﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:22.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:45.756 --> 00:00:52.756
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:52.781 --> 00:00:55.931
به راستی آن یک شهر در
مرکز اتفاقات بود

00:00:55.961 --> 00:00:59.161
مملو از گردشگران
سرشار از فعالیت
بروکسل-1815

00:00:59.641 --> 00:01:03.131
و هیچ‌کس فکر آن را نمی‌کرد که
امپراتور ناپلئون در حال مارش جنگی بود

00:01:03.311 --> 00:01:06.221
و هر لحظه امکان داشت
پشت دروازه‌های شهر اردو بزند

00:01:07.031 --> 00:01:10.311
اما خب، همانطور که بارها به
ما گفته‌ شده‌است

00:01:10.741 --> 00:01:12.331
گذشته یک کشور بیگانه است

00:01:12.551 --> 00:01:15.611
‫-بیا
‫-با تمام سرعتی که میتونم دارم میام، خانم

00:01:16.541 --> 00:01:19.631
‫اینقدر شل نباش، عجله کن!

00:01:24.861 --> 00:01:26.001
‫میتوانم به شما بانوان کمک بکنم؟

00:01:26.031 --> 00:01:28.401
‫من برای دیدن پدرم، آقای تِرنچارد
‫اینجا هستم

00:01:32.731 --> 00:01:33.731
‫تو اینجا بمون

00:01:38.611 --> 00:01:40.521
‫کدوم موجودی مزاحم من....

00:01:41.301 --> 00:01:43.251
‫کاپیتان کوپر،
‫باید من‌رو ببخشید

00:01:43.281 --> 00:01:44.601
‫اشکالی نداره،
‫ترنچارد

00:01:44.631 --> 00:01:46.791
‫-ترنچارد؟
‫-آقای ترنچارد

00:01:46.901 --> 00:01:48.651
‫اما ما باید تا امشب
‫آرد به دستمون برسه

00:01:48.681 --> 00:01:51.351
‫و من قول میدهم که حداکثر تلاشم‌ را بکنم
‫کاپیتان

00:01:51.521 --> 00:01:53.631
‫حالا، اگر ممکن باشید که مدتی بیرون
‫منتظر بمانید

00:01:57.961 --> 00:01:58.961
‫گرفتیشون؟

00:01:59.041 --> 00:02:02.761
‫سه تا، یکی برای مامان،
‫یکی برای شما، یکی هم برای من

00:02:06.331 --> 00:02:09.351
‫گمونم لرد بلاسیس پیش از مجلس رقص
‫اونجا شام بخوره؟

00:02:09.791 --> 00:02:11.981
‫-اون خاله‌شه
‫-البته

00:02:12.371 --> 00:02:14.911
‫ادموند میگه بعد از نیمه شب
‫شامی چیزی هست

00:02:14.941 --> 00:02:17.081
‫جلوی هیچ‌کس به جز من
‫اونو ادموند صدا نزن

00:02:17.141 --> 00:02:19.311
‫حالا برگرد پیش مادرت،
‫اون به تک‌تک این لحظات برای آماده شدن نیاز داره

00:02:19.341 --> 00:02:20.701
‫الان برای درست کردن هرچیزی
‫زیادی دیره

00:02:20.731 --> 00:02:22.831
‫اما برای گند زدن به همه این چیزا خیلی دیر نیست

00:02:22.901 --> 00:02:26.201
‫-اون حاضر نمیشه بیاد
‫-میاد چون اون باید بیاد

00:02:26.561 --> 00:02:28.921
‫خب... کی باید بقیه چیزارو
‫بهش بگیم؟

00:02:28.951 --> 00:02:31.641
‫هنوز نه،
‫همه چیز باید درست مدیریت بشه

00:02:31.671 --> 00:02:34.201
‫باید از اون سرخط بگیریم
‫حالا برو

00:02:35.351 --> 00:02:37.111
‫و اون احمق وراجو بفرست تو

00:02:38.471 --> 00:02:41.001
‫-ما اونجا یه نفرم‌ نمی‌شناسیم
‫-پاپا چند نفرو میشناسه

00:02:41.031 --> 00:02:44.611
‫اون افسرانی‌رو که میان محل کارش
‫تا بهش دستور بدن‌رو میشناسه

00:02:44.641 --> 00:02:47.191
‫و اونها بسیار شگفت‌زده خواهند شد
‫وقتی ببینن با مردی که نان و آب‌جوی

00:02:47.221 --> 00:02:49.711
‫افرادشون‌رو تامین میکنه
‫در یک سالن رقص مشترک هستند

00:02:49.741 --> 00:02:52.271
‫امیدوارم با این لحن با لرد بلاسیس
‫صحبت نکنید

00:02:54.411 --> 00:02:57.181
‫حواست به قصرهایی که در
‫هوا هستند باشه، عزیزم

00:02:57.301 --> 00:03:00.211
‫البته، شما باور ندارید که اون قادر به
‫داشتن نیات شرافتمندانه‌است

00:03:00.271 --> 00:03:02.421
‫اون پسر ارشد یک ارله،
‫فرزندم

00:03:02.451 --> 00:03:04.701
‫اون نمیتونه زنی‌رو انتخاب کنه که
‫قلبش میخواد

00:03:05.211 --> 00:03:09.371
‫تا به اینجا شما از گفتگوها و لاس زدن‌هایی
‫که برای هیچ طرف ضرری نداشته لذت بردید

00:03:09.631 --> 00:03:13.181
‫اما اون باید پیش از انکه
‫حرف و حدیث مضری پیش بیاد تمام بشه، سوفیا

00:03:13.611 --> 00:03:15.531
‫وگرنه تویی که رنج خواهی کشید

00:03:16.741 --> 00:03:17.971
‫و این برای شما هیچ معنی نداره؟

00:03:18.001 --> 00:03:20.561
‫اینکه اون بود که بلیت مجلس رقص
‫خاله‌شو برای ما جور کرد؟

00:03:20.591 --> 00:03:23.861
‫این به من میگه تو یه دختر دوست داشتنی هستی
‫و اون میخواد تورو خوشحال کنه

00:03:24.121 --> 00:03:25.441
‫نمیتونست در لندن چنین کاری بکنه

00:03:25.471 --> 00:03:27.741
‫اما در بروکسل همه چیز
‫رنگ‌‌وبوی جنگ گرفته

00:03:28.031 --> 00:03:30.051
‫و برای همین
‫قوانین معمول پیاده نمیشن

00:03:30.081 --> 00:03:31.681
‫منظورتون از قوانین معمول

00:03:31.711 --> 00:03:34.661
‫اینه که ما مردم مناسبی برای نشستن با
‫دوستان دوشس نیستیم؟

00:03:34.691 --> 00:03:37.221
‫دقیقا منظورم همینه و
‫توهم میدونی که این حقیقت داره

00:03:37.251 --> 00:03:38.711
‫پاپا با شما موافق نیست

00:03:40.521 --> 00:03:44.241
‫پدرت مسیر زیادی‌رو طی کرده
‫برای همین موانع طبیعی رو که مانع

00:03:44.271 --> 00:03:46.411
‫این میشن که جلوتر بره‌رو نمیبینه

00:03:46.781 --> 00:03:49.071
‫به اینی که هستیم راضی باش

00:03:49.611 --> 00:03:52.621
‫پدرت خوب عمل کرده
‫به خودمون به دید تحقیر نگاه نکن

00:03:52.651 --> 00:03:54.311
‫شما کسی هستید که از بالا به ما نگاه میکنید

00:03:54.541 --> 00:03:58.901
‫دختر مدیر مدرسه که از سر
‫شوهر تاجرش زیاده

00:03:58.931 --> 00:04:03.041
‫من هیچ کس رو پایین تر از خودم نمی بینم!
‫مخصوصا پدرتو

00:04:03.881 --> 00:04:06.571
‫من نمیخوام خودم‌رو در موقعیت‌هایی
‫قرار بدم که راحت نیستم

00:04:06.601 --> 00:04:08.631
‫میدونید، به چشم من، این خودش یه جور خودپسندیه!

00:04:08.661 --> 00:04:12.151
‫-خیلی زود آمدم مادام؟
‫-نه، نه. الیس. بیا داخل

00:04:16.121 --> 00:04:19.011
‫-کار ما اینجا تمام شده، نه؟
‫-اگه شما اینطور میگید، ماما

00:04:29.041 --> 00:04:31.461
‫از ما به مجلس رقص دوشس ریچموند
‫دعوت شده

00:04:31.491 --> 00:04:32.511
‫امکان نداره!

00:04:33.721 --> 00:04:36.761
‫پس ما باید یک تصمیم برای لباس شب
‫شما بگیریم، مادام!

00:04:36.791 --> 00:04:38.791
‫من کمی زمان نیاز دارم
‫گه قرار باشه خوب بشه

00:04:45.691 --> 00:04:47.921
‫دوشیزه سوفیا به نظر....

00:04:48.201 --> 00:04:49.251
‫هیجان زده میان

00:04:49.651 --> 00:04:52.331
‫شنیدم لرد بلاسیس بوده که
‫بلیت های مجلس رقص رو فراهم کرده؟

00:04:52.361 --> 00:04:54.301
‫شایدم دوک ولینگتون بوده

00:04:55.191 --> 00:04:57.321
‫آقای ترنچارد بسیار مورد علاقه ایشونه

00:04:57.771 --> 00:04:59.971
‫و این مجلس رقص به افتخار دوک برگزار شده

00:05:00.281 --> 00:05:02.111
‫بله باید همین طور باشه مادام

00:05:03.251 --> 00:05:04.861
‫پس اون بهت گفته؟
‫لرد موفق شد

00:05:04.961 --> 00:05:07.291
‫ممنونم الیس
‫اگه تونستی بعدا برگردی

00:05:14.161 --> 00:05:16.601
‫عجب شانسی
‫خود دوک هم اونجا خواهد بود

00:05:16.631 --> 00:05:17.991
‫درواقع دو تا دوک

00:05:18.021 --> 00:05:19.961
‫فرمانده من و شوهر میزبان ما

00:05:19.991 --> 00:05:21.501
‫همینطور شاهزادگان حکمران

00:05:21.551 --> 00:05:24.341
‫جیمز ترنچارد که کارش رو
‫از یک دکه در کاونت گاردن شروع کرد

00:05:24.631 --> 00:05:26.671
‫باید خودش رو برای رقصیدن با یک شاهزاده خانم
‫آماده کنه

00:05:27.671 --> 00:05:30.861
‫تو همچین کاری نمی کنی
‫هردوی مارو خجالت زده خواهی کرد

00:05:30.891 --> 00:05:32.591
‫ـمی بینیم
‫ـجدی میگم

00:05:32.801 --> 00:05:35.001
‫به اندازه کافی بد هست که
‫تو سوفیا رو تشویق میکنی

00:05:35.031 --> 00:05:38.601
‫آن، من باور دارم که اون پسر صادقه
‫راستش ازش مطمئنم

00:05:38.631 --> 00:05:40.241
‫اصلا هم مطمئن نیستی

00:05:40.271 --> 00:05:42.691
‫خود لرد بلاسیس هم ممکنه فکر
‫کنه صادقه

00:05:42.721 --> 00:05:46.231
‫اون اختیاردار خودش نیست
‫هیچ چیز درستی ممکن نیست از این دربیاد

00:05:52.671 --> 00:05:54.821
‫چقدر عجیب که در آستانه یک جنگ ما باید

00:05:54.851 --> 00:05:57.631
‫درباره مجلس رقص بحث کنیم
‫چقدر مضحک

00:05:57.661 --> 00:06:00.721
‫من موافق نیستم. با اون یا
‫و موضوع لرد بلاسیس

00:06:00.801 --> 00:06:04.371
‫فقط اینو بدون اگه به خاطر این مسخره بازی
‫بلایی سر سوفیا بیاد

00:06:04.401 --> 00:06:06.451
‫من شخص تورو مسئول میدونم

00:06:07.051 --> 00:06:07.771
‫بسیار خب

00:06:07.801 --> 00:06:11.291
‫و به خاطر اینکه ازش باج خواهی کردی
‫بابت دعوتنامه التماس خاله شو بکنه

00:06:11.321 --> 00:06:15.231
‫ـاحساس حقارت میکنم
‫ـآنا تو اینو خراب نمی کنی

00:06:18.781 --> 00:06:20.281
‫خودش خودبخود خراب میشه

00:06:29.341 --> 00:06:31.281
‫امیدوارم این یک اشتباه نباشه

00:06:32.371 --> 00:06:34.081
‫برای اونجور حرفا دیگه خیلی دیره

00:06:34.921 --> 00:06:36.091
‫چی اینقدر بامزه است؟

00:06:36.781 --> 00:06:39.081
‫فقط اینکه ما به بروکسل آمدیم
‫تا از جامعه فرار کنیم

00:06:39.111 --> 00:06:41.501
‫و حالا به نظر میرسه که ما داریم
‫بزرگ ترین مجلس رقص فصل رو برگزار میکنیم

00:06:42.111 --> 00:06:43.951
‫دوک اصرار کرد

00:06:43.981 --> 00:06:47.661
‫اون گفت که ما نیاز داریم نشون بدیم که
‫بونی نمی تونه هیچ کاری بکنه که
‫**بونی اسم مستعار ناپلیئون بناپارت در بین انگلیسی ها**

00:06:47.691 --> 00:06:49.171
‫بتونه بریتانیایی ها رو ناراحت کنه

00:06:50.831 --> 00:06:54.231
‫ادموند!
‫تو اولین نفری. چقدر خوب

00:06:54.261 --> 00:06:56.301
‫فکر کردم زود بیام و
‫بهتون کمک کنم

00:06:58.541 --> 00:07:02.761
‫خاله، باید بگم که شما کاری کردید
‫که این اتاق های بی روح خیلی باشکوه به نظر میان

00:07:02.841 --> 00:07:05.071
‫هیچ کس نمی دونه مردم
‫چند ماه پیش اینجا

00:07:05.101 --> 00:07:06.311
‫کدوم مبل رو برای خریدن انتخاب میکردن

00:07:06.381 --> 00:07:08.401
‫خانم و آقای جیمز ترنچارد

00:07:08.801 --> 00:07:10.641
‫دوشیزه سوفیا ترنچارد

00:07:14.811 --> 00:07:17.751
‫-شما که شعبده باز رو دعوت نکردید؟
‫-منظورت چیه؟

00:07:17.951 --> 00:07:20.961
‫اون تامین کننده اصلی ولینگتونه
‫اینجا چکار میکنه؟

00:07:21.241 --> 00:07:23.211
‫تدارکات چی دوک ولینگتون؟

00:07:23.611 --> 00:07:25.861
‫من یک بازرگان تامین کننده رو
‫به مجلس رقصم دعوت کردم؟

00:07:25.891 --> 00:07:29.301
‫خاله عزیز من، شما یکی از
‫وفادارترین کمک رسانان به دوک

00:07:29.331 --> 00:07:32.421
‫-در جنگش برای پیروزی رو دعوت کردید
‫-تو به من کلک زدی، ادموند

00:07:32.451 --> 00:07:34.681
‫و من دوست ندارم
‫کسی من رو یک احمق فرض کنه

00:07:34.951 --> 00:07:37.341
‫امیدوارم مادرت از
‫دست من عصبانی نشه

00:07:40.541 --> 00:07:42.041
‫این از لطف شماست، دوشس

00:07:42.071 --> 00:07:45.161
‫اصلا، خانم ترنچارد

00:07:45.611 --> 00:07:48.271
‫من شنیدم که شما با
‫خواهرزاده من خیلی مهربون بودید

00:07:48.441 --> 00:07:50.351
‫دیدن لرد بلاسیس همیشه
‫لذت بخشه

00:07:50.671 --> 00:07:54.171
‫این همه مرد جوان
‫اینقدر دور از خانه، طفلکی های بیچاره

00:07:55.521 --> 00:07:57.101
‫خب، این شعبده باز ما نیست

00:07:58.081 --> 00:08:02.361
‫شب خوش...عالی....اممم....بانو....بزرگ....امم

00:08:03.191 --> 00:08:07.181
‫-...دوک
‫-میتونم دخترم سوفیارو معرفی کنم؟

00:08:08.921 --> 00:08:11.811
‫دوشیره ترنچارد میتونم شمارو
‫تا سالن رقص همراهی کنم؟

00:08:16.261 --> 00:08:17.351
‫فکر کردم نمیای اینجا

00:08:17.381 --> 00:08:19.381
‫احمق نشو
‫ما خیلی زود رسیدیم

00:08:19.511 --> 00:08:21.321
‫یک ساعت دور از تو
‫مثل یه عمر میگذره

00:08:21.351 --> 00:08:22.751
‫تو اونو تو یه کتاب خوندی

00:08:23.031 --> 00:08:25.811
‫واقعا ممکنه ادموند جدی باشه؟

00:08:27.151 --> 00:08:31.491
‫مادره زیادی مضحک نیست
‫پدره کاملا نفرت انگیزه

00:08:31.521 --> 00:08:33.011
‫بعدا با ادموند صحبت میکنم

00:08:33.391 --> 00:08:36.331
‫تا زمانی که مجلس رقص تمام بشه
‫و دختره رفته باشه صبر کن

00:08:37.351 --> 00:08:40.721
‫و دعا کن کارولین هرگز متوجه نشه
‫که من اون رو به اینجا دعوت کردم

00:08:41.201 --> 00:08:45.471
‫والاحضرت
‫شاهزاده اورانژ

00:09:04.251 --> 00:09:06.091
‫چرا اون رو عالیجناب
‫صدا نکردی؟

00:09:06.491 --> 00:09:08.621
‫عالیجناب برای
‫خدمتکاران و افسرانه

00:09:08.651 --> 00:09:10.401
‫نه برای یک مهمانی خصوصی

00:09:10.781 --> 00:09:13.031
‫اما من همیشه دوک ولینگتون رو
‫عالیجناب خطاب کرده ام

00:09:13.311 --> 00:09:14.781
‫چون تو تدارکات چی اون هستی

00:09:14.811 --> 00:09:16.341
‫پس امشب نباید بهش بگم عالیجناب؟

00:09:16.371 --> 00:09:17.851
‫اگه تو با زورزدن دعوت نامه های
‫مارو نگرفته بودی

00:09:17.881 --> 00:09:20.331
‫الان تو این موقعیت حساس نبودی

00:09:20.361 --> 00:09:22.331
‫چی امشب شعبده بازرو به اینجا کشونده؟

00:09:23.171 --> 00:09:26.211
‫-اهه، دوشس مارو به اینجا دعوت کردند
‫-واقعا، اون این کارو کرده؟

00:09:26.241 --> 00:09:28.571
‫و تا به اینجا شب
‫لذت بخشی بوده؟

00:09:29.071 --> 00:09:30.411
‫اوه، بله، عالیجناب

00:09:31.851 --> 00:09:35.571
‫اما صحبت خیلی زیادی درباره
‫پیشروی بناپارت شده

00:09:35.601 --> 00:09:37.691
‫خب، برای همینه که اینقدر دیر کردیم

00:09:38.321 --> 00:09:40.101
‫به نظر میرسه فردا میریم

00:09:41.991 --> 00:09:45.021
‫درست متوجه شدم که
‫این بانوی جذاب خانم ترنچارد هستند؟

00:09:45.871 --> 00:09:49.581
‫-آرامش شما بسیار دلگرم کننده است، دوک
‫-پونسونبی

00:09:50.971 --> 00:09:52.861
‫شما با شعبده باز آشنایی دارید؟

00:09:53.851 --> 00:09:56.431
‫یه امید درخواست برای تامین مردانم
‫زمان زیادی رو پشت در

00:09:56.461 --> 00:09:58.701
‫دفتر ایشون میگذرونم.

00:09:59.181 --> 00:10:01.941
‫خانم ترنچارد، اجازه دارم
‫سر ویلیام پونسونبی رو معرفی کنم؟

00:10:01.971 --> 00:10:04.121
‫پونسونبی، ایشون همسر شعبده باز هستند

00:10:04.281 --> 00:10:06.671
‫امیدوارم شعبده باز با شما
‫مهربان تر از من باشه

00:10:20.481 --> 00:10:22.281
‫کار فوق العاده ایه، دوشس

00:10:22.311 --> 00:10:25.261
‫باخره این پدر من بود که "گوردون هایلندر" رو پرورش داد
‫**گوردون هالیندر: یک گردان پیاده نظام بریتانیایی **

00:10:25.291 --> 00:10:27.881
‫پس افسر فرماندهی اونها
‫چطور میتونست مخالفت کنه؟

00:10:28.351 --> 00:10:29.441
‫واقعا چطور؟

00:10:53.951 --> 00:10:55.791
‫اگر میخواهی، کمی بخور

00:10:56.741 --> 00:10:58.931
‫مادرم داره میاد تا
‫بین مارو بهم بزنه

00:11:00.091 --> 00:11:01.681
‫چرا اون اینقدر با من مخالفه؟

00:11:01.711 --> 00:11:03.971
‫اون مطمئنه که هیچ چیز خوبی
‫نمیتونه از این دربیاد

00:11:04.261 --> 00:11:07.061
‫خب، ما باید بهش ثابت کنیم
‫که اشتباه میکنه

00:11:07.961 --> 00:11:10.621
‫لرد بلاسیس، شما نباید اجازه بدید
‫سوفیا شمارو در اختیار بگیره

00:11:10.651 --> 00:11:11.721
‫شما باید دوستان بسیار زیادی اینجا داشته باشید

00:11:11.751 --> 00:11:14.261
‫که از فرصت شنیدن صدای شما خوشحال خواهند شد

00:11:14.291 --> 00:11:17.821
‫نگران نباشید، خانم ترنچارد
‫من جایی هستم که میخوام باشم

00:11:18.291 --> 00:11:20.051
‫همه چیز خیلی خوبه، سرورم

00:11:20.351 --> 00:11:22.481
‫اما سوفیا اعتباری داره که باید حفظ بشه

00:11:22.651 --> 00:11:25.431
‫و لطف شما در توجه تون
‫ممکنه این اعتبار رو به خطر بندازه

00:11:25.881 --> 00:11:28.351
‫ماما، کاش یکم رو یخورده عقل داشتن من حساب میکردید

00:11:29.291 --> 00:11:30.201
‫کاش میتونستم

00:11:30.231 --> 00:11:32.971
‫سروران من، خانم ها و آقایان

00:11:33.721 --> 00:11:36.241
‫شام آماده سرو است

00:12:20.721 --> 00:12:22.381
‫تو، شعبده باز
‫با ما بیا

00:12:22.761 --> 00:12:26.241
‫والاحضرت ها، عالیجنابان
‫سروران من، خانم ها و آقایان

00:12:26.271 --> 00:12:30.311
‫با اینکه بسیار از برهم زدن سرگرمی های
‫فوق العاده دوشس پشیمانم

00:12:30.391 --> 00:12:32.931
‫باید از کسانی که در بین شما یونیفرم برتن دارند
‫خواهش کنم که اینجا را ترک کنند

00:12:32.961 --> 00:12:34.701
‫لحظه موعود به ما نزدیکه

00:12:52.211 --> 00:12:53.521
‫ممکن است که برای لحظه ای یک اتاق در اختیار ما باشد؟

00:12:54.051 --> 00:12:55.111
- ‫پونسونبی، نقشه رو داری؟
- ‫بله

00:13:00.511 --> 00:13:02.421
‫یک پیغام از بارون رِبِک
‫برای اورانژ آمده

00:13:02.451 --> 00:13:06.461
‫بناپارت جاده شارلروی تا
‫بروکسل رو رد کرده

00:13:06.491 --> 00:13:07.601
‫و داره نزدیک تر میشه

00:13:07.631 --> 00:13:10.251
‫من به ارتش دستور دارم تا روی
‫کواتر برا تمرکز کنن

00:13:10.281 --> 00:13:11.691
‫اما ما نباید آنجا متوقفش کنیم

00:13:11.721 --> 00:13:14.421
‫شما میتونید. تا روشنی
‫روز چند ساعتی دارید

00:13:14.991 --> 00:13:17.741
‫اگه نتونم، پس مجبور میشم
‫اینجا باهش بجنگم

00:13:17.771 --> 00:13:20.701
‫در واترلو. اون موقع به کمک تو
‫نیاز دارم شعبده باز

00:13:20.731 --> 00:13:23.031
‫ما به خاطر نبود تدارکات شکست نمیخوریم

00:13:23.111 --> 00:13:24.671
‫تو مرد باهوشی هستی، ترنچارد

00:13:25.211 --> 00:13:27.461
‫زمانی که جنگ ها به پایان رسیدند
‫باید از استعدادهات به خوبی استفاده کنی

00:13:27.491 --> 00:13:29.311
‫من باور دارم که تو پتانسیل پیشرفت رو داری

00:13:29.781 --> 00:13:31.071
‫عالیجناب خیلی مهربان هستند

00:13:31.411 --> 00:13:34.351
‫اما حواست با چیزهای بی ارزش
‫جامعه پرت نشه

00:13:34.381 --> 00:13:36.511
‫تو باهوش تر از اونایی
‫یا باید باشی

00:13:38.401 --> 00:13:39.401
‫کافیه

00:13:39.961 --> 00:13:40.961
‫بیایید آماده بشیم

00:13:53.461 --> 00:13:54.681
‫من باید به قرار گاه بروم

00:13:54.811 --> 00:13:57.131
‫تو و سوفیارو به کالسکه میرسونم و
‫خودم پیاده میام

00:13:57.311 --> 00:13:59.451
‫-این جنگ آخره؟
‫-به گمونم

00:13:59.911 --> 00:14:02.171
‫سالهاست به خودمون گفتیم هر
‫زدوخوردی نبرد آخره

00:14:02.201 --> 00:14:05.221
‫اما من این بار واقعا باور دارم که
‫آخرین باره. سوفیا کجاست؟

00:14:06.011 --> 00:14:08.861
‫حداقل هیچ کس حماقت و
‫بی احتیاطی اونها رو به یاد نخواهد آورد

00:14:08.911 --> 00:14:11.911
‫فقط تا من شال هارو میارم
‫بیارش دم در عزیزم

00:14:12.511 --> 00:14:15.051
‫احمق نشو، عزیز دلم
‫هیچ اتفاقی برای ما نمیفته

00:14:15.081 --> 00:14:17.861
‫-ما خوش شانس ترین زوج روی زمین هستیم
‫- ما عاشق ترینیم

00:14:17.891 --> 00:14:19.811
‫و وقتی برگردم

00:14:20.211 --> 00:14:22.751
‫ما به همه ترس های تو میخندیم و
‫شادی میکنیم. بهت قول میدم

00:14:22.781 --> 00:14:24.581
‫وهیچ مرد نجیب زاده ای
‫از حرفش برنمی گرده

00:14:24.611 --> 00:14:25.671
‫دقیقا

00:14:29.311 --> 00:14:30.311
‫سوفیا....

00:14:32.621 --> 00:14:33.621
‫مراقبش باشید

00:14:55.911 --> 00:15:00.101
‫-این دیگه چه؟ تو میدونستی اون باید بره
‫-موضوع اون نیست

00:15:01.791 --> 00:15:05.431
‫عزیزم. تو باید خودتو کنترل کنی
‫با من بیا، سریع

00:15:14.121 --> 00:15:16.341
‫الان برید. من وقتی بتونم برمیگردم

00:15:46.559 --> 00:15:50.309
‫-تا کی ادامه پیدا میکنه؟
‫-تا وقتی یه طرف پیروز بشه

00:15:50.689 --> 00:15:52.969
‫اما من فکر نمی کنم که
‫الان بتونه خیلی طول بکشه

00:15:54.059 --> 00:15:56.639
‫اگه پاپا خبر بفرسته، بهم میگید، نه؟

00:15:56.669 --> 00:16:00.789
‫البته، اما اون الان سرش شلوغ تر از اونه
‫که به ما فکر کنه

00:16:01.009 --> 00:16:04.629
‫اگه ناپلئون پیروز بشه ما باید قبل از
‫اینکه سربازاش شهر رو غارت کنن باید فرار کنیم؟

00:16:06.619 --> 00:16:09.249
‫الیور ، عزیزم، میری
‫یه شال برای ماما بیاری؟

00:16:20.139 --> 00:16:21.499
‫ما نباید اونو بترسونیم

00:16:21.909 --> 00:16:23.389
‫شما چطور میتونید اینقدر آروم باشید؟

00:16:24.209 --> 00:16:25.799
‫چه انتخاب دیگه ای دارم؟

00:16:25.959 --> 00:16:28.789
‫میخوام بدونم تو خیابون و فریاد بکشم

00:16:28.819 --> 00:16:32.059
‫مهمون من باش، شک دارم هیچ کس بهت توجهی بکنه

00:16:33.149 --> 00:16:34.669
‫اما تا اونجایی....

00:16:35.209 --> 00:16:36.979
‫فقط دعا کن که اونها سالم برگردن خانه

00:17:46.919 --> 00:17:49.839
‫کم کم داشتم فکر میکردم که
‫آیا دیگه هیچ وقت دوباره تورو می بینم

00:17:50.439 --> 00:17:51.479
‫ما تونستیم

00:17:52.619 --> 00:17:53.749
‫بونی فراریه

00:17:54.229 --> 00:17:56.069
‫دوباره میگم، خدارو شکر

00:17:59.229 --> 00:18:00.419
‫اخبار بیشتری هست

00:18:05.509 --> 00:18:07.389
‫همه از جنگ برنگشتن

00:18:07.609 --> 00:18:10.419
‫منم همین تصور رو دارم
‫طفلکی های بیچاره

00:18:11.319 --> 00:18:13.059
‫دوک برونزویک مرده

00:18:13.899 --> 00:18:16.849
‫لرد هی، سر ویلیام پونسونبی....

00:18:18.149 --> 00:18:19.509
‫خب، ما باید برای اونها دعا کنیم

00:18:19.679 --> 00:18:22.399
‫احساس میکنم حضور ما آن شب اونجا
‫مارو به همه اونها پیوند داده

00:18:22.429 --> 00:18:23.429
‫دقیقا

00:18:23.949 --> 00:18:25.159
‫دقیقا....

00:18:28.319 --> 00:18:30.809
‫یه کشته دیگه هم هست که

00:18:31.559 --> 00:18:33.679
‫مجور نیستی تصور کنی بهش متصلی

00:18:36.899 --> 00:18:38.539
‫ویسکون بلاسیس

00:18:42.279 --> 00:18:45.829
‫اینو نگو. این رو نگو

00:18:46.699 --> 00:18:49.149
‫-اونا مطمئنن؟
‫-من به میدان نبرد رفتم

00:18:49.829 --> 00:18:51.509
‫بعد از اینکه جنگ بالاخره تمام شد

00:18:53.559 --> 00:18:55.319
‫و صحنه بسیار وحشتناکی هم بود

00:18:56.849 --> 00:19:00.819
‫بدن ها همه جا افتاده بودن
‫صدای ناله های مجروحین

00:19:02.089 --> 00:19:05.959
‫لاشخور ها به اجساد توک میزدند

00:19:06.579 --> 00:19:08.309
‫چرا رفتی؟

00:19:09.939 --> 00:19:10.939
‫کار

00:19:12.079 --> 00:19:13.439
‫همیشه چرا من هرکاری رو انجام میدم؟

00:19:14.569 --> 00:19:16.449
‫باید اندازه چیزی رو که از دست
‫رفته بود تعیین میکردم

00:19:19.199 --> 00:19:21.249
‫شنیدم بلاسیس در فهرست
‫کشته ها بود

00:19:21.279 --> 00:19:22.919
‫درخواست کردم ببینمش، برای همین

00:19:23.939 --> 00:19:24.939
‫...بله، من مطمئنم

00:19:29.559 --> 00:19:30.669
‫سوفیا چطوره؟

00:19:31.119 --> 00:19:33.249
‫از زمان مجلس رقص
‫سایه ای از خودشه

00:19:34.329 --> 00:19:37.889
‫بدون شک از همین اخباری که باید الان بهش بدیم
‫وحشت داره

00:19:38.469 --> 00:19:39.529
‫من بهش میگم

00:19:41.479 --> 00:19:43.519
‫من....من فکر میکنم که من باید بگم
‫من مادرش هستم

00:19:43.549 --> 00:19:45.199
‫نه، من بهش میگم

00:19:45.809 --> 00:19:48.889
‫تو میتونی بعدا بری پیشش
‫کجاست؟

00:19:49.329 --> 00:19:50.419
‫در باغ

00:20:34.529 --> 00:20:38.529
‫بلگراویا - لندن

00:20:41.529 --> 00:20:45.529
‫بیست و شش سال بعد

00:21:10.109 --> 00:21:11.109
‫خانم ترنچارد

00:21:11.489 --> 00:21:13.729
‫دوشس بدفرود منتظر من هستند

00:21:23.379 --> 00:21:25.309
‫خانم جیمز ترنچارد

00:21:29.809 --> 00:21:32.549
‫خانم ترنچارد
‫چقدر خوب که توانستید بیایید

00:21:32.739 --> 00:21:36.619
‫دوک به من گفتند که آقای ترنچارد بسیار
‫مضطرب بودند که شما باید بیایید

00:21:36.649 --> 00:21:39.889
‫دوشس، دوک همیشه با آقای ترنچارد مهربان بوده اند

00:21:40.039 --> 00:21:41.759
‫حالا، شما کسی رو اینجا می شناسید؟

00:21:41.789 --> 00:21:44.059
‫لطفا نگران نباشید
‫من به خوبی میتونم از پسش بربیام

00:21:44.089 --> 00:21:47.519
‫من خیلی به چای عصرانه
‫ابداع شما علاقه مندم

00:21:47.549 --> 00:21:49.739
‫به نظر میرسه که بال و پر گرفته

00:21:50.539 --> 00:21:53.599
‫-عالیجناب
‫-لطفا من رو ببخشید؟

00:22:05.529 --> 00:22:06.529
‫ممنونم

00:22:12.869 --> 00:22:14.779
‫اوه، خوب نگهش داشتید

00:22:14.979 --> 00:22:18.049
‫واقعا
‫این چای تازه مد شده چیه؟

00:22:18.079 --> 00:22:21.049
‫نه که من از یک میان وعده سبک
‫که تا وقت شام سیر نگهت داره بدم بیاد

00:22:21.079 --> 00:22:23.029
‫اما چرا نمیشه سر میز بنشینیم؟

00:22:23.059 --> 00:22:24.779
‫فکر میکنم نکته این است که
‫آدم یکجا گیر نیفتاده‌باشه

00:22:24.809 --> 00:22:27.169
‫ما همه میتونیم حرکت کنیم و
‫با هر کس که دلمون میخواد صحبت کنیم

00:22:27.199 --> 00:22:29.539
‫خب، من دوست دارم با شما صحبت کنم

00:22:30.629 --> 00:22:34.539
‫خانم ترنچارد، به من اجازه بدید شمارو به
‫خانم کارور و خانم شوت معرفی کنم

00:22:34.569 --> 00:22:36.899
‫اونها خیلی مشتاق هستند شمارو بشناسند

00:22:36.929 --> 00:22:38.609
‫نمیخواهی من رو معرفی کنی؟

00:22:41.059 --> 00:22:44.069
‫ایشون دوشس مادر
‫دوشس ریچموند هستند

00:22:44.179 --> 00:22:46.999
‫می توانم خانم جیمز
‫ترنچارد رو معرفی کنم؟

00:22:47.029 --> 00:22:50.269
‫و حالا لطفا به من اجازه بدید
‫شما رو به خانم کارور و خانم شوت معرفی کنم

00:22:50.299 --> 00:22:53.939
‫اون رو قاپ نزن
‫فکر میکنم خانم ترنچارد رو میشناسم

00:22:53.969 --> 00:22:55.939
‫شما حافظه فوق العاده ای دارید
‫دوشس

00:22:56.269 --> 00:22:58.669
‫من فکر میکردم که انقدر تغییر کردم
‫که به جا آورده نشوم

00:22:58.699 --> 00:23:01.279
‫اما حق با شماست
‫ما همدیگر رو ملاقات کردیم

00:23:01.329 --> 00:23:04.209
‫من در مجلس رقص شما در بروکسل
‫پیش از جنگ واترلو بودم

00:23:04.239 --> 00:23:06.979
‫-شما در اون مجلس رقص مشهور بودید؟
‫-بله

00:23:07.009 --> 00:23:09.329
‫اما من فکر میکردم که همین اواخر بوده که....

00:23:11.329 --> 00:23:13.739
‫باید برم ببینم که همه
‫هرچیزی رو که میخواهند دارند

00:23:15.659 --> 00:23:17.339
‫شمارو به خوبی یادمه

00:23:17.369 --> 00:23:19.329
‫اگه اینطوره، تحت تاثیر قرار گرفتم

00:23:19.669 --> 00:23:21.899
‫البته، ما واقعا همدیگر رو نمیشناختیم
‫میشناختیم؟

00:23:21.929 --> 00:23:22.929
‫نه

00:23:23.499 --> 00:23:25.359
‫من و شوهرم با خواهش و تمنا مهمان شما شدیم

00:23:25.389 --> 00:23:30.009
‫یادمه. خواهرزاده مرحوم من
‫عاشق دختر شما بود

00:23:30.039 --> 00:23:33.089
‫شاید. دختر من قطعا عاشق
‫او بود

00:23:33.119 --> 00:23:34.899
‫دختر شما این روزها چطوره؟

00:23:34.929 --> 00:23:37.629
‫میدونید، به یاد میارم که
‫بسیار زیبا بود

00:23:38.049 --> 00:23:39.459
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

00:23:40.929 --> 00:23:43.839
‫مثل لرد بلاسیس
‫سوفیا مرده

00:23:43.869 --> 00:23:45.739
‫تنها چند ماه بعد از مجلس رقص

00:23:46.799 --> 00:23:51.009
‫-پس، او هرگز ازدواج نکرد؟
‫-نه. هیچ وقت ازدواج نکرد

00:23:51.529 --> 00:23:52.529
‫متاسفم

00:23:53.449 --> 00:23:54.449
‫واقعا متاسفم

00:23:56.409 --> 00:24:00.329
‫مسخره است
‫اون رو به خوبی به یاد میارم

00:24:00.629 --> 00:24:02.299
‫واقعا زیبا بود

00:24:03.469 --> 00:24:05.529
‫-شما فرزندان دیگری هم دارید؟
‫-اوه بله

00:24:05.559 --> 00:24:07.609
‫یک پسر، الیور، اما.....

00:24:07.639 --> 00:24:10.069
‫اما سوفیا عزیز دل شما بود

00:24:11.059 --> 00:24:13.249
‫میدونم ما باید از این داستان که

00:24:13.279 --> 00:24:14.789
‫ما همه فرزندانمون رو یه یک اندازه دوست
‫داریم، حمایت کنیم

00:24:14.819 --> 00:24:16.489
‫اوه، من حتی سعی هم نمی کنم

00:24:16.899 --> 00:24:18.969
‫من به چند تا از فرزندانم علاقه مندم

00:24:18.999 --> 00:24:21.409
‫با بیشتر بقیه اونها رابطه
‫نسبتا خوبی دارم

00:24:21.439 --> 00:24:25.299
‫اما دو تا بچه دارم که به شدت ازشون بدم میاد

00:24:27.019 --> 00:24:29.469
‫-چند فرزند دارید؟
‫-چهارده تا

00:24:29.529 --> 00:24:30.529
‫خدایا

00:24:31.269 --> 00:24:34.419
‫-پس، لقب دوک ریچموند کاملا در امانه
‫-اینطور به نظر میرسه

00:24:36.299 --> 00:24:41.909
‫خب، من خیلی اینجا موندم و
‫بهای اون رو پرداخت خواهم کرد

00:24:45.329 --> 00:24:48.679
‫از صحبتمون به عنوان یک یادآوری خوب از

00:24:48.709 --> 00:24:52.569
‫دوران هیجان انگیزتر، لذت بردم
‫خانم ترنچارد

00:24:52.619 --> 00:24:56.529
‫اما فکر میکنم این مزیت مهمانی چای
‫بردار، بذار زمینه

00:24:56.559 --> 00:24:58.849
‫میتونیم هر وقت دلمون میخواد بریم

00:24:58.879 --> 00:25:01.969
‫برای شما و خانواده شما
‫آروزی خوشی میکنم، عزیزم....

00:25:02.639 --> 00:25:05.679
‫هر طرفی که زمانی ممکنه بوده باشیم

00:25:05.819 --> 00:25:08.169
‫من هم همین رو به شما میگم، دوشس

00:25:43.564 --> 00:25:45.754
‫شما حرف های زیادی با خواهر من داشتید

00:25:47.664 --> 00:25:51.544
‫میزبان ما، به من گفت که
‫شما در آن مجلس رقص مشهور در بروکسل بودید

00:25:51.574 --> 00:25:53.284
‫بله، لیدی بروکنهارست

00:25:53.314 --> 00:25:55.564
‫بله، من لیدی بروکنهارست هستم

00:25:56.064 --> 00:25:58.024
‫و فکر میکنم شما
‫خاننم ترنچارد باشید

00:25:58.054 --> 00:25:59.674
‫مفتخرم که شما اسم من رو شنیدید

00:25:59.814 --> 00:26:01.024
‫حتما شنیدم

00:26:04.614 --> 00:26:06.704
‫این ها خیلی خوشمزه تر از اون هستن
‫که بشه مقاومت کرد

00:26:09.634 --> 00:26:11.654
‫خوردن این وقت روز
‫عجیب به نظر میرسه

00:26:11.684 --> 00:26:14.904
‫اما فکر میکنم وقتی زمان شام برسه
‫هنوز میل به خوردنش داریم

00:26:16.424 --> 00:26:17.424
‫لطفا....

00:26:21.284 --> 00:26:22.894
‫به من بگید، چرا شما در مجلس رقص بودید؟

00:26:23.124 --> 00:26:25.504
‫شما خواهرم و شوهرش رو میشناختید؟

00:26:26.404 --> 00:26:27.824
‫نه. نه واقعا

00:26:28.294 --> 00:26:33.434
‫من همیشه به عنوان تدارکات چی دوک ولینگتون و
‫همسرش از شما دو نفر شنیده بودم

00:26:33.744 --> 00:26:37.064
‫با دیدنتون امروز در اینجا
‫نمیدونم که آیا اطلاعات غلط شنیده بودم

00:26:37.094 --> 00:26:40.074
‫نه، گزارش به اندازه
‫کافی دقیق بوده

00:26:40.104 --> 00:26:43.224
‫آقای ترنچارد هنوز برای
‫مشتریانشون آذوقه تامین میکنند؟

00:26:43.254 --> 00:26:45.594
‫ایشون...باید در این کار خیلی خوب باشند

00:26:45.624 --> 00:26:48.454
‫بعد از اینکه از بروکسل برگشتیم

00:26:48.484 --> 00:26:52.454
‫اون با آقای کوبیت و برادرش شریک شد
‫پروژه های اونهارو مدیریت میکنه

00:26:52.644 --> 00:26:55.384
‫توماس کوبیت بزرگ؟
‫خدایا

00:26:55.414 --> 00:26:58.104
‫تصور میکنم که در آن زمان دیگه یک
‫نجار کشتی نبوده؟

00:26:58.134 --> 00:26:59.984
‫حق با شماست
‫اون از نجاری کارش رو شروع کرد

00:27:00.014 --> 00:27:02.554
‫اما روش جدیدی برای
‫ساخت و ساز طراحی کرد

00:27:02.584 --> 00:27:05.644
‫او از همه تجارت های مربوط به کار
‫استخدام کرد

00:27:05.674 --> 00:27:07.094
‫آجرچین، گچ برها

00:27:07.124 --> 00:27:10.094
‫-پس، کسانی که براشون کار میکرد...
‫-فقط باید دستور رو دریافت میکردند

00:27:10.124 --> 00:27:11.784
‫اون و برادرش به همه چیز نظارت داشتند

00:27:11.954 --> 00:27:13.044
‫خیلی تاثیرگذاره

00:27:13.994 --> 00:27:15.534
‫زمانی که آقای ترنچارد رو ملاقات کردند

00:27:15.564 --> 00:27:18.644
‫مشغول ساخت انستیتو لندن در
‫فینزبری بودن

00:27:18.674 --> 00:27:20.974
‫افتتاح انستیتو رو به یاد دارم

00:27:21.014 --> 00:27:22.904
‫برای ما خیلی شگفت انگیزه

00:27:23.174 --> 00:27:26.514
‫بعد از آن آنها روی
‫میدان تاویستوک

00:27:26.544 --> 00:27:30.004
‫-و چند معامله دیگه کار کردند
‫-تا زمانی که بلگراویارو ساختند

00:27:30.454 --> 00:27:35.044
‫این شهر پرزرق و برق برای ثروتمندان
‫که همه ما حالا در اون زندگی میکنیم

00:27:36.954 --> 00:27:38.074
‫خب، عجب داستانی

00:27:39.594 --> 00:27:43.094
‫شما یک زن از عصر جدید هستید
‫خانم ترنچارد

00:27:43.234 --> 00:27:46.594
‫-امیدوارم ناراحتتون نکرده باشم
‫-به هیچ وجه

00:27:48.044 --> 00:27:49.894
‫در مورد اونکه چرا ما در مجلس رقص بودیم...

00:27:50.584 --> 00:27:54.874
‫...یکی از افراد مورد علاقه خواهر شما
‫با ما دوست بود و اون بود که ترتیب دعوت مارو داد

00:27:54.904 --> 00:27:56.794
‫و این سوگلی کی بوده؟

00:27:57.624 --> 00:27:58.704
‫ممکنه من بشناسمش؟

00:28:00.904 --> 00:28:04.274
‫بگید، خانم ترنچارد
‫خجالتی نباشید. لطفا

00:28:04.304 --> 00:28:05.624
‫شما اون رو خیلی خوب میشناسید

00:28:06.724 --> 00:28:08.244
‫اون فرد لرد بلاسیس بود

00:28:08.964 --> 00:28:11.134
‫و شما؟
‫شما پسر من رو خوب میشناختید؟

00:28:12.454 --> 00:28:15.164
‫خانم ترنچارد، میشه بیایید و با...

00:28:15.194 --> 00:28:18.044
‫من رو ببخش عزیزم، من و خانم ترنچارد مشغول صحبت هستیم

00:28:25.624 --> 00:28:26.934
‫خب، داشتید می گفتید؟

00:28:28.264 --> 00:28:31.984
‫فقط اینکه دخترم لرد بلاسیس رو
‫بهتر از ما می شناخت

00:28:32.224 --> 00:28:35.044
‫بروکسل آن زمان شبیه یک گلخانه بود

00:28:35.074 --> 00:28:37.064
‫هیچ کدوم ما نمیدونستیم
‫بعدا چه اتفاقی میفته

00:28:37.714 --> 00:28:40.484
‫بردگی انگلستان
‫یا پیروزی بریتانیا

00:28:41.294 --> 00:28:44.704
‫این عدم اطمینان فضایی رو خلق
‫کرده بود که....

00:28:44.984 --> 00:28:47.394
‫مست کننده، وحشی و مهیج بود

00:28:48.674 --> 00:28:50.644
‫و این خبر باید در هوا پیچیده بوده باشه که

00:28:50.674 --> 00:28:54.424
‫برخی از اون مردان جوان لبخند بر لب
‫ممکنه به خانه برنگردند

00:28:55.524 --> 00:28:56.524
‫بله

00:28:58.714 --> 00:29:00.274
‫اونها باید ازش لذت برده باشن...

00:29:01.894 --> 00:29:07.184
‫از شکوه و خطر
‫چون وقتی جوان هستی خطر فریبنده است

00:29:08.954 --> 00:29:10.174
‫پس، دخترتون الان کجاست؟

00:29:14.854 --> 00:29:16.494
‫سوفیا مرد

00:29:20.964 --> 00:29:22.704
‫اوه، اون رو نمیدونستم

00:29:22.854 --> 00:29:26.164
‫با فاصله کمی بعد از جنگ بود
‫پس الان زمان زیادی گذشته

00:29:26.914 --> 00:29:27.954
‫من خیلی متاسفم

00:29:30.944 --> 00:29:34.094
‫همه ادعا میکنن که می فهمن شما چه حسی دارید
‫اما من واقعا درک میکنم

00:29:35.234 --> 00:29:37.634
‫و فهمیدم که این درد هرگز از بین نمیره

00:29:41.174 --> 00:29:42.764
‫عجیبه، این برای من آرام کننده است

00:29:44.204 --> 00:29:47.314
‫میگن، اندوه عاشق هم نشینیه
‫و شاید همینطور باشه

00:29:50.804 --> 00:29:52.824
‫پس، شما ادموند رو به یاد دارید؟

00:29:53.564 --> 00:29:54.564
‫بسیار خوب

00:29:55.564 --> 00:29:58.404
‫اون با بقیه جوان ها به
‫خانه ما می آمد

00:29:58.854 --> 00:30:00.954
‫اون بسیار محبوب، جذاب

00:30:01.434 --> 00:30:04.354
‫خوش قیافه و تا جایی که میشد بامزه بود

00:30:04.384 --> 00:30:07.964
‫اوه بله
‫اون همه اون ویژگی ها و حتی بیشتر از اونهارو داشت

00:30:20.734 --> 00:30:22.984
‫شما فرزندان دیگری هم دارید؟
‫من خیلی متاسفم

00:30:23.014 --> 00:30:25.244
‫الان یادم آمد که ندارید
‫لطفا من رو ببخشید

00:30:25.934 --> 00:30:29.244
‫نه، وقتی ما بمیریم
‫هیچی از ما باقی نخواهد ماند

00:30:29.814 --> 00:30:30.934
‫هیچ اثری

00:30:33.404 --> 00:30:35.414
‫اما هنوز هم به ادموند افتخار میکنیم

00:30:36.254 --> 00:30:37.454
‫البته که همین طوره

00:30:38.934 --> 00:30:40.764
‫من دیگه میرم، خانم ترنچارد

00:30:41.094 --> 00:30:43.764
‫بیش از آنچه انتظار داشتم
‫از صحبتمون لذت بردم

00:30:46.694 --> 00:30:48.214
‫چه کسی به شما گفت من اینجا خواهم بود؟

00:30:50.454 --> 00:30:51.894
‫هیچ کس...من

00:30:52.364 --> 00:30:55.494
‫من از میزبانمون پرسیدم کسی که با
‫خواهرم صحبت میکنه کیه

00:30:55.974 --> 00:30:59.244
‫و اون اسم شمارو گفت
‫من کنجکاو بودم

00:31:00.774 --> 00:31:02.904
‫بارها از شما و دخترتون با من صحبت شده

00:31:02.934 --> 00:31:05.414
‫به نظر میرسید حیف باشه که
‫شانس دیدار رو از دست بدم

00:31:06.094 --> 00:31:07.694
‫امیدوارم متاسفم نباشید

00:31:09.164 --> 00:31:10.244
‫خوشحالم

00:31:12.334 --> 00:31:14.454
‫شما کاری کردید حس کنم
‫دوباره پسرم رو دیدم

00:31:15.694 --> 00:31:18.974
‫که در آخرین ساعات عمرش می رقصه و لاس میزنه
‫و خوش میگذرونه

00:31:20.694 --> 00:31:22.214
‫دوست دارم به اون فکر کرنم

00:31:24.124 --> 00:31:25.564
‫بهش فکر خواهم کرد

00:31:27.644 --> 00:31:28.694
‫پس، از شما ممنونم

00:31:40.124 --> 00:31:42.804
‫-آقای ویلکی چطور بود؟
‫-به اندازه کافی مودب

00:31:43.604 --> 00:31:46.184
‫یک سال بعد از اینکه پرتره من رو کشید

00:31:46.214 --> 00:31:48.804
‫پرتره ملکه جوان رو در
‫اولین جلسه شوراش نقاشی کرد

00:31:49.214 --> 00:31:51.564
‫الان باید دوبرابر چیزی رو که من دادم
‫برای استخدامش پراخت کنید

00:31:53.364 --> 00:31:55.284
‫تو فقط اونو به گدایی تشویق میکنی

00:31:55.774 --> 00:31:58.284
‫ماما، میدونید من تمام عصر تنها بودم؟

00:31:58.774 --> 00:32:01.464
‫مطمئنم که چیزهایی زیادی هستند که
‫میتونن توجه تورو جلب کنن

00:32:01.494 --> 00:32:02.504
‫موضوع این نیست

00:32:02.534 --> 00:32:04.264
‫منظورم اینه که من میتونستم
‫با شما بیام

00:32:04.294 --> 00:32:05.904
‫اگه بهم میگفتن شما کجا میرفتید

00:32:05.934 --> 00:32:09.414
‫-اما تو دعوت نشده بودی؟
‫-چه فرقی میکنه؟

00:32:09.774 --> 00:32:12.334
‫بیشتر زن ها جواب میدادن که خوشحال میشن دعوت رو بپذیرن

00:32:12.364 --> 00:32:15.454
‫-و اینکه دخترشون رو هم با خودشون میارن
‫-تو دختر من نیستی

00:32:17.294 --> 00:32:19.454
‫اون عروس شماست، مادر

00:32:19.494 --> 00:32:21.424
‫که در هر خانه دیگه ای
‫معنیش یکیه

00:32:21.454 --> 00:32:24.414
‫فکر نمی کنم که کار درستی بود که کسی رو
‫هر کسی رو

00:32:24.694 --> 00:32:26.784
‫به خانه زنی ببرم که خودمم به خوبی نمیشناسم

00:32:26.814 --> 00:32:30.414
‫یک دوشس که شما خیلی کم میشناسیدش
‫و من اصلا نمیشناسمش

00:32:31.094 --> 00:32:33.004
‫خب، کی اونجا بود؟
‫آدم جالبی بود؟

00:32:34.214 --> 00:32:36.244
‫من با دوشس ریچموند پیر حرف زدم

00:32:37.124 --> 00:32:40.334
‫درباره زمانمون در بروکسل و در مجلس رقص حرف زدیم

00:32:40.404 --> 00:32:42.934
‫-اوه، بله؟
‫-خواهرشم اونجا بود؟

00:32:44.254 --> 00:32:45.614
‫-منظورت مادر....
‫-بله

00:32:47.814 --> 00:32:50.524
‫-با اوونم حرف زدی؟
‫-بله

00:32:50.644 --> 00:32:52.094
‫-و چی میگفت؟
‫-بعدا بهت میگم

00:32:52.124 --> 00:32:54.024
‫نباید حوصله الیور و سوزان و سر ببریم

00:32:54.054 --> 00:32:56.134
‫من فقط حوصله ام سررفته که اونجا نبودم

00:32:58.254 --> 00:32:59.944
‫امروز توی دفتر ندیدمت
‫الیور

00:32:59.974 --> 00:33:01.504
‫-من نیومدم دفتر
‫-چرا؟

00:33:01.534 --> 00:33:03.694
‫رفتم به کار خیابان چپل سر بزنم

00:33:03.734 --> 00:33:05.184
‫چرا خانه هارو اینقدر کوچیک درست کردید؟

00:33:05.214 --> 00:33:08.024
‫-این به سود ضرر نمیزنه؟
‫-وقتی یک منطقه رو گسترش میدی

00:33:08.054 --> 00:33:09.854
‫باید برای کل تصویر ساختمان بسازی

00:33:09.884 --> 00:33:12.544
‫نمی تونی فقط قصر بسازی
‫باید برای حامیان شاهزاده ای

00:33:12.574 --> 00:33:14.814
‫هم که در قصرها زندگی میکنند، خانه بسازی

00:33:14.844 --> 00:33:17.024
‫برای کارمندان و مدیران
‫و خدمتکاران ارشد

00:33:17.054 --> 00:33:19.464
‫بعد باید برای کالسکه ها و کالسکه چی ها
‫هم کلبه باشه

00:33:19.494 --> 00:33:22.504
‫همه اینها فضا میخوان
‫اما این فضا خوب استفاده شده

00:33:22.534 --> 00:33:25.284
‫شما فکر بیشتری راجع به اینکه ما کجا
‫زندگی کنیم کردید، پدر؟

00:33:25.334 --> 00:33:28.454
‫خب، من خوشحال میشم هر کدوم از واحدهای خالی
‫چستر رو که انتخاب کنید به شما بدم

00:33:29.774 --> 00:33:31.024
‫اونا یکم دلگیر و کوچک نیستن؟

00:33:31.054 --> 00:33:33.654
‫اون درست میگه. اونا برای
‫مهمان داری زیادی کوچیکن

00:33:33.774 --> 00:33:35.854
‫و من فکر میکنم به عنوان پسر شما
‫جایگاهی دارم که باید حفظ بشه

00:33:35.884 --> 00:33:39.334
‫اونا از اولین خونه ای که من و مادرت
‫توش زندگی میکردیم دلبازترن

00:33:39.574 --> 00:33:42.264
‫من متفاوت از اون طوری که شما زندگیتون رو
‫شروع کردید بار اومدم

00:33:42.294 --> 00:33:45.334
‫اگه انتظارات بیشتری داشته باشم، این شمایید که باید
‫اونها رو برای من برآورده کنید

00:33:45.644 --> 00:33:46.854
‫خب، خب

00:33:47.334 --> 00:33:50.044
‫به نظر میرسه امشب از هر طرف داریم شکست میخوریم

00:33:50.644 --> 00:33:53.264
‫ماه آینده در گلنویل خواهیم بود
‫امیدوارم شما بیایید

00:33:53.294 --> 00:33:55.334
‫شاید بتونید یکی دو هفته بمونید؟

00:33:56.574 --> 00:33:58.044
‫اگه بتونیم میاییم

00:33:58.604 --> 00:34:01.224
‫-راه زیادیه
‫-خب، تو چی الیور؟

00:34:01.254 --> 00:34:03.454
‫-تو همیشه گلنویل رو دوست داشتی
‫-درسته

00:34:04.694 --> 00:34:07.454
‫اما خب....خب سوزان
‫خیلی مسافر خوبی نیست

00:34:07.644 --> 00:34:09.784
‫شرمنده ام اما اون راست میگه

00:34:09.814 --> 00:34:12.664
‫دو ساعت توی کالسکه بشینم
‫یه روز طول میکشه تا حالم جا بیاد

00:34:12.694 --> 00:34:15.464
‫برای همین سه روز توی کالسکه
‫باید واقعا پرزحمت باشه

00:34:15.494 --> 00:34:18.524
‫وقتی میدونم شما اینقدر دوست دارید
‫خیلی بدم میاد که ناامیدتون کنم

00:34:18.644 --> 00:34:20.544
‫گمونم احساس میکنم من اون خونه رو به زندگی برگردوندم

00:34:20.574 --> 00:34:22.384
‫و در ازای اون
‫خانه من رو به زندگی برگردونده

00:34:22.414 --> 00:34:24.294
‫منظورتون بعد از مرگ سوفیاست؟

00:34:26.204 --> 00:34:27.374
‫من میرم بالا

00:34:31.644 --> 00:34:35.004
‫زیادی سر شراب شیرین نشین
‫خدمتکارا باید بیان جمع و جور کنن

00:34:43.684 --> 00:34:45.294
‫نمی تونید کنترلش کنی؟

00:34:46.814 --> 00:34:48.044
‫ظاهرا نه

00:34:48.764 --> 00:34:52.574
‫یه جوری میگه "چستر رو نه" انگار که
‫ارباب با وبا تهدیدش کرده

00:34:52.604 --> 00:34:55.694
‫"برای آدم حسابیایی مثل من زیادی تنگ و دلگیره!"

00:34:55.724 --> 00:34:57.654
‫و باید قیافه ارباب رو می دیدید وقتی

00:34:57.684 --> 00:35:00.684
‫به آقای الیور پیشنهاد کرد که
‫یکم کار کنه

00:35:01.284 --> 00:35:03.984
‫امیدوارم هیچ چیز نامناسبی در
‫این اتاق جریان نداشته باشه

00:35:04.014 --> 00:35:05.214
‫نه، آقای تورتن

00:35:05.494 --> 00:35:07.914
‫خانم و آقای ترنچارد دستمزد مارو میدن

00:35:08.134 --> 00:35:11.524
‫و به خاطر اون باید
‫با اونها با احترام رفتار بشه موریس

00:35:11.894 --> 00:35:13.214
‫یله، آقای تورتن

00:35:19.334 --> 00:35:21.344
‫البته اونا چیزی که وانمود میکنن هستن
‫نیستن

00:35:21.374 --> 00:35:23.614
‫وقتی تنهان مشخص ترم میشه

00:35:23.644 --> 00:35:27.424
‫آقای ترنچارد قابل احترام، مودب و صادقه در معامله است
‫آقای تورتن

00:35:27.454 --> 00:35:30.544
‫آقای مایلز پیشخدمت مخصوص اربابه
‫پس اون باید بدونه

00:35:30.574 --> 00:35:33.564
‫من چیزهای خیلی بدتری در
‫خانه های افراد دارای عنوان و لقب دیدم

00:35:33.644 --> 00:35:37.774
‫نمیخوام مخالفت کنم اقای مایلز
‫اما من با آقای الیور احساس همدردی میکنم

00:35:37.854 --> 00:35:39.424
‫اونها، آقای الیور رو مانند یک نجیب زاده بار آوردن

00:35:39.454 --> 00:35:41.694
‫اما حالا ظاهرا به این خاطر که میخواد
‫یک نجیب زاده باشه ازش متنفرن

00:35:41.724 --> 00:35:43.864
‫چرا آقای الیور باید درخواست خانه و عمارتی

00:35:43.894 --> 00:35:45.174
‫که بزرگ تر از خانه والدینش هستند
‫رو داشته باشه؟

00:35:45.204 --> 00:35:47.134
‫اون چیکار کرده که اونارو بدست بیاره؟
‫اون چیزیه که من دوست دارم بدونم

00:35:47.164 --> 00:35:50.214
‫نجیب زادگان خانه های خودشون رو بدست نمیارن
‫آقای مایلز

00:35:50.724 --> 00:35:53.064
‫-اونهارو به ارث میبرن
‫-موافقم

00:35:53.094 --> 00:35:56.494
‫چرا آقای الیور نباید یک خانه
‫مناسب برای مهمان داری داشته باشه؟

00:35:56.534 --> 00:35:58.174
‫همسرش به اندازه کافی پول سر میز آورده
‫**جهیزیه نقد بسیار زیادی داشته**

00:35:58.204 --> 00:36:01.824
‫این غیر منطقیه که ارباب اونهارو
‫مجبور کنه تو یه قفس خرگوش زندگی کنن

00:36:01.854 --> 00:36:06.384
‫متاسفم که این رو میگم، دوشیزه اسپیر
‫و خوشحالم که شما فکر میکنید اون کارفرمایی خوبیه

00:36:06.414 --> 00:36:09.694
‫اما به نظر من خانم الیور بسیار مشکل پسنده

00:36:09.724 --> 00:36:10.734
‫به نکته خوبی اشاره کرد

00:36:10.764 --> 00:36:14.214
‫با این همه فیس و افاده اش
‫آدم فکر میکنه اینفانتای اسپانیاست

00:36:14.244 --> 00:36:16.684
‫اما من هیچ وقت هیچ
‫دردسری با بانو نداشتم

00:36:16.894 --> 00:36:20.214
‫اون آدم روراستیه
‫و من دلیلی برای شکایت ندارم

00:36:20.244 --> 00:36:21.604
‫از شنیدنش خوشحالم

00:36:21.644 --> 00:36:23.614
‫ما باید کمی با ارباب همدردی کنیم

00:36:23.644 --> 00:36:26.414
‫سخته تو یه نسل
‫با این چیزا کنار بیای

00:36:26.854 --> 00:36:28.464
‫در این مورد با شما موافقم، دوشیزه الیس

00:36:28.494 --> 00:36:31.084
‫ما به این چیزا به یه چشم نگاه
‫نمی کنیم، آقای تورتن

00:36:31.644 --> 00:36:33.214
‫باید در تفاوت داشتنمون موافقت کنیم

00:36:41.311 --> 00:36:43.691
‫البته که تو نمی تونی به اون بگی!
‫از چی حرف میزنی؟

00:36:43.721 --> 00:36:46.571
‫اما وقتی اون گفت
‫"هیچی از ما باقی نخواهد موند"

00:36:46.601 --> 00:36:48.451
‫تو هم به اندازه من تحت تاثیر قرار میگرفتی

00:36:48.481 --> 00:36:49.611
‫چی، پس تو خوشت میاد که سوفیا

00:36:49.641 --> 00:36:53.041
‫به عنوان یک...یک فاحشه به یادآورده بشه؟

00:36:53.201 --> 00:36:55.891
‫من ازش میخوام که این راز رو حفظ کنه

00:36:55.921 --> 00:36:57.561
‫البته که من نمی تونم مجبورش کنم
‫اما....

00:36:59.441 --> 00:37:03.081
‫...ما این حق رو داریم که ازش مخفی
‫کنیم یه نوه پسر داره؟

00:37:03.751 --> 00:37:06.041
‫ما برای بیشتر از ربع قرن مخفیش کردیم

00:37:07.001 --> 00:37:08.191
‫من این کارو ممنوع میکنم

00:37:08.791 --> 00:37:11.201
‫نمیذارم خاطره دختر ما خدشه دار بشه

00:37:11.231 --> 00:37:15.321
‫قطعا نه به دست مادرش
‫و اون سگم از روی تختت بردار!

00:38:14.601 --> 00:38:15.601
‫چی شده؟

00:38:17.351 --> 00:38:19.001
‫من دارم بچه دارم میشم

00:38:22.001 --> 00:38:23.001
‫چی؟

00:38:25.001 --> 00:38:26.231
‫کی؟

00:38:27.201 --> 00:38:28.791
‫فکر میکنم آخر فوریه

00:38:29.791 --> 00:38:31.881
‫-نمیدونی؟
‫-آخر فوریه

00:38:34.871 --> 00:38:37.191
‫باید بابت این از لرد بلاسیس
‫تشکر کنم؟

00:38:42.791 --> 00:38:46.671
‫بی عقل نادون احمق

00:38:47.351 --> 00:38:50.721
‫چطور این اتفاق افتاد؟
‫چطور...چطور تونستی بذاری این اتفاق بیفته؟

00:38:50.751 --> 00:38:52.191
‫من فکر کردم ما ازدواج کرده بودیم

00:38:52.231 --> 00:38:54.171
‫تو نمی دونستی که به اجازه پدرت نیاز داری

00:38:54.201 --> 00:38:56.611
‫تا اون ازدواج قانونی باشه؟
‫تو فقط هجده سالته!

00:38:56.641 --> 00:38:58.361
‫پاپا اجازه داد

00:39:01.271 --> 00:39:02.271
‫پدرت...

00:39:02.921 --> 00:39:04.151
‫پدرت میدونست؟

00:39:04.681 --> 00:39:06.171
‫اون میدونست ادموند میخواست با
‫پیش از اینکه به جنگ برگرده

00:39:06.201 --> 00:39:09.921
‫با من ازدواج کنه
‫و اجازه داد

00:39:10.231 --> 00:39:13.961
‫ادموند یه کشیش پیدا کرد
‫تا تو یه کلیسای کوچیک نزدیک شهر مارو به عقد هم دربیاره

00:39:14.831 --> 00:39:19.041
‫حالا شمارو زن و شوهر اعلام میکنم

00:39:20.161 --> 00:39:22.961
‫-میشه همو ببوسیم؟
‫- با داعای خیر من

00:39:28.521 --> 00:39:31.081
‫-ما واقعا زن و شوهریم؟
‫-قطعا

00:39:35.601 --> 00:39:37.921
‫بعدش ما از اونجا خارج شدیم
‫و به اقامتگاه ادموند رفتیم

00:39:38.161 --> 00:39:39.711
‫اون موقع این اتفاق افتاد

00:39:40.271 --> 00:39:42.561
‫تصور میکنم که اون مراسم الکی بوده؟

00:39:42.961 --> 00:39:45.961
‫من شک نداشتم، نه حتی برای یک لحظه

00:39:47.441 --> 00:39:49.531
‫ادموند درست تا لحظه ای که ما داشتیم

00:39:49.561 --> 00:39:51.891
‫شب شروع نبرد از مجلس رقص خاله اش خارج

00:39:51.921 --> 00:39:53.321
‫میشدیم از عشق و آینده ما حرف میزد

00:39:54.001 --> 00:39:55.561
‫پس، کی فهمیدی؟

00:39:57.121 --> 00:39:58.881
‫وقتی وارد خیابان شدیم

00:39:59.271 --> 00:40:01.561
‫یه گروه افسر سواره اونجا بودن

00:40:01.791 --> 00:40:06.481
‫که یونیفرم های پیاده نظام سبک
‫پنجاه و دوم، گردان ادموند رو بر تن داشت

00:40:08.481 --> 00:40:09.561
‫و ؟

00:40:09.751 --> 00:40:12.711
‫یکی از اونا کشیشی بود که مارو عقد کرد

00:40:15.561 --> 00:40:16.841
‫اون یه سرباز بود

00:40:16.871 --> 00:40:20.011
‫یکی از دوستان ادموند که تغییر لباس داده
‫بود تا منو فریب بده!

00:40:20.041 --> 00:40:23.491
‫حالا میفهمم که چی اون شب
‫تورو به اون روز انداخته بود

00:40:23.521 --> 00:40:26.361
‫فکر کردم فقط به خاطر اینه که
‫لرد بلاسیس به جنگ رفته

00:40:26.391 --> 00:40:29.401
‫اون لحظه که اون مردو دیدم
‫دونستم که فریب خوردم

00:40:29.601 --> 00:40:32.191
‫من تو راه یه آینده طلایی بودم

00:40:32.311 --> 00:40:35.521
‫من یه دختر احمق بودم که
‫مثل یه زن خیابونی ازش اسفاده شده بود

00:40:36.311 --> 00:40:39.361
‫گمونم به این فکر که ادموند ممکنه توضیح بده چنگ زده بودم

00:40:39.391 --> 00:40:41.361
‫اما پیش از اینکه فرصت پیدا کنه
‫در جنگ کشته شد

00:40:43.391 --> 00:40:45.231
‫کی فهمیدی ازش حامله ای؟

00:40:46.561 --> 00:40:48.321
‫اولش زیربارش نمیرفتم

00:40:48.921 --> 00:40:53.551
‫عین یه زن دیوانه بودم داروهای احمقانه مصرف میکردم
‫به یه کولی یه سکه شاهی** دادم
‫** سکه طلای قدیمی به ارزش یک پونداسترلینگ

00:40:53.581 --> 00:40:56.271
‫و چیزی گرفتم که مطمئنم
‫آب و شکر بوده

00:40:56.751 --> 00:40:59.191
‫اما همه اونا ناموفق بودن
‫هنوز حامله ام

00:41:00.751 --> 00:41:02.231
‫به پدرت چی گفتی؟

00:41:03.871 --> 00:41:05.601
‫میدونه گول خوردم

00:41:06.481 --> 00:41:09.241
‫اون روز صبح که خبر مرگ
‫ادموندو برام آورد بهش گفتم

00:41:09.271 --> 00:41:11.271
‫اما فکر میکنه
‫از زیرش در فتم

00:41:19.081 --> 00:41:23.751
‫باید بریم شمال، یه جایی دور از چشم
‫تا جیمز برای بچه یه کاری بکنه

00:41:25.201 --> 00:41:27.671
‫تا فردا یه داستانی سرهم میکنم
‫اما...

00:41:29.161 --> 00:41:30.971
‫...امشب با پدرت حرف میزنم

00:41:31.001 --> 00:41:32.561
‫خیلی بهش سخت نگیر

00:41:33.041 --> 00:41:34.531
‫این به همون اندازه که رویای اون بود
‫خیال منم بود

00:41:34.561 --> 00:41:36.241
‫تو یه دختر جوونی
‫باید رویا داشته باشی

00:41:36.271 --> 00:41:37.481
‫اون یک پدره

00:41:39.081 --> 00:41:41.631
‫به خاطر خدا
‫اون پدر توئه

00:41:41.721 --> 00:41:43.881
‫اون باید تو رو در مقابل
‫باور کردن اونا حفظ میکرد

00:42:14.561 --> 00:42:16.671
‫خانم کاسون برگشتید

00:42:17.121 --> 00:42:19.131
‫میترسم که بچه
‫خیلی زود به دنیا اومد

00:42:19.161 --> 00:42:21.481
‫-کمی بعد از اینکه شما رفتید
‫-سالمه؟

00:42:21.751 --> 00:42:22.961
‫به نظر سالم میاد

00:42:24.481 --> 00:42:25.791
‫اما خانم کاسون

00:42:28.961 --> 00:42:30.961
‫...ما نمی تونیم جلوی خون ریزی رو بگیریم

00:42:35.481 --> 00:42:39.041
‫من اینجام، بگو چیکار میتونم بکنم

00:42:39.271 --> 00:42:40.791
‫پسرمو دیدی؟

00:42:41.041 --> 00:42:44.151
‫دکتر میگه اون خیلی سالم و باهوشه
‫عزیزدلم

00:42:44.721 --> 00:42:47.601
‫اما ما حالا باید روی تو تمرکز کنیم

00:42:47.871 --> 00:42:49.481
‫مراقبش باشید، باشه؟

00:42:50.271 --> 00:42:53.601
‫-خب، ما با هم ازش مراقبت میکنیم
‫-بهم قول بده، ماما

00:42:54.391 --> 00:42:57.441
‫هرکی اونو برد پیش خودش، مطمئن بشید
‫که دوستش داشته باشن

00:42:59.831 --> 00:43:03.321
‫بیا قتی حالت خوبه و استراحت کردی
‫درباره اش حرف بزنیم

00:43:03.871 --> 00:43:08.041
‫به پاپا بگو دوستش دارم و
‫اونو سرزنش نکن

00:43:08.271 --> 00:43:10.231
‫به خاطر هیچ کدوم اینا
‫خواهش میکنم

00:43:16.161 --> 00:43:17.751
‫و منو به یاد داشته باش

00:43:21.081 --> 00:43:22.671
‫اوه، فرزند عزیزم

00:43:23.831 --> 00:43:26.711
‫انگار که من میتونم هرروز
‫زندگیم به تو فکر نکنم

00:43:27.961 --> 00:43:32.601
‫اما حالا تو باید استراحت کنی
‫و وقتی بیدار شدی

00:43:36.311 --> 00:43:37.311
‫سوفیا....

00:43:40.871 --> 00:43:42.191
‫اوه، عزیزترینم

00:43:43.441 --> 00:43:47.151
‫-سوفی! سوفیا!
‫-فکر میکنم که همه یچز تمام شده، خانم کاسون

00:43:49.161 --> 00:43:50.671
‫تمام شده

00:44:25.671 --> 00:44:32.671
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:44:32.695 --> 00:44:39.695
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.