﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:50.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:54.500 --> 00:01:59.980
[همان گونه که گل ها پژمرده میشوند و در سر تا سرآسمان پرواز میکنند]
[قسمت بیستم]

00:02:01.780 --> 00:02:02.260
برادر تیان

00:02:06.340 --> 00:02:07.780
. برادر تیان، باهام بیا

00:02:07.900 --> 00:02:08.580
. می‌خوام یک چیزی رو ازت بپرسم

00:02:09.140 --> 00:02:10.140
! شی چیان شون، خیلی گستاخی

00:02:10.780 --> 00:02:11.700
. حال شاهدخت بده

00:02:12.260 --> 00:02:14.700
چطور میتونی بیای تو اتاق‌
ایشون و سر و صدا کنی؟

00:02:14.700 --> 00:02:15.660
! دختر بی عقل

00:02:15.660 --> 00:02:17.860
گفتم که شاهدخت سردرد
، دارن و نمیتونن کسی رو ببینن

00:02:17.860 --> 00:02:19.260
. اما اونها به زور پریدن تو اتاق

00:02:19.260 --> 00:02:20.700
، کنگ فوی منگ چیان چو خوبه

00:02:20.700 --> 00:02:23.420
واسه همین من و دان چینگ
. از پسشون بر نیومدیم

00:02:23.420 --> 00:02:23.940
. مهم نیست

00:02:25.980 --> 00:02:26.780
..ژو شا..دان چینگ

00:02:27.700 --> 00:02:29.020
. میتونین برین

00:02:29.020 --> 00:02:29.860
چشم-
چشم-

00:02:33.340 --> 00:02:36.020
چیان شون، چرا با این
 هول و ولا وارد اتاق خواب من شدی؟

00:02:36.700 --> 00:02:37.580
کار مهمی داری؟

00:02:38.220 --> 00:02:39.220
، واسه دیدن تو نیومدم

00:02:39.900 --> 00:02:41.220
. واسه دیدن برادر تیان اومدم

00:02:42.220 --> 00:02:44.300
. چیان شون، با شاهدخت مودب باش

00:02:46.980 --> 00:02:50.220
برادر تیان، حالا که چیان شون با تو کار داره

00:02:50.220 --> 00:02:51.140
باهاش برو

00:02:52.300 --> 00:02:53.060
. و خوب واسش توضیح بده

00:02:57.980 --> 00:03:00.260
.‌ پس من میرم

00:03:00.260 --> 00:03:01.460
. خوب استراحت کنین

00:03:01.460 --> 00:03:03.220
. فردا میبینمتون

00:03:04.380 --> 00:03:04.620
بریم

00:03:09.860 --> 00:03:10.500
بریم

00:03:21.060 --> 00:03:21.980
خوبین؟

00:03:23.740 --> 00:03:26.700
دختر خنگ، چرا گذاشتین بره؟

00:03:27.580 --> 00:03:29.260
، شی چیان شون فقط دختر یک مقام فاسده

00:03:30.300 --> 00:03:32.100
. اما شما شاهدخت نجیب زاده این

00:03:33.580 --> 00:03:34.780
چرا جلوش کوتاه اومدین؟

00:03:38.780 --> 00:03:40.980
. دایه سون، من خوبم

00:03:43.100 --> 00:03:44.340
. می‌خوام یکم تنها باشم

00:03:45.900 --> 00:03:48.780
. باشه، حساس نشین

00:04:06.940 --> 00:04:07.780
. هوا مان تیان، جواب این سوالم رو بده

00:04:08.580 --> 00:04:10.340
قسمی که خوردیم

00:04:10.340 --> 00:04:10.900
هنوز پابرجاست؟

00:04:11.420 --> 00:04:13.940
. چیان شون، جریان امروز طولانیه

00:04:13.940 --> 00:04:16.140
. عصبانی نباش، بذار برات توضیح بدم

00:04:16.140 --> 00:04:18.540
! نگو که فقط سوءتفاهمه

00:04:19.660 --> 00:04:21.140
دیدم که با شاهدخت در بغلت

00:04:21.140 --> 00:04:22.340
. وارد عمارت شدی

00:04:23.580 --> 00:04:24.700
امروز کجا رفته بودین؟

00:04:25.260 --> 00:04:25.820
کی انقدر

00:04:25.820 --> 00:04:27.380
صمیمی شدین؟

00:04:27.380 --> 00:04:30.820
چیان شون، من شاهدخت چینگ چنگ
 رو به اصطبل سلطنتی بردم

00:04:30.820 --> 00:04:32.660
. چون قبلا اونجا بوده

00:04:32.660 --> 00:04:33.220
گفتم شاید

00:04:33.220 --> 00:04:34.900
. یکم خاطراتش برگردن

00:04:36.020 --> 00:04:37.180
چون یکدفعه سر درد گرفت

00:04:37.220 --> 00:04:38.380
. تو بغلم به عمارت آوردمش

00:04:40.260 --> 00:04:41.140
! حرکت مسخره ای کردی

00:04:42.180 --> 00:04:43.620
! دیدن اونجا خاطراتش رو برنمیگردونه

00:04:44.300 --> 00:04:45.300
از کجا انقدر مطمئنی؟

00:04:47.380 --> 00:04:50.260
. چون اون شاهدخت چینگ چنگ نیست

00:04:51.300 --> 00:04:54.780
. خاطرات اصطبل سلطنتی مال من و توئه

00:04:55.620 --> 00:04:57.700
به نظرم خواستی به بهانه ی برگردوندن خاطراتش

00:04:58.620 --> 00:04:59.900
. باهاش سر قرار بری

00:05:01.540 --> 00:05:02.900
. چیان شون، اونطوری نگو

00:05:03.420 --> 00:05:04.500
، من نتونستم از شاهدخت حفاظت کنم

00:05:04.500 --> 00:05:06.500
. واسه همین از صخره افتاد و خیلی آسیب دید

00:05:06.500 --> 00:05:08.020
. بعدش، حافظه اش رو از دست داد

00:05:08.020 --> 00:05:08.780
. همش تقصیر منه

00:05:09.820 --> 00:05:12.340
باید کمکش کنم که
. خاطراتش برگردن، بهش مدیونم

00:05:13.060 --> 00:05:14.020
پس بذار بهت بگم

00:05:14.740 --> 00:05:16.380
اینکه بخوای این شکلی خاطراتش رو برگردونی

00:05:16.380 --> 00:05:17.860
. تلاش بی فایده است

00:05:17.860 --> 00:05:18.900
اینطوری

00:05:19.420 --> 00:05:20.260
کل عمرش

00:05:20.260 --> 00:05:21.620
. حافظه اش برنمی‌گرده

00:05:22.700 --> 00:05:23.140
چیان شون

00:05:23.140 --> 00:05:24.420
چرا انقدر بدجنسی؟

00:05:26.060 --> 00:05:26.660
شاهدخت چینگ چنگ برای خاندان هوا

00:05:27.260 --> 00:05:29.180
. کارهای زیادی کرده

00:05:29.180 --> 00:05:31.100
. من هم می‌خوام که براش یک کاری بکنم

00:05:32.180 --> 00:05:32.660
چی؟

00:05:33.540 --> 00:05:34.460
به نظرت بدجنسم؟

00:05:35.420 --> 00:05:35.940
دارم میگم

00:05:35.940 --> 00:05:37.340
. اینطوری خاطراتش برنمیگردن

00:05:37.340 --> 00:05:38.220
بعد به نظرت من بدجنسم؟

00:05:40.220 --> 00:05:41.940
! برادر تیان، سرم درد میکنه

00:05:42.460 --> 00:05:43.580
! برادر تیان، سرم خیلی درد میکنه

00:05:44.940 --> 00:05:46.380
باورت شد که جدی سرش درد میکنه؟

00:05:47.060 --> 00:05:47.660
شاید این حیله اش

00:05:47.660 --> 00:05:49.220
. برای اغوای توئه
(یکی نجات بده، چراا باید اینو اغوا کنه آخه؟)

00:05:49.220 --> 00:05:49.980
چیان شون

00:05:51.060 --> 00:05:53.060
. شاهدخت چینگ چنگ نقش بازی نمیکنه

00:05:53.660 --> 00:05:55.500
بردباری، بزرگواری و مهربونیش

00:05:55.500 --> 00:05:57.420
. واسه همه روشنه

00:05:57.420 --> 00:05:58.300
. این شکلی دربارش فکر نکن

00:06:49.300 --> 00:06:50.180
هیچوقت ندیده بودم که

00:06:51.140 --> 00:06:52.620
. این گیره ی موی شکوفه ی آلو رو بزنی

00:06:54.380 --> 00:06:55.420
. فکر کردم دوستش نداری

00:06:56.460 --> 00:06:59.780
. اما، تمام مدت نگه داشته بودیش

00:07:02.260 --> 00:07:03.260
این گیره ی موی شکوفه ی آلو

00:07:04.940 --> 00:07:06.460
همیشه واسم مثل گنجه

00:07:07.380 --> 00:07:08.740
. و از بس مهمه کم استفاده اش میکنم

00:07:09.260 --> 00:07:10.620
همینطور تک تک جملاتت

00:07:12.700 --> 00:07:16.260
. واسم مهمن و تو ذهنم حک شدن

00:07:17.940 --> 00:07:20.220
. حالا، یک سوال دارم

00:07:21.660 --> 00:07:23.340
. این گیره ی موی شکوفه ی آلو هنوز نوئه

00:07:23.340 --> 00:07:27.660
سوگندهای قبلیت هنوز سر جاشونن؟

00:07:42.060 --> 00:07:45.180
. چیان شون، متأسفم

00:07:46.340 --> 00:07:47.500
. نباید ناراحتت میکردم

00:07:49.580 --> 00:07:53.860
. برادر تیان، من رو ترک نکن

00:07:55.460 --> 00:07:56.900
. بدون تو زنده نمیمونم

00:07:58.700 --> 00:08:00.540
ترکم نکن، باشه؟

00:08:05.460 --> 00:08:08.460
. نگران نباش. من تنهات نمیذارم

00:08:09.340 --> 00:08:11.420
فقط میخوام به شاهدخت
. کمک کنم که خاطراتش برگردن

00:08:12.220 --> 00:08:13.220
. بهش مدیونم

00:08:18.980 --> 00:08:22.820
. باشه، پس هم همراهت بهش کمک میکنم

00:08:25.260 --> 00:08:27.460
. نمیخوام تنها بیرون برین

00:08:28.460 --> 00:08:29.660
. من نگاهتون میکنم

00:08:30.940 --> 00:08:33.380
می‌خوام ببینم که

00:08:34.500 --> 00:08:35.820
نکنه جدی ادا در میاره که ضعیفه

00:08:36.980 --> 00:08:38.460
و قصد داره تو رو

00:08:41.260 --> 00:08:43.060
. ازم بگیره

00:08:45.900 --> 00:08:46.540
! خنگ خدا

00:08:48.740 --> 00:08:50.260
گریه نکن. چرا گریه میکنی؟

00:08:51.340 --> 00:08:53.500
. اگه میخوای پیشمون باشی، باش

00:08:54.220 --> 00:08:54.820
... نمیتونم

00:08:55.540 --> 00:08:56.980
. نمیتونم کاریت بکنم

00:09:02.820 --> 00:09:05.060
برادر اول، از خواهر چیان شون شنیدم که

00:09:05.060 --> 00:09:06.460
. به شاهدخت کمک میکنین که خاطراتش برگردن

00:09:06.460 --> 00:09:07.140
. من هم میخوام کمک کنم

00:09:07.900 --> 00:09:09.540
، من هم باهاش بزرگ شدم

00:09:10.060 --> 00:09:11.900
. شاید بتونم کمک کنم

00:09:11.900 --> 00:09:13.620
.  هر چی تعداد بیشتر، بهتر

00:09:14.620 --> 00:09:15.340
عالیه

00:09:15.340 --> 00:09:16.500
. برادر دوم، همیشه راه حل های خوبی داری

00:09:16.500 --> 00:09:18.060
. کمکم کن یک راهی پیدا کنم

00:09:18.060 --> 00:09:18.540
باشه

00:09:22.420 --> 00:09:25.340
برادر اول، یادته که

00:09:25.340 --> 00:09:26.780
تو بچگی

00:09:26.780 --> 00:09:27.460
مادربزرگ ما رو با خودش

00:09:27.470 --> 00:09:27.980
به مهمونی ملکه ی مادر در قصر برد؟

00:09:28.500 --> 00:09:29.660
اونوقت، ما در مهمونی

00:09:29.660 --> 00:09:31.300
. گوچین نواختیم و آواز خوندیم

00:09:31.300 --> 00:09:32.940
! چقدر راحت و خوشحال بودیم

00:09:34.820 --> 00:09:38.700
! آره واقعا، چقدر خوشحال بودیم

00:09:40.060 --> 00:09:40.580
چی؟

00:09:44.620 --> 00:09:45.620
میگم

00:09:46.580 --> 00:09:47.900
تو بچگی خیلی شاد بودیم

00:09:48.660 --> 00:09:51.420
. اما بزرگ که شدیم، همش غم سراغمون اومد

00:09:53.140 --> 00:09:53.620
بله

00:09:56.220 --> 00:09:56.700
برادر اول

00:09:57.700 --> 00:09:59.460
. گل های حیاط کامل شکوفا شدن

00:10:00.100 --> 00:10:02.220
میتونیم منظره ی اون مهمونی رو تکرار کنیم

00:10:02.220 --> 00:10:04.900
و همراه شاهدخت گوچین
. بنوازیم و آواز بخونیم

00:10:04.900 --> 00:10:06.300
. شاید یک چیزی یادش بیاد

00:10:06.860 --> 00:10:07.380
! فکر خوبیه

00:10:08.020 --> 00:10:10.300
دفعه ی قبل که با شاهدخت چینگ چنگ
، از عمارت بیرون رفتیم

00:10:10.300 --> 00:10:12.220
. یکدفعه سردرد گرفت و من تو مخمصه افتادم

00:10:13.180 --> 00:10:15.780
. به نظرم بهتره از عمارت بیرون نره

00:10:15.780 --> 00:10:16.620
. فکر خوبی کردی

00:10:19.220 --> 00:10:20.540
گفته باشم

00:10:21.060 --> 00:10:22.300
این کار

00:10:22.300 --> 00:10:23.740
. عمرا خاطراتش رو برگردونه

00:10:25.140 --> 00:10:27.740
چیان شون، ما صادقانه
. می‌خوایم به شاهدخت کمک کنیم

00:10:28.540 --> 00:10:29.660
، اگه فکر برادر دوم رو عملی نکنیم

00:10:29.660 --> 00:10:30.980
از کجا بفهمیم فایده میکنه یا نه؟

00:10:32.140 --> 00:10:33.420
. گفتم که فایده نداره

00:10:34.420 --> 00:10:35.420
چرا بهم اعتماد نمیکنین؟

00:10:38.140 --> 00:10:41.180
خواهر چیان شون، با این حال

00:10:41.180 --> 00:10:43.180
خوبه که کنار هم جمع بشیم

00:10:44.140 --> 00:10:45.380
و خوش بگذرونیم، نه؟

00:10:47.700 --> 00:10:48.740
. ناراحت نباش

00:10:49.700 --> 00:10:50.660
. پس بیاین وقت تلف نکنیم

00:10:50.660 --> 00:10:51.900
همین الان میرم سه خواهر رو

00:10:51.900 --> 00:10:52.700
. به مهمونیمون دعوت میکنم

00:10:53.220 --> 00:10:54.060
. باشه، برادر دوم

00:10:55.660 --> 00:10:56.260
. برو دعوتشون کن

00:10:56.660 --> 00:10:56.860
باشه

00:11:14.580 --> 00:11:16.740
، پریروز که داشتم با برادر دوم حرف میزدم

00:11:16.740 --> 00:11:19.420
یاد وقتی افتادیم که

00:11:20.140 --> 00:11:21.200
تو بچگی با مادربزرگ به
 مهمونی ملکه ی مادر رفتیم

00:11:21.200 --> 00:11:22.020
. و خیلی خوش گذروندیم

00:11:23.340 --> 00:11:25.680
الان گل‌های عمارت کاملا شکوفا شدن

00:11:25.680 --> 00:11:28.020
. و منظره ی قشنگی رو به وجود آوردن

00:11:29.740 --> 00:11:30.660
من و شاهدخت این مهمونی رو برگزار کردیم

00:11:31.260 --> 00:11:32.740
و برادر دوم، چیان شون

00:11:32.740 --> 00:11:34.700
و خواهرهای دیگه رو
. برای یک دورهمی دعوت کردیم

00:11:36.460 --> 00:11:38.860
واسه ما سه نفر

00:11:38.860 --> 00:11:39.980
خاطره ی شرکت در مهمونی ملکه ی مادر در قصر

00:11:39.980 --> 00:11:41.060
. در بچگیمون، خاطره ای بسیار ارزشمنده

00:11:44.220 --> 00:11:45.460
. خواهرها، معذب نباشین

00:11:46.100 --> 00:11:47.620
. هممون تو یک سن و سالیم

00:11:47.620 --> 00:11:49.060
. راحت باشین

00:11:49.940 --> 00:11:51.860
اگه برادر دوم و‌ خواهرها
 از چنین مهمونی هایی لذت میبرن

00:11:52.540 --> 00:11:54.620
. در آینده بیشتر برگزار میکنم

00:11:56.140 --> 00:11:56.740
! باشه، شاهدخت

00:11:57.260 --> 00:11:58.380
. قرار همین شد

00:11:58.380 --> 00:11:59.180
. من عاشق این رویدادهای سرزنده ام

00:11:59.700 --> 00:12:01.180
بعدا، بیشتر مهمونی بگیرین

00:12:01.180 --> 00:12:02.460
. و ما هم دعوت کنین

00:12:04.260 --> 00:12:04.980
، همونطور که شاهدخت گفت

00:12:05.620 --> 00:12:07.540
. همه یک خانواده ایم، راحت باشین

00:12:08.660 --> 00:12:09.620
راستی

00:12:09.620 --> 00:12:11.700
. شاهدخت، در نواختن گوچین خبره این

00:12:11.700 --> 00:12:14.100
نمیدونم امروز این شانس نصیبمون میشه که

00:12:14.100 --> 00:12:16.140
. به نوای موسیقیتون گوش بدیم

00:12:17.820 --> 00:12:19.020
پس من قطعه ای موسیقی میزنم

00:12:19.740 --> 00:12:20.980
. تا یخمون آب بشه

00:12:22.060 --> 00:12:24.700
. شما هم استعدادتون رو نشون بدین، خواهر ها

00:12:27.220 --> 00:12:27.860
زن برادر

00:12:28.620 --> 00:12:31.620
. حرفی هست که نمیدونم باید بگم یا نه

00:12:32.300 --> 00:12:33.980
. وو یان، راحت باش

00:12:33.980 --> 00:12:34.460
بگو

00:12:35.460 --> 00:12:39.420
. ارباب جوان لیو فنگ ژو استاد موسیقیه

00:12:39.420 --> 00:12:40.780
خیلی حیفه که

00:12:40.780 --> 00:12:42.740
ارباب جوان لیو رو به این دورهمی
 خوب برای تحسین موسیقی

00:12:43.340 --> 00:12:44.380
. دعوت نکنیم

00:12:45.740 --> 00:12:48.020
ارباب جوان لیو دوست برادر تیان

00:12:48.940 --> 00:12:49.900
. و استاد موسیقیه

00:12:50.580 --> 00:12:51.460
. من حواسم بهش نبود

00:12:52.780 --> 00:12:54.900
. ژو شا، برو ارباب جوان لیو رو دعوت کن

00:12:55.460 --> 00:12:55.940
چشم

00:13:26.260 --> 00:13:26.980
ارباب جوان سوم

00:13:29.180 --> 00:13:31.020
. دو ساعت تمرین کردین. یکم استراحت کنین

00:13:37.420 --> 00:13:39.300
یک کاسه شربت آلو بنوشین
. تا تشنگیتون رفع بشه

00:13:39.300 --> 00:13:39.980
. اتفاقا تشنه ام بود

00:13:41.100 --> 00:13:42.380
. شوئه ار، خیلی بافکری

00:13:43.460 --> 00:13:43.980
. شمشیرتون رو به من بدین

00:13:53.580 --> 00:13:54.220
مزه اش خوبه؟

00:13:55.460 --> 00:13:55.940
بله

00:13:57.740 --> 00:13:58.460
چرا نمیشینی؟

00:14:08.420 --> 00:14:09.100
به چی نگاه میکنی؟

00:14:09.740 --> 00:14:10.540
میشنوین؟

00:14:11.380 --> 00:14:13.220
صدای موسیقی از کجاست؟

00:14:13.220 --> 00:14:14.220
. خیلی خوش آواست

00:14:15.020 --> 00:14:18.620
صدای خنده هم میاد؟

00:14:19.780 --> 00:14:21.980
برادر اول، برادر دوم

00:14:21.980 --> 00:14:23.460
. و خواهرها دور هم جمع شدن

00:14:25.220 --> 00:14:27.340
اربابان جوان اول و دوم

00:14:27.340 --> 00:14:28.700
، و سه بانو اونجان

00:14:29.260 --> 00:14:31.940
شما چرا دعوت نشدین؟

00:14:31.940 --> 00:14:32.780
. دعوت شدم

00:14:33.500 --> 00:14:35.460
، برادر اول یکی رو فرستاد که دعوتم کنه

00:14:35.460 --> 00:14:36.380
. خودم رد کردم

00:14:36.380 --> 00:14:37.540
گرچه دور هم گوچین میزنن

00:14:37.540 --> 00:14:39.300
، و آواز میخونن

00:14:39.300 --> 00:14:40.140
. مراسم خشکیه

00:14:41.740 --> 00:14:43.420
، چون شاهدخت اونجاست
. یک عالم آداب باید رعایت کرد

00:14:43.420 --> 00:14:43.900
. نمیخوام برم

00:14:47.300 --> 00:14:49.020
. من دوست دارم ببینم چه خبره

00:14:50.580 --> 00:14:53.140
ارباب جوان سوم، میشه من رو اونجا ببرین؟

00:14:53.700 --> 00:14:55.620
. شوئه ار، جدی میگم

00:14:56.220 --> 00:14:57.100
. دورهمی خیلی حوصله سربره

00:14:57.660 --> 00:14:59.500
بچه که بودیم

00:14:59.500 --> 00:15:01.020
وقتی مادربزرگ خواست

00:15:01.020 --> 00:15:02.060
، به مهمونی ملکه ی مادر در قصر بره

00:15:02.700 --> 00:15:03.460
هم برادرهای اول و دوم

00:15:03.460 --> 00:15:04.700
، و هم خواهرها میخواستن که برن

00:15:04.700 --> 00:15:05.550
فقط من تو اتاقم قایم شدم
، و دلم نمی‌خواست که برم

00:15:05.550 --> 00:15:06.500
دیگه یک دورهمی کوچیک
. تو عمارت که مقابل اون هیچیه

00:15:06.500 --> 00:15:06.980
! واقعا میگم

00:15:11.900 --> 00:15:13.380
اونجا نمی برینم

00:15:14.340 --> 00:15:16.300
چون من یک دختر از طبقه ی پایینم

00:15:16.300 --> 00:15:18.700
و لایق شرکت در دورهمی
اربابان جوان و بانوها نیستم؟

00:15:20.980 --> 00:15:21.820
شوئه ار

00:15:22.980 --> 00:15:24.460
. اشتباه فهمیدی

00:15:25.460 --> 00:15:27.500
. باشه، اگه میخوای بری، باهات میرم

00:15:30.300 --> 00:15:30.820
واقعا؟

00:16:06.740 --> 00:16:08.260
چند تیکه از این قطعه موسیقی قدیمی

00:16:08.260 --> 00:16:09.100
به اسم «آرزوی ابدی» رو

00:16:09.700 --> 00:16:11.180
من و چیان شون

00:16:11.180 --> 00:16:13.340
وقتی واسه تفریح با گوچین
. و نی بامبو مینواختیم، دوباره تنظیم کردیم

00:16:14.740 --> 00:16:15.900
چطور شاهدخت این رو بلده؟

00:16:32.620 --> 00:16:35.820
اقتباسش از قطعه ی
« آرزوی ابدی »

00:16:35.820 --> 00:16:36.780
. خیلی خوبه

00:16:38.100 --> 00:16:40.380
اما نگاه برادر تیان به من

00:16:40.380 --> 00:16:41.460
. پر از شک و تردید بود

00:16:42.620 --> 00:16:44.260
منظورش چیه؟

00:16:50.780 --> 00:16:52.820
، تو بچگی که همراه مادربزرگ وارد قصر شدم

00:16:53.380 --> 00:16:54.860
. نوای گوچین شاهدخت رو شنیدم

00:16:55.820 --> 00:16:57.620
فکر کردم که فقط در نواختن
، گوچین کمی استعداد داره

00:16:58.580 --> 00:17:00.300
انتظار نداشتم که

00:17:00.300 --> 00:17:01.580
مهارت گوچین نوازیش در
. این سالها انقدر پیشرفت کرده باشه

00:17:04.020 --> 00:17:04.980
، اگه شاهدخت صادقانه به برادر اولم عشق بورزه

00:17:05.580 --> 00:17:08.340
هر چقدر هم که اون سرسخت باشه

00:17:09.140 --> 00:17:12.020
. بالاخره در گذشت زمان نرم میشه

00:17:13.260 --> 00:17:15.300
اقتباس شاهدخت از این قطعه ی موسیقی قدیمی

00:17:15.300 --> 00:17:16.380
. خیلی بدیع و منحصر به فرد بود

00:17:17.340 --> 00:17:19.380
چندین بار این قطعه رو

00:17:20.100 --> 00:17:21.780
، با کار موسیقدانان مشهور شنیدم

00:17:21.780 --> 00:17:24.060
اما این کار خیلی لطیف

00:17:24.060 --> 00:17:24.780
. و تازه به گوش میرسه

00:17:26.100 --> 00:17:28.020
. شاهدخت خیلی گناه داره

00:17:30.660 --> 00:17:32.150
جایی که تیکه ی سوم سلسله ی ژائو

00:17:32.150 --> 00:17:33.100
، با پایه ی الگوی ققنوس متوقف شد

00:17:34.020 --> 00:17:36.580
نوای زیتر سلسله ی شو رو
. نگه داشتم و دو سیم چسبیده رو کشیدم

00:17:37.780 --> 00:17:39.740
چون انگار هیچکس نتونسته
، معنای این قطعه رو برسونه

00:17:41.740 --> 00:17:44.860
امیدوارم که با نسیم بهاری
.‌ به کوهستان یان ران بره

00:17:48.820 --> 00:17:50.260
شاهدخت میخواد که
. عشقش رو به برادر اولم نشون بده

00:17:51.540 --> 00:17:54.460
. نمیدونم اون میفهمه یا نه

00:17:58.060 --> 00:17:58.980
اون واقعا

00:18:00.100 --> 00:18:03.860
فقط دوست صمیمی شاهدخته؟

00:18:32.500 --> 00:18:35.500
، شاهدخت قطعه ی«آرزوی ابدی» رو عالی مینوازه

00:18:36.540 --> 00:18:38.420
انگار که تک تک نت ها

00:18:38.420 --> 00:18:39.820
. بر قلبم میشینن

00:18:41.140 --> 00:18:42.180
یک شعر قدیمی میگه

00:18:43.860 --> 00:18:46.420
" . در آرزوی ابدیم، اون در چانگ آنه"

00:18:47.940 --> 00:18:50.540
". در شب پاییزی، جیرجیرک ها کنار برکه میخونن"

00:18:52.020 --> 00:18:55.180
"دانه های برف، حصیر بامبو رو خیس
. میکنن و سرما رو در وجودم میکارن"

00:18:56.540 --> 00:18:58.900
". نور فانوس ضعیفتر و حسرت من قویتر میشه"

00:19:00.260 --> 00:19:03.420
"پرده رو کنار زده و آه کشان
. به ماه درخشان نگاه میکنم"

00:19:04.940 --> 00:19:07.420
". عشق زیبایم در فاصله ای بسیار دوره"

00:19:08.980 --> 00:19:11.180
"بالای سرم، آسمانی پهناور"

00:19:12.460 --> 00:19:14.740
". و زیر پاهام، آبی مواجه"

00:19:16.660 --> 00:19:19.100
". مسیر این سفر طولانی پر از سختیه"

00:19:20.660 --> 00:19:23.420
"حتی روحم در خواب نمیتونه بر
. فراز این دژها و کوه ها پرواز کنه"

00:19:25.460 --> 00:19:30.260
". در آرزوی ابدیم. قلبم شکسته"

00:19:37.620 --> 00:19:38.100
بانو

00:19:38.900 --> 00:19:40.860
چیزی که در دستتونه، ظرفی تک از سلسله ی قبلیه

00:19:41.620 --> 00:19:43.460
. همونطور که قلب هر کسی در این جهان تکه

00:19:43.980 --> 00:19:45.700
، اگر قلبمون صدمه ببینه

00:19:45.700 --> 00:19:47.980
. دیگه لنگه اش تو دنیا پیدا نمیشه

00:20:00.660 --> 00:20:02.540
معمولا وقتی به عنوان
، ارباب جوان سیما بیرون میری

00:20:02.540 --> 00:20:04.660
به خانم های تو خطر کمک میکنی، مگه نه؟

00:20:04.660 --> 00:20:07.140
. نه، این اولین و آخرین باره

00:20:07.620 --> 00:20:09.340
. اگه جنگجوی خوبی نیستی، طبیب خوبی باش

00:20:10.180 --> 00:20:11.500
. این یک قانون اجدادی در خاندان سیماست

00:20:13.660 --> 00:20:15.460
خواهر سوم، چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟

00:20:16.780 --> 00:20:17.940
خواهر دوم، تو هم همینطور؟

00:20:22.460 --> 00:20:23.180
! نوشیدن بسه

00:20:24.140 --> 00:20:26.140
. این فنجون سومه

00:20:26.900 --> 00:20:28.020
. این مراسم شاهدخته

00:20:28.660 --> 00:20:30.020
. بی ادب نباش

00:20:30.620 --> 00:20:32.180
که چی؟

00:20:33.420 --> 00:20:36.260
. بار زیادی بر دوش هم شاهدخت و هم ماست

00:20:45.620 --> 00:20:46.620
خواهر دوم، تو هم یک فنجون میخوای؟

00:20:47.620 --> 00:20:48.820
، شراب اسمانتوس شیرینه

00:20:49.820 --> 00:20:51.380
. میتونه یکم تلخی دنیا رو کم کنه

00:21:03.940 --> 00:21:04.900
اینبار روی جدیدی از

00:21:04.900 --> 00:21:06.540
مهارت گوچین نوازی شاهدخت
. چینگ چنگ دیدیم

00:21:06.540 --> 00:21:07.980
خیلی غیر منتظره

00:21:07.980 --> 00:21:09.060
مهارت گوچین نوازی شاهدخت

00:21:09.060 --> 00:21:10.460
. این سال‌ها بسیار پیشرفت کرده

00:21:11.220 --> 00:21:12.300
تنظیم جدیدش هم خیلی خوب و هوشمندانه بود

00:21:12.820 --> 00:21:13.740
. و نوای این قطعه رو لطیف کرده

00:21:14.860 --> 00:21:17.940
در واقع، من از تنظیم این قطعه ی موسیقی

00:21:18.420 --> 00:21:19.180
. چیزی نمیدونم

00:21:19.980 --> 00:21:22.580
. فقط برام آشنا بود و ناخودآگاه زدمش

00:21:23.820 --> 00:21:26.260
در حقیقت، من و چیان شون

00:21:26.260 --> 00:21:29.180
جهت دست گرمی

00:21:29.820 --> 00:21:30.500
. این تنظیم رو اجرا کردیم

00:21:32.140 --> 00:21:34.260
شاهدخت، از کجا بلدینش؟

00:21:38.420 --> 00:21:39.180
که اینطور

00:21:40.020 --> 00:21:41.900
. بیخود نبود که برادر تیان به من نگاه کرد

00:21:44.860 --> 00:21:45.540
خب

00:21:46.100 --> 00:21:48.260
شاهدخت چینگ چنگ این قطعه رو بلده

00:21:48.260 --> 00:21:50.420
چون در دره ی پرستش ماه

00:21:50.420 --> 00:21:51.500
. من بهشون گفتم

00:21:52.260 --> 00:21:54.900
انتظار نداشتم که شاهدخت
. انقدر سریع یاد بگیرتش

00:21:54.900 --> 00:21:56.740
. همون یکبار که گفتم تو ذهنشون مونده

00:21:59.660 --> 00:22:01.220
، همونطور که فکر میکردم
هر چیزی که به هوا مان تیان مربوطه

00:22:01.740 --> 00:22:02.900
. تو ذهنم مونده

00:22:03.580 --> 00:22:05.660
. یکبار بهش گوش دادم اما تو ذهنم حک شده

00:22:07.380 --> 00:22:10.660
شاهدخت، برادر اولم و چیان شون

00:22:10.660 --> 00:22:11.500
این قطعه ی« آرزوی ابدی» رو
. خیلی خوب تنظیم کردن

00:22:12.260 --> 00:22:13.500
اما یادتونه که

00:22:13.500 --> 00:22:14.900
تو بچگی یک همکاری داشتیم؟

00:22:15.540 --> 00:22:16.900
بیاین امروز دوباره همکاری کنیم

00:22:17.540 --> 00:22:18.420
و واسشون اجرا کنیم، باشه؟

00:22:19.700 --> 00:22:21.900
اما چرا یادم نمیاد که

00:22:22.580 --> 00:22:24.020
همکاری کردیم؟

00:22:24.580 --> 00:22:25.700
. مهم نیست، خیلی ساده است

00:22:26.220 --> 00:22:27.460
. توضیح که بدم متوجه میشین

00:22:41.660 --> 00:22:42.980
صدای فلوتم رو دنبال کنین

00:22:43.780 --> 00:22:44.300
باشه؟

00:22:45.100 --> 00:22:46.900
. باشه، شروع کنیم

00:23:18.900 --> 00:23:19.780
چرا اینطوریه؟

00:23:20.620 --> 00:23:22.820
اجرای شاهدخت خیلی غیر حرفه ایه

00:23:23.660 --> 00:23:26.100
. که کاملا بر خلاف اجرای قبلیه

00:23:28.940 --> 00:23:30.460
نمیدونستم که هوا وو شی

00:23:30.460 --> 00:23:32.220
موسیقی ای رو که در بچگی با هم زدیم

00:23:32.740 --> 00:23:33.980
. خوب یادش مونده

00:23:35.980 --> 00:23:37.260
. خیلی احساساتی شدم

00:23:48.780 --> 00:23:51.220
. اجرای شاهدخت و برادر دوم عالی بود

00:23:51.780 --> 00:23:53.820
. با هماهنگی موسیقی نواختن

00:23:56.420 --> 00:23:58.380
. این بدترین همنوازی بود که تو عمرم شنیدم

00:23:58.380 --> 00:23:59.140
چیش خوب بود؟

00:24:00.460 --> 00:24:01.260
برادر سوم

00:24:02.140 --> 00:24:03.460
. و بانو بینگ اومدن

00:24:03.460 --> 00:24:05.260
. چون چی، صندلی بیار

00:24:05.260 --> 00:24:05.700
چشم

00:24:06.740 --> 00:24:10.060
. فی یانگ، درست حرف بزن

00:24:10.660 --> 00:24:12.740
. اینجوری دربارشون نگو

00:24:14.060 --> 00:24:15.940
. خواستم از شاهدخت تعریف کنم

00:24:15.940 --> 00:24:18.020
حرفم تعریف نبود؟

00:24:18.020 --> 00:24:18.780
اشتباه گفتم؟

00:24:22.380 --> 00:24:23.900
. برادر سوم، پرتقال بخور

00:24:24.740 --> 00:24:27.420
. بهتره کمتر حرف بزنی

00:24:47.980 --> 00:24:48.300
شاهدخت

00:24:51.220 --> 00:24:53.300
. برادر سومم همینجوری یک چیزی گفت

00:24:53.860 --> 00:24:54.460
. فقط خیلی شوخه

00:24:55.260 --> 00:24:57.100
. قصد توهین نداشت

00:24:58.140 --> 00:24:59.740
. لطفاً از دستش ناراحت نشین

00:25:00.500 --> 00:25:01.940
. برادر تیان، این حرف رو نزن

00:25:01.940 --> 00:25:04.300
من شخصیتش رو میشناسم

00:25:04.300 --> 00:25:05.140
. پس ناراحت نمیشم

00:25:11.380 --> 00:25:13.060
. خواهر چیان شون، عصبانی نشو

00:25:13.940 --> 00:25:15.020
. الان شاهدخت بیمار حساب میشه

00:25:15.820 --> 00:25:17.620
. هدف این دورهمی یادت نره

00:25:17.620 --> 00:25:20.380
. بیا، یک سیب بخور و آروم شو

00:25:22.260 --> 00:25:23.060
که چی؟

00:25:24.300 --> 00:25:25.500
. به نظرم نقش بازی میکنه

00:25:34.340 --> 00:25:36.500
میشه واستون یک قطعه موسیقی بزنم؟

00:25:36.500 --> 00:25:38.300
. بله، خوبه که وو یان اجرا کنه

00:25:38.300 --> 00:25:39.380
. گوچین نوازی اون عالیه

00:25:40.380 --> 00:25:42.060
، حالا که دوست دارین

00:25:42.060 --> 00:25:43.180
. یک اجرا نشون میدم

00:25:46.500 --> 00:25:47.460
. صدای گوچین کوتاهه

00:25:48.260 --> 00:25:49.260
ارباب جوان لیو

00:25:49.780 --> 00:25:52.300
میخواین با من بنوازین؟

00:25:56.660 --> 00:25:57.700
! چرا که نه

00:26:00.380 --> 00:26:04.780
پس بیاین«اظهار عشق» رو بزنیم، باشه؟

00:26:07.940 --> 00:26:08.460
بفرمایین

00:26:49.700 --> 00:26:50.500
شاهدخت چینگ چنگ

00:26:51.420 --> 00:26:54.060
، صدای گوچین و نی بامبو هست

00:26:54.700 --> 00:26:56.180
چطوره یک رقابت رقص هم
 داشته باشیم که بیشتر خوش بگذره؟

00:26:58.060 --> 00:26:58.580
خواهر چیان شون

00:27:03.980 --> 00:27:05.740
چیه، می‌ترسی؟

00:27:06.620 --> 00:27:07.820
میترسی که به من ببازی

00:27:08.100 --> 00:27:09.700
یا فکر میکنی در شأن هویتت نیست؟

00:27:11.140 --> 00:27:14.300
. گفتی میخوای با ما خوش بگذرونی

00:27:14.860 --> 00:27:15.860
الکی گفتی؟

00:27:17.020 --> 00:27:19.620
چیان شون، میخوای سر رقص با من رقابت کنی؟

00:27:20.220 --> 00:27:20.700
چطوری رقابت کنیم؟

00:27:21.380 --> 00:27:22.940
بیا طبق نوای موسیقی

00:27:23.100 --> 00:27:24.620
بانوی اول و ارباب جوان لیو برقصیم، خوبه؟

00:27:25.420 --> 00:27:28.980
. کسی که ظریفتر و دقیقتر برقصه، برنده است

00:27:29.140 --> 00:27:29.860
. اونها قاضین

00:27:32.380 --> 00:27:33.740
میخوای سر چی مسابقه بدی؟

00:27:34.540 --> 00:27:35.460
، اگه باختی

00:27:36.420 --> 00:27:38.020
دیگه از برادر تیان نخواه

00:27:38.020 --> 00:27:38.860
. که تو یادآوری خاطراتت کمکت کنه

00:27:44.500 --> 00:27:45.940
اگه تو باختی چی؟

00:27:45.940 --> 00:27:46.860
، اگه من باختم

00:27:47.700 --> 00:27:48.940
. من هم کمک میکنم که خاطراتت برگردن

00:27:50.020 --> 00:27:51.380
چون در هر حال

00:27:52.180 --> 00:27:53.540
برادر تیان و وو شی کل عمرشون هم

00:27:53.540 --> 00:27:55.340
بخوان این شکلی

00:27:55.940 --> 00:27:57.580
، کمکت کنن که خاطراتت برگردن فایده نداره

00:27:57.580 --> 00:27:59.980
. چه برسه فقط چند بار تلاش کنن

00:28:02.820 --> 00:28:05.940
. باشه، دوست دارم باهات رقابت کنم

00:28:06.140 --> 00:28:06.620
باشه

00:28:07.500 --> 00:28:09.860
. چیان شون، زیاده روی نکن

00:28:10.820 --> 00:28:12.700
. شاهدخت، بیخیال بشین

00:28:13.940 --> 00:28:15.460
. برادر تیان، فقط بازیه

00:28:16.060 --> 00:28:16.580
. مهم نیست

00:29:58.140 --> 00:30:01.380
خواهر دوم، جدا به شاهدخت
. و چیان شون حسودیم میشه

00:30:03.620 --> 00:30:04.420
به چی حسودیت میشه؟

00:30:04.980 --> 00:30:07.580
. حداقل میتونن با شجاعت سر عشقشون بجنگن

00:30:10.380 --> 00:30:11.820
...اما ما

00:30:12.420 --> 00:30:14.060
نه شاهدختی تحت حمایت امپراتور و ملکه ایم

00:30:15.180 --> 00:30:18.580
و نه چیان شونی که اونطوری
. وضعیت خانواده اش عوض شد

00:30:19.940 --> 00:30:22.460
حالا اون میتونه

00:30:23.540 --> 00:30:24.140
. برادر اولمون رو حمایت کنه

00:30:40.620 --> 00:30:42.540
نخست وزیر سیما میخواد

00:30:43.220 --> 00:30:44.900
جنگ چیان شون و شاهدخت

00:30:45.740 --> 00:30:47.580
. و گیر افتادن هوا مان تیان بینشون رو ببینه

00:30:48.340 --> 00:30:50.100
. اینکه فقط سر رقص مسابقه میدن جالب نیست

00:30:51.020 --> 00:30:52.300
. بذار آتیش رو بیشتر کنم

00:31:08.620 --> 00:31:09.540
شاهدخت-
شاهدخت-

00:31:12.620 --> 00:31:13.140
شاهدخت

00:31:16.140 --> 00:31:16.620
...چیان شون، تو

00:31:17.540 --> 00:31:19.220
. برادر تیان، من هلش ندادم

00:31:19.220 --> 00:31:20.260
. خودش افتاد

00:31:23.580 --> 00:31:24.140
خوبین؟

00:31:24.700 --> 00:31:26.580
... برادر تیان، پام

00:31:27.740 --> 00:31:28.300
چیان شون

00:31:29.660 --> 00:31:30.860
. واقعا من هلش ندادم

00:31:33.180 --> 00:31:34.820
. شاهدخت، بذار به اتاقتون ببرمتون

00:31:35.900 --> 00:31:36.380
! مراقب باش

00:31:38.380 --> 00:31:39.460
خواهر چیان شون-
برادر تیان-

00:31:42.180 --> 00:31:43.020
. چیان شون تقصیری نداره

00:31:43.700 --> 00:31:45.020
. خودم افتادم

00:31:46.020 --> 00:31:46.550
بیا

00:31:56.460 --> 00:31:57.180
. من هلش ندادم

00:32:03.940 --> 00:32:04.140
آروم

00:32:08.460 --> 00:32:09.620
. شاهدخت، پاتون رو بالا بیارین

00:32:12.820 --> 00:32:13.820
. آروم، خوبه

00:32:19.140 --> 00:32:19.980
.‌ ورم کرده

00:32:20.380 --> 00:32:21.900
. دایه سون، همین حالا طبیب سلطنتی خبر کن

00:32:22.100 --> 00:32:22.500
باشه

00:32:23.060 --> 00:32:23.500
. لازم نیست

00:32:25.620 --> 00:32:26.900
. فقط افتادم

00:32:26.900 --> 00:32:27.820
. چیزی نیست

00:32:28.900 --> 00:32:31.300
شاهدخت، شما یک بانوی بالا رتبه
. و نجیب زاده این

00:32:31.460 --> 00:32:32.580
. سریع یک طبیب سلطنتی خبر میکنم

00:32:33.380 --> 00:32:34.580
. لازم نیست، دایه سون

00:32:35.300 --> 00:32:37.860
. اینجوری کل افراد عمارت تو وحشت میافتن

00:32:38.380 --> 00:32:39.260
. لازم نیست

00:32:39.940 --> 00:32:42.980
شنیدم که شی چیان شون

00:32:42.980 --> 00:32:43.780
. جلوی همه هلتون داده

00:32:44.460 --> 00:32:46.180
. جدی زیاده روی کرده

00:32:47.620 --> 00:32:50.500
. دایه سون، چیان شون هلم نداد

00:32:51.540 --> 00:32:54.260
. برادر تیان، چیان شون هلم نداد

00:32:57.260 --> 00:32:58.140
. ممنون، شاهدخت

00:32:58.500 --> 00:33:01.580
ممنون که همیشه سعی میکنین

00:33:02.380 --> 00:33:03.300
. من تو مشکل نیافتم

00:33:04.820 --> 00:33:05.780
برادر تیان

00:33:05.780 --> 00:33:07.460
. نیازی به این حرف ها نیست

00:33:08.900 --> 00:33:09.420
راستی

00:33:09.940 --> 00:33:13.220
به نظرم باید به دیدن
، خواهر های دوم و سوم بری

00:33:13.860 --> 00:33:15.020
. انگار یک چیزی نگرانشون کرده

00:33:16.740 --> 00:33:18.380
. ممنونم که نگرانشونین

00:33:19.620 --> 00:33:20.340
من هم فهمیدم

00:33:20.860 --> 00:33:23.260
. که امروز خیلی نوشیدن

00:33:24.340 --> 00:33:26.980
، اگه مشکلی براشون پیش اومده

00:33:27.700 --> 00:33:28.700
. می‌خوام که کمکشون کنم

00:33:30.700 --> 00:33:31.740
مشکل خواهر سوم

00:33:31.740 --> 00:33:33.260
. احتمالا به سیما چینگ فنگ مربوطه

00:33:33.900 --> 00:33:34.540
. میرم باهاش حرف میزنم

00:33:35.140 --> 00:33:37.580
. خواهر دوم خیلی توداره

00:33:37.580 --> 00:33:39.700
. بپرسم هم چیزی نمیگه

00:33:40.660 --> 00:33:41.420
. مهم نیست

00:33:41.540 --> 00:33:42.860
. برادر دوم خوب بلده از مردم حرف بکشه

00:33:43.100 --> 00:33:44.380
. میگم اون باهاش حرف بزنه

00:33:48.220 --> 00:33:50.100
. برادر تیان، متأسفم

00:33:51.260 --> 00:33:53.420
یک عالم تلاش کردی که
 یک مهمونی خوب راه بندازی

00:33:54.220 --> 00:33:55.700
، تا بلکه خاطرات من برگردن

00:33:56.620 --> 00:33:58.580
. اما چیزی یادم نمیاد

00:33:59.740 --> 00:34:00.260
. مهم نیست

00:34:01.340 --> 00:34:02.180
. به خودتون فشار نیارین

00:34:03.340 --> 00:34:04.820
. نگران حافظه اتون نباشین

00:34:05.580 --> 00:34:06.940
با برادر دوم مشورت میکنم

00:34:06.940 --> 00:34:07.740
. تا یک راه دیگه پیدا کنیم

00:34:14.420 --> 00:34:16.380
. خواهر چیان شون، عصبانی نباش

00:34:16.980 --> 00:34:18.180
. همین الان برادر اول پیشم اومد

00:34:18.740 --> 00:34:21.660
گفت شاهدخت گفته که خودش افتاده

00:34:21.660 --> 00:34:22.340
. و تقصیر تو نیست

00:34:23.940 --> 00:34:25.020
. من واقعا کاری نکردم

00:34:26.180 --> 00:34:27.820
اما چرا برادر تیان

00:34:27.820 --> 00:34:28.740
به جای حرف من

00:34:29.580 --> 00:34:30.980
فقط حرف شاهدخت رو باور می‌کنه؟

00:34:32.580 --> 00:34:33.980
. همه چیز یکدفعه ای شد

00:34:33.980 --> 00:34:35.860
به نظر من هم

00:34:36.700 --> 00:34:38.060
. به نظر میومد که خودت شاهدخت رو هل دادی

00:34:40.460 --> 00:34:41.580
. ناراحت نباش

00:34:42.300 --> 00:34:44.060
. حالا که همه چیز مشخص شده

00:34:45.340 --> 00:34:46.660
. هوا وو شی، تو نمی‌فهمی

00:34:47.980 --> 00:34:49.540
فقط به خاطر این ناراحت نیستم

00:34:50.900 --> 00:34:51.820
بلکه حس میکنم

00:34:53.140 --> 00:34:54.380
برادر تیان هر روز

00:34:55.620 --> 00:34:56.940
داره از من دورتر

00:34:58.340 --> 00:35:00.260
. و به چینگ چنگ نزدیک و نزدیک تر میشه

00:35:02.860 --> 00:35:03.660
. زیادی بهش فکر نکن

00:35:04.820 --> 00:35:05.660
برادر اولم

00:35:06.980 --> 00:35:08.300
فقط میخواد که به شاهدخت
. تو یادآوری خاطراتش کمک کنه

00:35:17.100 --> 00:35:18.500
همش فکر میکنم

00:35:19.420 --> 00:35:21.380
نکنه تصمیمم اشتباه بود؟

00:35:22.420 --> 00:35:24.180
، همیشه از چیزی واهمه نداشتم

00:35:25.060 --> 00:35:26.260
. اما الان دارم میترسم

00:35:27.540 --> 00:35:29.140
، برادر تیان میدونه که درباره ام اشتباه کرد

00:35:30.180 --> 00:35:31.740
اما چرا نمیاد شخصا باهام حرف بزنه؟

00:35:33.100 --> 00:35:34.540
اصلا به من اهمیت نمیده؟

00:35:37.260 --> 00:35:39.660
نه، چون کار داره

00:35:40.300 --> 00:35:41.260
. گفت من بیام باهات حرف بزنم

00:35:42.100 --> 00:35:42.660
به نظرش

00:35:42.660 --> 00:35:44.820
امروز خواهر های دوم
، و سوم ناراحت به نظر میومدن

00:35:44.820 --> 00:35:45.940
واسه همین به دیدن خواهر سوم رفت

00:35:46.620 --> 00:35:47.660
. و گفت که من با خواهر دوم حرف بزنم

00:35:59.740 --> 00:36:02.020
. بانو، خیلی نوشیدین

00:36:02.340 --> 00:36:04.020
. یکم چای عسل بنوشین تا اثر شراب کم بشه

00:36:17.820 --> 00:36:19.700
. بانو، ارباب جوان اول به دیدنتون اومده

00:36:24.060 --> 00:36:25.620
برادر اول، چرا اینجایی؟

00:36:26.900 --> 00:36:27.900
. خب، پا نشو

00:36:27.900 --> 00:36:28.500
. بیا بشینیم و حرف بزنیم

00:36:29.620 --> 00:36:30.580
. شما میتونین برین

00:36:30.580 --> 00:36:31.100
چشم

00:36:34.380 --> 00:36:36.740
میخوای درباره ی چی حرف بزنیم؟

00:36:36.740 --> 00:36:38.620
خواهر سوم، فهمیدم

00:36:39.700 --> 00:36:40.820
. که تو دورهمی خیلی شراب نوشیدی

00:36:41.460 --> 00:36:42.420
چیزی نگرانت کرده؟

00:36:44.980 --> 00:36:46.300
. نه، چیزی نیست

00:36:47.100 --> 00:36:48.700
. مزه ی شراب اسمانتوس خوب بود

00:36:49.500 --> 00:36:51.780
. ازش خوشم اومد واسه همین زیاد نوشیدم

00:36:52.820 --> 00:36:54.820
. البته انتظار نداشتم که تأثیرش انقدر قوی باشه

00:36:56.180 --> 00:36:58.620
. امیدوارم همینطوری زیاد نوشیده باشی

00:37:01.020 --> 00:37:02.220
. باید یک چیزی بهت بگم

00:37:02.980 --> 00:37:05.540
، اگه مشکلت به سیما چینگ فنگ مربوطه

00:37:05.540 --> 00:37:07.660
. بهتره احساساتت رو کنترل کنی

00:37:08.540 --> 00:37:09.580
تو میدونی

00:37:09.580 --> 00:37:12.060
که رابطه ی
 خاندان های هوا و سیما حسابی شکرآبه

00:37:12.060 --> 00:37:12.780
. و حل شدنی هم نیست

00:37:13.820 --> 00:37:16.740
همینطور سیما چینگ فنگ

00:37:16.740 --> 00:37:17.540
مرد خوبی

00:37:17.540 --> 00:37:18.820
. برای ازدواج نیست

00:37:19.620 --> 00:37:23.820
برادر اول، مشکل من
‌ . به سیما چینگ فنگ ربطی نداره

00:37:24.620 --> 00:37:25.500
. از اون حرف نزن

00:37:26.220 --> 00:37:27.900
. پس خوبه

00:37:29.300 --> 00:37:30.660
. تو خواهر عزیزمی

00:37:31.740 --> 00:37:32.900
. ببخشید که خیلی حرف زدم

00:37:33.820 --> 00:37:35.820
. فقط نمیخوام ببینم که آسیب میبینی

00:37:36.780 --> 00:37:37.740
باشه، برادر اول

00:37:38.980 --> 00:37:39.860
. دیگه حرف بسه

00:37:40.620 --> 00:37:42.980
، اگه واقعا عاشق کسی بشم

00:37:43.820 --> 00:37:45.460
. هیچکس نمیتونه جلوی ازدواجم رو باهاش بگیره

00:37:47.180 --> 00:37:50.540
...برادر اول، تو

00:37:50.540 --> 00:37:51.340
. بین شاهدخت و چیان شون گیر افتادی

00:37:52.380 --> 00:37:54.140
خودت روی احساساتت کنترل داری؟

00:37:55.140 --> 00:37:55.500
...خب

00:37:57.580 --> 00:38:00.980
چون خود من نمیتونم احساساتم رو
، کنترل کنم و بین اونها گیر افتادم

00:38:00.980 --> 00:38:02.660
نمیخوام ببینم که تویی که خواهر عزیزمی

00:38:02.660 --> 00:38:03.860
. همین راه اشتباه رو میری

00:38:03.860 --> 00:38:04.460
تازه

00:38:04.580 --> 00:38:05.460
چیان شون و شاهدخت

00:38:05.580 --> 00:38:08.660
، مهربون و صادقن

00:38:08.660 --> 00:38:09.260
اما سیما چینگ فنگ

00:38:09.260 --> 00:38:11.260
. موذی و بی بند و باره

00:38:14.300 --> 00:38:15.300
خب، برادر اول

00:38:16.020 --> 00:38:18.100
. فهمیدم منظورت چیه

00:38:19.420 --> 00:38:21.700
تحملم مقابل شراب کمه

00:38:22.300 --> 00:38:23.900
. و الان جدی مستم

00:38:23.900 --> 00:38:24.380
باشه

00:38:25.220 --> 00:38:29.020
. پس من میرم

00:38:29.020 --> 00:38:30.180
. زودتر بخواب

00:38:30.180 --> 00:38:31.580
. یک روز دیگه میام دیدنت

00:38:31.580 --> 00:38:32.580
چیزی که گفتم

00:38:32.620 --> 00:38:33.900
. یادت بمونه

00:38:54.500 --> 00:38:55.020
هان شیو

00:38:57.460 --> 00:38:59.340
برادر دوم، از این طرف ها؟

00:39:02.340 --> 00:39:02.820
بشین

00:39:02.820 --> 00:39:03.340
باشه

00:39:07.020 --> 00:39:08.420
تو دورهمی امروز

00:39:08.420 --> 00:39:09.780
. دیدم که ناراحتی

00:39:10.340 --> 00:39:11.820
، هم من و هم برادر اول خیلی نگرانت شدیم

00:39:11.820 --> 00:39:12.900
. پس من اومدم ببینمت

00:39:13.420 --> 00:39:15.420
چیزی نگرانت کرده؟

00:39:15.980 --> 00:39:16.620
! بهم بگو

00:39:18.860 --> 00:39:20.260
. ببخشید که تو و برادر اول رو نگران کردم

00:39:21.140 --> 00:39:22.420
. چیزی نگرانم نکرده

00:39:24.700 --> 00:39:25.740
واقعا؟

00:39:26.580 --> 00:39:28.100
، کم پیش میاد که شراب بنوشی

00:39:28.100 --> 00:39:29.020
. اما امروز خیلی نوشیدی

00:39:31.580 --> 00:39:33.940
خواهر سوم گفت که
شراب اسمانتوس خوشمزه است

00:39:33.940 --> 00:39:34.660
، و من هم باید امتحان کنم

00:39:35.740 --> 00:39:36.700
. واسه همین یکم نوشیدم

00:39:38.580 --> 00:39:40.900
خواهر دوم، فرقی نداره تو چه مشکلی هستی

00:39:41.580 --> 00:39:43.460
. میتونی با من و برادر اول حرف بزنی

00:39:44.100 --> 00:39:45.260
. ما حتما کمکت میکنیم

00:39:45.940 --> 00:39:46.580
. بهمون اعتماد کن

00:39:47.980 --> 00:39:48.820
. ممنونم، برادر دوم

00:39:49.780 --> 00:39:52.060
تو این عمارت با این همه
 باغ و دیوارهای بلندش

00:39:52.060 --> 00:39:54.380
. در امنیت و راحتیم و چیزی اذیتم نمیکنه

00:39:55.300 --> 00:39:57.380
حتی اگه جدا

00:39:57.900 --> 00:39:58.580
، افسرده بشم

00:39:58.580 --> 00:40:00.620
. به خاطر حساسیت زیاد خودمه

00:40:02.820 --> 00:40:05.300
. حالا که اینطور گفتی، خیالم راحت شد

00:40:05.820 --> 00:40:06.420
اما یادت باشه

00:40:07.340 --> 00:40:09.820
، هر مشکلی که داشتی
. میتونی بیای پیش من

00:40:09.820 --> 00:40:10.340
فهمیدی؟

00:40:13.180 --> 00:40:14.820
. خیلی خب، دیگه حرفی نیست

00:40:15.500 --> 00:40:15.980
. پس من میرم

00:40:42.420 --> 00:40:44.260
برادر اول، یک راهی

00:40:44.260 --> 00:40:45.580
، واسه برگردوندن خاطرات شاهدخت تو ذهنمه

00:40:49.220 --> 00:40:51.340
. اما نمیدونم فایده می‌کنه یا نه

00:40:51.900 --> 00:40:52.420
! زود بگو

00:40:52.980 --> 00:40:53.860
وقتی شاهدخت از صخره افتاد

00:40:53.860 --> 00:40:55.180
، آسیب دید و حافظه اش رو از دست داد

00:40:55.700 --> 00:40:56.420
پس فکر میکنم

00:40:56.980 --> 00:40:59.260
اگه بتونیم صحنه ی افتادنش
، از صخره رو بازسازی کنیم

00:40:59.260 --> 00:41:00.740
. ممکنه کمک کنه که چیزی یادش بیاد

00:41:02.380 --> 00:41:04.180
. نه، خیلی خطرناکه

00:41:04.900 --> 00:41:05.740
. باید راه دیگه ای پیدا کنیم

00:41:06.540 --> 00:41:08.100
. به نظرم عملیه

00:41:09.100 --> 00:41:09.980
. من میخوام امتحانش کنم

00:41:10.900 --> 00:41:13.780
شاهدخت، قول برگردوندن خاطراتتون

00:41:13.780 --> 00:41:14.940
. به شرط حفظ امنیتتونه

00:41:16.100 --> 00:41:17.900
. نمیتونم بذارم دوباره چنین خطری بکنین

00:41:19.020 --> 00:41:20.180
حتی اگه خیلی خطرناک

00:41:20.940 --> 00:41:23.180
، و احتمال موفقیت خیلی کم باشه

00:41:23.180 --> 00:41:24.820
میخوام امتحانش کنم

00:41:24.820 --> 00:41:25.860
. تا خاطراتم رو برگردونم

00:41:27.300 --> 00:41:29.340
امیدوارم که تو

00:41:29.980 --> 00:41:31.820
، وو شی و چیان شون

00:41:32.460 --> 00:41:33.300
. کمکم کنین

00:41:36.460 --> 00:41:38.420
راه حل های قبلی

00:41:38.420 --> 00:41:40.020
اصلا به چینگ چنگ کمک نکردن

00:41:40.980 --> 00:41:42.740
. چون تماما به خاطرات من مربوط میشدن

00:41:43.580 --> 00:41:44.940
. اونها خاطرات منن

00:41:46.380 --> 00:41:47.820
! اما این یکی فرق داره

00:41:48.980 --> 00:41:51.180
یعنی درسته که بذارم
 چینگ چنگ خاطراتش رو برگردونه؟

00:41:52.060 --> 00:41:53.460
درسته که بذارم به یاد بیاره

00:41:54.300 --> 00:41:57.180
که اون عشق هوا مان تیانه؟

00:42:00.900 --> 00:42:01.340
چیان شون؟

00:42:02.380 --> 00:42:03.020
به چی فکر میکنی؟

00:42:03.940 --> 00:42:05.940
نظرت درباره ی پیشنهاد وو شی چیه؟

00:42:05.940 --> 00:42:07.180
. به نظرم خیلی خطرناکه

00:42:08.180 --> 00:42:08.660
...من

00:42:11.340 --> 00:42:11.820
چیان شون

00:42:12.900 --> 00:42:15.020
. واقعا میخوام خاطراتم رو پیدا کنم

00:42:15.820 --> 00:42:18.300
. امیدوارم که کمکم کنی و ازم حمایت کنی

00:42:20.780 --> 00:42:21.860
. این مشکل خودته

00:42:22.540 --> 00:42:23.580
. به خودت بستگی داره

00:42:24.220 --> 00:42:24.860
چرا از من میپرسی؟

00:42:30.000 --> 00:43:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:00.000 --> 00:45:00.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.