﻿WEBVTT

00:00:05.009 --> 00:00:08.009
« قسمت شانزدهم »

00:00:08.033 --> 00:00:28.033
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:46.849 --> 00:00:50.509
چرا داري اينطوري ميکني ؟
! داري چيکار ميکني ؟ . . وِلم کن

00:01:02.019 --> 00:01:04.649
. همونطور که انتظارشو داشتم ، خودت بودي عوضي

00:01:08.399 --> 00:01:10.239
، از ديدنت خوشحال شدم

00:01:10.989 --> 00:01:13.669
. " ماسک عروس "

00:01:17.819 --> 00:01:22.419
خودتي ، خودتي . . درسته ؟
. خودت "ماسک عروس"ـي ، مرتيکه يِ حرومزاده

00:01:22.419 --> 00:01:24.579
، " شونجي "

00:01:24.579 --> 00:01:25.869
. کافيه ديگه ، تفنگتو بذار زمين

00:01:25.869 --> 00:01:28.189
. فکرشم نکن بخواي بهم کلک بزني

00:01:28.189 --> 00:01:31.479
فقط بخاطر اينکه نگران " موک دان " بودم
. اومدم اينجا

00:01:35.759 --> 00:01:37.639
لي کانگ تو " ؟ "

00:01:37.639 --> 00:01:40.829
داري ميگي " ساتو هيروشي " نگرانِ
موک دان"ـه ؟"

00:01:41.339 --> 00:01:42.759
. درسته

00:01:42.759 --> 00:01:45.789
، نميتونستم تحمل کنم
اگه " موک دان " ـو ميکُشتي ، چي ؟

00:01:45.789 --> 00:01:50.349
، با اينکه ميدونستم تو اينجا منتظرش هستي

00:01:50.639 --> 00:01:52.629
، ميخواستم هرطور شده

00:01:52.629 --> 00:01:54.469
. موک دان"ـو از دستت نجات بدم"

00:01:54.469 --> 00:01:56.049
! بخاطرِ اينکه تو "ماسک عروس"ـي

00:01:56.049 --> 00:01:57.689
! اينا يه مُشت حرفايِ چِرته

00:01:58.189 --> 00:02:00.139
. . من

00:02:01.339 --> 00:02:04.219
. عاشقِ اين زن هستم . .

00:02:07.979 --> 00:02:09.149
چي ؟

00:02:09.149 --> 00:02:11.539
چي گفتي !؟

00:02:16.549 --> 00:02:19.139
. دوباره بگو

00:02:19.619 --> 00:02:21.719
. . من

00:02:25.059 --> 00:02:27.599
! لعنتي

00:02:28.329 --> 00:02:30.429
. . عاشقِ . .

00:02:30.989 --> 00:02:33.589
! اين زنَم . .

00:02:42.199 --> 00:02:44.499
! " گويسو "

00:02:44.879 --> 00:02:46.289
! بله

00:02:47.119 --> 00:02:50.369
، فورا "لي کانگ تو"ـرو بگيريد
! فورا

00:02:50.369 --> 00:02:51.799
! چشم

00:02:53.829 --> 00:02:55.239
. برو کنار

00:02:55.239 --> 00:02:58.039
. خودم ميام

00:02:58.909 --> 00:03:01.179
! " گويسو "

00:03:01.179 --> 00:03:03.049
، " سرپرست " کيمورا

00:03:03.049 --> 00:03:09.579
عاشقِ يه زن بودن جزئه هيچکدوم
. از تخلفاتِ قانوني حساب نميشه

00:03:11.169 --> 00:03:12.519
چي ؟

00:03:12.519 --> 00:03:15.099
. خودم از اينجا ميرم بيرون

00:03:15.099 --> 00:03:17.759
. به خواسته يِ خودم ميام اونجا

00:03:23.849 --> 00:03:25.909
. بکِش کنار

00:03:25.909 --> 00:03:28.799
نميري کنار ؟

00:03:57.789 --> 00:04:00.299
. ببرشون

00:04:11.789 --> 00:04:14.119
« ماسک عروس »

00:04:17.199 --> 00:04:18.919
! حرکت کن

00:04:21.439 --> 00:04:22.979
ديوونه شدي ؟

00:04:22.979 --> 00:04:25.329
. حرومزاده يِ "چوسان"ـي

00:04:27.069 --> 00:04:31.079
فکرکرده بودي ميتوني تا آخرش راحت کارِتو
بکني ، آره ؟ . . تا آخرش ؟

00:05:03.349 --> 00:05:04.849
چي ؟

00:05:04.949 --> 00:05:06.949
لي کانگ تو " ؟ "

00:05:11.589 --> 00:05:13.529
لي کانگ تو " ؟ "

00:05:13.529 --> 00:05:16.199
لي کانگ تو "ـرو گرفتن ؟ "

00:05:18.629 --> 00:05:22.519
اونم درحاليکه اون تله رو
براي " ماسک عروس " گذاشته بودن ؟

00:05:27.669 --> 00:05:30.899
براي چي " لي کانگ تو " بايد ميخواسته
اونجا بره ؟

00:05:30.899 --> 00:05:32.889
. . اينو هنوز نميدونم

00:05:32.889 --> 00:05:36.499
. معلومه ديگه ، بخاطرِ اون هرزه رفته

00:05:48.719 --> 00:05:51.479
چون پيش خودش فکرکرده
. اون ممکنه صدمه ببينه

00:05:51.479 --> 00:05:54.819
، براي نجاتِ جونِ اون هرزه

00:05:54.819 --> 00:05:58.369
. خودشو تويِ خطر انداخته

00:06:01.409 --> 00:06:05.149
! مرتيکه يِ احمق ، نادون و بي کله

00:06:06.919 --> 00:06:09.069
« ، بعد از اينکه خودشو به همچين مقام بالايي رسونده »

00:06:09.069 --> 00:06:13.699
، تو دنيايي که با مردم " چوسان " مثل آشغال رفتار ميشه
. . بعد از اينکه خودشو به بالا کِشونده

00:06:13.699 --> 00:06:16.319
« اونوقت حاضر شده خودشو دودستي نابود کنه ؟ . .

00:06:19.889 --> 00:06:22.659
مگه اون زنيکه يِ هرزه چه
ارزشي داره ؟

00:06:48.439 --> 00:06:50.529
، " اوئنو ري " »

00:06:50.639 --> 00:06:52.959
« چرا اينطوري شدي ؟

00:06:52.959 --> 00:06:56.239
، بعد از سختي هايي که کِشيدي تا به اينجا برسي »

00:07:04.669 --> 00:07:10.179
بايد توانِ اينو داشته باشي که
« . اون "لي کانگ تو"ـيِ بي خاصيتو به راحتي بکُشي

00:07:31.529 --> 00:07:33.539
. . من »

00:07:35.069 --> 00:07:37.429
! لعنتي

00:07:38.359 --> 00:07:40.559
. . عاشقِ . .

00:07:40.979 --> 00:07:42.929
« . اين زن هستم . .

00:07:43.349 --> 00:07:45.689
، مگه عاشقِ يه زن بودن »

00:07:45.689 --> 00:07:49.799
« يکي از تخلفاتِ قانوني به حساب مياد ؟

00:07:52.049 --> 00:07:54.229
« . امکان نداره »

00:07:54.229 --> 00:07:58.409
مگه اون عوضي فکرکرده چيا درباره يِ من ميدونه ؟ »
« عاشقمه ؟

00:08:01.279 --> 00:08:06.469
خودتي ، تويي . . درسته ؟ »
« . تو همون "ماسک عروس"ـي . . مرتيکه يِ حرومزاده

00:08:07.179 --> 00:08:09.619
« . امکان نداره »

00:08:09.619 --> 00:08:13.779
« يعني ، " لي کانگ تو " همون "ماسک عروس"ـه ؟ »

00:08:13.779 --> 00:08:17.619
اون ؟ همون آدمي که تو جاده يِ جهنمِ و »
« خونِ جنگنده هايِ آزادي خواه رو ميخوره ؟

00:08:19.039 --> 00:08:22.119
« براي چي " شونجي " همچين حرفيو زد ؟ »

00:08:57.869 --> 00:09:02.149
فکرکردي حالا که رئيسمونو از
اينجا انداختن بيرون ، حالا اينجا خونه يِ خاله اته ؟

00:09:02.149 --> 00:09:04.729
! حرومزاده يِ ديوونه

00:09:06.859 --> 00:09:11.849
چطور جرأت کردي بري طرفِ هرزه اي که
سرپرست " کيمورا " ميخواست گيرِش بندازه ؟

00:09:25.389 --> 00:09:28.069
داري چيکار ميکني ؟
اونم قبل از شروعِ بازجويي ؟

00:09:37.539 --> 00:09:39.549
. بذاريدش رويِ صندلي

00:09:39.859 --> 00:09:41.519
. بله

00:09:51.839 --> 00:09:54.049
. هردوتون بريد بيرون

00:09:54.049 --> 00:09:55.969
. بله ، قربان

00:10:44.789 --> 00:10:46.969
از کِي ؟

00:10:49.459 --> 00:10:53.569
. تو حتي به " موک دان " شليک هم کرده بودي

00:10:54.539 --> 00:10:57.169
چطور همچين آدمي مثلِ تو ميتونه
عاشقِ " موک دان " باشه ؟

00:10:58.879 --> 00:11:00.609
، درسته

00:11:01.379 --> 00:11:04.469
. حتي به سينه يِ اون دختر هم شليک کرده بودم

00:11:06.249 --> 00:11:09.459
بخاطرِ اين که اون موقع ديوونه يِ
. گرفتنِ " ماسک عروس " بودم

00:11:11.799 --> 00:11:15.259
ماسک " برام مثلِ موشي بود که "
، درسراسر شهر هِي ازم فرار ميکرد

00:11:15.259 --> 00:11:17.749
، هميشه ، هروقت که فکرميکردم اينبار ديگه گيرآوردم

00:11:17.749 --> 00:11:21.399
همه اش درست جلويِ چشمام
. دوباره و دوباره از دستم فرار ميکرد

00:11:22.969 --> 00:11:26.319
، به همين خاطرم يه حشره رو گرفتم
. . دست و پاشو بستم

00:11:26.319 --> 00:11:29.659
. و با يه مرگِ موش ، منتظرش موندم . .

00:11:35.129 --> 00:11:37.589
. . اما ، گذشته يِ از همه يِ اينا

00:11:39.019 --> 00:11:41.339
خودتم اينو ميدونستي ، نه ؟ . .

00:11:41.339 --> 00:11:44.809
. اينکه چقدر ميخواستم اون "ماسک"ـو گير بندازم

00:11:47.009 --> 00:11:49.559
. . درسته

00:11:49.559 --> 00:11:52.479
. به سينه يِ اون دختر شليک کرده بودم . .

00:11:53.829 --> 00:11:56.439
، به خودم ميگفتم : " اگه اون اينطوري بميره

00:11:56.439 --> 00:11:58.739
" ديگه چطوري ميتونم اون عوضيو گيربندازم ؟

00:11:58.739 --> 00:12:02.769
حتي اونوقتي هم که دوون دوون با زني تو بغلم که
، از شليک خونريزي داشت ، به سمت بيمارستان ميرفتم

00:12:04.159 --> 00:12:06.649
. فقط به همين يه چيز فکرميکردم

00:12:09.189 --> 00:12:12.139
. . بايد اين هرزه رو نجات بدم

00:12:12.839 --> 00:12:15.429
. تا بتونم "ماسک عروس"ـو بگيرم . .

00:12:15.429 --> 00:12:18.329
. . تنها چيزي که ميتونستم بهش فکرکنم همين بود

00:12:20.829 --> 00:12:24.669
اما ، وقتي اون هرزه که درحالِ . .
، دست و پنجه نرم کردن بينِ مرگ و زندگي بود ، بهوش امد

00:12:27.269 --> 00:12:30.099
. خوشحال تر از اون موقع نميتونستم باشم

00:12:32.669 --> 00:12:36.419
حتي اگرم بهم فحش ميداد و منو " سگ ژاپني ها " و
. . ژاپنيِ حرومزاده " و "

00:12:36.889 --> 00:12:40.209
، " آدمخوري که جنگنده هايِ آزادي خواه رو ميخوره " . .
. . صدا ميکرد

00:12:42.809 --> 00:12:47.149
، با دونستنِ اين حقيقت که اون به هوش اومده بود . .
. . اينکه اون زنده مونده بود

00:12:49.559 --> 00:12:52.669
. نميتونستم خوشحال تر از اون لحظه باشم . .

00:13:00.379 --> 00:13:02.109
. به خودم گفتم که نميتونم اينکارو بکنم

00:13:02.109 --> 00:13:04.589
. نبايد اينکارو بکنم

00:13:04.589 --> 00:13:07.189
. اون دخترِ "دام ساري"ـه

00:13:07.189 --> 00:13:10.349
. اون زنيِ که دوستم " شونجي " بهش علاقمنده

00:13:12.779 --> 00:13:15.989
! نبايد اينکارو بکنم . . نبايد ، نبايد

00:13:16.469 --> 00:13:19.939
. . نبايد ، نبايد ، اما

00:13:25.409 --> 00:13:28.459
. . لي کانگ تو " ، منِ عوضي "

00:13:29.749 --> 00:13:32.939
. " نميتونستم به اين حرفا گوش کنم ، " شونجي . .

00:13:34.869 --> 00:13:37.879
، ميدونم هنوزم عاشقِ اون هستي

00:13:38.559 --> 00:13:41.809
و همينطورم ميدونم که
، چقدر دلت ميخواد "ماسک عروس"ـو بگيري

00:13:43.469 --> 00:13:45.239
. . به همين خاطرِ که

00:13:46.599 --> 00:13:49.869
. . ميترسيدم که نکنه . .

00:13:50.539 --> 00:13:53.649
، تو هم مثلِ من اون دخترو تويِ خطر بندازي . .
. به همين خاطر بود که نميتونستم جلويِ خودمو بگيرم

00:13:55.199 --> 00:13:58.499
. نميتونستم به اونجا نرم

00:14:38.869 --> 00:14:42.339
« کيمورا شونجي " ، عقلتو از دست دادي ؟ " »

00:14:42.339 --> 00:14:45.019
چطور به فکرت رسيده بود که »
« کانگ تو " همون "ماسک عروس"ـه ؟ "

00:14:45.019 --> 00:14:49.859
، مهم نيست چقدر ديوونه ايِ گرفتنِ " ماسک " باشي »
« اما ، چطور تونستي ؟

00:15:10.119 --> 00:15:13.349
، اِي واي
خوش اومديد ، ميخوايد شب رو همينجا بمونيد ؟

00:15:15.459 --> 00:15:17.299
! نه . . مهمون

00:15:39.359 --> 00:15:40.169
. صبر کنيد

00:15:40.169 --> 00:15:42.039
. سلام

00:17:18.199 --> 00:17:19.969
. منتظرتون بودم

00:17:19.969 --> 00:17:24.499
، رئيس " جو " ، سردسته يِ سيرکِ شرقي

00:17:24.499 --> 00:17:26.649
. اومدم مجازاتت کنم

00:17:26.649 --> 00:17:31.039
فکرنکنم رفيق " جوک پا " فقط
. به مجازات کردنِ من کفايت کنه

00:17:31.039 --> 00:17:35.429
تو . . " موک دان " ، همون کسي که
، اونو مثلِ دختر خودت ميدونستي ، به پليسايِ ژاپني فروختي

00:17:35.429 --> 00:17:38.759
. و راهِ برگشتِ مارو هم خراب کردي

00:17:38.759 --> 00:17:43.599
جو دانگ جوو " ، فردِ متهم . . محکوم به مرگ ميشه تا "
. . مثالي برايِ

00:17:43.599 --> 00:17:46.529
. قوانينِ کشوري و وطنمون باشه . .

00:17:47.919 --> 00:17:51.959
. هيچ کلمه اي نميتونه کارهايِ منو توجيه کنه

00:18:06.989 --> 00:18:10.989
. با اين پول ميتونيد خرجِ سفرتونو بديد

00:18:14.109 --> 00:18:19.349
اين آخرين باريِ که
. ميتونم به شما رفقا پولي رو بدم

00:18:23.419 --> 00:18:26.659
. حالا آماده ام

00:18:28.979 --> 00:18:31.269
دليلش چي بود ؟

00:18:31.269 --> 00:18:34.159
ازم ميخواي بهانه هايِ اندوهبار بيارم ؟

00:18:36.139 --> 00:18:38.199
. تمومش کن

00:18:38.839 --> 00:18:40.939
، پس

00:18:41.819 --> 00:18:44.489
. . فرض ميکنم که هيچ اعتراضي

00:18:44.949 --> 00:18:48.039
. نسبت به محکوميتِ مرگِت نداري . .

00:19:05.449 --> 00:19:07.229
. اِي واي ، چقدر شماها سخت کوشيد

00:19:07.229 --> 00:19:12.489
، ميخوام اين غذارو با رئيس " جو " اونجا تقسيم کنم
. فقط هرکدوم يه گاز ميزنيم و بعدش ميام بيرون

00:19:15.489 --> 00:19:18.429
حالا چرا اينقدر شديد اينجارو
داريد نگهباني ميديد ؟

00:19:18.429 --> 00:19:20.539
، خداي من

00:19:20.539 --> 00:19:23.319
. بخشِ سفيدِ چشمات زرد شده

00:19:26.109 --> 00:19:29.199
. اِي واي ، رنگش عوض شده

00:20:05.709 --> 00:20:07.119
، هِي

00:20:07.119 --> 00:20:08.589
! صبر کنيد

00:20:16.029 --> 00:20:18.179
. حالا ميتوني بري

00:20:45.029 --> 00:20:49.119
چندبار به اين موضوع فکرکردم ، اما . . ديگه نميتونستم »
« . اين موضوعو پيش خودم نگه دارم و بنظرم چيزِ عجيبيه

00:20:50.989 --> 00:20:55.539
، صبحِ روزِ مراسم جشن اتحاد »
. . ستوان " ساتو " از مرکز پليس " جونگرو " بهم زنگ زد

00:20:55.539 --> 00:20:57.899
و ازم ميخواست فورا جزئياتِ ارتباط با . .
« . چوي تائه گون " رو بهش بدم "

00:21:16.109 --> 00:21:18.379
کناکو " ، منشي دفتر فرمانداري "
، درست بعد از اينکه "دام ساري"ـو گرفتيم

00:21:18.379 --> 00:21:21.749
. بهم زنگ زده بود

00:21:21.749 --> 00:21:24.269
ميگفت که صبح روز مراسم اتحاد تو بهش
، زنگ زده بودي

00:21:24.269 --> 00:21:28.229
خواسته بودي فورا جزئياتِ تماس با
. چوي تائه گون"ـو بهت بده"

00:21:28.699 --> 00:21:30.759
، چون اسمش برام آشنا نبود

00:21:31.259 --> 00:21:34.569
فقط ميخواستم با زنگ زدن بهش
. هويتش رو تاييد کنم

00:21:34.569 --> 00:21:37.529
! که اسمِ نا آشنا بود ؟ . . آره

00:21:37.529 --> 00:21:39.779
. . اون درست جلويِ روت بود

00:21:39.779 --> 00:21:41.909
، و با اينکه کارِ تاييد هويت ها با تو بود . .

00:21:41.909 --> 00:21:43.729
. . تو

00:21:43.729 --> 00:21:46.559
. . وقتي داشتم نزديک " دام ساري " ميرفتم . .

00:21:46.559 --> 00:21:50.999
، گفته بودي که هيچ خبري نيست . .
. انگار که داشتي از " دام ساري " محافظت ميکردي

00:21:50.999 --> 00:21:54.189
احتمالا بخاطرِ اينکه اون موقع بهم
. مشکوک بودي ، اينطور بنظرت رسيده

00:21:54.189 --> 00:21:57.209
گفته بودي به هرشکلي که اونا خودشون دربيارن ، نميتونن
. تورو فريب بدن

00:21:57.209 --> 00:22:01.349
. دام ساري " . . مثلِ يه برده زندگي ميکرده "

00:22:01.349 --> 00:22:04.399
اون کسيِ که هيچ هويتي نداره که
. به اسمِ " دام ساري " باشه

00:22:04.399 --> 00:22:07.989
براي چي بايد به فکرم ميرسيد از اون تيپ آدمايي
باشه که دور و برِ کُنت " لي سي يونگ " ميگردن ؟

00:22:07.989 --> 00:22:09.359
. باشه

00:22:09.359 --> 00:22:11.409
. حالا ميگيم اينطوري بوده

00:22:11.889 --> 00:22:16.669
ميگيم حتي فکرشم نميکردي که " دام ساري " خودشو
. تبديل به رئيس " چوي تائه گون " کرده بوده

00:22:16.669 --> 00:22:19.489
بگو . . از کجا اسمِ " بوون يي " رو
ميشناسي ؟

00:22:21.929 --> 00:22:25.499
! ازت پرسيدم از کجا اسمِ "بوون يي"ـرو بلدي

00:22:26.379 --> 00:22:28.449
. . تو

00:22:28.799 --> 00:22:31.699
. . از کجا ميدونستي که . .

00:22:32.279 --> 00:22:35.129
من اسمِ "بوون يي"ـرو بلدم ؟ . .

00:22:38.839 --> 00:22:40.729
. . ببينم ، نکنه

00:22:41.239 --> 00:22:47.239
حرف هاي من با " دام ساري " رو که . .
ميگفتم بايد "بوون يي"ـرو نجات بديم ، شنيدي ؟

00:22:52.989 --> 00:22:56.989
به همين خاطر بود که
فکرميکردي من "ماسک عروسَ"ـم ؟

00:22:57.359 --> 00:23:00.509
. . براي اينکه منو زيرِ ذره بين بياري

00:23:00.509 --> 00:23:04.409
اين نمايشِ مسخره رو راه انداختي ؟ . .

00:23:08.629 --> 00:23:10.769
! " گويسو "

00:23:11.149 --> 00:23:12.949
! بله

00:23:12.949 --> 00:23:14.699
! . . اين

00:23:15.329 --> 00:23:17.659
. اين دستبندهارو باز کن

00:23:19.609 --> 00:23:20.919
مگه نشنيدي چي گفتم ؟

00:23:20.919 --> 00:23:23.879
، تا زماني که اينو ثابت کنيم
. امکان نداره بتوني از اينجا بري

00:23:24.909 --> 00:23:26.639
ثابت کني ؟

00:23:27.409 --> 00:23:29.399
، " کيمورا شونجي "

00:23:30.279 --> 00:23:33.059
واقعا داري مُختو از دست ميدي ؟

00:23:33.859 --> 00:23:35.539
چي گفتي ؟

00:23:35.539 --> 00:23:37.769
ميخواي دوباره با دهنِ خودم اينو بگم ؟

00:23:38.539 --> 00:23:41.069
. من کسيَم که "دام ساري"ـو گرفته بودم

00:23:41.529 --> 00:23:46.249
! من بودم که تمام رابط هايِ "دام ساري"ـو گرفته بودم

00:23:47.589 --> 00:23:51.609
اونوقت فکرکردي با وجود همه ي اين چيزا
اسمِ قبليِ دخترِ "دام ساري"ـو بلد نيستم ؟

00:23:53.559 --> 00:23:55.639
. خيلي خب

00:23:55.639 --> 00:23:58.769
، همونطور که گفتي
. . بذار بگيم من طرفِ " دام ساري " هستم

00:23:59.369 --> 00:24:01.759
. . اونوقت ، بنظرت براي چي بايد به آدمي که . .

00:24:01.759 --> 00:24:05.529
طرفِ خودش هستم بگم که . .
بايد "بوون يي"ـرو نجات بدم و ملتمسانه ازش جواب بخوام ؟

00:24:06.889 --> 00:24:09.879
ميخواي مدرکِ بهتري برات بيارم ؟

00:24:09.879 --> 00:24:14.549
اون آدمايي که تو کلوبِ " فرشته " ميخواستن
منو بکشن که يادته ، آره ؟

00:24:14.549 --> 00:24:16.789
. اونا سه تا بودن

00:24:16.789 --> 00:24:19.209
. يکي از اون سه تا ، تو دستايِ خودت که مُرد

00:24:19.209 --> 00:24:21.679
، اون دوتايِ باقي مونده

00:24:22.069 --> 00:24:26.309
عکسشون بعنوان هم گروهي هايِ
دام ساري " الان رو ديوارايِ شهرِ ، درسته ؟ "

00:24:31.509 --> 00:24:33.949
، " کيمورا شونجي "

00:24:33.949 --> 00:24:36.759
. سرِ عقل بيا

00:24:36.759 --> 00:24:40.239
. دام ساري " کسي بوده که ميخواسته منو بکُشه "

00:24:42.579 --> 00:24:44.879
. . همين حالا برو کلوب " فرشته " و

00:24:44.879 --> 00:24:49.269
. تمام گارسون ها و خودِ " خانم " رو هم بيار . .

00:24:49.799 --> 00:24:51.479
. بله

00:25:28.039 --> 00:25:30.049
. اسنک ها رسيدن

00:25:30.289 --> 00:25:32.339
. امشب واقعا عجب شبيِ ها

00:25:32.339 --> 00:25:36.159
. آره ، به سلامتي -
. به سلامتي -

00:25:47.269 --> 00:25:49.079
. خوش اومديد

00:25:50.239 --> 00:25:53.119
خانم " کجاست ؟ "

00:25:54.019 --> 00:25:56.519
گفتم " خانم " کجاست !؟

00:26:08.039 --> 00:26:11.419
. اينجارو ، شبيهه بهشتِ ستاره ها شده

00:26:12.049 --> 00:26:16.719
! اينجا که " چوسان " نيست

00:26:17.379 --> 00:26:18.829
! " هِي . . " گويسو

00:26:27.239 --> 00:26:29.089
. . تو همچين دوره يِ مُرده و  بي روحي

00:26:29.089 --> 00:26:31.919
. . اگه اين کلوبِ " فرشته " بسته بشه . .

00:26:32.899 --> 00:26:35.419
ازمون ميخواي بميريم ؟ . .

00:26:42.389 --> 00:26:44.499
اين دوره يِ مُرده و بي روح ؟

00:26:45.689 --> 00:26:49.139
. براي من ، اين دوره يِ خيلي سرزنده ايَم هست

00:26:49.139 --> 00:26:50.969
. شماها فقط بلديد وِر وِر کنيد

00:26:50.969 --> 00:26:52.459
چي ؟

00:26:55.829 --> 00:26:57.389
! هِي

00:26:57.389 --> 00:26:59.999
ميدوني من کيَم ؟

00:27:02.849 --> 00:27:04.679
کي هستي ؟

00:27:05.229 --> 00:27:07.829
مگه يه "چوسان"ـي نيستي ؟

00:27:07.829 --> 00:27:10.639
! قبل از اينکه خودم خفه ات کنم . . خفه بگير

00:27:10.639 --> 00:27:12.849
! " گويسو "

00:27:15.909 --> 00:27:17.509
. . " روزنامه نگار " پارک

00:27:17.509 --> 00:27:20.359
. منو ببخشيد . .

00:27:20.359 --> 00:27:23.529
. فقط ساکت باشيد و بگيريد بشينيد

00:27:28.159 --> 00:27:29.309
. ببريدش

00:27:29.309 --> 00:27:30.549
. بله

00:27:30.549 --> 00:27:32.479
. بيا بيرون

00:27:39.589 --> 00:27:41.519
منم بيام ؟

00:27:52.959 --> 00:27:55.809
فقط يه آدمِ "چوسان"ـيَم ؟

00:28:19.989 --> 00:28:21.809
، " سرپرست " کيمورا

00:28:21.809 --> 00:28:24.859
. کارمندايِ من هيچ کارِ اشتباهي نکردن

00:28:24.859 --> 00:28:28.929
. دستورِ افتتاح کلوب هم به اسمِ من بوده

00:28:28.929 --> 00:28:30.899
، " خانم "

00:28:32.459 --> 00:28:34.659
. دهنتو ببند

00:28:44.669 --> 00:28:46.669
. خوب نگاه کنيد

00:28:50.609 --> 00:28:53.279
. . خب ، اين آدما

00:28:53.279 --> 00:28:56.469
درسته که همون کسايي بودن که
ميخواستن " لي کانگ تو " رو بکُشن ؟

00:29:05.329 --> 00:29:08.509
. . اون ماجرا خيلي سريع اتفاق افتاد

00:29:10.829 --> 00:29:12.939
اونارو ديديد ؟

00:29:17.769 --> 00:29:21.569
اوني که لباس گارسوني پوشيده بود ، اون يکيو
. مطمئنم که ديده بودم

00:29:21.569 --> 00:29:24.039
. . اما ، اون دوتايِ ديگه

00:29:26.459 --> 00:29:29.199
. بگو ديگه ، زودباش

00:29:29.629 --> 00:29:31.619
چيو !؟

00:29:31.619 --> 00:29:35.339
گفته بودي اونايي که ميخواستن
. لي کانگ تو"ـرو بکُشن ، قمارباز بودن"

00:29:35.339 --> 00:29:38.799
کِي . . من کِي همچين حرفي زدم ؟

00:29:45.709 --> 00:29:47.289
. " خانم "

00:29:47.289 --> 00:29:52.349
تا زماني که دستور ممنوعيت از کار ازتون برداشته
نشده ، ميدونيد که هيچ رقصي تو کلوب نبايد انجام بشه ؟

00:29:52.349 --> 00:29:55.889
. بله ، بايد از اين قوانين پيروي کنيم

00:29:55.889 --> 00:29:58.109
. همگي ميتونيد بريد

00:30:09.879 --> 00:30:11.849
بـ . . براي چي ؟

00:30:11.849 --> 00:30:15.789
مگه من چيکار کردم که
فقط منو اينجا نگه داشتيد ؟

00:30:17.339 --> 00:30:19.119
. ببريدش تو

00:30:20.569 --> 00:30:22.709
. بيا دنبالم ، عوضي

00:30:22.709 --> 00:30:25.579
! من واقعا هيچي نميدونم . . خواهش ميکنم

00:30:25.579 --> 00:30:27.589
. باهام بيا ، آشغال

00:30:57.139 --> 00:30:59.149
نميايي ؟

00:31:15.659 --> 00:31:17.509
. نگاه کن

00:31:19.839 --> 00:31:21.759
. خوب نگاه کن

00:31:22.509 --> 00:31:25.149
اين عوضي طرفِ همون حرومزاده هايِ که
ميخواستن "لي کانگ تو"ـرو بکُشن ؟

00:31:25.149 --> 00:31:27.649
تاحالا شده با اونا به کافه اومده باشه ؟

00:31:33.819 --> 00:31:39.139
جواب بده ، اين حرومزاده طرفِ همون
عوضي هاييِ که ميخواستن "لي کانگ تو"ـرو بکُشن ؟

00:31:41.349 --> 00:31:44.389
. درست ميگيد . . حق با شماست

00:31:44.389 --> 00:31:46.599
. با اونا اومده بود

00:31:47.069 --> 00:31:48.399
مطمئني ؟

00:31:48.399 --> 00:31:51.439
. بله ، من . . مطمئنم

00:31:51.439 --> 00:31:53.989
روزي که افسر " لي کانگ تو " نزديک بود
، کُشته بشه

00:31:53.989 --> 00:31:59.529
اون با اونا و اون زني که عکسش
. جزئه افراد تحت تعقيب هست ، به کلوب اومده بود

00:31:59.529 --> 00:32:01.979
از کجا ميدوني اونا جنگنده هايِ آزادي خواهَن ؟

00:32:01.979 --> 00:32:07.299
چون ميخواستن "لي کانگ تو"ـرو
! بکُشن ، اينو فهميدم

00:32:15.069 --> 00:32:17.029
. ببريدش بيرون

00:32:17.029 --> 00:32:18.999
. برو ، عوضي

00:32:39.249 --> 00:32:41.789
. بذاريد " لي کانگ تو " بره

00:32:41.789 --> 00:32:43.529
چي ؟

00:32:43.529 --> 00:32:45.379
بذاريم بره ؟

00:32:45.859 --> 00:32:50.299
بذاريد " لي کانگ تو " بره و
. اون زنيکه يِ هرزه رو هم به دفترم بياريد

00:32:51.139 --> 00:32:55.829
ازم ميخوايد بذارم بره ، اونم درحاليکه
اون عوضي عاشقِ دخترِ يه خائنه ؟

00:32:58.489 --> 00:33:00.299
. متوجه شدم

00:35:19.539 --> 00:35:23.909
جاييت درد نميکنه ؟

00:35:26.349 --> 00:35:29.349
جاييت صدمه نديده ؟

00:35:30.499 --> 00:35:34.419
! دستاتو ازم بکِش کنار
. اونارو بکِش کنار و حرفتو بزن

00:35:37.239 --> 00:35:41.239
هم گروهي هايِ " دام ساري " کجا هستن ؟

00:35:42.709 --> 00:35:46.469
قرار بود به همراهِ رئيس " جو " تويِ
. هانسرو " اونارو ببيني "

00:35:48.279 --> 00:35:53.049
نميخواي پدرتو نجات بدي ؟

00:35:58.869 --> 00:36:03.699
، من . . واقعا دلم نميخواد شکنجه ات بدم

00:36:03.699 --> 00:36:06.079
. همينطورم پدرتو

00:36:06.079 --> 00:36:10.779
اگه اينطوري ادامه بدي ، وقتي که
. . بخواي بينِ

00:36:10.779 --> 00:36:14.489
ماسک عروس " و پدرت يکيشونو " . .
انتخاب کني ، چيکار ميکني ؟

00:36:18.529 --> 00:36:21.619
لطفا حداقل بهم بگو که
، بقيه يِ اعضاي گروهش کجان

00:36:22.229 --> 00:36:25.939
. تا حداقل بتونم بجاي تو با اونا سر و کله بزنم

00:36:31.569 --> 00:36:34.279
، اگه " ماسک عروس " گير نيفته

00:36:34.279 --> 00:36:36.439
. درنتيجه ، اين پدرتِ که آخرسر ميميره

00:36:36.439 --> 00:36:41.299
. نه . . شايدم خودتو بکُشم

00:36:42.009 --> 00:36:43.659
. خواهش ميکنم

00:36:44.809 --> 00:36:48.689
نميتوني نجاتم بدي ؟

00:36:52.039 --> 00:36:54.359
. . تو

00:36:56.069 --> 00:36:58.739
. ميخوام نجاتت بدم . .

00:37:01.049 --> 00:37:03.789
. اول بذار پدرمو ببينم

00:37:07.209 --> 00:37:09.589
. باشه

00:37:09.589 --> 00:37:11.739
. ميذارم همديگه رو ببينيد

00:37:12.979 --> 00:37:17.629
. امشب دربارش فکرکن

00:37:45.699 --> 00:37:49.519
. گويسو " ، ببرش به اتاقِ شکنجه "

00:37:49.519 --> 00:37:51.009
. بله

00:38:00.729 --> 00:38:03.009
. " ستوان " ساتو

00:38:04.659 --> 00:38:07.729
، از حالا به بعد
. خودتو از پرونده يِ " دام ساري " بيرون ميکِشي

00:38:09.169 --> 00:38:12.009
نميخواي خودم دليلشو برات بگم که ؟

00:38:14.159 --> 00:38:19.189
مگه عاشقِ دخترِ يه خائن بودن ، باعث ميشه
خودمم يه خائن به حساب بيام ؟

00:38:19.959 --> 00:38:22.919
براي چي بايد خودمو
از پرونده اش بيرون بکِشم ؟

00:38:24.489 --> 00:38:28.469
ميتوني بدونِ هيچ انگيزه يِ پنهاني
از اون بازجويي کني ؟

00:38:30.129 --> 00:38:33.259
تو و من ، هردو تو يه وضعيت هستيم ، مگه نه ؟

00:38:35.109 --> 00:38:37.489
، مطمئنا قبلا اينو ازت پرسيده بودم

00:38:38.269 --> 00:38:41.629
فکرميکني بتوني تا آخرش از اون دختر محافظت کني ؟

00:38:44.119 --> 00:38:48.419
بخاطر اينکه گفته بودي حتي اگرم اون برادرت رو کُشته
، باشه ، حاضر نيستي بيخيالش بشي ، خودمو کِشيده بودم کنار

00:38:48.419 --> 00:38:51.179
. اما ، معلومِ که نميتوني ازش محافظت کني

00:38:53.889 --> 00:38:57.989
، درنتيجه . . از حالا به بعد
. خودم ميخوام ازش محافظت کنم

00:38:57.989 --> 00:39:02.579
. ميخوام تا آخر ماجرا مسئول اين پرونده باشم

00:39:38.309 --> 00:39:40.339
. " گويسو "

00:39:40.339 --> 00:39:44.709
، از اتاق برو بيرون
. حتي نزديکِ اينجا هم نميشي

00:39:58.759 --> 00:40:02.199
! سُتوان
کجا اينطوري اينقدر زدنتون ؟

00:40:02.199 --> 00:40:05.569
. آبه " ، تو هم برو بيرون "

00:40:05.969 --> 00:40:08.709
چي ؟ . . منم برم ؟

00:40:09.939 --> 00:40:11.449
. آره

00:40:38.649 --> 00:40:40.419
. پدر

00:40:42.539 --> 00:40:44.209
! پدر

00:40:47.679 --> 00:40:49.369
! پدر

00:41:17.669 --> 00:41:19.619
. پسرم

00:41:26.799 --> 00:41:28.449
، پدر

00:41:29.289 --> 00:41:33.429
يکي از گارسون هاي کلوبِ " فرشته " امروز
، دام ساري"ـو ديده"

00:41:34.299 --> 00:41:36.849
. گفته بود که واقعا تو بد وضعيتي هست

00:41:41.069 --> 00:41:43.889
! اِي واي

00:41:48.609 --> 00:41:53.619
پسرم ، بعد از مدت ها داريم باهمديگه
. يه شامِ خوب ميخوريم

00:41:53.619 --> 00:41:56.159
نميشه چيزاي خوب خوب بگي ؟

00:41:56.559 --> 00:41:59.959
حتي آدمايي که تو سطح هاي خيلي پايين
. هستن ، اينقدر سخت دارن ميجنگن

00:42:00.909 --> 00:42:05.959
پدر ، تاحالا شده از اينکه تصميم گرفتي
طرف ژاپني ها باشي ، پشيمون شده باشي ؟

00:42:09.439 --> 00:42:11.159
، پسرم

00:42:11.709 --> 00:42:16.289
. . پدرت ميخواست تصميمي بگيره که

00:42:16.289 --> 00:42:19.659
خانواده اش بتونن دربين نسل ها و . .
، نسل هاي بعد زندگي خوب و راحتي داشته باشن

00:42:19.659 --> 00:42:25.219
، با اينکه خون گريه ميکردم
. اما ، تصميمم اين بود که طرفِ ژاپني هارو بگيرم

00:42:26.279 --> 00:42:28.019
! اشکِ خون

00:42:29.109 --> 00:42:30.699
، پدر ، شما اينو نميدونيد

00:42:30.699 --> 00:42:32.809
، اما . . وقتي تو توکيو درس ميخوندم

00:42:32.809 --> 00:42:37.279
ميدونيد چطور از طرف بچه هايِ
مدرسه رونده بودم و منو " پسرِ خائن " صدا ميکردن ؟

00:42:37.279 --> 00:42:42.789
! عجـ . . عجب حرومزاده هايِ پُررويي
کي اينکارو باهات کرده بوده ؟

00:42:43.509 --> 00:42:44.949
، پسرم

00:42:45.449 --> 00:42:49.479
. ژاپن تنها ملتِ قدرتمندِ مستقل آسياست

00:42:49.479 --> 00:42:52.269
حتي بعد از پيروز شدن از جنگِ چين/ژاپن و
، جنگِ روسيه/ژاپن

00:42:52.269 --> 00:42:55.349
. حالا ژاپن ملتِ " منچوري " رو ساخته

00:42:55.349 --> 00:42:59.939
اگه چندتايي آدمايِ متکبر باشن که
، بهمون ميگن خائن هستيم

00:42:59.939 --> 00:43:02.149
. بخاطرِ اينه که بهمون حسوديشون ميشه

00:43:02.149 --> 00:43:04.519
. صبر کن و تماشا کن ، پسرم

00:43:04.519 --> 00:43:08.479
. امپراطوريِ بزرگ ژاپن هرگز نابود نميشه

00:43:08.479 --> 00:43:16.989
تصميم پيروي از ژاپني هارو که پدرت انتخاب کرده ، به
انتخابي عالي تبديل ميشه که باعث ميشه
. خانواده امون درطي نسل ها پايدار بمونه

00:43:21.139 --> 00:43:25.399
اما ، امروز . . چرا اينقدر احساسِ
کثيف بودن ميکنم ؟

00:43:25.399 --> 00:43:28.869
آرزو ميکنم که اِيکاش
. ماسک عروس " با فلوتِ آهنيش محکم بزنه به سرَم "

00:43:28.869 --> 00:43:32.969
چـ . . چي ؟
! پسر ، پسر . . پسرم

00:43:32.969 --> 00:43:35.799
چرا اينقدر داري چرت و پرت ميگي ؟

00:43:47.819 --> 00:43:50.129
بازجوييِ " دام ساري " چطور پيش ميره ؟

00:43:50.129 --> 00:43:52.939
. ديشب ، دخترِ "دام ساري"ـو گرفتيم

00:43:52.939 --> 00:43:55.479
، اگه کمي زمان بيشتري بهم بديد
. ميتونم اطلاعاتِ بيشتري ازش بدست بيارم

00:43:55.479 --> 00:43:59.449
حالا که ديشب اونو گرفتيد ، تا حالا
تونستيد به کجاها برسيد . . ؟

00:43:59.449 --> 00:44:03.419
، " سُتوان " ساتو
صورتت چي شده ؟

00:44:07.439 --> 00:44:11.709
. چيزي نيست ، لطفا بهش توجه نکنيد

00:44:14.439 --> 00:44:17.449
. تو . . جديدا از رفتارات خوشم نمياد

00:44:17.449 --> 00:44:20.189
مگه الان وقتِ اينه که
بري بيرونو با بقيه دعوا کني ؟

00:44:20.189 --> 00:44:21.979
. ببخشيد

00:44:21.979 --> 00:44:26.159
داشتم ميگفتم ، حالا که اون هرزه رو
تونستيد بگيريد ، تاحالا چکارا کرديد ؟

00:44:26.159 --> 00:44:28.999
کمي بهشون زمان دادم تا
. نظرشونو عوض کنن

00:44:28.999 --> 00:44:32.119
به زودي اعتراف ميکنن که
. بقيه يِ جنگنده ها کجا هستن

00:44:32.119 --> 00:44:33.399
چي ؟

00:44:33.399 --> 00:44:35.239
کمي بهشون زمان براي
عوض کردنِ نظرشون دادي ؟

00:44:35.239 --> 00:44:36.739
اين حرف اصلا با عقل جور درمياد ؟

00:44:36.739 --> 00:44:40.799
عاليجناب هرروز داره بهم ميگه که
. چرا هنوز " دام ساري " ـرو نکُشتم

00:44:40.799 --> 00:44:45.189
چطور ميتونيم بدون اينکه
حرفي ازش کِشيده باشيم ، اونو همينطوري بکُشيم ؟

00:44:50.229 --> 00:44:52.409
الان کجان ؟

00:44:52.409 --> 00:44:54.929
. خودم شخصا ازشون بازجويي ميکنم

00:45:06.919 --> 00:45:08.729
. پدر

00:45:10.239 --> 00:45:15.699
اون درختِ عناب تو حياطِ خونه امونو
يادت مياد ؟

00:45:19.039 --> 00:45:22.349
اونوقتارو يادتِ وقتي که ميوه هايِ درخت عناب
، به رنگ قرمز دراومده بودن و رسيده بودن

00:45:22.349 --> 00:45:25.319
. . منو رويِ شونه ات ميذاشتي

00:45:25.319 --> 00:45:28.259
تا بتونم ميوه هاشو بکنم ؟ . .

00:45:29.749 --> 00:45:32.519
. يادمه

00:45:33.349 --> 00:45:37.539
، هروقت که رو شونه ام ميذاشتمت

00:45:37.539 --> 00:45:41.159
. . بي هيچ ترسي رو شونه ام وايميسادي

00:45:41.159 --> 00:45:45.669
. و از درخت بالا ميرفتي . .

00:45:47.439 --> 00:45:51.719
، هربار که اينکارو ميکردم
. شما هم رنگ از چهره اتون ميرفت و ترس برِتون ميداشت

00:45:52.449 --> 00:45:56.449
بخاطر اين بود که
. ميترسيدم نکنه مادرت سرزنشم کنه

00:45:56.449 --> 00:46:01.549
. نه ، ميترسيدي که نکنه صدمه ببينم

00:46:16.709 --> 00:46:18.759
. " بوون يي "

00:46:20.689 --> 00:46:22.809
. منو ببخش

00:46:24.329 --> 00:46:28.369
، از اينکه پدرت هستم

00:46:28.369 --> 00:46:31.139
. واقعا ازت معذرت ميخوام

00:46:38.309 --> 00:46:44.509
. . من ، خيلي خوشحالم از اينکه

00:46:45.689 --> 00:46:48.839
. پدرمي . .

00:46:50.469 --> 00:46:53.169
. واقعا خيلي خوشم مياد

00:47:27.719 --> 00:47:29.309
. . چطور

00:47:29.959 --> 00:47:32.999
از اوقاتِ پدر و دختريتون
داشتيد لذت ميبرديد ؟

00:47:37.259 --> 00:47:40.299
چطور يه آدمو برداشتيد اين شکلي کرديد ؟

00:47:43.489 --> 00:47:47.209
. اين بچه هايِ نادون فقط همينکارارو بلدن

00:47:47.209 --> 00:47:50.129
فکرنميکني که
ديگه بهترِ تمومش کني ؟

00:47:50.129 --> 00:47:52.609
، حالا که دخترِ به اين زيبايي داري

00:47:53.209 --> 00:47:54.939
، بهت قول ميدم

00:47:54.939 --> 00:47:58.259
، اگه بهم بگي " ماسک عروس " دقيقا کيه

00:47:58.259 --> 00:48:03.709
ترتيبي ميدم که بتوني درکنار دخترت باشي و
. بقيه ي زندگيتونو در ثروتمندي و خوشي بگذرونيد

00:48:06.259 --> 00:48:09.999
. . ثروتمند بودن

00:48:09.999 --> 00:48:13.769
در تمام زندگيم . .
. مثل يه ميوه اي تو آسمونا برام بود

00:48:15.239 --> 00:48:21.179
شغلم طوريِ که
. هروقت بميرم ، ميتونم ازش دست بکِشم

00:48:21.179 --> 00:48:25.959
فقط زماني که دخترت کُشته بشه ، اونوقتِ که
بالاخره سرِ عقل ميايي ؟

00:48:27.469 --> 00:48:30.869
. هرچيزي که ميدوني بگو

00:48:30.869 --> 00:48:33.229
چطوري با " ماسک " ملاقات کردي ؟

00:48:33.229 --> 00:48:35.839
! هرچي که هست بگو

00:48:37.809 --> 00:48:42.769
اُه موک دان " ، بهم قول داده بودي بگي که "
! بقيه ي افراد پدرت کجان . . زودباش و بهم بگو

00:48:43.959 --> 00:48:46.299
. من همچين قولي بهت نداده بودم

00:48:46.299 --> 00:48:50.429
پس . . نميخواي حرف بزني ؟

00:48:53.659 --> 00:48:56.589
. از رفتارايِ اشتباه گذشته ات ميدونستم اينطوري ميشه

00:48:56.589 --> 00:48:59.169
اما ، حالا که همکاري نميکني . . هيچ راهِ ديگه اي
. . ندارم جز اينکه

00:48:59.169 --> 00:49:03.229
کاري کنم که . .
. مجبور بشي مرگِ بچه اتو جلويِ چشمات ببيني

00:49:09.309 --> 00:49:13.279
. " سرپرست " کيمورا " ، ستوان " ساتو

00:49:14.179 --> 00:49:15.259
. بله

00:49:15.259 --> 00:49:18.049
! فورا اين هرزه رو تو جعبه يِ ميخي بذاريد

00:49:20.949 --> 00:49:24.139
! " بوون يي " ، " بوون يي "

00:49:27.949 --> 00:49:32.969
چرا نميتوني ؟
ميخواي بميري ؟ . . ميخواي اينطوري بميري ؟

00:49:32.969 --> 00:49:35.349
. همين حالا هرچي که ميدوني بهم بگو

00:49:35.349 --> 00:49:39.149
. خواهش ميکنم ، بگو . . همين حالا

00:49:44.959 --> 00:49:48.729
. پدر ، گريه نکن

00:49:49.339 --> 00:49:54.079
تمام شب ، به هم قول داده بوديم که
. گريه نکنيم . . پدر

00:49:58.579 --> 00:50:01.049
، جلويِ اين هيولاها

00:50:01.049 --> 00:50:03.639
. . قول داديم که ضعيف نباشيم

00:50:03.649 --> 00:50:06.389
مگه بهم قول نداده بوديم ، پدر ؟ . .

00:50:11.339 --> 00:50:13.259
. " لي کانگ تو "

00:50:15.059 --> 00:50:17.839
، يه لطفي درحقم بکن

00:50:21.189 --> 00:50:26.609
. خواهش ميکنم ، خواهش ميکنم جلوي چشماي پدرمو بپوشون

00:50:31.719 --> 00:50:34.009
! گفتم فورا

00:50:37.069 --> 00:50:39.079
، اگه تو هم يه انسان هستي

00:50:39.079 --> 00:50:42.239
، ازت خواهش ميکنم  نذار پدرم چيزي ببينه
! خواهش ميکنم

00:50:47.369 --> 00:50:49.579
! وِلم کن

00:50:53.869 --> 00:50:56.549
. خودم ميرم اون تو . . با پاهاي خودم ميرم

00:51:04.279 --> 00:51:07.979
! " بوون يي " ، " بوون يي "
! " بوون يي "

00:51:50.199 --> 00:51:52.539
! " بوون يي " . . " بوون يي "

00:51:55.159 --> 00:51:58.099
! عجب دختره يِ هرزه يِ غيرمنطقي ايه

00:52:01.049 --> 00:52:06.249
نترسيدي ؟ تو هنوزم يه دخترِ جوون و
قشنگي . . حيف نيست که اينطور بميري ؟

00:52:06.249 --> 00:52:09.599
، اگه فقط يه کلمه ميگفتي
! اونوقت از زندگيت ميگذشتم

00:52:12.729 --> 00:52:16.279
، جلويِ هيولاهايي که ميخوان
، بچه ي يه پدرو جلوي چشمش بکُشن

00:52:16.279 --> 00:52:19.319
بايد براي زندگيم التماس کنم ؟

00:52:21.769 --> 00:52:27.859
ترجيح ميدم بميرم تا اينکه
. جلويِ يه هيولا براي زندگيم زانو بزنم

00:52:30.739 --> 00:52:32.889
! . . چه دخترِ کله شقي

00:52:35.879 --> 00:52:38.809
، فورا "دام ساري"ـو به زندان " سئو دائه موون " ببريد

00:52:39.549 --> 00:52:42.139
. و اين هرزه رو هم به دفترِ پيگردهاي قانوني ببريد

00:52:59.689 --> 00:53:01.639
. پدر

00:53:05.039 --> 00:53:08.289
. . " بوون يي " ، " بوون يي "

00:53:59.189 --> 00:54:01.559
. کليدايِ دستبندِ " دام ساري " رو بهم بده

00:54:01.559 --> 00:54:02.399
براي چي ؟

00:54:02.399 --> 00:54:06.589
براي اينکه بتونم همين حالا
. به اون زندان ببرمش ، خودم ميبرمش و برميگردم

00:54:06.939 --> 00:54:09.979
چرا اينقدر عجله داري ؟
. ميتوني فردا صبح انتقالش بدي

00:54:09.979 --> 00:54:12.689
. اين دستورِ رئيسه

00:54:12.689 --> 00:54:15.399
مگه نشنيدي که گفت اونو
فورا به اونجا انتقال بديم ؟

00:54:16.189 --> 00:54:18.129
عاليجناب ، فرماندارِ کل ميخواد
. هرچي زودتر اون به مجازاتش برسه

00:54:18.129 --> 00:54:20.389
. به محض اينکه پاش به اونجا برسه ، ميکُشنش

00:54:20.389 --> 00:54:22.329
يعني ميگي بايد همچين فرصت طلايي ايو
از دست بديم ؟

00:54:22.329 --> 00:54:24.089
منظورت چيه ؟

00:54:24.699 --> 00:54:26.559
. فعلا صبر کن

00:54:28.349 --> 00:54:30.319
. کليدايِ دستبندشو بهم بده

00:54:30.319 --> 00:54:35.859
، " ستوان " ساتو
. اين دستورِ مقامِ ارشدتِ . . صبر کن

00:54:35.859 --> 00:54:42.259
، " سرپرست " کيمورا
. درحال حاضر ، از دستورات رئيس " کنو " پيروي ميکنم

00:54:53.949 --> 00:54:57.459
چي ؟
اين اصلا با عقل جور درمياد ؟

00:54:59.089 --> 00:55:02.929
همچين عملي زماني انجامش قابل قبولِ که
. خائنين تو مناطقِ مرزي باشن

00:55:03.409 --> 00:55:06.959
حالا ميگي تو " کيونگ سانگ " اينکارو کنيم ؟
بنظرت اين با عقل جور درمياد ؟

00:55:07.359 --> 00:55:10.009
! رئيس -
، تو آدمِ تحصيل کرده اي هستي -

00:55:10.009 --> 00:55:13.239
، تو معلمِ دبستاني
. . چطور ميشه تو هم

00:55:13.239 --> 00:55:17.089
مثلِ اون پدرِ ساموراييِ روانيت فکرکني ؟ . .

00:55:19.699 --> 00:55:23.129
اين فرصتِ طلايي ايِ که ميتونيم باهاش
! ماسک عروس"ـو بقيه ي افراد "دام ساري"ـو گير بندازيم"

00:55:23.129 --> 00:55:25.909
داري ميگي بذاريم
دام ساري " جلويِ چشمشون بميره ؟ "

00:55:25.909 --> 00:55:29.619
. اونوقت دوباره يه شورش ديگه برپا ميشه

00:55:29.619 --> 00:55:35.119
پس ، ميخوايد به راحتي بدون اينکه
اطلاعاتي ازش بدست بياريم اونو بکُشيد ؟

00:55:37.569 --> 00:55:41.369
خودتون ديديد که اون پدر و دختر
! هيچکدوم از مرگ ذره اي ترس ندارن

00:55:41.369 --> 00:55:45.019
! از اون دونفر هيچي گيرمون نمياد

00:55:45.489 --> 00:55:51.239
بايد انتقال " دام ساري " به اون زندان رو کنسل کنيد و
! در معرضِ عموم اونو بکُشيد

00:55:58.349 --> 00:56:00.909
، وقتي به اون زندان منتقل بشم

00:56:00.909 --> 00:56:04.229
. تنها کسي که اينجا بهت کمک ميکنه "لي کانگ تو"ـئه

00:56:04.769 --> 00:56:07.399
ازم ميخوايد از " لي کانگ تو " بخوام
کمکم کنه ؟

00:56:07.399 --> 00:56:11.609
، " بوون يي "
. . دليل اينکه تاحالا تونستم هفت بار فرار کنم

00:56:11.609 --> 00:56:16.809
بخاطرِ اين بوده که افسرهايِ زندانِ " چوسان " بهم . .
. کمک ميکردن فرار کنم

00:56:16.809 --> 00:56:20.319
لي کانگ تو " به ژاپني هايِ حرومزاده "
. وفادارِ ، اما . . اونم يه "چوسان"ـيه

00:56:20.319 --> 00:56:23.209
پدر ، خودت که بهتر از هرکسي ميدوني که
. لي کانگ تو " چجور آدمِ عوضي ايه "

00:56:23.209 --> 00:56:29.609
همين آدمي که داري ميگي جلوي من اشک ميريخت و
. ميگفت که ميخواد نجاتت بده و بايد نجاتت بده

00:56:29.609 --> 00:56:32.009
لي کانگ تو " ؟ "

00:56:33.329 --> 00:56:36.049
. . " لي کانگ تو "

00:56:37.819 --> 00:56:39.939
. . من »

00:56:41.469 --> 00:56:43.759
! لعنتي

00:56:44.759 --> 00:56:47.249
. . عاشقِ . .

00:56:47.249 --> 00:56:49.609
« . اين زن هستم . .

00:57:00.509 --> 00:57:03.199
. زودباش ، عجله کن . . زودباش

00:57:03.199 --> 00:57:04.299
. پاتونو بياريد بالا

00:57:04.299 --> 00:57:05.739
داري چيکار ميکني ؟

00:57:05.739 --> 00:57:09.109
داري ميکني ؟
ميخواي پدرمو کجا ببري ؟

00:57:09.109 --> 00:57:10.909
. قرارِ به زندانِ " سئو دائه موون " منتقل بشه

00:57:10.909 --> 00:57:15.049
اگه به اونجا بره ، چي ميشه ؟

00:57:15.049 --> 00:57:22.289
احتمالا ، بخاطرِ اينکه محکوم به مرگ شده بوده ، اونو
به محض رسيدن به اونجا ميکُشن ؟

00:57:22.289 --> 00:57:25.079
چه اتفاقي براش ميفته ؟
چي ميشه ؟

00:57:25.079 --> 00:57:28.159
آبه " ، داري چيکار ميکني ؟ "
نميخواي يه کمي سريع تر کار کني ؟

00:57:28.159 --> 00:57:29.449
. بله

00:57:36.709 --> 00:57:38.199
! پدر

00:57:42.409 --> 00:57:49.429
، خوب گوش کن ، قبل از اينکه به اون زندان برسه
. ميخوام پدرتو فراري بدم

00:58:25.949 --> 00:58:29.009
. برو دنبالش ، زودباش

00:58:52.109 --> 00:58:53.989
چي ؟

00:58:53.989 --> 00:58:57.449
ميخوان محکوميتِ " دام ساري " رو اجرا کنن ؟

00:58:57.449 --> 00:59:01.769
بايد تمام اطلاعاتي که داره رو ازش بدست بياريم و
بعد بکُشيمش ، اما . . اونا فقط ميخوان يه سره بکُشنش ؟

00:59:02.539 --> 00:59:06.429
اون آدماي بي خاصيت رو صندلي هاشون
! . . ميشينن و هيچکاري نميکنن

00:59:10.269 --> 00:59:12.379
. باشه ، يه لحظه صبر کن

00:59:13.739 --> 00:59:18.519
رئيس " کُنو " و فرماندار کل " وادا " ميخوان
. هرچي زودتر محکموميتِ مرگِ "دام ساري"ـو اجرا کنن

00:59:20.149 --> 00:59:23.459
اونم با اينکه هنوز هيچ اطلاعاتي ازش بدست نيوردن ؟

00:59:23.999 --> 00:59:25.519
. بله

00:59:29.539 --> 00:59:32.849
اون مردَک حرومزاده بايد قبل از رسيدنِ رئيس
. درهرحال از صحنه ي روزگار محو شده باشه

00:59:33.829 --> 00:59:39.549
بهش بگو نيازي نيست وقت رو
. با اجازه گرفتن از اون عوضي هدر بده

00:59:39.549 --> 00:59:41.429
. متوجه شدم

00:59:42.859 --> 00:59:47.089
، " سرپرست " کيمورا
. هرکاري که بنظرت ضروريِ ، همونو انجام بده

00:59:48.369 --> 00:59:50.269
. متوجه شدم

00:59:57.149 --> 01:00:00.589
بايد جلويِ ماشيني که
. داره " دام ساري " رو منتقل ميکنه رو بگيريم

01:00:01.129 --> 01:00:03.229
. همگي حرکت کنيد

01:00:04.659 --> 01:00:05.499
چي ؟

01:00:05.499 --> 01:00:07.089
! عجله کنيد

01:00:07.089 --> 01:00:08.609
. بله . . حرکت کنيد

01:00:08.619 --> 01:00:10.189
. بله

01:00:52.589 --> 01:00:54.919
. بريد اطرافو بررسي کنيد ، مراقب باشيد

01:00:54.919 --> 01:00:56.269
. بله

01:01:24.039 --> 01:01:25.969
. لي کانگ تو " کنارِ فرمانده ـست "

01:01:25.969 --> 01:01:27.789
. بي احتياط شليک نکنيد

01:01:29.179 --> 01:01:30.589
. منو پوشش بديد

01:01:52.449 --> 01:01:54.009
. صبر کن

01:02:30.139 --> 01:02:31.259
. سريع تر برو ، زودباش

01:02:31.259 --> 01:02:32.919
. متوجه شدم

01:02:53.979 --> 01:02:55.829
! " لي کانگ تو "

01:02:55.829 --> 01:02:58.479
. فرمانده رو بهمون بده

01:03:21.049 --> 01:03:22.569
! نه

01:03:22.593 --> 01:03:47.593
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:03:48.629 --> 01:04:02.319
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.