﻿WEBVTT

00:00:07.291 --> 00:00:10.947
‫میزبانمون بهم‌میگه شما در آن
‫مجلش رقص‌مشهور بروکسل بودید

00:00:10.949 --> 00:00:13.150
‫چقدر عجیب که در آستانه جنگ

00:00:13.150 --> 00:00:14.790
‫درباره مجلس رقص صحبت می‌کنیم

00:00:14.792 --> 00:00:15.872
‫هیچ اتفاقی برای ما نمیفته

00:00:15.874 --> 00:00:18.274
‫-ما خوش‌شانس‌ترین زوج دنیاییم!
‫-ما عاشق‌ترینیم!

00:00:18.276 --> 00:00:19.795
‫شما پسر من‌رو خوب میشناختید؟

00:00:19.796 --> 00:00:21.679
‫اون بزرگ‌ترین پسر یک ارله، عزیزم

00:00:21.679 --> 00:00:23.880
‫اون نمیتونه برای خوشایند
‫دلش خودش زنش رو انتخاب کنه

00:00:23.882 --> 00:00:26.082
‫این باید پیش از اونکه
‫آسیب جبران ناپذیری پیش بیاد تمام بشه

00:00:26.082 --> 00:00:29.166
‫یه کشته دیگه هم هست که نیازی نیست
‫ارتباطت با اون‌رو تصور کنی

00:00:29.167 --> 00:00:30.808
‫ویسکون بلاسیس

00:00:32.569 --> 00:00:33.851
‫شما فرزندان دیگری هم دارید؟

00:00:33.852 --> 00:00:36.933
‫نه. وقتی ما بریم
‫هیچ‌چیز از ما باقی نمی‌مونه

00:00:36.933 --> 00:00:38.816
‫من دارم بچه‌دار میشم

00:00:38.816 --> 00:00:41.577
‫البته که نمی‌تونی بهش بگی!
‫داری از چی حرف میزنی؟

00:00:41.579 --> 00:00:46.463
‫ما حق داریم از اون زن مخفی کنیم که
‫یه نوه پسر داره؟

00:00:46.465 --> 00:00:48.706
‫مراقبش باش، باشه؟

00:00:48.746 --> 00:00:50.869
‫بهم قول بده، ماما

00:00:54.478 --> 00:01:01.478
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:44.902 --> 00:01:58.902
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:59.160 --> 00:02:00.442
‫خانم‌ کاسون؟

00:02:01.482 --> 00:02:03.568
‫مسئولان کفن‌ و دفن اینجا هستن

00:02:05.086 --> 00:02:07.568
‫پرستار خانم بلِیک‌رو تمیز کرده

00:02:07.569 --> 00:02:12.073
‫اگه مایل باشید پیش از اینکه ببرنش،
‫اون‌رو ببینید

00:02:14.495 --> 00:02:18.666
‫فهمیدم که شما برای بچه تدارک دیدید؟

00:02:19.139 --> 00:02:22.422
‫شوهرم برای آینده این
‫پسر تامین کرده

00:02:22.423 --> 00:02:25.593
‫مرگ سوفیا برنامه‌رو تغییر نمیده

00:02:27.588 --> 00:02:29.229
‫شما کاملا مطمئن هستید؟

00:02:30.991 --> 00:02:32.832
‫اون‌رو نمی‌بینید؟

00:02:32.873 --> 00:02:35.710
‫من قصد ندارم در زندگی اون
‫بچه نقشی ایفا کنم

00:02:37.438 --> 00:02:41.526
‫ممکنه سخت به نظر بیاد، اما.....
‫بهترین کاره

00:02:42.363 --> 00:02:46.326
‫من در حافظه شما نقش غمگینی
‫ایفا کردم خانم‌کاسون

00:02:46.327 --> 00:02:50.491
‫و زمانی که شما به جنوب برگردید
‫ما دیگه همدیگه‌رو نخواهیم دید

00:02:50.491 --> 00:02:52.327
‫اما اون من‌رو گستاخ میکنه

00:03:07.027 --> 00:03:09.909
‫این همه چیزی هست که از
‫دخترتون برای شما باقی مانده

00:03:09.910 --> 00:03:13.234
‫داستانی نیست که بتونید سرهم کنید

00:03:13.273 --> 00:03:15.475
‫که به شما اجازه بده این
‫بچه‌رو مانند فرزندتون‌بزرگ کنید؟

00:03:15.476 --> 00:03:18.228
‫ترتیبش داده‌شده، آقای ترن.....

00:03:19.360 --> 00:03:22.362
‫....آقای کاسون جایی‌رو پیدا کرده که
‫بچه در اون بزرگ بشه

00:03:22.363 --> 00:03:25.616
‫بدون لکه ننگ و درحالی که همه‌چیز به نفعشه

00:03:26.206 --> 00:03:29.048
‫سوفیا این برنامه‌رو می‌دونست
‫و باهاش موافق بود، پس....

00:03:29.049 --> 00:03:31.051
‫کار از کار گذشته

00:03:32.892 --> 00:03:34.894
‫من نمی‌تونم تغییری در اون بدم

00:03:59.039 --> 00:04:00.625
‫نخوابیدی؟

00:04:01.722 --> 00:04:03.243
‫نه زیاد

00:04:03.284 --> 00:04:07.204
‫برگشتم به بِیکوِل
‫اون همه سال پیش

00:04:10.371 --> 00:04:11.812
‫دوران غمگینی بود

00:04:14.296 --> 00:04:15.696
‫غمگین بود

00:04:17.738 --> 00:04:19.740
‫چرا نگهش نداشتیم؟

00:04:20.660 --> 00:04:23.623
‫دکتر اسمایلی که از سوفیا مراقبت میکرد
‫میخواست اون کارو بکنیم و اون حق داشت

00:04:23.625 --> 00:04:25.904
‫ما میتونستیم به هزار جور توضیح
‫فکر کنیم

00:04:25.906 --> 00:04:28.829
‫نیازی نبود هیچ‌کس حقیقت‌رو
‫بفهمه

00:04:30.270 --> 00:04:32.111
‫چرا الان اینو میگی؟
‫کاریه که شده

00:04:32.111 --> 00:04:35.234
‫خانم‌ و آقای پوپ زندگی و
‫تحصیلات خوبی برای اون فراهم‌کردن

00:04:35.234 --> 00:04:36.436
‫تو اون کارو کردی

00:04:36.477 --> 00:04:39.400
‫اما اونا بدون سایه شک
‫اون بچه‌رو بزرگ کردن

00:04:39.400 --> 00:04:42.442
‫و اونم اونارو از بی‌فرزندی نجات داد

00:04:42.442 --> 00:04:43.922
‫برای همه خوب بود

00:04:43.924 --> 00:04:47.287
‫اذیتت نمی‌کنه که ما اونو نمی‌شناسیم؟

00:04:47.287 --> 00:04:49.569
‫ما نوه خودمون‌رو بیشتر از اونکه لیدی بروکنهارست

00:04:49.569 --> 00:04:53.072
‫بشناسه، نمیشناسیم

00:04:54.375 --> 00:04:57.962
‫خواهش میکنم، بذار همه‌چیز همین طور که هستن
‫بمونن، ازت خواهش میکنم

00:04:58.419 --> 00:05:00.180
‫اون الان یه مرده، خودش راهشو میسازه

00:05:00.180 --> 00:05:02.342
‫حتی اگه ما بزرگش کرده‌بودیم

00:05:02.342 --> 00:05:04.704
‫نقش ما تموم شده‌بود

00:05:17.597 --> 00:05:20.720
‫"لیدی بروکنهارست عزیز

00:05:20.761 --> 00:05:25.687
‫مایلم که در

00:05:27.408 --> 00:05:30.090
‫زمانی مناسب

00:05:30.131 --> 00:05:33.613
‫به خدمت شما برسم‌.

00:05:34.696 --> 00:05:36.457
‫من بسیار

00:05:36.457 --> 00:05:38.618
‫قدردان خواهم بود

00:05:38.659 --> 00:05:43.264
‫اگر شما بتوانید

00:05:44.345 --> 00:05:47.709
‫فرصتی پیدا کنید که تنها باشیم

00:05:51.391 --> 00:05:53.794
‫با احترام

00:05:53.835 --> 00:05:55.955
‫آن ترنچارد"

00:06:09.291 --> 00:06:11.891
‫-خانم ترنچارد
‫-آه

00:06:11.932 --> 00:06:14.175
‫بیایید داخل، خانم ترنچارد

00:06:14.213 --> 00:06:15.696
‫اینجا کنار من بنشینید

00:06:17.299 --> 00:06:19.739
‫امیدوارم آتش در تابستان
‫اذیتتون نکنه

00:06:19.741 --> 00:06:21.993
‫من همیشه سردمه

00:06:24.103 --> 00:06:26.066
‫بیچی اون تصویر رو زمان ازدواجم کشید

00:06:26.067 --> 00:06:29.149
‫در سال
‫۱۷۹۲

00:06:29.190 --> 00:06:30.752
‫هفده ساله بودم

00:06:30.790 --> 00:06:33.353
‫میگفتند بسیار شبیهه، اما....

00:06:33.353 --> 00:06:36.356
‫البته
‫هیچ‌کس نمیتونه الان اون‌رو بگه

00:06:39.960 --> 00:06:41.761
‫لطف کردید که اجازه دادید بیام

00:06:41.763 --> 00:06:44.243
‫نامه شما به موقع به
‫دستم رسید

00:06:44.243 --> 00:06:47.207
‫صبح زود به لیمینگتون در
‫همپشایر خواهیم‌رفت

00:06:47.208 --> 00:06:50.090
‫آنجا جایی هست که شما
‫در روستا زندگی‌ میکنید؟

00:06:50.091 --> 00:06:55.263
‫آتجا جایی هست که خانواده شوهرم
‫برای چند قرن زندگی کرده‌اند

00:06:56.217 --> 00:06:57.885
‫لیدی بروکنهارست...

00:07:01.302 --> 00:07:03.623
‫...به نظر میرسه من
‫از رازی خبر دارم که

00:07:03.624 --> 00:07:06.427
‫که پیش شوهرم قسم خوردم
‫هرگز برملا نکنم

00:07:06.427 --> 00:07:11.432
‫و به راستی اگه اون میدونست من
‫اینجا هستم به شدت عصبانی میشه

00:07:11.432 --> 00:07:12.553
‫بله؟

00:07:14.571 --> 00:07:16.252
‫در مهمانی چای دوشس

00:07:16.254 --> 00:07:18.655
‫شما گفتید که زمانی که شما
‫و شوهرتون نباشید

00:07:18.655 --> 00:07:20.137
‫هیچ‌چیز از شما باقی
‫نخواهد ماند

00:07:20.138 --> 00:07:21.778
‫بله

00:07:23.181 --> 00:07:25.518
‫خب، اون کاملا درست نیست

00:07:26.903 --> 00:07:28.626
‫پیش از مرگ سوفیا

00:07:28.665 --> 00:07:32.253
‫دخترم یک فرزند به دنیا آورد

00:07:32.431 --> 00:07:33.952
‫یک پسر

00:07:33.993 --> 00:07:36.079
‫پسر لرد بلاسیس

00:07:43.281 --> 00:07:45.282
‫دوشس بدفورد بسیار خرسند خواهد شد

00:07:45.283 --> 00:07:48.646
‫که ببیند ابداع او
‫در جاهای دیگر استفاده می‌شود

00:07:48.646 --> 00:07:50.367
‫بیشتر از آنچه فکر میکردم
‫از آن خوشم اومد

00:07:50.367 --> 00:07:54.039
‫و حالا هرروز تقلیدی
‫از اون رو اجرا میکنم

00:07:55.052 --> 00:07:58.055
‫ممنون، خودمون
‫میتونیم از خودمون پذیرایی کنیم

00:08:02.660 --> 00:08:06.143
‫پس، این پسره
‫الان‌ کجاست؟

00:08:06.184 --> 00:08:08.602
‫من تنها میدونم که اون
‫پسر الان یک مرده

00:08:09.266 --> 00:08:11.429
‫در آخرین تولدش بیست و
‫پنج ساله بود

00:08:11.470 --> 00:08:14.071
‫و چه شکلیه؟

00:08:15.313 --> 00:08:17.731
‫باید بگم که نمی‌تونم‌بگم

00:08:19.957 --> 00:08:22.079
‫آقای ترنچارد....

00:08:22.120 --> 00:08:25.162
‫نوزاد رو به یک
‫کشیش سپرد

00:08:25.162 --> 00:08:28.686
‫و حالا اون به اسم چارلز پوپ
‫شناخته میشه

00:08:28.686 --> 00:08:31.449
‫ما هرگز ارتباطمون‌رو علنی نکردیم

00:08:31.449 --> 00:08:33.210
‫خودش هیچی‌ نمیدونه

00:08:33.211 --> 00:08:35.333
‫کارش چیه؟

00:08:35.374 --> 00:08:39.963
‫ما میخواستیم مانند پدرخوانده‌اش
‫ملبس باشه

00:08:40.178 --> 00:08:44.182
‫اما به باور من
‫بیشتر تاجرمسلک بود

00:08:44.222 --> 00:08:45.822
‫بیشتر از اون چیزی نمی‌دونم

00:08:45.823 --> 00:08:47.585
‫مثل شوهرتون

00:08:47.625 --> 00:08:50.149
‫خب، نمیشه تعجب کرد

00:08:50.188 --> 00:08:51.869
‫خون خودش‌رو نشان میده

00:08:54.712 --> 00:08:58.395
‫امیدوارم شما خیلی درباره
‫سوفیا فکر بدی نکنید

00:08:58.397 --> 00:09:01.650
‫باید از خاطره اون دختر محافظت کنید
‫بچه بیچاره

00:09:02.080 --> 00:09:03.961
‫ما سعی میکنیم که
‫سرزنشش نکنیم

00:09:03.962 --> 00:09:05.629
‫اون قابل ترحمه

00:09:05.643 --> 00:09:09.685
‫در اون فضای پیش از جنگ بروکسل

00:09:09.687 --> 00:09:12.568
‫هرکسی میتونست برای لحظه‌ای
‫عقل و منطق خودش‌رو از دست بده

00:09:12.570 --> 00:09:14.155
‫من اون‌رو سرزنش نمی‌کنم

00:09:15.213 --> 00:09:17.798
‫و اون عقلشو از دست نداد

00:09:18.136 --> 00:09:20.456
‫اون باور داشت که با لرد
‫بلاسیس ازدواج کرده

00:09:20.458 --> 00:09:23.620
‫اون بهش کلک زد که باور کنه
‫ازدواج اتفاق افتاده

00:09:23.621 --> 00:09:25.062
‫ببخشید؟

00:09:25.064 --> 00:09:26.664
‫اون بهش کلک زد

00:09:26.704 --> 00:09:28.226
‫اون سرش‌رو شیره مالید

00:09:28.266 --> 00:09:31.949
‫اون یک افسر همکارش‌رو اورد تا
‫وانمود کنه کشیشه

00:09:31.951 --> 00:09:34.551
‫و سوفیا تا وقتی که کار
‫از کار گذشته‌بود، نفهمید

00:09:34.552 --> 00:09:36.153
‫من باور نمیکنم

00:09:36.154 --> 00:09:39.677
‫این به نفع شماست
‫اما حقیقت داره

00:09:39.717 --> 00:09:40.958
‫من میدونم چطوره

00:09:40.960 --> 00:09:44.041
‫دختر شما داشت نقشه می‌کشید تا
‫پسر بیچاره منو گیر بندازه

00:09:44.042 --> 00:09:46.203
‫بدون شک با تشویق والدینش

00:09:46.205 --> 00:09:50.167
‫منظورتون اینه لرد بلاسیس
‫قادر به همچین کاری نبود؟

00:09:50.168 --> 00:09:51.568
‫قطعا همین فکرو میکنن

00:09:51.569 --> 00:09:54.571
‫اون حتی فکر همچین
‫چیزی هم به ذهنش نمی‌رسید

00:09:54.572 --> 00:09:56.732
‫لرد بارکلی پدرخوانده‌اش نبود؟

00:09:56.734 --> 00:09:58.570
‫شما این‌رو از کجا می‌دونید؟

00:09:59.657 --> 00:10:01.497
‫یک شب که لرد بلاسیس برای شام

00:10:01.499 --> 00:10:03.421
‫پیش ما بود، ازش حرف زد

00:10:03.421 --> 00:10:06.823
‫گفتی زمانی که لرد بارکلی مادر بچه‌هاش‌رو
‫اغوا کرده‌بود

00:10:06.824 --> 00:10:09.786
‫از یکی از دوستاش خواسته بود
‫نقش یک کشیش رو بازی کنهد

00:10:09.787 --> 00:10:13.629
‫تا اون بتونه دختر بی‌خبررو به
‫رختخواب بکشونه

00:10:13.631 --> 00:10:15.232
‫ازتون خواهش میکنم به من نگید که

00:10:15.234 --> 00:10:20.405
‫لرد بلاسیس نمی‌تونسته حتی
‫فکر همچین چیزی‌رو بکنه

00:10:24.923 --> 00:10:27.364
‫پسر من به دست یک دختر جاه‌طلب

00:10:27.365 --> 00:10:29.525
‫که میخواست از بلبشوی جنگ استفاده کنه

00:10:29.527 --> 00:10:32.809
‫تا ازدواجی حتی ورای رویاهای پدرش
‫داشته باشه، اغوا شد

00:10:32.810 --> 00:10:33.889
‫خب، اون دختر شکست خورد

00:10:33.890 --> 00:10:36.093
‫پسرم اون‌زن‌رو به عنوان معشوقه
‫خودش گرفت، خب که چی؟

00:10:36.094 --> 00:10:38.534
‫اون یه مرد بود، اون دختر یه هرزه بود

00:10:38.536 --> 00:10:40.418
‫این اتفاقا میفته

00:10:41.659 --> 00:10:43.581
‫اه، جنکینز

00:10:43.621 --> 00:10:47.375
‫لطفا خانم ترنچاردرو به پایین هدایت کن
‫ایشون دارن میرن

00:10:53.791 --> 00:10:55.392
‫جالبه، فکر‌ میکردم شما با

00:10:55.393 --> 00:10:57.714
‫چند تا داستان احساسی درباره
‫پسرم میایید

00:10:57.715 --> 00:11:00.478
‫چند داستان شاد درباره
‫آخرین روزهای زندگی اون در دنیا

00:11:00.478 --> 00:11:03.920
‫اولین بار که همدیگه‌رو دیدیم
‫به خوبی ازش صحبت می‌کردید

00:11:03.921 --> 00:11:07.845
‫من اونطور که میشناختمش
‫ازش صحبت کردم

00:11:07.885 --> 00:11:09.926
‫اما باید صادق می‌بودم

00:11:09.927 --> 00:11:12.889
‫اگه هیچ آرامشی میده،
‫باید بگم هیچ‌کس به اندازه من از کاری که

00:11:12.890 --> 00:11:15.560
‫آخرش معلوم شد از عهده اون براومده جانخورد

00:11:21.899 --> 00:11:23.101
‫باید بپرسم

00:11:24.502 --> 00:11:26.023
‫شما راز من‌رو نگه میدارید؟

00:11:26.024 --> 00:11:27.986
‫میتونم قول شمارو داشته باشم؟

00:11:29.068 --> 00:11:30.909
‫البته

00:11:30.948 --> 00:11:34.868
‫چرا باید بی‌آبرویی پسر مرحومم‌رو
‫علنی کنم؟

00:12:01.028 --> 00:12:02.470
‫امروز چطوره؟

00:12:02.510 --> 00:12:05.031
‫نیومده پایین
‫هنوز تو اتاقشه

00:12:05.032 --> 00:12:06.993
‫ارباب باید به تنهایی نهار بخوره

00:12:06.995 --> 00:12:07.996
‫متاسفم

00:12:08.035 --> 00:12:10.036
‫وقتی از میدان بلگِرِیو برگشت

00:12:10.037 --> 00:12:11.238
‫مثل ژله می‌لرزید

00:12:11.240 --> 00:12:13.200
‫قسم میخورم از اون موقع
‫که اومده سردرد داشته

00:12:13.200 --> 00:12:16.123
‫-والرین استفاده کردی؟
‫-استفاده کردم؟ اونقدر بهش دادم که

00:12:16.125 --> 00:12:17.964
‫موندم چطور قاطی نکرده

00:12:17.964 --> 00:12:19.806
‫و نخوابیده

00:12:19.807 --> 00:12:22.449
‫-گفته چی شده؟
‫-یه کلمه‌هم نگفته

00:12:22.450 --> 00:12:23.810
‫انگار گیج بود

00:12:23.811 --> 00:12:26.213
‫فقط سگ‌رو بغل کرده‌بود
‫و تو صندلیش تاب میخورد

00:12:26.213 --> 00:12:28.815
‫گمونم شما اونو تو همچین
‫شرایط سختی دیدید، نه دوشیزه الیس؟

00:12:28.816 --> 00:12:31.578
‫گمونم دیدم
‫چقدرم که برای من خوب بوده

00:12:31.579 --> 00:12:34.101
‫شما اینجا ناراحت نیستی
‫هستید؟

00:12:34.101 --> 00:12:35.342
‫خب....

00:12:37.146 --> 00:12:39.826
‫...مطمئن نیستم که انتخاب درستو کرده باشم

00:12:39.827 --> 00:12:42.190
‫به جین کرافت
‫ندیمه دوشیزه سوفیا نگاه کن

00:12:42.191 --> 00:12:45.712
‫الان یه زن خانه‌داره
‫با کل خدمتکارا زیردستش

00:12:45.713 --> 00:12:47.274
‫منم میتونستم اونطور باشم

00:12:47.276 --> 00:12:50.695
‫آره، اما شما اونو میخواستید
‫دوشیزه الیس؟

00:12:50.997 --> 00:12:53.085
‫مطمئن نیستم چی میخوام

00:13:14.261 --> 00:13:17.864
‫کم‌کم داره به نظر میرسه که پیل این انتخابات‌رو میبره

00:13:17.865 --> 00:13:21.067
‫انگار ملبورن تو راه رفتنه

00:13:21.070 --> 00:13:22.909
‫اون (ملکه) از این خوشش نمیاد

00:13:22.909 --> 00:13:25.632
‫به باور من شاهزاده (شوهر ملکه)
‫سررابرت پیل رو ترجیح میده

00:13:25.633 --> 00:13:27.468
‫معلومه، اون آلمانیه

00:13:29.598 --> 00:13:30.917
‫فراموش نکردی که

00:13:30.917 --> 00:13:34.756
‫استفان و گریس برای شام
‫اینجا خواهند بود؟

00:13:34.801 --> 00:13:36.721
‫جان‌رو هم‌میارن؟

00:13:37.246 --> 00:13:39.487
‫فکر میکنم. اون پیش اونهاست

00:13:39.488 --> 00:13:42.130
‫اَه
‫اونا پول میخوان

00:13:42.169 --> 00:13:44.411
‫ممنونم، جنکینز

00:13:46.615 --> 00:13:48.117
‫واقعا که، پِرِگرین

00:13:50.017 --> 00:13:52.419
‫ما نباید هیچ رازی از
‫خودمون داشته‌باشیم؟

00:13:52.419 --> 00:13:54.820
‫تو نگران جنکینز نیستی،
‫هستی؟

00:13:54.821 --> 00:13:57.063
‫اون بیشتر از اونچه من میدونم
‫درباره این خانواده میدونه

00:13:57.063 --> 00:13:59.346
‫من نگران اون نیستم، اما‌....

00:13:59.348 --> 00:14:01.470
‫آزمایش کردن اون بی‌ادبانه است

00:14:01.510 --> 00:14:02.909
‫چه خوشمون بیاد یا نیاد

00:14:02.910 --> 00:14:04.551
‫استفان برادر و وارث توئه

00:14:04.552 --> 00:14:07.515
‫و باید حداقل در انظار عمومی
‫با احترام باهاش برخورد بشه

00:14:07.516 --> 00:14:09.956
‫اما به خدا نه در جمع خصوصی

00:14:35.544 --> 00:14:38.585
‫-جنکینز، لرد کجاست؟
‫-برای قدم زدن رفتن، قربان

00:14:38.586 --> 00:14:40.866
‫شام تا سی دقیقه بعد از چهار
‫سرو نمیشه

00:14:40.867 --> 00:14:43.510
‫اه،
‫گفتم‌که خیلی زود رسیدیم

00:14:43.512 --> 00:14:45.793
‫این روزا هیچ‌کس در لندن
‫زودتر از شش شام نمیخوره

00:14:45.794 --> 00:14:48.635
‫برای همینه اونا چای
‫خوردنو شروع کردن

00:14:48.636 --> 00:14:50.319
‫ما در لندن نیستیم

00:14:50.357 --> 00:14:52.600
‫آره، صد حیف

00:15:01.330 --> 00:15:02.769
‫جنکینز؟ یکی دیگه بده

00:15:02.771 --> 00:15:04.773
‫-آب گازدار قربان؟
‫-بله

00:15:13.140 --> 00:15:15.142
‫مونده بودیم چی شدی

00:15:15.142 --> 00:15:16.783
‫میتونم بهتون بگم‌که
‫چه بلایی سرم میاد

00:15:16.784 --> 00:15:18.706
‫اگه دستم به پول نرسه

00:15:18.707 --> 00:15:21.108
‫خب، خیلی طول نکشید

00:15:21.109 --> 00:15:23.029
‫فکر‌کردم حداقل به پودینگ میرسیم

00:15:23.029 --> 00:15:26.633
‫قبل اینکه دستتو دراز کنی،
‫چی شده؟

00:15:26.634 --> 00:15:28.719
‫ما در مزرعه پایین بودیم

00:15:29.438 --> 00:15:31.560
‫جان؟ میگفتی؟

00:15:31.600 --> 00:15:34.161
‫جدی میگم
‫هیچی براش باقی نمونده

00:15:34.161 --> 00:15:35.603
‫هیچ برای چی؟

00:15:35.604 --> 00:15:38.445
‫خب، دستمزد خیاط و
‫اجاره آلبانی

00:15:38.447 --> 00:15:40.327
‫آلبانی؟
‫مادرت اجاره اونجارو نمیده؟

00:15:40.329 --> 00:15:42.809
‫-و صورت‌حساب بیشتر خیاط ؟
‫-بله

00:15:42.811 --> 00:15:44.732
‫نمیدونم چطور یک مرد در
‫موقعیت من

00:15:44.733 --> 00:15:46.773
‫میتونه بدون هیچ لباسی فصل لندن‌رو
‫بگدرونه

00:15:46.774 --> 00:15:49.536
‫موقعیت تو؟
‫خدایا، کدوم موقعیت؟

00:15:49.536 --> 00:15:51.018
‫پرگرین!

00:15:51.057 --> 00:15:55.462
‫عادلانه نیست که انتظار
‫داشته باشی اون مثل یک ژنده‌پوش بگرده

00:15:55.464 --> 00:15:57.346
‫مخصوصا نه حالا

00:15:57.386 --> 00:15:59.628
‫چرا؟ الان چه خبره؟

00:15:59.667 --> 00:16:01.509
‫دلیل اومدن ما همینه

00:16:01.510 --> 00:16:04.430
‫یه دلیل دیگه هم برای اومدنمون هست

00:16:04.672 --> 00:16:05.754
‫ادامه بده

00:16:05.793 --> 00:16:07.275
‫جان....

00:16:07.314 --> 00:16:11.403
‫با لیدی ماریا گری
‫به یک تفاهم رسیده

00:16:12.199 --> 00:16:15.082
‫چی؟ دختر لرد تمپلمور؟

00:16:15.124 --> 00:16:17.924
‫پدرش مرده
‫ارل فعلی برادرشه

00:16:17.925 --> 00:16:20.807
‫خب بله،
‫اون هنوز دختر لرد تمپلموره

00:16:20.808 --> 00:16:23.131
‫خب....
‫خب اون خیلی خوبه جان

00:16:23.132 --> 00:16:25.332
‫آفرین
‫مبارکه، ها!

00:16:25.332 --> 00:16:27.655
‫حیرت‌زده به نظر میرسید
‫چرا من‌ نباید با ماریا گری ازدواج کنم؟

00:16:27.656 --> 00:16:31.298
‫خب، دلیلی نداره. هیچ دلیلی نواره
‫این ازدواج خیلی خوبیه

00:16:31.299 --> 00:16:33.300
‫دوباره میگم، آفرین
‫و این‌رو از ته قلبم‌ میگم

00:16:33.301 --> 00:16:34.902
‫این ازدواج خوبی برای اون دختره

00:16:34.903 --> 00:16:37.104
‫تمپلمورها پولی ندارن که بخوان
‫ازش حرف بزنن

00:16:37.104 --> 00:16:42.194
‫و بالاخره اون داره با ارل بروکنهارست
‫آینده ازدواج میکنه

00:16:43.110 --> 00:16:48.115
‫پس شما درباره کارهای
‫کمیته کلیسایی چه فکری میکنید؟

00:16:48.115 --> 00:16:49.476
‫منظورت چیه؟

00:16:49.476 --> 00:16:51.839
‫اصلاحش داره کار میکنه؟

00:16:51.880 --> 00:16:55.082
‫در آرام کردن مخالفین؟
‫در قاطی شدن با جریان اکسفورد؟

00:16:55.083 --> 00:16:56.363
‫من چه اهمیتی به هیچ کدوم ازاینا میدم؟

00:16:56.363 --> 00:16:59.086
‫فقط تا زمانی که دیگه مجبور
‫نشم بازم از اونا خطابه‌های کوفتی بخونم

00:16:59.087 --> 00:17:01.809
‫اگه به دکترین علاقه‌ای نداری

00:17:01.810 --> 00:17:05.092
‫-چرا به کلیسا ملحق شدی؟
‫-فکر میکنی چرا؟

00:17:05.093 --> 00:17:08.263
‫چون من پسر کوچک‌تر یک ارل هستم

00:17:09.376 --> 00:17:11.339
‫اما داره دوباره بچه‌دار میشه

00:17:11.340 --> 00:17:13.579
‫برای پنجمین بار مادربزرگ‌خواهی شد

00:17:13.580 --> 00:17:15.184
‫فکرش‌رو بکن

00:17:17.784 --> 00:17:19.746
‫اونا امیدواره یه پسر دیگه باشه

00:17:19.747 --> 00:17:22.151
‫خب، باید براش نامه بنویسم

00:17:22.191 --> 00:17:25.992
‫هوگو خیلی مشتاقه یک‌ پسره
‫البته اون دخترارو هم دوست داره

00:17:25.993 --> 00:17:27.793
‫اما اون نمیخواد هیچ شانسی رو از دست بده

00:17:27.794 --> 00:17:31.548
‫همه‌اش میگه
‫"من یه وارث و یک یدکی میخوام!"

00:17:32.441 --> 00:17:34.841
‫یک وارث و یک یدکی

00:17:38.407 --> 00:17:40.127
‫برادر عزیزم
‫داشتم فکر میکردم

00:17:40.129 --> 00:17:44.331
‫اگه‌...بعدا بتونیم خصوصی صحبت کنیم؟

00:17:44.372 --> 00:17:46.051
‫الان خصوصی نیست؟

00:17:46.052 --> 00:17:49.391
‫همه ما میدونیم میخوای
‫درباره پول حرف بزنیم

00:17:56.185 --> 00:17:58.427
‫باشه، بیا صحبتشو بکنیم

00:17:58.467 --> 00:18:00.346
‫ما نباید حوصله خانم‌هارو سر ببریم

00:18:00.347 --> 00:18:02.471
‫سربردن حوصله من
‫برات مهم نیست

00:18:02.511 --> 00:18:04.551
‫اگه بتونیم...
‫اگه...اگه فقط بتونیم

00:18:04.551 --> 00:18:07.353
‫-زود باش، زود باش بگو دیگه
‫-چیزی که پدرم میخواد بگه

00:18:07.354 --> 00:18:09.316
‫یک قرض از روی میراث آینده منه

00:18:09.316 --> 00:18:11.403
‫میراث شما یا میراث اون؟

00:18:11.465 --> 00:18:12.947
‫میراث ما

00:18:12.987 --> 00:18:17.072
‫تو میگی که اون یک قرض دیگه
‫از روی میراثش میخواد

00:18:17.073 --> 00:18:19.472
‫بسیار خب، یک قرض دیگه

00:18:19.473 --> 00:18:21.796
‫من فکر میکنم برادر کوچکم همین الان هم

00:18:21.798 --> 00:18:24.558
‫از چشم‌اندازهاش کاملا
‫دور شده

00:18:24.560 --> 00:18:26.440
‫شما موافق هستید که آبروی خانواده

00:18:26.441 --> 00:18:27.962
‫میگه ما باید حفظ ظاهر کنیم

00:18:27.962 --> 00:18:30.165
‫نه ، نه ، نه
‫من اصلا موافق نیستم

00:18:30.166 --> 00:18:32.888
‫هیچ‌جور خودنمایی برای یک
‫مرد ملبس

00:18:32.889 --> 00:18:36.642
‫توسط دیگران نه
‫قابل انتظاره و نه دوست‌داشتنی

00:18:37.373 --> 00:18:42.056
‫-اون‌رو بابت چی خرج میکنی؟
‫-هیچ‌چیزی نیست که شما ازش خوشتون نیاد

00:18:42.057 --> 00:18:44.058
‫-شما در گذشته سرمایه فراهم‌می‌کردید
‫-اوه، بله

00:18:44.059 --> 00:18:45.902
‫دفعات بسیاری. بیش از اندازه

00:18:45.941 --> 00:18:48.261
‫فکر میکنم باید این پایین بمونی

00:18:48.262 --> 00:18:53.267
‫به وظایفت در کلیسا برسی
‫و خیلی به لندن نری

00:18:55.070 --> 00:18:56.831
‫درباره ماریا گری بهم‌ بگو

00:18:56.833 --> 00:18:59.032
‫فکر میکردم که به تازگی معرفی شده
‫**دختران اشراف و امرا که به سن بلوغ رسیده‌بودند،در مراسمی رسمی در مقابل پادشاه و ملکه معرفی شده و وارد اجتماع میشدند. به اصطلاح بیرون می‌آمدند**

00:18:59.033 --> 00:19:00.676
‫نه، نه

00:19:00.716 --> 00:19:03.679
‫اون الان خیلی وقته بیرونه، بیست و یک سالشه

00:19:03.719 --> 00:19:05.441
‫زمان با سرعت باد میگذره

00:19:05.480 --> 00:19:08.924
‫شگفت‌زده‌ام که لیدی تمپلمور
‫چیزی به من نگفت

00:19:08.925 --> 00:19:13.527
‫شاید تا زمانی که همه چیز قطعی
‫بشه صبر کرده

00:19:13.567 --> 00:19:15.810
‫و الان قطعی شده؟

00:19:15.852 --> 00:19:18.292
‫به زودی میشه

00:19:18.332 --> 00:19:21.376
‫و بعد از اون،
‫ما درست و حسابی اعلامش‌ میکنیم

00:19:21.377 --> 00:19:23.963
‫باید خیلی احساس غرور کنی، جان

00:19:24.701 --> 00:19:25.780
‫به چی؟

00:19:25.820 --> 00:19:29.424
‫به اینکه چنین دختر زیبا و دوست‌داشتنی رو
‫ترغیب کردی که همسرت باشه

00:19:29.425 --> 00:19:31.106
‫بله

00:19:32.628 --> 00:19:34.348
‫بله، به گمانم مفتخرم

00:19:37.311 --> 00:19:40.733
‫خیلی ساکتی، چی شده؟

00:19:42.478 --> 00:19:44.640
‫چرا برادر من

00:19:44.680 --> 00:19:49.403
‫که هرگز حرفی نزده و کاری نکرده
‫که کوچکترین ارزشی داشته باشه

00:19:49.405 --> 00:19:52.565
‫باید زنده بمونه تا شاهد این
‫باشه که فرزندانش ازدواج‌های خوبی داشته‌باشن

00:19:52.566 --> 00:19:55.654
‫و نوه‌هاش دور صندلیش بازی کنن؟

00:19:56.452 --> 00:19:57.653
‫اوه، عزیزم

00:19:57.693 --> 00:20:00.696
‫یک خانه در خیابان هارلی و
‫یک خانه کشیش بخش اینجا در روستا

00:20:00.697 --> 00:20:03.218
‫-و همه کاری که میکنه غرزدنه
‫-و قمار کردن

00:20:03.219 --> 00:20:05.859
‫و هنوز اون اجازه داشتن
‫یه خانواده‌رو داره

00:20:05.860 --> 00:20:07.503
‫و من ندارم

00:20:10.825 --> 00:20:13.307
‫نه، من متاسفم

00:20:13.347 --> 00:20:15.628
‫خب...خب من فقط یه پیرمرد نادان هستم

00:20:15.629 --> 00:20:20.468
‫اما گاهی نمیتونم جلوی خودم‌رو
‫بگیرم و به این بی‌عدالتی چنگ نکشم

00:20:20.875 --> 00:20:22.376
‫فکر میکنی من همچین حسی ندارم؟

00:20:27.121 --> 00:20:29.683
‫هیچوقت به این فکر میکنی که
‫الان چه شکلی می‌بود؟

00:20:29.685 --> 00:20:32.448
‫البته که ازدواج کرده‌بود

00:20:32.488 --> 00:20:35.210
‫پسران باهوش و دختران زیبا

00:20:35.211 --> 00:20:38.798
‫یا شاید دختران باهوش و پسران زیبا

00:20:41.297 --> 00:20:43.633
‫نکته اینه که اون اینجا نیست

00:20:44.701 --> 00:20:46.542
‫پسر ما رفته

00:20:49.103 --> 00:20:51.027
‫نمی‌فهمم...

00:20:51.066 --> 00:20:53.068
‫چرا این اتفاق برای ما افتاد

00:20:57.273 --> 00:20:59.074
‫پیشنهاد صلح؟

00:21:01.798 --> 00:21:03.716
‫من نمی‌تونم وانمود کنم جیمز

00:21:05.200 --> 00:21:09.442
‫این همه‌چیزرو برگردوند،
‫خشم من و چیزهای دیگه‌رو

00:21:09.443 --> 00:21:12.887
‫تو اون‌رو ترغیب به تن دادن
‫به یک ازدواج دروغین کردی

00:21:12.927 --> 00:21:14.729
‫و در اون راه، اون‌رو نابود کردی

00:21:14.731 --> 00:21:17.984
‫من ترغیبش نکردم
‫اون منو ترغیب کرد

00:21:21.057 --> 00:21:22.258
‫این چیه؟

00:21:22.298 --> 00:21:27.469
‫یک بلیت برای باغ‌های گیاه‌شناسی
‫جدید انجمن باغبانی

00:21:29.224 --> 00:21:30.745
‫از کجا آوردیش؟

00:21:30.747 --> 00:21:33.917
‫برادران کوبیت جز حامیان اونها هستن

00:21:39.515 --> 00:21:41.184
‫پس من بخشیده شدم؟

00:21:43.677 --> 00:21:45.881
‫میتونی سوزان‌رو ببری

00:21:47.844 --> 00:21:49.806
‫سوزان‌گل دوست نداره

00:21:51.007 --> 00:21:52.406
‫اون در هیچ‌چیزی که از پنجره آقای

00:21:52.406 --> 00:21:55.494
‫اَسپری ندیده، زیبایی نمی‌بینه

00:21:56.372 --> 00:21:58.040
‫-الیور بیچاره
‫-هممم

00:21:59.453 --> 00:22:02.097
‫بعد از اون شب، دارم
‫فکر میکنم چطور بهش کمک کنیم

00:22:02.098 --> 00:22:03.778
‫به چه نتیجه‌ای رسیدی؟

00:22:03.780 --> 00:22:05.380
‫کوبیت یک فکر جالب داره

00:22:05.381 --> 00:22:08.468
‫درباره جزیره سگ‌ها
‫**آیل او داگز یا جزیره سگ‌ها ناحیه‌ای در منطقه
‫تاور هملتس لندن**

00:22:08.943 --> 00:22:10.944
‫جزیره سگ‌ها؟ واقعا؟

00:22:10.945 --> 00:22:13.147
‫لنگرگاه‌های جدید تفاوت زیادی ایجاد کردن

00:22:13.148 --> 00:22:15.429
‫اون میخواد اونجا یک
‫جامعه محکم بسازه

00:22:15.429 --> 00:22:17.073
‫هیجان‌انگیزه

00:22:17.113 --> 00:22:19.634
‫شاید من بتونم الیور رو واردش کنم

00:22:19.635 --> 00:22:21.035
‫میتونی تلاش کنی

00:22:21.037 --> 00:22:23.677
‫این اصلا به اون نمیخوره

00:22:23.678 --> 00:22:28.123
‫شاید اون باید یکم درباره چیزهایی که
‫بهشون علاقه‌منده، کمتر سختگیر باشه

00:22:28.124 --> 00:22:29.284
‫خب....

00:22:31.367 --> 00:22:33.619
‫...فکر میکنم ضرری نداره

00:22:45.729 --> 00:22:48.892
‫-تنهایید خانم بابیج؟
‫-من همیشه تنهام

00:22:48.932 --> 00:22:51.534
‫خانم فرانت برای خرید
‫کمی خرده ریز رفته بیرون

00:22:51.535 --> 00:22:56.790
‫این میتونه به ما فرصتی بده که
‫یکم‌ تجارت کنیم؟

00:23:03.106 --> 00:23:05.509
‫دو تا سردست گوسفند و یه ران پا داخلشه

00:23:05.509 --> 00:23:07.710
‫شکی نیست میتونی چند تا بطری بهش
‫اضافه کنی

00:23:07.711 --> 00:23:11.113
‫-میتونم و این کارو میکنم
‫-همه اینا از گلنویله

00:23:11.114 --> 00:23:12.914
‫پس باید بلافاصله بخوریمش

00:23:12.916 --> 00:23:15.478
‫خانم فرانت وقتی ببینه غذا رفته چی میگه؟

00:23:15.479 --> 00:23:17.280
‫اون میدونه که سوال نکنه

00:23:17.280 --> 00:23:19.681
‫الان میبرمش
‫بابت گوشت روستا پول خوبی میدن

00:23:19.683 --> 00:23:21.884
‫-به نظر سنگین میاد
‫-سنگین هست

00:23:21.886 --> 00:23:24.165
‫پس من اینو از زیر دست و پات میبرم
‫زود برمیگردم

00:23:24.167 --> 00:23:26.809
‫عجله‌ای نیست آقای تورتون،
‫خانم در راه کیو هستن

00:23:26.810 --> 00:23:30.063
‫و ارباب تا پیش از شش برنمیگرده

00:23:32.976 --> 00:23:35.228
‫بهتره حواست به خودت باشه

00:23:35.539 --> 00:23:39.421
‫یه روز، خانم میاد پایین و میخواد ببینه

00:23:39.422 --> 00:23:41.864
‫از گلنویل محبوبش چی رسیده

00:23:41.865 --> 00:23:47.371
‫اون موقع خانم فرانت با پرس‌جوهاش
‫کنار میاد، نه دوشیزه الیس؟

00:24:23.547 --> 00:24:26.350
‫آقای پکسون، امیدوار بودم ببینمتون

00:24:26.350 --> 00:24:28.270
‫خانم‌ ترنچارد، حالتون چطوره؟

00:24:28.271 --> 00:24:30.673
‫اوه، کاش شما میتونستید باغ‌های
‫گلنویل‌رو ببینید

00:24:30.674 --> 00:24:34.316
‫گوشه‌ای نیست که از توصیه‌های
‫شما سود نبرده باشه

00:24:34.317 --> 00:24:36.639
‫-یک روزی
‫-اوه، پکسون اینجایی

00:24:36.640 --> 00:24:39.642
‫من همه‌جارو دنبالت گشتم

00:24:39.643 --> 00:24:42.044
‫-خبرهارو شنیدید؟
‫-چه اخباری، عالیجناب؟

00:24:42.045 --> 00:24:45.408
‫آنها همه مرکبات‌رو از نارنجستان
‫خارج کردند

00:24:45.409 --> 00:24:46.930
‫اونجا زیادی تاریکه

00:24:46.971 --> 00:24:49.331
‫اونها از مزیت برنامه‌ریزی شما
‫برخوردار نبودن

00:24:49.332 --> 00:24:51.093
‫عالیجناب، بانوی من

00:24:51.094 --> 00:24:53.936
‫اجازه دارم یک باغبان مشتاق و
‫بااستعدادرو معرفی کنم؟

00:24:53.937 --> 00:24:55.138
‫خانم ترنچارد

00:24:55.178 --> 00:24:58.500
‫دوک دوونشایر و
‫لیدی بروکنهارست

00:24:58.501 --> 00:25:01.664
‫-خوش‌وقتم خانم ترنچارد
‫-خانم ترنچارد و من دوستان قدیمی هستم

00:25:01.665 --> 00:25:03.146
‫عالیه!

00:25:03.186 --> 00:25:07.941
‫بریم و ببینیم با هنرستان هنر
‫چکار کردند؟

00:25:08.231 --> 00:25:10.394
‫شما به کیو علاقه‌مندید؟

00:25:10.394 --> 00:25:12.314
‫دوک لطف داشت و زمانی که انجمن باغبانی

00:25:12.315 --> 00:25:13.876
‫مدیریت باغ‌رو در دست گرفتند

00:25:13.877 --> 00:25:17.239
‫از من درخواست کمک کرد

00:25:17.240 --> 00:25:19.082
‫خانم ترنچارد....

00:25:19.122 --> 00:25:22.485
‫آن مردی که اون‌روز درباره‌اش
‫حرف زدیم....

00:25:22.486 --> 00:25:24.687
‫-چارلز پوپ؟
‫-خودش

00:25:24.688 --> 00:25:26.529
‫آقای چارلز پوپ

00:25:27.691 --> 00:25:29.332
‫اون چی؟

00:25:29.373 --> 00:25:33.126
‫فراموش کردم که این آقای پوپ
‫کجا زندگی میکنه

00:25:34.217 --> 00:25:36.638
‫بابت نشانی مطمئن نیستم

00:25:36.940 --> 00:25:38.100
‫والدینش چی؟

00:25:38.101 --> 00:25:41.187
‫به یاد میارم که پدرش یک
‫کشیش بود

00:25:41.905 --> 00:25:45.743
‫-جناب کشیش بنجامین پوپ
‫-و کدام بخش؟

00:25:46.750 --> 00:25:48.752
‫-سوری
‫-تمام شد

00:25:49.993 --> 00:25:52.830
‫خیلی سخت نبود، بود؟

00:26:21.144 --> 00:26:23.025
‫بیرون بودم اتفاقی افتاد
‫برودوورث؟

00:26:23.026 --> 00:26:24.987
‫بله آقای پوپ
‫یک ملاقات کننده دارید

00:26:24.988 --> 00:26:26.588
‫منتظر کسی نبودم، نه؟

00:26:26.589 --> 00:26:28.150
‫خب، شما انتظار ایشون‌رو نداشتید

00:26:28.151 --> 00:26:31.738
‫-کنتس بروکنهارسته
‫-چی؟

00:26:32.716 --> 00:26:34.217
‫لیدی بروکنهارست

00:26:34.694 --> 00:26:38.364
‫من خیلی متاسفم که شمارو
‫منتظر نگه‌داشتم

00:26:39.259 --> 00:26:44.014
‫از اونجایی که من وقت قبلی نداشتم
‫پس نیازی به عذرخواهی نیست

00:26:44.103 --> 00:26:45.946
‫شما حالتون خوبی؟

00:26:45.986 --> 00:26:48.906
‫ظاهرتون طوریه انگار یک روح دیدید

00:26:49.990 --> 00:26:53.152
‫شما من‌رو با یاد کسی میندازید
‫که میشناختم،همه‌اش همینه

00:26:53.153 --> 00:26:55.356
‫امیدوارم ادم خوبی بوده باشه؟

00:26:56.396 --> 00:26:57.637
‫خیلی خوب

00:26:59.199 --> 00:27:01.360
‫حالا، چه چیز میل دارید؟

00:27:01.362 --> 00:27:03.641
‫من چای دارم، قهوه دارم....

00:27:03.643 --> 00:27:05.896
‫نه، نه. ممنونم
‫هیچ‌چیز

00:27:15.215 --> 00:27:17.736
‫به جرئت میگم از دیدن من جاخوردید

00:27:17.737 --> 00:27:20.138
‫اما من کنجکاو بودم شمارو ببینم

00:27:20.139 --> 00:27:22.542
‫واقعا؟ چرا؟

00:27:22.582 --> 00:27:25.224
‫چطور من توجه شمارو جلب کردم؟

00:27:25.225 --> 00:27:26.585
‫صحبت درباره شمارو شنیدم

00:27:26.586 --> 00:27:29.390
‫میگن شما آینده‌دارید

00:27:29.429 --> 00:27:32.631
‫من و لرد بروکنهارست دوست داریم
‫به مردان جوانی که در راه پیشرفت هستن کمک کنیم

00:27:32.633 --> 00:27:34.274
‫میفهمم

00:27:34.314 --> 00:27:37.517
‫پس، درباره خودتون بهم بگید، آقای پوپ

00:27:37.557 --> 00:27:40.040
‫شما کی هستید؟
‫اهل کجایید؟

00:27:40.040 --> 00:27:41.481
‫من اهل کجا هستم؟

00:27:41.521 --> 00:27:44.162
‫داستان خیلی جالبی نیست

00:27:44.163 --> 00:27:46.684
‫من اهل سوری هستم،
‫پدر من یک کشیش محلی بود

00:27:46.686 --> 00:27:48.647
‫اون هیچ اشکالی نداره

00:27:48.649 --> 00:27:52.251
‫خب، راستش پیش از تولدم
‫پدر واقعی من مرده‌بود

00:27:52.252 --> 00:27:54.213
‫برای همین پسرخاله اون، جناب کشیش بنجامین
‫پوپ من‌رو برد پیش خودش

00:27:54.214 --> 00:27:56.896
‫من‌رو بزرگ‌ کرد
‫من اون‌رو پدر خودم میدونم

00:27:56.897 --> 00:27:59.457
‫اما متاسفانه اونم رفته

00:27:59.459 --> 00:28:00.901
‫متاسفم

00:28:02.622 --> 00:28:04.663
‫دیگه درباره من چی شنیدید؟

00:28:04.665 --> 00:28:07.266
‫میدونم که شما یک کارخانه
‫در منچستر خریدید

00:28:07.267 --> 00:28:09.828
‫و اینکه به دنبال یک تامین کننده
‫دائم کتان می‌گردید

00:28:09.829 --> 00:28:10.990
‫این حیرت انگیزه

00:28:10.991 --> 00:28:13.592
‫و من فهمیدم که شما به دنبال تامین‌کننده
‫از هند هستید

00:28:13.593 --> 00:28:17.515
‫یکم بیشتر بگید و
‫من ازتون میخوام روی سکوی کشتی بشینید

00:28:17.557 --> 00:28:19.238
‫من...من خیلی وقت شمارو نمی‌گیرم
‫اما....

00:28:19.239 --> 00:28:22.801
‫مایلم هرچیزی‌رو که فکر می‌کنید
‫مفید باشه برای من بفرستید

00:28:22.802 --> 00:28:26.086
‫و اون موقع من با تصمیمی که می‌گیرم میام پیش شما

00:28:26.086 --> 00:28:27.807
‫چه تصمیمی؟

00:28:28.849 --> 00:28:33.271
‫تصمیم به اینکه در شرکت شما
‫سرمایه‌گذاری بکنیم یا نه

00:28:38.217 --> 00:28:39.460
‫آقای پوپ

00:28:39.499 --> 00:28:41.660
‫من سه‌شنبه یک مهمانی خانگی دارم

00:28:41.661 --> 00:28:43.022
‫معمولا در طول هر فصل لندن

00:28:43.023 --> 00:28:45.704
‫در دومین سه‌شنبه هرماه مهمانی دارم

00:28:45.706 --> 00:28:48.626
‫داشتم فکر می‌کردم‌ که شاید
‫شما دوست داشته‌باشید بیایید

00:28:49.149 --> 00:28:51.551
‫-من؟
‫-ساعت ده شب شروع میشه

00:28:51.591 --> 00:28:54.232
‫من باشم قبلش شام
‫سنگین‌ نمی‌خورم

00:28:54.233 --> 00:28:55.834
‫چون در نیمه شب یک وعده
‫غذای آخر شب داریم

00:28:55.835 --> 00:28:57.836
‫-من کاملا متوجه نمیشم
‫-آقای پوپ

00:28:57.837 --> 00:29:02.092
‫من دارم شمارو به یک مهمانی دعوت میکنم
‫این خیلی گیج‌کننده است؟

00:29:02.843 --> 00:29:05.345
‫من بسیار خوشحال خواهم شد، بانوی من

00:29:24.745 --> 00:29:29.068
‫-چطور میدونستی کجا من‌رو پیدا کنی؟
‫-من همیشه میدونم

00:29:29.069 --> 00:29:31.470
‫کی پول این‌رو میده؟
‫تو یا من؟

00:29:31.471 --> 00:29:33.713
‫تو، یکم از اینا میخوای؟

00:29:33.754 --> 00:29:36.075
‫نه، تا وقتی نهارم‌رو بیارن
‫صبر میکنم

00:29:36.076 --> 00:29:37.997
‫باشه، راحت باش

00:29:37.998 --> 00:29:39.478
‫مادرت میخواد

00:29:39.479 --> 00:29:41.440
‫لیدی ماریا و مادرش‌رو
‫برای شام دعوت کنه

00:29:41.441 --> 00:29:44.444
‫و اون میخواد تو به تاریخ پیشنهاد کنی

00:29:44.765 --> 00:29:48.937
‫ما نباید....
‫تا وقتی همه چیز قطعی بشه صبر کنیم؟

00:29:48.969 --> 00:29:50.568
‫قضیه چیه جان؟

00:29:50.570 --> 00:29:52.211
‫چرا شادتر نیستی؟

00:29:52.212 --> 00:29:54.854
‫ماریا به نظر من دختر بسیار خوبی میاد
‫و خیلی قشنگ

00:29:54.855 --> 00:29:56.295
‫هممم

00:29:56.336 --> 00:29:58.537
‫زمانی که یک زن در سینی نقره
‫به آدم عرضه میشه

00:29:58.539 --> 00:30:00.660
‫که هر کاری دلش میخواد با اون بکنه

00:30:00.700 --> 00:30:05.544
‫یکم کیفش از بین میره.
‫حداقل برای من که این طوره

00:30:05.546 --> 00:30:09.587
‫به هر حال، عمو پرگرین خوشحاله
‫و این چیزی که واقعا مهمه

00:30:09.589 --> 00:30:12.511
‫خب، من مطمئنم با گذشت
‫زمان از اون خوشت میاد

00:30:12.512 --> 00:30:15.265
‫واقعا؟ به همون اندازه‌ای که
‫شما مامارو دوست دارید؟

00:30:21.481 --> 00:30:23.642
‫وقتی بیرون بودید این رسید، مادام

00:30:23.643 --> 00:30:27.313
‫یک نوکر از خانه بروکنهارست
‫این‌رو آورد

00:30:29.810 --> 00:30:31.089
‫این یک دعوت نامه است؟

00:30:31.091 --> 00:30:33.213
‫اونجا چیکار میکنی؟

00:30:33.253 --> 00:30:35.174
‫به شام دعوت شدید؟

00:30:35.175 --> 00:30:36.695
‫نه، یک مهمانی بعد از شامه

00:30:36.696 --> 00:30:39.058
‫اگرچه به جرئت میگم بعدا
‫یه چیزی هم برای خوردن هست

00:30:39.059 --> 00:30:40.779
‫اما مطمئن نیستم که برم

00:30:40.780 --> 00:30:42.062
‫نرید؟

00:30:42.102 --> 00:30:43.984
‫ما اونو خیلی کم میشناسیم

00:30:44.024 --> 00:30:46.265
‫و هیجان‌زده شدن برای چیزی که.....

00:30:46.266 --> 00:30:48.587
‫اینقدر دیروقت شروع میشه سخته

00:30:48.589 --> 00:30:52.671
‫-اما حتما شما....
‫-اون چیزی که میخوای بپرسی چیه؟

00:30:52.672 --> 00:30:55.113
‫من فقط امیدوار بودم که من و الیور...

00:30:55.115 --> 00:30:58.198
‫ممکن باشه توی دعوت‌نامه باشیم

00:30:58.238 --> 00:30:59.489
‫اما نیستید

00:31:01.521 --> 00:31:04.244
‫لطفا من‌رو مجبور به التماس نکنید، مادر

00:31:04.244 --> 00:31:09.084
‫خیلی سخته که نامه بنویسید و درخواست کنید؟

00:31:11.491 --> 00:31:13.292
‫گمونم اونا دارن ترقی میکنن که

00:31:13.293 --> 00:31:15.894
‫کنتس بروکنهارست میخواد اون‌هارو بشناسه

00:31:15.896 --> 00:31:19.316
‫حداقل این چیزیه که ارباب فکر میکنه

00:31:20.901 --> 00:31:23.542
‫چرا لیدی بروکنهارست باید
‫خودشو با اونا زحمت بده؟

00:31:23.543 --> 00:31:26.144
‫ترنچاردها با بروکنهارست‌ها
‫چکار دارن؟

00:31:26.146 --> 00:31:29.228
‫چرا؟ تو فقط وقتی یه چیزی
‫برای بدست اوردن باشه با کسی دوست میشی؟

00:31:29.229 --> 00:31:31.190
‫این دوره‌ زمونه‌ایه که ما توش زندگی میکنم

00:31:31.191 --> 00:31:33.712
‫تازه بدوران رسیده‌ها میان و
‫جای قدیمی‌هارو میگیرن

00:31:33.713 --> 00:31:35.194
‫دوباره خانه بروکنهارست

00:31:35.195 --> 00:31:39.782
‫این دعوت‌نامه برای آقا و خانم الیوره، می بینید

00:31:43.603 --> 00:31:45.285
‫فکر میکنم هرچیزی‌رو که نیازه دارم

00:31:45.285 --> 00:31:50.040
‫همین الان این‌رو از خانه
‫بروکنهارست آوردن

00:31:50.409 --> 00:31:51.691
‫بله

00:31:53.173 --> 00:31:56.759
‫میتونی بری
‫شب خوش الیس و ممنونم

00:32:16.196 --> 00:32:17.877
‫خب، خب. سوزان خوشحال میشه

00:32:17.878 --> 00:32:20.519
‫-نباید بریم
‫-البته که باید بریم

00:32:20.520 --> 00:32:23.357
‫فکر میکنی چرا از ما دعوت شده؟

00:32:24.244 --> 00:32:26.846
‫وقتی همدیگه‌رو دیدید
‫اون از تو خوشش اومد؟

00:32:26.847 --> 00:32:28.287
‫چه خوشش اومد چه نه

00:32:28.288 --> 00:32:31.209
‫با چیزی که ما میدونیم، رفتن ما غلط و
‫نچسب به نظر میاد

00:32:31.211 --> 00:32:32.491
‫خب، من موافق نیستم

00:32:32.492 --> 00:32:37.163
‫و به علاوه، لیدی بروکنهارست
‫چیزی‌رو که ما میدونیم نمیدونه

00:33:05.438 --> 00:33:06.999
‫چرخ بزن! تا یک برگرد اینجا

00:33:07.000 --> 00:33:10.838
‫-ما تا پیش از اون بیرون نمیاییم
‫-بله قربان

00:33:19.525 --> 00:33:24.530
‫موندم قبل از رسیدن جمعیت
‫چند نفر اینجا شام خوردن

00:33:31.817 --> 00:33:34.100
‫آقا و خانم ترنچارد

00:33:35.623 --> 00:33:37.984
‫آقا و خانم الیور ترنچارد

00:33:38.023 --> 00:33:39.946
‫چقدر خوب که آمدید

00:33:39.946 --> 00:33:42.747
‫چه گل‌های زیبایی
‫و چه رایحه دل‌انگیزی

00:33:42.748 --> 00:33:45.550
‫بله، اونها امروز از لیمینگتون
‫رسیدن

00:33:45.551 --> 00:33:47.752
‫فکر نمیکنم شوهر شمارو ملاقات کرده باشم

00:33:47.753 --> 00:33:51.507
‫لیدی بروکنهارست
‫اجازه دارم آقای ترنچاردرو معرفی کنم

00:33:52.118 --> 00:33:53.399
‫لیدی بروکنهارست

00:33:53.400 --> 00:33:57.684
‫خیلس لطف داشتید که مارو به
‫منزل زیبای خودتون دعوت کردید

00:33:57.685 --> 00:33:59.166
‫اصلا

00:33:59.206 --> 00:34:01.968
‫شک دارم که این خانه برای شما
‫غریبه باشد

00:34:01.968 --> 00:34:04.328
‫چون شمارو اون‌رو ساختید

00:34:04.329 --> 00:34:08.695
‫اجازه دارم پسرم الیور و همسرش‌رو معرفی کنم

00:34:08.696 --> 00:34:12.297
‫کنتس،
‫چه اتاق پذیرایی زیبایی

00:34:12.337 --> 00:34:14.580
‫پس، آقای ترنچارد به من بگید

00:34:14.620 --> 00:34:17.222
‫علاقه‌مندی‌های شما هم
‫شبیه به پدرتون هستن؟

00:34:17.223 --> 00:34:20.546
‫الیور برای من کار میکنه،
‫یا باید بگم، با من‌کار میکنه

00:34:20.546 --> 00:34:22.909
‫در این لحظه ما درگیر یک
‫پروژه جدید هستیم

00:34:22.909 --> 00:34:25.751
‫-گسترش جزیره سگ‌ها
‫-جزیره سگ‌ها؟

00:34:25.751 --> 00:34:27.673
‫در شرق لندنه

00:34:27.713 --> 00:34:29.395
‫شرق لندن؟

00:34:29.435 --> 00:34:32.438
‫ما یک خاکریز جدید با املاک تجاری

00:34:32.438 --> 00:34:36.442
‫و کلبه کارگرها و خانه برای مدیران و
‫غیره درست میکنیم

00:34:36.442 --> 00:34:38.083
‫و داریم لنگرگاه‌هارو توسعه میدیم

00:34:38.083 --> 00:34:39.605
‫-جیمز...
‫- درسته

00:34:39.605 --> 00:34:41.407
‫کشتی ها جا ندارن

00:34:41.407 --> 00:34:43.449
‫با این همه تجارتی که از
‫سرتاسر جهان درجریانه

00:34:43.449 --> 00:34:46.171
‫اونها به مکان جدیدی برای
‫بارگیری و بارگزاری نیاز دارن

00:34:46.171 --> 00:34:49.695
‫-هرچقدر امپراتوری گسترده بشه...
‫-شما چقدر هیجان‌انگیزش می‌کنید

00:34:49.695 --> 00:34:51.364
‫من‌‌رو می‌بخشید؟

00:34:52.378 --> 00:34:54.740
‫آقا و خانم جان گرانت

00:34:59.184 --> 00:35:02.028
‫چجور آدمی تو تابستون
‫اتش روشن میکنه

00:35:02.029 --> 00:35:03.865
‫دارم خفه میشم

00:35:03.870 --> 00:35:06.073
‫الیور، بیا بریم

00:35:09.194 --> 00:35:12.237
‫ترجیح میدم اینجا بمونیم
‫تازه‌واردهارو ببینیم

00:35:12.237 --> 00:35:16.326
‫باید یه کسی که میشناسیمش
‫باشه که باعث حفظ ظاهر ما بشه

00:35:16.762 --> 00:35:19.886
‫آقای ترنچارد؟
‫من استفان بلاسیس هستم

00:35:19.926 --> 00:35:23.088
‫جناب کشیش بلاسیس
‫برادر میزبان ما هستن

00:35:23.090 --> 00:35:26.251
‫درسته
‫شنیدم شما برای کوبیت کار میکنید؟

00:35:26.291 --> 00:35:28.213
‫مسئول تغییرشکل یک‌شبه خیابان‌های لندن به

00:35:28.213 --> 00:35:30.966
‫یک ردیف ستون سفید

00:35:31.377 --> 00:35:34.060
‫کاری که ما انجام میدیم
‫به نظر محبوب میاد، جناب کشیش

00:35:34.061 --> 00:35:37.063
‫شورش محبوبه، آقا
‫انقلاب محبوبه

00:35:37.064 --> 00:35:38.985
‫این چجور آزمونیه؟

00:35:38.985 --> 00:35:40.867
‫ما از لیدی بروکنهارست شنیدیم که

00:35:40.867 --> 00:35:44.538
‫شما برادرزاده بیچاره ما
‫لرد بلاسیس‌رو میشناختید

00:35:44.551 --> 00:35:46.672
‫بله. ما اون‌رو به خوبی میشناختیم

00:35:46.712 --> 00:35:48.754
‫اما باید بگم‌که اون خیلی وقت پیش بود

00:35:48.754 --> 00:35:51.118
‫حالا فقط پسر من جان

00:35:51.156 --> 00:35:53.318
‫بین این خانواده و انقراض قرار گرفته

00:35:53.318 --> 00:35:56.842
‫جان اونجاست
‫با اون بانوی زیبا در لباس صورتی صحبت میکنه

00:35:56.842 --> 00:35:59.045
‫اون زن زیبا عروس منه

00:35:59.045 --> 00:36:01.687
‫به نظر خیلی سرگرمش کرده

00:36:01.687 --> 00:36:04.289
‫...جان قراره نامزدیش با

00:36:04.289 --> 00:36:07.332
‫کنتس تمپلمور و
‫لیدی ماریا گری‌

00:36:07.332 --> 00:36:09.294
‫اوه، اینجان!

00:36:16.862 --> 00:36:20.145
‫-ما دنبال شما میگشتیم
‫-شب هردوتاتون خوش

00:36:20.147 --> 00:36:23.590
‫-به جان شب خوش بگو عزیزم
‫-شب خوش

00:36:23.590 --> 00:36:25.992
‫-مسیر لذت بخش بود؟
‫-باید قدم‌زنان میامدیم

00:36:25.992 --> 00:36:28.555
‫-با کالسکه دو برابر بیشتر طول کشید
‫-آه!

00:36:28.555 --> 00:36:31.156
‫جزیره سگ‌ها ممکن جای خیلی
‫آینده‌داری به نظر نرسه

00:36:31.158 --> 00:36:33.358
‫اما میتونم بهتون اطمینان بدم
‫وقتی تمام بشه

00:36:33.358 --> 00:36:35.721
‫تمام منطقه تبدیل به...

00:36:35.721 --> 00:36:37.683
‫آقای چارلز پوپ

00:36:48.842 --> 00:36:50.324
‫شما آمدید!

00:36:50.362 --> 00:36:54.450
‫اجازه بدید شمارو به چند نفر معرفی کنم
‫با من بیایید!

00:36:56.168 --> 00:36:57.811
‫خانم ترنچارد....

00:36:57.851 --> 00:37:02.053
‫میتونم یک آشنای جدید رو معرفی کنم؟
‫آقای چارلز پوپ

00:37:02.094 --> 00:37:05.182
‫آقای ترنچارد؟
‫شما اینجا چکار میکنید؟

00:37:05.778 --> 00:37:08.420
‫خب، این جالبه

00:37:08.460 --> 00:37:11.624
‫من‌رو بگو که فکر میکردم آقای پوپ راز منه

00:37:11.624 --> 00:37:13.826
‫و حالا فهمیدم که شما اون‌رو میشناسید

00:37:13.827 --> 00:37:17.310
‫چقدر جالب،
‫شما چند وقته همدیگه‌رو میشناسید؟

00:37:17.310 --> 00:37:19.792
‫-خیلی وقت نیست
‫-مدتیه

00:37:19.833 --> 00:37:23.276
‫-خیلی وقت نیست؟ مدتیه؟
‫-اوه، عزیزم. بهم بگو

00:37:23.276 --> 00:37:25.946
‫چند وقته آقای پوپ‌رو میشناسی؟

00:37:26.478 --> 00:37:29.682
‫خب، من پدرش‌رو میشناختم‌ و ...
‫وقتی چارلز به لندن اومد

00:37:29.682 --> 00:37:33.887
‫احساس کردم‌که وظیفه دارم
‫اگه کمکی از دستم برمیاد بکنم

00:37:34.966 --> 00:37:37.219
‫-و اون کارو کردی؟
‫-چیکار؟

00:37:38.089 --> 00:37:39.171
‫کمک

00:37:39.212 --> 00:37:41.334
‫خیلی زیاد

00:37:41.375 --> 00:37:43.575
‫وقتی اومدم لندن کاری
‫در بانک پیدا کردم

00:37:43.575 --> 00:37:46.017
‫خیلی طول نکشید که فهمیدم دارم
‫راه‌رو اشتباه میرم

00:37:46.017 --> 00:37:47.579
‫آقای ترنچارد من‌رو نجات داد

00:37:47.579 --> 00:37:49.461
‫ایشون کمک کرد که من کار خودم‌‌رو راه بندازم
‫و پیش ببرم

00:37:49.461 --> 00:37:51.623
‫بدون ایشون نمیتونستم از پسش بربیام

00:37:51.623 --> 00:37:54.267
‫این همون تجارتیه که شما بهش
‫علاقه‌مندید،لیدی بروکنهارست

00:37:54.267 --> 00:37:56.948
‫شما از چه نظر...

00:37:56.988 --> 00:37:58.392
‫علاقه‌مند هستید؟

00:37:58.430 --> 00:38:00.673
‫لندن جای کوچکی نیست؟

00:38:02.396 --> 00:38:05.278
‫من‌رو ببخشید،
‫اما من...من متوجه نمیشم

00:38:05.278 --> 00:38:07.881
‫شما و آقای ترنچارد ....

00:38:09.000 --> 00:38:13.605
‫با هم کار میکنیم؟
‫بله، یجورایی هستیم

00:38:13.645 --> 00:38:15.647
‫چند وقته این شراکت در جریانه؟

00:38:15.647 --> 00:38:19.451
‫اهه، پدر آقای پوپ از من کمک خواست

00:38:19.491 --> 00:38:21.854
‫و بعد اون فوت کرد و خب
‫طبیعتا

00:38:21.854 --> 00:38:24.055
‫من درخواستش‌رو خیلی جدی گرفتم

00:38:24.055 --> 00:38:26.859
‫-و خیلی خوشحالم که اون‌کاررو کردم
‫-ایشون لرد بروکنهارست هستن

00:38:26.859 --> 00:38:29.581
‫من...من میخوام شما آقای پوپ‌رو ملاقات کنید

00:38:29.621 --> 00:38:31.304
‫اه، آقای پوپ

00:38:31.344 --> 00:38:33.681
‫-از دیدنتون خوشحالم
‫-بیایید

00:38:35.388 --> 00:38:38.226
‫-آن‌، من...
‫-الان نمیخوام باهات حرف بزنم

00:38:41.072 --> 00:38:42.755
‫تو میدونستی که اون داره میاد اینجا،مگه نه؟

00:38:42.755 --> 00:38:44.357
‫چرا به من نگفتی؟

00:38:44.357 --> 00:38:47.800
‫تو از دستور من نافرمانی کردی و
‫همه‌چیزرو به میزبان ما گفتی

00:38:47.800 --> 00:38:51.884
‫-صداتو بیار پایین
‫-من فکر میکردم ما یه توافق داریم

00:38:51.884 --> 00:38:54.085
‫تو در موقعیتی نیستی که
‫برای من نطق کنی

00:38:54.085 --> 00:38:56.968
‫تو با نوه ما همون دوستی‌رو شروع کردی

00:38:56.970 --> 00:39:00.057
‫و ازش لذت بردی که با
‫کمال خباثت از من دریغ کردی

00:39:01.653 --> 00:39:03.376
‫من تو تجارتش سرمایه‌گذاری کردم

00:39:03.376 --> 00:39:05.497
‫بهش توصیه کردم

00:39:07.018 --> 00:39:11.273
‫فکر نمیکنی سوفیا هم همین‌رو
‫میخواست؟

00:39:22.275 --> 00:39:24.397
‫واقعا، آقای بلاسیس

00:39:24.437 --> 00:39:28.361
‫شما کاری کردید که اون بارون
‫نمیدونم اسمش چی بود خوب‌رو ناراحت کنم

00:39:28.361 --> 00:39:30.522
‫-هممم
‫-جدا

00:39:30.562 --> 00:39:32.365
‫و من بهترین رفتارمو داشتم

00:39:32.365 --> 00:39:36.769
‫بله، من شرط می‌بندم همیشه بهترین
‫رفتارتون‌رو دارید و بدترین شانس

00:39:36.769 --> 00:39:38.771
‫اوه، سریع!

00:39:46.178 --> 00:39:48.901
‫اون سرخر پیر ترسناک
‫داشت مستقیم‌ میومد سمت ما

00:39:48.901 --> 00:39:51.344
‫آخرین بار نیم ساعت طول
‫کشید از شرش خلاص بشم

00:39:51.344 --> 00:39:53.625
‫اون سرخر پیر پدرشوهر من بود

00:39:53.625 --> 00:39:56.067
‫هاهاها! بیچاره تو

00:39:58.230 --> 00:40:01.394
‫من مدل شمارو میشناسم
‫شما از همون مردایی هستید که

00:40:01.394 --> 00:40:05.358
‫مجبورم میکنید طوری حرف بزنم که
‫اصلا دلم‌نمیخواد

00:40:05.358 --> 00:40:07.559
‫بله و من امیدوارم بتونم‌کاری بکنم‌
‫که شما همه جور رفتاری بکنید

00:40:07.559 --> 00:40:10.396
‫که اصلا نمیخواهید بکنید

00:40:20.212 --> 00:40:24.457
‫اوه، متاسفم
‫مزاحمتون شدم؟

00:40:24.497 --> 00:40:27.019
‫اصلا، میترسم که این‌ من
‫باشم‌که مزاحم شمام

00:40:27.020 --> 00:40:29.221
‫-اگه ترجیح میدید تنها باشید...
‫-نه

00:40:29.221 --> 00:40:31.543
‫احتملا مادر شما دوست داره
‫که شما تنها باشید

00:40:31.545 --> 00:40:34.347
‫یا حداقل با یک مرد غریبه که
‫هنوز بهش معرفی نشدید، نباشید

00:40:34.347 --> 00:40:38.149
‫مادر من گرم صحبت با یک عمه خانم‌ پیره

00:40:38.149 --> 00:40:41.488
‫که بدون جنگ و دعوا ولش نمیکنه

00:40:43.516 --> 00:40:46.758
‫پس شاید بهتره ما همدیگه‌ر‌و معرفی کنیم

00:40:46.758 --> 00:40:48.361
‫چارلز پوپ

00:40:48.401 --> 00:40:49.721
‫ماریا گری

00:40:51.803 --> 00:40:54.606
‫پس، چرا اینجا مخفی شدید؟

00:40:54.646 --> 00:40:56.127
‫اونقدر مشخصه؟

00:40:56.127 --> 00:40:57.930
‫وقتی میزبان ما داشت شمارو

00:40:57.930 --> 00:41:01.733
‫اینور اونور رژه میبرد
‫خیلی دلم براتون سوخت

00:41:01.733 --> 00:41:03.496
‫اونهارو از کجا میشناسید؟
‫باهاشون فامیل هستید؟

00:41:03.496 --> 00:41:05.136
‫خدایا، نه

00:41:05.177 --> 00:41:07.540
‫این اصلا عادت معمول من نیست

00:41:07.540 --> 00:41:09.462
‫من یک فرد بسیار عادی هستم

00:41:09.462 --> 00:41:11.864
‫خب، لیدی بروکنهارست
‫به نظر همچین فکری نمیکنه

00:41:11.864 --> 00:41:14.145
‫هرگز اینقدر پرتحرک ندیده بودمش

00:41:14.145 --> 00:41:16.348
‫اون زنی نیست که به خاطر
‫شوق و ذوقش معروف باشه

00:41:16.349 --> 00:41:18.551
‫درست میگید که ایشون به کار من
‫علاقه‌مند شدن

00:41:18.551 --> 00:41:19.872
‫اگرچه نمیتونم‌ بگم‌ چرا

00:41:19.872 --> 00:41:23.355
‫لیدی بروکنهارست به یک ریسک تجاری
‫علاقه‌مند شده؟

00:41:23.356 --> 00:41:24.676
‫به نظر شگفت‌زده شدید

00:41:24.676 --> 00:41:29.321
‫اگه اون میخواست روی ماه قدم بگذاره
‫کمتر شگفت‌زده میشدم

00:41:29.321 --> 00:41:31.003
‫منم نمیفهمم

00:41:31.003 --> 00:41:32.804
‫به نظر میرسه کل ایده
‫ایشون‌رو هیجان زده کرده

00:41:32.804 --> 00:41:35.007
‫ایده چیه؟

00:41:35.047 --> 00:41:36.608
‫من یک کارخانه در منچستر خریدم

00:41:36.610 --> 00:41:38.931
‫حالا نیاز به تامین مواد اولیه
‫کتان خام بهتر از هند دارم

00:41:38.931 --> 00:41:40.893
‫برای اون کار باید سرمایه‌گذار جذب کنم

00:41:40.893 --> 00:41:43.615
‫اما مصمم هستم که هرکسی که
‫سرمایه‌گذاری میکنه پشیمان نشه

00:41:43.617 --> 00:41:45.297
‫البته که هستید

00:41:46.407 --> 00:41:48.170
‫نمیدونم چرا همه اونهارو گفتم

00:41:48.170 --> 00:41:50.572
‫به نظر میرسه هرچیزی که میشه درباره من
‫دونست رو به شما گفتم

00:41:50.572 --> 00:41:51.613
‫نه کاملا

00:41:51.653 --> 00:41:54.335
‫من فکر میکردم که تولید کتان
‫هندی در حال اغتشاش بود

00:41:54.335 --> 00:41:58.140
‫حتما حمل و نقل با کشتی
‫خیلی گران‌تر از اونه که ارزشش‌رو داشته باشه؟

00:41:58.140 --> 00:41:59.741
‫شما اون‌رو از کجا میدونید؟

00:41:59.742 --> 00:42:02.544
‫هند برای من جذابه

00:42:02.584 --> 00:42:04.906
‫من یک دایی دارم که به عنوان فرماندار
‫بمبئی خدمت کرده

00:42:04.906 --> 00:42:06.387
‫خودم هیچ‌ وقت اونجا نبودم

00:42:06.427 --> 00:42:08.429
‫اما باور دارم کا اونجا یک کشور با
‫آینده‌ای بسیار عالیه

00:42:08.429 --> 00:42:10.232
‫تحت حکمرانی انگلیسی ها....

00:42:10.232 --> 00:42:12.319
‫فعلا اما نه تا ابد....

00:42:13.276 --> 00:42:15.677
‫شما میدونید با کدام بخش
‫هند تجارت خواهید کرد؟

00:42:15.677 --> 00:42:18.760
‫خب، من یک مامور در آگرا
‫شمال هند دارم

00:42:18.761 --> 00:42:20.401
‫پس شما باید از تاج محل دیدن کنید

00:42:20.401 --> 00:42:23.725
‫گفته میشه اونجا زیباترین نشانه عشقیه
‫که تابحال ساخته شده

00:42:23.725 --> 00:42:27.328
‫مرمر تغییر رنگ میده،
‫از یک صورتی کمرنگ در صبح

00:42:27.328 --> 00:42:29.251
‫به سفید شیری در شب

00:42:29.251 --> 00:42:31.973
‫تا طلایی رنگ‌زیر نور ماه

00:42:32.013 --> 00:42:35.536
‫افسانه‌ها میگن رنگ حال هر زنی‌رو که
‫بهش نگاه میکنه نشان میده

00:42:35.536 --> 00:42:37.418
‫پس مردانی که بهش نگاه میکنن چی؟

00:42:37.418 --> 00:42:40.088
‫درباره آنها چی به ما میگه؟

00:42:40.742 --> 00:42:42.543
‫اینکه وقتی آنها زن درست‌رو گم میکنن

00:42:42.543 --> 00:42:46.507
‫جایگزینی اون برای اونها خیلی سخت‌تر
‫از اونه که انتظارش‌رو داشتن

00:42:46.507 --> 00:42:48.070
‫-ماریا؟
‫-ماما

00:42:48.110 --> 00:42:51.953
‫برای شام آخر شب صدامون میزنن
‫باید جان‌رو هم پیدا کنیم

00:42:51.953 --> 00:42:55.123
‫تمام شب خیلی کم باهاش
‫صحبت کردیم

00:43:27.749 --> 00:43:28.832
‫آقای پوپ

00:43:29.951 --> 00:43:31.702
‫بیایید و با من بنشینید

00:43:37.558 --> 00:43:39.761
‫چی تو سر اون زن برادر منه؟

00:43:39.761 --> 00:43:43.564
‫چرا همچین توجهی به اون مرد
‫کوچک کسل‌کننده میکنه؟

00:43:43.564 --> 00:43:45.086
‫شما فکر میکنید اون کسل‌کننده است؟

00:43:45.086 --> 00:43:46.369
‫من این فکرو نمیکنم

00:43:46.407 --> 00:43:48.210
‫حداقل سه دوک در سالن هستن

00:43:48.210 --> 00:43:49.291
‫اما وقتی به صندلی دست راست

00:43:49.291 --> 00:43:51.052
‫بانوی میزبان ما نگاه میکنن

00:43:51.052 --> 00:43:53.222
‫می بینن کسی که رون اون نشسته یک ....

00:43:53.655 --> 00:43:56.158
‫... دقیقا کی؟ اون کیه؟

00:43:56.338 --> 00:43:58.459
‫اسمش چارلز پوپه

00:43:58.499 --> 00:44:00.702
‫اون قبل‌تر داشت با شوهر شما صحبت میکرد
‫خانم ترنچارد

00:44:00.702 --> 00:44:03.290
‫این آقای پوپ برای اون کار میکنه؟

00:44:04.505 --> 00:44:07.428
‫نه، اون برای شوهرم کار نمیکنه
‫برای خودش کار میکنه

00:44:07.428 --> 00:44:09.351
‫اونها همدیگه‌رو میشناسن

00:44:09.392 --> 00:44:12.033
‫ممکنه یک پروژه مشترک داشته‌باشن

00:44:12.033 --> 00:44:13.396
‫اما همه‌اش همینه

00:44:14.515 --> 00:44:18.855
‫پس شما نمیتونید دلیل توجه
‫لیدی بروکنهارست‌رو توضیح بدید؟

00:44:19.080 --> 00:44:20.441
‫میترسم‌ که توضیحی نداشته باشم

00:44:25.408 --> 00:44:27.608
‫فکر‌میکنم پدرم به نظر کلافه میاد

00:44:27.608 --> 00:44:29.010
‫چرا؟

00:44:29.050 --> 00:44:31.894
‫زن‌عموی من تصمیم‌گرفته به اون مرد
‫جوان عجیب که

00:44:31.895 --> 00:44:33.896
‫تمام شب دور و برش می‌چرخیده
‫افتخار بده

00:44:33.897 --> 00:44:37.299
‫-بله، ایشون همین‌کارو کردن، نه؟
‫-درسته

00:44:38.459 --> 00:44:40.581
‫اون کیه؟

00:44:40.621 --> 00:44:42.906
‫اسمش چارلز پوپه

00:44:42.946 --> 00:44:44.585
‫تجارت کتان میکنه

00:44:44.625 --> 00:44:46.067
‫اوه

00:44:46.107 --> 00:44:50.352
‫خواهش میکنم، عزیزم. جان علاقه‌ای
‫به تاجران کتان نداره

00:44:50.352 --> 00:44:51.552
‫دارید؟

00:44:51.592 --> 00:44:55.878
‫من علاقه‌مندم بدونم چرا زن‌عموی من
‫اینقدر به اون توجه میکنه

00:44:55.878 --> 00:44:57.965
‫شما چطور همه اینهارو میدونی؟

00:44:58.360 --> 00:45:01.963
‫من قبل‌تر باهاش صحبت میکردم
‫درمورد هند صحبت می‌کردیم

00:45:01.965 --> 00:45:06.136
‫-اوه، بیچاره تو
‫-من خیلی دوست دارم هندرو ببینم

00:45:06.288 --> 00:45:08.410
‫واقعا؟

00:45:08.451 --> 00:45:10.332
‫شما دوست ندارید سفر کنید؟

00:45:10.332 --> 00:45:11.935
‫هممم

00:45:11.975 --> 00:45:14.376
‫شاید پاریس یا رم

00:45:14.416 --> 00:45:17.218
‫حتی میتونم تا حدی که زیادی داغ نباشه
‫خودم‌رو در مادرید هم ببینم

00:45:17.219 --> 00:45:21.140
‫اما شک دارم که از سفر به هند
‫جان سالم بدر ببرم

00:45:32.113 --> 00:45:33.699
‫چیکار دارید میکنید؟

00:45:34.917 --> 00:45:37.518
‫من دارم سعی میکنم نوه‌ای رو که
‫برای ربع قرن

00:45:37.518 --> 00:45:39.770
‫از من مخفی شده بود، بشناسم

00:45:40.081 --> 00:45:41.562
‫اما‌ چرا اینقدر علنی؟

00:45:41.562 --> 00:45:43.285
‫نمیتونید ببینید نیمی از سالن

00:45:43.285 --> 00:45:45.287
‫دارن میپرسم این مرد جوان
‫ممکنه کی باشه؟

00:45:45.287 --> 00:45:47.769
‫البته، اون باید شمارو نگران کرده باشه

00:45:47.769 --> 00:45:51.052
‫یاد سوفیا، آبروی شما

00:45:51.092 --> 00:45:53.011
‫شما میخواهید اونا حدس بزنن

00:45:54.017 --> 00:45:55.818
‫شما میخواهید اونها حدس بزنن
‫که اون پسر ادمونده

00:45:55.818 --> 00:45:57.779
‫و میخواستید ما شاهدش باشیم

00:45:57.779 --> 00:45:59.700
‫اون طوری قولتون‌رو هم نشکستید

00:45:59.700 --> 00:46:01.953
‫اما راز برملا میشه

00:46:01.985 --> 00:46:04.426
‫فکر میکنم خانواده داربی دارن میرن

00:46:04.426 --> 00:46:08.515
‫من‌رو می بخشید اگه برم و با اونها
‫خداحافظی کنم؟

00:46:08.515 --> 00:46:15.515
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:46:15.539 --> 00:46:22.539
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.