﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:02.800
‫وقتی به جزییات
‫یه جرم حل نشده فکر میکنم...

00:00:02.850 --> 00:00:04.900
‫مثل موشی در هزارتو
‫هستم که وظیفه‌ای بهش داده شده

00:00:04.950 --> 00:00:06.850
‫به قتل عادت داشتم و بد بود

00:00:06.940 --> 00:00:08.850
‫تا آخر عمر حسش میکنم

00:00:10.614 --> 00:00:12.824
‫هدف نهاییش
‫همیشه این بود که کتاب بنویسه

00:00:13.074 --> 00:00:14.864
‫پرونده‌ای که حساسیت زیادی روش داشتم...

00:00:14.954 --> 00:00:16.994
‫یه مجرم سریالی بود
‫که به پنجاه زن در کالیفرنیا...

00:00:17.074 --> 00:00:19.154
‫تجاوز کرده و ده نفر رو کشته بود

00:00:19.244 --> 00:00:21.074
‫تازه خیلی هم بچه میخواست

00:00:21.154 --> 00:00:22.404
‫آلیس!

00:00:22.574 --> 00:00:25.744
‫میشل میخواست
‫این یارو گیر بیافته

00:00:26.324 --> 00:00:29.454
‫داستان قربانیان باید گفته بشه

00:00:29.904 --> 00:00:32.404
‫با یه صدا بیدار شدیم

00:00:32.494 --> 00:00:34.204
‫با نقاب اسکیش وایستاده بود

00:00:34.284 --> 00:00:36.574
‫گفت، تکون نخور وگرنه میکشمت

00:00:38.114 --> 00:00:39.864
‫همه عاشق داستان یه قاتلن...

00:00:39.954 --> 00:00:41.534
‫اما هیچ چیز جدیدی
‫برای گفتن وجود نداشت

00:00:41.558 --> 00:00:51.558
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:51.582 --> 00:01:01.582
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:02.000 --> 00:01:07.000
‫[ مصاحبه با شاهد ایر در هیپنوتیزم ]
‫[ آگوست 1979 ]

00:01:08.900 --> 00:01:11.324
‫تا وقتی که چشمهات بسته میشه...

00:01:11.325 --> 00:01:14.325
‫به آرامش عمیق و عمیقتری میری

00:01:15.326 --> 00:01:17.326
‫راحت و راحت‌تر میشی

00:01:18.327 --> 00:01:20.327
‫آروم و آرومتر میشی

00:01:20.328 --> 00:01:22.328
‫چیزی رو تجربه میکنی که...

00:01:22.329 --> 00:01:24.329
‫حس خواب‌آلودگی و گیجی ـه

00:01:28.330 --> 00:01:30.360
‫خیلی راحت و...

00:01:30.361 --> 00:01:31.361
‫خیلی آروم هستی

00:01:32.362 --> 00:01:33.362
‫به خواب عمیقتری میری

00:01:34.363 --> 00:01:35.363
‫بازم عمیقتر

00:01:39.364 --> 00:01:41.073
‫خیلی، خیلی خوبه

00:01:41.074 --> 00:01:42.284
‫حالا...

00:01:42.285 --> 00:01:45.285
‫اون شب کجا شام میخوردی، لوری؟

00:01:47.244 --> 00:01:48.824
‫اتاق تلویزیون

00:01:49.824 --> 00:01:50.994
‫در اتاق تلویزیون؟

00:01:50.995 --> 00:01:52.769
‫باشه، خیلی خوبه، خیلی

00:01:52.770 --> 00:01:55.770
‫حالا بعد از خوردن شام
‫و تلویزیون تماشا کردن، لوری...

00:01:55.771 --> 00:01:57.771
‫اولین چیزی که نظرتو جلب کرد چی بود؟

00:01:58.772 --> 00:01:59.772
‫یا یه چیزی...

00:01:59.773 --> 00:02:02.773
‫که شاید طبیعی و درست نباشه؟

00:02:02.994 --> 00:02:05.364
‫برگهای حیاط پشتی

00:02:07.324 --> 00:02:09.244
‫باشه، انگار یکی روشون راه می‌رفت؟

00:02:09.245 --> 00:02:10.245
‫یا از بینشون رد میشه؟

00:02:10.284 --> 00:02:11.284
‫بله

00:02:11.364 --> 00:02:12.284
‫باشه

00:02:13.864 --> 00:02:15.204
‫مورد بعدی که نظرتو...

00:02:15.205 --> 00:02:17.205
‫جلب کرد چی بود؟

00:02:17.954 --> 00:02:19.364
‫سگم

00:02:21.864 --> 00:02:23.204
‫و چه کار میکرد؟

00:02:24.114 --> 00:02:25.204
‫پارس میکرد

00:02:28.364 --> 00:02:30.404
‫لوری، چیزی دیدی...

00:02:30.405 --> 00:02:32.405
‫یا چیز غیرعادی شنیدی؟

00:02:32.454 --> 00:02:33.574
‫بله

00:02:33.994 --> 00:02:35.034
‫چی بود؟

00:02:35.994 --> 00:02:38.904
‫از پنجره روی ایوان رو نگاه کردم

00:02:40.204 --> 00:02:42.034
‫و چی بیرون دیدی؟

00:02:44.454 --> 00:02:45.574
‫یه مرد

00:02:46.864 --> 00:02:47.904
‫باشه

00:02:47.905 --> 00:02:49.905
‫خب، میشه صورتش رو توصیف کنی؟

00:02:55.454 --> 00:02:56.534
‫بدجنس

00:03:08.574 --> 00:03:12.454
‫ خب، قدم گذاشتم تو بهمن

00:03:13.904 --> 00:03:16.654
‫ روح منو پوشونده

00:03:18.994 --> 00:03:24.034
‫ وقتی این گوژپشتی
‫ که می‌بینی نیستم

00:03:24.114 --> 00:03:27.614
‫ زیر تپه‌ی طلایی میخوابم

00:03:29.784 --> 00:03:33.704
‫ تویی که میخوای درد رو فتح کنی

00:03:33.784 --> 00:03:39.494
‫ باید یاد بگیری
‫ یاد بگیری خوب بهم خدمت کنی

00:03:48.114 --> 00:03:49.364
‫به نظرم این یارو...

00:03:49.454 --> 00:03:53.454
‫فکر کنم مردم دست‌کم گرفتن...

00:03:54.824 --> 00:03:56.904
‫از این کلمه متنفرم،
‫پرکاری و...

00:03:56.994 --> 00:04:00.114
‫این کار رو مداوم انجام میداده

00:04:00.204 --> 00:04:01.904
‫و وقتی یه
‫کاری رو بارها و بارها انجام بدین...

00:04:01.994 --> 00:04:03.954
‫درش مهارت بیشتری پیدا میکنین

00:04:04.034 --> 00:04:05.744
‫و فکر نکنم به این معنا بوده باشه...

00:04:05.824 --> 00:04:08.034
‫فکر نکنم یه نابغه‌ی شرور بوده

00:04:08.114 --> 00:04:09.704
‫- درسته
‫- فکر کنم اگه...

00:04:09.784 --> 00:04:11.824
‫- هر شب ساعت سه صبح بیرون باشی...
‫- درسته

00:04:11.904 --> 00:04:14.074
‫سعی کنی به زور
‫وارد خونه‌ی مردم بشی...

00:04:14.154 --> 00:04:15.954
‫به تعداد دفعات بستگی داره
‫در یه نقطه‌ای...

00:04:16.034 --> 00:04:18.114
‫خیلی موفق میشی

00:04:31.494 --> 00:04:32.994
‫هی، پتون هستم

00:04:33.074 --> 00:04:34.494
‫میخواستم زنگ بزنم و بهت تبریک بگم

00:04:34.574 --> 00:04:36.284
‫خبر خیلی معرکه‌ای بود

00:04:36.364 --> 00:04:37.534
‫خیلی لیاقتش رو داری

00:04:39.954 --> 00:04:41.114
‫سلام، میشل

00:04:41.204 --> 00:04:43.324
‫فقط میخواستم بهت تبریک بگم

00:04:43.404 --> 00:04:45.324
‫خیلی برات خوشحالم

00:04:45.404 --> 00:04:47.074
‫سلام میشل، مل هستم

00:04:47.154 --> 00:04:48.904
‫بهم زنگ بزن، خیلی دلم
‫میخواد در مورد مقاله...

00:04:48.994 --> 00:04:51.364
‫باهات حرف بزنم

00:04:55.034 --> 00:04:58.114
‫یه چیز که...

00:04:58.204 --> 00:05:00.284
‫بهش علاقه‌مند بودم...

00:05:00.364 --> 00:05:01.824
‫اینه که به نظرت چطوری متجاوز بخش شرقی...

00:05:01.904 --> 00:05:03.994
‫قربانیان رو انتخاب میکرده؟
‫چون یه چیز دیگه‌س...

00:05:04.074 --> 00:05:05.784
‫که خیلی فکرمو در این پرونده مشغول کرده...

00:05:05.864 --> 00:05:08.614
‫حتما یه جور نظارت دائمی وجود داشته

00:05:08.704 --> 00:05:10.614
‫اما از طرفی...

00:05:10.704 --> 00:05:12.614
‫مسئله ناگهانی بودن هم بوده چون...

00:05:12.704 --> 00:05:14.324
‫مجبور بوده این آدمها رو انتخاب کنه...

00:05:14.404 --> 00:05:15.824
‫اما مثلا در یه مورد...

00:05:15.904 --> 00:05:17.494
‫شوهر دو ساعت بیرون خونه بوده

00:05:17.574 --> 00:05:19.494
‫انگار در همه‌جا حاضر بوده...

00:05:19.574 --> 00:05:20.954
‫و نمیتونم ازش سر دربیارم

00:05:21.034 --> 00:05:22.824
‫خب، خیلی وقتها وارد میشده...

00:05:22.904 --> 00:05:25.744
‫و فکر کنم یه نفر رو انتخاب میکرده

00:05:27.494 --> 00:05:28.994
‫خیلی وقتها وارد میشده...

00:05:29.074 --> 00:05:31.864
‫و فکر کنم یه نفر رو انتخاب میکرده، اما...

00:05:31.954 --> 00:05:33.574
‫پس شاید قبلش، وقتی نبودن...

00:05:33.654 --> 00:05:35.034
‫- به خونه‌شون میرفته؟
‫- بله. بله

00:05:35.114 --> 00:05:36.744
‫- باشه
‫- آره

00:05:38.154 --> 00:05:39.204
‫نکته جذابش برام...

00:05:39.284 --> 00:05:41.244
‫این بود که پرونده قابل حل به نظر می‌اومد

00:05:43.704 --> 00:05:45.824
‫کلی قربانی و بسیار سرنخ...

00:05:45.904 --> 00:05:47.744
‫به جا گذاشته بود

00:05:48.864 --> 00:05:51.824
‫این پرونده خیلی سریع
‫منو به خودش جذب کرد

00:05:51.904 --> 00:05:55.614
‫کنجکاوی تبدیل
‫به اشتیاق سیری‌ناپذیر تبدیل شد

00:05:55.704 --> 00:05:58.864
‫دو قربانی دیگه در ژانویه بودن

00:05:58.954 --> 00:06:01.074
‫نقل قولی از
‫یه کارآگاه ناشناس کلانتری...

00:06:01.154 --> 00:06:02.204
‫در ساکرامنتو بی...

00:06:02.284 --> 00:06:05.204
‫خستگی شکننده‌ی
‫ایجاد شده رو القا میکرد

00:06:05.284 --> 00:06:08.614
‫دقیقا مثل بقیه بود

00:06:11.204 --> 00:06:13.864
‫اولین پیش‌نویس
‫از مقاله‌ی میشل رسید...

00:06:13.954 --> 00:06:19.204
‫و یکی از سخت‌ترین...

00:06:19.284 --> 00:06:22.574
‫آشفته‌کننده‌ترین و خشن‌ترین...

00:06:22.654 --> 00:06:26.534
‫چیزهای وحشتناکی بود
‫که سر آدمها اومده

00:06:26.614 --> 00:06:28.534
‫و من گفتم، گندش بزنن

00:06:28.614 --> 00:06:30.324
‫واقعیه

00:06:31.074 --> 00:06:33.154
‫و بعدش...

00:06:33.244 --> 00:06:36.244
‫انگار آسانسور از 20 هزار طبقه سقوط کنه

00:06:39.614 --> 00:06:43.074
‫فقط همین اولین پاراگرافش...

00:06:43.154 --> 00:06:46.614
‫باعث میشه کابوس ببینم

00:06:49.954 --> 00:06:51.404
‫اولین حمله...

00:06:51.494 --> 00:06:55.154
‫در بسیاری از جهات
‫مشابه 49 مورد بعدیه

00:06:55.244 --> 00:06:57.904
‫قربانی 23 ساله بیدار شده
‫و مردی رو دیده...

00:06:57.994 --> 00:07:00.744
‫با تیشرت سرمه‌ای
‫و نقاب اسکی سفید...

00:07:00.824 --> 00:07:03.404
‫که در چارچوب در اتاق خوابش ایستاده بود

00:07:03.494 --> 00:07:06.744
‫شلوار پاش نبود و شق کرده بود

00:07:06.824 --> 00:07:10.404
‫فکر میکرد خواب می‌بینه
‫تا وقتی که مرد روی تخت پرید

00:07:10.494 --> 00:07:12.954
‫زمزمه کرد: اگه تکون بخوری یا صدات دربیاد...

00:07:13.034 --> 00:07:15.954
‫این چاقو رو تو بدنت فرو میکنم...

00:07:16.034 --> 00:07:19.364
‫چاقو رو به شقیقه راستش فشار اورد

00:07:19.454 --> 00:07:20.904
‫مجرم ناشناس...

00:07:21.034 --> 00:07:23.284
‫به زودی نام متجاوز بخش
‫شرقی رو به خود گرفت...

00:07:23.364 --> 00:07:24.954
‫به تجاوز و وحشت...

00:07:25.034 --> 00:07:29.494
‫در جوامع کالیفرنیای شمالی
‫تا سه سال آینده ادامه داد

00:07:29.574 --> 00:07:32.204
‫عادتهاش منحصربه‌فرد و آزاردهنده بودن

00:07:32.284 --> 00:07:34.534
‫به طور حتم قربانی‌ها
‫و خونه‌هاشونو...

00:07:34.614 --> 00:07:36.704
‫حسابی زیر نظر داشته

00:07:36.784 --> 00:07:40.454
‫از بند کفش یا حوله‌ی پاره
‫برای بستن دست و پا استفاده میکرده

00:07:40.534 --> 00:07:43.284
‫قربانی دهمش داشته پیانو میزده...

00:07:43.364 --> 00:07:45.154
‫که پیداش شده

00:07:45.244 --> 00:07:47.034
‫دستهاشو با بند کفش...

00:07:47.114 --> 00:07:50.744
‫که از قبل از کفشهای
‫خواهرش دزدیده بوده، بسته

00:07:50.824 --> 00:07:53.574
‫مجبورش کرده با
‫نرم‌کننده‌ی دست اونو ارضا کنه...

00:07:53.654 --> 00:07:55.074
‫از عادتهاش بوده

00:07:55.154 --> 00:07:58.654
‫در حالی که از سابقه
رابطه جنسی ازش پرسیده

00:07:58.744 --> 00:08:00.574
‫قربانی باکره بوده

00:08:00.654 --> 00:08:02.324
‫بازم بهش تجاوز کرده

00:08:02.404 --> 00:08:04.744
‫پرسیده، خیلی خوب نیست؟

00:08:04.824 --> 00:08:07.744
‫چاقو رو زیر گلوش نگه داشته تا بگه بله

00:08:12.204 --> 00:08:13.994
‫وقتی داشتم مقاله رو می‌خوندم...

00:08:14.074 --> 00:08:15.904
‫شماره‌ی 50 از نگاهم دور موند...

00:08:15.994 --> 00:08:18.034
‫چند بار اولی که داستان رو خوندم...

00:08:18.114 --> 00:08:20.364
‫به دوازه قتل توجه کردم

00:08:20.454 --> 00:08:21.614
‫قتل، قتل، قتل

00:08:21.704 --> 00:08:24.324
‫و بعد برگشتم و
‫گفتم پنجاه تجاوز

00:08:24.404 --> 00:08:27.364
‫هیچکس نمیخواد در
‫مورد این بخش داستان حرف بزنه

00:08:27.454 --> 00:08:30.574
‫تا چه حد جامعه، همسران...

00:08:30.654 --> 00:08:32.244
‫و خونواده‌ها رو ویران کرده...

00:08:32.324 --> 00:08:34.654
‫و به خاطر این واقعیت بدتر شده که...

00:08:34.744 --> 00:08:37.074
‫ابزار لازم رو نداشتیم...

00:08:37.154 --> 00:08:40.744
‫یا فرهنگ لازم تا
‫با قربانیان طوری رفتار کنیم...

00:08:40.824 --> 00:08:43.114
‫که در اون زمان احتمالا بهش نیاز داشتن

00:08:44.244 --> 00:08:47.364
‫در محدوده سنی 22 تا 35 بودن...

00:08:47.454 --> 00:08:50.154
‫از هر رنگی، از سیاه
‫تا قهوه‌ای و سفید

00:08:51.534 --> 00:08:53.864
‫جول، متهم به دو تجاوز

00:08:53.954 --> 00:08:56.574
‫بهم گفت
‫به مردها هم حمله کرده

00:08:57.114 --> 00:08:58.114
‫این ویکه

00:08:58.204 --> 00:09:00.534
‫تجاوز کرده و
‫بعد یه زن رو کشته

00:09:00.614 --> 00:09:03.784
‫جیم با اسلحه قربانی‌هاشو زده

00:09:03.864 --> 00:09:05.864
‫در دهه 70 ساکرامنتو...

00:09:05.954 --> 00:09:08.284
‫به نظر میرسید
‫یه مرکز واقعی برای روانی‌ها باشه

00:09:08.364 --> 00:09:09.534
‫واقعا وجود داشت

00:09:09.614 --> 00:09:12.954
‫همه جور متجاوز داشتی

00:09:13.034 --> 00:09:17.454
‫متجاوز سحرخیز
‫در سال 68 یا 70 پیداش شد...

00:09:17.534 --> 00:09:20.034
‫41بار تجاوز کرده بود و فکر کنم...

00:09:20.114 --> 00:09:21.404
‫تو خونه کارشو انجام داده بود

00:09:21.494 --> 00:09:23.404
‫که اصلا در اخبار بهش توجهی نشد

00:09:23.494 --> 00:09:24.534
‫متجاوز بوگندو

00:09:24.614 --> 00:09:26.784
‫تجاوزهای بسیاری در برکلی انجام داد

00:09:26.864 --> 00:09:28.704
‫و فکر کردن میدونن طرف کیه...

00:09:28.784 --> 00:09:30.114
‫اما دادستانی شکایتی تنظیم نکرد

00:09:30.204 --> 00:09:33.704
‫و به اوکلند رفت
‫و اونجا به تجاوز ادامه داد...

00:09:33.784 --> 00:09:35.284
‫و هرگز دستگیر نشد

00:09:35.364 --> 00:09:37.074
‫متجاوز سوییچ ماشین رو داشتین

00:09:37.154 --> 00:09:39.404
‫تو ماشین به زنها تجاوز میکرد...

00:09:39.494 --> 00:09:42.074
‫و بعدش سوییچ رو برمیداشت و میرفت

00:09:42.154 --> 00:09:45.284
‫و، متجاوز روبالشی هم بود

00:09:45.364 --> 00:09:48.994
‫اینها متجاوزان بسیار فعال بودن

00:09:49.074 --> 00:09:51.744
‫فقط 15 تاشونو من پیدا کردم...

00:09:51.824 --> 00:09:55.364
‫که به 30، 40، 50 نفر تجاوز کرده بودن

00:09:55.454 --> 00:09:58.244
‫تجاوز در دهه 70...

00:09:58.324 --> 00:10:00.994
‫جرمی مثل یه ضرب‌وشتم ساده بود

00:10:01.074 --> 00:10:03.574
‫چندان مسئله‌ی مهمی در نظر گرفته نمیشد

00:10:03.654 --> 00:10:06.284
‫حکم برای...

00:10:06.364 --> 00:10:08.954
‫یه متجاوز ممکن بود 30 روز باشه...

00:10:09.034 --> 00:10:10.784
‫نود روز باشه و
‫تازه عفو مشروط هم بگیری

00:10:10.864 --> 00:10:14.454
‫هیچ پایه و اساس مجرمانه‌ای...

00:10:14.534 --> 00:10:15.744
‫برای حمله جنسی وجود نداشت...

00:10:15.824 --> 00:10:20.114
‫بنابراین فکر کنم وقتی
‫این جرائم شروع شد...

00:10:20.204 --> 00:10:23.154
‫میدونی، به طرز رفتاری
‫که با زنان شده نگاه کنین

00:10:23.244 --> 00:10:25.904
‫متجاوزان جنسی امروز...

00:10:25.994 --> 00:10:28.034
‫دسترسی بیشتری
‫به زنان مختلف دارن

00:10:28.114 --> 00:10:31.994
‫زنان شاغل بیشتر شدن،
‫زنان مجردی که تنها زندگی میکنن...

00:10:32.074 --> 00:10:34.494
‫و با خونواده یا مردی نیستن بیشتر شدن

00:10:34.574 --> 00:10:36.284
‫به خاطر پویایی...

00:10:36.364 --> 00:10:37.784
‫و در معرض دید بودن زن امروز...

00:10:37.864 --> 00:10:39.864
‫باید یاد بگیره
‫متجاوز رو درک کنه

00:10:39.954 --> 00:10:42.784
‫برای زن امروز
‫درک کردن متجاوز...

00:10:42.864 --> 00:10:44.864
‫یعنی باید مرد رو درک کنه

00:10:47.034 --> 00:10:48.994
‫البته، زنها در موردش حرف نزدن...

00:10:49.074 --> 00:10:50.704
‫وقتی حرف میزدن...

00:10:50.784 --> 00:10:52.494
‫یه طور دیگه باهاشون رفتار میشد...

00:10:52.574 --> 00:10:54.034
‫و اغلب به خاطر...

00:10:54.114 --> 00:10:56.244
‫کار نامناسبی که کردن
‫سرزنش میشدن...

00:10:56.324 --> 00:10:58.204
‫یا چیزی که پوشیده بودن

00:10:58.284 --> 00:10:59.494
‫یا طوری که راه رفته بودن

00:10:59.574 --> 00:11:01.574
‫میدونی، یه کاری کرده بودن...

00:11:01.654 --> 00:11:03.534
‫که چنین توجهی رو برخلاف میل‌شون...

00:11:03.614 --> 00:11:05.114
‫جلب کرده بود

00:11:05.204 --> 00:11:08.114
‫دختر جوون
‫پشت سر هم حرکت بدی کرده

00:11:08.204 --> 00:11:09.994
‫رفتارش بیش از
‫حد تحریک‌کننده بوده

00:11:10.074 --> 00:11:13.454
‫هرگز نباید شب
‫جلوی ویترین مغازه وایمیستاده

00:11:13.534 --> 00:11:15.864
‫در جای تاریکی در
‫پارکینگ پارک کرده...

00:11:15.954 --> 00:11:18.204
‫و کلیدهاش دم دستش نبوده

00:11:27.284 --> 00:11:29.244
‫خب، میشل...

00:11:29.324 --> 00:11:32.114
‫چطوری به جرم واقعی علاقه‌مند شدی؟

00:11:32.204 --> 00:11:34.454
‫میدونی، چند سالت بود
‫که برای اولین بار درگیرش شدی؟

00:11:34.534 --> 00:11:38.534
‫وقتی 14 سالم بود
‫به جرم واقعی علاقه‌مند شدم...

00:11:38.614 --> 00:11:40.994
‫اطراف شیکاگو زندگی میکردم...

00:11:41.074 --> 00:11:43.074
‫یکی از همسایه‌هام به قتل رسید

00:11:43.154 --> 00:11:46.704
‫و هنوز هم پرونده‌ش حل نشده

00:11:46.784 --> 00:11:48.154
‫اسمش کتی لومباردو بود

00:11:50.114 --> 00:11:53.614
‫در اوک پارک،ایلینوی،
‫در اطراف شیکاگو بزرگ شدم

00:11:53.704 --> 00:11:56.284
‫یه منطقه مسکونی دورافتاده...

00:11:56.364 --> 00:11:58.824
‫و یه جورایی شهرمونو شوکه کرد

00:11:58.904 --> 00:12:01.154
‫و معلومه که به سطر اخبار رسید

00:12:01.244 --> 00:12:03.704
‫کتی لومباردو
‫در این محله بزرگ شد

00:12:03.784 --> 00:12:05.034
‫اینجا احساس امنیت کرد

00:12:05.114 --> 00:12:07.494
‫پس تقریبا هر شب...

00:12:07.574 --> 00:12:09.864
‫در این خیابونها و
‫کوچه‌ها قدم میزد...

00:12:09.954 --> 00:12:13.744
‫همیشه تنها و همیشه هدفون
‫استریو روی گوشش بود...

00:12:13.824 --> 00:12:16.074
‫و صدای موسیقی هم به شدت بلند بود

00:12:16.154 --> 00:12:19.324
‫دیشب، یکی
‫یه زن 24 ساله در اوک پارک رو...

00:12:19.404 --> 00:12:21.244
‫در یه کوچه از پشت گرفته...

00:12:21.324 --> 00:12:23.704
‫به قلبش چاقو زده
‫و گلوشو بریده

00:12:23.784 --> 00:12:26.824
‫پلیس میگه احتمالا
‫بهش تعرض جنسی هم شده

00:12:26.904 --> 00:12:29.364
‫توسط دو جوون کمی
‫بعد از ساعت ده پیدا شده...

00:12:29.454 --> 00:12:31.034
‫که به همسایه در محل زنگ زدن

00:12:31.114 --> 00:12:33.574
‫به اونجا رسیدم و رفتم...

00:12:33.654 --> 00:12:39.744
‫تا نبضش رو بگیرم
‫و گلوش پاره شده بود

00:12:39.824 --> 00:12:43.994
‫و به سرعت داشت سفید میشد...

00:12:45.324 --> 00:12:46.744
‫چند تا ضربان...

00:12:46.824 --> 00:12:48.654
‫از ناحیه گلوش دیده میشد...

00:12:48.744 --> 00:12:50.654
‫و مرده بود

00:12:51.824 --> 00:12:53.284
‫فکر نکنم تا اون موقع...

00:12:53.364 --> 00:12:55.994
‫اصلا به قتل علاقه‌ای داشتم

00:12:56.074 --> 00:12:57.654
‫فقط این داستان
‫خیلی منو جذب خودش کرد...

00:12:57.744 --> 00:13:00.074
‫و ازش شوکه شدم
‫و بهش وسواس پیدا کردم...

00:13:00.154 --> 00:13:02.994
‫که صورت این شخص مشخص نیست

00:13:03.074 --> 00:13:05.204
‫که نمیدونستیم کی ممکنه...

00:13:05.284 --> 00:13:07.364
‫ما رو غرق خون کنه

00:13:07.454 --> 00:13:09.904
‫خب، برای من اصلا باورکردنی نبود...

00:13:09.994 --> 00:13:13.784
‫که یکی بین ما
‫یه قاتل سنگدل بود...

00:13:13.864 --> 00:13:15.784
‫که گلوی یه زن رو بریده باشه

00:13:15.864 --> 00:13:18.824
‫امروز، پلیس کوچه‌ای
‫که قتل اتفاق افتاده رو گشت...

00:13:18.904 --> 00:13:20.614
‫و تیغه‌ی چاقوی آشپزخونه‌ رو پیدا کرد...

00:13:20.704 --> 00:13:22.614
‫که به نظرشون برای
‫کشتن زن جوان ازش استفاده شده

00:13:22.704 --> 00:13:24.454
‫هنوز دارن دنبال دستگیره‌ش میگردن...

00:13:24.534 --> 00:13:25.574
‫که شکسته شده

00:13:25.654 --> 00:13:27.244
‫اتفاقی که براش افتاده اشتباهه

00:13:27.324 --> 00:13:29.494
‫ممکنه برای من یا
‫هر کسی اتفاق بیافته

00:13:31.864 --> 00:13:34.284
‫یادمه که وارد اونجا شدم...

00:13:34.364 --> 00:13:36.404
‫جایی که میدونستم کشته شدم و...

00:13:36.494 --> 00:13:39.784
‫تیکه‌های شکسته واکمن رو پیدا کردم...

00:13:39.864 --> 00:13:42.954
‫که هنوز اونجا بودن
‫و از رو زمین برداشتمشون

00:13:43.034 --> 00:13:45.034
‫تا حدی پیش نرفتم که...

00:13:45.114 --> 00:13:46.494
‫با پلیس حرف بزنم...

00:13:46.574 --> 00:13:48.154
‫اما به شدت کنجکاو شدم...

00:13:48.244 --> 00:13:51.074
‫در مورد عناصر مختلف جرم...

00:13:51.154 --> 00:13:54.284
‫و اینکه چطوری این اتفاق افتاده
‫و این آدم ممکنه کی باشه

00:13:54.954 --> 00:13:56.574
‫کسی بوده که میشناختیم؟

00:13:58.244 --> 00:14:00.284
‫همه ازش گذشتن و من نتونستم

00:14:02.904 --> 00:14:05.364
‫- از سال 75 تا 84...
‫- آره

00:14:05.454 --> 00:14:07.824
‫کلی مجرمان سریالی وجود داشتن...

00:14:07.904 --> 00:14:09.454
‫که همزمان فعالیت داشتن
‫سرم درد گرفت

00:14:09.534 --> 00:14:11.494
‫آره، آره، نمیدونم چرا اینطوری بود...

00:14:11.574 --> 00:14:14.284
‫- اما خیلی زیاد بودن
‫- منم نمیدونم

00:14:14.364 --> 00:14:18.364
‫متجاوز بخش شرقی
‫فعالترین مجرم نبود

00:14:18.454 --> 00:14:22.534
‫خشن‌ترین بود،
‫تا جایی که میدونستیم

00:14:22.614 --> 00:14:26.244
‫وقتی خواب بودن
‫وارد خونه میشد

00:14:29.284 --> 00:14:32.954
‫هدف اصلیش سکس نبود

00:14:34.614 --> 00:14:37.904
‫هدفش ایجاد وحشت بود

00:14:40.994 --> 00:14:42.614
‫حالا، یکی از سوالات بزرگ...

00:14:42.704 --> 00:14:44.654
‫که دیشب پرسیده شد این بود...

00:14:44.744 --> 00:14:47.034
‫اگه اسلحه داشته باشیم
‫میتونیم بهش شلیک کنیم؟

00:14:47.114 --> 00:14:48.994
‫تا جایی که در مورد این مرد میدونم...

00:14:49.074 --> 00:14:51.864
‫اگه اسلحه داشتم
‫حتما بهش شلیک میکردم

00:14:51.954 --> 00:14:53.364
‫و برای زخمی کردنش شلیک نمیکردم

00:14:53.454 --> 00:14:55.744
‫برای تموم کردن کارش شلیک میکردم

00:14:55.824 --> 00:14:57.864
‫دو چیز در مورد متجاوز مشخص شده...

00:14:57.954 --> 00:15:00.244
‫که در حال حاضر
‫ساکرامنتو رو به وحشت انداخته

00:15:00.324 --> 00:15:02.654
‫اول اینکه در خونه‌ای گیر نیافتاده...

00:15:02.744 --> 00:15:04.534
‫که یه مرد اونجا باشه

00:15:04.614 --> 00:15:07.904
‫مورد دیگه اینه که هرگز در خونه‌ای نبوده...

00:15:07.994 --> 00:15:10.204
‫که یه سگ بزرگ بوده باشه

00:15:11.824 --> 00:15:15.244
‫سال 77 تبدیل به زمانی شد
‫که متجاوز بخش شرقی...

00:15:15.324 --> 00:15:17.994
‫- شروع به حمله به زوجها کرد
‫- و فکر میکنی چرا...

00:15:18.074 --> 00:15:20.864
‫حمله به زوجها رو شروع کرد؟

00:15:20.954 --> 00:15:24.034
‫فکر کنم واقعا
‫به خاطر اخبار رسانه‌ها بود

00:15:24.114 --> 00:15:25.074
‫آره

00:15:25.154 --> 00:15:28.574
‫پونزده تجاوز اول
‫در ناحیه ساکرامنتو...

00:15:28.654 --> 00:15:30.574
‫زنان تنها بودن

00:15:30.654 --> 00:15:33.574
‫روزنامه چاپ کرد
‫که هرگز به جایی که یه مرد باشه...

00:15:33.654 --> 00:15:35.324
‫حمله نکرده

00:15:35.954 --> 00:15:37.904
‫و بعد از اون...

00:15:37.994 --> 00:15:39.704
‫یه مرد تو خونه هم بود

00:15:39.784 --> 00:15:41.744
‫- پس ازش اطلاع داشت؟
‫- بله

00:15:41.824 --> 00:15:43.994
‫و این به طرز بازی کردنش ربط داره؟

00:15:44.074 --> 00:15:45.494
‫آره. آره

00:15:45.574 --> 00:15:48.904
‫حتا تمام رسانه‌ها
‫رو با دقت نگاه میکرده

00:15:48.994 --> 00:15:51.954
‫و به محض اینکه روزنامه میگه،
‫فلان اتفاق نیافتاده...

00:15:52.034 --> 00:15:53.154
‫اتفاق می‌افته

00:15:53.244 --> 00:15:55.704
‫همه چیز براش
‫یه چالش میشه

00:15:56.864 --> 00:15:59.154
‫اطلاعات زیادی در مورد...

00:15:59.244 --> 00:16:01.704
‫اتفاقی که می‌افتاد نداشتم...

00:16:02.494 --> 00:16:04.114
‫روزنامه رو ندیدم

00:16:04.204 --> 00:16:07.244
‫یادم نمیاد تو اخبار شنیده باشمش

00:16:07.324 --> 00:16:09.454
‫در هفته‌های قبل از حمله...

00:16:09.534 --> 00:16:10.704
‫چندین بار...

00:16:10.784 --> 00:16:12.744
‫مزاحم تلفنی داشتیم

00:16:12.824 --> 00:16:15.284
‫فکر کنم سه چهار بار در روز

00:16:15.364 --> 00:16:16.954
‫این تماسها رو داشتیم

00:16:20.454 --> 00:16:21.614
‫اما اصلا...

00:16:21.704 --> 00:16:25.574
‫با من کار نداشتن. پونزده سالم بود

00:16:26.454 --> 00:16:28.494
‫شاید پسری بود
‫که از من خوشش اومده بود

00:16:28.574 --> 00:16:30.154
‫میدونی...

00:16:30.244 --> 00:16:33.114
‫اصلا هیچی...

00:16:33.784 --> 00:16:35.114
‫اینطوری میگم

00:16:35.204 --> 00:16:37.284
‫دلیلی نداشتم تا بترسم...

00:16:37.364 --> 00:16:39.364
‫چون در دنیایی امن زندگی میکردم

00:16:41.074 --> 00:16:43.114
‫ساکنان بخش شرقی...

00:16:43.204 --> 00:16:45.574
‫خودشونو به شکل
‫بی‌سابقه‌ای در خونه...

00:16:45.654 --> 00:16:46.994
‫حبس میکنن

00:16:47.074 --> 00:16:49.494
‫قفلها اینقدر سریع
‫در این محله فروخته شد...

00:16:49.574 --> 00:16:53.114
‫که مغازه‌ها در تامین تقاضا مشکل داشتن

00:16:53.204 --> 00:16:55.154
‫اون موقع نترسیده بودم

00:16:55.244 --> 00:16:57.574
‫در مورد خیلی چیزها خبر نداشتم

00:16:57.654 --> 00:16:59.204
‫روزنامه نمی‌خوندم

00:16:59.284 --> 00:17:01.324
‫بله، در اخبار بود

00:17:01.404 --> 00:17:04.074
‫یه اشاره‌ای که بهمون شد این بود...

00:17:04.154 --> 00:17:05.994
‫من و شوهرم اومدیم خونه...

00:17:06.074 --> 00:17:07.454
‫و بچه‌های محله...

00:17:07.534 --> 00:17:09.074
‫دوان دوان اومدن سمت ما و گفتن...

00:17:09.154 --> 00:17:11.954
‫داریم این بازی رو میکنیم
‫و من پشت یکی بودم...

00:17:12.034 --> 00:17:15.074
‫یه مرد رو دیدیم
‫که از حیاط‌تون دوید بیرون

00:17:15.154 --> 00:17:16.494
‫ما گفتیم، چی؟

00:17:17.784 --> 00:17:20.704
‫پس رفتیم میخ پرچ گرفتیم
‫و قفل روی در جلوی...

00:17:20.784 --> 00:17:23.494
‫و در گاراژ گذاشتیم

00:17:23.574 --> 00:17:25.364
‫یه میخ گذاشتیم بالاش...

00:17:25.454 --> 00:17:28.824
‫تا بتونیم پنجره رو قفل کنیم و باز نشه

00:17:28.904 --> 00:17:31.244
‫و مکان رو زیرنظر داشت...

00:17:31.324 --> 00:17:34.614
‫و میدونست که
‫شیشه پنجره پشتی رو باید بلند کنه

00:17:41.404 --> 00:17:42.994
‫جمعه شب بود...

00:17:43.074 --> 00:17:47.244
‫احتمالا بعد از یک و نزدیک به دو بود

00:17:51.114 --> 00:17:53.204
‫در باز شد، چراغ قوه

00:17:54.614 --> 00:17:55.864
‫پچ‌پچ میکرد

00:17:56.784 --> 00:17:58.534
‫اسلحه دارم

00:17:58.614 --> 00:18:00.574
‫و هنوز فکر میکردم...

00:18:00.654 --> 00:18:03.324
‫خواب می‌بینم؟
‫واقعا این اتفاق داره می‌افته؟

00:18:07.204 --> 00:18:10.154
‫و قبل از اینکه بفهمم چند تا بند انداخت طرفم...

00:18:10.244 --> 00:18:12.744
‫و گفت شوهرت رو ببند

00:18:12.824 --> 00:18:16.114
‫و بنابراین از شوهرم
‫خواست دمر بخوابه...

00:18:16.204 --> 00:18:19.994
‫و اونو بستم اما
‫محکم نبستمش

00:18:20.074 --> 00:18:23.244
‫و بعدش دستامو پشتم بست...

00:18:23.324 --> 00:18:26.284
‫دستا و پاهامو بهم بست...

00:18:26.364 --> 00:18:28.784
‫و یادمه جواهراتم رو زیرورو کرد...

00:18:28.864 --> 00:18:31.364
‫فکر میکردم برای دزدی اومده

00:18:32.954 --> 00:18:37.034
‫و بنابراین دوباره
‫شوهرم رو دو برابر محکمتر بست

00:18:37.114 --> 00:18:38.744
‫و بعدش از اتاق رفت بیرون

00:18:40.204 --> 00:18:41.954
‫داشتیم با هم زمزمه میکردیم...

00:18:42.034 --> 00:18:44.324
‫گفتیم چه خبر شده؟

00:18:44.404 --> 00:18:46.654
‫تمام مدت نقاب اسکی داشت

00:18:48.784 --> 00:18:51.154
‫یه جوری تو خونه
‫راه می‌رفت انگار صاحبشه

00:18:51.244 --> 00:18:53.864
‫یادمه که شنیدم
‫در یخچال رو باز کرد

00:18:53.954 --> 00:18:56.704
‫آبجو برداشت
‫و شروع کرد به خوردنش

00:18:58.614 --> 00:19:00.034
‫ظرف برداشت

00:19:00.114 --> 00:19:02.034
‫بشقاب و کاسه برداشت...

00:19:02.114 --> 00:19:04.284
‫و اونا رو گذاشت پشت شوهرم

00:19:04.364 --> 00:19:07.204
‫و بهش گفت اگه صدای تکون
‫خوردن کاسه‌ها رو بشنوه...

00:19:07.284 --> 00:19:09.494
‫گوشش رو از جا میکنه

00:19:14.114 --> 00:19:19.154
‫چشمامو بست و گفت دنبالم بیا

00:19:19.244 --> 00:19:21.244
‫از راهرو رفتم پایین...

00:19:21.324 --> 00:19:23.244
‫و یادمه که کنار دیوار بودم...

00:19:23.324 --> 00:19:26.074
‫و با خودم گفتم
‫نمیخوام بدنمو ببینه

00:19:26.154 --> 00:19:29.284
‫و گفتم خدایا،
‫میخواد بهم تجاوز کنه

00:19:32.824 --> 00:19:34.864
‫منو به اتاق خونواده برد...

00:19:34.954 --> 00:19:37.454
‫و بهم گفت روی زمین دراز بکشم

00:19:38.744 --> 00:19:41.824
‫به اتاق مهمون رفت
‫و یه حوله اورد...

00:19:41.904 --> 00:19:44.654
‫و پاره‌ش کرد
‫و انداختش روی تلویزیون...

00:19:44.744 --> 00:19:47.784
‫بعدش تلویزیون رو روشن کرد
‫تا نور تو اتاق باشه...

00:19:47.864 --> 00:19:49.154
‫اما نه زیاد از حد

00:19:55.404 --> 00:19:57.534
‫و همینطور که داشت بهم
‫تجاوز میکرد، یه چاقو گذاشته بود زیر گلوم...

00:19:57.614 --> 00:19:59.404
‫به گردنم فشار می‌اورد

00:19:59.494 --> 00:20:01.994
‫و مدام میگفتم لطفا بهم آسیب نزن

00:20:02.074 --> 00:20:03.244
‫لطفا بهم آسیب نزن

00:20:03.324 --> 00:20:04.534
‫و اصلا تکون نخوردم...

00:20:04.614 --> 00:20:07.454
‫انگار میخواستم تا حد
‫امکان بی‌حرکت بمونم

00:20:10.744 --> 00:20:12.744
‫یه مدت تو خونه بود

00:20:12.824 --> 00:20:14.614
‫یه آبجو دیگه خورد

00:20:14.704 --> 00:20:16.534
‫بوشو حس کردم

00:20:16.614 --> 00:20:18.704
‫ازم پرسید کیف پولم کجاست

00:20:18.784 --> 00:20:21.704
‫همینطوری میگشت
‫و همه چیزو میریخت بیرون

00:20:21.784 --> 00:20:24.114
‫برگشت و گفت جواهراتت رو دربیار...

00:20:24.204 --> 00:20:25.824
‫و نتونستم از دستم درش بیارم

00:20:25.904 --> 00:20:28.324
‫و گفتش انگشتت رو قطع میکنم...

00:20:28.404 --> 00:20:30.204
‫برام مهم نیست، جواهراتتو میخوام

00:20:30.284 --> 00:20:32.954
‫و منم گفتم یکم نرم‌کننده یا صابون بیار

00:20:33.034 --> 00:20:35.204
‫و رفت یکم نرم‌کننده اورد...

00:20:35.284 --> 00:20:39.994
‫و حلقه‌ی عروسی
‫و نامزدیم رو دراوردم

00:20:40.074 --> 00:20:42.654
‫و یادمه که روی زمین یخ بود

00:20:48.574 --> 00:20:51.204
‫بالاخره، ساکت شد

00:20:51.284 --> 00:20:55.284
‫پس بلند شدم و هنوز بسته بودم،
‫رفتم به طرف اتاق‌خواب...

00:20:55.364 --> 00:20:58.494
‫و با شوهرم حرف زدم
‫و گفتم حالش چطوره...

00:20:58.574 --> 00:21:00.744
‫و اونم گفت باید بری کمک بیاری

00:21:00.824 --> 00:21:03.074
‫نمیتونم دستامو حس کنم
‫کرخت شدن

00:21:03.154 --> 00:21:05.744
‫خونم بند اومده

00:21:05.824 --> 00:21:08.744
‫و با خودم گفتم
‫چطور از این خونه خارج بشم؟

00:21:08.824 --> 00:21:12.114
‫پس رفتم تو آشپزخونه و سعی کردم...

00:21:12.204 --> 00:21:14.454
‫بندها رو باز کنم
‫و سعی کردم ببرمشون...

00:21:14.534 --> 00:21:16.284
‫و سعی کردم اره‌شون کنم و...

00:21:16.364 --> 00:21:17.904
‫با خودم هم گفتم...

00:21:17.994 --> 00:21:20.244
‫خدایا، الان برمیگرده تو خونه؟

00:21:20.324 --> 00:21:22.654
‫واقعا رفته یا قایم شده؟

00:21:22.744 --> 00:21:27.034
‫یهو پرده‌های اتاق تکون خورد

00:21:28.284 --> 00:21:29.864
‫یه نسیم وزید

00:21:30.534 --> 00:21:32.454
‫پس از همونجا دویدم...

00:21:32.534 --> 00:21:35.534
‫و با شونه‌م در کشویی رو باز کردم

00:21:35.614 --> 00:21:39.704
‫و تا خود دروازه جلویی دویدم...

00:21:40.654 --> 00:21:41.824
‫دروازه رو باز کردم

00:21:41.904 --> 00:21:44.074
‫از کمر به پایین لخت بودم

00:21:44.154 --> 00:21:46.154
‫فقط سینه‌هام پوشیده بود

00:21:46.244 --> 00:21:47.864
‫و رفتم خونه‌ی همسایه

00:21:50.744 --> 00:21:52.574
‫و زنگ زدم

00:21:55.864 --> 00:21:58.114
‫بهم نگاه کردن
‫و شوهرش اومد پایین...

00:21:58.204 --> 00:22:00.364
‫و دید که من لختم...

00:22:00.454 --> 00:22:03.614
‫و کاپشن همسرش رو دورم گرفت...

00:22:03.704 --> 00:22:05.404
‫و گفتم بهم تجاوز شده

00:22:05.494 --> 00:22:07.034
‫و شوهرم بسته شده

00:22:09.074 --> 00:22:10.154
‫اسلحه داشت

00:22:10.244 --> 00:22:12.574
‫به همسرش گفت
‫به پلیس زنگ بزنه...

00:22:12.654 --> 00:22:13.954
‫گفت همینجا بمون

00:22:15.204 --> 00:22:17.744
‫و بعدش منتظر شدم تا پلیس بیاد

00:22:17.824 --> 00:22:21.654
‫و اونا اومدن و منو بردن به خونه

00:22:21.744 --> 00:22:24.074
‫کارول دیلی یه کارآگاه زن بود...

00:22:24.154 --> 00:22:27.454
‫که خیلی خوشحالم
‫که اون موقع اونجا بود

00:22:27.534 --> 00:22:29.154
‫همه مرد بودن...

00:22:29.244 --> 00:22:30.994
‫و اون تنها زن اونجا بود

00:22:31.074 --> 00:22:33.114
‫و حس خوبی داشت

00:22:33.204 --> 00:22:34.824
‫اطلاعاتی داریم که...

00:22:34.904 --> 00:22:36.784
‫منو به بیمارستان برد

00:22:36.864 --> 00:22:38.654
‫و گفتش، حالت خوبه، عزیزم

00:22:38.744 --> 00:22:40.284
‫گفتش، فکر کنم شوکه شدی

00:22:40.364 --> 00:22:41.994
‫پس یه جورایی مثل مادر بود برام

00:22:42.074 --> 00:22:44.114
‫گفتش هر چقدر
‫دلت میخواد صبر کن...

00:22:44.204 --> 00:22:47.364
‫و در موردش حرف زدیم
‫برگشتم خونه

00:22:47.454 --> 00:22:49.534
‫در کل رفتم تو و به شوهرم گفتم...

00:22:49.614 --> 00:22:50.904
‫میخوای، میخوای بشنوی...

00:22:50.994 --> 00:22:53.364
‫چه اتفاقی افتاده؟
‫گفتش، میدونم چی شده

00:22:53.454 --> 00:22:55.244
‫و گفتش نمیخوام
‫در موردش حرف بزنم

00:22:55.324 --> 00:22:57.284
‫گفتش، شلوارتو انداختم دور...

00:22:57.364 --> 00:22:59.534
‫و دیگه لازم نیست اونا رو ببینی

00:22:59.614 --> 00:23:00.954
‫منم گفتم، باشه

00:23:02.284 --> 00:23:05.404
‫به نظرم خیلی از مردها
‫نمیدونن چطوری باهاش کنار بیان...

00:23:05.494 --> 00:23:07.284
‫راستشو بخواین

00:23:07.364 --> 00:23:09.534
‫فکر نکنم...

00:23:09.614 --> 00:23:12.654
‫میدونم که اهمیت میداد
‫و حس بسیار بدی داشت...

00:23:12.744 --> 00:23:15.864
‫اما فکر کنم نمیخواست دوباره تکرارش کنه

00:23:15.954 --> 00:23:17.904
‫فقط گفت در موردش حرف نمیزنیم

00:23:17.994 --> 00:23:19.454
‫تموم شده

00:23:21.324 --> 00:23:24.244
‫فکر کنم این نوع جرم...

00:23:24.324 --> 00:23:26.114
‫برای دهه هفتاد خیلی جدید بود...

00:23:26.204 --> 00:23:28.904
‫چون...

00:23:28.994 --> 00:23:30.904
‫تعداد نفراتی که چیز مشکوکی دیدن...

00:23:30.994 --> 00:23:32.824
‫و به پلیس زنگ نزدن، خیلی زیاده

00:23:32.904 --> 00:23:34.904
‫و امروز چنین اتفاقی نمی‌افته

00:23:34.994 --> 00:23:36.744
‫کسی بود که به شما بگه...

00:23:36.824 --> 00:23:38.574
‫همسایه‌ای حرف از آدم عجیبی...

00:23:38.654 --> 00:23:40.244
‫در اطراف محله زد؟

00:23:40.324 --> 00:23:42.284
‫- یادت میاد؟
‫- نه

00:23:42.364 --> 00:23:44.404
‫کاملا ازش آگاه بودیم

00:23:44.494 --> 00:23:47.494
‫اما در ساکرامنتوی شرقی بود

00:23:47.574 --> 00:23:51.784
‫پس همدردی میکردیم، اما هوشیار نشدیم...

00:23:51.864 --> 00:23:54.454
‫چون تو محله‌ش نبودیم

00:23:54.534 --> 00:23:57.704
‫میدونی بیشتر
‫خونه رو از منطقه‌اش انتخاب میکرد

00:23:57.784 --> 00:23:59.994
‫درست کنار آزادراه...

00:24:00.074 --> 00:24:02.614
‫- زمین خالی پشت ما بود
‫- زمین خالی، آره

00:24:02.704 --> 00:24:03.824
‫خیلی زیاد

00:24:03.904 --> 00:24:08.074
‫و البته، ازمون
‫در مورد ماشینهای غریبه پرسیدن...

00:24:08.154 --> 00:24:10.574
‫خب، وقتی، شما...

00:24:10.654 --> 00:24:13.494
‫این حسو از صمیم
‫قلب داشتین که این اتفاق...

00:24:13.574 --> 00:24:14.824
‫کار یه غریبه بوده؟

00:24:14.904 --> 00:24:17.204
‫که این آدم کسی نیست
‫که شما میشناختین؟

00:24:17.284 --> 00:24:19.074
‫- آره
‫- واقعا؟

00:24:19.154 --> 00:24:20.954
‫فکر کردی، این متجاوز بخش شرقیه

00:24:21.034 --> 00:24:22.744
‫- که باعث میشه، آره
‫- آره

00:24:24.074 --> 00:24:26.284
‫همون موقع میدونستم خودشه

00:24:26.364 --> 00:24:30.204
‫یعنی تا اون موقع
‫به حمله‌ی 22 رسیده بودم

00:24:33.654 --> 00:24:36.614
‫شوهرم و من، در اتاق‌خوابمون بودیم

00:24:36.704 --> 00:24:39.614
‫شروع کردیم به گشتن...

00:24:39.704 --> 00:24:42.824
‫- صدای خراش شنیدیم
‫- درسته

00:24:44.574 --> 00:24:47.824
‫ایر مردی کم حرف بود...

00:24:47.904 --> 00:24:51.994
‫و بیشتر آدمی بود
‫که با گذر زمان...

00:24:52.074 --> 00:24:53.284
‫میشد خوندش

00:24:53.364 --> 00:24:55.574
‫واقعا داستانی هم داشت

00:24:56.864 --> 00:25:01.574
‫چیزی که به ما و مرتب میگفت...

00:25:01.654 --> 00:25:04.954
‫این بود که فقط پول و
‫غذا میخوام و بعد میرم

00:25:10.454 --> 00:25:15.534
‫پسرم سه سالش بود

00:25:15.614 --> 00:25:21.284
‫بیدار شد و من با چشم‌بند انتهای راهرو بودم

00:25:22.954 --> 00:25:26.284
‫ایر بهش گفت برگرده تو اتاقش

00:25:29.954 --> 00:25:33.614
‫وقتی برای حمله منو به اتاق نشیمن برد...

00:25:33.704 --> 00:25:35.904
‫یادمه بهش گفتم...

00:25:35.994 --> 00:25:38.034
‫چرا این کار رو میکنی؟

00:25:38.114 --> 00:25:39.994
‫و اونم گفت، خفه شو

00:25:40.074 --> 00:25:43.534
‫و منم گفتم، ببخشید

00:25:43.614 --> 00:25:45.454
‫اینطوری...

00:25:45.534 --> 00:25:48.534
‫زنها در دهه هفتاد
‫و زمانهای قدیم اینطوری بودن

00:25:48.614 --> 00:25:51.534
‫گفتم، ببخشید
‫و اونم دوباره گفت، خفه شو

00:25:51.614 --> 00:25:54.614
‫و این طولانی‌ترین
‫گفتگویی بود که باهاش داشتم...

00:25:54.704 --> 00:25:59.654
‫به جز اینکه در آخر
‫که بهم دستوراتی داد...

00:25:59.744 --> 00:26:03.494
‫میدونی، گفت به خوکها بگو تلویزیون دارم

00:26:03.574 --> 00:26:05.614
‫خدایا

00:26:07.994 --> 00:26:10.744
‫نمیخواست توی تلویزیون باشه...

00:26:10.824 --> 00:26:13.824
‫اگه توی تلویزیون بود، دو نفر رو میکشت...

00:26:13.904 --> 00:26:16.404
‫اما فکر کنم به شوهرم گفت...

00:26:16.494 --> 00:26:18.034
‫باید تو تلویزیون باشه

00:26:18.114 --> 00:26:24.074
‫مدام بازیهای مسخره با آدمها میکرد

00:26:24.154 --> 00:26:29.704
‫به قربانیان
‫حملات قبل از ما گفته بود...

00:26:29.784 --> 00:26:32.404
‫که میخواد دو نفر بعدی رو بکشه...

00:26:32.494 --> 00:26:34.654
‫که باید ما می‌بودیم

00:26:37.824 --> 00:26:40.904
‫مدتی بعد از حمله، شوهرم تونست...

00:26:40.994 --> 00:26:43.824
‫تلفن اتاق خواب‌مونو وصل کنه...

00:26:43.904 --> 00:26:46.534
‫روی پاتختی بود و زنگ زد...

00:26:46.614 --> 00:26:48.654
‫در اون روزها هنوز
‫باید به اپراتور زنگ میزدی

00:26:53.494 --> 00:26:57.574
‫معلومه که اول
‫پلیس یونیفورم‌دار اومد

00:26:57.654 --> 00:26:59.324
‫وقتی تونستم دوباره ببینم...

00:26:59.404 --> 00:27:02.454
‫وقتی پلیس یونیفورم‌پوش بازش کرد...

00:27:02.534 --> 00:27:06.114
‫یکی از اولین چیزهایی که دیدم
‫این بود که روی مبلم...

00:27:06.204 --> 00:27:10.704
‫ایر سه یا چهار تا لباسم رو انداخته بود

00:27:11.454 --> 00:27:13.114
‫و واقعا منظورم این بود انداخته بود

00:27:13.204 --> 00:27:15.824
‫خراب یا پاره نشده بودن

00:27:15.904 --> 00:27:17.614
‫همونجا افتاده بود

00:27:17.704 --> 00:27:21.244
‫و خیلی خوب یادمه
‫چون خیلی تعجب کرده بودم...

00:27:21.324 --> 00:27:23.864
‫اصلا انتظار دیدنش رو نداشتم

00:27:25.534 --> 00:27:26.954
‫به افسر گفتم...

00:27:27.034 --> 00:27:30.244
‫متجاوز بخش شرقی
‫الان شده متجاوز بخش جنوبی

00:27:33.954 --> 00:27:35.994
‫بدترین چیز ندونستنه

00:27:36.074 --> 00:27:38.744
‫اینکه ندونی متجاوز
‫دوباره کی حمله میکنه

00:27:38.824 --> 00:27:41.204
‫ندونی که تو قربانی بعدیش هستی یا نه

00:27:41.284 --> 00:27:44.114
‫فقط میتونین هر اقدام
‫احتیاطی لازم رو انجام بدین...

00:27:44.204 --> 00:27:46.204
‫و بعدش امیدوار باشین
‫که قبل از رسیدن به شما...

00:27:46.284 --> 00:27:47.654
‫بازداشت بشه

00:27:47.744 --> 00:27:50.994
‫با چاقوی شکاری شوهرم
‫زیر بالشم میخوابم

00:27:51.074 --> 00:27:53.204
‫شب زیاد خوب نمی‌خوابیم

00:27:53.284 --> 00:27:54.784
‫تا جایی که میتونیم...

00:27:54.864 --> 00:27:56.324
‫همه چی رو قفل میکنیم

00:27:56.404 --> 00:27:58.704
‫در مورد امشب، متجاوز بخش شرقی...

00:27:58.784 --> 00:28:01.324
‫به طور میانگین
‫هر دو هفته یه بار حمله میکنه...

00:28:01.404 --> 00:28:03.824
‫گاهی هر دو روز،
‫گاهی به فاصله یه هفته...

00:28:03.904 --> 00:28:05.824
‫گاهی سه یا چهار هفته بعد

00:28:05.904 --> 00:28:08.074
‫همه در ساکرامنتو وحشت کرده بودن

00:28:08.154 --> 00:28:10.494
‫هر شب، در محله‌های...

00:28:10.574 --> 00:28:12.824
‫شرقی ساکرامنتو گشت میزنن...

00:28:12.904 --> 00:28:16.614
‫و صدها داوطلب هم
‫همین کار رو میکردن

00:28:16.704 --> 00:28:19.364
‫اسم خودشونو گشت ایرز گذاشتن

00:28:19.454 --> 00:28:22.614
‫ایرز مخفف گشت
‫متجاوز بخش غربیه

00:28:22.704 --> 00:28:24.614
‫مردم شکایت میکنن
‫که بعد از این همه مدت...

00:28:24.704 --> 00:28:27.364
‫پلیس باید میتونست
‫متجاوز بخش شرقی رو بگیره

00:28:27.454 --> 00:28:28.494
‫فکر کنم به این دلیل...

00:28:28.574 --> 00:28:30.204
‫کاری در موردش نشده که...

00:28:30.284 --> 00:28:32.404
‫جرمی علیه زنانه

00:28:32.494 --> 00:28:36.614
‫افسرانی داشتیم
‫خارج از وقت کاریشون...

00:28:36.704 --> 00:28:38.864
‫که میرفتن بیرون
‫و تو خیابونها گشت میزدن

00:28:38.954 --> 00:28:42.244
‫اولین باریه که متجاوز
‫بخش شرقی به اینجا...

00:28:42.324 --> 00:28:44.744
‫در فوتهیل فارمز ساکرامنتو حمله کرده

00:28:44.824 --> 00:28:48.244
‫یکی در استاکتون. مجموعش، 25 تا

00:28:48.324 --> 00:28:50.454
‫توزیع‌کنندگان آژیر دزدی...

00:28:50.534 --> 00:28:52.404
‫گزارش هشداردهنده‌ای میدن

00:28:52.494 --> 00:28:54.324
‫خوشم نمیاد
‫زیادی به خونه نزدیک شده

00:28:54.404 --> 00:28:56.534
‫کلاسهای امنیت برای
‫زنان برگزار کردیم...

00:28:56.614 --> 00:28:58.404
‫که چطوری از خودشون دفاع کنن
‫و دنبال چی باشن

00:28:58.494 --> 00:29:00.404
‫تقریبا ساعت ده شب گذشته بود...

00:29:00.494 --> 00:29:02.364
‫که متجاوز در خونه رو زد

00:29:02.454 --> 00:29:03.704
‫اون هشتمین نوجوونیه که...

00:29:03.784 --> 00:29:05.864
‫به لیست 33 نفره قربانیان اضافه میشه

00:29:05.954 --> 00:29:08.204
‫سی‌ونهمین حمله متجاوز بخش شرقی...

00:29:08.284 --> 00:29:10.954
‫در این محله طبقه متوسط
‫خیلی زیبا اتفاق افتاده

00:29:11.034 --> 00:29:12.904
‫روزها میشد که تا بالا اومدن آفتاب...

00:29:12.994 --> 00:29:14.244
‫خوابم نمی‌برد

00:29:14.324 --> 00:29:16.574
‫تمبورین روی پنجره‌ها
‫و درها نصب کرده بودیم...

00:29:16.654 --> 00:29:18.744
‫تا صدای ورود افراد رو بشنویم

00:29:18.824 --> 00:29:20.744
‫ایده‌آلشو
‫بخوایم بگیم قربانی مستعد...

00:29:20.824 --> 00:29:24.244
‫قراره با این
‫دستگاه متجاوز رو دور کنه

00:29:24.324 --> 00:29:28.204
‫یه دوران وحشتناک در ساکرامنتو بود

00:29:28.284 --> 00:29:29.574
‫حملات، دو تاشون...

00:29:29.654 --> 00:29:31.864
‫یکی در شنبه گذشته
‫و دیگری در ابتدای امروز...

00:29:31.954 --> 00:29:33.574
‫در فاصله چندین خیابون از هم اتفاق افتادن...

00:29:33.654 --> 00:29:35.154
‫در محله ایگناسیو ولی در کنکورد

00:29:35.244 --> 00:29:37.244
‫در فرمونت اتفاق افتاده...

00:29:37.324 --> 00:29:39.154
‫- در مودستو...
‫- خونه‌ش در کنترا کاستا کانتی

00:29:39.244 --> 00:29:41.454
‫تنها چیزی که در
‫مورد متجاوز بخش شرقی میدونیم...

00:29:41.534 --> 00:29:42.784
‫اینه که یه حرفه‌ایه

00:29:42.864 --> 00:29:45.284
‫الان چهار ساله کارش همینه...

00:29:45.364 --> 00:29:48.744
‫و هنوز هیچکس حتی نمیدونه چه شکلیه

00:29:57.284 --> 00:29:58.534
‫آلیس؟

00:30:01.704 --> 00:30:04.204
‫آلیس، میشه ادای بابا رو دربیاری؟

00:30:09.034 --> 00:30:11.074
‫با آلیس مراسم شبانه دارم...

00:30:11.154 --> 00:30:13.574
‫که تو خوابیدن مشکل داره

00:30:17.034 --> 00:30:19.324
‫هر شب قبل از خوابیدن...

00:30:19.404 --> 00:30:21.824
‫منو صدا میزنه تا
‫برم توی اتاقش

00:30:21.904 --> 00:30:24.704
‫میگه نمیخوام خواب ببینم

00:30:24.784 --> 00:30:28.574
‫موهای نرمش رو شونه میکنم
‫و دستمو میذارم روی پیشونیش...

00:30:28.654 --> 00:30:31.744
‫و مستقیم به چشمهای
‫بزرگ و قهوه‌ایش نگاه میکنم

00:30:31.824 --> 00:30:34.114
‫قرار نیست خواب ببینی...

00:30:34.204 --> 00:30:37.614
‫با صدای محکم و
‫بااطمینان بهش میگم

00:30:37.704 --> 00:30:41.574
‫بدنش از حالت تنش میاد بیرون
‫و به حالت خواب میره

00:30:41.575 --> 00:30:43.575
‫به امید وعده‌ای که بهم داده شد
‫از اتاق اومدم بیرون...

00:30:43.576 --> 00:30:46.576
‫اما هیچ کنترلی نداشتم، حقیقت داره

00:30:46.577 --> 00:30:48.577
‫همه‌مون همین کار رو میکنیم

00:30:49.404 --> 00:30:52.614
‫با قصد و نیت خوب
‫قول محافظت میدیم...

00:30:52.704 --> 00:30:53.994
‫که نمیتونیم همیشه بهش عمل کنیم

00:30:54.074 --> 00:30:56.864
‫- مراقبت هستم
‫- نه!

00:30:56.954 --> 00:30:58.614
‫اما بعد یه جیغ می‌شنوین...

00:30:58.704 --> 00:31:01.364
‫و تصمیم میگیرین
‫که یه نوجوون داره بازی میکنه

00:31:01.454 --> 00:31:04.114
‫یه مرد جوون برای میونبر زدن
‫از روی حصار پریده

00:31:04.204 --> 00:31:06.534
‫تیراندازی در ساعت سه صبح...

00:31:06.614 --> 00:31:09.574
‫صدای ترقه یا موتور ماشین بوده

00:31:09.654 --> 00:31:12.204
‫برای یه لحظه
‫با شوک زیاد تو تخت می‌شینین

00:31:12.284 --> 00:31:15.074
‫کف سرد زمین منتظر شماست...

00:31:15.154 --> 00:31:18.034
‫و گفتگویی که
‫شاید به جایی نرسه

00:31:18.114 --> 00:31:20.864
‫روی بالش گرمتون می‌افتین...

00:31:20.954 --> 00:31:22.784
‫و دوباره می‌خوابین

00:31:23.574 --> 00:31:25.614
‫آژیرها بعدا شما رو بیدار میکنن

00:31:32.654 --> 00:31:34.034
‫همیشه شوخی میکنیم که...

00:31:34.114 --> 00:31:37.454
‫- هر دو حتما کور بودیم
‫- هنوزم کوریم

00:31:37.534 --> 00:31:39.824
‫چون بیش از 40 ساله با همیم

00:31:39.904 --> 00:31:41.864
‫همدیگه رو نمیشناختیم

00:31:41.954 --> 00:31:44.534
‫و بعدش...

00:31:44.614 --> 00:31:47.324
‫بعد از اون دیگه از هم جدا نشدیم، ها؟

00:31:47.404 --> 00:31:48.454
‫آره

00:31:48.824 --> 00:31:50.614
‫آره

00:31:50.704 --> 00:31:55.324
‫با هم یه خونه در استاکتون خریدیم

00:31:56.574 --> 00:31:58.904
‫البته اون خونه‌ی بد بود

00:31:58.994 --> 00:32:01.114
‫آره، روزی که اون خونه رو
‫خریدیم گریه کردم...

00:32:01.204 --> 00:32:04.614
‫و فکر کنم از پیش مشخص بود

00:32:04.704 --> 00:32:07.574
‫به هر حال، میتونستیم
‫با خوشحالی اونجا بودیم

00:32:07.654 --> 00:32:09.904
‫یه محله‌ی کوچیک و قشنگ بود...

00:32:09.994 --> 00:32:13.574
‫خونه به اندازه‌ی کافی بزرگ بود
‫تا یه خونواده‌ی کوچیک داشته باشیم...

00:32:13.654 --> 00:32:16.454
‫اما همونطور که میدونین...

00:32:16.534 --> 00:32:18.114
‫نتونستیم اونجا بمونیم

00:32:29.154 --> 00:32:33.704
‫با یه صدا و نور بیدار شدیم

00:32:35.704 --> 00:32:40.744
‫در اتفاقی که افتاد بسیار رایج بود...

00:32:40.824 --> 00:32:43.204
‫و برای ما هم اتفاق افتاد

00:32:44.864 --> 00:32:49.204
‫حس کردیم یه
‫موجود شرور تو خونه‌س

00:32:51.864 --> 00:32:52.954
‫حس کردم...

00:32:53.034 --> 00:32:56.534
‫تک‌تک موهای وجودم...

00:32:56.614 --> 00:32:58.034
‫سیخ شدن...

00:33:00.904 --> 00:33:05.154
‫و اونجا فهمیدم
‫مورمور شدن یعنی چی

00:33:09.364 --> 00:33:11.824
‫هر چی بیشتر
‫حس بدی بهم میداد...

00:33:11.904 --> 00:33:14.074
‫به نظر می‌اومد خوشحالتر بشه

00:33:16.904 --> 00:33:19.114
‫و گفتش من خوشگلم...

00:33:19.204 --> 00:33:21.534
‫منو بست و چشم‌بند گذاشت...

00:33:22.494 --> 00:33:23.574
‫و می‌لرزیدم

00:33:24.654 --> 00:33:26.904
‫بعضی وقتها نمیتونستم
‫بگم داره گریه میکنه...

00:33:27.534 --> 00:33:29.994
‫یا داشت می‌خندید...

00:33:30.074 --> 00:33:33.404
‫مثل کسی که شاید هیستریک باشه

00:33:36.784 --> 00:33:38.534
‫ساکت میشد...

00:33:39.704 --> 00:33:41.574
‫و امیدوار میشدم...

00:33:42.364 --> 00:33:43.864
‫باشه، شاید رفته

00:33:45.744 --> 00:33:48.614
‫و دوباره صداشو می‌شنیدم

00:33:49.824 --> 00:33:51.324
‫زمان از دستم در رفته بود

00:33:51.404 --> 00:33:55.994
‫انگار تا ابد در
‫تخت‌خواب بسته شدم

00:33:56.074 --> 00:33:59.364
‫اصلا نمیدونستم دو ساعت
‫طول کشیده یا ده ساعت

00:33:59.454 --> 00:34:02.864
‫اومدن و رفتن چند ساعت طول کشید...

00:34:02.954 --> 00:34:04.534
‫و میدونی برمیگشت...

00:34:04.614 --> 00:34:07.454
‫و بیشتر شکنجه‌م میداد

00:34:10.034 --> 00:34:12.954
‫در نهایت بعد از 40 دقیقه...

00:34:13.034 --> 00:34:14.954
‫دیگه چیزی نشنیدم...

00:34:17.954 --> 00:34:18.994
‫رفته بود

00:34:23.244 --> 00:34:25.704
‫و بعدش میدونی...

00:34:25.784 --> 00:34:27.454
‫هنوز تموم نشده

00:34:28.324 --> 00:34:29.904
‫و...

00:34:29.994 --> 00:34:32.114
‫مرحله‌ی دوم شروع شد...

00:34:32.204 --> 00:34:36.034
‫اتفاقی و جریانی
‫که بعد از حمله وجود داره

00:34:46.114 --> 00:34:49.534
‫تو اونجایی...

00:34:50.784 --> 00:34:54.034
‫اسیر و از کار افتاده...

00:34:55.154 --> 00:34:56.574
‫در حالت شوک

00:34:58.324 --> 00:35:02.494
‫و حالا چهار مرد دیگه
‫در اتاق هستن که اونا رو نمیشناسی

00:35:03.904 --> 00:35:06.244
‫که یکی کنارت بشینه...

00:35:06.324 --> 00:35:08.864
‫در حالی که هنوز لباس تنت نیست...

00:35:08.954 --> 00:35:11.904
‫و میدونی یه چاقو برمیدارن...

00:35:12.744 --> 00:35:14.954
‫تا طنابها رو پاره کنن...

00:35:15.034 --> 00:35:18.574
‫ترسناک هم بود

00:35:18.654 --> 00:35:20.034
‫ترسناک هم بود

00:35:21.704 --> 00:35:24.204
‫خیلی سریع در بازرسان صحنه جرم...

00:35:24.284 --> 00:35:27.954
‫غرق شدیم...

00:35:28.034 --> 00:35:31.074
‫و افسران پلیس بیشتر...

00:35:31.154 --> 00:35:34.904
‫و متخصصان اثر انگشت

00:35:36.114 --> 00:35:39.704
‫ما فقط یه تیکه مدرک
‫در خونه‌ی خودمون بودیم

00:35:41.114 --> 00:35:45.284
‫اجازه نداشتم از
‫دستشویی استفاده کنم

00:35:45.364 --> 00:35:49.034
‫و یادمه بلند شدم تا
‫لباس خوابم رو بردارم...

00:35:49.114 --> 00:35:53.154
‫و جلومو گرفتن گفتن چه کار میکنی؟

00:35:53.244 --> 00:35:55.494
‫خیال کردی کجا میری؟

00:35:55.574 --> 00:35:58.744
‫و، فقط میخواستم خودمو بپوشونم

00:35:59.574 --> 00:36:00.904
‫با گذر زمان...

00:36:00.994 --> 00:36:03.284
‫کسی رو نداشتن تا منو ببره بیمارستان

00:36:03.364 --> 00:36:05.494
‫فکر کنم قانونش این بود که...

00:36:05.574 --> 00:36:07.954
‫یه افسر زن داشته باشن، اما نداشتن

00:36:08.034 --> 00:36:10.494
‫سالها قبل همه‌شو پاک کردم

00:36:10.574 --> 00:36:14.114
‫یادم نمیاد اینطوری بوده باشه، اما...

00:36:14.204 --> 00:36:17.034
‫سازوکار دفاعیم
‫همه چیزو به دست فراموشی سپرده

00:36:20.074 --> 00:36:24.324
‫تمام اتفاقهای بعدش
‫ادامه پیدا کرد و...

00:36:24.404 --> 00:36:26.954
‫آخرش سر از بیمارستان شهر دراوردم...

00:36:27.034 --> 00:36:31.244
‫که دوباره باید یه عده غریبه رو ببینی...

00:36:31.324 --> 00:36:35.864
‫که میخوان تو رو
‫معاینه و کاوش کنن...

00:36:35.954 --> 00:36:38.824
‫و واقعا دلت میخواد تنها باشی

00:36:38.904 --> 00:36:43.114
‫واقعا دلت میخواد دوباره
‫کنترل مغزت رو به دست بگیری...

00:36:43.954 --> 00:36:45.244
‫اما نمیتونی

00:36:46.654 --> 00:36:50.454
‫و میدونی که نباید بگیری...

00:36:50.534 --> 00:36:54.994
‫اگه میخوای اون فرد دستگیر بشه

00:36:57.454 --> 00:36:59.614
‫بالاخره روز شد...

00:36:59.704 --> 00:37:02.284
‫وقتش بود به خونه برگردونده بشم

00:37:04.614 --> 00:37:06.454
‫و داشتن اونجا رو جمع میکردن

00:37:08.244 --> 00:37:09.454
‫خونه‌مون...

00:37:10.574 --> 00:37:12.494
‫- داغون بود
‫- داغون

00:37:13.954 --> 00:37:17.034
‫همون هفته دادیم رنگش کنن

00:37:17.114 --> 00:37:19.154
‫تمام وسایل چوبی لعابی...

00:37:19.244 --> 00:37:23.034
‫با گرافیت که
‫اثر انگشت جذب میکنه پوشیده شد

00:37:26.154 --> 00:37:29.494
‫خیلی شبیه این بود
‫که یه بمب ساعتی منفجر شده

00:37:33.034 --> 00:37:34.454
‫انگار که...

00:37:34.534 --> 00:37:37.364
‫همه چیز در خونه آلوده به نظر می‌اومد

00:37:38.494 --> 00:37:40.324
‫و دیگه هرگز اون حس رو نداشت

00:37:55.574 --> 00:37:58.244
‫به محض اینکه برسیم اونجا،
‫میتونین به سمت راست نگاه کنین...

00:37:58.324 --> 00:38:00.074
‫و رودخونه‌ی آمریکن رو می‌بینین

00:38:00.154 --> 00:38:02.284
‫این یه شاهراه در اون زمان بوده

00:38:02.364 --> 00:38:03.784
‫و شما رو به شماره‌ی دو میبرم

00:38:03.864 --> 00:38:05.614
‫اما مردم برای دویدن و
‫دوچرخه سواری میان اینجا؟

00:38:05.704 --> 00:38:07.744
‫اینجا مسیر
‫عبور دوچرخه و اینجور چیزهاست...

00:38:07.824 --> 00:38:10.114
‫این کمربند سبز جایی
‫بود که از یه جا...

00:38:10.204 --> 00:38:11.784
‫به جای دیگه میرفت

00:38:11.864 --> 00:38:13.614
‫اغلب فکر میکردیم
‫ممکنه یه قایق داشته باشه...

00:38:13.704 --> 00:38:15.404
‫که ازش استفاده میکرده

00:38:15.494 --> 00:38:17.244
‫چیزی که در رنچو کوردوا
‫توجه‌م رو جلب کرد اینه...

00:38:17.324 --> 00:38:20.494
‫که فکر میکنم
‫باید کلی نظارت انجام میداده

00:38:20.574 --> 00:38:22.574
‫- خیلی این کار رو کرده
‫- اما...

00:38:22.654 --> 00:38:24.244
‫معلومه که خودشو وفق داده

00:38:24.324 --> 00:38:25.494
‫آره

00:38:27.704 --> 00:38:29.454
‫واقعا حس میکنم این
‫منطقه انتخاب شده بود...

00:38:29.534 --> 00:38:31.284
‫چون اینجا راحت بوده...

00:38:31.364 --> 00:38:34.784
‫و این منطقه رو به اندازه‌ی کافی میشناخته...

00:38:34.864 --> 00:38:37.614
‫تا با سرعت
‫تمام وارد و خارج بشه

00:38:37.704 --> 00:38:40.744
‫درست در گوشه‌ی اینجا، رودخونه‌س

00:38:43.244 --> 00:38:46.824
‫در دهه هفتاد، مه
‫خیلی سنگین‌تر از...

00:38:46.904 --> 00:38:49.204
‫الان بود و خیلی غلیظ بود...

00:38:49.284 --> 00:38:51.614
‫که نمیتونستی
‫پاهاتو ببینی

00:38:52.784 --> 00:38:55.404
‫اینطوری اینقدر سریع ناپدید شده...

00:38:55.494 --> 00:38:59.364
‫که هیچکس توانایی‌شو نداشته ردشو بگیره

00:38:59.454 --> 00:39:02.904
‫مه هم به فرارش کمک کرده

00:39:10.654 --> 00:39:12.404
‫و جای خوبی برای کمین کردنه...

00:39:12.494 --> 00:39:15.204
‫چون به تمام حیاط خلوت‌ها دسترسی دارین...

00:39:15.284 --> 00:39:17.994
‫که راحت میتونی از حصار بالا بری...

00:39:18.074 --> 00:39:19.454
‫و اونطرفشو نگاه کنی...

00:39:19.534 --> 00:39:22.904
‫و ببینی در اون خونه چی میگذره

00:39:22.994 --> 00:39:26.784
‫خیلی از این خونه‌ها
‫در اون زمان حصار پشتی نداشتن

00:39:26.864 --> 00:39:29.824
‫میتونستی در این بوته‌ها وایستی و...

00:39:29.904 --> 00:39:34.074
‫هر اتفاقی که در خونه‌ی
‫مردم می‌افته رو تماشا کنی

00:39:34.154 --> 00:39:37.614
‫و در عصر، هیچکس
‫متوجه بودن شما در اینجا نمیشه

00:39:37.704 --> 00:39:40.114
‫خب، میدونی، در روزگار گذشته...

00:39:40.204 --> 00:39:41.364
‫هیچکس حتی فکرشو نمیکرده...

00:39:41.454 --> 00:39:45.204
‫که یکی یواشکی
‫اونا رو دید بزنه

00:39:45.284 --> 00:39:51.034
‫حس میکنم که مدت زمان
‫زیادی در این منطقه بوده

00:39:51.114 --> 00:39:53.704
‫و احتمالا تمام زنان جوان رو میشناخته...

00:39:53.784 --> 00:39:55.574
‫که در هر خونه زندگی میکردن

00:39:56.574 --> 00:39:58.954
‫باعث میشه که...

00:40:00.954 --> 00:40:06.074
‫از اون کارهایی که باید...

00:40:06.154 --> 00:40:08.744
‫میدونی، خودت انجامش بدی...

00:40:08.824 --> 00:40:11.284
‫- وگرنه تو رو دیوونه میکنه
‫- درسته

00:40:11.364 --> 00:40:14.114
‫چون اینجا جای خیلی تاریکیه

00:40:16.364 --> 00:40:18.994
‫ممکنه خیلی تاریک بشه

00:40:54.500 --> 00:40:59.000
‫حالا فریاد برای همیشه
‫در گلوی من لونه کرده

00:40:59.198 --> 00:41:01.818
‫وقتی شوهرم سعی کرد منو بیدار نکنه...

00:41:01.898 --> 00:41:03.948
‫یه شب پاورچین وارد اتاقمون شد...

00:41:04.028 --> 00:41:05.278
‫از تخت پریدم بیرون...

00:41:05.358 --> 00:41:09.358
‫و لامپ کنار تخت رو برداشتم
‫و به سمت سرش پرت کردم

00:41:09.448 --> 00:41:11.358
‫خوشبختانه خطا زدم

00:41:11.448 --> 00:41:12.858
‫وقتی صبح دیدم که لامپ افتاده...

00:41:12.948 --> 00:41:14.858
‫روی کف اتاق‌خواب...

00:41:14.948 --> 00:41:17.948
‫یادم اومد چه کار کردم و
‫خودمو کنار کشیدم

00:41:18.028 --> 00:41:20.568
‫بعدش برگشتم
‫به مطالعه‌ی دقیقم...

00:41:20.648 --> 00:41:23.068
‫در مورد متجاوز بخش شرقی

00:41:23.148 --> 00:41:25.568
‫خوابهای بسیار شفافی می‌دید

00:41:25.648 --> 00:41:27.818
‫هر وقت که بیدارش میکردم...

00:41:27.898 --> 00:41:29.398
‫هنوز وسط خواب بود

00:41:29.488 --> 00:41:32.148
‫میگفتم خدایا، لطفا، لطفا

00:41:32.238 --> 00:41:34.818
‫یه بار از عقب خونه دوید بیرون...

00:41:34.898 --> 00:41:36.988
‫سعی کرد از خونه فرار کنه و گفتم...

00:41:37.068 --> 00:41:39.568
‫چه کار، آخرش...

00:41:39.648 --> 00:41:41.818
‫آخرش می‌افتی تو استخری، جایی...

00:41:41.898 --> 00:41:44.148
‫چه کار میکنی.
‫میدونی. فقط اینکه...

00:41:44.238 --> 00:41:46.698
‫دوباره میگم، یه ذهن بسیار، بسیار...

00:41:46.778 --> 00:41:49.528
‫شفاف و بسیار آماده که
‫یکی از...

00:41:49.608 --> 00:41:52.778
‫گمونم، یکی از... بهاش این بود. نمیدونم

00:41:58.398 --> 00:42:01.528
‫ایده کارآگاه خود ساخته...

00:42:01.608 --> 00:42:03.398
‫یا این محققان دیجیتال...

00:42:03.488 --> 00:42:07.358
‫در اصل تازه‌کاران مشتاق هستن...

00:42:07.448 --> 00:42:10.068
‫که در فضای جمع میشن

00:42:10.148 --> 00:42:13.568
‫و بین ده‌ها تا صدها...

00:42:13.648 --> 00:42:15.028
‫تا هزاران نفر وجود دارن...

00:42:15.108 --> 00:42:17.698
‫که در کل مثل یه ذهن جمعی کار میکنن

00:42:17.778 --> 00:42:19.398
‫هی، پاول، میشلم

00:42:19.488 --> 00:42:22.318
‫اگه وقت داری،
‫یه سوال کوچیک دارم...

00:42:22.398 --> 00:42:26.198
‫که دوست دارم جواب داده بشم،
‫سوال اینه...

00:42:26.278 --> 00:42:29.528
‫میشل با پاول هینز
‫در این انجمن پیامها آشنا شد...

00:42:29.608 --> 00:42:32.488
‫و اونم کمک زیادی برای تحقیق...

00:42:32.568 --> 00:42:34.108
‫مقاله‌ی مجله کرد

00:42:37.108 --> 00:42:39.398
‫پاول میشل
‫یه جور تیم معرکه بودن...

00:42:39.488 --> 00:42:44.108
‫چون میشل شبیه ترانه‌س
‫و پاول شبیه ملودی

00:42:44.198 --> 00:42:47.108
‫پاول در کاوش اطلاعات بی‌نظیر بود

00:42:48.988 --> 00:42:50.278
‫یه چیز خیلی مهم...

00:42:50.358 --> 00:42:52.898
‫برای مجله لس‌آنجلس،
‫برای من به عنوان سردبیر و برای میشل...

00:42:52.988 --> 00:42:54.398
‫و برای هر کسی
‫که این پرونده رو دنبال میکرد...

00:42:54.488 --> 00:42:56.608
‫تا مطمئن بشه
‫حقایق رو درست فهمیدی

00:42:56.698 --> 00:42:58.488
‫و خیلی به پاول وابسته بودیم

00:42:58.568 --> 00:43:00.108
‫مثل یه لیزر به اعماق نفوذ میکرد

00:43:00.198 --> 00:43:01.568
‫و کاری که میشل میتونست انجام بده...

00:43:01.648 --> 00:43:04.488
‫این بود که این داستانها
‫رو به شکل زیبایی بچرخونه

00:43:06.858 --> 00:43:08.398
‫بذار بیام تو. خدایا

00:43:08.488 --> 00:43:09.488
‫مشکل چیه؟

00:43:09.568 --> 00:43:12.108
‫اصلا حوصله‌ی ترافیک سنگین رو ندارم

00:43:13.278 --> 00:43:15.238
‫رفتن به لس‌آنجلس
‫برای من گام بزرگی بود...

00:43:15.318 --> 00:43:17.488
‫بعد از اینکه یه دهه عالی...

00:43:17.568 --> 00:43:18.858
‫در فلوریدا بودم

00:43:18.948 --> 00:43:23.148
‫اما وقتی میشل ازم دعوت کرد
‫تا همکار تحقیقش بشم...

00:43:23.238 --> 00:43:24.738
‫فرصت بسیار هیجان‌انگیزی بود...

00:43:24.818 --> 00:43:26.898
‫تا به طور مستقیم
‫با این پرونده درگیر بشم...

00:43:26.988 --> 00:43:28.778
‫و علاقه‌ی خودمو داشته باشم...

00:43:28.858 --> 00:43:31.818
‫که قبلا ازش خجالت میکشیدم...

00:43:31.898 --> 00:43:35.148
‫و حس میکردم غیرکاربردی و عجیبه،
‫حالت مشروع به خودش گرفت

00:43:36.648 --> 00:43:38.108
‫در نوامبر به اینجا اومدم...

00:43:38.198 --> 00:43:41.448
‫و ازم دعوت کرد اولین عید
‫شکرگزاری در لس‌آنجلس...

00:43:41.528 --> 00:43:44.028
‫با اون و پتون
‫و دوستان و خونواده‌شون باشم

00:43:45.238 --> 00:43:46.988
‫آشپزی رو خیلی دوست داشت

00:43:47.068 --> 00:43:48.648
‫واقعا دوست داشت آشپزی کنه

00:43:48.738 --> 00:43:52.068
‫آشپز خوبی نبود،
‫اما خیلی سعی کرد

00:43:52.148 --> 00:43:54.988
‫خیلی زیاد و بارها

00:43:55.068 --> 00:43:57.608
‫اینطوری بود که جراتشو داشت...

00:43:57.698 --> 00:43:59.698
‫میدونی منظورم چیه؟
‫خب، جراتشو داشت

00:44:01.148 --> 00:44:03.528
‫در اون عید شکرگذاری احتمالا
‫من تمام کارها رو کردم

00:44:03.608 --> 00:44:05.988
‫راستش، میدونم که همه کارها رو کردم

00:44:06.778 --> 00:44:08.238
‫کلی کار داشت

00:44:08.318 --> 00:44:09.648
‫داشت مقاله رو تموم میکرد..

00:44:09.738 --> 00:44:11.608
‫اما خیلی دلش میخواست خوب باشه...

00:44:11.698 --> 00:44:13.148
‫پس راحت رفت طبقه‌ی بالا

00:44:13.238 --> 00:44:15.028
‫خب دوستیمون اینطوری بود که...

00:44:15.108 --> 00:44:18.028
‫من راحت می‌اومدم تو خونه‌ش
‫و میدونستم جای هر چی کجاست...

00:44:18.108 --> 00:44:19.858
‫و شام درست کردم

00:44:20.568 --> 00:44:21.948
‫وحشت کرده بودم

00:44:22.028 --> 00:44:24.398
‫ما میزبان عید شکرگزاری بودیم
‫و دومین پیش‌نویس...

00:44:24.488 --> 00:44:27.648
‫از داستان هفت هزار کلمه‌ایم
‫باید تا سه‌شنبه آماده میشد

00:44:27.738 --> 00:44:31.948
‫ایمیل‌های کمکی، مختصر
‫و روراست برای گرفتن کمک فرستادم...

00:44:32.028 --> 00:44:34.278
‫که امیدوار بودم متوجه‌ش بشن

00:44:34.358 --> 00:44:36.278
‫اما خودم نبودم

00:44:36.358 --> 00:44:38.648
‫بی‌تاب و آشفته

00:44:38.738 --> 00:44:40.608
‫چون پتون یه بوقلمون کوچیک خریده بود...

00:44:40.698 --> 00:44:43.648
‫بیش از اندازه شلوغش کردم

00:44:43.738 --> 00:44:45.028
‫اما تا این حد همدیگه رو درک میکردیم...

00:44:45.108 --> 00:44:46.488
‫میگفتیم برو به زمان خودت برس

00:44:46.568 --> 00:44:48.318
‫ساعتها و ساعتها و ساعتها وقت لازم داری...

00:44:48.398 --> 00:44:49.608
‫تا به مسائل عمیق بپردازی

00:44:49.698 --> 00:44:51.358
‫میدونی، وقتی که لازمه...

00:44:51.448 --> 00:44:53.488
‫وقتی یکی میگه
‫پنج ساعت زمان برای نوشتن لازم داره...

00:44:53.568 --> 00:44:56.278
‫یه ساعت برای نوشتن میخواد
‫اما بقیه زمان رو میخواد...

00:44:56.358 --> 00:44:59.858
‫تا به اعماق فکرش بره
‫و شروع کنه به نوشتن

00:45:14.528 --> 00:45:16.028
‫وقتی بچه بودم...

00:45:16.108 --> 00:45:19.948
‫خونواده‌م یه خونه‌ی تابستونی
‫در ساحل دریاچه میشیگان خریدن

00:45:22.278 --> 00:45:25.318
‫چندین تابستون اول اصلا...

00:45:25.398 --> 00:45:28.198
‫هیچی از بچه‌های اون منطقه نمیدونستم

00:45:28.278 --> 00:45:31.108
‫پس زمان زیادی روی مبل می‌نشستم...

00:45:31.198 --> 00:45:33.358
‫روی ایوانی که توری داشت...

00:45:33.448 --> 00:45:35.948
‫رمانهای آگاتا کریستی رو می‌خوندم

00:45:37.818 --> 00:45:41.358
‫علاقه‌م به نویسندگی
‫از همون ایوان شروع شد

00:45:44.488 --> 00:45:46.698
‫به عنوان نویسنده،
‫میتونی یه خواننده رو...

00:45:46.778 --> 00:45:48.858
‫به عمل اکتشاف بکشونی

00:45:53.568 --> 00:45:56.568
‫شگفت‌زده بودم که یکی این...

00:45:56.648 --> 00:45:58.988
‫رازهای پیچیده رو ساخته...

00:45:59.068 --> 00:46:01.568
‫که یه انسان واقعی...

00:46:01.648 --> 00:46:04.858
‫یه زن، داستان‌پردازی کرده...

00:46:04.948 --> 00:46:07.648
‫و با دقت تمام کنجکاوی رو حفظ کرده...

00:46:07.738 --> 00:46:10.858
‫تا هیچوقت ندونی
‫کار کی بوده...

00:46:10.948 --> 00:46:12.948
‫تا به آخر داستان برسی

00:46:19.568 --> 00:46:21.608
‫آره، خیلی زیاده...

00:46:21.698 --> 00:46:23.898
‫وقتی به تمام زندگی‌هایی
‫نگاه میکنی که این فرد نابود کرده...

00:46:23.988 --> 00:46:26.738
‫و نه قربانی‌ها،
‫همینطور ادامه داره

00:46:26.818 --> 00:46:29.608
‫حالت نمایی داره، میدونی

00:46:29.698 --> 00:46:31.448
‫- درسته. درسته
‫- آره

00:46:31.528 --> 00:46:35.068
‫روی پرونده‌های خیلی بدی کار کردم...

00:46:35.528 --> 00:46:36.738
‫و...

00:46:37.448 --> 00:46:39.988
‫این مجموعه...

00:46:40.068 --> 00:46:44.238
‫از نظر عاطفی و روانی روم اثر گذاشت...

00:46:44.318 --> 00:46:46.398
‫چون هیچ نتیجه‌ای نداشت

00:46:47.068 --> 00:46:48.108
‫هر جا که رفتم...

00:46:48.198 --> 00:46:50.608
‫میگفتن چطور نتونستین
‫طرف رو دستگیر کنین؟

00:46:50.698 --> 00:46:52.778
‫نمیخوام اسمشو بذارم نگرانی...

00:46:52.858 --> 00:46:55.108
‫اما فروش اسلحه به شدت بالا رفت

00:46:55.198 --> 00:46:57.948
‫میزان دزدی از 1400 مورد
‫در یه ماه به 200 تا رسید

00:46:58.028 --> 00:46:59.898
‫زنان ساکرامنتو که هرگز...

00:46:59.988 --> 00:47:01.568
‫با اسلحه شلیک نکرده بودن...

00:47:01.648 --> 00:47:04.318
‫حالا بیشتر و بیشتر
‫به یادگیری تیراندازی روی میارن

00:47:04.398 --> 00:47:05.948
‫فروش اسلحه به شدت زیاد شد...

00:47:06.028 --> 00:47:07.698
‫که برخی از خریداران با...

00:47:07.778 --> 00:47:10.398
‫استفاده از اسلحه آشنا نیستن
‫و همین ممکنه خطرناک باشه

00:47:10.488 --> 00:47:12.988
‫یه شهروند داشتیم
‫که به یه نفر شلیک کرد...

00:47:13.068 --> 00:47:14.028
‫و اونو کشت

00:47:14.108 --> 00:47:16.778
‫و وقتی زمانش رسید...

00:47:16.858 --> 00:47:18.898
‫تا به دادگاه عالی بره...

00:47:18.988 --> 00:47:21.738
‫قاضی گفت هر کسی در این جامعه...

00:47:21.818 --> 00:47:23.818
‫در اون زمان همین کار رو میکرد

00:47:23.898 --> 00:47:25.448
‫و اتهامات رو پس گرفتن

00:47:26.568 --> 00:47:28.778
‫در اون روزها...

00:47:28.858 --> 00:47:30.528
‫خیلی، خیلی...

00:47:31.568 --> 00:47:32.988
‫خیلی سخت بود...

00:47:33.068 --> 00:47:34.778
‫تا سازمانها رو
‫راضی کنی با هم کار کنن

00:47:34.858 --> 00:47:37.318
‫وقتی متجاوز بخش شرقی
‫از حوزه قضایی ما رفت...

00:47:37.398 --> 00:47:38.858
‫و وارد شهر شد...

00:47:38.948 --> 00:47:40.698
‫بعدش به استاکتون و مودستو رفت...

00:47:40.778 --> 00:47:43.028
‫و شروع به گسترش کرد...

00:47:43.108 --> 00:47:45.698
‫یه جور فقدان ارتباط...

00:47:45.778 --> 00:47:46.898
‫بین سازمانها وجود داشت...

00:47:46.988 --> 00:47:50.148
‫چون میگفتن شما نمیتونین
‫طرف رو بگیرین و ما میگیریمش

00:47:50.238 --> 00:47:52.028
‫و رفتار کلی همین بود

00:47:52.108 --> 00:47:56.238
‫در دو پرونده در ناحیه‌م،
‫از شهر بیرون انداخته شدم...

00:47:56.318 --> 00:47:59.358
‫بهم گفتن به کمکم نیازی ندارن
‫و کمک منو نمیخواستن

00:47:59.448 --> 00:48:01.488
‫دو هفته بعد، دوباره بهشون حمله شد

00:48:01.568 --> 00:48:05.238
‫فقط چون سازمانها
‫با هم کار نکردن

00:48:08.358 --> 00:48:11.528
‫یادمه یه روزی بود...

00:48:11.608 --> 00:48:14.358
‫که تلفنی صحبت میکردم...

00:48:14.448 --> 00:48:17.608
‫و به دوستم میگفتم چه اتفاقی افتاده

00:48:18.358 --> 00:48:20.108
‫و بابام...

00:48:21.448 --> 00:48:25.148
‫فکر کنم تلفن دیگه رو برداشت
‫و صدامو شنید

00:48:25.238 --> 00:48:30.488
‫و به خاطر گفتن این مسئله
‫به بقیه تو کلی دردسر افتادم

00:48:31.948 --> 00:48:33.028
‫و...

00:48:35.568 --> 00:48:37.988
‫و فکر کنم در اون لحظه...

00:48:39.318 --> 00:48:42.898
‫احتمالا شروع حس شرم بود

00:48:42.988 --> 00:48:46.698
‫احساس شرم کردم،
‫حس کردم چیز خاصی پوشیدم؟

00:48:46.778 --> 00:48:48.188
‫چطوری منو انتخاب کرده؟

00:48:50.480 --> 00:48:52.100
...قبلا فکر می‌کردن که

00:48:52.190 --> 00:48:55.440
وقتی مورد تجاوز قرار گرفتی
...دلیلش زیباییت

00:48:55.520 --> 00:48:59.560
یا لباست، یا رفتارته

00:48:59.640 --> 00:49:02.350
...و مشکل از طرف مردی که نمی‌تونه

00:49:02.440 --> 00:49:05.730
خودش رو کنترل کنه نیست

00:49:05.810 --> 00:49:07.560
...این تقصیر متجاوز بود

00:49:07.640 --> 00:49:10.980
نه زنان قربانی

00:49:11.060 --> 00:49:13.100
...اون زمان

00:49:13.190 --> 00:49:16.940
همیشه مقصر زن‌ها بودن

00:49:17.020 --> 00:49:18.640
...زنی که

00:49:18.730 --> 00:49:21.350
...لباسش کمه

00:49:21.440 --> 00:49:23.940
!تنش می‌خاره

00:49:23.989 --> 00:49:25.949
‫در اینجا دوباره عدم آگاهی رو می‌بینیم...

00:49:26.029 --> 00:49:28.239
‫به علاوه رفتار تحریک‌کننده رو

00:49:28.319 --> 00:49:30.529
‫حتی پلیسها میگفتن...

00:49:30.609 --> 00:49:33.449
‫حداقل سراغ دخترهای خوشگل رفته

00:49:36.359 --> 00:49:40.069
‫اون فرهنگ هرگز نمیدونست
‫چطور سوال درست رو بپرسه...

00:49:40.159 --> 00:49:43.239
‫یا حرفهای درستی
‫به قربانی زن بزنه

00:49:43.319 --> 00:49:46.989
‫قانون و روند قانونی
‫در اون زمان...

00:49:47.069 --> 00:49:48.319
‫اواخر دهه هفتاد...

00:49:48.409 --> 00:49:52.449
‫اجازه میداد
‫که قربانی تجاوز به طور عادی...

00:49:52.529 --> 00:49:55.989
‫تحت آزمایش دروغ‌سنج قرار بگیره...

00:49:56.069 --> 00:49:58.029
‫یا به دیدن روانکاو بره

00:49:58.109 --> 00:50:02.449
‫وقتی مردم در مورد این حمله خشن فهمیدن...

00:50:02.529 --> 00:50:04.159
‫گفتن، خب...

00:50:04.239 --> 00:50:07.449
‫چطوری خودتونو در این شرایط انداختین؟

00:50:07.529 --> 00:50:10.699
‫یا چرا یه طوری خودتونو...

00:50:10.779 --> 00:50:13.449
‫از این شرایط بیرون نیاوردین؟

00:50:13.529 --> 00:50:16.069
‫میدونی، حتی بعضی از
‫بهترین دوستانم...

00:50:16.159 --> 00:50:18.109
‫گفتن، نمیتونستی هیچ کاری بکنی؟

00:50:18.199 --> 00:50:19.699
‫میدونی منظورم چیه؟

00:50:19.779 --> 00:50:21.529
‫هیچ کاری نتونستم بکنم

00:50:24.069 --> 00:50:26.609
‫کاری نمیشد کرد

00:50:26.699 --> 00:50:30.159
‫اگه روی میز تفنگ داشتم میتونستم...

00:50:30.239 --> 00:50:32.779
‫یه کاری بکنم، میدونی؟

00:50:32.859 --> 00:50:35.199
‫خطر نمیکنی وقتی یکی...

00:50:36.239 --> 00:50:39.489
‫کنترل کامل رو وضعیت داره

00:50:39.569 --> 00:50:42.529
‫و هیچ شکی وجود نداشت
‫که طرف جدی بود

00:50:58.779 --> 00:51:00.359
‫کارول و من هر دو گفتیم...

00:51:00.449 --> 00:51:01.569
‫که یه نفر رو میکشه

00:51:01.659 --> 00:51:03.859
‫این یارو هر چی جلوتر میره
‫خشن‌تر میشه

00:51:03.949 --> 00:51:05.819
‫خشن و خشن‌تر

00:51:05.909 --> 00:51:09.949
‫یه حس خیلی، خیلی قوی داشتم

00:51:10.029 --> 00:51:11.989
‫با روانکاو در...

00:51:12.069 --> 00:51:13.409
‫مرکز پزشکی واکاویل حرف زدم...

00:51:13.489 --> 00:51:15.859
‫که با متجاوزان اونجا کار میکرد

00:51:15.949 --> 00:51:18.529
‫و بهش گزارشهایی دادم و گفت...

00:51:18.609 --> 00:51:20.699
‫باشه، هفته‌ی بعد برگرد

00:51:20.779 --> 00:51:23.359
‫میخوام با متجاوزانم در اینجا حرف بزنم

00:51:23.449 --> 00:51:25.699
‫اگه در وضعیت تجاوز هستین،
‫بهترین کاری که میتونین بکنین...

00:51:25.779 --> 00:51:28.699
‫تسلیم، تسلیم، تسلیمه
‫تا وقتی درد وارد بشه

00:51:28.779 --> 00:51:31.779
‫چون در طولانی مدت دردش خیلی کمتر میشه

00:51:31.859 --> 00:51:33.359
‫اگه بخوام تو رو بکشم...

00:51:33.449 --> 00:51:35.409
‫اولین حرکتی که میکنی، میمیری

00:51:35.489 --> 00:51:37.199
‫زنی که من باهاش بودم...

00:51:37.279 --> 00:51:39.279
‫مقاومت کرد و مرد

00:51:40.489 --> 00:51:43.319
‫هفته‌ی بعد برگشتم و گفتش...

00:51:43.409 --> 00:51:44.989
‫بهتره دستگیرش کنی

00:51:45.069 --> 00:51:48.279
‫میخواد بکشه
‫و آخر هم میکشه

00:51:48.359 --> 00:51:50.449
‫و گفتم چرا تا الان نکشته؟

00:51:50.529 --> 00:51:53.449
‫و گفتش توجیهی براش پیدا نکرده

00:51:53.529 --> 00:51:55.319
‫و گفتم توجیه چیه؟

00:51:55.409 --> 00:51:58.279
‫و گفتش، نمیدونم
‫اما بهش میرسه

00:51:58.359 --> 00:52:00.109
‫البته، در اون زمان نمیدونستیم...

00:52:00.199 --> 00:52:01.659
‫که قبلا کشته

00:52:05.859 --> 00:52:08.909
‫خونه همینجاست

00:52:08.989 --> 00:52:12.739
‫خونواده مجیاروی
‫بیرون حصار کشته شدن

00:52:12.819 --> 00:52:15.819
‫اینجا به اون زن شلیک کرده
‫و اونو کشته و رفته بیرون

00:52:15.909 --> 00:52:18.029
‫در اون زمان حس کردی که ربط داشته؟

00:52:18.109 --> 00:52:20.739
‫در طول زمانی که
‫متجاوز بخش شرقی حمله میکرد...

00:52:20.819 --> 00:52:23.989
‫هرگز چیزی در مورد این جنایتها نشنیدم

00:52:28.529 --> 00:52:32.529
‫همون صاحب‌خونه‌ها
‫در این خونه‌ها بودن...

00:52:32.609 --> 00:52:34.569
‫که این اتفاق افتاد

00:52:34.659 --> 00:52:37.609
‫و بعدش، یکی از
‫شاهدان اینجا زندگی میکرد

00:52:37.699 --> 00:52:39.109
‫صدای پنج تا گلوله رو شنیدم...

00:52:39.199 --> 00:52:41.699
‫و پریدم و از پنجره بیرون رو تماشا کردم

00:52:41.779 --> 00:52:45.949
‫و یه مرد رو دیدم
‫که در پیاده‌رو داره میدوه

00:52:46.029 --> 00:52:48.409
‫و پسر رو اونطرف خیابون دیدم

00:52:48.489 --> 00:52:51.529
‫داشت می‌دوید،
‫در پیاده‌رو می‌دوید

00:52:51.609 --> 00:52:55.489
‫و از چمن نزدیک درخت رد شد

00:52:55.569 --> 00:52:58.529
‫و بعدش درست اومد نزدیک درخت...

00:52:58.609 --> 00:53:01.359
‫بالا رو نگاه کرد
‫و دید من همینجا وایستادم

00:53:01.449 --> 00:53:04.359
‫و خیلی غافلگیر شده بود

00:53:04.449 --> 00:53:06.069
‫با سرعت هر چه تمام برگشت

00:53:06.159 --> 00:53:09.449
‫برگشت و یه راست
‫به اونطرف رفت

00:53:09.529 --> 00:53:12.529
‫به طرف شیر آتشنشانی در گوشه‌ی خیابون

00:53:12.609 --> 00:53:15.489
‫مجیاروی‌ها سگشونو
‫برای قدم زدن اورده بودن بیرون

00:53:15.569 --> 00:53:18.159
‫در حال دویدن دیده شدن...

00:53:18.239 --> 00:53:20.949
‫و از یه حیاط پشتی رد شدن...

00:53:21.029 --> 00:53:22.859
‫و بهشون حمله شد

00:53:22.949 --> 00:53:26.779
‫این حقیقت که تعقیب شدن
‫و بهشون شلیک شد...

00:53:26.859 --> 00:53:29.239
‫خب، به سر کیتی شلیک شد...

00:53:29.319 --> 00:53:31.779
‫منو به این فکر انداخت
‫که صورتش رو دیدن...

00:53:31.859 --> 00:53:33.819
‫و میتونستن شناساییش کنن

00:53:33.909 --> 00:53:38.069
‫من دانشجوی هنرم
‫و یه عکس ازش کشیدم...

00:53:38.159 --> 00:53:40.739
‫که درست کنار درخت وایستاده،
‫چون دیدمش و...

00:53:40.819 --> 00:53:43.359
‫یه عکس ازش کشیدم

00:53:44.609 --> 00:53:47.409
‫این باور وجود داره
‫که عکس منتشر شده...

00:53:47.489 --> 00:53:49.819
‫در اون زمان...

00:53:49.909 --> 00:53:54.819
‫به قیافه‌ی مهاجم بسیار نزدیک بوده

00:53:54.909 --> 00:53:57.859
‫روی جنایت مجیاروی‌ها کار نکردم...

00:53:57.949 --> 00:54:00.359
‫چون روش کاملا متفاوتی داشت

00:54:00.449 --> 00:54:02.859
‫خب، تو خونه و تجاوز نبود...

00:54:02.949 --> 00:54:06.159
‫اما یه مزاحم با نقاب اسکی وجود داشت

00:54:06.239 --> 00:54:09.489
‫یه بند قبلا استفاده شده
‫هم در صحنه پیدا شد...

00:54:09.569 --> 00:54:14.279
‫که گره رایج متجاوز
‫بخش شرقی رو داشت

00:54:14.359 --> 00:54:16.159
‫افسرانی بودن که گفتن آره...

00:54:16.239 --> 00:54:17.699
‫فکر کنم کار متجاوز بخش شرقی بوده...

00:54:17.779 --> 00:54:19.699
‫و بقیه گفتن نه، فکر نکنم کار اون بوده باشه

00:54:19.779 --> 00:54:21.319
‫بحث داغی شد...

00:54:21.409 --> 00:54:23.489
‫چون مطمئن نیستیم
‫چه اتفاقی افتاد

00:54:23.569 --> 00:54:27.659
‫اما بیشتر مردم به این ایده باور دارن...

00:54:27.939 --> 00:54:30.149
‫که با ایر روبه‌رو شدن...

00:54:30.229 --> 00:54:33.479
‫و به خاطر همین کشته شدن

00:54:35.689 --> 00:54:37.269
‫و همینطوری داشتن راه می‌رفتن؟

00:54:37.359 --> 00:54:39.109
‫آره. خیلی غم‌انگیز بود

00:54:39.189 --> 00:54:41.689
‫تازه ازدواج کرده بودن

00:54:43.230 --> 00:54:45.020
هر چیزی که دیدن

00:54:45.850 --> 00:54:47.810
‫باید به خاطرش میمردن

00:54:50.520 --> 00:54:53.770
‫واقعا فکر میکردم...

00:54:53.850 --> 00:54:55.980
‫که دستگیرش میکنن

00:54:56.060 --> 00:54:58.940
‫و درکش...

00:54:59.020 --> 00:55:03.600
‫سخت بود که
‫سالها گذشت...

00:55:03.662 --> 00:55:07.662
‫و اون از زیر تمام
‫این کارها قسر در رفته

00:55:15.862 --> 00:55:20.452
‫واقعا فکر میکردم...

00:55:20.532 --> 00:55:22.662
‫که دستگیرش میکنن

00:55:24.362 --> 00:55:26.242
‫مثل یه آدم طبیعی روند عادی...

00:55:26.322 --> 00:55:27.742
‫برای رفتن به تختخواب داشتم...

00:55:29.492 --> 00:55:32.412
‫اما بعد از اینکه
‫شوهر و دخترم خوابیدن...

00:55:33.612 --> 00:55:36.572
‫با لپ‌تاپم به دنبال قاتل رفتم...

00:55:36.662 --> 00:55:40.702
‫دریچه پونزده اینچی
‫از احتمالات بی‌پایان

00:55:53.032 --> 00:55:55.072
‫میدونی، چیزهای
‫خیلی خاصی از مردم دزدید

00:55:55.162 --> 00:55:56.862
‫نه الزاما چیزای ارزشمند...

00:55:56.952 --> 00:55:59.162
‫بلکه چیزهایی که برای
‫قربانیش اهمیت داشت

00:55:59.242 --> 00:56:01.822
‫خیلی‌هاشون اول
‫حرف اسم قربانی رو داشتن

00:56:01.912 --> 00:56:03.492
‫و در مصاحبه‌هام با کارآگاهان...

00:56:03.572 --> 00:56:05.282
‫میگفتم تا حالا سعی کردین پی‌شو بگیرین...

00:56:05.362 --> 00:56:07.662
‫و ببینین این چیزا
‫در ایبی گذاشته شدن یا نه؟

00:56:07.742 --> 00:56:10.162
‫و چنین کاری نکرده بودن

00:56:10.242 --> 00:56:13.492
‫تفکرم این بود که کی میگه یکی نمرده...

00:56:13.572 --> 00:56:16.492
‫و باید انباری عموی
‫عجیب‌وغریبت رو خالی کنی

00:56:16.572 --> 00:56:18.412
‫بعدش یهو این چیزا رو میذاری تو ایبی...

00:56:18.492 --> 00:56:19.822
‫و میتونستیم پیداش کنیم

00:56:19.912 --> 00:56:21.912
‫پس شروع کردم به تهیه یه لیست

00:56:23.072 --> 00:56:25.492
‫دکمه سردستها و
‫میراث خونوادگی...

00:56:25.572 --> 00:56:28.492
‫سبک غیرعادی 1950 رو داشتن...

00:56:28.572 --> 00:56:32.202
‫و حروف ان.آر روشون هک شده بود

00:56:32.282 --> 00:56:35.282
‫میشل شب تا دیروقت بیدار بود
‫و چشمهاش پر آب...

00:56:35.362 --> 00:56:38.572
‫در اینترنت دنبال آخرین
‫و محتمل‌ترین سرنخ می‌گشت...

00:56:38.662 --> 00:56:41.952
‫و به یه جفت دکمه‌سردست رسیده بود

00:56:42.032 --> 00:56:43.862
‫دکمه سردستهای مشابهی...

00:56:43.952 --> 00:56:45.992
‫در پرونده پلیس کشیده شده بودن...

00:56:46.072 --> 00:56:47.702
‫با همون حروف اولیه

00:56:47.782 --> 00:56:49.322
‫ایده این بود...

00:56:49.412 --> 00:56:50.782
‫که این دکمه سردستها..

00:56:50.862 --> 00:56:53.702
‫که قاتل گلدن استیت دزدیده بود...

00:56:53.782 --> 00:56:56.242
‫از یه جایی در اورگون سردراوردن؟

00:56:56.322 --> 00:56:57.952
‫و اگه اینا همون دکمه سردستها بودن...

00:56:58.032 --> 00:57:01.742
‫اونوقت شاید راهی وجود داشت
‫تا رد خریدارها رو بگیری...

00:57:01.822 --> 00:57:05.362
‫و اینطوری به زنجیره‌ای میرسیدی...

00:57:05.452 --> 00:57:07.032
‫که اینا ازش اومدن

00:57:07.112 --> 00:57:09.702
‫در راهرو به طرف اتاق خوابم رفتم

00:57:09.782 --> 00:57:12.492
‫شوهرم به پهلو خوابیده بود

00:57:12.572 --> 00:57:15.412
‫روی لبه‌ی تخت نشستم
‫و بهش خیره شدم...

00:57:15.492 --> 00:57:17.282
‫تا وقتی چشماشو باز کرد

00:57:18.862 --> 00:57:21.952
‫گفتم فکر کنم پیداش کردم

00:57:21.976 --> 00:57:33.976
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.