﻿WEBVTT

00:00:00.830 --> 00:00:03.980
‫امروز می‌خوایم زحمت این رو بکشید، خانم.

00:00:06.870 --> 00:00:07.870
‫آخ...

00:00:10.480 --> 00:00:13.210
‫باید حواسم باشه وسایل رو کثیف نکنم...

00:00:14.860 --> 00:00:17.500
‫آه، لطفاً ببخشید، خانم.

00:00:17.500 --> 00:00:19.200
‫عمدی بود، نه؟

00:00:19.200 --> 00:00:24.490
‫آخه از بس خنگه که باورش سخته بچه‌ی ارباب‌مون باشه.

00:00:25.240 --> 00:00:30.740
‫خانواده اوانز من رو بعد از مرگ مادرم که
‫جایی رو برای رفتن نداشتم، توی خونه‌شون پذیرفتن.

00:00:30.740 --> 00:00:32.700
‫می‌تونم تحملش کنم...

00:00:33.670 --> 00:00:35.750
‫ن‍ـ ــ نه‌-ساما؟

00:00:38.620 --> 00:00:41.010
‫صبح‌تون بخیر، ناتالیا-ساما.

00:00:44.420 --> 00:00:45.700
- ‫این یکمی داروـه.
- ‫لطفاً ازش استفاده کن.

00:00:46.900 --> 00:00:49.340
‫خ‍ـ ــ خیلی ممنونم...

00:00:51.710 --> 00:00:55.090
‫نه-ساما، امروز وقت داری؟

00:00:55.090 --> 00:00:57.140
‫می‌خوام یه کتاب برام بخونی!

00:00:57.370 --> 00:01:01.150
‫متأسفم، ولی امروز نمی‌شه، ناتالیا-ساما.

00:01:01.370 --> 00:01:03.170
‫که این‌طور...

00:01:03.170 --> 00:01:05.020
‫از کتاب صرف نظر می‌کنم.

00:01:05.020 --> 00:01:07.180
‫ولی یه خواهش دیگه ازت دارم!

00:01:07.180 --> 00:01:09.660
‫ا ــ امر بفرمایید.

00:01:09.660 --> 00:01:13.290
‫می‌خوام باهم صمیمی‌تر شیم.

00:01:13.290 --> 00:01:16.930
‫پس می‌خوام توی خلوت اسمم رو بدون عنوان صدا بزنی!

00:01:17.630 --> 00:01:20.040
‫امکانش نیست؟

00:01:22.090 --> 00:01:24.550
‫متوجه شدم... ناتالیا.

00:01:24.570 --> 00:01:31.570
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:59.240 --> 00:03:03.660
با والدین شیطنت‌آمیز ملاقاتی

00:03:07.700 --> 00:03:09.340
‫کجام...؟

00:03:10.400 --> 00:03:13.140
‫مشکلی برای خواهر کوچیک شارلوت پیش اومده!

00:03:13.750 --> 00:03:15.110
‫ناتالیا...

00:03:25.440 --> 00:03:28.720
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم که به این‌زودی مجبور شم برگردم.

00:03:29.040 --> 00:03:31.490
‫خب، منظورت از خواهر کوچیک شارلوت...

00:03:31.840 --> 00:03:33.930
‫ناتالیا اوانز.

00:03:34.360 --> 00:03:38.410
‫اون خواهر ناتنی شارلوته که از
‫یه پدر مشترکن و ده‌سال ازش کوچیک‌تره.

00:03:38.410 --> 00:03:42.160
‫و ضمناً وارث قانونی خاندان اوانزه.

00:03:42.160 --> 00:03:44.160
‫رابطه‌ش با شارلوت چطوره؟

00:03:44.160 --> 00:03:48.800
‫ظاهراً توی پادشاهی نروز، اون تنها پشتیبان شارلوت بود.

00:03:48.800 --> 00:03:49.990
‫که این‌طور.

00:03:50.300 --> 00:03:51.760
‫صبح‌تون بخیر.

00:03:52.150 --> 00:03:53.550
- ‫صبح بخیر!
- ‫خوب خوابیدی؟

00:03:55.000 --> 00:03:58.240
‫بله، به لطف طلسم شما، آلن-سان.

00:03:58.240 --> 00:04:01.490
‫خداروشکر... هوم؟

00:04:01.820 --> 00:04:03.390
‫چیزی شده؟

00:04:03.390 --> 00:04:06.760
‫راستش، ناتالیا رو توی خواب دیدم.

00:04:06.760 --> 00:04:08.200
‫عجب.

00:04:08.200 --> 00:04:13.280
‫چیزه، می‌خوام دراین‌باره که ناتالیا چه‌جور دختریه بدونید.

00:04:13.280 --> 00:04:16.030
‫آره، برام ازش بگو.

00:04:16.430 --> 00:04:18.760
‫می‌خوام به قصه‌ی مامان گوش بدم!

00:04:18.760 --> 00:04:23.530
‫در نبودم دوروبرت حسابی شلوغ شده ها، داداش.

00:04:23.880 --> 00:04:26.390
‫یه فنریر و یه کاپی‌بارای جهنمی...

00:04:26.390 --> 00:04:29.040
‫مامان با دیدن‌شون گل از گلش می‌شکفت!

00:04:29.730 --> 00:04:33.500
‫مادر گرامی‌تون معلومات بالایی از موجودات جادویی دارن؟

00:04:33.500 --> 00:04:36.790
‫آره، اون متخصص اصلی پژوهش درحیطه‌ی موجودات جادویی‌ـه.

00:04:37.060 --> 00:04:39.810
‫حتی منم با دیدن‌تون خرکیف می‌شم!

00:04:42.660 --> 00:04:44.520
‫سه‌سال می‌گذره...

00:04:45.200 --> 00:04:48.790
‫مدرسه‌ی جادوگری شما توی این جزیره قرار داره...

00:04:49.140 --> 00:04:51.800
‫مدرسه اون ساختمان سیاهه؟

00:04:51.800 --> 00:04:54.240
‫اون خوابگاه دانش‌آموزهاست.

00:04:54.240 --> 00:04:56.630
‫هــــا؟ پس مدرسه کجاست؟

00:04:56.630 --> 00:05:01.420
‫خب... کل این جزیره مدرسه‌ی جادوگری آثناست.

00:05:01.770 --> 00:05:02.690
‫هـــــــــه؟!

00:05:09.210 --> 00:05:13.350
‫اکثر ساکنین این جزیره با مدرسه سروکار دارن،

00:05:13.350 --> 00:05:15.340
‫به‌جز یه‌سری گردشگرها.

00:05:15.700 --> 00:05:17.650
‫و ناتالیا اینجاست...

00:05:17.650 --> 00:05:21.830
‫مگه ناتالیا خانم توی پادشاهی نروز نبودن؟

00:05:22.110 --> 00:05:23.400
‫این‌طور نیست؟

00:05:23.400 --> 00:05:27.880
‫ناتالیا قطع به یقین اینجاست، اون هم تک‌وتنها.

00:05:29.860 --> 00:05:33.100
‫گمونم دیگه وقتش رسیده که
‫ما رو هم درجریان جزئیات بذاری.

00:05:33.330 --> 00:05:36.850
‫یه‌کم پیچیده‌ست، پس وقتی رسیدیم خونه بهتون می‌گم.

00:05:37.190 --> 00:05:38.470
‫خـــونــــه...؟!

00:05:38.710 --> 00:05:40.400
‫منظورتون از خونه...

00:05:40.910 --> 00:05:43.470
‫خونه‌ی والدین‌تونه؟!

00:05:43.470 --> 00:05:45.010
‫درسته!

00:05:45.740 --> 00:05:47.540
‫ب‍ـ ــ باید خیلی‌خوب باهاشون سلام‌واحوال‌پرسی کنم!

00:05:47.540 --> 00:05:49.730
‫خودم رو از لحاظ روانی آماده می‌کنم!

00:05:49.730 --> 00:05:52.170
‫شارلوت، خوب پیش می‌ره نگران نباش!

00:05:52.170 --> 00:05:54.390
‫من بیشتر نگران داداشم هستم...

00:05:56.960 --> 00:05:58.950
‫آلن-سان مشکلی داره؟

00:05:58.950 --> 00:06:03.150
‫سه‌سال پیش، داداش بدون این‌که
‫به کسی بگه مدرسه رو ول کرد

00:06:03.150 --> 00:06:06.010
‫و بعدِ یه دعوای بزرگ با بابامون از خونه رفت.

00:06:06.010 --> 00:06:07.470
‫یه دعوای بزرگ؟!

00:06:07.470 --> 00:06:09.520
‫نمی‌خوام درموردش بشنوم.

00:06:09.790 --> 00:06:11.850
‫به‌هرحال،‌ مسئله‌ی مهمی نیست.

00:06:11.850 --> 00:06:13.260
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

00:06:13.660 --> 00:06:17.940
‫اهالی جزیره هنوزم که هنوزه
‫درمورد دعوای بزرگ تو با بابا حرف می‌زنن.

00:06:18.800 --> 00:06:22.770
‫جادوگران قدرتمندی که به‌مدت
‫سه‌روز و سه‌شب باهم جنگ داشتن...

00:06:34.750 --> 00:06:36.820
‫ب‍ـ ــ به‌نظر خیلی شدید بوده...

00:06:36.820 --> 00:06:39.460
‫بعداً سمت دیگه‌ی جزیره رو بهت نشون می‌دم.

00:06:39.460 --> 00:06:43.690
‫ویرانه‌ی حاصل از جنگ اون‌جاست،
‫و تقریباً واسه خودش یه‌پا مکان گردشگری‌ـه!

00:06:43.690 --> 00:06:45.430
‫خیلی مشتاقم ببینمش!

00:06:45.430 --> 00:06:46.970
‫بیخیال شو.

00:06:46.970 --> 00:06:50.310
‫یه زمین صرفاً گوده. چیزی برای دیدن نیست.

00:06:53.920 --> 00:06:55.940
‫با این‌که رابطه‌ی چندان خوبی باهاشون نداری،

00:06:55.940 --> 00:06:59.300
‫تسلیم شدی و محض خاطر دلبندت به‌ دیدن والدینت می‌ری...

00:06:59.300 --> 00:07:02.700
‫آه، عجب داستان تأثیربرانگیزی.

00:07:02.700 --> 00:07:04.680
‫الکی واسه خودت داستان نباف!

00:07:04.680 --> 00:07:08.210
‫اول این‌که، رابطه‌ی من با عموم خوبه.

00:07:08.210 --> 00:07:10.700
‫ازطریق نامه باهم در ارتباط بودیم.

00:07:10.700 --> 00:07:13.340
‫هوم؟ منظورت از عموت چیه؟

00:07:13.340 --> 00:07:16.190
‫آه، گمونم بهتون توضیح ندادم.

00:07:16.190 --> 00:07:20.440
‫من وقتی بچه بودم والدینم رو از دست دادم،
‫و خانواده کرافورد توی خونه‌شون بهم جا دادن.

00:07:20.440 --> 00:07:21.570
‫همین‌طوره!

00:07:21.570 --> 00:07:23.950
‫داداش برادر ناتنی منه.

00:07:23.950 --> 00:07:26.550
‫ولی راستش من یه‌خرده حسودیم می‌شه.

00:07:26.550 --> 00:07:28.470
‫هوم؟ واسه چی؟

00:07:28.470 --> 00:07:34.390
‫آخه من... هیچ‌وقت تاحالا با خانواده‌م
‫دعوا نکردم، برای همین حسودیم می‌شه...

00:07:35.250 --> 00:07:37.210
‫قراره ناتالیا رو ببینی، مگه نه؟

00:07:37.210 --> 00:07:40.340
‫پس باهاش رابطه‌ای برقرار کن که دوتاتون بتونید باهم دعوا کنید.

00:07:40.900 --> 00:07:42.510
‫به‌نظرتون می‌تونم؟

00:07:43.200 --> 00:07:49.230
‫فراری شدنِ من حتماً مایۀ گرفتاری ناتالیا هم شده.

00:07:49.230 --> 00:07:51.170
‫ولی این‌که یه تهمت نارواست.

00:07:51.170 --> 00:07:53.730
‫مطمئنم خواهرت درک می‌کنه.

00:07:54.870 --> 00:07:56.440
‫خودتو نگرانش نکن.

00:07:56.440 --> 00:07:58.000
‫منم پشتت رو دارم!

00:07:58.680 --> 00:08:00.630
‫به‌خاطرت حاضرم دست به هرکاری-

00:08:01.740 --> 00:08:04.180
‫بنده نیز کمک می‌کنم!

00:08:04.180 --> 00:08:05.660
‫منم!‌ منم!

00:08:05.660 --> 00:08:08.260
‫خ‍ـ ــ خیلی ممنونم، بچه‌ها.

00:08:08.700 --> 00:08:11.250
‫من و مامان‌وبابام هم طرف توئیم!

00:08:12.410 --> 00:08:13.250
‫ممنون.

00:08:13.510 --> 00:08:15.310
‫از روم گم شید اون‌ور! خیلی سنگینید!

00:08:15.310 --> 00:08:16.890
‫چه بی‌نزاکت!

00:08:16.890 --> 00:08:19.030
- ‫آدم به یه خانم چیزی از وزنش نمی‌گه...
- ‫هـــا! حرومی چه زری زدی!

00:08:20.010 --> 00:08:22.010
‫دردت چیه، مردک ماهی؟!

00:08:22.410 --> 00:08:23.850
‫مثل این‌که تنت می‌خاره؟!

00:08:23.850 --> 00:08:25.760
‫نه انگار تو تنت می‌خاره؟!

00:08:26.060 --> 00:08:28.260
‫سه‌سوته، یه دعوای دیگه شد.

00:08:28.260 --> 00:08:31.690
‫می‌دونم بحث‌وجدل کار هر روز اهالی
‫این جزیره‌ست، ولی بازم...

00:08:31.690 --> 00:08:32.270
‫هوم؟

00:08:34.480 --> 00:08:36.660
‫گمونم لازم نیست نگرانش باشم.

00:08:36.660 --> 00:08:37.790
‫آره.

00:08:38.360 --> 00:08:39.430
- ‫ولی...
- ‫خوب نگاه کن.

00:08:41.120 --> 00:08:43.290
‫دوستان، می‌شه چندلحظه وقتتون رو بگیرم؟

00:08:43.290 --> 00:08:44.680
‫حرف حسابت چیه؟

00:08:44.680 --> 00:08:46.820
‫اگه نمی‌خوای زیر مشت‌ولگد بمونی گورتو گم کن!

00:08:49.020 --> 00:08:51.800
‫از دست شما بچه‌ها، چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتید.

00:08:55.560 --> 00:08:57.390
‫کارش حرف نداره.

00:08:57.390 --> 00:08:58.810
- ‫مثل شماست، آلن-سان.
- ‫دقیقاً.

00:09:00.060 --> 00:09:03.420
‫به‌نظر جادوگر متبحری میاد.

00:09:03.420 --> 00:09:05.550
‫اینجا، اینجا!

00:09:08.560 --> 00:09:11.060
‫یادی از ما نمی‌کنی، آلن.

00:09:11.350 --> 00:09:13.280
‫به‌نظر سرحال و قبراق میای.

00:09:13.280 --> 00:09:15.830
‫تو وضعیت فعلی‌م، واقعاً‌ همچین فکری می‌کنی؟

00:09:16.220 --> 00:09:17.870
‫اروکا، تو هم خسته نباشی.

00:09:17.870 --> 00:09:19.610
‫انجام وظیفه بود!

00:09:21.460 --> 00:09:24.180
‫شما باید شارلوت-سانی باشید که خیلی درموردشون شنیدم.

00:09:24.180 --> 00:09:27.590
‫خیلی ممنون که کلی راه رو تا اینجا اومدید.

00:09:27.820 --> 00:09:30.090
‫ا ــ از دیدن‌تون خوش‌وقتم...

00:09:30.350 --> 00:09:34.100
‫ضمناً، من هاروی کرافورد هستم.

00:09:34.100 --> 00:09:36.090
‫بابای آلن و اروکا.

00:09:37.420 --> 00:09:39.380
‫ب‍ـ ــ بابا-سان؟!

00:09:40.100 --> 00:09:43.100
- می‌ذارم شیطونی دوره‌ی آموزشی فشرده
از - اشرافی بدنام که نجات دادم بانوی برای

00:09:43.100 --> 00:09:46.100
- می‌ذارم شیطونی دوره‌ی آموزشی فشرده از - اشرافی بدنام
که نجات دادم بانوی برای - میدان جنگ پدر و پسر کرافورد

00:09:48.590 --> 00:09:52.090
‫از این‌که دیدم حال آلن خوبه خیالم راحت شد.

00:09:52.090 --> 00:09:56.270
‫خیلی خوشحالم که همچین دوست‌دخترِ
‫باکمالاتی رو با خودت به خونه آوردی...

00:09:58.160 --> 00:09:59.000
- ‫هـــــــــان؟!
- ‫شارلوت دوست‌دخترم-

00:10:03.990 --> 00:10:06.500
‫چی تو کله‌ش می‌گذره؟

00:10:06.500 --> 00:10:09.270
‫نکنه از قبل بهشون گفته تا فکر کنن

00:10:09.270 --> 00:10:12.630
‫دوست‌دختر دارم و اون بحث رو پیش نکشن؟

00:10:13.010 --> 00:10:16.360
‫پس باید از شارلوت بخوام باهام همکاری کنه!

00:10:18.870 --> 00:10:19.900
‫گندش بزنن!

00:10:19.900 --> 00:10:24.400
‫به اون‌‌همه طلسم سطح بالا مسلط شدم،
‫ولی الان عرضه‌ی یه‌دونه چشمک زدن رو ندارم...؟!

00:10:28.640 --> 00:10:32.640
‫من و آلن-سان باهم در رابطه‌ایم.

00:10:32.640 --> 00:10:34.400
‫شارلوت اوانز هستم!

00:10:34.400 --> 00:10:38.660
‫دست‌خوش شارلوت، به بهترین نحو فکرمو خوند!

00:10:38.930 --> 00:10:41.390
‫چه دختر خانم مؤدبی.

00:10:41.390 --> 00:10:43.900
‫می‌شه گفت از سر آلن زیادی هستی.

00:10:44.340 --> 00:10:46.860
‫جداً مطمئنی تا الان ازش رضایت داشتی؟

00:10:46.860 --> 00:10:49.660
‫ب‍ـ ــ بله، کاملاً راضی‌ام.

00:10:49.660 --> 00:10:53.420
‫و آلن-سان همیشه باهام خیلی مهربونه،

00:10:53.420 --> 00:10:56.050
‫و انواع‌واقسام شیطنت‌ها یادم می‌ده!

00:10:56.050 --> 00:10:57.310
‫اوه!

00:10:57.310 --> 00:10:59.040
‫شیطنت؟

00:10:59.040 --> 00:11:01.150
‫شارلوت، یه‌کم به خودت مسلط باش!

00:11:01.150 --> 00:11:03.330
‫عمو رو الکی به وجد نیار!

00:11:03.330 --> 00:11:05.060
‫م‍ـ ــ معذرت می‌خوام...

00:11:05.060 --> 00:11:06.900
‫اون مامانِ لوـه!

00:11:06.900 --> 00:11:07.810
‫آلن-

00:11:09.080 --> 00:11:12.570
‫اروکا سیرتاپیازشو برام تعریف کرده.

00:11:12.570 --> 00:11:14.460
‫یه‌وقت اگه با مشکلی مواجه شدی،

00:11:14.460 --> 00:11:17.390
‫من رو پدرت درنظر بگیر و روی کمکم حساب کن.

00:11:17.390 --> 00:11:18.810
‫چ‍ـ ــ‌ چشم.

00:11:19.540 --> 00:11:22.800
‫موندم یعنی اروکا تا چه حد درموردمون داستان سرهم‌ کرده؟

00:11:24.460 --> 00:11:26.080
‫آه، خداروشکر!

00:11:26.080 --> 00:11:31.210
‫مطمئنم اگه با شارلوت-سان ازدواج کنی،
‫سروسامون می‌گیری، آلن.

00:11:31.210 --> 00:11:33.200
‫ا‍ ــ ازدواج؟!

00:11:33.510 --> 00:11:36.400
‫عـــــه، مگه هنوز بهش فکر نکردین؟

00:11:36.400 --> 00:11:38.720
‫پس این صرفاً یه رابطه‌ی سطحی محض سرگرمی‌ـه؟

00:11:39.070 --> 00:11:41.060
‫ا ــ البته که نه-

00:11:41.060 --> 00:11:43.450
‫از شنیدنش خوشحالم.

00:11:43.450 --> 00:11:45.240
‫اگه به فکر سروسامون گرفتنی،

00:11:45.240 --> 00:11:48.470
‫چرا مجدداً اون پیشنهاد رو درنظر نمی‌گیری؟

00:11:48.470 --> 00:11:49.430
‫مخالفم!

00:11:49.430 --> 00:11:51.970
‫همون‌طور که می‌بینی، من الان با شارلوت در رابطه‌م!

00:11:51.970 --> 00:11:54.970
‫و تصمیم گرفتم تاابد توی خونه‌ی فعلیم بمونم!

00:11:55.320 --> 00:11:57.600
‫درنتیجه، به‌هیچ‌وجه قصد ندارم اینجا برگردم!

00:11:58.530 --> 00:12:03.110
‫خب حالا، عجله نکن و خوب درموردش فکر کن، باشه؟

00:12:03.350 --> 00:12:05.420
‫این «پیشنهاد»ی که می‌گه چیه؟

00:12:05.420 --> 00:12:08.730
‫بابام مدیر مدرسه‌ی جادوگری آثناست،

00:12:08.730 --> 00:12:11.740
‫و می‌خواد داداشم جاش رو بگیره.

00:12:12.030 --> 00:12:17.540
‫پذیرفتن مدیریت مدرسه‌ی جادوگری آثنا،
‫عالی‌ترین و پرافتخارترین مؤسسه‌ی آموزشی،

00:12:17.540 --> 00:12:20.890
‫مایه‌ی سربلندی‌ـه که اسمت رو تو تاریخ ثبت می‌کنه.

00:12:20.890 --> 00:12:23.380
‫فرصت خیلی‌خوبی نیست؟

00:12:23.380 --> 00:12:26.020
‫معمولاً هر مقامی یه‌سری مشکلات هم به همراه داره.

00:12:26.020 --> 00:12:28.760
‫نمی‌خوام همچین چیزی دست‌وبالم رو ببنده!

00:12:28.760 --> 00:12:32.970
‫تو، پسرم، تنها کسی هستی که می‌تونی جای من رو بگیری.

00:12:32.970 --> 00:12:35.280
‫حتی اگه نسبت خونی نداشته باشیم!

00:12:35.730 --> 00:12:38.020
‫چه پدر بی‌نظیری دارید!

00:12:38.020 --> 00:12:39.240
‫گولشو نخور!

00:12:39.240 --> 00:12:41.020
‫فقط توی جمع از این زبون‌بازی‌ها می‌کنه.

00:12:41.300 --> 00:12:44.140
‫دلیل واقعی این‌که از من می‌خواد جاشو بگیرم...!

00:12:46.620 --> 00:12:48.540
‫آه، سلام.

00:12:49.810 --> 00:12:52.860
‫احیاناً شما خواهر کوچیک آلن-سان هستید؟

00:12:52.860 --> 00:12:56.050
‫از دیدن‌تون خوش‌وقتم، شارلوت هستم.

00:12:56.320 --> 00:12:58.660
‫خواهر کوچیک؟ قند تو دلم آب شد.

00:12:58.660 --> 00:13:02.790
‫شارلوت، اون خواهر کوچیکم نیست، زن‌عــ ـــ

00:13:04.050 --> 00:13:06.550
‫ای داد بیداد، آلن-چان.

00:13:06.550 --> 00:13:10.720
‫بعد فقط سه‌سال یادم رفته چی صدام بزنی؟

00:13:10.720 --> 00:13:12.900
‫عذر می‌خوام، «مادر.»

00:13:12.900 --> 00:13:14.550
‫مامان‌شون هستید؟!

00:13:14.550 --> 00:13:16.730
‫لیزِلوته کرافورد هستم.

00:13:16.730 --> 00:13:18.270
‫از آشناییت خوشحالم.

00:13:19.720 --> 00:13:23.350
‫دلیل واقعی این‌که عمو از من می‌خواد جاشو بگیرم...

00:13:23.350 --> 00:13:24.480
‫اینه که بتونه کل روز رو با زن‌عــ ـــ

00:13:24.480 --> 00:13:28.200
‫با مادر باشه!

00:13:29.040 --> 00:13:32.570
‫درسته که مدیر بودن مایه‌ی سربلندی‌ـه.

00:13:32.570 --> 00:13:36.570
‫ولی من می‌خوام همه‌ش رو دوش پسرم بذارم و بازنشست شم،

00:13:36.570 --> 00:13:41.330
‫تا بتونم هر روز از زندگیم رو توی بغل لیزی-چان بگذرونم!

00:13:41.330 --> 00:13:42.670
‫یاد بگیر کمتر صادق باشی!

00:13:42.670 --> 00:13:44.750
‫فکر کردی من کی‌ام؟!

00:13:45.710 --> 00:13:48.370
‫تو پسر قشنگمی.

00:13:48.370 --> 00:13:51.720
‫برای همین می‌خوام به‌زودی
‫یه خواهر یا برادر جدید بهت بدم.

00:13:51.720 --> 00:13:53.720
‫بس کن،‌ ذهن پاک و معصومم رو آلوده کردی!

00:13:55.440 --> 00:13:58.020
‫ببخشید که خیلی سروصدا می‌کنیم.

00:13:58.020 --> 00:14:01.220
‫نه، این نشون می‌ده خانواده‌ی صمیمی‌ای هستید. بهش غبطه می‌خورم.

00:14:02.130 --> 00:14:03.580
‫ممنونم.

00:14:03.580 --> 00:14:07.800
‫ولی شارلوت-چان تو هم واسه‌مون مثل دخترمونی.

00:14:07.800 --> 00:14:10.590
‫می‌تونی «مامان» یا «ماما» صدام بزنی-

00:14:09.550 --> 00:14:11.240
‫یه‌بار بس بود، لازم نیست دوباره انجامش بدیم!

00:14:11.240 --> 00:14:14.190
‫بگذریم، بیاید درمورد خواهر کوچیک شارلوت صحبت کنیم.

00:14:14.190 --> 00:14:15.610
‫دقیقاً چی شده؟

00:14:17.490 --> 00:14:21.660
‫اون الان... خارج از کشورش توی مدرسه ما مشغول به تحصیله.

00:14:21.660 --> 00:14:22.680
‫چی؟

00:14:22.680 --> 00:14:25.240
‫از قرار معلوم بحرانی برای خانواده اوانز پیش اومده،

00:14:25.240 --> 00:14:29.910
‫برای همین تاوقتی که خودشون با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنن،
‫اون به بهانه‌ی تحصیل خارج از کشور به اینجا پناه آورده.

00:14:29.910 --> 00:14:33.140
‫این داستان رایجی برای بچه‌ی یه خونه‌ی اشرافیه.

00:14:33.470 --> 00:14:35.600
‫این اتفاق مربوط به چه زمانیه؟

00:14:35.600 --> 00:14:37.040
‫سه‌ماه پیش.

00:14:37.040 --> 00:14:40.410
‫پس چرا زودتر راجع‌بهش بهمون نگفتی؟

00:14:40.810 --> 00:14:43.440
‫از یه هویت جعلی استفاده کرده بود.

00:14:43.440 --> 00:14:46.900
‫همین تازگی‌ها فهمیدیم خواهر کوچیک شارلوته.

00:14:47.420 --> 00:14:51.650
‫فرار کردن شارلوت از کشور
‫اتفاقی بود که همه ازش خبردار شدن.

00:14:52.260 --> 00:14:55.400
‫گمونم جای تعجب نداره که خواهرش
‫سعی کرده هویت واقعی‌ش رو مخفی کنه.

00:14:55.910 --> 00:15:00.030
‫ولی تو فقط به‌خاطر خبردار شدن از جریان ناتالیا
‫نبود که باهام تماس گرفتی، درست می‌گم؟

00:15:00.030 --> 00:15:01.100
‫همین‌طوره.

00:15:01.100 --> 00:15:05.660
‌‫اخیراً، داخل مدرسه کشمکش‌های بین جناح‌ها شدت گرفتن.

00:15:05.660 --> 00:15:08.540
‫آه، کمی پیش توی بندر شاهد یه جروبحث بودیم.

00:15:08.790 --> 00:15:10.840
‫از وضعیت کنونی مدرسه خبر دارم.

00:15:10.840 --> 00:15:13.800
‫ولی این چه ربطی به ناتالیا داره؟

00:15:14.160 --> 00:15:17.300
‫نکنه پای ناتالیا به وسطش کشیده شده...؟

00:15:17.620 --> 00:15:20.400
‫شاید اگه نشونش بدیم سریع‌تر متوجه قضیه می‌شید.

00:15:20.960 --> 00:15:21.750
- ‫اروکا.
- ‫چشم.

00:15:25.610 --> 00:15:27.990
‫این آینه‌ی خاطره‌انگیزی‌ـه،

00:15:27.990 --> 00:15:30.490
‫یه شیء جادویی که می‌تونه مکان دیگه‌ای رو نشون‌مون بده.

00:15:39.110 --> 00:15:40.290
‫ناتالیا!

00:15:40.290 --> 00:15:42.570
‫این خواهر کوچیک شارلوته...

00:15:45.890 --> 00:15:46.840
‫صبر کن بینم!

00:15:47.110 --> 00:15:48.990
‫اون‌ها دیگه کی‌ان؟!

00:15:48.990 --> 00:15:51.520
‫ناتالیا... حالش خوبه؟

00:15:51.520 --> 00:15:53.580
‫اگه ببینید متوجه می‌شید.

00:15:54.000 --> 00:15:55.740
‫چطور می‌تونی انقدر خونسرد باشی؟!

00:15:55.740 --> 00:15:57.220
‫بیخیال، خودم می‌رم و-

00:16:01.600 --> 00:16:03.620
‫می‌شه لطفاً وقتم رو تلف نکنی.

00:16:05.900 --> 00:16:09.740
‫فکر می‌کردم بهت دستور دادم بری نون یاکی‌سوبا بگیری.

00:16:09.740 --> 00:16:10.400
- ‫هـــــــــا؟
- ‫هــــــــه؟

00:16:11.620 --> 00:16:13.110
‫معذرت می‌خوام، خانم رئیس!

00:16:13.110 --> 00:16:15.230
‫بوفه نون یاکی‌سوبا رو قبل این‌که برسم تموم کرده بود...

00:16:15.600 --> 00:16:17.790
‫حتی از پس چندتا کار کوچیک هم برنمیای.

00:16:17.790 --> 00:16:19.490
‫اون بدنت فقط واسه نمایشه؟

00:16:19.490 --> 00:16:22.070
‫خانم رئیس، لطفاً عصبانی نشید...

00:16:22.070 --> 00:16:23.610
‫عوضش این رو گرفتیم، پس...

00:16:23.610 --> 00:16:25.760
‫این نون کروکت اتفاقاً خیلی‌خوبه.

00:16:26.090 --> 00:16:28.460
‫چه... خبره؟

00:16:28.460 --> 00:16:31.520
‫از وقتی که ناتالیا عضوی از ما شده، سه‌ماه می‌گذره.

00:16:31.520 --> 00:16:34.330
‫رشدش سرعتی داشته که به‌ندرت توی تاریخ دیده شده،

00:16:34.330 --> 00:16:38.770
‫و الان به‌عنوان بالاترین رتبه میون جناح‌ها،
‫حرف اول رو توی مدرسه می‌زنه.

00:16:38.770 --> 00:16:39.850
‫هــــــــــا؟!

00:16:39.850 --> 00:16:43.570
‫می‌تونستیم وضعیت موجود رو با اعمال زور سروسامون بدیم،

00:16:43.570 --> 00:16:46.770
‫ولی می‌خوایم دانش‌آموزان‌مون
‫با خیالی راحت و آسودگی خاطر آموزش ببینن.

00:16:46.770 --> 00:16:51.480
‫تو خودت هم قبلاً خرابکار بودی،
‫پس مطمئنم می‌تونی باهاش کنار بیای.

00:16:51.480 --> 00:16:53.700
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی؟

00:16:53.700 --> 00:16:57.290
‫من با این فکر که خطری خواهر کوچیک شارلوت
‫رو تهدید می‌کنه، با عجله خودم رو اینجا رسوندم...

00:16:57.290 --> 00:17:00.100
‫و ــ وای، حالا چیکار کنم، آلن-سان؟!

00:17:00.100 --> 00:17:03.780
‫الان ناتالیا یه دختر بده!

00:17:03.780 --> 00:17:07.370
‫حقیقتش، اونقدرا هم بد نیست.

00:17:07.370 --> 00:17:08.300
‫ببین.

00:17:08.660 --> 00:17:12.740
‫قول می‌دم دفعه بعد براتون یه نون
‫یاکی‌سوبا بگیرم، پس لطفاً ازم بگذرید!

00:17:12.740 --> 00:17:14.790
‫آه، این هم از باقی پول‌تون.

00:17:15.120 --> 00:17:17.070
‫بمونه برا خودت.

00:17:17.050 --> 00:17:17.600
‫چی؟

00:17:17.600 --> 00:17:19.720
‫ولی 30تا سکه‌ی نقره‌ست!

00:17:19.720 --> 00:17:21.310
‫فکر نکنم بتونم این‌همه رو قبول کنم.

00:17:21.610 --> 00:17:24.890
‫فکر کردی نمی‌دونم توی شغل نیمه‌وقتت
‫شیفت‌های زیادی کار می‌کنی

00:17:24.890 --> 00:17:27.490
‫تا به خانواده‌ات پول بفرستی؟

00:17:28.240 --> 00:17:32.140
‫اگه نتونم پادوهام رو تأمین کنم که
‫نمی‌تونم اسم خانم رئیس رو روی خودم بذارم.

00:17:32.140 --> 00:17:34.070
‫پس، لطفاً نگه‌ش دار.

00:17:34.500 --> 00:17:35.760
- ‫خ‍ـ ــ خانم رئیس!
- ‫خیلی ممنونم!

00:17:37.200 --> 00:17:40.040
‫تا آخر عمرم رو صرف جبران محبت شما می‌کنم!

00:17:39.460 --> 00:17:40.840
- ‫خوش‌ به حالت.
- ‫درود به خانم رئیس‌مون.

00:17:42.310 --> 00:17:45.610
‫همون‌طور که می‌بینی، احترامش توی مدرسه بالاست.

00:17:45.610 --> 00:17:48.080
‫الحق که خواهر کوچیک شارلوته.

00:17:48.080 --> 00:17:49.120
‫خداروشکر.

00:17:49.120 --> 00:17:51.940
‫از لحاظ مهربونی اصلاً فرق نکرده.

00:17:51.940 --> 00:17:56.680
‫شارلوت-ساما، خواهر کوچیک‌تون توی خونه هم همین‌طوری بود؟

00:17:57.200 --> 00:17:58.930
‫نه به‌‌هیچ‌وجه.

00:17:59.470 --> 00:18:02.540
‫قبلاً هیچ‌وقت دست به این‌کارها نمی‌زد.

00:18:02.540 --> 00:18:05.040
‫این جریان رو به اطلاع خانواده‌ش رسوندی؟

00:18:05.040 --> 00:18:06.470
‫معلومه.

00:18:06.470 --> 00:18:09.240
‫ولی انگار اوضاع خانواده‌شم خیلی آشفته بود...

00:18:09.950 --> 00:18:15.090
‫یه دختر اشرافی نازپرورده به یه جزیره‌ی دورافتاده
‫فرستاده شده و مورد بی‌توجهی والدینش قرار گرفته...

00:18:15.090 --> 00:18:16.980
‫مسلماً بچه‌ی شروری می‌شه.

00:18:17.310 --> 00:18:22.250
‫یعنی تقصیر منه که ناتالیا این‌جوری تغییر کرده؟

00:18:22.250 --> 00:18:26.610
‫متأسفانه باید بگم، ممکنه که یکی از چندین دلایل مختلف بوده باشه.

00:18:28.620 --> 00:18:31.640
‫خب حالا، عمو. می‌خوای چیکار کنی؟

00:18:31.640 --> 00:18:35.250
‫مدرسه به آزادی دانش‌آموزان احترام قائله.

00:18:35.250 --> 00:18:37.870
‫ولی اون دیگه از حد گذشته.

00:18:38.450 --> 00:18:43.710
‫می‌تونی متقاعدش کنی تا یه‌کم دست نگه‌داره و
‫با جدیت بیشتری توی کلاس‌ها شرکت کنه؟

00:18:44.140 --> 00:18:46.400
‫به‌خاطر خواهرم عذر می‌خوام.

00:18:46.780 --> 00:18:51.650
‫اون فقط داره شیطنت می‌کنه، پس واسه من
‫فرقی نمی‌کنه اگه کاری به کارش نداشته باشیم، ولی...

00:18:52.590 --> 00:18:55.520
‫چاره‌ای نیست. گمونم من تو این موضوع کارکشته‌ به حساب میام.

00:18:55.780 --> 00:18:58.520
‫سروکله‌زدن با خرابکارها رو بسپر به من!

00:18:58.520 --> 00:18:59.840
‫آلن-سان!

00:18:59.840 --> 00:19:01.640
‫باریکلا آلن-چان!

00:19:01.640 --> 00:19:03.030
- ‫خیلی قابل‌اطمینانی.
- ‫خوبه!

00:19:04.220 --> 00:19:06.360
‫و تاوقتی دستت تو کاره،

00:19:06.360 --> 00:19:08.670
‫می‌تونی بری مقام مدیریتم رو هم به عهده بگیری...

00:19:08.670 --> 00:19:10.250
‫بشین تا برم!

00:19:11.540 --> 00:19:14.990
‫به‌هرحال، اول سعی می‌کنم با ناتالیا حرف بزنم.

00:19:14.990 --> 00:19:17.240
‫شارلوت، تو می‌خوای چیکار کنی؟

00:19:17.240 --> 00:19:18.560
‫من...

00:19:18.910 --> 00:19:22.050
‫شاید انتخاب عاقلانه این باشه که ببینی جریان چه‌جوری پیش می‌ره.

00:19:22.050 --> 00:19:23.040
‫بله.

00:19:23.040 --> 00:19:29.090
‫ولی اگه خیلی دلت می‌خواد، می‌تونیم بذاریم با هویت مخفی ببینیش.

00:19:29.090 --> 00:19:30.550
‫واقعاً‌ می‌شه؟

00:19:30.550 --> 00:19:32.670
‫با جادوی من، آره.

00:19:32.670 --> 00:19:36.330
‫اما بسته به این‌که چه‌طور پیش می‌ره، ممکنه برات دردناک باشه.

00:19:36.330 --> 00:19:37.830
‫هنوزم می‌خوای ببینیش؟

00:19:38.220 --> 00:19:41.930
‫من براش... جز یه چندبار کتاب خوندن،

00:19:41.930 --> 00:19:45.230
‫هیچ‌کاری رو که یه خواهر بزرگ‌تر باید انجام بده نکردم...

00:19:45.230 --> 00:19:50.010
‫اما اون بازم «نه-ساما» صدام می‌زد.

00:19:50.560 --> 00:19:55.030
‫اون تنها خاطره‌ی خوشیه که من از اون خونه دارم.

00:19:55.500 --> 00:19:58.000
‫اگه الان فرار کنم، تا آخر عمرم حسرتشو می‌خورم.

00:19:58.530 --> 00:20:01.340
‫پس لطفاً بذارید ناتالیا رو ببینم!

00:20:01.660 --> 00:20:03.600
‫خیلی‌خب، کاملاً‌ موافقم!

00:20:03.600 --> 00:20:06.500
‫آخ‌جون! سلام دادن به خواهر کوچیک مامان!

00:20:06.500 --> 00:20:11.110
‫ترس به دل‌تون راه ندید، شارلوت-ساما، چرا که ما پیش‌تون هستیم.

00:20:11.510 --> 00:20:12.850
‫بچه‌ها...

00:20:12.850 --> 00:20:16.430
‫عمو، بی‌زحمت یه کارت شناسایی جعلی برای شارلوت جور کن.

00:20:16.430 --> 00:20:19.200
‫قراره باهام به‌عنوان همکارم به مدرسه نفوذ کنه!

00:20:19.200 --> 00:20:20.840
‫هیچ ایرادی نداره.

00:20:20.840 --> 00:20:24.110
‫داداش، این مثل یه شیطنت قانونی می‌مونه!

00:20:24.110 --> 00:20:26.540
‫ولی واسه امروز دیگه داره دیر می‌شه،

00:20:26.540 --> 00:20:28.610
‫پس بهتره فردا این بحث رو ادامه بدیم، باشه؟

00:20:28.610 --> 00:20:30.510
‫آره، راست می‌گی.

00:20:30.510 --> 00:20:34.340
‫ما نزدیک اینجا یه محل اقامت ترتیب دیدیم، پس فعلاً رفع زحمت می‌کنیم-

00:20:34.340 --> 00:20:35.620
‫چی داری می‌گی؟

00:20:35.620 --> 00:20:38.780
‫مشخصاً ما برای همه‌تون اتاق آماده کردیم.

00:20:38.780 --> 00:20:41.430
‫ولی... مطمئنم شارلوت از این‌که تو خونه‌ی یکی دیگه بمونه

00:20:41.430 --> 00:20:44.150
‫احساس راحتی نمی‌کنه... مگه نه؟

00:20:44.820 --> 00:20:45.670
‫دیدی؟

00:20:45.670 --> 00:20:48.380
‫شارلوت-چان می‌گه می‌خواد همین‌جا بمونه!

00:20:48.380 --> 00:20:50.120
‫هیچ حرفی نزده!

00:20:50.120 --> 00:20:53.020
‫شنیدی که می‌گن، «سکوت نشانه رضایته.»

00:20:53.020 --> 00:20:54.900
‫تاحالا نشنیدم!

00:20:54.900 --> 00:20:57.800
‫ضمناً، اگه به فکر امنیت شارلوت-چان باشی،

00:20:57.800 --> 00:20:59.390
‫این خونه بهترین انتخابه،‌ مگه نه؟

00:20:59.390 --> 00:21:01.980
‫حرفش منطقیه.

00:21:03.770 --> 00:21:05.190
‫خب، پس قطعی شد!

00:21:05.190 --> 00:21:07.400
‫براتون اتاق آماده می‌کنم!

00:21:07.770 --> 00:21:10.790
‫حس بدی نسبت بهش دارم...

00:21:12.380 --> 00:21:14.410
‫این هم از اتاق شما!

00:21:14.770 --> 00:21:17.150
‫هی، چرا فقط یه تخت هست؟!

00:21:17.150 --> 00:21:19.360
‫شما دوتا که توی رابطه‌اید، این‌طور نیست؟

00:21:19.360 --> 00:21:21.360
‫پس مسلماً رو یه تخت می‌خوابید، مگه نه؟

00:21:21.360 --> 00:21:22.670
‫خب، راستش...

00:21:22.950 --> 00:21:27.680
‫نکنه دروغ گفتی که باهم توی رابطه‌اید، ها؟

00:21:27.680 --> 00:21:30.190
‫ا ــ البته که نه...

00:21:30.400 --> 00:21:33.560
‫اگه آلن-چان بهم دروغ گفته باشه،

00:21:33.560 --> 00:21:36.440
‫انقدر دلخور می‌شم که نمی‌دونم ممکنه دست به چه کاری بزنم.

00:21:36.440 --> 00:21:38.690
‫غ‍ـ ـــ غیرممکنه دروغ بگم-

00:21:38.690 --> 00:21:41.700
‫خوبه! پس خواب‌های خوب ببینید!

00:21:44.280 --> 00:21:47.320
‫ا ــ این وضعیت خیلی خطری‌ایه...

00:21:47.600 --> 00:21:48.980
‫آلن-سان...

00:21:48.980 --> 00:21:50.820
‫ج‍ـ ــ جانم...؟

00:21:51.430 --> 00:21:54.150
‫فردا باید صبح زود بیدار شیم، پس...

00:21:54.150 --> 00:21:55.820
‫می‌تونیم بریم رو تخت؟

00:21:55.840 --> 00:22:02.840
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.950 --> 00:23:32.850
‫زوج خیلی معصومی‌ان، موافقی؟

00:23:32.850 --> 00:23:35.290
‫آلن-چان حسابی دست‌وپاشو گم کرده بود.

00:23:35.290 --> 00:23:37.320
‫قسمت بعدی، «تجدید دیدار شیطنت‌آمیز.»

00:23:35.350 --> 00:23:40.050
- قسمت بعدی -
شیطنت‌آمیز تجدید دیدار

00:23:37.320 --> 00:23:39.320
‫بیا بریم رو تخت تا شروع‌مون رو به یاد بیاریم.

00:23:39.320 --> 00:23:40.110
‫عــــــــــه!