﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:31.410 --> 00:00:32.890
قسمتِ دوازدهمِ امپـــراطوريِ طلا

00:00:33.480 --> 00:00:35.870
. مردم ديدگاه هايِ شروري دارن

00:00:41.130 --> 00:00:43.810
اما فکر کنم که بهتـــره برايِ يه مدتي
. از سمتِ رياست کناره گيري کنــــِه

00:00:43.810 --> 00:00:46.240
به محض اينکه شرکت بحران رو طي کنـــِه

00:00:46.240 --> 00:00:49.430
بعدش ون جائه يا سئو يون مي تونن
. دوباره جلو بيان و سمتِ رياست رو بگيرن

00:00:49.430 --> 00:00:52.530
فکر مي کنم برايِ الان اين بهترين کار
. هم برايِ شرکت و هم برايِ پدرتون باشه

00:00:54.560 --> 00:00:56.540
دونگ جين، نظرِ تو چي اه ؟

00:01:01.520 --> 00:01:06.740
... ما برادرها برايِ يه مدتِ طولاني با هم جنگيديم
... اما بعدش دونگ سونگ از دنيا رفت

00:01:06.740 --> 00:01:12.440
حالا بينِ والدين و بچه ها
... بينِ برادرزاده ها جدال صورت گرفته

00:01:12.440 --> 00:01:14.150
. بياين برايِ يه مدتي بس کنيم

00:01:14.150 --> 00:01:18.480
اگه برايِ يه مدتي بي خيال همه چيز
بشين و يه مدتي استراحت کنين

00:01:18.480 --> 00:01:23.270
. سئو يون و ون جائه هم يکم تغيير ميکنن

00:01:24.300 --> 00:01:27.940
... به همين خاطرهِ که سئو يون -
. بله، مامــــان -

00:01:29.780 --> 00:01:35.840
دوست دارم جلسهِ سهامدارانِ
. سيمانِ سونگ جين رو برگزار کنم

00:01:38.340 --> 00:01:42.560
کي هست ؟ کسي که مالکِ سهامِ سيمانِ
. سونگ جين تحتِ نامِ ديگه اي هست

00:01:42.560 --> 00:01:48.130
احتمالاً اولين کسي اه که پيشنهادِ برگزاريِ
. جلسهِ سهامدارانِ سيمانِ سونگ جين رو ميــــده

00:01:49.830 --> 00:01:54.990
دوست دارم مديرعاملهايِ حرفه اي رو
. تويِ جلسهِ سهامدارها دعوت کنم

00:01:54.990 --> 00:01:58.980
. سئو يون، خواهش مي کنم درخواستمو قبول کن

00:01:58.980 --> 00:02:03.040
. کسي که کنارته. ازهرکسي بهت نزديکتره

00:02:07.250 --> 00:02:09.410
. با مادر موافقــــَم

00:02:09.410 --> 00:02:12.750
برادر و خواهـــرها براي احيايِ
... شرکت با هم کـــار نمي کنن

00:02:12.750 --> 00:02:14.830
اونـــا فقط و فقط دارن رويِ
زنده مونـــدن و حياتِ خودشون تمرکز مي کنن

00:02:14.830 --> 00:02:16.440
به همين خاطر هست که مديران
. هم فقط و فقط به خودشون فکر مي کنن

00:02:16.440 --> 00:02:19.800
و جديداً، درآمدِ حاصل از
. فروشگاه ها هم کم شــــده

00:02:19.800 --> 00:02:23.030
... سئو يون و ون جـــــائه

00:02:24.630 --> 00:02:28.440
بهتــــره که چيزي که الان تويِ دستاتون
. نگه داشتين رو رها کنين و دوباره شروع کنين

00:02:29.490 --> 00:02:31.780
... مامـــــان

00:02:31.780 --> 00:02:34.900
. من مي تونم به مسئلهِ درآمدِ صندوق رسيدگي کنم

00:02:36.340 --> 00:02:38.550
. تجديدِ ساختار هم داره انجام ميشــــِه

00:02:38.550 --> 00:02:41.580
برايِ اينکــــه يه کارِ
... تويِ شرکت انجام بشه، مامان

00:02:41.580 --> 00:02:45.830
کارهايِ زيادي هست که بايد الان
. روشون تمرکز کرد و انجامشون داد

00:02:45.830 --> 00:02:50.560
نمي تونيم يه نفر رو با دانش و
توانـــايي و تجربهِ بيشتري بياريم ؟

00:02:52.270 --> 00:02:53.660
. مــــامان

00:02:53.660 --> 00:02:56.790
. سئو يون، بزار کاري که جونگ هي پيشنهاد داده رو انجام بديم

00:02:56.790 --> 00:02:59.280
بعد از اينکه جمهوريِ پنجم به قدرت رسيـــــد

00:02:59.280 --> 00:03:04.000
دونگ سونگ و من متهم به جمع آوريِ
ثروتِ غيرِ قانوني شديم

00:03:04.000 --> 00:03:07.350
. بعدش هم کلي به ماهيگيري رفتيم

00:03:07.350 --> 00:03:12.740
فکر کنم تقريباً يه سالي بود که صندليِ
رياست رو به جو يونگ چول واگذار کرده بوديم ؟

00:03:12.740 --> 00:03:15.340
. همهِ انگشتِ اتهام رو به سمتِ اون دراز کردن

00:03:15.340 --> 00:03:20.590
اما بعدش دونگ سونگ و من با تشويق
. و استقبالِ زيادي به گروه برگشتيم

00:03:20.590 --> 00:03:25.560
سئو يون، مي توني تويِ مسائلِ
. مالي بهش کمک کني

00:03:25.560 --> 00:03:27.080
. منم برايِ اينکـــار آماده ام

00:03:27.080 --> 00:03:31.270
سئو يون، نصفِ روزنامه ها از مسائلِ مربوط
. به تو و ون جــــائه پر شدن

00:03:31.270 --> 00:03:34.980
... مين هـــو هم ديروز بهم زنگ زد

00:03:34.980 --> 00:03:37.640
و بهم گفت که تويِ روزنامه هايِ
. امريکايي هم در موردِ شما مي نويسن

00:03:37.640 --> 00:03:40.600
همه مي دونن که مين هــــو نوهِ خانوادهِ
. گروهِ سونگ جينــــِه

00:03:40.600 --> 00:03:43.890
انقدر شرمنده و خجالت زده شده بوده که حتي
. ديروز به مدرسه هم نرفتـــِه

00:03:50.760 --> 00:03:53.420
من مي خوام که سئو يون همچنان به کارش
. تويِ گــــروه ادامه بده

00:03:55.740 --> 00:03:57.360
. بايد عذرخواهي کني

00:03:57.360 --> 00:04:01.500
مقاله در موردِ ارثِ خانوادهِ گروهِ
... سونگ جين با پرداختِ 2.4ميليارد

00:04:01.500 --> 00:04:02.670
. تو باعث شدي اين اتفاق بيوفتـــِه

00:04:02.670 --> 00:04:05.240
، من فقط دارم واقعيتُ مي گم
پس عذرخواهي يعني چي ؟

00:04:05.240 --> 00:04:10.480
تمامِ تيمِ مميزي شبُ بيدار ميمونديم
. که خاکي رو به لرزه دربياريم که وجودِ خارجي نداشت

00:04:10.480 --> 00:04:14.060
افراد تويِ شرکت بهرصورتي
. هر روز حسابرسي مي شدن

00:04:14.060 --> 00:04:14.940
! سونگ جائه

00:04:14.940 --> 00:04:17.020
، اگه کارت رو به درستي انجام ميدادي
. هيچ کدوم از اين اتفاقا ممکن نبود، رخ بده

00:04:17.020 --> 00:04:20.620
. مطمئناً، زندگي ام يه کتاب از مشکلاتـــِه

00:04:20.620 --> 00:04:23.350
مشکلاتِ زيادي هست، اما چه ميشه کرد؟
. هيچ جوابي هم براشون نيست

00:04:23.350 --> 00:04:26.380
. مامان، بيا جلسهِ سهامدارا رو برگزار کنيم

00:04:26.380 --> 00:04:30.370
بيشتـــرين کارکنانِ تيمِ مميزي تويِ
. بخش برنامه هايِ استراتژيک هم کار ميکنن

00:04:30.370 --> 00:04:32.500
چطوري بايد به کارم ادامه بدم ؟

00:04:32.500 --> 00:04:36.220
. منم دستامُ مي کشم کنار و از سمتم کناره گيري ميکنم
. عمـــو، بيا با هم بريم ماهيگيري

00:04:36.220 --> 00:04:39.470
سئو يون، دستايِ منُ بگير و
. بيا از سمتهامون تويِ شرکت کناره گيري کنيم

00:04:39.470 --> 00:04:43.880
. ممنونم که نيتم رو به رسميت شناختـــي

00:05:04.700 --> 00:05:09.270
. من به مسئلهِ پيدا کردنِ يه مديرعاملِ حرفه اي رسيدگي ميکنم

00:05:09.270 --> 00:05:11.520
. باشـــــِه

00:05:13.230 --> 00:05:16.750
... عمو، کسي که قبلاً در موردش توضيح داده بودي

00:05:16.750 --> 00:05:19.150
اوه، جو يونگ چول ؟

00:05:19.150 --> 00:05:21.950
. اون الان مشاورِ گروهِ سونگ جينــــِه

00:05:21.950 --> 00:05:24.340
. دوباره دعوتش مي کنم

00:05:24.340 --> 00:05:26.190
پدر بهم گفته بود

00:05:26.190 --> 00:05:33.400
که اون برايِ مدتِ بيشتر از يه سال
. همهِ سنگهايِ جلويِ پاش رو برداشته بوده

00:05:34.720 --> 00:05:38.100
اعضايِ موسسي که کارشون رو از
... زمانِ شروعِ سيمانِ سونگ جين شروع کردن

00:05:38.100 --> 00:05:42.870
. اونـــا هيچ سهام و سرمايه گذاري اي در گروه انجام ندادن

00:05:43.940 --> 00:05:46.260
، اما پدر لحظه هايِ سختي رو گذرونده بود
. که بتونه اونـــا رو حذف کنه

00:05:46.260 --> 00:05:49.970
. به همين خاطر بود که اونا رو به مناطقِ ديگه فرستاد

00:05:49.970 --> 00:05:56.920
با تشکر از پدر، که تونست اون
جايگاه ها رو با افرادِ توانايي پر کنـــِه

00:05:56.920 --> 00:06:05.090
و همکارانِ سرمايه گذاري که مسئولِ
. شرکتها بودن، 3 تا 5% سهام رو داشتن

00:06:06.230 --> 00:06:08.360
شنيدم که مشاور جو يونگ چول
. مراقبِ اونــــا هم بوده

00:06:10.680 --> 00:06:15.600
سه درصد از سهام از سهامِ تو تويِ
فروشگاه ها بيشتــــره، ايون جونگ؟

00:06:15.600 --> 00:06:19.030
. مشاور جو يونگ چول يه مرد با کلي اصول و قواعده

00:06:19.030 --> 00:06:23.410
اون از کسايي اه که دخالتِ تمامِ خانواده
. رو تويِ مسائلِ شرکتي مسدود ميکنه

00:06:23.410 --> 00:06:29.360
اون به راحتي تويِ نشست هايِ کارمندا
. مسئلهِ يه قهوه رو مطرح ميکنه

00:06:29.360 --> 00:06:36.280
، ون جــــائه پولِ تو جيبي مي خواست
. واسه همين شرکت پوشاک و البسه راه اندازي کرد

00:06:36.280 --> 00:06:40.390
اما مشاور جو يونگ چول ازش استفاده
. کرد تا بتونه مناقصه برگزار کنه

00:06:47.120 --> 00:06:50.860
. حتي مي تونه مزرعهِ هامپيونگ رو هم بفروشه

00:06:50.860 --> 00:06:54.040
مزرعهِ هامپيونگ يه مکانِ خاص برايِ همهِ ماهاست

00:06:54.040 --> 00:06:57.530
، اما از ديدگاهِ تجــــارتِ اون
. اين يه زمين بدونِ هيچ هدفي اه

00:06:57.530 --> 00:07:04.320
اگه ما 100.000 پيونگش رو بفروشيم
. مي تونه خيلي از فشارِ مشکلاتِ ماليمون کم کنه

00:07:04.320 --> 00:07:10.390
، اگه يه مديرعاملِ حرفه اي رو دعوت کنيم
. بايد حداقل منتظرِ چنين مسائلي باشيم

00:07:11.660 --> 00:07:13.160
چيکار ميشــــه کرد ؟-

00:07:14.510 --> 00:07:16.370
. عمـــــو

00:07:18.010 --> 00:07:22.290
. ون جائه، ايون جونگ، جونگ يون

00:07:23.480 --> 00:07:26.610
. ون جائه، من مميزي رو متوقف ميکنم

00:07:29.830 --> 00:07:34.580
. مامان، ون جائه، من خجالت زده تون نمي کنم

00:07:34.580 --> 00:07:38.420
. سالِ بعدي جلسهِ سهامداران رو برگزار ميکنم

00:07:48.470 --> 00:07:51.250
. انگار بيخودي نگران بودم

00:07:53.690 --> 00:07:55.900
. مامان، متاسفم باعث شدم نگران بشين

00:07:55.900 --> 00:08:00.340
. نزديکــــته .کسي که خيلي بهت نزديکه

00:08:02.910 --> 00:08:07.150
تائهِ جويِ من، وقتي که واردِ دبيرستان شدي
. خيلي زود ارشدِ رياضي ات رو گرفتي

00:08:07.150 --> 00:08:11.850
، تويِ درس خوندن خيلي سريعي
. اما تويِ قرار گذاشتن خيلي کنـــدي

00:08:13.650 --> 00:08:15.270
... تائه جـــــو

00:08:15.270 --> 00:08:19.700
. اين اولين بار بود که دستايِ همو گرفتيم

00:08:21.960 --> 00:08:24.830
. چيزي که ميخوام لمسش کنم دستات نيست

00:08:24.830 --> 00:08:28.660
قلبتـــه که وکالتِ فروش رو رها
. کرد و به جاش منُ انتخاب کرد

00:08:28.660 --> 00:08:31.500
بعد از اينکه تويِ تمامِ اين
هفت سال فقط قلبم رو احساس کردي

00:08:31.500 --> 00:08:35.500
. چقدر خوبه که حالا دستام رو هم نگه ميداري

00:08:35.500 --> 00:08:39.230
. يه دفعه برايِ قلبت، يه دفعه براي دستات

00:08:41.560 --> 00:08:46.010
. تائه جو، من سي و دو سالمــــِه

00:08:46.010 --> 00:08:50.290
نگرانم که ... چقدر
. زيبايي ام دووم ميــــاره

00:08:50.290 --> 00:08:54.100
نمي خوام که مردم تويِ عروسي ام
. فقط به خاطرِ لباسم برام دست بزنن

00:08:54.100 --> 00:08:59.530
چند سالِ بعد، مردم منُ با مادرِ
. عروس اشتباه مي گيرن

00:09:01.470 --> 00:09:03.610
. قصد ندارم باهات ازدواج کنم

00:09:08.450 --> 00:09:12.410
. يه ساختمونِ زيبا تويِ سادانگ-دونگ خريدم

00:09:12.410 --> 00:09:15.810
. اتاقت رو تويِ طبقهِ پنجم آماده کردم

00:09:15.810 --> 00:09:19.170
ساختمونت رو اجازه بده و هرکاري
. دوست داري انجام بده

00:09:19.170 --> 00:09:21.540
. ادِن رو فراموش کن

00:09:21.540 --> 00:09:24.690
. از اين به بعد من مديرِ مالي ميشم

00:09:24.690 --> 00:09:27.570
مدير جو پيل دو هم تويِ استخدامي ها کمک ميکنه

00:09:27.570 --> 00:09:29.760
و چون هـــو هم کارهايِ کارگزارايِ
. زير زميني رو انجام مي ده

00:09:32.030 --> 00:09:37.000
. تائه جو، يک ميليارد دلار الان تويِ دستاتـــِه

00:09:37.000 --> 00:09:39.550
همه چيز تموم ميشه وقتي که با اون
. پول ده تا گروهِ وابسته رو بخري

00:09:41.910 --> 00:09:46.350
رئيس چويي مين جائه هنوزم
. نقطه ضعفم رو داره

00:09:46.350 --> 00:09:52.380
من مدارکِ مربوط به جانگ تائه جو
. و ادن ، سه سالِ گذشته رو دارم

00:09:53.630 --> 00:09:55.460
تائه جــــو مي دونه

00:09:55.460 --> 00:09:58.240
به محضِ اينکه اون يک ميليارد دلار
به سئو يون برســـــِه

00:09:58.240 --> 00:10:01.220
. اون مدارک هم همه جـــا پخش ميشه

00:10:02.240 --> 00:10:06.620
. جانگ تائه جو در نهايت دستِ منُ ميگيره

00:10:06.620 --> 00:10:09.730
برايِ مدتي برگزاريِ جلسهِ
. سهامدارايِ عمـــده انجام نميشه

00:10:09.730 --> 00:10:14.260
، اگه اون يک ميليارد دلار به دستِ سئو يون نرسه
. گروه هم نــــا پايدار ميشه

00:10:14.260 --> 00:10:16.510
. يه فرصتِ مناسبِ ديگه ميــــرسه

00:10:17.700 --> 00:10:23.180
مين جائه، ميتونم يه نگاه به اون مدارک بندازم ؟

00:10:23.180 --> 00:10:29.480
به محض اينکه اون مدارک رو ببينم مي تونم ايدهِ
. بهتري بدم که چه ميزي ميتونيم برايِ جانگ تائه جو پهن کنيم

00:10:31.050 --> 00:10:36.070
. جانگ تائه جو يه مــــردِ خشنه
. خودم تلاش مي کنم تو دستام بگيرمش

00:10:36.070 --> 00:10:40.250
. جانگ تائه جو اون يک ميليارد دلار رو داره

00:10:40.250 --> 00:10:43.730
. بايد همچنان زندگيِ جانگ تائه جو رو تو دستام نگه دارم

00:10:53.550 --> 00:10:57.810
اسناد و مدارکِ ضبط شده توسطِ دادستانها
. به محلي که بهم گفته بودي منتقل شدن

00:10:59.440 --> 00:11:02.110
کي هست ؟ کسي که سهام رو
... تحتِ يه نامِ ديگه داره

00:11:02.110 --> 00:11:06.730
زماني خواهد رسيد که تو
. دستش رو بالا نگه مي داري

00:11:09.040 --> 00:11:10.450
. بعدش ميزارم که بفهمي کي اه

00:11:14.110 --> 00:11:18.630
چيزي نبايد باشه که جانگ تائه
. جو بتونه اونُ از آنِ خودش بکنه

00:11:21.080 --> 00:11:24.470
وقتي که خيلي کوچيک بودم ... شايد
روزِ جشنِ سالِ نو بود ؟

00:11:24.470 --> 00:11:27.210
با يکي از آشناها کارت بازي کردم

00:11:27.210 --> 00:11:29.540
. و عمــــوم برنده شد

00:11:29.540 --> 00:11:31.870
، برايِ هر بردي 100 وون شرط بندي بود
. اما اون بيشتر از 20.000 وون برنده شد

00:11:33.620 --> 00:11:35.860
... همه مي خنديدن و پول ميدادن

00:11:35.860 --> 00:11:39.850
. اما پدرم ناراحت شد و گفت که عموم داره کلک ميزنه

00:11:39.850 --> 00:11:42.530
. يک دعوايِ حسابي راه افتاد

00:11:42.530 --> 00:11:46.320
پدرم دستِ منُ گرفت و
. خيلي سريع از اونجا رفتيم بيرون

00:11:46.320 --> 00:11:48.340
مي دوني چــــــرا ؟

00:11:53.880 --> 00:11:58.110
. چون پدرم تويِ کيفش 20.000 ون نداشت

00:11:59.710 --> 00:12:02.380
فکر مي کرد اينکه به عنوانِ مردِ بي پولي شناخته بشه

00:12:02.380 --> 00:12:06.740
خيلي براش سنگينتره تا به عنوانِ کسي
. که پول نپرداخته موردِ لعنت قرار بگيره

00:12:07.820 --> 00:12:12.510
. بعد ازاون، پدرم هرگز به خونهِ عموم برنگشت

00:12:12.510 --> 00:12:16.360
اون شب، پدرم بهم گفت

00:12:16.360 --> 00:12:25.330
' ، تائه جو، تجربه ام بهم ميگه
... بزرگـــترين گناه تويِ اين دنيا اينکه

00:12:26.630 --> 00:12:33.180
يه مرد اونقدر نتونه پول در بياره و مراقبِ
. خودت باشه که با زني که دوستش داره ازدواج کنه '

00:12:36.000 --> 00:12:37.860
. سئول هي ، بــــرو

00:12:37.860 --> 00:12:44.720
اگه کنارم بموني ، احتمالن دورت ميکنن
... تحتِ تعقيب قرار ميگيري و حتي به زندان فرستاده ميشي

00:12:45.880 --> 00:12:47.630
. هر اتفاقي ممکنــــه بيوفته

00:12:51.650 --> 00:12:52.970
... تائه جو

00:12:55.590 --> 00:12:57.370
. هر آدمي فقط يه بار زندگي ميکنه

00:12:57.370 --> 00:13:01.740
، نمي تونم با کسايي بمونم که پول دارم
. و کسايي که والدينِ خوبي دارنُ دوست ندارم

00:13:01.740 --> 00:13:04.130
کسي که هر چيزي داره، از سرش تا نوکِ انگشتِ
پاش مالِ خودشــــه

00:13:04.130 --> 00:13:05.670
... حتي اگرم با خاک و عرق صورتش پوشش داده شده باشه

00:13:05.670 --> 00:13:08.650
، کسي که همه چيزُ خودش تحمل ميکنه
اون مردي اه که دوسش دارم و ميخوام باهاش ازدواج کنم

00:13:08.650 --> 00:13:11.410
... و قصد دارم بچه اش رو به دنيا بيارم. برايِ من

00:13:16.030 --> 00:13:17.750
. اون فرد تويي، تائه جــــــو

00:13:17.750 --> 00:13:19.530
. افسوس ميخوري

00:13:20.560 --> 00:13:24.430
شنيدم همهِ زنا بعد از اينکه
. ازدواج کردن افسوس خوردن

00:13:24.430 --> 00:13:27.190
... حتي اگرم قرار باشه در آينده افسوس بخورم

00:13:28.910 --> 00:13:30.600
. ميخوام کنارِ تو افسوس بخورم

00:13:30.600 --> 00:13:32.680
. قصد دارم اينطوري افسوس بخورم

00:13:33.750 --> 00:13:40.320
. اگه صدمه ببيني ... نميتونم خودمُ ببخشم

00:13:44.660 --> 00:13:46.130
. سئول هــــي

00:13:47.160 --> 00:13:49.630
. ميخوام برم پيشِ يکي از کارگزارا -

00:13:53.310 --> 00:13:55.430
. برايِ همه چيـــز ممنونم

00:13:56.840 --> 00:13:59.000
. سئول هــــي

00:13:59.000 --> 00:14:01.060
. مي فرستمت بري

00:14:02.980 --> 00:14:06.880
... اگه بيوفتي يا به راه رفتنت ادامه بدي

00:14:07.900 --> 00:14:09.740
. ميخوام برايِ يه مدتِ طولاني راه رفتنت رو ببينم

00:14:15.680 --> 00:14:19.380
. سئول هي، برنگـــــرد

00:14:24.100 --> 00:14:27.720
دکتر پارک گفت که به خانم گفتن که رئيس
. بيشتر از سه روزِ ديگه نمي تونه دووم بياره

00:14:27.720 --> 00:14:31.800
اما خودشون گفتن که ميخوان با رئيس تنها باشن

00:14:31.800 --> 00:14:34.260
. و بهش گفته که نزارن هيچ کس اين موضوعُ بدونه

00:14:36.000 --> 00:14:40.830
جونگ يون و دونگ هي، با مين هو برايِ
. تعطيلات برين جزيرهِ ججو و يکم استراحت کنين

00:14:40.830 --> 00:14:44.370
. ون جائه، مراقبِ سئو يون باش و طرفش بمون

00:14:44.370 --> 00:14:48.090
. سه يا چهار روز طول ميکشه
. بعدش باهاش برميگردم

00:14:51.220 --> 00:14:53.580
. با ارتباطي که باهم داشتن، اين غيرممکنه

00:14:53.580 --> 00:14:59.130
ممکنه که اونــــا خواسته باشن
... پدر آخرين روزاش رو باهاشون سپري کنه

00:14:59.130 --> 00:15:02.220
. شــــايد پدر خواسته

00:15:02.220 --> 00:15:05.000
. بازم بايد بعد از مراسم چيزي ميگفته

00:15:05.980 --> 00:15:10.700
، حتماً به خاطرِ اين بوده که ميخواسته مالکِ سهام بشه
... برايِ همين هرگونه تماس با بيرون رو مسدود کرده

00:15:10.700 --> 00:15:13.000
هفت سالِ پيش بوده ؟

00:15:13.000 --> 00:15:17.470
وقتي که پدر تويِ اتاقِ ريکاوري بود
. اونم بعد از عملِ جراحيِ مغزش

00:15:17.470 --> 00:15:22.840
مامان تمامِ اون دو روز رو
. تويِ اتاقِ عبادتِ بيمارستان بود

00:15:24.460 --> 00:15:28.220
... هيچي نمي خورد ... نمي خوابيد

00:15:29.370 --> 00:15:30.990
. فقط و فقط دعا ميکــــرد

00:15:30.990 --> 00:15:33.730
پس چطوري مي تونسته فهميده باشه ؟

00:15:36.950 --> 00:15:39.890
. باشه، گرفتم

00:15:39.890 --> 00:15:44.700
کي به رئيس چويي مين جائه در موردِ
عملِ تومورِ مغزِ پدر، گفته بوده ؟

00:15:46.440 --> 00:15:51.580
درصدِ زنده موندنِ رئيس بعد از عمل چقدره ؟

00:15:51.580 --> 00:15:56.920
... بعد از اينکه پدر بيدار شد، مامان گفت

00:15:58.540 --> 00:16:00.350
' . ممنونم که به زندگي برگشتي '

00:16:00.350 --> 00:16:01.780
. نائب رئيس

00:16:01.780 --> 00:16:03.760
. مسئله به 27 سالِ پيش برميگرده

00:16:03.760 --> 00:16:09.510
نمي تونسته بيشتر از اين تنفرش رو
. نسبت به پدر تويِ قلبش نگه داره

00:16:09.510 --> 00:16:10.760
... همش سوء تفاهم هايِ ما بوده

00:16:10.760 --> 00:16:14.340
پروژه بازسازيِ غرب که به سه سالِ
. تلاش و برنامه ريزيِ شبانه روزي شروع شد

00:16:14.340 --> 00:16:18.270
اما با گردباد و تلاشها براي دلجويي
... از مردمِ محلي که با اين قضيه مخالف بودن

00:16:19.340 --> 00:16:22.510
. در نهايت، 15 سال طول کشيد

00:16:22.510 --> 00:16:25.340
. برايِ مردم هم همينطور بوده

00:16:26.350 --> 00:16:30.460
احتمالاً اينکارُ شروع نکرده با فرضِ
. اينکه قراره نقشه اش 27 سال طول بکشه

00:16:30.460 --> 00:16:35.470
. برايِ مامان حسِ بدي دارم

00:16:35.470 --> 00:16:42.890
سئو يون، من سهامِ بنيانِ تحصيلي ام
. رو به تو واگذار ميکنم

00:16:42.890 --> 00:16:46.630
.سئو يون، سهامِ آکادميِ سونگ جين رو هم بردار

00:16:47.930 --> 00:16:52.110
. مامان ... بهم اعتمــــاد داشت

00:16:53.550 --> 00:16:56.380
مامان وقتي داشت سهامش رو
... بهم ميداد اصلاً مردد نبود

00:16:56.380 --> 00:16:58.920
. و گذاشت که سهامش رو بگيرم

00:17:00.710 --> 00:17:09.020
اما حالا، من به خاطرِ يه کلمه حرفِ
. جانگ تائه جو نميتونم به مامان اعتماد کنم

00:17:09.020 --> 00:17:11.860
. بايد دنبالِ مالکهايِ واقعي اون سهام بگردم

00:17:11.860 --> 00:17:14.090
. حتماً بايد تويِ شرکت باشن

00:17:14.090 --> 00:17:17.680
اونا بايد از آدمهايي باشن که
. رئيس بهشون عميقاً اعتماد داشته

00:17:19.070 --> 00:17:23.530
رئيس برايِ ما حرف و وصيتي نذاشته ؟

00:17:23.530 --> 00:17:25.950
. رئيس گيم هانگ ريول

00:17:25.950 --> 00:17:30.640
درسته . ون جائه سهام
... رو از اونا گرفته

00:17:30.640 --> 00:17:32.770
. بايد رئيس کيم هانگ ريول رو ببينم

00:17:32.770 --> 00:17:36.890
بايد مديرعامل چويي ون جائه رو هم
. ببينين و اين مسئله رو با ايشون هم مطرح کنين

00:17:38.310 --> 00:17:43.850
بعلاوه اميدوارم که مادرتون همون آدمي که
. باور دارين هست، باشه

00:17:54.530 --> 00:17:58.370
تيمِ مميزي برايِ تقسيم بنديِ
. برنامه هايِ استراتژيک رفتن

00:17:59.770 --> 00:18:02.530
. ازشون خواستم که بررسي هايِ معمولُ انجام بدن

00:18:02.530 --> 00:18:06.880
. مي دوني که چطوري ان
. برايِ اثباتِ وفاداري شون، با هم رقابت ميکنن

00:18:09.320 --> 00:18:13.100
مي دونم . بهشون گفته بودم که
فقط يکم سهامت رو لمس کنن اما

00:18:13.100 --> 00:18:16.880
اونا مسئلهِ ماليات و فرار از مالياتت رو
. تويِ روزنامه ها نوشتن و به تلويزيون هم گفتن

00:18:16.880 --> 00:18:21.690
سئو يون، شنيدم که به رهبرِ
. تيمِ مميزي پاداش دادي

00:18:22.600 --> 00:18:25.020
. به همين خاطر منم بچه ها رو به يه شامِ خوب دعوت کردم

00:18:26.350 --> 00:18:28.630
. ديروز رئيس کيم هانگ ريول رو ديدم

00:18:28.630 --> 00:18:30.300
کيم هانگ ريول ؟

00:18:34.790 --> 00:18:37.660
مخابراتِ سونگ جين! چـــــرا ؟

00:18:37.660 --> 00:18:40.370
قصد داشتي بهش بگي که اينبار منُ برايِ سفر بفرسته ؟

00:18:50.750 --> 00:18:52.960
. اين روزا يه حسِ عجيب و غريبي دارم

00:18:52.960 --> 00:18:59.200
ميرم و با کسايي غذا ميخورم که سالهايِ زيادي
... از زندگي شون رو با پدر گذروندن و در موردش حرف ميزنن

00:19:00.940 --> 00:19:02.560
. ون جـــــائه

00:19:04.110 --> 00:19:07.470
. ميخوام آخرين صحبتهايِ پدرُ بشنوم

00:19:10.060 --> 00:19:12.440
. سئو يون، از تو پرسيد

00:19:12.440 --> 00:19:14.340
! ايون جونگ

00:19:16.390 --> 00:19:19.210
. تمامِ شب مست کرده بود

00:19:19.210 --> 00:19:24.770
حرفايي که اون به پسرِ بزرگترش گفته
. بود همش در موردِ سئو يون بود

00:19:26.670 --> 00:19:28.560
... مادر گفت که

00:19:28.560 --> 00:19:31.890
، پدر حواسش زياد جمع نبوده
. به همين خاطر همش دنبالِ سئو يون بوده

00:19:31.890 --> 00:19:34.950
به همين خاطر مادر بهش گفته که
. بهت نگه و دلداري اش داده

00:19:34.950 --> 00:19:37.570
. ون جائه خيلي پشيمون بود

00:19:37.570 --> 00:19:42.600
، اگه مي دونست که اين آخرين لحظه هايِ زندگي پدره
. حتماً بهت مي گفت

00:19:45.000 --> 00:19:46.880
. صلاحيتِ مردان رو تموم کردم

00:19:46.880 --> 00:19:49.390
. شعرهايِ سئو جونگ جو واقعاً عالي بودن

00:19:49.390 --> 00:19:51.680
. يه فردِ خيلي شگفت انگيز بوده

00:19:53.340 --> 00:19:56.600
اما سئو يون، من تويِ خوندنِ
. داستانِ برادرانِ کارامازوف شکست خوردم

00:19:58.120 --> 00:20:02.420
يه نفر بهم گفت که همه در موردِ داستايوسکي ميدونن

00:20:02.420 --> 00:20:05.720
. اما عدهِ کمي هستن که همهِ کتابهاش رو خوندن

00:20:07.620 --> 00:20:10.230
اين اولين کتابي بود که از غرغر
. هايِ تو خيلي وحشتناک تر بود

00:20:10.230 --> 00:20:13.640
. نمي تونستم بخونمش . خيلي سخت بود

00:20:15.500 --> 00:20:17.170
. بيا فردا با هم ناهار بخوريم

00:20:17.170 --> 00:20:21.720
من وافل و توت فرنگيِ يخي اي که
. خيلي دوست داري رو به دفترت ميارم

00:20:25.090 --> 00:20:27.140
. پدرم ازم خواست که

00:20:27.140 --> 00:20:31.260
. باهات لحظه هايِ زيادتري رو بگذرونم
. بهم گفت که تو لحظه هايِ سختي رو پشتِ سر ميگذروني

00:20:31.260 --> 00:20:33.960
... برايِ ناهارِ فردا -
. کيــــــدو -

00:20:33.960 --> 00:20:36.600
. دلم برايِ پدر تنگ شده

00:20:41.460 --> 00:20:43.040
. سئو يون، منم دلم براش تنگ شده

00:20:44.200 --> 00:20:46.640
. بارها و بارها افسوسِ از دست دادنش رو ميخورم

00:20:46.640 --> 00:20:49.250
. بايد به بيمارستان مي رفتم

00:20:49.250 --> 00:20:52.040
کيــــدو، بهم گفته بود

00:20:52.040 --> 00:20:56.430
که بابا فقط سرماخورده
. و اين يه عارضهِ جزئي اه

00:20:56.430 --> 00:21:00.850
. که بعد از سه روزِ ديگه برميگرده خونه

00:21:03.340 --> 00:21:07.760
، اگه سئو يون بفهمه که من کي ام
... بفهمه تو کي هستي، سونگ جائه

00:21:07.760 --> 00:21:10.290
. نه، هيچ وقت نمي زارم بفهمــــِه

00:21:10.290 --> 00:21:12.550
. بعدش تنها کاري که ميتوني بکني، تسليم شدنه

00:21:12.550 --> 00:21:16.650
قصد دارم مثلِ هميشه به زندگي ام به عنوانِ
. برادرِ کوچيکترِ سئو يون ادامه بدم، درست مثلِ قبل

00:21:19.530 --> 00:21:25.410
بله، دکتر گفته بود ... که اين فقط
. يه عارضهِ جزئي به خاطرِ سرماخوردگي اه

00:21:25.410 --> 00:21:30.700
چويي سونگ جائه هم شنيده که رئيس
. بيشتر از سه روزِ ديگه دووم نمي ياره

00:21:32.510 --> 00:21:36.420
. من برايِ ناهارِ فردا برنامه دارم
. بيا يه وقتِ ديگه با هم ناهار بخوريم

00:21:38.000 --> 00:21:41.650
. برادارانِ کارامازوف ... بخونش

00:21:42.910 --> 00:21:45.490
. پدرِ پيــــتر فوت کرده

00:21:45.490 --> 00:21:50.830
. داستان در موردِ پيدا کردنــِه قاتله پيتــــرِه

00:21:52.350 --> 00:21:55.780
. سونگ جائه، مطمئن شو مي خونيش

00:21:56.350 --> 00:22:03.350
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:11.470 --> 00:22:12.900
. سئو يــــــون

00:22:40.620 --> 00:22:43.810
تعجب مي کنم که چرا انقدر سريع بود
... وقتي که داشت قدم برميداشت

00:22:43.810 --> 00:22:46.260
. چرا انقــــدر عجله داشت

00:22:48.050 --> 00:22:53.110
. اگه داشت تلاش مي کرد منُ تنها بزاره

00:22:55.480 --> 00:22:57.190
. ممنونم

00:23:00.190 --> 00:23:04.210
. اين چايي سبز از کوه هايِ جيري اه
. ذهنت رو خالي ميکنه

00:23:04.210 --> 00:23:06.210
. بنوش

00:23:11.980 --> 00:23:13.350
. چويي سئو يون هستم

00:23:13.350 --> 00:23:15.540
. رئيس کيم هانگ ريول رو ديدم

00:23:15.540 --> 00:23:18.220
تا وقتي که سهام به نامِ مالکِ واقعي نخوره

00:23:18.220 --> 00:23:20.390
. نمي تونن هويتِ مالکِ واقعي رو افشا کنن

00:23:20.390 --> 00:23:23.230
. اين خواستهِ رئيس بوده

00:23:23.230 --> 00:23:24.520
همونطور که ديــــروز تصميم گرفته بوديم

00:23:24.520 --> 00:23:28.290
خواهش مي کنم تغييرات رو با درنظر گرفتنِ
. مسائل شرکتِ مرکزي رو به سيمانِ سونگ جين تغيير بدين

00:23:28.290 --> 00:23:30.530
... نائب رئيس، منظورتون چي هست

00:23:30.530 --> 00:23:33.110
. همه شرکتاي وابسته دارن بازسازي مي شن

00:23:33.110 --> 00:23:37.400
منابعِ ماليِ خارجي هم دارن
. سهامِ زيادي مي خرن

00:23:38.740 --> 00:23:42.210
به نظرم بهــــتره که شرکتِ مرکزي رو تغيير بديم

00:23:42.210 --> 00:23:44.950
به جايي که خيلي قابليتِ رشدِ بيشتري
. داره حتي از سيمانِ سونگ جين هم بيشتر

00:23:44.950 --> 00:23:48.320
پس مديرعامل چويي ون جائه
. نبوده . واقعاً مادرتون بوده

00:23:48.320 --> 00:23:53.620
. چيزايي که بهم گفتين خيلي تاثيرگذار بودن

00:23:54.760 --> 00:23:55.950
. ممنونم

00:24:02.870 --> 00:24:04.960
. مامان، خسته به نظر ميرسي

00:24:04.960 --> 00:24:09.210
تو پدرُ فرستادي، و همه چيز
. همه تويِ شرکت نامرتبه

00:24:09.210 --> 00:24:16.690
، به محضِ اينکه مشکلات حل بشن
. بيا با هم يه سفر بريم . حداقل سه روزه

00:24:16.690 --> 00:24:21.020
چطوري يه آدم که همش تويِ خونه هست
مي تونه بفهمه بيرون چه اتفاقي مي افته ؟

00:24:22.120 --> 00:24:25.610
من صحبت از دعوتِ مديرعامل
رو بي جا آوردم

00:24:25.610 --> 00:24:29.530
. و فقط تو رو ناراحت کردم

00:24:31.310 --> 00:24:34.700
. مي دونم چه حسي داري

00:24:36.420 --> 00:24:41.020
... چشمه هايِ آبگرم يا ساحل
. تصميم بگير کجا ميخواي بري مامان

00:24:42.310 --> 00:24:43.440
... سئو يون

00:24:45.420 --> 00:24:52.540
به نظر بهتر باشه که سيمانِ
. سونگ جين رو به عنوانِ شرکتِ مرکزي نگه داريم

00:24:54.680 --> 00:24:56.750
... يادم ميــــــاد

00:24:56.750 --> 00:25:02.390
وقتي که سيمانِ سونگ جين رو سه سالِ
... پيش به شرکتِ مرکزي تغيير داديم

00:25:02.390 --> 00:25:05.450
. حداقل يه ماه در موردش حرف ميزد

00:25:05.450 --> 00:25:10.540
حتي وقتي که با روسايِ سيمانِ
سونگ جين به سفر رفته بود

00:25:11.820 --> 00:25:15.100
نمي تونست بيشتر از يه ساعت دووم
، بياره به خاطرِ بي ثباتي رواني اش

00:25:15.100 --> 00:25:20.510
اما با اينحال دستم رو گرفته بود
. و در موردِ نقاطِ مختلفش باهام حرف ميزد

00:25:20.510 --> 00:25:26.350
' . اينجا جايي اه که اولين ماشينِ سيمان رو ميزاريم '

00:25:26.350 --> 00:25:34.390
'اينجا هم اتاقِ ذخيره سازيِ سيمانه
. که رامشهايِ پخته شده رو اينجا نگه ميداريم '

00:25:34.390 --> 00:25:37.320
. دستام رو گرفته بود و يکم گريه کرد

00:25:38.860 --> 00:25:41.910
... جرمي مرتکب شدم

00:25:41.910 --> 00:25:47.720
. اما خوشبختانه، بهشت بهم يه هديه داد

00:25:49.230 --> 00:25:52.940
. مامانت و سونگ جائه

00:25:55.680 --> 00:25:58.180
. سئو يون، بيا بعداً با هم بريم سفر

00:25:58.180 --> 00:26:01.740
. بيا با هم بريم به سيمان سونگ جين

00:26:01.740 --> 00:26:03.760
... بهت نشون ميدم

00:26:03.760 --> 00:26:07.140
رختخوابي رو که پدرت اونجا خوابيده بود

00:26:07.140 --> 00:26:12.530
. و کارتي رو که باهاش سيمان مي رسوند

00:26:12.530 --> 00:26:15.190
. اونا تويِ سالنِ نمايشگاهِ اونجا هم بودن

00:26:16.910 --> 00:26:21.770
برايِ پدرت، سيمانِ سونگ جين
. خونه و ريشه اش هست

00:26:21.770 --> 00:26:27.490
واقعاً دوستش داشت خيلي هم خوشحال
. ميشه اگه اونجا رو شرکتِ مرکزي قرار بدي

00:26:27.490 --> 00:26:30.520
. سئو يون، بيا اينکـــــارُ بکنيم

00:26:35.260 --> 00:26:40.230
. سئو يون، ممنونم ازت که درکم کردي

00:26:40.230 --> 00:26:44.850
. بايد ازش سپاسگزار باشيم

00:26:44.850 --> 00:26:51.290
، وقتي که من ديگه اينجا نبودم و مــُرده بودم
. سئو يون، خواهش مي کنم از مادرت مراقبت کن

00:26:55.550 --> 00:26:56.770
! پــــــدر

00:27:06.620 --> 00:27:08.920
. دلم براش تنگ شــــــده

00:27:10.400 --> 00:27:13.500
. اون حتي نمي تونست خودش غذا بخوره

00:27:13.500 --> 00:27:16.360
. حتماً بايد خيلي تويِ بهشت تنها باشــــِه

00:27:17.420 --> 00:27:20.060
... بعد از اينکه زمان بگذره و دوباره همديگرُ ببينيم

00:27:21.690 --> 00:27:23.570
. چقدر خوشحال ميشه که دوباره بتونه منُ ببينه

00:27:35.600 --> 00:27:40.870
جلسه با تيمِ ازرياب هايِ مودي رو که ساعتِ
. يازده ظهر بود رو عقب مي ندازم

00:27:42.510 --> 00:27:46.230
. ديشب تمامِ شب نخوابيدين
... حتي خيلي کم هم استراحت کردين

00:27:46.230 --> 00:27:49.560
... مودي ها بهمون کمک نمي کنن

00:27:49.560 --> 00:27:51.900
. اما مي تونن باعثِ سقوطمون بشن

00:27:51.900 --> 00:27:54.530
. فقط طبقِ برنامه ريزي همه چيز رو انجام بده

00:27:54.530 --> 00:27:55.950
... برادرت

00:27:57.200 --> 00:28:00.060
... نه، در موردِ چويي سانگ جائه

00:28:00.060 --> 00:28:03.680
. دوباره پيامدهايِ قانوني اش رو بررسي ميکنم -
. اما قانون هميشه ديـــر به دادِ آدمها ميرسه -

00:28:03.680 --> 00:28:07.440
آخرين مهلتِ تزريقِ پول به
. شاخه هايِ خارجي چهار روزِ ديگه است

00:28:07.440 --> 00:28:08.970
... مـــــامان

00:28:12.190 --> 00:28:17.010
اون زن هان جونگ هي، داره دوباره تلاش
. ميکنه جلسهِ سهامدارهايِ عمده برگزار بشه

00:28:17.010 --> 00:28:19.790
دليلِ اينکه رئيس اينُ بهمون گفت که

00:28:19.790 --> 00:28:23.490
چويي سونگ جائهِ پسرِ رئيس بائه يونگ هانـــِه

00:28:23.490 --> 00:28:27.320
اين بود که مطمئن بشه حتي اگه واقعيت مشخص ميشه
. بازم ازش محافظت مي کنيم

00:28:27.320 --> 00:28:30.590
. و مشکلش به مشکلِ خانوادگيِ تبديل ميشه

00:28:30.590 --> 00:28:34.220
. رئيس برايِ مدتِ 27 سال اونُ تويِ بازوهاش حفظ کرده

00:28:34.220 --> 00:28:35.770
... بيشتر از 27 سال

00:28:40.650 --> 00:28:43.110
... نمي تونم به خاطرِ اون سه روز ببخشمشون

00:28:43.110 --> 00:28:47.160
. اون سه روزِ آخري که پدر تويِ بيمارستان بود

00:28:48.920 --> 00:28:51.310
. چقدر بايد ترسيده بوده باشه

00:28:58.690 --> 00:29:00.300
. در موردش فکر کردم

00:29:00.300 --> 00:29:05.910
چطوري ميشه که اون زن
هان جانگ هي بيشتر ضجر و درد بکشه ؟

00:29:09.890 --> 00:29:12.170
. مي خوام اونُ دستِ خالي بفرستم

00:29:14.470 --> 00:29:17.480
... برايِ اينکه 27 سال پدرمو فريب داد

00:29:20.380 --> 00:29:26.700
ميخوام کاري کنم که اون زن هان
.جانگ هي برايِ تمامِ اين سالها افسوس بخوره

00:29:30.270 --> 00:29:32.620
. بايد اول به موضوعِ پول رسيدگي کنم

00:29:32.620 --> 00:29:35.630
. جانگ تائه جو، مردِ خوش شانسي اه

00:29:35.630 --> 00:29:40.810
اون با يه وامِ کوتاه مدتِ يک ميليارد
. دلاري صاحبِ ده گروهِ وابسته ميشه

00:29:40.810 --> 00:29:43.220
در موردِ چويي سانگ جائه چه نقشه اي کشيدين ؟

00:29:44.850 --> 00:29:48.220
. شنيدم که تويِ جلسهِ خانوادگي بهتون کمک کرده

00:29:48.220 --> 00:29:51.880
و ايشون بوده که در موردِ
. وضعيتِ بحراني رئيس بهتون گفته

00:29:53.060 --> 00:29:55.290
... هان جانگ هي و چويي سونگ جائه

00:29:55.290 --> 00:29:56.750
چطوري مي تونن با هم فرق داشته باشن ؟

00:29:57.830 --> 00:29:59.490
... همونطوري که گفته بودم

00:30:01.110 --> 00:30:04.090
اون سه روزِ آخري که
... پدرم تويِ بيمارستان بود

00:30:05.600 --> 00:30:07.500
. نمي تونم برايِ اون سه روز ببخشمشون

00:30:11.000 --> 00:30:13.300
. همه چيز اينطوري پيش رفته

00:30:13.300 --> 00:30:16.480
. اگه يه قدمُ از دست بدي، حرفا عوض ميشن

00:30:19.120 --> 00:30:23.620
... رئيس جانگ تائه جو
. دوست دارم حضوري ببينمشون

00:30:23.620 --> 00:30:27.620
. مي بينمش و خنجرُ رويِ گردنش قرار ميدم

00:30:27.620 --> 00:30:31.360
نمي تونه بيشتر از اون 1 ميليارد
. دلار چيزِ ديگه اي طلب کنه

00:30:33.260 --> 00:30:36.620
چطوري ممکنه که پدر و
پسر انقدر با هم فرق داشته باشن ؟

00:30:36.620 --> 00:30:41.860
دونگ جين هميشه خيلي بلند
ميکنه اما تويِ اين زمين از همه پايينتره

00:30:41.860 --> 00:30:44.200
اما به هر حال ميدونسته که

00:30:44.200 --> 00:30:49.210
چويي دونگ سونگ بعد از شنيدن
. ورودِ دولتِ پنجم دستاش رو ول ميکنه

00:30:49.210 --> 00:30:53.630
، حتي اگرم بزارم دستات برن
. بازم سهامم رو دارم

00:30:53.630 --> 00:30:55.620
اگه تو دستايِ منُ ول کني

00:30:55.620 --> 00:30:59.110
در تعجبم بدونم که با مدارکي که از
. جانگ تائه جو داري مي خواي چيکار کني

00:31:01.100 --> 00:31:05.620
مي توني با رئيس جانگ تائه جو
يه قرارِ ملاقات بزاري ؟

00:31:05.620 --> 00:31:11.730
زماني رو مشخص مي کنم که هم
. شما و هم من بتونيم با هم به ديدنش بريم

00:31:13.470 --> 00:31:15.300
. خوبــــــِه

00:31:45.510 --> 00:31:48.080
... افرادِ جانگ هي رو بررسي کن

00:31:48.080 --> 00:31:50.260
. ببين کي ها بهش کمک مي کنن

00:31:50.260 --> 00:31:55.210
. چويي سونگ جائه ... درموردِ اونم اطلاعات کسب کن

00:31:56.960 --> 00:31:58.180
. بله، آقـــــــا

00:32:11.400 --> 00:32:12.680
- . جانگ تائه جو هستم
- .چويي سئو يون هستم

00:32:13.590 --> 00:32:17.200
. دوست دارم ساعتِ 7 باهات شام بخورم

00:32:17.200 --> 00:32:21.270
بيا ساعتِ 6:30 تويِ رستورانِ
. هتلِ سونگ جين همديگرُ ببينيم

00:32:25.310 --> 00:32:27.700
. چويي سئو يون تماس گرفت

00:32:27.700 --> 00:32:30.660
... يک ميليارد دلار

00:32:31.780 --> 00:32:34.200
قرار نيست که به دستِ چويي سئو يون برسه ؟

00:32:34.200 --> 00:32:35.810
پس برايِ چي باهاش قرار گذاشتي ؟

00:32:35.810 --> 00:32:39.010
چويي سئو يون مي گه که ده تا
. گروهِ وابسته رو بهم ميده

00:32:39.010 --> 00:32:42.580
. چويي مين جائه هم زندگي ام تو دستاشه

00:32:42.580 --> 00:32:47.610
پس اون بهت يکم پول ميده و بعدش
. اون يک ميليارد دلارُ صاحب ميشـــِه

00:32:47.610 --> 00:32:51.740
، بعد از اينکه اون يک ميليارد دلارُ تنهايي خورد
. نقشه مي کشه تا مدارک رو هم رو کنـــِه

00:32:53.490 --> 00:32:56.500
. ديگــــه نگرانِ من نباش
. منم نقشهِ خودمُ دارم

00:33:03.590 --> 00:33:05.030
! لبخنــــد بزن

00:33:07.010 --> 00:33:10.280
وقتي من سالِ آخرِ دبيرستان، از دبيرستان
... اخراج شدم، مامانم بهم گفت

00:33:10.280 --> 00:33:12.420
' که کدومِ ژني تو رو اينطوري کرده ؟ '

00:33:12.420 --> 00:33:17.050
منم دقيقاً مثلِ مادرم هستم ، کسي که حرفايِ
. پدرِ قماربازم رو باور کرد و باهاش فرار کرد

00:33:17.050 --> 00:33:21.130
سئول هي،مي دوني که چقدر
. اجاره دادنِ يک ساختمان تنهايي گرونه

00:33:21.130 --> 00:33:24.140
اگه هر وعدهِ غذات رو تويِ رستوران بخوري
... و هر شب هم تويِ يه هتل بخوابي

00:33:24.140 --> 00:33:26.050
. بازم نصفِ اين مبلغ رو نمي توني استفاده کني

00:33:26.050 --> 00:33:27.900
. همســـرم هم همينطوري بود

00:33:27.900 --> 00:33:30.630
، بهم گفت که اگه يه بارِ ديگه برم زندان
. از دستم فرار مي کنــــِه

00:33:30.630 --> 00:33:33.640
، هر دفعه که از زندان آزاد مي شدم
. منتظر بود و تويِ هر دو دستش ظرفِ توفو بود

00:33:35.070 --> 00:33:37.370
يکي از اون ظرفا رو بهم ميداد تا بخورم

00:33:37.370 --> 00:33:40.800
. و يکي ديگه اش رو رويِ صورتم مي ريخت

00:33:40.800 --> 00:33:44.200
. سئول هي -
. تائه جويِ من، چيکار ميشه کرد -

00:33:44.200 --> 00:33:48.560
من اون 5 تا آپارتماني که
. بهم دادي رو اصلاً دوست ندارم

00:33:48.560 --> 00:33:51.250
. اومدم اينجا و نشستم تويِ اتاقِ خودم

00:33:51.250 --> 00:33:53.890
. در مقابلمون بيشتر از 20 ساختمون وجود داره

00:33:53.890 --> 00:33:55.990
. نورِ خورشيد به خوبي ازشون رد نمي شه

00:33:55.990 --> 00:34:00.830
با خودم فکر کردم که بايد ساختمون رو از آنِ
. خودم بکنم که نورخورشيد خوبي بهش مي رسه

00:34:00.830 --> 00:34:02.730
پدرِ قماربازم منُ بزرگ کــــرد

00:34:02.730 --> 00:34:05.370
و من با تائه جو که بيشتر از 7 سالِ
. زندگي اش با داشته هاش قمار ميکرد، کار کردم

00:34:05.370 --> 00:34:07.230
. اينطوري شد که منم يه قمارباز شدم

00:34:07.230 --> 00:34:10.770
. تائه جو، بيا اين بار اينکـــارُ با هم بکنيم

00:34:10.770 --> 00:34:13.340
. اون ساختمونُ برام بخــــر

00:34:15.140 --> 00:34:17.380
... به زمينِ بازيِ پسرم رفتم

00:34:17.380 --> 00:34:19.610
. با هم مسابقه سه ترکي بازي کرديم

00:34:19.610 --> 00:34:21.810
، مي ترسيدم که نکنه بيوفتـــه
. به همين خاطر تنها خودم مي دوديم

00:34:23.980 --> 00:34:29.250
مدير يون پاش رو به پايِ تو
. وصل کرده، رئيس جانگ

00:34:29.250 --> 00:34:31.000
. سئول هي -
. تائه جــــو -

00:34:31.000 --> 00:34:33.700
. من اول از همه واردِ اين پناهگاهِ زيرزميني شدم

00:34:33.700 --> 00:34:35.400
. پس از من پيروي کن

00:34:35.400 --> 00:34:39.990
همونطور که گفتم ، اگه قراره پشيمون بشم
. ترجيح ميدم در کنارِ تو اين اتفاق بيوفته

00:34:41.560 --> 00:34:42.760
! بخند

00:34:46.810 --> 00:34:51.810
تائه جوي من ، مي خواي با اون يک ميليارد دلار چيکار کني ؟

00:34:52.810 --> 00:34:55.060
...چويي سئو يون ، چويي مين جائه

00:34:55.060 --> 00:34:58.150
. نمي خوام با اونا همکاري کنم

00:35:00.590 --> 00:35:04.040
. مي خوام خودم از اول شروع کنم

00:35:05.260 --> 00:35:06.590
. مي خوام برنده بشم

00:35:06.590 --> 00:35:09.430
...سول هي ، مدير جو ، چون هو

00:35:09.430 --> 00:35:12.280
. ديگه هيچکسي آسيب نمي بينه

00:35:15.390 --> 00:35:19.240
ده تا از اون شرکت هاي وابسته تحتِ صنايع شيميايي سونگ-جين و نيروگاهِ سونگ-جين

00:35:19.240 --> 00:35:21.900
من همه شونُ براي صنايعِ مرکزي سونگ-جين با هم متحد کردم

00:35:21.900 --> 00:35:24.810
. از اونجا که تو قراره به تنهايي از پسِ کاراشون بربياي

00:35:26.620 --> 00:35:29.150
. "يه چيزي هست به اسمِ "سندرمِ دکمه ي موشک

00:35:29.150 --> 00:35:32.590
سربازي که از اتاقک فرمان دکمه ي شليکِ موشکُ فشار ميده

00:35:32.590 --> 00:35:35.570
. نمي دونه که با هر بار فشار دادن چنذ نفرُ مي کشه

00:35:35.570 --> 00:35:37.740
...اون فقط يه دکمه ي کوچيکُ فشار داده

00:35:37.740 --> 00:35:39.360
خيلي وقت پيش ، وقتي رئيس چويي مين جائه ، ساختمانِ فروشگاه رو تخريب کرد

00:35:39.360 --> 00:35:42.290
. فقط يه دکمه رو فشار داد

00:35:42.290 --> 00:35:43.750
اون موقع ازش نفرت داشتم

00:35:43.750 --> 00:35:46.710
اما خيلي بعد تر فهميدم

00:35:46.710 --> 00:35:51.060
که در واقع مديرکل چويي دونگ سونگ بود که از شليک موشک
.کلي سود کرده

00:35:51.060 --> 00:35:54.010
. و چويي سئو يون کسي بود که از اون پولها نگه داري و مواظبت ميکرد

00:35:54.010 --> 00:35:56.610
. تو خودت خيلي آدمِ خوبي نيستي ، جانگ تائه جو

00:36:04.770 --> 00:36:09.360
. از نظرِ تو خوب بودن يعني کسي که براي تو تهديد آميز و خطرناک نباشه

00:36:09.360 --> 00:36:12.920
. براي تو آدمِ خوب يعني کسي که خوب آموزش ديده باشه

00:36:12.920 --> 00:36:15.800
اوه.....کارمند هاي اون 10 شرکتِ وابسته

00:36:15.800 --> 00:36:20.170
. حتماً از ديدگاه تو آدم هاي خيلي خوبي هستن

00:36:20.170 --> 00:36:22.730
اونا زندگي هاشونُ تو دستاي تو گذاشتن

00:36:22.730 --> 00:36:25.000
. و الان هم صبورانه منتظرِ تصميمِ تو هستن

00:36:25.000 --> 00:36:28.850
...بانک جهاني ، بانک توسعه ي آسيا ، MIF

00:36:28.850 --> 00:36:32.440
. اونا تصميم گرفتن که ارزهاي خارجي رو براي کره تامين کنن

00:36:32.440 --> 00:36:39.030
. اون يک ميليارد دلاري که دستته ، با گذشتِ زمان ارزشِ خودشُ از دست ميده

00:36:39.030 --> 00:36:42.830
. پس بهتره هرچه زودتر قراردادُ امضا کنيم

00:36:52.170 --> 00:36:55.530
. تائه جو ، مي خواستي با من شام بخوري و من هم اومدم

00:36:56.530 --> 00:36:59.600
اگه بخوام توي خونه با سئو يون غذا بخورم ، سوء هاضمه ميگيرم

00:36:59.600 --> 00:37:02.410
. پس ميرم بيرون تا با آرامش غذامُ بخورم

00:37:02.410 --> 00:37:05.050
من برم ؟ يا تو ميري ؟

00:37:05.050 --> 00:37:07.350
. اون قراره اون 10 شرکت وابسته رو تحويل بده

00:37:07.350 --> 00:37:08.820
...پس شما از طرفِ من بهش رسيدگي کنيد

00:37:08.820 --> 00:37:11.750
. و ببينيد هيچي آسيب نديده باشه و همه چيز سالم باشه

00:37:12.990 --> 00:37:15.460
. بايد به حرفِ من گوش ميکردي

00:37:15.460 --> 00:37:18.520
فقط اگه اون موقع که بهت گفتم مراقبِ بحرانِ ارز توي جنوبِ شرقِ آسيا باشه
. به حرفم گوش ميکردي ديگه اين اتفاق نمي افتاد

00:37:20.020 --> 00:37:25.500
...آخرين حرفايي که پدر تو بيمارستان زد
. اگه فقط اونا رو بهم گفته بودي

00:37:35.590 --> 00:37:37.270
. مادر

00:37:40.290 --> 00:37:44.150
، خب ..... حالا که همه ي اعضا اينجان

00:37:44.150 --> 00:37:45.690
. بياين به حساب کتابمون برسيم

00:37:50.520 --> 00:37:59.600
بابا ، داري ميگي سونگ جائه بچه ي واقعيِ پدرشوهرم نيست ؟

00:37:59.600 --> 00:38:05.400
.مديرکل از هيچ شروع کرد و با دستاي خودش سونگ-جينُ ساخت

00:38:05.400 --> 00:38:13.620
. مدير کل و من هميشه روي دستامون روغن و کثافت بود

00:38:13.620 --> 00:38:17.460
. و حتي به خون آعشته شد

00:38:20.290 --> 00:38:25.420
...يعني مادرشوهرم توي اين 27 سال با پدرشوهرم چي کرد

00:38:25.420 --> 00:38:26.960
. اون جونگ

00:38:26.960 --> 00:38:31.040
. مديرکل از سرِ لطف و مهربوني دستِ تو رو گرفت

00:38:32.770 --> 00:38:37.520
. من مطمئنم که تو هنوز نسبت به کاري که برات کرده قدرداني

00:38:38.580 --> 00:38:46.580
. اون جونگ ، اميدوارم که تو ايندفعه دستِ نائب رئيس رو تو دستات بگيري

00:38:49.930 --> 00:38:54.080
. خواهش مي کنم....اون جونگ

00:39:15.720 --> 00:39:22.570
يه جورايي حقِ برداشتِ اون يک ميليارد دلار از لهمان توي منهتن
. الان تو دستاي منه

00:39:22.570 --> 00:39:25.990
از هر طرف مردم ازم مي خوان که اين پولُ به اونا بدم

00:39:25.990 --> 00:39:29.660
اما من از چند نفرتون خوشم اومده ، واسه
. همين مي خوام بدمش به گروه سونگ-جين

00:39:30.940 --> 00:39:34.300
. اما يه خرده گيج کننده ست

00:39:34.300 --> 00:39:38.330
، هر دو ماله همين گروه سونگ-جين هستن
. اما دو نفره متفاوت ازم درخواست کردن به اونا بدم

00:39:39.590 --> 00:39:43.200
پس چرا الان کارت هاي مخفيُ رو نکنيم و همه چيزُ شفاف سازي نکنيم ؟

00:39:43.200 --> 00:39:46.480
. حالا ، امروز من قوانينُ مشخص مي کنم

00:39:46.480 --> 00:39:50.600
. چويي سئو يون پيشنهادِ 10 تا از شرکت هاي وابسته رو داد

00:39:50.600 --> 00:39:53.850
قبولش کنم ؟ يا ازش بخوام بيشترش کنه ؟

00:39:57.940 --> 00:39:59.520
يا شايد هم ردش کنم ؟

00:39:59.520 --> 00:40:02.190
. من بايد تائه جو رو تنها ملاقات مي کردم

00:40:03.260 --> 00:40:07.750
لازم نبود زن عمو به خودش زحمت بده
. و بياد اينجا و خودشُ درگيرِ اين جلسه کنه

00:40:10.190 --> 00:40:13.130
. ممنونم ، آقاي رئيس جانگ تائه جو

00:40:16.340 --> 00:40:22.940
اگه نميومدم اينجا تا اون حالتِ چهره ي سئو يونُ ببينم

00:40:22.940 --> 00:40:26.510
چطور مي فهميدم که سئو يون از نقشه هاي من بو برده بود ؟

00:40:26.510 --> 00:40:28.040
....چيکار کنم

00:40:28.040 --> 00:40:34.990
اون يک ميليارد دلارُ بگيرم و بريزمش تو گروه سونگ-جيني که اون مرده
. چويي دونگ سون ساخت

00:40:39.160 --> 00:40:45.190
. و تو حتما با خودت فکر کردي که منُ دستِ خالي ميفرستي برم

00:40:46.260 --> 00:40:48.090
. من واقعا متاسفم ، سئو يون

00:40:50.070 --> 00:40:52.350
...مادر ، در موردِ چي حرف ميزنيد

00:40:52.350 --> 00:40:55.610
. منم متاسفم ، خانمِ هانگ جون هي

00:41:03.730 --> 00:41:06.050
...چويي سونگ جائه

00:41:06.050 --> 00:41:09.760
. نه ، بهتره بگم بائه سونگ جائه

00:41:09.760 --> 00:41:12.960
من يه دادخواست براي اينکه ثابت بشه آيا
. اون واقعا بچه ي پدر هست يا نه رو ارسال ميکنم

00:41:12.960 --> 00:41:18.140
زماني که نتيجه ي اون دادخواست بياد ، ديگه هيچ
. رابطه اي بين سونگ جائه و بابا وجود نخواهد داشت

00:41:18.140 --> 00:41:24.840
. من آکادميِ سونگ جينُ پس خواهم گرفت
. بهتره قبل از اينکه اون کارُ بکنم ، شما خودتون از اونجا بريد

00:41:24.840 --> 00:41:28.880
مي خوام اتاقِ سونگ جائه رو خراب کنم و ازش
. به عنوان کمدِ لباس هام استفاده کنم

00:41:28.880 --> 00:41:33.420
....و خودم از اتاقِ پدرم استفاده مي کنم

00:41:35.000 --> 00:41:36.480
. خانمِ هان جونگ هي

00:41:37.610 --> 00:41:39.560
. مي خوام يه جلسه ي خانوادگي ترتيب بدم

00:41:39.560 --> 00:41:42.030
...و سهامِ صنايع سيمان سازيِ سونگ-جين هم که تحت اسمِ ديگه اي هست

00:41:42.030 --> 00:41:44.830
از اونجا که ماله پدر بوده پس ارثيه ي ماست

00:41:44.830 --> 00:41:52.360
......من ، ون جائه و جونگ يون
. به نسبت بين خودمون تقسيمش مي کنيم

00:41:54.440 --> 00:42:01.750
اوه درسته ..... سنگِ قبرِ بائه يونگ هان هم توي اون کوهيه که
. کارخونه ي ماشين سازيِ سونگ جين صاحبشه

00:42:01.750 --> 00:42:07.690
از اونجا برش داريد . من مي خوام اونجا
. رو بسازم R&amp;D شرکت ماشين سازيِ

00:42:09.640 --> 00:42:14.190
...27سالي که مراقبِ پدرم بوديد

00:42:14.190 --> 00:42:18.150
متاسفم که دارم مجبورتون ميکنم دستِ خالي از اينجا بريد

00:42:18.150 --> 00:42:19.860
. خانم هان جونگ هي

00:42:21.160 --> 00:42:23.330
اگه وقايع بر وقفِ مرادِ من پيش ميرفت

00:42:23.330 --> 00:42:29.470
فکر مي کني من 27 سال پيش اون مرتيکه چويي دونگ يونگ مي موندم ؟

00:42:29.470 --> 00:42:31.910
...سئو يون ، اينا چيه

00:42:31.910 --> 00:42:33.100
. خودت که شنيدي

00:42:33.100 --> 00:42:37.860
اين زن ، چهره ي واقعي خودشُ از پدر مخفي کرده بود

00:42:37.860 --> 00:42:41.240
. و طوري زندگي کرد که خودِ واقعيش نبود

00:42:41.240 --> 00:42:46.190
. اون مي خواد با استفاده از اسمِ يکي ديگه ، صنايعِ سيمانِ سونگ-جينُ مال خود کنه

00:42:46.190 --> 00:42:52.690
. اوه ، و تو ديگه برادر کوچيک تري نداري

00:43:04.260 --> 00:43:05.780
. خودتُ با اين پاک کن

00:43:08.580 --> 00:43:10.470
شما مي دونيد پدر براتون چيکار کرد ؟

00:43:10.470 --> 00:43:13.670
! مادر ، من بهتون اعتماد داشتم
...حتي وقتي که تو اروپا بودم

00:43:13.670 --> 00:43:16.530
...پدر ازم خواست تا براتون دارو هاي کم خوني بيارم

00:43:16.530 --> 00:43:18.050
. ون جائه ، بشين

00:43:21.080 --> 00:43:22.490
....مين جائه

00:43:23.840 --> 00:43:28.920
تو گفتي وقتي که يک ميليارد دلارُ بدست بياري ، منُ دوباره واردِ سونگ-جين ميکني

00:43:28.920 --> 00:43:31.590
اينکه اون يک ميليارد دلار به کي برسه

00:43:31.590 --> 00:43:35.930
...و چه کسي صاحبِ سونگ-جين بشه
. ما داريم اينجا براي همينا تصميم ميگيريم

00:43:35.930 --> 00:43:38.820
. بشين ، ون جانه-
مين جائه-

00:43:38.820 --> 00:43:42.620
! من بهتون اعتماد کردم ، اما تو و مادر

00:43:42.620 --> 00:43:43.970
. ديگه بسته

00:43:45.920 --> 00:43:50.620
، چويي دونگ سونگ مرتکبِ گناه شد
. اما اين شما ها دارين تقاص پس ميدين

00:43:52.160 --> 00:43:54.120
. دلم براتون مي سوزه

00:43:54.120 --> 00:43:58.030
. آقاي جانگ تائه جو ، تبريک ميگم

00:43:58.030 --> 00:44:02.090
. ارزشِ اون يک ميليارد دلار حتي بالاتر هم ميره

00:44:03.030 --> 00:44:04.840
. پس بگو چي مي خواي

00:44:07.960 --> 00:44:11.040
شما همه بايد با هم کنار بيايد . ولي چه خبره ؟

00:44:11.040 --> 00:44:16.010
. اين جر و بحث ها به خاطر اينه که همه سعي دارن پولا رو بالا بکشن

00:44:19.760 --> 00:44:23.290
. بيايد با هم کنار بيايم و با هم نصفش کنيم
خوبه ، اينطور نيست ؟

00:44:23.290 --> 00:44:25.150
. آقاي جانگ تائه جو

00:44:25.150 --> 00:44:26.760
. بزار نصفش به منم برسه

00:44:28.700 --> 00:44:32.740
چويي سئو يون و شما

00:44:34.400 --> 00:44:38.400
، شماها توي صنايعِ سيمانِ سونگ-جين سهام داريد
. صنايع سيمان که در واقعِ شرکتِ اصليه گروه سونگ-جينه

00:44:38.400 --> 00:44:44.640
هر کسي که نصفِ سهامشُ بده به من

00:44:44.640 --> 00:44:48.900
صاحبِ گروه سونگ-جين ميشه ، خوبه ؟

00:44:50.510 --> 00:44:51.890
. تائه جو

00:44:57.720 --> 00:45:03.960
. چويي سئو يون ، نصفِ سهامت تو سيمانِ سونگ-جينُ بده به من

00:45:06.140 --> 00:45:10.470
. اونوقت اون يک ميليارد دلار تو دستاي توئه

00:45:11.560 --> 00:45:15.400
. و بيا گروه سونگ-جين رو هم با هم شريک بشيم

00:45:16.870 --> 00:45:22.070
، تائه جو ، اگه اون پولو بدي به سئو يون
. آسيب مي بيني

00:45:27.410 --> 00:45:30.350
، اگه نگرانِ آسيب ديدن بودم
....آقاي چويي مين جائه

00:45:30.350 --> 00:45:33.610
. هرگز اينکارُ شروع نميکردم

00:45:33.610 --> 00:45:38.290
اگه مي ترسي که اين پول بره تو جيبِ چويي سئو يون
. پس تو اول اقدام کن

00:45:41.880 --> 00:45:44.380
. اين يه خرده مشکله ، جانگ تائه جو
...يه پيشنهادِ ديگه بهم بده

00:45:44.380 --> 00:45:45.870
. پس تو رد ميشي

00:45:45.870 --> 00:45:48.870
. فکر کنم خيلي بهتر باشه اگه تو يه پيشنهادِ واقع گرايانه تر بدي

00:45:48.870 --> 00:45:51.300
چرا اسب سوار خودشُ قاطي ميکنه ؟

00:45:51.300 --> 00:45:53.510
. فقط براش يه ليوان آب بريز

00:45:57.310 --> 00:46:00.940
مادر ، وقتي پدر توي بيمارستان بود ، ازم خواست

00:46:00.940 --> 00:46:04.880
. با سئو يون تماس بگيرم اما شما جلومُ گرفتيد

00:46:04.880 --> 00:46:08.710
اون موقع هم در موردِ سهام ها مي دونستيد ؟

00:46:08.710 --> 00:46:12.170
...چون نمي خواستيد سئو يون متوجه بشه

00:46:12.170 --> 00:46:19.740
عجب مردِ شکاکي....اجازه بده بعد از 5 سال
من مسئولِ آشپزخونه باشم

00:46:19.740 --> 00:46:24.010
. وبزار بعد از 10 سال من به امورِ خونه رسيدگي کنم

00:46:24.010 --> 00:46:28.170
پس چرا وقتي داشت مي مرد ، سهام ها رو با يه اسمِ ديگه بهم داد ؟

00:46:28.170 --> 00:46:31.240
...اون سه روزه آخر توي بيمارستان

00:46:32.280 --> 00:46:34.240
. هرگز به خاطرش نمي بخشمت

00:46:34.240 --> 00:46:38.780
. اون خيلي منتظر شد تا تو بياي ف سئو يون

00:46:38.780 --> 00:46:44.050
. اون حتي مسکن هم نخورد چون مي ترسيد خوابش ببره

00:46:44.050 --> 00:46:48.470
. اون دردُ تحمل کرد و نتظر شد تا تو بياي

00:46:52.870 --> 00:46:54.630
. نگراني هاتونُ بريزيد بيرون

00:46:55.760 --> 00:47:00.540
.من بهش گفتم ....که سئو يون نمياد

00:47:10.580 --> 00:47:14.560
. وقتي داشت مي مرد ، حلقه رو بهش نشون دادم

00:47:15.660 --> 00:47:17.120
! مادر

00:47:19.610 --> 00:47:24.510
...مردي که مثلِ کوه بود
. يه دفعه اي خيلي شکه شده بود

00:47:28.690 --> 00:47:33.380
. حتي بهش جداييِ تو از گروه سونگ-جينُ هم نشون دادم

00:47:39.420 --> 00:47:43.480
. پيشنهادِ جانگ تائه جو رو قبول کن ، مين جائه

00:47:48.510 --> 00:47:49.830
. زن عمو جانگ هي

00:47:53.660 --> 00:47:56.820
. پس بيايد توزيعِ سهمُ قبل از اينکه ، صاحب واقعي تغيير کنه انجام بديم

00:47:56.820 --> 00:48:01.210
. تا يه ماه ديگه جلسه ي سهامدارانُ برگزار ميکنيم

00:48:01.210 --> 00:48:02.690
. جانگ تائه جو

00:48:02.690 --> 00:48:07.930
. خيلي بد شد ، اين دفعه سرِ شرط بندي کم آوردي

00:48:10.440 --> 00:48:14.880
، تا زماني که اسناد فاش نشن
. من طرفِ شما مي مونم

00:48:14.880 --> 00:48:19.390
...بيايد گروه رو هم با هم شريک بشيم
. تا قبل از شکوفه ي گل ها توي بهارِ سالِ آينده

00:48:23.340 --> 00:48:30.160
. سئو يون....من بالاخره مي تونم به قولي که به پدرِ سونگ جائه داده بودم وفا کنم

00:48:30.160 --> 00:48:38.300
. من بهش قول دادم که چويي دونگ سونگ جهنمُ با چشماي خودش ببينه

00:48:38.300 --> 00:48:40.540
. و اينم جهنمه

00:48:41.560 --> 00:48:46.110
. من الان جلوي خودم ، 2 تا اهريمنُ مي بينم

00:49:00.030 --> 00:49:03.330
. دوباره رئيس جانگ موفق شد

00:49:03.330 --> 00:49:05.800
. راستشُ بخواي ، من ترسيده بودم

00:49:05.800 --> 00:49:11.020
اون داشت با سرعتِ 200 ميلومتر برساعت ميرفت
....ن جيغ زدم و با خودم فکر کردم

00:49:11.020 --> 00:49:15.210
".اون عاليه ، حتما موفق ميشه"

00:49:15.210 --> 00:49:20.690
اما بازم تو خوابم هم نمي ديدم اون نصفِ
! گروه سونگ-جينُ مال خودش کنه

00:49:23.780 --> 00:49:25.750
. من از اولش هم مي دونستم

00:49:25.750 --> 00:49:28.320
. من به آدم هاي خوب احتياج ندارم
. آدم هاي صادق منُ به خنده ميندازن

00:49:28.320 --> 00:49:29.550
. اون موقع بود که فهميدم

00:49:29.550 --> 00:49:32.540
.چون هو ، من به چنين آدمي نياز دارم

00:49:32.540 --> 00:49:34.470
"اوه ؟ اون با بقيه فرق داره"

00:49:34.470 --> 00:49:36.230
!دارم مي پرسم ، مي تونم با اين پول دربيارم ؟

00:49:37.560 --> 00:49:42.020
اون خيلي راحت بهترين زمين ها رو تشخيص ميده ، و سليقه ش
. تو انتخابِ زنا تو کلِ کره تکه

00:49:44.390 --> 00:49:45.910
تو فصلِ بهار و پاييز توي چين

00:49:45.910 --> 00:49:48.910
. يه جنگجوي معمولي در عرضِ يک سال پادشاه شد

00:49:48.910 --> 00:49:54.140
. تنها چيزيه که به وسيله ي اون ميشه به طبقات بالاتره اجتماعي راه پيدا کرد IMF

00:49:54.140 --> 00:49:57.850
بعد از اين دوران ، فقرا فقير تر ميشن

00:49:57.850 --> 00:50:00.420
. و ثروتمندا غني تر

00:50:03.830 --> 00:50:06.000
. ما سوارِ آخرين قطار شديم

00:50:06.000 --> 00:50:09.630
. چويي مين جائه و هان جونگ هي

00:50:09.630 --> 00:50:13.710
اونا کسايي نيستن که صنايعِ سيمانِ سونگ-جينُ
. به همين راحتي به يکي ديگه بسپرن

00:50:15.370 --> 00:50:20.410
چون هو ، برو به ميونگ-دانگ و ببين دقيقا چه تاريخي سهام به
. هان جونگ هي واگذار ميشه

00:50:22.350 --> 00:50:25.220
. الان-
. باشه-

00:50:28.610 --> 00:50:30.090
. مدير جو

00:50:30.090 --> 00:50:31.890
توي جلسه ي سهامدارانِ سونگ-جين

00:50:31.890 --> 00:50:34.440
. چويي مين جائه حتما با خودش مداخله گرهاي حرفه اي مياره

00:50:34.440 --> 00:50:35.860
. زيردست هاي سانگ گو حتما يه کاري ميکنن

00:50:35.860 --> 00:50:37.490
. تو هم بر و بچه هاتُ آماده کن

00:50:37.490 --> 00:50:40.810
. فکر کنم حدود 100 نفر کافي باشه
. همين الان برو و باهاشون ملاقات کن

00:50:40.810 --> 00:50:42.290
. فهميدم

00:50:45.440 --> 00:50:47.630
...و سول هي-
بله ؟-

00:50:49.650 --> 00:50:51.660
. بيا اينجا تو بغلم

00:51:10.670 --> 00:51:12.100
. تائه جو

00:51:12.100 --> 00:51:14.610
. پشتم بمون

00:51:15.590 --> 00:51:18.770
. زمين نخور ، صدمه نبين

00:51:19.850 --> 00:51:21.500
. و وقتي دنبالم ميکني مراقب باش

00:51:47.100 --> 00:51:50.530
. اين جنگ .... تموم ميشه

00:52:04.020 --> 00:52:06.980
. ون جائه ، بيا توي دفترم يه چاي بخور

00:52:06.980 --> 00:52:09.450
. من بعد از اينکه 5 6 سال باهات جنگيدم ، بازم دستتُ گرفتم

00:52:09.450 --> 00:52:12.420
. من به خاطرت پيش زنم که داره دق ميکنه و مي خواد طلاق بگيره موندم

00:52:12.420 --> 00:52:16.280
اما مين جائه ، تو با مادرم که 27 سال
...پدرِ بيچاره ي منُ گول زد

00:52:16.280 --> 00:52:19.560
. احساسات تغيير مي کنن ، امروز با ديروز فرق ميکنه

00:52:19.560 --> 00:52:23.080
.فقط روي يه چيز تمرکز کن
چي مي خواي ؟

00:52:23.080 --> 00:52:26.610
واسه ي گرفتنِ اون چه که مي خواي ، بايد با کي همدست بشي ؟

00:52:26.610 --> 00:52:30.760
. مين جائه ، من با تو فرق مي کنم

00:52:30.760 --> 00:52:35.170
. نه ، تو و من درست مثلِ هم فکر ميکنيم

00:52:35.170 --> 00:52:38.520
. اما براي تو يه خرده درکش بيشتر طول ميکشه

00:52:42.810 --> 00:52:44.160
! ون جائه

00:52:48.990 --> 00:52:53.710
من مطمئنم . تو و من
. دوباره توي يه مکان همديگه رو مي بينيم

00:53:02.200 --> 00:53:06.220
چطور يه انسان ميتونه اينکارُ بکنه ؟
!بعد از اونهمه کاري که پدر براي مادر کرد

00:53:06.220 --> 00:53:10.080
، سئو يون ، من خيلي براي پدر متاسفم
...چيکار کنم

00:53:11.290 --> 00:53:12.860
. اون نمي دونست زنش چه جور آدميه

00:53:12.860 --> 00:53:15.840
اون بهش عشق داد ، حتي بنياد بورس رو هم بهش داد

00:53:22.090 --> 00:53:24.090
. من مي خوام يه جلسه ي خانوادگي ترتيب بدم ، ون جائه

00:53:25.100 --> 00:53:29.920
. سهامِ سيمانِ سونگ-جين ارث پدر براي ماست

00:53:29.920 --> 00:53:34.120
. ون جائه ، جونگ يون و من

00:53:34.120 --> 00:53:38.370
اگه سهامُ به نسبت تقسيم کنيم
. ديگه هيچ مشکلِ قانوني اي برامون پيش نمياد

00:53:38.370 --> 00:53:41.090
. من مي خوام خودمُ براي دادخواستِ مربوط به ارثيه مون آماده کنم

00:53:41.090 --> 00:53:44.810
پس دادخواستُ ارسال مي کنيم براش
اخطاريه مي فرستيم و راي گيري رو شروع ميکنيم ؟

00:53:44.810 --> 00:53:49.210
آره ، من بايد با چشماي خودم ببينم که اون زن
. گريه کنان و دستِ خالي از اينجا ميره

00:53:49.210 --> 00:53:51.490
. من نمي خوام اون کارُ بکنم

00:53:51.490 --> 00:53:55.020
. اگه وارد دادگاه بشيم ، تمام دنيا از اين موضوع خبردار ميشند

00:53:55.020 --> 00:53:59.870
. و مردم پشت سرِ پدر و زندگيش حرف ميزنن

00:54:01.200 --> 00:54:02.720
. ما که اينُ نمي خوايم

00:54:02.720 --> 00:54:07.000
. من بهش اطلاع ميدم که ما مي خوايم عليه ش شکايت کنيم

00:54:07.000 --> 00:54:12.230
. و بعد اون متوجه ميشه که در اين مبارزه ي قانوني هيچ شانسي براي بردن نداره

00:54:13.480 --> 00:54:18.170
من کاري ميکنم که اون در سکوت دستِ سونگ
. جائه بگيره و اينجا رو ترک کنه

00:54:21.250 --> 00:54:23.940
. جونگ يون ، لطفا حواست به دونگه هه باشه

00:54:25.110 --> 00:54:28.070
. ون جائه تو هم حواست به اون جونگ باشه

00:54:29.150 --> 00:54:32.020
ميشه من چيزي بگم ؟

00:54:36.390 --> 00:54:39.700
. من قبلا به اون جونگ گفتم

00:54:39.700 --> 00:54:43.500
. اما اينبار ، اون در کنارِ مديرکل مي مونه

00:54:48.180 --> 00:54:51.000
. من 30 سال به مديرکل خدمت کردم

00:54:53.230 --> 00:54:55.520
...من قبلا اينطوري صداتون ميکردم

00:54:55.520 --> 00:55:03.530
".ون جائه ، جونگ يون ، سئو يون"

00:55:06.490 --> 00:55:10.950
فقط يه امروزُ ، از هم متنفر نباشيد و سوءتفاهم ها رو کنار بزاريد

00:55:10.950 --> 00:55:16.970
و دلم مي خواد پسرِ اولِ چويي دونگ سونگ ، دختر اولش و دخترِ آخرش

00:55:16.970 --> 00:55:19.710
. با هم يک رنگ بشن ، اين آرزوي منه

00:55:23.940 --> 00:55:26.650
. ببخشيد من پامُ از گليمم دراز تر کردم ، نائب رئيس

00:55:29.600 --> 00:55:31.690
در جلسه ي خانوادگيِ امشب

00:55:31.690 --> 00:55:37.170
. فقط کافيه نشون بديم که با هم سرِ دادخواستِ مربوط به ارثيه ، موافقيم

00:55:38.180 --> 00:55:42.270
. من خودم به بقيه ي چيزا رسيدگي ميکنم

00:55:51.240 --> 00:55:54.750
. اون مي خواد دادخواست بده که تو فرزندِ اون مرد نيستي

00:55:54.750 --> 00:55:57.280
. اما نگران نباش

00:55:57.280 --> 00:56:00.220
خب مثلا چي ميشه اگه ثابت بشه تو بچه ي اون نيستي ؟

00:56:00.220 --> 00:56:05.670
. بهش اجازه نميدم که آکادميِ سونگ-جينُ ازت بگيره

00:56:08.760 --> 00:56:10.850
. بايد اون موقع بهش مي گفتم

00:56:10.850 --> 00:56:14.070
. اون 3 روزِ آخرِ پدر توي بيمارستان

00:56:14.070 --> 00:56:18.160
وقتي که سئو يون ازم پرسيد که دکتر پارک در موردِ بيماريِ پدر چي گفت

00:56:18.160 --> 00:56:20.530
....من مي خواستم بهش بگم

00:56:23.040 --> 00:56:25.340
سئو يون تو کتابخونه ست ، درسته ؟

00:56:26.350 --> 00:56:27.710
. بائه سونگ جائه

00:56:34.080 --> 00:56:38.590
. سئو يون تو رو اينطوري صدا زد
. گفت که تو ديگه بائه سونگ جائه اي

00:56:42.190 --> 00:56:44.770
. امروز به جلسه ي خانوادگي نيا

00:56:44.770 --> 00:56:49.120
چطوري مي خواي با اون ذهنِ آشفته با سئو يون چشم تو چشم بشي ؟

00:56:59.000 --> 00:57:01.380
. استراحت کن ، سونگ جائه

00:57:07.690 --> 00:57:09.940
. ديگه وقتشه

00:57:11.010 --> 00:57:13.420
. جلسه به زودي شروع ميشه

00:57:13.420 --> 00:57:16.180
. ممنونم ، مدير پارک

00:57:16.180 --> 00:57:25.790
وقتي همه ي اينا تموم شد ، مي خوام با ون جائه
. و جونگ يون به مزرعه ي هامپيونگ برم

00:57:26.850 --> 00:57:29.310
مي خوام به مزاره پدر برم

00:57:29.310 --> 00:57:32.080
. و يه چند روزي اونجا بمونم

00:57:32.080 --> 00:57:35.990
...اگه اينکارُ بکنم مشکلاتِ گروه و شرکت

00:57:35.990 --> 00:57:40.860
...و مشکلاني که با ون جائه و جونگ يون دارم

00:57:40.860 --> 00:57:44.110
. به سادگي حل ميشن

00:58:10.170 --> 00:58:11.920
! اون جونگ

00:58:17.190 --> 00:58:20.420
. تو ميدوني که من احمقم

00:58:20.420 --> 00:58:24.000
. اما اون جونگ ، حتي يه احمق هم از وظايفِ انسانيش با خبره

00:58:24.000 --> 00:58:26.520
مي دوني پدر چطوري دنيا رو ترک کرد ؟

00:58:26.520 --> 00:58:29.430
. بيا بريم به جلسه
...وقتي رسيديم خونه

00:58:31.730 --> 00:58:33.990
. من با مادر صحبت کردم

00:58:33.990 --> 00:58:36.160
. و فروشگاه هاي زنجيره اي رو ازش مي گيرم

00:58:36.160 --> 00:58:41.000
. و تو هم يه بخش از صنايع سنگين و کشتي سازي رو ميگيري

00:58:41.000 --> 00:58:42.440
! هي

00:58:44.950 --> 00:58:46.850
. من فکر ديگه اي دارم

00:58:46.850 --> 00:58:48.880
زماني که سئو يون خودشُ کنار بکشه

00:58:48.880 --> 00:58:52.780
فکر ميکني مادرشوهرم تا کي مي تونه صاحبِ اون مقام بمونه ؟

00:58:52.780 --> 00:58:55.770
. سونگ جائه که حتي عضوي از خانواده نيست

00:59:01.630 --> 00:59:07.900
. ون جائه ، اين يه موقعيت براي توئه

00:59:13.410 --> 00:59:15.860
...از آخرين باري که پيشِ هم بوديم خيلي ميگذره

00:59:15.860 --> 00:59:19.820
مي خواي يه خرده شراب بخوريم ؟

00:59:24.950 --> 00:59:28.130
. ون جائه نمياد

00:59:36.340 --> 00:59:41.230
. اون جونگ از زماني که فروشگاه رو گرفته خيلي حريص شده

00:59:42.670 --> 00:59:46.340
. حتما خيلي از ون جائه نا اميد شدي

00:59:46.340 --> 00:59:49.380
. و از اون جونگ متنفر شدي

00:59:50.690 --> 00:59:53.150
. منم همين حسُ داشتم ، سئو يون

00:59:54.720 --> 00:59:56.960
بعد از اينکه پدرِ سونگ جائه فوت کرد

00:59:56.960 --> 01:00:01.730
. من مردمُ جمع کردم تا داستانِ بي عدالتي اي که به خانواده ام شده بودُ بهشون بگم

01:00:05.110 --> 01:00:11.600
. پدرِ تو از پول و قدرت استفاده کرد و هيچ کس نيومد

01:00:11.600 --> 01:00:14.600
. من بعد از کلي انتظار رفتم خونه

01:00:16.670 --> 01:00:21.910
. و اون مرتيکه چويي دونگ سونگ صبحش اومد منُ ببينه

01:00:24.950 --> 01:00:29.450
. چي کار کنيم .... اون جونگ هم نمياد

01:00:30.610 --> 01:00:34.590
. دونگ هه ، لطفا اينکارُ نکن

01:00:34.590 --> 01:00:37.460
. دونگ هه ، بيا بريم به جلسه

01:00:37.460 --> 01:00:41.500
شش تا از خواهر و برادرات....اونا براي ادامه ي تحصيل رفتن خارج از کشور
....حتي کار هم پيدا کردن

01:00:41.500 --> 01:00:46.780
پدر حتي قبل از اينکه تو حرفي بزني اينکارُ براشون کرد
. چون نمي خواست احساساتت خدشه دار بشه

01:00:46.780 --> 01:00:49.560
بيا اينکارُ با پدر نکنيم ، باشه ؟

01:00:51.590 --> 01:00:56.330
مين هو ، مديدريت بازرگاني خونده
. پس نمي تونه توي زمين هاي گلف کاري انجام بده

01:00:59.000 --> 01:01:02.150
. جونگ يون ، پسرت توانايي شو داره

01:01:02.150 --> 01:01:04.350
. والدين بايد به بچه شون يه فرصتي بدن

01:01:04.350 --> 01:01:06.720
. تو بايد بهش بالِ پرواز بدي

01:01:10.160 --> 01:01:16.230
جونگ يون ، من تصميم گرفتم که اول به فکرِ بچه ام باشم
. و بعد به فکرِ خانواده ي زنم

01:01:18.470 --> 01:01:23.600
...بازم ، ون جائه حتما ميره به جلسه

01:01:23.600 --> 01:01:25.480
. و پشتِ من بد ميگه

01:01:25.480 --> 01:01:28.270
بايد به ون جائه زنگ بزنم ؟

01:01:28.270 --> 01:01:29.980
. اون توي اتاقِ بقليه

01:01:34.480 --> 01:01:38.310
. سئو يون ، بزرگ شو

01:01:40.220 --> 01:01:43.690
. من از کارگر خواستم سوپِ آلابون درست کنه

01:01:43.690 --> 01:01:45.980
حتما با شکمِ خالي کلي خودتُ عذاب دادي

01:01:45.980 --> 01:01:48.650
. پس ذهنتُ خالي کن و امشب راحت بخواب

01:01:48.650 --> 01:01:52.590
. هيچ جلسه اي بين سهام داران برگزار نميشه

01:01:52.590 --> 01:01:56.170
...تمام سهامم و مزايايي که دستمه

01:01:56.170 --> 01:02:01.690
وقتي جانگ تائه جو ، اون يک ميليارد دلارُ بهم بده

01:02:01.690 --> 01:02:04.810
کسايي که الان حواتُ دارن

01:02:04.810 --> 01:02:07.050
. اول از همه تو رو از اونجا پرتت ميکنن بيرون

01:02:07.050 --> 01:02:13.330
. من 27 سالِ تمام به همون حسي زندگي کردم که تو الان داري

01:02:14.680 --> 01:02:17.990
. مطمئنم تو هم عادت ميکني

01:02:17.990 --> 01:02:22.330
. اين براي من و تو تازه شروعشه

01:02:23.550 --> 01:02:26.770
. تو بايد خيلي بيشتر تحملش کني

01:02:31.260 --> 01:02:34.670
. اوه ، خوت بايد اون سوپُ بخوري

01:02:37.180 --> 01:02:40.510
. من با اون جونگ ملاقات ميکنم و دوباره باهاش حرف ميزنم

01:02:41.980 --> 01:02:44.550
. حالا فهميدم

01:02:44.550 --> 01:02:46.750
. که قانع کردنِ مردم ، با حرف انجام نميشه

01:02:46.750 --> 01:02:49.830
. با پول و قدرت انجام ميشه

01:02:51.000 --> 01:02:52.300
...نائب رئيس

01:02:52.300 --> 01:02:56.900
. ما بايد جلوي جلسه ي سهامدارانِ سيمان سازيِ سونگ-جينُ بگيريم

01:02:56.900 --> 01:02:59.270
....با کمکِ خانواده

01:02:59.270 --> 01:03:02.210
. جلوي جلسه ي سهامدادرانُ نگيريد

01:03:02.210 --> 01:03:07.800
. از نقشه اي که کشيدند معلومه که خودشون همه چيزُ تصاحب مي کنن

01:03:09.780 --> 01:03:12.840
...اون يک ميليارد دلاري که دستِ جانگ تائه جو ست

01:03:14.610 --> 01:03:16.220
. ماله خودم ميکنمش

01:03:16.220 --> 01:03:20.230
...اما خانم هان جونگ هي و چويي مين جائه از قبل پولو ازش گرفتن

01:03:20.230 --> 01:03:25.860
پدر بهم گفت وقتي عمو و پسر عمو رو انداخته بود زندان

01:03:25.860 --> 01:03:32.000
. اون دعا مي کرد که خطر از سرِ خودش عبور کنه

01:03:33.500 --> 01:03:37.820
. اما اون مجبور شد که ليوانِ شرابُ خودش بخوره

01:03:37.820 --> 01:03:40.210
. براي منم همين طوره

01:03:40.210 --> 01:03:44.900
. من بايد خودم اون ليوان شرابُ بخورم

01:03:44.900 --> 01:03:46.480
. نائب رئيس

01:03:53.790 --> 01:03:55.820
... اما مــــدير پارک

01:03:57.450 --> 01:04:03.830
... با اينحال که واقعاً ميخوام از اون شراب اجتناب کنم

01:04:06.820 --> 01:04:09.080
. اما هيچ راهِ ديگــــه اي برام نمونده

01:04:19.400 --> 01:04:23.820
. انتقال به اسمِ واقعي هفتهِ بعدي انجام ميشه

01:04:23.820 --> 01:04:27.340
. بزار قبل از اون سهام رو تقسيم کنيم

01:04:27.340 --> 01:04:32.770
واي خدايِ من، رئيس چويي مين جائه
. تو برايِ يه نفرِ ديگه خيلي سخت کار ميکني

01:04:34.480 --> 01:04:35.840
... تائه جـــــو

01:04:35.840 --> 01:04:37.990
فراموش نکن

01:04:37.990 --> 01:04:42.280
. بهت گفتم که هرچيزي رو که داري رو ازت ميگيرم

01:04:42.280 --> 01:04:46.340
. بهت گفته بودم که همه چيز با حرف انجام نميشه

01:04:46.280 --> 01:04:59.340
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:05:09.000 --> 01:05:12.660
قصد دارم اون يک ميليارد دلار
. رو به رئيس چويي مين جائه بدم

01:05:12.660 --> 01:05:19.210
نيازي نيست که دوباره بحث رو پيش بکشي. به نظر
. ميرسه که ديگـــه هيچ حرفي برايِ گفتن نداريم

01:05:21.410 --> 01:05:26.370
خودت گفتي ... که ميخواي
. مثلِ پــــدرم بشي

01:05:26.370 --> 01:05:28.050
و ؟

01:05:28.050 --> 01:05:33.050
. تو و من... بزار روي هرچيزي که داريم شرط ببنديم

01:05:34.830 --> 01:05:38.900
... مين جائه و اون زن
. کنترلشون خيلي آسون نيست

01:05:40.230 --> 01:05:41.940
. بيا با هم بجنگيم

01:05:41.940 --> 01:05:47.020
... اول ببريم . و بعدش من و تو

01:05:47.020 --> 01:05:51.200
يکي از مــــا همه چيز رو مالک ميشه

01:05:51.200 --> 01:05:53.450
. و اون يکي ديگه همه چيزش رو ميبازه

01:05:57.490 --> 01:06:01.190
به کسي مثلِ تو که به راحتي مي توني تويِ
. هر شرايطي بزاري دستام برن، اعتماد نمي کنم

01:06:01.190 --> 01:06:04.410
. يه راه هست ... که بتوني بهم اعتماد کني

01:06:14.580 --> 01:06:16.940
... تو و مــــــن

01:06:19.880 --> 01:06:21.430
. بيا با هم ازدواج کنيم

01:06:24.490 --> 01:06:27.210
اينطوري اين قضيه رو ميگي ، درسته ؟

01:06:27.210 --> 01:06:30.080
'. به يه مسابقه رفتــــه بودم '

01:06:30.080 --> 01:06:34.050
'. برابر بشم يا ببـــــــازم '

01:06:36.790 --> 01:06:40.590
. منُ انتخاب کن، آقايِ جانگ تائه جـــــو