﻿WEBVTT

00:00:00.090 --> 00:00:05.010
<c.colorf31223><i> _ قسمت 01 _ </i></c>

00:00:07.500 --> 00:00:11.390
<c.colorf31223><i>[ اولین سال حکومت تیان چی ]
 ( تیان چی: 15 امین امپراطور سلسله ی تانگ )</i></c>

00:00:13.560 --> 00:00:15.200
<c.colorf31223><i> [ جنگل های مناطق دوردست شمالی ]</i></c>

00:00:15.200 --> 00:00:22.650
<i>در زمان های خیلی خیلی دور
مناطق ناشناخته ی زیادی وجود داشتند</i>

00:00:22.650 --> 00:00:25.590
<i>و در آن مناطق ناشناخته
<c.colorf31223> [ نماینده ی فرقه ی شیطان پرستی ، تانگ ]</c></i>

00:00:25.590 --> 00:00:27.780
<i>افراد اسرارآمیز زیادی وجود داشتن
<c.colorf31223> [ نماینده ی خداپرستان ( مسیحیان ) ، چی نی یِن ]</c></i>

00:00:27.780 --> 00:00:30.570
<i>افراد اسرارآمیز زیادی وجود داشتن
<c.colorf31223> [ نماینده ی پیروان فلسفه ی تائو ، یه چینگ ]</c></i>

00:00:44.690 --> 00:00:49.360
<i>مورچه ها و شاهین ها متعلق به دو دنیای متفاوت ان</i>

00:00:49.360 --> 00:00:54.250
<i>از نظر شاهینا ، مورچه ها نقطه های سیاهی بیش نیستن</i>

00:00:54.250 --> 00:00:58.020
<i>ولی همیشه تعداد کمی از مورچه ها پیدا میشن</i>

00:00:58.020 --> 00:01:01.930
<i>که حاضر نمیشن سرنوشت شونو قبول کنن و برای بقای خودشون میجنگن
<c.colorf31223> [ استاد ارشد دارالفنونِ سلسله ی تانگ ، لی مَن مَن ]</c></i>

00:01:01.930 --> 00:01:06.950
<i>و اینطوریه که دنیا شرو به عوض شدن میکنه</i>

00:01:09.760 --> 00:01:15.040
<i>این دنیا متعلق به خدای بهشت
و همین طور امپراطور جهنمه</i>

00:01:15.040 --> 00:01:20.420
<i>در افسانه ها گفته شده که هر هزار سال یکبار ، امپراطور جهنم
ظهور میکنه و تاریکیِ ابدی در این دنیا حکمفرما میشه</i>

00:01:20.420 --> 00:01:26.070
<i>اگه تاریکی ابدی برقرار بشه ، دنیا رو
سیاهی فرا میگیره و زمین یخبندان میشه</i>

00:01:26.070 --> 00:01:29.420
<i>و نسل بشر منقرض میشه</i>

00:01:29.420 --> 00:01:35.530
<i>هر فرقه نماینده ای رو میفرسته تا بتونن
ردپایی از امپراطور جهنم پیدا کنن</i>

00:01:35.530 --> 00:01:39.540
<c.colorf31223><i>[ رئیس دارالفنونِ سلسله ی تانگ ، فو جی ]</i></c>

00:01:42.100 --> 00:01:48.210
<c.colorf31223><i>[ پونزدهمین سال حکومت تیان چی ]</i></c>

00:02:26.730 --> 00:02:30.330
<c.colorf31223><i>[ بیانیه ی لائو ته سه در پاسخ به فلسفه ی تائو ]</i></c>

00:02:47.030 --> 00:02:50.210
هی ، نینگ چوئه
بیا بریم چوب خشک ببریم

00:02:54.940 --> 00:02:58.320
<c.colorf31223><i>[ نینگ چوئه ]</i></c>

00:03:57.610 --> 00:04:00.160
یه چیزی مشکوکه . برو یه سر و گوشی آب بده

00:04:52.720 --> 00:04:53.960
مراقب باشین

00:04:53.960 --> 00:04:55.670
این یه تله ست

00:05:27.630 --> 00:05:31.120
اوضاع پَسه . برگردین تو تنگه

00:08:23.520 --> 00:08:26.100
میدونی من کی ام؟

00:08:30.460 --> 00:08:33.750
من چوب برِ دریاچه ی شوبی ام

00:08:35.530 --> 00:08:38.430
چوب برِ دریاچه ی شوبی ای؟

00:08:52.610 --> 00:08:56.770
بی مصرف ، بی مصرف
<i>(در اصل به معنی چوب خشکِ و اینجا به صورت کنایه به کار رفته)</i>

00:09:01.000 --> 00:09:16.000
v..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:57.440 --> 00:11:01.700
<c.colorf31223><i> _ تاریکیِ ابدی _ </i></c>

00:11:01.700 --> 00:11:05.440
<i>[ قبیله ی طلایی ]</i>

00:11:05.440 --> 00:11:11.690
<i>قبیله ی طلایی در حد فاصل مرز امپراطوری تانگ
با جنگل های شمالی سکونت داشتن</i>

00:11:11.690 --> 00:11:19.400
<i>و برای ایجاد روابط دوستانه با امپراطوری تانگ ، رهبر قبیله ی طلایی
دو سال قبل به امپراطور تانگ پیشنهاد معاهده ازدواج داد</i>

00:11:19.400 --> 00:11:24.040
<i>و امپراطور تانگ شاهزاده لی یو رو به ازدواج رهبر قبیله در آورد</i>

00:11:54.140 --> 00:11:57.900
<i>[ شاهزاده ی تانگ ، لی یو ]</i>

00:12:09.890 --> 00:12:11.720
بان شیا

00:12:14.930 --> 00:12:16.720
شاهزاده خانوم

00:12:18.920 --> 00:12:22.820
من حاضرم به جای شما بمیرم ، شاهزاده خانوم

00:12:26.190 --> 00:12:30.250
<i> در 15 امین سال حکومت تیان چی
رهبر قبیله خیلی ناگهانی از دنیا رفت</i>

00:12:30.250 --> 00:12:36.350
<i>و طبق رسوم قبیله ی طلایی ، همسر رئیس قبیله ام
باید همراه با جسد رئیس قبیله سوزانده بشه</i>

00:14:32.430 --> 00:14:35.840
<i>شماها نمیتونین به شاهزاده خانومِ امپراطوری تانگ ما آسیب بزنین</i>

00:15:14.750 --> 00:15:18.120
<c.colorf31223><i>[ استاد ، لویی چینگ چِن ]</i></c>

00:15:26.050 --> 00:15:27.790
خدمتگزارتون برای نجات شما دیر رسید

00:15:27.790 --> 00:15:31.370
امیدوارم بنده رو عفو بفرمایین ، شاهزاده خانوم

00:15:42.110 --> 00:15:44.820
لویی چینگ چِن -
در خدمتم -

00:15:44.820 --> 00:15:46.910
ما رو در اسرع وقت به شهر وِی ببر

00:15:46.910 --> 00:15:48.270
اینبار دیگه نباید اشتباه کنی

00:15:48.270 --> 00:15:52.090
اطاعت میشه

00:16:40.870 --> 00:16:44.970
<c.colorf31223><i>[ شهر وِی ، امپراطوری تانگ ]</i></c>

00:17:03.280 --> 00:17:05.030
<i>ژنرال</i>

00:17:07.950 --> 00:17:10.590
<c.colorf31223><i>[ فرمانده مرزبانانِ شهر وِی ، ما شی شیانگ ]</i></c>

00:17:20.600 --> 00:17:21.930
<i>نینگ چوئه ، نینگ چوئه برگشته</i>

00:17:21.930 --> 00:17:23.500
<i>اون نینگ چوئه ست -</i>
نینگ چوئه -

00:17:23.500 --> 00:17:26.020
اون بالاخره برگشت

00:17:34.510 --> 00:17:36.930
نینگ چوئه -
نینگ چوئه -

00:17:37.830 --> 00:17:40.110
<i>بالاخره برگشتی -
خدا رو شکر -</i>

00:17:42.400 --> 00:17:44.330
<i>نینگ چوئه -
نینگ چوئه -</i>

00:17:46.060 --> 00:17:49.730
<c.colorf31223><i>[ سانگ سانگ ]</i></c>

00:18:00.910 --> 00:18:03.470
پس چرا فقط یه نفر برگشته؟

00:18:12.050 --> 00:18:13.870
ارباب

00:18:19.890 --> 00:18:22.260
هفت نفر دیگه ام بودن که

00:18:22.260 --> 00:18:24.120
به یکی بگو بره جنازه هاشونو بیاره

00:18:24.120 --> 00:18:25.870
<i>بله ، قربان</i>

00:18:28.740 --> 00:18:31.570
همچین اسب وحشی و تنومندی رو از کجا گیر آوردین؟

00:18:31.570 --> 00:18:36.050
این اسب مشکی ، خیلی قدرتمنده و مث رعد و برق سریعه

00:18:36.050 --> 00:18:38.770
اومدی -
اومدم -

00:18:38.770 --> 00:18:43.070
حتما این اسبه هر روز کلی ام علوفه میخوره

00:18:43.070 --> 00:18:44.690
معلومه

00:18:44.690 --> 00:18:47.220
برادر ، بهش بیشتر غذا بده -
باشه -

00:18:47.220 --> 00:18:48.620
<i>نینگ چوئه ، برگشتی؟ -
 برگشتم -</i>

00:18:48.620 --> 00:18:51.850
ارباب ، یه آفتاب پرست دیگه گرفتین ، درسته؟

00:18:51.850 --> 00:18:55.210
انگار برادرمه ، مگه نه؟
( منظورش اینه که اونم همه ش تو بیابوناس )

00:18:56.550 --> 00:18:57.820
گشنه تونه؟

00:18:57.820 --> 00:18:59.740
هممم . نودل با پیازچه

00:18:59.740 --> 00:19:03.210
باشه . نودل با پیازچه

00:19:03.210 --> 00:19:04.940
دیگه چی؟

00:19:06.000 --> 00:19:07.600
رولت تخم مرغ

00:19:07.600 --> 00:19:09.260
باشه

00:19:11.040 --> 00:19:12.430
ارباب ، آبُ گرم کردم

00:19:12.430 --> 00:19:14.280
زود برین حموم کنین

00:19:15.790 --> 00:19:19.880
شیطونک ، الان بهت رولت تخم مرغ میدم بخوری

00:19:21.380 --> 00:19:26.010
<c.colorf31223><i>[ کلیسای شی لینگ ]</i></c>

00:19:32.420 --> 00:19:34.950
<i>جلسه ی مباحثه ی امروز ، اکنون آغاز میشه</i>

00:19:34.950 --> 00:19:39.960
خیر مقدم میگم
به شاهزاده ی یِن ، لونگ چینگ

00:19:41.440 --> 00:19:45.540
<c.colorf31223><i>[ شاهزاده ی یِن ، لونگ چینگ ]</i></c>

00:20:01.920 --> 00:20:05.700
<i>درود بر سرور ما ، شاهزاده لونگ چینگ</i>
<c.colorf31223><i>[ شاهزاده ی یوئه لون ، لو چِن جیا ]</i></c>

00:20:05.700 --> 00:20:11.420
لطفا به سرپرست کلیسا ، کشیش اعظم ، احترام بگذارین

00:20:17.380 --> 00:20:19.790
درود بر کشیش اعظم

00:20:19.790 --> 00:20:23.940
موضوع مباحثه ی امروز در رابطه با جامعه ی مورچگانِ
<c.colorf31223><i>[ قائم مقام کشیش اعظم ، چونگ لی شوئه ]</i></c>

00:20:23.940 --> 00:20:26.580
و همین طور بررسی علت وجود اونها

00:20:26.580 --> 00:20:31.940
یکبار در عالم خیال دسته ای از مورچگان رو دیدم که به سوی آسمان پرواز میکردن
<c.colorf31223><i>[ کشیش اعظم ]</i></c>

00:20:31.940 --> 00:20:36.230
اون مورچه ها به تدریج به زمین سقوط میکنن

00:20:36.230 --> 00:20:39.280
اونا هیچوقت به آسمون نمیرسن

00:20:39.280 --> 00:20:45.690
ولی اونا هیچ هراسی از فدا شدن ندارن . وقتی کوهی از اونها
روی هم جمع بشه ، بالاخره دستشون به بهشت میرسه

00:20:45.690 --> 00:20:47.840
شاهینا از مورچه ها نمیترسن

00:20:47.840 --> 00:20:51.450
اونا حتی در حدی نیستن که بتونن غذای شاهینا بشن

00:20:51.450 --> 00:20:58.110
ولی در طی میلیون ها سال گذر زمان ، همیشه تعداد
کمی از مورچه ها پیدا میشن که با بقیه شون فرق دارن

00:20:58.110 --> 00:21:07.020
خیلی اتفاقی شانس بهشون رو میکنه و اونا نگاهشون از
برگای فاسد و صدفای شکسته به طرف آسمون معطوف میشه

00:21:07.020 --> 00:21:09.460
اون موقع ست که ، اونا شرو به عوض شدن میکنن

00:21:09.460 --> 00:21:13.640
چون چیزی که دیدن
اونا رو به وحشت میندازه

00:21:14.320 --> 00:21:17.560
سرورم ، شما ام تا حالا ترسُ تجربه کردین؟

00:21:31.460 --> 00:21:34.280
<i>فرار کن</i>

00:21:34.280 --> 00:21:36.020
<i>برادر</i>

00:21:36.020 --> 00:21:38.330
<i>برو به کلیسای شی لینگ و آموزش ببین </i>

00:21:38.330 --> 00:21:40.750
<i>نمیخوام</i>

00:21:40.750 --> 00:21:47.090
<i>یه نفر فقط زمانی که به اندازه ی کافی
قدرتمند باشه ، میتونه به اهدافش برسه</i>

00:21:48.250 --> 00:21:50.830
<i>این مادرته</i>

00:21:50.830 --> 00:21:56.900
<i>اگه من الان بخوام بکشمش
تو چطوری میخوای جلوی منو بگیری؟</i>

00:22:00.900 --> 00:22:04.500
<i>برو به شی لینگ و یه جنگجوی ماهر شو</i>

00:22:04.500 --> 00:22:09.200
<i>این تنها راهی که تو میتونی واقعا
از امپراطوری یِن محافظت کنی</i>

00:22:09.200 --> 00:22:12.300
<i>میتونی از کسایی که دوسشون داری ، محافظت کنی</i>

00:22:14.000 --> 00:22:17.200
سرورم ، شما تا حالا از چیزی ترسیدین؟

00:22:18.600 --> 00:22:19.500
نه اصلا

00:22:19.500 --> 00:22:25.200
سرورم ، تا حالا شنیدین که
قراره تاریکیِ ابدی فرا برسه؟

00:22:25.200 --> 00:22:27.350
امپراطور جهنم به زودی ظهور میکنه

00:22:27.350 --> 00:22:28.710
زمین یخبندان میشه

00:22:28.710 --> 00:22:33.800
و این دنیا در تاریکیِ ابدی فرو میره و به پایان میرسه

00:22:34.500 --> 00:22:38.560
کشیش اعظم ، بر فرض که تاریکیِ ابدی در راه باشه ، خب که چی؟

00:22:38.560 --> 00:22:41.500
امپراطور جهنم قراره ظهور کنه ، خب که چی؟

00:22:41.500 --> 00:22:44.900
این دنیا متعلق به خدای بهشته

00:22:44.900 --> 00:22:49.600
اگه تاریکیِ ابدی ای وجود داشته باشه
مطمئنا خدا نور روشن تری برای ما میفرسته

00:22:49.600 --> 00:22:55.900
اگه امپراطور جهنم متولد شده و قراره ظهور کنه ، مطمئنا خدا منجی ای
برای ما میفرسته که با تاریکی بجنگه و روشنایی رو برای ما به ارمغان بیاره

00:22:55.900 --> 00:22:59.300
اونا چون عقل شون به چشم شونه ، میترسن

00:22:59.300 --> 00:23:03.300
ولی من نه ، چون من ایمان دارم

00:23:03.300 --> 00:23:04.900
به چی ایمان دارین ، سرورم؟

00:23:04.900 --> 00:23:07.110
من به نور الهی ایمان دارم

00:23:07.110 --> 00:23:13.260
من ایمان دارم که این دنیا غرق در نور و حکمت میشه

00:23:13.900 --> 00:23:16.500
نوری که هیچوقت خاموش نمیشه

00:23:16.500 --> 00:23:19.900
خدای بهشت لا یتناهیِ

00:23:26.100 --> 00:23:28.800
ارباب ، زودتر خودتونو بشورین . غذاتون حاضره

00:23:28.800 --> 00:23:30.600
تا گرمه باید بخورینش

00:23:30.600 --> 00:23:32.500
به اسبم غذا دادی؟

00:23:32.500 --> 00:23:35.500
اون اسبه خیلی غذا میخوره

00:23:35.500 --> 00:23:37.800
فردا میبرم میفروشمش

00:23:39.900 --> 00:23:41.630
تو این خونه کی اربابه ، ها؟

00:23:41.630 --> 00:23:44.600
تو یه برده ای ، اونوقت میخوای اسب اربابتُ بفروشی

00:23:44.600 --> 00:23:45.840
میخوای شاخ بشی؟

00:23:45.840 --> 00:23:48.100
حواست باشه ، وگرنه یهو دیدی فروختمت آآآآ

00:23:49.600 --> 00:23:51.800
بذارین من پشت تونو بشورم

00:23:52.700 --> 00:23:54.400
کمرتونو خم کنین

00:24:24.200 --> 00:24:27.400
لونگ چینگ ، تو تحصیلاتتُ در زمینه ی علوم عرفانی به اتمام رسوندی

00:24:27.400 --> 00:24:30.200
نظرت چیه که در آینده با من تو بخش نور همکاری کنی؟

00:24:30.200 --> 00:24:32.700
من واقعا از شما دو استاد بزرگوار بابت لطف تون سپاسگزارم

00:24:32.700 --> 00:24:37.900
اگه بتونم وارد بخش نور بشم و یه قدم دیگه به
نور الهی نزدیک تر بشم ، دیگه هیچ آرزویی ندارم

00:24:37.900 --> 00:24:39.900
واقعا خیلی خوبه که اینطوری فک میکنی

00:24:39.900 --> 00:24:44.600
ولی اگه میخوای تو شی لینگ بمونی ، باید تو آزمون نهایی هر 3 بخش قبول بشی
<c.colorf31223> <i>[ سرپرست بخش عدل ، لو خِدی ]</i></c>

00:24:44.600 --> 00:24:46.300
لو خِدی

00:24:47.500 --> 00:24:50.000
تو فقط سرپرست بخش عدلی

00:24:50.000 --> 00:24:54.000
اونوقت به خودت اجازه میدی تو کارای بخش نور ام دخالت کنی

00:24:54.000 --> 00:24:57.600
شما فقط بلدین حرف بزنین ، ولی هیچ قدرتی ندارین

00:24:57.600 --> 00:25:04.200
نکنه شماها فک میکنین فقط با حرف زدن
میتونین از شی لینگ محافظت کنین؟

00:25:04.200 --> 00:25:06.710
<i>مردک پست</i>

00:25:06.710 --> 00:25:08.590
<i>درسته که من بیشتر وقتمُ تو اتاق ندامت میگذرونم</i>

00:25:08.590 --> 00:25:13.390
ولی اجازه نمیدم سگ هاری مث تو ، تو بخشِ نورِ من جولان بده

00:25:13.400 --> 00:25:15.600
درود بر کشیش وو مینگ
<c.colorf31223> <i>[ سرپرست بخش نور ، وو مینگ ]</i></c>

00:25:15.600 --> 00:25:18.100
<c.colorf31223> <i>[ سرپرست بخش نور ، وو مینگ ]</i></c>

00:25:20.100 --> 00:25:21.800
اون شاگرد خوبیه

00:25:21.800 --> 00:25:24.400
و باید وارد بخشِ نورِ من بشه و با ما کار کنه

00:25:24.400 --> 00:25:25.900
... ولی

00:25:30.400 --> 00:25:32.200
... فرمانده

00:25:36.900 --> 00:25:40.700
من مایل ام که در آزمون نهاییِ هر 3 بخش شرکت کنم

00:25:49.000 --> 00:25:51.920
از لطف تون سپاسگزارم ، کشیش وو مینگ

00:25:52.700 --> 00:25:57.200
خوبه . شجاعت شاهزاده لونگ چینگ واقعا قابل تحسینه

00:25:57.200 --> 00:26:03.700
امسال مأموریتی که بخش عدل برای آزمون نهایی در نظر گرفته
پیدا کردن محل اختفای اعضای فرقه ی شیطان پرستیِ

00:26:03.700 --> 00:26:12.600
به نظرم بهتره شاهزاده لونگ چینگ به نظر کشیش های
بخش نور احترام بذارن و وارد اون بخش بشن

00:26:13.700 --> 00:26:16.000
هنوز یه سری از اعضای فرقه ی شیطان پرستی
هستن ، که تو دل جنگل مخفی شدن

00:26:16.000 --> 00:26:19.200
این سفر خیلی خطرناکه

00:26:19.200 --> 00:26:22.700
واقعا هنوزم میخوای ادامه بدی؟

00:26:22.700 --> 00:26:25.200
بله ، نظرم عوض نمیشه

00:26:42.700 --> 00:26:45.200
<c.colorf31223> <i>[ شهر وِی ]</i></c>

00:26:45.200 --> 00:26:47.700
رسیدیم شهر وِی

00:26:48.600 --> 00:26:52.200
پسرم ، وقتی وارد شهر وِی بشیم ، دیگه در امان ایم

00:26:57.600 --> 00:27:02.070
ژنرال ، ندیمه ی شاهزاده خانوم لی یو ، مِی شو ، میخواد شما رو ببینه

00:27:04.600 --> 00:27:05.900
شاهزاده خانوم؟

00:27:05.900 --> 00:27:07.300
<c.colorf31223> <i>[ نینگ چوئه ]</i></c>

00:27:07.300 --> 00:27:13.000
سانگ سانگ ، با اینکه تو واقعا از اسب جدیده ی من خوشت نمیاد
ولی من اون چیزی رو که تو خیلی دوس داری ، برات آوردم

00:27:13.000 --> 00:27:13.800
چیُ؟

00:27:13.800 --> 00:27:15.400
حدس بزن

00:27:21.700 --> 00:27:25.600
شراب مخصوص جو جیانگ ، بهترین شراب تو کل امپراطوری تانگ

00:27:27.500 --> 00:27:29.900
خوبه؟ -
اوهووم -

00:27:34.600 --> 00:27:36.300
واقعا خیلی خوبه

00:27:36.300 --> 00:27:38.400
خب اگه انقد خوبه تند تند بخور تموم شه

00:27:38.400 --> 00:27:40.600
نذار دست بقیه بهش برسه

00:27:40.600 --> 00:27:42.620
همه ی پول مونو خرج مشروب کردیم

00:27:42.620 --> 00:27:44.920
دیگه نباید ولخرجی کنیم

00:27:45.900 --> 00:27:48.000
خیلی خسیسی

00:27:48.900 --> 00:27:51.400
ارباب ، بذار موهاتُ شونه کنم

00:27:52.500 --> 00:27:57.500
سانگ سانگ ، اگه هی بخوای موهای منو پیچ بدی
چاره ای ندارم جز اینکه فردا برم خودمُ کچل کنم آ

00:27:57.500 --> 00:27:59.700
ارباب ، شما حتی اگه کچل ام کنید ، بازم خوشتیپ اید

00:27:59.700 --> 00:28:02.200
خب پس اول خودت برو کچل کن

00:28:03.500 --> 00:28:06.300
<i>نینگ چوئه ، بیا بیرون نوشیدنی بخوریم</i>

00:28:17.900 --> 00:28:19.800
ژنرال ما

00:28:26.700 --> 00:28:28.690
ژنرال ما

00:28:32.900 --> 00:28:36.270
بفرمایین ، ما شی شیانگ هستم

00:28:36.900 --> 00:28:39.600
من ندیمه ی شاهزاده خانوم ام ، مِی شو

00:28:39.600 --> 00:28:42.600
شاهزاده خانوم چه امری دارن؟

00:28:44.900 --> 00:28:48.500
شاهزاده خانوم میخوان هر چه زودتر
ازمسیر کوهستان مین به پایتخت برگردن

00:28:48.500 --> 00:28:51.300
ولی راهِ کوهستانِ مین خیلی خطرناکه

00:28:51.300 --> 00:28:54.520
و ما به یه بلدِ راهِ کارکشته نیاز داریم

00:28:55.300 --> 00:28:59.700
اگه شاهزاده خانوم اصرار دارن که حتما
از مسیر کوهستان مین به پایتخت برن

00:28:59.700 --> 00:29:02.600
من میتونم چنتا سرباز بفرستم که ایشونُ تا اونجا همراهی کنن

00:29:02.600 --> 00:29:07.000
نه ، شاهزاده خانوم میخوان خیلی بی سر و صدا سفر کنن

00:29:09.400 --> 00:29:13.000
و تا جایی که ممکنه ، ما باید همه چی رو بی سر و صدا فیصله بدیم

00:29:13.000 --> 00:29:16.300
و در مورد بلدِ راه ام ، حتما باید یه آدم وفادار و قابل اعتماد باشه

00:29:16.300 --> 00:29:18.600
شما فرد مناسبی رو سراغ دارین ، ژنرال ما؟

00:29:18.600 --> 00:29:20.180
آدم ... سراغ دارم

00:29:20.180 --> 00:29:22.000
افراد

00:29:22.800 --> 00:29:23.800
<i>بله -
بله -</i>

00:29:23.800 --> 00:29:29.000
این ندیمه میگه که شاهزاده خانوم میخواد از راهِ
کوهستان مین برگرده پایتخت و به یه بلدِ راه نیاز داره

00:29:29.000 --> 00:29:30.400
برین پایین و یکی رو براش پیدا کنین

00:29:30.400 --> 00:29:33.000
<i>بله ، قربان . بفرمایین -
بله ، قربان . بفرمایین -</i>

00:29:34.600 --> 00:29:37.100
با اجازه تون رفع زحمت میکنم

00:29:46.800 --> 00:29:48.500
بفرمایین

00:30:09.200 --> 00:30:10.900
<i>یدونه شاهزاده خانوم برای تو</i>

00:30:10.900 --> 00:30:12.500
<i>دو تا شاهزاده خانوم برای اون</i>

00:30:12.500 --> 00:30:15.000
<i>سه تا شاهزاده خانوم برای من</i>

00:30:15.000 --> 00:30:17.900
من ... من ... منم یکی میخوام

00:30:19.300 --> 00:30:21.200
سانگ سانگ ، شراب گرم شد؟

00:30:21.200 --> 00:30:22.900
اومدم

00:30:24.900 --> 00:30:25.980
<i>شراب مون تموم شده</i>

00:30:25.980 --> 00:30:28.100
اومدم

00:30:29.400 --> 00:30:31.800
یه بار دیگه بازی کنیم -
باشه ، باشه -
آره -

00:30:31.800 --> 00:30:33.300
دارم میام دیگه

00:30:33.300 --> 00:30:35.000
عرقت در اومد؟ -
عرقم در اومد -

00:30:35.000 --> 00:30:36.000
زودباش ، زودباش

00:30:36.000 --> 00:30:37.660
<i>یدونه شاهزاده خانوم برای تو</i>

00:30:37.660 --> 00:30:39.100
<i>دو تا شاهزاده خانوم برای اون</i>

00:30:39.100 --> 00:30:41.400
<i>سه تا شاهزاده خانوم برای من</i>

00:30:41.400 --> 00:30:43.700
بخور . بخور . بخور

00:30:43.700 --> 00:30:45.400
بدینش به من . بدینش به من

00:30:45.400 --> 00:30:47.300
مال منه -
من میخورمش . اینبار دیگه نوبت منه که بخورمش -

00:30:47.300 --> 00:30:48.800
<i>تو دیگه خیلی خوردی</i>

00:30:48.800 --> 00:30:50.000
<i>الان دیگه نوبت منه -
نه ، نه ، بده ش به من -</i>

00:30:50.000 --> 00:30:51.400
<i>بی خیال دیگه . بذار من بخورمش</i>

00:30:51.400 --> 00:30:53.400
<i>تو ... تو یکاره اومدی اینجا دعوا راه بندازی؟</i>

00:30:53.400 --> 00:30:56.500
<i>نامردا ، بذارین این یه بارُ من بخورم</i>

00:30:57.400 --> 00:30:59.080
نگاشون کن ترخدا

00:30:59.080 --> 00:31:01.100
عاخه کجای شماها شبیه سربازایِ ارتشِ تانگِ؟

00:31:01.100 --> 00:31:03.600
شماها فقط یه مشت لات بی سر و پا یین

00:31:05.100 --> 00:31:07.200
جنابعالی کی باشی؟

00:31:10.250 --> 00:31:12.660
که اومدی اینجا کدخدا گری میکنی

00:31:16.300 --> 00:31:19.300
از کی تا حالا ارتش تانگ به سربازا اجازه میده که
واسه خودشون ندیمه ی شخصی داشته باشن؟

00:31:19.500 --> 00:31:21.300
من ... من یه ندیمه ی شخصی نیستم

00:31:21.500 --> 00:31:25.900
ارباب منو از بین یه عالمه مرده پیدام کرد و نجاتم داد

00:31:25.900 --> 00:31:29.870
اون با تو مث یه تیکه آشغال برخورد میکنه

00:31:30.000 --> 00:31:32.700
تو برا چی از اون طرفداری میکنی؟

00:31:41.500 --> 00:31:46.000
نکنه تو میخوای با صاحب این ازدواج کنی؟

00:31:47.950 --> 00:31:49.080
بیشعور

00:31:49.180 --> 00:31:52.200
چطور ممکنه مردایی مث تو ، تو امپراطوری تانگ من وجود داشته باشن؟

00:31:52.300 --> 00:31:55.100
حالا که تو قصد نداری با صاحب این ازدواج کنی

00:31:55.100 --> 00:31:59.650
پس به تو چه ربطی داره که صاحب این چجور آدمیه؟

00:32:03.400 --> 00:32:07.000
دوشیزه مِی شو ، این همون راهنماییِ که ژنرال ما برای شما انتخاب کرده

00:32:07.100 --> 00:32:08.900
نینگ چوئه

00:32:16.300 --> 00:32:18.300
<i>اون کیه؟</i>

00:32:18.300 --> 00:32:20.000
یه بی مصرف

00:32:24.500 --> 00:32:27.800
<i>بی خیال -
بیاین . بیاین . بخورین -</i>

00:32:28.000 --> 00:32:32.200
<c.colorf31223> <i>[ اتاق ندامت ، کلیسای شی لینگ ]</i></c>

00:32:42.300 --> 00:32:45.800
<c.colorf31223> <i>[ کشیش اعظم بخش نور ، وِی گوآنگ مینگ ]</i></c>

00:32:48.300 --> 00:32:51.600
شاهزاده ، جلوتر نرین . شرط آی منو فراموش نکنین

00:32:54.800 --> 00:32:59.000
نور هیچوقت از بین نمیره و خدای بهشت تا ابد جاویدانه

00:32:59.000 --> 00:33:02.100
لونگ چینگ به کشیش اعظم بخش نور ادای احترام میکنه

00:33:02.100 --> 00:33:06.710
تو همونی هستی که وو مینگ بهت میگه " فرزند نور " ؟

00:33:06.710 --> 00:33:08.790
بله خودمم ، لونگ چینگ

00:33:08.790 --> 00:33:11.860
امپراطور جهنم به زودی ظهور میکنه

00:33:11.860 --> 00:33:14.400
تاریکیِ ابدی داره فرا میرسه

00:33:17.090 --> 00:33:21.460
من مایل ام برم دنبال امپراطورِ جهنم بگردم ، تا دوباره
عزت و احترام شما رو برگردونم ، کشیش اعظم

00:33:21.460 --> 00:33:24.740
و شما بتونین از اتاق ندامت بیرون بیاین ، کشیش اعظم

00:33:24.740 --> 00:33:28.800
اگه اینکارُ بکنی ، شاید یه فرجی بشه

00:33:28.800 --> 00:33:30.640
پس همین کارُ بکن

00:33:32.090 --> 00:33:34.700
لونگ چینگ از خدمتتون مرخص میشه

00:33:44.030 --> 00:33:52.200
استاد ، از اونجایی که شاهزاده لونگ چینگ
به عنوان " فرزند نور " برگزیده شده ، تنها امیدِ بخشِ نورِ

00:33:52.200 --> 00:33:55.230
تاریکیِ ابدی داره فرا میرسه . دیگه نور کجا بوده؟

00:33:55.230 --> 00:33:56.950
برو

00:34:10.110 --> 00:34:12.140
<i>پونزده سال </i>

00:34:12.140 --> 00:34:18.860
<i>وِی گوآنگ مینگ دقیقا 15 ساله که تو اتاق ندامت زندانی شده</i>

00:34:18.860 --> 00:34:23.200
وِی گوآنگ مینگ که محکوم به حبس ابد تو اتاق ندامت شده
<c.colorf31223> <i>[ کشیش اعظم بخش عدل ، مو یو ]</i></c>

00:34:23.200 --> 00:34:25.400
شما دیگه نگران چی هستین ، کشیش اعظم؟

00:34:25.400 --> 00:34:29.050
<i>لونگ چینگ امروز رفته بود اتاق ندامت</i>

00:34:29.150 --> 00:34:33.120
!!اون بچه پررو حالا دیگه جرأت میکنه وارد مناطق ممنوعه ام بشه

00:34:33.320 --> 00:34:36.600
من فک میکنم ما باید به این " فرزند نور " یه گوشمالی ای بدیم

00:34:36.600 --> 00:34:41.600
اون باید بفهمه که صاحبِ واقعیِ شی لینگ کیه

00:34:41.600 --> 00:34:45.510
<i>کشیش اعظم بخش عدل ، تو داری اشتباه میکنی</i>

00:34:45.510 --> 00:34:49.650
<i>تنها صاحبِ شی لینگ ، خدای بهشته</i>

00:34:49.650 --> 00:34:53.920
<i>و من و تو ، هر دو مون فقط خدمتگزارانِ خدای بهشت ایم</i>

00:34:53.920 --> 00:35:00.000
<i>و هر کس که بخواد در مقابل خدای بهشت ، بِ ایسته
مورد عقوبت الهی قرار میگیره</i>

00:35:01.580 --> 00:35:05.390
<c.colorf31223> <i>[ ساختمان مرزبانیِ شهر وِی ]</i></c>

00:35:06.780 --> 00:35:08.650
نینگ چوئه ، ژنرال باهات کار داره -
باشه -

00:35:08.650 --> 00:35:10.170
اومدی -
اومدی -

00:35:10.170 --> 00:35:11.650
اومدی ، نینگ چوئه

00:35:12.050 --> 00:35:13.080
فرمانده ، من اومدم

00:35:13.180 --> 00:35:15.210
گم شو بیرون

00:35:22.650 --> 00:35:24.100
درود بر ژنرال ما

00:35:24.100 --> 00:35:27.880
سرباز ارتش وِی ، نینگ چوئه ، در خدمت شماست

00:35:29.230 --> 00:35:31.230
بیا داخل

00:35:44.330 --> 00:35:47.240
بچه پررو ، روز به روز پوست کلفت تر میشی

00:35:47.300 --> 00:35:52.030
وقتی شما یه امری میکنین ، این سرباز حتی حاضرِ جونش ام بده

00:35:52.030 --> 00:35:54.040
دیگه من برا چی باید الکی با شما تعارف کنم؟

00:35:54.700 --> 00:35:56.900
شنیدم جواب دارالفنونِ تانگ اومده

00:35:58.500 --> 00:36:04.790
به لطف توصیه نامه ی ارتش ، تو بالاخره یه فرصت پیدا کردی
که بتونی تو آزمون ورودی دارالفنون تانگ شرکت کنی

00:36:04.790 --> 00:36:09.790
جوابش اومده ، ولی اینکه تو واقعا بتونی برای امتحان
بری اونجا یا نه ، فقط به شانست بستگی داره

00:36:09.790 --> 00:36:11.830
حالا جواب شون کجاست؟

00:36:22.560 --> 00:36:24.630
تو واقعا خوش شانسی

00:36:24.630 --> 00:36:28.990
شانست زده ، یه آدم به درد بخور میخواد برگرده پایتخت

00:36:28.990 --> 00:36:31.150
و من ترتیبی دادم که تو رو همراهش بفرستم

00:36:31.150 --> 00:36:34.980
و در طول مسیر ، تو باید مواظبش باشی . باشه؟

00:36:34.980 --> 00:36:36.730
من نمیرم

00:36:36.730 --> 00:36:40.490
اینجا نوشته که آزمون ورودی دارالفنون تانگ دو ماه دیگه ست

00:36:40.490 --> 00:36:42.630
من نمیخوام انقد زود برم

00:36:42.630 --> 00:36:44.420
به دستورای من گوش میدی یا نه؟

00:36:44.420 --> 00:36:46.710
من میخوام که همین فردا راه بیفتی . یعنی باید راه بیفتی

00:36:46.710 --> 00:36:50.390
پیرمرد ، من دلم نمیاد از تو جدا بشم

00:36:51.390 --> 00:36:54.760
اون موقع ، تو بودی که سانگ سانگ و منو از چنگ گرگا نجات دادی

00:36:54.760 --> 00:36:58.140
من چطوری میتونم اینطوری بذارم برم؟ این کار درسته؟

00:36:58.140 --> 00:37:00.020
راستشُ بگو

00:37:00.020 --> 00:37:02.930
واقعا دردت چیه؟

00:37:04.750 --> 00:37:07.030
من نمیخوام بمیرم

00:37:08.050 --> 00:37:13.100
تو؟!! حتی وقتی که همه مردن ، تو بازم زنده برگشتی

00:37:16.090 --> 00:37:20.500
من غرورمُ زیرپا گذاشتم و از اونا
خواهش کردم که تو رو با خودشون ببرن

00:37:20.500 --> 00:37:25.640
من به اونا گفتم که فقط تو میتونی اونا رو
سالم برسونی ، واسه همین اونا قبول کردن

00:37:27.650 --> 00:37:29.440
خوب فک کن . خرج خورد و خوراکت با اوناست

00:37:29.440 --> 00:37:32.210
اینطوری بدون اینکه یه قرون خرج کنی ، میتونی بری پایتخت

00:37:32.210 --> 00:37:33.600
این عالی نیست؟

00:37:33.600 --> 00:37:35.680
پس زحمتای منو هدر نده

00:37:36.920 --> 00:37:39.500
ولی من دلم نمیخواد بمیرم

00:37:39.500 --> 00:37:43.430
نینگ چوئه ، مگه من دلم میخواد تو بمیری؟

00:37:43.430 --> 00:37:47.850
<c.colorf31223> <i>[ ساختمان مرزبانیِ شهر وِی ]</i></c>

00:37:48.720 --> 00:37:50.420
پیرمرد -
بله؟ -

00:37:51.080 --> 00:37:53.960
کجاوه شونو دیدی؟ -
مگه چشه؟ -

00:37:53.960 --> 00:37:55.540
رو ش جای شمشیر و تیر هست

00:37:55.540 --> 00:37:58.600
این نشون میده که قبلا بهشون حمله شده

00:37:58.600 --> 00:38:01.890
در ضمن ، رئیس قبیله ی طلایی همین تازگیا فوت کرده

00:38:02.950 --> 00:38:06.650
و این ندیمه هه پوست خیلی خوبی داره -
صب کن -

00:38:06.650 --> 00:38:08.890
<i> قبلا بهشون حمله شده</i>

00:38:08.890 --> 00:38:10.940
<i>رئیس قبیله ی طلایی همین تازگیا فوت کرده </i>

00:38:10.940 --> 00:38:13.060
<i> و این ندیمه هه پوست خیلی خوبی داره</i>

00:38:13.060 --> 00:38:15.570
پوست خوب داره . خب ... خب که چی؟ اینا چه ربطی به هم داره؟

00:38:15.570 --> 00:38:17.350
پیرمرد ، یعنی واقعا نمیفهمی یا داری خودتُ به نفهمی میزنی؟

00:38:17.350 --> 00:38:19.320
من واقعا نمیفهمم -
خوب فک کن -

00:38:19.320 --> 00:38:21.030
امپراطوریِ تانگ فقط یه شاهزاده خانوم داره

00:38:21.030 --> 00:38:23.660
و اون دو سال قبل با رئیس قبیله ی طلایی ازدواج کرد

00:38:23.660 --> 00:38:25.540
شوهرشم همین تازگیا مرده

00:38:25.540 --> 00:38:27.290
اون میخواد فرار کنه و برگرده تانگ

00:38:27.290 --> 00:38:28.990
<i>تو حتی خودتم گفتی که اون آدمِ به درد بخوریه</i>

00:38:28.990 --> 00:38:31.360
<i>قشنگ تابلو ئه که اون ندیمه هه داره دروغ میگه</i>

00:38:31.360 --> 00:38:33.860
<i>یعنی هنوزم نمیتونی بگی که اون واقعا کیه؟</i>

00:38:35.030 --> 00:38:35.830
خفه شو

00:38:35.830 --> 00:38:42.920
درسته که امپراطوری تانگ مهد آزادیه ، ولی این
دلیل نمیشه که تو هر چی به دهنت میاد ، بگی

00:38:44.430 --> 00:38:45.850
مگه شاهزاده خانوم کم آدمیه؟

00:38:45.850 --> 00:38:47.170
<i>همه ی مردم دوسش دارن و بهش احترام میذارن</i>

00:38:47.170 --> 00:38:49.360
<i>اون خیلی نجیب و پاکدامنه</i>

00:38:54.540 --> 00:38:56.790
حتما کار راهزنا بوده -
غیرممکنه -

00:38:56.790 --> 00:38:59.370
من راه و روش راهزنا رو خیلی خوب میشناسم

00:39:01.160 --> 00:39:03.170
پس افراد قبیله ی طلایی

00:39:04.260 --> 00:39:06.220
پیرمرد ، یکم فک کن

00:39:06.220 --> 00:39:10.280
اونا چطور جرأت میکنن انقد آشکارا قصد جون شاهزاده خانومُ بکنن؟

00:39:10.280 --> 00:39:14.140
رئیس جدیدشون حتما میترسه که امپراطور
از سر عصبانیت اونا رو تار و مار کنه

00:39:14.890 --> 00:39:17.120
کشور ما یه قدرتِ نظامیِ

00:39:17.120 --> 00:39:21.360
با اینکه شمال مون سرزمین یِنِ و جنوب مون
سرزمین جین و غرب مون ام سرزمین یوئه لونِ

00:39:21.360 --> 00:39:23.700
کدومشون واقعا جرأت دارن که با ما دشمن باشن؟

00:39:23.700 --> 00:39:28.990
انگار یکی میخواد از شر شاهزاده خانوم خلاص شه

00:39:31.050 --> 00:39:33.560
خب تو فک میکنی اون کیه؟

00:39:33.560 --> 00:39:35.820
یه نفر از خودِ قصر

00:39:45.990 --> 00:39:50.090
حالا که اونا دست به کار شدن ، به این راحتی آ دست بردار نیستن

00:39:51.510 --> 00:39:56.300
تا زمانی که شاهزاده خانوم زنده باشه ، این سفر با حمله های مرگ آور روبروئه

00:40:04.570 --> 00:40:06.590
بخاطر همینم ، پیرمرد

00:40:08.190 --> 00:40:11.430
اگه تو میخوای که من با اونا برم

00:40:11.430 --> 00:40:13.690
مثل این نیست که داری منو دستی دستی قربونی میکنی؟

00:40:13.690 --> 00:40:18.770
پس بهتره که من ، چوب بر دریاچه ی شوبی رو ، اینجا نگه داری تا یه چن سال دیگه ام برات چوب ببرم
(اینجا چوب اشاره به دشمنا و راهزنا داره)

00:40:18.770 --> 00:40:22.720
مگه تو نمیخوای وارد دارالفنون تانگ بشی و اونجا آموزش ببینی؟

00:40:24.220 --> 00:40:27.800
اینو بدون که همراه اونا یکی از بهترین استاداست
که به بالاترین درجات تمرکز ذهنی رسیده

00:40:27.800 --> 00:40:30.100
لو یی چینگ چِن

00:40:32.150 --> 00:40:34.520
میشناسی ش دیگه ، نه؟

00:40:37.590 --> 00:40:42.310
یکی از بهترین استادا که به بالاترین درجات تمرکز ذهنی رسیده

00:40:43.230 --> 00:40:44.960
من میرم

00:40:49.130 --> 00:40:59.130
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:40:59.154 --> 00:41:11.154
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:41:12.400 --> 00:41:17.490
<c.colorf31223><i>♫ هی ، فقط میتونم بگم متاسفم ♫</i></c>

00:41:17.490 --> 00:41:23.860
<c.colorf31223><i>♫ تو ، زمان از دستت در رفته و یکمی گیج شدی ♫</i></c>

00:41:23.860 --> 00:41:26.110
<c.colorf31223><i>♫ تو خیلی ازم دور شدی ، در حالی که درست روبروی منی ♫</i></c>

00:41:26.110 --> 00:41:28.720
<c.colorf31223><i>♫ زمان تو یه چِش به هم زدن میگذره ♫</i></c>

00:41:28.720 --> 00:41:31.610
<c.colorf31223><i>♫ پس خیلی سخت نگیر ♫</i></c>

00:41:31.610 --> 00:41:36.530
<c.colorf31223><i>♫ زندگی همینه ♫</i></c>

00:41:36.530 --> 00:41:41.330
<c.colorf31223><i>♫ هی ، بذار من آخر این قصه رو عوض کنم ♫</i></c>

00:41:41.330 --> 00:41:47.760
<c.colorf31223><i>♫ خیلی طول نمیکشه ، من همه چی رو دُرُس میکنم ♫</i></c>

00:41:47.760 --> 00:41:49.960
<c.colorf31223><i>♫ پس نمیخواد خجالت بکشی ، نمیخواد متاسف باشی ♫</i></c>

00:41:49.960 --> 00:41:52.700
<c.colorf31223><i>♫ فرق بین برد و باخت فقط تو اینه که بازنده باید بقیه رو غذا مهمون کنه ♫</i></c>

00:41:52.700 --> 00:41:58.600
<c.colorf31223><i>♫ بهتر از اینه که دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم و از دوری هم گریه کنیم ♫</i></c>

00:41:58.600 --> 00:42:01.640
<c.colorf31223><i>♫ شبا خیلی طولانی و تاریکه ♫</i></c>

00:42:01.640 --> 00:42:06.530
<c.colorf31223><i>♫ پس کاری نکن که پشیمون بشی ♫</i></c>

00:42:06.530 --> 00:42:12.460
<c.colorf31223><i>♫ من همه ی راه های این دنیا رو رفتم و درست و غلط و خوبی وبدی و کینه و انتقامُ دیدم ♫</i></c>

00:42:12.460 --> 00:42:16.650
<c.colorf31223><i>♫ پس بذار من به جای تو خطر کنم ♫</i></c>

00:42:16.650 --> 00:42:19.580
<c.colorf31223><i>♫ یه چتر تو چانگ آن باستانی ظاهر شده ♫</i></c>

00:42:19.580 --> 00:42:21.000
<c.colorf31223><i>♫ تاریکیِ ابدی داره فرا میرسه ♫</i></c>

00:42:21.000 --> 00:42:23.350
<c.colorf31223><i>♫ همه جا جادو شده ♫</i></c>

00:42:23.350 --> 00:42:30.420
<c.colorf31223><i>♫ چنان جنگی در گرفته که همه جا رو آشوب و سیاهی برداشته و همه ی آدما رو نابود کرده ♫</i></c>

00:42:30.420 --> 00:42:36.490
<c.colorf31223><i>♫ ولی ما میتونیم این تاریکی رو بشکافیم و روشنایی به ارمغان بیاریم و سرنوشت بهشت و زمین و این دنیا رو تغییر بدیم ♫</i></c>

00:42:36.490 --> 00:42:40.590
<c.colorf31223><i>♫ با اسبت بتاز و پیوسته رو به جلو حرکت کن ♫</i></c>

00:42:40.590 --> 00:42:43.660
<c.colorf31223><i>♫ پرنده های مهاجر به طرف جنوب پرواز میکنن ، چون به زودی برف میباره ♫</i></c>

00:42:43.660 --> 00:42:47.330
<c.colorf31223><i>♫ پس تو ام مست کن تا گرم بشی ♫</i></c>

00:42:47.330 --> 00:42:53.320
<c.colorf31223><i>♫ در این طوفان شمشیرها ، ما هنوزم عاشق همدیگه ایم ♫</i></c>

00:42:53.320 --> 00:43:00.000
<c.colorf31223><i>♫ در این طوفان شمشیرها ، ما هنوزم عاشق همدیگه ایم ♫</i></c>