﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:06.900 --> 00:00:10.140
I'm a soldier, znatchit ya...
I'm a soldier, and that means...

00:00:07.900 --> 00:00:11.140
...من یک سربازم و این بدان معنا‌ست

00:00:10.140 --> 00:00:13.410
...i otvetchik i sud'ya
...that I am both defendant and judge.

00:00:11.140 --> 00:00:14.410
.که هم پاسدارم و هم دادرس

00:00:13.410 --> 00:00:18.810
Ya stoyu na dvuh kontsah ognya
I stand at both ends of the fire.

00:00:14.410 --> 00:00:19.810
.در هر دو سوی آتش، ایستاده‌ام

00:00:20.010 --> 00:00:23.210
Ogibaya virazhi,
Leaning into the curves,

00:00:21.010 --> 00:00:24.210
.پنهان در پیچ و خم‌ها

00:00:23.210 --> 00:00:26.550
obgonyaya smert' i zhizn',
overtaking life and death,

00:00:24.210 --> 00:00:27.550
.فراتر از مرگ و زندگی

00:00:26.550 --> 00:00:32.080
ya begu srazit'sya s ten'yu lzhi
I'm running to fight the shadow of lies.

00:00:27.550 --> 00:00:33.080
.در تکاپوی ستیز با سایه‌های دروغ

00:00:32.260 --> 00:00:38.690
Skol'ko b nitej ne plyol obman,
No matter how tangled the web of deception is woven,

00:00:33.260 --> 00:00:39.690
،مهم نیست تار و پود فریب را چقدر سخت در هم تنیده باشند

00:00:38.830 --> 00:00:46.200
pokazhet lik sveta istina...
truth will always illuminate the outline of the light...

00:00:39.830 --> 00:00:47.200
.راستی، همواره به روز‌هایمان نور خواهد پاشید

00:00:47.070 --> 00:00:50.280
Save your tears for the day...

00:00:48.070 --> 00:00:51.280
...اشک‌هایت را برای آن روز نگه دار

00:00:50.280 --> 00:00:53.580
...when the pain is far behind.

00:00:51.280 --> 00:00:54.580
.روزی که رنج‌ها را پشت سر می‌نهیم

00:00:53.580 --> 00:00:56.770
On your feet, come with me.

00:00:54.580 --> 00:00:57.770
.به پا خیز و با من بیا

00:00:56.770 --> 00:01:00.220
We are soldiers, stand or die.

00:00:57.770 --> 00:01:01.220
.ما سربازیم، یا می‌ایستیم و یا می‌میریم

00:01:00.220 --> 00:01:03.390
Save your fears, take your place.

00:01:01.220 --> 00:01:04.390
.ترس‌هایت را کنار بگذار، سر جای خود بایست

00:01:03.390 --> 00:01:06.490
Save them for the Judgment Day.

00:01:04.390 --> 00:01:07.490
.ترس‌ها را برای روز رستاخیز نگه‌ دار

00:01:06.660 --> 00:01:09.920
Fast and free, follow me.

00:01:07.660 --> 00:01:10.920
.سبکبال و رها، مرا دنبال کن

00:01:09.920 --> 00:01:14.630
Time to make the sacrifice.

00:01:10.920 --> 00:01:15.630
.زمان از خود گذشتگی فرا رسیده

00:01:14.630 --> 00:01:21.690
We rise or fall...

00:01:15.630 --> 00:01:22.690
...یا به اوج می‌رسیم و یا در خاک می‌غلطیم

00:01:47.400 --> 00:01:48.800
رفت دستشویی؟

00:01:49.030 --> 00:01:50.690
.گمونم

00:01:52.300 --> 00:01:53.290
بریم دنبالش؟

00:01:53.600 --> 00:01:55.070
.صبر کن یه لحظه

00:01:56.640 --> 00:01:59.230
.کف و دیوارهای دستشویی کاملا سرامیک شدن

00:01:59.740 --> 00:02:03.010
پنجره‌های محکمی داره و
.بیرونش میله‌های آلومینیومی کار گذاشتن

00:02:03.710 --> 00:02:08.050
گمونم مثل آب خوردن بتونه میله‌ها رو بشکنه
.ولی بعید می‌دونم دیگه تا این حد پیش بره

00:02:38.550 --> 00:02:40.210
...آب‌پز شدم تو این گرما

00:02:41.450 --> 00:02:42.820
.بزن به بدن

00:02:43.450 --> 00:02:44.380
آبجو می‌زنی؟

00:02:44.750 --> 00:02:48.950
داری پیچ و مهره‌های توی شیکمت رو با الکل تمیز می‌کنی؟

00:02:50.030 --> 00:02:54.660
ولی خداوکیلی این امتحان واسه استخدام نیروی جدید
یه خورده زیاده‌روی نیست؟

00:02:54.830 --> 00:02:55.760
.نه که نیست

00:02:56.200 --> 00:03:00.530
،اگه از عهده‌ی همچین چیزی برنیان
.حتی به درد کارآموزی هم نمی‌خورن

00:03:00.800 --> 00:03:03.240
...خب آره ولی

00:03:06.940 --> 00:03:08.610
.باتو -
جونم؟ -

00:03:08.610 --> 00:03:10.040
اوضاع چطوره؟

00:03:10.110 --> 00:03:12.210
.در حال روزنامه خوندن و قهوه خوردن

00:03:12.510 --> 00:03:14.910
.شماها رو نگفتم
.اون‌ها تو چه وضعین

00:03:15.420 --> 00:03:17.080
.بنده هم اون‌ها رو عرض کردم

00:03:17.590 --> 00:03:19.280
.جا خوش کردن

00:03:21.690 --> 00:03:26.180
یعنی به فکرشون نرسیده ممکنه خاطره‌ی غلط
به خوردشون داده باشم؟

00:03:26.560 --> 00:03:29.000
.خیر سرم اولین چیزی که یادشون دادم همین بود

00:03:29.400 --> 00:03:30.760
چند تا مونده؟

00:03:31.070 --> 00:03:32.430
.شیش تا توی سه تیم

00:03:32.500 --> 00:03:33.900
.بریم سراغ تیم بعدی

00:03:33.970 --> 00:03:34.960
.اطاعت

00:03:42.780 --> 00:03:43.940
این تیم آخریه؟

00:03:44.180 --> 00:03:46.340
.بله با عرض شرمندگی

00:04:46.610 --> 00:04:48.970
!شرمنده‌م قربان
!هدف رو گم کردیم

00:04:49.180 --> 00:04:52.670
!خسته نباشین
حالا میخواین چه گلی به سرتون بگیرین؟

00:04:53.080 --> 00:04:55.120
...یه دور دیگه توی منطقه می‌زنیم

00:04:55.120 --> 00:04:57.310
نه بابا؟
.احسنت بر شما

00:04:58.090 --> 00:04:59.850
.دیگه زیادی داری بهشون سخت می‌گیری

00:04:59.920 --> 00:05:01.410
.لازم نیست دل به حال این‌ها بسوزونی

00:05:02.990 --> 00:05:05.460
.سرگرد، کار تمومه
.برگردیم دفتر

00:05:06.760 --> 00:05:07.920
سرگرد؟

00:05:09.700 --> 00:05:10.690
سرگرد؟

00:05:11.870 --> 00:05:13.600
.صدا به صدا نمی‌رسه

00:05:14.100 --> 00:05:16.230
نکنه حوصله‌ش سر رفته، برگشته دفتر؟

00:05:35.590 --> 00:05:36.890
هک شدم؟

00:05:37.860 --> 00:05:38.920
.باتو

00:05:39.430 --> 00:05:40.490
باتو؟

00:05:46.270 --> 00:05:48.030
...انگار واقعا هک شد

00:05:49.100 --> 00:05:52.160
.ولی اصلا حس نکردم کسی از 4 لایه‌ی حصار مغزم رد بشه

00:05:53.340 --> 00:05:56.240
،اگه کار این داوطلب‌های عضویت باشه
.بهشون امیدوار شدم

00:06:14.600 --> 00:06:17.570
فروشگاه خاطرات

00:06:22.940 --> 00:06:25.070
پس این آخر خطه، ها؟

00:06:41.820 --> 00:06:43.810
.حس غریبی دارم

00:06:46.090 --> 00:06:49.330
سنسورهای پوست دستم، حس لامسه رو
...درست و حقیقی انتقال میدن

00:06:50.970 --> 00:06:54.530
ولی با این وجود حس می‌کنم
...کل این‌جا به نظر واقعی نمیاد

00:07:52.160 --> 00:07:53.650
بدن‌‌های روباتیک؟

00:08:07.480 --> 00:08:08.970
خوشگلن، نه؟

00:08:09.380 --> 00:08:10.810
.بچه‌ها رو میگم

00:08:13.180 --> 00:08:15.410
شما صاحب‌مغازه‌ای؟

00:08:15.550 --> 00:08:17.420
.یه همچین چیزی

00:08:17.850 --> 00:08:20.620
چی رو می‌خوای واست نگه دارم؟

00:08:21.090 --> 00:08:22.220
نگه داری؟

00:08:22.620 --> 00:08:23.590
.بله

00:08:23.860 --> 00:08:28.300
.مشتری‌های من تجسم خاطراتشون رو پیش من به امانت میذارن

00:08:30.000 --> 00:08:34.770
اشیایی که این‌جا می‌بینی شاید واسه هر کس دیگه‌ای
،ساده و بی‌ارزش جلوه کنه

00:08:34.900 --> 00:08:39.240
.ولی تک‌تک‌شون واسه صاحبش سرشار از خاطرات باارزشه

00:08:39.310 --> 00:08:42.710
...واسه همین گاهی وقت‌ها حس می‌کنم دارم توی ازدحام خاطرات ذهن

00:08:42.710 --> 00:08:45.740
.که از این اشیا می‌تابه، نفسم بند میاد...

00:08:46.450 --> 00:08:48.180
...ازدحام خاطرات

00:08:57.060 --> 00:09:01.320
تو رو هم اون‌ها کشوندن این‌جا؟

00:09:05.270 --> 00:09:09.760
.خیلی نایابن، مال نسل اول بدن‌های روباتیک

00:09:10.270 --> 00:09:15.270
.خاطرات پیرامون این بچه‌ها خیلی برام دردناکه

00:09:16.480 --> 00:09:20.150
...ولی در عین حال، لذت تجربه‌ی

00:09:20.150 --> 00:09:23.210
.مراقبت از این خاطرات رو بهم می‌بخشه...

00:09:24.090 --> 00:09:26.680
...چه جور خاطراتی از این دو تا

00:09:27.920 --> 00:09:30.120
!وای خدا مرگم بده، چه زود، دیر شد

00:09:30.630 --> 00:09:33.650
.باید من رو ببخشی، امروز زودتر تعطیل می‌کنیم

00:09:33.730 --> 00:09:36.060
.لطفا هر زمان فرصت داشتی، باز بهم سر بزن

00:09:36.060 --> 00:09:40.000
.هر چی راجع بهشون بخوای، بهت میگم

00:09:55.920 --> 00:09:57.350
...آها گرفتم

00:09:58.890 --> 00:10:02.290
.ان حس غریب... نوستالژی بود

00:10:08.900 --> 00:10:12.560
.یالا گنده بک، بریم خونه

00:10:12.870 --> 00:10:15.430
.گزارشت رو فردا بده سرگرد

00:10:18.910 --> 00:10:22.210
خدا نکشدت سرگرد، چرا این‌ریختی غیبت زد؟

00:10:22.610 --> 00:10:24.340
کجا بودی تا حالا؟

00:10:25.350 --> 00:10:26.340
.ها، همین حوالی

00:10:27.120 --> 00:10:30.980
خب بگو ببینم چند نفر دیگه موندن
که ممکنه واسه عضویت به کارمون بیان؟

00:10:31.390 --> 00:10:34.290
...فقط یه دونه مونده از سازمان اطلاعات ارتش جی اس دی ای

00:10:34.860 --> 00:10:37.480
.همونی که رفیق پدر تیم معرفی کرد...

00:10:37.690 --> 00:10:39.250
...چنگی به دل نمی‌زنه

00:10:39.630 --> 00:10:41.630
،قبول دارم آش دهن‌سوزی نیست

00:10:41.630 --> 00:10:44.790
ولی موضوع این‌جاست که این روز‌ها
.بدجوری نیرو لازمیم

00:10:45.370 --> 00:10:50.270
،ولی اگه سطح امتحانمون رو پایین بیاریم
.اعضای جدید فقط جلوی دست و پامون رو می‌گیرن

00:10:51.110 --> 00:10:54.800
پس چه کنیم؟
آزمون مجدد ازشون بگیریم؟

00:10:55.010 --> 00:10:57.170
.با رئیس صحبت می‌کنم ببینم چی میگه

00:10:57.250 --> 00:11:00.650
میگم، به نظرت من واسه آموزش این‌ها مناسبم؟

00:11:02.620 --> 00:11:06.180
اگه تو نباشی پس کی باشه؟

00:11:06.590 --> 00:11:08.610
.میرم خونه

00:11:08.990 --> 00:11:10.250
.خسته نباشین

00:11:13.760 --> 00:11:15.350
.بی‌خیال بابا

00:11:15.460 --> 00:11:19.400
،حتی من هم روزی که اومدم بخش 9
.سرگرد توی 5 دقیقه نسخه‌م رو پیچید

00:11:19.700 --> 00:11:22.170
جون من؟ یعنی 5 دقیقه زیر دستش دووم آوردی؟

00:11:22.470 --> 00:11:23.560
!خودت رو مسخره کن

00:11:24.040 --> 00:11:26.980
...یعنی خیال کردی خودت می‌تونی

00:11:26.980 --> 00:11:29.670
یکی مثل سرگرد رو که تو یه چشم بهم زدن...
غیبش می‌زنه، سایه به سایه تعقیب کنی؟

00:11:33.150 --> 00:11:34.950
.پس چی

00:11:37.490 --> 00:11:38.950
رویا توی بیداری؟

00:11:39.720 --> 00:11:42.320
...مطمئن نیستم ولی شاید بیشتر جنبه‌ی
.روحی روانی داشته باشه

00:11:42.820 --> 00:11:44.260
،خب من هم وقتی می‌خوابم

00:11:44.260 --> 00:11:47.390
،گاهی وقت‌ها یه خواب‌های عجیب و غریبی می‌بینم
...انگار یه جای دیگه‌م

00:11:47.900 --> 00:11:48.890
جدی؟

00:11:49.500 --> 00:11:53.020
تا حالا شده انرژی ذهنی از یه وسیله یا شی حس کنی که مال خودته؟

00:11:54.070 --> 00:11:57.710
...خب مثل ماشینم می‌مونه

00:11:57.710 --> 00:12:01.440
وقتی یه مدت زیادی توی جاده پشت رلم...
.حس می‌کنم ماشین هم بخشی از دست و پام شده

00:12:02.180 --> 00:12:05.480
!میگم بیا زنگ بزنیم کورتین بریم یه کم خوش بگذرونیم

00:12:05.550 --> 00:12:09.450
.شرمنده. امروز کار دارم

00:12:13.090 --> 00:12:17.150
چرا سرگرد داره دقیقا مسیر دیروزی رو میره؟
فازش چیه؟

00:12:41.380 --> 00:12:44.220
شصتش خبردار شد که دنبالشم؟

00:12:48.260 --> 00:12:50.190
.منتظرت بودم

00:12:51.630 --> 00:12:54.030
.حس می‌کردم الاناست که سر و کله‌ت پیدا بشه

00:12:54.560 --> 00:12:55.790
از کجا؟

00:12:56.830 --> 00:12:59.490
.چون این بچه‌ها هم داشتن واسه دیدنت بی‌قرار می‌شدن

00:13:00.970 --> 00:13:02.100
.عجب

00:13:02.600 --> 00:13:05.270
.خب پس مستقیم بریم سراغ داستانشون

00:13:05.710 --> 00:13:07.640
...وا چقدر عجولی تو دختر

00:13:08.780 --> 00:13:09.770
.باشه

00:13:10.480 --> 00:13:15.780
...این دو تا بدن روباتیک رو پسره مثل چشم‌هاش نگه‌داری کرده بود

00:13:15.780 --> 00:13:18.550
.دیگه واسه خودش مرد بزرگی شده بود

00:13:26.530 --> 00:13:30.290
.وقتی شش سالش بود، هواپیمایی که سوارش بوده، سقوط می‌کنه

00:13:30.830 --> 00:13:34.430
.گویا سقوط وحشتناکی بوده و بیشتر سرنشین‌ها کشته میشن

00:13:34.740 --> 00:13:39.260
.شنیدم حتی اون‌هایی که نجات پیدا کرده بودن هم، خیلی دووم نیاوردن

00:13:39.910 --> 00:13:45.740
.هیچ کدوم به جز این پسر و دختری که توی هواپیما بغل دستش نشسته بود

00:13:46.210 --> 00:13:51.710
،این دو تا کوچولو به طور معجزه‌آسایی نجات پیدا کردن
،ولی دختره هیچ‌وقت به هوش نیومد

00:13:52.290 --> 00:13:57.190
.و پسره هم تمام بدنش به جز دست چپش از کار افتاده بود

00:14:01.660 --> 00:14:08.030
وقتی جراحات پسر بهبود پیدا کرد، به سرعت
.متوجه شرایطش شد

00:14:08.670 --> 00:14:12.110
،فهمید پدر و مادرش که توی هواپیما باهاش بودن، دیگه نیستن

00:14:12.370 --> 00:14:17.330
،فهمید چرا خویشاوندان دورش که اوایل زیاد بهش سر می‌زدن

00:14:17.650 --> 00:14:20.140
.کم‌کم دیگه سر و کله‌شون پیدا نمیشه

00:14:20.380 --> 00:14:25.380
توی اون مغز کوچولو تموم تلاشش رو می‌کرد
.تا با این اوضاع کنار بیاد و هضمش کنه

00:14:26.290 --> 00:14:31.020
و این‌جا بود که فکرش به سمت دختری که روی تخت
.کنار دستش خوابیده بود، پر کشید

00:14:31.290 --> 00:14:34.990
،این دختر تنها بازمانده‌ی همراهش بود
.انگار تنها دوستش بود توی دنیا

00:14:37.430 --> 00:14:39.920
".خدایا نجاتش بده"

00:14:40.300 --> 00:14:43.300
...این ذکر هر روز و شبش بود

00:14:43.300 --> 00:14:45.400
.و پشت سر هم واسش پلیکان کاغذی درست می‌کرد...

00:14:50.710 --> 00:14:51.800
...ولی یه روز

00:14:52.110 --> 00:14:54.780
دختره یه بلایی سرش اومد، نه؟

00:14:54.980 --> 00:14:58.580
.یه دفعه شرایط جسمانی دختر کوچولو بهم ریخت

00:15:02.120 --> 00:15:03.950
.فشار خون 60 ، دیساتول نداره

00:15:04.430 --> 00:15:06.360
!یه واحد لیدوکائین و ای پی آی بهش بزنین

00:15:06.660 --> 00:15:08.190
.نمی‌تونم ای سی اف رو بخونم

00:15:08.860 --> 00:15:10.300
.فشار خون تا 40 افت کرد

00:15:11.230 --> 00:15:12.790
!فورا دستگاه شوک رو آماده کنین

00:15:16.370 --> 00:15:22.140
صبح روز بعد بهش گفتن
.که دخترک رفته یه جای دور

00:15:40.900 --> 00:15:42.690
.دو سال گذشت

00:15:43.260 --> 00:15:51.170
،با احدالناسی حرف نمی‌زد
.فقط در سکوت پلیکان کاغذی درست می‌کرد

00:16:01.120 --> 00:16:03.810
...مثل این می‌موند که ساخت پی در پی این پلیکان‌های کاغذی

00:16:04.620 --> 00:16:09.150
.وظیفه‌ای بود که فقط واسه‌ی اون مقدر شده...

00:16:10.530 --> 00:16:12.090
امروز چیزی نگفت؟

00:16:12.090 --> 00:16:14.430
.فقط پرسید میشه کاغذ اوریگامی واسش بیاریم

00:16:14.730 --> 00:16:18.170
بعد یک روز، وقتی تموم کاغذبازی‌ها و مراحل اداری
،قضیه‌ی سقوط هواپیما تموم شده بود

00:16:18.270 --> 00:16:22.600
.یکی از خویشاوندانش با یه دکتر جوون به ملاقاتش اومدن

00:16:23.040 --> 00:16:24.800
.این رو به پسرک گفتن

00:16:26.710 --> 00:16:28.610
"که اگه دوست داشته باشه"

00:16:29.040 --> 00:16:33.570
یه راهی هست که بشه بدن از کار افتاده‌ش رو"
".با یه بدن مصنوعی عوض کنه

00:16:33.850 --> 00:16:36.250
"آیا اون‌قدر شجاعت داره که بهش تن بده؟"

00:16:36.820 --> 00:16:41.550
اگه همه‌چیز خوب پیش بره، می‌تونه مثل سابق"
".راه بره و زندگی کنه

00:16:44.360 --> 00:16:46.950
.پسرک جواب نداد

00:16:47.630 --> 00:16:50.790
.نه به خاطر اونی‌که می‌ترسید

00:16:51.000 --> 00:16:52.430
می‌دونی چرا؟

00:16:52.730 --> 00:16:57.870
.چون دیگه انگیزه‌ای نداشت واسه برگشتن به زندگی عادی

00:16:58.540 --> 00:17:04.740
.آخه اون که کاری نداشت به جز بال و پر دادن به پلیکان‌های کاغذی

00:17:05.050 --> 00:17:11.040
.این شد که آدم‌بزرگ‌ها دیگه باهاش حرفی نزدن و تنهاش گذاشتن

00:17:11.690 --> 00:17:17.890
.ولی یه دختر کوچولو کاری کرد که با دنیا آشتی کنه

00:17:18.630 --> 00:17:20.060
.همین دختره

00:17:20.360 --> 00:17:26.890
بله. این دختر قبلا با موفقیت بدنش رو با
.یه بدن روباتیک تعویض کرده بود

00:17:27.600 --> 00:17:32.670
...فکر کنم اون دکتر جوون با این قصد با هم آشناشون کرد

00:17:32.670 --> 00:17:34.970
.تا پسره رو مجاب کنه واسه این کار

00:17:36.180 --> 00:17:40.080
.ظاهرا دختره هر روز میومد دیدار پسر قصه‌ی ما

00:17:41.120 --> 00:17:44.380
.دختری بود شاد و پرانرژی

00:17:45.190 --> 00:17:49.090
با وجودی که حتما خیلی واسش سخت بود
،تا با بدن جدیدش کنار بیاد

00:17:49.090 --> 00:17:52.620
.ولی هیچ‌وقت جلوی پسرک، کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کرد

00:17:53.090 --> 00:17:55.760
،تازه حتی وقتی بحثش پیش می‌اومد
...پسرک رو تشویق می‌کرد به این کار

00:17:55.760 --> 00:17:57.960
.تا اون هم یه بدن روباتیک بگیره...

00:17:58.570 --> 00:18:03.730
،پسرک در سکوت به اون گوش می‌داد
،تا این‌که یه روز به حرف در اومد

00:18:04.410 --> 00:18:07.040
"با بدن روباتیک میشه پلیکان اوریگامی درست کرد؟"

00:18:07.040 --> 00:18:11.270
".اگه بتونی درست کنی،  فکر کنم من هم راضی بشم"

00:18:14.320 --> 00:18:17.440
ولی دخترک با وجودی که تعادل بدنش رو به دست آورده بود و
، به راحتی حرکت می‌کرد

00:18:17.850 --> 00:18:22.520
.اما توی حرکات ظریف، کنترل مناسبی روی بدنش نداشت

00:18:24.230 --> 00:18:26.960
...شاید دخترک دلش نمی‌خواست ببازه

00:18:27.260 --> 00:18:30.530
.چون بارها و بارها تلاش کرد

00:18:31.500 --> 00:18:35.870
به گمونم اون دختر واسه پسرک قصه‌ی ما
.منبع امید و انرژی بود

00:18:36.300 --> 00:18:39.900
...ولی هر دوتاشون هنوز خیلی کوچولو بودن

00:19:11.410 --> 00:19:13.510
:پسرک ناامید شد و گفت

00:19:13.510 --> 00:19:20.040
،اگه نتونم واسه دختری که مرد پلیکان درست کنم"
".ترجیح میدم همین‌طوری بمونم

00:19:21.080 --> 00:19:25.640
.بعد از اون روز، پسرک دیگه دختره رو ندید

00:19:25.920 --> 00:19:28.760
:دختره موقع رفتن گفت
"...میرم باز هم پلیکان ساختن رو تمرین کنم

00:19:28.760 --> 00:19:31.120
"تا من هم بتونم واست بسازم، باشه؟...

00:19:32.690 --> 00:19:38.460
.بله، اون همون دختر کوچولویی بود که پسرک فکر می‌کرد مرده

00:19:39.730 --> 00:19:42.930
چرا این موضوع رو به پسره نگفت؟

00:19:43.810 --> 00:19:46.900
.حتما دلیل سفت و سختی داشته

00:19:50.240 --> 00:19:55.180
.ولی همون روز پسرک تصمیم گرفت بدنش رو عوض کنه

00:19:55.380 --> 00:19:58.280
...و با خودش عهد بست که بره و

00:19:58.350 --> 00:20:00.790
.دختره رو که از بیمارستان غیبش زده بود، پیدا کنه...

00:20:01.990 --> 00:20:05.590
...چیزی نگذشته بود که پسرک هم صاحب یه بدن روباتیک شد

00:20:05.590 --> 00:20:07.620
،و بعد از گذروندن دوره‌ی طاقت‌فرسای توان‌بخشی...

00:20:07.800 --> 00:20:11.250
.بالاخره تبدیل شد به یه کاربر درجه یک بدن روباتیک

00:20:12.330 --> 00:20:17.070
،چون اون زمان بچه‌های زیادی نبودن که همچین بدنی داشته باشن

00:20:17.210 --> 00:20:20.730
.حتما خیلی خیلی براش سخت بوده

00:20:20.810 --> 00:20:25.540
ولی وقتی به این فکر می‌کرد که اون دختر هم مجبور شده
.همین سختی‌ها رو تحمل کنه

00:20:25.750 --> 00:20:28.270
.روحیه می‌گرفت و راحت‌تر تحمل می‌کرد

00:20:30.380 --> 00:20:34.220
خب بگو ببینم تونست دختره رو پیدا کنه؟

00:20:34.520 --> 00:20:38.080
همون دختری که بدن روباتیک داشت و توی سقوط هواپیما باهاش بود؟

00:20:38.160 --> 00:20:41.130
به نظر وقتی همچین سرنخی از یه نفر داشته باشی
.پیدا کردنش باید راحت باشه

00:20:41.160 --> 00:20:44.060
.ولی نه، نتونست پیداش کنه

00:20:44.100 --> 00:20:46.930
پس بدن روباتیکش رو کجا پیدا کرد؟

00:20:47.640 --> 00:20:53.730
ظاهرا توی آزمایشگاه دانشگاه، به عنوان
.یه نمونه‌ی کلاسیک نگه‌داری می‌شده

00:20:54.640 --> 00:20:59.580
،به محض این‌که دیدش فهمید بدن همون دختره

00:21:00.010 --> 00:21:03.920
ولی نتونست خود دختره رو پیدا کنه که حتما
.یه بدن بزرگ‌تر واسه خودش دست و پا کرده بود

00:21:04.650 --> 00:21:09.490
،واسه همین خاطراتی که از بدن این دختر حس می‌کنم
.حتی همین حالا هم پوچ و خالی هستن

00:21:10.420 --> 00:21:12.890
پسره چی شد؟

00:21:13.630 --> 00:21:17.930
.روزهای آخر جنگ بود که منتقلش کردن اون طرف آب و دیگه پیداش نشد

00:21:18.230 --> 00:21:24.330
.از اون‌جایی که دیگه هرگز ندیدمش، فکر کنم دیگه توی این دنیا نباشه

00:21:26.210 --> 00:21:27.570
...آها

00:21:31.910 --> 00:21:33.740
.ممنونم که داستانشون رو واسم گفتی

00:21:34.080 --> 00:21:39.580
شک ندارم حتی همین حالا هم دختره هنوز داره دنبال
.اولین پسری می‌گرده که عاشقش شد

00:21:40.220 --> 00:21:42.310
اولین پسری که عاشقش شد؟

00:22:09.580 --> 00:22:12.020
.یخ توی چای سردت، آب شده

00:22:12.190 --> 00:22:13.350
.آره می‌دونم

00:22:14.160 --> 00:22:15.140
چی شده؟

00:22:15.460 --> 00:22:18.220
...خب راجع به عضوگیری

00:22:18.430 --> 00:22:23.060
داشتم فکر می‌کردم یه خورده آسون‌تر بگیریم بهشون و
.دوباره امتحانشون کنیم

00:22:23.330 --> 00:22:24.560
نظرت چیه؟

00:22:24.670 --> 00:22:26.690
چی شد نظرت عوض شد؟

00:22:26.970 --> 00:22:28.170
.چیز خاصی نیست

00:22:28.170 --> 00:22:35.180
،فقط یادم افتاد خودمم اون اوایل این‌قدر کاردرست و تر و فرز نبودم

00:22:35.180 --> 00:22:37.080
.افسر مافوقم حسابی خدمتم می‌رسید

00:22:38.650 --> 00:22:43.740
.چرا که نه؟ شاید هیچ کس اول کار چندان کاردرست و تر و فرز نبوده

00:22:44.150 --> 00:22:45.050
.ای قربون لب و دهنت

00:22:45.450 --> 00:22:48.720
.نمی‌دونی چه باری از رو دوشم برداشتی دختر

00:22:48.740 --> 00:22:56.740
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
Forums.AnimWorld.net

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
دنیای انیمه با افتخار تقدیم می‌نماید

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
کاری از تیم تخصصی ترجمه‌ی انیمه‌

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
Blood winE

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
:ترجمه و ویرایش

00:22:58.900 --> 00:23:05.100
FarzaN

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
Forums.AnimWorld.net

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
دنیای انیمه با افتخار تقدیم می‌نماید

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
کاری از تیم تخصصی ترجمه‌ی انیمه‌

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
Blood winE

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
:ترجمه و ویرایش

00:23:05.200 --> 00:23:15.300
FarzaN

00:23:08.500 --> 00:23:11.000
...درک کهکشان درونم

00:23:08.500 --> 00:23:11.000
Finding out a galaxy...

00:23:11.000 --> 00:23:14.960
...سرشار از سیاره و ستاره...

00:23:11.000 --> 00:23:14.960
...of planets and stars within me...

00:23:15.150 --> 00:23:17.620
...گوش سپردن به یک‌یک آنان

00:23:15.150 --> 00:23:17.620
Listening to each of them...

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
Forums.AnimWorld.net

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
دنیای انیمه با افتخار تقدیم می‌نماید

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
کاری از تیم تخصصی ترجمه‌ی انیمه‌

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
Blood winE

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
:ترجمه و ویرایش

00:23:15.400 --> 00:23:29.400
FarzaN

00:23:17.620 --> 00:23:21.610
...که آوای آشنای سکوت را سر می‌دهند...

00:23:17.620 --> 00:23:21.610
...singing the same silent melody...

00:23:21.610 --> 00:23:25.620
...هرگز این چنین زیبایی را به چشم ندیده بودم

00:23:21.610 --> 00:23:25.620
I've never seen such beauty...

00:23:25.620 --> 00:23:28.910
...مگر می‌شود

00:23:25.620 --> 00:23:28.910
In possibility...

00:23:28.910 --> 00:23:33.420
...نه ترسی در کار است و نه تردیدی

00:23:28.910 --> 00:23:33.420
No speck of doubt or fear...

00:23:33.420 --> 00:23:34.910
!بیدار شو

00:23:33.420 --> 00:23:34.910
Wake up!

00:23:34.910 --> 00:23:37.610
،صدایی به گوشم می‌رسد

00:23:34.910 --> 00:23:37.610
I hear a voice,

00:23:37.610 --> 00:23:41.550
...صدایی که مرا فرا می‌خواند

00:23:37.610 --> 00:23:41.550
hear a voice calling out to me...

00:23:41.550 --> 00:23:44.060
،درون را می‌بینم

00:23:41.550 --> 00:23:44.060
I see inside,

00:23:44.060 --> 00:23:47.590
...و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته

00:23:44.060 --> 00:23:47.590
see the light now ever holding me...

00:23:47.590 --> 00:23:50.930
...حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم

00:23:47.590 --> 00:23:50.930
All the truth, all I need...

00:23:50.930 --> 00:23:55.730
...تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...

00:23:50.930 --> 00:23:55.730
...to make of this reality, it's inside...

00:23:55.730 --> 00:24:01.540
...زیبایی درون کالبد

00:23:55.730 --> 00:24:01.540
The beauty within the shell...

00:24:01.540 --> 00:24:04.240
،صدایی به گوشم می‌رسد

00:24:01.540 --> 00:24:04.240
I hear a voice,

00:24:04.240 --> 00:24:08.180
...صدایی که مرا فرا می‌خواند

00:24:04.240 --> 00:24:08.180
hear a voice calling out to me...

00:24:08.180 --> 00:24:10.690
،درون را می‌بینم

00:24:08.180 --> 00:24:10.690
I see inside,

00:24:10.690 --> 00:24:14.220
...و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته

00:24:10.690 --> 00:24:14.220
see the light now ever holding me...

00:24:14.220 --> 00:24:17.560
...حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم

00:24:14.220 --> 00:24:17.560
All the truth, all I need...

00:24:17.560 --> 00:24:22.360
...تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...

00:24:17.560 --> 00:24:22.360
...to make of this reality, it's inside...

00:24:22.360 --> 00:24:27.020
...درست همین‌جا درون کالبدم

00:24:22.360 --> 00:24:27.020
Right here within the shell...
