﻿WEBVTT

00:00:12.458 --> 00:00:13.458
‫نامه داری.

00:00:21.208 --> 00:00:22.333
‫الکس عزیز

00:00:22.416 --> 00:00:24.541
‫آدرس مکانی که موقتاً توش
‫هستیم رو برات می‌نویسم

00:00:24.625 --> 00:00:26.250
‫خونۀ پدرم رابرت.

00:00:26.333 --> 00:00:29.041
‫من و گاس اینجا هستیم،
.چون مامان زندانـه

00:00:30.166 --> 00:00:34.583
‫گاس داره دوباره نقاشی می‌کشـه، یجورایی
نقاشی می‌کشـه که بزنیم روی سوراخ‌های دیوار

00:00:34.666 --> 00:00:36.500
‫اما همه‌شون یجورایی عجیبـن.

00:00:36.583 --> 00:00:39.000
‫دیروز یه نقاشی از من با موهای قرمز کشید

00:00:39.083 --> 00:00:42.041
‫که توش دارم از اون مغازه مرغ فروشی
بزرگ و قرمز ‫توی خیابون بَرت میام بیرون

00:00:42.125 --> 00:00:44.250
‫اسمـش رو گذاشته
".بهتر قرمزی باشی تا این که بمیری"

00:00:45.750 --> 00:00:48.666
‫و الان هم داره داستان آشنایی مادرم
‫با پدرم رو نقاشی می‌کنـه.

00:00:48.750 --> 00:00:52.250
‫اون هیچ‌وقت بهمون نگفت که چی
‫باعث شده اونطوری خونه رو ول کنـه و بره.

00:00:52.916 --> 00:00:56.291
‫اما خب به هر دلیلی، اون یه روزی
میاد بیرون و ‫به سمت شمال میره.

00:00:56.875 --> 00:01:00.625
‫بیرون شهر تاونزویل که بوده، یه آدم روانی
‫اون رو به زور سوار ماشینـش کرده

00:01:00.708 --> 00:01:03.541
‫و رفته به سمت مزرعه‌های نیشکر

00:01:05.166 --> 00:01:07.666
‫که یهو بر می‌خورن به یه قسمت درحال تعمیر،
‫واسه همین مجبور میشه وایسه

00:01:08.166 --> 00:01:09.875
‫صدات در نیاد

00:01:11.000 --> 00:01:12.000
‫لعنت بهش!

00:01:13.791 --> 00:01:16.666
‫و مامانـم همونجا از داخل ماشین
‫شیرجه می‌زنه روی آسفالت‌ها

00:01:17.833 --> 00:01:18.833
‫لعنت!

00:01:26.875 --> 00:01:28.166
‫هی، یواش!

00:01:29.958 --> 00:01:32.500
‫چیزی نیست، عزیزم. هوات رو دارم.
‫تو خوبی. خوبی.

00:01:33.625 --> 00:01:34.625
‫یا مسیح.

00:01:36.000 --> 00:01:37.000
‫ممنون.

00:01:42.583 --> 00:01:46.416
‫اونجا مامانـم زل می‌زنه به چشای
‫آبی و نافذ مردی که نجاتـش داده.

00:01:47.125 --> 00:01:49.041
‫و اون مرد رابرت بل بود...

00:01:49.125 --> 00:01:50.125
‫روز خوش.

00:01:50.166 --> 00:01:51.166
‫پدرم.

00:01:52.166 --> 00:01:55.125
« پسری که جهان را قورت داد »

00:01:55.208 --> 00:02:00.083
« قسمت چهارم: پسری که پدرش را از دست می‌دهد »

00:02:00.100 --> 00:02:07.100
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:13.875 --> 00:02:17.416
[معروف‌ترین فرارها از زندان های استرالیا]

00:02:20.250 --> 00:02:21.833
‫آه...

00:02:41.625 --> 00:02:42.625
‫لعنت بهش.

00:02:42.958 --> 00:02:44.416
‫آه...

00:02:46.000 --> 00:02:47.000
‫سلام علیکـم.

00:02:52.083 --> 00:02:54.375
‫آه...

00:03:43.916 --> 00:03:44.916
‫آه، آره.

00:03:45.458 --> 00:03:46.625
‫اهمم.

00:03:48.958 --> 00:03:50.166
‫هم...

00:03:50.916 --> 00:03:51.916
‫اوه، لعنت.
‫لعنت.

00:03:51.958 --> 00:03:53.500
‫اوه لعنتی!
‫گندش بزنن!

00:03:55.041 --> 00:03:55.875
‫کمک! کمک!

00:03:55.958 --> 00:03:58.708
‫اوه! اوه!

00:03:58.791 --> 00:04:00.541
‫آه!

00:04:01.125 --> 00:04:02.333
‫کمک! کمک!
‫کمک!

00:04:02.416 --> 00:04:03.776
‫- پدر، این دیگه...
‫- یا خدا.

00:04:09.916 --> 00:04:11.333
‫اوه!

00:04:11.416 --> 00:04:13.416
‫این چه کاری بود کردی؟

00:04:13.500 --> 00:04:16.666
‫- شلوارت داشت می‌سوخت‌ها.
‫- خب درش آورده بودم، کله‌پوک.

00:04:18.625 --> 00:04:20.125
‫همه‌چی مرتبه، رابرت؟

00:04:23.125 --> 00:04:24.833
‫خیلی خب رفقا، نمایش تموم شد.

00:04:25.458 --> 00:04:26.875
‫- خیلی خب.
‫- ممنون.

00:04:28.375 --> 00:04:30.541
‫- بیا بریم.
‫- عینک‌هام کجان؟

00:04:32.750 --> 00:04:34.541
‫عینک‌هام کجان رفقا؟

00:04:38.708 --> 00:04:40.625
‫بوی گند روغن تربانتین میاد.

00:04:43.708 --> 00:04:44.708
‫چی شد؟

00:04:46.375 --> 00:04:48.000
‫فقط داشتم سعی می‌کردم یه مشروبی بزنم.

00:04:48.083 --> 00:04:49.723
‫شاید بهتر باشه دفعه بعد
‫بری عرق فروشی.

00:04:49.750 --> 00:04:54.416
‫شما هم شاید باید دیگه پول‌هایی که از
‫حمایت از کودکان بهم میدن رو خرج رنگ و اینا نکنید.

00:04:54.500 --> 00:04:56.541
‫شایدم تو باید ما رو ببری مادرمون رو ببینیم.

00:04:56.625 --> 00:04:58.333
‫اسمـش آگورافوبیا هست، ایلای.

00:04:58.416 --> 00:05:02.166
‫آگورافوبیا. یعنی ترس از مکان‌های عمومی
‫که کلی آدم داخل آنها است.

00:05:02.250 --> 00:05:04.208
‫این تعریف دیکشنری آکسفورده.

00:05:04.291 --> 00:05:06.583
‫- به یکی دیگه بگید ببرتتون.
‫- کی مثلاً؟

00:05:06.666 --> 00:05:08.875
‫خب، من چمی‌دونم.
‫شاید رفیق پیرتون اسلیم هالیدی

00:05:08.958 --> 00:05:10.125
‫اسلیم حتی نزدیک اونجا هم نمیشه.

00:05:10.208 --> 00:05:11.666
‫قبلاً ازش خواستیم.

00:05:11.750 --> 00:05:14.500
‫جواب نده. حفاظت از کودکانـه.

00:05:14.583 --> 00:05:16.833
‫باید قبل از این که ببرنتون پرورشگاه

00:05:16.916 --> 00:05:18.356
‫پاشید خبر مرگتون برید مدرسه.

00:05:18.416 --> 00:05:20.791
‫اینطوری نگام نکن، ایلای بل!

00:05:20.875 --> 00:05:24.208
‫به من چه پدرخوندۀ کوفتی‌تون
‫رو یه کوسه خورده.

00:05:30.083 --> 00:05:31.875
‫اوه، شرمنده.

00:05:32.958 --> 00:05:36.250
‫خب ببنید، عصری میرم حق بیمه بیکاریـم رو می‌گیرم

00:05:36.333 --> 00:05:40.291
‫بعدش می‌تونید برید برای شام
‫مرغ و سیب زمینی سرخ کرده بگیرید، خب؟

00:05:41.208 --> 00:05:42.333
‫شام خانوادگی.

00:05:43.291 --> 00:05:44.291
‫آره؟

00:05:45.666 --> 00:05:48.583
‫مرغ، سیب زمینی سرخ کرده.
‫فردا حالـم بهتر میشه.

00:05:49.791 --> 00:05:51.000
‫آه...

00:05:53.416 --> 00:05:54.416
‫شرمنده رفیق.

00:06:14.333 --> 00:06:17.250
[دپارتمان سلامتی و رفاۀ کوئینزلند]

00:06:37.166 --> 00:06:38.541
[جناب هالیدی عزیز]

00:06:38.625 --> 00:06:41.208
[درخواست داریم جهت نمونه برداری از غدۀ لنفاوی]

00:06:41.291 --> 00:06:44.541
[فوراً به بیمارستان سلطنتی بریزبن مراجعه کنید]

00:07:13.916 --> 00:07:14.916
‫پری‌ کوچولو.

00:07:16.833 --> 00:07:19.458
‫راسته برادرت با تبر زده
انگشتت رو قطع کرده؟

00:07:19.541 --> 00:07:20.666
‫تصادفی بود.

00:07:23.291 --> 00:07:24.708
‫می‌خوای حقش رو بزاریم کف دستـش؟

00:07:25.333 --> 00:07:28.458
‫باید از حق خودت دفاع کنی رفیق،
‫وگرنه هر روز بدتر میشه.

00:07:29.333 --> 00:07:31.958
‫دفعه بعد ممکنـه کیرت رو قطع کنـه.

00:07:32.041 --> 00:07:35.333
‫- ما داریم یه گنگ راه می‌ندازیم، می‌خوای ملحق شی؟
‫- فکر می‌کردم توی دار و دستۀ "دارن" باشید

00:07:35.416 --> 00:07:37.896
‫دارن مدرسه رو ول کرد که به مامانـش
‫توی کسب و کارش کمک کنـه.

00:07:38.416 --> 00:07:40.416
‫چی؟ داره به "بیک" کمک می‌کنـه
‫رستوران رو بگردونـه؟

00:07:40.500 --> 00:07:42.041
‫نه اون یکی کاسبیش، احمق.

00:07:43.333 --> 00:07:46.583
‫- چیزی درموردش نمی‌دونم.
‫- معلومـه نمی‌دونی.

00:07:46.666 --> 00:07:48.833
‫شنیدم مامانـت سه چهار سالی
‫باید بخاطر مواد آب خنک بخوره.

00:07:48.916 --> 00:07:51.833
‫اوضاعش توی زندان بوگو روود ردیفـه؟
‫نکنـه هنوز نرفتی اونجا؟

00:07:52.583 --> 00:07:55.125
‫شنیدم اونجا همه‌شون لزبین هستن
‫اونا هم که نیستن باید به زندانبان‌ها بدن.

00:07:57.375 --> 00:08:00.583
‫اگه می‌خوای بری ملاقات، قبلـش باید
‫یه تیپ اساسی بزنی.

00:08:01.083 --> 00:08:02.833
‫یه شامپوی خوب هم باید بزنی به موهات.

00:08:05.583 --> 00:08:08.125
‫- گرفتمـش! گرفتمـش! یکی کمک کنـه.
‫- نه!

00:08:09.833 --> 00:08:11.791
‫- خیلی خب، دست‌هاش رو باز کنید.
‫- آروم باش رفیق.

00:08:11.875 --> 00:08:13.958
‫یالا. ولـم کن بابی.

00:08:15.583 --> 00:08:17.791
‫- بیخیال بچه‌ها! ولـم کنید!
‫- حال میده؟

00:08:17.875 --> 00:08:21.000
‫همه‌جا بمال. به ریشه
‫موها هم بزنیم که قوی بشن.

00:08:22.291 --> 00:08:23.875
‫- خوبـه.
‫- ولـم کنید!

00:08:24.583 --> 00:08:25.750
‫چه حسی داره، ایلای؟

00:08:30.625 --> 00:08:32.000
‫ویدئو رو گرفتی؟

00:08:35.916 --> 00:08:36.916
‫هی، ایلای.

00:08:47.583 --> 00:08:48.583
‫چی شده؟

00:08:50.875 --> 00:08:54.916
‫سس گوجه‌ست. بابی لینیت
‫و رفیق‌هاش خفتـم کردن.

00:08:59.541 --> 00:09:01.208
‫- می‌خوای دخلشون رو بیارم؟
‫- نه.

00:09:01.291 --> 00:09:03.458
‫باید یادم بگیرم خودم حریفشون بشم.

00:09:04.458 --> 00:09:06.208
‫قرمزی بودن بهتر از مرده بودنـه، درسته؟

00:09:17.791 --> 00:09:18.791
‫بهتر میشه.

00:09:19.833 --> 00:09:20.666
‫چی؟

00:09:20.750 --> 00:09:21.833
‫این زندگی.

00:09:22.750 --> 00:09:25.250
‫انقد خوب که یادت بره یه زمانی بد بوده.

00:09:29.958 --> 00:09:30.958
‫حتماً

00:09:31.958 --> 00:09:33.625
‫چطوری اون وقت؟

00:09:35.250 --> 00:09:36.250
‫میشه دیگه.

00:09:37.083 --> 00:09:38.250
‫من قبلاً اینجا بودم.

00:09:40.541 --> 00:09:42.708
‫چی داری میگی، گاس؟

00:09:42.791 --> 00:09:44.625
‫ما یک زندگی رو بارها و بارها زندگی می‌کنیم.

00:09:45.416 --> 00:09:49.250
‫وقتی که بمیری، برمی‌گردی
‫و دوباره زندگی می‌کنی، همون رو به شکل دیگه‌ای.

00:09:49.833 --> 00:09:52.583
‫اسلیم نظریه متفاوتی داشت.

00:09:52.666 --> 00:09:54.166
‫این یه نظریه نیست.

00:09:54.958 --> 00:09:57.000
‫من و تو قبلاً هم یک بار مردیم، یادتـه؟

00:09:57.083 --> 00:09:58.208
‫و دوباره برگشتیم.

00:10:05.250 --> 00:10:08.416
‫هردفعه تلاش می‌کنیم و اشتباهاتی
‫که کردیم رو تصور می‌کنم

00:10:08.500 --> 00:10:10.041
‫اینطوری می‌فهمم چطوری باید درستشون کنم.

00:10:11.583 --> 00:10:14.250
‫جسته گریخته یه چیزایی به ذهنـم میاد

00:10:14.333 --> 00:10:16.833
‫آینده اینطوری با آدم صحبت می‌کنـه.

00:10:23.166 --> 00:10:25.206
‫اون صدای پشت تلفن قرمز رو یادتـه، درسته؟

00:10:25.250 --> 00:10:26.291
‫آره.

00:10:26.375 --> 00:10:28.333
‫یادت هست چطوری فکر کردی
‫که می‌شناسیش؟

00:10:29.500 --> 00:10:30.750
‫فکر می‌کنم اون من بودم.

00:10:33.666 --> 00:10:35.791
‫داشتم از آینده باهات صحبت می‌کردم.

00:10:43.625 --> 00:10:44.625
‫ببین.

00:10:45.208 --> 00:10:47.583
‫گاس، خوبه که الان داریم صحبت می‌کنیم، اما...

00:10:49.500 --> 00:10:52.041
‫خواهش می‌کنم روانی نشو.

00:10:53.583 --> 00:10:55.041
‫زندگی همینطوریـش هم به اندازه کافی سختـه.

00:11:35.666 --> 00:11:36.666
‫کمک!

00:12:05.916 --> 00:12:07.875
‫هی.
‫هی، نگهبان!

00:12:11.833 --> 00:12:15.000
‫فرانکی، میشه انقد رو مخ نری.
‫این دفعه دیگه چیـه؟

00:12:15.083 --> 00:12:17.708
‫من هنوز هم منتظرم که بتونم
‫با بچه‌هام ارتباط برقرار کنم.

00:12:17.791 --> 00:12:22.166
‫- تلفن که داریم. تو شماره داری؟
‫- آره، شماره همسر سابقـم هست و جواب نمیده

00:12:22.250 --> 00:12:24.916
‫- پس براشون نامه بنویس.
‫- آره، نوشتـم. جواب ندادن.

00:12:25.000 --> 00:12:26.958
‫خب پس دوباره بنویس.

00:12:28.166 --> 00:12:29.458
‫من می‌دونم اینجا چه خبره.

00:12:30.458 --> 00:12:32.833
‫بگو خب. چه خبره؟

00:12:32.916 --> 00:12:36.250
‫تیم کاتن کوفتی نمی‌خواد من
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

00:12:37.000 --> 00:12:39.875
‫- اصلاً نمی‌فهمم چی داری میگی.
‫- از کاراگاه کاتن بپرس.

00:12:40.375 --> 00:12:44.458
‫من فقط واقعاً دلـم نمی‌خواد مثل بقیه
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

00:12:44.541 --> 00:12:46.666
‫میشه این رو بهش بگی؟
‫خواهش می‌کنم.

00:12:47.208 --> 00:12:50.833
‫فرانکی عزیزم، بزار بریم
‫غذای مردم رو بدیم تو رو به خدا.

00:12:51.333 --> 00:12:54.416
‫اگه پیغامی برای مقامات بالاتر داری،
‫باید بندازیـش توی صندوق اعتراضات.

00:13:32.333 --> 00:13:33.333
‫می‌خوای امتحان کنی؟

00:13:34.791 --> 00:13:35.791
‫نه.

00:13:36.666 --> 00:13:37.833
‫نه، ممنون.

00:13:38.583 --> 00:13:39.833
‫زمان می‌خوام که فکر کنم.

00:13:39.916 --> 00:13:42.583
‫صـحـیـح.

00:13:42.666 --> 00:13:45.583
‫جای درستی اومدی پس.

00:14:06.250 --> 00:14:08.875
‫[اسلیم هالیدی]
[داستان‌های فرارهای استادانۀ او حقیقت دارند]

00:14:08.958 --> 00:14:13.375
[این فرد معروف به جادوگر زندان بوگو روود است]
[دو فرار از ده فرار او، موفقیت آمیز بودند]

00:14:13.458 --> 00:14:14.833
[جهش هالیدی]
[چطوری؟]

00:14:16.041 --> 00:14:18.250
‫لعنتی.

00:14:19.541 --> 00:14:22.208
‫بیا، یه نگاه بهش بندازید.
‫نگاهش کنید پسرا.

00:14:22.291 --> 00:14:24.916
‫باید خیلی سریع برگردید به مدرسه.

00:14:25.458 --> 00:14:27.166
[فوری]
[موضوع: غیبت از مدرسه]

00:14:27.750 --> 00:14:29.625
‫وقتی ببری‌مون مادرمون رو ببینیم، میریم مدرسه.

00:14:29.708 --> 00:14:32.750
‫باشه، خیلی خب. پس از اینجا می‌برنتون

00:14:32.833 --> 00:14:34.541
‫می‌رید به یه پرورشگاه

00:14:34.625 --> 00:14:36.583
‫بعد دیگه مثل اون رفیق پیرتون

00:14:36.666 --> 00:14:38.916
‫اسلیم هالیدی تبدیل می‌شید به جنایتکار.

00:14:39.708 --> 00:14:41.458
‫اینطوری مامان فکر می‌کنـه فراموشش کردیم.

00:14:41.541 --> 00:14:44.458
‫ببین، نمی‌خوام واقعاً اذیتتون بکنم.

00:14:44.541 --> 00:14:46.458
‫فقط دارم سعی می‌کنم ازتون مراقبت کنم.

00:14:47.583 --> 00:14:48.708
‫جواب ندید.

00:15:07.208 --> 00:15:09.208
‫این لایل اورلیک هست.

00:15:09.833 --> 00:15:13.000
‫یک موادفروش میان ردۀ اهل دارا
‫که طبق گزارشات فراریـه.

00:15:13.666 --> 00:15:18.041
‫همه می‌دونیم که واردات هروئین
‫توسط باندهایی از ویتنام انجام میشه.

00:15:19.208 --> 00:15:22.333
‫قطع کردن اعضای بدن به عنوان بازپرداخت
‫به نوعی امضاشون هست.

00:15:23.333 --> 00:15:26.208
‫پس داری میگی که واقعاً یک کوسه
‫به آقای اورلیک حمله نکرده؟

00:15:27.416 --> 00:15:31.958
‫"قطعی پا از مفصل زانو به شکلی
‫وحشیانه با دلیلی نا معلوم."

00:15:36.416 --> 00:15:38.250
‫و بررسی کردیم که فرانکی کیـه؟

00:15:39.208 --> 00:15:42.041
‫فرانکی بیل، همسر غیررسمی لایل اورلیک،

00:15:42.125 --> 00:15:45.333
‫مدتی پیش به دلیل خرید و فروش
.و در اختیار داشتن مواد مخدر بازداشت شده

00:15:45.416 --> 00:15:49.000
‫دوتا پسر 13 و 15 ساله داره
‫که در مدرسه گرین‌ویوو استیت ثبت نام شدن.

00:15:49.083 --> 00:15:51.958
ایلای، پسر کوچیکـه مدتی پیش

00:15:52.041 --> 00:15:55.000
‫با یه دست آسیب دیده اومده اینجا
‫و گفته آدم‌ بد‌ها ربطی به این قضیه دارن.

00:15:55.875 --> 00:15:57.875
‫- چجور آدم بدهایی؟
‫- نمی‌دونم.

00:15:58.458 --> 00:16:01.041
‫وقتی که سر و کلۀ پلیس پیدا شده
‫فرار کرده.

00:16:01.125 --> 00:16:02.833
‫تایتس برای یه جلسه رسیده بوده

00:16:02.916 --> 00:16:06.333
‫و ریموند لیری داشته سعی میکرده
‫که راه رو برای از در رو به روی باز کنـه.

00:16:07.208 --> 00:16:11.500
‫طبق گزارش بیمارستان، دست ایلای
‫طی یک حادثۀ خونگی صدمه دیده.

00:16:12.291 --> 00:16:14.791
‫گفته برادرش با یه تبر این کار رو کرده.

00:16:14.875 --> 00:16:16.333
‫همون 15 سالۀ؟

00:16:19.125 --> 00:16:22.041
‫خب برادر من هم وقتی 15 سالـم بود
‫زد با یه چنگک باغبونی ناکارم کرد.

00:16:22.125 --> 00:16:24.083
‫می‌خواستیم نبرد "ال سید" رو بازسازی کنیم.
‫[یک رهبر نظامی]

00:16:24.166 --> 00:16:27.541
‫مدرسه اطلاعات محل اقامتشون رو بهم نمیده،
‫و حتی مطمئن نیستم خودشون هم بدونن.

00:16:27.625 --> 00:16:30.708
‫چرا با رفیقـت تیم کاتن تماس نمی‌گیری؟
‫شاید اون بهمون یه سری اطلاعات بده.

00:16:30.791 --> 00:16:31.625
‫اون رفیق من نیست.

00:16:31.708 --> 00:16:34.583
‫نه، اما ازت خوشش میاد
‫که این هم عالیـه.

00:16:35.333 --> 00:16:36.666
‫بیخیال، اخم نکن.

00:16:37.291 --> 00:16:38.791
‫از استعداد‌هات استفاده کن!

00:16:39.416 --> 00:16:43.333
داستان رو برای خودت بکن
‫و اینا رو هم از روی میز من بردار.

00:17:08.791 --> 00:17:10.916
‫سلام... تیم.

00:17:11.583 --> 00:17:13.125
‫کایتلن؟
‫سلام.

00:17:13.750 --> 00:17:17.708
‫- اومدی اینجا مصاحبه کاری بدی؟
‫- فکر نمی‌کنم صلاحیتـش رو داشته باشم.

00:17:18.375 --> 00:17:21.208
‫بیخیال، فقط یه ماره.
‫مگه چقد سختـه؟

00:17:24.791 --> 00:17:27.458
‫- چی می‌خوری؟
‫- فقط آب.

00:17:28.416 --> 00:17:31.875
‫- باید حداقل پول یه کوکتل رو بدی که بتونی بشینی.
‫- اون با منـه، بانی.

00:17:32.916 --> 00:17:34.541
‫برو پی کارت.
‫خوشکلـه.

00:17:37.958 --> 00:17:40.041
‫- خب؟
‫- جنگ‌های مواد آسیایی‌ها.

00:17:40.125 --> 00:17:42.416
‫داشتم یه نگاه به پرونده‌های قتل‌های
‫انتقام جویانه قدیمی می‌کردم

00:17:42.500 --> 00:17:44.458
‫که مربوط می‌شن به بیش از 5 سال پیش.

00:17:44.541 --> 00:17:47.333
‫بیشترشون حمل کننده مواد بودن.
‫بیشترشون هم حل نشدن.

00:17:47.416 --> 00:17:49.875
‫خب، حل اینطور جنایت‌های بین ایالتی
‫کار سختیـه.

00:17:49.958 --> 00:17:52.208
‫پلیس‌های نیو ساوت ولز
‫خیلی فاسد هستن.

00:17:52.291 --> 00:17:53.811
‫چی؟
‫یعنی برعکس پلیس‌های کوینزلند؟

00:17:54.375 --> 00:17:57.416
‫امیدوارم منظورت از این حرف‌ها،
‫نقد معیارهای والای اخلاقی‌ ما نباشه.

00:18:03.750 --> 00:18:05.916
‫خب لایل اورلیک؟

00:18:06.000 --> 00:18:08.916
‫همونی که کوسه کشتـش؟
‫خب که چی؟

00:18:09.000 --> 00:18:12.000
‫بچه‌اش، ایلای بل، رفته توی دفترهای روزنامه

00:18:12.500 --> 00:18:13.541
‫یه انگشتـش هم قطع شده بوده.

00:18:13.625 --> 00:18:15.291
‫گفته که یه داستان داره.

00:18:16.458 --> 00:18:17.458
‫جدی؟

00:18:18.666 --> 00:18:20.875
‫- البته هنوز باهاش صحبت نکردم.
‫- نکن.

00:18:22.083 --> 00:18:24.333
‫ما داریم تحقیقاتمون رو انجام می‌دیم.

00:18:25.333 --> 00:18:27.083
‫اینی که میگم بین خودمون بمونـه

00:18:27.166 --> 00:18:29.750
‫داستین ونگ داره توسط ما رصد میشه.

00:18:29.833 --> 00:18:32.000
‫رهبر باند بی‌تی‌کی توی
سیندنی هست رو میگی؟

00:18:32.875 --> 00:18:35.791
‫پس تو فکر می‌کنی که مرگ لایل اورلیک
‫مرتبط با مواد بوده.

00:18:35.875 --> 00:18:39.375
‫ببین، ذره‌ای از این‌ اطلاعات
‫نباید به بیرون بره، متوجه‌ای؟

00:18:39.458 --> 00:18:40.833
‫چی؟ تا کی؟

00:18:40.916 --> 00:18:43.083
‫تا زمانی که چیزی برای ارائه
‫توی دادگاه داشته باشیم.

00:18:43.166 --> 00:18:45.250
‫نباید قاطی این یکی بشی.
‫جدی میگم.

00:18:45.333 --> 00:18:48.125
‫- و چقد قراره طول بکشه؟
‫- ماه‌ها.

00:18:48.708 --> 00:18:50.268
‫- سال‌ها.
‫- خب، پس داستان من همینجا تموم میشه.

00:18:50.333 --> 00:18:51.208
‫شرمنده کیتی.

00:18:51.291 --> 00:18:55.708
‫بهت قول میدم که وقتی نزدیک به چیزی شدیم،
‫تو اولین کسی خواهی بود که می‌فهمه.

00:18:56.208 --> 00:18:58.166
‫تا اون زمان، تنها کمک به ما

00:18:58.791 --> 00:19:02.416
‫تا اون زمان این هست که روی نیمکت دخیره بمونی.
‫البته اگه با همچین چیزی آشنایی داری.

00:19:02.500 --> 00:19:07.208
‫حتماً. زیاد پیش میاد این رو ازم می‌خوان.
‫واسه همین هم هست که از فوتبال متنفرم.

00:19:30.250 --> 00:19:31.250
‫آهای؟

00:19:35.250 --> 00:19:36.750
‫تو منتظر کسی هستی؟

00:19:39.000 --> 00:19:40.875
‫- آهای؟
‫- دارم میام.

00:19:51.666 --> 00:19:53.416
‫سلام خانم برکبک.

00:19:53.500 --> 00:19:55.458
‫سلام ایلای، بابات خونه‌ست؟

00:19:56.416 --> 00:19:57.625
‫آم...

00:19:57.708 --> 00:19:59.541
‫آره، اون شب کاره.

00:19:59.625 --> 00:20:02.416
‫واسه همین...
‫الان خوابه.

00:20:02.500 --> 00:20:03.750
‫میشه لطفاً بیدارش کنی؟

00:20:05.625 --> 00:20:06.500
‫خیلی خب.

00:20:12.041 --> 00:20:14.666
‫- بابا. بابا. بابا.
‫- چیـه؟ گمشو.

00:20:15.166 --> 00:20:17.750
‫پاپی برکبک با یه پلیس دم دره.

00:20:18.416 --> 00:20:21.583
‫- یه دستبند به کمرش هست و...
‫- پاپی برکبک دیگه کدوم خریـه؟

00:20:21.666 --> 00:20:23.500
‫روانپزشک مدرسه ست.

00:20:23.583 --> 00:20:26.166
‫آه... اوه...

00:20:27.291 --> 00:20:28.750
‫پرده رو بکش.

00:20:28.833 --> 00:20:30.583
‫آه..

00:20:31.833 --> 00:20:33.208
‫اوه...

00:20:33.916 --> 00:20:35.000
‫اوه، ایلای.

00:20:35.583 --> 00:20:38.708
‫- خب، از زنـه خوشت میاد؟
‫- آدم خوبیـه.

00:20:38.791 --> 00:20:42.041
‫یعنی یکم فضول هست. و رو مخ.
‫اما آدم خوبیـه.

00:20:42.125 --> 00:20:44.583
‫بهش بگو یکم دیگه میام، خب؟

00:20:44.666 --> 00:20:45.708
‫- باشه.
‫- باشه.

00:20:47.791 --> 00:20:48.958
‫الان میاد.

00:20:49.500 --> 00:20:50.500
‫خیلی خب.

00:20:51.916 --> 00:20:53.416
‫من اینجام.
‫من اینجام.

00:20:57.583 --> 00:20:58.458
‫گاس.

00:20:58.541 --> 00:21:00.291
‫بیا اینجا. بیا اینجا.
‫بیا اینجا.

00:21:00.375 --> 00:21:04.916
‫بیا اینجا. این آت و آشغال‌ها رو جمع کن.
‫مهمون داریم، مهمون داریم.

00:21:05.583 --> 00:21:07.916
‫خرت و پرت‌ها رو جمع کن، باشه؟
‫ممنون.

00:21:12.583 --> 00:21:13.583
‫خیلی خب.

00:21:20.875 --> 00:21:23.041
‫سلام، من رابرت بل هستم.

00:21:23.125 --> 00:21:25.333
‫پاپی برکبک هستم، مشاور مدرسه.

00:21:25.416 --> 00:21:27.083
‫ایلای همیشه بهم

00:21:27.166 --> 00:21:31.125
‫درمورد مشاوره‌های معرکه‌ای که شما
‫بهش می‌دید میگه.

00:21:31.833 --> 00:21:32.958
‫تلاش خودمون رو می‌کنیم.

00:21:33.041 --> 00:21:34.916
‫همم...

00:21:35.000 --> 00:21:38.583
‫گاهی شناختن کودک درون مهم‌ترین
‫چیزی هست که یک مدرسه می‌تونه ارائه بده.

00:21:38.666 --> 00:21:40.250
‫حق. حق.

00:21:40.333 --> 00:21:43.000
‫آموزش مغز بدون آموزش قلب

00:21:43.083 --> 00:21:45.166
‫اصلاً آموزش نیست.

00:21:45.250 --> 00:21:47.875
‫قطعاً زندگیـم رو روی این حرف گذاشتم.

00:21:47.958 --> 00:21:49.083
‫از ارسطو هست.

00:21:49.166 --> 00:21:52.083
‫عجب مرد دوستانی‌ای هست این مرد یونانی.
‫عاشق قدم زدن هم بوده.

00:21:53.083 --> 00:21:55.250
‫ایشون افسر دلی هستند.

00:21:55.333 --> 00:21:58.125
‫بله، از آشنایی با شما خوشوقتم
‫افسر دلی.

00:21:58.208 --> 00:22:01.208
‫مسئله این هست، رابرت...
‫میشه رابرت صدات کنم؟

00:22:01.291 --> 00:22:02.833
‫بله پیپی.
‫پاپی.

00:22:03.416 --> 00:22:06.666
‫پسرها سه هفته‌ست که مدرسه نیومدن،
‫و این نگرانی وجود داره که...

00:22:06.750 --> 00:22:10.958
‫بله خب، ما هنوز داریم تلاش می‌کنیم
‫که با این موقعیت جدید

00:22:11.041 --> 00:22:13.916
‫که مادر اونا دیگه نیست سازگار بشیم.

00:22:14.000 --> 00:22:15.541
‫شنیدیم یک آتیش سوزی اتفاق افتاده.

00:22:16.708 --> 00:22:19.000
‫بخاطر سرخ کن بود.
‫پیش میاد دیگه.

00:22:19.083 --> 00:22:21.416
‫- کسی هم آسیب دیده؟
‫- نه، نه همه خوبیـم.

00:22:22.416 --> 00:22:25.166
‫ما همه... ما خوبیم.
‫همه خوبیم.

00:22:26.208 --> 00:22:28.833
‫- اشکالی نداره چند لحظه بیاییم داخل؟
‫- خیر.

00:22:30.208 --> 00:22:31.625
‫نه، معلومـه که نه.

00:22:39.583 --> 00:22:42.375
‫- داریم وارد اقامتگاه می‌شیم.
‫- دریافت شد. به گوشـم.

00:22:42.958 --> 00:22:46.791
‫داریم خونه تکونی انجام می‌دیم،
‫یخورده نا مرتبـه.

00:22:55.541 --> 00:22:58.000
‫گاس، ایلای، ایشون افسر دلی هستن.

00:22:58.083 --> 00:23:00.875
‫ایشون از دپارتمان محافظت از کودکان اومدن.

00:23:01.458 --> 00:23:02.458
‫حالتون چطوره؟

00:23:02.916 --> 00:23:05.375
‫آره. آره. خیلی خوبیم.
‫ آره.

00:23:05.875 --> 00:23:09.375
‫- بابت انگشتـت متاسفم ایلای.
‫- شنیدم یه حادثه با تبر بوده.

00:23:10.583 --> 00:23:14.791
‫آره، همینطوره. تقصیر خودم بود.
‫نباید این کار رو می‌کردم.

00:23:14.875 --> 00:23:16.595
‫گاسی بیچاره، حتماً خیلی داغون شده.

00:23:16.666 --> 00:23:22.083
‫نه حالا گاس همچین هم داغون نشده.
‫چرا نمی‌شینید پاپی.

00:23:23.583 --> 00:23:28.166
‫پسرا چرا نمی‌رید یچی آماده کنید
‫که ما هم اینجا بیشتر آشنا بشیم؟

00:23:28.250 --> 00:23:29.583
‫گپ بزنیم و...

00:23:30.458 --> 00:23:31.958
‫اینـم از این.
‫شرمنده.

00:23:32.666 --> 00:23:33.750
‫ممنون.

00:23:33.833 --> 00:23:36.166
‫برید یکم چایی و بیسکوئیت آماده کنید، هان؟

00:23:36.750 --> 00:23:40.208
‫- خوبه. پسرای خوب.
‫- زودباش ایلای.

00:23:45.625 --> 00:23:46.625
‫اوه!

00:23:48.041 --> 00:23:49.166
‫آه...

00:23:50.583 --> 00:23:52.183
‫درسته، خب..

00:23:53.291 --> 00:23:54.666
‫چای و بیسکوئیت؟

00:24:05.958 --> 00:24:08.708
‫حتماً خیلی خوبـه که پسرا پیشتون هستن.

00:24:08.791 --> 00:24:12.208
‫این یه نعمت بزرگ به همراه کلی مسئولیت هست.

00:24:13.208 --> 00:24:16.000
‫شما که درک می‌کنید نمی‌تونن
‫مدت زیادی رو از مدرسه دور بمونن؟

00:24:16.083 --> 00:24:18.416
‫خب من دارم دائم بهشون این رو میگم.
‫مگه نه، پسرا؟

00:24:18.500 --> 00:24:19.708
‫- بله.
‫- بله.

00:24:22.666 --> 00:24:23.916
‫واو!

00:24:24.000 --> 00:24:25.875
‫واو.
‫اوه!

00:24:25.958 --> 00:24:26.958
‫لعنتی.

00:24:29.625 --> 00:24:32.416
‫گزارشات ما نشون میدن که پسرها

00:24:32.500 --> 00:24:34.375
‫هنوز به مقالات مادرشون در زندان نرفتن.

00:24:34.458 --> 00:24:38.333
‫نه، این مدت سر همه مون خیلی شلوغ بوده.

00:24:41.208 --> 00:24:42.541
‫عجیب پرونده‌ای از ما دارید ها.

00:24:43.875 --> 00:24:44.958
‫داره بهش اضافه هم میشه.

00:24:46.541 --> 00:24:47.416
‫آره.

00:24:47.500 --> 00:24:52.208
‫واضحاً پسرها طی این سال‌ها
‫آسیب‌های روحی زیادی رو تجربه کردن.

00:24:53.416 --> 00:24:57.583
‫پایان ازدواج شما، فعالیت‌های غیرقانونی پدر خوانده

00:24:57.666 --> 00:24:59.666
‫و حالا هم رفتن مادرشون.

00:24:59.750 --> 00:25:00.750
‫بیا.

00:25:03.916 --> 00:25:04.916
‫خیلی خب.

00:25:05.291 --> 00:25:06.666
‫آم...

00:25:16.041 --> 00:25:17.666
‫ممنون گاس.

00:25:17.750 --> 00:25:19.750
‫یکم دیگه با تو و ایلای صحبت می کنیم.

00:25:20.666 --> 00:25:23.041
‫شاید بهتر باشه وسایل خودت
‫و برادرت رو جمع کنید.

00:25:23.125 --> 00:25:24.916
‫وایسا.
‫وایسا، چی؟

00:25:47.500 --> 00:25:50.375
‫رابرت، مسئله این هست که پسرهای شما

00:25:50.458 --> 00:25:52.500
‫بی اندازه برای کارکنان مدرسه مهم هستند.

00:25:52.583 --> 00:25:57.083
‫ما فکر می‌کنیم که اونا استثنایی هستند.
‫واقعاً استثنایی.

00:25:57.166 --> 00:25:59.083
‫پس قضیه این جمع کردن وسیله چیـه؟

00:25:59.166 --> 00:26:02.041
‫ما به این امید اینجا هستیم که شما

00:26:02.125 --> 00:26:03.541
‫ما رو قانع کنید که این کار رو انجام ندیم.

00:26:05.208 --> 00:26:08.041
‫دارید تهدید می‌کنید که پسرهام رو ازم می‌گیرید؟

00:26:08.750 --> 00:26:10.767
‫- ما هیچکس رو تهدید نمی‌کنیم.
‫- نه؟

00:26:10.791 --> 00:26:14.291
‫فکر می‌کنم اونقد تجربه دارم که بدونم
‫یه تهدید چه شکلیـه.

00:26:14.375 --> 00:26:15.375
‫رابرت.

00:26:15.458 --> 00:26:18.500
‫اولـش خیلی دوستانه رفتار می‌کنید

00:26:18.583 --> 00:26:21.000
‫و بعدش شروع می‌کنید به بازجویی کردن.

00:26:21.083 --> 00:26:24.833
‫آقای بل، در خونۀ شما یک آتیش سوزی رخ داده
‫و یکی از پسر ها به شدت آسیب دیده.

00:26:24.916 --> 00:26:26.583
‫کار ما این نیست که به شما احساس خوبی بدیم.

00:26:26.666 --> 00:26:29.541
‫خوب شد گفتی چون اصلاً دارید
‫همچین حسی بهم نمی‌دید.

00:26:29.625 --> 00:26:32.250
‫قضیه این هست که الان پسرها
‫در حضانت تک نفرۀ شما هستند.

00:26:32.333 --> 00:26:33.708
‫چون من پدرشونـم!

00:26:33.791 --> 00:26:37.458
‫شخص شما هم چنین پروندۀ پاکی ندارید.

00:26:37.541 --> 00:26:40.000
‫ببین، نمی‌خوام انکار کنم که

00:26:40.083 --> 00:26:43.583
‫که گهگاهی مشکل مصرف مشروب دارم،

00:26:43.666 --> 00:26:47.041
‫و همه می‌دونین این مشکل
‫چه مشکلاتی رو بهمراه میاره.

00:26:47.125 --> 00:26:50.541
‫مختل کردن آرامش، ضرب و شتم
‫منجر شده به صدمۀ فیزیکی.

00:26:50.625 --> 00:26:54.458
‫باید اضافه کنم که در بیشتر مواقع
‫این من بودم که آسیب فیزیکی دیده.

00:26:54.541 --> 00:26:55.666
‫هیچ وقت با پسرا درگیری داشتید؟

00:26:55.750 --> 00:26:59.416
‫هیچ وقت بیشتر از یه گوش پیچوندن
‫اونـم برای صلاح خودشون چیزی نبوده.

00:26:59.500 --> 00:27:00.916
‫چیز جدی‌تری نبوده؟

00:27:01.000 --> 00:27:04.101
‫ببین، متوجه نمیشم، دارید من رو
‫به چی متهم می‌کنید؟

00:27:04.125 --> 00:27:06.000
‫ما کسی رو متهم نمی‌کنیم،
‫فقط داریم سوال می‌پرسیم.

00:27:07.541 --> 00:27:10.000
‫میشه درمورد کار هنری گاس صحبت کنیم؟

00:27:10.083 --> 00:27:11.291
‫اره، من..، من...

00:27:11.916 --> 00:27:15.375
‫این خوبـه، پاپی.
‫بیایید درمورد هنر صحبت کنیم.

00:27:15.458 --> 00:27:18.000
‫نقاشی‌هاش، واقعاً خوب هستن.

00:27:18.500 --> 00:27:21.166
‫به عنوان یک پسر 15 ساله
‫نقاشی‌هاش استثنایی هستن.

00:27:22.250 --> 00:27:25.416
‫اما موضوعات انتخابیش مقداری
‫آزار دهنده هستند.

00:27:25.500 --> 00:27:28.166
‫تخیل فعال. خانوادگی اینطوری هستیم.

00:27:29.875 --> 00:27:32.625
‫یا خدا، چقد پرونده علیه
‫ما ردیف کردید؟

00:27:32.708 --> 00:27:35.250
‫این‌ها فقط نقاشی‌های گاس
‫برای مدرسه هستند.

00:27:35.333 --> 00:27:36.708
‫داشتم به افسر دلی می‌گفتم که

00:27:36.791 --> 00:27:40.083
‫برای یه مدت طولانی، گاس همیشه
‫نقاشی یک تصویر خاص رو می‌کشیده.

00:27:40.166 --> 00:27:42.583
‫خب این که غیرقانونی نیست، هست؟

00:27:43.333 --> 00:27:46.541
‫این نقاشیش برای رقابت علمی تخیلی بوده.

00:27:47.583 --> 00:27:49.125
‫خوبه، خوبه.

00:27:49.791 --> 00:27:51.916
‫و این هم پرتره خانوادگیـش هست.

00:27:59.458 --> 00:28:02.250
‫آره، این... قشنگـه.
‫قشنگـه.

00:28:02.333 --> 00:28:05.458
‫از سفر با ماشین خوشش میاد.
‫همیشه خوشش میومده.

00:28:05.541 --> 00:28:09.416
‫ایلای بهم گفت که گاس نقاشی‌هایی رو
‫می‌کشیده که خواب جفت پسرا بوده.

00:28:09.958 --> 00:28:12.833
‫اون خواب رو خیلی واضح و صریح توصیف می‌کنـه
[چرا این رو بهش گفتی؟]

00:28:12.916 --> 00:28:15.750
‫صدای موتور ماشین توی جاده

00:28:15.833 --> 00:28:17.458
‫با بوی روکش صندلی.

00:28:17.541 --> 00:28:19.375
‫آره، ایلای اینطوریـه.

00:28:19.458 --> 00:28:21.166
‫زیاد به جزئیات دقت می‌کنـه.

00:28:21.250 --> 00:28:24.708
‫مسئله این هست که این خواب
‫غیر قابل قبول نیست

00:28:24.791 --> 00:28:27.208
‫اما، خیلی غیرمعمولی هست.

00:28:27.291 --> 00:28:30.958
‫خب، فکر می‌کنم بهتر باشه بگیم

00:28:31.041 --> 00:28:34.083
.قضیه اصلی اون تصادف ماشین هست

00:28:35.250 --> 00:28:37.083
‫یک خاطره، نه خواب.

00:28:46.500 --> 00:28:49.791
‫دو روز بعد از این که همسرتون شما رو ترک کرد
‫یک حادثه رانندگی رخ داده، آقای بل.

00:28:52.041 --> 00:28:55.125
‫بیخیال. چرا پای این مسئله رو
‫پیش می‌کشید؟

00:28:55.625 --> 00:28:58.708
‫در اظهارات اولیه همسرتون که بعدش
‫پسشون گرفته، گفته که فکر می‌کنـه

00:28:58.791 --> 00:29:00.333
‫شما سعی داشتید بچه‌ها رو بکشید.

00:29:00.416 --> 00:29:01.416
‫مزخرفه.

00:29:02.375 --> 00:29:03.375
‫اون اظهارات رو پس گرفته.

00:29:04.041 --> 00:29:05.750
‫فقط از دستـم ناراحت بوده.

00:29:05.833 --> 00:29:08.291
‫- پس شما تلاش نکردید که اونا رو بکشید؟
‫- معلومـه که نه!

00:29:12.916 --> 00:29:14.458
‫شما عاشق این کار هستید.

00:29:14.541 --> 00:29:17.666
‫عاشقـش هستید، مگه نه؟
‫عاشقـش هستید.

00:29:17.750 --> 00:29:22.208
‫نه رابرت، ما با این نیت خیر به اینجا اومدیم
‫که روایت اتفاقات رو از دیدگاه تو بشنویم.

00:29:22.291 --> 00:29:24.833
‫مطمئن هستم که جفت‌مون
‫بهترین رو برای بچه‌ها می‌خوایم.

00:29:24.916 --> 00:29:27.958
‫و بهترین این هست که اونا
‫رو از من دور کنید؟

00:29:28.041 --> 00:29:29.291
‫هیچکس همچین چیزی نمیگه.

00:29:29.375 --> 00:29:32.166
‫جفت‌تون همین فکر رو می‌کنید، نه؟

00:29:32.666 --> 00:29:34.000
‫این قراره چطوری کمک کنـه؟

00:29:34.666 --> 00:29:35.750
‫این که از هم جداشون کنید.

00:29:35.833 --> 00:29:37.458
‫تنها چیزی که اونا دارن، همدیگه‌ست.

00:29:37.541 --> 00:29:41.083
‫اینکه ببریدشون پرورشگاه و بهشون
‫بگید که پدرشون یه هیولاست چه کمکی می‌کنـه.

00:29:45.125 --> 00:29:46.416
‫من عاشق پسرا هستم.

00:29:47.541 --> 00:29:48.791
‫اونا پسرای منن.

00:29:51.458 --> 00:29:53.708
‫وقتی اونا بچه بودن،
‫اونا...

00:29:54.833 --> 00:29:57.208
‫هیچ وقت بیشتر از اون موقع خوشبخت نبودم.

00:30:06.208 --> 00:30:08.208
‫شما شب با پیژامه

00:30:08.833 --> 00:30:11.208
‫بردیدشون بیرون از شهر

00:30:11.291 --> 00:30:14.750
‫و به شکلی هر سه تای شما
‫سر از ته دریاچه در آوردید.

00:30:16.541 --> 00:30:17.541
‫لعنتی.

00:30:24.833 --> 00:30:29.666
‫خیلی خب، بهتون میگم دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاد.

00:30:43.500 --> 00:30:46.916
‫داشتم بچه‌ها رو می‌بردم به
‫سیدر کریک فالز

00:30:47.000 --> 00:30:48.250
‫برای کمپ زدن.

00:30:53.375 --> 00:30:56.291
‫بحث‌های بین من و مادرشون
‫اتفاق افتاده بود.

00:31:01.166 --> 00:31:03.750
‫اما پسرا، عاشق کمپ هستند.

00:31:04.291 --> 00:31:05.666
‫زیر ستاره‌ها.

00:31:08.083 --> 00:31:11.458
‫من وقتی استرسی می‌شم،
‫حمله عصبی بهم دست میده

00:31:11.541 --> 00:31:14.041
‫از بچگی همینطوری بودم.

00:31:17.041 --> 00:31:18.250
‫لرز میوفته توی بدنـم.

00:31:19.250 --> 00:31:20.291
‫لرزهای بدجور.

00:31:22.041 --> 00:31:23.875
‫داشتم نزدیک یه پیج بدجور می‌شدم.

00:31:23.958 --> 00:31:25.666
‫نمی‌دیدم دارم کجا میرم

00:31:25.750 --> 00:31:28.791
‫و متوجه نبودم که سرعتـم چقد بالاست.

00:32:26.125 --> 00:32:27.125
‫بیا اینجا!

00:33:26.916 --> 00:33:27.916
‫ایلای.

00:33:37.875 --> 00:33:39.958
‫ایلای.
‫ایلای، زود باش.

00:33:40.541 --> 00:33:42.125
‫یا خدا، نرو.

00:33:44.291 --> 00:33:46.291
‫فکر کردم قراره ایلای رو از دست بدم.

00:33:47.375 --> 00:33:50.291
‫کمک!
‫خواهش می‌کنم یکی کمک کنـه!

00:33:50.833 --> 00:33:52.333
‫ایلای، هی.

00:33:52.416 --> 00:33:57.083
‫مردی که توی یه کلبه کنار سد
‫زندگی می‌کرد، زنگ زد کمک بیاد.

00:33:57.583 --> 00:34:00.458
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم!

00:34:01.166 --> 00:34:02.375
‫داشتم تکونـش می‌دادم.

00:34:04.375 --> 00:34:08.666
‫التماس خدا می‌کردم که برش گردونـه.

00:34:13.500 --> 00:34:16.125
‫پسر قشنگـم.

00:34:17.916 --> 00:34:19.500
‫چیزی نیست. یالا.
‫زود باش.

00:34:19.583 --> 00:34:21.875
‫- آمبولانس داره میاد.
‫- ایلای.

00:34:23.333 --> 00:34:24.958
‫یا خدا، من رو ترسوندی.

00:34:38.583 --> 00:34:41.083
‫وقتی که آمبولانس رسید،

00:34:41.166 --> 00:34:43.875
‫گفتن که اولین کسایی نبودیم
‫که از اونجا افتادیم پایین.

00:34:46.291 --> 00:34:49.166
‫و این یه معجزه بوده که کسی
‫آسیب جدی ندیده.

00:34:51.833 --> 00:34:54.250
‫فکر می‌کنم خوش شانس بودیم.

00:34:57.250 --> 00:34:58.333
‫بابا.

00:34:58.416 --> 00:35:00.541
‫اوه، یکم بهمون وقت بدید پسرا.

00:35:00.625 --> 00:35:02.250
‫ما...
‫ما سرمون شلوغـه.

00:35:02.333 --> 00:35:03.666
‫برید، برید، گمشید.

00:35:03.750 --> 00:35:04.833
‫چی می‌خواید؟

00:35:10.041 --> 00:35:12.958
‫نزار ما رو ببرن، بابا.
‫ما نمی‌ریم.

00:35:13.041 --> 00:35:15.500
‫برامون مهم نیست قبلاً چی شده.

00:35:15.583 --> 00:35:19.125
‫من و گاس نمی‌خوایم هیچ جای دیگه
‫بجز اینجا زندگی کنیم.

00:35:26.333 --> 00:35:30.833
‫رابرت، اگه بتونی این اطمینان
‫رو بهم بدی که پسرا دوباره میرن مدرسه

00:35:31.916 --> 00:35:34.958
‫و می‌بریشون که مادرشون رو ببینن،
‫می‌تونن بمونن.

00:35:35.041 --> 00:35:38.083
‫ببین، می‌دونم که پدر خیلی بدی بودم.

00:35:38.666 --> 00:35:42.041
‫انجامـش میدم.
‫دوباره شروع می‌کنم.

00:35:43.500 --> 00:35:44.500
‫می‌بینید.

00:35:44.958 --> 00:35:46.166
‫می‌بینید پسرا.

00:35:51.000 --> 00:35:52.000
‫می‌بینم‌تون.

00:36:26.250 --> 00:36:27.791
‫اوه، بیخیال.

00:36:33.166 --> 00:36:35.000
‫خدا، چقد قیافه‌ات تخمیـه.

00:36:37.083 --> 00:36:39.458
‫احتمالاً اونـم همچین فکری
‫درمورد تو داره.

00:36:39.541 --> 00:36:42.875
‫یبار یکی رو گرفتیم که کون یکی
‫از اینا گذاشته بود.

00:36:43.375 --> 00:36:44.916
‫ماده‌هاشون خوشکلتر هستن، نه؟

00:36:46.041 --> 00:36:49.291
‫فکر نکنم قیافه برای کسی که
‫ترییب حیوون‌ها رو میده یه ویژگی باشه.

00:36:53.000 --> 00:36:54.083
‫اون برای چیـه؟

00:36:55.916 --> 00:36:57.583
‫برای قطع کردن دندون مبارزه‌اش.

00:36:59.083 --> 00:37:01.625
‫که دیگه نتونه به بقیه
‫نرها حمله کنـه.

00:37:05.208 --> 00:37:06.541
‫قضیه لایل اورلیک...

00:37:08.875 --> 00:37:09.875
‫حملۀ کوسه؟

00:37:10.750 --> 00:37:14.458
‫چند نفر شک دارن که اون یارو
‫هنوز زنده باشه.

00:37:14.541 --> 00:37:18.833
‫باید خیلی خوش شانس باشی
‫که با همچین جراحتی بازم زنده بمونی.

00:37:19.333 --> 00:37:21.541
‫به نظر تو آدم خوش شانسی بود؟

00:37:22.333 --> 00:37:24.916
‫از برداشت من اون اصلاً خوش شانس نبود.

00:37:26.750 --> 00:37:28.083
‫از اینا برای چی استفاده می‌کنی؟

00:37:29.583 --> 00:37:30.833
‫گرفتن ناخن‌های انگشت پا.

00:37:32.916 --> 00:37:36.500
‫به نظر میرسه پسرش توی یه
‫قضیه خانگی، انگشتـش رو از دست داده.

00:37:37.750 --> 00:37:39.375
‫دنیای خطرناکی شده.

00:37:41.500 --> 00:37:44.791
‫یه زنه رو از روزنامۀ کوریرمیل
‫می‌شناسم که داشت توی این قضیه سرک می‌کشید.

00:37:50.375 --> 00:37:54.208
‫با رئیس صحبت می‌کنم، ببینـم می‌خواد
‫کسی رو خفه کنـه یا نه.

00:37:54.291 --> 00:37:57.750
‫ببین، خفه کردن صداها چیزی هست
‫که بیشتر از همه چی نگرانشـم.

00:37:58.625 --> 00:38:01.875
‫- به شدت پیشنهاد می‌کنم...
‫- تیم، بزار یچیزی رو روشن کنم

00:38:02.500 --> 00:38:04.875
‫فقط در صورتی می‌تونی چیزی رو
‫شدیداً به ما پیشنهاد بدی

00:38:04.958 --> 00:38:07.875
‫که بهمون پول بدی.

00:38:07.958 --> 00:38:09.791
‫من طرف شمام، ایوان.

00:38:09.875 --> 00:38:12.791
‫دارم سعی می‌کنم این قضیۀ
‫حمله کوسه رو بخوابونـم.

00:38:13.375 --> 00:38:15.625
‫خب در این صورت پس شاید باید
‫سرت توی کار خودت باشه.

00:38:15.708 --> 00:38:17.541
‫اون بچه‌ها رو از خیابون حذف کن.

00:38:17.625 --> 00:38:21.458
‫و همینطور جلوی این روزنامه نگار رو بگیری
‫که دماغـش رو هر جایی نکنـه.

00:38:21.541 --> 00:38:23.750
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- معلومه به اندازه کافی کار نمی‌کنی.

00:38:23.833 --> 00:38:25.583
‫فقط هیچ کار افراطی‌ای نکن، خب؟

00:38:25.666 --> 00:38:28.791
‫روزنامه نگاره می‌دونه که نباید خودش رو
‫قاطی کنـه و دارم مشکل پسرا رو هم حل می‌کنم.

00:38:28.875 --> 00:38:30.666
‫همین کار رو بکن.

00:38:32.125 --> 00:38:33.875
‫وگرنه خودم باید بجات انجامـش بدم.

00:38:59.833 --> 00:39:01.125
‫- مشکلی برات پیش نمیاد؟
‫- نه.

00:39:01.208 --> 00:39:03.375
‫رسیدن به خیر، پری کوچولو.
‫میشه یه آرزو بکنـم؟

00:39:08.083 --> 00:39:09.333
‫گاس و ایلای عزیز

00:39:10.291 --> 00:39:11.708
‫من دوست پیرتون اسلیم هستم.

00:39:12.416 --> 00:39:15.958
‫چندباری بهتون زنگ زدم، اما جواب ندادید

00:39:16.041 --> 00:39:18.208
‫پس فکر کنم سرتون شلوغـه.

00:39:22.291 --> 00:39:23.916
‫فقط می‌خواستم بگم که...

00:39:24.000 --> 00:39:26.708
‫فقط می‌خوام بگم که
‫خبر های بدی دارم.

00:39:28.000 --> 00:39:31.916
‫فقط می‌خواستم بگم که از این که دوریم متنفرم،
‫پس اگه دوست داشتی یه ماهیگیری...

00:39:43.000 --> 00:39:44.000
‫لعنتی.

00:39:47.458 --> 00:39:51.583
‫زودباش، بیا. می‌خوام ناهارت رو بدم.
‫بیا. زود.

00:40:02.500 --> 00:40:05.708
‫بابا، ما آماده‌ایم.
‫اتوبوس میره‌ها.

00:40:07.041 --> 00:40:08.791
‫ساعات ملاقات مامانـه.

00:40:12.333 --> 00:40:14.541
‫خیلی خب، ببینید پسرا...

00:40:17.541 --> 00:40:19.750
‫من نمی‌تونم.
‫شرمنده.

00:40:19.833 --> 00:40:22.416
‫یعنی چی بابا. تو قول دادی.
‫منطورت چیـه که نمی‌تونی؟

00:40:22.500 --> 00:40:26.333
‫آره، نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اون هنوز هم ازم متنفره

00:40:26.416 --> 00:40:29.666
‫و من رو مقصر اون تصادف میدونه، این...

00:40:29.750 --> 00:40:33.416
‫چیزی نیست، ما بهش توضیح می‌دیم.
‫همونطور که تو به خانم برکبک توضیح دادی.

00:40:33.500 --> 00:40:35.684
‫اصلاً خوب نیست. اون باور نمیکنـه رفیق.

00:40:35.708 --> 00:40:37.666
‫- نه.
‫- شلوارش رو بیار.

00:40:38.333 --> 00:40:39.333
‫خیلی خب. باشه.

00:40:39.375 --> 00:40:43.000
‫بابا، بدون تو اجازه نمیدن مامان رو ببینیم.
‫توام میای.

00:40:43.083 --> 00:40:45.416
‫آره ببین، شرمنده رفیق.
‫شرمنده‌ام.

00:40:45.500 --> 00:40:46.833
‫- بگیرش.
‫- نه. چی؟

00:40:46.916 --> 00:40:48.916
‫- بگیرش و شلوارش رو پاش کن.
‫- نه.

00:40:49.416 --> 00:40:52.500
‫- نگهش دار گاس! نگهش دار.
‫- آگورافوبیا! آگورافوبیا!

00:40:52.583 --> 00:40:54.416
‫- نه، نه، نه!
‫- آره.

00:40:54.500 --> 00:40:56.166
‫- آره.
‫ وای خدا.

00:40:56.250 --> 00:40:58.083
‫وای خدا.
‫وای خدا.

00:40:58.166 --> 00:40:59.000
‫آه...

00:40:59.083 --> 00:41:00.791
‫دیگه چی شده؟

00:41:01.375 --> 00:41:03.125
‫قلبـم.
‫جدی میگم.

00:41:03.791 --> 00:41:05.500
‫- نه. بسه.
‫- زنگ بزن آمبولانس.

00:41:05.583 --> 00:41:09.541
‫- قلبـت هیچیش نیست.
‫- هست. زنگ بزنید آمبولانس.

00:41:10.333 --> 00:41:11.375
‫شوخی نمی‌کنم.

00:41:12.583 --> 00:41:15.500
‫زنگ بزنید سه صفر.
‫زنگ بزنید سه صفر.

00:41:42.333 --> 00:41:43.833
‫خب برید عقب، ما هواش رو داریم.

00:41:45.750 --> 00:41:48.166
‫خیلی خب رابرت.
‫نفس بکش.

00:41:48.250 --> 00:41:51.875
‫سرت رو بگیر بالا. حالت خوب میشه.
‫می‌بریمـت که یه چک آپ ازت بگیریم.

00:41:53.000 --> 00:41:55.333
‫- قبلاً هم اینطوری شده؟
‫- همیشه اینطوری میشه رفیق.

00:41:55.916 --> 00:41:57.375
‫حمله اضطراب.

00:41:57.458 --> 00:42:00.666
‫یه نوار قلب و آزمایش خون ازش می‌گیریم.
‫تا عصر برمی‌گرده پیشتون.

00:42:03.250 --> 00:42:04.250
‫سلام جیم.

00:42:04.750 --> 00:42:05.750
‫هی راب.

00:42:15.750 --> 00:42:18.166
‫- هی.
‫- شرمنده فرانکی، اونا نمیان.

00:42:19.708 --> 00:42:22.892
‫- منظورت چیـه که نمیان؟
‫- یه مسئله پزشکی برای پدرشون پیش اومده.

00:42:22.916 --> 00:42:26.000
‫تا اینجا اومدن ولی بدون پدرشون
‫نمی‌تونن تو رو ببینن.

00:42:26.083 --> 00:42:27.291
‫نه، گور باباشون.

00:42:27.875 --> 00:42:30.250
‫هی! فرانکی، بیخیال.
‫الم شنگه به پا نکن.

00:42:30.333 --> 00:42:31.708
‫می‌خوام پسرهام رو ببینم.

00:42:31.791 --> 00:42:33.583
‫- می‌خوام پسرهام رو ببینم.
‫- فرانکی!

00:42:33.666 --> 00:42:36.306
‫فرانکی، اگه درست رفتار نکنی
‫حق ملاقات رو ازت می‌گیریم.

00:42:36.333 --> 00:42:38.291
‫اونوقت دیگه نمی‌تونی کسی رو
‫قبل از کریسمس ببینی.

00:42:38.375 --> 00:42:40.000
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

00:42:40.583 --> 00:42:42.500
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

00:42:43.083 --> 00:42:49.291
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

00:42:49.375 --> 00:42:51.375
‫مامان!

00:42:51.458 --> 00:42:52.458
‫مامان!

00:42:53.041 --> 00:42:54.375
‫مامان!

00:42:54.458 --> 00:42:55.458
‫مامان!

00:42:55.500 --> 00:42:56.500
‫مامان!

00:42:56.583 --> 00:43:00.208
‫هوی، شما دوتا. گمشید
‫وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس.

00:43:25.833 --> 00:43:26.833
‫هممم...

00:43:27.333 --> 00:43:28.208
‫بده ببینم.

00:44:21.666 --> 00:44:22.666
‫هی شلی.

00:44:23.250 --> 00:44:24.250
‫هی گاس.

00:44:24.708 --> 00:44:25.708
‫اوه.

00:44:26.166 --> 00:44:27.166
‫ممنون.

00:44:29.083 --> 00:44:30.250
‫مامانت چطوره؟

00:44:30.750 --> 00:44:34.208
‫هنوز نمی‌دونم. پدرمون نبردمون
‫که ببینیمـش.

00:44:36.166 --> 00:44:38.541
‫از مامانـت خوشم میاد.
‫از طرف من بغلـش کن.

00:44:39.666 --> 00:44:42.541
‫فکر نمی‌کنم اجازه بدن توی
‫ملاقات زندان کسی رو بغل کنی.

00:44:42.625 --> 00:44:45.166
‫خب کسی که عصا داره رو هم
‫نمیشه بغل کرد، پس...

00:44:45.666 --> 00:44:47.083
‫درمان چطوری پیش میره؟

00:44:53.666 --> 00:44:54.833
‫درمانی نداره.

00:44:54.916 --> 00:44:56.291
‫تحلیل و فساد عضلانی.

00:44:57.500 --> 00:44:58.500
‫بدترین نوعش.

00:44:59.208 --> 00:45:01.541
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی
‫این هست که شاهد بدتر شدنش باشی.

00:45:04.375 --> 00:45:06.916
‫بعد از یه مدت انقد ضعیفـت می‌کنـه
‫که نمی‌تونی از عصا استفاده کنی

00:45:07.000 --> 00:45:10.708
‫و بعدش میرم روی ویلچر، تا انقد
‫ضعیف بشم که نتونم نفس بکشم.

00:45:19.000 --> 00:45:20.583
‫اما معجزه هنوز هم اتفاق میوفته.

00:45:21.458 --> 00:45:22.541
‫تو دوباره داری حرف می‌زنی.

00:45:23.375 --> 00:45:24.458
‫گور بابای معجزه‌ها.

00:45:26.291 --> 00:45:27.458
‫بهم بگو چطوری می‌تونم کمکـت کنم.

00:45:33.208 --> 00:45:34.291
‫یه برگر می‌خوای؟

00:45:34.375 --> 00:45:36.000
‫هرچی باشه خوبـه.

00:46:10.375 --> 00:46:12.333
‫آره، گیل هستی؟

00:46:13.083 --> 00:46:15.458
.می‌خوام اسلیم هالیدی رو ببینم

00:46:16.291 --> 00:46:17.291
‫ایلای.

00:46:18.208 --> 00:46:19.416
‫یکی از دوستاش هستم.

00:46:20.375 --> 00:46:22.500
‫فقط چندتا نصیحت نیاز دارم.

00:46:50.083 --> 00:46:51.291
‫چیزی هم گرفتی؟

00:46:54.666 --> 00:46:56.000
‫چندتا کوچیک.

00:46:57.833 --> 00:46:58.958
‫داری از مدرسه برمی‌گردی؟

00:47:04.708 --> 00:47:05.625
‫اره.

00:47:07.000 --> 00:47:08.208
‫پلیس‌ها مجبورمون کردن که بریم مدرسه.

00:47:08.916 --> 00:47:12.541
‫- خوبـه. مامانتون رو دیدید؟
‫- حتی جواب نامه‌هامون رو هم نمیده.

00:47:14.000 --> 00:47:15.916
‫- شاید خجالت می‌کشه.
‫- از چی؟

00:47:16.000 --> 00:47:17.333
‫اون که کار اشتباهی نکرده.

00:47:17.416 --> 00:47:20.208
‫اره خب، اما زن‌ها گاهی
‫موجودات عجیبی هستند.

00:47:20.291 --> 00:47:22.833
‫فکر می‌کنم زندانبان‌ها نمی‌خوام
‫ما باهاش صحبت کنیم

00:47:22.916 --> 00:47:25.500
‫چون ممکنه موافقت کنیم که راز
‫لایل و ایوان کرول رو فاش کنیم.

00:47:25.583 --> 00:47:27.333
‫من مطمئنـم که دلـش براتون تنگ شده رفیق،
‫اما...

00:47:28.250 --> 00:47:31.083
‫اون می‌خواد که شما دوتا همه چی رو فراموش کنید

00:47:31.166 --> 00:47:32.541
‫و برید سراغ زندگی خودتون.

00:47:32.625 --> 00:47:34.375
‫کریسمس براش پودینگ کشمش بفرستید.

00:47:34.458 --> 00:47:38.166
‫نمی‌رسه به دستش. جلوی چیزایی
‫که براش می‌فرستیم رو می‌گیرن

00:47:38.250 --> 00:47:39.500
‫آره، گاهی از این کارا می‌کنن.

00:47:39.583 --> 00:47:43.791
‫بجز این روش، راه های دیگه‌ای هم هست
‫که چیزی براش بفرستید.

00:47:43.875 --> 00:47:44.875
‫چی مثلاً؟

00:47:45.708 --> 00:47:46.708
‫یک لحظه صبر کن.

00:47:48.250 --> 00:47:49.166
‫ماهی گرفتی؟

00:47:49.250 --> 00:47:50.083
‫فقط گاز زدن.

00:47:50.166 --> 00:47:52.666
‫خب چه راه‌های دیگه‌ای؟

00:47:52.750 --> 00:47:54.541
‫خب، من یکی رو می‌شناسم.

00:47:54.625 --> 00:47:55.875
‫جرج مسومی.

00:47:57.333 --> 00:48:00.833
‫دوازده سال هست که داره برای
‫بوگو روود میوه می‌فرسته.

00:48:00.916 --> 00:48:01.916
‫نگهبان‌ها می‌شناسنـش

00:48:02.875 --> 00:48:05.583
‫و قبول کردن که کاری با
‫جعبه‌هایی که میوه نیستن نداشته باشن.

00:48:05.666 --> 00:48:07.250
‫چی قاچاق می‌کنـه؟

00:48:07.333 --> 00:48:09.625
‫هرچی بخوای. سیگار.
‫لباس زیر سکسی.

00:48:10.666 --> 00:48:12.791
‫آخه لباس زیر سکسی توی زندان به چه دردی می‌خوره؟

00:48:14.416 --> 00:48:16.666
‫این هم یکی دیگه از راز‌های زندگیـه.

00:48:16.750 --> 00:48:21.333
‫خب پس اگه بخوام یه بسته به دست مامان برسونـم

00:48:21.416 --> 00:48:24.333
‫فقط باید به جرج پول بدم.

00:48:24.416 --> 00:48:26.708
‫نه، لازم نیست بهش پول بدی.
‫سر قضیه محکومیت طولانی برادرش

00:48:26.791 --> 00:48:29.041
‫بهش کمک کردم، پس بهم مدیونـه.

00:48:30.083 --> 00:48:32.958
‫- چی می‌خوای براش بفرستی؟
‫- ابزار فرار.

00:48:33.041 --> 00:48:35.750
‫بیدار شو ایلای. اگه با اونا گیر بیوفته
‫محکومیتـش رو دو برابر می‌کنن.

00:48:35.833 --> 00:48:36.833
‫اما محکومیت تو رو که زیاد نکردن.

00:48:36.875 --> 00:48:39.375
‫آره، اما من چیزی برای باختن نداشتم.
‫من حبس ابد داشتم.

00:48:39.458 --> 00:48:42.375
‫- اون چهارتا کریسمس دیگه میاد بیرون.
‫- چهار سال کم نیست، اسلیم.

00:48:43.958 --> 00:48:45.125
‫اون موقع من 17 سال دارم.

00:48:50.375 --> 00:48:52.916
‫شرمنده. فقط خیلی دلـم
‫براش تنگ شده. می‌دونی؟

00:48:54.375 --> 00:48:56.041
‫الان هیچ بزرگتری ندارم.

00:48:56.875 --> 00:48:58.791
‫فقط تو و رابرت هستید.

00:48:59.375 --> 00:49:02.958
‫آره می‌دونم، اما روی هم رفته
‫چهارسال هیچی نیست.

00:49:03.625 --> 00:49:06.416
‫تازه برای رفتار خوب هم تخفیف می‌خوره.

00:49:07.666 --> 00:49:09.750
‫فقط تمرکز کن روی درس.
‫کاری کن بهت افتخار کنـه.

00:49:09.833 --> 00:49:12.666
‫وایسا.

00:49:14.083 --> 00:49:15.458
‫یکی دیگه گرفتی؟

00:49:15.541 --> 00:49:17.083
‫آره، یه ماهی سرخو حرا هست.

00:49:17.166 --> 00:49:19.458
‫حتماً ده کیلویی هست.

00:49:19.541 --> 00:49:21.625
‫از وقتی اومدم اینجا دنبالـشم.

00:49:21.708 --> 00:49:22.958
‫بی ناموس خیلی باهوشـه.

00:49:23.041 --> 00:49:26.166
‫خیلی زشت میشه اگه قبل از اون بمیرم.

00:49:27.250 --> 00:49:29.833
‫فکر می‌کنم هنوز یه چندسالی
‫وقت داری اسلیم.

00:49:30.875 --> 00:49:31.875
‫نه راستش.

00:49:33.125 --> 00:49:35.291
‫سرطان ریـه.
‫مرحله چهارمـش.

00:49:37.875 --> 00:49:39.125
‫چندتا مرحله داره؟

00:49:41.666 --> 00:49:42.666
‫چهارتا.

00:49:44.000 --> 00:49:47.125
‫خب چقدر دیگه وقت داری؟

00:49:50.291 --> 00:49:51.750
‫چند ماهی.

00:49:53.583 --> 00:49:55.083
‫چند ماهی؟

00:49:55.166 --> 00:49:57.083
‫نه، نه، اسلیم. اسلیم.
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

00:49:57.166 --> 00:49:58.851
‫می‌خواستم برات یه نامه بنویسم، اما...

00:49:58.875 --> 00:50:01.541
‫اما خیلی توی این کار ماهر نیستم.

00:50:04.833 --> 00:50:06.833
‫خواهش می‌کنم بگو تحت درمانی.

00:50:08.041 --> 00:50:10.333
‫من اون داروی‌های کوفتی رو نمی‌خورم.
‫راه های بهتری هم برای مردن هست.

00:50:10.416 --> 00:50:14.541
‫اما تو نمی‌تونی بمیری اسلیم.
‫تو الان دیگه تنها پدری هستی که داریم.

00:50:14.625 --> 00:50:15.708
‫رابرت پدر شماست.

00:50:16.333 --> 00:50:17.416
‫و اگه بخوام صادق باشم

00:50:18.041 --> 00:50:20.333
‫احتمالاً تا جایی که می‌تونستم
‫بهتون یاد دادم.

00:50:20.416 --> 00:50:22.291
‫باید تحت درمان قرار بگیری، اسلیم.

00:50:25.166 --> 00:50:26.708
‫من نیاز دارم که تو زنده بمونی.

00:50:27.625 --> 00:50:28.625
‫خواهش می‌کنم.

00:50:29.208 --> 00:50:33.083
‫بر لوح نشانِ بودنی‌ها بوده‌است

00:50:34.250 --> 00:50:36.791
‫پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده‌است؛

00:50:37.750 --> 00:50:40.250
‫در روز ازل هر آن‌چه بایست بداد،

00:50:41.000 --> 00:50:43.625
‫غم خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده است.

00:50:44.625 --> 00:50:47.958
‫رباعیات عمر خیام.
‫بهترین شعریه که نوشته شده.

00:50:52.083 --> 00:50:53.791
‫چوب رو بکش!
‫چوب رو بکش!

00:50:53.875 --> 00:50:55.250
‫یه ماهی کوفتیـه!

00:50:55.333 --> 00:50:56.750
‫بکش!
‫چوب رو بکش!

00:50:57.625 --> 00:51:00.166
‫- آره. بکش بیرون. بکشش بیرون!
‫- یه کوسه ست؟

00:51:00.250 --> 00:51:03.416
‫نه، این همون ماهی گنده ست که گفتم.
‫حرومی رو بکش بیرون!

00:51:03.500 --> 00:51:05.416
‫زود باش، بگیرش.
‫زود باش.

00:51:05.500 --> 00:51:07.666
‫زودباش. یکم سیم رو باز کن.
‫سیم رو باز کن.

00:51:07.750 --> 00:51:11.041
‫بزار یکم بازی کنـه.
‫می‌دونی، کاری کن که مبارزه کنـه!

00:51:12.666 --> 00:51:13.583
‫قرقره رو ببند!

00:51:13.666 --> 00:51:15.833
‫قرقره رو ببند... قرقره...!

00:51:15.916 --> 00:51:18.625
‫لعنت! بزار...
‫ولـش نکن، فقط..

00:51:20.875 --> 00:51:23.583
‫وای خدای من! وای خدای من!
‫گرفتیمش، داره میاد.

00:51:27.375 --> 00:51:29.500
‫نه، نکن.
‫زود باش.

00:51:30.375 --> 00:51:32.125
‫وای خدای من.

00:51:32.708 --> 00:51:35.958
‫اسلیم، گرفتمـش!
‫اسلیم، گرفتمـش! گرفتمـش!

00:51:36.041 --> 00:51:37.333
‫سیم رو بکش، اسلیم.

00:51:43.875 --> 00:51:45.041
‫اسلیم، خواهش می‌کنم.

00:51:45.125 --> 00:51:46.416
‫باهام حرف بزن اسلیم.

00:51:47.500 --> 00:51:49.500
‫خواهش می‌کنم اسلیم.

00:51:50.375 --> 00:51:52.291
‫بیدارشو اسلیم.
‫خواهش می‌کنم.

00:51:53.500 --> 00:51:54.750
‫کمک!

00:51:56.500 --> 00:51:57.500
‫کمک!

00:51:57.958 --> 00:52:00.333
‫کمک، خواهش می‌کنم!

00:52:01.375 --> 00:52:02.416
‫کمک!

00:52:10.375 --> 00:52:17.375
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.