﻿WEBVTT

00:00:00.870 --> 00:00:10.940
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:56.930 --> 00:02:02.340
<i>‫شب ابدی</i>

00:02:02.340 --> 00:02:07.360
<i>‫قسمت 35</i>

00:02:08.480 --> 00:02:10.020
‫[عمارت شاهزاده خانم]

00:02:10.020 --> 00:02:13.170
‫شاهزاده خانم، تو قصر بلوا شده.

00:02:14.840 --> 00:02:16.700
‫چی؟

00:02:16.700 --> 00:02:20.310
‫اعلاحضرت با سربازان زیاد، کتابخانه
‫سلطنتی رو محاصره کردن.

00:02:21.340 --> 00:02:23.840
‫به نظر شما، ایشون چه کسی رو میخوان بگیرن؟

00:02:24.430 --> 00:02:26.460
‫یعنی پدر میدونسته؟

00:02:26.460 --> 00:02:28.900
‫درحال حاضر، هیچ خبری در قصر مبادله نمیشه.

00:02:28.900 --> 00:02:32.800
‫هیچ اطلاعی نداریم که توی قصر چی میگذره.

00:02:34.010 --> 00:02:38.770
‫اما شاهزاده خانم، الآن زمان خوبیه تا قوانین
‫قدیمی رو بشکنیم و قوانین جدیدی درست کنیم.

00:02:38.800 --> 00:02:44.510
‫اگه اتفاقی بیوفته، میتونید به کمک امپراطور
‫برید و ملکه رو مهار کنید.

00:02:44.510 --> 00:02:47.130
‫اینجوری با یک تیر دو نشون میزنید.

00:02:51.690 --> 00:02:55.410
‫خوب میدونی با اینکه من شاهزاده ی امپراطوری تانگ هستم

00:02:55.410 --> 00:02:58.160
‫ولی هیچ قدرتی برای کنترل سربازان ندارم.

00:02:58.940 --> 00:03:01.230
‫اما الآن میتونید.

00:03:06.640 --> 00:03:11.060
‫با نشانِ استادم، میتونید راحت در قصر رفت و آمد کنید.

00:03:11.060 --> 00:03:14.040
‫همینطور میتونید از گارد سلطنتی ژنرال خوا استفاده کنید.

00:03:17.780 --> 00:03:23.170
‫شاهزاده خانم، الآن فقط تصمیمِ شما لازمه.

00:03:23.170 --> 00:03:28.770
‫از تاج و تختِ شاهزاده ی سوم
‫محافظت میکنید یا جونِ شیا تیان؟

00:03:37.030 --> 00:03:38.750
‫خوآ شان یوئه رو احضار کن.

00:03:38.750 --> 00:03:40.460
‫مجازاتش کنید.

00:03:40.460 --> 00:03:42.630
‫شرور ــه نزدیک به امپراطور رو نابود کنید.

00:03:43.460 --> 00:03:45.070
‫چشم.

00:03:52.420 --> 00:03:56.460
‫میتونم به حرفای یه شخص از تانگ اعتماد کنم؟

00:03:56.460 --> 00:03:58.280
‫بله میتونی.

00:03:58.280 --> 00:04:04.810
‫قبول دارم که زمانی فرقه ی شیطان
‫پرستی دنیامون رو زیر و رو کرد.

00:04:04.810 --> 00:04:07.430
‫اما ما وحشی ها(خوانگ رن) شرایط سختی داریم.

00:04:07.500 --> 00:04:13.600
‫تو جنگل های شمالی، از پیر و جوون گرفته
‫همه فقط میخوان زنده بمونن.

00:04:13.600 --> 00:04:14.510
‫باشه.

00:04:14.510 --> 00:04:22.820
‫بهت قول میدم که وحشی ها رو
‫اسکان بدم تا راحت زندگی کنن.

00:04:22.820 --> 00:04:26.480
‫خب بازم به این زنِ احمق اهمیت میدی؟

00:04:26.480 --> 00:04:28.740
‫البته.

00:04:32.400 --> 00:04:38.300
‫خب اجازه میدی شاهزاده ی ششم
‫جانشین ات بشه؟

00:04:40.880 --> 00:04:45.030
‫اعلاحضرت، شاهزاده خانم دارن با تعدادی
‫سرباز میان اینجا تا نجات تون بدن.

00:04:45.690 --> 00:04:48.270
‫بهشون بگو عقب نشینی کنن، مشکلی پیش نیومده.

00:04:48.270 --> 00:04:49.900
‫من شرایط رو بهشون توضیح دادم

00:04:49.900 --> 00:04:54.350
‫اما ایشون اصرار دارن شما رو
‫ملاقات کنن تا خیالشون راحت بشه.

00:04:56.980 --> 00:05:02.160
‫دراصل منو باید ببینه تا خیالش راحت بشه.

00:05:02.160 --> 00:05:05.660
‫مسائل خانوادگی تون هم دردسره.

00:05:05.660 --> 00:05:11.810
‫مطمئنم تو مثل همون موقع که
‫با شیا تیان ازدواج کردی، شجاعی.

00:05:11.810 --> 00:05:16.400
‫هرچی هست، اون همسر منه.

00:05:16.400 --> 00:05:20.250
‫تا آخر ازش محافظت میکنم.

00:05:20.250 --> 00:05:22.640
‫از رازش هم همینطور.

00:05:26.050 --> 00:05:31.990
‫حتی اگه بتونی از او و از ما وحشی ها به خوبی محافظت کنی

00:05:31.990 --> 00:05:34.930
‫حقیقت بازم برملا میشه.

00:05:34.930 --> 00:05:37.520
‫اون موقع دیگه کسی تورو قبول نخواهد داشت.

00:05:37.520 --> 00:05:41.150
‫اگه همینطور بشه،

00:05:41.150 --> 00:05:44.990
‫اونقدر مقاومت میکنم تا مردم قبولش کنن.

00:05:50.870 --> 00:05:53.060
‫باشه.

00:05:53.060 --> 00:05:55.580
‫پس من بهت کمک میکنم.

00:05:55.580 --> 00:05:59.560
‫وقتی آماده بودی، این مبارزه رو ادامه بده.

00:06:06.630 --> 00:06:10.020
‫پونزده ساله که ندیدمت.

00:06:10.020 --> 00:06:14.760
‫تو و برادر خواهرات حتی یه نامه هم نفرستادین.

00:06:14.760 --> 00:06:20.670
‫حالا که دیدمت، خوشحالی ام از پشیمانی ام بیشتره.

00:06:20.670 --> 00:06:27.090
‫اگرچه این قصر از فرقه های دیگه پاک تر و بهتر نیست،

00:06:27.090 --> 00:06:31.050
‫اما این زندگی ای ــه که تو انتخاب کردی.

00:06:32.050 --> 00:06:36.760
‫برای همین بهت افتخار میکنم

00:06:37.420 --> 00:06:39.500
‫فرزندم.

00:06:43.370 --> 00:06:47.660
‫با اینکه اومدم به پایتخت،

00:06:48.310 --> 00:06:52.990
‫ولی گفته بودم که هرگز برنمیگردم و دروغ هم نمیگفتم.

00:06:52.990 --> 00:06:57.680
‫دراصل من میخواستم بیشتر بهت کمک کنم.

00:06:58.310 --> 00:07:04.590
‫اما حالا بیش از این نمیتونم کمکت کنم.

00:07:07.480 --> 00:07:10.700
‫یه وحشی بودن در این زندگی...

00:07:12.050 --> 00:07:15.070
‫خیلی سخته.

00:07:19.140 --> 00:07:24.530
‫قول ات به وحشی ها رو فراموش نکن.

00:07:52.580 --> 00:07:54.670
‫پدرخونده!

00:09:16.290 --> 00:09:21.690
‫من من، میدونی چرا افراد شیلینگ
‫میخوان وحشی ها رو بکشن؟

00:09:21.690 --> 00:09:25.270
‫طبق حرف خودشون، وحشی ها فنون فرقه شیطان پرستی
‫رو آموزش می بینن

00:09:25.270 --> 00:09:27.510
‫و انرژی چی ــه بینِ زمین و آسمان
‫رو در بدن شون جذب میکنن.

00:09:27.510 --> 00:09:32.890
‫اگه قبیله شون قدرتمندتر بشه، درنهایت هیچ
‫انرژی ای بین زمین و آسمان باقی نمیمونه.

00:09:32.890 --> 00:09:37.860
‫تو هر قبیله و فرقه ای، خوب و بد هست.

00:09:37.860 --> 00:09:43.400
‫مسئله اینه که افراد شیلینگ فکر میکنن
‫درستکارن و تحمل تاریکی رو ندارن

00:09:43.400 --> 00:09:48.500
‫چیزای روشن تر(پُر نور تر) از خودشون هم دیگه بدتر.

00:09:49.800 --> 00:09:56.270
‫وقتی آدمای دیگه، روشنایی به دنیا میارن
‫اونا میترسن.

00:09:56.270 --> 00:10:03.000
‫درنتیجه شروع به تخریب و نابود کردن شون میکنن
‫و زمین و زمان رو به هم میدوزن.

00:10:04.250 --> 00:10:07.920
‫فو زی، روشنایی ــه این وحشی ها از کجا میاد؟

00:10:07.920 --> 00:10:11.590
‫افسانه میگه که زمانی یه ماهی
‫در دریای جنوبی سکونت داشت.

00:10:11.590 --> 00:10:13.820
‫بهش میگفتن نهنگ(وال).

00:10:13.820 --> 00:10:21.150
‫نهنگ ها در دریاهای بزرگ زندگی میکنن، هزاران کیلومتر
‫طی میکنن و هرچی تو راهشون باشه رو میخورن.

00:10:21.150 --> 00:10:24.690
‫اما هر زندگی ای، پایانی داره.

00:10:24.690 --> 00:10:26.690
‫وقتی نهنگ میمیره

00:10:26.690 --> 00:10:32.380
‫جسمش آرام آرام به اعماق تاریکِ دریا سقوط میکنه

00:10:32.380 --> 00:10:38.250
‫اما با مرگِ نهنگ، زندگی موجودات اعماق دریا ادامه دار میشه.

00:10:38.250 --> 00:10:41.800
‫اونا گوشتشو میخورن و بین استخوان هاش سکونت میکنن.

00:10:41.800 --> 00:10:48.510
‫با یک مرگ، زندگی این موجودات تا صد ها سال ادامه پیدا میکنه.

00:10:48.510 --> 00:10:52.830
‫این سقوط و گوشت و استخوان و پوسیده شدن لاشه ی نهنگ

00:10:52.830 --> 00:10:58.870
‫تبدیل میشه به یه خشکی در اعماق دریا و کم کم
‫میشه یه جزیره.

00:10:58.870 --> 00:11:03.730
‫ماهیگیرانِ دریای جنوبی به این اتفاق میگن "زوال نهنگ"

00:11:03.730 --> 00:11:10.040
‫زوال نهنگ یعنی مرگِ نهنگ
‫اما این یه نعمت برای اعماق دریاست.

00:11:10.040 --> 00:11:13.510
‫بازگشتِ وحشی ها به زمین و آسمان هم یه جور زوال نهنگه.

00:11:13.510 --> 00:11:21.300
‫وحشی ها با مرگ شون، انرژی ای بیشتری
‫رو برای این دنیا فراهم میکنن و به نوعی جبران میکنن.

00:11:24.780 --> 00:11:26.460
‫متوجه شدم.

00:11:26.460 --> 00:11:29.960
‫ممنونم فو زی بخاطر گفتن داستان زوال نهنگ.

00:11:43.530 --> 00:11:47.970
‫پدر، دیر رسیدم. حال تون خوبه؟

00:11:56.910 --> 00:12:00.370
‫میتونید برید، خیلی خسته شدم.

00:12:00.400 --> 00:12:05.900
‫به خاطر داشته باشید، امروز در قصر هیچ اتفاقی نیوفتاد.

00:12:12.370 --> 00:12:14.200
‫ما رو تنها بذارید.

00:12:45.600 --> 00:12:50.730
‫یوآر، من رازی دارم که نمیخوام کسی درباره اش بدونه

00:12:50.730 --> 00:12:55.250
‫اگه کسی تلاش کنه این راز برملا بشه

00:12:55.250 --> 00:12:59.810
‫مجبور میشم اون شخص رو بکشم.

00:13:04.000 --> 00:13:06.060
‫ما پدر و دختریم.

00:13:06.060 --> 00:13:10.170
‫بهتره پا از گلیم فراتر نذاریم.

00:13:50.600 --> 00:13:52.610
‫علیاحضرت.

00:13:52.610 --> 00:13:54.440
‫طالع بین سلطنتی.

00:13:57.240 --> 00:13:58.830
‫شاهزاده خانم.

00:14:00.080 --> 00:14:03.750
‫میخوام یه چیزی بگم ولی نمیدونم گفتنش درسته یا نه.

00:14:06.720 --> 00:14:08.950
‫راحت باشید طالع بین.

00:14:09.630 --> 00:14:12.760
‫ملکه ی ما پاکدامن و مهربان هستن.

00:14:13.550 --> 00:14:18.910
‫نیازی نیست باهاشون دربیوفتید و خودتون رو بد جلوه بدید.

00:14:18.910 --> 00:14:25.300
‫مسئله ی جانشینی تاج و تخت
‫درنهایت تصمیمش با اعلاحضرته.

00:14:26.950 --> 00:14:31.810
‫طالع بین، پدرم سربازان زیادی رو برای
‫محاصره ی کتابخانه سلطنتی فرستادن.

00:14:31.810 --> 00:14:34.990
‫شما هیچ شک و شبهه ای ندارین؟

00:14:34.990 --> 00:14:42.120
‫درباره جانشینی، خب حداقل نباید تاج و
‫تخت به یه شخص از تانگ برسه؟

00:14:43.300 --> 00:14:45.310
‫موافق نیستید؟

00:15:07.200 --> 00:15:08.950
‫استاد.

00:15:11.730 --> 00:15:13.560
‫دزدِ کثیف!

00:15:14.160 --> 00:15:18.430
‫استاد، من حدس میزدم که بازمانده هایی از
‫فرقه شیطان پرستی در دربار مخفی شدن

00:15:18.430 --> 00:15:22.790
‫و نگرانِ سلامتِ امپراطور بودم، برای همین اینکارو کردم.

00:15:22.790 --> 00:15:26.940
‫فکر میکنی من قصدت رو نمیدونم؟

00:15:26.940 --> 00:15:31.590
‫چطور جرئت میکنی در مسائل دربار دخالت کنی؟

00:15:37.800 --> 00:15:40.230
‫از اینجا برو و به اشتباهت فکر کن.

00:15:40.950 --> 00:15:43.330
‫چشم استاد.

00:15:55.700 --> 00:15:59.760
‫فو زی، نهنگ به این بزرگی رو میتونیم تو یه دیگ بپزیم؟

00:15:59.760 --> 00:16:02.690
‫چی میگی؟

00:16:02.690 --> 00:16:07.550
‫اما، اگه تونستیم یکی رو بگیریم، میفهمیم.

00:16:08.500 --> 00:16:10.760
‫بله فو زی.

00:16:31.900 --> 00:16:33.880
‫واقعاً کنجکاوم

00:16:33.880 --> 00:16:36.980
‫تو چجور آدمی هستی؟

00:16:39.450 --> 00:16:42.660
‫مهم نیست من چه آدمی ام.

00:16:42.660 --> 00:16:47.780
‫و برام مهم نیست تو کی هستی.

00:16:52.890 --> 00:16:58.010
‫از ظاهرت میخوره که دیوانه ی گل باشی
‫یکی از سه بانوی دیوانه.

00:17:01.230 --> 00:17:05.840
‫تندخو، پَست فطرت و بدبخت.

00:17:06.740 --> 00:17:10.350
‫امروز با دیدنِ دیوانه ی کتاب، خیلی ناامید شدم.

00:17:10.350 --> 00:17:16.410
‫اون زمانی مثل من بود، یه شخص پاکدامن در این دنیا.

00:17:16.410 --> 00:17:18.950
‫برای همین من کنجکاوم

00:17:19.950 --> 00:17:25.150
‫که چجور آدمی میتونه اینقدر عوضش کرده باشه؟

00:17:27.400 --> 00:17:32.470
‫میدونم که اعمال زشتِ زیادی در این دنیا مرتکب میشید

00:17:32.470 --> 00:17:36.540
‫و اسمشو میذارید دانش و حکمت.

00:17:38.510 --> 00:17:41.800
‫لطفاً ازش دور شو.

00:17:43.520 --> 00:17:46.230
‫شاهزاده خانمِ زیبا

00:17:46.230 --> 00:17:51.360
‫ارتباط من و بانو شان، به شما مربوط نمیشه.

00:17:51.360 --> 00:17:55.740
‫دیوانه ی کتاب ذاتاً پاک و خامه.

00:17:55.740 --> 00:18:01.230
‫تو با کلک و حیله هات، چشماشو کور کردی
‫ولی تا آخر اینجور نمیمونه.

00:18:02.070 --> 00:18:07.260
‫آدمایی مثل تو، گل و لایِ این دنیا هستن.

00:18:07.260 --> 00:18:11.460
‫با هر حرف و عمل خوبی که خودتونو بپوشونید

00:18:11.460 --> 00:18:16.780
‫دیر یا زود، کثیفی ــه درون تون آشکار میشه.

00:18:18.310 --> 00:18:22.410
‫درسته، ما گِل ایم.

00:18:22.410 --> 00:18:24.590
‫لونگ چینگ چطور؟

00:18:24.590 --> 00:18:30.110
‫احمقی مثل تو نمیتونه قدرِ آدم کاملی مثل اونو بدونه.

00:18:30.110 --> 00:18:33.990
‫هرگز انگشت به دنیای زیبایی و روشنایی نخواهی زد.

00:18:36.720 --> 00:18:41.200
‫اون روز که گاری ها به سرقت رفتن
‫تو خودتو به موش مُردگی زدی.

00:18:41.200 --> 00:18:43.790
‫به این میگی روشنایی؟

00:18:43.790 --> 00:18:46.560
‫چه گستاخی تو.

00:18:46.560 --> 00:18:49.150
‫نمیترسی جلوی من بمیری؟

00:18:52.300 --> 00:19:00.620
‫زنی که به کامل بودن اعتقاد داره، شاهزاده خانمی
‫که والاتر از همه است و دیوانه ی گل پاکدامن

00:19:01.440 --> 00:19:03.700
‫قصد کُشتن هم داره؟

00:19:06.910 --> 00:19:11.790
‫حتی اگه غیرعمد منو بکشی،

00:19:11.790 --> 00:19:15.570
‫دنیات دیگه بی نقص نخواهد بود.

00:19:16.810 --> 00:19:19.970
‫آرزوی مرگ خواهی کرد.

00:19:23.920 --> 00:19:27.020
‫یه راز کوچیک رو به شاهزاده خانم میگم.

00:19:27.020 --> 00:19:32.150
‫از هشت سالگی من زندگی ای بدتر از مرگ داشتم.

00:19:35.820 --> 00:19:37.550
‫چه تصادفی!

00:19:37.550 --> 00:19:42.330
‫از بازار سوغاتی گرفته بودم

00:19:45.860 --> 00:19:51.340
‫میخواستم بدمش به بانو شان ولی اول تو رو دیدم.

00:19:55.690 --> 00:20:00.950
‫میدونم حتی اگه این گل رو به شاهزاده خانم بدم

00:20:00.950 --> 00:20:04.760
‫بازم نظرشون نسبت به من عوض نمیشه.

00:20:04.760 --> 00:20:08.250
‫این... نادرترین گل صخره ای کوهستان برفی ــه!

00:20:08.250 --> 00:20:13.780
‫این نوع از گل ها خیلی ظریف و حساسن
‫برای همین تعداد کمی ازشون توی دنیا هست.

00:20:13.780 --> 00:20:17.250
‫تبریک میگم! تو یه گنج با خودت آوردی.

00:20:18.520 --> 00:20:22.760
‫گل صخره ای کوهستان برفی، واقعاً یه گنج ـه.

00:20:22.760 --> 00:20:25.010
‫زود باش بدش من...

00:20:27.300 --> 00:20:28.900
‫ای...

00:20:31.710 --> 00:20:35.230
‫فقط خواستم به اطلاعِ شاهزاده خانم برسونم

00:20:35.230 --> 00:20:39.650
‫که در قلب هرکسی، زیبایی معنای متفاوتی داره.

00:20:40.390 --> 00:20:46.960
‫چیزی که عزیزش میدونی، یه روز
‫باعث ناراحتی و خشم ات میشه.

00:20:58.130 --> 00:21:02.300
‫اگه من ناراحت و عصبانی باشم، چی گیرِ تو میاد؟

00:21:02.300 --> 00:21:09.570
‫شما اومدی منو کوچیک کنی. چی گیرتون میاد؟

00:21:09.570 --> 00:21:12.760
‫منطق که حالیت نمیشه و دوست
‫داری این بازی رو ادامه بدی.

00:21:12.760 --> 00:21:15.880
‫پس تا آخرش باهات بازی میکنم.

00:22:14.700 --> 00:22:16.300
‫دواتو بخور.

00:22:21.800 --> 00:22:23.500
‫تلخه؟

00:22:28.400 --> 00:22:30.700
‫تو از اولش میدونستی.

00:22:32.200 --> 00:22:34.400
‫آره میدونستم.

00:22:34.400 --> 00:22:36.700
‫پس چرا به من نگفتی؟

00:22:36.700 --> 00:22:40.800
‫حتماً دلیلی داشتی که چیزی نگفتی.

00:22:40.800 --> 00:22:44.600
‫هروقت آماده بودی که بگی، بهم میگفتی.

00:22:45.800 --> 00:22:49.100
‫چیزی نگفتم چون میترسیدم روت تأثیر بذاره.

00:22:49.100 --> 00:22:54.300
‫بالاخره مسائل خانوادگی با کشور نباید قاطی بشن.

00:22:54.300 --> 00:22:57.600
‫اما کی میدونست باعثِ این همه دردسر میشه.

00:22:59.200 --> 00:23:01.900
‫همش تقصیر منه.

00:23:01.900 --> 00:23:03.700
‫اشکال نداره.

00:23:03.700 --> 00:23:09.700
‫همه ی تجربه هایی که داشتیم، چه خوب چه بد
‫ارزشش رو داشتن.

00:23:09.700 --> 00:23:11.920
‫اول از هرچیز به جراحاتت برس.

00:23:11.920 --> 00:23:13.700
‫زیاد فکر نکن.

00:23:15.100 --> 00:23:16.700
‫بیا.

00:23:18.390 --> 00:23:21.640
‫خب وحشی ها رو چیکار میکنی که دارن به جنوب میرن؟

00:23:24.200 --> 00:23:30.900
‫بزرگان وحشی ها دارن با شیلینگ مذاکره میکنن.

00:23:30.900 --> 00:23:35.900
‫به ژنرال شو چنگ بیشتر فشار میارم
‫تا زودتر این مسئله رو خاتمه بده.

00:23:35.900 --> 00:23:41.000
‫مطمئن میشم که وحشی ها یه زمین
‫دستشون برسه تا داخلش سکونت کنن.

00:23:41.000 --> 00:23:45.300
‫به قولی که به پدرخونده ات دادم، عمل میکنم.

00:23:51.700 --> 00:23:54.900
‫از ازدواج با من پشیمون نیستی؟

00:23:54.900 --> 00:24:00.100
‫اگه من یه وحشی نبودم، این همه دردسر درست نمیشد.

00:24:01.700 --> 00:24:04.200
‫این همه "اگه" برای چی؟

00:24:04.200 --> 00:24:06.900
‫همش دست خدایانه.

00:24:06.900 --> 00:24:12.000
‫اگه بخاطر اتفاقات گذشته نبود
‫که تو الآن پیشم نبودی

00:24:12.000 --> 00:24:15.400
‫و مزه ی چای برگ شیرینی که برام
‫آماده میکنی رو نمیچشیدم.

00:24:15.400 --> 00:24:18.300
‫بیا بازم بخور.

00:25:05.100 --> 00:25:07.200
‫نینگ چوئه؟

00:25:10.200 --> 00:25:13.500
‫من همیشه تو مبارزه هام، دنبال حقیقتِ دائو بودم.

00:25:13.500 --> 00:25:17.300
‫ظاهراً یه مبارزه بینِ من و تو صورت میگیره.

00:25:18.800 --> 00:25:24.500
‫لی من من، جون مو، لیو بای
‫چی نی ین، تانگ، یه چینگ
‫نینگ چوئه، چو نی، چن پی پی

00:25:40.500 --> 00:25:42.200
‫من من!

00:25:42.200 --> 00:25:45.900
‫مگه آب جوش آوردن چقدر طول میکشه؟

00:25:45.900 --> 00:25:48.600
‫فو زی، الآن آماده میشه.

00:25:48.600 --> 00:25:54.000
‫دو ساعت پیش هم همینو گفتی.

00:26:01.200 --> 00:26:04.400
‫فو زی، از اینجا به کجا میریم؟

00:26:05.600 --> 00:26:10.800
‫هیچ رَدی از دو دوست قدیمی ام پیدا نکردیم.
‫پس فقط میتونیم به جنوب بریم.

00:26:11.500 --> 00:26:14.000
‫ظاهراً ازش لذت می بری.

00:26:15.000 --> 00:26:17.600
‫شراب چیز خوبیه.

00:26:17.600 --> 00:26:20.100
‫چطور فراموش کردم؟

00:26:21.100 --> 00:26:23.900
‫من من، بریم.

00:26:23.900 --> 00:26:27.800
‫از کدوم طرف؟ از همون راهی که اومدیم؟

00:26:27.800 --> 00:26:29.800
‫از همون راه؟

00:26:29.800 --> 00:26:32.400
‫اونوقت خیلی کسل کننده میشه.

00:26:32.400 --> 00:26:34.400
‫پس کدوم طرف؟

00:26:35.100 --> 00:26:37.000
‫کوهستان تی ین چی.

00:26:41.600 --> 00:26:43.200
‫گاو زرد پیر، بریم.

00:26:43.200 --> 00:26:45.200
‫کوهستان تی ین چی.

00:26:49.000 --> 00:26:50.900
‫برادر جونگ!

00:26:51.600 --> 00:26:52.500
‫چی شده؟

00:26:52.500 --> 00:26:55.400
‫بانو به ملاقاتی با نیرو های متحد دعوت شدن.

00:26:55.400 --> 00:26:57.000
‫نذاشتن همراهشون بریم.

00:26:57.000 --> 00:27:03.000
‫میترسم بخاطر مرگ مردم دریاچه ی جوهر
‫با افراد شیلینگ بحث شون بشه.

00:27:05.620 --> 00:27:08.080
‫- دنبالم بیاید
‫- چشم

00:27:12.500 --> 00:27:19.100
‫همه ی جوانان جنگل های شمالی
‫خوب عمل کردن به جز یک نفر.

00:27:19.100 --> 00:27:23.000
‫بانو مو شان از دریاچه ی جوهر
‫خیلی بی احتیاط و بی پروا هستن.

00:27:23.000 --> 00:27:29.700
‫شنیدم موقع حمل تدارکات، اشتباه بزرگی رو مرتکب شدن.

00:27:29.700 --> 00:27:31.400
‫خدای بهشت شاهده

00:27:31.400 --> 00:27:35.900
‫بانو مو باید تقاص اشتباهات شون رو پَس بدن.

00:27:35.900 --> 00:27:38.300
‫منظورتون چیه؟

00:27:39.200 --> 00:27:42.400
‫شاگردان دریاچه ی جوهر از جنگ میترسن!

00:27:42.400 --> 00:27:45.600
‫شما اجازه دادید راهزنان اسب سوار به اردوگاه حمله کنن.

00:27:45.600 --> 00:27:50.300
‫بانو مو شان، به عنوان یه حکیم برجسته

00:27:50.300 --> 00:27:57.500
‫و یکی از بانوان دیوانه، یعنی دیوانه ی کتاب
‫شما نتونستی حتی یه مشت راهزن رو شکست بدی؟

00:27:57.500 --> 00:28:04.800
‫فقط به تماشای کشته شدن
‫سربازان حامل تدارکات نشستی

00:28:05.600 --> 00:28:11.900
‫انتظار نداشتم فرمانده ی قهار شیلینگ و استاد برج سفید

00:28:11.900 --> 00:28:15.100
‫چنین دروغ هایی سَرهم کنن!

00:28:16.600 --> 00:28:20.400
‫بانو مو! شما دارید به شیلینگ تهمت دروغ میزنید!

00:28:20.400 --> 00:28:24.300
‫ژنرال لو، افرادی که برای حمل تدارکات فرستادین

00:28:24.300 --> 00:28:28.700
‫افرادی بی تجربه و ضعیف بودن.

00:28:28.700 --> 00:28:31.200
‫وقتی مورد حمله ی راهزنان قرار گرفتیم

00:28:31.200 --> 00:28:34.100
‫سواره نظام شیلینگ در همون
‫نزدیکی ها داشتن گشت میزدن.

00:28:34.100 --> 00:28:39.800
‫من یه پیغام طلسم برای کمک فرستادم اما جوابی نرسید.

00:28:39.800 --> 00:28:41.900
‫علتش چی بود؟

00:28:44.000 --> 00:28:49.710
‫چون شما و چو نی میخواستید من بمیرم
‫برای همین خودتون رو به موش مردگی زدید!

00:28:59.300 --> 00:29:01.400
‫مزخرفه!

00:29:01.400 --> 00:29:08.400
‫مو شان شان، برای اینکه از بار مسئولیتت
‫شونه خالی کنی، داری به این پیرزن تهمت میزنی؟

00:29:08.400 --> 00:29:13.900
‫اولش میخواستم مجازات خفیفی برات درنظر بگیرم.

00:29:13.900 --> 00:29:17.800
‫ولی انتظار نداشتم اینقدر زبون دراز و بد طینت باشی!

00:29:17.800 --> 00:29:23.100
‫با این حرفا، واسه این پیرزن قلدری نکن.

00:29:32.100 --> 00:29:37.900
‫بانو مو شان، فرمودید که من و استاد چو نی
‫میخواستیم شما رو بکشیم.

00:29:37.900 --> 00:29:40.100
‫مدرکی هم دارید؟

00:29:42.800 --> 00:29:49.600
‫مو شان شان، به عنوان یه شاگرد دریاچه ی جوهر
‫به ما تهمت دروغ زدی!

00:29:49.600 --> 00:29:54.300
‫این یه جرمه و مجازاتش مرگه!

00:29:59.150 --> 00:30:00.770
‫ژنرال لو

00:30:01.620 --> 00:30:04.480
‫لطفاً کف دست هاتون رو نشون بدید.

00:30:08.170 --> 00:30:10.280
‫جرئتشو ندارید؟

00:30:57.200 --> 00:31:02.700
‫همگی نگاه کنید، این جوهر طلسم دریاچه ی جوهره.

00:31:02.700 --> 00:31:06.700
‫یه علامت پاک نشدنی روی شخص به جا میذاره.

00:31:10.000 --> 00:31:13.900
‫اینم... از مدرک!

00:31:26.600 --> 00:31:29.000
‫مدرک جعلی ــه! پاپوشه!

00:31:29.000 --> 00:31:34.500
‫برای حفظ آبرو و شرافتم، تا سرحد مرگ می جنگم!

00:31:36.000 --> 00:31:38.230
‫هرزه ی کوچولو!

00:31:38.230 --> 00:31:39.900
‫ای...

00:31:40.900 --> 00:31:43.900
‫هرزه ی کوچولو...

00:31:58.300 --> 00:32:00.250
‫بانو مو شان.

00:32:00.250 --> 00:32:03.800
‫حاضری کف دستت رو برای دعوت به مبارزه، بِبُری؟

00:32:04.700 --> 00:32:06.200
‫بله.

00:32:06.200 --> 00:32:11.900
‫میدونی که این مبارزه به مرگ یکی تون ختم میشه؟

00:32:11.900 --> 00:32:13.700
‫میدونم.

00:32:15.520 --> 00:32:18.380
‫اما فقط با این راه میتونم خودمو ثابت کنم.

00:32:21.150 --> 00:32:24.230
‫مو شان شان، شاگرد پارک دریاچه ی جوهر

00:32:32.000 --> 00:32:34.600
‫خاله ام رو به مبارزه دعوت میکنم.

00:32:40.000 --> 00:32:41.800
‫مزخرفه!

00:32:43.300 --> 00:32:45.300
‫چاقو رو بنداز!

00:32:49.300 --> 00:32:55.700
‫راه دیگه ای برای اثبات بی گناهی ــه
‫هم شاگردی هام نیست.

00:32:55.700 --> 00:33:00.500
‫اونا مُردن و دیگه نمیتونن حرف بزنن.

00:33:00.500 --> 00:33:05.400
‫کسی هم به حرفای من گوش نمیده.

00:33:07.810 --> 00:33:10.510
‫عدالت وجود داره.

00:33:12.980 --> 00:33:16.590
‫اما آدم باید خودش به دستش بیاره.

00:33:19.200 --> 00:33:21.430
‫تو کی هستی؟

00:33:24.790 --> 00:33:28.030
‫میتونم شهادت بدم که بانو مو حقیقت رو میگن.

00:33:28.030 --> 00:33:30.250
‫چجوری میخوای اینکارو بکنی؟

00:33:30.250 --> 00:33:33.400
‫چون منم اونجا بودم.

00:33:33.400 --> 00:33:37.020
‫کی حرفِ یه ناشناس رو باور میکنه؟

00:33:41.510 --> 00:33:46.950
‫یه سرباز عادی جرئت میکنه چنین گستاخی ای بکنه!

00:33:46.950 --> 00:33:53.070
‫واقعاً میخوام ببینم چطوری میخوای مدرک نشونم بدی؟

00:33:53.070 --> 00:33:57.090
‫حرفام مدرک ان.

00:33:57.090 --> 00:33:58.820
‫مسخره.

00:33:58.820 --> 00:34:01.290
‫حرفات چجوری میتونن مدرک باشن؟

00:34:01.290 --> 00:34:05.400
‫پس چطور حرفای یه پیرزن رو مدرک حساب میکنین؟

00:34:05.400 --> 00:34:08.570
‫بعد حرفای من نمیتونن مدرک باشن؟

00:34:08.570 --> 00:34:09.800
‫گستاخ!

00:34:09.800 --> 00:34:13.330
‫خاله، پاکدامنِ بزرگ فرقه خداپرستان هستن.

00:34:13.330 --> 00:34:15.050
‫تو فکر میکنی کی هستی؟

00:34:15.050 --> 00:34:18.050
‫خیال میکنی با خاله، برابری میکنی؟

00:34:18.050 --> 00:34:22.890
‫خب تو کی هستی که اینجوری حرف میزنی؟

00:34:22.890 --> 00:34:24.670
‫ای...

00:34:24.670 --> 00:34:26.750
‫وقتشه یه کارت(نشان) دربیارم.

00:34:26.750 --> 00:34:33.770
‫ولی ایندفعه باید خیلی سریع
‫و شیک و مجلسی درش بیارم

00:34:33.770 --> 00:34:37.520
‫اما کدوم کارتِ دارالفنون تانگ رو نشون بدم؟

00:34:47.400 --> 00:34:51.960
‫ژنرال. اون جناب سیزدهمه، نینگ چوئه.

00:34:51.960 --> 00:34:54.860
‫به من دستور داده شده تا
‫مخفیانه باهاش ارتباط برقرار کنم.

00:35:04.200 --> 00:35:11.100
‫جناب سیزدهم، تو که شاگرد دریاچه ی جوهر نیستی
‫چرا کنار من ننشستی؟

00:35:18.970 --> 00:35:21.720
‫پس اون سیزدهمه!

00:35:21.720 --> 00:35:25.150
‫- جدی؟
‫- جناب سیزدهم او ــه؟

00:35:25.150 --> 00:35:27.130
‫ممنونم ژنرال.

00:35:30.200 --> 00:35:32.390
‫بذارید معرفی اش کنم.

00:35:32.390 --> 00:35:35.960
‫ایشون جناب(معلم) سیزدهم ــه امپراطوری ــه تانگ هستن.

00:35:35.960 --> 00:35:41.010
‫همچنین اون تنها جانشینِ استاد
‫بزرگ، ین سه هستن. نینگ چوئه.

00:35:44.060 --> 00:35:47.520
‫بالاخره خودتو نشون دادی.

00:35:56.150 --> 00:35:58.570
‫مثل اینکه واقعاً نینگ چوئه است.

00:36:02.600 --> 00:36:10.200
‫شما گفتی که هیچکس باور نمیکنه استاد چو نی دروغ بگه.

00:36:10.200 --> 00:36:12.000
‫خب من از شما میپرسم

00:36:12.000 --> 00:36:16.790
‫کی باور میکنه که یه شاگرد طبقه دوم دارالفنون تانگ

00:36:16.790 --> 00:36:20.100
‫و شاگردِ مستقیمِ فو زی، دروغ بگه؟

00:36:23.510 --> 00:36:25.440
‫جناب سیزدهم.

00:36:26.760 --> 00:36:30.280
‫چطوره اینجوری حل اش کنیم...

00:36:30.280 --> 00:36:35.160
‫فرمانده ی شیلینگ، لو خدی
‫چهل ضربه شلاق میخوره.

00:36:35.160 --> 00:36:39.340
‫و گزارشش رو به بخش عدل
‫میدیم تا از مقامش، برکنار بشه.

00:36:39.340 --> 00:36:42.270
‫درنتیجه، فرماندهی سواره نظام دستِ باغ هلو میوفته.

00:36:42.270 --> 00:36:46.640
‫همچنین به مدت 6 ماه برای کار اجباری، مجازات میشه.
‫نظرتون چیه؟

00:37:04.000 --> 00:37:06.430
‫- کافیه!
‫- کافی نیست!

00:37:10.410 --> 00:37:13.100
‫وقتی به سربازانِ حامل توسط راهزنان حمله شد

00:37:13.100 --> 00:37:15.370
‫افراد شیلینگ هیچ کار نکردن

00:37:15.370 --> 00:37:17.730
‫و با خونسردی، فقط تماشا کردن.

00:37:18.360 --> 00:37:22.290
‫اون روز، خاله هم توی چمنزار بود.

00:37:22.290 --> 00:37:24.150
‫شما نمیدونستی چه خبر شده؟

00:37:24.150 --> 00:37:27.860
‫اگه میدونستی، پس چرا کاری نکردی؟

00:37:27.860 --> 00:37:33.020
‫الآن که شیلینگ دستور مجازات فرمانده اش رو داد
‫شما گفتی کافیه.

00:37:33.020 --> 00:37:36.660
‫یعنی شما با شیلینگ همدستی؟

00:37:36.660 --> 00:37:43.080
‫اگه همینطوره، پس چرا اون روز توی چمنزار
‫واکنشی نشون ندادید؟

00:37:43.080 --> 00:37:46.620
‫جناب سیزدهم، شما که از شیلینگ نیستی.
‫چرا تو کارِشون دخالت میکنی؟

00:37:46.620 --> 00:37:48.720
‫- احمق!
‫- ای...

00:37:48.720 --> 00:37:51.840
‫استادم ین سی، راهبی از شیلینگ ــه.

00:37:51.840 --> 00:37:55.060
‫هر سه بخش شیلینگ، بهش احترام میذارن.

00:37:55.060 --> 00:38:02.580
‫به عنوان تنها شاگردش، وقتی می بینم
‫شیلینگ داره مورد بی احترامی قرار میگیره

00:38:02.580 --> 00:38:08.780
‫و کاری نکنم، اونو شرمنده و ناامید نکردم؟

00:38:10.200 --> 00:38:12.230
‫وقتی یه زن نمیتونه دو تا شوهر داشته باشه

00:38:12.230 --> 00:38:15.550
‫اینجا یه شاگردی داریم که دو تا استاد داره.

00:38:15.550 --> 00:38:19.170
‫از ین سی که نمیرم بپرسم

00:38:22.210 --> 00:38:29.340
‫اما اگه درآینده فو زی رو دیدم
‫ازش میپرسم واقعاً چی فکرش کرده.

00:38:29.340 --> 00:38:36.640
‫یعنی اون حاضره به خاطر یه شاگرد بی شرم
‫گستاخ و پَست

00:38:36.640 --> 00:38:40.540
‫آبروی 100 ساله اش رو به باد بده؟

00:38:41.720 --> 00:38:44.380
‫شما الآن پرسیدی استادم کیه

00:38:44.380 --> 00:38:46.720
‫و گفتی میخوای به جای اون، بهم درس بدی.

00:38:46.720 --> 00:38:52.680
‫حالا که فهمیدی استادم کیه، میخوای به اون درسی بدی؟

00:38:54.950 --> 00:38:58.590
‫اگه بنا به بزرگ و کوچیکه که عجوزه!
‫من عموی ارشدت محسوب میشم!

00:38:58.590 --> 00:39:01.920
‫میخوای به من درس بدی؟ بزرگتر و کوچکتر حالیت نمیشه؟

00:39:01.920 --> 00:39:06.060
‫گفتی میخوای از فو زی بپرسی.
‫فکر میکنی اون شخصیه که به راحتی بتونی ملاقاتش کنی؟

00:39:06.060 --> 00:39:10.460
‫جرئت میکنی ازش انتقاد کنی.
‫نکنه میخوای فرقه ات رو به فنا بدی؟

00:39:10.460 --> 00:39:15.090
‫جناب سیزدهم... مسائل رو قاطی نکنید.

00:39:15.090 --> 00:39:20.030
‫اینجا یه جلسه ی نظامی ــه.
‫لطفاً عاقلانه برخورد کنید.

00:39:21.050 --> 00:39:26.730
‫همین تازه به کسی که سعی کرد عاقلانه توضیح بده
‫گوش نکردین. پس منم عاقلانه برخورد نمیکنم.

00:39:26.730 --> 00:39:28.930
‫فقط ارشد بودن برام مهمه.

00:39:30.020 --> 00:39:33.740
‫ظاهراً شما خیلی کشیدی، نه؟

00:39:33.740 --> 00:39:39.560
‫به عنوان پاکدامنِ بزرگ فرقه خداپرستان
‫عجب عجوزه ی پَستی هستی!

00:39:42.180 --> 00:39:47.020
‫فو زی! واقعاً که چه احمقی هستی!

00:39:47.020 --> 00:39:52.440
‫چطور تونستی چنین شاگرد پَستی رو بپذیری؟

00:39:52.440 --> 00:39:55.030
‫عجوزه ی پَست!

00:39:55.030 --> 00:39:58.070
‫چطور جرئت میکنی توی کار هام دخالت کنی؟

00:39:59.790 --> 00:40:01.300
‫خاله!

00:40:01.300 --> 00:40:02.560
‫- استاد
‫- خاله

00:40:02.560 --> 00:40:05.530
‫- استاد!
‫- کمکش کنید!

00:40:16.400 --> 00:40:17.490
‫تمومه.

00:40:17.490 --> 00:40:21.570
‫جلسه ی امروز مختومه.

00:40:35.800 --> 00:40:37.730
‫ممنونم برادر جونگ.

00:40:37.730 --> 00:40:41.900
‫نه، جناب سیزدهم.

00:41:04.600 --> 00:41:09.680
‫جناب سیزدهم، میدونم که بودن با
‫دختران جوان، خیلی لذت بخشه.

00:41:09.680 --> 00:41:12.860
‫اما از اونجایی که اردوگاه ما اینجاست
‫و شما هویت ات رو فاش کردی،

00:41:12.860 --> 00:41:17.400
‫باعث بی حرمتی ــه که در
‫اردوگاه دریاچه ی جوهر باشید.

00:41:17.990 --> 00:41:23.830
‫ژنرال، من هنوز مأموریت دارم. نگران نباشید.

00:41:23.830 --> 00:41:25.690
‫باشه.

00:41:30.000 --> 00:41:33.980
‫دیوانه ی کتاب خیلی دختر خوبیه!

00:41:40.200 --> 00:41:42.820
‫جناب سیزدهم...

00:41:45.000 --> 00:41:55.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.