‫به آبشار نگاه کن

00:08:50.680 --> 00:08:53.600
‫پس منم گفتم "اوه، می‌دونم!
‫با آسانسور میریم"

00:08:53.680 --> 00:08:54.970
‫و بعد هلشون دادم!

00:08:55.060 --> 00:08:55.970
‫چه عالی

00:08:56.060 --> 00:08:57.826
‫- البته بیهوده!
‫- اونقدر ترسیدن ...

00:08:57.850 --> 00:09:00.116
‫که فکر کردم چشماشون از حدقه میزنه بیرون!

00:09:00.140 --> 00:09:04.140
‫اولاف می‌تونه از تو یاد بگیره، عزیزم.
‫اون خیلی ظریف و علاقه‌مند به تئاتره

00:09:04.220 --> 00:09:06.390
‫باید همچی رو به یه نمایش بزرگ تبدیل کنه

00:09:06.470 --> 00:09:09.060
‫طبل! پرده!
‫بکشین بالا

00:09:09.140 --> 00:09:10.470
‫منظورم اینه که، پرده رو کنار ...

00:09:12.810 --> 00:09:13.810
‫خانـ ...

00:09:15.270 --> 00:09:17.470
‫خانم‌ها و آقایون

00:09:17.560 --> 00:09:20.810
‫آماده یه داستان خیلی وحشتناک بشین

00:09:20.890 --> 00:09:23.350
‫که باعث میشه موهای بالای سرتون سیخ بشن

00:09:23.970 --> 00:09:25.140
‫اوهه، نه

00:09:25.220 --> 00:09:27.060
‫یا میوفتن

00:09:27.140 --> 00:09:29.060
‫اوه، بازم نمیشه ...

00:09:30.310 --> 00:09:32.470
‫داستان یه آتش‌افروزی

00:09:33.560 --> 00:09:34.810
‫و قتله

00:09:35.640 --> 00:09:38.600
‫یه خزنده شناس که توسط زهر خزنده خودش مسموم میشه

00:09:39.180 --> 00:09:42.810
‫و زن بالغی که توسط زالو‌های بزرگ خورده میشه

00:09:43.430 --> 00:09:46.560
‫و داوطلب‌هایی که در مکان‌هایی تماشایی ...

00:09:46.640 --> 00:09:49.220
‫کُشته میشن

00:09:49.560 --> 00:09:50.680
‫ولی مهم‌تر از همه

00:09:51.180 --> 00:09:52.270
‫داستان

00:09:53.810 --> 00:09:54.810
‫خود منه

00:09:55.810 --> 00:10:00.390
‫چون من کسی هستم
‫که مرتکب اون کارهای وحشتناک شده

00:10:00.680 --> 00:10:03.180
‫من، کنت اولاف

00:10:03.270 --> 00:10:06.140
‫خوشتیپ‌ترین، موفق‌ترین

00:10:06.220 --> 00:10:10.390
‫و سزاوارترین فرد زنده لایق تأیید!

00:10:16.600 --> 00:10:18.826
‫شاید بهتر باشه موسیقی رو اجرا کنیم

00:10:18.850 --> 00:10:19.890
‫یک، دو،

00:10:19.970 --> 00:10:21.770
‫سه، چهار، پنج!

00:10:21.850 --> 00:10:22.850
‫کافیه!

00:10:24.770 --> 00:10:28.680
‫وقتی تو رو استخدام کردیم
‫آتیش و ویرانی تمام کشور رو فرا گرفته بود

00:10:28.770 --> 00:10:31.310
‫نه اینکه چندتا دلقک جلومون بالا و پایین برن

00:10:31.390 --> 00:10:33.180
‫کسایی که خودشونو بازیگر صدا میزنن

00:10:33.270 --> 00:10:36.060
‫شخصاً، هیچوقت نمی‌خوام بازی کنم.
‫من یه مشاور مالی هستم

00:10:36.560 --> 00:10:38.970
‫همچی داشت خوب پیش می‌رفت
‫تا اینکه سر شمارش خراب کردین

00:10:39.060 --> 00:10:41.180
‫حرف از خوب شدن شد
‫بوی ماهی دودی عالی شده

00:10:44.930 --> 00:10:45.930
‫احمقا!

00:10:55.270 --> 00:10:56.140
‫دود قطع شد!

00:10:56.220 --> 00:10:58.060
‫شاید سوخت دستگاه قابل اشتعال تموم شده

00:10:58.140 --> 00:10:59.810
‫یا شایدم کسی که سیگنال رو می‌فرسته گیر افتاده

00:10:59.890 --> 00:11:03.390
‫پیش خودتون چی فکر کردین
‫که یه دستگاه قابل اشتعال سبز رنگ به سانی بودلر دادین؟

00:11:03.470 --> 00:11:05.770
‫چطور جرأت کردی به یه بچه سیگار بدی؟

00:11:05.850 --> 00:11:07.470
‫اما من ندادم!

00:11:07.560 --> 00:11:10.100
‫این یه سیگار نیست.
‫یه فرستنده‌ی پیامه

00:11:10.180 --> 00:11:14.680
‫اون بچه همین‌الان موقعیت‌مون رو
‫به هر مأمور VFD که تو 160 کیلومتری اینجاست، لو داد

00:11:14.770 --> 00:11:17.570
‫فکر کردم تو یه گروگان هستی
‫ولی الان فکر می‌کنم یه جاسوس هستی

00:11:18.571 --> 00:11:20.200
‫[گوگو]

00:11:20.310 --> 00:11:23.100
‫- اون که شبیه یه جاسوس نمیاد
‫- شبیه یه بچه‌ی درمونده‌اس

00:11:23.180 --> 00:11:24.560
‫آره، حرف زدن بچگونه‌شو نگاه کنین

00:11:24.640 --> 00:11:28.890
‫اوه، بیخیال. نمایشت بدتر از
‫یه میون عروسکی طبل‌زن بود

00:11:29.180 --> 00:11:31.640
‫اون فقط داره ادای یه بچه‌ی درمونده رو در میاره

00:11:32.060 --> 00:11:34.180
‫من می‌دونم. من یه بازیگرم

00:11:36.020 --> 00:11:38.020
‫بچه‌ها همیشه در حال نقشه کشیدن
‫برای بقیه هستن

00:11:38.100 --> 00:11:40.100
‫و این بچه جزو بدترین‌هاشونه

00:11:40.180 --> 00:11:42.810
‫اگه واسه بدست آوردن ثروت بودلرها بهش نیاز نداشتم ...

00:11:42.890 --> 00:11:45.130
‫همین‌الان این خیانتکار رو از بالا کوه پرت می‌کردم پایین

00:11:45.180 --> 00:11:46.640
‫ثروت بودلرها؟

00:11:46.720 --> 00:11:50.060
‫خیلی وقته دنبالشم
‫و بالأخره توی چنگمه

00:11:50.140 --> 00:11:52.100
‫ثروت بودلرها یه سیب‌زمینی کوچیکه
‫[خیلی کوچیکه]

00:11:52.180 --> 00:11:53.770
‫نه، مطمئنم پوله

00:11:53.850 --> 00:11:54.930
‫ما بهت یاد دادیم بزرگ فکر کنی

00:11:55.020 --> 00:11:56.850
‫آره، یه تپه‌ی بزرگ از پوله

00:11:57.140 --> 00:11:58.890
‫چرا یه ثروت رو بدست بیاری ...

00:11:58.970 --> 00:12:00.640
‫وقتی می‌تونی صاحب همه‌شون بشی؟

00:12:00.720 --> 00:12:02.600
‫خب، بنظر امیدوارانه میاد

00:12:03.310 --> 00:12:05.270
‫بیا، اولاف.
‫شمام همینطور، خانوم اسکوالر

00:12:05.350 --> 00:12:08.100
‫وقتشه بفهمی چرا روی این کوهستان هستیم

00:12:18.810 --> 00:12:21.430
‫انگار یه اتفاق بد اون بالا افتاده

00:12:21.520 --> 00:12:23.770
‫امیدوارم ویولت یه چیزی اختراع کنه
‫که بتونیم از آبشار بالا بریم

00:12:24.390 --> 00:12:25.390
‫ببینین چی پیدا کردم

00:12:27.020 --> 00:12:29.600
‫اینا رو از زیر آوار آوردم.
‫اسماشون رو می‌بینین؟

00:12:30.430 --> 00:12:31.430
‫دکتر ترونادو

00:12:31.520 --> 00:12:33.720
‫پدر ما رو به سخنرانی مهندسیش بُرد

00:12:34.720 --> 00:12:37.270
‫سی.ام کامستاک
‫مامان کتاب «زنان دزد دریایی»ـش رو بهم داد

00:12:37.350 --> 00:12:39.850
‫می‌دونم. از اونجا گره زبان شیطان رو یاد گرفتم

00:12:41.640 --> 00:12:43.060
‫ال اسنیکت کیه؟

00:12:43.140 --> 00:12:45.406
‫کتابی که درباره نقشه‌ها،
‫و کتاب آموزش آکاردئونش رو خوندم

00:12:45.430 --> 00:12:48.246
‫انگار پدر و مادرمون داشتن در مورد VFD
‫بهمون آموزش میدادن و ما نفهمیدیم

00:12:48.270 --> 00:12:50.520
‫انگار می‌دونستن یه روز اینجا نخواهند بود

00:12:50.970 --> 00:12:52.390
‫بیاین از همونایی که بهمون دادن استفاده کنیم

00:12:59.310 --> 00:13:02.100
‫اغلب آدمایی تو زندگیم‌مون هستن
‫که پدر و مادرمون نیستن ...

00:13:02.180 --> 00:13:04.180
‫ولی چیزای مهمی رو بهمون یاد میدن

00:13:04.270 --> 00:13:05.930
‫به این آدما میگیم مربی

00:13:06.020 --> 00:13:08.350
‫یکی از چیزای ناراحت‌کننده در مورد بودلرها اینه که

00:13:08.430 --> 00:13:13.270
‫ویولت هیچوقت نتونست
VFDکنار بزرگ‌ترین مخترعان و محققین

00:13:13.350 --> 00:13:15.770
در مقر مخفی‌شون کار کنه

00:13:15.850 --> 00:13:20.430
‫ولی کارهاشونو از توی کتابی که والدینش بهش دادن، خونده بود

00:13:20.520 --> 00:13:22.060
‫کوییگلی، پایه شمع‌دونی رو بهم بده

00:13:22.140 --> 00:13:26.180
‫و وقتی وایولت از پایه شمع‌دونی
‫واسه تغییر فرم چنگال استفاده کرد

00:13:26.270 --> 00:13:28.680
‫به یاد این حرف دکتر تورونادو افتاد که می‌گفت:

00:13:29.140 --> 00:13:32.060
‫"حواست به تیغه‌های چنگال باشه، ویولت
‫ممکنه ظریف باشه"

00:13:38.680 --> 00:13:41.020
‫وقتی چندتا نخ از گیتار قدیمی برداشت

00:13:41.100 --> 00:13:43.680
‫به یاد حرف دوست خوبم خانوم کامستاک افتاد که می‌گفت:

00:13:43.770 --> 00:13:46.100
‫"به گره‌ی دوپیچی فکر کردی؟"

00:13:48.270 --> 00:13:49.560
‫و وقتی ویولت گفت ...

00:13:49.970 --> 00:13:51.600
‫وقت امتحان دوامه

00:13:51.680 --> 00:13:55.390
‫تقریباً به یاد حرفای مردی به اسم اسنیکت افتاد که می‌گفت:
‫"اگه این کار کنه

00:13:56.390 --> 00:13:58.140
‫خوش بحال همه میشه!"

00:14:01.020 --> 00:14:01.850
‫کار می‌کنه

00:14:01.930 --> 00:14:04.180
‫خوش بحال همه!

00:14:04.810 --> 00:14:07.220
‫ولی تمام مربی‌ها به این خوبی نیستن

00:14:08.930 --> 00:14:11.470
‫سالها پیش در سازمان خودم

00:14:11.560 --> 00:14:14.640
‫کسایی بودن که به دنبال آدمایی با ذهن آسیب‌پذیر می‌گشتن

00:14:14.720 --> 00:14:16.850
‫اونا رو به جایی از زندگی‌شون می‌کشوندن

00:14:16.930 --> 00:14:20.100
‫که گم یا آسیب پذیر بشن

00:14:20.180 --> 00:14:21.850
‫بنظر میاد گم شدی

00:14:21.930 --> 00:14:24.020
‫چطور می‌تونم گم بشم؟
‫همه‌جا تابلو هست

00:14:24.100 --> 00:14:26.100
‫که بنظر میاد مال یه سازمان مخفی مسخره‌س

00:14:26.140 --> 00:14:27.390
حرفمون استعاری بود

00:14:29.680 --> 00:14:31.100
‫تو کی هستی؟
‫صبرکن

00:14:31.520 --> 00:14:34.406
‫تو همون مردی هستی که مو داره و
توئم همون زنی هستی که ریش داره، یا برعکس

00:14:34.430 --> 00:14:35.350
‫در موردتون شنیدم

00:14:35.430 --> 00:14:37.600
‫برعکس.
‫ما می‌دونم اون شب تو اجرای اپرا چه اتفاقی افتاد

00:14:37.680 --> 00:14:39.770
‫و می‌دونم بعد اون شبات رو چطور می‌گذرونی

00:14:39.850 --> 00:14:41.020
‫آوارگی در تونل

00:14:41.100 --> 00:14:42.390
‫- بدون مسیر
‫- تنها

00:14:42.470 --> 00:14:45.076
‫- داشتین تعقیبم می‌کردین؟
‫- بعضی‌وقتا با اشتیاق کامل

00:14:45.100 --> 00:14:46.850
‫دوستتات توی VFD بهت خیانت کردن

00:14:46.930 --> 00:14:49.930
‫اما جوونِ بااستعدادی مثل تو
‫نیازی به دوست نداره

00:14:50.020 --> 00:14:50.850
‫به راهنما نیاز داره

00:14:50.930 --> 00:14:52.180
‫رد می‌کنم

00:14:52.270 --> 00:14:54.310
‫من الان یه افسرده‌ی بیچاره هستم

00:14:54.390 --> 00:14:56.020
‫حتی روزنامه‌نگاری رو هم امتحان کردم

00:14:56.720 --> 00:14:57.890
‫ترجیح میدم تنها باشم

00:14:57.970 --> 00:14:59.140
‫چرا؟ خیلی حیف شد

00:14:59.520 --> 00:15:00.930
‫می‌تونستیم چیزای زیادی بهت یاد بدیم

00:15:01.810 --> 00:15:05.060
‫یه مربی بد می‌تونه تو رو به یه شیب لغزنده هدایت کنه

00:15:05.140 --> 00:15:08.850
‫حالا می‌خواد سال‌ها بعد، بالای کوه

00:15:09.470 --> 00:15:11.850
‫یا سرپرست گروه بازیگرتون باشه

00:15:12.890 --> 00:15:15.616
‫خیلی وقته رفتن توی چادر.
‫می‌خوام بدونم دارن چه نقشه‌ی می‌کشن

00:15:15.640 --> 00:15:17.770
‫- امیدوارم پیک‌نیک باشه
‫- هیچوقت پیک‌نیک نمیشه

00:15:17.850 --> 00:15:18.850
‫دیگه نه

00:15:18.930 --> 00:15:21.406
‫من به کنت اولاف پیوستم
‫چون فکر می‌کردم می‌تونه بهم یاد بده ...

00:15:21.430 --> 00:15:24.930
‫که چطور می‌تونم کاریزمای نقشی که
می‌خوام بازی کنم رو بدست بیارم

00:15:26.560 --> 00:15:29.100
‫ولی الان انتخاب‌هایی که توی زندگیم کردم، واسم سوال شده

00:15:29.180 --> 00:15:32.036
‫می‌دونم چی میگی.
‫منم از اون آدما حالم بهم می‌خوره

00:15:32.060 --> 00:15:33.930
‫اونا واقعاً آدمای توی سیرک رو کُشتن، مگه نه؟

00:15:34.020 --> 00:15:35.930
‫- اوه، آره
‫- به کُل مُردن

00:15:36.600 --> 00:15:38.520
‫تو فکر می‌کنی دارن چیکار می‌کنن، بچه؟

00:15:39.000 --> 00:15:40.800
‫[دردسر!]

00:15:42.350 --> 00:15:43.970
‫آبشار لغزنده‌اس

00:15:44.060 --> 00:15:46.140
‫چنگک‌های این چنگال می‌تونه توی یخ‌ها بره

00:15:46.220 --> 00:15:47.850
‫فکر کنم باید اینو ببینی

00:15:47.930 --> 00:15:50.326
‫داشتم اینجا رو می‌گشتم که ببینم
‫از آتیش سوزی کتابی سالم مونده یا نه

00:15:50.350 --> 00:15:52.560
‫- که اینو توی بخش شعر پیدا کردم
‫- "اودز"؟

00:15:55.180 --> 00:15:56.180
‫"کدها"

00:15:56.270 --> 00:15:58.890
‫سازمان VFD یه راه مخفی داره
‫که توی آتیش سوزی پیام‌های کد دار بذاره

00:15:58.970 --> 00:16:00.560
‫و فکر کنم یه پیغام اینجا مخفی شده باشه

00:16:00.640 --> 00:16:03.770
‫یه نفر باید این پایین بمونه و پیداش کنه.
‫کوییگلی، تو رمزنگاری کد چطوری؟

00:16:03.850 --> 00:16:05.680
‫می‌تونم تلاش خودمو بکنم
‫ولی تو خوندن نقشه بهترم

00:16:05.770 --> 00:16:08.850
‫توی بالا رفتن هم بهتری.
‫تو رو توی کانال عمودی دود دیدم

00:16:08.930 --> 00:16:11.656
‫می‌تونی تو نجات سانی کمک کنی.
‫من اینجا می‌مونم تا چی می‌تونم پیدا کنم

00:16:11.680 --> 00:16:12.680
‫مطمئنی؟

00:16:12.720 --> 00:16:15.520
‫تو وسیله‌ی اختراع کردی که از کوه بالا بره.
‫حالا نوبت منه که از استعداد خودم استفاده کنم

00:16:15.560 --> 00:16:17.310
‫اگه سانی اونجا باشه
‫اونو برمی‌گردونیم

00:16:17.390 --> 00:16:18.390
‫می‌دونم همینکارو می‌کنین

00:16:22.680 --> 00:16:24.140
‫ممنون که داوطلب شدی

00:16:25.890 --> 00:16:28.930
‫از این واسه بالا کشیدن خودمون
‫و امتحان کردن لایه یخ استفاده می‌کنیم تا نیوفتیم

00:16:29.020 --> 00:16:30.680
‫نیوفتادن نقشه خوبیه

00:16:33.520 --> 00:16:35.406
‫- حاضری؟
‫- اگه منتظر بشیم که حاضر بشیم ...

00:16:35.430 --> 00:16:37.560
‫احتمالاً تا آخر عمرمون منتظر می‌مونیم

00:17:07.390 --> 00:17:08.600
‫باید استراحت کنیم

00:17:09.890 --> 00:17:10.930
‫یه لبه می‌بینم

00:17:11.930 --> 00:17:13.430
‫زیاد دور نیست

00:17:13.500 --> 00:17:15.500
‫[تحقیر آمیزه]

00:17:15.640 --> 00:17:17.470
‫ببین، منم بابتش خوشحال نیستم، باشه؟

00:17:18.020 --> 00:17:18.850
[دوباره] -
!امکان نداره -

00:17:18.930 --> 00:17:21.930
‫این کاملا با دفعه قبلی که
‫توی یه قفس پرنده زندانیت کرده بودیم، فرق داره

00:17:22.270 --> 00:17:23.310
‫این قفس بزرگ‌تره

00:17:23.800 --> 00:17:24.311
[چرا؟]

00:17:24.470 --> 00:17:25.850
‫نمی‌دونم، فکر کنم واسه گرفتن عقاب باشه

00:17:26.000 --> 00:17:28.200
[چرا به کنت اولاف کمک می‌کنی؟]

00:17:28.390 --> 00:17:30.430
‫داری می‌پرسی چرا یه مرد بزرگسال

00:17:30.470 --> 00:17:31.850
‫خودشو درگیر یه همچین رفتارای سوال‌برانگیزی می‌کنه؟

00:17:32.930 --> 00:17:34.640
‫وقتی بزرگ‌تر شدی می‌فهمی

00:17:34.720 --> 00:17:35.720
‫بیا، گرفتمت

00:17:40.850 --> 00:17:44.220
‫این لبه محکمه. باید اینجا بمونیم تا استراحت کنیم

00:17:44.310 --> 00:17:47.430
‫- فکر خوبیه. تو یه کوه‌نورد فوق‌العاده‌ای.
‫- توئم یه مخترع فوق‌العاده‌ای

00:17:47.520 --> 00:17:50.680
‫ممنون. ولی بذار بعداً خوشحالی کنیم.
‫هنوز راه زیادی مونده

00:17:50.930 --> 00:17:54.430
‫خوشحالی در نیمه راه از خوشحالی در پایان راه لذت‌بخش‌تره

00:17:55.060 --> 00:17:56.060
‫خواهرم اینو نوشت

00:17:56.100 --> 00:17:58.300
‫وقتی سانی رو پیدا کنیم
‫دنبال دانکن و ایزادورا می‌گردیم

00:17:59.100 --> 00:18:00.180
‫دستکشت!

00:18:00.270 --> 00:18:01.720
‫موقع پایین رفتن برش میداریم

00:18:03.270 --> 00:18:05.950
‫می‌دونی اگه مجبور باشی یه مقر رو مخفی کنی
‫اینجا واسش جای زیبایی‌ـه

00:18:07.060 --> 00:18:08.220
‫نمای خیلی زیبایی داره

00:18:09.810 --> 00:18:11.100
‫دقیقاً، خیلی زیباست

00:18:28.220 --> 00:18:30.470
‫بعد از اینکه والدین‌شون رو توی خونه‌شون از دست دادن

00:18:30.560 --> 00:18:32.470
‫چیزای زیادی از بودلرها گرفته شد

00:18:32.560 --> 00:18:35.060
‫و یکی از اون چیزا حریم خصوصی‌شونه، پس ...

00:18:37.060 --> 00:18:40.470
‫بجای اینکه لحظات کوتاه بین دو دوست رو
‫واستون تعریف کنم ...

00:18:40.560 --> 00:18:43.720
‫که در یک غروب سرد در نیمه راه یه آبشار یخ‌زده هستن

00:18:43.810 --> 00:18:48.270
‫این تواضع رو به خرج میدم
‫که به بزرگترین فرد خانواده‌ی بودلر اجازه بدم

00:18:49.680 --> 00:18:52.430
‫تا این لحظه رو پیش خودش نگه داره

00:19:14.100 --> 00:19:16.810
‫ببین، من نمی‌خواستم یه نوچه باشم یا یه بازیگر

00:19:16.890 --> 00:19:18.390
‫من می‌خواستم زیست شناس نیروی دریایی بشم

00:19:24.390 --> 00:19:26.850
‫اون سانیه.
‫حالش خوبه

00:19:26.930 --> 00:19:29.640
‫چطور می‌تونیم اونو نجات بدیم
‫وقتی این مرد با قلاب دستی از اون محافظت می‌کنه؟

00:19:32.000 --> 00:19:33.641
‫[تشنمه]

00:19:33.680 --> 00:19:35.100
‫اوه، کلی آب یخ داریم

00:19:35.500 --> 00:19:36.800
‫[یه چیز طعمدار رو ترجیح میدم]

00:19:36.970 --> 00:19:39.746
‫رئیس رو دیدم که بطری نیمه پُر نوشابه سارسپارلا رو
‫پایین جاده انداخت

00:19:39.770 --> 00:19:41.680
‫ولی من نباید تو رو تنها بذارم

00:19:44.000 --> 00:19:45.300
‫[گاگا؟]

00:19:45.390 --> 00:19:47.680
‫اوه، اینجوری نگام نکن

00:19:49.890 --> 00:19:50.890
‫باشه. صبر کن

00:20:05.560 --> 00:20:06.560
‫سانی

00:20:06.561 --> 00:20:07.300
[کلاوس کجاس؟]

00:20:07.350 --> 00:20:09.810
‫توی مقره.
‫ما اومدیم تو رو نجات بدیم

00:20:11.000 --> 00:20:12.000
‫[دانکن؟]

00:20:12.520 --> 00:20:16.270
‫این کوییگلی‌ـه، برادرشه.
از آتیش سوزی جون سالم به در برده. خیلی چیزا باید بهت بگم

00:20:16.720 --> 00:20:18.390
‫اوه، بچه بودلر!

00:20:19.000 --> 00:20:20.500
‫[قایم بشین!]

00:20:25.390 --> 00:20:28.310
‫وظایف تحقیرآمیز بیشتری واست دارم
‫که انجام بدی

00:20:28.390 --> 00:20:30.770
‫باید یه شام باکلاس و «تو» درست کنی

00:20:30.850 --> 00:20:33.390
‫امشب، بهار قلابی رو جشن می‌گیریم!

00:20:33.470 --> 00:20:35.140
‫فقط بخاطر این جشن نمی‌گیریم

00:20:38.390 --> 00:20:40.390
‫دست قلابی کجاس؟
‫بهش گفتم همینجا بمونه

00:20:40.850 --> 00:20:42.970
‫انگار تو کنترل کردن زیردست‌هات مشکل داری

00:20:43.060 --> 00:20:45.600
‫اوه، آره، دوست دارم بهشون اجازه بدم پرسه بزنن

00:20:45.970 --> 00:20:48.890
‫- می‌دونی، مثل مرغا برای خودشون بگردن
‫- ما یه کار واست داریم

00:20:48.970 --> 00:20:50.640
‫یه کمپ توی جنگل هست

00:20:50.720 --> 00:20:54.140
‫اونجا یه پارچه پیدا می‌کنی.
‫بیارش اینجا و روی جاده پهنش کن

00:20:54.220 --> 00:20:56.430
‫بنظر میاد یه کار خیلی مهمه.
‫چرا ما باید اینکارو بکنیم؟

00:20:56.520 --> 00:20:58.390
‫اینکارو می‌کنی چون ما میگیم

00:20:59.270 --> 00:21:00.520
‫- به نکته خوبی اشاره کردی
‫- اوهوم

00:21:00.600 --> 00:21:03.430
.ما همين الانشم سر بچه داد زديم
کار ديگه‌اي نميمونه که بکنيم

00:21:03.520 --> 00:21:05.560
اولاف، تو خيلي نگران بچه هستي

00:21:05.640 --> 00:21:09.430
بعد از امشب، يتيمهاي بيشمار و سرمايه‌ي اونا
مال ما ميشه

00:21:09.520 --> 00:21:11.230
مطمئني که همه‌شون يتيمن؟

00:21:11.310 --> 00:21:12.810
هنوز نه، نيستن

00:21:22.850 --> 00:21:24.890
اون آدماي وحشتناک کي هستن؟

00:21:24.980 --> 00:21:26.640
[آتش‌افروزها]

00:21:26.730 --> 00:21:29.020
منظورت اينه که اونا همونايي هستن
رو آتيش زدن؟  VFD که مقر

00:21:31.640 --> 00:21:34.020
بيا بريم. روي دوشم مي‌بندمت
و ميبرمت پايين

00:21:35.100 --> 00:21:36.520
[نميام] -
البته که مياي. ما اومديم نجاتت بديم -

00:21:36.620 --> 00:21:38.600
[ماتا هاري]

00:21:41.600 --> 00:21:43.180
ماتا هاري کيه؟

00:21:43.270 --> 00:21:46.430
اون يه فاحشه‌ي هلنديه که در طول
جنگ جهاني اول جاسوسي آلمانا رو ميکرده

00:21:46.520 --> 00:21:48.430
ساني ميگه که اون ميخواد
اينجا بمونه و جاسوسي کنه

00:21:49.060 --> 00:21:51.010
.روي خيانت تحقيق کنيم]
[بعد فرار

00:21:51.020 --> 00:21:53.180
اون آدماي شرور دارن روي اينکه
بچه‌هاي بيشتري رو يتيم کنن، حرف ميزنن

00:21:53.270 --> 00:21:55.140
،اگه ساني بتونه نقشه‌شون رو بفهمه

00:21:55.230 --> 00:21:57.520
شايد بتونيم جلوي اينکه اين بلا
سر ديگران بياد رو بگيريم

00:21:57.530 --> 00:21:58.420
[!آفرين]

00:21:58.430 --> 00:22:01.140
.نميتونم اونو ول کنم
!اون خواهر کوچولومه

00:22:01.150 --> 00:22:04.430
[کوچولو نيستم]

00:22:05.430 --> 00:22:07.680
هي، بچه، به نفعته که
!توي دردسر نيافتاده باشي

00:22:08.350 --> 00:22:09.640
داره برميگرده. بايد بريم

00:22:09.730 --> 00:22:11.810
.نميتونم تنهات بذارم
چطور ميخواي بياي بيرون؟

00:22:25.680 --> 00:22:27.020
[يه چيزي اختراع ميکنم]

00:22:35.560 --> 00:22:36.980
بيا، قفل باز کن ـم رو بگير

00:22:37.060 --> 00:22:39.100
ميتوني از اون سورتمه
براي فرار استفاده کني

00:22:39.180 --> 00:22:40.020
!ويولت

00:22:40.810 --> 00:22:42.480
چطور ميتوني اينقدر شجاع باشي؟

00:22:44.560 --> 00:22:45.600
بيا

00:22:52.560 --> 00:22:54.980
،نتونستم نوشابه‌ي سارساپارلا رو پيدا کنم
ولي ببين چي گير آوردم

00:22:55.600 --> 00:22:56.980
!نوشابه‌ جعفري

00:22:59.930 --> 00:23:00.930
ساني رو پيدا کردي؟

00:23:01.560 --> 00:23:03.810
.اون هموني بود که داشت سيگنال ميفرستاد
جاش امنه

00:23:03.890 --> 00:23:05.480
فهميده که کي مقر رو سوزونده

00:23:05.560 --> 00:23:06.730
يه مرد ريش‌داره بي‌مو

00:23:06.810 --> 00:23:09.480
.و يه زن موداره بي‌ريش
کنت اولاف ازشون ميترسيد

00:23:09.560 --> 00:23:11.560
و تو اونو اونجا ول کردي؟ -
دارن يه نقشه‌ي بدي ميکشن -

00:23:11.640 --> 00:23:13.390
دارن راجع به يتيم کردن بچه‌هاي ديگه حرف ميزنن

00:23:13.480 --> 00:23:16.310
ساني ميخواست جاسوسيشون رو بکنه
تا اطلاعات بيشتري بدست بياره

00:23:16.390 --> 00:23:19.180
اون يه بچه‌ست. نميتونه جاسوس باشه -
اون ديگه يه بچه نيست -

00:23:19.680 --> 00:23:22.600
به محض اينکه چيزي دستگيرش شد
مياد اينجا پيشمون

00:23:22.680 --> 00:23:24.270
فکر خودش بود. روش اصرار داشت

00:23:24.350 --> 00:23:26.310
روش اصرار کرد؟ -
داوطلب شد -

00:23:32.350 --> 00:23:35.310
پس گمونم بايد بهش اعتماد کنيم -
ديگه چه چاره‌اي داريم؟ -

00:23:39.640 --> 00:23:40.770
چيزي پيدا کردي؟

00:23:42.310 --> 00:23:44.890
رو پيدا کردم. اگه تو توي يه ساختموني بودي VFD
... که داشت آتيش ميگرفت

00:23:44.980 --> 00:23:46.270
،و بايد از يه چيزي حفاظت کني

00:23:46.350 --> 00:23:47.890
کجا قايمش ميکني؟ -
يه گاوصندوق -

00:23:47.980 --> 00:23:49.680
فرض کن که وقت نداري
گاوصندوق رو باز کني

00:23:49.770 --> 00:23:51.810
يخچال -
دقيقا. پس يخچال رو گشتم -

00:23:51.890 --> 00:23:52.980
چي پيدا کردي؟

00:23:54.560 --> 00:23:55.850
روش پيغامرسانيِ يخچالي
[VFD مخفف]

00:23:56.520 --> 00:23:57.430
روش پيغامرسانيِ يخچالي؟

00:23:57.520 --> 00:24:00.230
روش پيغامرسانيِ يخچالي. يه رمزه
که در موقعيت‌هاي اضطراري استفاده ميشه

00:24:00.310 --> 00:24:03.730
اگه نميتوني پيامي بفرستي، ميتوني با استفاده از چيزايي
که توي يخچال پيدا کردي، يه پيام بذاري

00:24:04.020 --> 00:24:05.020
به اين گوش کن

00:24:05.520 --> 00:24:09.350
،آن مربا که بُوَد تيره‌ترين بين سه شيشه"
"نامِ فرستنده‌ي پيام در آن است هميشه

00:24:09.430 --> 00:24:11.100
بنظر يکي از اشعار ايزادوراـست

00:24:11.180 --> 00:24:13.060
از پدر مادرمون ياد گرفته
دوبيتي بسازه

00:24:13.930 --> 00:24:17.850
خب، شعره به اين معنيه که
... اسم کسي که پيام رو فرستاده

00:24:17.930 --> 00:24:19.100
توي تيره‌ترين شيشه‌ي مرباست

00:24:20.060 --> 00:24:21.310
تيره‌ترين شيشه مربا، بويسن بري ـه

00:24:22.930 --> 00:24:23.850
ژ- اس

00:24:23.930 --> 00:24:25.730
ژاک اسنيکت؟ -
ولي ژاک اسنيکت مُرده -

00:24:25.810 --> 00:24:28.350
اين تنها چيز عجيب اين پيام نيست

00:24:28.730 --> 00:24:31.350
،تاريخي که بايد گردهمايي‌ها برگزار شوند"
 ،به کمک ميوه‌ها اطلاع داده

00:24:31.430 --> 00:24:34.020
"و مکان آن‌ها با هرگونه چاشني ادويه‌اي مشخص ميشوند

00:24:34.100 --> 00:24:36.770
VFD ژ- اس داره تمام
رو دعوت به جلسه ميکنه

00:24:38.180 --> 00:24:40.640
تعداد زيتونها روز هفته رو مشخص ميکنه

00:24:40.930 --> 00:24:42.520
يک ميشه يکشنبه، دو ميشه دوشنبه

00:24:42.600 --> 00:24:44.230
پنج تا زيتون توش هست -
پنج‌شنبه -

00:24:44.310 --> 00:24:46.600
اگه اين پيام در طول آتش سوزي
... گذاشته شده باشه، اونوقت

00:24:46.680 --> 00:24:48.180
گردهمايي کمتر از يه هفته‌ي ديگه‌ست

00:24:48.270 --> 00:24:49.560
ولي کجاست؟

00:24:49.640 --> 00:24:51.680
تنها چاشني ادويه‌اي که هست
اين شيشه‌ي خردله

00:24:51.770 --> 00:24:52.980
ترکيباتش رو بخون

00:24:53.060 --> 00:24:55.430
،سرکه، دانه‌ي خردل، نمک، زردچوبه"

00:24:55.520 --> 00:24:57.310
"آخرين مکان امن

00:24:58.270 --> 00:24:59.560
آخرين مکان امن

00:24:59.640 --> 00:25:01.850
اگه بتونيم آخرين مکان امن رو پيدا کنيم
رو پيدا کنيم  VFD ميتونيم

00:25:01.930 --> 00:25:03.310
نميدونم اونجا کجاست

00:25:03.390 --> 00:25:06.060
،اگه جوابش توي اين کتابخونه باشه
پس دود شده رفته هوا

00:25:06.890 --> 00:25:08.520
شايد ساني بتونه چيزي متوجه بشه

00:25:09.680 --> 00:25:11.350
حواسمون بهش هست

00:25:16.600 --> 00:25:18.060
نان رولي بهار قلابي

00:25:21.350 --> 00:25:22.770
از دست روسا

00:25:24.810 --> 00:25:26.020
اونو ديدي؟

00:25:27.100 --> 00:25:28.020
دوباره پيداش شد

00:25:28.100 --> 00:25:29.560
،يه سوسوي نور

00:25:29.640 --> 00:25:31.270
.مثل يه تلسکوپ -
يه داوطلب؟ -

00:25:31.350 --> 00:25:32.560
برو بگيرشون، اولاف

00:25:33.390 --> 00:25:36.140
.من؟ نميخوام
بچه رو مجبور کن بره

00:25:36.230 --> 00:25:38.680
.اين کار يه بچه نيست
... اگه يه داوطلب اون پايين باشه

00:25:38.770 --> 00:25:40.520
.ممکنه که ظرف شکر رو داشته باشن -
!من ميرم -

00:25:40.600 --> 00:25:41.980
!من ميرم! من ميرم

00:25:42.980 --> 00:25:44.100
من هميشه خوشحال ميشم که کمک کنم

00:25:44.180 --> 00:25:46.680
فقط ميرم يه چيز ترسناکي ميپوشم
و ميرم

00:25:48.890 --> 00:25:50.310
بچه داره ما رو نگاه ميکنه

00:25:50.390 --> 00:25:51.980
!قفس رو بپوشون -
!قفس رو بپوشون -

00:25:52.060 --> 00:25:54.310
!قفس رو بپوشون

00:25:57.560 --> 00:25:58.980
من ميخواستم اول بگم

00:26:00.980 --> 00:26:02.020
ببخشيد، بچه

00:26:04.640 --> 00:26:06.520
!يکي داره از سرازيري مياد پايين

00:26:08.020 --> 00:26:09.020
!بايد ساني باشه

00:26:10.270 --> 00:26:13.020
،فکر نکنم. هر چي که هست
اونقدر قد بلنده که بخواد ساني باشه

00:26:14.390 --> 00:26:16.850
.عجيبه
آره، انگار که آتيش گرفته

00:26:20.140 --> 00:26:21.350
آتيش نگرفته

00:26:21.890 --> 00:26:23.350
لباس فشن پوشيده -
اِزمي ـه -

00:26:45.640 --> 00:26:48.480
فکر کردم که شما داوطلبها
 ،باهوش هستين

00:26:48.560 --> 00:26:52.890
ولي اگه يکي هنوز داره
دزدکي اينورا حرکت ميکنه، کار احمقانه‌اي ميکنه

00:26:52.980 --> 00:26:54.680
،مقر شما نابود شده

00:26:54.770 --> 00:26:58.890
،بدترين دشمن شما روي قله‌ي اون کوهه

00:26:59.390 --> 00:27:00.680
... و من اينجام

00:27:01.230 --> 00:27:02.890
و براي کشتنتون لباس پوشيدم

00:27:06.810 --> 00:27:07.850
!پخ

00:27:07.930 --> 00:27:09.560
تو واسه اينکه يه داوطلب باشي
کوتاه قدي

00:27:09.640 --> 00:27:12.770
ولي من هميشه ميگم که
کتاب خوندن مانع رشدتون ميشه

00:27:13.180 --> 00:27:15.560
... فرار نکن. فقط ميخواستم شکنجه‌ات کنم

00:27:15.640 --> 00:27:18.520
تا اينکه بهم جاي ظرف شکر رو بگي

00:27:19.140 --> 00:27:21.600
يه سري مراسم با ماسک اينجا برگزار کردين
و من رو دعوت نکردين

00:27:21.680 --> 00:27:22.890
نه که برام مهم باشه

00:27:23.520 --> 00:27:26.140
صورتي به اين قشنگي
نبايد هيچوقت پشت ماسک پنهان شده باشه

00:27:29.560 --> 00:27:30.600
تو توي آشپزخونه‌اي؟

00:27:33.730 --> 00:27:37.810
... احتمالا توي اين
هر اتاقي که هست قايم شدي

00:27:37.890 --> 00:27:38.980
اوه، صحيح

00:27:39.520 --> 00:27:40.770
اينجا اتاق جکوزي ـه

00:27:41.180 --> 00:27:42.520
بهتره که الان بياي بيرون

00:27:43.310 --> 00:27:44.600
،وقتي که دستم بهت برسه

00:27:44.680 --> 00:27:48.180
زنده زنده پوست کندن تو
دومين کار شريرانه‌ايه که توي جکوزي انجام دادم

00:27:53.890 --> 00:27:55.310
... فکر کنم که ما الان اِزمي اِسکوالِر رو

00:27:55.390 --> 00:27:57.600
ته يه جکوزيِ بطرز حيرت آوري عميق
گير انداختيم

00:27:57.680 --> 00:27:58.850
زنده‌ست؟

00:28:06.480 --> 00:28:07.850
!فورا من رو از اينجا بيارين بيرون

00:28:07.930 --> 00:28:12.520
توي يه جکوزي گير افتادن
از اينکه به عمد توي يه جکوزي بري، کارِ کمتر «تو» ـييه

00:28:12.600 --> 00:28:13.680
اون زنده‌ست

00:28:13.770 --> 00:28:16.180
.ميتونم يه قرقره بسازم که اونو بياريم بيرون -
... يا -

00:28:18.850 --> 00:28:20.430
يا چي؟ -
!من رو از اينجا بيارين بيرون -

00:28:20.520 --> 00:28:23.180
.کنت اولاف کسي رو داره که شما دوستش دارين
حالا ما يکي رو داريم که اون دوستش داره

00:28:23.270 --> 00:28:25.270
ميتونيم ترتيب يه مبادله رو بديم -
معاوضه‌ي گروگانها -

00:28:25.350 --> 00:28:28.230
وقتي که دوست پسرم بفهمه شما
 ،من رو اينجا گير انداختين

00:28:28.310 --> 00:28:30.890
!حسابي عصباني ميشه

00:28:30.980 --> 00:28:32.680
کنت اولاف کسايي که ميخواد رو
اسير ميکنه

00:28:32.770 --> 00:28:34.560
تو واقعا ميخواي همون کاري رو بکني
که کنت اولاف انجام ميده؟

00:28:34.640 --> 00:28:36.100
بعضي وقتا بايد وقتي جواب آتيش رو
با آتيش بدي

00:28:36.180 --> 00:28:39.060
،اگه همه جواب آتيش رو با آتيش بدن
دنيا خاکستر ميشه

00:28:39.140 --> 00:28:39.980
حق با کلاوس ـه

00:28:40.060 --> 00:28:41.810
.بايد يه راه ديگه‌اي باشه -
کلاوس؟ -

00:28:42.560 --> 00:28:45.600
اوه، اين محشره

00:28:46.230 --> 00:28:48.850
.شما اصلا داوطلب نيستين
!شما بودلرها هستين

00:28:48.930 --> 00:28:51.430
اولاف خيلي مايوس ميشه که
... بعد از اينکه شما رو

00:28:51.520 --> 00:28:53.140
از کوهستان انداخت پايين، نمردين

00:28:53.230 --> 00:28:57.140
.البته، اون هيجان‌زده ميشه
ميتونه دوباره شما رو بکُشه

00:28:58.180 --> 00:28:59.180
... تو

00:28:59.270 --> 00:29:02.310
مگه تو با چند تا بالون پرواز نکردي؟

00:29:02.390 --> 00:29:04.060
.من کويگلي کواگماير هستم
من از آتيش سوزي نجات پيدا کردم

00:29:04.140 --> 00:29:07.770
اي بابا، بعضي روزا نميشه
يکم هم استراحت کرد

00:29:07.850 --> 00:29:10.140
،اِزمي، ما تو رو مياريم بيرون
فقط به شرطي که کمکمون کني خواهرمون رو پس بگيريم

00:29:10.230 --> 00:29:12.770
و اگه قبول نکنم چي؟

00:29:14.140 --> 00:29:16.560
اين مشکل اصلي در طرف شما از انشعابه

00:29:16.640 --> 00:29:19.810
اينکه درستکار و درسخونده باشي
آدم رو به جايي نميرسونه

00:29:20.560 --> 00:29:23.180
،وقتي که هم سن شما بودم
... قرار بوده که تمام تابستونم رو

00:29:23.270 --> 00:29:24.230
با خوندن کتاب آنا کارنينا تلف کنم

00:29:24.310 --> 00:29:27.810
ميدونستم که اون کتاب احمقانه
هيچوقت نميتونه کمکم کنه، پس انداختمش توي شومينه

00:29:27.890 --> 00:29:29.730
!و الان من رو ببين

00:29:30.140 --> 00:29:33.350
!من خوشگل و مد روزم

00:29:33.430 --> 00:29:34.890
تو ته يه جکوزي گير افتادي

00:29:34.980 --> 00:29:36.730
!و هنوز وضعم از شما بهتره

00:29:36.810 --> 00:29:38.850
،شما هيچوقت خواهرتون رو نجات نميدين

00:29:39.430 --> 00:29:41.310
درست مثل اينکه شما هيچوقت
... اون بچه پولدارها رو

00:29:41.390 --> 00:29:43.640
که از کوه فرات بالا ميرن
تا بهار قلابي رو جشن بگيرن، نجات بديد

00:29:43.730 --> 00:29:44.560
بهار قلابي؟

00:29:44.640 --> 00:29:46.390
"يتيمهاي بيشمار" -
"ثروت‌هاي بيشمار" --

00:29:46.480 --> 00:29:48.850
اونا ميخوان پيشاهنگان کوهستان رو بدزدن
و پدرمادرشون رو بکُشن

00:29:51.850 --> 00:29:53.480
!کارمليتا! کارمليتا

00:29:54.480 --> 00:29:56.480
کارمليتا، شايد بتونيم برگرديم

00:29:56.560 --> 00:29:58.390
،نميتونم انگشتاي پام رو حس کنم
و اين چمدونا خيلي سنگينه

00:30:00.310 --> 00:30:02.520
تو وقتي برميگردي
... که من بگم

00:30:02.600 --> 00:30:03.680
،توي قله کوه فرات

00:30:03.770 --> 00:30:06.730
بعد از اينکه من بعنوان
!ملکه‌ي بهار قلابي انتخاب شدم

00:30:06.810 --> 00:30:10.350
بهت گفتم که ملکه‌ي بهار قلابي
يه سمت که با راي‌گيري انتخاب ميشه

00:30:10.430 --> 00:30:12.730
!فقط کِيک بوکِشا به دموکراسي اهميت ميدن

00:30:12.810 --> 00:30:13.980
کي تو رو رييس کرده؟

00:30:14.060 --> 00:30:17.480
،پدر مادر بسيار پولدار تو
... اگرچه من دارم شک ميکنم که

00:30:17.560 --> 00:30:19.890
اونا دليل خودشون رو داشتن
که تو رو توي طبيعت وحشي فرستادن

00:30:19.980 --> 00:30:24.180
خب، شايد منم خسته شدم از اينکه
از يه خانوم که بوي گربه ميده، دستور بگيرم

00:30:24.270 --> 00:30:27.100
کي ميخواد که رهبر پيشاهنگان رو
... کنار جاده رها کنيم

00:30:27.180 --> 00:30:29.350
... جايي که گرسنگي بکشه و وحشي بشه

00:30:29.430 --> 00:30:31.270
و مجبور بشه با خوردن کثافت زنده بمونه؟

00:30:33.640 --> 00:30:36.730
حالا مثل ملکه‌اي که هستم
!دنبالم بياين

00:30:37.430 --> 00:30:38.680
!برو! برو

00:30:38.770 --> 00:30:39.770
... ولي

00:30:44.640 --> 00:30:45.680
من آزاد شدم

00:30:47.730 --> 00:30:49.810
!برو! برو

00:30:49.890 --> 00:30:52.100
!برو، برو، برو

00:30:52.180 --> 00:30:54.480
!برو، برو، برو

00:30:54.560 --> 00:30:57.270
.کاشکي که ديگه اينو نگي
هيچ کمکي نميکنه

00:30:57.350 --> 00:31:00.060
خب، من دوست دارم که سريعتر حرکت کنين

00:31:00.140 --> 00:31:01.390
هنوز از اين نقشه خوشم نمياد

00:31:01.480 --> 00:31:03.480
منم همينطور، ولي چه چاره‌اي داريم؟

00:31:03.560 --> 00:31:05.680
!برو، برو، برو

00:31:05.770 --> 00:31:09.180
ما بر لبه‌ي بزرگترين پيروزيمان ايستاده‌ايم

00:31:09.270 --> 00:31:10.770
... يک گروه از پيشاهنگان

00:31:10.850 --> 00:31:14.430
از پولدارترين خانواده‌هاي شهر
دارن به اين سمت ميان

00:31:14.520 --> 00:31:17.100
ما تمام اون بچه لوسهاي يونيفورم پوش
،رو اسير ميکنيم

00:31:17.180 --> 00:31:20.600
و به هر کدومشون اين پيشنهاد هيجان‌انگيز
ملحق شدن به گروهمون رو ميديم

00:31:21.850 --> 00:31:23.350
اگه قبول نکنن چي؟

00:31:23.430 --> 00:31:25.140
خونه‌ي تمام پدرمادراشون رو ميسوزونيم

00:31:25.230 --> 00:31:26.930
در حالي که پدرمادرشون توش هستن

00:31:27.390 --> 00:31:28.680
اين سر خونه‌ي ما اومد

00:31:28.770 --> 00:31:29.980
اين سر پدر مادر ما اومد

00:31:30.310 --> 00:31:32.640
،واسه اينکه روشن بشيم
،ما قراره که يه مشت بچه پولدار رو بدزديم

00:31:32.730 --> 00:31:34.730
پدرمادرشون را با يه سري آتش سوزي
،حذف کنيم

00:31:34.810 --> 00:31:38.020
اونوقت، در حالي که منتظريم که به سني برسن
،که بتونيم ثروتشون رو به چنگ بياريم

00:31:38.100 --> 00:31:41.230
... بهشون ترکيبي از دوري از احساسات

00:31:41.310 --> 00:31:42.480
و سندرم استکهلم ياد بديم؟

00:31:42.560 --> 00:31:45.770
.اولاف ما عاري از احساسات نيستيم
تو فقط مستحق تحسين شدن نيستي

00:31:45.850 --> 00:31:47.680
ما تو رو در بدترين وضعي که داشتي
... پيش خودمون قبول کرديم

00:31:47.770 --> 00:31:50.770
چون توي چشمت جرقه‌اي ديديم
که اونقدر روشن بود که ميتونست هزار آتيش رو راه بندازه

00:31:50.850 --> 00:31:51.680
ولي الان خودت رو ببين

00:31:51.770 --> 00:31:54.180
وسواس فکريت نسبت به بودلرها
باعث ننگ ماست

00:31:54.270 --> 00:31:57.140
تو رو به شکست و حقارت کشوند

00:31:57.230 --> 00:31:59.930
.ولي اين همش مال گذشته‌ست
بودلرها براي من مُردن

00:32:00.480 --> 00:32:01.600
همه‌شون که نه

00:32:04.730 --> 00:32:07.520
ولي اگه بچه رو بکُشم، اونوقت نميتونم
ثروت بودلرها رو به دست بيارم

00:32:07.600 --> 00:32:08.640
دقيقا

00:32:08.730 --> 00:32:10.730
تو فکر ميکني که مستحق احترام ما هستي؟

00:32:10.810 --> 00:32:11.730
مستحق عشق ما هستي؟

00:32:12.310 --> 00:32:14.730
پس يه بارم که شده
!توي زندگيِ بيخودت، يه کاري بکن

00:32:14.810 --> 00:32:17.850
!ساني بودلر رو از اون صخره بنداز پايين

00:32:25.060 --> 00:32:28.810
مرد باش و اون بچه رو بکُش، احمق

00:32:30.850 --> 00:32:32.930
... همونطور که توي تئاتر ميگيم

00:32:35.060 --> 00:32:36.020
بندازينش

00:32:38.850 --> 00:32:41.600
.بهتون دستور دادم
!اون بچه رو از روي کوه بندازين پايين

00:32:41.680 --> 00:32:43.930
!نه -
منظورتون چيه که ميگين نه؟ -

00:32:44.020 --> 00:32:46.890
همون که شنيدي -
ما ديگه توي نقشه‌هاي تو مشارکت نميکنيم -

00:32:46.980 --> 00:32:49.350
ما پدر مادر و خونمون رو
توي آتيش سوزي از دست داديم

00:32:49.430 --> 00:32:51.270
داريم به اين فکر ميکنيم
که تصادفي نبوده

00:32:51.350 --> 00:32:52.350
ما خواهرمون رو هم از دست داديم

00:32:52.430 --> 00:32:56.100
!بدبختي‌هاي قبلي شما برام اهميتي نداره

00:32:56.180 --> 00:32:58.390
!شما فورا از دستورم پيروي ميکنين

00:32:58.480 --> 00:33:00.430
... ما دوستت داريم -
و ما واسه کسي که دوست داريم هر کاري ميکنيم -

00:33:00.520 --> 00:33:01.890
ولي ما اينکار رو نميکنيم

00:33:01.980 --> 00:33:02.810
... از دست شما

00:33:03.310 --> 00:33:06.390
باشه. من به اون بي‌لياقت‌هاي
!رنگ و رو رفته رو لازم ندارم

00:33:07.890 --> 00:33:10.140
!تو! اون بچه رو از بين ببر

00:33:10.230 --> 00:33:11.560
سرازيري لغزنده‌ايه

00:33:11.640 --> 00:33:14.480
.نه، يه آبشار يخ زده‌ست
حالا بچه رو بنداز پايين

00:33:14.560 --> 00:33:15.930
منظورم بصورت کنايه‌اي بودش

00:33:16.600 --> 00:33:17.680
بايد يکم تنها باشم

00:33:17.770 --> 00:33:19.560
مشخصا دارم انتخابهاي زندگيم رو زير سئوال ميبرم

00:33:19.640 --> 00:33:21.600
...تو داري زير سئو
... انتخابهاي زندگيت

00:33:27.770 --> 00:33:28.810
با اِزمي مهربون باش

00:33:41.640 --> 00:33:43.980
بنظر مياد که تمام زيردستهات رو از دست دادي

00:33:45.680 --> 00:33:46.770
به اونا نيازي ندارم

00:33:46.850 --> 00:33:48.140
به هيچکدومشون نياز ندارم

00:33:48.230 --> 00:33:52.060
،من يه شخص متخصص هستم
!و خودم ميتونم يه بچه رو از کوه به پايين پرت کنم

00:33:52.140 --> 00:33:54.430
.دست تنها نيستي، رييس
هنوز من رو داري

00:34:02.350 --> 00:34:03.310
!نه

00:34:04.350 --> 00:34:05.390
!ثروتم

00:34:08.600 --> 00:34:10.560
... بالاخره، بعد از اين همه سال

00:34:10.640 --> 00:34:12.600
ما بودلرها رو از بين برديم

00:34:12.680 --> 00:34:15.180
در اينباره خبراي بدي دارم

00:34:15.270 --> 00:34:17.730
!ثروتم -
!بودلرها -

00:34:17.810 --> 00:34:19.140
و ببين ديگه کيو پيدا کردم

00:34:19.230 --> 00:34:21.850
کويگلفورث کواگماير -
کوييگلي -

00:34:21.930 --> 00:34:24.310
هيچوقت اينقدر خوشحال نبودم که شما
!بچه لوسها رو زنده ميبينم

00:34:24.390 --> 00:34:25.980
چطور اسيرشون کردي، عزيزم؟

00:34:26.060 --> 00:34:28.560
.اون ما رو اسير نکرده
ما اينجاييم که اونو بعنوان گروگان معاوضه کنيم

00:34:34.980 --> 00:34:37.850
انگار که من قبلا مجبور نشدم از يه صندلي که
از کوهستان بالا کشيده شده، خودم رو آزاد کنم

00:34:37.930 --> 00:34:40.680
من ميخواستم با اين چاقوي بزرگ مجبورشون کنم
،که من رو بالا ببرن

00:34:40.770 --> 00:34:42.930
ولي اين داوطلبا همينجوري داوطلب شدن

00:34:44.230 --> 00:34:45.640
اونا خيلي احمقن

00:34:46.680 --> 00:34:50.060
،خب، ما ممکنه که گروگان نداشته باشيم
ولي بدون ساني از اينجا نميريم

00:34:50.140 --> 00:34:51.680
ساني بودلر مُرده

00:34:53.270 --> 00:34:55.140
!نه -
... اوه، بله. نوچه‌‌ي مورد علاقه‌ي من -

00:34:55.230 --> 00:34:57.230
همين چند لحظه پيش
اونو از اون صخره انداخت پايين

00:34:57.310 --> 00:34:58.270
من مورد علاقه‌اتم؟

00:34:58.350 --> 00:35:00.180
سوپرايز شدم که توي مسير به پايين
نديدينش

00:35:00.270 --> 00:35:01.850
چطور تونستي اينکار رو بکني؟

00:35:01.930 --> 00:35:03.810
.کار ساده‌اي بود
... فقط بلندش کرد و

00:35:03.890 --> 00:35:06.060
... اييييييي

00:35:06.140 --> 00:35:07.020
!نه

00:35:07.100 --> 00:35:11.140
و همه‌ي کارها جواب داده
!چون الان من شما رو دارم

00:35:12.810 --> 00:35:14.310
،شما مجبورم کردين انتخاب کنم

00:35:14.390 --> 00:35:16.770
!و هنوز تمام چيزي که ميخواستم رو دارم

00:35:16.850 --> 00:35:19.560
،چون من محشرم، با فکرم

00:35:20.140 --> 00:35:23.060
،دليرم، جذابم، فريبنده‌ام

00:35:23.140 --> 00:35:26.350
گرسنگي کشيدم، مستعدم، بامزه‌ام

00:35:26.430 --> 00:35:29.640
ا ... ا ... چه کلمه‌ي خوبي براي توصيف من هست
که اولش الف باشه؟

00:35:29.730 --> 00:35:32.020
احمق. تو ما رو سرافکنده کردي، اولاف

00:35:32.430 --> 00:35:34.430
با نيروهاي آينده بهتر عمل ميکنيم

00:35:34.520 --> 00:35:35.520
دارن ميان

00:35:35.600 --> 00:35:36.850
،آرام

00:35:36.930 --> 00:35:39.230
محبوب، شنگول، پوزخند زدن

00:35:39.310 --> 00:35:41.230
،انساني، معصوم، جستن، نگه داشتن

00:35:41.310 --> 00:35:44.230
... محدود، فروتن، عاشق چرت، رسمي، زيبا

00:35:45.270 --> 00:35:47.020
... طبق برنامه، مرتب

00:35:47.100 --> 00:35:49.390
شما کيک بوکِشا اينجا چيکار ميکنين؟ -
!کارمليتا -

00:35:49.480 --> 00:35:51.230
سلام، دختر کوچولو

00:35:51.310 --> 00:35:54.020
ما اينجاييم که براي تجليل بهار قلابي
کمکتون کنيم

00:35:54.100 --> 00:35:56.730
کارمليتا، اونا واسه اينکه کمکتون کنن
بهار قلابي رو تجليل کنين، اينجا نيستن

00:35:56.810 --> 00:35:59.730
!اينجان که شما رو بدزدن -
من اونقدر تو دل برو هستم که کسي دلش نياد من رو بدزده -

00:35:59.810 --> 00:36:00.810
!اون پرچم بهاره رو بده بهم

00:36:00.890 --> 00:36:03.180
لطفا برگرد و پيشاهنگان کوهستان رو
 !يه جاي امن ببر

00:36:03.270 --> 00:36:05.350
به اون بچه سوسولا توجه نکن

00:36:05.430 --> 00:36:06.520
چرا جلوتر نمياي؟

00:36:07.810 --> 00:36:08.730
!نه، کارمليتا

00:36:08.810 --> 00:36:11.850
!من خودم رو ملکه‌ي بهار قلابي معرفي ميکنم

00:36:13.230 --> 00:36:15.930
،حالا، بقيه‌ي شما بچه‌ها

00:36:16.020 --> 00:36:20.020
يه چند قدم جلوتر بياين
و به جشن ويژه‌ي ما ملحق بشين

00:36:20.100 --> 00:36:21.140
!نه -
اين يه تله‌ست -

00:36:30.310 --> 00:36:31.640
!نه -
 !نه -

00:36:34.890 --> 00:36:35.730
!نه

00:36:53.730 --> 00:36:55.810
طرف شريف انشعاب
... ممکنه که کلاغهاي حامل

00:36:55.890 --> 00:36:57.180
... و خزندگان تعليم ديده رو داشته باشه

00:36:57.270 --> 00:36:58.890
،ولي عقابها براي ما کار ميکنن

00:36:58.980 --> 00:37:00.770
و همينطور اون بچه‌ها -
نه -

00:37:01.930 --> 00:37:03.680
ما آماده‌ بوديم که تو رو
به تيم برگردونيم، اولاف

00:37:03.770 --> 00:37:05.560
بجاش، ماشينت رو ميبريم

00:37:07.640 --> 00:37:10.100
چطور کليدام رو دزديدين؟ -
باهات در تماس خواهيم بود -

00:37:10.180 --> 00:37:12.890
اولين باره که اينو ميگين -
داشتم با خانوم اسکوالر حرف ميزدم -

00:37:12.980 --> 00:37:14.390
کارت ما رو تحت تاثير قرار داد

00:37:14.480 --> 00:37:16.640
براي ماموريت بعديتون
با شما تماس ميگيريم

00:37:16.730 --> 00:37:20.100
واي خدا! جدا؟
!اوه، چقدر خوب

00:37:20.180 --> 00:37:21.770
!سفر بخير

00:37:23.560 --> 00:37:25.850
بايد از اينجا بريم -
!شما هيچ جايي نميرين -

00:37:25.930 --> 00:37:29.430
فقط لازمه که يکي از شما رو زنده نگه دارم
تا ثروتتون گيرم بياد

00:37:29.730 --> 00:37:31.480
کدوم از شما رو بايد نگه دارم؟

00:37:31.560 --> 00:37:32.770
!بايد کلاوس رو نگه داري

00:37:32.850 --> 00:37:35.350
اونوقت ميتوني عينکش رو بشکوني
!و ببيني که به در و ديوار ميخوره

00:37:35.430 --> 00:37:37.810
.چه دختر تو دل برويي
دوست داري بهمون ملحق بشي؟

00:37:37.890 --> 00:37:39.850
بايد قبلش در موردش حرف بزنيم

00:37:40.350 --> 00:37:41.810
!اوه

00:37:41.890 --> 00:37:45.180
هي، کيک بوکِشا، الان من
دو سري پدرمادر بيشتر از شما دارم

00:37:45.270 --> 00:37:47.100
حرف آخري دارين؟

00:37:47.200 --> 00:37:48.930
[فقظ يکي]

00:37:48.940 --> 00:37:51.930
[غنچه‌ي رُز]
(اشاره به فيلم همشهري کِين)

00:38:08.520 --> 00:38:10.770
!برو دنبالشون

00:38:12.680 --> 00:38:14.480
با چي برم، رييس؟
ما ماشيني نداريم

00:38:24.640 --> 00:38:26.980
ميدوني، بخدا اون توي اون قفس بود، رييس

00:38:27.060 --> 00:38:29.140
بعدا به حساب تو ميرسم

00:38:31.730 --> 00:38:34.270
خوشحالم که پيشمون برگشتي، ساني -
منم همينطور، ولي ما هنوز جامون امن نيست -

00:38:41.060 --> 00:38:43.140
کوييگلي، توي نقشه‌ات نزده
اين جريان به کجا ميرسه؟

00:38:43.230 --> 00:38:47.060
،جريان آب به يه جايي پُر آب ـتر ميرسه
... مثل رودخونه، و رودخانه به

00:38:49.730 --> 00:38:50.850
!کوييگلي
!ويولت -

00:38:52.350 --> 00:38:55.100
!ويولت -
!کوييگلي -

00:39:00.980 --> 00:39:04.520
باوجود سالهاي طولاني که
،روي پرونده‌ي يتيمهاي بودلر تحقيق کردم

00:39:04.600 --> 00:39:06.930
هنوز کلي چيز هست که ازشون اطلاعي ندارم

00:39:07.430 --> 00:39:10.850
نميدونم که ويولت بودلر
... دوباره به کوهستان مورتمين

00:39:10.930 --> 00:39:12.560
که کوييگلي کواگماير توش بوده رفته يا نه -
!کوييگلي -

00:39:12.640 --> 00:39:13.680
!آخرين جاي امن

00:39:14.310 --> 00:39:16.270
!در آخرين جاي امن پيداتون ميکنم

00:39:24.430 --> 00:39:27.560
نميدونم که چي به سر اعضاي سابق
... گروه کنت اولاف اومده

00:39:27.640 --> 00:39:29.480
بعد از اينکه از کوه فرات پايين اومدن

00:39:29.560 --> 00:39:31.850
شايد بتونيم يه مزرعه‌ي کوچيک بخريم
و کلم بکاريم

00:39:31.930 --> 00:39:34.600
فکر کردم بتونيم به تالار موسيقي بريم
و مخ چندتا ملوان رو بزنيم

00:39:34.680 --> 00:39:35.930
از اينجا به کجا بريم؟

00:39:39.270 --> 00:39:40.560
اين محل تقاطع دو جاده‌ست

00:39:40.930 --> 00:39:42.890
ولي يه چيزي رو ميدونم

00:39:43.520 --> 00:39:45.230
ميدونم که بودلرها بعدش کجا رفتن

00:39:45.310 --> 00:39:48.850
در حالي که با سرعت از جريان آب يخ زده
پايين ميرفتن

00:39:52.850 --> 00:39:56.810
اينو ميدونم بخاطر قسمتي از يه شعر
... پيچيده و طولاني

00:39:56.890 --> 00:40:00.640
که توي يه کتاب قديمي که نويسنده‌ش
 ،زني بوده که داوطلبي خشمگين

00:40:00.730 --> 00:40:03.390
يه مادر شجاع، و خواهري وفادار بوده

00:40:03.480 --> 00:40:05.060
:شعر اينه

00:40:07.100 --> 00:40:09.020
... هيچکس جاودان نخواهد زيست

00:40:13.140 --> 00:40:15.100
... و مردگان را بازگشتي نيست

00:40:18.100 --> 00:40:19.520
... براي خسته‌ترين رود نيز

00:40:21.230 --> 00:40:23.390
فرجامي جز آغوشِ امنِ دريا نيست

00:41:03.060 --> 00:41:05.270
هر چقدر که ازت تشکر کنم
که من رو با ماشين به شهر ميبري، کم کردم

00:41:05.350 --> 00:41:08.520
هيچ زحمتي نبود. اگرچه وقتي که
بهم پيشنهاد دادي برسونيم، فکر کردم يه ماشين داري

00:41:08.600 --> 00:41:10.930
کاملا يادم رفت که از صخره افتاد پايين

00:41:11.020 --> 00:41:13.230
خوش شانس بوديم که فقط نصف روز
پياده‌روي تا تاکسيِ تو راه بود

00:41:13.310 --> 00:41:16.100
تاکسي برادرم بوده -
بايد از طرفم ازش تشکر کني -

00:41:16.180 --> 00:41:17.180
اون مُرده

00:41:19.640 --> 00:41:20.520
شيريني مغزدار ميخوري؟

00:41:20.600 --> 00:41:22.600
... اوه

00:41:22.680 --> 00:41:24.020
تلفن منه

00:41:24.600 --> 00:41:26.230
اين همه وقت يه تلفن داشتي؟

00:41:26.310 --> 00:41:27.980
بله، آقاي تمرلين؟
شما اداره هستين؟

00:41:28.060 --> 00:41:30.100
.نه، آقاي تمرلين
تازه برگشتم به شهر

00:41:30.180 --> 00:41:32.680
نميخوام چشمش بزنم، ولي فکر کنم
... يه کانديد عالي

00:41:32.770 --> 00:41:35.060
براي پُر کردن اون سمت دستيار اجرايي
پيدا کردم

00:41:35.140 --> 00:41:37.430
.هيچکس براش مهم نيست. برگرد سر کار
تمام شهر آتيش گرفته

00:41:37.520 --> 00:41:38.350
گفتيد يه آتيش سوزي؟

00:41:39.730 --> 00:41:40.890
چندين آتيش سوزي؟

00:41:41.350 --> 00:41:42.350
يا خدا، کجا؟

00:41:43.930 --> 00:41:44.930
سرتاسر شهر؟

00:41:45.980 --> 00:41:47.060
به يتيما فکر کنين

00:41:47.520 --> 00:41:48.680
به ثروتهاشون فکر کنين

00:41:49.680 --> 00:41:52.890
اداره‌ي امور يتيمها بايد حسابي
!شلوغ شده باشه، آقاي تمرلين

00:41:52.980 --> 00:41:54.480
جواب آتش رو با آتش بايد داد

00:41:54.560 --> 00:41:56.850
و ميبينيم که دنيا خاکستر ميشه

00:42:06.000 --> 00:42:11.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:42:11.024 --> 00:42:16.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.