﻿WEBVTT

00:00:00.908 --> 00:00:05.908
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:06.108 --> 00:00:08.256
‫آنچه گذشت...

00:00:09.133 --> 00:00:10.258
‫این کارا به خاطر چیه؟

00:00:10.342 --> 00:00:13.509
‫محدوده بسته شده. دلایل امنیتی.

00:00:13.592 --> 00:00:15.801
‫قضیه به این مربوطه، پدر.

00:00:15.884 --> 00:00:17.676
‫رئیس هیئت انتخابات داره تصمیم می‌گیره

00:00:17.759 --> 00:00:19.509
‫که به تکنولوژی «بلاک‌چین» مجوز بدن یا نه...

00:00:19.592 --> 00:00:22.175
‫- رای دادن با گوشی‌های موبایل.
‫- چاک، خوش اومدی

00:00:22.258 --> 00:00:24.801
‫فکر می‌کردم قراره این ملاقات برای ما باشه...

00:00:24.884 --> 00:00:27.717
‫وزارت دادگستری در رابطه با رای‌گیری
‫از راه دور نگرانی‌های بزرگی داره...

00:00:27.801 --> 00:00:29.592
‫منظورت اینه که جاک جفکات نگرانه.

00:00:29.676 --> 00:00:31.634
‫«سنفورد بنسینگر» پشت خطه.

00:00:31.717 --> 00:00:32.926
‫سندی ...

00:00:33.008 --> 00:00:35.342
‫«لیگ ملی فوتبال» درخواستت رو رد می‌کنه.

00:00:35.425 --> 00:00:38.801
‫حق مالکیت باشگاه‌های ورزشی در این کشور
‫مثل اعطای درجه شوالیه است.

00:00:38.884 --> 00:00:41.175
‫و تو از خانواده سلطنتی نیستی.

00:00:41.258 --> 00:00:43.092
‫اونا بالاخره از دردسرهای قانونی
‫و حقوقی‌ـت خسته شدن...

00:00:43.175 --> 00:00:44.509
‫ممنون بابت یادآوری آتشنشان‌ها.

00:00:44.592 --> 00:00:47.092
‫خوشحالم مفید واقع شد.

00:00:47.175 --> 00:00:49.342
‫ازت می‌خوام چندتا یادداشت
‫جلسه‌ی قدیمی رو پیدا کنی.

00:00:49.425 --> 00:00:52.217
‫تمام اسنادم مربوط به «تیلور میسون».

00:00:52.300 --> 00:00:54.509
‫شما نیومدید اینجا که ازم درخواست کنید
‫برای یه کنفرانس سخنرانی کنم، مگه نه؟

00:00:54.592 --> 00:00:56.801
‫اتهاماتی مبنی بر سواستفاده پزشکی مطرح شده.

00:00:56.884 --> 00:00:59.467
‫دکتر رودز، جواز پزشکی شما تحت بازبینی‌ـه.

00:01:00.001 --> 00:01:05.001
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:20.556 --> 00:01:21.801
‫نمی‌تونی اجازه بدی این اتفاق بیوفته.

00:01:21.884 --> 00:01:24.258
‫نمی‌تونی بهشون اجازه بدی جوازم رو ازم بگیرن.

00:01:24.342 --> 00:01:26.217
‫هئیت پزشکی تحت حوزه قضایی من نیست.

00:01:27.026 --> 00:01:29.217
‫- چیزی که می‌خوای...
‫- چیزی‌ـه که می‌تونی انجام بدی.

00:01:29.300 --> 00:01:31.050
‫کاری کنم بیخیال رسیدگی و تفحص بشن؟

00:01:32.702 --> 00:01:34.926
‫اگه بتونم ترتیبشو بدم، محاله
‫بتونم ازش قِصِر در برم.

00:01:35.008 --> 00:01:36.133
‫و اگه به جای درست شدن بدتر بشه...

00:01:36.217 --> 00:01:39.425
‫می‌خواستی بدونی چیکار می‌تونی بکنی
‫تا رابطه‌مون بهتر بشه...

00:01:39.509 --> 00:01:40.759
‫این خودشه.

00:01:41.822 --> 00:01:42.926
‫پس این کار رو بکنم

00:01:43.008 --> 00:01:45.258
‫و بعدش چی؟ همه چی به حالت اول برمی‌گرده؟

00:01:45.956 --> 00:01:48.092
‫- این قول ـه؟
‫- می‌تونم اینو بهت قول بدم:

00:01:48.175 --> 00:01:49.801
‫با داد و ستد نمیشه یه زن رو پس سِتوند.

00:01:49.884 --> 00:01:51.759
‫ولی اعمال فداکارانه چرا.

00:01:51.842 --> 00:01:55.300
‫من به چاک رودز ِوکیل نیاز ندارم.

00:01:55.384 --> 00:01:58.050
‫یا شوهر. یا آلت مردانه...

00:01:58.133 --> 00:02:00.050
‫من به چاک رودز قاتل نیاز دارم.

00:02:00.660 --> 00:02:03.967
‫قبلا به خاطر همین بودن، منو قضاوت کردی

00:02:04.706 --> 00:02:07.884
‫انتقادم کردی، بهم ناسزا گفتی...

00:02:08.642 --> 00:02:10.801
‫ولی الان، چون به نفع خودته...

00:02:10.884 --> 00:02:12.842
‫حاضری فرا بخونیش.

00:02:12.926 --> 00:02:15.258
‫که آزادش کنی.

00:02:15.342 --> 00:02:17.467
‫خب، باید کل محموله رو بخوای، ویندی.

00:02:17.550 --> 00:02:18.801
‫مثل من که در مورد تو همینطورم.

00:02:18.884 --> 00:02:20.175
‫وگرنه چه شیاطینی هستیم؟

00:02:20.258 --> 00:02:21.717
‫در حال حاضر نمی... نمی‌دونم چی هستم.

00:02:21.801 --> 00:02:24.842
‫اینو آزادانه و بدون غرور اظهار می‌کنم.

00:02:24.926 --> 00:02:26.425
‫ولی تو یه قاتلی.

00:02:27.234 --> 00:02:29.050
‫تو... همیشه‌ی خدا برای خودت می‌کشی.

00:02:29.133 --> 00:02:30.842
‫پس برو برای من بکش.

00:02:30.926 --> 00:02:32.842
‫دارم بهت مجوز استفاده از قسمتی از خودت رو میدم که

00:02:32.926 --> 00:02:34.050
‫باعث میشه بیشترین حس زنده بودن رو داشته باشی.

00:02:34.133 --> 00:02:37.384
‫چون به تو خدمت می‌کنه.

00:02:38.386 --> 00:02:40.592
‫من کار اشتباه انجام دادم.

00:02:40.676 --> 00:02:45.217
‫خودم رو به چیزی تبدیل کردم که
‫قسم خوردم هرگز نباشم.

00:02:45.300 --> 00:02:47.592
‫مجبور بودم و ...

00:02:48.920 --> 00:02:49.759
‫جواب داد.

00:02:49.842 --> 00:02:54.592
‫و بله، درمورد خودم متوجه
‫چیزی شدم که ناخوشایندـه.

00:02:54.676 --> 00:02:56.425
‫ولی الان باید خودم رو برگردونم به

00:02:56.509 --> 00:03:00.217
‫کسی که قرار بوده باشم...
‫اگه اصلا ممکن باشه.

00:03:00.300 --> 00:03:03.217
‫ولی اگه یه دکتر نباشم نمی‌تونم اینکارو بکنم.

00:03:03.300 --> 00:03:08.008
‫پس کمکم کن، چاک، وگرنه از دست میرم.

00:03:10.467 --> 00:03:13.175
‫هیئت پزشکی ایالت رو انگولک نکن، چاک.

00:03:13.258 --> 00:03:15.467
‫تو هنوز داری قدرتت رو استحکام میدی.
‫دسترسی‌ت رو توسعه میدی.

00:03:15.550 --> 00:03:18.425
‫اگه سعی کنی در کار هیئت پزشکی
‫دخالت کنی و شکست بخوری...

00:03:18.509 --> 00:03:20.467
‫میشه یه رسوایی بزرگ

00:03:20.550 --> 00:03:23.342
‫که خیلی سریع به شغل و اعتبارت پایان میده.

00:03:23.425 --> 00:03:25.676
‫پس به جاش، برای ویندی یه دفاعیه آماده کن.

00:03:25.759 --> 00:03:27.676
‫بذارید جلسه اظهارات برگزار
‫بشه. برنده‌اش بشید.

00:03:27.759 --> 00:03:29.300
‫این حرکت هوشمندانه است.

00:03:29.384 --> 00:03:31.509
‫خب. قضیه مربوط به حرکت هوشمندانه نیست.

00:03:31.592 --> 00:03:33.133
‫مربوط به چیزی‌ـه که پدرم بهش میگه:

00:03:33.217 --> 00:03:35.550
‫"آینده‌ی نسلم"

00:03:36.512 --> 00:03:39.092
‫- زندگی زناشویی‌ـت
‫- نمی‌تونم مدام بین

00:03:39.175 --> 00:03:41.801
‫عذرخواهی‌های زیر لب و اقدامات نصفه نیمه
‫پاس‌کاری بشم.

00:03:41.884 --> 00:03:43.175
‫باید نمونه رو عوض کنم.

00:03:43.258 --> 00:03:45.175
‫یه حرکت بزرگ.

00:03:45.258 --> 00:03:47.634
‫برگردم به صفر.

00:03:47.717 --> 00:03:50.550
‫اگه من آدممو بشناسم، همین الانم
‫یه حرکت بزرگ آماده داری.

00:03:50.634 --> 00:03:52.300
‫یه عضو سابق هیئت پزشکی ایالت رو می‌شناسم

00:03:52.384 --> 00:03:54.133
‫که با تمام سوراخ سنبه‌های

00:03:54.217 --> 00:03:56.384
‫‌روند انضباطی‌شون آشنایی داره.

00:03:57.176 --> 00:03:58.676
‫چرا از همونجا شروع نکردی؟

00:03:59.392 --> 00:04:01.384
‫چون به زندون انداختمش.

00:05:00.133 --> 00:05:02.342
‫فکرشو بکن بعد از مدتها در این مکان...

00:05:02.425 --> 00:05:04.050
‫از دیدن هرکسی خوشحال میشم.

00:05:04.133 --> 00:05:06.425
‫من خودمو گول نمی‌زنم که باعث خوشحالی کسانی بشم

00:05:06.509 --> 00:05:08.550
‫که هر روز متقابلاً علیه‌شون اقدام می‌کنم.

00:05:08.634 --> 00:05:10.655
‫این نفرین بازپرس ـه.

00:05:11.634 --> 00:05:14.634
‫مثل یه دندان پزشک بدون گاز خنده.
‫(دی نیتروژن مونوکسید)

00:05:14.717 --> 00:05:17.384
‫می‌دونی وقتی دانشکده پزشکی بودیم
‫به دندون‌پزشک‌ها چی می‌گفتیم؟

00:05:18.078 --> 00:05:20.258
‫"مغزهای کوچک"
‫مثل فیلم Defending Your Life

00:05:20.342 --> 00:05:23.467
‫به وکیل‌ها می‌گفتیم "قلب‌های کوچک"

00:05:23.550 --> 00:05:26.550
‫که الان می‌فهمم زیادی بزرگشون کردیم.

00:05:26.634 --> 00:05:28.008
‫رفقات اینجا حتما

00:05:28.092 --> 00:05:29.592
‫عاشق مرجع‌های «آلبرت بروکس» هستن.
‫(بازیگر و نویسنده آمریکایی)

00:05:29.676 --> 00:05:31.384
‫بفهمی تعجب می‌کنی. من براشون مفید هستم

00:05:31.467 --> 00:05:33.676
‫وقتی مریض میشن مداواشون می‌کنم

00:05:33.759 --> 00:05:36.550
‫بهشون میگم چطوری وارد درمانگاه
‫بشن و از زیر کار زندان در برن

00:05:36.634 --> 00:05:38.550
‫یادشون میدم چی بگن تا داروهایی
‫رو که می‌خوان بگیرن.

00:05:38.634 --> 00:05:40.258
‫بعد اونا تقریباً زیاد همراهی می‌کنن

00:05:40.342 --> 00:05:42.967
‫یا در هر صورت سعی‌شونو می‌کنن.

00:05:43.050 --> 00:05:46.092
‫شاید من بتونم برات مفید باشم.

00:05:46.175 --> 00:05:47.467
‫به همین دلیل امروز اومدم اینجا.

00:05:47.550 --> 00:05:49.467
‫نه. به این دلیل اومدی چون حتما

00:05:49.550 --> 00:05:51.509
‫معتقدی به نحوی می‌تونم برات استفاده داشته باشم.

00:05:51.592 --> 00:05:54.676
‫و فکر می‌کنی من در قبالش به چیزی نیاز دارم.

00:05:54.759 --> 00:05:57.217
‫ولی این، بار آخر برام جواب نداد.

00:05:58.655 --> 00:06:00.107
‫اینطور هم میشه بهش نگاه کرد.

00:06:01.008 --> 00:06:03.842
‫طور دیگه‌اش اینه که اون 11 میلیون دلار

00:06:03.926 --> 00:06:06.300
‫طبق قول داده شده، داخل حسابت موند.

00:06:06.904 --> 00:06:09.050
‫که همسر و فرزندانت زندگی خوبی داشته باشن.

00:06:09.133 --> 00:06:11.884
‫خب، قبل اینکه ازم طلاق بگیره آره این خوب بود.

00:06:11.967 --> 00:06:14.717
‫و موقعی که اجازه می‌داد بچه‌ها بیان ملاقاتم.

00:06:16.361 --> 00:06:18.467
‫متاسفم که اینو می‌شنوم.

00:06:18.550 --> 00:06:21.092
‫ولی می‌تونم که تو همدردی منو نمی‌خوای.

00:06:21.175 --> 00:06:24.384
‫خوشبختانه، شاید من بتونم بیشتر
‫از همدردی بهت ارائه بدم...

00:06:24.467 --> 00:06:27.217
‫به شرطی که بتونی کمی همکاری کنی.

00:06:33.592 --> 00:06:35.509
‫یه آشنای نزدیک... یه دکتر...

00:06:35.592 --> 00:06:38.950
‫مثل تو که قبلا بودی و شاید دوباره بشی...

00:06:38.988 --> 00:06:41.509
‫داره با اقدامات انضباطی مواجه میشه.

00:06:42.416 --> 00:06:45.425
‫می‌خواد قبل از جلسه اظهارات، تحقیقات متوقف بشه.

00:06:47.133 --> 00:06:49.092
‫ازم می‌خوای «هانیبال لکتر» تو باشم.
‫(شخصیت ساختگی در رمان‌های توماس هریس)

00:06:49.175 --> 00:06:51.759
‫به اهرم فشار روی اعضای کمیته نیاز دارم.

00:06:51.842 --> 00:06:53.926
‫تا بتونم تحت فشار قرارشون بدم.

00:06:54.008 --> 00:06:57.759
‫خب، منم مثل دکتر لکتر، می‌تونم کارایی
‫رو بالاتر از انتقام‌جویی قرار بدم.

00:06:57.842 --> 00:06:59.676
‫پس حتما، چاک. می‌تونیم مذاکره کنیم.

00:06:59.759 --> 00:07:02.175
‫منو از اینجا بیار بیرون. آزادم کن.

00:07:02.258 --> 00:07:04.092
‫تا بتونم به بچه‌هام یادآوری کنم واقعا کی هستم.

00:07:04.175 --> 00:07:05.717
‫و بعدش کمکت می‌کنم.

00:07:07.016 --> 00:07:08.217
‫اینکارو نمی‌تونم بکنم.

00:07:08.300 --> 00:07:10.634
‫من دیگه دادستان فدرال نیستم.

00:07:10.717 --> 00:07:14.676
‫ولی جایگاه قدرتمندی دارم، دوستان
‫قدرتمندی در کنارش هستن.

00:07:14.759 --> 00:07:19.509
‫پس من بطور خستگی ناپذیر کار
‫خواهم کرد تا این اتفاق بیوفته.

00:07:20.905 --> 00:07:22.926
‫آره... نمی‌دونم چطور می‌تونم در
‫این باره بهت اعتماد کنم.

00:07:23.008 --> 00:07:26.133
‫دوباره میگم، بهت اجازه دادم
‫اون 11 میلیون رو نگه داری.

00:07:27.276 --> 00:07:29.592
‫اون پول هرگز برای من نبود.

00:07:30.340 --> 00:07:32.842
‫و حاضرم با کمال میل برگردونمش تا
‫از همه این قضایا خلاص بشم.

00:07:32.926 --> 00:07:36.759
‫پس...

00:07:37.320 --> 00:07:39.884
‫نـه

00:07:39.967 --> 00:07:42.467
‫اگه من بهترین شانست هستم، ظاهرا
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی

00:07:42.550 --> 00:07:46.050
‫اینه که بری خونه و همسرت رو بدبخت کنی.

00:07:46.133 --> 00:07:49.300
‫مثل من.

00:07:49.384 --> 00:07:51.258
‫آره، تعجب نکن.

00:07:51.342 --> 00:07:53.050
‫اون بیرون حداقل یه همکار هست که

00:07:53.133 --> 00:07:55.384
‫هنوز باهاش در ارتباطم.

00:07:56.855 --> 00:07:59.759
‫دقیقا مثل «لکتر».

00:08:07.634 --> 00:08:10.334
‫اگه بشنوم به هرکسی از اعضای هیئت زنگ زدی

00:08:10.412 --> 00:08:12.217
‫سعی کردی کارو براش سخت تر کنی

00:08:12.300 --> 00:08:15.634
‫همسرت... سابق یا هرچی...

00:08:15.717 --> 00:08:18.717
‫برای بدست آوردن نامشروع اون 11 میلیون

00:08:18.801 --> 00:08:21.175
‫تحت پیگرد قرار خواهد گرفت

00:08:21.258 --> 00:08:25.967
‫و بچه‌هات سر از بهزیستی در میارن.

00:08:28.092 --> 00:08:33.425
‫حرف هم دیگه رو می‌فهمیم، کلاریس؟

00:08:51.884 --> 00:08:53.425
‫روزای بهتری رو دیده.

00:08:53.509 --> 00:08:55.717
‫دوباره خواهد دید، وقتی جادوم رو انجام بدم.

00:08:55.801 --> 00:08:58.967
‫اولین چیز:
‫"تمام این کیرخورها رو اخراج کن"

00:08:59.050 --> 00:09:00.884
‫«هوفا»
‫(جمله‌ای که بابی گفت از فیلم Hoffa بود)

00:09:00.967 --> 00:09:02.634
‫"قراره آدمای زیادی رو بکشی

00:09:02.717 --> 00:09:04.384
‫"مطمئن شو روز اول اینکارو بکنی.

00:09:04.467 --> 00:09:07.425
‫"اینطوری، اونایی که باقی موندن حس تزلزل نمی‌کنن.

00:09:07.509 --> 00:09:10.258
‫و سپاسگزار خواهند بود."

00:09:10.342 --> 00:09:13.050
‫ناراحت کننده است که مردم
‫کارها رو با این دیدگاه پیش می‌برن.

00:09:13.133 --> 00:09:16.190
‫ولی درسته. پس وقتی وارد اتاق هیئت مدیره شدیم...

00:09:16.225 --> 00:09:19.008
‫نمی‌تونم اخراجشون کنم. باید در
‫وال استریت استحکام نشون بدم.

00:09:19.092 --> 00:09:22.425
‫مخصوصا به این دلیل که مجبورشون
‫می‌کنم تغییرات زیادی در کارشون بدن.

00:09:22.509 --> 00:09:24.008
‫قبل از جلسه هیئت مدیره فردا، تمام

00:09:24.092 --> 00:09:26.217
‫آمار و ارقام رو بهت میدم.

00:09:29.884 --> 00:09:31.592
‫فردا اولین روز ربکا کنتو

00:09:31.676 --> 00:09:33.092
‫به عنوان مدیر عامل «سیلرز» ـه.

00:09:33.175 --> 00:09:35.425
‫می‌خوام روز بدی براش باشه...

00:09:35.509 --> 00:09:38.133
‫که روز بابی اکسلراد لعنتی رو هم خراب می‌کنه.

00:09:38.217 --> 00:09:39.425
‫می‌خوام فکر کنه هیئت مدیره مال اونه

00:09:39.509 --> 00:09:41.258
‫ولی بعد بفهمه واقعا برای منه.

00:09:41.342 --> 00:09:43.676
‫ما با 3 نفر از بزرگترین سهامداران
‫شخص حقیقی ملاقات کردیم

00:09:43.759 --> 00:09:45.842
‫و یه موقعیت درست کردیم، ولی اونقدری
‫نیست که تهدید حساب بشه.

00:09:45.926 --> 00:09:47.884
‫بعد از تمام سهامی که اکس و کنتو خریدن

00:09:47.967 --> 00:09:49.509
‫دیگه اون بیرون سهام چندانی باقی نمونده
‫که بتونیم بدون اینکه

00:09:49.592 --> 00:09:51.217
‫باعث بشیم قیمت‌ها بره بالا بخریم.

00:09:51.300 --> 00:09:52.759
‫ولی یه وال سفید اون بیرونه...

00:09:52.842 --> 00:09:54.467
‫بزرگترین سهامدار سیلرز...

00:09:54.550 --> 00:09:56.092
‫و شما هنوز شکارش نکردید.

00:09:56.175 --> 00:09:57.884
‫داری درمورد «سنفورد بنسینگر» حرف می‌زنی

00:09:57.967 --> 00:10:01.300
‫آقای «گیوینگ اوث»
‫"قهرمان آمریکایی"
‫(اشاره به فصل 2)

00:10:01.384 --> 00:10:02.550
‫همینطوره

00:10:02.634 --> 00:10:04.884
‫خوبه. نیزه‌ات رو بردار.

00:10:04.967 --> 00:10:06.676
‫ملاقات با بنسینگر رو جور کردی؟!

00:10:06.759 --> 00:10:08.842
‫پسرش «لندری» رو برای صبحانه ملاقات می‌کنم.

00:10:08.926 --> 00:10:10.634
‫اون ملاقات رو برامون جور میکنه.

00:10:10.717 --> 00:10:12.258
‫فردا صبح؟

00:10:12.342 --> 00:10:15.300
‫امشب. و خودت میای، تیلور.

00:10:21.384 --> 00:10:23.300
‫کار در محوطه مجاز نیست.

00:10:23.384 --> 00:10:25.634
‫من شبیه اونایی هستم که اومدن تیر آهن جوش بزنن؟

00:10:25.717 --> 00:10:27.634
‫مساله خانوادگی ـه

00:10:35.801 --> 00:10:37.509
‫دارم دچار قحطی میشم

00:10:37.592 --> 00:10:39.300
‫اگه کار رو اینجا سریع شروع نکنیم

00:10:39.384 --> 00:10:41.384
‫وام‌ها منو متلاشی می‌کنن

00:10:41.467 --> 00:10:43.550
‫مثل یه کارگر فولاد زیر فشرده کننده هیدرولیک.

00:10:43.634 --> 00:10:45.759
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

00:10:45.842 --> 00:10:47.592
‫خودم رو به پای جاک و کانرتی بندازم؟

00:10:48.226 --> 00:10:51.425
‫البته که نه! یه راهی پیدا کن که
‫بهشون صدمه متقابل بزنی

00:10:51.509 --> 00:10:53.967
‫اونا رو تحت منگنه‌ای قرار بده
‫که ما رو زیرش گذاشتن

00:10:54.050 --> 00:10:57.717
‫و بعد دسته رو اونقدر فشار بده تا
‫التماست کنن ولشون کنی.

00:10:57.801 --> 00:11:00.634
‫و اونا هم در عوض بیخیال بشن.

00:11:00.717 --> 00:11:03.801
‫من در اینجا به افراد و کامیون‌ها نیاز دارم.

00:11:05.622 --> 00:11:07.676
‫وای رفیق، الان هوا عوض شد؟

00:11:09.634 --> 00:11:11.926
‫این بو چیه!؟ وحشتناکه...

00:11:12.008 --> 00:11:14.425
‫بوی توالت‌های سیار ـه!

00:11:15.096 --> 00:11:16.759
‫می‌خوام به بیرون از اینجا حمل بشن.

00:11:16.842 --> 00:11:18.884
‫نمی‌دونم کارگرهای ساختمانی چی می‌خورن

00:11:18.967 --> 00:11:21.926
‫ولی ادرار و مدفوع‌شون رو نمیشه تنفس کرد.

00:11:22.008 --> 00:11:24.008
‫من زیر بینی‌ـم خوش بو کننده میذارم

00:11:24.092 --> 00:11:25.759
‫تا بوی گند رو حس نکنم.

00:11:27.384 --> 00:11:30.509
‫پدر...

00:11:30.592 --> 00:11:32.342
‫معمولا کجا ریخته میشه؟

00:11:32.425 --> 00:11:33.634
‫عن و گوه ها؟

00:11:33.717 --> 00:11:35.217
‫آره

00:11:35.300 --> 00:11:37.467
‫من از کجا بدونم. به بیرون از اینجا حمل میشه

00:11:37.550 --> 00:11:38.584
‫نمی‌دونم آخرش سر از کجا در میاره.

00:11:41.425 --> 00:11:44.008
‫کجا داری میری؟

00:11:44.092 --> 00:11:45.842
‫که دسته رو فشار بدم

00:11:45.926 --> 00:11:47.634
‫تا التماس کنن.

00:11:57.050 --> 00:11:58.634
‫شلنگ‌ها...

00:11:58.717 --> 00:12:01.717
‫شلنگ‌های دراز و صنعتی در محل‌های کار
‫که بهشون میگن «کاکاساکا»

00:12:01.801 --> 00:12:03.842
‫فضولات رو از توالت‌های سیار خارج می‌کنن

00:12:03.926 --> 00:12:05.509
‫و به داخل کامیون‌های مخصوص فاضلاب می‌ریزن.

00:12:05.592 --> 00:12:07.300
‫میره داخل سیستم فاضلاب شهری

00:12:07.384 --> 00:12:10.050
‫جایی که انباشت و آب‌گیری و فشرده میشه...

00:12:10.133 --> 00:12:12.092
‫آره آره... در نهایت همشون سر از
‫گورستان زایدات در میارن.

00:12:12.175 --> 00:12:13.967
‫خیلی خیلی دور از نیویورک.

00:12:14.050 --> 00:12:16.175
‫از طریق راه «چکش ِجان هنری».
‫(یک خط راه آهن طولانی که شبیه چکش هستش)

00:12:16.258 --> 00:12:18.133
‫یه خط آهن از این سر کشور به اون سر کشور.

00:12:18.217 --> 00:12:19.676
‫به اینجا.

00:12:21.553 --> 00:12:23.967
‫کارل، ما قراره مسیرحمل و نقل

00:12:24.050 --> 00:12:26.092
‫این فضولات رو عوض کنیم.

00:12:30.759 --> 00:12:33.592
‫ممنونم.

00:12:33.676 --> 00:12:35.217
‫میتونی بری.

00:12:35.300 --> 00:12:37.175
‫نه

00:12:37.258 --> 00:12:39.634
‫میخوام تماشا کنم.

00:12:53.050 --> 00:12:54.592
‫چطور بود؟

00:12:54.676 --> 00:12:57.175
‫- برو
‫- حق با توـه

00:12:57.258 --> 00:13:00.676
‫گاهی اوقات کلمات نمی‌تونن چیزی رو
‫که هر دومون میدونیم بیان کنن.

00:13:00.759 --> 00:13:03.676
‫یه کافی شاپ هست، به اسم «درد زیبا»

00:13:03.759 --> 00:13:05.592
‫از اونا که فقط دهنت باز می‌مونه

00:13:05.676 --> 00:13:07.842
‫و منتظره تو بری اونجا...

00:13:07.926 --> 00:13:10.425
‫تو مثل یه قاتل سریالی ِزیادی کافئین خورده‌ هستی.

00:13:10.509 --> 00:13:13.050
‫برو!

00:13:15.342 --> 00:13:18.467
‫باید درمورد اتفاقی که توی اتاق آرامش افتاد حرف بزنیم.

00:13:18.550 --> 00:13:22.258
‫زدم توی صورتت.

00:13:22.342 --> 00:13:24.342
‫بغلم کردی.

00:13:24.438 --> 00:13:28.092
‫باهم خو گرفتیم. باید بیشتر باهم خو بگیریم.

00:13:28.175 --> 00:13:31.133
‫نوشیدنی، امشب بعد کار، فقط دو تامون.

00:13:31.217 --> 00:13:33.926
‫من معمولا فقط با آدمایی بیرون میرم
‫که یه زن داشته باشن :)

00:13:34.008 --> 00:13:37.342
‫یه حسی وجود داشت. من درمورد حس اشتباه نمیکنم.

00:13:37.425 --> 00:13:40.425
‫کیرت شق شد چون سرت بین ممه‌هام بود.

00:13:40.509 --> 00:13:41.550
‫اون حس نیست.

00:13:41.634 --> 00:13:42.842
‫اون جایی که من ازش میام هست.

00:13:42.926 --> 00:13:44.926
‫کجا؟ سال 1954 !؟

00:13:50.967 --> 00:13:52.926
‫دوباره داره اتفاق میوفته.

00:13:54.842 --> 00:13:57.175
‫جوون‌ها افتادن روی خودشون...

00:13:57.258 --> 00:13:58.967
‫افتادن دنبال من.

00:13:59.050 --> 00:14:01.092
‫متوجه یه افزایش

00:14:01.175 --> 00:14:03.967
‫علاقه خاص در طبقه پایین شدم.

00:14:04.050 --> 00:14:06.425
‫از وقتی که گفتم روز تولدم به گا رفتم...

00:14:06.509 --> 00:14:09.967
‫متوجهم... اونطوری که اسپیروس
‫اون قهوه رو برات میاره

00:14:10.050 --> 00:14:13.008
‫هر روز ساعت 11، کنار میزت پرسه می‌زنه...

00:14:13.092 --> 00:14:16.759
‫حداقل «لرچ» ورراج خوب بلده قهوه درست کنه.
‫(یک شخصیت خیالی تلوزیونی)

00:14:17.142 --> 00:14:20.634
‫ولی امروز «دالر بیل» بود. و این فرق داره.

00:14:20.717 --> 00:14:22.217
‫می‌خوای بدونی بهترین راه دست به سر کردنش

00:14:22.300 --> 00:14:23.717
‫بدون اینکه محل کار به گند کشیده بشه چیه؟

00:14:24.564 --> 00:14:26.884
‫بیشتر مثل: بهترین راه انجام این کار

00:14:26.967 --> 00:14:28.884
‫بدون به گند کشیدن محل کار :)

00:14:34.425 --> 00:14:37.592
‫داری به عنوان یه شریک عشقی
‫بهش فکر می‌کنی یا شریک جنسی؟

00:14:38.588 --> 00:14:41.384
‫وقتی اینطوری مطرحش می‌کنی، درمورد
‫مدام حرف زدن فکر می‌کنم.

00:14:42.842 --> 00:14:46.008
‫یه مقدار حس میکنم گاییده شدم...

00:14:46.092 --> 00:14:47.884
‫و یکم ترسیدم از کاری که ممکنه بکنم.

00:14:48.008 --> 00:14:49.384
‫خوشم میاد اینطوری اقرار می‌کنی، بن کیم.

00:14:49.467 --> 00:14:51.050
‫ولی من وسط جلسه هستم.

00:14:51.133 --> 00:14:54.258
‫بانی باید اینو بشنوـه. به اونم مربوط میشه.

00:14:55.801 --> 00:14:59.384
‫من به تازگی متوجه شدم که اکس کپیتال
‫یه صندوق برای کارمندان داره.

00:14:59.467 --> 00:15:01.717
‫آره، به همین دلیل اینجا کار می‌کنیم.

00:15:01.801 --> 00:15:03.258
‫تا پولامون رو اینجا سرمایه گذاری کنیم

00:15:03.342 --> 00:15:04.801
‫و از سود بقیه استفاده کنیم.

00:15:04.884 --> 00:15:08.717
‫یه صندوق جدا و ویژه به اسم «فلگ شیپ»

00:15:08.801 --> 00:15:10.258
‫صندوقی که ظاهرا سودهاش

00:15:10.342 --> 00:15:12.133
‫سه برابر بیشتر از صندوق اصلی ـه.

00:15:12.217 --> 00:15:15.300
‫ولی فقط «کارمندان کلیدی» داخلش هستن.

00:15:15.384 --> 00:15:18.842
‫من یه بازرگان مالی هستم... و داخلش نیستم.

00:15:20.046 --> 00:15:21.048
‫ویندی، تو داخلش هستی؟

00:15:21.092 --> 00:15:23.384
‫سال‌هاست که نشنیدم کسی اسم فلگ شیپ رو بیاره.

00:15:23.467 --> 00:15:25.467
‫فکر می‌کنم اکس وقتی به مشکلات حقوقی برخورد

00:15:25.550 --> 00:15:27.842
‫صندوق‌هایی مثل این رو منحل کرد.

00:15:27.926 --> 00:15:30.300
‫پس باید بیخیال این خشم بشم؟

00:15:30.384 --> 00:15:34.217
‫یا بهش بچسب و ببین به کجا می‌برتت.

00:15:35.493 --> 00:15:37.008
‫بیخیالش میشم.

00:15:37.092 --> 00:15:38.425
‫ممنونم، ویندی

00:15:42.175 --> 00:15:46.217
‫- سوالش رو جواب ندادی
‫- گمونم دادم

00:15:47.040 --> 00:15:48.467
‫نه کاملا.

00:15:48.550 --> 00:15:51.425
‫نه اون بخشی که آیا تو در فلگ شیپ
‫سرمایه داری یا نه.

00:15:52.392 --> 00:15:54.008
‫جدی؟

00:15:54.092 --> 00:15:55.717
‫سوالای تو چی؟ اونا رو جواب دادم؟

00:15:55.801 --> 00:16:00.884
‫آره. الان دقیقا میدونم باید با دالر بیل چیکار کنم.

00:16:05.634 --> 00:16:07.592
‫ما ردیف هستیم، رفیق.

00:16:11.342 --> 00:16:13.092
‫حس

00:16:13.175 --> 00:16:15.926
‫می‌دونستم لعنتی.

00:16:16.008 --> 00:16:17.550
‫مکان رو مشخص کن

00:16:17.634 --> 00:16:20.342
‫این چطوره:
‫" فکر می‌کردم تو یه مرد واقعی هستی

00:16:20.425 --> 00:16:22.717
‫پس تو مکان رو انتخاب کن."

00:16:27.967 --> 00:16:29.967
‫جا برای پیشرفت داری.

00:16:30.050 --> 00:16:33.425
‫نه زیاد.

00:16:36.300 --> 00:16:38.634
‫من اسم می‌گیرم و کون جر میدم.

00:16:38.717 --> 00:16:40.717
‫فقط دیگه اسمی باقی نمونده

00:16:40.801 --> 00:16:42.759
‫پس الان فقط کون جر دادن ـه.

00:16:43.202 --> 00:16:44.292
‫به کلاب ملحق شو.

00:16:45.352 --> 00:16:47.050
‫کلاب انحصاری ـه؟

00:16:48.400 --> 00:16:49.676
‫شک نکن.

00:16:49.759 --> 00:16:51.217
‫چون من دلم می‌خواد واردش بشم.

00:16:53.258 --> 00:16:57.217
‫یه کلاب اختصاصی دیگه هم هست
‫که دلم می‌خواد داخلش باشم...

00:16:58.759 --> 00:17:01.967
‫صندوق فلگ شیپ.

00:17:02.050 --> 00:17:04.467
‫تو چطور از فلگ شیپ خبر داری؟

00:17:04.550 --> 00:17:06.926
‫اولین قانون فلگ شیپ اینه که درموردش حرف نزنی.

00:17:07.008 --> 00:17:08.926
‫بهتره بدونی جلوی من درموردش حرف زده شد.

00:17:09.008 --> 00:17:10.967
‫یکی که نفوذ داره داشت می‌گفت

00:17:11.050 --> 00:17:13.634
‫که ممکنه این صندوق در سطح من باشه.

00:17:16.300 --> 00:17:18.550
‫آره، می‌تونم اینو برات ببینم.

00:17:18.634 --> 00:17:20.175
‫اگه همینطور ادامه بدی...

00:17:21.451 --> 00:17:22.592
‫چقدر احتمالش هست نتونم؟

00:17:22.676 --> 00:17:25.258
‫همینطوری میگم... هرچند چیز بزرگیه.

00:17:25.342 --> 00:17:27.634
‫باید مثل «اریک رابرتز» و «کریس پن» باشی...
‫(بازیگر)

00:17:27.717 --> 00:17:29.509
‫بهترین بهترین ها.

00:17:31.440 --> 00:17:32.842
‫پس تو داخلش هستی؟

00:17:32.926 --> 00:17:38.592
‫لعنتی آره، از وقتی که...

00:17:38.676 --> 00:17:41.592
‫به اکس نشون دادم همیشه از پس کارا برمیام.

00:17:41.676 --> 00:17:43.842
‫در کنار اکس و وگز و ...

00:17:43.926 --> 00:17:46.342
‫و ویندی؛ آره.

00:17:46.425 --> 00:17:48.842
‫و پاداش‌ها قابل توجه هستن؟

00:17:50.144 --> 00:17:51.926
‫اونقدر زیاد که بشه دو تا خانواده رو سر و سامون داد

00:17:52.008 --> 00:17:55.425
‫اونم با دو جفت بچه و تمام نیازهاشون.

00:18:06.258 --> 00:18:09.008
‫تو با اون همه دانش از زندگی شبانه‌ی نیویورکی

00:18:09.092 --> 00:18:10.467
‫چطور شد اینجا رو انتخاب کردی؟

00:18:10.550 --> 00:18:12.676
‫به زودی بیشتر برات قابل فهم میشه.

00:18:19.425 --> 00:18:20.842
‫اسم پدرشو نیار.

00:18:20.926 --> 00:18:22.676
‫حرف از تجارت نزن.

00:18:22.759 --> 00:18:23.926
‫مگه اینکه خودش رو وادار کنی.

00:18:24.008 --> 00:18:25.258
‫پس چطور قراره...

00:18:25.342 --> 00:18:26.425
‫با خودت بودن.

00:18:27.116 --> 00:18:28.217
‫واو

00:18:28.300 --> 00:18:29.425
‫این مکان...

00:18:29.509 --> 00:18:30.592
‫رنگ ها

00:18:30.676 --> 00:18:31.967
‫نوستالژیک و خاطره آور ـه.

00:18:32.050 --> 00:18:33.550
‫من تا به حال اینجا نبودم.

00:18:33.634 --> 00:18:35.592
‫تیلور انتخابش کرد.

00:18:35.676 --> 00:18:38.008
‫جدی؟

00:18:38.092 --> 00:18:40.425
‫آره. متوجه تضاد طعنه آمیز این مکان شدم.

00:18:41.740 --> 00:18:44.217
‫نه. وقتی وارد شدی صورتت رو دیدم.

00:18:44.300 --> 00:18:45.592
‫لبخندت از روی طعنه نبود.

00:18:45.676 --> 00:18:47.342
‫جذبش شدی. مثل من.

00:18:47.425 --> 00:18:48.717
‫باعث میشه با بخش

00:18:48.801 --> 00:18:50.008
‫کودک مانند ِخودم ارتباط برقرار کنم.

00:18:50.092 --> 00:18:52.133
‫کودکانه نه. کودک مانند

00:18:52.217 --> 00:18:53.676
‫این بخش از خودم رو پذیرفتم.

00:18:53.759 --> 00:18:55.384
‫خلاق ترین و متعهدترین قسمت ـه

00:18:55.467 --> 00:18:57.884
‫قسمتی که بقیه قسمت‌هام رو مجبور
‫به ترقی کردن می‌کنه.

00:18:58.932 --> 00:19:01.425
‫آره. بله. درسته.

00:19:01.509 --> 00:19:03.217
‫چه چیزی بیشتر از بوی شیرگندم

00:19:03.300 --> 00:19:05.258
‫مورد علاقه‌ی کودکیت به هیجان میارتت؟

00:19:05.342 --> 00:19:07.884
‫نمی‌دونم چرا اون حرف طعنه آمیز رو گفتم.

00:19:07.967 --> 00:19:09.258
‫چون تو انسان هستی

00:19:09.342 --> 00:19:11.258
‫و ما این وقت شب در این شهر هستیم.

00:19:11.342 --> 00:19:12.634
‫نگران بودی خودت رو لو بدی.

00:19:12.717 --> 00:19:15.300
‫نگران نباش. اینکارو کردی. و دیدنش عالی بود.

00:19:16.634 --> 00:19:18.509
‫مزه مورد علاقت چی بود؟

00:19:18.592 --> 00:19:20.592
‫عسل و خامه

00:19:20.676 --> 00:19:24.133
‫وقتی بچه بودم، اجازه داشتم فقط
‫هفته‌ای یک بار شیرگندم بخورم.
‫(همون غذای کودک)

00:19:24.217 --> 00:19:27.300
‫پدرم می‌خواست عادت‌های بهتری
‫نسبت به خودش داشته باشم.

00:19:27.384 --> 00:19:29.050
‫هنوز وقتی می‌خورمش یکم حس گناه می‌کنم.

00:19:29.133 --> 00:19:30.926
‫ولی عاشقشم.

00:19:31.008 --> 00:19:32.884
‫و این مکان...

00:19:32.967 --> 00:19:35.660
‫تو منو به دام انداختی تیلور. تحسین برانگیزـه.

00:19:35.695 --> 00:19:37.008
‫با همدیگه آشنا بشید.

00:19:37.092 --> 00:19:39.342
‫تیلور، من بر می‌گردم.

00:19:42.008 --> 00:19:43.364
‫من هم طعم تکه گل برفکی.

00:19:43.399 --> 00:19:44.697
‫عالیه !

00:19:48.884 --> 00:19:50.884
‫لارن، حق با تو بود.

00:19:50.967 --> 00:19:52.425
‫ملاقات رو جور می‌کنم.

00:19:52.509 --> 00:19:54.926
‫بیشتر از این تضمینی وجود نداره.

00:19:55.008 --> 00:19:58.550
‫پدرم چیزایی رو می‌بینه که من نمی‌بینم،
‫به همین دلیل کسی‌ هست که الان هست.

00:19:58.634 --> 00:20:01.050
‫ولی برای بردنتون داخل اتاق حس راحتی دارم.

00:20:05.384 --> 00:20:07.342
‫ریسک بزرگی بود که انجام دادی

00:20:07.425 --> 00:20:09.342
‫بدون اینکه به من بگی ترتیبشو دادی...

00:20:09.425 --> 00:20:12.509
‫نه. می‌دونستم از پسش برمیای.

00:20:13.967 --> 00:20:18.842
‫تماشای فکر کردنت خیلی سرگرم کننده بود

00:20:18.926 --> 00:20:22.300
‫تو برای چالش و رقابت به دنیا اومدی.

00:20:22.384 --> 00:20:25.217
‫و بعد دیدنش و حس اینکه

00:20:25.300 --> 00:20:28.050
‫یکی درک می‌کنه اون واقعا چه کسی بوده.

00:20:29.364 --> 00:20:32.384
‫تو تمام اینا رو متوجه شدی، هان؟

00:20:32.467 --> 00:20:34.467
‫گمونم خوشم میاد که اینقدر دقیق مشاهده می‌کنی.

00:20:36.036 --> 00:20:40.258
‫خب، نه. اون کار اصلا ریسک نبود.

00:20:42.759 --> 00:20:46.133
‫ولی این... ای هست.

00:21:18.050 --> 00:21:19.467
‫ما اینجا یه سری قوانین رو شکستیم.

00:21:19.550 --> 00:21:22.592
‫حتما به همین دلیل اینقدر لذت بخش بود.

00:21:22.676 --> 00:21:25.425
‫جهت اطلاع، من اول بوسیدمت.

00:21:25.509 --> 00:21:28.384
‫ولی شاید بهتر باشه درهرصورت اینو به سارا نگیم...

00:21:29.592 --> 00:21:31.842
‫چیو به من نگید؟

00:21:33.404 --> 00:21:36.133
‫لارن کارایی بلده که نیازی به
‫کلاب شبانه و اخاذی کردن نداره.

00:21:36.217 --> 00:21:37.342
‫اون ملاقات با بنسینگر رو

00:21:37.425 --> 00:21:38.967
‫به روش کاملا دوستانه برامون جور کرد.

00:21:39.050 --> 00:21:41.759
‫عالیه. خوب شد فهمیدم.

00:21:41.842 --> 00:21:46.425
‫آره، ولی صداشو در نیار. نمی‌خوام
‫اعتبارم رو خراب کنم.

00:21:50.133 --> 00:21:52.425
‫*غرب تگزاس*

00:21:52.509 --> 00:21:54.967
‫دادستان کل ایالت رودز

00:21:55.050 --> 00:21:57.467
‫چی باعث شده در خونه من سبز بشی؟

00:21:57.550 --> 00:21:59.759
‫همونطور که حضرت موسی قبل از نازل شدن

00:21:59.842 --> 00:22:02.759
‫بلا به سر مصر، به فرعون یه فرصت داد، من اومدم...

00:22:02.842 --> 00:22:06.258
‫وقتی که بت پرستان از کتاب مقدس
‫نقل قول می‌کنند، من پس می‌زنم.

00:22:06.342 --> 00:22:09.592
‫با این حال، به حرفام اعتنا کن.

00:22:09.676 --> 00:22:11.258
‫اشتباه فرعون رو نکن.

00:22:12.884 --> 00:22:14.967
‫ازم می‌خوای انسداد رو بردارم.

00:22:15.050 --> 00:22:17.884
‫و اگه اینکارو نکنم چی؟

00:22:17.967 --> 00:22:19.592
‫طاعون؟ ملخ؟

00:22:19.676 --> 00:22:21.842
‫بلاهایی در همین وسعت سرت میاد.

00:22:21.926 --> 00:22:24.217
‫بله. همینطور خانواده‌ات.

00:22:24.300 --> 00:22:25.884
‫از اونجا که اسباب زحمت خانواده من شدی.

00:22:25.967 --> 00:22:28.467
‫پس. خیلی راحت دست و پای پدرم رو باز کن...

00:22:28.550 --> 00:22:31.092
‫خب، اولاً:اگر قادر مطلق (خداوند) از
‫طریق یکی از ما حرف بزنه،

00:22:31.175 --> 00:22:33.050
‫می‌تونم بهت اطمینان بدم اون منم.

00:22:33.133 --> 00:22:34.842
‫چون من جلوش زانو می‌زنم.

00:22:34.926 --> 00:22:36.550
‫هر روز.

00:22:36.634 --> 00:22:39.884
‫دوماً: اون تنها کسیه که جلوش زانو می‌زنم.

00:22:39.967 --> 00:22:41.258
‫یا خواهم زد.

00:22:41.342 --> 00:22:43.342
‫من زانوی خم شده‌ات رو نمی‌خوام.

00:22:43.425 --> 00:22:46.258
‫فقط می‌خوام از گردن پدرم برشون داری.

00:22:46.342 --> 00:22:48.425
‫تو پدرت رو در این وضعیت قرار دادی؛ چاک

00:22:48.509 --> 00:22:50.092
‫وقتی مقابل من ایستادی.

00:22:50.175 --> 00:22:52.342
‫و حالا اون بهاش رو می‌پردازه.

00:22:53.182 --> 00:22:55.217
‫چطور جرئت کردی از اون شهر

00:22:55.300 --> 00:22:57.967
‫فاضلاب بیای اینجا و تهدیدم کنی؟

00:22:58.050 --> 00:23:00.300
‫حتی می‌تونم یکم بوش رو ازت حس کنم...

00:23:00.384 --> 00:23:02.509
‫عه پس فکر می‌کنی می‌تونی تمامش
‫رو از من استشمام کنی؟

00:23:02.592 --> 00:23:05.634
‫درسته. داری هوای تازه‌ی من رو گندیده می‌کنی.

00:23:05.717 --> 00:23:07.801
‫همینطور انحرافت از کتاب مقدس.
‫(بیشتر به انحراف جنسی اشاره میشه)

00:23:14.133 --> 00:23:16.342
‫اون قطار ساعت 12:02 ـه

00:23:16.425 --> 00:23:18.801
‫اون قطار برگشتت ـه.

00:23:18.884 --> 00:23:20.842
‫حالا بهتره از اینجا بری.

00:23:22.189 --> 00:23:23.592
‫حق با توـه.

00:23:23.676 --> 00:23:26.300
‫اینجا بوی «مگنولیا»ی جنوبی احاطه‌ات کرده.
‫(یک نوع گیاه)

00:23:27.606 --> 00:23:28.667
‫اوممم!

00:23:29.754 --> 00:23:32.050
‫قطعا عطر اوناست.

00:23:39.425 --> 00:23:41.842
‫خیلی خب همگی، بریم سر وقتش.

00:23:44.634 --> 00:23:46.842
‫من از هئیت کناره گیری می‌کنم.

00:23:46.926 --> 00:23:47.926
‫منم همینطور.

00:23:48.008 --> 00:23:50.092
‫- چه غلطا؟
‫- چطور شد؟

00:23:50.663 --> 00:23:52.676
‫ما سهاممون رو فروختیم. معامله به تازگی انجام شد.

00:23:52.759 --> 00:23:54.509
‫قیمت خوبی بود. نمیشد ازش گذشت.

00:23:55.322 --> 00:23:57.550
‫شما منو پیچوندید بدون اینکه حتی
‫برنامه‌های من رو بشنوید.

00:23:57.634 --> 00:24:00.342
‫- به کی فروختید؟
‫- ترجیح میدم نگم...

00:24:02.150 --> 00:24:04.342
‫در هر صورت من می‌فهمم.

00:24:04.425 --> 00:24:06.801
‫و وقتی فهمیدم، تمرکزم رو از

00:24:06.884 --> 00:24:10.175
‫این کار، می‌برم روی دارایی‌های
‫شخصی هر کدوم شما.

00:24:10.258 --> 00:24:13.550
‫و به این فکر می‌کنم که چطور نابودشون کنم.

00:24:13.634 --> 00:24:16.217
‫به فنا می‌کشونمتون.

00:24:16.300 --> 00:24:18.967
‫و وقتی اینکارو می‌کنم مثل «جوکر» لبخند می‌زنم.

00:24:20.834 --> 00:24:21.842
‫تیلور میسون.

00:24:21.926 --> 00:24:24.342
‫میسون قراره با «سنفورد بنسینگر» ملاقات کنه،

00:24:24.425 --> 00:24:26.425
‫اونا به زودی کنترل رو دست می‌گیرن.

00:24:28.333 --> 00:24:30.801
‫استعفاتون تایید شد.

00:24:31.838 --> 00:24:35.092
‫این جلسه تا موقع تعیین هئیت مدیره جدید به عقب افتاد.

00:24:38.634 --> 00:24:40.935
‫با اون مقدار سهام و بدهی قابل تبدیل
‫که بنسینگر تحت کنترل داره

00:24:40.970 --> 00:24:42.258
‫اون بزرگترین بستانکارمون ـه.

00:24:42.342 --> 00:24:46.258
‫می‌تونه بدهی رو به مقدار کافی سهام
‫تبدیل کنه که موقعیت ما رو کاملا از بین ببره.

00:24:46.342 --> 00:24:49.967
‫بعد ما قدرتمون کم میشه و حق رای‌مون کوچیک میشه.

00:24:50.050 --> 00:24:51.717
‫اگه اون پشت تیلور در بیاد اونا می‌تونن شرکت رو

00:24:51.801 --> 00:24:54.133
‫بدون نیاز به من اداره کنن. حتی اخراجم کنن.

00:24:54.217 --> 00:24:55.926
‫از اون کارا که بنسینگر بارها انجام داده.

00:24:56.008 --> 00:24:58.008
‫تو می‌شناسیش؟

00:24:58.092 --> 00:25:00.175
‫خب. شاید بتونیم بریم تقاضای
‫صلح بدیم. باهاش کار کنیم.

00:25:00.258 --> 00:25:01.550
‫می‌شناسمش.

00:25:01.634 --> 00:25:03.342
‫ولی صلحی که اون باهاش موافقت می‌کنه

00:25:03.425 --> 00:25:04.967
‫از اون نوعی‌ـه که سر من روی نیزه باشه.

00:25:05.533 --> 00:25:07.549
‫تو راه جالب توجهی با مردم داری.

00:25:07.584 --> 00:25:08.592
‫ممنونم.

00:25:08.676 --> 00:25:12.384
‫ولی حرفمو باور کن، نمی‌تونیم این یارو رو راضی کنیم.

00:25:12.467 --> 00:25:14.592
‫نه، وقتشه مجازاتش کنیم.

00:25:21.467 --> 00:25:23.550
‫خیلی‌خب همگی، یه نفس خوب و عمیق و آروم بکشید.

00:25:23.634 --> 00:25:25.842
‫شونه‌هاتون رو بالا بگیرید.

00:25:25.926 --> 00:25:27.759
‫آخرین کشش کلاس ـه.

00:25:27.842 --> 00:25:31.217
‫هیچ وقت سرازیر نمیشه، هرگز تسلیم نشید.

00:25:32.849 --> 00:25:35.258
‫باید تا تهش ادامه بدید
‫*Gman827 لقب برایان کانرتی*
‫*KamikazeDoc لقب دکتر گاس*

00:25:35.342 --> 00:25:38.175
‫یک دو سه، بزنید بریم!

00:25:46.258 --> 00:25:50.967
‫5 4 3 2 1 !

00:25:51.050 --> 00:25:52.676
‫تموم!

00:25:54.217 --> 00:25:56.967
‫آره!

00:26:03.759 --> 00:26:04.842
‫دکتر گاس

00:26:04.926 --> 00:26:07.008
‫آره

00:26:07.092 --> 00:26:09.008
‫Gman بلده پدال بزنه!

00:26:09.973 --> 00:26:11.000
‫فکر می‌کردم بهت رسیدم.

00:26:11.035 --> 00:26:12.467
‫- آره؟
‫- آره

00:26:12.550 --> 00:26:15.676
‫حالا بگو چند وقت یه بار این حرفو
‫می‌زنی و معلوم میشه اشتباهه؟

00:26:15.759 --> 00:26:17.092
‫دفعه بعد، بیشتر می‌خوامش.

00:26:17.175 --> 00:26:19.300
‫بیشتر خواستنش کافی نیست.

00:26:20.430 --> 00:26:21.676
‫باید بیشترین بخوامش؟

00:26:23.380 --> 00:26:24.509
‫نه

00:26:25.518 --> 00:26:28.676
‫باید «اوداچی»ت رو تیز کنی و هرچیزی که بین

00:26:28.759 --> 00:26:30.467
‫تو و هدفت هست تیکه تیکه کنی.

00:26:30.550 --> 00:26:31.842
‫و اگه هرکس و هرچیزی که سر راهت

00:26:31.926 --> 00:26:33.717
‫قرار گرفت تیکه تیکه نکنی

00:26:33.801 --> 00:26:36.801
‫اونا برمی‌گردن و تیکه تیکه ات می‌کنن

00:26:36.884 --> 00:26:40.592
‫و بعد؛ روی تمام اون تیکه‌ها اسپرم می‌ریزن.

00:26:49.364 --> 00:26:51.092
‫این شهردارها...

00:26:51.175 --> 00:26:53.717
‫ما به اجازه‌نامه‌شون برای خطوط ریلی نیاز داریم.

00:26:53.801 --> 00:26:55.634
‫پس باید مجبور بشن این تصمیم رو بگیرن:

00:26:55.717 --> 00:26:57.467
‫بوی خوش عن و گوه

00:26:57.550 --> 00:26:59.342
‫یا راه دیگه.

00:26:59.425 --> 00:27:02.050
‫باهاشون تماس بگیرید و هرکدوم رو
‫به یه تماس تلفنی دعوت کنید

00:27:02.133 --> 00:27:03.759
‫تا چیزی که نیاز دارن بهشون بدیم.

00:27:03.842 --> 00:27:07.008
‫و اگه قبولش نکردن تهدیدشون می‌کنیم.

00:27:07.092 --> 00:27:10.509
‫سر کیسه کردن یه مشت شهردار
‫دور افتاده، به نظر عالی میاد.

00:27:10.592 --> 00:27:12.050
‫پیتزا یا غذای تایلندی؟

00:27:12.133 --> 00:27:15.008
‫منم یه قرار شام دارم که باید بهش برسم.

00:27:15.853 --> 00:27:17.342
‫از غذاتون لذت ببرید.
‫(به فرانسوی)

00:27:19.920 --> 00:27:21.092
‫تولدت مبارک، کوین.

00:27:21.175 --> 00:27:23.550
‫ممنونم، پدربزرگ.

00:27:23.634 --> 00:27:25.926
‫یه فنر کوفتی ـه.
‫(فنر اسباب بازی)

00:27:26.008 --> 00:27:27.759
‫حالا تنهامون بذار و برو اون فنر رو

00:27:27.842 --> 00:27:29.676
‫بذار روی پله و باهاش بازی کن.

00:27:32.842 --> 00:27:34.342
‫اگه فردا دیدید هنوز داره باهاش بازی می‌کنه

00:27:34.425 --> 00:27:36.967
‫تمام انرژی‌تون رو برای دخترتون بذارید.

00:27:37.050 --> 00:27:39.592
‫من برای تمام کسانی که دوست دارم انرژی کافی دارم.

00:27:39.676 --> 00:27:43.342
‫جدی؟ چون من نشنیدم حرفی از

00:27:43.425 --> 00:27:45.801
‫یه مساله شخصی خیلی مهم بگی.

00:27:45.884 --> 00:27:48.842
‫راستش منم همین حرفو می‌زنم.

00:27:51.584 --> 00:27:52.759
‫خب...

00:27:52.842 --> 00:27:54.842
‫همیشه فکر می‌کردم شما دو نفر، اتحادتون

00:27:54.926 --> 00:27:57.467
‫سر یه علت مشترک، چیز خوبی باشه ولی...

00:27:57.550 --> 00:27:59.217
‫ولی هیچی.

00:27:59.300 --> 00:28:01.717
‫نتیجه‌گیری می‌کنم باید نیازهای
‫هردومون رو برطرف کنی.

00:28:05.992 --> 00:28:08.801
‫بهتون اطمینان میدم دارم روی
‫مشکل هردوتون کار می‌کنم.

00:28:08.884 --> 00:28:10.592
‫اطمینانت رو نگه دار

00:28:10.676 --> 00:28:12.717
‫برای اونایی که با مزخرفاتت آشنایی ندارن.

00:28:12.801 --> 00:28:14.592
‫در حالت عادی، اگه یه پدر

00:28:14.676 --> 00:28:16.634
‫با پسرش اینطوری صحبت کنه، متعجب میشم.

00:28:16.717 --> 00:28:19.425
‫ولی من از قدرت انگیزشی که روش داری خبر دارم.

00:28:19.509 --> 00:28:22.000
‫حتما، شاید تو دلش داره میگه:

00:28:22.088 --> 00:28:23.717
‫- "گور بابای این پیرمرد"
‫- داد می‌زنه !

00:28:23.801 --> 00:28:25.258
‫ولی اون همیشه غلبه می‌کنه.

00:28:25.342 --> 00:28:27.258
‫نیاز عشقت...

00:28:27.342 --> 00:28:28.967
‫شرم برآورده نکردنش...

00:28:30.591 --> 00:28:32.407
‫و مثل یه پزشک ناحیه‌ای

00:28:32.442 --> 00:28:34.425
‫با یه عالمه مشکل از این سر تا اون سر ناحیه

00:28:34.509 --> 00:28:37.842
‫برمی‌گردم سر کارم.

00:28:41.884 --> 00:28:46.467
‫*مرکز فرآوری فاضلاب، شهر نیویورک*

00:29:39.092 --> 00:29:41.467
‫هال گفت یه کنسرسیوم چینی اومده به شهر

00:29:41.550 --> 00:29:43.092
‫تا ساختمون «کرایسلر» رو بخره.

00:29:43.175 --> 00:29:45.300
‫که به همین دلیل بنسینگر داخل شهرـه.

00:29:45.384 --> 00:29:47.926
‫پس اون فقط به خاطر کیر زدن به من
‫و شرکت ربکا نیومده اینجا؟

00:29:48.008 --> 00:29:49.926
‫اون می‌خواد اون ساختمون رو از
‫دست چینی‌ها دور نگه داره.

00:29:50.008 --> 00:29:52.092
‫اون قصد داره زودتر از اونا ساختمان رو بخره.

00:29:52.175 --> 00:29:54.217
‫بخشی از هدف زندگیش برای حفظ کردن کشور.

00:29:54.300 --> 00:29:57.092
‫حتما. و اینکارو بدون هیاهو هم انجام میده.

00:29:57.175 --> 00:29:58.509
‫در هر صورت خودش اینو میگه.

00:29:58.592 --> 00:30:00.217
‫که می‌خواد بابت خریدش اسمش درز نکنه.

00:30:00.300 --> 00:30:02.217
‫ولی به طریقی، اسمش درز می‌کنه.

00:30:03.560 --> 00:30:05.967
‫یا درز نمی‌کنه، نه؟

00:30:06.936 --> 00:30:08.926
‫آره

00:30:12.217 --> 00:30:14.676
‫صندوق فلگ شیپ بر اساس انتخاب ـه.

00:30:14.759 --> 00:30:16.884
‫و ما باید دربرگیری خودمون رو مطالبه کنیم.

00:30:18.082 --> 00:30:19.384
‫ویندی منو گمراه کرد؟

00:30:19.467 --> 00:30:20.967
‫اینطوری بود که فهمیدم قضیه چیه.

00:30:21.050 --> 00:30:23.050
‫شاید زمان من نرسیده باشه.

00:30:23.133 --> 00:30:25.300
‫شاید اگه صبر کنم و سرم رو بندازم پایین

00:30:25.384 --> 00:30:26.634
‫در همین راه بهم پاداش داده بشه.

00:30:26.717 --> 00:30:28.175
‫تمام کارگرهای کارخونه هم قبل اینکه

00:30:28.258 --> 00:30:29.717
‫شغلشونو از دست بدن همینو می‌گفتن

00:30:29.801 --> 00:30:31.092
‫بعدش رفتن خونه تا همسرشونو کتک بزنن.

00:30:32.104 --> 00:30:34.133
‫بهم بگو که تو با این سیستم طبقاتی مشکلی نداری.

00:30:34.217 --> 00:30:37.592
‫خدایا. فکر نمی‌کنم گفتنش چیز درستی باشه.

00:30:37.676 --> 00:30:42.050
‫سعی می‌کنم عصبانی‌تون کنم تا کاری کنید.

00:30:42.133 --> 00:30:44.550
‫شما مشکلی ندارید که اینجا کارمند ساده باشید؟

00:30:44.634 --> 00:30:46.509
‫من کونمو جر میدم. حقمو می‌خوام.

00:30:47.676 --> 00:30:49.967
‫آره، به نظر درست میاد.

00:30:51.068 --> 00:30:52.117
‫ما هستیم.

00:31:00.467 --> 00:31:04.592
‫برای درست کردن یه فنجون قهوه اسپرسو
‫نیروی فیزیکی زیادی مصرف میشه

00:31:04.676 --> 00:31:07.133
‫و گاهی گشتاور نیروهای گفته شده

00:31:07.217 --> 00:31:10.133
‫منجر به تحلیل رفتن دست میشه

00:31:10.217 --> 00:31:13.133
‫و یا تصادفاً پستان ِاون یکی کارمند رو

00:31:13.217 --> 00:31:14.926
‫خراش میده.

00:31:15.008 --> 00:31:16.842
‫تمام این مزخرفات رو ببر به قبرت.

00:31:16.926 --> 00:31:19.717
‫توی دردسر نیوفتادی. البته الان.

00:31:19.801 --> 00:31:21.717
‫در واقع، به طور اضطراری مورد نیاز هستی.

00:31:23.309 --> 00:31:26.084
‫چطور می‌تونم خدمت کنم، دوشیزه‌ی زیبا؟

00:31:26.119 --> 00:31:27.133
‫رهبری

00:31:27.217 --> 00:31:29.842
‫مطالبه‌ی ما رو به اکس برسونی.

00:31:29.926 --> 00:31:31.258
‫گوشش با تو ـه.

00:31:31.342 --> 00:31:35.008
‫حرفهای من حائل کانال شاهانه است

00:31:35.092 --> 00:31:37.759
‫مثل یک قایق که میره به سمت میدان «سن مارکو».
‫(میدانی در میان آب - ایتالیا)

00:31:39.287 --> 00:31:43.133
‫بله، تو آدم مایی.

00:31:51.509 --> 00:31:53.634
‫می‌دونی در جریان «سه‌شنبه سیاه» چند نفر آدم از بالای
‫(سقوط وال استریت در دهه 30)

00:31:53.717 --> 00:31:55.217
‫اون ساختمون‌ها پریدن پایین و مردن؟
‫(توضیحات بیشتر در کانال سریال)

00:31:56.250 --> 00:31:57.592
‫حتی یه نفرم نبود.

00:31:57.676 --> 00:32:00.467
‫ولی مردم از دست بانک ها ناراحت بودن

00:32:00.550 --> 00:32:02.550
‫می‌خواستن اینطور باور کنن.

00:32:02.634 --> 00:32:04.050
‫آینده درمورد کسانی که با بابی اکسلراد

00:32:04.133 --> 00:32:05.926
‫شریک میشن چه اعتقادی خواهد داشت؟

00:32:06.758 --> 00:32:09.217
‫فکر می‌کنم بدونی که اون شریک من نیست.

00:32:09.300 --> 00:32:11.008
‫دقیقا برعکس.

00:32:11.092 --> 00:32:12.467
‫ولی اگه از هیئت مدیره سیلرز

00:32:12.550 --> 00:32:15.384
‫تحت مدیریت ربکا کنتو حمایت کنید،
‫انگار دارید از اون حمایت می‌کنید.

00:32:16.939 --> 00:32:18.592
‫پسرم گفت نگاه مستقیم و نافذی

00:32:18.676 --> 00:32:20.676
‫به مسائل و قضایا داری.

00:32:20.759 --> 00:32:22.842
‫این خصلت رو در خودم پرورش دادم.

00:32:22.926 --> 00:32:24.926
‫و پسر شما یک شخص کامل ـه.

00:32:25.008 --> 00:32:27.300
‫به دست آوردن دل پسری که با میلیاردها
‫دلار پول بزرگ شده آسون نیست.

00:32:27.384 --> 00:32:29.884
‫اعتباری برای هردوی شما.

00:32:29.967 --> 00:32:32.842
‫بذار بگیم من نمی‌خواستم از اکس حمایت کنم.

00:32:33.557 --> 00:32:35.592
‫بذار بگیم می‌خوام تقاص پس بده

00:32:35.676 --> 00:32:37.926
‫درد بکشه و به دردسر بیوفته؛ بابت جنایات بزرگ

00:32:38.008 --> 00:32:39.967
‫و کارهای اشتباهی که در حق من کرده.

00:32:40.852 --> 00:32:42.258
‫پس از من حمایت کنید.

00:32:42.342 --> 00:32:44.509
‫بدهی‌ اون شرکت رو به سهام تبدیل کنید
‫و باهاش منو حمایت کنید.

00:32:44.592 --> 00:32:46.258
‫من وارد درگیری میشم. اونم همینطور.

00:32:46.342 --> 00:32:48.050
‫وقتی از اجساد بریم بالا، تپه بزرگی درست میشه.

00:32:48.133 --> 00:32:50.133
‫ولی اگه می‌خواید سیلرز جزو از دست رفته‌ها نباشه

00:32:50.217 --> 00:32:52.384
‫همونطور که معتقدم نمی‌خواید، به خاطر شأن‌تون،

00:32:52.467 --> 00:32:54.717
‫من بهترین و تنها انتخاب‌تون هستم.

00:33:05.342 --> 00:33:06.634
‫چرا اون باید آدم ما باشه؟

00:33:06.717 --> 00:33:08.550
‫به خاطر فکری که درمورد «رمبو» می‌کردیم...
‫(کاراکتری که آرنولد شوارتزنگر
‫نقشش رو بازی کرده)

00:33:08.634 --> 00:33:11.967
‫اون مبتلا به PTSDـه و کل دفتر رو وارد بحث می‌کنه؟
‫*اختلال استرسی پس از آسیب روانی*

00:33:12.050 --> 00:33:14.050
‫نه، فکر کردیم که اون قابل خرج کردن هستش :)

00:33:14.133 --> 00:33:15.967
‫اگه براش مشکل پیش بیاد، فقط اونو از دست میدیم.

00:33:27.676 --> 00:33:29.050
‫اسپیروس

00:33:29.133 --> 00:33:31.008
‫وقتی خودت میای اینجا اصلا خوشم نمیاد.

00:33:31.092 --> 00:33:33.217
‫مخصوصا وقتی لبخند می‌زنی.

00:33:33.300 --> 00:33:36.092
‫من به لبخند مردم لبخند می‌زنم.

00:33:36.175 --> 00:33:39.008
‫من به خاطر ظرفیتم به عنوان وزیر بزرگتون اینجا نیستم

00:33:39.092 --> 00:33:41.533
‫بلکه اومدم مطالبه‌ها‌شون رو نزدت بیارم.

00:33:41.568 --> 00:33:42.634
‫مطالبه ها؟

00:33:42.717 --> 00:33:44.550
‫راستش یه مطالبه

00:33:44.634 --> 00:33:46.786
‫صندوق ِفلگ شیپ.

00:33:46.821 --> 00:33:48.050
‫چی ازش می‌خواید؟

00:33:48.133 --> 00:33:49.759
‫اون موقعیت خنثی ـه.

00:33:49.842 --> 00:33:52.676
‫دسترسی برای تمام کارمندان اکس کپیتال.

00:33:56.425 --> 00:33:57.884
‫و همه اونایی که اون بیرون هستن

00:33:57.967 --> 00:33:59.509
‫همراه این کمپین‌ـت هستن؟

00:34:07.509 --> 00:34:11.592
‫می‌دونم: "برای یه مرد، داشتن این
‫قدرت بیش از حد زیاده."

00:34:11.676 --> 00:34:13.133
‫ولی من دارمش.

00:34:13.217 --> 00:34:17.967
‫اسپیروس. اکثراً اونایی که اول هستن
‫تقاصش رو پس میدن.

00:34:18.050 --> 00:34:21.217
‫استثناهای خیلی کمی هست: شاید «واتسلاو هاول»؟
‫(کسی که جمهوری چک رو جمهوری کرد)

00:34:21.300 --> 00:34:22.634
‫لخ والسا؟
‫(سیاستمدار لهستانی برنده جایزه نوبل)

00:34:22.717 --> 00:34:24.676
‫همونی که روی طناب راه می‌رفت...؟

00:34:24.759 --> 00:34:25.884
‫اونی که پرواز می‌کرد...؟

00:34:25.967 --> 00:34:27.509
‫نه، احمق ساده.

00:34:27.592 --> 00:34:29.842
‫این اسامی رو بنویس و بعدا بهشون نگاه بنداز.

00:34:29.926 --> 00:34:31.550
‫حس می‌کنم اونا می‌تونستن ترتیب این ماجرا رو بدن.

00:34:31.634 --> 00:34:33.175
‫تو نمی‌تونی.

00:34:39.384 --> 00:34:41.175
‫حالا، اگه اومدی این بالا

00:34:41.258 --> 00:34:43.592
‫که ازم راه رسیدن به صندوق فلگ شیپ رو بپرسی

00:34:43.676 --> 00:34:45.967
‫بهت می‌گفتم تو در بخش انطباق هستی

00:34:46.050 --> 00:34:48.342
‫پول کافی در نمیای و هرگز وارد فلگ شیپ نمیشی.

00:34:48.425 --> 00:34:51.342
‫اگرچه بقیه می‌تونن راهشون رو به فلگ شیپ باز کنن.

00:34:51.425 --> 00:34:55.967
‫ولی از اونجا که پر رو بازی در آوردید
‫هیچکس هیچوقت واردش نمیشه.

00:34:56.718 --> 00:34:58.661
‫صندوق فلگ شیپی وجود نداره.

00:34:58.696 --> 00:34:59.926
‫یه چیز مربوط به گذشته است.

00:35:00.008 --> 00:35:01.801
‫منحل شده.

00:35:01.884 --> 00:35:04.008
‫همه می‌تونن چیزی که شکار می‌کنن بخورن

00:35:04.092 --> 00:35:06.050
‫و می‌تونن در صندوق اصلی سرمایه‌گذاری کنن

00:35:06.133 --> 00:35:09.092
‫همراه مشتری‌هامون.

00:35:09.175 --> 00:35:12.994
‫حالا از اینجا برو بیرون، قبل اینکه
‫اجازه اینکار رو هم بهت ندم.

00:35:28.676 --> 00:35:31.008
‫آیا خریدن این ساختمان به خاطر اینکه
‫چینی‌ها نتونن بخرنش

00:35:31.092 --> 00:35:32.509
‫بخشی از یه انگیزش ملی گرایانه است؟

00:35:32.592 --> 00:35:35.342
‫یادت نره که الان خبرنگار نیستی...

00:35:35.425 --> 00:35:37.050
‫تو سایه‌نویس من هستی.
‫(کسی که مطلبی رو به جای شخص دیگری
‫ولی به اسم همون شخص می‌نویسه)

00:35:37.133 --> 00:35:39.239
‫«و و بوشمپ» ِمن.
‫*کاراکتری در فیلم Unforgiven*

00:35:39.274 --> 00:35:41.676
‫با این حال بازم باید سوالا رو بپرسم تا به ذهنیتت برسم.

00:35:41.759 --> 00:35:45.217
‫سوالها نباید کاری به مسائل نامطبوع
‫مثل ملی گرایی داشته باشن.

00:35:45.300 --> 00:35:48.050
‫بعضی چیزا باید صاحبشون آمریکایی بمونه.

00:35:48.133 --> 00:35:50.050
‫بزرگترین ساختمان‌هامون جزو همینا هستن.

00:35:50.133 --> 00:35:52.634
‫به همین دلیل این ساختمون رو می‌خرم.

00:35:52.717 --> 00:35:56.717
‫و به همین دلیل اسم کتاب قراره بشه:
‫"قهرمان آمریکایی"

00:35:56.801 --> 00:35:57.884
‫همه رو ثبت کردی؟

00:35:57.967 --> 00:35:59.425
‫- بله قربان
‫- عالیه

00:35:59.509 --> 00:36:01.217
‫کار کردن با شما مایه افتخارـه، «گری».

00:36:01.300 --> 00:36:03.634
‫از «مونتانا» لذت ببر.
‫(یکی از ایالت های مرکزی آمریکا)

00:36:03.717 --> 00:36:08.384
‫سنفورد، متاسفم که یه سفر رو حرومت کردم.

00:36:08.467 --> 00:36:10.425
‫- ولی...
‫- خب، این ناجورـه.

00:36:10.509 --> 00:36:12.300
‫اون ساختمون رو به قیمت بالاتر فروخت.

00:36:12.384 --> 00:36:15.509
‫تو الان یه اشتباه در سطح جهانی کردی.

00:36:15.592 --> 00:36:17.676
‫واقعیت اینه که، ما بیشتر پول دادیم.

00:36:17.759 --> 00:36:19.050
‫اسم شما رو نمی‌دونـ...

00:36:19.133 --> 00:36:20.801
‫چرا ناراحت میشی، سندی؟

00:36:20.884 --> 00:36:23.842
‫اولویت تو این بود که این ساختمان در
‫دست آمریکایی‌ها باشه.

00:36:23.926 --> 00:36:25.384
‫و الان همینطور هست.

00:36:29.677 --> 00:36:30.926
‫این کدوم خری بود؟

00:36:31.008 --> 00:36:34.676
‫اون مایکل وگنر بود.
‫مدیر اجرایی بابی اکسلراد.

00:36:34.759 --> 00:36:36.884
‫می‌خوای یکم زمینه بهت بدم تا
‫کتاب رو به نتیجه برسونی؟

00:36:36.967 --> 00:36:39.092
‫اون ضبط لعنتی رو خاموش کن.

00:36:41.425 --> 00:36:43.258
‫وقتشه موتور دنیا رو متوقف کنیم.

00:36:47.842 --> 00:36:51.634
‫بله بازرس، به نظر می‌رسه که این مورد
‫به شدت خطر سلامتی داره.

00:36:51.717 --> 00:36:53.634
‫نمی‌دونم به رنگ اون لجنی که گوشه‌ی

00:36:53.717 --> 00:36:55.300
‫واگن‌های حمل بیرون می‌ریزه چی میگید

00:36:55.384 --> 00:36:56.842
‫ولی باید همین الان جلوشو بگیرید.

00:36:57.549 --> 00:37:00.425
‫یه نشونه‌ی خطر زیستی در محوطه هست، آقا...

00:37:00.509 --> 00:37:02.509
‫ولی یه چیزی داره درز می‌کنه.

00:37:02.592 --> 00:37:06.300
‫بهترین کار اینه که فورا یه تیم
‫با لباس محافظ بفرستید...

00:37:07.431 --> 00:37:09.550
‫بله، موقعیت دقیقش رو بهتون میدم...

00:37:36.092 --> 00:37:37.967
‫خداوندا ما را مورد رحمت قرار بده، نعمت‌هایت

00:37:38.050 --> 00:37:40.092
‫که با سخاوتت به ما اعطا کرده‌ای.

00:37:40.175 --> 00:37:41.300
‫از طریق مسیح، خداوندا. آمین

00:37:41.384 --> 00:37:43.092
‫آمین.

00:37:48.133 --> 00:37:51.342
‫جاک؟ بینی‌ من بویی رو حس
‫می‌کنه که خیلی بده...

00:37:52.471 --> 00:37:53.926
‫وای، این چه بویی‌ـه؟

00:37:54.008 --> 00:37:56.759
‫یه بلای لعنتی...

00:37:56.842 --> 00:37:58.550
‫من... من حس می‌کنم دارم بالا میارم...

00:37:58.634 --> 00:38:00.092
‫ولی خدا...

00:38:00.175 --> 00:38:01.467
‫وای، خدا.

00:38:03.550 --> 00:38:05.384
‫اون قطار از نیویورک

00:38:05.467 --> 00:38:07.258
‫هدیه رودزـه.

00:38:07.342 --> 00:38:09.342
‫قرار بود حواست بهش باشه نذاری کاری کنه.

00:38:09.425 --> 00:38:11.717
‫همینکارو کردم. پلیس نیویورک هنوز
‫در محوطه‌ی ساختمانه.

00:38:11.801 --> 00:38:12.967
‫خب، این مانعش نشده که

00:38:13.050 --> 00:38:14.634
‫اسلحه بیولوژیکی بفرسته سمت من!ً

00:38:14.717 --> 00:38:16.676
‫شاید شما در نیویورک اونقدر به بوی گند و کثافت

00:38:16.759 --> 00:38:19.008
‫عادت کردید که حالتون رو بهم نمی‌زنه.

00:38:19.092 --> 00:38:21.092
‫ولی من به عنوان یه جنایت جنگی قلمدادش می‌کنم!

00:38:21.870 --> 00:38:23.801
‫بله، دادستان کل.

00:38:23.884 --> 00:38:26.258
‫باید هرچیز و هرکسی رو که سر راهمون

00:38:26.342 --> 00:38:28.676
‫قرار می‌گیره تیکه تیکه کنیم

00:38:28.759 --> 00:38:32.509
‫وگرنه اونا برمی‌گردن و ما رو تیکه تیکه می‌کنن...

00:38:32.592 --> 00:38:35.967
‫و با اون تیکه‌ها کارای بدی می‌کنن.

00:38:39.008 --> 00:38:41.676
‫برام مهم نیست منتظر هستید جواب
‫آزمایش تهدید زیستی برگرده

00:38:41.759 --> 00:38:44.092
‫یا تحقیقات‌تون هرچی که هست...
‫اون قطار لعنتی رو جا به جا کنید

00:38:44.175 --> 00:38:46.384
‫یا من شما رو تحت پیگرد قرار میدم!

00:38:49.509 --> 00:38:50.884
‫اون طوری گردنت رو کش نده.

00:38:50.967 --> 00:38:52.217
‫راحت باش و عضله تکون بده.

00:38:52.300 --> 00:38:53.467
‫نفس بکش...

00:38:53.550 --> 00:38:55.092
‫بعدا

00:38:55.175 --> 00:38:57.008
‫اگه اون قطار عن رو از اونجا نبرم بیرون

00:38:57.092 --> 00:38:59.550
‫یه بلیط فرست کلاس به همون
‫قطار نصیبم میشه. نظری داری؟

00:38:59.634 --> 00:39:01.967
‫به محوطه ساختمان فشار بیشتری وارد کن.

00:39:02.050 --> 00:39:03.258
‫دنبال خلاف و قانون شکنی بگردیم.

00:39:03.342 --> 00:39:05.592
‫و با جریمه خفه‌شون کنیم...

00:39:06.403 --> 00:39:09.884
‫یا بیخیال مزخرفات سرمایه‌گذاری مشترک
‫بشیم و بگیریمشون.

00:39:09.967 --> 00:39:11.384
‫برای رشوه دادن به بیانکاروسا

00:39:11.467 --> 00:39:12.801
‫و چیزایی که داخل اون نوار مکالمه دستگیرمون شد.

00:39:13.650 --> 00:39:16.425
‫الان نمی‌تونم درگیر مسائل حاشیه‌ای بشم.

00:39:16.509 --> 00:39:19.467
‫چیزی که من بهش نیاز دارم برنج برزیلی اصله.

00:39:20.433 --> 00:39:21.842
‫میرم ببینم چی دستگیرم میشه.

00:39:25.884 --> 00:39:27.884
‫کورنبلوث زنگ زد. حرف نمی‌زد.

00:39:27.967 --> 00:39:29.884
‫داره از معامله‌اش با بنسینگر محافظت می‌کنه.

00:39:29.967 --> 00:39:31.217
‫یه چیزی که از زیر زبونش کشیدم:

00:39:31.300 --> 00:39:32.926
‫بنسینگر ملاقات خوبی با تیلور داشته.

00:39:33.008 --> 00:39:35.258
‫اگه بنسینگر پشت سر تیلور
‫باشه، من دستم بسته میشه.

00:39:35.342 --> 00:39:36.509
‫کلمه درستش 'به گا رفتن' ـه

00:39:36.592 --> 00:39:38.300
‫- من به گا رفتم
‫- می‌دونم

00:39:38.384 --> 00:39:40.634
‫چرا هنوز خریدن ساختمون «کرایسلر»
‫باعث نشده بیاد اینجا؟

00:39:40.717 --> 00:39:42.050
‫دیگه چیکار می‌تونیم بکنیم؟

00:39:42.133 --> 00:39:43.300
‫یکم زمان بدیم تا به نتیجه برسه.

00:39:43.384 --> 00:39:44.592
‫برای نمک که روی زخم بشینه...

00:39:44.676 --> 00:39:47.509
‫و حس درد و سوزشش رو برانگیزه.

00:39:48.163 --> 00:39:51.717
‫چه غلطا؟ فکر کردم اینو تمومش کردم.

00:39:53.550 --> 00:39:56.342
‫می‌تونی اونکارو بکنی...
‫دستکش اختصاص بدی؟

00:39:56.425 --> 00:39:57.884
‫اونا همینکارو کردن.

00:39:58.804 --> 00:40:00.467
‫برگردید سر میزاتون همین الان!

00:40:06.842 --> 00:40:09.342
‫به سبک فیلم «راه‌های افتخار» به خطشون کنم

00:40:09.425 --> 00:40:10.884
‫و چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم؟
‫(فیلمی به کارگردانی استنلی کوبریک)

00:40:10.967 --> 00:40:14.050
‫اخراج گسترده؟ نه...
‫به حواس پرتی بیشتر نیازی نداریم.

00:40:17.967 --> 00:40:20.676
‫وای؛ لعنتی

00:40:21.607 --> 00:40:22.608
‫ویندی!

00:40:26.842 --> 00:40:29.050
‫یه چیزی در رابطه با این شورش

00:40:29.133 --> 00:40:30.467
‫برام روشن نیست.

00:40:31.842 --> 00:40:35.175
‫همه‌اش از کجا شروع شد؟

00:40:47.842 --> 00:40:50.342
‫تو اونی بودی که رفتی سراغ ویندی و
‫درمورد صندوق فلگ شیپ حرف زدی.

00:40:50.425 --> 00:40:52.801
‫از کجا درموردش فهمیدی؟

00:40:52.884 --> 00:40:55.926
‫نباید جواب بدم، باید منبعم رو فاش نکنم.

00:40:59.425 --> 00:41:00.759
‫لعنت بهش...

00:41:01.142 --> 00:41:04.217
‫- واقعا...؟
‫- تاک، کی به تو گفت؟

00:41:05.352 --> 00:41:07.759
‫وای خدا، دنزیگ بود.

00:41:07.842 --> 00:41:10.676
‫قرار بود یه ایمیل برات بنویسه و درخواستش کنه.

00:41:10.759 --> 00:41:12.884
‫ازم خواست قبل از اینکه دکمه ارسال
‫رو بزنه مرورش کنم.

00:41:13.008 --> 00:41:14.926
‫دکمه ارسال رو نزده.

00:41:15.008 --> 00:41:17.342
‫کلمات و حرفای خشم آلود زیادی بود.

00:41:17.425 --> 00:41:19.050
‫یه عالمه کلمه که غلط املایی داشتن!

00:41:19.133 --> 00:41:21.008
‫خب... چطور شد فلگ شیپ به گوش تو رسید؟

00:41:23.451 --> 00:41:26.967
‫شایعات گذشته یا اطلاعات جدید؟

00:41:28.828 --> 00:41:30.425
‫یا همکار بغلیت لو داده؟

00:41:30.509 --> 00:41:31.676
‫هی! من دهنمو بسته نگه داشتم...

00:41:35.008 --> 00:41:37.425
‫فقط جز اینکه گند زدم و به بانی گفتم.

00:41:37.509 --> 00:41:39.175
‫من اولش از بن کیم شنیدم.

00:41:40.467 --> 00:41:42.008
‫دایره بسته میشه.

00:41:42.092 --> 00:41:43.425
‫و تنگ میشه.

00:41:43.509 --> 00:41:45.592
‫که منبع‌مون میشه...

00:41:49.133 --> 00:41:50.258
‫خوشحالم برگشتی سر پا شدی.

00:41:50.342 --> 00:41:52.175
‫امیدوارم حسابی بهت برسن.

00:41:52.258 --> 00:41:55.634
‫تو هنوز وارد فلگ شیپ نشدی؟

00:41:55.717 --> 00:41:58.634
‫تمام این ماجرا یه عملیات روانی بوده

00:41:58.717 --> 00:42:01.217
‫تا روحیه و سودمندی ما رو خراب کنن...

00:42:01.300 --> 00:42:02.550
‫خیلی خوب هم جواب داد...

00:42:02.634 --> 00:42:05.342
‫و شما همه‌تون توی تله افتادید.

00:42:06.659 --> 00:42:09.676
‫ولی اینجا فروشگاه زنجیره‌ای نیست.

00:42:09.759 --> 00:42:11.717
‫اینجا محدودیتی برای پول در آوردنتون نیست.

00:42:11.801 --> 00:42:16.842
‫پس مسئولیت به خرج بدید و همین
‫الان برگردید سر کارتون!

00:42:16.926 --> 00:42:18.175
‫و تو...

00:42:18.258 --> 00:42:20.467
‫لعنتی، اکس، ازم سوءاستفاده شد.

00:42:21.656 --> 00:42:23.634
‫من لیاقت بودن در فلگ شیپ رو ندارم.

00:42:23.717 --> 00:42:25.008
‫اصلا لیاقت کار کردن در اینجا رو ندارم.

00:42:25.092 --> 00:42:26.676
‫نه نه نه

00:42:26.759 --> 00:42:29.425
‫اینجا می‌مونی، زنده می‌مونی و رنج می‌بری.

00:42:29.509 --> 00:42:31.092
‫بعدا به خدمتت می‌رسم.

00:42:32.759 --> 00:42:34.967
‫آرزو می‌کنی کاش راحت گذاشته بود بری.

00:42:38.509 --> 00:42:40.217
‫دیر یا زود داره.

00:42:40.300 --> 00:42:43.300
‫چی؟ اینکه کانرتی بفهمه رفتم زندان دیدن یکی؟ آره

00:42:43.384 --> 00:42:46.008
‫باید برای شکستن انسداد محوطه‌ی
‫ساختمانی پدرت کافی باشه.

00:42:46.092 --> 00:42:47.676
‫ولی قرار دادن ...

00:42:47.759 --> 00:42:49.509
‫مشکل ویندی در جریان مبارزه‌ات، قمار بود.

00:42:49.592 --> 00:42:52.175
‫اگه «کرپس» بازی کنی، فقط می‌تونی
‫برد کوچیک بدست بیاری.
‫(نوعی بازی با کارت و طاس)

00:42:52.258 --> 00:42:54.342
‫نه بازی‌ای که من داخلش هستم.

00:42:54.425 --> 00:42:56.175
‫ولی باید بفهمم جاک چی‌ می‌خواد

00:42:56.258 --> 00:42:57.717
‫چی بیشتر از همه براش اهمیت داره.

00:42:59.406 --> 00:43:02.258
‫یه چیزی می‌خواستی، یه چیزی دارم.

00:43:03.364 --> 00:43:04.848
‫تاریخچه بازدیدکنندگان.

00:43:04.883 --> 00:43:08.092
‫از یه زندان فدرال که یه دکتر خاص
‫دوران محکومیتش رو می‌گذرونه.

00:43:22.967 --> 00:43:25.092
‫از این طرف

00:43:40.384 --> 00:43:43.592
‫فقط یکم بیشتر از چیزی که انتظار داشتم طول کشید.

00:43:43.676 --> 00:43:46.759
‫برای من که بفهمم اون ساختمون
‫رو خریدی تا بهم کیر بزنی؟

00:43:46.842 --> 00:43:49.300
‫نه. ضمیرت که بیدار بشه و بفهمه

00:43:49.384 --> 00:43:53.300
‫تو اونی نیستی که نجاتش میدی...
‫قهرمان آمریکایی :)

00:43:53.384 --> 00:43:56.759
‫گمونم برای شناختن یه نفر نیاز
‫به خودشیفتگی خودپردازی باشه.
‫(نوعی اختلال شخصیت - ایگومانیا)

00:43:58.229 --> 00:43:59.292
‫منصفانه است.

00:44:00.194 --> 00:44:01.205
‫حالا چی؟

00:44:01.258 --> 00:44:03.217
‫با یه سود کلان به یه شرکت ملی چینی

00:44:03.300 --> 00:44:05.258
‫می‌فروشیش تا جلوی چشم من خرابش کنی؟

00:44:05.342 --> 00:44:06.717
‫راستش نه.

00:44:06.801 --> 00:44:08.717
‫ولی تو می‌تونی بفروشیش اگه بخوای.

00:44:08.801 --> 00:44:10.676
‫چون به تو می‌فروشمش.

00:44:10.759 --> 00:44:13.300
‫به قیمت خودم.

00:44:15.396 --> 00:44:18.008
‫خب این پرتاب همراهش وقفه هم
‫داشته که من متوجهش نشدم.
‫(پرتاب بیس بال)

00:44:18.092 --> 00:44:20.217
‫خب، من می‌دونستم که تو روی پرتاب سریع تکیه می‌کنی

00:44:20.300 --> 00:44:22.425
‫و فکر می‌کنی ساختمون آمریکایی رو می‌فروشم

00:44:22.509 --> 00:44:24.592
‫پس مجبور شدم پرتاب رو منحرف کنم.

00:44:24.676 --> 00:44:26.509
‫و میذارم تمام اعتبارش نصیب خودت بشه

00:44:26.592 --> 00:44:28.342
‫برای حفاظت از میراث ملی‌مون

00:44:28.425 --> 00:44:31.509
‫و آخرین فصل کتابت رو بهت میدم.

00:44:32.566 --> 00:44:34.050
‫پس قضیه مربوط به سیلرزـه.

00:44:34.133 --> 00:44:36.842
‫بله همینطوره. سعی میکنم وادارت کنم

00:44:36.926 --> 00:44:40.550
‫طرف تیلور میسون علیه ربکا کنتو نایستی.

00:44:41.288 --> 00:44:44.300
‫زنجیره‌ی سیلرز از مجموع دارایی‌های
‫تو بیشتره، اکسلراد.

00:44:44.384 --> 00:44:45.717
‫بدون شک همینطوره.

00:44:45.801 --> 00:44:47.842
‫به همین دلیل مجبور بودم بیارمت اینجا.

00:44:52.425 --> 00:44:54.092
‫شما دو نفر تابحال ملاقات نکردید.

00:44:54.175 --> 00:44:56.467
‫همدیگه رو با شهرت می‌شناسیم.

00:44:56.550 --> 00:44:59.842
‫و شهرت شما بسیار خوبه، خانوم کنتو.

00:44:59.926 --> 00:45:02.175
‫ربکا بهترین رویا رو برای این شرکت داره.

00:45:02.258 --> 00:45:03.926
‫پس به عهده خودش میذارم.

00:45:04.008 --> 00:45:05.967
‫پروژه‌ی خودشه، تعصب خودشه...

00:45:06.050 --> 00:45:08.967
‫و فرصتم برای گرفتن چیزی که برام ارزش داشت

00:45:09.050 --> 00:45:10.915
‫و کاری کنم که بازم ارزش داشته باشه.

00:45:10.950 --> 00:45:11.967
‫چرا؟

00:45:12.050 --> 00:45:14.133
‫تو اینو بهتر از من میدونی، سنفورد.

00:45:14.217 --> 00:45:16.384
‫ولی میراث مهمه.

00:45:16.467 --> 00:45:19.717
‫پس من اینو الان، امروز، می‌خوام

00:45:19.801 --> 00:45:22.676
‫به عنوان یه زن تاجر، برای میراثم...

00:45:22.759 --> 00:45:25.133
‫تا بتونم بگم کاری رو کردم که بقیه نتونستن.

00:45:25.217 --> 00:45:29.676
‫ولی همچنین برای دختر کوچولویی
‫می‌خوامش که زمانی خودم بودم.

00:45:29.759 --> 00:45:32.050
‫و به صورت عمومی میگم که اون دختر
‫با نگاه کردن به کاتالوگ و بروشور

00:45:32.133 --> 00:45:35.217
‫می‌تونست خیال پردازی کنه، ولی حقیقت رو می‌دونید:

00:45:35.300 --> 00:45:37.634
‫والدین من استطاعت‌ـشو نداشتن چیزی برام بخرن.

00:45:37.717 --> 00:45:41.425
‫و قول دادم یه روز خودم برای خودم بخرمشون.

00:45:41.509 --> 00:45:44.634
‫پس حالا می‌خوام صاحب همه‌اش بشم.

00:45:44.717 --> 00:45:47.175
‫این نوع شرط بندی شخصی
‫می‌تونه خیلی پرمخاطره باشه...

00:45:47.258 --> 00:45:49.050
‫ولی من دیگه بچه نیستم.

00:45:49.133 --> 00:45:50.634
‫و وقتی طرح من رو بخونی

00:45:50.717 --> 00:45:52.550
‫خواهی دید که تمام قدم ها رو به جلو ـه

00:45:52.634 --> 00:45:55.634
‫برای سوددهی کلان.

00:45:55.717 --> 00:45:58.050
‫و بستنی‌سازهای آبشاری؟ نگهشون می‌دارم.

00:45:58.133 --> 00:46:00.467
‫همراه با یه قهوه‌خوری مجزا.

00:46:00.550 --> 00:46:02.342
‫چون قهوه تجارت خوبیه

00:46:02.425 --> 00:46:04.217
‫و اعتیاد آورـه و به میزان کافی به فروش میره

00:46:04.300 --> 00:46:06.050
‫که تمام تشکیلات رو پوشش بده.

00:46:06.133 --> 00:46:08.509
‫و بستنی خوش مزه است

00:46:08.592 --> 00:46:10.717
‫و برای همه چیز پاداش بی‌نقصی ـه.

00:46:10.801 --> 00:46:14.425
‫ولی بستنی، داخل آبشار...

00:46:16.175 --> 00:46:20.842
‫این باعث میشه حس آزادی و جوانی بکنی، مثل...

00:46:20.926 --> 00:46:22.676
‫یه آمریکایی.

00:46:24.223 --> 00:46:27.315
‫تو می‌خوای سیلرز آمریکا باشه.

00:46:27.350 --> 00:46:30.092
‫- درسته
‫- و صبر کن، بیشترم هست:

00:46:30.175 --> 00:46:32.128
‫من از هیئت مدیره کنار میرم.

00:46:32.163 --> 00:46:33.494
‫شما دو نفر باید به دقت روی این مساله کار کنید

00:46:33.529 --> 00:46:34.661
‫و لازم نیست من سر راهتون باشم...

00:46:34.696 --> 00:46:35.742
‫- بابی
‫- سنفورد

00:46:35.826 --> 00:46:37.467
‫سنفورد می‌تونه جای من رو در هیئت مدیره بگیره.

00:46:37.550 --> 00:46:39.384
‫برای همه برد برد ـه.

00:46:39.467 --> 00:46:42.509
‫نـه

00:46:42.592 --> 00:46:44.759
‫شرکت به سنفورد نیاز داره. در این شکی نیست.

00:46:44.842 --> 00:46:47.092
‫ولی من بهت نیاز دارم اونجا باشی و راهنماییم کنی.

00:46:48.439 --> 00:46:50.467
‫همین الانش برای شروعش مثل یه سگ پیتبول

00:46:50.550 --> 00:46:53.092
‫ازش حفاظت کردی.

00:46:53.175 --> 00:46:57.509
‫اگه به چشم خودم نمی‌دیدم، باور نمی‌کردم.

00:46:57.592 --> 00:47:02.092
‫بابی اکسلراد واقعا اهمیت قائله...
‫اونقدری که خودشو کنار بکشه.

00:47:02.175 --> 00:47:06.509
‫و تو راستش اونقدری برای بابی اهمیت قائلی که

00:47:06.592 --> 00:47:08.801
‫ریسک رفتن من رو به جون می‌خری.

00:47:08.884 --> 00:47:10.550
‫برندهای بزرگ روی همین نوع

00:47:10.634 --> 00:47:12.676
‫استحکام و وفاداری ساخته شدن.

00:47:12.759 --> 00:47:14.801
‫من این رو در قلب این شرکت می‌خوام.

00:47:14.884 --> 00:47:18.175
‫و می‌خوام قدرت مغزتون رو باهم ترکیب کنید.

00:47:20.428 --> 00:47:22.759
‫خیلی خب، صندلی هیئت مدیره‌تو نگه دار.

00:47:22.842 --> 00:47:24.467
‫من تیلور میسون رو همراهی نمی‌کنم.

00:47:24.550 --> 00:47:26.050
‫رویای شما رو سهیم میشم.

00:47:26.133 --> 00:47:30.050
‫ولی چیزی شما واقعا بهم فروختید،
‫دو تا تون بودید. با همدیگه.

00:47:30.133 --> 00:47:32.759
‫خانوم کنتو، اگه شما بتونید این مرد سقوط کرده رو

00:47:32.842 --> 00:47:35.217
‫تبدیل به بخشی از یه چیز خوبی بکنید

00:47:35.300 --> 00:47:38.258
‫می‌تونید همه ما رو تبدیل به بخشی از یه چیز عالی بکنید.

00:47:53.717 --> 00:47:55.676
‫ازت می‌خوام بهم بگی چاک رودز چی می‌خواست.

00:47:55.759 --> 00:47:57.175
‫و می‌خوام همین الان بدونم...

00:48:26.550 --> 00:48:29.175
‫حالا می‌دونم تمام این جریان در چه موردی بوده...

00:48:29.258 --> 00:48:31.509
‫اول جا انداختمش؛ ولی الان متوجه شدم.

00:48:32.178 --> 00:48:33.258
‫چیو متوجه شدی؟

00:48:33.342 --> 00:48:37.175
‫که همونطور که گفتم این یه عملیات روانی ـه.

00:48:37.258 --> 00:48:39.592
‫که قضیه درمورد صندوق فلگ شیپ بوده.

00:48:40.406 --> 00:48:41.592
‫ولی بیشتر از اونه

00:48:43.550 --> 00:48:45.842
‫این یه اقدام ـه

00:48:45.926 --> 00:48:47.001
‫توسط تو.

00:48:47.884 --> 00:48:49.717
‫- جدی؟
‫- آره

00:48:49.801 --> 00:48:52.258
‫همه‌اش برای همین بود

00:48:52.342 --> 00:48:55.175
‫ایجاد کننده‌ی اغتشاش در اینجا

00:48:55.258 --> 00:48:57.509
‫و پرت کردن حواسم از میلیاردری که

00:48:57.592 --> 00:48:59.467
‫باهاش درگیر بودم.

00:48:59.550 --> 00:49:02.008
‫این تیلورـه که داره هدایتت می‌کنه...

00:49:02.092 --> 00:49:05.050
‫می‌بینم اونا چطور نگاهت می‌کنن...

00:49:05.133 --> 00:49:07.258
‫و تیلور هم حتما متوجهش شده.

00:49:07.342 --> 00:49:09.842
‫تیلور قراره باهات تماس بگیره، بیاد سراغت...

00:49:14.634 --> 00:49:16.175
‫یا همین الانشم اینکارو کرده؟

00:49:17.234 --> 00:49:18.425
‫ممکن هست.

00:49:22.926 --> 00:49:26.000
‫وقتی به ملاقات تیلور رفتی

00:49:26.086 --> 00:49:27.884
‫بهش میگی که در اکس کپیتال می‌مونی.

00:49:27.967 --> 00:49:29.926
‫چون اکس برات ارزش قائله.

00:49:30.008 --> 00:49:33.050
‫در حدی که اون صندوق فلگ شیپ رو تحت یه اسم دیگه

00:49:33.133 --> 00:49:36.467
‫بازگشایی کرده و تو رو داخلش قرار داده.

00:49:37.498 --> 00:49:39.300
‫کاری که الان انجامش دادم.

00:49:40.904 --> 00:49:42.133
‫نه

00:49:42.217 --> 00:49:44.884
‫قرار نیست من این حرف رو به تیلور بزنم.

00:49:47.425 --> 00:49:49.676
‫اکس می‌بایست تو رو در صندوق فلگ شیپ قرار می‌داد.

00:49:49.759 --> 00:49:52.133
‫به ما ملحق شو تا باهات درست رفتار بشه.

00:49:58.217 --> 00:50:01.384
‫سلام تیلور، بانی از اکس کپیتال خیلی راضی‌ـه.

00:50:01.467 --> 00:50:03.008
‫ما کاملا هواشو داریم.

00:50:03.092 --> 00:50:05.217
‫و اون می‌مونه.

00:50:08.717 --> 00:50:11.676
‫گمونم در موردت اشتباه می‌کردم...
‫فکر می‌کردم باهوش هستی.

00:50:13.133 --> 00:50:16.467
‫آسانسور از اون طرفه.

00:50:26.175 --> 00:50:28.467
‫بنسینگر ما رو همراهی نمی‌کنه.

00:50:29.643 --> 00:50:31.801
‫این یکی رو باختیم.
‫در مقابل اکس و ربکا.

00:50:31.884 --> 00:50:34.050
‫بنسینگر از اونا حمایت می‌کنه.

00:50:38.509 --> 00:50:39.842
‫باشه.

00:50:39.926 --> 00:50:41.926
‫معنیش اینه فرض‌مون درسته:

00:50:42.008 --> 00:50:43.717
‫اکس در اون حد از نظر احساسی به ربکا وابسته است.

00:50:43.801 --> 00:50:45.676
‫مخصوصا اگه برم دنبالش.

00:50:46.845 --> 00:50:48.217
‫این یه متوقف کننده است؟

00:50:49.132 --> 00:50:51.092
‫برعکس. یه نقطه ضعف ساختمانی.

00:50:51.175 --> 00:50:52.717
‫معنیش اینه که اگه بیشتر فشار بیارم

00:50:52.801 --> 00:50:55.592
‫همه چیز روی هردوشون خراب میشه.

00:50:55.676 --> 00:50:58.175
‫و بنسینگر، همینطوری بی سر و صدا
‫عقب نشینی می‌کنیم؟

00:51:00.925 --> 00:51:04.300
‫نه. اون الان خودشو به لیستم اضافه کرد.

00:51:37.050 --> 00:51:40.467
‫بخشی از من هنوزم حمایتت می‌کنه، می‌دونستی؟

00:51:41.040 --> 00:51:42.384
‫آره؟ کدوم بخش؟

00:51:42.467 --> 00:51:44.592
‫بخشی که یه مرد جوان آرمان گرا رو یادم میاره

00:51:44.676 --> 00:51:46.467
‫که وارد دفترم شد...

00:51:46.550 --> 00:51:49.008
‫ازم فرصت خواست تا آدم بدها رو تعقیب کنه.

00:51:49.092 --> 00:51:50.300
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاد که تغییرش داد؟

00:51:50.384 --> 00:51:51.392
‫سوال بهتر: چه کسی؟

00:51:51.475 --> 00:51:54.676
‫قراره بگی من بودم که اون کار رو باهات کردم.

00:51:54.759 --> 00:51:58.258
‫ولی هردو می‌دونیم هیچ مردی نمی‌تونه
‫ذات مرد دیگه‌ای رو عوض کنه.

00:51:58.342 --> 00:52:01.842
‫نه. تو به تاریکی رفتی چون خوبی برات خیلی سخت بود.

00:52:01.926 --> 00:52:04.342
‫ولی واقعا هم تاریک نیستی، مگه نه؟

00:52:04.425 --> 00:52:06.384
‫نه. مثل دوران «برنامه فضایی مرکوری»
‫(اولین برنامه فضایی فرستادن
‫انسان به فضا در دهه 50)

00:52:06.467 --> 00:52:08.467
‫مواد و تجهیزات لازم رو داشتی یا نداشتی.

00:52:08.550 --> 00:52:09.717
‫و من هیچ بالی روی تو نمی‌بینم...

00:52:09.801 --> 00:52:12.050
‫کافیه. ببین.

00:52:12.133 --> 00:52:13.926
‫این راند لعنتی رو تو بردی.

00:52:14.008 --> 00:52:15.926
‫اون قطار گوه رو جا به جا کن

00:52:16.008 --> 00:52:17.842
‫و جاک افراد پدرت رو ول می‌کنه.

00:52:17.926 --> 00:52:20.467
‫ولی اینکه میشه حالت اولیه...

00:52:20.550 --> 00:52:23.217
‫قبل از اینکه بارون قورباغه
‫بباره و رودخونه قرمز بشه.

00:52:23.300 --> 00:52:26.300
‫تو بیشتر می‌خوای.

00:52:26.384 --> 00:52:28.592
‫از ما می‌خوای مسائل مربوط به
‫هیئت پزشکی رو برطرف کنیم.

00:52:28.676 --> 00:52:30.217
‫هیئت پزشکی؟

00:52:30.300 --> 00:52:31.634
‫می‌دونم رفتی دیدن اون دکتر در زندان.

00:52:31.717 --> 00:52:34.842
‫میدونم چرا. و می‌دونم که می‌خواستی بدونم.

00:52:34.926 --> 00:52:36.967
‫اون چیزیه که واقعا می‌خوای. و
‫برای بدست آوردنش باید...

00:52:37.050 --> 00:52:39.842
‫بهت یاد دادم چطوری معامله جوش بدی، مگه نه؟

00:52:39.926 --> 00:52:41.175
‫بهتر از اونی که فکر می‌کنی.

00:52:41.258 --> 00:52:43.175
‫چون معامله به علاوه شامل این هم میشه که بیخیال

00:52:43.258 --> 00:52:44.634
‫مزخرفات رای‌گیری بشی.

00:52:44.717 --> 00:52:46.300
‫بلاک‌چین. برنامه‌ی آزمایشی‌ت.

00:52:47.790 --> 00:52:50.592
‫پس این چیزیه که جاک می‌خواد.

00:52:50.676 --> 00:52:54.676
‫از اون همه کاری که می‌تونستم براش
‫بکنم، این براش بیشتر اهمیت داشت؟

00:52:54.759 --> 00:52:57.133
‫سعی کردم متقاعدش کنم یکی بهش بدهکار بمونی.

00:52:57.217 --> 00:52:59.217
‫رودز کلاسیک: یکی ازش طلبکار باش

00:52:59.300 --> 00:53:00.300
‫و برای یه موقعیت بزرگتر صبر کن.

00:53:00.384 --> 00:53:03.634
‫ولی اون می‌خواد پیش پرداخت بشه.

00:53:03.717 --> 00:53:06.634
‫آره. اون قطار عن قدرتش زیاده.

00:53:06.717 --> 00:53:09.258
‫نه. من جا به جاش می‌کنم و
‫شما هر دو رو بهم می‌دید.

00:53:09.342 --> 00:53:12.425
‫دو تا چیز نیاز داری، دو تا چیز هم میدی.

00:53:13.268 --> 00:53:14.550
‫رای گیری موبایلی در کار نباشه.

00:53:14.634 --> 00:53:17.300
‫شرایط اینا هستن:
‫ترتیب پدرت داده میشه

00:53:17.384 --> 00:53:20.342
‫ترتیب ویندی داده میشه.
‫ترتیب جاک داده میشه.

00:53:20.425 --> 00:53:23.300
‫همه یه چیزی گیرشون میاد. به جز من.

00:53:23.384 --> 00:53:26.759
‫که واقعا این خودش یه امتیاز بیشتر
‫برای تو محسوب میشه.

00:53:26.842 --> 00:53:29.634
‫معامله‌مون میشه؟

00:53:31.027 --> 00:53:32.550
‫همین الان جوابت رو بهت میدم.

00:53:32.634 --> 00:53:33.634
‫نـه

00:53:35.610 --> 00:53:37.967
‫حتی تو هم نمی‌تونی اینقدر بی‌ملاحظه باشی

00:53:38.050 --> 00:53:39.509
‫که بذاری همسرت رنج بکشه...

00:53:39.592 --> 00:53:42.842
‫بعضی چیزا حتی از زندگی زناشویی هم مهم تر هستن.

00:53:43.818 --> 00:53:45.384
‫مثل انتخابات آزاد و بی‌طرفانه؟

00:53:45.467 --> 00:53:46.884
‫مزخرفه!

00:53:46.967 --> 00:53:48.550
‫اونقدر خوب می‌شناسمت که این حرفت رو قبول نکنم.

00:53:49.410 --> 00:53:51.676
‫خب، وقتی این مساله رو فهمیدی...
‫فهمیدی چرا اینقدر مهمه...

00:53:51.759 --> 00:53:53.676
‫شاید تبدیل بشی به یه متحد.

00:53:53.759 --> 00:53:55.217
‫یا یه رقیب ارزشمند.

00:53:55.300 --> 00:53:57.300
‫یا شاید بالاخره کاملا فاسد بشی.

00:53:57.384 --> 00:54:01.634
‫ولی در هر صورت، جواب رسمی‌ـه
‫و جواب نـه هستش.

00:54:04.133 --> 00:54:08.092
‫یکی دیگه از اشتباهات بلند بالای چاک رودز.

00:54:10.258 --> 00:54:13.425
‫یه قدم دیگه به پایان نزدیک تر.

00:54:46.217 --> 00:54:49.258
‫تو منو بازی دادی!

00:54:49.342 --> 00:54:52.258
‫تو وارد صندوق شدی و من ازش خارج شدم.

00:54:52.342 --> 00:54:54.342
‫تنها به همین دلیل رفتیم قرار و تبر انداختیم.

00:54:54.425 --> 00:54:57.384
‫تنها دلیلش اون نبود.

00:54:58.967 --> 00:55:00.300
‫نه حتی بزرگ‌ترینش.

00:55:41.056 --> 00:55:43.050
‫هیئت پزشکی...

00:55:43.887 --> 00:55:45.425
‫متاسفانه خوب پیش نرفت.

00:55:50.717 --> 00:55:52.217
‫متاسفام؛ ویندی.

00:55:52.300 --> 00:55:54.008
‫مجبوری شانست رو در برابرشون امتحان کنی.

00:55:58.536 --> 00:56:02.008
‫ازت خواستم بری اون بیرون و شکار کنی...

00:56:02.092 --> 00:56:03.842
‫نتونستم.

00:56:07.342 --> 00:56:08.967
‫قدرتش رو نداشتم.

00:56:21.050 --> 00:56:24.008
‫پس می‌دونم که قابل انجام دادن نبوده.

00:56:44.342 --> 00:56:46.258
‫من معمولا تا این وقت شب کار نمی‌کنم.

00:56:46.342 --> 00:56:47.884
‫و مهمون سر زده هم قبول نمی‌کنم...

00:56:50.133 --> 00:56:52.842
‫تجهیزات لازم رو ندارم...

00:56:54.926 --> 00:56:56.050
‫از اول منو بساز.

00:56:56.074 --> 00:57:10.289
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
