﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 10</i>

00:01:46.340 --> 00:01:48.350
شاهزاده خانم میخواید برید
پیش ملکه التماس بخشش کنین ؟

00:01:48.350 --> 00:01:52.980
نیازی نیست ... ملکه دستور دادن
امروز هیچکس به دیدن ایشون نره

00:01:52.980 --> 00:01:54.080
چرا ؟

00:01:54.080 --> 00:01:58.070
نواده ی سلطنتی چین به دردسر افتاده
شما نگران هستین شاهزاده خانم

00:01:58.070 --> 00:02:00.720
نگرانی تمام چهره اتون رو گرفته ... همه این رو میدونن

00:02:00.720 --> 00:02:04.060
حتی اگه مادر حاضر نباشه من رو ببینه
من هنوزم باید یی رن رو نجات بدم

00:02:04.060 --> 00:02:07.310
... به مادرم بگو اگه حاضر نشن ولش کنن

00:02:07.310 --> 00:02:11.260
خواهند دید که شاهزاده خانمِ ژائو موقع
مرگ ، در زمین اعدام به اون ملحق میشه

00:02:11.260 --> 00:02:14.650
اینکه مردم اون موقع چی میگن برام مهم نیست

00:02:14.650 --> 00:02:16.250
شاهزاده خانم

00:02:21.130 --> 00:02:26.510
شما همیشه آروم و خاطرجمع بودین اما ایده ای برای
اینکه چطوری نواده ی سلطنتی رو نجات بدین ندارید

00:02:26.510 --> 00:02:27.910
تو راهی داری ؟

00:02:27.910 --> 00:02:30.110
حل معمای این موضوع تو دست یه نفره

00:02:30.110 --> 00:02:33.100
داری درباره ی ... مارکیز شو حرف میزنی ؟

00:02:33.100 --> 00:02:35.770
... مارکیز شو جرات کرد ملکه رو تهدید کنه

00:02:35.770 --> 00:02:38.540
و چند بار سعی کرد به نواده سلطنتی چین صدمه بزنه

00:02:38.540 --> 00:02:40.590
ما باید از شرش خلاص بشیم

00:02:40.590 --> 00:02:44.790
اگه بخوای به مارکیز شو نزدیک
بشی شاید اینقدرهام راحت نباشه

00:02:44.790 --> 00:02:48.060
من به کمک شما نیاز دارم شاهزاده خانم

00:02:51.720 --> 00:02:56.500
من شاهزاده خانم اصیل ژائو هستم ... نصیحت لازم ندارم

00:02:56.500 --> 00:03:02.530
نگهبانا ... این بانوی ملازمِ گستاخ رو
ببرید و 20 ضربه چوب بهش بزنین

00:03:07.390 --> 00:03:09.800
1

00:03:09.800 --> 00:03:13.380
2 ... 3

00:03:13.380 --> 00:03:16.380
4 -
چرا اونا دارن اینقدر بد کتکش میزنن ؟ -

00:03:16.380 --> 00:03:20.620
اون به وضوح دستور ملکه بود ... دوشیزه
هائولان فقط داشت از دستورات اطاعت میکرد

00:03:20.620 --> 00:03:23.940
اون کار اشتباهی نکرد -
... شاهزاده خانم ، سلطنتی به دنیا اومده -

00:03:23.940 --> 00:03:26.620
و تمام زندگیش تو ناز و نعمت بزرگ
شده ... کی جرات میکنه عصبانیش کنه ؟

00:03:26.620 --> 00:03:29.650
این فقط از بدشانسی اشه

00:03:29.650 --> 00:03:31.810
10

00:03:32.360 --> 00:03:34.210
11

00:03:35.100 --> 00:03:37.430
12

00:03:37.430 --> 00:03:39.550
13

00:03:39.550 --> 00:03:41.670
14

00:03:42.560 --> 00:03:48.480
15 -
خزانه دار لو ... این لیست خریدای -
 این ماهه تا بررسیش کنید

00:03:48.480 --> 00:03:50.490
17

00:03:51.210 --> 00:03:53.610
خزانه دار لو -
18 -

00:03:54.310 --> 00:03:56.640
19

00:03:57.310 --> 00:03:58.910
20

00:03:58.910 --> 00:04:01.910
خزانه دار لو ... کجا دارید میرید ؟

00:04:06.760 --> 00:04:09.880
پس فقط یه راه وجود داره -
چه راهی ؟ -

00:04:09.880 --> 00:04:13.330
طعم داروشون رو به خودشون بچشونیم

00:04:13.330 --> 00:04:15.170
هیچ جا

00:04:24.650 --> 00:04:26.160
خواهر هائولان

00:04:28.000 --> 00:04:29.980
مارکیز شو ؟

00:04:30.550 --> 00:04:34.380
هی ... بلند نشو ... زود باش دراز بکش

00:04:34.380 --> 00:04:36.470
چرا اومدین اینجا ؟

00:04:37.210 --> 00:04:40.590
قبلا حالت خوب بود ... چرا
یه دفعه اینجوری کتک خوردی ؟

00:04:40.590 --> 00:04:43.310
آه یو ... برو برام یه پیاله آبگوشت بریز

00:04:43.310 --> 00:04:44.910
اطاعت

00:04:47.970 --> 00:04:50.910
اینا فقط زخمای جزئی هستن ... جای نگرانی نیست

00:04:50.910 --> 00:04:55.050
بیست ضربه ؟ حتی مردا هم نمیتونن تحملش کنن

00:04:55.050 --> 00:04:58.360
این شاهزاده خانم یا واقعا خیلی بی مرامه

00:04:58.360 --> 00:05:01.690
اون حتی جرات میکنه یه بانوی ملازم
که مورد علاقه ی ملکه ست نادیده بگیره

00:05:01.690 --> 00:05:05.410
من خودم رو زیادی دست بالا گرفتم
و شاهزاده خانم رو ناراحت کردم

00:05:05.410 --> 00:05:08.850
بچه ی احمق ... اون چه جور آدمیه ؟

00:05:08.850 --> 00:05:10.620
خودت نمیتونی متوجه بشی ؟

00:05:10.620 --> 00:05:14.380
از وقتی وارد قصر شدم ملکه خیلی بهم لطف و توجه نشون دادن

00:05:14.380 --> 00:05:17.170
تو در اصل میتونستی یه صیغه ی مورد علاقه باشی

00:05:17.170 --> 00:05:22.320
اما حالا به لطف دیگران تبدیل به یه
خدمتکار شدی ... این چه لطف و توجه بالائیه ؟

00:05:22.320 --> 00:05:25.180
تو به وضوح بهش وفاداری و در
همه کاری بهترین تلاشت رو میکنی

00:05:25.180 --> 00:05:29.980
اما اون اجازه داد شاهزاده خانم اینطوری
کتکت بزنه ... این چه لطف و توجه بالائیه ؟

00:05:29.980 --> 00:05:35.870
هائولان ... اون اینطوری باهات رفتار
میکنه ... واقعا ازش نرنجیدی ؟

00:05:35.920 --> 00:05:39.970
مارکیز شو ... من هیچوقت همچین فکرایی نکردم

00:05:39.970 --> 00:05:42.420
لطفا عجولانه فکر نکنین

00:05:46.890 --> 00:05:52.010
همچین دستای کوچیک و ظریفی داری اما
مجبوری به عنوان یه خدمتکار کار کنی

00:05:52.010 --> 00:05:56.070
این واقعا قلب آدم رو به درد میاره

00:06:15.630 --> 00:06:20.350
امیدوارم این چوب خوردن کاملا از خواب بیدارت کرده باشه

00:06:20.350 --> 00:06:24.270
بعضی آدما ارزش احترامت رو ندارن

00:06:24.270 --> 00:06:25.750
مارکیز شو

00:06:25.750 --> 00:06:28.520
بسیار خوب ... فقط خوب استراحت کن

00:06:28.520 --> 00:06:32.660
وقتی خوب به مسائل فکر کردی ، بیا سراغم

00:06:45.360 --> 00:06:49.880
نخست وزیر -
نواده ی سلطنتی قراره اعدام بشه -

00:06:49.880 --> 00:06:53.280
حتی جلوی شاهزاده خانم که سعی داشت
براش التماس بخشش کنه گرفته شد

00:06:53.280 --> 00:06:56.310
میترسم این مسئله احتمالا قابل حل شدن نباشه

00:06:56.310 --> 00:06:58.850
امپراتور نباید به اون زن اعتماد میکرد

00:06:58.850 --> 00:07:03.590
به خاطر نواده ی سلطنتی ، امپراتور چین افرادش
رو 10مایل عقب کشید ... این ارزشش رو ثابت میکنه

00:07:03.590 --> 00:07:05.630
اما امپراتور میخواد به خاطر یه لحظه عصبانیت اون رو بکشه

00:07:05.630 --> 00:07:08.400
میترسم مشکلاتمون تمومی نداشته باشه

00:07:10.260 --> 00:07:13.220
خزانه دار لو ... تو اصلا نگران و دلواپس نیستی ؟

00:07:13.220 --> 00:07:16.020
من در حال حاضر دارم آماده میشم تا امپراتور رو قانع کنم

00:07:16.020 --> 00:07:17.460
متقاعدش کنی ؟

00:07:17.460 --> 00:07:19.490
... میخوام به امپراتور پیشنهاد بدم

00:07:19.490 --> 00:07:22.570
تا اجازه بده ژنرال تازه تصویب
شده " ژوان وو " برای دولت کار کنه

00:07:22.570 --> 00:07:26.940
داری از پسر مارکیز شو حرف میزنی ؟ -
بله -

00:07:26.940 --> 00:07:29.680
اون فقط یه بچه ست که تازه از بغل مادرش اومده پایین

00:07:29.680 --> 00:07:33.290
وقتی مقام فرمانده بودنش فرمالیته ست
چه فایده ای داره بفرستیمش میدون جنگ ؟

00:07:33.410 --> 00:07:37.530
با توجه به استراتژی های نظامی ، یه
حمله ی روانی بهترین نتیجه رو داره

00:07:37.530 --> 00:07:41.440
ژائو و چین در حال جنگ هستن ... مارکی
چین رو ول کرد تا به ژائو بیاد

00:07:41.440 --> 00:07:44.690
اینکه بذاریم بره با دشمن رو به رو بشه
... قطعا جزو آرزوهای خودش نیست

00:07:44.690 --> 00:07:47.420
اما جون نواده ی سلطنتی رو نجات میده

00:07:47.420 --> 00:07:51.060
این ... چطوری نجاتش میده ؟

00:07:51.950 --> 00:07:56.070
نخست وزیر بهم اعتماد کنین ... دیگه سوال نپرسین

00:07:56.070 --> 00:08:01.400
برای اینکه این کار نتیجه بده یه مقام پایین
رتبه مثل من کاری از دستش برنمیاد

00:08:01.400 --> 00:08:05.120
نیاز داره شما مهر تایید بهش بزنین

00:08:27.060 --> 00:08:30.560
لی هائولان ... تو خیلی محتاط هستی

00:08:30.560 --> 00:08:34.940
مهم نیست دست ملکه چقدر دراز
باشه ... دستش به من نمیرسه

00:08:34.940 --> 00:08:39.930
اما تو امروز اومدی سراغم ... به
نظر میاد خوب فکرهات رو کردی

00:08:39.930 --> 00:08:44.180
من نمیفهمم چه فایده ای براتون دارم

00:08:44.180 --> 00:08:46.820
اگه بادی نباشه موجی هم به وجود نمیاد
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

00:08:46.820 --> 00:08:52.180
من به راحتی میتونم مقام ملکه رو متزلزل
کنم اما نمیتونم از مرگش مطمئن باشم

00:08:52.180 --> 00:08:54.860
... اما ... اگه تو رو داشته باشم

00:08:54.860 --> 00:08:59.700
تویی که بانوی ملازم شماره یک قصر
ملکه هستی ، اونوقت همه چی فرق میکنه

00:08:59.700 --> 00:09:01.500
الان ازم میخواید چیکار کنم ؟

00:09:01.500 --> 00:09:06.360
امپراتور به زودی خواهد فهمید
که ملکه یه معشوق مخفی داره

00:09:06.360 --> 00:09:07.970
این کاملا مزخرفه

00:09:07.970 --> 00:09:12.460
حتی اگه همچین کسی وجود نداشته باشه من
یه دونه بی نقصش رو واسه اش پیدا میکنم

00:09:13.080 --> 00:09:16.840
در مورد تو ... قبل از اینکه امپراتور
... این موضوع رو بررسی کنه

00:09:16.840 --> 00:09:20.560
سکوتت کمک بزرگی بهم میکنه

00:09:20.560 --> 00:09:23.300
شما واقعا اینقدر ازش متنفرین ؟

00:09:27.060 --> 00:09:30.680
اون سال ، اون من رو به وضع وخیمی کشوند

00:09:30.680 --> 00:09:33.260
حتی یه ذره شانس زنده موندن برام باقی نذاشت

00:09:33.820 --> 00:09:35.700
... اون جور درد کشیدن

00:09:36.720 --> 00:09:38.840
هیچ کلمه ای برای توصیفش وجود نداره

00:09:38.840 --> 00:09:41.130
تا زمان مرگت هم فراموشش نمیکنی

00:09:43.660 --> 00:09:50.140
اما تو ... حاضری مورچه ای باشی که همراه
اون دفن میشه یا میخوای یه ققنوس باشی ؟

00:09:51.300 --> 00:09:52.520
... من

00:09:52.520 --> 00:09:56.200
قبل از اینکه این موضوع تموم بشه
کمکت میکنم مقامت بالا بره

00:09:56.200 --> 00:09:59.340
دیگه لازم نیست یه خدمتکار باشی

00:09:59.940 --> 00:10:04.050
... این یه فرصت نادره ... حتی اگه تو این رو نخوای

00:10:04.050 --> 00:10:05.900
دیگران این رو میخوان

00:10:05.900 --> 00:10:10.490
چی میشه اگه من از دستورات شما
اطاعت کنم اما شما زیر حرفاتون بزنید ؟

00:10:10.490 --> 00:10:12.560
من آدمی هستم که نشه به حرفاش اعتماد کرد ؟

00:10:12.560 --> 00:10:16.530
حرفای شفاهی رو نمیشه مدرک در نظر گرفت
چطور ازم انتظار دارین بهتون اعتماد کنم ؟

00:10:16.530 --> 00:10:20.040
چه مدرکی لازم داری ؟ -
من یه قول ساده میخوام -

00:10:20.040 --> 00:10:22.590
اگه من کاری که ازم خواستین انجام
... بدم و شما بهم خیانت کنین

00:10:22.590 --> 00:10:26.330
من در مقابل امپراتور از اون مدرک استفاده میکنم

00:10:27.110 --> 00:10:30.980
لی هائولان ... من رو احمق فرض کردی ؟

00:10:30.980 --> 00:10:34.680
ممکنه ملکه تو رو فرستاده باشه
اینجا تا عمدا به حرفام گوش بدی ؟

00:10:34.680 --> 00:10:38.570
در اصل هیچ مدرکی نیاز نیست
یه وسیله هم کفایت میکنه

00:10:38.570 --> 00:10:42.160
چه حیف که من برای اومدن به اینجا جونم رو
به خطر انداختم و شما حرفم رو باور نکردین

00:10:42.160 --> 00:10:45.500
حالا که اینطوریه چه فایده ای داره با هم کار کنیم ؟

00:10:45.500 --> 00:10:47.180
من مرخص میشم

00:10:49.220 --> 00:10:50.780
صبر کن

00:11:00.700 --> 00:11:03.510
من هیچوقت این آویز یشم رو از خودم جدا نکردم

00:11:03.510 --> 00:11:07.250
این رو به نشونه ی اعتماد بهت
میدم تا صداقتم رو نشون بدم

00:11:09.100 --> 00:11:12.720
... اما اگه بخوای از پشت بهم خنجر بزنی

00:11:12.720 --> 00:11:15.190
من راه خودم رو دارم تا باهات تسویه حساب کنم

00:11:15.190 --> 00:11:19.640
خیالتون راحت ... من مطمئنا اعتمادتون رو هدر نمیدم

00:11:20.150 --> 00:11:23.160
... اما -
اما چی ؟ -

00:11:23.160 --> 00:11:27.000
اگه ژنرال ژوان وو وارد میدون جنگ
بشه ملکه حتما دست به عمل میزنه

00:11:27.000 --> 00:11:30.000
اون هنوز خیلی جوونه و نیاز
داره شما بیشتر مراقبش باشین

00:11:30.000 --> 00:11:32.540
اجازه ندین تمام نقشه هامون به هدر بره

00:11:32.540 --> 00:11:34.540
طبیعتا همین کار رو میکنم

00:11:39.920 --> 00:11:44.700
انگار باید یه نامه ی مخفی برای کی آر بنویسم

00:12:07.800 --> 00:12:10.400
خزانه دار لو ... این رو پیدا کردم

00:12:11.500 --> 00:12:14.000
فرار کردن از نیزه هایی که علنی به طرفت میاد
آسونه ... دوری کردن از تیرهای مخفی سخته

00:12:14.000 --> 00:12:17.400
مراقب افرادی که اطرافت هستن باش
امیدوارم پسرم هر چه زودتر برگرده

00:12:17.400 --> 00:12:19.800
بیاریدش

00:12:27.600 --> 00:12:30.500
مادر گفته امپراتورِ ژائو داره مشکوک میشه

00:12:30.500 --> 00:12:33.400
بهم گفته از فرصت رفتن به جنگ
برای فرار به ایالت چین استفاده کنم

00:12:33.400 --> 00:12:37.700
اون یه فرصت برای فرار از کشور ژائو پیدا میکنه و
بعدا به یه راهی واسه ملحق شدن به من فکر میکنه

00:12:37.700 --> 00:12:41.100
الان عمق شب و هوا تاریکه ... قبل از
... اینکه سربازهای ژائو متوجه بشن

00:12:41.100 --> 00:12:44.000
ژنرال لطفا بیاید از همین الان شروع کنیم

00:12:50.800 --> 00:12:52.300
برگشتن به ژائو آرزوی مادر بود

00:12:52.300 --> 00:12:55.400
تمام برنامه ها دارن طبق نقشه پیش
میرن ... چرا یه دفعه ای برگردم چین ؟

00:12:55.400 --> 00:12:58.000
حرف بزن ... کی تو رو فرستاده اینجا ؟

00:12:58.000 --> 00:13:00.100
میدونستم که نمیتونم این رو ازتون مخفی کنم

00:13:00.100 --> 00:13:02.200
مارکیز شو داشت به بانوانِ دربار قصر ملکه رشوه میداد

00:13:02.200 --> 00:13:06.200
ملکه این رو فهمید و به امپراتورِ ژائو گزارش داد

00:13:06.200 --> 00:13:08.600
بعد از نقل و انقالات زیاد ، ایشون بالاخره
تونست این نامه ی مخفی رو بفرسته

00:13:08.600 --> 00:13:11.400
این خیلی ناگهانی اتفاق افتاد
ایشون میترسید شما باورش نکنین

00:13:11.400 --> 00:13:14.400
مخصوصا ازم خواست از این آویز
یشم به عنوان اثباتش استفاده کنم

00:13:20.200 --> 00:13:21.900
درسته

00:13:21.900 --> 00:13:24.400
این یشمی هست که مادر هیچوقت از خودش جدا نمیکرد

00:13:26.000 --> 00:13:28.200
اون الان در خطره

00:13:28.700 --> 00:13:30.200
من نمیتونم برم

00:13:30.200 --> 00:13:32.400
... ژنرال ... وقتی آفتاب طلوع کنه

00:13:32.400 --> 00:13:36.600
فرستاده ی امپراتور ژائو به کمپ میرسه
اونوقت نمیتونین از اینجا برید

00:13:36.600 --> 00:13:39.000
برای الان بهترین نقشه اینه که شما به ایالت چین برید

00:13:39.000 --> 00:13:42.800
تنها راه نجات مارکیز شو اینه که اونا رو
متقاعد کنین زودتر جنگ رو شروع کنن

00:13:42.800 --> 00:13:47.200
وقتی برای تلف کردن نداریم
امیدوارم زودتر تصمیم بگیرید ژنرال

00:13:50.500 --> 00:13:52.200
چی ؟

00:13:52.200 --> 00:13:55.500
پسرِ مارکیز شو قبل از شروع جنگ فرار کرد ؟

00:13:55.500 --> 00:13:57.000
این خبر کاملا درسته

00:13:57.000 --> 00:13:59.800
فرستاده ی میدون جنگ همین الان از قصر رفت بیرون

00:13:59.800 --> 00:14:03.700
من از قبل رفتم درباره ی این خبر تحقیق کردم
و با عجله برگشتم تا به شما گزارش بدم

00:14:03.700 --> 00:14:05.900
خوب شد فرار کرد

00:14:05.900 --> 00:14:09.500
اگه فرار کرده باشه مارکیز شو به فنا میره

00:14:09.500 --> 00:14:11.600
به جرم خیانت با همدستی کردن با دشمن

00:14:11.600 --> 00:14:14.600
یه کاری میکنم بدون اینکه جایی
واسه دفن شدن داشته باشه بمیره

00:14:14.600 --> 00:14:17.400
شاهزاده خانم ... این به نظر من خیلی عجیبه

00:14:17.400 --> 00:14:20.600
مارکی آینده بزرگی پیش رو داشت ... چرا باید فرار میکرد ؟

00:14:20.600 --> 00:14:23.000
درضمن مارکیز شو هنوز داخل قصره

00:14:23.000 --> 00:14:26.000
مارکیز شو خیلی از مادر متنفره

00:14:26.000 --> 00:14:28.200
همیشه در حال توطئه کردنه

00:14:28.200 --> 00:14:30.600
لی هائولان میخواست بهش نزدیک بشه

00:14:30.600 --> 00:14:33.800
اما اگه خودش میخواست دوستی رو
شروع کنه  سوظن ایجاد میکرد

00:14:33.800 --> 00:14:35.800
... اون 20 ضربه چوب ازم قرض گرفت

00:14:35.800 --> 00:14:39.200
و مارکیز شو رو گول زد تا با
پای خودش بره سراغ هائولان

00:14:40.800 --> 00:14:43.000
با صدمه زدن به خودش کلک خوبی سوار کرد

00:14:43.500 --> 00:14:45.200
شاهزاده خانم

00:14:46.600 --> 00:14:51.200
از اشتیاق نومیدانه ی مارکیز شو
برای سرنگون کردن مادر استفاده کرد

00:14:51.200 --> 00:14:54.400
با متهم کردن مادر و پسر به
همدستی با دشمن اوضاع رو کرد

00:14:54.400 --> 00:14:58.700
اینطوری تمام مسائل مربوط به مادر
و نواده ی سلطنتی رو برطرف کرد

00:15:00.060 --> 00:15:02.430
چه استراتژی شرورانه ای

00:15:03.200 --> 00:15:08.700
انگار لی هائولان یه بار دیگه لیاقتش رو پیش مادر ثابت کرد

00:15:08.700 --> 00:15:13.000
شاهزاده خانم ، این زن یه توطئه گر ماهره
... اگه اجازه بدیم به گستاخیش ادامه بده

00:15:13.000 --> 00:15:15.400
میترسم ملکه بیشتر بهش علاقه پیدا کنن

00:15:15.400 --> 00:15:17.600
... اگه در آینده تجدید نظر کنه

00:15:17.600 --> 00:15:21.800
ملخ در حال شکاره اما از گنجشکی که پشت سرشه خبر نداره

00:15:21.800 --> 00:15:23.700
چه جوکی

00:15:24.400 --> 00:15:27.000
از طرف من یه هدیه برای مارکیز شو ببر

00:15:27.000 --> 00:15:29.400
هدیه ؟ الان ؟

00:15:29.400 --> 00:15:31.100
فورا

00:15:31.940 --> 00:15:36.830
اما ... از اسم لی هائولان استفاده کن

00:15:39.700 --> 00:15:41.000
خائن

00:15:41.800 --> 00:15:43.900
خائن ... خائن ... خائن

00:15:47.000 --> 00:15:50.400
.. من اینقدر به اون مادر و پسر لطف نشون دادم

00:15:50.400 --> 00:15:53.100
اما اونا حتی جرات کردن بهم خیانت کنن

00:15:53.100 --> 00:15:56.900
نمیشه دید تو ذهن آدما چی میگذره

00:15:56.900 --> 00:15:59.000
پدر لازمه اینقدر عصبانی باشین ؟

00:15:59.000 --> 00:16:02.900
مارکیز شو هنوز داخل قصره
میتونیم ازش یه توضیح روشن بخوایم

00:16:02.900 --> 00:16:05.100
... من -
گزارش -

00:16:07.300 --> 00:16:08.200
امپراتور

00:16:08.200 --> 00:16:11.900
وقتی سربازهامون با عجله رفتن
اونجا مارکیز شو قبلا رفته بود

00:16:11.900 --> 00:16:12.940
فرار کرده ؟

00:16:12.940 --> 00:16:17.200
بله ... وقتی نگهبان ها برای دستگیر کردنش
رفتن اقامتگاهش قبلا خالی شده بود

00:16:17.200 --> 00:16:20.100
همین الان برید دنبالش و برش گردونین

00:16:20.100 --> 00:16:21.700
کی بهش هشدار داده بود ؟

00:16:21.700 --> 00:16:23.400
قبلا از خدمتکارش بازجویی کردم

00:16:23.400 --> 00:16:25.800
اون گفت بانوی ملازم لی از قصر
ملکه یه نفر رو فرستاده بود اونجا

00:16:25.800 --> 00:16:27.600
یه سبد میوه فرستاده بود

00:16:27.600 --> 00:16:30.000
میوه ؟ چه میوه ای ؟

00:16:30.000 --> 00:16:32.100
یه سبد هلوی تازه

00:16:33.600 --> 00:16:35.200
هلو ؟

00:16:36.000 --> 00:16:39.400
هلو ؟

00:16:39.400 --> 00:16:41.000
هلو ؟
( با کلمه ی فرار هم قافیه ست )

00:16:42.000 --> 00:16:47.100
لی هائولان ... تو کسی هستی که
مخفیانه به اون فاحشه خبر دادی

00:16:47.800 --> 00:16:50.700
امپراتور ... من جرات این کار رو ندارم

00:16:50.700 --> 00:16:56.100
امپراتور من شنیدم بانوی ملازم لی 20 ضربه چوب
خورد ... مارکیز شو رفت دیدنش و براش دارو برد

00:16:56.100 --> 00:16:58.200
همینطور شمش طلا

00:16:58.200 --> 00:17:02.000
خودت شنیدی ؟ شما دو تا قبلا
با هم ساخت و پاخت کردین

00:17:03.200 --> 00:17:05.300
<i>لی هائولان ... لی هائولان</i>

00:17:05.300 --> 00:17:09.700
<i>انتظار نداشتی کاری که برای خلاص
... شدن از شر مارکیز شو کردی<i>

00:17:09.700 --> 00:17:12.600
<i>امروز خودت رو مقصر جلوه بده</i>

00:17:13.600 --> 00:17:18.100
بانوی ملازم لی ... مادر خیلی باهات مهربون
بود ... چطور تونستی به ایالت ژائو خیانت کنی ؟

00:17:18.100 --> 00:17:23.000
شاهزاده خانم ... من شهروند کشور ژائو هستم
چرا باید به خاطر کشور چین خیانت کنم ؟

00:17:23.000 --> 00:17:25.000
پول خدایان رو هم تکون میده

00:17:25.000 --> 00:17:29.800
شاید مارکیز شو قول چیزی رو هم بهت داده
بود تا متقاعدت کنه جهتت رو عوض کنی

00:17:29.800 --> 00:17:33.200
... به جز خیانت کردنت به کشور ژائو

00:17:33.200 --> 00:17:38.300
چیز دیگه ای هم داری که ارزش این
لطف مارکیز شو رو داشته باشه ؟

00:17:39.530 --> 00:17:43.000
<i>جراتش رو داری بگی مادر ازت خواسته
بود از شر مارکیز شو خلاص بشی ؟</i>

00:17:44.800 --> 00:17:47.400
دفاع دیگه ای نداری ؟

00:17:47.400 --> 00:17:48.800
ببریدش

00:18:05.200 --> 00:18:09.400
امپراتور ... هائولان خدمتکار منه

00:18:09.400 --> 00:18:12.400
من ... از وظیفه ی نظارت کردن بهش غافل شدم

00:18:13.400 --> 00:18:17.000
من خیلی دوستش داشتم

00:18:17.000 --> 00:18:20.200
اون جاسوس کشور چین از آب دراومد

00:18:20.200 --> 00:18:23.000
.. امپراتور دارید درباره ی لی هائولان حرف میزنین

00:18:23.000 --> 00:18:26.100
یا درباره ی مارکیز شو ؟

00:18:29.400 --> 00:18:33.200
پدر ... حالا باید نواده ی سلطنتی یی رن رو آزاد کنین

00:18:33.200 --> 00:18:35.000
آزادش کنم ؟ به چه حسابی ؟

00:18:35.000 --> 00:18:37.000
پدر شما به خاطر عصبانیت بدجوری گیج شدین

00:18:37.000 --> 00:18:40.800
بهش فکر کنین .. مارکیز شو جاسوس کشور چین بوده

00:18:40.800 --> 00:18:43.000
اون میخواست یی رن رو بکشه

00:18:43.000 --> 00:18:46.300
این متناقض به نظر میاد اما از یه طرفم منطقیه

00:18:46.300 --> 00:18:47.600
فراموش نکنین

00:18:47.600 --> 00:18:51.600
ایالت چین فرزندان سلطنتی محبوب خیلی زیادی داره

00:18:51.600 --> 00:18:55.000
... شاید مارکیز شو نوکر یکی از این فرزندای سلطنتیه

00:18:55.000 --> 00:18:57.200
و برای همین میخواست یی رن رو بکشه

00:18:57.200 --> 00:19:01.200
اگه یی رن بمیره به نفع اون فرزند سلطنتیه

00:19:01.200 --> 00:19:05.600
اما به نفع کشور ما نیست

00:19:05.600 --> 00:19:08.180
... داری میگی یه نفر میخواد کشور ما

00:19:08.180 --> 00:19:10.800
در مسائل مربوط به وارث تاج و تخت چین دخالت کنه ؟

00:19:10.800 --> 00:19:12.900
پدر شما خیلی عاقلین

00:19:12.900 --> 00:19:14.800
چه خیانتکارانه

00:19:14.800 --> 00:19:19.200
جرات کردن از من به عنوان مهره شطرنج استفاده کنن

00:19:19.200 --> 00:19:22.900
اونا باید هزار قطعه بشن تا نفرت من برطرف بشه

00:19:24.400 --> 00:19:27.300
... پدر از اونجایی که حالا متوجه شدین

00:19:27.300 --> 00:19:29.600
پس باید اون آدم بی گناه رو آزاد کنین

00:19:29.600 --> 00:19:32.000
ما نمیتونیم نواده ی سلطنتی چین رو بکشیم

00:19:32.000 --> 00:19:34.600
اون کارت برنده ی منه

00:19:34.600 --> 00:19:36.000
نگهبانا

00:19:37.400 --> 00:19:38.600
بله

00:19:39.300 --> 00:19:41.400
شنیدین شاهزاده خانم چی گفت ؟

00:19:41.400 --> 00:19:43.500
نواده ی سلطنتی چین رو آزاد کنین
( این الان شاهه ؟ چه مشنگه )

00:19:43.500 --> 00:19:44.900
اطاعت

00:20:05.660 --> 00:20:08.770
یی رن ... تو برگشتی

00:20:13.400 --> 00:20:18.300
شاهزاده خانم ... امپراتور قبلا شدیدا باور داشت من مجرمم

00:20:18.300 --> 00:20:21.500
چرا یه دفعه آزادم کرد ؟

00:20:23.100 --> 00:20:25.000
مارکیز شو با دشمن همدست شده بود

00:20:25.000 --> 00:20:28.200
تو به طور طبیعی از اتهاماتت بی گناه شناخته شدی

00:20:28.200 --> 00:20:29.800
همدست دشمن ؟

00:20:29.800 --> 00:20:31.000
درسته

00:20:31.000 --> 00:20:35.100
پسرش درست قبل از جنگ فرار کرد تا به ایالت چین ملحق بشه

00:20:35.100 --> 00:20:37.900
مارکیز شو هم فرار کرده

00:20:38.700 --> 00:20:40.200
واقعا ؟

00:20:41.170 --> 00:20:43.040
باور نمیکنی ؟

00:20:43.800 --> 00:20:46.300
فقط کنجکاوم

00:20:46.300 --> 00:20:49.700
.. از اونجایی که مارکیز شو مصمم بود بهم صدمه بزنه

00:20:49.700 --> 00:20:53.100
... چرا صبر نکرد تا آب ها از آسیاب بیفته

00:20:53.100 --> 00:20:58.210
تا از سر من به عنوان هدیه برای
نخست وزیر چین استفاده کنه ؟

00:20:58.210 --> 00:21:03.000
ژائو و چین در حال جنگن ... میدون جنگ خطرناکه

00:21:03.000 --> 00:21:06.900
شاید مارکی ترسیده و نقشه هاشون رو به هم ریخته

00:21:06.900 --> 00:21:09.600
نه ... غیرممکنه

00:21:09.600 --> 00:21:13.200
چیزای غیرممکن زیادی قبلا در این دنیا اتفاق افتاده

00:21:13.200 --> 00:21:16.700
... حتی لی هائولانم به عنوان شهروند کشور ژائو

00:21:16.700 --> 00:21:19.100
مامور مخفی مارکیز شو از آب دراومد

00:21:20.000 --> 00:21:22.400
دیگه چی تو این دنیا میتونه غیرممکن باشه ؟

00:21:22.400 --> 00:21:24.200
چی گفتی ؟

00:21:25.600 --> 00:21:27.900
[ زندان ]

00:21:29.300 --> 00:21:30.500
این برات سخت بوده

00:21:30.500 --> 00:21:32.000
اینجا منتظرم بمون

00:21:32.000 --> 00:21:33.200
ژنرال گونگ سون

00:21:33.200 --> 00:21:37.500
بذار نواده سلطنتی بره داخل و چند کلمه باهاش حرف بزنه

00:21:37.500 --> 00:21:38.600
... این

00:21:38.600 --> 00:21:41.000
چی شده ؟ بیا

00:21:42.300 --> 00:21:44.800
همراه برادرهات برو نوشیدنی بخور

00:21:44.800 --> 00:21:47.200
پس سریع باشین ... نذارید کسی شما رو ببینه -
میدونم -

00:21:47.200 --> 00:21:48.800
نواده ی سلطنتی

00:22:09.540 --> 00:22:11.250
هائولان

00:22:13.040 --> 00:22:14.930
نواده ی سلطنتی

00:22:20.190 --> 00:22:22.610
حالتون خوبه ؟

00:22:22.610 --> 00:22:24.410
من خوبم

00:22:25.660 --> 00:22:29.720
یه نفر به مارکیز شو هشدار داد
و تقصیرش رو انداخت گردن تو

00:22:29.720 --> 00:22:32.370
چرا واقعیت رو به امپراتور ژائو نگفتی ؟

00:22:32.370 --> 00:22:34.980
... اگه همه چی رو از اول توضیح میدادم

00:22:34.980 --> 00:22:38.610
باید اعتراف میکردم ملکه ازم خواست مارکیز شو رو بکشم

00:22:38.610 --> 00:22:42.950
اگه به ملکه خیانت میکردم پام حتی به زندانم نمیرسید

00:22:42.950 --> 00:22:45.430
بلافاصله همونجا کشته میشدم

00:22:46.050 --> 00:22:48.450
پس چرا جون من رو نجات دادی ؟

00:22:49.910 --> 00:22:52.290
مگه ما با هم دوست نیستیم ؟

00:22:56.510 --> 00:23:01.870
وقتی لو بو وی بهت اجازه داد بهم نزدیک بشی
ازت به عنوان یه پیاده ی شطرنج استفاده کرد

00:23:01.870 --> 00:23:04.060
... و خودتم کاملا این رو میدونی که

00:23:04.060 --> 00:23:08.280
اگه هر دوتون رو به عنوان دوستانم قبول کردم
واسه این بود که تو رو زیر نظر داشته باشم

00:23:08.280 --> 00:23:11.350
هیچ عشق و نفرت مطلقی وجود نداره

00:23:12.320 --> 00:23:16.970
نواده ی سلطنتی ، تو اینجا در سرزمین غریبه ای
همیشه یکی هست که قصد بدی برات داشته باشه

00:23:16.970 --> 00:23:22.760
مثل مارکیز شو که با فقط یه لحظه
غفلت کردنت داشت تو رو به کشتن میداد

00:23:22.760 --> 00:23:25.570
برای همینم مشکوک بودی

00:23:25.570 --> 00:23:27.630
این وضعیت عادی و طبیعی انسانه

00:23:27.630 --> 00:23:32.360
تاجرها دنبال منافعن ... لو بو وی یه تاجر واقعیه

00:23:32.360 --> 00:23:35.710
حاضره خطرات بزرگی رو به جون بخره تا
من رو صحیح و سالم به چین برگردونه

00:23:35.710 --> 00:23:40.140
در مورد تو ... امپراتور ژائو میخواست من رو بکشه
باید خودت رو ازش دور نگه میداشتی و مخفی میشدی

00:23:40.140 --> 00:23:43.960
چرا زندگیت رو به خطر انداختی تا نجاتم بدی ؟

00:23:45.810 --> 00:23:47.400
هائولان

00:23:48.330 --> 00:23:53.880
لو بو وی کیسه ی معطر گل
یاس که بهم دادین ازم گرفت

00:23:53.880 --> 00:23:56.950
اما شما بارها بهم کمک کردین

00:23:56.950 --> 00:23:59.650
همیشه اونا رو در قلبم حفظ میکنم

00:24:01.870 --> 00:24:06.290
... تو خیلی احمقی ... بارها صدمه دیدی

00:24:06.290 --> 00:24:08.340
اما هنوزم حاضری با دیگران صادقانه رفتار کنی

00:24:08.340 --> 00:24:14.470
صادق بودن چه مشکلی داره ؟ اونایی که
به صادق بودن اَنگ میزنن اشتباه میکنن

00:24:14.470 --> 00:24:16.630
تو نباید اینقدر صادق باشی

00:24:16.630 --> 00:24:18.680
... لو بو وی حاضره از زندگیش

00:24:18.680 --> 00:24:23.270
و تمام دارایی هاش استفاده کنه تا
بهتون کمک کنه برگردین به ایالت چین

00:24:23.270 --> 00:24:27.570
چیزی که اون میخواد فقط مقام و قدرته

00:24:27.570 --> 00:24:32.680
من ... فقط میخوام دیگران هیچوقت اذیتم نکنن

00:24:32.680 --> 00:24:36.310
میخوام درستکارانه زندگی کنم

00:24:36.310 --> 00:24:39.990
من نه دزدی میکنم نه غارتگری
هیچی وجود نداره که نتونم بگم

00:24:40.570 --> 00:24:44.680
هائولان ... هائولان

00:24:44.680 --> 00:24:46.510
گونگ سون چین

00:24:46.510 --> 00:24:49.950
نواده ی سلطنتی ... دوشیزه هائولان

00:24:49.950 --> 00:24:51.280
زودتر برو بخش پزشکی

00:24:51.280 --> 00:24:53.640
میترسم هیچ دکتری جرات نداشته باشه بیاد اینجا

00:24:53.640 --> 00:24:55.550
از پزشک یین درخواست کن ... عجله کن

00:24:55.550 --> 00:24:57.300
چشم

00:24:57.300 --> 00:24:59.000
هائولان

00:24:59.730 --> 00:25:03.230
هائولان

00:25:04.130 --> 00:25:05.660
هائولان

00:25:11.200 --> 00:25:16.320
من خوبم ... دیشب زیادی نوشیدم

00:25:18.170 --> 00:25:21.120
سلامتیت مهمتره شاهزاده

00:25:21.120 --> 00:25:25.650
اون مقامات نظامی خیلی بی ادبن ... چرا
سر نوشیدن باهاشون رقابت کردی ؟

00:25:25.650 --> 00:25:28.180
دیشب یه سر و صدایی میومد

00:25:28.180 --> 00:25:30.450
اون بیرون چه خبره ؟

00:25:31.780 --> 00:25:35.130
شما دیشب در قصر نبودی ... شاید خبر نداشته باشی

00:25:35.130 --> 00:25:39.290
ژنرال ژیان وو رفت میدون جنگ
و از اونجا به چین فرار کرد

00:25:39.290 --> 00:25:43.720
وقتی امپراتور این رو فهمید دستور
دستگیری مارکیز شو رو صادر کرد

00:25:43.720 --> 00:25:46.820
... اما یه نفر بهش خبر داد

00:25:46.820 --> 00:25:48.380
و گذاشت اون فرار کنه

00:25:48.380 --> 00:25:49.690
فرار کرد ؟

00:25:49.690 --> 00:25:54.300
... همینطوره ... کسی که بهش هشدار داد

00:25:54.300 --> 00:25:58.180
خواهر بزرگتر من بود

00:25:58.710 --> 00:26:00.200
دوباره چیکار کردی ؟

00:26:00.200 --> 00:26:02.100
داری بهم تهمت اشتباه میزنی

00:26:02.100 --> 00:26:05.200
لی هائولان بود که تو قصر همچین موجی راه انداخت

00:26:05.200 --> 00:26:08.900
اینکه مردم ازش کینه به دل بگیرن اجتناب ناپذیره

00:26:11.260 --> 00:26:16.800
قسم میخورم که این بار من اصلا درگیر ماجرا نیستم

00:26:23.440 --> 00:26:28.250
شاهزاده ... خیلی وقت گذشته

00:26:28.250 --> 00:26:31.060
و شما هنوز نمیتونی من رو ببخشی

00:26:32.010 --> 00:26:35.660
... اگه در گذشته به خاطر مراقبت اون نبود

00:26:35.660 --> 00:26:40.670
وقتی پدرم من رو در حومه ی
شهر ول کرده بود باید میمُردم

00:26:40.670 --> 00:26:42.310
اونوقت الان تو چطور میتونستی شوهر داشته باشی ؟

00:26:42.310 --> 00:26:46.430
... اما من -
کافیه ... چیز بیشتری نگو -

00:26:52.660 --> 00:26:55.030
بیا -
چیکار دارید میکنین ؟ -

00:26:55.030 --> 00:26:57.330
امپراتور فرمان صادر کرده که این زن
مرتکب جرم شده ... شما نمیتونید برید داخل

00:26:57.330 --> 00:26:58.890
چرنده

00:27:00.850 --> 00:27:03.390
صداش بلند بود ؟ -
بلند بود -

00:27:03.390 --> 00:27:05.860
سرت پر از آبه ... چطور
میتونست صداش بلند نباشه ؟

00:27:05.860 --> 00:27:09.580
امپراتور فقط گفته زندانیش کنین
نگفته همین الان اعدامش کنین

00:27:09.580 --> 00:27:11.810
اون بانوی ملازم شماره یک ملکه ست

00:27:11.810 --> 00:27:14.320
اگه ملکه بخواد اون رو ببینه
.... و اون دیگه زنده نباشه

00:27:14.320 --> 00:27:16.380
چطوری میخوای توضیح بدی ؟

00:27:16.380 --> 00:27:18.620
فورا برو کنار ... بیا بریم

00:27:18.620 --> 00:27:20.580
ژنرال ... ژنرال

00:27:33.890 --> 00:27:35.760
تو واقعا خیلی احمقی

00:27:35.760 --> 00:27:40.680
پزشک یین ... من و تو رابطه چندانی با هم نداریم

00:27:40.680 --> 00:27:43.500
اگه نمیخواستی بیای مشکلی نداشت

00:27:43.500 --> 00:27:45.160
چرا همچین حرفای ناراحت کننده ای بهم میزنی ؟

00:27:45.160 --> 00:27:47.060
خودت نمیدونی اینجا کجاست ؟

00:27:47.060 --> 00:27:49.800
اینجا قصر سلطنتیه ... جمع افراد قدرتمند

00:27:49.800 --> 00:27:52.280
از وقتی وارد قصر میشی فقط میتونی یه کلمه بگی

00:27:52.280 --> 00:27:56.350
اطاعت سرورم " ... تو تا الان چیکار کردی ؟ "

00:27:56.350 --> 00:27:58.180
من عروسک خیمه شب بازی نیستم

00:27:58.180 --> 00:28:00.350
واسه همینم انداختنت اینجا

00:28:00.350 --> 00:28:03.520
بدنت پر از زخمه و داری نفسای آخرت رو میکشی

00:28:03.520 --> 00:28:06.870
در اینجا اجازه نداری شورش کنی و درستکار باشی

00:28:06.870 --> 00:28:08.760
اجازه نداری سرت رو بلند کنی و نگاه کنی

00:28:08.760 --> 00:28:13.120
اگه همچنان سرت رو بالا نگه داری سرت رو قطع میکنن

00:28:14.000 --> 00:28:17.190
پزشک یین ... ممنونم

00:28:17.190 --> 00:28:19.750
من بهت بد دهنی کردم و هنوزم ازم تشکر میکنی ؟

00:28:19.750 --> 00:28:21.640
... میدونم که

00:28:21.640 --> 00:28:24.180
داری با شیوه ی خودت دلسوزیت رو نشون میدی

00:28:24.180 --> 00:28:27.070
اما لطفا فورا از اینجا برو ... دیگه نیا اینجا

00:28:27.070 --> 00:28:29.530
وگرنه پای تو هم گیر میفته

00:28:29.530 --> 00:28:32.620
یه خوک واقعی هستی ... کاملا گیج و احمقی

00:28:32.620 --> 00:28:36.230
اگه من نیام تا شب زنده نمیمونی

00:28:40.120 --> 00:28:44.300
این دو تا بطری داروئه ... قرمزه برای زخمه و آبیه خوراکیه

00:28:44.300 --> 00:28:48.020
روزی دو بار ... 3 روز دیگه بازم میام

00:28:48.020 --> 00:28:51.040
این کشور دیگه غیر قابل تحمل شده

00:28:51.040 --> 00:28:54.190
یه جنگ در شرف وقوعه ... هیچکس براش مهم نیست

00:28:54.190 --> 00:28:57.070
امپراتور کله خرابه ... مقامات بی وجدانن

00:28:57.070 --> 00:28:59.510
حتی از سگ ها و خوک ها پست تر هستن

00:28:59.510 --> 00:29:06.300
پزشک یین ... هیچوقت نمیدونستم اخلاقت اینقدر تنده

00:29:07.000 --> 00:29:10.680
جی یو در خفا زندگی میکرد ... جی زی موهاش
رو بلند کرد تا وانمود کنه دیوونه ست

00:29:10.680 --> 00:29:14.360
صرف نظر از اینکه داخل قصر باشه یا
خارجش هیچکس رو نمیشه راحت شناخت

00:29:14.360 --> 00:29:18.550
این رو یادت باشه ... داروهای خوبم رو هدر نده

00:29:23.520 --> 00:29:27.970
جراحتش خیلی جدیه اما فعلا نمیمیره

00:29:29.130 --> 00:29:30.760
خیلی ممنونم

00:29:36.070 --> 00:29:40.430
نواده ی سلطنتی چین ... لطفا
شما هم سریعتر از اینجا برید

00:29:43.810 --> 00:29:48.230
این پمادِ زخم از ذرات شن گداخته
درست شده که حاوی سمه

00:29:48.230 --> 00:29:51.470
این رو با داروی خوراکی اشتباه نگیر

00:30:18.230 --> 00:30:21.430
من مستحق مرگم ... لطفا من
رو به خاطر گناهم ببخشید

00:30:21.430 --> 00:30:22.810
برو

00:30:22.810 --> 00:30:24.270
اطاعت

00:30:26.880 --> 00:30:28.480
بیا اینجا

00:30:29.630 --> 00:30:31.040
اطاعت

00:30:42.240 --> 00:30:44.260
کارت رو خوب انجام دادی

00:30:45.000 --> 00:30:46.600
چی بهش اضافه کردی ؟

00:30:46.600 --> 00:30:49.660
در جواب ملکه باید بگم این یه کِرِم معطره

00:30:50.410 --> 00:30:52.390
این یه کرم معطره ؟

00:30:52.390 --> 00:30:56.220
بله ... روند تهیه ی این کرم معطر خیلی پیچیده ست

00:30:56.220 --> 00:30:59.690
باید ارکیده رو به روده ی خوک اضافه کنین

00:30:59.690 --> 00:31:03.490
بعد از مخلوط کردن فقط لازمه یه مقدار
کمی ازش به انتهای رشته های مو بمالید

00:31:03.490 --> 00:31:05.230
... نه تنها مو خوش حالت میشه

00:31:05.230 --> 00:31:08.960
بلکه ی رایحه ی باطراوتی هم به موهای شما میده

00:31:08.960 --> 00:31:10.900
فکر خوبی کردی

00:31:10.900 --> 00:31:14.950
بانوی ملازم لی بود که بهمون یاد
داد چطوری این کار رو انجام بدیم

00:31:16.730 --> 00:31:20.530
حرف اشتباهی زدم ... لطفا من رو ببخشید ملکه

00:31:20.530 --> 00:31:23.050
اون خیلی با فکره

00:31:24.520 --> 00:31:27.740
ملکه ... لو بو وی درخواست داره شما رو ببینه

00:31:28.270 --> 00:31:29.450
لو بو وی ؟

00:31:29.450 --> 00:31:34.330
بله ... اون میخواد در مورد یه سری
مسائل شما رو ببینه ... الان بیرون منتظره

00:31:34.330 --> 00:31:36.890
بذارید بیاد داخل -
اطاعت -

00:31:45.490 --> 00:31:48.980
به ملکه درود عرض میکنم

00:31:54.340 --> 00:31:58.690
خزانه دار لو ... چی اونقدر ضروریه
که به خاطرش باید من رو میدیدی ؟

00:31:58.690 --> 00:32:01.520
... وقتی فهمیدم اون جنایتکار فرار کرده

00:32:01.520 --> 00:32:03.480
افرادم رو فرستادم تا همه جا دنبالش بگردن

00:32:03.480 --> 00:32:07.140
بالاخره اون جنایتکار رو در 10
مایلی بیرونِ شهر هاندان پیدا کردم

00:32:07.140 --> 00:32:09.160
پیداش کردی ؟ -
بله -

00:32:09.160 --> 00:32:13.630
اون رو پیدا کردی و به جای اینکه به امپراتور
تحویلش بدی داری به من تحویلش میدی ؟

00:32:13.630 --> 00:32:19.340
من فکر میکنم شما شیوه ی مناسب تری دارید ملکه

00:32:19.340 --> 00:32:21.160
اون جنایتکار رو بیارید داخل

00:32:35.050 --> 00:32:36.780
خواهر

00:32:43.430 --> 00:32:45.360
دوباره همدیگه رو دیدیم

00:32:45.360 --> 00:32:48.620
در آخر بازم تحت استثمار تو قرار گرفتم

00:32:49.360 --> 00:32:51.160
باید خیلی خوشحال باشی

00:32:51.160 --> 00:32:56.060
بعد از اینکه برگشتی خونه به اندازه
کافی بزرگوارانه باهات رفتار نکردم ؟

00:32:56.060 --> 00:32:59.430
تو عمدا به لی هائولان اجازه دادی به
من نزدیک بشه تا آویز یشمم رو بدزده

00:32:59.430 --> 00:33:03.070
این بزرگواریه ؟

00:33:03.070 --> 00:33:05.240
ذهنت چقدر میتونه شرور باشه ؟

00:33:05.240 --> 00:33:07.910
چی گفتی ؟ -
دست از تظاهر کردن بردار -

00:33:07.910 --> 00:33:10.900
تو عمدا از لی هائولان خواستی تا به من
نزدیک بشه ... تا اعتمادم رو به دست بیاره

00:33:10.900 --> 00:33:13.460
از این نقشه ی شوم استفاده کردی تا به کی آر صدمه بزنی

00:33:13.460 --> 00:33:16.130
فکر نکن میتونی قدرت کامل داشته باشی

00:33:16.960 --> 00:33:21.390
میخوام امپراتور رو ببینم ... میخوام
همه ی جنایت هات رو گزارش بدم

00:33:21.390 --> 00:33:24.970
برای من و پسرم پاپوش درست کردی
برامون پاپوش درست کردی

00:33:24.970 --> 00:33:28.850
این چیزیه که میخواستی ببینم ؟

00:33:31.360 --> 00:33:35.460
من فقط میخواستم شما بدونید که
لی هائولان فقط به شما وفاداره

00:33:35.460 --> 00:33:38.980
... اگه واقعا میخواست به شما خیانت کنه

00:33:38.980 --> 00:33:42.640
مارکیز شو امروز در این وضعیت نبود

00:33:42.640 --> 00:33:46.100
یه زن بدبختِ خیانتکار

00:33:46.100 --> 00:33:49.800
هنوزم رو داری امپراتور رو ببینی ؟

00:33:49.800 --> 00:33:51.490
امپراتور این کار رو باهام نمیکنه

00:33:51.490 --> 00:33:55.260
میخوام ببینمش ... میخوام همین الان ببینمش

00:33:55.260 --> 00:33:57.990
البته

00:33:59.480 --> 00:34:02.480
امپراتور در گذشته عاشقت بود و ازت حمایت میکرد

00:34:02.480 --> 00:34:06.680
هر چی بهش میگفتی به طور طبیعی باور میکرد

00:34:06.680 --> 00:34:08.780
... اما حالا

00:34:08.780 --> 00:34:12.130
... اگه به چنگش بیفتی

00:34:12.130 --> 00:34:16.340
فقط شانسش رو داری به هزار قطعه تقسیم بشی

00:34:16.340 --> 00:34:20.860
... باید ازم ممنون باشی که اول پیدات کردم

00:34:20.860 --> 00:34:23.040
و میذارم بدنت دست نخورده بمونه

00:34:23.040 --> 00:34:24.700
میخوای من رو بکشی ؟

00:34:24.700 --> 00:34:28.320
... خزانه دار لو ... منم که

00:34:28.320 --> 00:34:32.170
میخواد مارکیز شو رو بکشه ؟

00:34:33.150 --> 00:34:36.440
نه ... خدمتکارتون داشت در حومه شهر شکار میکرد

00:34:36.440 --> 00:34:40.870
کی انتظار داشت از اسب بیفته و بمیره ؟

00:34:47.420 --> 00:34:51.040
نه ... ولم کنین

00:34:51.040 --> 00:34:55.500
ولم کنین ... حتی اگه تبدیل به یه روح
بشم دست از سرت برنمیدارم

00:34:55.500 --> 00:34:58.800
فوق العاده ست

00:34:58.800 --> 00:35:01.980
جای تعجب نیست که امپراتور بهت پاداش داد

00:35:01.980 --> 00:35:05.440
واقعا در انجام وظایفت حرف نداری

00:35:05.440 --> 00:35:06.670
ممنونم ملکه

00:35:06.670 --> 00:35:09.630
میدونم ... میخوای لی هائولان رو نجات بدی

00:35:09.630 --> 00:35:13.390
اما امپراتوره که باور داره اون یه خیانتکاره

00:35:13.390 --> 00:35:17.910
اگه امپراتور کوتاه نیاد از دست منم کاری برنمیاد

00:35:17.910 --> 00:35:18.800
ملکه

00:35:18.800 --> 00:35:21.660
کافیه ... موضوع همینجا تمومه

00:35:22.860 --> 00:35:24.450
اطاعت

00:35:31.050 --> 00:35:32.820
ارباب ... ما باید چیکار کنیم ؟

00:35:32.820 --> 00:35:34.750
اون یه روباه خیلی مکاره

00:35:34.750 --> 00:35:37.510
حتی در این مرحله بازم حاضر
نیست به هائولان کمک کنه

00:35:37.510 --> 00:35:41.000
پس کی اون هلوها رو به مارکیز شو داد ؟

00:35:41.000 --> 00:35:44.780
صرف نظر از اینکه کیه ، اون
... شخص خیلی خوب میدونه که

00:35:44.780 --> 00:35:48.170
هائولان نمیتونه توضیح بده
چرا به مارکیز شو نزدیک شده

00:35:48.170 --> 00:35:52.800
درضمن نمیتونه حقیقت رو برملا کنه
و باید اتهام خیانت رو قبول کنه

00:35:52.800 --> 00:35:57.750
ارباب ... پس باید اون زن رو مستقیم
میبردین پیش امپراتور تا مجازاتش کنه

00:35:59.270 --> 00:36:03.920
این حقیقت داره که مارکی یه خیانتکاره
.. حتی اگه مارکیز شو رو میبردیم اونجا

00:36:03.920 --> 00:36:07.140
اونم تقصیر رو مینداخت گردن
هائولان تا خودش رو خلاص کنه

00:36:07.140 --> 00:36:12.190
الان در بن بست مرگ گیر افتادیم ؟
هر جا که بریم به هر حال میمیریم ؟

00:36:47.360 --> 00:36:48.260
بازش کن

00:36:48.260 --> 00:36:53.170
همسر شاهزاده ... بدون دستور
امپراتور هیچکس اجازه نداره بره داخل

00:36:53.170 --> 00:36:56.830
همین الان برید ... جلوی شاهزاده خانم
رو برای حرفی که میخوان بزنن نگیرید

00:36:56.830 --> 00:36:58.260
اطاعت

00:37:00.480 --> 00:37:04.180
خواهر ... هنوز وقتی رو که بچه بودیم یادته ؟

00:37:04.180 --> 00:37:10.110
یه بار ما یواشکی رفتیم بیرون
و به یه صحنه ی اعدام برخوردیم

00:37:10.110 --> 00:37:16.090
وقتی برگشتیم خونه تو به خاطر
شوک ، مدت زیادی مریض بودی

00:37:18.370 --> 00:37:22.760
... خواهر ... امپراتور تو رو به

00:37:22.760 --> 00:37:25.670
گاری تکه تکه کردن محکوم کرده

00:37:25.760 --> 00:37:27.670
مجازات اعدام : استفاده از 5 اسب برای کشیدن و ]
[ پاره کردن سر و اندام های شخص از همدیگه

00:37:29.390 --> 00:37:34.270
میدونی که من همیشه از خون میترسیدم
من حتی جرات ندارم یه مرغ رو بکشم

00:37:34.270 --> 00:37:37.450
بنابراین فردا نمیام ببینمت

00:37:38.510 --> 00:37:42.900
خواهر ... مراقب خودت باش

00:37:46.630 --> 00:37:48.460
ژیو یو

00:37:49.370 --> 00:37:54.610
همه یه روزی میمیرن ... این دیر یا زود اتفاق میفته

00:37:56.330 --> 00:38:01.490
شاهزاده جیائو شروره ... خونسرد و بی رحمه

00:38:02.200 --> 00:38:07.280
بهت یادآوری میکنم ... با دقت به شوهرت نگاه کن

00:38:07.280 --> 00:38:12.630
عقده ی روحی به یه پایان شوم ختم میشه

00:38:12.630 --> 00:38:15.730
تو در آستانه ی مرگی و هنوزم
سعی داری در مناظره برنده بشی

00:38:17.000 --> 00:38:19.510
تو خیلی از خود متشکری

00:38:40.460 --> 00:38:43.240
به خاطر من یه درسی بهش بدین

00:38:47.490 --> 00:38:50.390
بله ... متوجه شدم

00:38:53.710 --> 00:38:55.360
ممنونم همسر شاهزاده

00:39:02.720 --> 00:39:04.560
<i>بیا و من رو بگیر</i>

00:39:04.560 --> 00:39:06.070
<i>من اینجام خواهر</i>

00:39:06.070 --> 00:39:08.200
<i>بیا و من رو بگیر</i>

00:39:08.960 --> 00:39:11.200
<i>ژیو یو ... بیا اینجا</i>

00:39:11.200 --> 00:39:14.720
<i>خواهر تو کجایی ؟</i>

00:39:21.690 --> 00:39:23.830
<i>خواهر تو کجایی ؟</i>

00:39:23.830 --> 00:39:28.430
<i>خواهر تو کجایی ؟</i>

00:39:28.430 --> 00:39:31.450
<i>تو کجایی خواهر ؟</i>

00:39:31.450 --> 00:39:35.000
<i>تو کجایی ؟</i>

00:39:35.000 --> 00:39:37.130
خواهر

00:39:43.180 --> 00:39:45.090
همسر شاهزاده

00:39:58.850 --> 00:40:00.570
چرا دارم گریه میکنم ؟

00:40:00.570 --> 00:40:03.150
خواب بد دیدین ؟

00:40:05.930 --> 00:40:08.010
خواب خوبی بود

00:40:10.380 --> 00:40:12.690
یه خواب فوق العاده

00:40:29.750 --> 00:40:31.390
چیکار دارید میکنین ؟

00:40:32.770 --> 00:40:36.830
ولم کنین ... میدونین مجازات
تجاوز به یه بانوی ملازم چیه ؟

00:40:36.830 --> 00:40:38.470
نکن

00:40:39.050 --> 00:40:42.370
از چی میترسی ؟ اون دیگه یه بانوی ملازم قصر نیست

00:40:42.370 --> 00:40:45.010
اون یه زندانیه

00:40:46.170 --> 00:40:48.990
چیکار داری میکنی ؟ ولم کن

00:40:48.990 --> 00:40:52.750
اینجا زندان قصر برای نگه داشتن مجرمای بزرگه

00:40:52.750 --> 00:40:56.880
چه وقت تبدیل به یه فاحشه خونه برای سرگرمی شده ؟

00:40:56.880 --> 00:41:00.770
یه مقام ناچیز قصر جرات
کرده بدون اجازه وارد زندان بشه

00:41:00.770 --> 00:41:02.460
بگیرش

00:41:05.080 --> 00:41:10.290
اون تا وقتی اعدام بشه دست نخورده باقی میمونه

00:41:10.290 --> 00:41:14.950
چرا همین الان به امپراتور گزارش ندم و نگم شما
میخواستین به بانوی دربارش دست درازی کنین ؟

00:41:14.950 --> 00:41:16.660
نگهبان

00:41:18.630 --> 00:41:20.370
فورا برو به امپراتور گزارش بده

00:41:20.370 --> 00:41:24.920
اینا جرات کردن به یه بانوی ملازم تجاوز کنن -
اطاعت -

00:41:24.920 --> 00:41:27.910
خزانه دار لو ... کی جرات داره
همچین کار غیر اخلاقی انجام بده

00:41:27.910 --> 00:41:31.040
این دستور همسرِ شاهزاده بود ... ما چاره ای نداشتیم

00:41:31.040 --> 00:41:34.400
لطفا بذارید این بار بریم

00:41:40.760 --> 00:41:42.190
میدونین چیکار باید بکنین ؟

00:41:42.190 --> 00:41:43.790
بله ... متوجهم

00:41:43.790 --> 00:41:45.370
برید گم شید

00:41:53.360 --> 00:41:55.090
هائولان

00:41:58.170 --> 00:41:59.740
به چی  داری میخندی ؟

00:41:59.740 --> 00:42:04.530
من الان زندانی ام و امپراتور من رو
به تیکه تیکه شدن محکوم کرده

00:42:04.530 --> 00:42:07.760
فقط مرگ پیش روی منه

00:42:08.950 --> 00:42:10.750
لو بو وی

00:42:11.380 --> 00:42:15.200
اومدی اینجا من رو ببینی تا ساکتم کنی ؟

00:42:15.290 --> 00:42:17.370
چه حرفای احمقانه ای داری میزنی ؟

00:42:17.370 --> 00:42:19.470
واقعا چه حیف

00:42:21.420 --> 00:42:26.730
فرصتش رو ندارم ببینم به شغلی که
میخوای میرسی و تا ابد مشهور میشی

00:42:27.570 --> 00:42:31.550
الان دیگه مجبوری یه شریک جدید واسه خودت پیدا کنی

00:42:31.550 --> 00:42:36.740
اما زن های زیبا و باهوش زیادی وجود دارن

00:42:36.740 --> 00:42:40.810
پیدا کردنش برات خیلی ساده ست

00:42:42.860 --> 00:42:44.390
هائولان با دقت گوش کن

00:42:44.390 --> 00:42:47.820
من شخص دیگه ای رو نمیخوام ... فقط تو رو میخوام

00:42:53.080 --> 00:42:55.870
در این دنیا تو زنی هستی که من رو خیلی خوب میفهمه

00:42:55.870 --> 00:42:59.580
تو شریک منی ... دلبر منی

00:42:59.580 --> 00:43:01.150
... من

00:43:02.510 --> 00:43:04.460
تو مهمترین شخص زندگیم هستی

00:43:04.460 --> 00:43:07.320
احترام ... ثروت ... مقام و قدرت

00:43:07.320 --> 00:43:10.130
قبلا توافق کردیم با همدیگه براشون بجنگیم

00:43:10.130 --> 00:43:12.790
اجازه نمیدم وسط راه تسلیم بشی

00:43:12.790 --> 00:43:14.590
هائولان به حرفم گوش کن

00:43:14.590 --> 00:43:18.030
من بهت نیاز دارم ... نیاز دارم باهام باشی

00:43:18.030 --> 00:43:21.040
بیا با همدیگه به چیزی که میخوایم برسیم

00:43:21.040 --> 00:43:26.200
یه کم پیش اگه جرات میکردی بگی
... میری دنبال یه شریک جدید

00:43:26.200 --> 00:43:27.840
... با صدای بلند فریاد میزدم

00:43:27.840 --> 00:43:32.220
همه ی رازهات رو فاش میکردم و یه کاری
میکردم همه چیزت رو از دست بدی

00:43:36.000 --> 00:43:53.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:53.024 --> 00:44:05.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.