﻿WEBVTT

00:00:15.839 --> 00:00:21.040
‫آهنگ «Zilo Shel Yom Ka'itz» از «Izhar Ashdot»

00:00:21.065 --> 00:00:24.105
‫وای، هیچوقت این «جحنون» رو
‫فراموش نمی‌کنم.
‫[نوعی غذای یهودی]

00:00:24.138 --> 00:00:27.211
‫به نظرم که اصلا
‫نمی‌تونی هضمش کنی.

00:00:27.244 --> 00:00:28.381
‫نه داش، هضمش می‌کنم.

00:00:28.414 --> 00:00:29.950
‫- نه بابا؟
‫- امروز هضمش می‌کنم.

00:00:29.983 --> 00:00:31.430
‫- در اصل یه جور نونه.
‫- نه... اون...

00:00:30.011 --> 00:00:34.611
‫[اورشلیم، سال 1994]

00:00:31.454 --> 00:00:32.990
‫تا همین الان طول کشید تا...

00:00:33.023 --> 00:00:34.369
‫نفرین از اینجا شروع شد.

00:00:34.393 --> 00:00:38.334
‫تو که اصلا نمی‌تونی نون هم هضم کنی.

00:00:38.367 --> 00:00:40.237
‫ها؟ خب بله حتما.

00:00:40.270 --> 00:00:42.609
‫متوجه شدم.

00:00:44.680 --> 00:00:46.116
‫ها؟

00:00:55.033 --> 00:00:56.236
‫چی داره بهت می‌گه؟

00:00:58.374 --> 00:01:01.079
‫- وای لعنتی.
‫- چی گفت؟

00:01:01.112 --> 00:01:04.386
‫الان... دختر متولد نشده‌ام
‫رو نفرین کرد.

00:01:07.692 --> 00:01:09.672
‫چیزی نیست. ببینید،
‫من دیگه پول نقد ندارم.

00:01:09.696 --> 00:01:11.108
‫نمی‌دونم... شما چیزی دارید؟

00:01:11.132 --> 00:01:12.903
‫- بدیم بهش... که بره پی کارش.
‫- واقعا؟

00:01:12.936 --> 00:01:15.241
‫فقط برای اینکه تمومش کنه.

00:01:15.274 --> 00:01:17.078
‫خیله‌خب، خیله‌خب.
‫خیله‌خب، من یکمی دارم.

00:01:17.111 --> 00:01:18.681
‫یه چیزهایی... یه چیزهایی دارم.

00:01:18.714 --> 00:01:21.654
‫هی بابت ایشون معذرت می‌خوایم.
‫شرمنده، بفرمایید، ما...

00:01:21.687 --> 00:01:23.023
‫آره، بذارش اون داخل.

00:01:23.056 --> 00:01:24.626
‫ممنونم.
‫شرمنده.

00:01:30.872 --> 00:01:32.576
‫به نظر نمیاد...
‫ظاهرا...

00:01:32.609 --> 00:01:33.711
‫- نه.
‫- دعای خیر نیست.

00:01:33.744 --> 00:01:35.482
‫چیز خوبی نیست.

00:01:35.515 --> 00:01:37.653
‫وای.

00:01:37.686 --> 00:01:39.423
‫خیله‌خب. خیله‌خب.

00:01:39.456 --> 00:01:40.959
‫- «سوزاک» گفت؟
‫- آره
‫[از بیماری‌های آمیزشی شایع]

00:01:40.992 --> 00:01:42.161
‫گفتی «سوزاک»؟

00:01:42.194 --> 00:01:43.998
‫گوش کن، بیا بریم.
‫من ازش می‌ترسم.

00:01:44.031 --> 00:01:45.311
‫نباید چنین حرفی به بقیه بزنید.

00:01:45.335 --> 00:01:46.938
‫- این کار...
‫- می‌تونی بری.

00:01:46.971 --> 00:01:48.249
‫می‌دونم اما منم جزوی از این گروهم،
‫پس اگه همه قراره...

00:01:48.273 --> 00:01:49.452
‫- خب پس کارت رو انجام بده، بیا بریم.
‫- آره شرمنده.

00:01:49.476 --> 00:01:50.512
‫می‌شه بریم دیگه؟

00:01:50.545 --> 00:01:51.581
‫بله. بفرمایید. سلام.

00:01:51.614 --> 00:01:52.683
‫من عذرخواهی می‌کنم.

00:01:52.716 --> 00:01:54.587
‫این...

00:01:54.620 --> 00:01:57.225
‫اوه. اوه.

00:01:57.257 --> 00:02:04.257
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:07.679 --> 00:02:11.086
‫بهش گفت که قراره دنیا رو
‫با خوش‌قلبیش درمان کنه،

00:02:11.119 --> 00:02:13.625
‫که مسیر راستین توی سرنوشتش مقدّر شده،

00:02:13.658 --> 00:02:15.362
‫و آیندۀ نویدبخشی داره،

00:02:15.395 --> 00:02:19.068
‫که هیچ بلایی سرش نمیاد.

00:02:19.263 --> 00:02:24.204
‫«دردسرهای فلایشمن»
‫[این قسمت؛ به «پنیکوئیل» خوش آمدید.]

00:02:24.278 --> 00:02:26.751
‫می‌تونی...
‫البته که صدات رو می‌شنوم.

00:02:26.784 --> 00:02:28.354
‫داری داد می‌زنی‌ها.

00:02:28.387 --> 00:02:30.090
‫بله.

00:02:30.123 --> 00:02:32.094
‫آم... نه.

00:02:32.127 --> 00:02:34.098
‫نه هانا. مونا نمی‌تونه تا «همپتون» ببردت.
[شهری در ایالت ویرجینی]

00:02:34.131 --> 00:02:36.236
‫از همون اولم قرار بود
‫تعطیلات بره.

00:02:36.269 --> 00:02:38.775
‫می‌شه لطفا... لطفا گوشیش
‫رو بهش برگردونی؟

00:02:38.808 --> 00:02:40.077
‫آره، می‌خوام باهاش صحبت کنم.

00:02:40.110 --> 00:02:41.781
‫درسته.
‫خیلی متاسفم مونا.

00:02:41.814 --> 00:02:43.451
‫نه نظر لطفته. آره.

00:02:43.484 --> 00:02:46.122
‫می‌دونم اما پسرت تا امشب
‫که نمی‌رسه، درسته؟

00:02:46.155 --> 00:02:47.668
‫بله، خیلی ممنونم.
‫واقعا می‌گم. می‌دونم.

00:02:47.692 --> 00:02:49.763
‫خیله‌خب. واقعا که فرشته‌ای.

00:02:49.796 --> 00:02:54.406
‫دوشنبه از راه رسید و
‫همچنان خبری از ریچل نشد.

00:02:54.439 --> 00:02:56.544
‫می‌دونم که فکر می‌کنی
‫شغلم یه سرگرمیه

00:02:56.577 --> 00:02:57.946
‫اما من هم یه سری وظایفی دارم،

00:02:57.980 --> 00:02:59.792
‫و بچه‌ها منتظر بودن که باهات به همپتون برن،

00:02:59.816 --> 00:03:01.520
‫و مونا این هفته مرخصی بود.

00:03:05.127 --> 00:03:06.806
‫این زندگی‌ای نبود که
‫اون زنِ درویش

00:03:06.830 --> 00:03:07.865
‫وعده‌ش رو داده بود.

00:03:07.899 --> 00:03:10.505
‫پس خانم شالومی باید دوباره
‫سونوگرافی بشه.

00:03:10.538 --> 00:03:11.741
‫شایع‌ترین بیماری کبدی

00:03:11.774 --> 00:03:13.287
‫مرتبط با بیماری کرون چیه؟

00:03:13.311 --> 00:03:14.680
‫دکتر بارتاک مایلن در اولین فرصت

00:03:14.713 --> 00:03:17.050
‫- همدیگه رو ببینید.
‫- بله حتما، حتما.

00:03:21.827 --> 00:03:23.731
‫- عه دکتر فلایشمن.
‫- دکتر بارتاک.

00:03:23.764 --> 00:03:25.669
‫آیدا گفت با من کاری داشتید.

00:03:25.702 --> 00:03:28.374
‫بفرما بشین.

00:03:28.407 --> 00:03:30.478
‫- خب...
‫- بله.

00:03:30.511 --> 00:03:32.816
‫می‌خواستم که از زبون خودم بشنوی.

00:03:32.849 --> 00:03:34.486
‫سمتِ «ریاست پزشکی»

00:03:34.519 --> 00:03:35.689
‫رو به عهده گرفتم.

00:03:35.722 --> 00:03:37.693
‫وای مبارکه.

00:03:37.726 --> 00:03:39.296
‫خیلی... عالی شد.

00:03:39.329 --> 00:03:42.134
‫حالا مسئولیتِ این قسمت
‫به دست جنیس خواهد بود،

00:03:42.167 --> 00:03:44.573
‫که یعنی یکی باید جایگزین سمت قبلیش بشه،

00:03:44.606 --> 00:03:47.478
‫و من مایلم که تو جایگزینش بشی.

00:03:49.750 --> 00:03:52.522
‫خب نمی‌دونم چی باید بگم.

00:03:52.555 --> 00:03:54.092
‫ممنونم.

00:03:54.125 --> 00:03:55.528
‫خب رابطه‌ات با بیمارها خوبه.

00:03:55.561 --> 00:03:57.366
‫دقیق هستی
‫و اهمیت می‌دی.

00:03:57.399 --> 00:04:00.372
‫حالا اجباری نیست.
‫جنیس روند کاری خودش رو داره،

00:04:00.405 --> 00:04:01.774
‫اما شخص موردنظر تویی.

00:04:01.807 --> 00:04:03.511
‫اگه نمی‌خوای ردش کن.

00:04:06.550 --> 00:04:08.621
‫ترفیع.

00:04:08.654 --> 00:04:11.226
‫می‌بینی ریچل؟

00:04:11.259 --> 00:04:13.096
‫توبی زمانی‌که فقط یه
‫کارآموز بود رو به خاطر آورد

00:04:13.129 --> 00:04:15.368
‫زمانی‌که بارتاک یه دکتر واقعی بود،

00:04:15.401 --> 00:04:17.873
‫قبل از اینکه به طرز مشکوکی
‫به بخش جمع‌آوری کمک‌های مالی وارد بشه.

00:04:17.906 --> 00:04:19.877
‫و اون... صبر کن، وایسا، وایسا.

00:04:19.910 --> 00:04:21.480
‫چی گفت؟

00:04:21.513 --> 00:04:23.885
‫«پدرم به چیزهای زیادی مبتلا شده.»

00:04:23.918 --> 00:04:25.287
‫درسته، درسته.

00:04:25.321 --> 00:04:26.633
‫«پدرم به چیزهای زیادی مبتلا شده،

00:04:26.657 --> 00:04:27.859
‫دکتر بارتاک،

00:04:27.892 --> 00:04:29.496
‫اما سرطان رحم جزوشون نیست!»

00:04:30.631 --> 00:04:32.201
‫اون سال، دکتر لو،

00:04:32.234 --> 00:04:34.205
‫سرپرست بخش گوارشی،

00:04:34.238 --> 00:04:36.544
‫به علت ابتلا به
‫بیماری سرطان پانکراس فعال و

00:04:36.577 --> 00:04:41.354
‫بی‌رحم توی بیمارستان بستری شد.

00:04:41.387 --> 00:04:42.489
‫اوه.

00:04:42.523 --> 00:04:45.895
‫بعدش سرآخر یک ماه بعد،
‫وقتش رسیده بود.

00:04:47.866 --> 00:04:50.305
‫خیله‌خب ما می‌ریم.

00:04:50.338 --> 00:04:52.776
‫نه بمونید.

00:04:52.809 --> 00:04:55.782
‫شما هم به اندازۀ من
‫نقش بزرگی توی زندگیش داشتید.

00:05:03.798 --> 00:05:06.904
‫- خیلی غم‌انگیزه.
‫- می‌دونم.

00:05:06.937 --> 00:05:09.543
‫چیزی که ذهنم رو مشغول کرده

00:05:09.576 --> 00:05:12.549
‫افتخار آشنایی باهاشه، می‌دونی؟

00:05:12.582 --> 00:05:16.624
‫منظورم شناختنشون و
‫بخشی از این ماجرا بودنه.

00:05:16.657 --> 00:05:18.428
‫که تونستم کنارشون باشم، می‌دونی؟

00:05:18.461 --> 00:05:20.832
‫اینکه توی اتاقش بودی خیلی محشره.

00:05:20.865 --> 00:05:22.536
‫- منظورم اینه که...
‫- آره.

00:05:22.569 --> 00:05:24.272
‫این یعنی وارد شدی توبی.

00:05:25.842 --> 00:05:27.282
‫وقتی توی اداره پست بتونید
‫شاهد مرگ یه مامور ارشد باشید

00:05:27.312 --> 00:05:30.719
‫چنین جمله‌ای رو می‌گید؟

00:05:30.752 --> 00:05:31.830
‫نه منظورم این نیست.

00:05:31.854 --> 00:05:32.956
‫نه، متوجه منظورت شدم.

00:05:32.989 --> 00:05:34.759
‫گمونم منظور من رو نفهمیدی.

00:05:38.501 --> 00:05:42.308
‫یعنی همین که دارم این کار رو انجام می‌دم،
‫خودش خیلی باارزشه.

00:05:43.978 --> 00:05:45.315
‫نمیای بخوابیم؟

00:05:45.348 --> 00:05:48.955
‫باید هزارتا ایمیل بزنم.

00:05:48.988 --> 00:05:50.791
‫باشه.

00:05:56.604 --> 00:05:59.510
‫بعدش، دو سال پیش،
‫فلایشمن و خونواده‌اش برای سال نو

00:05:59.543 --> 00:06:01.246
‫به خونۀ دوم میریام و سام راثبرگ

00:06:01.279 --> 00:06:03.551
‫توی ساراتوگا دعوت شدن.

00:06:06.457 --> 00:06:08.193
‫اگه چهار تا خونه داشته باشی،
‫چطوری تصمیم می‌گیری

00:06:08.226 --> 00:06:09.496
‫که کدومش دومی محسوب می‌شه؟

00:06:09.529 --> 00:06:11.600
‫خب همونی که دوم خریدی.

00:06:11.633 --> 00:06:14.440
‫همم منطقیه.

00:06:14.473 --> 00:06:16.276
‫خوش اومدید فلایشمن‌های عزیز!

00:06:16.310 --> 00:06:18.381
‫اینجارو نگاه کن، محشره.

00:06:18.414 --> 00:06:20.852
‫به پنیکوئیل خوش اومدید.

00:06:20.885 --> 00:06:22.221
‫عه پنیکوئیل.

00:06:22.254 --> 00:06:23.533
‫یعنی اسم این خونه رو
‫از روی یه داروی ضدافسردگی

00:06:23.557 --> 00:06:25.328
‫انتخاب کردی که با
‫برانگیختگی جنسی تداخلی نداره؟

00:06:25.361 --> 00:06:26.162
‫نه، نه، نه.

00:06:26.195 --> 00:06:27.666
‫اسمش رو از روی یه داروی ضدافسردگی‌

00:06:27.699 --> 00:06:29.010
‫انتخاب کردم که با برانگیختگی
‫جنسی تداخلی نداره

00:06:29.034 --> 00:06:30.338
‫و پولدارم کرده.

00:06:30.371 --> 00:06:32.375
‫- عه خب پس...
‫- بیا اطراف رو بهت نشون بدم.

00:06:32.408 --> 00:06:33.778
‫اوه.

00:06:48.674 --> 00:06:49.977
‫- خوردی؟
‫- آره خوردم.

00:06:50.010 --> 00:06:51.947
‫می‌دونی...
‫خیلی... خوردمش.

00:06:54.619 --> 00:06:56.957
‫هنوزم توی بیمارستان کار می‌کنی؟

00:06:56.990 --> 00:06:58.950
‫خب می‌دونی که هنوز هم آدم‌ها مریض می‌شن
‫و به ما نیاز دارن.

00:07:00.498 --> 00:07:01.843
‫ببین ما دنبال یکی هستیم
‫که سرپرست شعبۀ جدیدمون

00:07:01.867 --> 00:07:06.310
‫برای پرورش ماریجوانا بشه.

00:07:06.343 --> 00:07:07.979
‫متاسفم، فندانت شده ماریجوانا؟
[نوعی شراب سفید]

00:07:08.012 --> 00:07:09.559
‫نه بابا خدا نکنه.
‫ما دنبال یکی هستیم

00:07:09.583 --> 00:07:12.722
‫که بتونه کمک کنه شعبۀ جدید رو
‫با از بین بردن خرافات درمورد

00:07:12.755 --> 00:07:14.593
‫درمان‌های دیگه مدیریت کنه.

00:07:14.626 --> 00:07:15.962
‫آها متوجه‌ام.

00:07:15.995 --> 00:07:18.935
‫اطلاعات اشتباه زیادی بین مردم می‌چرخه
‫مطمئنم خودت خبر داری.

00:07:18.968 --> 00:07:20.538
‫نه، خبری ندارم.

00:07:20.571 --> 00:07:22.418
‫آخه خودم بیمارهای مبتلا به سرطان زیادی
‫رو دیدم که به نفعشون بوده این

00:07:22.442 --> 00:07:23.720
‫- درمان‌های...
‫- نه... نگو... نگو...

00:07:23.744 --> 00:07:26.317
‫نگو که تو کار طب سوزنی هستی.

00:07:26.350 --> 00:07:28.454
‫نه. نه. خب حرفم اینه که،
‫چیزی رو درمان نمی‌کنه

00:07:28.487 --> 00:07:29.999
‫اما واقعا درد رو کمتر می‌کنه.

00:07:30.023 --> 00:07:31.594
‫مطمئنم. آره.

00:07:31.627 --> 00:07:34.967
‫خب ببین، قراره شعبۀ بزرگی رو بچرخونی،

00:07:35.000 --> 00:07:37.739
‫جدای از پاداش‌ها،
‫درآمدت یک میلیونیه.

00:07:37.772 --> 00:07:39.743
‫خودت آقای تیم خودتی.

00:07:39.776 --> 00:07:41.480
‫ساعت کاری عالی.
‫خیلی خوبه.

00:07:41.513 --> 00:07:43.660
‫نمی‌دونم. به نظرم توی
‫همین شغلم ادامه بدم،

00:07:43.684 --> 00:07:45.622
‫گمونم. آره.
‫ممنون.

00:07:45.655 --> 00:07:49.863
‫باشه. ریچل...
‫ریچل گفت که مقاومت می‌کنی.

00:07:49.896 --> 00:07:51.032
‫- عه؟
‫- اوهوم.

00:07:51.065 --> 00:07:53.871
‫چیزی از خونۀ توی «ویل» گفتم؟

00:07:53.904 --> 00:07:56.343
‫کلیدش می‌رسه به مدیرهامون.

00:08:00.050 --> 00:08:01.496
‫«چی شده؟»
‫چرا از سم نمی‌ری بپرسی؟

00:08:01.520 --> 00:08:02.731
‫همین یارویی که باهاش تبانی کردی
‫و هماهنگ شدی.

00:08:02.755 --> 00:08:04.025
‫«تبانی کردی»؟

00:08:04.058 --> 00:08:07.031
‫پیشنهاده کاریه توبی.
‫یه فرصته.

00:08:07.064 --> 00:08:08.677
‫صحبت کردن درموردش که ضرری نداره، خب؟

00:08:08.701 --> 00:08:10.672
‫دقیقا... برعکس یه فرصته، خب؟

00:08:10.705 --> 00:08:12.375
‫دقیقا نقطۀ مقابل کاریه که می‌کنم.

00:08:12.408 --> 00:08:13.920
‫از من می‌خواد بخشی رو سرپرستی کنم
‫که بقیه رو ترغیب می‌کنه

00:08:13.944 --> 00:08:15.782
‫به اینکه از راه‌های مشروع
‫برای کاهش درد بیمارها

00:08:15.815 --> 00:08:17.060
‫استفاده نکنن.

00:08:17.084 --> 00:08:18.821
‫می‌خوام که احساس ارزشمند بودن
‫داشته باشی.

00:08:18.854 --> 00:08:20.925
‫بهتره یکم از اون کار یکنواخت دور بشی.

00:08:20.958 --> 00:08:22.061
‫اما یکنواخت نیست خب؟

00:08:22.094 --> 00:08:23.764
‫می‌فهمی چقدر برام آزاردهنده‌ست

00:08:23.797 --> 00:08:25.042
‫که چنین چیزی برات اهمیت داره؟

00:08:25.066 --> 00:08:26.503
‫داری داد می‌زنی.

00:08:26.536 --> 00:08:27.815
‫من بخاطر پولدار شدن
‫سمت دکتری نرفتم، خب؟

00:08:27.839 --> 00:08:29.509
‫دکتر شدم تا زندگی هدفمندی داشته باشم.

00:08:29.542 --> 00:08:31.622
‫آره خب من دوست دارم
‫که یه روزی خونه‌دار بشم.

00:08:31.647 --> 00:08:33.918
‫ببخشیدها ولی من تقریبا سالانه دارم
‫سیصد هزار دلار پول درمیارم.

00:08:33.951 --> 00:08:35.889
‫توی تک تک فرهنگ‌ها
‫من آدم پولداری به حساب میام

00:08:35.922 --> 00:08:37.525
‫به جز اون محلۀ مسخره‌ای

00:08:37.558 --> 00:08:38.828
‫که اصرار داری اونجا زندگی کنیم.

00:08:38.861 --> 00:08:39.939
‫جوری رفتار می‌کنی که همیشه
‫باید بری سرکار

00:08:39.963 --> 00:08:41.500
‫انگار که من فقط دارم می‌خورم و می‌خوابم.

00:08:41.533 --> 00:08:43.078
‫اگه شغلی داشتی که مردم برای امرار معاششون روت

00:08:43.102 --> 00:08:45.675
‫حساب می‌کردن،
‫شاید می‌تونستی درکش کنی.

00:08:45.708 --> 00:08:48.046
‫اوه.

00:08:48.079 --> 00:08:49.716
‫جدی هستی الان؟

00:08:49.749 --> 00:08:53.691
‫بابا؟ بابا؟

00:08:55.528 --> 00:08:56.940
‫اصلا نمی‌دونم چرا باید
‫همچین بحث‌هایی داشته باشیم.

00:08:56.964 --> 00:08:58.834
‫من همیشه روراست بودم.

00:08:58.867 --> 00:09:00.805
‫خب منم همینطور.

00:09:00.838 --> 00:09:02.375
‫خیله‌خب.

00:09:04.579 --> 00:09:06.383
‫بلافاصله توی همون هفته،

00:09:06.416 --> 00:09:08.821
‫ریچل بدون اینکه باهاش صحبتی بکنه

00:09:08.854 --> 00:09:11.460
‫آپارتمان‌های بهتری رو بررسی کرد.

00:09:11.493 --> 00:09:13.564
‫سم سازنده‌اش رو می‌شناسه.

00:09:13.597 --> 00:09:15.142
‫گواهی پایان کار ساختمون ندارن،

00:09:15.166 --> 00:09:16.804
‫برای همینم فعلا نمی‌تونن برای فروش بذارنش،

00:09:16.837 --> 00:09:19.008
‫- یعنی هیچکس قبل ما ندیدتش.
‫- به به.

00:09:19.041 --> 00:09:21.112
‫گمونم واقعا پارتی بازی کردن‌ها، نه؟

00:09:21.145 --> 00:09:23.016
‫- دقیقا.
‫- آره.

00:09:23.049 --> 00:09:24.853
‫اسمش رو گذاشتن «آپارتمان طلایی».

00:09:24.886 --> 00:09:26.490
‫وای، طلایی.

00:09:26.523 --> 00:09:29.396
‫فقط محض اینکه مشخص بشه چجور آپارتمانیه.

00:09:29.429 --> 00:09:30.965
‫گچبُریش بی‌نظیره.

00:09:30.998 --> 00:09:32.402
‫آره، تازه ساخته.

00:09:32.435 --> 00:09:33.938
‫همه‌چیزش بی‌نظیره.

00:09:37.010 --> 00:09:38.447
‫خب ازش خوشم میاد.

00:09:38.480 --> 00:09:39.716
‫واقعا؟ بیخیال.

00:09:39.749 --> 00:09:41.496
‫مثل تموم چیزهاییه
‫که توی نیوریورک

00:09:41.520 --> 00:09:43.691
‫ازشون متنفرم.

00:09:43.724 --> 00:09:45.762
‫بیخیال. «طلایی».

00:09:45.795 --> 00:09:46.997
‫آره، خودت گفته بودی.

00:09:47.030 --> 00:09:50.571
‫خب آره.

00:09:50.604 --> 00:09:51.883
‫سم می‌گه الان می‌تونیم
‫قیمت پیشنهادیمون رو بدیم

00:09:51.907 --> 00:09:53.710
‫قبل از اینکه برای فروش بذارنش.

00:09:56.783 --> 00:09:59.456
‫- بالاخره خونه‌دار می‌شیم.
‫- اوهوم.

00:09:59.489 --> 00:10:01.427
‫تا ابد همینجا زندگی می‌کنیم
‫و بچه‌هامون

00:10:01.460 --> 00:10:04.866
‫میان به دیدنمون وقتی‌که
‫ازدواج کردن و بچه‌دار شدن.

00:10:04.899 --> 00:10:06.770
‫یه جوری رفتار می‌کنی
‫که انگار لازمه من موافقت کنم

00:10:06.803 --> 00:10:08.740
‫اما همینجوریش تصمیمت رو گرفتی دیگه.

00:10:13.917 --> 00:10:18.494
‫و شد آنچه که نباید می‌شد.

00:10:31.553 --> 00:10:34.058
‫و حالا نگاهش کنید...
‫ترفیع شغلی گرفته...

00:10:34.091 --> 00:10:36.062
‫نه بخاطر اعمال نفوذ یا براندازی،

00:10:36.095 --> 00:10:37.899
‫نه بخاطر ایجاد اختلال،

00:10:37.932 --> 00:10:40.772
‫بلکه فقط بخاطر اینکه خودش رو وقف
‫شغلش کرده و کارش حرف نداره.

00:10:40.805 --> 00:10:43.009
‫می‌خواست بهش بگه
‫«دیدی ریچل؟»

00:10:43.042 --> 00:10:44.813
‫«موفقیت می‌تونه ساخته بشه.

00:10:44.846 --> 00:10:49.923
‫نیازی نیست مثل یه حیوون
‫دنبالش بیفتی.»

00:10:49.956 --> 00:10:51.794
‫سلام مونا
‫خیلی شرمنده‌ام.

00:10:51.827 --> 00:10:53.531
‫واقعا فکر می‌کردم تا الان برگرده.

00:10:53.564 --> 00:10:55.209
‫هی شام که درست نکردی، کردی؟

00:10:55.233 --> 00:10:56.770
‫می‌خوام برم که پیش پسرم باشم.

00:10:56.803 --> 00:10:57.939
‫باشه. ممنون بابت همه‌چیز.

00:10:57.972 --> 00:10:59.810
‫واقعا... ازت ممنونم.

00:10:59.843 --> 00:11:01.580
‫خیله‌خب.
‫سلام بچه‌ها، من برگشتم.

00:11:01.613 --> 00:11:02.949
‫می‌خوام شام درست کنم خب؟

00:11:02.982 --> 00:11:04.553
‫اذیت شده بود.

00:11:04.586 --> 00:11:05.831
‫خدا می‌دونه ریچل همیشۀ خدا
‫دیر به خونه می‌اومد

00:11:05.855 --> 00:11:07.133
‫و نارضایتیِ مونا رو نمی‌دید.

00:11:07.157 --> 00:11:09.061
‫- مامان اومده؟
‫- سلام

00:11:09.094 --> 00:11:10.206
‫باید تا قبل شام می‌رفتیم اونجا.

00:11:10.230 --> 00:11:11.642
‫قرار بود شام پیش لکسی باشم.

00:11:11.666 --> 00:11:13.203
‫آره شرمنده عزیزم.
‫مامان دیر کرده.

00:11:13.236 --> 00:11:15.508
‫تا آخرشب حتما میاد،
‫دیگه تهش تا فردا.

00:11:15.541 --> 00:11:16.710
‫خدای من، چرا اینجا انقدر گرمه؟

00:11:16.743 --> 00:11:19.048
‫نه، بهم قول داد که شام به همپتون بریم.

00:11:19.081 --> 00:11:20.818
‫آره خب، مامان دیر کرده دیگه، باشه؟

00:11:20.851 --> 00:11:22.087
‫مامان همیشه دیر می‌کنه.

00:11:22.120 --> 00:11:23.657
‫هوف، خدای من.
‫کولر روشنه؟

00:11:23.690 --> 00:11:26.095
‫خراب شده؟
‫می‌خوام...

00:11:26.128 --> 00:11:27.674
‫یه چیزی واسه پختن پیدا می‌کنم.
‫نگران نباش.

00:11:27.698 --> 00:11:29.101
‫پارسال مجبور شد بره ایتالیا

00:11:29.134 --> 00:11:31.114
‫بخاطر اینکه با الخاندارا
به کنسرت‌های دور دنیاش رفت و امسال،

00:11:31.138 --> 00:11:33.711
‫قول داد که یه هفته کامل
‫با همدیگه باشیم.

00:11:33.744 --> 00:11:35.982
‫می‌دونی چیه؟
‫حق با توئه.

00:11:36.015 --> 00:11:37.284
‫یه تابستون بهت بدهکاره.

00:11:37.318 --> 00:11:39.121
‫همه بدون من دارن
‫خوش می‌گذرونن!

00:11:39.154 --> 00:11:41.826
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:11:45.435 --> 00:11:47.539
‫ببینید بچه‌ها، خبر خیلی خوبی براتون دارم.

00:11:52.114 --> 00:11:54.719
‫ممه‌هام رو بیشتر بمال. وای خدایا.

00:11:54.752 --> 00:11:56.723
‫- اوه محکمتر.
‫- خیلی جذابه.

00:11:56.756 --> 00:11:58.727
‫- خیلی خیس شدم.
‫- نه، نه، نه.

00:11:58.760 --> 00:12:00.263
‫- بجنب، هنوز راست نکردی؟
‫- بسه.

00:12:03.604 --> 00:12:04.906
‫خیله‌خب.

00:12:05.925 --> 00:12:09.724
‫[تاریخچۀ مرورگر]

00:12:09.749 --> 00:12:11.887
‫وای خدای من.

00:12:11.920 --> 00:12:14.593
‫توبی اولش فکر کرد که
‫این کارِ موناست...

00:12:14.626 --> 00:12:16.296
‫که وقتی عصبانی شده بود،
‫نشست

00:12:16.329 --> 00:12:18.734
‫و کل بعد از ظهرش رو با

00:12:18.767 --> 00:12:19.769
‫پورن سر کرد.

00:12:19.802 --> 00:12:21.874
‫اما وقتی متوجه شد که
‫احتمالا مونا بلده «واژن» بنویسه
[به جای واژن نوشته باژن]

00:12:21.907 --> 00:12:24.812
‫دیگه کل این نظریه از هم پاشید.

00:12:30.056 --> 00:12:32.796
‫اوه.

00:12:32.829 --> 00:12:34.031
‫بچه‌ها؟

00:12:34.064 --> 00:12:35.167
‫بچه‌ها؟

00:12:35.200 --> 00:12:36.736
‫مامان اومده؟

00:12:41.947 --> 00:12:43.183
‫بذار با سالی صحبت کنم.

00:12:45.688 --> 00:12:48.627
‫کار من نبود.

00:12:48.660 --> 00:12:50.765
‫سالی.

00:12:50.798 --> 00:12:52.277
‫نمی‌دونم چطوری باز شدن.

00:12:52.301 --> 00:12:54.171
‫یهویی بالا اومدن.

00:12:54.204 --> 00:12:56.175
‫باشه. بیا.

00:12:56.208 --> 00:13:00.050
‫چیزی نیست.
‫یه لحظه بیا بشین.

00:13:00.083 --> 00:13:04.926
‫گوش کن چیزی نه برای
‫خجالت وجود داره و نه ترسیدن.

00:13:04.959 --> 00:13:07.231
‫درمورد دخترها کنجکاوی؟

00:13:07.264 --> 00:13:09.636
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫زیر لباس‌هاشون چیه.

00:13:09.669 --> 00:13:11.773
‫آره، نه می‌فهمم.

00:13:11.806 --> 00:13:14.713
‫می‌خوای برات...
‫یه کتاب مناسب سنت بگیرم؟

00:13:14.746 --> 00:13:17.050
‫- کتابی که عکس هم داشته باشه؟
‫- نه.

00:13:17.083 --> 00:13:18.396
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام ببینمش.

00:13:18.420 --> 00:13:20.090
‫آها باشه، کاملا منطقیه.

00:13:20.123 --> 00:13:22.227
‫معلومه که نه.
‫معلومه که نه.

00:13:22.260 --> 00:13:23.931
‫- هی چیزی نیست عزیزم.
‫- بدم میاد.

00:13:23.964 --> 00:13:25.902
‫ازش متنفرم.

00:13:25.935 --> 00:13:27.104
‫می‌دونم، می‌دونم.

00:13:27.137 --> 00:13:30.344
‫گوش بده، فقط می‌خوام بدونی

00:13:30.377 --> 00:13:33.784
‫که واقعا اینطوری نیست، خب؟

00:13:33.817 --> 00:13:37.224
‫توهمات دیگرانه برای
‫اینکه ممکنه بعضی‌ها خوششون بیاد.

00:13:37.257 --> 00:13:38.694
‫واقعا رابطه جنسی دو نفر

00:13:38.727 --> 00:13:40.096
‫اصلا اینطوری نیست، خب؟

00:13:40.129 --> 00:13:41.265
‫- دیگه چیزی نگو!
‫- آره.

00:13:41.299 --> 00:13:42.869
‫خیله‌خب. چیزی نمی‌گم دیگه. باشه.

00:13:44.171 --> 00:13:45.975
‫مامانه؟

00:13:46.008 --> 00:13:46.977
‫بهش چیزی نگو.

00:13:47.010 --> 00:13:48.714
‫نه، نه چیزی نمی‌گم. نمی‌گم.

00:13:50.751 --> 00:13:52.722
‫مطمئن بود که ریچله.

00:13:52.755 --> 00:13:54.960
‫پرتوی از انرژی بهش رسیده بود

00:13:54.993 --> 00:13:58.233
‫که ذرات باقی مونده از غریزۀ
‫مادریش رو برانگیخته بود.

00:13:58.266 --> 00:13:59.836
‫دارم بهت فکر می‌کنم جذاب.

00:13:59.869 --> 00:14:02.876
‫ایموجی سمّی. ایموجی انگشت و تفنگ.

00:14:02.909 --> 00:14:05.381
‫بیمارستان بود.

00:14:05.414 --> 00:14:08.754
‫رسما بزرگ شدن حال به هم زن بود.

00:14:08.787 --> 00:14:11.960
‫سرشار از این لحظاتِ وحشتناکِ
‫پُر از نفرت بود.

00:14:11.993 --> 00:14:13.162
‫حالت خوبه عزیزم؟

00:14:13.195 --> 00:14:15.301
‫می‌خوام برم فیلم «پسر کاراته‌باز» رو ببینم.

00:14:15.334 --> 00:14:17.237
‫- می‌شه برم؟
‫- برو.

00:14:17.270 --> 00:14:18.974
‫معلومه که آره.

00:14:32.968 --> 00:14:35.975
‫امروز پیش تو پسر 9 ساله‌ام ساعت‌ها

00:14:36.008 --> 00:14:39.014
‫نشست و پورن تماشا کرد.

00:14:39.047 --> 00:14:42.855
‫دیگه نیازی به زحماتتون نیست.

00:14:42.888 --> 00:14:45.193
‫موفق باشید.

00:14:47.097 --> 00:14:49.936
‫لعنتی.

00:14:49.969 --> 00:14:52.140
‫چیکار کرده بود؟

00:14:52.173 --> 00:14:54.446
‫توبی کل شب رو بیخودی سعی داشت
‫راهی پیدا کنه که بتونه

00:14:54.479 --> 00:14:56.783
‫حرفی که به مونا زده بود
‫رو پس بگیره.

00:14:56.816 --> 00:14:59.823
‫خدای من. باثبات‌ترین فرد
‫زندگیِ بچه‌هاش

00:14:59.856 --> 00:15:01.760
‫رو اخراج کرده بود.

00:15:01.793 --> 00:15:03.062
‫نه می‌دونم سیمون.
‫می‌شه....

00:15:03.095 --> 00:15:06.303
‫می‌شه فقط بهم بگی
‫کِی برمی‌گرده؟

00:15:06.336 --> 00:15:08.440
‫خیله‌خب. رفته «اورگلیدز»، درسته؟

00:15:08.473 --> 00:15:10.311
‫آره خب، می‌تونی بگی چقدر می‌مونه؟

00:15:10.344 --> 00:15:11.313
‫می‌تونی بهم بگی؟
‫می‌تونی... نه.

00:15:11.346 --> 00:15:12.749
‫نکن. نکن.

00:15:12.782 --> 00:15:13.926
‫- نه، تو نه. ببخشید.
‫- من گشنمه.

00:15:13.950 --> 00:15:15.788
‫آره می‌دونم.
‫نه می‌تونی بهم بگی...

00:15:15.821 --> 00:15:18.794
‫هنوز اونجاست یا نه؟
‫چیزی می‌تونی بهم بگی؟

00:15:18.827 --> 00:15:21.500
‫نه؟ خیله‌خب، عالیه.
‫آره می‌دونم. می‌دونم.

00:15:21.533 --> 00:15:23.937
‫می‌شه توی خونه منتظر مامان بمونیم
‫تا ما رو به همپتون ببره؟

00:15:23.970 --> 00:15:25.917
‫ای کاش می‌شد. فقط نمی‌دونم
‫کِی قراره برگرده.

00:15:25.941 --> 00:15:27.354
‫اما ببین، چرا دلتون می‌خواد
‫از اینجا برید؟

00:15:27.378 --> 00:15:29.057
‫می‌دونی عجیبه.
‫همه تا گرم می‌شه می‌خوان از

00:15:29.081 --> 00:15:30.527
‫شهر برن،
‫اما این کار واقعا اشتباهه.

00:15:30.551 --> 00:15:32.822
‫هیچ چیزی بهتر از تابستون
‫این شهر نیست.

00:15:32.855 --> 00:15:36.028
‫آخه همه‌جا سرسبز می‌شه،
‫همه دور همدیگه جمع می‌شن.

00:15:36.061 --> 00:15:37.365
‫بوی آشغال می‌ده.

00:15:37.398 --> 00:15:40.371
‫آره. آره.

00:15:40.404 --> 00:15:42.475
‫قبلا که اینجا اومدن رو دوست داشتی.

00:15:42.508 --> 00:15:44.479
‫- آره، وقتی که بچه بودم.
‫- می‌دونم.

00:15:44.512 --> 00:15:46.182
‫جبران می‌کنم، باشه؟

00:15:46.215 --> 00:15:49.221
‫می‌شه بریم پارک؟
‫می‌تونیم بامیه بخریم.

00:15:49.254 --> 00:15:50.400
‫می‌دونی چیه؟
‫خیلی باحال به نظر میاد،

00:15:50.424 --> 00:15:52.003
‫و مطمئنم که مامان تا امشب برمی‌گرده.

00:15:52.027 --> 00:15:53.062
‫دیشب هم همین رو گفتی.

00:15:53.095 --> 00:15:54.231
‫می‌دونم.
‫بچه‌های خوبی باشید.

00:15:54.264 --> 00:15:55.934
‫ساعت زود می‌گذره، خب؟

00:15:58.540 --> 00:16:00.845
‫اما اینطور نبود.

00:16:00.878 --> 00:16:03.384
‫نمی‌دونید که چقدر
‫قبلش شکسته بود.

00:16:03.417 --> 00:16:05.554
‫نمی‌دونید که چقدر توبی
‫همیشه عاشق تابستون بود.

00:16:11.920 --> 00:16:13.707
‫[سالن یوگا اورگلید]

00:16:25.026 --> 00:16:26.830
‫سلام، روز قشنگی

00:16:26.863 --> 00:16:28.901
‫با اورگلید تماس گرفتید،
‫هتل سلامتی منحصر به فردی

00:16:28.934 --> 00:16:31.038
‫واقع در کوهستان کتسکیل است.

00:16:31.071 --> 00:16:33.042
‫من سیج هستم.
‫چطور می‌تونم به شما کمک...

00:16:33.075 --> 00:16:35.280
‫بله شرمنده، سلام.
‫شرمنده که وسط حرفتون پریدم،

00:16:35.314 --> 00:16:36.850
‫اما من... سرکارمم.

00:16:36.883 --> 00:16:38.296
‫می‌شه لطفا بهم بگید ریچل فلایشمن

00:16:38.320 --> 00:16:39.322
‫به هتل رسیده؟

00:16:39.355 --> 00:16:40.891
‫خیلی متاسفم.

00:16:40.924 --> 00:16:42.304
‫نمی‌تونم درمورد وضعیت
‫مهمون‌هامون چیزی بگم.

00:16:42.328 --> 00:16:44.833
‫نه، فقط می‌خوام بدونم
‫اونجا هست... یا نه.

00:16:44.866 --> 00:16:46.102
‫ببخشید، من همسرشون هستم.

00:16:46.135 --> 00:16:47.447
‫فقط یه پیغومی از طرف من بهش برسونید.

00:16:47.471 --> 00:16:49.309
‫می‌تونید پیغامم رو بهش برسونید؟

00:16:49.342 --> 00:16:50.878
‫شرمنده آقا.

00:16:50.911 --> 00:16:52.324
‫نمی‌تونم اطلاعاتی درمورد
‫وضعیت مهمون‌هامون بهتون بدم.

00:16:52.348 --> 00:16:53.984
‫نیازی نیست اطلاعاتی بدید،

00:16:54.017 --> 00:16:54.786
‫فقط بگید هست یا نه.

00:16:54.819 --> 00:16:56.456
‫شرمنده... بله.
‫شرمنده آقا.

00:16:56.489 --> 00:16:58.427
‫نمی‌تونم اطلاعاتی درمورد
‫وضعیت مهمون‌هامون بدم.

00:16:58.460 --> 00:17:00.063
‫خیله‌خب.
‫شرمنده مزاحمتون شدم.

00:17:00.096 --> 00:17:01.866
‫بسیارخب.

00:17:07.478 --> 00:17:11.185
‫سلام. فقط... خواهش می‌کنم.
‫من دیوونه نیستم.

00:17:11.218 --> 00:17:12.922
‫من مثل همۀ آدم‌هام.

00:17:12.955 --> 00:17:15.294
‫حتی وقتی‌که وجودم رو نادیده می‌گیری
‫هم وجود دارم.

00:17:15.327 --> 00:17:17.298
‫می‌شه بگی حدودا کِی برمی‌گردی ریچل؟

00:17:22.207 --> 00:17:25.448
‫وای، سرپرست بخش.
‫حتما خیلی خوشحال شدی جنیس.

00:17:25.481 --> 00:17:26.950
‫می‌دونم، چالش جدیدیه.

00:17:26.983 --> 00:17:28.296
‫به همۀ چیزهایی که الان باید
‫به جای ویزیت بیمارها انجام بدم

00:17:28.320 --> 00:17:29.331
‫فکر می‌کنم.

00:17:29.355 --> 00:17:31.058
‫وای، مثلا جمع‌آوری کمک‌های مالی.

00:17:31.091 --> 00:17:31.893
‫جمع‌آوری کمک‌های مالی رو مسخره نکن.

00:17:31.926 --> 00:17:33.931
‫از صدقۀ سریِ همینه که یه شغلی داریم.

00:17:33.964 --> 00:17:35.310
‫نمی‌دونم. گمونم دلم برای
‫بیمارهام تنگ بشه.

00:17:35.334 --> 00:17:38.507
‫گاهی‌اوقات پیشرفت به معنای از دست دادنِ
‫چیزیه که دوستش داری.

00:17:38.540 --> 00:17:41.045
‫هرچند من فکر می‌کنم
‫که ازش خوشم میاد.

00:17:41.078 --> 00:17:43.216
‫- ای بابا.
‫- هی، اونا بچه‌هات نیستن؟

00:17:43.249 --> 00:17:45.354
‫دکتر وانگ به بخش مربوطه.

00:17:45.387 --> 00:17:46.957
‫دکتر وانگ به بخش مربوطه.

00:17:46.990 --> 00:17:50.196
‫وای آندوسکوپی دارم.
‫[ورود یک لوله نازک بلند بطور مستقیم داخل برای مشاهده اندام‌های داخلی]

00:17:53.637 --> 00:17:57.945
‫بچه‌هاش لایق تابستون بهتری بودن.

00:17:57.978 --> 00:18:00.083
‫همه‌شون لایق چیزهای بهتری
‫تا این وضعیت بودن.

00:18:02.521 --> 00:18:03.991
‫هی یه لحظه وقت دارید؟

00:18:04.024 --> 00:18:07.063
‫یکی دو روز مرخصی می‌خوام.

00:18:07.096 --> 00:18:08.534
‫خب، دو، دو روز.

00:18:08.567 --> 00:18:11.105
‫- همه‌چیز مرتبه؟
‫- آره، م... خب،

00:18:11.138 --> 00:18:13.610
‫ریچل مجبور شد به یه مسافرتِ
‫کاری طولانی مدت بره.

00:18:13.643 --> 00:18:15.122
‫و پرستار بچه‌هامم رفته تعطیلات.

00:18:15.146 --> 00:18:16.650
‫ای خدا.
‫مونا رو اخراج کرده بود.

00:18:16.683 --> 00:18:18.252
‫خب خوشایند نیست.

00:18:18.285 --> 00:18:19.965
‫به دیوید کوپر گفتم
‫دست رو بهترین گذاشته.

00:18:19.989 --> 00:18:21.535
‫بله، اگه نیازی بهم بود
‫حتما میام.

00:18:21.559 --> 00:18:22.495
‫باهاشون در تماس می‌مونم.

00:18:22.528 --> 00:18:23.630
‫شماره‌ام رو به آقای کوپر دادم.

00:18:23.663 --> 00:18:25.367
‫بچه‌ها می‌دونن که ایشون اولویته.

00:18:28.540 --> 00:18:30.611
‫خیله‌خب، دو روز.
‫اما باید باهامون در ارتباط باشی.

00:18:30.644 --> 00:18:33.115
‫باشه، ممنون.

00:18:37.558 --> 00:18:39.529
‫اینجا کسی دلش می‌خواد بره همپتون؟

00:18:39.562 --> 00:18:41.933
‫آره! آره!

00:18:45.202 --> 00:18:47.264
‫خیله‌خب، بچه‌ها آماده‌اید؟

00:18:47.745 --> 00:18:50.049
‫مامان اصلا خبر داره
‫ماشینش رو برداشتی؟

00:18:50.082 --> 00:18:52.120
‫آره، گفتم آماده‌اید؟

00:18:52.153 --> 00:18:53.323
‫بیخیال.

00:18:53.356 --> 00:18:55.092
‫خیله‌خب.

00:19:04.445 --> 00:19:06.616
‫واسه خودت ماشین نمی‌خری؟

00:19:06.649 --> 00:19:08.754
‫- هوم؟
‫- اصلا... پول داری بخری؟

00:19:08.787 --> 00:19:10.624
‫چی... بله.
‫بله که می‌تونم بخرم.

00:19:10.657 --> 00:19:12.270
‫متوجه هستید که من دکترم و...

00:19:12.294 --> 00:19:13.639
‫یه آدم بی‌خانمان نیستم، درسته؟

00:19:13.663 --> 00:19:14.766
‫- بابا.
‫- بله؟

00:19:14.799 --> 00:19:19.442
‫نباید بگی «آدم بی‌خانمان».

00:19:30.697 --> 00:19:32.535
‫- هی بابا؟
‫- هوم؟

00:19:32.568 --> 00:19:34.606
‫نظریۀ «جهان بلوکی» یعنی چی؟

00:19:34.639 --> 00:19:37.445
‫آم... یه فرضیه‌ست.

00:19:37.478 --> 00:19:40.784
‫بر اساس این نظریه،
‫تمامی بخش‌های زندگی در آن واحد

00:19:40.817 --> 00:19:42.521
‫در حال اتفاق افتادنه.

00:19:49.100 --> 00:19:52.608
‫یعنی تمامیِ لحظاتِ زندگی...

00:19:52.641 --> 00:19:54.445
‫نمی‌دونم،
‫به طور همزمان رخ می‌دن.

00:19:54.478 --> 00:19:58.687
‫فقط سعی کن نفس بکشی خب؟
‫وای عزیزم متاسفم.

00:19:58.720 --> 00:20:01.191
‫قراره بالا بیاره؟
‫اه چندش.

00:20:02.595 --> 00:20:05.301
‫پس یعنی مثلا...

00:20:05.334 --> 00:20:09.041
‫یعنی گذشته و حال و آینده‌ات...

00:20:09.074 --> 00:20:11.479
‫♪ ...عنکبوت رو بُرد ♪

00:20:11.512 --> 00:20:13.684
‫همگی باهم در حال حاضر،

00:20:13.717 --> 00:20:15.688
‫اتفاق میفتن.

00:20:18.393 --> 00:20:21.499
‫♪ می‌چرخن و می‌چرخن،
‫می‌چرخن و می‌چرخن ♪

00:20:21.532 --> 00:20:25.808
‫♪ چرخ‌های اتوبوس می‌چرخن و می‌چرخن ♪

00:20:25.841 --> 00:20:28.780
‫با چشم‌های کوچولوم،
‫یه چیز آبی رنگ می‌بینم.

00:20:28.813 --> 00:20:31.251
‫توی زندگیم نقش مهمی داره.

00:20:31.284 --> 00:20:33.490
‫

00:20:33.523 --> 00:20:36.396
‫می‌خوای اینجا بشینم
‫و دست رو دست بذارم

00:20:36.429 --> 00:20:41.573
‫بخاطر اینکه به ملت نشون بدم
‫بخاطر رضایت تو کار نمی‌کنم؟

00:20:41.606 --> 00:20:44.579
‫ببین اگه بتونم انجامش بدم،
‫بالاخره می‌تونم آروم بگیرم.

00:20:44.612 --> 00:20:47.585
‫- برنامۀ تو نیست...
‫- اوه پس یهویی شد برنامۀ من...

00:20:47.618 --> 00:20:49.455
‫مشکل همینه؟
‫باشه.

00:20:51.826 --> 00:20:54.632
‫با هم؟

00:20:54.665 --> 00:20:56.168
‫خیلی شلوغ می‌شه.

00:20:56.201 --> 00:20:58.607
‫اوهوم. یعنی دیگه نیازی نیست الان

00:20:58.640 --> 00:21:01.379
‫نگرانِ خودت باشی.

00:21:01.412 --> 00:21:03.592
‫اگه توی یه زمان دیگه
‫روی خودم نشسته باشم چی؟

00:21:03.616 --> 00:21:06.489
‫خب می‌دونی، فقط...
‫فقط یه فرضیه‌ست، خب؟

00:21:08.125 --> 00:21:10.464
‫بهتر بود که درمورد جهان بلوکی فکر نکنیم.

00:21:10.497 --> 00:21:12.344
‫توبی نمی‌خواست درمورد
‫هیچ نظریه‌ای فکر کنه

00:21:12.368 --> 00:21:13.746
‫که درش چیزی که باهاش
‫سروکار داشتی

00:21:13.770 --> 00:21:15.774
‫یه واقعیت مطلق بود.

00:21:21.184 --> 00:21:23.155
‫نمی‌تونست این حجم از حسرت و فرصت‌های

00:21:23.188 --> 00:21:25.361
‫از دست رفته و گزینه‌های دیگه
‫رو تحمل کنه.

00:21:25.394 --> 00:21:27.832
‫دیگه نمی‌خواست درمورد
‫احتمالات فکر کنه.

00:21:27.865 --> 00:21:29.736
‫احتمال یه تله بود.

00:21:35.279 --> 00:21:38.653
‫هی کسی می‌خواد غذا بخوره؟

00:21:38.686 --> 00:21:41.593
‫می‌دونید دیگه چی تله‌ست؟

00:21:41.626 --> 00:21:44.365
‫همپتون.

00:21:44.398 --> 00:21:45.868
‫می‌دونید بچه‌ها،
‫خوبه...

00:21:45.901 --> 00:21:47.547
‫که یه خونه توی همپتون داشته باشی، نه؟

00:21:47.571 --> 00:21:49.351
‫راستش واقعا خوبه که می‌تونید
‫بتونید به این موضوع عادت کنید.

00:21:49.375 --> 00:21:51.579
‫اما همچنین... همچنین
‫مهمه که درمورد

00:21:51.612 --> 00:21:52.915
‫نابرابریِ اقتصادی فکر کنید.

00:21:52.948 --> 00:21:54.528
‫مهمه که بچه‌های خاصی مثل شما

00:21:54.552 --> 00:21:56.523
‫یکمی به همچین چیزی
‫فکر کنن، خب؟

00:21:56.556 --> 00:21:57.825
‫به این خونه‌ها نگاه کنید.

00:21:57.858 --> 00:21:59.638
‫منظورم اینه که، به نظرتون
‫توی این خونه‌ها آدم‌هایی

00:21:59.662 --> 00:22:01.375
‫هستن که بخاطر لطف‌های بزرگ
‫و کارهای خوبی که کردن

00:22:01.399 --> 00:22:02.902
‫پاداش گرفتن؟

00:22:02.935 --> 00:22:05.607
‫نه. نه. نه، توی این خونه‌ها،
‫دزدهای دریایی زندگی می‌کنن.

00:22:05.640 --> 00:22:06.609
‫- دزدهای دریایی؟
‫- آره.

00:22:06.642 --> 00:22:08.289
‫منظورم یه مدلی از دزدهای دریاییه.

00:22:08.313 --> 00:22:09.949
‫از اون دسته دزدهایی که
‫به دزدیدن ادامه می‌ده

00:22:09.982 --> 00:22:11.361
‫با اینکه به اندازۀ کافی داره،
‫متوجه‌اید؟

00:22:11.385 --> 00:22:12.697
‫گوش بدید، شما قراره بزرگ بشید

00:22:12.721 --> 00:22:14.358
‫و توی زندگیتون کارهای
‫خارق‌العاده‌ای انجام بدید،

00:22:14.391 --> 00:22:15.670
‫اما باید بدونید
‫هیچوقت توی زندگی قبول نمی‌کنید...

00:22:15.694 --> 00:22:17.163
‫که همه‌چیز دارید.

00:22:17.196 --> 00:22:18.567
‫باشه.

00:22:18.600 --> 00:22:20.337
‫باشه همین که می‌گی بابا.

00:22:32.260 --> 00:22:33.863
‫خیله‌خب.

00:22:38.373 --> 00:22:41.746
‫غروب خورشید رو نگاه کنید.
‫خیلی خوشگله، مگه نه؟

00:22:41.779 --> 00:22:42.991
‫می‌دونید، ولی باید یادتون باشه،

00:22:43.015 --> 00:22:44.327
‫که غروب‌خورشید مشکل‌ساز هم هست،

00:22:44.351 --> 00:22:45.763
‫چون فقط برای آدم پولدارهاست.

00:22:45.787 --> 00:22:47.434
‫توی شهرها، از بس ساختمون‌های بلند وجود داره
‫که اصلا غروب خورشید دیده نمی‌شه.

00:22:47.458 --> 00:22:49.203
‫آخه برای نگاه انداختن به یکی از

00:22:49.227 --> 00:22:50.373
‫لذت‌های واقعی و مفتیِ زندگی،

00:22:50.397 --> 00:22:52.735
‫باید به چنین جایی بیای، درسته؟

00:22:52.768 --> 00:22:55.374
‫خیله‌خب، عالیه.
‫می‌شه کلیدها رو بهم بدی؟

00:22:55.407 --> 00:22:57.176
‫بله.

00:23:07.029 --> 00:23:08.433
‫از اینجا متنفر بود.

00:23:08.466 --> 00:23:09.969
‫- اتاق بزرگه مال منه!
‫- نخیرم.

00:23:10.002 --> 00:23:10.971
‫سری قبل اونجا خوابیدی.

00:23:11.004 --> 00:23:12.575
‫- مال منه!
‫- نوبتِ منه.

00:23:12.608 --> 00:23:14.612
‫نخیرم نیست.

00:23:14.645 --> 00:23:16.349
‫واقعا ازش متنفر بود.

00:23:22.059 --> 00:23:24.899
‫از منظره‌های خوشگلش متنفر بود،

00:23:24.932 --> 00:23:27.471
‫از توی اون هوا بیدار شدن متنفر بود...

00:23:31.479 --> 00:23:35.754
‫از تختی که احساس آغوش مادرش
‫رو بهش القا می‌کرد، متنفر بود.

00:23:35.787 --> 00:23:39.629
‫بخاطر خیلی چیزها،
‫مثلا نابرابریِ اقتصادی،

00:23:39.662 --> 00:23:41.833
‫توزیع ثروت و غیره و غیره.

00:23:47.411 --> 00:23:48.513
‫شب بخیر سال.

00:23:48.546 --> 00:23:50.617
‫شب بخیر بابا.

00:23:52.019 --> 00:23:55.661
‫اما اونقدری که وقتی این خونه
‫مال خودش بود، ازش متنفر بود

00:23:55.694 --> 00:24:00.971
‫نمی‌دونید حالا که دیگه مال خودش نیست،
‫چقدر ازش متنفره.

00:24:19.341 --> 00:24:21.713
‫آخرین نفری بود که توی زمستون اونجا بود.

00:24:21.746 --> 00:24:24.719
‫برای مهمونی سالگرد خونوادۀ لفر
‫به اونجا رفته بودن.

00:24:24.752 --> 00:24:27.358
‫چند ماهی می‌شد که
‫درخواست طلاق کرده بود،

00:24:27.391 --> 00:24:31.900
‫و هر دفعه که ازش حرفی می‌زد،
‫ریچل قاطی می‌کرد.

00:24:31.933 --> 00:24:34.672
‫اما اونجا ساکت بود، دقیقا برعکسِ تابستون،

00:24:34.705 --> 00:24:36.976
‫و ریچل تغییر کرده بود.

00:24:41.419 --> 00:24:43.523
‫به نظرم باید طلاق بگیریم.

00:24:47.731 --> 00:24:49.835
‫اون موقع، سرشار از
‫درد عشقی شده بود

00:24:49.868 --> 00:24:52.575
‫تا مدتی می‌شد احساسش نمی‌کرد.

00:24:55.914 --> 00:24:57.651
‫درست می‌شه.

00:25:26.041 --> 00:25:27.711
‫احسنت.

00:25:27.744 --> 00:25:28.980
‫باید برم.

00:25:29.013 --> 00:25:30.717
‫باشه. خدافظ.

00:25:45.538 --> 00:25:49.014
‫خیله‌خب، تموم که شدی
‫زنگ بزن بیام دنبالت، خب؟

00:25:50.089 --> 00:25:51.793
‫آخه چطوری؟ من که گوشی ندارم.

00:25:51.826 --> 00:25:54.565
‫خیله‌خب.
‫مطمئنم یه راهی پیدا می‌کنی.

00:25:54.598 --> 00:25:56.569
‫بفرما.

00:25:56.602 --> 00:26:00.444
‫با این آب هم نمی‌شه خرید.

00:26:00.477 --> 00:26:01.779
‫خیله‌خب، بیا.

00:26:01.812 --> 00:26:03.082
‫خیله‌خب، خدافظ.

00:26:03.115 --> 00:26:05.086
‫خوش بگذره.

00:26:05.119 --> 00:26:06.856
‫خدافظ هانا.

00:26:13.703 --> 00:26:15.072
‫صبر کن، هانا...

00:26:18.680 --> 00:26:21.786
‫با کی داره صحبت می‌کنه؟

00:26:21.819 --> 00:26:23.723
‫نمی‌دونم سال.

00:26:27.864 --> 00:26:29.702
‫خیلی گرمه؟

00:26:29.735 --> 00:26:31.839
‫از دیدنت خوشحال شدم روکسان.

00:26:31.872 --> 00:26:33.977
‫روکسان سخنگوی گروچو مارکس بود

00:26:34.010 --> 00:26:36.482
‫وقتی حرفی می‌زد که ناراحت‌کننده،
‫انتقادی و یا حتی

00:26:36.515 --> 00:26:38.553
‫کمی بحث‌برانگیز بود.

00:26:38.586 --> 00:26:40.156
‫باورت می‌شه نامزد شده؟

00:26:40.189 --> 00:26:41.559
‫خیلی خنده‌داره.

00:26:41.592 --> 00:26:43.797
‫خب حداقل می‌بَره، درسته؟

00:26:43.830 --> 00:26:45.567
‫خب نمی‌دونم می‌بره یا نه.

00:26:45.600 --> 00:26:48.138
‫اصلا حتی اونقدرهام ازش خوشم نمیاد،
‫اما حداقل اگه اون بشه،

00:26:48.171 --> 00:26:50.209
‫ما می‌تونیم پولمون رو نگه داریم، می‌دونی؟

00:26:50.242 --> 00:26:52.481
‫تازه، حرف‌هاش...
‫پولدارها رو دیوونه می‌کنه.

00:26:52.514 --> 00:26:54.986
‫بگذریم، می‌خواستم بگم
‫دخترها رو جمع کنم

00:26:55.019 --> 00:26:56.456
‫و برای شام ببرم بیرون.

00:26:56.489 --> 00:26:58.101
‫آره، می‌دونی چیه، احتمالا
‫هانا ترجیح می‌ده

00:26:58.125 --> 00:26:59.504
‫باهم شام بخوریم، پس...

00:26:59.528 --> 00:27:00.697
‫- وای سالی.
‫- بله.

00:27:00.730 --> 00:27:02.735
‫می‌خوای با مکس بازی کنی سالی؟

00:27:02.768 --> 00:27:04.037
‫توی ماشینه.

00:27:04.070 --> 00:27:05.741
‫- اوه.
‫- می‌خوای بری رفیق؟

00:27:05.774 --> 00:27:07.010
‫اوه، معلومه... که می‌خواد.

00:27:07.043 --> 00:27:08.178
‫- می‌خواد؟
‫- آره.

00:27:08.211 --> 00:27:09.882
‫- خیله‌خب.
‫- خیله‌خب.

00:27:09.915 --> 00:27:11.786
‫واسه... شام میام دنبالت خب؟

00:27:11.819 --> 00:27:13.757
‫اوه بذار بمونن.
‫تموم که شدن به هانا می‌گم

00:27:13.790 --> 00:27:14.659
‫بهتون زنگ بزنه.

00:27:14.692 --> 00:27:16.137
‫راستش می‌دونید چیه؟

00:27:16.161 --> 00:27:17.631
‫آخه هانا هنوز گوشی نداره.

00:27:17.664 --> 00:27:18.633
‫- هنوز نداره؟
‫- آره.

00:27:18.666 --> 00:27:20.102
‫توبی واسش گوشی بخر دیگه.

00:27:21.739 --> 00:27:24.645
‫اوه خیلی خوب به نظر میای توبی.

00:27:24.678 --> 00:27:27.484
‫می‌دونی، همش می‌خوام بگم،

00:27:27.517 --> 00:27:30.524
‫ما دوست تو هم هستیم،
‫و آره...

00:27:30.557 --> 00:27:34.598
‫- ماشینم روشنه.
‫- عه، باشه.

00:27:34.631 --> 00:27:37.203
‫باید برم.

00:27:37.236 --> 00:27:38.873
‫توبی بخاطر اینکه روکسان هرتز

00:27:38.906 --> 00:27:41.044
‫وقتی دید توبی با بچه‌ها تنهاست
‫و ریچل نبود

00:27:41.077 --> 00:27:43.215
‫اصلا تعجبی نکرد، ناراحت شد.

00:27:43.248 --> 00:27:45.954
‫خدافظ! خدافظ توبی!

00:27:45.987 --> 00:27:48.225
‫خبری از ریچل داشت؟

00:27:48.258 --> 00:27:50.897
‫چیزی می‌دونست که توبی خبر نداشت؟

00:27:50.930 --> 00:27:52.634
‫دارم فکر می‌کنم احتمالا...

00:27:52.667 --> 00:27:54.179
‫فقط منم که از چیزی خبر ندارم، خب؟

00:27:54.203 --> 00:27:56.208
‫- خب چیزی گفت؟
‫- دست‌هاتون رو حلقه کنید.

00:27:56.241 --> 00:27:57.644
‫نه. نه. نه. نه.
‫فقط همین بود.

00:27:57.677 --> 00:27:59.515
‫بخاطر همینه که می‌گم عجیبه.

00:27:59.548 --> 00:28:00.926
‫نه، یعنی احتمالا فرض
‫رو بر این گذاشته که

00:28:00.950 --> 00:28:03.690
‫حتما یه دلیل خوبی وجود داشته...
‫دو دوتا چهارتا کرد و فهمید.

00:28:03.723 --> 00:28:06.194
‫خانمی که چنین حرفی بهم زد
‫اونقدرهام تیز نیست.

00:28:06.227 --> 00:28:07.798
‫خیله‌خب، من باید...

00:28:07.831 --> 00:28:09.200
‫باید برم، اما اگه...

00:28:09.233 --> 00:28:11.238
‫اگه دنبال جواب بودم،
‫از حساب بانکی اقدام می‌کردم.

00:28:11.271 --> 00:28:12.641
‫منظورت چیه؟

00:28:12.674 --> 00:28:13.952
‫واقعا این یعنی چی؟

00:28:13.976 --> 00:28:15.580
‫شما حساب بانکیِ مشترک داشتید درسته؟

00:28:15.613 --> 00:28:17.918
‫فقط ببین پولش رو کجا داره
‫خرج می‌کنه، خب؟

00:28:17.951 --> 00:28:19.822
‫خیله‌خب، باید... من...
‫باید برم توبی.

00:28:19.855 --> 00:28:21.091
‫- باشه، باشه خدافظ.
‫- بسیارخب، خدافظ.

00:28:43.034 --> 00:28:44.838
‫کسی اینجاست؟

00:28:50.917 --> 00:28:52.253
‫کسی اینجاست؟

00:28:52.286 --> 00:28:54.157
‫شما؟

00:28:54.190 --> 00:28:56.128
‫اینجا خونۀ منه.

00:28:56.161 --> 00:28:58.198
‫شما... شما کی هستید؟

00:28:58.231 --> 00:28:59.869
‫خانم فلایشمن چیزی درمورد مهمون نگفت.

00:28:59.902 --> 00:29:02.006
‫خب ببخشید...
‫ببخشید، شما کی هستید؟

00:29:02.039 --> 00:29:03.943
‫من به خونه سر می‌زنم.

00:29:03.976 --> 00:29:06.716
‫اوه. نه مشکلی نیست.
‫من همسرشونم.

00:29:06.749 --> 00:29:08.853
‫باور کنید... مشکلی وجود نداره.

00:29:11.291 --> 00:29:14.164
‫- خیله‌خب.
‫- آره، باشه.

00:29:14.197 --> 00:29:15.300
‫- باز برمی‌گردم.
‫- باشه.

00:29:15.333 --> 00:29:17.170
‫ما دیگه تا آخرهفته می‌ریم.

00:29:17.203 --> 00:29:18.973
‫ممنون.

00:29:25.920 --> 00:29:27.290
‫عالیه.

00:29:32.166 --> 00:29:34.738
‫خیله‌خب، ممنون.

00:29:39.046 --> 00:29:41.051
‫خب پس رد حساب بانکی رو می‌خواست بزنه.

00:29:56.448 --> 00:29:58.185
‫سه ماه پیش،
‫حساب‌های مشترکشون

00:29:58.218 --> 00:30:02.026
‫رو واگذار کرده بود،
‫و به ریچل تحویل داده بود.

00:30:02.059 --> 00:30:04.798
‫واسطه‌شون گفته بود که
‫پسوردهای مشترکشون رو تغییر بدن،

00:30:04.831 --> 00:30:07.170
‫که این حرکت درواقع بخش مهمی
‫از فراموش کردنه.

00:30:10.977 --> 00:30:13.215
‫توبی باورش نمی‌شد که
‫واقعا چنین کاری کرده باشه.

00:30:16.120 --> 00:30:19.027
‫گه توش، خورشید دعوا داره که انقدر گرمه؟

00:30:19.060 --> 00:30:22.099
‫هنوزم پسورد گوشیش
‫تاریخ سالگردشون بود،

00:30:22.132 --> 00:30:24.070
‫و پسورد ریچل چی بود؟

00:30:24.103 --> 00:30:26.842
‫چیزی که اصلا حتی نمی‌تونست تصور کنه.

00:31:04.016 --> 00:31:05.387
‫خودشه.

00:31:13.134 --> 00:31:16.007
‫و با این ماجرا، وقتِ خارج شدن از خونه بود،

00:31:16.040 --> 00:31:17.878
‫که با این تفاسیر تازه

00:31:17.911 --> 00:31:19.247
‫معنیِ دزدکی وارد شدن
‫رو فهمیده بود.

00:31:19.280 --> 00:31:21.719
‫بله شرمنده.

00:31:21.752 --> 00:31:23.823
‫خدافظ توبی.

00:31:23.856 --> 00:31:25.159
‫- خدافظ.
‫- ممنون که ازشون پذیرایی کردید.

00:31:25.192 --> 00:31:27.297
‫- خدافظ!
‫- خدافظ فلایشمن‌ها!

00:31:27.330 --> 00:31:29.969
‫خیلی ممنونم.

00:31:30.002 --> 00:31:31.772
‫قرار بود ببرنمون شام.

00:31:31.805 --> 00:31:33.184
‫- خیلی نامردیه.
‫- باشه ولی مریض دارم.

00:31:33.208 --> 00:31:34.411
‫بشینید توی ماشین. یالا.

00:31:34.444 --> 00:31:36.147
‫به اینجا تعلقی نداشت.

00:31:38.953 --> 00:31:41.759
‫ریچل همه‌چیز رو پشت‌سر گذاشته بود،
‫و این آقا هنوز داشت از استخر

00:31:41.792 --> 00:31:45.834
‫به عنوان مهمون استفاده می‌کرد.

00:31:45.867 --> 00:31:49.040
‫گندش بزنن، اگه ریچل می‌تونست همه‌چیز
‫رو پشت‌سر بذاره، پس خودشم می‌تونست.

00:31:49.073 --> 00:31:52.413
‫- کی می‌خواد بریم «ایجی»؟
‫- صبحونه واسه شام!

00:31:55.353 --> 00:31:58.158
‫خیله‌خب.
‫قبلش باید یه کاری انجام بدم.

00:32:08.244 --> 00:32:10.282
‫توبی می‌خواست که کنترل رو بدست بگیره.

00:32:23.976 --> 00:32:25.413
‫ممنون!

00:32:32.226 --> 00:32:33.830
‫خیلی ممنونم!

00:32:45.853 --> 00:32:47.122
‫در پیچش این پیروزی،

00:32:47.147 --> 00:32:49.586
‫تصمیم گرفت مشکل بزرگترش
‫رو برطرف کنه.

00:32:52.333 --> 00:32:55.239
‫هی هانا، خیلی واسه اردو هیجان‌زده‌ای؟

00:32:55.272 --> 00:32:57.477
‫اوهوم.

00:32:57.510 --> 00:32:59.080
‫وای پسر، حسودیم می‌شه.

00:32:59.113 --> 00:33:00.984
‫می‌دونی، من همۀ دوست‌های صمیمیم
‫رو توی اردو پیدا کردم.

00:33:01.017 --> 00:33:03.990
‫سث رو می‌شناسید؟
‫توی اردو با همدیگه آشنا شدیم.

00:33:04.023 --> 00:33:06.263
‫به نظرت می‌تونیم یه
‫قطر دو متری ایجاد کنیم؟

00:33:06.295 --> 00:33:07.931
‫یا که زیادی بزرگ می‌شه؟

00:33:07.964 --> 00:33:09.977
‫آره، دو متر... آره،
‫احتمالا زیادی بزرگ بشه.

00:33:10.001 --> 00:33:13.008
‫مخصوصا توی چنین آپارتمان کوچکی.

00:33:13.041 --> 00:33:14.887
‫می‌دونی، اولین بار اونجا درمورد
‫نجوم یاد گرفتم،

00:33:14.911 --> 00:33:18.251
‫چون توی اردو تلسکوپ‌های خفنی دارن.

00:33:18.284 --> 00:33:20.255
‫آره، چراغ‌های شهری ندارن که

00:33:20.288 --> 00:33:21.525
‫مانع دیدن ستاره‌ها بشه.

00:33:21.558 --> 00:33:22.870
‫راستش، شاید... خوشت بیاد سال.

00:33:22.894 --> 00:33:25.499
‫نوچ، یادت نره، من اردویی نیستم.

00:33:27.971 --> 00:33:30.377
‫آره، اردویی نیست ریچل.

00:33:30.410 --> 00:33:31.946
‫کی هست آخه؟

00:33:31.979 --> 00:33:33.992
‫تو اردویی هستی چون خونواده‌ت
‫فرستادنت بری.

00:33:34.016 --> 00:33:35.887
‫همۀ دوستاش پارسال شروع کردن.

00:33:35.920 --> 00:33:37.132
‫نه، اصلا هیچ دوستی نداره.

00:33:37.156 --> 00:33:38.435
‫بخاطر اینه که اردو نمی‌ره.

00:33:38.459 --> 00:33:39.537
‫خب اگه الان نره،

00:33:39.561 --> 00:33:41.298
‫دیگه دیرتر براش ترسناک می‌شه.

00:33:41.331 --> 00:33:42.868
‫وایسا، می‌خواست بره...

00:33:42.901 --> 00:33:45.272
‫به اون اسکی روی یخی که توی
‫کویینز برگزار شد، یادته؟

00:33:45.306 --> 00:33:47.042
‫آخه توی اردوی اسکی روی یخ
‫با کی قراره آشنا بشه؟

00:33:47.075 --> 00:33:48.655
‫نمی‌دونم.
‫ملت که واسه فرصت‌هایی

00:33:48.679 --> 00:33:50.191
‫مثل شبکه و این چیزها
‫اردو نمی‌رن ریچل.

00:33:50.215 --> 00:33:52.320
‫چرا دلش نمی‌خواد یه کار
‫مناسبتری انجام بده،

00:33:52.353 --> 00:33:55.025
‫مثلا... تنیس؟

00:33:55.058 --> 00:33:56.404
‫وایسا ببینم، موضوع همینه؟
‫تو فقط...

00:33:56.428 --> 00:33:57.573
‫نگران مردونگیشی؟

00:33:57.597 --> 00:33:59.000
‫نه.

00:33:59.033 --> 00:34:00.279
‫نمی‌شه با یه چیز کاربردی‌تر پیش بریم؟

00:34:00.303 --> 00:34:03.543
‫مثلا قرار نیست شغل آینده‌اش
‫اسکی روی یخ باشه.

00:34:03.576 --> 00:34:04.878
‫و... باید نگران این موضوع باشیم

00:34:04.911 --> 00:34:06.882
‫که اصلا دلش نمی‌خواد
‫پاش رو از خونه بذاره بیرون.

00:34:06.915 --> 00:34:08.886
‫چرا انقدر مشتاقی که از شرشون خلاص بشی؟

00:34:08.919 --> 00:34:10.590
‫مگه... مگه ما
‫همین رو نمی‌خواستیم؟

00:34:10.623 --> 00:34:13.061
‫به زودی کلا از پیشمون می‌رن.

00:34:13.094 --> 00:34:15.467
‫نه، من پولی بخاطر اردوی
‫اسکی رو یخ نمی‌دم.

00:34:15.500 --> 00:34:18.473
‫خیله‌خب. همینه.
‫بالاخره راستش رو گفتی.

00:34:18.506 --> 00:34:19.908
‫پول توئه.

00:34:19.941 --> 00:34:22.213
‫چی؟ نه.
‫من که اصلا چنین حرفی نزدم.

00:34:22.246 --> 00:34:23.383
‫همینطوری ادامه پیدا کرد.

00:34:23.416 --> 00:34:26.221
‫توبی بحث دخالت نکردنش توی زندگیِ

00:34:26.254 --> 00:34:27.289
‫بچه‌ها رو پیش کشید.

00:34:27.324 --> 00:34:29.461
‫ریچل هم مستقیم بحث مردونگی
‫رو کشید وسط

00:34:29.494 --> 00:34:30.897
‫انگار که موضوع خیلی مهمی بود.

00:34:30.930 --> 00:34:32.208
‫- طرز فکرت اینطوریه؟
‫- خیله‌خب، ممنون.

00:34:32.232 --> 00:34:33.912
‫می‌دونستم یه راهی پیدا می‌کنی
‫که بزنیش تو صورتم.

00:34:33.936 --> 00:34:35.907
‫نه والا، فقط دارم سوال می‌پرسم توبی.

00:34:35.940 --> 00:34:37.042
‫یه سوالِ واقعیه.

00:34:37.075 --> 00:34:38.913
‫می‌شه اینستاگرام نصب کنم؟
‫همه دارن.

00:34:38.946 --> 00:34:40.057
‫نه، قبلا درموردش صحبت کردیم.

00:34:40.081 --> 00:34:42.186
‫تا 13 سالت نشه،
‫نمی‌تونی توی فضای مجازی باشی.

00:34:42.219 --> 00:34:43.288
‫همه دارن.

00:34:43.322 --> 00:34:44.634
‫نه... تو اصلا گوشی هم نداری.

00:34:44.658 --> 00:34:46.094
‫این چیزها برای بچه‌ها خوب نیست
‫و اضطراب‌آوره.

00:34:46.127 --> 00:34:47.606
‫مغزت هنوز داره رشد می‌کنه، خب؟

00:34:47.630 --> 00:34:49.042
‫- من و بابا با همدیگه صحبت می‌کنیم.
‫- ببخشید.

00:34:49.066 --> 00:34:50.603
‫ولی ما قبلا درموردش حرف زدیم خب؟

00:34:50.636 --> 00:34:53.041
‫حالا که من همیشه مضطربم
‫چون همه سرشون تو اینستاگرامه

00:34:53.074 --> 00:34:55.179
‫- و من رو یادشون می‌ره؟
‫- حرفش منطقیه.

00:34:55.212 --> 00:34:56.948
‫عه؟

00:35:08.271 --> 00:35:10.041
‫حیوون.

00:35:16.555 --> 00:35:18.593
‫توبی به اتفاقاتی که توی زندگیِ
‫متاهلیش پیش اومده بود

00:35:18.626 --> 00:35:20.362
‫افتخار نمی‌کرد.

00:35:24.304 --> 00:35:27.744
‫اما حالا دیگه داشت
‫اهمیت اردو رو می‌فهمید...

00:35:27.777 --> 00:35:33.154
‫اسلحه‌ای نبود توی جنگ سردی که
‫با ریچل داشت، بلکه راه حل بود.

00:35:33.187 --> 00:35:36.996
‫هی سال، باید باهات صحبت کنم رفیق.

00:35:37.029 --> 00:35:39.401
‫- تو دردسر افتادم؟
‫- نه، نه، البته که نه.

00:35:39.434 --> 00:35:42.139
‫نه. من فقط...

00:35:42.172 --> 00:35:45.547
‫می‌خوام به اردو رفتن فکر کنی.

00:35:45.580 --> 00:35:47.651
‫اما من که اردویی نیستم.

00:35:47.684 --> 00:35:49.053
‫آره. آره.

00:35:49.087 --> 00:35:52.661
‫موضوع اینه که مامانت چند وقتی نیست
‫و منم باید برم سرکار، خب؟

00:35:52.694 --> 00:35:54.531
‫شرایط قراره همینطوری پیش بره.

00:35:54.564 --> 00:35:57.102
‫گزینه‌هایی که داری اینه که توی اتاق
‫کنفرانس بیمارستان بشینی

00:35:57.135 --> 00:36:00.577
‫یا توی بخش ریکاوری باشی و من فقط...

00:36:00.610 --> 00:36:03.716
‫من فقط می‌خوام که
‫تابستون بهتری پشت سر بذاری.

00:36:03.749 --> 00:36:07.424
‫آخه واقعا لایق یه تابستون بهتری هستی.

00:36:07.457 --> 00:36:09.126
‫اگه ازش خوشم نیاد چی؟

00:36:09.159 --> 00:36:10.405
‫خب پس منم میام دنبالت،

00:36:10.429 --> 00:36:11.674
‫اما گمون نکنم که ازش خوشت نیاد.

00:36:11.698 --> 00:36:13.369
‫پروژه‌ام چی می‌شه؟

00:36:13.402 --> 00:36:15.047
‫چی؟ پروژه؟
‫کلی وقت داری

00:36:15.071 --> 00:36:18.446
‫پروژه‌ات رو انجام بدی
‫وقتی‌که به خونه برگردی.

00:36:18.479 --> 00:36:23.021
‫می‌تونم بهش فکر کنم.

00:36:23.054 --> 00:36:28.299
‫فکر کنم حرفم اینه که
‫قراره بری.

00:36:28.332 --> 00:36:30.168
‫اما هیچ مشکلی برات پیش نمیاد.

00:36:30.201 --> 00:36:34.042
‫امکان نداره جایی بفرستمت که
‫بد باشه یا خطرناک، خب؟

00:36:37.082 --> 00:36:38.586
‫بیا اینجا رفیق.

00:36:44.598 --> 00:36:47.202
‫بچه‌ها رو خوابوند
‫و به قراری که با ناهید داشت

00:36:47.235 --> 00:36:49.608
‫رفت، همون خانمی که
‫چند هفته‌ای می‌شد توی نرم‌افزارش

00:36:49.641 --> 00:36:51.445
‫باهاش ارتباط داشت.

00:36:51.478 --> 00:36:54.618
‫سث گفته بود، هرچقدر بیشتر مشتاق ملاقات با

00:36:54.651 --> 00:36:56.322
‫با دختری که آنلاین باهاش دوست شدی، باشی

00:36:56.355 --> 00:36:58.459
‫احتمالش بالاست که اصلا نبینیش.

00:36:58.492 --> 00:37:01.465
‫حد و حدودهای شرم انسان‌ها
‫نمی‌تونه تاب بیاردش.

00:37:01.498 --> 00:37:04.638
‫و خیلی مشتاق به دیدنِ ناهید بود

00:37:04.671 --> 00:37:06.207
‫که عجیب شده بود.

00:37:06.240 --> 00:37:07.786
‫خیله‌خب، من عالی‌ام،
‫اما هزینه‌‌ای

00:37:07.810 --> 00:37:09.481
‫که برای عوض کردن لامپ می‌خوام

00:37:09.514 --> 00:37:11.452
‫اینه که وقتی دارم نصبش می‌کنم
‫برام بخوریش.

00:37:11.485 --> 00:37:13.456
‫اما حالا بچه‌هام دارن در رو می‌شکنن
‫از بس در زدن

00:37:13.489 --> 00:37:17.062
‫و من داد می‌زنم،
‫«دارم میام! دارم میام!»
‫(آبم اومد! آبم اومد!)

00:37:17.095 --> 00:37:18.508
‫تو یه خلبانِ جنگنده هستی
‫که زیادی حشری شدی و نمی‌تونی بجنگی،

00:37:18.532 --> 00:37:23.476
‫واسه همینم وقتی‌که داری با دیوهای روسی
‫می‌جنگی، من رو روی شومبولت می‌نشونی.

00:37:23.509 --> 00:37:25.480
‫من یه آدم فضایی‌ام که
‫شیشه پاک‌کن دستشه

00:37:25.513 --> 00:37:27.517
‫و داره شیشه‌هات رو تمیز می‌کنه،
‫تو میای می‌گی

00:37:27.550 --> 00:37:29.354
‫«نمی‌تونم وارد بشم
‫مگر اینکه اسمت رو روی شیشه

00:37:29.387 --> 00:37:31.759
‫بنویسم.» اما من وسیله‌ای
‫برای نوشتن ندارم

00:37:31.792 --> 00:37:34.364
‫به جز آلت تناسلیِ فضاییم.

00:37:38.505 --> 00:37:41.779
‫بله، توبی به عنوان یک دانشمند،
‫نمی‌تونست احتمال اینکه

00:37:41.812 --> 00:37:43.749
‫ناهید برای واقعی بودن
‫زیادی خوب بود رو رد کنه.

00:37:43.782 --> 00:37:45.486
‫وای!

00:37:47.423 --> 00:37:50.262
‫اما دانشمندها همیشه باید
‫آزمایشاتشون رو به پایان برسونن،

00:37:50.296 --> 00:37:54.371
‫بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر
‫پیش‌بینی شکستِ آزمایشاتشون بالاست.

00:38:03.589 --> 00:38:05.258
‫سلام

00:38:06.595 --> 00:38:08.532
‫سلام

00:38:09.834 --> 00:38:11.738
‫بله. ممنون.

00:38:14.611 --> 00:38:17.282
‫توبی همیشه عاشق تابستون بود.

00:38:35.753 --> 00:38:38.725
‫هوف.

00:38:47.376 --> 00:38:49.748
‫هی، هی چه خبر شده؟

00:38:49.781 --> 00:38:51.284
‫چیزی شده؟

00:38:51.318 --> 00:38:53.522
‫مامان مُرده؟

00:38:53.555 --> 00:38:55.827
‫وای خدای من.
‫مع... معلومه که نه.

00:38:55.860 --> 00:38:58.198
‫چطور؟ چطور؟
‫چی... شده؟

00:38:58.231 --> 00:38:59.735
‫سعی کردم بهش زنگ بزنم.

00:38:59.768 --> 00:39:01.872
‫خب شاید شماره‌ات رو نداره.

00:39:01.905 --> 00:39:04.478
‫بهش پیام دادم و گفتم که هانا هستم.

00:39:04.511 --> 00:39:06.548
‫آها.
‫من... می‌دونی چیه؟

00:39:06.581 --> 00:39:08.753
‫چند وقت پیش باهاش صحبت کردم.

00:39:08.786 --> 00:39:11.224
‫فکر کنم واقعا سرش شلوغه، شایدم...

00:39:11.257 --> 00:39:12.827
‫شایدم اصلا الان خواب باشه.

00:39:12.860 --> 00:39:14.498
‫بیا اینجا کوچولو.

00:39:14.531 --> 00:39:16.902
‫چیزی نیست.

00:39:16.935 --> 00:39:18.672
‫چیزی نیست عزیزدلم.

00:39:20.709 --> 00:39:22.414
‫می‌دونی چیه، الان اینجا بود

00:39:22.447 --> 00:39:27.791
‫اگه انقدر ازت متنفر نمی‌بود.

00:39:39.814 --> 00:39:41.518
‫و چند روز گذشت،

00:39:41.551 --> 00:39:43.288
‫و توبی فکر می‌کرد دقیقا داری کاری رو می‌کنه

00:39:43.322 --> 00:39:45.393
‫که ریچل حاضر بود انجام بده.

00:39:45.426 --> 00:39:46.962
‫مشکلات رو با پول حل می‌کرد.

00:39:46.995 --> 00:39:48.866
‫تابستون رو داشت می‌خرید.

00:39:51.571 --> 00:39:52.707
‫- خیله‌خب بریم.
‫- وایسا، وایسا.

00:39:52.740 --> 00:39:54.711
‫نه، نه صبر کنید.
‫صبر کنید.

00:39:54.744 --> 00:39:56.548
‫هی.

00:39:56.581 --> 00:39:58.419
‫می‌خوام بدونی توی جهان بلوکی،

00:39:58.452 --> 00:39:59.754
‫تو اردو رفتی،

00:39:59.787 --> 00:40:02.427
‫و حیرت‌انگیزترین تابستون
‫عمرت رو گذروندی خب؟

00:40:02.460 --> 00:40:03.796
‫احمقانه‌ست.

00:40:03.829 --> 00:40:07.269
‫و می‌خوام بدونی که بازم
‫توی جهان بلوکی،

00:40:07.303 --> 00:40:08.681
‫دیگه از اردو برگشتی خونه پیشم،

00:40:08.705 --> 00:40:11.511
‫و داری درمورد ماجراجویی‌های
‫محشرت واسم تعریف می‌کنی، خب؟

00:40:12.980 --> 00:40:15.419
‫دوست دارم بابا.

00:40:15.452 --> 00:40:18.459
‫خیله‌خب جوجه‌ها، وقتِ رفتنه!
‫منم دوستت دارم.

00:40:18.492 --> 00:40:21.632
‫خیله‌خب. گوش کن، اگه چیزی خواستی
‫بهشون بگو خب؟

00:40:21.665 --> 00:40:23.702
‫همیشه بهت فکر می‌کنم.

00:40:23.735 --> 00:40:26.608
‫هی، تو بمون.

00:40:26.641 --> 00:40:31.919
‫می‌دونم که فکر می‌کنی ازم متنفری،
‫اما اینم می‌دونم که اینطور نیست.

00:40:31.952 --> 00:40:33.755
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه. خب؟

00:40:51.358 --> 00:40:53.996
‫- خدافظ
‫- خدافظ!

00:40:54.029 --> 00:40:59.741
‫- خدافظ عزیزم.
‫- دوستت دارم.

00:41:02.647 --> 00:41:05.686
‫دیگه رفتن.
‫همه رفتن.

00:41:05.719 --> 00:41:08.759
‫تحملش براش سخت و دردناک بود.

00:41:16.374 --> 00:41:18.345
‫اما خب رفته بودن دیگه.

00:41:24.424 --> 00:41:26.762
‫و بالاخره رفتن.

00:41:26.795 --> 00:41:28.365
‫هستید بچه‌ها؟

00:41:35.713 --> 00:41:37.584
‫دیگه می‌تونست یکم فکر کنه.

00:41:37.617 --> 00:41:39.053
‫می‌تونست خودش رو جمع و جور کنه

00:41:39.086 --> 00:41:40.923
‫و یادش بیاد که قبل از اتفاق افتادن
‫همۀ این ماجراها

00:41:40.956 --> 00:41:43.629
‫سعی داشت چه زندگی‌ای
‫برای خودش فراهم کنه.

00:41:43.662 --> 00:41:45.900
‫می‌تونست دیگه
‫تمرکزش روی بچه‌هاش نباشه

00:41:45.933 --> 00:41:47.904
‫و شاید هم به اون گروه
‫از مردمی بپیونده

00:41:47.937 --> 00:41:49.941
‫که با دو سه نفر از دوستانشون
‫توی پارک دورهم جمع می‌شن

00:41:49.974 --> 00:41:53.047
‫و شراب می‌نوشن.

00:41:53.080 --> 00:41:55.853
‫می‌خواست نوشیدنی «نگرونی» رو امتحان کنه!
‫[یک کوکتل محبوب ایتالیایی]

00:41:55.886 --> 00:41:58.057
‫خودش هم می‌خواست
‫تابستون خوبی پشت سر بذاره.

00:42:00.696 --> 00:42:01.932
‫اسمش شبِ خانم‌هاست؟

00:42:01.965 --> 00:42:03.143
‫نه، اسمش شب خانم‌ها نیست.

00:42:03.167 --> 00:42:04.537
‫اسمش شبِ مادرانه‌ست.

00:42:04.570 --> 00:42:06.541
‫آره، مثل شب...

00:42:06.574 --> 00:42:07.719
‫نمی... اصلا نمی‌دونم.

00:42:07.743 --> 00:42:08.888
‫چرا... اصلا چرا باید
‫یه شب مادرونه داشت؟

00:42:08.912 --> 00:42:10.416
‫چرا اصلا به یه شب مادرونه نیاز داریم؟

00:42:10.449 --> 00:42:12.019
‫مشکل اصلیِ ... سلام.

00:42:12.052 --> 00:42:14.691
‫- سلام.
‫- ...وجود چنین شب مادرونه‌ای نیست؟

00:42:14.724 --> 00:42:16.795
‫که مثلا قابل قبوله که
‫اعتراف می‌کنیم توی یه قفسیم

00:42:16.828 --> 00:42:20.403
‫و باید آزاد بشیم
‫و توی خیابون‌ها پرسه بزنیم،

00:42:20.436 --> 00:42:24.544
‫و نوشیدنی «آپرول اسپریتز» بخوریم.

00:42:24.577 --> 00:42:25.947
‫خدایا، می‌دونید چیش رازه؟

00:42:25.980 --> 00:42:27.417
‫رازش چیه؟

00:42:27.450 --> 00:42:28.695
‫رازش اینه که هیچکس
‫دلش نمی‌خواد اونجا باشه.

00:42:28.719 --> 00:42:29.997
‫فقط دلمون می‌خواد تنها باشیم خب؟

00:42:30.021 --> 00:42:31.425
‫می‌خوایم که تنها باشیم فقط.

00:42:31.458 --> 00:42:32.569
‫نیازی به این برنامه نداریم.

00:42:32.593 --> 00:42:33.829
‫ولم کنید بذارید تلویزیونم رو تماشا کنم.

00:42:33.862 --> 00:42:35.575
‫اما اون خانم‌ها باید از
‫قفس رها بشن.

00:42:35.599 --> 00:42:36.777
‫آره، نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم.

00:42:36.801 --> 00:42:38.839
‫شاید باهاشون فرق می‌کنم.

00:42:38.872 --> 00:42:40.919
‫نیاز دارن که با نوشیدنی‌هاشون
‫توی خیابون‌ها پرسه بزنن.

00:42:40.943 --> 00:42:42.522
‫منظورم رو می‌فهمی؟
‫واقعا دارم رازی که بینمون

00:42:42.546 --> 00:42:44.751
‫مشترک هست و کسی ازش حرفی نمی‌زنه
‫رو برملا می‌کنم

00:42:44.784 --> 00:42:47.055
‫یا اینکه واقعا باهاشون فرق می‌کنم؟

00:42:47.088 --> 00:42:49.694
‫خیلی سخته‌ها.

00:42:49.727 --> 00:42:53.602
‫این اتفاقاتی که برای خانم‌ها میفته.
‫شرم‌آوره.

00:42:55.472 --> 00:42:56.842
‫چت شده تو؟

00:42:56.875 --> 00:42:58.846
‫هوم؟ اوه.

00:42:58.879 --> 00:42:59.948
‫شرمنده...

00:42:59.981 --> 00:43:01.994
‫خیلی مشتاق بودم بیام اینجا و بعدش...

00:43:02.018 --> 00:43:05.459
‫آخه همین الان بچه‌هام رو فرستادم اردو

00:43:05.492 --> 00:43:06.862
‫بخاطر اینکه نمی‌خواستم بهشون بگم

00:43:06.895 --> 00:43:08.741
‫مادرشون تصمیم گرفته
‫به یوگا بیشتر نیاز داره

00:43:08.765 --> 00:43:10.803
‫تا اینکه مادری کنه براشون.

00:43:10.836 --> 00:43:12.640
‫شرمنده. حواسم پرت شده.
‫شرمنده.

00:43:12.673 --> 00:43:14.544
‫- هنوز نیومده؟
‫- آره.

00:43:14.577 --> 00:43:16.180
‫یعنی ببین، از این کارهای می‌کنه خب؟

00:43:16.213 --> 00:43:19.186
‫اما کم کم دارم فکر می‌کنم
‫که واقعا انقدر

00:43:19.219 --> 00:43:20.890
‫پیش نرفته، می‌دونید؟

00:43:20.923 --> 00:43:23.203
‫معمولا وقتی بهش پیام می‌دم
‫و غر می‌زنم، با خرسندی برام ایموجیِ

00:43:23.227 --> 00:43:24.731
‫چشم غرّه می‌فرسته.

00:43:24.764 --> 00:43:26.610
‫اما دیگه وارد مرحلۀ جدیدی شدیم
‫و خیلی عجیب شده.

00:43:26.634 --> 00:43:28.472
‫اداره یا همون سالن یوگا رفتی؟

00:43:28.505 --> 00:43:30.476
‫به سالن یوگا یا
‫دستیارش زنگ زدی؟

00:43:30.509 --> 00:43:31.745
‫منظورم اینه که می‌تونم ورود کنم.

00:43:31.778 --> 00:43:32.889
‫مجبور نیستم به دستیارش زنگ بزنم خب؟

00:43:32.913 --> 00:43:34.751
‫می‌خوام که مثل بقیه آدم‌ها باشه.

00:43:34.784 --> 00:43:36.229
‫و بله به دستیارش زنگ زدم
‫و بازم بله،

00:43:36.253 --> 00:43:37.623
‫به سالن یوگا هم زنگ زدم.

00:43:37.656 --> 00:43:39.026
‫آره، چیزی گیرم نیومد.

00:43:39.059 --> 00:43:42.767
‫خب پسر، به نظرم وقتی که
‫دیگه با کسی رابطه جنسی نداشته باشی

00:43:42.800 --> 00:43:45.506
‫دیگه معلوم نیست تهش چیه.

00:43:45.539 --> 00:43:47.910
‫خب راستش با همدیگه
‫رابطه جنسی داشتیم.

00:43:47.943 --> 00:43:49.046
‫عشق خودمی.

00:43:49.079 --> 00:43:50.516
‫- چیه؟
‫- عشق خودمی.

00:43:50.549 --> 00:43:51.594
‫- نه، از اون جور...
‫- عشق خودمی.

00:43:51.618 --> 00:43:52.796
‫چیز خوشحال کننده‌ای نیست.

00:43:52.820 --> 00:43:54.524
‫- عشق خودمی. عشق خودمی.
‫- آره.

00:43:54.557 --> 00:43:56.069
‫عجیبه. بچه‌ها رو که می‌رسوندم و...

00:43:56.093 --> 00:43:57.764
‫می‌گفت که باید باهام صحبت کنه

00:43:57.797 --> 00:43:59.510
‫درمورد یه موضوع خصوصی،
‫بخاطر همینم به اتاق خوابمون می‌رفتیم،

00:43:59.534 --> 00:44:01.571
‫یا گمونم اتاق خواب خودش باید بگم.
‫نمی‌دونم.

00:44:01.604 --> 00:44:02.783
‫اصلا برق‌ها رو هم روشن نمی‌کرد.

00:44:02.807 --> 00:44:05.713
‫فقط... کارمون رو شروع می‌کردیم.

00:44:05.746 --> 00:44:07.182
‫- و بعدش چی می‌شد؟
‫- نکن.

00:44:07.215 --> 00:44:08.519
‫می‌دونی چطوریه دیگه؟

00:44:08.552 --> 00:44:09.788
‫- آها.
‫- درسته.

00:44:09.821 --> 00:44:11.199
‫و بعدش نمی‌دونم، تموم که می‌شد

00:44:11.223 --> 00:44:12.669
‫روش رو اونوری می‌کرد
‫و تظاهر می‌کرد که خوابیده

00:44:12.693 --> 00:44:14.931
‫و منم یواشکی می‌رفتم.

00:44:14.964 --> 00:44:16.100
‫عجیبه.

00:44:16.133 --> 00:44:17.804
‫برام مهم نیست.

00:44:17.837 --> 00:44:19.974
‫مثل صد تا خداحافظی باهمه.

00:44:30.161 --> 00:44:31.665
‫متاسفم. متاسفم.

00:44:31.698 --> 00:44:32.876
‫می‌دونید، فکر می‌کردم تموم که بشه...

00:44:32.900 --> 00:44:34.604
‫دیگه درموردش فکر نمی‌کنم،

00:44:34.637 --> 00:44:35.815
‫اما ذهنم همه‌چیز رو بخاطر میاره.

00:44:35.839 --> 00:44:37.084
‫انگار سعی دارم بفهمم

00:44:37.108 --> 00:44:38.579
‫می‌تونستم این پایان رو
‫پیش‌بینی کنم یا نه.

00:44:38.612 --> 00:44:40.549
‫به معنای واقعی کلمه
‫نمی‌تونم بهش فکر نکنم.

00:44:44.256 --> 00:44:46.728
‫اما نگرانش که نیستی؟

00:44:46.761 --> 00:44:48.966
‫- نه. آخه از این کارها همیشه می‌کنه.
‫- واقعا؟

00:44:48.999 --> 00:44:50.770
‫آره، مدلش همینطوریه،
‫مثلا سه روز اضافی

00:44:50.803 --> 00:44:52.014
‫توی مسافرت کاریش می‌مونه،
‫یا بیدار که می‌شیم

00:44:52.038 --> 00:44:53.976
‫و می‌بینیم خبری ازش نیست
‫و کل روز رو داره کار می‌کنه

00:44:54.009 --> 00:44:56.581
‫اما خب فردا صبح سروکله‌ش پیدا می‌شه.
‫هزار دفعه از اینکارها کرده.

00:44:56.614 --> 00:44:58.719
‫- واقعا می‌گم.
‫- اینو واقعا درک می‌کنم.

00:44:58.752 --> 00:45:00.255
‫قبلا همیشه دوست داشتم سرکار بمونم

00:45:00.288 --> 00:45:02.860
‫و یه روز اضافه کار کنم.

00:45:02.893 --> 00:45:05.566
‫آره اما الان دیگه بیشتر از
‫یکی دو روز شده.

00:45:05.599 --> 00:45:07.603
‫آره. نه، تا حالا همچین
‫چیزی رو ندیده بودم،

00:45:07.636 --> 00:45:08.906
‫و همیشه هم خبر می‌دم، یعنی...

00:45:08.939 --> 00:45:11.110
‫درسته. تو آدم نرمالی هستی.

00:45:11.143 --> 00:45:13.123
‫- ممنونم.
‫- بخاطر اینکه خبر بدی بلایی سرت نیومده دیگه؟

00:45:13.147 --> 00:45:14.283
‫خب آره دقیقا.

00:45:14.317 --> 00:45:17.623
‫اگه بلایی سرش اومده باشه چی؟

00:45:21.230 --> 00:45:22.733
‫نه...

00:45:22.766 --> 00:45:24.136
‫- چی؟
‫- هیچی.

00:45:24.169 --> 00:45:25.972
‫- اون...
‫- چیه؟

00:45:26.841 --> 00:45:29.012
‫چند سال پیش، که سرکار می‌رفت.

00:45:29.045 --> 00:45:31.685
‫خیلی دیر اومده بود خونه،
‫ساعت سه صبح بود،

00:45:31.718 --> 00:45:32.887
‫و منم بهش زنگ زده بودم خب؟

00:45:32.920 --> 00:45:34.324
‫و مثل همیشه جوابم نداده بود،

00:45:34.357 --> 00:45:35.635
‫چون از این کارها زیاد می‌کرد،

00:45:35.659 --> 00:45:36.895
‫و منم نگرانش نشده بودم.

00:45:36.928 --> 00:45:38.307
‫وقتی دیر می‌کرد
‫دیگه اعلام حضور نمی‌کرد.

00:45:38.331 --> 00:45:39.743
‫منظورم اینه که
‫من هیچوقت اولویتش نبودم،

00:45:39.767 --> 00:45:40.979
‫و این موضوعم واسه وقتی بود
‫که هنوز زنم بود.

00:45:41.003 --> 00:45:43.742
‫حالا، وارد می‌شه و نه که
‫مستی چیزی هم باشه،

00:45:43.775 --> 00:45:46.013
‫میاد و روی مبل بیهوش می‌شه،

00:45:46.046 --> 00:45:50.288
‫و فهمیدم که...
‫قرص مصرف می‌کرده.

00:45:50.322 --> 00:45:51.625
‫- چی؟
‫- آره.

00:45:51.658 --> 00:45:52.727
‫- نه.
‫- آره.

00:45:52.760 --> 00:45:54.039
‫نه، منظورم اینه که... نه، اتفاقی
‫براش نیفتاده که.

00:45:54.063 --> 00:45:56.176
‫نه، فکر می‌کنم بعضی از کارمندهاش
‫دیدنش که...

00:45:56.200 --> 00:45:57.779
‫ناراحته و بلافاصله به خونه آوردنش،

00:45:57.803 --> 00:46:01.311
‫اما من فقط... من...

00:46:01.344 --> 00:46:07.857
‫همش این فکر وحشتناک میاد تو ذهنم

00:46:07.890 --> 00:46:09.894
‫که واقعا هم از اقرار کردنش
‫خجالت می‌کشم،

00:46:09.927 --> 00:46:13.167
‫اما بعد از اینکه می‌فهمم
‫اتفاقی براش نیفتاده،

00:46:13.200 --> 00:46:15.906
‫وقتی می‌فهمم هیچ بلایی سرش نیومده،

00:46:15.939 --> 00:46:19.246
‫واقعا برای یک ثانیه هم که شده

00:46:19.279 --> 00:46:20.916
‫احساس می‌کنم که

00:46:20.949 --> 00:46:23.655
‫خیالم راحت شده، می‌دونید،
‫که واقعا یادش نرفته که...

00:46:23.688 --> 00:46:24.991
‫بهم زنگ بزنه، خب؟

00:46:25.024 --> 00:46:27.262
‫یادش نرفته که من وجود دارم.

00:46:27.296 --> 00:46:30.134
‫یادش نرفته که بهم زنگ بزنه.
‫فقط نتونسته.

00:46:30.167 --> 00:46:32.081
‫می‌دونی، خیالم راحت می‌شه که می‌بینم
‫یکی از اون وقت‌هایی نیست که

00:46:32.105 --> 00:46:36.213
‫باهام خیلی بد رفتار می‌کنه خب؟

00:46:36.246 --> 00:46:37.683
‫- وای.
‫- آره.

00:46:37.716 --> 00:46:38.828
‫ببینید به این موضوع افتخار نمی‌کنم‌ها.

00:46:38.852 --> 00:46:41.858
‫اما همش بهش فکر می‌کنم.

00:46:41.891 --> 00:46:44.196
‫آره اما خب مدلش اینطوریه دیگه.

00:46:44.229 --> 00:46:46.200
‫درسته؟

00:46:46.233 --> 00:46:47.937
‫آخه واقعا مدلش اینطوریه.

00:46:49.974 --> 00:46:52.380
‫مگر اینکه واقعا بلایی سرش اومده باشه.

00:46:52.413 --> 00:46:54.684
‫آره اما نه، چیزیش نشده.

00:46:54.717 --> 00:46:56.120
‫نه. چیزیش نشده.

00:46:56.153 --> 00:46:57.289
‫حالت خوبه توبی؟

00:46:57.323 --> 00:46:58.759
‫- آره؟
‫- آره خوبم.

00:46:58.792 --> 00:47:00.729
‫لعنتی. ببخشید.

00:47:00.762 --> 00:47:02.232
‫ببخشید. لعنتی.

00:47:02.265 --> 00:47:03.702
‫دکتر فلایشمن هستم.

00:47:03.735 --> 00:47:05.171
‫توبی ببخشید مزاحمت شدم.

00:47:05.204 --> 00:47:07.017
‫یه مریض 22 ساله اومده
‫که دچار نارسایی شدید کبدی شده.

00:47:07.041 --> 00:47:08.712
‫- خب.
‫- کاری از دستمون برنمیاد.

00:47:08.745 --> 00:47:09.981
‫خیله‌خب.
‫نه، الان...

00:47:10.014 --> 00:47:12.252
‫ای وای، الان میام.
‫ببخشید باید برم.

00:47:12.285 --> 00:47:14.056
‫بچه‌ها بهم نیاز دارن.
‫یه مریض جوون دارم.

00:47:14.089 --> 00:47:15.726
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- آره، آره.

00:47:15.759 --> 00:47:17.229
‫ببخشید.
‫فقط... باید برم.

00:47:22.138 --> 00:47:24.008
‫وای!

00:47:25.879 --> 00:47:27.148
‫مراقب باش!

00:47:27.181 --> 00:47:28.385
‫- هی!
‫- ببخشید!

00:47:28.418 --> 00:47:29.988
‫مراقب باش دیگه!

00:47:30.021 --> 00:47:31.858
‫ناگهان، خطر رو در همه جا می‌دید.

00:47:31.891 --> 00:47:34.397
‫یهویی دیگه نمی‌تونست حالتی که
‫ده دقیقه پیش داشت

00:47:34.430 --> 00:47:36.066
‫رو درک کنه،

00:47:36.099 --> 00:47:38.004
‫که اصلا به فکرشم نرسیده بود
‫سوال‌های دیگه‌ای

00:47:38.037 --> 00:47:41.444
‫درمورد غیب شدنِ همسر سابقش بپرسه.

00:47:41.477 --> 00:47:43.080
‫انقدر درگیرِ جهان بلوکیِ

00:47:43.113 --> 00:47:45.084
‫زندگیِ زناشوییش شده بود

00:47:45.117 --> 00:47:47.423
‫که فراموش کرده بود
‫در لحظه بمونه،

00:47:47.456 --> 00:47:49.294
‫که یه مورد اورژانسی پیش اومده بود.

00:47:51.931 --> 00:47:54.136
‫حالش خوب نبود.
‫نگران شده بود.

00:47:54.169 --> 00:47:56.408
‫یهویی احساس حماقت بهش دست داده بود
‫بخاطر اینکه به ذهنش نرسیده بود

00:47:56.441 --> 00:47:59.179
‫که خب بله درسته،
‫همسرش آدم وحشتناکیه،

00:47:59.212 --> 00:48:01.885
‫اما خب اتفاقات بد هم
‫برای آدم‌های وحشتناک میفته.

00:48:04.523 --> 00:48:06.428
‫- الو؟
‫- خیلی شرمنده‌ام.

00:48:06.461 --> 00:48:07.964
‫مسمومیت دارویی بوده.

00:48:07.997 --> 00:48:09.443
‫گزارش استامینوفن به دستمون نرسیده بود.

00:48:09.467 --> 00:48:10.979
‫وایسا، وایسا، ببخشید، هنوزم
‫نیاز دارید که من بیام؟

00:48:11.003 --> 00:48:12.440
‫نه، نه، نه.
‫مشکلی نیست.

00:48:12.473 --> 00:48:14.911
‫خیلی متاسفم که مزاحمت شدم.
‫واقعا شرمنده‌ام.

00:48:14.944 --> 00:48:16.448
‫خیله‌خب. نه، نه مشکلی نیست.

00:48:26.467 --> 00:48:28.104
‫احتمالا مشکلی پیش نیومده.

00:48:28.137 --> 00:48:30.843
‫احتمالا حالش خوبه و
‫داره مثل همیشه بی‌ملاحظه

00:48:30.876 --> 00:48:32.212
‫رفتار می‌کنه.

00:48:32.245 --> 00:48:33.815
‫نیاز داشت که خودش رو جمع و جور کنه.

00:48:33.848 --> 00:48:35.386
‫به میوه نیاز داشت.

00:48:35.419 --> 00:48:38.458
‫به یه محصول نیاز داشت.

00:48:38.491 --> 00:48:40.996
‫تابستون چنین چیزی رو با خودش آورده بود...

00:48:41.029 --> 00:48:44.337
‫گرما، وحشت و میوه‌های فاسد.

00:48:44.370 --> 00:48:46.073
‫واقعا گور سر تابستون.

00:48:46.106 --> 00:48:48.945
‫تابستون بازاریابی بود.
‫تابستون کلاهبرداری بود.

00:48:51.283 --> 00:48:53.955
‫سیمون، آره سیمون.
‫سلام توبی‌ام.

00:48:53.988 --> 00:48:56.428
‫شرمن... آره، ریچل... کجاست؟

00:48:56.461 --> 00:48:58.932
‫خیله‌خب. نه، می... می‌دونم
‫یه هفته رفته مرخصی.

00:48:58.965 --> 00:49:02.238
‫آره اما حتما... حتما باهاش صحبت کردی.

00:49:02.271 --> 00:49:04.076
‫باشه. باشه.
‫نه، مشکلی نیست... من...

00:49:04.109 --> 00:49:05.946
‫من... به اونجا زنگ می‌زنم.

00:49:05.979 --> 00:49:07.082
‫- سلام
‫- سلام

00:49:07.115 --> 00:49:08.418
‫نگاهش کن.

00:49:08.451 --> 00:49:12.092
‫دو تا فلایشمن تو یه روز دیدیم.
‫سلام علیکم.

00:49:12.125 --> 00:49:14.129
‫از شوهری که وسط روز میاد خریدِ میوه

00:49:14.162 --> 00:49:15.532
‫خوشم میاد.

00:49:15.565 --> 00:49:17.837
‫هنوزم یوگا دوست داری توبی؟

00:49:17.870 --> 00:49:20.274
‫- سم هم به یوگا علاقمند شده.
‫- تاد می‌خواد امتحانش کنه.

00:49:20.308 --> 00:49:23.147
‫قسم خورده اما می‌گه
‫بعدِ سفر رم این کار رو می‌کنه.

00:49:23.180 --> 00:49:25.051
‫هانا بهت گفته می‌خوایم بریم رم؟

00:49:25.084 --> 00:49:26.253
‫باور کن لکسی و هانا...

00:49:26.286 --> 00:49:27.990
‫شرمنده صبر کنید،
‫دو تا فلایشمن دیدید؟

00:49:28.023 --> 00:49:30.429
‫من... بچه‌ها تازه رفتن اردو.

00:49:30.462 --> 00:49:34.169
‫همین الان ریچل رو دیدیم.

00:49:34.202 --> 00:49:35.506
‫چی؟

00:49:35.539 --> 00:49:37.977
‫توی پارک داشت چُرت می‌زد.

00:49:38.010 --> 00:49:40.114
‫آره، آره.
‫خیلی عجیب بود.

00:49:40.147 --> 00:49:43.120
‫اونجا دراز کشیده بود
‫و داشت چرت می‌زد.

00:49:43.153 --> 00:49:46.528
‫فقط...
‫میریام یه چیزی گفت،

00:49:46.561 --> 00:49:48.899
‫و سیندی هم به صحبت کردن ادامه داد

00:49:48.932 --> 00:49:53.308
‫اما توبی دیگه بعدش چیزی نشنید

00:49:53.341 --> 00:49:55.412
‫چون خونش یخ زده بود
‫و گوش داخلیش...

00:49:55.445 --> 00:49:57.583
‫خونریزی کرد
‫و مغزش تبدیل به بتونه شد

00:49:57.616 --> 00:50:00.154
‫و شروع کرد به بیرون ریختن از دماغش
‫و همون لحظه بود که می‌دونست،

00:50:00.187 --> 00:50:03.562
‫دیگه هیچوقت هیچ چیزی
‫رو نمی‌تونه درک کنه.

00:50:03.586 --> 00:50:11.586
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:51:16.974 --> 00:51:19.374
‫خدایا چه بلایی سرم اومده؟
‫واقعا چیکار کردم من؟

00:51:19.680 --> 00:51:20.615
‫حیرت‌آوره.

00:51:20.649 --> 00:51:22.127
‫خونه قدیمیمون کولر نداشت.

00:51:22.151 --> 00:51:24.122
‫داشت. واحد داشتیم دیگه.

00:51:24.524 --> 00:51:25.625
‫منظور منم همین بود.

00:51:26.280 --> 00:51:27.972
‫آنچه در «دردسرهای فلایشمن» خواهید دید...

00:51:27.996 --> 00:51:31.170
‫ریچل... نمی‌دونم. از اون مدل‌ها نیست
‫که بخواد خودکشی بکنه.

00:51:31.203 --> 00:51:35.379
‫شاید بهتر باشه دوباره درمورد اینکه
‫چه نوع شخصیتی داره، صحبت کنیم.

00:51:35.412 --> 00:51:38.985
‫من احساس ناراحتی ندارم.
‫فقط دیوونه شدم.

00:51:39.018 --> 00:51:40.955
‫آره، روانشناس‌ها با دیوونه‌ها
‫سر و کله می‌زنن.

00:51:41.590 --> 00:51:42.392
‫نباید با کسی اینطوری رفتار کنی!

00:51:42.426 --> 00:51:44.363
‫تو چیزی از زندگیِ من نمی‌دونی.

00:51:44.396 --> 00:51:47.970
‫هر تصمیم اشتباهی که یه آدم
‫می‌تونه بگیره رو تو گرفتی.

00:51:48.003 --> 00:51:50.975
‫من دوست دارم خونه داشته باشم
‫و متعلق به کسی باشم.

00:51:51.410 --> 00:51:52.979
‫من یه چیز واقعی می‌خوام.

00:51:53.180 --> 00:51:55.117
‫ما همه‌چیز رو می‌خوایم.

00:51:55.986 --> 00:52:00.628
‫اصلا روحتم خبر نداره چه احساسی داره وقتی
‫چیزی که می‌خواستی رو بدست بیاری.
