﻿WEBVTT

00:00:02.730 --> 00:00:07.690
. انگار گرگ خاکستري اين روزا زياد اين اطراف پرسه مي زنه

00:00:09.100 --> 00:00:11.990
! مـ - مـسئوليتش با من ، پدر

00:00:12.280 --> 00:00:16.260
! اما من مي خوام از آبروي خاندان دي بلويس محافظت کنم

00:00:16.260 --> 00:00:18.660
" . تو نمکِ زميني "

00:00:18.660 --> 00:00:19.390
ها ؟

00:00:20.100 --> 00:00:26.120
" اما اگه نمک ، شوريش رو از دست بده ، چطوري دوباره مي تونه شور بشه ؟ "

00:00:26.850 --> 00:00:28.620
. چشماتو از خواهرت برندار

00:00:28.940 --> 00:00:32.350
. من فقط همينو ازت مي خوام

00:00:34.030 --> 00:00:37.150
... حالا که آخرِ روزِ ، فک کنم يه ببر کاغذيم که مشهوره

00:00:43.580 --> 00:00:44.970
... ژاکلين

00:00:48.000 --> 00:02:18.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:28.590 --> 00:02:29.910
! خيلي خوشمزس

00:02:29.910 --> 00:02:31.410
مگه نه ؟

00:02:32.450 --> 00:02:35.610
... راستي ، آقا ، اين اطراف جايي هست که بشه کالسکه گرفت

00:02:37.070 --> 00:02:38.270
! نگه دار

00:02:38.990 --> 00:02:39.330
چـ ... !؟

00:02:41.910 --> 00:02:43.080
! خانم

00:02:50.250 --> 00:02:51.490
! ازتون معذرت مي خوام ، قربان

00:02:58.480 --> 00:03:01.490
قسمت يازدهم
مته همه ي داستان عشقو مي گه

00:03:03.140 --> 00:03:05.490
يه نفر اومده کتابخونه ؟

00:03:05.850 --> 00:03:07.050
. درسته

00:03:07.360 --> 00:03:10.140
، اومده از کتابخونه ي شخصيش ، يه قسمتي از کتاباش رو اهدا کنه

00:03:10.140 --> 00:03:13.360
. و اصرار داره که حالا که اومده ، کتاباي ما رو هم يه نگاهي بندازه

00:03:16.620 --> 00:03:18.950
. خيلي ممنون که صبر کرديد ، خانم سينوره

00:03:19.400 --> 00:03:20.770
. ايشون اطراف رو بهتون نشون مي دن

00:03:23.040 --> 00:03:24.340
ژاکلين - سان ؟

00:03:24.790 --> 00:03:26.390
! اوه ، تويي که

00:03:28.820 --> 00:03:31.320
! که اينطور ! پس اينجا درس مي خوني

00:03:31.790 --> 00:03:33.010
! خيلي ازت ممنونم

00:03:33.590 --> 00:03:34.260
! خواهش مي کنم

00:03:37.890 --> 00:03:39.940
کوجو - کون ، شما همديگه رو مي شناسيد ؟

00:03:40.350 --> 00:03:42.170
... بـ - بـله . ما قبلا همديگه رو ديديم

00:03:43.710 --> 00:03:44.860
ژاکلين ؟

00:03:45.620 --> 00:03:48.250
. که اينطور . پس ايشون رو توي سوبرومه ديدي

00:03:48.250 --> 00:03:51.830
بله . ايشون با کارآگاه بلويس چه رابطه اي دارن ؟

00:03:52.260 --> 00:03:56.460
. گرويل از زمان بچگي عاشقش اون دختر بوده

00:03:56.460 --> 00:03:58.220
عـ - عـاشق ... ؟

00:03:59.050 --> 00:04:02.230
. اما خوب ، ژاکلين هيچي نمي دونه

00:04:02.500 --> 00:04:07.210
. در ضمن ، اون دختر دليلِ مدل موي گرويله

00:04:08.400 --> 00:04:11.120
حالا که فکرشو مي کنم ، کارآگاه گفت اين مزديه که بخاطر

00:04:11.120 --> 00:04:13.180
. حل کردن يه پرونده بهت داده

00:04:15.000 --> 00:04:18.170
. ژاکلين به اون پرونده مربوط بوده

00:04:20.670 --> 00:04:22.870
... اون زن

00:04:23.670 --> 00:04:24.500
! اوه ، نگا

00:04:24.890 --> 00:04:26.500
! اون شبيه يه ماره

00:04:26.750 --> 00:04:27.740
! چقدر باحال

00:04:28.170 --> 00:04:29.410
! آره

00:04:29.750 --> 00:04:31.890
... يـ - يـه ذره عجيب غريبه

00:04:32.460 --> 00:04:35.090
هي ، گرويل اين روزا حالش چطوره ؟

00:04:36.640 --> 00:04:39.490
! بعد از اين ، مي خوام برم يه سري بهش بزنم

00:04:40.850 --> 00:04:42.200
اوه ، واقعا ؟

00:04:42.600 --> 00:04:45.050
. من که زياد ازش دلِ خوشي ندارم

00:04:45.360 --> 00:04:48.700
... همش ليچار بارم مي کنه و زبون تند و تيزي هم داره

00:04:48.700 --> 00:04:50.850
. اوه ! اون قبلا خيلي خيلي با الان فرق مي کرد

00:04:51.500 --> 00:04:53.740
، هر چقدر ازش مي پرسم چرا موهاشو اون مدلي زده

00:04:53.740 --> 00:04:55.670
. بهم نمي گه

00:04:57.330 --> 00:05:01.150
. اما الان گرويل يه کارآگاه معروفه

00:05:01.660 --> 00:05:03.030
... افتخار مي کنم که مي شناسمش

00:05:03.560 --> 00:05:07.860
. ها . اون هيچي از حقيقت نمي دونه

00:05:04.550 --> 00:05:06.560
. چه باغِ قشنگي

00:05:06.560 --> 00:05:09.060
. شايد منم از اون گلا توي باغمون بکارم

00:05:09.060 --> 00:05:10.990
... من کسي نيستم که بايد اونو بهش بگم

00:05:11.650 --> 00:05:14.970
کي فکرشو مي کنه که کارآگاه باهوشِ واقعي اون بالاس ؟

00:05:22.040 --> 00:05:23.550
کيه ؟ کوجوئه ؟

00:05:24.500 --> 00:05:28.920
... واقعا که ، اون فقط بلده آرامشمو به هم بزنه

00:05:28.920 --> 00:05:32.180
! خيلي باحاله ! سلام

00:05:35.330 --> 00:05:35.860
! آره

00:05:36.570 --> 00:05:37.930
. معذرت مي خوام ، خانم

00:05:37.930 --> 00:05:41.430
... اگه عجله نکنيم ، نمي تونيم بريم به پاسگاهِ پليس هم سر بزنيم

00:05:42.160 --> 00:05:43.310
. اين که خوب نيست

00:05:43.960 --> 00:05:47.450
. اما ، آدم که هميشه نمي تونه از همچين جاي معروفي ديدن کنه

00:05:47.860 --> 00:05:49.550
اين کتابخونه ؟

00:05:50.000 --> 00:05:52.580
. آره ، دقيقا . البته يه قسمتيش

00:05:53.170 --> 00:05:54.900
، طبق افسانه ها ، اولِ قرن هفدهم

00:05:54.900 --> 00:05:59.080
وقتي اين آکادمي بنا شد ، پادشاه جديد جايي ساخت

00:05:59.080 --> 00:06:00.750
. تا بتونه با معشوقش ديدار کنه

00:06:02.030 --> 00:06:04.250
! اون مکان ، گلخونه ي بالاترين طبقس

00:06:05.300 --> 00:06:08.380
! اووه ! نمي تونم جلوي خودمو بگيرم

00:06:08.970 --> 00:06:09.790
! مي رم فقط يه سرِ کوچولو مي زنم

00:06:09.790 --> 00:06:10.800
! چـ ... !؟ خانم

00:06:11.870 --> 00:06:13.220
واي ، نه ! بالاي پله ها ... !؟

00:06:17.180 --> 00:06:21.440
اون زنِ پر سر و صدا که مثل شتر داره مي دوه کيه ديگه !؟

00:06:22.850 --> 00:06:24.820
! اين پله ها مثل هزارراهس

00:06:25.160 --> 00:06:26.650
! خيلي کِيف مي ده

00:06:31.200 --> 00:06:33.720
! خـ - خـانم ! وايسيد

00:06:35.000 --> 00:06:37.290
! گفتم وايسا دختر

00:06:37.620 --> 00:06:39.670
... بـ - بـهتره به حرفش گوش کنيد ! خوب

00:06:40.000 --> 00:06:42.160
! خانم ، لطفا وايسيد

00:06:42.160 --> 00:06:44.110
! اون بالا نريد ! وايسيد

00:06:45.070 --> 00:06:45.840
... کوجو

00:06:46.370 --> 00:06:49.590
! امم ، آهان ... اون بالا يه هيولاي طلايي هست

00:06:49.850 --> 00:06:51.010
هيولا !؟

00:06:51.010 --> 00:06:54.950
! آره ! و اگه پيداتون کنه مثل ماکاروني قورتتون مي ده

00:06:53.880 --> 00:06:55.980
! کوجوي ديوونه ! چقدر بي ادبه

00:06:54.950 --> 00:06:56.440
! ... پس لطفا ، بيايد برگرديم پايين

00:06:56.440 --> 00:06:57.590
! " کِيف مي ده "

00:06:57.590 --> 00:07:00.690
، باشه ، اگه اينقدر دلت مي خواد بترسي
! يه جوري مي ترسونمت بري رو ويبره

00:07:01.480 --> 00:07:04.330
! هيولا ! هيولا ! ووي

00:07:05.300 --> 00:07:05.900
! وايسيد

00:07:06.320 --> 00:07:08.850
... ا - اصلا نترسيدم

00:07:08.850 --> 00:07:12.000
... آخه ، کوجوي ديوونه هم اينجاس

00:07:12.520 --> 00:07:13.640
... رسيدم ! اين

00:07:14.190 --> 00:07:15.530
پس هيولا کجاس ؟

00:07:16.470 --> 00:07:16.950
ها ؟

00:07:17.850 --> 00:07:20.270
! اوه ، نگا کن ! يه عروسک با اندازه واقعي

00:07:20.900 --> 00:07:22.710
! خيلي خوشگله

00:07:25.340 --> 00:07:28.300
! محشره . تقريبا فک کردم زندس

00:07:30.990 --> 00:07:31.740
گرمه ؟

00:07:32.010 --> 00:07:34.970
. درسته . ببخشيد نااميدتون مي کنم ، اما من زندم

00:07:38.030 --> 00:07:39.100
! دردم گرفت

00:07:40.250 --> 00:07:44.150
ببخشيد ! شما يکي از دانش آموزاي آکادمي هستيد ؟

00:07:46.140 --> 00:07:49.030
يه آبنبات چوبي مي خواي ، دختر خانم ؟

00:07:49.030 --> 00:07:50.250
! معلومه

00:07:55.500 --> 00:07:57.560
. من ژاکلين دِ سينوره هستم

00:07:58.340 --> 00:07:58.970
اسم تو چيه ؟

00:07:59.840 --> 00:08:01.450
... اوه ، تو هموني هستي

00:08:02.160 --> 00:08:03.900
منو مي شناسي ؟

00:08:05.090 --> 00:08:07.610
- راستش ، اين دختر با کارآگاه

00:08:13.510 --> 00:08:18.400
راستي ، اصلا براي چي اين همه راهو تا اين بالا اومدي ؟

00:08:19.000 --> 00:08:23.760
... خب ، ما اومديم اين کتابا رو اهدا کنيم

00:08:24.640 --> 00:08:26.100
... هان

00:08:26.100 --> 00:08:27.790
. اونجا که کتابي نيست

00:08:30.850 --> 00:08:33.240
... لوسيونِ پوست ، کرمِ دست و صورت

00:08:33.690 --> 00:08:35.080
ا - اينا از کجا ... ؟

00:08:35.080 --> 00:08:36.920
شايد کيف ها عوض شدن ؟

00:08:40.520 --> 00:08:42.570
! بدونِ اون توي بد دردسري ميوفتم

00:08:42.570 --> 00:08:43.870
! خواهش مي کنم

00:08:42.970 --> 00:08:43.870
چه خبر شده ؟

00:08:43.870 --> 00:08:47.750
. قربان ! اين فرد درخواست داره دنبالِ کيفِ وسايل فروشش بگرديم

00:08:48.360 --> 00:08:50.920
، ظاهرا توي ميدون به خانمي مي خوره

00:08:50.920 --> 00:08:53.260
. و اشتباهي کيفِ همديگه رو برمي دارن

00:08:55.960 --> 00:08:57.300
... اون علامت

00:08:59.510 --> 00:09:03.180
. آره ، درسته ، ژاکلين داره از اونجا بازديد مي کنه

00:09:04.100 --> 00:09:08.120
اما عجيبه . نيومده به تو يه سلامي بکنه ؟

00:09:08.120 --> 00:09:09.320
چـ - چـرا ... !؟

00:09:09.830 --> 00:09:13.270
. مي خواست چندتا کتاب به آکادمي سنت مارگارت اهدا کنه

00:09:13.860 --> 00:09:17.650
، ظاهرا وقتي داشته براي تعطيلات آماده مي شده
. اونا رو تو اتاق زيرشيرووني پيدا کرده

00:09:24.270 --> 00:09:25.850
چرا همچين اتفاقي !؟

00:09:28.030 --> 00:09:30.130
... نمي دونم چطور ازتون معذرت بخوام ، خانم

00:09:30.130 --> 00:09:32.300
. اوه ، بي خيال بابا

00:09:33.060 --> 00:09:36.230
. بجاش ، نقاشيِ سقفو نگاه کن

00:09:43.240 --> 00:09:45.590
ويکتوريکا ، از دستم عصباني هستي ؟

00:09:45.970 --> 00:09:47.240
... نه راستش

00:09:50.500 --> 00:09:51.200
... کيو - چان

00:09:53.950 --> 00:09:56.040
. اين اسمِ سنجابيه که خيلي وقت پيش داشتم

00:09:57.860 --> 00:10:01.260
. علامتي روي پشتش بود که شبيهِ " کيو " بود

00:10:02.200 --> 00:10:04.430
. وقتي به تو نگا مي کنم يه جورايي منو يادِ اون ميندازي

00:10:06.000 --> 00:10:08.760
. اسمي که توش هيچ نبوغي استفاده نشده

00:10:09.130 --> 00:10:10.910
... و خوشم نمياد وقتي اون اسمو روي

00:10:11.920 --> 00:10:14.050
... هي . اون همون

00:10:14.880 --> 00:10:16.330
. چند سال قبل

00:10:17.030 --> 00:10:20.210
. وقتي اولين بار درخواستِ ازدواج از طرفِ شوهرم رسيد

00:10:20.890 --> 00:10:22.910
... کيو - چان بخاطرِ يه بيماري مرد

00:10:23.540 --> 00:10:26.020
. و من تو يه پرونده متهم به قتل شدم ...

00:10:26.560 --> 00:10:27.470
اون همون ... ؟

00:10:28.480 --> 00:10:30.790
ببخشيد ، اما مقتول کي بود ؟

00:10:33.050 --> 00:10:35.820
. همون دامپزشکي که کيو - چان رو درمان مي کرد

00:10:36.470 --> 00:10:38.990
. توي خونش ، بخاطر ضربه ي چاقو به سينه ش کشته شد

00:10:40.960 --> 00:10:46.860
. اون دکتر از آخرين توانش استفاده کرد تا حرفِ " کيو " رو بنويسه

00:10:48.460 --> 00:10:50.320
. يه جورايي مثل " پيغامِ قبل از مرگ " بود

00:10:51.490 --> 00:10:53.040
... کيو " ، مثلِ همون "

00:10:53.040 --> 00:10:55.200
. درسته . مثل " کيو " ي پشتِ کيو - چان

00:10:55.850 --> 00:10:57.800
. اما همش همين نيست

00:10:58.190 --> 00:11:02.020
توي مراسم ترحيم ، کلماتِ عجيبي روي

00:11:02.020 --> 00:11:03.600
. دستِ پائولا ، زنِ دکتر ظاهر شد

00:11:06.050 --> 00:11:09.400
. شايعه شد که اينا پيغامي از طرفِ دکترِ مرحومه

00:11:10.020 --> 00:11:11.930
... وقتي توي آينه بخونيش ، نوشته

00:11:13.100 --> 00:11:15.510
" . ژاکلين منو کشته "

00:11:17.660 --> 00:11:24.240
از زمان هاي قديم ، نوشته هاي آينه اي براي
. مراسمِ جادويي استفاده مي شده

00:11:24.700 --> 00:11:29.430
خلاصه ، همه کسايي که اونجا بودن ، اين کلمات رو يه
. جورايي اتهامِ مرده مي دونستن

00:11:29.990 --> 00:11:31.950
. چقدر همه چيزو مي دوني ، دختر خانم

00:11:31.950 --> 00:11:35.380
. معلومه . چشمه ي دانشم اينو بهم گفت

00:11:36.170 --> 00:11:37.240
... شکي توش نيست

00:11:37.900 --> 00:11:41.760
اين همون پرونده ايه که کارآگاه بلويس چند سال
. قبل از ويکتوريکا خواسته بهش کمک کنه

00:11:51.440 --> 00:11:52.210
! گرويل

00:11:52.760 --> 00:11:54.650
. چي شده ؟ همينجوري دپ زده نشستي

00:11:57.960 --> 00:11:59.300
! هي ، بخند

00:12:00.010 --> 00:12:02.230
! منو نگا ! منو نگا

00:12:03.050 --> 00:12:05.370
ژاکلين ، تو ناراحتي ، مگه نه ؟

00:12:06.550 --> 00:12:09.390
. هر وقت ناراحتي ، هميشه ادا در مياري

00:12:10.040 --> 00:12:12.670
... رفتي بيرون و راه رفتي ، هنوزم موهات رو بعد از خواب شونه نزدي

00:12:12.670 --> 00:12:14.360
. و با اينحال يه جوري رفتار مي کني انگار خيلي شادي

00:12:14.760 --> 00:12:17.880
. همين الان ، نگا کن چقدر رفتي خريد کردي

00:12:18.170 --> 00:12:20.210
... ا - اينا فقط

00:12:20.710 --> 00:12:22.630
. درباره اون پرونده ي قتل شنيدم

00:12:23.080 --> 00:12:26.900
. باورم نمي شه ، ببين چطوري مردم مي تونن همچين شايعه اي بسازن

00:12:26.900 --> 00:12:28.420
. من اونا رو مقصر نمي دونم

00:12:28.420 --> 00:12:31.790
. اون جمله هاي جادويي واقعا ظاهر شدن

00:12:33.350 --> 00:12:37.770
. فک کنم بهتر باشه درخواست ازدواجِ سينوره - سان رو رد کنم

00:12:39.170 --> 00:12:41.800
... درسته ، وقتي با همديگه ايم خيلي بهمون خوش مي گذره

00:12:42.360 --> 00:12:46.240
شايد قيافش يه جورايي شبيه ماهي باشه
. اما اگه دقيقتر نگا کني ، با نمکه

00:12:46.660 --> 00:12:49.030
. با اينحال ، اون با پليس کار مي کنه

00:12:49.380 --> 00:12:51.710
. ديگه دلم نمي خواد براش دردسر درست کنم

00:12:54.330 --> 00:12:55.120
... ژاکلين

00:13:05.940 --> 00:13:07.330
. لعنت به تو ، گرگ خاکستري

00:13:08.160 --> 00:13:10.390
... اگه چيزي بهش گفته باشي

00:13:10.650 --> 00:13:14.150
! برام مهم نيست پدر چي بگه ، تيکه تيکت مي کنم

00:13:16.450 --> 00:13:20.420
. از زمانِ اتفاقِ مراسم ترحيم ، مردم با من مثل مجرم رفتار مي کردن

00:13:21.100 --> 00:13:24.280
شنيدم مي گفتن " حتما بخاطر اينکه کاري
" ! کرده سنجابش بميره ، اونو کشته

00:13:25.170 --> 00:13:27.460
... اما چيزي که عجيبه اينه که دقيقا بعدش

00:13:27.460 --> 00:13:32.370
. مجرمِ واقعي اعتراف کرد و خانم از همه ي اتهامات تبرئه شد

00:13:32.870 --> 00:13:36.420
. بعدش درخواست ازدواج ارباب رو قبول کرد و خانم سينوره شد

00:13:37.710 --> 00:13:42.750
... راستي ، تقريبا همون موقع بود که گرويل اون مدل مو رو انتخاب کرد

00:13:43.520 --> 00:13:44.550
! تـ - تـصادفيه

00:13:46.020 --> 00:13:47.470
... ببخشيد ، ژاکلين - سان

00:13:47.900 --> 00:13:50.480
... پس آخرش ، مجرمِ واقعي

00:13:53.170 --> 00:13:54.100
... معلوم شد که مجرم واقعي

00:13:54.100 --> 00:13:56.470
... خانم ! وقتمون

00:13:57.600 --> 00:14:00.540
. ببخشيد . اگه مي خوام گرويل رو ببينم ، بايد الان راه بيوفتم

00:14:01.100 --> 00:14:02.230
. دفعه ي بعدي آخر داستانو برات مي گم

00:14:04.150 --> 00:14:06.070
! خيلي بهم خوش گذشت که شما دوتا رو ديدم

00:14:09.270 --> 00:14:10.260
! خانم

00:14:10.650 --> 00:14:12.000
! وايسيد منم بيام

00:14:14.260 --> 00:14:17.450
يـ - يـه جورايي مثلِ طوفان مي مونه ، مگه نه ؟

00:14:21.300 --> 00:14:22.590
... خوب ، ويکتوريکا

00:14:23.190 --> 00:14:24.610
قاتل ؟

00:14:24.610 --> 00:14:28.090
. يه کلکِ بچگونه ، که حتي ارزش نداره اسمشو بذارم معما

00:14:33.940 --> 00:14:35.440
توضيح بدم ؟

00:14:35.440 --> 00:14:37.520
... کسي که اون دامپزشک رو کشت

00:14:38.250 --> 00:14:40.310
. زنش بود ...

00:14:43.850 --> 00:14:45.900
هي ، اونجا چيه !؟

00:14:45.900 --> 00:14:48.190
... خانم ! بهتون که گفتم

00:14:54.020 --> 00:14:55.880
. باشه ، برات تعريف مي کنم

00:14:56.800 --> 00:14:59.440
... اول در موردِ اون کلماتِ جادوي توي مراسم ترحيم

00:15:03.170 --> 00:15:06.700
. پائولا اون کلمات رو خودش نوشت

00:15:08.210 --> 00:15:10.660
. اون چپ دست بود

00:15:11.750 --> 00:15:17.380
. نادره ، اما بعضي از چپ دستا ، آينه نويسي براشون کارِ خيلي راحتيه

00:15:18.200 --> 00:15:23.250
. اون زن از اين ويژگيش استفاده کرد و اين " پيغامي از اون طرفِ قبر " رو نوشت

00:15:25.180 --> 00:15:27.970
. هدفش اين بود که ژاکلين رو متهم کنه

00:15:27.970 --> 00:15:32.740
... پائولا همينطور از اون پيغامِ موقع مرگ

00:15:32.740 --> 00:15:36.480
. که توي صحنه ي قتل به جا مونده بود استفاده کرد ...

00:15:37.550 --> 00:15:39.310
... پليس فک مي کرد اون حرف از

00:15:41.810 --> 00:15:43.200
. اسمِ " کيو - چان " گرفته شده ...

00:15:43.200 --> 00:15:45.600
. لازم نيست اينقدر قيافتو اونجوري کني

00:15:46.140 --> 00:15:48.670
. من که فک مي کنم اسم بانمکيه

00:15:48.670 --> 00:15:49.160
! ساکت باش

00:15:49.500 --> 00:15:56.400
. در هر حال ، پليساي اسگل قانع شده بودن که " کيو " بخاطرِ اسمِ اون حيوونه

00:15:57.340 --> 00:16:00.350
امم ، ويکتوريکا ... ؟

00:16:00.350 --> 00:16:04.750
. اون دامپزشک احتمالا اينجوري روي پشت افتاده بوده

00:16:07.530 --> 00:16:10.930
... اگه توي اين موقعيت سعي کني حرفي رو بنويسي

00:16:11.400 --> 00:16:13.650
. طبيعيه که برعکس ديده مي شه ...

00:16:15.800 --> 00:16:20.770
که يعني ، اون دامپزشک در اصل مي خواسته
. بنويسه " پي " که اول اسم زنش " پائولا " س

00:16:23.940 --> 00:16:26.550
. مي شه گفت ، يه " کلمه ي آيينه " اي ديگه

00:16:26.550 --> 00:16:29.450
... گرويل چيزي که بهش گفتم رو ازم گرفت

00:16:29.450 --> 00:16:32.510
. و به پائولا خبر داد ، که هويتش محرز شده ...

00:16:32.910 --> 00:16:36.000
. " بهش گفت " اگه نري خودتو تحويل بدي ، مي رم پيشِ پليس

00:16:36.910 --> 00:16:39.150
... آخرش ، سرنوشتش رو قبول کرد

00:16:39.150 --> 00:16:41.270
و اعتراف کرد ، درسته ؟

00:16:41.650 --> 00:16:46.770
. آره . در ضمن ، گرويل به اون زن گفت هيچي درباره گرويل به پليس نگه

00:16:47.270 --> 00:16:49.980
. براي همين هيچ کدوم از اين حرفايي که بهت زدم رو مردم نمي دونن

00:16:49.980 --> 00:16:54.170
، که اينطور . پس کارآگاه مخفيانه توي حلِ پرونده اي کمک کرده

00:16:54.170 --> 00:16:55.750
... تا بتونه ژاکلين - سان رو خوشحال کنه

00:16:55.750 --> 00:16:57.710
. من بودم که حقيقت رو براش ساختم

00:16:58.050 --> 00:17:00.860
. پس اينقدر قيافتو شبيه دختراي 14 ساله عاشق نکن

00:17:02.960 --> 00:17:07.240
اما فک مي کنم مجبور کردنش به داشتن
. همچين مدل مويي ، خيلي نامرديه

00:17:09.030 --> 00:17:10.800
. خـ - خـيلي هم منصفانه بود

00:17:15.280 --> 00:17:16.680
ژ - ژاکلين کجاس !؟

00:17:21.800 --> 00:17:24.080
. انگار اينجا نيست

00:17:32.400 --> 00:17:34.420
. پس اينجاييد ، مشاورِ ژنرال

00:17:35.010 --> 00:17:36.450
. ملاقات داره شروع مي شه

00:17:38.450 --> 00:17:42.500
اين همون پرونده نيست که همسرتون ، اون موقع که هنوز مجرد بود ، درگيرش بود ؟

00:17:42.850 --> 00:17:46.240
آره . هر چندوقت يه بار ذهنمو مشغول مي کنه
. و ميام اينجا يه نگاهي بهش مي ندازم

00:17:46.950 --> 00:17:49.060
. مي دوني ، يه چيزي هست که ذهنمو مشغول کرده

00:17:50.400 --> 00:17:55.110
. اينجا نوشته که عذاب وجدان باعث شد که بياد و اعتراف کنه

00:17:56.100 --> 00:17:56.730
... ولي

00:18:05.220 --> 00:18:12.480
. اين حس ولم نمي کنه که يه نفر مخفيانه کمک کرده پرونده بسته بشه

00:18:15.220 --> 00:18:18.670
! تو رو خدا ! اگه پيدا نشه ، کلّي ضرر مي کنم

00:18:18.670 --> 00:18:20.000
... کيفم

00:18:20.000 --> 00:18:21.600
. باشه ، آروم باش و صبر کن

00:18:22.120 --> 00:18:24.400
. ظاهرا ، کارآگاه مي دونه کيفت کجاس

00:18:25.570 --> 00:18:26.170
... ببخشيد

00:18:27.330 --> 00:18:28.220
مي شه بيام داخل ؟

00:18:28.920 --> 00:18:29.420
. حتما

00:18:29.960 --> 00:18:32.090
... من دنبالِ کارآگاه بلويس مي گردم

00:18:34.990 --> 00:18:36.220
... تو همون مرده اي

00:18:34.990 --> 00:18:36.220
تو !؟

00:18:37.910 --> 00:18:40.250
. کتابايي که خانم سينوره مي خواست اهدا کنه

00:18:40.750 --> 00:18:42.730
. مي توني بديش به مسئول کتابخونه

00:18:43.320 --> 00:18:45.770
باشه ... اما اينجا چيکار مي کني ، کارآگاه ؟

00:18:46.600 --> 00:18:48.350
. چه زنِ ساده اي

00:18:48.870 --> 00:18:52.470
خيلي خوب نشون مي ده که چطور نيت هاي
... خوب وقتي معلوم و بارز باشن

00:18:52.470 --> 00:18:54.320
. به هدر مي رن ...

00:18:54.320 --> 00:18:56.800
. اما اين يکي از ويژگي هاي خوبِ ژاکلينه

00:19:01.700 --> 00:19:03.450
... کارآگاه ، امم

00:19:03.750 --> 00:19:06.200
. بچه سنجاب ، مي توني بري

00:19:06.960 --> 00:19:09.620
. فقط براي امروز ، مي توني از اون استفاده کني

00:19:16.650 --> 00:19:17.250
. باشه

00:19:25.900 --> 00:19:30.810
. ذهنِ اون گرگ خاکستري واقعا محشره ، کسي شکي نداره

00:19:32.300 --> 00:19:34.320
. مي دونم که من به اندازه ي تو باهوش نيستم

00:19:35.680 --> 00:19:38.600
. اما خواهر کوچيکه ، تو قلب نداري

00:19:40.470 --> 00:19:41.300
يادت مياد ؟

00:19:42.110 --> 00:19:44.800
... اون شب ، تو بهم گفتي

00:19:54.150 --> 00:19:55.520
. من شرايط رو مي فهمم

00:19:56.500 --> 00:20:01.090
اما چه دليلي داره اومدي اينجا اينو ازم مي خواي ؟

00:20:01.840 --> 00:20:03.650
! چون مي خوام ژاکلين رو نجات بدم

00:20:05.150 --> 00:20:06.920
! چون عاشقشم

00:20:07.870 --> 00:20:09.730
عشق ... اون ديگه چيه ؟

00:20:10.600 --> 00:20:15.650
. از وقتي بدنيا اومدم ، اين اولين باره اين کلمه رو مي شنوم

00:20:18.640 --> 00:20:21.510
. و اين چيزيه که تو خواستي

00:20:22.280 --> 00:20:25.450
. اما اين مدل مو هيچي نيست

00:20:27.970 --> 00:20:29.740
" . ديگه ژاکلين رو دوست نداشته باش "

00:20:32.090 --> 00:20:36.130
. اگه واقعا مي خواستي زجر بکشم ، بايد همچين چيزي ازم مي خواستي

00:20:36.830 --> 00:20:38.820
... اما يه گرگ خاکستري مثل تو

00:20:38.820 --> 00:20:39.590
... دهنتو ببند

00:20:40.130 --> 00:20:43.690
... اين اولين چيزيه که به ذهنِ يه انسان مي رسه ، خيلي تابلوئه

00:20:43.900 --> 00:20:44.500
! دهنتو ببند

00:21:04.950 --> 00:21:05.700
... اشتباه مي کني

00:21:06.480 --> 00:21:08.260
. من ديگه مثل اون موقع نيستم

00:21:09.450 --> 00:21:10.720
. من الان فرق مي کنم

00:21:12.890 --> 00:21:15.470
... خدا کنه اون دوتا وقتي تنهان مشکلي پيش نياد

00:21:17.040 --> 00:21:17.530
! کارآگاه

00:21:18.450 --> 00:21:19.330
. برو

00:21:19.800 --> 00:21:21.410
. گرگ خاکستري منتظرته

00:21:27.080 --> 00:21:29.150
خيلي بد شد ، نه ، خانم ؟

00:21:29.550 --> 00:21:32.570
. آخرش نتونستيد کارآگاهِ کله فلشي رو ببينيد

00:21:32.970 --> 00:21:37.310
. باور کن ماريون ، اون قبلا مرد خيلي جذابي بود

00:21:40.330 --> 00:21:47.930
. به عنوانِ يه دختر ، ترکه اي و صورت گندمي بودم و اصلا خوشگل نبودم

00:21:49.220 --> 00:21:52.320
، هنوزم خاطراتي که از ملاقات هاي گاه و بيگاهم با گرويل دارم

00:21:52.320 --> 00:21:56.550
. همون وقتايي که يکي دو کلمه اي باهاش حرف مي زدم برام عزيزه

00:22:01.250 --> 00:22:04.970
... اون هميشه مهربون بود

00:22:06.450 --> 00:22:08.890
. حالا که به اين سن رسيدم ، بالاخره اينو فهميدم

00:22:09.960 --> 00:22:14.760
. همين نشون مي ده که زمان مي گذره و بزرگ شدن چيز بدي نيست

00:22:15.630 --> 00:22:19.210
... با اينحال اون موقع ، دلم مي خواست هميشه بچه بمونم

00:22:20.640 --> 00:22:22.960
... يعني بازم مي تونم ببينمش

00:22:24.490 --> 00:22:28.890
" ! انگار کتابام به دستِ کتابخونه مي رسه . ازت ممنونم "

00:22:29.530 --> 00:22:32.860
مي دونم که هميشه مي تونم روي دوست قديميم حساب کنم " ، هان ؟

00:22:36.000 --> 00:23:06.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:06.001 --> 00:24:06.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:36.280 --> 00:22:39.210
تنهايي بازم پيداش کرد

00:22:39.210 --> 00:22:43.780
انگار تمومي نداره

00:22:43.780 --> 00:22:51.760
ناراحتي ها رو توي هزارراهه بنداز و بهمون اميد بده

00:22:58.880 --> 00:23:08.380
اينقدر توي بارونِ سنگين و بي پايان وايسادم يادم رفته چطوري لبخند بزنم

00:23:08.930 --> 00:23:13.690
و توي دنيايي که منو نمي فهمه رنج کشيدم

00:23:13.690 --> 00:23:20.930
، و اگه ، از بين درد و رنجا و دروغا

00:23:21.160 --> 00:23:27.900
- قلبم تبديل به سنگ بشه

00:23:27.900 --> 00:23:34.960
، مثلِ گلي که روي امواجِ ناآرامه

00:23:35.410 --> 00:23:42.530
از طوفان ميام بيرون و راه رو شروع مي کنم

00:23:42.740 --> 00:23:49.750
... تا بتونم محکم روي زمينِ افسرده پا بذارم

00:23:50.200 --> 00:24:00.620
برو جلو ؛ مي تونم راهو ادامه بدم

00:24:07.730 --> 00:24:09.790
به اين زودي موقعِ تعطيلاتِ تابستونيه !؟

00:24:10.520 --> 00:24:12.380
... آفتابِ وسط آسمونِ تابستون

00:24:13.010 --> 00:24:15.310
... و صداي قشنگ مردم که مي پرن توي آب ...

00:24:16.210 --> 00:24:18.010
. که از دور دست به گوشم مي رسه ...

00:24:18.010 --> 00:24:21.820
قسمت بعد
صداي جيرجيرک ها بعد از ظهرِ روزاي تابستون به گوش مي رسه