﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:22.599 --> 00:00:26.105
‫ریچل؟ سلام

00:00:26.106 --> 00:00:28.510
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
نرفته بودی به نیوجرسی؟

00:00:33.488 --> 00:00:35.190
به‌نظرت برنده میشه؟

00:00:35.191 --> 00:00:38.362
‫مردم واقعاً ازش متنفرند

00:00:38.363 --> 00:00:40.568
‫ریچل!

00:00:40.569 --> 00:00:42.471
‫چی شدش؟

00:00:42.472 --> 00:00:44.107
‫منظورت چیه؟
خبری ازت نبود

00:00:44.108 --> 00:00:45.678
‫تو گذاشتی رفتی...

00:00:45.679 --> 00:00:47.180
‫توبی دنبالت می‌گشته

00:00:47.181 --> 00:00:50.220
بچه‌هات دنبالت می‌گشتن

00:00:50.221 --> 00:00:52.157
تو یهو غیبت زد

00:00:53.661 --> 00:00:55.764
آه...می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

00:00:55.765 --> 00:00:57.702
‫آره

00:00:57.703 --> 00:01:00.240
‫گوشیمو پیدا نمی‌کنم

00:01:00.241 --> 00:01:01.776
‫و ... باشه

00:01:01.777 --> 00:01:04.214
...مدام تلاش می‌کنم که مطمئن بشم

00:01:04.215 --> 00:01:06.252
جولای چند روزه؟

00:01:06.253 --> 00:01:08.256
همیشه اینو فراموش می‌کنم

00:01:10.828 --> 00:01:13.332
‫آم ...

00:01:13.333 --> 00:01:15.303
‫من فقط... به توبی زنگ میزنم

00:01:15.304 --> 00:01:17.140
‫نه! نکن!

00:01:18.744 --> 00:01:21.248
‫نه. من...
...احساس می‌کنم

00:01:21.249 --> 00:01:23.085
‫میدونی چیه؟
...بذار

00:01:23.086 --> 00:01:25.056
‫بذار فوری یه چیزی بخورم

00:01:25.057 --> 00:01:27.795
‫ام، حس می‌کنم یه‌کم
پروتئین لازم دارم

00:01:28.831 --> 00:01:31.302
...صحیح. ام

00:01:31.303 --> 00:01:33.372
ف... فقط یه... یه لحظه

00:01:33.373 --> 00:01:34.776
‫<i>«کار پیش اومدش</i>

00:01:34.777 --> 00:01:37.481
‫<i>دیرتر میام خونه، شرمنده
‫بهت توضیح میدم»</i>

00:01:39.052 --> 00:01:41.355
‫ام...

00:01:41.356 --> 00:01:43.292
چطوره ببرمت خونه‌ات؟

00:01:43.293 --> 00:01:44.796
‫باشه، حتما
آره، نه

00:01:44.797 --> 00:01:47.435
‫این... خیلی...

00:01:47.436 --> 00:01:49.706
اتفاقاً خوب میشه یادی از گذشته کنیم

00:01:56.345 --> 00:01:59.289
«دردسرهای فلایشمن»
«قسمت هفتم، زمانی برای خودم»

00:02:04.603 --> 00:02:07.508
‫من انتظار مهمون رو نداشتم

00:02:07.509 --> 00:02:09.812
‫ام...

00:02:09.813 --> 00:02:11.716
‫میدونی که
چطوریاست، هه

00:02:15.692 --> 00:02:19.532
آه، یه... یه‌کم قهوه می‌خوای؟

00:02:19.533 --> 00:02:20.902
نه مرسی

00:02:32.124 --> 00:02:35.296
!چیزیم نشد

00:02:35.297 --> 00:02:37.167
شرمنده. یهو از دستم افتادش

00:02:37.168 --> 00:02:41.308
‫آم، خیلی وقته دیگه ازش استفاده نکردم

00:02:41.309 --> 00:02:45.249
‫اوم، من دیگه قهوه نمی‌خورم، پس...

00:02:45.250 --> 00:02:46.486
آه... چت شده؟

00:02:46.487 --> 00:02:48.155
!چقدر این قطعه قطعه‌ست

00:02:48.156 --> 00:02:49.659
‫ریچل

00:02:49.660 --> 00:02:51.863
من کلی چای متنوع هم دارم ها

00:02:51.864 --> 00:02:53.467
‫شاید آماده کردنش راحت‌تر باشه

00:02:53.468 --> 00:02:55.571
‫من، آم... همه این چای رو

00:02:55.572 --> 00:02:57.408
بخاطر اینکه شب‌ها نمی‌تونستم بخوابم، خریدم

00:02:57.409 --> 00:03:00.481
ولی تنها اثری که روم گذاشت
تمام شب دستشویی رفتنم بودش

00:03:00.482 --> 00:03:03.553
حس می‌کنم نمیدونم توسترم کجاست

00:03:03.554 --> 00:03:06.325
ولی... ولی یه‌کم نون دارم

00:03:06.326 --> 00:03:07.895
‫ریچل

00:03:11.770 --> 00:03:13.741
می‌خوام باهات صادق باشم

00:03:16.547 --> 00:03:20.220
‫فکر نمی‌کنم الان
‫بتونم برات قهوه درست کنم

00:03:23.627 --> 00:03:25.564
...اشکالی نداره. اوه

00:03:26.567 --> 00:03:28.937
‫ می‌خوای بشینی؟

00:03:28.938 --> 00:03:31.275
‫باشه. بیا...

00:03:32.545 --> 00:03:36.886
چرا بهم نمیگی چت شده؟

00:03:36.887 --> 00:03:39.224
‫منظورت چیه؟

00:03:39.225 --> 00:03:41.696
اگه نمی‌خوای
به کسی چیزی نمیگم

00:03:41.697 --> 00:03:45.303
‫من فقط... می‌خوام کمکت کنم

00:03:54.790 --> 00:03:56.660
تَرک شدم

00:03:57.829 --> 00:04:00.266
‫آم، توسط کی؟

00:04:04.843 --> 00:04:07.682
‫توسط همه. آره

00:04:09.820 --> 00:04:12.357
‫آره، گمونم همه ترکم کردن

00:04:15.731 --> 00:04:17.602
متوجه نمیشم

00:04:19.305 --> 00:04:21.476
‫<i>و همین بود که شروع به حرف زدن کرد</i>

00:04:21.477 --> 00:04:23.647
‫<i>اوایلش خرفاش با عقل جور نمی‌گفت</i>

00:04:23.648 --> 00:04:25.517
‫<i>و همیشه هم حرفاش سر و ته نداشت</i>

00:04:25.518 --> 00:04:27.455
‫<i>و مطمئناً اتفاقات رو </i>

00:04:27.456 --> 00:04:29.759
‫<i>به ترتیب زمانی درست بهم نگفتش </i>

00:04:29.760 --> 00:04:32.965
‫<i>و خیلی زودتر از سه هفته پیش شروع کردش</i>

00:04:32.966 --> 00:04:35.971
‫<i>اما در نهایت، متوجه حرفاش شدم</i>

00:04:35.972 --> 00:04:39.311
‫<i>کلش در این خلاصه می‌شد
که ریچل سرش شلوغ بوده</i>

00:04:39.312 --> 00:04:41.983
‫<i>بیشتر از هر زمان دیگه‌ای سرش شلوغ‌تر بوده</i>

00:04:41.984 --> 00:04:44.555
‫<i>سال گذشته بود...
‫ماه‌ها قبل از اینکه توبی</i>

00:04:44.556 --> 00:04:45.991
‫<i>درخواست طلاق از ریچل بکنه</i>

00:04:45.992 --> 00:04:47.695
‫<i>زمانی که هنوز سعی
داشتن رابطه‌شون رو نگه‌دارن</i>

00:04:47.696 --> 00:04:50.467
‫آره؟ اینم از پیشنهاد من

00:04:51.670 --> 00:04:53.874
یکی به اسم سم راثبرگ پشت خطه

00:04:57.449 --> 00:04:59.552
پارسال دوست امسال آشنا

00:04:59.553 --> 00:05:00.954
‫<i>تو هم سلام!</i>

00:05:00.955 --> 00:05:02.758
یه لطف بزرگ ازت می‌خوام

00:05:02.759 --> 00:05:04.929
عه، برادرزاده‌م جون
میده که یه ایجنت گیر بیاره

00:05:04.930 --> 00:05:07.367
...و همین تازگی
ببین، همین تازگی نقش یهودا رو

00:05:07.368 --> 00:05:09.806
تو نمایش «طلسم خدا» تو دانشگاه وزلین بازی کردش
بازی‌ش خیلی خوب بودش

00:05:09.807 --> 00:05:11.876
عه، چه عالی -
<i>سر به سرم نذار -</i>

00:05:11.877 --> 00:05:13.847
بازیش... بدک نبود

00:05:13.848 --> 00:05:16.886
خب، از یه لحاظم
طلسم‌خدا» نمایشنامه مزخرفیه»

00:05:16.887 --> 00:05:19.425
‫<i>آره مزخرفه
‫بگذریم، می‌خواستم ببینم...</i>

00:05:19.426 --> 00:05:21.529
‫<i>اگه خواسته‌م زیادی بودی
‌...باهام روراست باش</i>

00:05:21.530 --> 00:05:23.400
‫<i>به نظرت می‌تونی باهاش
یه ملاقاتی داشته باشی </i>

00:05:23.401 --> 00:05:26.271
‫و در مورد این کسب‌وکار باهاش صحبت کنی؟

00:05:26.272 --> 00:05:27.875
یه لطف بزرگی در حق اون می‌کنی

00:05:27.876 --> 00:05:29.344
عه، آره حتماً

00:05:29.345 --> 00:05:30.948
آم، یه کارگردان بازیگریاب رو هم می‌شناسم که

00:05:30.949 --> 00:05:33.018
می‌تونه مدتی بشینه و باهاش حرف بزنه

00:05:33.019 --> 00:05:35.289
آه، چه بهتر که شماره منو بهش نمیدی؟

00:05:35.290 --> 00:05:36.826
این خیلی عالیه، گمون مثل همه چیز دیگه‌ست

00:05:36.827 --> 00:05:38.763
داشتن رابطه و ضابطه به درد می‌خوره، نه؟

00:05:38.764 --> 00:05:41.335
‫<i>پس بله رو بهش گفت
‫چون که همیشه تو گفتن «نه» مشکل داره</i>

00:05:41.336 --> 00:05:43.305
‫<i>اون، وقت حضور تو تمام انواع
و اقسام کمیته‌ها رو نداشتش</i>

00:05:43.306 --> 00:05:45.477
‫<i>و از خونواده پر آوازه‌ای هم نیومده بودش</i>

00:05:45.478 --> 00:05:47.815
‫<i>و یه خونه هم تو زرمات سوئیس
یا همچین جایی نداشتش</i>

00:05:47.816 --> 00:05:49.485
‫<i>ولی آدم بدردبخوری بودش</i>

00:05:49.486 --> 00:05:51.756
‫<i>آدم بدردبخورد بودن، خیلی براش
تا حالا جواب داده بود</i>

00:05:51.757 --> 00:05:53.627
‫<i>ولی، یه ماه بعدش...</i>

00:05:53.628 --> 00:05:55.931
واقعاً حس می‌کنم دیگه
دارم وقتم رو تلف می‌کنم

00:05:55.932 --> 00:05:57.367
‫چرا دوباره...

00:05:57.368 --> 00:05:58.803
‫نه. من وسط...

00:05:58.804 --> 00:06:00.072
‫سلام

00:06:00.073 --> 00:06:03.413
آم، باید قطع کنم، جو

00:06:03.414 --> 00:06:05.074
هر وقت معلوم شد که چی
می‌خوای بگی دوباره زنگ بزن

00:06:05.885 --> 00:06:07.555
آه، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:06:07.556 --> 00:06:09.324
باید خودم ازت تشکر می‌کردم

00:06:09.325 --> 00:06:11.361
!ای‌بابا! اصلاً به این چیزها نیازی نبود

00:06:11.362 --> 00:06:13.466
‫شوخی می‌کنی؟ به اون
بچه کمک کردی که تو حرفه‌اش

00:06:13.467 --> 00:06:15.771
ره صد ساله رو یه شبه بره

00:06:15.772 --> 00:06:18.643
علی‌رغم اینکه موجب
نومیدی والدینش شد

00:06:18.644 --> 00:06:20.814
تو فوق‌العاده‌ای
بی رو در وایستی

00:06:20.815 --> 00:06:23.653
‫من افراد کمی رو می‌شناسم که
‫بتونند هچنین کاری رو بکنند

00:06:23.654 --> 00:06:26.559
ولی به ندرت همچنین
‫کارایی رو از کسی می‌بینم

00:06:26.560 --> 00:06:28.028
خب، توبی همیشه میگه اگر دوا درمون‌ها هم

00:06:28.029 --> 00:06:30.099
مثل این دفتر من کارشون رو خوب انجام می‌دادن

00:06:30.100 --> 00:06:31.870
«دکتر‌ها می‌تونستن دوباره دکتری کنن»

00:06:31.871 --> 00:06:33.573
‫هه. موافقم

00:06:33.574 --> 00:06:36.378
‫می‌دونی، دکترها
‫قهرمانای واقعی هستن

00:06:36.379 --> 00:06:38.617
‫آره

00:06:38.618 --> 00:06:40.587
‫ام، بیا بشین

00:06:40.588 --> 00:06:41.756
‫هوم!

00:06:42.692 --> 00:06:45.831
‫واو. این منظره رو ببین

00:06:45.832 --> 00:06:47.668
همین الان یه ایده‌ای به ذهنم زدش

00:06:47.669 --> 00:06:50.774
‫ما در تلاشیم تا دکتری رو پیدا کنیم که اداره
واحد جدید شاهدانه‌مون رو به عهده بگیره

00:06:50.775 --> 00:06:52.711
تو یه کار بزرگی رو برام انجام دادی

00:06:52.712 --> 00:06:55.918
‫من می‌تونم توبی رو به
‫راحتی به سر هرم برسونمش

00:06:55.919 --> 00:06:57.488
‫توبی؟

00:06:57.489 --> 00:06:58.723
حقوقش شش رقمیه، بعلاوه پاداش

00:06:58.724 --> 00:07:01.462
کلیدهای یه خونه ویلایی ناز رو هم بهتون میدن

00:07:01.463 --> 00:07:03.967
‫عه، آم، چه‌بدونم

00:07:03.968 --> 00:07:05.971
‫اوم، باید از خودش بپرسی

00:07:05.972 --> 00:07:09.745
خیلی گیر داده به این «ماسک
بیهوشی» نمی‌دونم چی‌چی

00:07:09.746 --> 00:07:11.482
به احتمال زیاد بله نگه

00:07:11.483 --> 00:07:13.620
به هر حال ازش می‌پرسم

00:07:15.625 --> 00:07:18.162
‫هی، تو...
دیگه کارت برای امروز تمومه نه؟

00:07:18.163 --> 00:07:20.066
‫می‌خوای یه نوشیدنی بزنی به بدن؟

00:07:20.067 --> 00:07:22.972
‫<i>به نظرتون عجیب بودش که
شوهر دوستش و همکار شوهرش</i>

00:07:22.973 --> 00:07:24.140
‫<i>تو دفترش بود؟</i>

00:07:24.141 --> 00:07:28.182
‫ام... نمی‌تونم

00:07:28.183 --> 00:07:31.623
‫من... من خیلی کار عقب افتاده دارم اینجا

00:07:31.624 --> 00:07:33.727
‫<i>عجیب بود که می‌خواست
باهاش بیرون بره؟</i>

00:07:33.728 --> 00:07:35.464
باید سر ساعت خاصی خونه باشی؟

00:07:35.465 --> 00:07:36.499
‫<i>آره</i>

00:07:36.500 --> 00:07:37.601
‫خوب، مسخره‌ست، ولی...

00:07:37.602 --> 00:07:40.139
‫<i> - بله، بود </i>
‫- آره

00:07:40.140 --> 00:07:41.943
‫<i>ریچل شش سال قبل با میریام راثبرگ  </i>

00:07:41.944 --> 00:07:43.913
‫<i>تو کلاس «مامانی و من» آشنا شده بودش</i>

00:07:43.914 --> 00:07:46.953
‫<i>پس از یه عمر دوستی‌های
سطحی که هرگز دوم نمی‌آوردن</i>

00:07:46.954 --> 00:07:49.090
‫<i>ریچل مصمم بود که خونسردیش رو حفظ کنه </i>

00:07:49.091 --> 00:07:50.961
‫<i>تا دیگه بوی تعفن استیصالش </i>

00:07:50.962 --> 00:07:52.631
‫<i>برای دوست پیدا کردن قابل تشخیص نباشه</i>

00:07:52.632 --> 00:07:54.167
اون باید نامزد دریافت جایزه می‌شدش

00:07:54.168 --> 00:07:55.737
‫سم میگه که از
‫صداش خوشش نمیاد

00:07:55.738 --> 00:07:57.206
ولی، خب،‌حتماً باید از صدای طرف خوشت بیاد؟

00:07:57.207 --> 00:07:58.910
!خدایی

00:07:58.911 --> 00:08:00.179
ما با جت شخصی اون‌ها

00:08:00.180 --> 00:08:01.949
...پاییز اون سال به مراسم خیریه تنسی رفتیم

00:08:01.950 --> 00:08:03.987
‫<i>میریام اطلاعات همه مهد کودک‌ها رو داشتش</i>

00:08:03.988 --> 00:08:06.224
‫<i>از اوناش بود که سر خیابون
وای‌میستاد و شماره‌ش رو بهتون می‌داد</i>

00:08:06.225 --> 00:08:08.195
‫<i>اون تو همه‌نوع هیئت مدیره‌ای حضور داشتش</i>

00:08:08.196 --> 00:08:11.436
‫<i>ثروت خونوادگی‌اش هم از یه شرکت
‫داروسازی نچندان درست‌کار بدست می‌اومد</i>

00:08:11.437 --> 00:08:13.573
‫<i>خیلی دست به شکایت‌شون خوبه
برای همین اسم‌شون رو نمیگم</i>

00:08:13.574 --> 00:08:15.076
‫خب می‌خواستم بفرستمش
به اسپنس، چون که

00:08:15.077 --> 00:08:17.146
خودمم اونجا رفتم، ولی بعدش
یه پسر هم زاییدم

00:08:17.147 --> 00:08:19.184
و می‌خوام که به یه مدسه برن

00:08:19.185 --> 00:08:22.658
پس گفتم شاید مدرسه
لویس فرانسیس، جای خوبی باشه؟

00:08:22.659 --> 00:08:24.795
‫<i>میریام اونقدر تو این کارش ماهر بود که</i>

00:08:24.796 --> 00:08:26.599
‫<i>اپلای کردن برای مدارس خصوصی</i>

00:08:26.600 --> 00:08:28.202
‫<i>براش فقط یه تشریفات محسوب می‌شد</i>

00:08:28.203 --> 00:08:30.039
‫الان مشغول چه کاری هستی؟

00:08:30.040 --> 00:08:32.678
‫باید برگردم سر کار

00:08:33.981 --> 00:08:36.953
یه آژانس دارم. من یه ایجنت هستم
یه ایجنت تئاتر

00:08:36.954 --> 00:08:38.623
‫چی؟!

00:08:38.624 --> 00:08:41.028
‫این خیلی جالب‌انگیزه!
‫بازیگرا، نویسندها، ایجنت اینایی؟

00:08:41.029 --> 00:08:43.500
‫عه، همه کس، آره
‫من نماینده تیم‌

00:08:43.501 --> 00:08:45.737
...لیندنبلت، سیلبرمن و وادلر  -
باشه -

00:08:45.738 --> 00:08:46.939
از نمایشنامه «کمپ‌های اینجا» هستم

00:08:46.940 --> 00:08:48.810
‫و همینطور لونبرگ، خواننده‌ـه

00:08:48.811 --> 00:08:50.814
آلخاندرو لوپز رو یادته؟ -
یادم می‌ندازی؟ -

00:08:50.815 --> 00:08:52.551
‫<i>از نمایش مونولوگ «حق رای»؟</i>

00:08:52.552 --> 00:08:55.524
‫آره! درسته! در حال حاضر
‫مشغول چه کاریه؟ من عاشق تئاترم

00:08:55.525 --> 00:08:57.828
‫بله، نه، اون، آم...
داره روی چیزی کار می‌کنه

00:08:57.829 --> 00:09:01.636
کاره خیلی محشریه
نباید بیشتر از این بگم

00:09:01.637 --> 00:09:03.807
‫خدایا، دلم می‌خواد بیخیال کارهام بشم و

00:09:03.808 --> 00:09:05.577
برم و چیزی رو ببینم

00:09:05.578 --> 00:09:06.946
‫با من بیا

00:09:07.515 --> 00:09:09.618
‫خب... باید برگردم سر کار

00:09:09.619 --> 00:09:11.723
‫آژانس... هر روز کار می‌کنی؟

00:09:11.724 --> 00:09:13.292
آره
هر روز کار می‌کنم

00:09:13.293 --> 00:09:15.931
‫و وقتی رو هم که مشغول کار نیستم
...صرف بچه‌هام میشه، پس

00:09:15.932 --> 00:09:17.166
لازمه یه کمم برای خودت وقت بذاری

00:09:17.167 --> 00:09:18.837
‫آره

00:09:18.838 --> 00:09:20.907
‫می‌دونی، توی یه هواپیمای در حال سقوط

00:09:20.908 --> 00:09:22.611
قبل از اینکه ماسک اکسیژن بچه‌هات رو بذاری

00:09:22.612 --> 00:09:24.682
ماسک خودت رو می‌ذاری

00:09:24.683 --> 00:09:28.155
‫پس... امروز به خودمون یه حالی میدیم یا نه؟

00:09:30.761 --> 00:09:32.831
‫می‌تونم همین الان
‫برامون بلیط بگیرم

00:09:32.832 --> 00:09:35.035
‫به هر نمایشی که بخوای
عه، آره، بیایید حال کنیم

00:09:35.036 --> 00:09:36.572
ایول -
آره -

00:09:36.573 --> 00:09:37.808
آه، فقط بذار چندتا چیز رو راست و ریست کنم

00:09:37.809 --> 00:09:39.545
‫باشه. عالیه
منم به خونه میرم و لباسم رو عوض می‌کنم

00:09:39.546 --> 00:09:41.148
باشه -
!ایول -

00:09:41.149 --> 00:09:44.053
‫<i>و ناگهان ریچل و
‫میریام با هم دوست شدن</i>

00:09:44.054 --> 00:09:47.093
‫خوبه و خودمون رو بلند می‌کنیم
‫نذارید که دنبالچه‌تون بالا بیاد

00:09:47.094 --> 00:09:50.634
‫<i>و بعش دوستای میریام به
‫دوستای ریچل تبدیل شدن</i>

00:09:50.635 --> 00:09:52.538
با هم دیگه بکشید

00:09:52.539 --> 00:09:55.811
‫سه بار دیگه
و کامل باز کنید پاهاتون رو

00:09:55.812 --> 00:09:58.984
‫<i>ریچل عملاً وارد یه گنگ از
زنای کلاس‌بالای شهر شده بود</i>

00:10:00.320 --> 00:10:02.056
‫<i>و این هم دومین کار تمام وقتش شده بود</i>

00:10:02.057 --> 00:10:04.395
‫<i>ولی مایل بود که ادامه‌ش بده</i>

00:10:08.269 --> 00:10:10.005
‫<i>مادرش فوت کرده بود و مادربزرگش هم</i>

00:10:10.006 --> 00:10:12.110
‫ <i>ریچل رو به یه مدرسه ‫شیک
و پیک کاتولیک فرستاده بودش</i>

00:10:12.111 --> 00:10:14.648
‫<i>با اینکه فقیر بودند
‫و مادرش هم یهودی بود</i>

00:10:14.649 --> 00:10:16.284
‫ <i>همه اونجا اسمشون کاترین بودش</i>
(از اسامی رایج مذهب مسیحیت)

00:10:16.285 --> 00:10:18.021
‫<i>و همه کلاسای تنیس شرکت می‌کردند و
‫به نظر می‌رسید که همه‌شون</i>

00:10:18.022 --> 00:10:20.660
‫<i>هم دیگه رو از تفرجگاه‌های ننتاکت
یا سنت موریتز می‌شناختن</i>

00:10:20.661 --> 00:10:23.766
‫<i>ریچل، فهمیده بود که مسئله بی‌پولی
‫و یا محل زندگی‌ش نیست که</i>

00:10:23.767 --> 00:10:25.236
‫<i>اون رو به یه بیگانه تبدیل کرده بودش </i>

00:10:25.237 --> 00:10:27.273
‫<i>بلکه محل زندگی نامناسب و ‌بی‌پول‌ش بود که</i>

00:10:27.274 --> 00:10:30.179
‫<i>باعث به وجود اومدن حس
بیگانگی‌ش در اون شده بود</i>

00:10:30.180 --> 00:10:33.051
‫<i>ولی همچنین
‫دنیا پرستی هم یه نوع زبونه</i>

00:10:33.052 --> 00:10:35.189
‫<i>یا از وقتی که به دنیا
...میایید حرف زدنش رو یاد می‌گیرید</i>

00:10:35.190 --> 00:10:38.863
‫<i>یا هم که همیشه با لهجه حرف می‌زنید </i>

00:10:38.864 --> 00:10:41.335
‫<i>ولی بعدش...  با توبی آشنا شدش</i>

00:10:44.776 --> 00:10:46.779
خب، تو فکرش بودم که شاید الان

00:10:46.780 --> 00:10:47.981
وقت مناسبی برای
بوسیدن هم دیگه باشه؟

00:10:47.982 --> 00:10:49.919
‫آره؟ می‌خوای...

00:10:51.322 --> 00:10:53.860
‫<i>توبی نمی‌تونست لهجه اونو بشنوه</i>

00:11:01.141 --> 00:11:04.013
خب، خونوادت اهل
‫کجا هستند، ریچل؟

00:11:04.014 --> 00:11:05.249
‫ما اهل بالتیمور هستیم

00:11:05.250 --> 00:11:06.819
ولی من فک و فامیل زیادی ندارم

00:11:06.820 --> 00:11:08.388
‫مادرم وقتی بچه بودم فوت کردش

00:11:08.389 --> 00:11:11.061
آم، از سرطان
و خودشم یه مادر مجرد بودش

00:11:11.062 --> 00:11:13.398
چه غمناک
کی بزرگت کرد؟

00:11:13.399 --> 00:11:14.869
‫مادربزرگم

00:11:14.870 --> 00:11:16.104
‫اوه!  چه سهمناک

00:11:16.105 --> 00:11:17.875
نه، اشکالی نداره -
نه -

00:11:17.876 --> 00:11:19.110
از دست دادن مادر سن و سال نمی‌شناسه

00:11:19.111 --> 00:11:20.780
‫منم پارسال مادرم رو از دست دادم

00:11:20.781 --> 00:11:24.287
این همه سال کنارم بودش
ولی هنوز هم احساس می‌کنم یتیمم

00:11:26.258 --> 00:11:27.861
‫متاسفم

00:11:30.901 --> 00:11:33.840
‫می‌دونی، آه، باور نمی‌کنی
‫که امروز به کی برخورد کردم

00:11:33.841 --> 00:11:35.309
‫- کی؟
‫- استو

00:11:35.310 --> 00:11:37.079
‫- کدوم استو؟
‫- استو و جسیکا

00:11:37.080 --> 00:11:38.983
‫استو و جسیکا؟!  وای نه!

00:11:38.984 --> 00:11:41.756
‫<i>ریچل مدت‌ها بود که
‫به خودش تسلی خاطر می‌داد</i>

00:11:41.757 --> 00:11:43.292
‫<i>آم، دستشوی شما کجاست؟</i>

00:11:43.293 --> 00:11:45.396
‫از اونطرفه، عزیزم

00:11:45.397 --> 00:11:48.469
‫<i>باید درک کنید که...
‫ریچل هیچ وقت خونواده‌ای نداشت</i>

00:11:49.773 --> 00:11:51.475
حالت خوبه؟

00:11:57.855 --> 00:11:59.758
آره خوبم

00:11:59.759 --> 00:12:01.061
خیلی خوبی ها -
اره، اینش رو میدونم -

00:12:01.062 --> 00:12:02.831
آره. تو هم خوبی. تو هم خوبی

00:12:02.832 --> 00:12:04.334
‫نه. باشه

00:12:04.335 --> 00:12:05.871
صبرکن -
باشه -

00:12:05.872 --> 00:12:07.039
نه. باید از اون سرش میاوردیم
اینجوری غلطه -

00:12:07.040 --> 00:12:08.242
نه، نه، نه -
اشتباهی آوردیم -

00:12:08.243 --> 00:12:10.714
‫این از چیزی که به نظر میرسه سنگین‌تر‌ـه ها
!خیلی‌خب

00:12:10.715 --> 00:12:14.521
از این به بعد تو زندگی
هم باید از این مسیر پیروی کرد

00:12:16.827 --> 00:12:19.230
‫<i>واقعیت داشت تو این رابطه عالی بودش</i>

00:12:21.302 --> 00:12:23.305
‫<i>و بعدش دیگه نبودش</i>

00:12:23.306 --> 00:12:25.710
‫نمیدونم.  اگر پیشرفتی
‫نمی‌کنی، اگه من بودم
(باز شدن دهانه رهم برای خارج شدن بجه)

00:12:25.711 --> 00:12:27.179
با دکتر راجع به قطع روند

00:12:27.180 --> 00:12:28.750
این زایمان طبیعی حرف می‌زدم، نه؟

00:12:28.751 --> 00:12:30.152
‫نه، به نظرم باید
...یه لحظه وقت بگذاریم و

00:12:30.153 --> 00:12:31.354
خوب فکرامون رو بکنیم، نه؟

00:12:31.355 --> 00:12:32.958
‫بهش بگو تو بیمارستان می‌مونی

00:12:32.959 --> 00:12:35.363
بهش بگو هرکاری که میگه رو انجام میدید

00:12:37.769 --> 00:12:40.072
‫- سلام علیکم!
‫- شنیدیم اینجا بودید!

00:12:40.073 --> 00:12:41.308
دورشون کن از اینجا

00:12:41.309 --> 00:12:44.213
‫آره. سلام بچه‌ها
هی. باهام بیایید

00:12:44.214 --> 00:12:45.851
‫آره

00:12:50.995 --> 00:12:54.200
آم، از دکتر گلدبرگ خبری نشد؟

00:12:54.201 --> 00:12:56.271
بهت که گفتم
من جاش اومدم

00:12:56.272 --> 00:13:00.145
‫من قبلاً حداقل پنج یا شش
‫بار این کار رو انجام دادم

00:13:00.146 --> 00:13:03.519
‫باشه. من... ام...

00:13:03.520 --> 00:13:07.461
‫شوهر من...
...ام، قراره، ام

00:13:07.462 --> 00:13:09.765
‫به نظر شما شاید بهتره که بیخیال
‫زایمان طبیعی بشیم؟

00:13:09.766 --> 00:13:11.268
‫چون...
...فشار خون من

00:13:11.269 --> 00:13:13.473
‫الان پایین‌تره، پیشرفتی هم دیگه ندارم

00:13:13.474 --> 00:13:15.944
از مصرف استادول هم دیگه خسته شدم
(از داروهای مسکن برای تحمل درد زایمان)

00:13:15.945 --> 00:13:18.348
آم، دیشب باعث شد که
‫تموم شب هذیان ببینم

00:13:18.349 --> 00:13:20.252
هنوزم دلم نمی‌خواد که بی‌حسی اپیدورالی داشته باشم
(بی‌حسی از طریق نخاع)

00:13:20.253 --> 00:13:22.791
بیا اول ببینیم این پایین چه خبره

00:13:22.792 --> 00:13:26.967
و اگه هنوز پیشرفتی
نداشتی،‌ صحبت می‌کنیم

00:13:31.075 --> 00:13:34.448
!آخ! آخ! آخ! آخ

00:13:34.449 --> 00:13:37.153
...این... این قراره اینقدر درد داشته باشه

00:13:37.154 --> 00:13:39.223
!آخ

00:13:39.224 --> 00:13:40.960
این یه معاینه نیستش

00:13:40.961 --> 00:13:42.864
‫اینجا یه‌کم نشتی داری

00:13:42.865 --> 00:13:44.133
!آخ! آخ -
قلاب رو واسم بیار -

00:13:44.134 --> 00:13:45.971
‫داره چیکار می‌کنه؟!
داری چیکار می‌کنی؟

00:13:49.078 --> 00:13:52.249
!آخ! آخ! لعنتی

00:13:52.250 --> 00:13:56.291
‫لعنتی داری با من چیکار می‌کنی؟!
!بس کن

00:13:56.292 --> 00:13:58.228
‫هی، هی، هی!
اینجا چه خبره؟

00:13:58.229 --> 00:14:01.168
‫بس کن!

00:14:12.323 --> 00:14:13.926
تیغ جراحی

00:14:22.511 --> 00:14:25.550
‫<i>اونجا خوابیده بود، کاملاً فلج...
‫به معنای واقعی کلمه فلج بود...</i>

00:14:25.551 --> 00:14:28.456
‫<i>جوری دست و پاش رو باز کرده بودن
که انگار، به صلیب کشیده شده بود</i>

00:14:28.457 --> 00:14:30.493
‫<i>همه احساستش بهش می‌گفتن که پاشه و در بره</i>

00:14:30.494 --> 00:14:32.464
‫<i>تا از دست اینا فرار کنه</i>

00:14:32.465 --> 00:14:34.401
‫<i>ولی نمی‌تونست</i>

00:14:34.402 --> 00:14:38.509
‫<i>هر قدرتی که فکر می‌کرد
داره، ناگهان ناپدید شدش</i>

00:14:38.510 --> 00:14:41.247
‫داری عالی پیش میری، باشه؟

00:14:57.548 --> 00:14:59.685
دیگه چیزی نمونده

00:15:10.206 --> 00:15:11.876
!خدای من
!یه... یه دختره

00:15:11.877 --> 00:15:13.713
‫ریچل!  ریچل، یه دختره!

00:15:15.617 --> 00:15:18.121
‫<i>بدترین روز زندگی‌ش بود</i>

00:15:28.309 --> 00:15:31.281
‫به نظرم بهتره بچه رو بغل کنی

00:15:31.282 --> 00:15:33.453
‫هنوز پاهام رو حس نمی‌کنم
امن نیستش

00:15:33.454 --> 00:15:35.524
‫اگر مجبور شدم بدوئم چی؟

00:15:40.333 --> 00:15:41.969
‫باشه

00:15:43.974 --> 00:15:45.209
یدش به من

00:15:45.210 --> 00:15:47.948
می‌خوای بری پیش مامانی؟

00:15:47.949 --> 00:15:51.321
‫باشه
چشم عزیزم

00:15:51.322 --> 00:15:53.158
‫باشه. اینم مامانت

00:15:55.964 --> 00:15:57.399
‫<i>ریچل بهش نگاه کرد و فهمید</i>

00:15:57.400 --> 00:15:59.739
‫<i>که بچه هم می‌دونست
اون تو فکر چیه </i>

00:16:01.977 --> 00:16:04.715
‫<i>می‌دونست...
که هرگز ریچل رو نمی‌بخشه</i>

00:16:15.069 --> 00:16:18.208
‫<i>این آغاز دوران مادری ریچل بودش</i>

00:16:29.465 --> 00:16:32.303
‫می‌تونی بری. من خوبم. جدی میگم

00:17:27.080 --> 00:17:29.484
سلام

00:17:29.485 --> 00:17:31.254
‫چطور... روزت چطور بود؟

00:17:45.216 --> 00:17:47.353
‫هی، من ...
من بهت نمیگم که چیکار کنی

00:17:47.354 --> 00:17:49.591
...ولی به نظرم باید -
من پیش یه روانشناس نمیرم -

00:17:49.592 --> 00:17:51.830
‫با یکی حرف بزنی... باشه

00:17:53.734 --> 00:17:56.639
‫من...غمگین نیستم

00:17:56.640 --> 00:18:00.178
‫فقط... حس می‌کنم دارم دیوونه میشم

00:18:00.179 --> 00:18:02.216
‫مثل ماشینی هستم که تو دنده گیر کرده

00:18:02.217 --> 00:18:04.588
ولی اینکه بدونم یه ماشینم که
دنده‌م گیر کرده هم بهم کمکی نمی‌کنه

00:18:04.589 --> 00:18:06.725
...دیدی؟ من
دیوونه شدم

00:18:06.726 --> 00:18:09.130
آره، کار راونشناس‌ها
سر و کله زدن با دیوونه‌هاست

00:18:09.131 --> 00:18:10.466
‫و روانپزشک‌ها هم همینطور

00:18:10.467 --> 00:18:13.439
‫این، یه‌جورایی...
یه‌جورایی اصلاً هدف کارشون اینه

00:18:13.440 --> 00:18:15.208
‫اون چیه؟

00:18:15.209 --> 00:18:17.313
...عه، آره، یکی، آه

00:18:17.314 --> 00:18:20.152
‫یکی از آژانس این‌ها رو تحویل داد و رفت

00:18:35.149 --> 00:18:36.552
‫اینا خیلی عجیبن

00:18:36.553 --> 00:18:38.489
‫خوشحالم که همین الانش هم دارن

00:18:38.490 --> 00:18:40.560
دخترمون رو برای کشتی گرفتن آماده می‌کنن

00:18:45.269 --> 00:18:47.373
هی، بیخیال
چطوره که دوباره

00:18:47.374 --> 00:18:49.076
به یکی از دوستات سر بزنی؟

00:18:49.077 --> 00:18:50.647
‫همه‌شون دارن کار می‌کنن

00:18:50.648 --> 00:18:52.784
اون‌ها دوستات نیستند
اون‌ها همکارات هستند

00:18:52.785 --> 00:18:54.788
اون زن‌های کلاس یوگای قبل زایمان چی؟

00:18:54.789 --> 00:18:57.359
ازشون خوشت میاد نه؟
چرا نمیری با اون‌ها وقت بگذرونی؟

00:18:57.360 --> 00:18:59.330
‫باهاشون یه قهوه‌ای بخوری

00:19:07.581 --> 00:19:11.387
منم هانا رو با خودم می‌برم
واسه هواخوری، باشه؟

00:19:11.388 --> 00:19:13.391
‫<i>ریچل، کلاس یوگای قبل
از زایمان هم رفته بودش</i>

00:19:13.392 --> 00:19:16.532
‫<i>و همه زن‌های اون کلاس هم
از طریق ایمیل با هم دیگه در ارتباط بودن</i>

00:19:16.533 --> 00:19:18.769
‫<i>این‌ها دوست‌هاش محسوب میشن دیگه، نه؟</i>

00:19:43.185 --> 00:19:45.857
‫<i>کلی توی ایمیل‌هایی که
فرستاده بودن، دنبال زایمان‌هایی می‌گشت</i>

00:19:45.858 --> 00:19:48.863
‫<i>تا ببینه اون‌ها هم بلایایی
که سرش اومده بود رو تجربه کردن یا نه</i>

00:19:48.864 --> 00:19:50.767
‫<i>اما نتونست چیزی پیدا کنه</i>

00:19:50.768 --> 00:19:53.706
‫<i>اون‌ها با هم دیگه به شوخی می‌گفتن
که واژن‌شون دیگه باید به حالت عادی برگرده</i>

00:19:53.707 --> 00:19:56.144
‫<i>سینه‌هاشون باید به
حالت عادی‌شون برگرده</i>

00:19:56.145 --> 00:19:58.382
‫<i>و اینکه اصلاً شکمی که
آورده بودن، آب میشه؟</i>

00:19:59.719 --> 00:20:01.790
‫<i>«نمیشه
«ما الان تو همپتونیم</i>

00:20:03.225 --> 00:20:04.628
‫<i>«ما در حال تمرین خواب هستیم</i>

00:20:04.629 --> 00:20:06.966
‫<i> نمی‌تونم جایی برم
‫ایموجی خواب»</i>

00:20:09.204 --> 00:20:10.840
‫<i>عبارت «به حالت عادی برگشتن»</i>

00:20:10.841 --> 00:20:14.481
‫<i>انگار تنها هدف اصلی‌ش
مسخره کردن اون بود‌ش</i>

00:20:14.482 --> 00:20:16.885
‫<i>هیچ حالت عادی‌ای برای اون وجود نداشتش</i>

00:20:16.886 --> 00:20:18.789
‫<i>هیچ برگشتی براش ممکن نبود</i>

00:20:18.790 --> 00:20:20.760
‫ریچل‌ـه

00:20:20.761 --> 00:20:22.597
‫سلام. تازه از همپتون برگشتیم

00:20:22.598 --> 00:20:25.636
...راستی. خب، باید
‫باید یه دورهمی راه بندازیم

00:20:25.637 --> 00:20:27.239
براش وقت جور می‌کنیم

00:20:27.240 --> 00:20:29.645
از وقتی به دنیا اومده
اوضاع خیلی بهم ریخته‌ست

00:20:36.258 --> 00:20:37.761
‫خب، من... من... بعداً می‌بینمتون

00:20:37.762 --> 00:20:39.731
‫باشه. خداحافظ

00:20:45.719 --> 00:20:48.257
‫<i>طرد شدنش تقریباً اونو از پا درآوردش</i>

00:20:57.443 --> 00:20:59.246
‫<i>بعدازظهرها قبل اینکه توبی بیاد</i>

00:20:59.247 --> 00:21:01.817
‫<i>می‌تونست، یه یک ساعتی
که هانا خواب بودش، لذت ببره</i>

00:21:08.031 --> 00:21:09.967
‫<i> به این یه ساعت، «زمانی برای خودم» می‌گقتش</i>

00:21:18.285 --> 00:21:20.088
‫<i>ولی خودش رو مسخره کرده بود</i>

00:21:22.426 --> 00:21:23.861
‫خرابش کردم

00:21:23.862 --> 00:21:26.033
‫نه نه. همچین حرفی نزن
‫این طبیعی‌ـه

00:21:26.034 --> 00:21:28.271
‫خیلی از مادرها این چیزها
رو از سر می‌گذرونن، عزیزم

00:21:49.948 --> 00:21:52.768
‫لطفاً بیایید داخل
خوش اومدی عزیزم

00:22:08.953 --> 00:22:14.330
‫مدام سعی می‌کردم به مادرم
‫توضیحش دهم، اما نمی‌تونستم

00:22:14.331 --> 00:22:17.202
‫<i> می‌دونست که بهش
تجاوز نشده، اما وقتی علایمش رو دید</i>

00:22:17.203 --> 00:22:19.340
‫<i>می‌دونست که داخل اون اتاق افرادی هستند که</i>

00:22:19.341 --> 00:22:21.077
‫<i>درک می‌کنن اون چه بلاهایی رو از سر گذرونده</i>

00:22:21.078 --> 00:22:23.247
‫<i>اونم خیلی خیلی بهتر از گروه حمایتی زنایی که</i>

00:22:23.248 --> 00:22:24.850
‫<i>افسردگی بعد از زایمان گرفتن</i>

00:22:24.851 --> 00:22:27.289
دوست داری چیزی رو با
گروهمون به اشتراک بذاری؟

00:23:00.422 --> 00:23:02.393
چیزیت نیست

00:23:14.885 --> 00:23:16.220
‫اشکالی نداره

00:23:24.170 --> 00:23:25.939
درک می‌کنیم

00:23:33.188 --> 00:23:35.225
‫سلام. چطور بودش؟

00:23:35.226 --> 00:23:37.396
بدک نبود
خوب بودش

00:23:37.397 --> 00:23:40.468
‫می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

00:23:40.469 --> 00:23:42.606
‫دیگه فک‌م از حرف زدن خسته شده

00:23:44.912 --> 00:23:46.947
بالاخره، زنم به خودش اومد

00:23:57.103 --> 00:24:00.742
‫<i>برای مدتی به نظر می‌رسید که
دنیا دوباره داره بهش میخنده</i>

00:24:14.337 --> 00:24:17.276
‫<i>اما یه روز که در راه رفتن به گروهش بود...</i>

00:24:35.045 --> 00:24:38.518
‫<i>چهار طبقه با مردی که می‌خواست بهش بگه
ببین، باهام چیکار کردی»</i>

00:24:38.519 --> 00:24:41.524
‫<i>ببین چه بلایی سر یه آدم
کاملاً خوب آوردی!»، داشت</i>

00:24:48.605 --> 00:24:50.775
‫<i>اما چیزی نگفت</i>

00:24:52.146 --> 00:24:54.049
‫<i>واقعاً در ریچل چی دیده بود که</i>

00:24:54.050 --> 00:24:57.456
‫<i>باعث شده فکر کنه می‌تونه
همچون دردی رو تحمل کنه؟</i>

00:25:04.137 --> 00:25:06.340
‫<i>چطور تونست بهش
...نگاه کنه... و دستش رو ببره توش</i>

00:25:06.341 --> 00:25:09.514
‫<i>و با خودش بگه «بالاخره، یکی رو
«پیدا کردم که بتونم شکنجه‌ش کنم؟</i>

00:25:30.256 --> 00:25:32.392
‫<i>ریچل یه قربانی نبود!</i>

00:25:35.299 --> 00:25:38.237
‫<i>اون ریچل فاکینگ فلایشمن بودش!</i>

00:26:01.751 --> 00:26:03.688
اندازه‌ته، مادرجنده

00:26:18.818 --> 00:26:21.157
خیلی نازه

00:26:23.161 --> 00:26:25.198
خب کی برمی‌گردی؟

00:26:25.199 --> 00:26:26.800
جالبه که پرسیدی

00:26:26.801 --> 00:26:30.108
می‌خوام در همین مورد باهات حرف بزنم

00:26:30.109 --> 00:26:31.510
یادته موقعی که دیدتم می‌خواستی

00:26:31.511 --> 00:26:34.416
هشتمین موزیکال ویلسون رو انجام بدی؟

00:26:36.421 --> 00:26:38.424
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن بهش بردارم

00:26:42.333 --> 00:26:44.536
که اینطور

00:26:44.537 --> 00:26:47.809
تو یه بار آشغال، و خیلی دورتر از تئاتر

00:26:47.810 --> 00:26:52.319
یه جلسه محرمانه بدون دستیارها

00:26:52.320 --> 00:26:55.659
‫ریچل فلایشمن، داری از آلفوز میری؟

00:26:56.861 --> 00:26:59.333
‫مت بدجور قراره خودش رو خراب کنه

00:26:59.334 --> 00:27:02.472
‫تو استعداد خیلی زیاد و
‫دید منحصر به فردی داری

00:27:02.473 --> 00:27:05.278
و دارن ازت بعنوان نویسنده
برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌کنن

00:27:05.279 --> 00:27:07.048
پول خوبی توشه

00:27:07.049 --> 00:27:09.353
برای شرکتی که طماع نیست، آره پول خوبی توشه

00:27:09.354 --> 00:27:12.325
اگه یه کار خوب داشته باشی
پول توی اونه

00:27:12.326 --> 00:27:15.432
ولی بقیه باید باور کنن که تو کارت خوبه

00:27:21.210 --> 00:27:22.879
‫<i>و میدونید چیه؟</i>

00:27:26.332 --> 00:27:27.399
[اولین رئیس‌جمهور زن]

00:27:27.423 --> 00:27:29.259
‫<i>حق با اون بود</i>

00:27:35.205 --> 00:27:36.507
‫<i>هر روز یه تقاضای جدید وجود داشت</i>

00:27:36.508 --> 00:27:39.546
‫<i> - یه مشتری جدید، یه دستیار جدید </i>
ببخشید -

00:27:39.547 --> 00:27:41.684
‫اگر به حرفام دقت می‌کردی
نیازی ‫به عذرخواهی نداشتی

00:27:41.685 --> 00:27:43.854
‫<i>یه نفر باید آموزش می‌دید یا
‫اخراج می‌شد یا جذب می‌شد</i>

00:27:43.855 --> 00:27:45.525
‫<i>یا که باید تو بخش توانبخشی ملاقات می‌شد</i>

00:27:45.526 --> 00:27:47.228
‫<i>تمام اینکارها توجهش رو
به خودشون جلب می‌کردن</i>

00:27:47.229 --> 00:27:48.731
‫<i>تا وقتی که بالاخره پاش رسید خونه...</i>

00:27:48.732 --> 00:27:50.468
‫سلام خوشتیپه

00:27:50.469 --> 00:27:52.238
‫فکر کردم ساعت 7 خونه باشی

00:27:52.239 --> 00:27:53.607
عه، کارم زیاد بودش

00:27:53.608 --> 00:27:56.347
‫آره، خب، امروز جوابم زنگم رو ندادی

00:27:56.348 --> 00:27:58.684
خدای من، حتی نمیدونم
امروز چه روزیه

00:27:58.685 --> 00:28:01.156
‫متاسفم
چه روزی بود؟

00:28:01.157 --> 00:28:04.196
روز فصح
(از عیاد سه‌گانه یهودیان، که هفت روز طول می‌کشد)

00:28:04.197 --> 00:28:07.168
عه، خب، می‌تونستی
‫به سیمون زنگ بزنی

00:28:07.169 --> 00:28:09.406
نباید از طریق دستیار
‫با همسرم تماس بگیرم

00:28:09.407 --> 00:28:12.379
اون برنامه‌م رو تنظیم کرده بود
به خدا،‌ توبی

00:28:12.380 --> 00:28:14.182
باشه، خب، ولی تو لازم نیست
به یه پرستار زنگ بزنی

00:28:14.183 --> 00:28:15.919
تا منو بهت وصل کنه

00:28:18.926 --> 00:28:20.395
‫خب؟

00:28:22.533 --> 00:28:24.336
‫نمی‌تونیم تمام
‫هفته خونه پدرت باشیم

00:28:24.337 --> 00:28:28.310
کلی پیش نمایش‌ دارم که باید بررسی کنم شاید
بتونیم برای سیدرز بریم اونجا؟
(روز آغازین عید فصح)

00:28:28.311 --> 00:28:30.148
شدی مثل پدرهای دهه 1950
میای خونه

00:28:30.149 --> 00:28:32.218
بچه‌ها رو می‌بوسی و بعدش دوباره میری

00:28:32.219 --> 00:28:33.721
این دیگه چه تمثیلی بودش؟

00:28:33.722 --> 00:28:35.858
‫من نمی‌تونم یه هفته کامل مرخصی بگیرم

00:28:35.859 --> 00:28:37.429
‫اکثر مردم نمی‌تونند

00:28:37.430 --> 00:28:38.864
نه، نه. میدونم
نمی‌تونی یه هفته کامل تو خونه پدر و مادر باشی

00:28:38.865 --> 00:28:40.535
چون که پول لازمیم، نه؟
میدونی چیه؟

00:28:40.536 --> 00:28:42.272
چطوره یه دربونه و

00:28:42.273 --> 00:28:43.774
نگهبان محله و دستیارت زنگ بزنم و

00:28:43.775 --> 00:28:45.345
بهشون بگم که هنوز پول کافی در نمیاریم؟

00:28:45.346 --> 00:28:47.148
‫توبی، اگر نمی‌تونستی وانمود کنی که

00:28:47.149 --> 00:28:48.718
از پولی که در میاریم، لذت
نمی‌بری، چیکار می‌کردی؟

00:28:48.719 --> 00:28:51.256
‫اگه نمی‌تونستی مثل یه
‫پادشاه زندگی کنی و وانمود کنی

00:28:51.257 --> 00:28:53.227
‫که بخاطر شکست اخلاقی‌ـه من بوده که

00:28:53.228 --> 00:28:54.863
این سبک زندگی ظالمانه بهت تحمیل شده؟

00:28:54.864 --> 00:28:56.732
شرمنده... الان داری راجع به من حرف میزنی؟

00:28:56.756 --> 00:28:58.171
آره -
خیلی‌خب -

00:28:58.171 --> 00:28:59.539
‫آره، می‌تونی مثل یه شهید بشینی عقب

00:28:59.540 --> 00:29:01.210
‫و وانمود کنی که یه فرشته‌ای

00:29:01.211 --> 00:29:03.314
‫«نه، من فقط از ماسک بیهوشی خوشم میادش

00:29:03.315 --> 00:29:05.585
‫من نیازی به زندگی با پول
‫واقعی ندارم. من از پول متنفرم»

00:29:05.586 --> 00:29:07.689
‫نه، من از پول متنفر نیستم. صرفاً پول رو
نسبت به بقیه چیزها تو اولویت قرار نمیدم

00:29:07.690 --> 00:29:09.593
پس من پول رو نسبت به بقیه چیزها تو اولویت قرار میدم؟ -
آره -

00:29:09.594 --> 00:29:13.200
‫نه. من ... من امنیت
نسبت به همه چیز دیگه برام تو اولویته

00:29:13.201 --> 00:29:15.973
من پذیرفته شدن بچه‌هامون تو جامعه رو تو اولویت قرار میدم -
ولمون کن تو رو خدا -

00:29:15.974 --> 00:29:17.642
تنها دلیلی که این چیزها برات اهمیتی نداره

00:29:17.643 --> 00:29:19.746
اینه که همیشه داشتی‌شون

00:29:19.747 --> 00:29:22.485
‫- یعنی... خودت متوجه نیستی؟
‫- آره، ما به اندازه کافی مال و منال داریم، ریچل

00:29:22.486 --> 00:29:24.924
یعنی، تو یه نکته‌ای دیگه باید بگی، بسمه

00:29:24.925 --> 00:29:28.397
‫ببین، موضوع ...
‫موضوع فقط پول نیستش

00:29:28.398 --> 00:29:30.268
‫راجع به روابط دوستی اون‌هاست

00:29:30.269 --> 00:29:32.238
...راجع به روابط
بذار خودشون دوستاشون رو انتخاب کنن

00:29:32.239 --> 00:29:34.309
‫چی؟! فکر کردی میشینی اینجا

00:29:34.310 --> 00:29:37.348
و آدما میان باهات دوست میشن؟

00:29:37.349 --> 00:29:39.853
شرمنده،‌ ولی میدونی اینی که
الان گفتی چقدر رقت انگیز بودش؟

00:29:39.854 --> 00:29:42.258
اصلاً متوجهشی؟
‫چون آره البته که...

00:29:42.259 --> 00:29:43.828
شرمنده
آره، البته که میدونم

00:29:43.829 --> 00:29:45.698
چون رسماً داریم شبکه‌سازی می‌کنیم، نه؟

00:29:45.699 --> 00:29:48.003
نه راست میگی، چطوره به ایجنت‌های
دوستای احتمالی‌شون بگیم یه زنگ بهمون بزنن

00:29:48.004 --> 00:29:49.941
تا حسابی بتونیم روشون کار کنیم،‌ نه؟

00:29:49.942 --> 00:29:51.577
به نظرت این ایده خوبی نیست؟

00:29:51.578 --> 00:29:52.947
داری ادام رو در میاری؟
...نه من

00:29:52.948 --> 00:29:54.951
‫<i>توبی می‌تونست بچه‌ها رو ببره پارک</i>

00:29:54.952 --> 00:29:57.355
‫<i>می‌تونست پیشنهاد بده که
بچه‌ها رو ببره به دکتر</i>

00:29:57.356 --> 00:29:58.858
‫<i>ولی یه مادر نبودش</i>

00:29:58.859 --> 00:30:01.363
‫<i>این سیستم توسط مادران
‫برای مادران اداره می‌شد</i>

00:30:01.364 --> 00:30:03.334
‫<i>مردم در مورد
توقعاتی حرف می‌زنند</i>

00:30:03.335 --> 00:30:05.271
‫<i>که رو سر مادرا انباشته شده</i>

00:30:05.272 --> 00:30:07.842
‫<i>ولی خود مادرها منبع این توقعات هستن...</i>

00:30:07.843 --> 00:30:10.515
‫<i>دورهمی‌های مادرانه، مراسم‌های خیریه</i>

00:30:10.516 --> 00:30:11.817
‫<i>جلسات کتاب خوانی</i>

00:30:11.818 --> 00:30:13.621
‫<i>کلاس‌های یوگا، دوستی‌ها</i>

00:30:13.622 --> 00:30:15.993
‫خوب، خیالم راحت شدش

00:30:15.994 --> 00:30:17.295
دماغه رو یادم رفته بود

00:30:17.296 --> 00:30:18.664
‫- عه
‫- عـــه

00:30:18.665 --> 00:30:19.833
‫هوم

00:30:22.472 --> 00:30:23.808
‫- خدایی؟
‫- برو! برو!

00:30:23.809 --> 00:30:25.378
‫- سم؟
‫- خوش بگذره خانما

00:30:25.379 --> 00:30:26.581
‫خداحافظ سم

00:30:27.951 --> 00:30:30.855
‫اوه، ای‌کاش یه سومی هم داشتم
ولی توبی گفت نه

00:30:30.856 --> 00:30:33.995
گفت برای یه بچه دیگه
داشتن، زیادی کار می‌کنم

00:30:33.996 --> 00:30:35.565
‫خوب، همه ما کار می‌کنیم

00:30:35.566 --> 00:30:37.802
‫خدایا کاش منم کار داشتم
برام مثل تعطیلات رفتن می‌مونه

00:30:37.803 --> 00:30:40.741
جدی میگم
‫یکی منو استخدام ‌کنه تو رو خدا، نه؟

00:30:40.742 --> 00:30:43.481
می‌تونم از مادری کردن، مرخصی زایمان بگیرم؟

00:30:43.482 --> 00:30:46.720
‫<i>و دقیقاً همین بود</i>

00:30:46.721 --> 00:30:48.992
‫<i>مسئله وقیحی که دو
‫نوع زنی رو که تو</i>

00:30:48.993 --> 00:30:51.029
‫<i>دنیای ریچل،‌ زندگی می‌کردن از هم جدا می‌کرد</i>

00:30:51.030 --> 00:30:53.969
‫<i>مادران شاغل و مادران خانه نشین</i>

00:30:53.970 --> 00:30:55.973
‫<i>ریچل حقیقت رو می‌دونست
و اون این بودش که فرهنگ جامعه </i>

00:30:55.974 --> 00:30:58.043
‫<i>اونقدر نگاه مهربانانه‌ای نسبت
به مادران خانه‌نشین داشت که </i>

00:30:58.044 --> 00:31:00.715
‫<i>بهشون اجازه می‌داد تا به این خیال باشند که</i>

00:31:00.716 --> 00:31:02.552
‫<i> مادر بودن سخت‌ترین شغل دنیاست</i>

00:31:02.553 --> 00:31:03.989
‫<i>خب، اصلاً هم اینطور نیست</i>

00:31:03.990 --> 00:31:06.059
‫<i>داشتن یه شغل واقعی</i> و در کنارش <i>مادر بودن</i>

00:31:06.060 --> 00:31:07.963
‫<i>سخت‌ترین کار دنیاست</i>

00:31:07.964 --> 00:31:10.067
‫<i>هرچند لازم نیست به زبون بیارینش، تابلوئه</i>

00:31:10.068 --> 00:31:12.739
‫<i>رسماً دوتا کار تمام وقت داشتش
دو دوتا چهارتائه فهمیدنش</i>

00:31:12.740 --> 00:31:15.845
‫<i>اینکه از دور حواست
به بچه‌هات باشه کاری آسونی نیستش</i>

00:31:15.846 --> 00:31:18.651
‫<i>و سپردن‌شون به یه
‫غریبه هم کار آسونی نیست</i>

00:31:18.652 --> 00:31:22.091
‫<i>درواقع هرکاری غیر از بچه‌داری
کارت رو سخت می‌کنه. ریچل اینو خوب می‌دونست</i>

00:31:22.092 --> 00:31:24.496
‫<i>ولی میدونید دیگه چی رو می‌دونست؟</i>

00:31:28.939 --> 00:31:32.679
‫<i>که این به اصطلاح رفقاش، ممکنه
در عرض یه لحظه بذارن برن</i>

00:31:32.680 --> 00:31:34.416
مادر بودن سخت‌ترین کار تو دنیاست

00:31:34.417 --> 00:31:36.453
به سلامتی همین

00:31:39.694 --> 00:31:43.033
توهین نبودش که، یه پیشنهاد شغلی بودش

00:31:43.034 --> 00:31:45.037
پارانویایی چیزی داری؟
کاریی که می‌کنی شغل بدی نیستش

00:31:45.038 --> 00:31:47.542
ولی خوب حداقل باید پیشنهادهای
دیگه‌ای رو هم بررسی کنی

00:31:47.543 --> 00:31:48.979
همه در این حد می‌دونن دیگه -
عه، پس دکتر بودن شغل «بدی نیستش»؟

00:31:48.980 --> 00:31:50.615
خیلی ممنون، شغل تمام وقتی که

00:31:50.616 --> 00:31:52.418
برای 20 سال داشتم رو، تایید می‌کنی

00:31:52.419 --> 00:31:53.554
‫خدایا، کدوم سیاره‌ای زندگی می‌کنم؟

00:31:53.555 --> 00:31:55.424
...نه، من نمیگم که باید

00:31:55.425 --> 00:31:57.729
‫میدونی چیه؟ تو برای
‫من هیچ احترامی قائل نیستی

00:31:57.730 --> 00:31:59.399
!احترام؟ -
آره -

00:31:59.400 --> 00:32:01.370
اون حقوق پایه یک میلیونی بهت پیشنهاد داد
احترام اینه

00:32:01.371 --> 00:32:03.107
عه، حالا دیگه واسه اعداد
و ارقامم، لقب گذاشتی؟

00:32:03.108 --> 00:32:04.776
‫واو. تبریک میگم
آفرین به تو

00:32:04.777 --> 00:32:06.713
نه، باهم اینکار رو نکن -
میدونی، نشستم اینجا و -

00:32:06.714 --> 00:32:08.384
به این فکر می‌کنم که چند وقت
دیگه وقتی به این لحظه فکر می‌کنیم

00:32:08.385 --> 00:32:11.390
برامون سئوال میشه که چرا اینقدر لفتش دادیم

00:32:11.391 --> 00:32:13.895
چی... در مورد چی حرف میزنی؟

00:32:13.896 --> 00:32:16.634
‫بیخیال. نگو که فکر می‌کنی
این ازدواجمون روبراهه

00:32:21.777 --> 00:32:23.380
‫توبی، اصلاً میفهمی که

00:32:23.381 --> 00:32:26.487
‫من حتی وقت طلاق رو هم ندارم؟

00:32:30.462 --> 00:32:33.400
‫<i>اما حقیقت این بود که هر بار
‫که توبی طلاق رو مطرح می‌کرد</i>

00:32:33.401 --> 00:32:37.508
‫<i>دوباره درد رها شدن رو حس می‌کرد</i>

00:32:37.509 --> 00:32:39.513
‫<i>زخم قدیمی و پینه بسته‌اش</i>

00:32:45.994 --> 00:32:48.831
‫این دقیقاً همون چیزیه که در موردش
‫حرف میزنم. اون هیچ‌وقت برای دوتامون نداره

00:32:48.832 --> 00:32:52.171
‫توبی، من اینجام
این وقت قائل شدن برای هر دومون نیستش؟

00:32:52.172 --> 00:32:53.942
‫آره، خب، ما عادت داشتیم با هم دیگه
به پیاده روی‌های طولانی میرفتیم

00:32:53.943 --> 00:32:55.578
حالا اصلاً یادم میاد آخرین بار کی باهم قدم زدیم

00:32:55.579 --> 00:32:56.914
توبی، علیرغم عشقی که به فیزیک داری

00:32:56.915 --> 00:32:59.052
ولی نمی‌تونی اینش رو درک کنی که
اگه بخوایم پیاده

00:32:59.053 --> 00:33:01.556
‫35 خیابون رو پیاده بریم تا بریم رستوران
‫به‌جاش می‌تونی بذاری که ایمیل‌م رو

00:33:01.557 --> 00:33:03.060
تو تاکسی تو راه اونجا، تموم کنم

00:33:03.061 --> 00:33:05.197
و اینجوری می‌تونم ایمیل‌م رو
سر میز شام تموم کنم

00:33:05.198 --> 00:33:08.037
ایمیل‌هایی که می‌فرستم اختیاری نیستن
بلکه خیلی هم ضروری‌ هستن

00:33:08.038 --> 00:33:10.007
چه‌بدونم. به نظرم بعضی‌ها ممکنه
بگن که اینکار می‌تونه بمونه برای بعد

00:33:10.008 --> 00:33:11.843
چی می‌تونه بمونه برای بعد؟
...نه، بهم بگو

00:33:11.844 --> 00:33:14.115
بهم بگو چه کاری دارم
که می‌تونه بمونه برای بعد؟

00:33:14.116 --> 00:33:16.186
‫<i>هر کسی که تا به حال فقط
‫تو یه جلسه مشاوره زوجین</i>

00:33:16.187 --> 00:33:17.923
‫<i>حضور داشته باشه. می‌تونه بهتون بگه که</i>

00:33:17.924 --> 00:33:20.561
‫<i>فرای دیدگاه شما یه پرتگاهی</i>

00:33:20.562 --> 00:33:22.799
‫<i>با دیگ جوشان آتشین درش قرار داره</i>

00:33:22.800 --> 00:33:24.669
‫<i>و درست در مقابل اون پرتگاه</i>

00:33:24.670 --> 00:33:26.707
‫<i>دیدگاه همسرتون قرار داره</i>

00:33:26.708 --> 00:33:28.143
‫<i>ریچل و توبی سعی کردند که
این مشکل رو درست کنن</i>

00:33:28.144 --> 00:33:29.612
...من ایمیل‌ـه رو تموم

00:33:29.613 --> 00:33:31.183
حداقل می‌تونه بمونه بعد اینکه
به خونواده‌ات سلام دادی

00:33:31.184 --> 00:33:33.721
!همین -
<i>ولی رابطه‌شون خراب نشده بود -</i>

00:33:41.637 --> 00:33:44.276
آره، شرمنده
‫می‌بینید که چقدر عصبی‌ـه، نه؟

00:33:45.913 --> 00:33:47.749
‫<i>بلکه از بین رفته بود</i>

00:33:54.196 --> 00:33:56.600
‫<i>و بعدش هم... تموم شدش</i>

00:34:00.075 --> 00:34:02.712
‫<i>اونقدر زمان زیادی رو صرف ترسیدن از </i>

00:34:02.713 --> 00:34:05.117
‫<i>ترک شدن به وسیله اون کرده بودش که </i>

00:34:05.118 --> 00:34:09.225
‫<i>از این که یه روز همه چیز از
هم بپاشه، وحشت داشتش </i>

00:34:09.226 --> 00:34:10.962
‫<i>که وقتی فهمید بالاخره </i>

00:34:10.963 --> 00:34:14.800
‫<i>این اتفاق افتاده، از
اینکه ایقدر براش مهم نبود</i>

00:34:16.841 --> 00:34:18.911
‫<i>شوکه شده بود</i>

00:34:21.016 --> 00:34:23.621
‫<i>مشکلی باهاش... نداشت</i>

00:34:25.893 --> 00:34:27.161
‫<i>اون کم‌کم به این نتیجه رسید که </i>

00:34:27.162 --> 00:34:28.697
‫<i>ازدواج بخشی از زندگی شماست که </i>

00:34:28.698 --> 00:34:30.668
‫<i>همیشه قرار بوده به نحوی به پایان برسه </i>

00:34:30.669 --> 00:34:32.772
‫<i>مثل دوران کودکی یا بلوغ</i>

00:34:32.773 --> 00:34:34.209
‫<i>و صرفاً یه فاز گذراست</i>

00:34:34.210 --> 00:34:35.946
‫<i>ولی شایدم دلیل اینکه زیاد براش سخت نگذشت</i>

00:34:35.947 --> 00:34:38.985
‫<i> بخاطر یه عامل تسکین دهنده دیگه هم بودش</i>

00:34:38.986 --> 00:34:41.523
‫<i>ماه‌ها قبل، در حالی که
‫همه این جریانات پیش اومده بودن...</i>

00:34:41.524 --> 00:34:43.193
‫خب پس، این موضوع رو
برای آلخاندرو مطرح می‌کنم

00:34:43.194 --> 00:34:44.997
حس می‌کنم که به این پیشنهاد راضی بشه

00:34:44.998 --> 00:34:47.602
‫عه، آلخاندرو رو بهم وص...

00:34:47.603 --> 00:34:50.909
‫خوبه، ریچارد
ممنونم

00:34:50.910 --> 00:34:52.778
‫آره
به زودی بهت زنگ میزنم

00:34:54.254 --> 00:34:55.778
‫سلام. اینجا دنبال کار هستین؟

00:34:55.784 --> 00:34:57.988
چون که معمولاً تازه‌کارها رو اول
می‌فرستیم به اتاق نامه‌ها

00:34:57.989 --> 00:35:00.225
‫باشه. فقط خواستم
‫بازم ازت تشکر کنم

00:35:00.226 --> 00:35:02.630
آه، جاش قراره که تو یه فیلم تبلیغاتی
راجع به ماشین‌ها بازی کنه

00:35:02.631 --> 00:35:04.100
‫آره شنیدم!  عالیه
خبر خوبیه. اون کارش درسته

00:35:04.101 --> 00:35:06.271
آره، یکی از اون سناریوهاست که بچه‌ـه تو روز

00:35:06.272 --> 00:35:09.110
کریسمس از خواب پا میشه و می‌بینه
مامان و باباش براش ماشین خریدن؟

00:35:09.959 --> 00:35:11.939
حالت خوبه؟

00:35:12.522 --> 00:35:15.125
‫نه. متاسفم
...آم، چیزه

00:35:16.129 --> 00:35:19.267
الان یکم اوضاع برام سخته

00:35:19.268 --> 00:35:20.804
پس بذار به یه نوشیدنی دعوت کنم

00:35:20.805 --> 00:35:24.177
به نظر که الان یه رفیق به دردت می‌خوره

00:35:24.178 --> 00:35:26.416
با کلی آدم باید تماس بگیریم

00:35:26.417 --> 00:35:30.123
فقط یه پیک
کم‌کم داری راضی میشی ها

00:35:33.296 --> 00:35:35.534
بهتره دیگه بازی در نیاری و قبول کنی

00:35:39.341 --> 00:35:42.281
‫<i>پس بازی در نیاوردن و رفتن سراغ اصل قضیه</i>

00:35:47.291 --> 00:35:49.495
‫وای خدا، خیلی خوبه

00:35:49.496 --> 00:35:51.633
‫لعنتی، خیلی خوبه
خیلی خوبه

00:35:55.073 --> 00:35:56.843
‫<i>قرار بود یه چیز موقتی باشه...</i>

00:35:56.844 --> 00:35:58.580
‫<i>و فقط قرارهای سر ظهری تو هتل‌ها باشه</i>

00:35:58.581 --> 00:36:01.151
‫<i>ولی بعدش توبی گذاشت رفت خونه خودش</i>

00:36:01.152 --> 00:36:03.623
‫<i>و حالا دیگه هروقت که
می‌خواست می‌تونست ببیندش</i>

00:36:03.624 --> 00:36:06.094
‫<i>البته وقتی که بچه‌ها پیش توبی بودن</i>

00:36:06.095 --> 00:36:08.534
‫<i>و یکی دو بارم وقتی که بچه‌ها خواب بودن</i>

00:36:10.505 --> 00:36:12.441
‫<i>سم عاشق این بود که اون یه زن شاغل‌ـه</i>

00:36:12.442 --> 00:36:13.989
‫<i>سم همش می‌خواست که
راجع به قراردادهاش بدونه</i>

00:36:14.013 --> 00:36:15.814
<i>راجع‌ها به دراماهایی که
تو دفتر کارش اتفاق افتاده</i>

00:36:15.815 --> 00:36:19.588
‫و جف به رینا گفتش: «نه، تو
‫می‌تونی این کار رو بکنی

00:36:19.589 --> 00:36:22.194
«فقط نمی‌تونم کار کردنت رو ببینم و بشنوم

00:36:29.241 --> 00:36:31.178
فقط اوقاتی که با توام شادم

00:36:31.179 --> 00:36:34.752
آم، برای حل این مشکل چیکار می‌خوایم بکنیم؟

00:36:38.627 --> 00:36:41.599
‫خب...

00:36:41.600 --> 00:36:45.540
بیا براش برنامه‌ریزی کنیم
و مرحله به مرحله پیش بریم

00:36:45.541 --> 00:36:49.715
تو این فکر بودم که شاید
بخوام یه دفتر تو لس‌آنجلس بزنم

00:36:49.716 --> 00:36:52.286
فندنت هم تو لس‌آنجلس دفتر داره

00:36:52.287 --> 00:36:55.192
دلم غش میره وقتی مثل یه ایجنت حرف میزنی

00:36:55.193 --> 00:36:58.633
‫عاشقشم. عاشق هر چیزی‌ام
که تو اون ذهنت می‌گذره

00:36:58.634 --> 00:37:01.305
‫من... دوستت دارم

00:37:09.656 --> 00:37:13.195
‫سم اونو پذیرفتش
تحت تاثیرش قرار گرفته بودش

00:37:13.196 --> 00:37:15.867
‫<i>کم‌کم به این فکر افتادش که دیگه</i>

00:37:15.868 --> 00:37:18.439
‫<i> لازم نیست بین
عشق و پذیرش، انتخاب کنه</i>

00:37:32.300 --> 00:37:34.438
‫فکر کنم دیگه وقتش شده

00:37:34.439 --> 00:37:35.941
‫باشه

00:37:37.378 --> 00:37:38.780
‫اوه

00:37:38.781 --> 00:37:40.249
‫خدایا!

00:37:40.250 --> 00:37:42.020
‫خیلی حال بهم زنه!

00:37:44.459 --> 00:37:46.562
خیلی‌خب
وقت خوابه

00:37:46.563 --> 00:37:48.232
!بیخیال دیگه

00:37:48.233 --> 00:37:50.571
‫نه، اجازه دادم که تا
همین دیر وقت بیدار بمونی

00:37:54.913 --> 00:37:58.753
‫<i>متوجه شده بود که بعضی
از آدما بعد طلاق بدجور بهم می‌ریزن</i>

00:37:58.754 --> 00:38:01.492
‫<i>ولی ریچل نه، اون آزاد شده بود</i>

00:38:01.493 --> 00:38:03.963
‫<i>می‌تونست هر غلطی که دلش می‌خواد بکنه</i>

00:38:03.964 --> 00:38:06.402
‫<i>خب، نه</i> هر غلطی

00:38:06.403 --> 00:38:08.373
‫<i>باورم کنید... اگه ریچل می‌تونست
بدون حرف زدن با توبی راجع بهش</i>

00:38:08.374 --> 00:38:12.414
‫<i>زندگی‌ش رو برداره و بره به
لس آنجلس، بی‌درنگ این کار رو هم می‌کرد</i>

00:38:12.415 --> 00:38:14.685
‫<i>حرف زدن با اون براش
تبدیل به یه کابوس شده بود
</i>

00:38:14.686 --> 00:38:16.422
‫سلام
الان وقت خوبیه؟

00:38:16.423 --> 00:38:18.292
عه، حتماً، آره
بچه‌ها خوبن؟

00:38:18.293 --> 00:38:20.731
‫<i>آره حالشون خوبه
خونه جدیدت چطوره؟</i>

00:38:20.732 --> 00:38:22.901
‫چی می‌خوای ریچل؟

00:38:22.902 --> 00:38:24.872
‫<i>خدایی، همیشه حرفت
اینه که قراره ما باهم</i>

00:38:24.873 --> 00:38:26.709
یه رابطه مشترک
والدینی عالی داشته باشیم

00:38:26.710 --> 00:38:29.448
و با هم کاپیتان این تیم
طلاق باشیم، ولی هر بار که

00:38:29.449 --> 00:38:31.552
من یه چیز خوبی بهت میگم، میریزی بهم

00:38:31.553 --> 00:38:33.656
‫آره، من اسم اینو بهم ریختن نمی‌ذارم، باشه؟

00:38:33.657 --> 00:38:35.627
‫<i>خب، تو این فکر بودم که</i>

00:38:35.628 --> 00:38:37.464
فیلم پرزیدنتریکس در شرف اکرانه

00:38:37.465 --> 00:38:38.933
آژانس هم حسابی نونش
تو روغنه در حال حاضر

00:38:38.934 --> 00:38:40.837
‫<i>آره. آره. تبریک میگم</i>

00:38:40.838 --> 00:38:45.480
آم، تو فکر اینم که یه
دفتر تو لس آنجل راه بندازم

00:38:45.481 --> 00:38:46.749
شرکتم رو توسعه بدم

00:38:46.750 --> 00:38:48.453
چرا که نه، عالیه، تبریک میگم

00:38:48.454 --> 00:38:50.457
‫<i>این یعنی اینکه برای
راه‌اندازی دفترم تو اونجا</i>

00:38:50.458 --> 00:38:52.394
‫<i>باید مدتی اونجا بمونم</i>

00:38:52.395 --> 00:38:54.598
‫آره، باشه. خب، هانا هم
‫دو هفته دیگه میره کمپ

00:38:54.599 --> 00:38:56.334
‫و سالی هم... نمیدونم

00:38:56.335 --> 00:38:59.575
‫<i>شاید بخوای یه یکی دو
هفته‌ای با خودت ببریش؟</i>

00:38:59.576 --> 00:39:02.514
خب، تو فکر اینم که بیشتر
از تابستون اونجا بمونم

00:39:02.515 --> 00:39:06.389
‫ام، شاید مجبور بشم بیشتر

00:39:06.390 --> 00:39:08.325
....اونجا بمونم، مثلاً، آه

00:39:08.326 --> 00:39:11.365
یه مدتی کلاً اونجا زندگی کنم

00:39:11.366 --> 00:39:13.570
خونه‌م رو اینجا نگه می‌دارم

00:39:13.571 --> 00:39:15.740
‫<i>و هر از گاهی هم به اینجا سر می‌زنم</i>

00:39:15.741 --> 00:39:17.611
‫و چی؟
بچه‌ها رو ول می‌کنی میری؟

00:39:17.612 --> 00:39:19.882
‫نه نه. من...

00:39:19.883 --> 00:39:22.286
می‌خوام بچه‌ها رو هم ببرم

00:39:22.287 --> 00:39:24.892
‫شوخی میکنی دیگه؟! تو بچه‌ها رو هیچ‌جایی نمی‌بری
...من

00:39:24.893 --> 00:39:26.896
ریچل ... به خدا
...قبل اینکه اصلاً بچه‌ها رو ببری ازت شکایت می‌کنم

00:39:26.897 --> 00:39:29.635
‫نه، من...
فقط دارم میگم که به یه تغییر نیاز دارم

00:39:29.636 --> 00:39:31.739
‫<i>عه، عه، به تغییر نیاز داری؟
‫باشه</i>

00:39:31.740 --> 00:39:33.810
‫نه نه
لطفاً اینم بیخ‌دارش نکن

00:39:33.811 --> 00:39:35.747
‫<i>میدونی چیه؟ اصلاً برو به کالیفرنیا
‫جدی میگم به من چه</i>

00:39:35.748 --> 00:39:37.518
‫<i>ولی بچه‌ها رو با خودت نمی‌بری، فهمیدی؟</i>

00:39:37.519 --> 00:39:40.491
‫راستش رو بخوای، اگه اصلاً می‌ذاشتی
میرفتی هم متوجه نبودنت نمی‌شدن

00:39:52.448 --> 00:39:56.355
‫<i>این بدترین حرفی بود که
یکی تا به حال بهش گفته بود</i>

00:39:56.356 --> 00:39:58.527
‫<i>با توجه به اینکه قبلاً هم
حرفای بدی بهش زده بود</i>

00:40:04.406 --> 00:40:06.041
‫<i>یه خبر عالی دارم</i>

00:40:06.042 --> 00:40:09.448
‫<i>همین الان یه رزرو دیقه نودی
تو اورگلید برای آخر هفته گیر آوردم</i>

00:40:09.449 --> 00:40:11.084
‫<i>صدامو داری؟</i>

00:40:11.085 --> 00:40:13.456
‫سلام.  آه، آره

00:40:13.457 --> 00:40:16.362
‫<i>خب، به میریام میگم که
‫می‌خوام راجع به تمرین یوگا کاملاً جدی بشم</i>

00:40:16.363 --> 00:40:20.437
‫<i>بالاخره می‌تونیم یه
آخر هفته کنار هم باشیم</i>

00:40:20.438 --> 00:40:23.075
آه، صحیح
...ام، من

00:40:23.076 --> 00:40:25.447
‫من الان درست وسط معامله آلخاندرو هستم

00:40:25.448 --> 00:40:27.316
که داریم تلاش می‌کنیم تا منعقدش کنیم

00:40:27.317 --> 00:40:30.357
‫<i>میدونی که تلفن برای
همین چیزها اختراع شده دیگه؟ بیخیال</i>

00:40:30.358 --> 00:40:32.628
‫<i>بهتره دیگه بازی در نیاری و قبول کنی</i>

00:40:33.897 --> 00:40:35.968
‫<i>عالیه. ساعت 6 میام دنبالت</i>

00:41:53.991 --> 00:41:56.629
‫ساعت 10:00 قراره یه پیاده‌روی
‫در طبیعت داشته باشیم

00:41:56.630 --> 00:41:58.031
که درست به موقع براش از راه رسیدید

00:41:58.032 --> 00:42:00.102
می‌تونیم، فقط بریم واسه ماساژ؟

00:42:00.103 --> 00:42:02.173
ریچ، می‌خوای صورتتو هم ماساژ بدی؟

00:42:02.174 --> 00:42:04.010
چرا که نه -
ایول -

00:42:05.614 --> 00:42:07.652
‫- می‌تونم براتون جورش کنم
ممنونم -

00:42:40.684 --> 00:42:42.119
‫هی، خوبی؟

00:42:42.120 --> 00:42:44.892
‫آره. ذهنم درگیر مسائل کاریه

00:42:44.893 --> 00:42:46.996
چطوره بری یه ماساژ صبگاهی بگیری؟

00:42:46.997 --> 00:42:49.033
هرچی تو ذهنت هست و
نیست رو می‌شوره و می‌بره

00:42:49.034 --> 00:42:52.474
هی. یه چیزی برامون آوردم

00:42:52.475 --> 00:42:54.611
خوردنی‌ـه

00:42:54.612 --> 00:42:56.949
چیز خوبیه. داروئه

00:42:56.950 --> 00:42:58.886
‫مم!

00:42:58.887 --> 00:43:00.624
چه رمانتیک

00:43:01.893 --> 00:43:04.498
‫آره. من...
نمی‌تونم از اینا مصرف کنم

00:43:04.499 --> 00:43:07.269
‫وقتی هانا رو حامله بودم اینو  بهم دادن

00:43:07.270 --> 00:43:09.508
که باعث شد تمام شب رو هذیان ببینم

00:43:09.509 --> 00:43:13.716
...و الان دیگه
ازش دوری می‌کنم

00:43:13.717 --> 00:43:15.286
باشه

00:43:21.933 --> 00:43:24.671
بیایید شروع کنیم
یه نفس عمیق بکشید

00:43:24.672 --> 00:43:27.043
‫<i>بحث اصلی راجع به</i>

00:43:27.044 --> 00:43:28.679
‫<i>افزایش خود آگاهی اینه که</i>

00:43:28.680 --> 00:43:31.919
بیایید شروع کنیم
یه نفس عمیق بکشید

00:43:31.920 --> 00:43:34.658
‫<i>بهتره ازش اجتناب کنید</i>

00:43:34.659 --> 00:43:37.764
بیایید شروع کنیم
یه نفس عمیق بکشید

00:43:37.765 --> 00:43:42.007
...ببخشید. من فقط
‫فقط باید یه لحظه بنشینم

00:43:46.950 --> 00:43:49.822
یه ایده بهتری براتون دارم

00:43:49.823 --> 00:43:51.927
‫سعی کن چشمات رو ببندی

00:43:53.764 --> 00:43:56.636
‫نمی‌تونم چشمامو ببندم

00:43:58.239 --> 00:43:59.676
‫حالا نفس بکش

00:44:06.155 --> 00:44:08.559
‫نفست همه‌ش یه جای مشخص گیر می‌کنه

00:44:08.560 --> 00:44:10.062
یعنی چی؟

00:44:10.063 --> 00:44:13.235
‫یعنی باید لوله‌ها
رو یه کم تمیز کنی

00:44:16.810 --> 00:44:18.746
دم

00:44:18.747 --> 00:44:20.049
بازدم

00:44:21.886 --> 00:44:23.956
دم

00:44:23.957 --> 00:44:26.695
‫حالا... جیغ بزن

00:44:26.696 --> 00:44:27.998
بهم اعتماد کن

00:44:30.838 --> 00:44:33.008
‫نگران نباش
‫هیچ کس نمی‌تونه صدات رو بشنوه

00:44:39.756 --> 00:44:41.792
داره دستت میاد

00:44:47.237 --> 00:44:51.311
اگر بهت بگم که درونت ذرات ریز وجود دارن

00:44:51.312 --> 00:44:52.914
که تمام نگرانی‌ها و اضطرابت

00:44:52.915 --> 00:44:55.587
و همه مشکلاتت به این ذرات چسبیدن

00:44:55.588 --> 00:44:57.858
و اگه اون‌ها رو جمع کنی و
از بدن خودت دفع‌شون کنی

00:44:57.859 --> 00:45:01.832
دیگه همه اون مشکلاتت هم ناپدید میشن، چی؟

00:45:23.009 --> 00:45:24.878
‫<i>و پس اون فریاد کشید</i>

00:45:24.879 --> 00:45:26.782
‫<i>یکی از فریادهاش
برای هانا بودش</i>

00:45:26.783 --> 00:45:30.222
‫<i>که به بیماری گدایی محبت
و پذیرش ریچل،‌ مبتلا بودش</i>

00:45:30.223 --> 00:45:32.794
‫<i>یکی از اون‌ها هم برای سالی بودش
‫که فکر می‌کرد اجازه داره که</i>

00:45:32.795 --> 00:45:34.398
‫<i>تو این دنیا خودش باشه</i>

00:45:34.399 --> 00:45:37.169
‫<i>و متوجه نشده که همچین تفکری عواقبی
‫براش خواهد داشت</i>

00:45:37.170 --> 00:45:39.307
‫<i>مهمم نیستش که آقای راجرز غیر این میگه</i>

00:45:39.308 --> 00:45:41.812
‫<i>اون برای مادرش فریاد زد که شاید</i>

00:45:41.813 --> 00:45:44.785
‫<i>آخرین فرصتش، برای یه آدم عادی بودن، بودش</i>

00:45:44.786 --> 00:45:46.355
‫<i>اون برای توبی فریاد کشیدش</i>

00:45:46.356 --> 00:45:47.991
‫<i>که قول داده بود هرگز ترکش نکنه </i>

00:45:47.992 --> 00:45:49.260
‫<i>و تمام سال‌هایی که باهم بودن رو</i>

00:45:49.261 --> 00:45:51.264
‫<i>صرف تهدید به ترک کردنش،‌ کرد...</i>

00:45:51.265 --> 00:45:53.235
‫<i>و در آخر هم حرفش رو عملی کرد</i>

00:45:58.780 --> 00:46:02.019
‫<i>اون برای خانواده‌ای که تمام عمرش رو برای
‫به دست آوردنش تلاش کرد، فریاد زد...</i>

00:46:02.020 --> 00:46:04.024
‫<i>ولی فقط یه مدت کوتاه در اختیارش داشت</i>

00:46:18.018 --> 00:46:20.289
این جا خیلی عجیبه

00:46:34.852 --> 00:46:36.355
تو چت شده؟

00:46:36.356 --> 00:46:39.695
‫نمیدونم، من فقط... نمیدونم

00:46:39.696 --> 00:46:41.699
به نظر نمی‌تونم آروم بگیرم

00:46:41.700 --> 00:46:44.905
بیا، یه آمبین بخور
(نوعی زلوپیدم برای درمان بی‌خوابی)

00:46:44.906 --> 00:46:46.976
واسه این نسخه لازم نداری؟

00:46:46.977 --> 00:46:48.846
هنوزم زن یه دکتری ها

00:46:48.847 --> 00:46:52.187
دااااروووووسازی

00:47:00.771 --> 00:47:05.045
‫<i>سم دوست داشت قبل از
سکس‌شون آمبین مصرف کنه. خدا میدونه چرا</i>

00:47:05.046 --> 00:47:06.849
‫<i>ریچل هم به خوردنش فکر کرد</i>

00:47:06.850 --> 00:47:08.953
‫<i>ولی یه سری داستان‌هایی راجع به افرادی که</i>

00:47:08.954 --> 00:47:12.293
‫<i>بعد از خوردن اینا تو خوابشون
کارهای عجیب و غریبی می‌کنن، شنیده بود</i>

00:47:33.536 --> 00:47:36.107
تف‌توش

00:48:01.926 --> 00:48:04.030
تف‌توش

00:48:08.473 --> 00:48:09.941
‫چی، داری میری؟

00:48:09.942 --> 00:48:11.512
من نمی‌تونم وقت زیادی واسه
وقت‌گذرونی واسه خودم جور کنم، میدونی؟

00:48:11.513 --> 00:48:13.549
امیدوار بودم که این
سفرمون... سرگرم کننده باشه؟

00:48:13.550 --> 00:48:15.353
‫قرار بود که سرگرم کننده باشی

00:48:15.354 --> 00:48:18.158
قرار بود سرگرم کننده باشم؟ -
خودت میدونی منظورم چیه -

00:48:18.159 --> 00:48:21.532
نباید اینقدر زحمت داشته باشه

00:48:21.533 --> 00:48:23.436
دیگه فکر نمی‌کنم این بهمون حال بده

00:48:23.437 --> 00:48:25.873
بهتر ساکت رو ببندی

00:48:25.874 --> 00:48:30.248
ولی قراره که یه دو روز دیگه هم اینجا بمونیم

00:48:30.249 --> 00:48:32.353
نمی‌خوام هنوز بذارم برم

00:48:50.089 --> 00:48:52.927
‫<i>ریچل مطمئن نبود که
‫چه اتفاقی افتاده </i>

00:48:52.928 --> 00:48:55.833
‫<i>یعنی اتفاقی افتاده بود که
اون متوجهش نشده بود؟</i>

00:48:55.834 --> 00:48:59.040
‫<i>تمام فکرش این بود
‫که «اینم یکی دیگه که گذاشت رفت»</i>

00:48:59.041 --> 00:49:01.344
‫<i>و بعد دو هزاریش افتاد.. پشماش!</i>

00:49:01.345 --> 00:49:04.618
‫<i>اون طلاق گرفته بود
‫دیگه در اوج نبودش</i>

00:49:04.619 --> 00:49:07.390
‫<i>توری هم برای نجاتش از این
سقوط وجود نداشت. اون تنها بودش</i>

00:49:07.391 --> 00:49:11.030
‫<i>اون دوباره تنها شدش. درحالی
که اقدامات زیادی انجام داده بود</i>

00:49:11.031 --> 00:49:13.869
‫<i>تا مطمئن بشه که دیگه
‫هرگز تنها نمیشه </i>

00:49:13.870 --> 00:49:15.873
‫<i>لابد بخاطر اینه که اون
...یه آدم دوست داشتنی نبودش</i>

00:49:15.874 --> 00:49:17.577
‫<i>شاید یه نوع آدم نامشروعی هستش</i>

00:49:17.578 --> 00:49:19.614
‫<i>آدم‌های زیادی تو دنیا هستن که...</i>

00:49:19.615 --> 00:49:22.186
‫<i>احمق‌اند، زشت‌اند، و حتی بد هستن...</i>

00:49:22.187 --> 00:49:23.956
‫<i>و با این حال همیشه افرادی بودند که
اون‌ها رو دوست داشته باشند</i>

00:49:23.957 --> 00:49:25.460
‫<i>ولی چرا کسی اونو دوست نداشت؟</i>

00:49:25.461 --> 00:49:27.430
‫<i>مادربزرگش بهش ابراز محبت نکرد</i>

00:49:27.431 --> 00:49:29.935
‫<i>توبی نمی‌تونست اونو
بخاطر اینکه خودشه، دوست داشته باشه</i>

00:49:29.936 --> 00:49:33.007
‫<i>سم نمی‌تونست اونو
بخاطر اینکه خودشه، دوست داشته باشه</i>

00:49:33.008 --> 00:49:36.949
‫<i>اون به سادگی یه شخص
غیرقابل پذیرش بودش</i>

00:49:36.950 --> 00:49:39.153
‫<i>ساتون زنگ زد و خواست یه چیزهایی رو</i>

00:49:39.154 --> 00:49:41.525
‫<i>راجع به بندهای نهایی معامله، شفاف‌سازی کنی
و توبی هم زنگ زدش</i>

00:49:41.526 --> 00:49:43.929
‫<i>میگه که باید بری دنبال بچه‌ها</i>

00:49:43.930 --> 00:49:47.604
‫<i>«فقط یه آخر هفته کوفتی
«می‌خوام تنها باشم، سیمون</i>

00:49:59.462 --> 00:50:01.264
‫<i>می‌تونی به این نمایشنامه یه نگاه بندازی؟</i>

00:50:01.265 --> 00:50:02.634
‫<i> - مارشا میگه ...
هروقت وقت کردی بهم زنگ بزن -</i>

00:50:02.635 --> 00:50:04.236
‫<i>بالاخره تونستی معامله رو نهایی کنی؟</i>

00:50:04.237 --> 00:50:05.573
‫<i>- بندهای نهایی معامله؟
‫- کجایی تو؟</i>

00:50:05.574 --> 00:50:07.444
‫<i>- کجایی تو؟
‫- کجایی تو؟</i>

00:50:07.445 --> 00:50:08.979
‫<i>وقتشه دیگه اساسی رو قرارداد آلیسون کار کنیم</i>

00:50:08.980 --> 00:50:10.450
‫<i>- سلام
‫ - سلام. دوباره بهم زنگ بزن</i>

00:50:10.451 --> 00:50:12.286
‫<i>چون گفتی یک در میان نه که علی‌البدل باشه</i>

00:50:12.287 --> 00:50:13.656
‫<i>- یکی در میان، نه علی‌البدل
‫- میشه زنگ بزنی؟</i>

00:50:13.657 --> 00:50:15.192
‫<i>- آلخاندرو...
‫- آلخاندرو دوباره زنگ زدش</i>

00:50:15.193 --> 00:50:17.229
‫<i>سلام.  این پیاما میرسه دستت؟</i>

00:50:17.230 --> 00:50:18.700
‫<i>زنگ بزن</i>

00:50:20.571 --> 00:50:22.674
‫<i>زمان دوباره داشت اونو به عقب بر می‌گردوند</i>

00:50:24.612 --> 00:50:27.049
‫<i>خب، نمی‌تونست وقتی
گوشیش بغل دستشه بگیره بخوابه</i>

00:50:27.050 --> 00:50:31.091
‫<i>زنده بودش،‌ می‌تونست ضربانش رو بشنوه</i>

00:51:09.401 --> 00:51:10.536
‫خانم راثبرگ؟

00:51:10.537 --> 00:51:12.974
‫من خانم راثبرگ نیستم

00:51:12.975 --> 00:51:15.111
می‌خواستیم بدونیم کی اتاق رو تخلیه می‌کنید

00:51:15.112 --> 00:51:17.684
عه، من یه ماساژ دیگه
و یه‌کم جیغ کشیدن بیشتر می‌خوام

00:51:17.685 --> 00:51:19.588
صحیح.  ولی رزرو‌تون دیگه تمومه

00:51:19.589 --> 00:51:22.025
ما قراره که از یه گروه بزرگ پذیرایی کنیم

00:51:22.026 --> 00:51:25.098
‫خب، می‌تونم یه‌کم دیرتر تسویه کنم؟

00:51:25.099 --> 00:51:26.635
حتماً

00:51:36.187 --> 00:51:39.193
‫فقط یه ماشین بفرست دنبالم که بیراتم
خونه، ‫باشه؟ و یه گوشی جدیدم برام بگیر

00:51:39.194 --> 00:51:41.130
‫نه سیمون!  فقط یه آخر هفته‌ست

00:51:41.131 --> 00:51:43.168
بزار به حال خودم باشم، لطفاً

00:51:58.298 --> 00:52:00.536
‫خانم فلایشمن. کم پیدایید

00:52:12.828 --> 00:52:15.399
‫<i>بالاخره، به خونه‌ش رسید</i>

00:52:18.171 --> 00:52:19.775
‫<i>و می‌تونست بخوابه</i>

00:52:23.783 --> 00:52:26.355
‫<i>یا شایدم گشنه‌اش بودش</i>

00:52:26.356 --> 00:52:29.361
‫<i>تو چند روز گذشته فقط غذاهای
کوفتی گیاهی خورده بود</i>

00:52:29.362 --> 00:52:33.536
‫<i>شاید اگه یه کم آهن خونش رو
می‌برد بالا، می‌تونست بهتر بخوابه</i>

00:52:35.641 --> 00:52:38.646
‫<i>تو دانشگاه یه هم اتاقی داشت
که همیشه خدا، رژیم بودش</i>

00:52:38.647 --> 00:52:40.683
‫<i>ولی هروقت که رژیمش رو می‌شکست</i>

00:52:40.684 --> 00:52:44.624
‫<i>که اساساً کار هر هفته‌اش بود
واسه خودش نودل گوشتی سفارش می‌داد</i>

00:52:44.625 --> 00:52:47.095
‫<i>تو عمرتون کسی رو موقع خوردن غذا
اینقدر شاد نمی‌بینید</i>

00:52:47.096 --> 00:52:50.503
آه، بله، سلام
‫ می‌تونم یه...

00:52:52.674 --> 00:52:55.179
نودل گوشتی سفارش بدم؟

00:52:57.651 --> 00:53:00.757
‫سلام خانم فلایشمن

00:53:11.812 --> 00:53:13.616
‫<i>نودل گوشتی خیلی حال بهم زنه</i>

00:53:13.617 --> 00:53:16.855
‫<i>چرا آدم باید از یه رستوران
چینی اسپاگتی سفارش بده؟</i>

00:53:18.559 --> 00:53:20.529
‫<i>چیزی که الان لازم داشت ورزش کردن بودش</i>

00:53:20.530 --> 00:53:23.802
‫<i>ورزش همیشه اونو خسته می‌کنه</i>

00:53:23.803 --> 00:53:26.842
‫<i>صبر کن. تو اتاق خواب داره چه غلطی می‌کنه؟</i>

00:53:38.633 --> 00:53:41.505
‫<i>تو دانشگاه یه هم اتاقی داشت
که همیشه خدا، رژیم بودش</i>

00:53:41.506 --> 00:53:43.442
‫<i>ولی هروقت که رژیمش رو می‌شکست</i>

00:53:43.443 --> 00:53:47.417
‫<i>که اساساً کار هر هفته‌اش بود
واسه خودش نودل گوشتی سفارش می‌داد</i>

00:53:47.418 --> 00:53:50.121
‫<i>تو عمرتون کسی رو موقع خوردن غذا
اینقدر شاد نمی‌بینید</i>

00:53:50.122 --> 00:53:52.159
‫ام، هنوزم سفارش می‌گیرید؟

00:53:52.160 --> 00:53:54.296
‫آره، من یه نودل گوشتی می‌خوام

00:53:54.297 --> 00:53:56.668
به خیابون 48‌ام، 813 شرقی تحویلش بدید

00:53:56.669 --> 00:53:58.473
‫آپارتمان 7ای

00:54:00.777 --> 00:54:02.747
‫سلام خانم فلایشمن

00:54:13.603 --> 00:54:16.708
‫<i>چندش آورهه. اگر پاستا می‌خواید
‫میرید به رستوران تونی</i>

00:54:20.182 --> 00:54:22.420
‫<i>این ایده به سرش زد که نکنه</i>

00:54:22.421 --> 00:54:24.323
‫<i>بخاطر اینه که لباس‌هاش تنگه</i>

00:54:24.324 --> 00:54:27.463
‫<i>اون یادش افتاد که خیلی وقته
شلوار گرمکن نپوشیده</i>

00:54:27.464 --> 00:54:30.703
‫<i>این شلوارها اونو یاد افسردگی
پس از زایمانش می‌ندازن</i>

00:54:30.704 --> 00:54:33.274
‫<i>ولی شاید توبی یا سم شلوارشون
‫رو یادشون رفته و مونده اینجا</i>

00:54:33.275 --> 00:54:35.345
‫<i>و با خودش فکر کرد که
شاید شلوار گرمکن بودش که</i>

00:54:35.346 --> 00:54:38.217
‫<i>دفعه آخر، باعث شد تا حالش خوب بشه</i>

00:54:38.218 --> 00:54:40.756
‫<i>اون به فکر زنایی افتادش که
‫تمام روز شلوار گرمکن می‌پوشیدند</i>

00:54:40.757 --> 00:54:43.495
‫<i>و از فرط بیکاری تو پارک می‌خوابیدند</i>

00:54:43.496 --> 00:54:45.231
‫<i>شاید می‌تونست یکی از اون‌ها باشه</i>

00:54:45.232 --> 00:54:46.968
‫<i>ولی، پسر، بدجور گشنه‌اش بودش</i>

00:54:46.969 --> 00:54:48.772
‫<i>ریچل به فکر هم اتاقی‌شون تو دانشگاه افتاد که</i>

00:54:48.773 --> 00:54:50.643
‫<i>اختلال تغذیه داشتش و</i>

00:54:50.644 --> 00:54:52.513
‫<i>هفته‌ای یکبار نودل گوشتی سفارش می‌داد</i>

00:54:52.514 --> 00:54:54.551
‫<i>چون که این غذاییه که وقتی
کاملاً دیگه وا دادی،‌ می‌خوری</i>

00:54:54.552 --> 00:54:56.588
می‌تونم یه نودل گوشتی سفارش بدم؟

00:54:56.589 --> 00:54:59.962
‫خیابان 84، 813 شرقی
‫آپارتمان 7ای

00:55:01.231 --> 00:55:02.934
خانم فلایشمن -
ممنونم -

00:55:21.304 --> 00:55:23.274
‫<i>خیلی چندش بودش!</i>

00:55:23.275 --> 00:55:27.517
‫<i>چرا آدم باید از یه رستوران
چینی اسپاگتی سفارش بده؟</i>

00:55:27.518 --> 00:55:30.723
‫<i>شاید بتونه یه مکمل یا چیزیی بگیره</i>

00:55:50.530 --> 00:55:54.437
یه همبرگر
‫ام، بدون پیاز. آه، و بدون پنیر

00:55:54.438 --> 00:55:58.712
‫ام، شما، آه...
خیارشورم دارید؟

00:55:58.713 --> 00:56:02.353
شما... شما هنوزم پاستای فوسیلی دارید؟

00:56:02.354 --> 00:56:05.893
‫آره، آره، آره. همون...
یکی از اون‌ها هم بدید

00:56:05.894 --> 00:56:08.030
عه، باید دوتا باشه؟

00:56:08.031 --> 00:56:10.870
‫آره، نه، دوتاش کن

00:56:12.441 --> 00:56:15.480
‫گمشو! من نمی‌خوامش!

00:56:26.835 --> 00:56:29.406
‫توبی؟

00:56:31.010 --> 00:56:34.584
عه، هانا. بدجور منو ترسوندی

00:56:34.585 --> 00:56:37.322
‫میدونم.  تو دفتر بودم

00:56:37.323 --> 00:56:39.293
‫باید یه چیزی بهت بگم

00:56:39.294 --> 00:56:40.996
میشه گوش کنی؟
‫باید یه چیزی بهت بگم

00:56:40.997 --> 00:56:43.602
‫سرم شلوغه!
بهت زنگ میزنم

00:56:43.603 --> 00:56:45.940
‫نه نه نه. نه
باید از خود من بشنویش

00:56:45.941 --> 00:56:50.416
‫من شانسی نداشتم
من هرگز شانسی نداشتم

00:56:50.417 --> 00:56:52.620
می‌شنوی منو؟

00:56:52.621 --> 00:56:56.461
!باید روش فکرکنم و بهت زنگ بزنم بعداً

00:56:56.462 --> 00:56:58.398
‫میشه به سالی بگی؟

00:57:00.770 --> 00:57:02.574
براش پیام گذاشتم -
!بهم گوش نمیدی -

00:57:20.610 --> 00:57:24.116
نه، عزیزم. شوخیش اینه که چشم‌ها باید باز باشن

00:57:24.117 --> 00:57:26.822
‫<i>به نظر من ماسک‌های بیهوشی
خیلی هم ارزشمنده</i>

00:57:34.070 --> 00:57:36.408
‫مامان، دیر کردیم!
‫باید بیای دنبالمون!

00:57:36.409 --> 00:57:37.643
نمی‌تونم حرکت کنم، هانا

00:57:37.644 --> 00:57:39.514
‫مامان. مامان، تو رو خدا!

00:57:39.515 --> 00:57:41.484
‫من نمی‌تونم حرکت کنم

00:57:41.485 --> 00:57:44.657
‫دوستتون دارم! دوستتون دارم!
...میدونید که

00:57:44.658 --> 00:57:47.396
میدونید که من دوستتون دارم دیگه نه؟
ولی دارن میان سراغم

00:57:47.397 --> 00:57:51.070
ولی دارن میان سراغم و
!من حتی نمی‌تونم تکون بخورم

00:57:52.974 --> 00:57:55.613
من تو لس‌انجلس‌م. من تو لس‌انجلس‌م

00:57:55.614 --> 00:57:59.654
اگه تونستید، بیایید دیدنم، ‌باشه؟

00:57:59.655 --> 00:58:02.894
غذا سفارش میدیم تا بیارن اتاقمون

00:58:06.435 --> 00:58:08.171
‫<i>اون باید از اونجا میزد بیرون</i>

00:58:20.997 --> 00:58:22.700
!اهوم

00:58:25.606 --> 00:58:28.712
‫ریچل فلایشمن
تو پارک خوابیده

00:58:28.713 --> 00:58:30.849
!باورم نمیشه چشام چی می‌بینه

00:58:30.850 --> 00:58:32.853
داریم میریم، انیمیشن روح
رو ببنیم،‌ تو هم میایی؟

00:58:32.854 --> 00:58:35.926
...عه، آم

00:58:35.927 --> 00:58:37.697
یادم رفت که بهتون بگم

00:58:37.698 --> 00:58:41.805
آم، من منتظر یه تماسم
برای همین نمی‌تونم

00:58:43.743 --> 00:58:44.744
‫- عــه
‫- عه، اشکالی نداره

00:58:44.745 --> 00:58:47.015
تو خیلی داری کار می‌کنی

00:58:47.016 --> 00:58:48.685
‫حالت خوبه؟

00:58:48.686 --> 00:58:50.054
آره بابا این که چیزی نیست

00:58:50.055 --> 00:58:53.194
...عه، فقط

00:58:53.195 --> 00:58:54.864
فقط دارم یه کم واسه خودم وقت می‌ذارم

00:58:54.865 --> 00:58:56.468
‫- بهت افتخار می‌کنم
‫- عه

00:58:56.469 --> 00:58:58.137
‫- آره!
‫- باریکلا دختر

00:58:58.138 --> 00:59:00.008
‫آره، این خوبه

00:59:21.885 --> 00:59:23.555
‫چیزی برای من اومده؟

00:59:23.556 --> 00:59:25.559
‫از طرف دستیارم؟
یه گوشی جدید سفارش دادم

00:59:25.560 --> 00:59:27.997
‫و، آه، من تمام آخر
‫هفته رو بدون تلفن بودم

00:59:27.998 --> 00:59:30.903
یه چیزی رو براتون چند هفته پیش، فرستاده

00:59:30.904 --> 00:59:33.174
‫منظورت چیه؟
...چی

00:59:33.175 --> 00:59:35.111
‫چی...

00:59:35.112 --> 00:59:37.650
‫صبرکنید. شرمنده...

00:59:37.675 --> 00:59:40.564
...اون روزـه -
...اون یک‌شنبه -

00:59:40.737 --> 00:59:43.528
روز یک‌شنبه تحویلش داده؟

00:59:43.529 --> 00:59:45.799
‫الان پنجشنبه‌ست

00:59:45.800 --> 00:59:47.202
‫پنج شنبه‌ست؟

00:59:47.203 --> 00:59:49.674
‫<i>ولی فقط اون پنجشنبه نبودش</i>

00:59:49.675 --> 00:59:52.747
‫<i>حتی پنجشنبه قبلش هم نبود</i>

00:59:52.748 --> 00:59:54.049
‫<i>بلکه هفته‌ها گذشته بودش</i>

00:59:54.050 --> 00:59:55.820
تف‌توش

01:00:00.563 --> 01:00:02.600
‫<i>متوجه شد که رفته جلوی آپارتمان توبی</i>

01:00:02.601 --> 01:00:05.038
‫<i>ولی می‌ترسید بره تو</i>

01:00:05.039 --> 01:00:06.941
‫<i>نه بخاطر اینکه می‌ترسید سرش داد بکشه</i>

01:00:06.942 --> 01:00:09.814
‫<i>که البته می‌ترسید، ولی دلیل اصلیش این بود که</i>

01:00:09.815 --> 01:00:13.221
‫<i>هرچی که بهش می‌گفت، حق با اون بود</i>

01:00:14.858 --> 01:00:18.030
‫<i>ولی در اون موقع نمی‌تونست
اطلاعات بیشتری راجع به </i>

01:00:18.031 --> 01:00:20.636
‫<i>اینکه چه آشغال عوضی‌ای هستش رو هضم کنه</i>

01:00:22.106 --> 01:00:24.911
‫<i> نمی‌تونست بفهمه که
‫چقدر زمان گذشته</i>

01:00:26.715 --> 01:00:30.556
‫<i>باید کلی ازش معذرت‌خواهی می‌کرد</i>

01:00:30.557 --> 01:00:33.662
‫<i>پس اولین کاری رو که به
نظرش قابل انجام می‌رسید رو کردش</i>

01:00:50.597 --> 01:00:52.265
ریچل -
سلام -

01:00:52.266 --> 01:00:56.273
تو این حوالی بودم و گفتم
یه سری به موکل مورد علاقم، بزنم

01:00:56.274 --> 01:00:59.747
...آه، من
با خودم هدیه هم آوردم

01:01:02.687 --> 01:01:05.692
بذار... الکس رو صدا بزنم

01:01:05.693 --> 01:01:07.062
‫الکس!

01:01:15.913 --> 01:01:17.115
‫ریچل

01:01:17.116 --> 01:01:19.954
خود خودمم

01:01:19.955 --> 01:01:23.829
...عه، من، آم
یه چیزی برات آوردم

01:01:28.037 --> 01:01:29.640
...آه، پس... پس، گمونم

01:01:29.641 --> 01:01:31.310
راجع به همه جنبه‌های
قرارداد به توافق رسیدیم

01:01:31.311 --> 01:01:32.780
... یه کوچولو هنوز باید روشون کار کرد

01:01:32.781 --> 01:01:34.684
‫ریچل، در مورد چی صحبت می‌کنی؟

01:01:34.685 --> 01:01:37.088
‫من سه هفته‌ست که
‫ازت خبری ندارم

01:01:43.936 --> 01:01:45.673
...واو. تو

01:01:47.944 --> 01:01:49.948
تا حالا حس و حال دژاوو بهت دست داده؟
(حسی که بهتون میگه قبلاً موقعیتی که الان توش هستین رو تجربه کردید)

01:01:51.418 --> 01:01:54.289
‫ریچل، حالت خوبه؟
ساعت 7 صبح‌ـه ها

01:01:54.290 --> 01:01:57.930
آه، نه
باید می‌رفتم به یه جای خارج دور

01:01:57.931 --> 01:01:59.934
یه مسئله اورژانسی خونوادگی بودش

01:01:59.935 --> 01:02:02.673
‫سیمون می‌گفت که همه‌ش تو جلسه‌ای

01:02:02.674 --> 01:02:04.075
بهت زنگ زدم

01:02:04.076 --> 01:02:07.082
‫وکیلمم زنگ زد
جواب نمی‌دادی

01:02:08.819 --> 01:02:10.388
منم به مت زنگ زدم

01:02:12.927 --> 01:02:14.797
صبرکن
مت من؟

01:02:14.798 --> 01:02:17.870
‫مت من

01:02:17.871 --> 01:02:19.941
من به آلفوز برگشتم

01:02:25.185 --> 01:02:27.690
!تو غیبت زدش

01:02:27.691 --> 01:02:29.894
‫نمی‌تونستم بذارم همه چی از هم بپاشه

01:02:29.895 --> 01:02:31.965
خیلی سخت کار کردم که
بذارم همه‌چی از هم بپاشه

01:02:31.966 --> 01:02:34.837
‫نه، نه، البته که
‫نه، تو کار درستی کردی

01:02:34.838 --> 01:02:37.175
کارت درست بود

01:02:37.176 --> 01:02:39.346
اگه مت... با انتقال و این چیزها

01:02:39.347 --> 01:02:41.885
کمکی لازم داشت، بهم خبر بده

01:02:41.886 --> 01:02:43.955
...ریچل -
وایستا بینم. معامله منعقد شده؟ -

01:02:43.956 --> 01:02:46.226
تونست از پسش بر بیاد؟

01:02:46.227 --> 01:02:49.734
آره تونستش
همه‌ش رو هم راست و ریست کردش

01:02:51.371 --> 01:02:53.240
‫الان دیگه همه‌چیز روبراهه

01:02:53.241 --> 01:02:54.710
‫ریچل، تو...

01:02:54.711 --> 01:02:58.885
‫من...خوبم
‫آره، منظورم اینه که...

01:03:01.257 --> 01:03:03.395
نه، هفته... هفته سختی داشتم

01:03:03.396 --> 01:03:05.799
ولی می‌دونی، اشکالی نداره، ‌اوکیه

01:03:10.443 --> 01:03:12.345
‫من خیلی بهت افت...

01:03:20.295 --> 01:03:23.034
برای این دستاوردت
بهت خیلی افتخار می‌کنم

01:03:28.445 --> 01:03:30.949
‫خیلی متاسفم که ناامیدت کردم

01:03:34.156 --> 01:03:36.159
‫<i>ریچل اونو کشف کرده بودش</i>

01:03:36.160 --> 01:03:38.965
‫<i>زمانی که مت هنوز بهش
می‌گفت صرفاً برای اینکه </i>

01:03:38.966 --> 01:03:42.840
‫<i> اتاق نویسنده‌ها یک دست نمونه
استخدامش می‌کنن، بهش ایمان داشتش</i>

01:03:42.841 --> 01:03:45.846
‫<i>دیدید؟ اون غیرقابل پذیرشه</i>

01:03:45.847 --> 01:03:47.950
‫و بعد متوجه شدم که گرسنه هستم

01:03:47.951 --> 01:03:50.154
و بعد با خودم گفتم اگه وقتی که
گشنه هستم اون‌ها رو ببینم

01:03:50.155 --> 01:03:52.893
باید دوباره می‌ذاشتم
می‌رفتم تا یه چیزی بخورم

01:03:52.894 --> 01:03:56.901
برای همین رفتم یکم کربوهیدرات
بخورم که شیرنی خریدم آخرش

01:03:56.902 --> 01:04:01.210
و بعدش هم تو رو دیدم

01:04:05.218 --> 01:04:07.923
‫مطمئنی نمی‌تونم
‫چیزی برات تعارف کنم؟

01:04:10.963 --> 01:04:13.000
‫<i>داستانش خیلی درهم و برهم بودش</i>

01:04:13.001 --> 01:04:16.039
‫<i>چندین روز این وسط بود که
هیچ چیزی ازشون به یاد نداشت</i>

01:04:16.040 --> 01:04:17.876
‫<i>و نصفه دیگه داستانش هم با عقل جور نمی‌گفت</i>

01:04:17.877 --> 01:04:21.383
‫واقعاً یادم نمیاد که کِی روی
‫پنجره‌ها روزنامه کشیده باشم

01:04:35.345 --> 01:04:37.516
فکرکنم به کمک نیاز داری، ریچل

01:04:40.489 --> 01:04:42.325
بیا

01:04:42.326 --> 01:04:44.363
‫<i>من تمام تابستون رو صرف گوش
‫دادن به داستان توبی می‌کردم </i>

01:04:44.364 --> 01:04:46.367
‫<i>درحالی که می‌تونستم همه‌ش رو
از تو چشماش تشخیص بدم</i>

01:04:46.368 --> 01:04:48.838
‫<i>من یه حقیقت اساسی
‫گزارش‌گرفتن رو فراموش کرده بودم</i>

01:04:48.839 --> 01:04:50.842
‫<i>که همیشه باید وقتی که</i>

01:04:50.843 --> 01:04:53.113
‫<i>داستان کسی درباره
خودشون رو می‌شنوی، از خودت سئوال کنی که</i>

01:04:53.114 --> 01:04:54.950
‫<i>طرف دیگه این داستان...</i>

01:04:54.951 --> 01:04:58.491
‫<i>کسی توش حضور نداشت...
اگه بود چی می‌گفتش</i>

01:04:58.492 --> 01:05:00.495
‫<i>من این درس رو که تو همه داستان‌هام</i>

01:05:00.496 --> 01:05:02.499
‫<i> رعایت کرده بودم رو یادم رفتش</i>

01:05:02.500 --> 01:05:05.104
‫<i>اونم اینه که تو زندگی هیچ آدم بده نداریم</i>

01:05:05.105 --> 01:05:06.441
‫<i>نه واقعاً</i>

01:05:06.442 --> 01:05:08.110
‫<i>هیچ قهرمان واقعی هم وجود نداره</i>

01:05:08.111 --> 01:05:10.982
‫<i>همه در عین حالی که خوب و عالی هستند
مهیب و خبیث هم هستند</i>

01:05:10.983 --> 01:05:12.519
‫<i>و همه نواقصی دارند</i>

01:05:12.520 --> 01:05:15.124
‫<i>و هیچ استثنایی
‫هم برای این وجود نداره</i>

01:05:15.125 --> 01:05:17.529
‫هی، هی، هی، هی

01:05:17.530 --> 01:05:22.105
‫فقط سعی کن بخوابی، باشه؟

01:05:22.106 --> 01:05:24.477
اینجا کنارت میشینم

01:05:24.478 --> 01:05:27.415
نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته

01:05:29.888 --> 01:05:32.593
‫میدونی، من همیشه ازت خوشم میومدش

01:05:32.594 --> 01:05:35.097
و فکر کردم که تو ازم خوشت نمیادش

01:06:11.571 --> 01:06:15.044
‫<i>سلام. بابت حرف‌هایی که
قبلاً زدم معذرت می‌خوام</i>

01:06:15.045 --> 01:06:16.881
‫<i>امیدوارم از دستم عصبی نباشی</i>

01:06:16.882 --> 01:06:20.087
‫<i>فقط این اواخر اتفاقای
زیادی رو از سر گذروندم</i>

01:06:20.111 --> 01:06:27.111
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
