﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 11</i>

00:01:38.810 --> 00:01:43.890
یه کم پیش اگه جرات میکردی بگی
... میری دنبال یه شریک جدید

00:01:43.890 --> 00:01:45.620
... با صدای بلند داد میزدم

00:01:45.620 --> 00:01:49.960
همه ی رازهات رو لو میدادم و یه کاری
میکردم همه چیزت رو از دست بدی

00:01:51.000 --> 00:01:53.480
داشتی امتحانم میکردی ؟

00:01:55.460 --> 00:01:59.630
لو بو وی ... تو بودی که اول دست من
رو تو دستت گرفتی و نگهش داشتی

00:01:59.630 --> 00:02:03.170
از وقتی گرفتیش دیگه اجازه نداری ولش کنی

00:02:04.290 --> 00:02:06.430
... اگه جرات کنی دستم رو ول کنی

00:02:06.430 --> 00:02:09.280
مطمئن باش به این راحتی نمی بخشمت

00:02:10.890 --> 00:02:13.090
میفهمی ؟

00:02:17.100 --> 00:02:20.190
فکر کردم واقعا تسلیم شدی

00:02:21.650 --> 00:02:24.130
... هر چی اونا بیشتر میخوان من بمیرم

00:02:25.110 --> 00:02:27.680
بیشتر باید به زندگی ادامه بدم

00:02:46.620 --> 00:02:48.330
چیکار داری میکنی ؟

00:02:53.710 --> 00:02:55.390
چی داری میسوزونی ؟

00:02:55.390 --> 00:02:57.530
اینا همه اشون وسایل بانوی ملازم لی هستن

00:02:57.530 --> 00:02:59.500
اون قراره فردا بمیره

00:02:59.500 --> 00:03:03.280
واسه همین اجازه گرفتم تا همه ی اینا رو بسوزونم

00:03:04.780 --> 00:03:08.930
چی میشه اگه اینا مدرک خیانتش باشن ؟

00:03:08.930 --> 00:03:11.760
اونوقت تو هم همدستش حساب میشی

00:03:19.210 --> 00:03:24.940
این یه دعاست ؟ اون برای من و ملکه
... دعا کرده تا زندگی طولانی داشته باشیم

00:03:24.940 --> 00:03:28.120
و در زندگی امون از بیماری و درد در امان باشیم

00:03:28.120 --> 00:03:29.900
اینجا دیگه چی هست ؟

00:03:30.940 --> 00:03:33.760
بانوی ملازم لی گفت جنگ در خط مقدم داره شروع میشه

00:03:33.760 --> 00:03:36.330
اون حاضره هر کاری از دستش برمیاد واسه
کشور ژائو انجام بده حتی اگه کم و کوچیک باشه

00:03:36.330 --> 00:03:41.020
بنابراین چکمه های زمستونی و ژاکت های
کتان برای سربازهای خط مقدم دوخت

00:03:41.020 --> 00:03:46.710
سه دست کامل ازشون درست کرده و
یه دست نیمه تمومِ دیگه داخل اتاقشه

00:03:46.760 --> 00:03:51.790
امپراتور ... من فقط یه خدمتکار قصرم
که از امور دولتی چیزی نمیدونم

00:03:51.830 --> 00:03:54.290
همه دارن میگن بانوی ملازم لی مرتکب خیانت شده

00:03:54.290 --> 00:03:57.060
اما اون واقعا همچین آدمی به نظر نمیرسه

00:04:09.980 --> 00:04:13.470
امپراتور وارد میشن

00:04:13.470 --> 00:04:15.150
امپراتور

00:04:16.230 --> 00:04:18.640
لی هائولان ... نمیخوای سریعتر به امپراتور تعظیم کنی ؟

00:04:18.640 --> 00:04:22.600
نه ... تکون نخور

00:04:22.600 --> 00:04:25.800
بهتون ادای احترام میکنم امپراتور

00:04:25.800 --> 00:04:27.710
داری خونریزی میکنی ؟

00:04:28.760 --> 00:04:30.520
بذار یه نگاهی بندازم

00:04:31.600 --> 00:04:34.100
این خیلی بی رحمانه نیست ؟

00:04:37.440 --> 00:04:42.560
هائولان ... حرفای روی این طومار بامبو کار توئه ؟

00:04:42.560 --> 00:04:44.660
بله

00:04:44.660 --> 00:04:48.100
... امپراتور ... من هیچوقت خیانت نکردم

00:04:48.100 --> 00:04:53.520
یا به فکر خیانت نیفتادم ... برام پاپوش درست کردن

00:04:53.520 --> 00:04:55.220
... امپراتور

00:04:58.240 --> 00:05:00.210
چی ... چه خبره ؟

00:05:00.210 --> 00:05:03.490
ما هم نمیدونیم ... پزشک یین وقتی دیروز برای
معاینه اش اومد گفت مسئله ی مهمی نیست

00:05:03.490 --> 00:05:06.200
عجله کنین ... یه نفر رو بیارین سریع درمانش کنه

00:05:06.200 --> 00:05:09.010
امپراتور ... اون یه گناهکاره
که قراره به زودی اعدام بشه

00:05:09.010 --> 00:05:11.340
من هنوز بازجویی کردن ازش رو تموم نکردم
درباره ی کدوم اعدام داری حرف میزنی ؟

00:05:11.340 --> 00:05:13.030
برو دستوراتم رو انجام بده -
اطاعت -

00:05:13.030 --> 00:05:14.940
همه اتون احمقین ؟ زودتر برید دستورات رو انجام بدین

00:05:14.940 --> 00:05:16.310
اطاعت

00:05:18.810 --> 00:05:20.670
... این

00:05:25.650 --> 00:05:28.320
کم پیش میاد اینقدر خوشحال ببینمت

00:05:28.320 --> 00:05:31.340
پدر به وضوح تونست درست و غلط رو از هم
تشخیص بده و جاسوسی که داخل قصر بود پیدا کنه

00:05:31.340 --> 00:05:34.720
بعدش نواده ی سلطنتی بی گناهه چین
رو آزاد کرد ... این من رو خوشحال کرده

00:05:34.720 --> 00:05:38.010
چرا اینقدر مطمئنی لی هائولان جاسوسه ؟

00:05:38.010 --> 00:05:40.120
مدرک قطعی بود

00:05:41.830 --> 00:05:45.770
مگه اون هلوها رو تو نفرستاده بودی ؟

00:05:49.910 --> 00:05:53.340
تو بزرگ شدی ... الان گستاخ ترم شدی

00:05:53.340 --> 00:05:57.380
فقط به خاطر یه مرد یه کار غیر اخلاقی انجام دادی

00:05:57.380 --> 00:06:00.670
حتی جرات کردی به بانوی ملازم من دست بزنی

00:06:00.670 --> 00:06:02.270
مادر

00:06:02.270 --> 00:06:07.000
لی هائولان با مارکیز شو همدست
شد و به کشور ژائو و شما خیانت کرد

00:06:07.000 --> 00:06:08.870
این چه ربطی به من داره ؟

00:06:08.870 --> 00:06:14.940
شنیدم نواده سلطنتی چین مرتبا با لی هائولان ملاقات میکنه

00:06:14.940 --> 00:06:17.730
اون رو دوست صمیمی خودش میدونه

00:06:17.730 --> 00:06:22.890
بنابراین اون برات مثل یه خار تو چشم میمونه و نتونستی
برای اینکه از شرش خلاص شی و دلت خنک شه صبر کنی

00:06:22.890 --> 00:06:27.510
برای اینکه بهش صدمه بزنی این
تنها دلیلیه که به ذهنم میرسه

00:06:30.320 --> 00:06:34.420
... مطمئنا اون نواده ی سلطنتی چین

00:06:34.420 --> 00:06:39.310
با اعتماد به نفس ، مودب و خیلی جذابه و
خیلی راحت باعث میشه مردم اسیرش بشن

00:06:39.310 --> 00:06:43.800
اما نباید فراموش کنی سیاست ملی
کشور چین همیشه خیانتکارانه بوده

00:06:43.800 --> 00:06:46.260
همه نواده های سلطنتی سر رسیدن به قدرت با هم رقابت میکنن

00:06:46.260 --> 00:06:49.710
همه چی در یه لحظه کاملا متحول میشه

00:06:49.710 --> 00:06:53.660
اون فقط چون جوون و بی تجربه ست به ژائو اومد

00:06:53.660 --> 00:06:55.780
و صرفا داره نقشه میکشه جون خودش رو حفظ کنه

00:06:55.780 --> 00:06:59.000
اگه نواده ی سلطنتی چین با
... شاهزاده خانم کشور ژائو ازدواج کنه

00:06:59.000 --> 00:07:03.160
مردم کشور چین فورا ولش میکنن

00:07:03.160 --> 00:07:05.180
اینطوری خوشحال میشه ؟

00:07:05.180 --> 00:07:07.640
حاضره باهات ازدواج کنه ؟

00:07:07.640 --> 00:07:13.950
بهت نصیحت میکنم بیشتر از
این خودت رو به دردسر نندازی

00:07:15.710 --> 00:07:17.470
میفهمم

00:07:17.470 --> 00:07:21.530
اما مادر ... حتی اگه هزار تا دلیل
... داشته باشی تا جلوی من رو بگیری

00:07:21.530 --> 00:07:24.920
من فقط یه دلیل دارم

00:07:24.920 --> 00:07:26.340
من عاشقشم

00:07:26.340 --> 00:07:28.170
عشق ؟

00:07:28.910 --> 00:07:32.320
عشق چیه ؟

00:07:32.320 --> 00:07:36.300
هر مردی در  این کشور ممکنه شوهرت بشه

00:07:36.300 --> 00:07:38.920
... اما مادرت

00:07:38.920 --> 00:07:42.000
... مادر تنی و خونیت

00:07:42.740 --> 00:07:45.430
فقط منم

00:07:45.430 --> 00:07:47.060
دلش رو داری این کار رو بکنی ؟

00:07:47.060 --> 00:07:50.160
چطور تونستی خلاف دستورم عمل کنی ؟

00:07:50.160 --> 00:07:52.530
چون شما نمیدونین عشق چیه

00:07:52.530 --> 00:07:54.890
... در قلب شما نه پدرم

00:07:54.890 --> 00:07:59.100
و نه من که دختر تنی اتون هستم مهم نیستیم

00:07:59.100 --> 00:08:03.590
قلب شما مثل یه تیکه یخ سرده
اصلا محبتی داخلش نیست

00:08:06.410 --> 00:08:08.960
... به عنوان یه شاهزاده خانم اصیل ژائو

00:08:08.960 --> 00:08:13.270
به خاطر عشق تبدیل به یه زن احمق شدی

00:08:13.270 --> 00:08:15.330
کاملا کله خرابی

00:08:15.330 --> 00:08:18.170
امپراتور وارد میشن

00:08:18.170 --> 00:08:21.040
بیاید اینجا ... زود باشین

00:08:22.990 --> 00:08:26.030
بیاید اینجا ... بذاریدش اینجا

00:08:29.660 --> 00:08:33.560
امپراتور چرا عصبانی به نظر میاین ؟
کی شما رو عصبانی کرده ؟

00:08:33.560 --> 00:08:35.320
هائولان به زودی میمیره

00:08:35.320 --> 00:08:38.010
مراسم اعدام هائولان امروزه ؟

00:08:38.010 --> 00:08:41.740
امپراتور شما رفتین زندان ؟

00:08:41.740 --> 00:08:43.810
... بعد از اینکه با جدیت در مورد این موضوع فکر کردم

00:08:43.810 --> 00:08:47.160
به این نتیجه رسیدم هائولان همچین آدمی نیست

00:08:47.160 --> 00:08:51.660
پدر ما شاهد و مدرک داریم ... چرا هنوزم شک دارین ؟

00:08:51.660 --> 00:08:53.400
من درباره اش فکر کردم

00:08:53.400 --> 00:08:57.120
الان وقتش نیست در این مورد حرف
بزنیم ... بیاید اول اون رو نجات بدیم

00:09:00.120 --> 00:09:01.270
درود عرض میکنم امپراتور

00:09:01.270 --> 00:09:03.890
نیازی به تشریفات نیست ... فعلا اون رو نجات بده

00:09:03.890 --> 00:09:05.380
اطاعت

00:09:23.560 --> 00:09:26.410
امپراتور ... اون مسموم شده

00:09:26.410 --> 00:09:28.230
مسموم شده ؟ چه سمی ؟

00:09:28.230 --> 00:09:31.350
بر اساس علائمش احتمالا باید سولفور باشه

00:09:31.350 --> 00:09:35.150
چطور ممکنه ؟ سولفور برای داروها
استفاده میشه ... چطور ممکنه سمی باشه ؟

00:09:35.150 --> 00:09:38.270
همه ی داروها تا حدی سمی هستن
هیچوقت نباید بیش از حد استفاده بشن

00:09:38.270 --> 00:09:40.360
مخصوصا خوب نیست سولفور ذوب بشه

00:09:40.360 --> 00:09:44.150
اون بعد از ذوب شدن سمی میشه

00:09:44.150 --> 00:09:45.550
چه خبره ؟

00:09:45.550 --> 00:09:48.920
امپراتور ... وعده های غذایی زندان عادی
بوده ... غیرممکنه بهش سم اضافه شده باشه

00:09:48.920 --> 00:09:51.980
یین ژیائو چون ممکنه تشخیصت اشتباه باشه ؟

00:09:51.980 --> 00:09:56.490
من سال ها در قصر بودم ... نمیدونستم شاهزاده -
خانم میدونن چطوری بیماری ها رو درمان کنن
گستاخ -

00:09:56.490 --> 00:10:01.440
یعنی شاهزاده خانم واقعا میدونن -
چطوری مریضی ها رو درمان کنن ؟
معلومه که نمیدونم -

00:10:01.440 --> 00:10:04.430
پس از کجا میدونین تشخیصم اشتباهه ؟

00:10:04.430 --> 00:10:09.120
پدر ... ممکنه لی هائولان دست به
خودکشی زده باشه تا از مجازات فرار کنه

00:10:09.120 --> 00:10:12.520
همه نمیتونن مجازات " چند قطعه شدن " رو تحمل کنن

00:10:12.520 --> 00:10:15.510
شاهزاده خانم به زبونش نگاه کنین

00:10:15.510 --> 00:10:17.950
قبل از اعدام گاز گرفتن اون کار سریعتریه

00:10:17.950 --> 00:10:20.180
این کار راحت تر از مصرف دارو نیست ؟

00:10:20.180 --> 00:10:25.610
به علاوه سولفور ذوب شده هیچ جای زندان پیدا نمیشه

00:10:25.730 --> 00:10:26.850
... تو

00:10:26.850 --> 00:10:30.020
دعوا بسه ... وقتی دعوا میکنین من سردرد میگیرم

00:10:30.020 --> 00:10:32.530
امپراتور ... خزانه دار لو درخواست ملاقات با شما رو داره

00:10:32.530 --> 00:10:35.050
اجازه بدین بیاد -
اطاعت -

00:10:44.780 --> 00:10:47.440
درود عرض میکنم امپراتور و ملکه

00:10:47.440 --> 00:10:52.490
موضوع چیه ؟ -
شنیدم یه مجرم از قصر فرار کرده -

00:10:52.490 --> 00:10:56.990
افراد رو برای تعقیبش فرستادم و مارکیز شو رو پیدا کردم
( الان تو خزانه داری یا رئیس نگهبانای سلطنتی ؟ )

00:10:56.990 --> 00:10:58.530
مارکیز شو رو پیدا کردی ؟

00:10:58.530 --> 00:11:01.580
اما حیف که یه قدم عقب افتادم

00:11:01.580 --> 00:11:04.770
وقتی سعی داشت با عجله فرار کنه از اسب افتاد پایین

00:11:04.770 --> 00:11:08.960
وقتی با عجله رفتم اونجا ، گردنش شکسته بود

00:11:08.970 --> 00:11:11.970
تو خیلی مشتاقانه درباره اش حرف زدی
درنهایت مُرده ها نمیتونن صحبت کنن

00:11:11.970 --> 00:11:15.200
امپراتور ... به مشکلی برخورد کردین ؟

00:11:15.200 --> 00:11:17.240
به یه مشکل بزرگ

00:11:17.240 --> 00:11:22.440
هائولان با سولفور مسموم شده و الانم مارکیز شو مُرده

00:11:22.440 --> 00:11:25.430
میترسم مُرده ها نتونن حرف بزنن

00:11:25.430 --> 00:11:29.440
امپراتور ... بانوی ملازم لی به مرگ به
شیوه ی " چند تیکه شدن " محکوم شده

00:11:29.440 --> 00:11:34.300
کی اونقدر ترسیده و تصمیم گرفته اون رو بکشه ؟

00:11:34.300 --> 00:11:39.780
من فکر میکنم کسیه که از لو رفتن میترسه

00:11:39.780 --> 00:11:41.630
برای همینم اون آدم زودتر دست به عمل زده

00:11:41.630 --> 00:11:45.880
قبل از اینکه هائولان مسموم بشه
کی در زندان رفته بود دیدنش ؟

00:11:45.880 --> 00:11:48.030
کی رفته بود اونجا ؟

00:11:48.030 --> 00:11:51.500
در جواب امپراتور باید بگم قبل از
... اینکه بانوی ملازم لی مسموم بشه

00:11:51.500 --> 00:11:53.980
همسر شاهزاده رفته بودن دیدن ایشون

00:12:10.350 --> 00:12:13.360
درود عرض میکنم امپراتور و ملکه

00:12:13.360 --> 00:12:17.190
ژیو یو ... تو رفته بودی زندان ؟

00:12:17.190 --> 00:12:19.360
اونجا چیکار داشتی ؟

00:12:19.960 --> 00:12:21.780
... امپراتور

00:12:21.780 --> 00:12:24.270
لی هائولان خواهر منه

00:12:24.270 --> 00:12:28.000
من رفتم ... تا اون رو برای آخرین سفرش بدرقه کنم

00:12:28.000 --> 00:12:31.660
لی هائولان خیلی وقت پیش از خانواده اش اخراج شده

00:12:31.660 --> 00:12:37.850
چرا در لحظه ی آخر یه دفعه یادتون افتاده
محبت خواهرانه نشون بدین همسرِ شاهزاده ؟

00:12:37.870 --> 00:12:41.640
محبت بین خواهرها به سختی کنار گذاشته میشه

00:12:41.640 --> 00:12:45.730
اون میتونه بی رحم باشه اما من نمیتونم ظالم باشم

00:12:45.730 --> 00:12:50.990
سرباز ... همسر شاهزاده در طول ملاقاتش چی گفت ؟

00:12:51.030 --> 00:12:54.680
امپراتور ... همسر شاهزاده یه
... کیسه سکه ی برنز بهم دادن

00:12:54.680 --> 00:12:56.970
... و ازم خواستن -
ساکت شو -

00:12:56.970 --> 00:12:59.020
چطور جرات میکنی مزخرف بگی ؟

00:12:59.020 --> 00:13:01.060
کِی من بهت سکه ی برنز دادم ؟

00:13:01.060 --> 00:13:03.640
ازت خواست چیکار کنی ؟

00:13:03.640 --> 00:13:07.920
بهم دستور دادن بانوی ملازم لی
رو تهدید کنم و مجازاتش کنم

00:13:07.920 --> 00:13:10.170
چطور جرات کردی ؟

00:13:10.710 --> 00:13:14.780
من رو ببخشید ... من جرات نکردم همچین کاری
انجام بدم ... من از دستورشون اطاعت نکردم

00:13:14.780 --> 00:13:17.340
تو واقعا خیلی شیطان صفتی

00:13:17.340 --> 00:13:22.210
حتی جرات کردی به خواهر خودت صدمه بزنی

00:13:22.210 --> 00:13:24.380
امپراتور

00:13:24.380 --> 00:13:26.690
این قطعا یه نقشه ست تا برام پاپوش درست کنن

00:13:26.690 --> 00:13:29.040
همه با دقت این رو شنیدین ؟

00:13:29.040 --> 00:13:32.500
همسر شاهزاده واقعا همچین چیزی گفت ؟

00:13:32.500 --> 00:13:35.120
این حقیقت مطلقه

00:13:35.120 --> 00:13:39.140
این ... این کیسه ی پولیه که همسر شاهزاده بهم دادن

00:13:40.780 --> 00:13:42.500
... تو

00:13:44.110 --> 00:13:45.720
... همه اتون

00:13:46.850 --> 00:13:51.690
کی بهت دستور داده همچین مزخرفاتی بگی ؟

00:13:51.690 --> 00:13:56.600
" لی هائولان محکوم شده بود با " چند تیکه شدن
مجازات بشه ... اون از قبل محکوم به مرگ بود

00:13:56.600 --> 00:13:59.600
چرا همسر شاهزاده باید در زندان مسمومش میکرد ؟

00:13:59.600 --> 00:14:01.270
این یه کار غیرضروری بود

00:14:01.270 --> 00:14:04.720
... گفتنش سخته ... وقتی کسی قراره بمیره

00:14:04.720 --> 00:14:07.580
اونا بازم میخوان اون شخص بعد از مرگشم مقصر باشه

00:14:07.580 --> 00:14:10.180
... کسی که قلبش خیلی سیاه و مسمومه

00:14:10.180 --> 00:14:14.730
و میترسه که رازش برملا بشه میتونه هر کاری انجام بده

00:14:14.730 --> 00:14:16.570
من چه رازی میتونم داشته باشم ؟

00:14:16.570 --> 00:14:20.050
من با نیت خوب رفتم دیدنش
اما اون گستاخانه باهام حرف زد

00:14:20.050 --> 00:14:24.680
برای یه لحظه عصبانی شدم ... برای
همینم اونا رو فرستادم تا بترسوننش

00:14:24.680 --> 00:14:28.590
در مورد مسموم کردنش ... چطور
جرات دارم همچین کاری انجام بدم ؟

00:14:28.590 --> 00:14:30.840
همیشه بین این دو تا خواهر دعوا بوده

00:14:30.840 --> 00:14:34.970
تو دیدی لی هائولان مورد توجه ملکه قرار گرفته

00:14:34.970 --> 00:14:37.110
ترسیدی این موضوع بهت صدمه بزنه

00:14:37.110 --> 00:14:39.350
... تو از کار بد مارکیز شو خبر داشتی

00:14:39.350 --> 00:14:42.540
و مخصوصا اون هلوها رو فرستادی
و تقصیرش رو گردن هائولان انداختی

00:14:42.540 --> 00:14:45.030
رازت اینه

00:14:45.030 --> 00:14:47.270
امپراتور ... امپراتور

00:14:47.270 --> 00:14:50.590
... لی هائولان ، قبل از اینکه وارد قصر بشه

00:14:50.590 --> 00:14:54.030
رقاص خزانه دار لو بود ... کاملا معلومه این نقشه اوناست

00:14:54.030 --> 00:14:57.260
عمدا واسه من پاپوش درست کردن تا اسم اون رو پاک کنن

00:14:57.260 --> 00:15:01.400
امپراتور لطفا به حرفای دروغ اشون گوش ندین

00:15:01.400 --> 00:15:03.300
سولفور مدرکه

00:15:03.300 --> 00:15:06.350
این دو تا نگهبان و هائولان شاهد هستن

00:15:06.350 --> 00:15:09.160
هنوزم سعی داری امپراتور رو گول بزنی ؟

00:15:09.160 --> 00:15:11.720
همسر شاهزاده

00:15:11.720 --> 00:15:16.520
به خاطر منافع خودخواهانه ی شخصی خودت
تقصیر رو انداختی گردن یه آدم بی گناه

00:15:16.520 --> 00:15:18.260
بدجوری ناامیدم کردی

00:15:18.260 --> 00:15:19.690
اینطوری نیست

00:15:19.690 --> 00:15:22.010
... امپراتور ... اون مارکیز شو

00:15:22.010 --> 00:15:25.690
اون برای شورش با دشمن همدستی کرد
چطور جرات داشتم باهاش متحد بشم ؟

00:15:25.690 --> 00:15:27.830
کافیه

00:15:30.110 --> 00:15:33.830
دلم نمیخواد حرفای بی سر و تهت رو بشنوم

00:15:33.830 --> 00:15:35.320
نگهبانا

00:15:35.320 --> 00:15:38.270
همسر شاهزاده رو به دست شاهزاده جیائو
بسپارین تا به این موضوع رسیدگی کنه

00:15:38.270 --> 00:15:41.440
بهش توصیه کنین همسرش رو کنترل کنه

00:15:41.440 --> 00:15:44.800
... امپراتور -
همسر شاهزاده ... از این طرف لطفا -

00:15:57.950 --> 00:16:02.810
در مورد لی هائولان ... پزشک یین تو باید
تمام تلاشت رو برای درمانش انجام بدی

00:16:02.810 --> 00:16:07.900
... وقتی حالش خوب شد -
بفرستیدش به قصر من -

00:16:07.900 --> 00:16:10.160
من طبیعتا نمیتونم از دستش بدم

00:16:10.160 --> 00:16:12.840
قصد ... قصد منم همین بود

00:16:23.310 --> 00:16:26.010
تکون نخور ... تکون نخور

00:16:26.670 --> 00:16:30.610
من مدت زیادی تحقیق کردم و با این
حال بازم به یه نتیجه ی روشن نرسیدم

00:16:30.610 --> 00:16:32.590
باعث شدم تو رنج بکشی

00:16:32.590 --> 00:16:36.400
ممنونم که عدالت رو برقرار کردین امپراتور

00:16:55.590 --> 00:16:57.820
میرم یه ظرف آب برات بیارم

00:17:00.600 --> 00:17:02.440
پزشک یین

00:17:03.220 --> 00:17:05.420
ممنونم که رازم رو پنهان کردی

00:17:05.420 --> 00:17:09.450
از کجا مطمئن بودی امپراتور
تو رو بی گناه اعلام میکنه ؟

00:17:09.450 --> 00:17:12.470
امپراتور از قبل مشکوک شده بود
یه نفر پشت این اتهام دروغین باشه

00:17:12.470 --> 00:17:16.550
وقتی مسموم شدم از این موضوع مطمئن شد

00:17:16.550 --> 00:17:19.600
... ژیو یو خودش رو اونجا نشون داد

00:17:19.600 --> 00:17:22.540
طبیعتا به این وضع بد گرفتار شد

00:17:22.540 --> 00:17:25.290
این مجازاتش برای لگد زدن به کسیه که قبلا خورده زمین

00:17:25.290 --> 00:17:30.230
بهش فکر کردی اگه واقعیت رو لو میدادم چی میشد ؟

00:17:37.590 --> 00:17:40.180
قلب یه پزشک مثل قلب یه پدر و مادره

00:17:40.180 --> 00:17:43.050
تو خشن حرف میزنی اما قلبا مهربونی

00:17:43.050 --> 00:17:46.360
اگه اینطور نبود نمیومدی زندان
تا من رو معاینه و درمان کنی

00:17:46.360 --> 00:17:49.540
چه بچه جادوگری هستی ... حتی جرات
کردی پای منم بکشونی وسط نقشه ات

00:17:49.540 --> 00:17:52.040
خیلی ممنونم ... خیلی ممنونم

00:17:52.920 --> 00:17:57.160
اگه در آینده فرصتش پیش بیاد حتما برات جبران میکنم

00:17:57.160 --> 00:17:59.820
آدما همیشه اینقدر خوش شانس نیستن

00:17:59.820 --> 00:18:03.510
اگه دوباره همچین خطری بکنی بازم
میتونی از مرگ جون سالم در ببری ؟

00:18:03.510 --> 00:18:07.340
آدم باید شهامت بی انتها داشته باشه

00:18:07.340 --> 00:18:11.300
با هر دشمنی مواجه شد به همین راحتی تسلیم نشه

00:18:11.300 --> 00:18:13.520
... حتی اگه آسمونها مرگ من رو بخوان

00:18:13.520 --> 00:18:17.310
بازم همچین خطر ناامیدانه ای میکنم تا یه
راه واسه زنده نگه داشتن خودم پیدا کنم

00:18:17.310 --> 00:18:19.920
چه حرف زدن جسورانه ای

00:18:19.920 --> 00:18:22.200
پزشک یین تو هم همینطوری هستی

00:18:22.200 --> 00:18:26.890
تو با یه شاهزاده خانم اصیل و بلندمرتبه رو در رو
بودی اما حرفت رو زدی و حاضر نشدی تسلیم بشی

00:18:37.300 --> 00:18:40.890
ساکت باش

00:18:46.310 --> 00:18:48.010
... این

00:18:50.190 --> 00:18:52.730
چرا داخلش خز داره ؟

00:18:52.730 --> 00:18:55.330
این پالتوی خز خیلی گرون قیمته

00:18:55.330 --> 00:18:57.720
اگه خزش بیرون باشه خیلی جلب توجه میکنه

00:18:57.720 --> 00:19:01.300
به جای اینکه باعث بشه یه
... لایه لباس زمخت اضافه بپوشی

00:19:01.300 --> 00:19:06.360
بهتره خز رو داخلش بدوزی ... این
گرم نگهت میداره و پوشیدنش راحته

00:19:07.570 --> 00:19:09.480
... تو اومدی اینجا

00:19:09.480 --> 00:19:12.350
فقط برای اینکه این کت خز رو بهم بدی ؟

00:19:12.350 --> 00:19:13.740
پس فکر میکنی واسه چی اومدم ؟

00:19:13.740 --> 00:19:15.900
باید از خودت بپرسی

00:19:20.130 --> 00:19:24.990
هنوز کارهای زیادی در قصر هست ... من
برمیگردم سر کارم ... خوب استراحت کن

00:19:25.770 --> 00:19:27.370
لو بو وی

00:19:28.460 --> 00:19:30.960
ممنونم که ازم دست نکشیدی

00:20:00.770 --> 00:20:03.270
ملکه تاج اتون تعمیر شده

00:20:03.270 --> 00:20:06.030
به جز کریستال براق اصلیش که از بین رفته

00:20:06.030 --> 00:20:08.540
واسه همین با فیروزه عوضش کردن

00:20:09.450 --> 00:20:12.360
افراد زیادی در قصر بهت حسودی میکنن

00:20:12.360 --> 00:20:15.210
... اگه فقط بتونن مثل تو باشن

00:20:15.210 --> 00:20:17.790
همه ی جوانب رو در نظر بگیرن
... و مواظب مافوق اشون باشن

00:20:17.790 --> 00:20:21.480
اونوقت دیگه لازم نیست اینقدر برات ارزش قائل بشم

00:20:25.550 --> 00:20:27.780
حالت بهتر شده ؟

00:20:28.840 --> 00:20:32.950
از نگرانی اتون ممنونم ملکه ... دیگه حالم خوب شده

00:20:40.660 --> 00:20:45.290
تو ... سوالی نداری ازم بپرسی ؟

00:20:49.680 --> 00:20:53.800
اگر شما نخواید درباره اش حرف
بزنین پس منم نباید سوالی بپرسم

00:20:53.800 --> 00:20:56.420
این واقعا عجیبه

00:20:56.420 --> 00:21:00.980
وقتی بهت 10 روز وقت دادم تا
... مشکل مارکیز شو رو حل کنی

00:21:00.980 --> 00:21:05.240
به دروغ بهت تهمت زدن و منم نخواستم کمکت کنم

00:21:05.240 --> 00:21:10.860
حداقل در قلبت به اندازه ی یه ذره سرزنشم نمیکنی ؟

00:21:10.960 --> 00:21:14.750
ملکه شما دلایل خودتون رو برای کارهاتون دارید

00:21:14.750 --> 00:21:17.700
من کودن و احمقم ... لطفا برام توضیح بدین ملکه

00:21:17.700 --> 00:21:21.270
مانتیس ، ملخ رو میخوره اما از
گنجشک پشت سرش خبر نداره

00:21:21.270 --> 00:21:25.540
حتی اگه کمکت کنم فقط چند بار
میتونم این کار رو انجام بدم

00:21:25.540 --> 00:21:31.970
حتی اگه من ازت حمایت کنم و تو رو بالا بکشم
اگه خودت نتونی پیشرفت کنی فایده ای نداره

00:21:33.940 --> 00:21:39.250
یادت باشه ... من ... بار اضافه لازم ندارم

00:21:39.250 --> 00:21:41.370
فقط یه بازوی کمکی میخوام

00:21:41.370 --> 00:21:45.450
ملکه درسی که بهم دادین خوب یادم میمونه

00:21:46.690 --> 00:21:49.700
شاهزاده خانم یا خیلی کله شقه

00:21:49.700 --> 00:21:53.150
اما در قلبش مثل یه بچه تازه متولد شده بی گناهه
( آره ارواح جدت ... مثل خودت عوضیه )

00:21:53.150 --> 00:21:57.810
در آینده جلوش رو میگیرم و محدودش میکنم

00:21:57.810 --> 00:22:04.040
تو آدم باهوشی هستی ... باید بدونی دارم
درباره ی چی حرف میزنم ... درسته ؟

00:22:07.260 --> 00:22:08.790
میفهمم

00:22:08.790 --> 00:22:13.160
این موضوع بوسیله ی مارکیز شو
و همسر شاهزاده اتفاق افتاد

00:22:13.160 --> 00:22:15.790
ربطی به شاهزاده خانم نداره

00:22:24.610 --> 00:22:26.360
<i>پرچم کشور چین</i>

00:22:29.890 --> 00:22:32.770
<i>[ شانگ دانگ ]</i>

00:22:34.530 --> 00:22:37.950
سربازای کشور چین یه ماهه کشور ژائو رو محاصره کردن

00:22:37.950 --> 00:22:41.310
مقامات عالیرتبه ی عزیز نقشه ی خوبی دارید ؟

00:22:42.920 --> 00:22:46.770
امپراتور ... مردم چین بی رحم و جاه طلبن

00:22:46.770 --> 00:22:49.490
اونا قطعا فقط به شانگ دانگ چشم طمع ندارن

00:22:49.490 --> 00:22:52.450
به نظر من شما باید یه نماینده ارسال کنین

00:22:52.450 --> 00:22:56.760
هدایای قابل توجهی هم به کشور
چو و هم به کشور وِی بفرستین

00:22:56.760 --> 00:22:59.190
کشور چو و کشور وی ؟

00:22:59.190 --> 00:23:01.300
... بله ... نه تنها باید بریم پیش اونا

00:23:01.300 --> 00:23:05.070
بلکه باید نمایشم راه بندازیم و بذاریم همه این رو بدونن

00:23:05.070 --> 00:23:06.140
چرا ؟

00:23:06.140 --> 00:23:08.890
اگه کشور چو و کشور وی
... هدایای کشور ژائو رو قبول کنن

00:23:08.890 --> 00:23:12.500
این نشون میده سه کشور با هم متحد و در یه جبهه ان

00:23:12.500 --> 00:23:15.700
اگه مردم چین این رو بفهمن شروع میکنن به ترسیدن

00:23:15.700 --> 00:23:18.070
... بعدش بدون استفاده از هیچ سربازی

00:23:18.070 --> 00:23:21.420
خودشون ابتکار عمل رو به دست میگیرن تا بیان
و درباره ی معاهده ی صلح صحبت کنن

00:23:23.850 --> 00:23:29.370
پدر ، چانگ پینگ در شانگ دانگ واقع شده
یه منطقه ی مهم برای رفت و آمد به هاندان

00:23:29.370 --> 00:23:31.280
... گذشته از اینکه ارتش چین از وو لینگ عبور میکنه

00:23:31.280 --> 00:23:35.700
یا از یانگ چانگ بان ... چانگ پینگ
منطقه ایه که حتما باید ازش عبور کنن

00:23:35.700 --> 00:23:40.260
این منطقه خیلی مهمه ... چین
به راحتی ازش دست نمیکشه

00:23:40.260 --> 00:23:42.390
... به جای اینکه از چو و وی کمک بخوایم

00:23:42.390 --> 00:23:45.790
ما باید سرباز و مهمات جمع کنیم و آماده ی جنگ بشیم

00:23:45.790 --> 00:23:48.850
... شاهزاده ... جمع کردن سرباز و مهمات

00:23:48.850 --> 00:23:51.500
مقدار زیادی پول و تدارکات نیاز داره

00:23:51.500 --> 00:23:53.360
... در این دوره ی حساس

00:23:53.360 --> 00:23:56.950
میشه بپرسم از کجا پول بیاریم ؟

00:23:56.950 --> 00:23:59.390
از مردم

00:24:01.650 --> 00:24:06.880
پدر ... من فکر میکنم ما نباید این کار رو بکنیم

00:24:06.880 --> 00:24:10.180
ارتش چین داره قدرتمندانه به سمت ما میاد
پس ارتش ما نباید باهاشون سرشاخ بشه

00:24:10.180 --> 00:24:12.730
ژنرال لیان موانع بزرگی برای یه دفاع
قدرتمند ساخته تا نیازی به جنگ نباشه

00:24:12.730 --> 00:24:15.030
اون از تاکتیک وقت کشی استفاده کرده

00:24:15.030 --> 00:24:17.110
به علاوه راه کشور چین تا اینجا خیلی دوره

00:24:17.110 --> 00:24:19.740
جیره ی نظامی ، واگن های ذخیره ی غذا
و پر کردن دوباره اشون همه مشکل سازن

00:24:19.740 --> 00:24:21.980
با چند روز تاخیر افتادن ، سربازها و
اسب ها با سختی و مشکل رو به رو میشن

00:24:21.980 --> 00:24:24.000
بعدش به طور طبیعی سربازهاشون رو عقب میکشن

00:24:24.000 --> 00:24:27.160
... پدر اگه الان مالیات رو افزایش بدیم

00:24:27.160 --> 00:24:31.570
فقط به بار مردم اضافه میکنه و باعث آشوب میشه

00:24:31.570 --> 00:24:35.590
لیان پو نمیتونه مواضعش رو حفظ کنه و از فرماندهی ناتوانه

00:24:35.590 --> 00:24:38.190
اون بارها از مسخره شدن بوسیله ی مردم چین رنج برده

00:24:38.190 --> 00:24:40.530
با این وجود تو هنوزم ازش حمایت میکنی

00:24:40.530 --> 00:24:43.120
برادر ... ژنرال لی در جنگ های زیادی مبارزه کرده

00:24:43.120 --> 00:24:46.400
هرچند زخمی هایی وجود داشته اما
خسارت زیادی به ارتش امون وارد نشده

00:24:46.400 --> 00:24:50.310
پدر ... در مقابل ارتش چین بارها
سعی کرده حمله کنه اما فایده ای نداشته

00:24:50.310 --> 00:24:52.290
اونا همین الانشم ناامید شدن

00:24:52.290 --> 00:24:55.990
من فکر میکنم شیوه ی جنگی ژنرال لیان درسته

00:24:55.990 --> 00:24:59.280
تو ... تا حالا در میدون جنگ بودی ؟

00:24:59.280 --> 00:25:01.660
تو از جنگ چی میدونی ؟

00:25:01.660 --> 00:25:04.150
تا حالا فکر کردی اگه نتونیم در بهار زمین ها
رو شخم بزنیم و پاییز برداشت کنیم چی میشه ؟

00:25:04.150 --> 00:25:07.140
موجودی انبارهای غله همین الانشم خالیه
از چی برای جنگ قراره استفاده کنیم ؟

00:25:08.890 --> 00:25:12.090
دفاعمون رو محکم میکنیم و از شر هر چی واسه دشمن مفیده
خلاص میشیم ... درضمن هر لحظه برای جنگ آماده میشیم

00:25:12.090 --> 00:25:13.850
ارتش چین تنها کسی نیست که ضرر میکنه

00:25:13.850 --> 00:25:16.150
ارتش خودمون چی ؟

00:25:19.080 --> 00:25:21.920
پدر درخواست میکنم تصمیم بگیرید

00:25:21.920 --> 00:25:24.860
به نظر من این یه رویکرد دو طرفه ست

00:25:24.860 --> 00:25:27.830
از یه طرف افرادمون رو میفرستیم
... تا از چو و وی درخواست کمک کنیم

00:25:27.830 --> 00:25:32.170
از طرف دیگه کسی رو میفرستیم تا برای
بودجه و تدارکات داخلی مالیات جمع کنه

00:25:32.820 --> 00:25:35.450
... فقط اون شخص منتخب

00:25:35.450 --> 00:25:37.190
من یه پیشنهاد دارم

00:25:37.190 --> 00:25:42.650
اون شخص باهوش و تواناست ... اون مناسب ترینه

00:25:43.870 --> 00:25:45.660
کی ؟

00:25:46.280 --> 00:25:47.420
خزانه دار لو

00:25:47.420 --> 00:25:50.320
خزانه دار لو ؟

00:25:53.420 --> 00:25:55.120
امپراتور

00:25:55.120 --> 00:25:56.980
خزانه دار لو

00:25:56.980 --> 00:26:00.050
... تو مشهورترین تاجر هاندان هستی

00:26:00.050 --> 00:26:02.490
و مطلع ترین فرد در مورد پول و تدارکات

00:26:02.490 --> 00:26:05.850
اگه تو نباشی دیگه کی از تو با صلاحیت تره ؟

00:26:05.850 --> 00:26:08.230
این الان موضوع مرگ و زندگیه

00:26:08.230 --> 00:26:12.720
اگه رد کنی اعتماد امپراتور رو ناامید کردی

00:26:12.720 --> 00:26:19.820
امپراتور ... من مقام پایینی دارم
میترسم اعتبار کافی نداشته باشم

00:26:22.920 --> 00:26:25.830
پدر ... لو بو وی فقط یه مقام پایین رتبه ی قصره

00:26:25.830 --> 00:26:27.160
برای اینکه یه دفعه همچین
... وظیفه ی بزرگی به عهده بگیره

00:26:27.160 --> 00:26:30.170
میترسم شهرهای مختلف باهاش موافقت نکنن

00:26:30.170 --> 00:26:35.360
مشکلی نداره ... نخست وزیر از اونجایی
... که تو خزانه دار لو رو معرفی کردی

00:26:35.360 --> 00:26:39.510
جمع آوری مالیات رو به عهده ی خودت میذارم

00:26:39.510 --> 00:26:41.530
این برای خط مقدم خیلی مهمه

00:26:41.530 --> 00:26:45.290
... خزانه دار لو ... تو فقط 15 روز وقت داری

00:26:45.290 --> 00:26:47.720
تا جمع آوری مالیات برای پول و تدارکات رو مهیا کنی

00:26:51.480 --> 00:26:54.490
برادر ... 15 روز زیادی عجولانه نیست ؟

00:26:54.490 --> 00:26:57.720
وضعیت ارتش مثل آتیشه و جون آدما در معرض خطره

00:26:58.360 --> 00:27:01.570
ما مجبوریم جناب لو رو به زحمت بندازیم تا تمام تلاشش رو بکنه

00:27:02.650 --> 00:27:06.900
من اطاعت میکنم

00:27:06.900 --> 00:27:08.800
خوبه

00:27:08.800 --> 00:27:11.880
من همیشه مشکلات رو در اولویت قرار دادم

00:27:11.880 --> 00:27:13.510
جنگ به زودی فرا میرسه

00:27:13.510 --> 00:27:17.590
من قصد دارم به کوهستان مافو برم
تا بخور روشن کنم و دعا بخونم

00:27:17.590 --> 00:27:22.760
جیائو آر ... تو مراسم تشریفات مذهبی رو اداره کن

00:27:22.760 --> 00:27:25.320
اطاعت میکنم

00:27:44.900 --> 00:27:48.400
من برنده شدم

00:27:48.980 --> 00:27:51.760
بله ... تو برنده شدی

00:27:51.760 --> 00:27:52.960
یه بار دیگه

00:27:52.960 --> 00:27:55.810
شما دو تا واقعا بیکار هستین

00:27:55.810 --> 00:27:57.620
حتی وقت دارین مسابقه ی شطرنج بدین

00:27:57.620 --> 00:28:02.040
هائولان ... مهارت شطرنجت نسبت به
... مهارت نواده ی سلطنتی خیلی پایینه

00:28:02.040 --> 00:28:03.650
و بازم هر روز میای اینجا تا باهاش شطرنج بازی کنی

00:28:03.650 --> 00:28:06.020
کی میگه سطح من پایین تره ؟

00:28:06.020 --> 00:28:08.560
تمام مدت فقط بازنده نیستم

00:28:08.560 --> 00:28:11.730
از بین 3 تا 5 بار ، یه بارش رو برنده میشم

00:28:11.730 --> 00:28:14.130
اینطور نیست نواده ی سلطنتی ؟

00:28:14.130 --> 00:28:15.640
درسته

00:28:19.560 --> 00:28:22.750
امپراتور موقعیت بالایی بهت داده

00:28:22.750 --> 00:28:25.180
چرا هنوز اخمات تو همه ؟

00:28:26.580 --> 00:28:30.970
برادر لو ... اوضاع جمع کردن مالیات در چه حاله ؟

00:28:31.960 --> 00:28:35.890
هر سال جنگ میشه ... مردم دارن رنج میکشن

00:28:35.890 --> 00:28:39.650
دارم بیخودی دور میچرخم

00:28:40.800 --> 00:28:42.340
اوضاع واقعا اینقدر جدیه ؟

00:28:42.340 --> 00:28:44.530
بیشتر از 3 میلیون نفر در ژائو زندگی میکنن

00:28:44.530 --> 00:28:46.770
فقط چیزی حدود 600 هزار جوون بالغ بین اشون هست

00:28:46.770 --> 00:28:49.360
یک سوم اشون در میدون جنگ هستن

00:28:49.360 --> 00:28:53.320
اونا نتونستن در بهار زمین ها رو شخم بزنن و در پاییز
برداشت کنن .. وضع معاش زندگی اشون به خطر افتاده

00:28:54.030 --> 00:28:57.010
... اگه به زور مالیات بگیریم

00:28:57.010 --> 00:28:59.200
این فقط بین مردم هرج و مرج ایجاد میکنه

00:28:59.200 --> 00:29:04.680
درضمن مهلتت برای انجام این کار خیلی سخته

00:29:04.680 --> 00:29:06.770
انجام این کار از اولم غیر ممکن بود

00:29:08.160 --> 00:29:11.620
این اساسا نقشه ی شاهزاده جیائو هست

00:29:11.620 --> 00:29:13.950
... اون توصیه کرد لو بو وی مالیات رو جمع کنه

00:29:13.950 --> 00:29:17.300
چون خوب میدونست نمیشه انجامش داد و
عمدا میخواست اون رو به سمت مرگ بفرسته

00:29:17.300 --> 00:29:20.360
داره هلش میده تا هدف هیئت وزرا بشه

00:29:20.360 --> 00:29:25.190
اگه در این جنگ ببازیم اون کشته میشه
تا عصبانیت دیگران تسکین پیدا کنه

00:29:29.390 --> 00:29:33.540
خزانه دار لو ... هنوز داستان
منگ چانگ جون رو یادته ؟

00:29:33.540 --> 00:29:35.470
منگ چانگ جون ؟

00:29:35.470 --> 00:29:38.140
بله ... منگ چانگ جون

00:29:39.850 --> 00:29:41.780
الان فهمیدم

00:29:41.780 --> 00:29:43.290
این یه موضوع ساده ست

00:29:43.290 --> 00:29:46.470
هیچ کدوم امون حتی حدس نمیزدیم

00:29:46.470 --> 00:29:48.180
... نواده ی سلطنتی شما بهش فکر نکردی

00:29:48.180 --> 00:29:50.720
چون شما یه نواده ی سلطنتی اصیل هستی

00:29:50.720 --> 00:29:52.960
شما هیچوقت مثل یه شهروند عادی زندگی نکردی

00:29:52.960 --> 00:29:55.430
... اون بهش فکر نکرده بود

00:29:55.430 --> 00:29:57.490
چون خیلی ناخن خشک و خسیسه

00:29:57.490 --> 00:29:59.140
من ... من ناخن خشک و خسیسم ؟

00:29:59.140 --> 00:30:02.300
درسته ... همه چی فقط وارد
خونه ات میشه اما ازش بیرون نمیاد

00:30:02.300 --> 00:30:04.810
یه تاجر همین شکلیه

00:30:09.990 --> 00:30:11.780
درسته ... درسته

00:30:16.720 --> 00:30:21.030
نواده ی سلطنتی ... من تقریبا این
موضوع مهم رو فراموش کردم

00:30:22.850 --> 00:30:26.920
این نامه ایه که سیتو چو از شیان یانگ آورده

00:30:33.700 --> 00:30:35.190
[ صلح ]

00:30:35.190 --> 00:30:38.700
مادرتون داشت برای شما دعا میکرد

00:30:38.700 --> 00:30:41.780
هر شب از قصر یی تا قصر چو تای راه میرفت

00:30:41.780 --> 00:30:47.590
بین راه مرتب زانو میزد و تعظیم میکرد و
در بارون و آفتاب به بهشت التماس میکرد

00:30:47.590 --> 00:30:51.120
یه بار وقتی بارون میبارید و
... زمین لیز بود خورد زمین

00:30:51.120 --> 00:30:53.700
و پای چپش شکست

00:30:53.700 --> 00:30:55.760
دیگه نگو

00:30:55.760 --> 00:31:00.410
نواده ی سلطنتی تو به اصول درستکاری اعتقاد
داری و حاضر نیستی کشور ژائو رو ترک کنی

00:31:00.410 --> 00:31:02.420
... مادرت هم نگران شماست

00:31:02.420 --> 00:31:04.370
و جرات نداره درباره ی گرفتاری و بدبختیت صحبت کنه

00:31:04.370 --> 00:31:07.840
با نگاه کردن به دردی که شما مادر
... و پسر دارین از سر میگذرونین

00:31:07.840 --> 00:31:12.610
من واقعا نمیتونم تحملش کنم

00:31:12.610 --> 00:31:15.030
منم که بچه ی خلفی نیستم

00:31:18.830 --> 00:31:22.150
... نواده ی سلطنتی ... من قسم میخورم که

00:31:22.150 --> 00:31:25.130
حتما به کشور چین برت میگردونم

00:31:25.130 --> 00:31:28.840
لطفا کاملا بهم اعتماد کن

00:31:28.840 --> 00:31:32.730
... نواده ی سلطنتی ... اگه به من اعتماد داری

00:31:32.730 --> 00:31:35.070
لطفا به لو بو وی هم اعتماد کن

00:31:54.950 --> 00:31:58.560
برادر لو ... لطفا بهم کمک کن

00:32:23.550 --> 00:32:27.660
شاهزاده خانم ... مگه این میوه ها رو
برای نواده ی سلطنتی نیاوردین ؟

00:32:28.590 --> 00:32:31.710
پدرم هر روز داره به سختی روی امور کشوری کار میکنه

00:32:31.710 --> 00:32:34.420
میخوام صداقت فرزندیم رو بهش نشون بدم

00:32:36.100 --> 00:32:38.740
یا آر امروز خیلی سر به راهی

00:32:38.740 --> 00:32:44.250
نه تنها یه قطعه موسیقی برام نواختی
شخصا یه غذای خوب هم برام آوردی

00:32:50.130 --> 00:32:52.430
حالا که حرفش شد خیلی احساس شرمندگی میکنم

00:32:52.430 --> 00:32:57.220
پدر شما دارید سخت برای این کشور کار میکنین . به
عنوان دخترتون نتونستم در بار مسئولیتتون سهیم بشم

00:32:57.220 --> 00:33:00.190
حتی امروزم هزینه ی این بذل و بخشش به گردن دیگران بوده

00:33:00.190 --> 00:33:02.820
هزینه اش به گردن دیگران بوده ؟

00:33:02.820 --> 00:33:06.610
این میوه های تازه نگه داشته
شده رو مادر بهم هدیه داده

00:33:06.610 --> 00:33:11.220
ترشی انداختن میوه های تازه همراه
با عسل طعم خاصی بهشون میده
( ترشی انداختن با عسل ؟ این یکی جدیده برام )

00:33:11.220 --> 00:33:14.480
... حالا که گفتی عطر و طعم این میوه ها

00:33:14.480 --> 00:33:16.680
خیلی بهتر از مال آشپزخونه ی سلطنتیه

00:33:16.680 --> 00:33:21.110
معلومه ... دوشیزه هائولان قلب
و روحیه ی ناب و خالصی داره

00:33:21.110 --> 00:33:23.700
اون شخصا این میوه های تازه رو جمع کرده

00:33:23.700 --> 00:33:27.330
حتی روش ترشی انداختنش با
مال آشپزخونه ی سلطنتی فرق داره

00:33:30.650 --> 00:33:32.490
شیرینی لوبیای قرمز کجاست ؟

00:33:33.320 --> 00:33:37.800
شاهزاده خانم ... ما شیرینی لوبیای قرمز آماده نکردیم

00:33:37.800 --> 00:33:39.490
بی مصرفا

00:33:41.120 --> 00:33:43.380
پدر شما فرمانروایی کشور ژائو رو به عهده دارید

00:33:43.380 --> 00:33:47.490
زیباروهای دنیا باید به قصر شما ارسال بشن

00:33:47.490 --> 00:33:50.940
به این آدمای متوسط که جلوی چشم شما میچرخن نگاه کنین

00:33:50.940 --> 00:33:53.480
میترسم چشم اتون رو اذیت کنن

00:33:55.310 --> 00:34:00.280
فقط یه زن زیبا مثل لی هائولان
... که همیشه کنارتون باشه

00:34:00.280 --> 00:34:01.610
میتونه جایگزینش باشه

00:34:01.610 --> 00:34:03.730
نه ... نه

00:34:03.730 --> 00:34:08.310
اون پیش مادرته

00:34:08.310 --> 00:34:13.160
پدر شما ... از مادر میترسین ؟

00:34:13.160 --> 00:34:16.570
تو بچه ی لوس ... داری چرند میپرونی

00:34:16.570 --> 00:34:20.050
همه ی زن های زیبا در شهر هاندان مال من هستن

00:34:20.050 --> 00:34:23.060
یه زن متاهل چیکار میتونه بکنه ؟

00:34:23.760 --> 00:34:28.590
اگه دهانم رو باز کنم اون لی هائولان رو میفرسته اینجا

00:34:30.270 --> 00:34:33.500
به جای قدرت از عقل استفاده کنین

00:34:34.550 --> 00:34:38.020
... پدر شما باید

00:35:08.030 --> 00:35:11.190
امپراتور ... این روزا هوا سرد بوده

00:35:11.190 --> 00:35:14.330
باید مراقب سلامتی اتون باشید

00:35:14.330 --> 00:35:18.700
لازم نیست نگران باشی ... الان مراسم
تشریفات مذهبی در حال آماده سازیه

00:35:18.700 --> 00:35:21.850
هائولان

00:35:21.850 --> 00:35:24.530
باید زحمت نوشتن متن سخنرانیش
رو بندازم گردن یه نفر دیگه

00:35:24.530 --> 00:35:26.390
هائولان

00:35:32.310 --> 00:35:34.280
... من ... در این مورد

00:36:05.340 --> 00:36:07.050
این شربت شیرینه

00:36:07.050 --> 00:36:10.210
هائولان ... چی بهش اضافه کردی ؟

00:36:10.210 --> 00:36:13.930
ملکه گفتن شما این اواخر سرفه میکنین

00:36:13.930 --> 00:36:18.390
شخصا دستور دادن گل بادکنکی بهش اضافه کنم

00:36:19.430 --> 00:36:21.550
هنوزم ملکه ست که کاملا به فکر منه

00:36:21.550 --> 00:36:24.120
باید بیشتر از ایشون یاد بگیری

00:36:25.070 --> 00:36:26.810
امپراتور

00:36:27.860 --> 00:36:30.760
... بر مبنای مقامِ همسر یون

00:36:30.760 --> 00:36:35.580
اینکه بخواد مراسم تشریفات مذهبی رو
مدیریت کنه میترسم کار مناسبی نباشه

00:36:35.580 --> 00:36:39.530
در گذشته پیشکش قربانی ها به خدای آسمانی و روح زمین
فقط میتونست بوسیله پسر بهشت ( امپراتور ) انجام بشه

00:36:39.530 --> 00:36:42.350
حتی اجداد منم فقط میتونستن قربانی ها رو
به ارواح کوهستان و رودخونه پیشکش کنن

00:36:42.350 --> 00:36:44.930
اما الان همه چی فرق کرده

00:36:44.930 --> 00:36:48.910
در مورد برگزاری مراسم در کوهستان مافو
منظورم عوض کردن آداب و رسوم گذشته ست

00:36:48.910 --> 00:36:52.040
به علاوه همسر یون در مراسم مذهبی شرکت نمیکنه

00:36:52.040 --> 00:36:56.390
فقط داره بهم کمک میکنه درست مدیریتش کنم

00:36:56.390 --> 00:37:01.040
به جاش تو باید بمونی اینجا و تجدیدقوا کنی

00:37:01.040 --> 00:37:05.860
امپراتور ... من ملکه ی کشور ژائو هستم

00:37:05.860 --> 00:37:08.490
شما قصد دارید به کوهستان مافو برید

00:37:08.490 --> 00:37:13.190
هنوز میتونم بهانه بیارم تا از راحتی قصر لذت ببرم ؟

00:37:13.190 --> 00:37:17.120
درضمن مراسم مذهبی یه اتفاق مهمه

00:37:17.120 --> 00:37:20.510
همسر یون هم بی تجربه ست

00:37:20.510 --> 00:37:24.290
فکر میکنم هنوزم بهتر باشه شخصا بهش رسیدگی کنم

00:37:24.290 --> 00:37:28.100
این وظیفه ی ملکه ست

00:37:28.100 --> 00:37:32.140
همین الانشم کلی مسائل دست و پاگیر در حرمسرا هست

00:37:32.140 --> 00:37:36.090
چطور میتونم به خودم اجازه بدم با
همچین مسائل کوچیکی مزاحمت بشم ؟

00:37:36.090 --> 00:37:38.380
... اگه خودت رو زیادی خسته کنی

00:37:38.380 --> 00:37:41.480
نمیتونم تحملش کنم

00:37:41.480 --> 00:37:43.990
تو فعلا میتونی بری

00:37:43.990 --> 00:37:45.390
اطاعت

00:37:55.190 --> 00:38:00.480
بگید ... امپرتور ... قصدتون چیه ؟

00:38:00.480 --> 00:38:02.090
هیچی

00:38:08.260 --> 00:38:11.120
این برای من پیچیده ست

00:38:11.120 --> 00:38:13.960
وقتی اوقات فراغت دارم و سرم رو
... بلند میکنم و اطرافم رو نگاه میکنم

00:38:13.960 --> 00:38:16.640
کسی رو پیدا نمیکنم که راضیم کنه

00:38:16.640 --> 00:38:19.370
فکر کردم اتفاق مهمی افتاده

00:38:19.370 --> 00:38:21.510
شما مشغول امور دولتی هستین

00:38:21.510 --> 00:38:28.590
باید یه جایگزین پیدا کنین که مناسب
و دقیق باشه تا بهتون خدمت کنه

00:38:28.590 --> 00:38:35.190
بعد از مراسم مذهبی هائولان رو به قصر
خورشید سرخ میفرستم تا بهتون خدمت کنه

00:38:35.190 --> 00:38:38.550
اینطوری خوشحال میشید امپراتور ؟

00:38:38.550 --> 00:38:40.850
تحمل این کار رو داری ؟

00:38:40.850 --> 00:38:43.180
... به عنوان ملکه ی این کشور

00:38:43.180 --> 00:38:47.020
گنج های نادر کشور رو برای امپراتور ارسال میکنم

00:38:47.020 --> 00:38:49.540
چطور میتونم تحملش رو نداشته باشم ؟

00:38:49.540 --> 00:38:53.860
از اون گذشته این فقط یه بانوی ملازمه

00:38:54.660 --> 00:38:57.650
این شربت عالیه ... شربتش عالیه

00:39:02.200 --> 00:39:04.930
... خواهر هائولان ... بر طبق خواست ملکه

00:39:04.930 --> 00:39:07.020
قراره پیش امپراتور فرستاده بشی

00:39:07.020 --> 00:39:11.220
فقط به خاطر یه مراسم مذهبی ملکه من رو فروخت

00:39:12.000 --> 00:39:15.370
این واضح نشون میده به عنوان دستیار
مورد اعتمادش چقدر براش ارزش دارم

00:39:15.370 --> 00:39:16.900
مراسم مذهبی ؟

00:39:16.900 --> 00:39:19.910
مراسمای مذهبی گذشته همیشه بوسیله ی ملکه برگزار شده

00:39:19.910 --> 00:39:22.490
به نظر میاد امپراتور یه دفعه نظرش رو عوض کرده

00:39:22.490 --> 00:39:24.700
این خیلی عجیب نیست ؟

00:39:24.700 --> 00:39:28.310
پس داری میگی امپراتور از قصد این کار رو کرد ؟

00:39:29.870 --> 00:39:33.320
اگه تو تونستی قصدش رو ببینی
ملکه حتما زودتر اون رو دیده

00:39:33.320 --> 00:39:35.600
چرا بازم تو این تله افتاد ؟

00:39:39.280 --> 00:39:42.750
امپراتور خیلی واضح و جسورانه این رو خواست

00:39:42.750 --> 00:39:44.690
ملکه چطور میتونست قبول نکنه ؟

00:39:44.690 --> 00:39:49.090
به علاوه ملکه از همون استراتژی استفاده
کرد و من رو به امپراتور پیشکش کرد

00:39:49.090 --> 00:39:54.130
انگیزه ی واقعیش اینه که امپراتور رو
خوشحال کنه و به همسر یون ضربه بزنه

00:39:54.130 --> 00:39:56.250
همین الان میرم به ارباب بگم

00:39:56.250 --> 00:39:58.180
عجله نکن

00:39:58.180 --> 00:40:00.220
چرا باید همه چی رو لو بو وی راست و ریست کنه ؟

00:40:00.220 --> 00:40:03.190
من میتونم از مغز خودم استفاده کنم

00:40:03.190 --> 00:40:06.550
ملکه گفت بعد از مراسم مذهبی در این مورد حرف میزنن

00:40:06.550 --> 00:40:08.760
دلیلی برای بی صبر بودن وجود نداره

00:40:13.090 --> 00:40:17.650
خزانه دار لو ... اوضاع جمع آوری
پول و تدارکات در چه حاله ؟

00:40:19.610 --> 00:40:24.490
امپراتور ... من به چند شهر نزدیک هاندان رفتم

00:40:24.490 --> 00:40:26.870
و در حال حاضر یک پنجمش رو جمع کردم

00:40:26.870 --> 00:40:30.310
لو بو وی ... امپراتور ازت خواسته بود
برای پول و تجهیزات مالیات جمع کنی

00:40:30.310 --> 00:40:34.430
تو فقط یک پنجمش رو جمع کردی
هنوز رو داری که برگردی اینجا ؟

00:40:34.430 --> 00:40:36.610
شاهزاده ... اشتباه متوجه شدین

00:40:36.610 --> 00:40:40.890
من حتی یه دونه برنج یا یه سکه ی سیاه با خودم نیاوردم

00:40:40.890 --> 00:40:42.640
چی گفتی ؟

00:40:42.640 --> 00:40:47.030
لو بو وی ... من فکر میکنم تو
دیگه علاقه ای به سرت نداری

00:40:47.030 --> 00:40:49.010
نگهبانا

00:40:49.010 --> 00:40:50.920
صبر کنین

00:40:50.920 --> 00:40:55.180
پدر ... لو بو وی مرد با دقتیه
باید یه دلیل خوب پشت کارهاش باشه

00:40:55.180 --> 00:40:58.980
چرا اول به توضیحاتش گوش نکنیم ؟

00:40:58.980 --> 00:41:02.420
امپراتور ... من پول و تدارکات با خودم نیاوردم

00:41:02.420 --> 00:41:05.590
اما اراده و اعتماد مردم رو نسبت
به رهبری شما با خودم آوردم

00:41:05.590 --> 00:41:08.110
چه دروغ های قشنگی

00:41:08.110 --> 00:41:12.470
پدر ... فورا دستور گردن زدن این
تاجر احمق بی کفایت رو صادر کنین

00:41:14.010 --> 00:41:19.130
لو بو وی ... میخوام به دلیلت گوش کنم

00:41:19.130 --> 00:41:22.730
امپراتور ... ثروت در امپراتوری فراوونه

00:41:22.730 --> 00:41:27.110
اما ارزش افتخار شما خیلی خیلی بیشتره ... یه
کشور به حمایت شهروندانش وابسته ست

00:41:27.110 --> 00:41:31.360
اگه امپراتور یه مرد با افتخار به نظر نرسه
ناآرومی و شکست به وجود میاد

00:41:31.360 --> 00:41:37.330
بنابراین جسور بودم و به نام
شما مالیات سنگین رو معاف کردم

00:41:37.350 --> 00:41:40.440
این به معنی آشکار شدن بخشندگی کامل حاکمیت فرمانروا بود

00:41:40.440 --> 00:41:42.740
شاید شما خبر نداشته باشین اما
... هروقت به هر شهری رسیدم

00:41:42.740 --> 00:41:47.030
مردم در بالاترین حد روحیه ی جنگجویی
بودن و به شدت تشویق اتون میکردن

00:41:47.030 --> 00:41:51.040
این نیرویی بود که نیات خوب
حاکمیت فرمانروا به ارمغان آورد

00:41:52.390 --> 00:41:57.050
لو بو وی ... وقتی فنگ ژوان برای گرفتن
... بازپرداخت بدهی لرد من چانگ رفت

00:41:57.050 --> 00:41:59.490
همه چی رو آتیش زد و روستایی ها رو فریب داد

00:41:59.490 --> 00:42:02.040
اون قطعا ابهت و اعتبار براش به ارمغان آورد

00:42:02.040 --> 00:42:04.450
اما اون موقع ، اون موقع بود و الان ، الانه

00:42:04.450 --> 00:42:09.630
بدون غلات و نیروی انسانی نظامی چطوری
قراره از کشور ژائو و مردم حفاظت کنیم ؟

00:42:09.630 --> 00:42:14.220
حالا که نمیتونیم از سرزمین امون حفاظت کنیم خواست
و نیت خوب به چه درد میخوره ؟ این فقط بادِ هواست

00:42:14.220 --> 00:42:18.550
امپراتور من دیر کردم ... لطفا من رو ببخشید

00:42:19.400 --> 00:42:23.700
نخست وزیر ... پدر ازت خواسته
بود به لو بو وی نظارت کنی

00:42:24.430 --> 00:42:27.990
اما اون همچین کارهای گستاخانه ای مرتکب شد

00:42:27.990 --> 00:42:29.520
چطور این رو توضیح میدی ؟

00:42:29.520 --> 00:42:33.850
امپراتور من به خاطر همین موضوع دیر کردم

00:42:34.820 --> 00:42:39.370
امپراتور وقتی قانون مالیات سنگین لغو
شد مردم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن

00:42:39.370 --> 00:42:43.190
اونا فهمیدن که نیروی نظامی خط مقدم امون
به سربازای بیشتری احتیاج داره و یکی یکی
اومدن تا داوطلبانه به ارتش ملحق بشن

00:42:43.190 --> 00:42:47.280
دفتر استخدام ارتش تا حالا 30 هزار
تا سرباز جدید رو استخدام کرده

00:42:47.280 --> 00:42:49.170
سی هزار تا ؟

00:42:49.170 --> 00:42:50.730
خوبه

00:42:51.840 --> 00:42:53.230
خوبه

00:42:55.260 --> 00:42:56.950
مردم اومدن

00:42:56.950 --> 00:43:01.180
اما هیچ تدارکاتی وجود نداره
سربازها قراره چی بخورن و بنوشن ؟

00:43:01.180 --> 00:43:03.800
درواقع لو بو وی از پول استفاده میکرد تا حسن نیت بخره

00:43:03.800 --> 00:43:07.410
اما حالا قراره سربازها رو با پوست درخت تغذیه کنیم ؟

00:43:07.410 --> 00:43:12.510
من حاضرم ثروت شخصی خودم رو
به سربازهای خط مقدم اهدا کنم

00:43:16.000 --> 00:43:28.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:28.024 --> 00:43:40.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.