﻿WEBVTT

00:00:02.160 --> 00:00:18.560
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:20.840 --> 00:00:22.790
.انگار این نزدیکیا نیستن

00:00:24.250 --> 00:00:28.730
.گمونم این آب و هوا حتی برای لشکر 7ام هم زیادی ناجور بود

00:00:28.730 --> 00:00:32.090
.ولی بعید می‌دونم تسلیم بشن و برگردن

00:00:32.510 --> 00:00:36.600
.انتظار دارن از کوهستان به سمت آباشیری بریم پایین

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
اوتارو

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
آساهیکاوا

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
رشته کوه آتشفشانی دایستسوزان

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
منطقه‌ی
توکاچی

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
کوشیرو

00:00:33.720 --> 00:00:39.640
آباشیری

00:00:37.050 --> 00:00:41.060
کاری رو می‌کنیم که انتظار ندارن؛
.به طرف توکاچی می‌ریم و دست به سرشون می‌کنیم

00:00:41.060 --> 00:00:42.640
.بریم

00:00:42.640 --> 00:00:47.730
به کیرورانکه نیشپا و بقیه گفتیم اگه جدا شدیم
.همدیگه رو در آباشیری می‌بینیم

00:00:50.920 --> 00:00:56.450
وقتی از یوباری رفتیم به اوتارو یه تلگراف
.فرستادم جویای احوال هوچی بشم

00:00:56.450 --> 00:01:00.410
پستخانه‌ی هیتومای

00:00:57.190 --> 00:01:00.410
.باید اینجا تو پستخونه جوابش رو بگیریم

00:01:00.410 --> 00:01:01.810
از کی؟

00:01:02.610 --> 00:01:04.080
.عموی آشیرپا

00:01:04.770 --> 00:01:06.090
اون قبلا با ژاپنی‌ها کار می‌کرد

00:01:06.090 --> 00:01:09.920
.پس یه خورده خوندن و نوشتن بلده

00:01:11.160 --> 00:01:13.010
چی نوشته؟

00:01:13.350 --> 00:01:16.330
.هوچی داره "رایکوروشیوکو" درست می‌کنه

00:01:17.110 --> 00:01:18.950
رایکوروشیوکو چیه؟

00:01:19.800 --> 00:01:22.680
.رایکور شیوک... یه جور کفن

00:01:25.190 --> 00:01:28.400
وقتی یه آینوی پیر حس می‌کنه مرگش نزدیکه

00:01:28.890 --> 00:01:32.680
.مخفیانه کفن خودش رو آماده می‌کنه

00:01:34.680 --> 00:01:36.860
چرا این جوری گفتی؟

00:01:37.810 --> 00:01:41.380
.من فقط چیزی که ارواح بهم گفتن رو بهش گفتم

00:01:41.380 --> 00:01:44.310
.یه خائن نزدیک آشیرپا سانه

00:01:46.870 --> 00:01:49.130
.نمی‌خوام هوچی بمیره

00:01:49.800 --> 00:01:55.050
.اون بهم غذا داد
.اون گفت آینو به بچه‌ها اهمیت می‌دن

00:01:55.640 --> 00:01:59.220
اون می‌گه اگه بچه نداشه باشی
.نمی‌تونی به دنیای پس از مرگ بری

00:01:59.690 --> 00:02:01.940
وقتی یه آینو می‌میره

00:02:01.940 --> 00:02:07.050
بازمانده‌هاش باید مراسمی برگزار کنن
.تا اونا بتونن به زندگی پس از مرگ برن

00:02:09.650 --> 00:02:11.400
پس هر بچه‌ای رو بزرگ می‌کنن

00:02:11.400 --> 00:02:13.270
.حتی اگه مال خودشون نباشه

00:02:17.130 --> 00:02:19.660
.چیکاپاشی، نگران نباش

00:02:20.730 --> 00:02:25.090
.آشیرپا رو سالم برمی‌گردونم و هوچی رو شاد می‌کنم

00:02:25.590 --> 00:02:27.410
.این وظیفه‌امه

00:02:29.090 --> 00:02:33.290
.اون به منم غذا داد، پس منم یکی از بچه‌هاشم

00:02:33.290 --> 00:02:37.050
.نه بابا. تو ژیگولوشی، تانیگاکی نیشپا

00:02:37.050 --> 00:02:38.440
.واقعا هم هست

00:02:50.820 --> 00:02:52.980
...نقشی در زندگی که دنبالشم

00:03:06.510 --> 00:03:09.100
کامویی طلایی

00:04:28.850 --> 00:04:32.330
چند ماه پیش

00:04:33.320 --> 00:04:37.790
ستوان سورومی، تا حالا درمورد غذایی به نام کانموچی شنیدید؟

00:04:38.730 --> 00:04:41.960
اون یه جیره‌ی غذایی قابل حمل اضطراریه
.که ما آنی ماتاگی ازش استفاده می‌کنیم

00:04:41.960 --> 00:04:44.090
یه دونه توپی شکل و یه دونه بیضی شکل درست می‌کنیم

00:04:44.090 --> 00:04:46.140
.و هر دو رو با خودمون به کوهستان می‌بریم

00:04:46.740 --> 00:04:51.220
.اونی که گرده نماد خورشیده و اون بیضی شکله نماد ماهه

00:04:47.240 --> 00:04:51.660
قسمت هجده
آنی نکو

00:04:51.220 --> 00:04:54.890
.کانموچی، هان؟ تا حالا اسمش رو نشنیدم

00:04:55.400 --> 00:04:58.020
طعمش چطوره؟
با باقی موچی‌ها فرقی نداره؟

00:04:58.850 --> 00:05:00.630
به پودر برنج آب اضاف می‌کنیم

00:05:00.630 --> 00:05:02.640
.بعد میسو یا نمک رو قاطیش می‌کنیم

00:05:02.640 --> 00:05:04.810
خوب مخلوطش می‌کنی، تو برگ می‌پیچیش

00:05:04.810 --> 00:05:07.240
.و بعد تو یه تابه‌ی دردار رو خاکستر اجاق می‌پزیش

00:05:08.030 --> 00:05:12.310
.توزاوا ماتاگی هم حق ندارن به کانموچیشون میسو اضاف کنن

00:05:12.310 --> 00:05:15.750
پس هر روستا قوانین خودش رو داره؟

00:05:17.640 --> 00:05:20.020
بابام آدم سفت و سنتی‌ای بود

00:05:20.020 --> 00:05:22.880
به‌خاطر همین هرگز به کسی نگفتم

00:05:22.880 --> 00:05:28.230
.ولی رو کانموچی خودم یه حرکت ویژه می‌زدم

00:05:28.980 --> 00:05:32.890
.ولی یه روز یه ماتاگی دیگه قضیه رو فهمید

00:05:34.370 --> 00:05:35.750
چطور؟

00:05:35.750 --> 00:05:40.920
داشتیم یه بز وحشی که ما بهش می‌گیم
.آئوشیشی" رو شکار می‌کردیم"

00:05:42.210 --> 00:05:45.540
ماتاگی‌ها در گروه‌های کوچیک سفر می‌کنن
و هر عضو گروه نقش متفاوتی داره

00:05:45.540 --> 00:05:47.510
.تا در شکار ایفا کنه

00:05:48.300 --> 00:05:52.300
آنی

00:05:49.210 --> 00:05:52.900
یه دیده‌بان به نام موکایماته هست که
.به کل اعضای گروه دستور می‌ده

00:05:53.530 --> 00:05:56.210
.بعد دو تفنگدار به نام ماتسومای

00:05:56.210 --> 00:05:59.140
.و دو نفر با عنوان سکو که حق استفاده از تفنگ رو ندارن

00:05:59.650 --> 00:06:04.630
وظیفه‌ی سکوها اینه که سر و صدا کنن
.و شکار رو دیدرس تفنگدارها برونن

00:06:08.390 --> 00:06:13.320
خرس‌هایی که ماتاگی‌ها بهشون می‌گن ایتازو
.دوست دارن به نوک قله‌ی کوه برن

00:06:13.320 --> 00:06:16.000
.پس سکوها اونا رو به قله می‌رونن

00:06:16.000 --> 00:06:17.530
.ولی آئوشیشی برعکسه

00:06:17.530 --> 00:06:19.400
.سعی می‌کنیم اونا رو از قله دور کنیم

00:06:19.400 --> 00:06:24.750
من به همراه پسری به نام آئویاما کنکیچی
.که یک سال ازم بزرگ‌تر بود، سکو بودم

00:06:24.750 --> 00:06:28.650
.وقتی به قله رسیدیم هوا یهو خواب شد

00:06:31.510 --> 00:06:34.140
تو یه غار پناه گرفتیم

00:06:34.140 --> 00:06:37.720
.ولی کولاک ما رو چند روز گیر انداخت

00:06:38.130 --> 00:06:42.250
.لوبیا و برنجی که همراه خودمون برده بودیم زود تموم شد

00:06:43.000 --> 00:06:46.510
.کانموچی نقش آخرین غذایی که در اینجور مواقع می‌خوری رو داره

00:06:47.270 --> 00:06:51.070
.هر چقدرم که سرد بشه، اون یخ نمی‌زنه و اصلا خراب نمی‌شه

00:06:51.070 --> 00:06:54.390
.و یه ذره‌اش خوب سیرت می‌کنه

00:06:58.360 --> 00:06:59.110
...کن

00:07:02.230 --> 00:07:03.430
چیه؟

00:07:04.420 --> 00:07:07.930
.داشتم فکر می‌کردم که این شاید آخرین غذامون باشه

00:07:08.970 --> 00:07:10.450
.عمرا

00:07:10.450 --> 00:07:13.270
.حتی اگه لازم باشه تو رو بپزم و بخورم، زنده می‌مونم

00:07:18.410 --> 00:07:22.090
هی، تو این کانموچی چیزی قاطی کردی؟

00:07:23.300 --> 00:07:25.340
چیه؟

00:07:25.340 --> 00:07:27.140
.وایسا. نگو

00:07:27.140 --> 00:07:28.280
.خودم حدس می‌زنم

00:07:29.320 --> 00:07:30.970
...اون

00:07:33.330 --> 00:07:35.550
!فهمیدم! گردو

00:07:35.550 --> 00:07:37.430
.توش گردو قاطی می‌کنی، گنجیرو

00:07:37.830 --> 00:07:42.140
.آره. ولی به بابام نگو کنکیچی

00:07:46.820 --> 00:07:48.770
...هی، گنجیرو

00:07:51.330 --> 00:07:53.320
.ما زنده از اینجا می‌ریم

00:07:55.300 --> 00:07:56.170
.آره

00:08:09.650 --> 00:08:14.280
بعدش کنکیچی با خواهر کوچیک‌ترم، فومی، ازدواج کرد

00:08:14.280 --> 00:08:16.810
.و ما برادر خوانده شدیم

00:08:16.810 --> 00:08:17.610
.که اینطور

00:08:19.240 --> 00:08:26.410
فومی و کنکیچی تو سینه‌ی کوهستان
.دور از روستا شروع به زندگی کردن

00:08:30.680 --> 00:08:34.990
.اون روز داشتم تو خونه کانموچی درست می‌کردم

00:08:35.700 --> 00:08:40.180
برادرم از بیرون اومد و جوری به هم ریخته بود
.که تا اون موقع ندیده بودم

00:08:42.100 --> 00:08:43.290
!...فومی

00:08:43.290 --> 00:08:48.630
وقتی ترس رو در چشم‌هاش دیدم، حس کردم
.یه قندیل یخ فرو کردن تو قلبم

00:08:51.750 --> 00:08:56.730
وقتی رسیدم اونجا، کلبه‌ی کوچیکی که
...خواهرم و شوهرش توش زندگی می‌کردن

00:09:09.010 --> 00:09:13.250
.دخلش جسد اون رو پیدا کردم که جزغاله شده بود

00:09:13.970 --> 00:09:15.450
چرا؟

00:09:17.160 --> 00:09:19.910
چی شده؟ چی شده!؟

00:09:19.910 --> 00:09:21.190
!فومی

00:09:24.520 --> 00:09:27.510
.یه جای زخم در قلبش بود

00:09:32.950 --> 00:09:36.150
.و کنارش هم ماسکه‌ی کنکیچی افتاده بود

00:09:37.130 --> 00:09:41.250
.تیغ کوچیکی که بهش می‌گیم ماسکه، روح یه ماتاگیه

00:09:42.340 --> 00:09:46.040
.خبری از کنکیچی نبود

00:09:49.010 --> 00:09:50.660
کنکیچی کدوم گوریه؟

00:09:50.660 --> 00:09:54.050
!پسرمون اصلا نیومده اینجا
!لطفا بهمون صدمه نزن

00:09:54.050 --> 00:09:55.780
شما که قایمش نمی‌کنید، می‌کنید؟

00:09:59.650 --> 00:10:03.910
.همه جا رو دنبالش گشتم، ولی پیداش نکردم

00:10:04.750 --> 00:10:12.440
ولی یه روز شایعه‌ای شنیدم مبنی بر این که
.اون به لشکر 7ام در هوکایدو ملحق شده

00:10:14.180 --> 00:10:18.880
.بیخیالش شو گنجیرو
.آنی رو به‌خاطر انتقام ترک نکن

00:10:19.320 --> 00:10:21.780
.زندگیت رو تلف نکن

00:10:27.350 --> 00:10:29.520
!نمی تونم بعد از این که خواهرم رو کشت بیخیالش بشم

00:10:30.330 --> 00:10:33.800
.گور بابای ماتاگی بودن. من برنمی‌گردم

00:10:35.590 --> 00:10:40.020
توضیح مترجم - توندنهی: مقرهای نظامی کوچکی که بعد از دوران میجی برای حفاظت از مرزهای شمالی ژاپن ایجاد شدند

00:10:35.590 --> 00:10:40.020
.تو هوکایدو 37 روستای توندنهی بود

00:10:40.450 --> 00:10:43.180
بین تمرینات نظامی و کارهای کشاورزیم

00:10:43.180 --> 00:10:48.080
.دنبال کنکیچی می‌گشتم ولی شانسی نداشتم

00:10:50.290 --> 00:10:51.540
درست قبل از این که راهی جنگ بشیم

00:10:52.410 --> 00:10:54.730
.برادرم برام نامه نوشت و گفت مادرم فوت کرده

00:10:56.470 --> 00:11:01.110
مرگ وحشیانه‌ی فومی و این که من
.زادگاهم رو ترک کردم تا راهی جنگ بشم

00:11:01.910 --> 00:11:07.610
این دو موضوع برای قلب ضعیف مادرم
.خیلی سنگین بودن. در نتیجه سریع بیمار شد و مرد

00:11:10.660 --> 00:11:16.020
در حالی که با خودم می‌گفتم کنکیچی مسئول
.همه چیز بود، نفرتم بیش‌تر جمع می‌شد

00:11:16.450 --> 00:11:18.820
اگه به بندر آرتور، جایی که سربازان هوکایدو جمع می‌شدن، می‌رفتم

00:11:18.820 --> 00:11:20.680
.می‌تونستم کنکیچی رو پیدا کنم

00:11:21.220 --> 00:11:23.740
و وقتی پیداش می‌کردم، منتظر فرصتم در میانه‌ی نبرد می‌موندم

00:11:25.140 --> 00:11:27.090
!و از پشت سر بهش شلیک می‌کردم

00:11:28.260 --> 00:11:31.000
کامویی طلایی

00:11:35.060 --> 00:11:39.780
لوشون

00:11:48.440 --> 00:11:52.640
.یه مرد داغون رو دیدم که گوشه‌ی یکی از سنگرها نشسته بود

00:11:53.690 --> 00:11:55.860
صورتش اونقدر پوشیده از خون بود

00:11:56.290 --> 00:11:59.440
حالا چه مال خودش بود چه مال دشمنش
...که نتونستم درست چهره‌اش رو ببینم، ولی

00:11:59.850 --> 00:12:01.490
...خاک سفید

00:12:02.440 --> 00:12:06.490
!این یارو یکی از بازماندگان حمله‌ی انتحاری دیشبه

00:12:07.130 --> 00:12:08.520
.شگفت انگیزه که زنده مونده

00:12:10.870 --> 00:12:12.870
غذایی داری؟

00:12:15.080 --> 00:12:16.250
.آ-آره

00:12:16.840 --> 00:12:17.880
.بخور

00:12:20.020 --> 00:12:21.140
.ممنون

00:12:21.930 --> 00:12:22.970
.ایتاداکیماس

00:12:26.470 --> 00:12:29.820
بافت قرصی داره. این... موچیه؟

00:12:29.820 --> 00:12:33.990
مزه‌ی میسو هم می‌ده. این یه جور غذای آکیتاییه؟

00:12:35.450 --> 00:12:36.980
از کجا فهمیدی که مال آکیتاست؟

00:12:36.980 --> 00:12:38.770
.می‌دونستم

00:12:38.770 --> 00:12:41.760
".اون جوری که الان گفتی "بخور

00:12:41.760 --> 00:12:43.590
اون لهجه‌ی آکیتاییه، درسته؟

00:12:44.260 --> 00:12:46.680
یه سرباز تو جوخه‌ی یکم باهام بود

00:12:46.680 --> 00:12:49.860
.که اهل جایی به نام آنی در آکیتا بود

00:12:50.650 --> 00:12:52.660
.اون درموردش بهم گفت

00:12:52.660 --> 00:12:56.660
.می‌گفت قبل از این که به توکیو بود شکارچی بوده

00:12:57.560 --> 00:12:59.040
.اون کنکیچی بود

00:13:00.340 --> 00:13:02.970
.بالاخره قاتل خواهرم رو پیدا کردم

00:13:05.010 --> 00:13:09.890
.اون به توکیو رفته بود، نه هوکایدو

00:13:10.470 --> 00:13:18.470
سربازان تپه‌ی 203 مال لشکر 7ام هوکایدو، 11ام شیکوکو

00:13:18.470 --> 00:13:23.520
.نهم کانازاوا و یکم توکیو بودن

00:13:23.520 --> 00:13:24.420
.آره

00:13:25.370 --> 00:13:29.910
.خدایان کمکم کردن قاتل خواهرم رو پیدا کنم

00:13:29.910 --> 00:13:31.320
.یه همچین حسی داشتم

00:13:32.370 --> 00:13:35.350
می‌خواستم فوری برم و پیداش کنم

00:13:35.350 --> 00:13:39.420
.ولی می‌دونستم اگه ببینمش، کنترلم رو از دست می‌دم

00:13:40.100 --> 00:13:41.920
هنوز اونقدر آرامش ذهنی داشتم که بخوام

00:13:41.920 --> 00:13:44.640
این انتقام جویی رو وسط میدان نبرد تموم کنم

00:13:44.640 --> 00:13:46.210
.تا دستگیر نشم

00:13:47.460 --> 00:13:49.050
...ولی اون تپه

00:13:49.760 --> 00:13:56.870
.جایی نبود که فرصتش رو داشته باشم تا دنبال کنکیچی بگردم ...

00:14:05.290 --> 00:14:09.950
.روس‌ها نارنجک پرتاب می‌کردن و ما هم برشون می‌گردوندیم

00:14:13.640 --> 00:14:15.910
در حالی که اونا رو همینطور عقب‌تر می‌روندیم

00:14:16.570 --> 00:14:22.130
.اونا نارنجک‌ها رو به بدنشون می‌بستن و می‌پریدن تو سنگرهامون

00:14:22.470 --> 00:14:24.850
.خیلی اوضاع داغونی بود

00:14:24.850 --> 00:14:29.340
.یه روس حساب ده تا از ما رو می‌رسید

00:14:30.010 --> 00:14:31.680
.و بعد یکی دیگه اومد

00:14:31.680 --> 00:14:33.140
!جلوش رو بگیرید

00:14:34.360 --> 00:14:38.850
.د سه تا گلوله از تفنگ مدل 30 حتی کندش نکرد

00:14:40.950 --> 00:14:46.740
.و بعد یه مرد تنها از یکی از سنگرها پرید بیرون

00:14:52.130 --> 00:14:53.580
!کنکیچی

00:15:03.320 --> 00:15:07.190
.کنکیچی به زور زنده موند

00:15:10.680 --> 00:15:15.370
.بالاخره زمانی که منتظرش بودم فرا رسید

00:15:15.370 --> 00:15:16.820
.اینطور به نظر می‌رسید

00:15:17.450 --> 00:15:21.250
!کنکیچی، بالاخره پیدات کردم

00:15:21.860 --> 00:15:26.330
!درست مثل کاری که با فومی کردی، چاقو می‌زنم تو قلبت

00:15:28.310 --> 00:15:30.760
.تانیگاکی، کار اون دیگه تمومه

00:15:30.760 --> 00:15:32.060
.حتی نمی‌تونه صدات رو بشنوه

00:15:32.060 --> 00:15:34.570
!پرده‌ی گوشش احتمالا پاره شده

00:15:43.890 --> 00:15:44.920
...فومی

00:15:56.260 --> 00:16:03.930
نبرد به بن بست رسیده بود
.و کل اونجا به طرز عجیبی ساکت شده بود

00:16:06.090 --> 00:16:11.400
چرا؟ چرا باید فومی رو بکشی، کنکیچی؟

00:16:11.400 --> 00:16:15.570
ت-تو کی هستی؟

00:16:18.490 --> 00:16:20.490
.نمی‌دونم کی هستی

00:16:21.050 --> 00:16:23.670
...ولی ازت می‌خوام یه پیغام ببری

00:16:24.170 --> 00:16:29.480
.برای مردی به نام تانیگاکی در آنی در آکیتا

00:16:31.570 --> 00:16:36.180
.من با دختر خانواده‌ی تانیگاکی ازدواج کردم

00:16:37.770 --> 00:16:42.330
.اون خیلی خوشگل بود. از سرم زیادی بود

00:16:43.430 --> 00:16:47.510
.ما دو تا بی سر و صدا تو کوهستان زندگی می‌کردیم

00:16:48.470 --> 00:16:52.650
.یه روز اون بیماری آبله گرفت

00:16:55.450 --> 00:17:00.640
.به مامان و بابام نگو

00:17:00.640 --> 00:17:01.830
!فومی

00:17:02.340 --> 00:17:06.660
.اگه بگی، نگران می‌شن و میان اینجا

00:17:07.130 --> 00:17:09.290
...و اگه به اونا سرایت کنه

00:17:09.610 --> 00:17:10.680
!فومی

00:17:11.510 --> 00:17:14.960
.تو هم نمی‌تونی اینجا بمونی

00:17:14.960 --> 00:17:17.260
د-داری چی می‌گی؟

00:17:17.680 --> 00:17:19.730
!ما با هم می‌میریم

00:17:21.780 --> 00:17:24.880
وقتی یکی از اعضای یک خانواده‌ی اهل کوهستان آبله می‌گیره

00:17:24.880 --> 00:17:28.980
.اون عضو خانواده رو رها می‌کنیم تا بیماری پخش نشه

00:17:28.980 --> 00:17:31.350
.ولی نمی‌تونستم این کار رو بکنم

00:17:32.770 --> 00:17:36.260
داستان‌هایی شنیده بودم که حیوانات راهی برای ورود به خونه‌های رها شده پیدا می‌کنن

00:17:36.260 --> 00:17:41.190
.و افراد مریض بی‌دفاع داخلش رو می‌کشن

00:17:42.970 --> 00:17:47.260
.نمی‌تونستم بذارم تنهایی بمیره

00:17:47.260 --> 00:17:50.250
.ولی اونم لجباز بود

00:17:51.650 --> 00:17:55.590
اگه خبرش پخش بشه که یکی از تانیگاکی‌ها آبله گرفته

00:17:55.590 --> 00:17:58.690
.باقی روستا اونا رو طرد می‌کنن

00:17:59.110 --> 00:18:04.600
.ماتاگی‌های دیگه قبول نمی‌کردن با خانواده‌اش شکار کنن

00:18:05.810 --> 00:18:12.330
.ازم می‌خواست بکشمش و قبل از این که کسی بفهمه از روستا برم

00:18:16.130 --> 00:18:21.890
...صورت آبله‌ایش رو با یه پارچه پوشوند و بهم گفت

00:18:23.080 --> 00:18:25.430
اگه بهت سرایت نکرد

00:18:26.250 --> 00:18:33.530
.خودت باید تصمیم بگیری باقی زندگیت رو چیکار کنی

00:18:33.530 --> 00:18:35.550
.نقشت رو در زندگی پیدا کن

00:18:37.490 --> 00:18:38.570
...فومی

00:18:41.210 --> 00:18:45.400
...و در نهایت، من

00:18:47.130 --> 00:18:52.440
.هر دومون دنبال راهی بودیم تا اون کم‌ترین زجر رو بکشه

00:18:52.440 --> 00:18:57.110
من یه شکارچیم، پس از روشی که بهتر از همه
.باهاش آشنا بودم استفاده کردم

00:19:03.140 --> 00:19:07.130
همونطور که فومی ازم خواسته بودم، خونه‌مون رو سوزوندم

00:19:07.610 --> 00:19:13.890
و روستا رو بدون این که به خانواده‌اش
.درمورد مرگش چیزی بگم، ترک کردم

00:19:14.850 --> 00:19:21.630
.باقی زندگیم رو با بار سنگین گناه کشتن اون سپری کردم

00:19:22.170 --> 00:19:27.490
.کار من باعث شد خانواده‌اش خیلی زجر بکشن

00:19:28.930 --> 00:19:31.640
...اگه به هر طریقی بتونم اون زخم‌ها رو الیتام بدم

00:19:33.250 --> 00:19:34.360
.لطفا

00:19:34.980 --> 00:19:42.090
.لطفا این داستان رو به گوش تانیگاکی ساما در آنی آکیتا برسون

00:19:55.250 --> 00:19:58.330
...کانموچی گردویی

00:20:00.410 --> 00:20:02.130
گنجیرو، خودتی؟

00:20:06.170 --> 00:20:10.600
.و بعد، اون مرد

00:20:14.930 --> 00:20:18.540
کنکیچی نقشش رو در زندگی پیدا کرد

00:20:18.540 --> 00:20:20.050
.و باقی زندگیش رو صرف به دوش کشیدن اون کرد

00:20:20.930 --> 00:20:25.480
هر روز از خودم می‌پرسم نقش من در زندگی چیه؟

00:20:26.600 --> 00:20:28.490
.دیگه نمی تونم به آنی برگردم

00:20:29.560 --> 00:20:32.130
.نمی‌تونم با برادر یا پدرم روبرو بشم

00:20:33.800 --> 00:20:35.290
...تانیگاکی

00:20:35.970 --> 00:20:38.470
.من بهت نیاز دارم

00:20:42.090 --> 00:20:44.740
اول می‌شه با درست کردن مقداری کانموچی گردویی

00:20:45.300 --> 00:20:48.600
برای من شروع کنی؟

00:20:53.810 --> 00:20:55.290
.البته

00:21:07.030 --> 00:21:11.260
دشت کوشیرو

00:21:09.960 --> 00:21:11.610
.هی، اونجا رو.

00:21:12.370 --> 00:21:14.880
.یکی اونجا داره می‌رقصه

00:21:14.880 --> 00:21:16.710
اون آشیرپا نیست؟

00:21:27.510 --> 00:21:30.050
این رقص کوشیروئه، هان؟

00:21:30.050 --> 00:21:31.180
...سارورونریمسه

00:21:31.560 --> 00:21:32.890
.رقص ماهیخوار

00:21:41.530 --> 00:21:42.630
.یکی داره میاد

00:21:49.990 --> 00:21:52.700
!نگاه! می‌دونستم، اون آشیرپاست

00:21:53.810 --> 00:21:55.680
...چیکاپشی و چیرونوپ

00:21:55.680 --> 00:21:57.770
.و تانیگاکی

00:21:59.160 --> 00:22:00.310
چطور؟

00:22:00.330 --> 00:22:15.430
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:23:35.050 --> 00:23:40.250
:قسمت بعد
کامویی هوپونیره

00:23:36.040 --> 00:23:39.400
".قسمت بعد: "کامویی هوپونیره
