﻿WEBVTT

00:00:04.990 --> 00:00:07.780
‫وقتی که غیرمعمول زیادی تکرار میشه،
‫تبدیل میشه به معمول.

00:00:09.580 --> 00:00:14.030
‫ما شاهد آبروریزی اون هستیم
‫اونم به دفعات یکسان از ذهن هیولا.

00:00:15.710 --> 00:00:19.190
‫توکیشیکو، اون
‫جادوی منجمدسازی خودت رو تموم کن.

00:00:19.980 --> 00:00:21.030
‫توکیشیکو؟

00:00:21.710 --> 00:00:23.140
‫کمکم کن....

00:00:23.140 --> 00:00:26.300
‫نمیتونم دوباره اون
‫بخشی از قدرتمون بدونم!

00:00:26.300 --> 00:00:27.620
‫ای هیولای لعنتی!

00:00:28.550 --> 00:00:31.420
‫چطور جرئت میکنی آبروی بازنده رو ببری!

00:00:31.420 --> 00:00:32.670
‫- با حالت جنونم له‌ات میکنم!

00:00:32.670 --> 00:00:33.270
‫- هاناباتا!
‫- با حالت جنونم له‌ات میکنم!

00:00:33.270 --> 00:00:36.390
‫وایسا، وایسا، وایسا، ازش استفاده نکن!

00:00:37.520 --> 00:00:40.970
‫آماده شو تا بیام بترکونمت!

00:00:40.990 --> 00:01:00.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:23.810 --> 00:02:27.080
‫درکل، من به تنهایی در تمام طول زمان کار کردم.

00:02:27.080 --> 00:02:28.580
‫اما میدونی.....

00:02:29.020 --> 00:02:32.080
‫باور داشتم که، کم کمش،
‫بقیه بتونن کمکی کنن.....

00:02:32.430 --> 00:02:35.080
‫....کمک به کمبودهای بقیه
‫با همکاری.

00:02:35.470 --> 00:02:37.280
‫انگار که اشتباه کردم.

00:02:37.280 --> 00:02:40.590
‫وقتی آدمای زیادی به گروهم اضافه میشن
‫وظیفه و رنج و عذاب منم زیاد میشه.

00:02:41.090 --> 00:02:45.410
‫منظورم اینکه، راستش حس میکنم
‫شما دشمن واقعی هستید.

00:02:45.410 --> 00:02:46.590
‫چقدر بد.

00:02:46.590 --> 00:02:51.650
‫م-من کارم احیا هستش،
‫پس حمله به هیولاها باید کار شماها باشه.

00:02:51.650 --> 00:02:54.250
‫بازم تو باید بتونی
‫از خودت دفاع کنی.

00:02:54.250 --> 00:02:56.590
‫وگرنه من باید کلاً
‫روی نجات دادن تو تمرکز کنم.

00:02:56.590 --> 00:02:59.500
‫نمیخوام پز بدم که کارم خوبه، اما....

00:02:59.500 --> 00:03:02.690
‫منم با هیولاها خوب مبارزه میکنم، باشه؟

00:03:02.690 --> 00:03:06.000
‫اگه طرف مبارزه تو فقط با هیولاها باشه،
‫من دیگه شکایتی ندارم.

00:03:08.620 --> 00:03:13.030
‫میدونی، موقع مبارزه با هیولاها من خیلی
‫میترسم و بعدش پاهام از کار می‌افتن.

00:03:13.030 --> 00:03:14.780
‫تو اونقدرها هم حساس نیستی.

00:03:14.780 --> 00:03:15.960
‫چقدر بد.

00:03:15.960 --> 00:03:20.460
‫ببخشید که همیشه سرعتتون رو کم میکنم....

00:03:21.080 --> 00:03:22.960
‫فردا بیشتر تلاش میکنم.

00:03:22.960 --> 00:03:25.590
‫نه، همتون برای فردا مرخصید.

00:03:26.000 --> 00:03:27.090
‫چی!؟ امکان نداره!

00:03:27.090 --> 00:03:28.960
‫من هنوزم کلی انرژی دارم.

00:03:28.960 --> 00:03:31.590
‫هیتاموکی پر از شجاعت و مقاومت!

00:03:31.590 --> 00:03:33.060
‫انرژی کجاست؟

00:03:34.370 --> 00:03:38.380
‫اینم برای تو که
‫ واسه پنج روز پشت سرهم میجنگی.

00:03:39.240 --> 00:03:41.220
‫تو باید کسی باشی که
‫بیشترین استراحت رو بگیره.

00:03:41.220 --> 00:03:42.720
‫کی....

00:03:43.110 --> 00:03:46.210
‫خب.... شما چهارتا برید یه جایی
‫و با همدیگه خوش بگذرونید و بازی کنید.

00:03:46.210 --> 00:03:47.280
‫بازی؟

00:03:47.280 --> 00:03:50.580
‫درسته، منم میخوام با شما بیشتر صمیمی بشم.

00:03:50.910 --> 00:03:53.080
‫خب..... ولی.....

00:03:53.080 --> 00:03:56.080
‫اگه هنوزم میخواید هر طور شده کار کنید.....

00:03:56.900 --> 00:03:59.910
‫پس واسه تنبیه که دیروز نیومدی،
‫توکیشیکو تو مجبوری که با من بیای.

00:03:59.910 --> 00:04:01.340
‫دخترا، بزنید بریم!

00:04:01.340 --> 00:04:06.280
‫آخرین بار کی بود که
‫با دوستام رفتم بیرون!؟

00:04:06.280 --> 00:04:08.300
‫چیزی نگو که برات
‫متاسف بشم.

00:04:08.860 --> 00:04:11.270
‫- خیلی خب، همه این بعد از ظهر توی پاساژ جمع میشیم.
‫- من مرخصی رو برای یه دلیل خوبی پیشنهاد کردم

00:04:11.270 --> 00:04:12.430
‫- باشه
‫ - من مرخصی رو برای یه دلیل خوبی پیشنهاد کردم

00:04:12.430 --> 00:04:12.870
‫- حله
‫ - من مرخصی رو برای یه دلیل خوبی پیشنهاد کردم

00:04:12.870 --> 00:04:13.410
‫- حله
‫ - اما کسی که قراره استراحت کنه،

00:04:13.410 --> 00:04:14.440
‫- حتماً!
‫ - اما کسی که قراره استراحت کنه،

00:04:14.440 --> 00:04:15.940
‫هم فیزیکی و هم ذهنی،

00:04:15.940 --> 00:04:18.490
‫تو این مرخصی،
‫کسی نیست جز من.

00:04:24.030 --> 00:04:25.900
‫هانا!

00:04:25.900 --> 00:04:28.390
‫سلام، هیتاموکی.
‫میبینم که مثل همیشه زود اومدی.

00:04:28.760 --> 00:04:30.490
‫سلام، هانا!

00:04:30.490 --> 00:04:33.630
‫خیلی منتظر این روز بودم
‫و یک ساعت زود رسیدم.

00:04:34.250 --> 00:04:35.660
‫واقعاً هم.

00:04:35.660 --> 00:04:38.700
‫راستش من میخواستم از
‫دیروز تا حالا همینجا منتظر بمونم.

00:04:38.700 --> 00:04:41.920
‫اگه انقدر منتظر بودی،
‫بهم فشار میاد....

00:04:41.920 --> 00:04:45.170
‫هانا، چه لباس قشنگی پوشیدی!

00:04:45.490 --> 00:04:47.230
‫خیلی بهت میاد!

00:04:47.230 --> 00:04:49.430
‫و-واقعاً؟ ممنون.

00:04:49.870 --> 00:04:55.430
‫به هر حال، تو هم عجب
‫لباس بازی پوشیدی....

00:04:55.430 --> 00:04:59.890
‫جایی که من ازش میام،
‫همه اینو تو تربیت بدنی میپوشن.

00:04:59.890 --> 00:05:01.550
‫یعنی راستی راستی خود مدرسه گفته که اینو بپوشید؟

00:05:01.550 --> 00:05:05.440
‫این لباس قیمت مناسبی داره و
‫بیشتر از اینا حرکت توش خیلی راحته.

00:05:05.440 --> 00:05:08.310
‫اصلاً هیچ چیزی نیست که مانع
‫حرکتت بشه.

00:05:08.310 --> 00:05:13.690
‫ده دست ازشون دارم، برای وقتایی که مرخصی هستم،
‫تو اتاقم و وقتایی که میرم بیرون.

00:05:13.690 --> 00:05:16.420
‫راستشو بخوای این تمام چیزیه که تو کمدم است.

00:05:16.420 --> 00:05:18.690
‫بریم یکم لباس بخریم!

00:05:18.690 --> 00:05:21.820
‫الان میخوایم بریم واسه خرید لباس!؟
‫نمیتونم صبر کنم.

00:05:21.820 --> 00:05:25.450
‫اما تو از این استان
‫گورین که نیستی، درسته؟

00:05:25.830 --> 00:05:26.560
‫نه!

00:05:26.560 --> 00:05:29.080
‫من از استان همسایه بورو اومدم،
‫و تنهایی زندگی میکنم.

00:05:29.390 --> 00:05:31.330
‫تو این موقع جوونی تنها زندگی میکنی....

00:05:31.330 --> 00:05:33.350
‫هیتاموکی، تو واقعاً دختر قوی‌ای هستی.

00:05:33.350 --> 00:05:35.850
‫هانا، تو از من قویتری.

00:05:36.140 --> 00:05:40.730
‫عجبا.... من واقعاً دوست ندارم
‫که لباس زننده بپوشم.

00:05:40.730 --> 00:05:42.480
‫بقیه رو اینجوری گروهبندی نکن.

00:05:42.480 --> 00:05:47.110
‫لباس تو هم خیلی قشنگه!
‫خیلی پر زرق و برقه.

00:05:47.110 --> 00:05:49.810
‫ممنونم!
‫مال تو که خیلی زننده هست.

00:05:49.810 --> 00:05:50.990
‫چه توپ سریعی....

00:05:50.990 --> 00:05:53.670
‫یعنی اینقدر عجیبه؟

00:05:53.670 --> 00:05:59.250
‫اما من اسمم رو روی پیرهنم نوشتم
‫تا وقتی که گم شد مشکلی نداشته باشم.

00:05:59.540 --> 00:06:03.660
‫فک نکنم برگرده بهت حتی اگه
‫کسی بفهمه که این مال توئه.

00:06:04.200 --> 00:06:05.890
‫فقط میدنا نیومده، درسته؟

00:06:05.890 --> 00:06:08.950
‫اونم یه دانش‌آموزه حین
‫اینکه یه محافظ هم هست، درسته؟

00:06:08.950 --> 00:06:11.020
‫کلی منتظر بودید، نه؟

00:06:11.020 --> 00:06:11.830
‫مایده!

00:06:19.520 --> 00:06:21.630
‫حالا فهمیدید؟

00:06:21.630 --> 00:06:24.180
‫این یه جمع سالم دخترونه هست!

00:06:24.180 --> 00:06:26.640
‫جایی برای نگرانی نیست!

00:06:27.760 --> 00:06:29.320
‫اینطور به نظر میاد.

00:06:29.320 --> 00:06:32.020
‫اما لطفاً، کاری نکن که جوگیر بشی.

00:06:32.300 --> 00:06:35.420
‫لطفاً میانه‌روی کن مثل یه فرشته.

00:06:36.940 --> 00:06:39.990
‫بلاخره اون اعضای
‫شورای دانش‌آموزی ولم کردن...

00:06:39.990 --> 00:06:44.000
‫تو گفتی که اجازه گرفتن برای
‫ بیرون رفتن واسه کار شخصی سخته، درست میگم؟

00:06:44.310 --> 00:06:48.080
‫اینم از فوئنیزاسکان،
‫چه حس ارزش عجیبی.

00:06:48.080 --> 00:06:50.000
‫اون یه محافظ پونزده ساله
‫با انتظارات ویژه هست.

00:06:50.000 --> 00:06:53.370
‫مدرسه میخواد با احتیاط
‫تمام حواسش به اون باشه.

00:06:53.370 --> 00:06:54.250
‫پس بریم دیگه.

00:06:54.250 --> 00:06:55.230
‫حتماً!

00:06:58.770 --> 00:07:00.370
‫راستی، خانمک،

00:07:00.370 --> 00:07:04.260
‫اونجا بهت گفتن "فرشته" ها
‫ قضیه چیه؟

00:07:04.260 --> 00:07:08.620
‫یه دختر نابغه از مدرسه
‫میتونه یه همچین اسمی بگیره؟

00:07:09.380 --> 00:07:12.990
‫حتماً به خاطر اینکه
‫اون مثل یه فرشته بامزه هست.

00:07:12.990 --> 00:07:16.500
‫میفهمم!
‫میدنا یه دوشیزه هست.

00:07:16.500 --> 00:07:18.910
‫خدایا، اگه اینجایید که اذیتم کنید،
‫من میرم خونه!

00:07:18.910 --> 00:07:21.910
‫تو هم شبیه یه احمقی!
‫حتماً داری منو مسخره میکنی.

00:07:22.660 --> 00:07:24.670
‫آروم باش، پرنسس.

00:07:24.670 --> 00:07:26.670
‫نمیشه که همین الان بری.

00:07:26.670 --> 00:07:30.290
‫ما اینجا به تو نیاز داریم،
‫تا بتونی تو همه چیز تعادل برقرار کنی.

00:07:30.290 --> 00:07:34.750
‫صبر کن ببینم. دقیقاً منو برای برقراری
‫چه تعادلی لازم دارید؟

00:07:38.180 --> 00:07:41.310
‫کیکورو، اینم از اسنادی که خواسته بودی.

00:07:41.600 --> 00:07:43.230
‫خیلی ممنونم، خانم انومه.

00:07:43.230 --> 00:07:45.310
‫یه چیزی هست که ذهنمو مشغول کرده.

00:07:45.600 --> 00:07:50.810
‫تعداد مرگ و میر محافظان در استان،
‫طی ماه گذشته از این قراره: 17 مرد و 9 زن.

00:07:51.270 --> 00:07:56.430
‫بی‌احتیاطیه که بگم "البته"،
‫اما زنان بازم بین کشته‌ها هستن، درسته؟

00:07:56.430 --> 00:07:58.240
‫اتفاقی افتاده؟

00:07:58.580 --> 00:08:01.750
‫حس عجیبی داشتم وقتی که فهمیدم
‫هیولاها چجوری دربرابر دخترا مبارزه میکردن.

00:08:02.770 --> 00:08:07.690
‫به خصوص، گرایش عجیبشون به هیتاموکی باورنکردنیه.
‫تازشم اصلاً حملات مرگباری هم نداشتن.

00:08:07.690 --> 00:08:09.320
‫اه...

00:08:09.320 --> 00:08:11.290
‫درکل، خاک بر سری.

00:08:11.290 --> 00:08:12.750
‫اونا فقط باهاش کارای خاک بر سری انجام میدادن.

00:08:13.380 --> 00:08:16.240
‫البته این فقط دیدگاه
‫یه آدمه

00:08:16.240 --> 00:08:17.620
‫اما کلی لیس و مکش این جور چیزا بود....

00:08:17.980 --> 00:08:20.850
‫مثل اینکه هیتاموکی براشون بیشتر شبیه غذا بود،
‫تا یه جفت برای تولیدمثل.

00:08:20.850 --> 00:08:26.130
‫هیولاها با مانا زنده هستن، یه نیروی جادویی
‫که تو گیاهان و موجودات زنده هست.

00:08:26.130 --> 00:08:30.140
‫اونا به مردم حمله میکنن برای گرفتن مانا
‫از گوشت مردم و مایعات بدن مردم.

00:08:30.140 --> 00:08:32.720
‫اینکه اونا حاضرن وقتی
‫که داره مقاومت میکنه.....

00:08:32.720 --> 00:08:35.640
‫.....مانا رو ازش بگیرن
‫و همزمان زنده نگهش دارن یعنی....

00:08:35.640 --> 00:08:38.140
‫مانای اون از بقیه بهتره.

00:08:38.570 --> 00:08:40.990
‫و اونا نمیخوان فقط با یه
‫مرگ سریع کارشو تموم کنن.

00:08:40.990 --> 00:08:42.570
‫باید همین باشه.

00:08:42.570 --> 00:08:45.750
‫اما اصلاً چیزی به اسم
‫مانای کیفیت خوب و بد وجود داره؟

00:08:46.050 --> 00:08:50.620
‫اما وقتی که فکرشو میکنم که چه کارایی که باهاش نکردن،
‫ میتونه درست باشه....

00:08:50.620 --> 00:08:55.350
‫بازم، نباید به این دلخوش کنم که
‫احتمال مرگ وجود نداره.

00:08:56.760 --> 00:08:57.910
‫ببخشید.

00:08:57.910 --> 00:09:02.380
‫اما خب راستش، شما واقعاً نگران
‫دخترای جدید هستید، مگه نه؟

00:09:05.250 --> 00:09:09.260
‫از اجتماعی شدن خوشم نمیاد،
‫اما به ارتباطات نیاز دارم،

00:09:09.520 --> 00:09:14.010
‫و بازم دارم فکر اینو میکنم که تو 
‫آخر هفته‌ها وقتیکه میگم دارم از شغلم استعفا میدم....

00:09:14.010 --> 00:09:15.650
‫دارم خودمو نقض میکنم، مگه نه؟

00:09:17.690 --> 00:09:21.660
‫برای مردم غیرمعمول نیست که
‫رفتارشون با چیزی که فکر میکنن فرق داشته باشه.

00:09:21.660 --> 00:09:25.620
‫چون که اینکار ضدطبیعتت نیست.

00:09:27.330 --> 00:09:28.250
‫اما بازم....

00:09:28.250 --> 00:09:29.870
‫اگه تا نیمه راه فقط برم،

00:09:29.870 --> 00:09:33.530
‫توکیشیکو بهم میگه "کلاهبردار انصرافی" هر
‫موقع که میگم میخوام استعفا بدم.

00:09:33.530 --> 00:09:36.250
‫نمیدونم از چی نگرانی؟

00:09:43.120 --> 00:09:45.040
‫دهنم آب شد!

00:09:45.040 --> 00:09:46.470
‫میگم که خیلی خوبه!

00:09:46.470 --> 00:09:49.050
‫هانا، تو معمولاً به اینجا میای؟

00:09:49.300 --> 00:09:51.670
‫آره، من همیشه با توکیشیکو به اینجا میام.

00:09:51.670 --> 00:09:54.610
‫کل زمان رو داشتیم راجب کیک‌ها حرف میزدیم.

00:09:54.610 --> 00:09:58.070
‫وقتی یه گروه دختر اینجوری با هم هستن معلومه که
‫ راجبش حرف میزنن.

00:09:58.070 --> 00:09:58.860
‫این؟

00:09:58.860 --> 00:09:59.920
‫چجوره؟

00:10:02.830 --> 00:10:04.900
‫داست-ان-عاشق-انه.

00:10:05.250 --> 00:10:08.280
‫میخوام راجب زندگی عاشقی شما بدونم.

00:10:10.050 --> 00:10:13.420
‫زندگی عاشقی....
‫من خیلی تجربه ندارم.

00:10:13.420 --> 00:10:15.710
‫میدونی که خونواده من چقدر سختگیرن، درسته؟

00:10:15.710 --> 00:10:19.090
‫تازه کلی چشم هستن که امروز دنبال منن.

00:10:21.630 --> 00:10:26.720
‫منم همینطور! امکان نداره که یکی مثل
‫من که از فوئنیزاسکان اومده با کسی تو رابطه باشه.

00:10:26.720 --> 00:10:29.720
‫زندگی منم پر از تمرین
‫بوده دیگه.....

00:10:29.720 --> 00:10:32.730
‫من کلاً تو خونه
‫بودم پس منم مثل شمام.

00:10:33.020 --> 00:10:34.850
‫پس، اصلاً چرا این بحث رو شروع کردی؟

00:10:37.300 --> 00:10:40.520
‫جوونی تو به نظر بدون مزه هست، نه؟

00:10:40.840 --> 00:10:44.510
‫نمیشه به استاد بخندیم واسه اینکه
‫دوست دختر میخواد سعی داره استعفا بده.

00:10:44.510 --> 00:10:46.270
‫میخواد استعفا بده!؟

00:10:46.270 --> 00:10:47.400
‫کی میدونه؟

00:10:47.400 --> 00:10:51.610
‫وقتی که همینجوری به تاخیر بندازه،
‫یه جورایی میشه "کلاهبردار انصرافی" مگه نه؟

00:10:52.230 --> 00:10:55.370
‫میتونه با یکی از ما وارد رابطه بشه، درسته؟

00:10:56.080 --> 00:10:58.110
‫چی!؟ چی داری-

00:10:58.110 --> 00:10:59.710
‫سلام، استاد؟

00:10:59.710 --> 00:11:01.870
‫هی، یه سوالی داشتم.

00:11:02.350 --> 00:11:05.320
‫اگه قرار بود یکی از ما رو برای رابطه
‫عاشقونه انتخاب کنی، انتخابت چی بود؟

00:11:05.320 --> 00:11:06.380
‫انتخاب من خانم انومه هست.

00:11:06.380 --> 00:11:07.290
‫اون توی لیست نیست.

00:11:08.490 --> 00:11:10.340
‫خب، فک نکنم که بشه ازش ببریم.

00:11:11.550 --> 00:11:13.050
‫چی!؟ صبر کن چی شد!؟

00:11:13.290 --> 00:11:15.750
‫چرا یهویی اسمم رو گفتی؟

00:11:15.750 --> 00:11:18.390
‫یه ورد جادوی برای
‫بستن دهن هر زنی هست.

00:11:18.390 --> 00:11:19.880
‫چی شد!؟

00:11:21.070 --> 00:11:23.830
‫از همگی شما ممنونم!

00:11:24.230 --> 00:11:25.370
‫تو گیلد میبینمتون.

00:11:25.370 --> 00:11:26.650
‫خداحافظ!

00:11:28.010 --> 00:11:30.400
‫خورشید خیلی سریع غروب کردش!

00:11:30.780 --> 00:11:34.000
‫گشتن با بقیه خیلی خوش گذشت.

00:11:34.000 --> 00:11:36.370
‫شاید بهتره از استاد بخوایم
‫تا دفعه بعد هم با ما بیاد....

00:11:38.590 --> 00:11:40.410
‫بوی استاد همین اطرافه!

00:11:44.070 --> 00:11:52.070
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:11:53.230 --> 00:11:54.480
‫ببخشید!

00:11:54.480 --> 00:11:56.480
‫سریع از روی من بلند شو!

00:11:57.350 --> 00:12:00.340
‫همیشه راجش فکر کردم،
‫اما اون خیلی حساسه.

00:12:00.340 --> 00:12:05.110
‫اما تا حالا انقدر بهش
‫نزدیک نشده بودم.

00:12:05.110 --> 00:12:07.450
‫تازه بوی خیلی خوبی هم میده!

00:12:07.450 --> 00:12:09.770
‫خیلی هم نرمه!
‫ چه رونای بزرگی هم داره!

00:12:10.080 --> 00:12:15.200
‫بوی، گل و میوه و خورشید میاد،
‫که با صابون فرق داره.

00:12:15.510 --> 00:12:19.370
‫یه رایحه لطیف و دلنشین
‫انگار که توی طبیعت هستم.

00:12:20.370 --> 00:12:21.580
‫صبر کن، این که نیست!

00:12:21.580 --> 00:12:24.420
‫دور من گوشت طبیعی هست،
‫نه خود طبیعت.

00:12:24.420 --> 00:12:26.820
‫بد شدش!
‫حس عجیبی دارم!

00:12:26.820 --> 00:12:29.290
‫یعنی این کار مانای اونه!؟

00:12:32.780 --> 00:12:38.030
‫فهمیدم، تو همیشه با خودت
‫چاقو همراه داری درسته...

00:12:40.020 --> 00:12:41.300
‫درسته! چاقو!

00:12:41.300 --> 00:12:43.850
‫خطرناکه، پس خیلی تکون نخور!

00:12:43.850 --> 00:12:45.690
‫خواهش میکنم!
‫تکون نخور!

00:12:46.880 --> 00:12:49.950
‫خب، جیغ نزن....

00:12:50.660 --> 00:12:52.280
‫الان تو رو جابه جا میکنم.

00:12:52.790 --> 00:12:54.200
‫ببخشید....

00:13:11.220 --> 00:13:14.090
‫هی، میدونم دقیقاً چی تو ذهنتون هست.

00:13:15.170 --> 00:13:17.550
‫تو دادگاه میبینمت.

00:13:17.550 --> 00:13:18.880
‫اعتماد اونا به من: صفر

00:13:18.880 --> 00:13:21.250
‫باید به خاطر فصل
‫صمیمی شدن بهشون ملحق میشدم.

00:13:23.670 --> 00:13:25.460
‫گیلد غیراخلاقی

00:13:31.830 --> 00:13:35.270
‫ببخشید که یهویی ازت
‫خواستم تا جای من واسه پاسخگویی بشینی.

00:13:35.580 --> 00:13:37.900
‫اوه، مشکلی نیست.

00:13:37.900 --> 00:13:39.760
‫به سلامت!

00:13:41.110 --> 00:13:43.500
‫بعد از اینکه کیکورو بهم راجب هیولاها گفت،

00:13:43.500 --> 00:13:46.370
‫تصمیم گرفتم که قضیه رو بررسی کنم.

00:13:46.370 --> 00:13:50.000
‫معلوم نیست که چی میشه....

00:13:50.000 --> 00:13:53.980
‫کی، خانم انومه اجازه داره
‫تا وارد منطقه خطری بشه؟

00:13:53.980 --> 00:13:56.970
‫تا وقتی که اون مجوز داره
‫و یه محافظ هم کنارش هست، اجازه داره.

00:13:56.970 --> 00:14:01.870
‫کم پیش میاد تا از کیکورو
‫بخوام تا منو واسه بررسی‌های بوم‌شناسی اسکورت کنه.

00:14:01.870 --> 00:14:03.510
‫نمیدونستم!

00:14:03.510 --> 00:14:08.190
‫من فقط میتونم از جادوی ساده
‫و بدون کپی رایت استفاده کنم، پس....

00:14:08.190 --> 00:14:13.190
‫امروز کار تو اینکه ما رو از هیولاهای
‫قوی دور کنی و با اونایی که ضعیفن مبارزه کنی.

00:14:13.190 --> 00:14:15.120
‫با فداکاری تمام تلاشمو میکنم.

00:14:17.640 --> 00:14:20.360
‫تا حالا بیشتر هیولاهای
‫داخل جنگل رو دیدیم.

00:14:20.360 --> 00:14:21.840
‫پس میتونی بوی اونا رو حس کنی، درسته؟

00:14:21.840 --> 00:14:22.620
‫بله!

00:14:22.620 --> 00:14:24.370
‫ما با هیولاهای زیادی روبه رو شدیم.

00:14:24.370 --> 00:14:25.500
‫ما با هیولاهای زیادی روبه رو شدیم.

00:14:26.530 --> 00:14:28.690
‫هیولاهای....خیلی زیاد...

00:14:31.580 --> 00:14:34.250
‫اصلاً چجور تجربه وحشتناکی 
‫تا حالا اون داشته....؟

00:14:36.500 --> 00:14:38.500
‫هی، راجب بررسی امروز....

00:14:38.880 --> 00:14:43.800
‫ما قراره کارای خاک بر سری
‫هیولاها رو بررسی کنیم دیگه؟

00:14:44.160 --> 00:14:45.800
‫چطوری این کارو بکنیم...؟

00:14:45.800 --> 00:14:46.910
‫ساده است.

00:14:46.910 --> 00:14:49.500
‫میتونیم فقط هیتاموکی رو تقدیمشون کنیم.

00:14:49.500 --> 00:14:50.980
‫این دیگه خیلی دیوونگیه!

00:14:51.580 --> 00:14:53.270
‫خواهش میکنم فکر بد نکن!

00:14:53.270 --> 00:14:56.250
‫قرار نیست که دست و پاش رو ببندیم،
‫و ولش کنیم به عنوان طعمه.

00:14:56.250 --> 00:14:59.650
‫اون همیشه با جدیت میجنگه، می‌بازه
‫و توسط هیولاها اذیت میشه.

00:14:59.650 --> 00:15:00.620
‫چییییی!؟

00:15:00.950 --> 00:15:03.100
‫ما فقط داریم بهت نشون میدیم که کار ما معمولاً چیه.

00:15:03.100 --> 00:15:06.250
‫این تراژدی وحشتناک رو
‫طوری نگو که انگار عین خیالت هم نیست.

00:15:06.550 --> 00:15:10.620
‫پس، هیتاموکی کمک زیادی نمیکنه؟

00:15:10.940 --> 00:15:14.710
‫اگه قرار بود که از بین چهارتا
‫دختر جدید یکی رو انتخاب کنم برای همکار مبارزه

00:15:14.710 --> 00:15:17.600
‫اون شاید بهترین
‫انتخاب باشه.

00:15:17.600 --> 00:15:18.630
‫واقعاً؟

00:15:18.890 --> 00:15:22.820
‫من مهاجم اصلی هستم،
‫پس من به مهمات احتیاج ندارم.

00:15:22.820 --> 00:15:27.850
‫اصولاً تیراندازی میکنم و خیلی زخمی نمیشم،
‫پس به احیا کننده هم نیازی ندارم.

00:15:27.850 --> 00:15:30.010
‫البته، به یه کاشف نظامی نیاز دارم.

00:15:30.010 --> 00:15:32.090
‫و این مهارت رو نمیتونم ازش تقلید کنم.

00:15:33.020 --> 00:15:33.610
‫خلاصه که مثل یه شکارچی و سگ شکاری خودش.

00:15:33.610 --> 00:15:35.270
‫خلاصه که مثل یه شکارچی و سگ شکاری خودش.

00:15:35.270 --> 00:15:36.160
‫هاپ هاپ!

00:15:36.160 --> 00:15:38.870
‫از شنیدنش خیلی احساس خوبی ندارم....

00:15:38.870 --> 00:15:42.260
‫و شاید به نظر بیاد که چلمن باشه.

00:15:42.260 --> 00:15:45.230
‫اما اون همیشه حواسش به دور و برش هست.

00:15:45.230 --> 00:15:47.160
‫تازه، اون استقامت داره
‫و هیچوقت غر نمیزنه.

00:15:47.530 --> 00:15:50.660
‫اگه اون واقعاً بی‌عرضه بود،
‫خیلی وقت پیشا ازش ناامید میشدم.

00:15:50.890 --> 00:15:52.950
‫فهمیدم. پس عالیه که.

00:15:55.250 --> 00:15:59.970
‫خانم انومه، کی! فک کنم
‫این نزدیکیا یه گربه ریشه هست، پس مراقب باش-

00:16:00.670 --> 00:16:02.070
‫هیتاموکی!؟

00:16:02.070 --> 00:16:06.320
‫وقتی که اون همیشه حواسش به دور و برش هست،
‫هیچوقت حواسش به خودش نیست.

00:16:06.320 --> 00:16:08.640
‫و همینه که همیشه مرگباره.

00:16:08.640 --> 00:16:09.980
‫صحیح....

00:16:11.370 --> 00:16:13.630
‫یعنی اینو یه هیولا حفر کرده؟

00:16:14.110 --> 00:16:16.610
‫کی، یه چیزی داره میاد این طرف!

00:16:16.610 --> 00:16:18.110
‫اما نمیتونم بوش کنم.

00:16:18.110 --> 00:16:20.150
‫هیتاموکی، از اونجا بیا بیرون!

00:16:22.870 --> 00:16:23.950
‫یه مار!؟

00:16:23.950 --> 00:16:26.210
‫پس این سوراخیه که مار هومیلی کنده!؟

00:16:26.210 --> 00:16:28.210
‫بوش رو نمیتونه از زیرزمین حس کنه.

00:16:29.000 --> 00:16:31.340
‫هول نشو!
‫سمی نیست!

00:16:31.340 --> 00:16:35.000
‫پس فقط تحملش میکنم و بعد
‫خفه‌اش میکنم اگه گازم گرفت.

00:16:35.000 --> 00:16:36.340
‫با اینکه سمی نیست.

00:16:37.070 --> 00:16:38.610
‫دوتا سر داره!

00:16:39.550 --> 00:16:41.250
‫صب کن، چی!؟

00:16:43.720 --> 00:16:45.970
‫اونجا نرو!

00:16:46.980 --> 00:16:50.230
‫دور بدنم داره میچرخه
‫با پوست لغزنده خودش.....

00:16:52.140 --> 00:16:56.240
‫چی فک میکنی خانم انومه؟
‫رفتار هیولا عجیب نیست؟

00:16:56.240 --> 00:16:57.610
‫چی!؟ چطور آروم هستی؟

00:16:57.610 --> 00:17:00.330
‫کیکورو!
‫ باید بهش کمک کنیم.

00:17:00.330 --> 00:17:02.920
‫اما انیجاست که باید بررسی کنیم.

00:17:02.920 --> 00:17:06.020
‫ما تازه فهمیدیم که هیولا داره
‫رفتار به خصوصی از خودش نشون میده.

00:17:06.020 --> 00:17:06.950
‫تحقیقات تمومه!

00:17:07.380 --> 00:17:10.710
‫خیلی خب،
‫همونجایی که هستی بمون، خانم انومه.

00:17:14.460 --> 00:17:15.710
‫یکی دیگه!؟

00:17:21.910 --> 00:17:22.890
‫کیکو-!

00:17:23.340 --> 00:17:26.500
‫اگه صداش بزنم،
‫نمیتونه هیتاموکی رو نجات بده....

00:17:26.500 --> 00:17:29.200
‫حمله یه مار هومیلی 
‫اینجوریه که دور طعمه خودش میپیچه.

00:17:29.200 --> 00:17:31.960
‫حالت تدافعی میگیرم و
‫یکم زمان میخرم.

00:17:31.960 --> 00:17:33.060
‫خنثی سازی!

00:17:33.730 --> 00:17:35.560
‫اون ورد میخونه!؟

00:17:45.570 --> 00:17:46.490
‫سکه‌ها!؟

00:17:46.490 --> 00:17:47.660
‫لطفاً اینو قبول کنید.

00:17:47.660 --> 00:17:49.230
‫بذارش کنار!

00:17:50.660 --> 00:17:53.420
‫هی...چرا؟

00:17:53.420 --> 00:17:56.790
‫من فقط یه کوچولو
‫جادو تو خودم دارم....

00:17:57.510 --> 00:18:01.710
‫اما، حالا که فکرشو میکنم، هیتاموکی
‫هم یه جادوگر نیست...

00:18:02.040 --> 00:18:05.720
‫بسته شده و اونم لخت....

00:18:05.720 --> 00:18:08.550
‫این تجربه وحشتناک
‫یه چیز روزانه برای توئه...؟

00:18:08.920 --> 00:18:12.690
‫متاسفم که نفهمیدم....

00:18:12.980 --> 00:18:16.190
‫تو اولین همکار من بودی که
‫تا حالا لخت شدی!

00:18:16.530 --> 00:18:19.060
‫فکر کردم که بیشتر این مسخره بازیا
‫داره برام عادی میشه.

00:18:19.060 --> 00:18:22.100
‫اما لختش هم منو میترسونه!

00:18:22.100 --> 00:18:24.950
‫تازه، اونم مال
‫خود خانم انومه!

00:18:25.880 --> 00:18:27.450
‫نمیدونم کجا رو نگاه نگاه کنم.

00:18:27.450 --> 00:18:29.420
‫کی-کیکورو....

00:18:29.420 --> 00:18:29.950
‫بله!؟

00:18:30.320 --> 00:18:33.780
‫میشه یه چیز خودخواهانه بگم؟

00:18:33.780 --> 00:18:34.570
‫بگو!

00:18:35.000 --> 00:18:36.960
‫همینجوری واینستا،
‫کمکم کن.

00:18:37.640 --> 00:18:38.510
‫باشه....

00:18:41.770 --> 00:18:43.580
‫آ-آم....

00:18:43.580 --> 00:18:46.480
‫شاید دستم بهت بخوره،
‫وقتی که دارم اینا رو برمیدارم.

00:18:46.480 --> 00:18:48.000
‫نگران نباش.

00:18:48.000 --> 00:18:50.470
‫چون میدونم که تو نیتت پاکه.

00:18:50.470 --> 00:18:54.820
‫البته، من پسری هستم که واسه
‫یه ثانیه هم چشمش از سینه دور نمیشه.

00:18:54.820 --> 00:18:56.850
‫پس، منو بب-ببخشید.

00:18:58.700 --> 00:18:59.730
‫خیلی نرمه!

00:19:00.050 --> 00:19:03.660
‫یه چیز نرم و مرطوب
‫در کف دستان من

00:19:03.660 --> 00:19:06.230
‫و کل احساسش رو تا
‫نوک انگشتانم حس میشه

00:19:06.230 --> 00:19:10.190
‫یک ناله دلنوازی
‫که خفه است و بدون آوازی....

00:19:10.190 --> 00:19:13.160
‫رایحه و جذابیت یه بزرگسال
‫که منطقم را میکند بیکار

00:19:13.160 --> 00:19:14.450
‫من چیم، یه شاعر؟

00:19:14.450 --> 00:19:17.180
‫چطور شد شعری رو سرودم
‫که تا حالا اصلاً به کلماتش هم فکر نکردم؟

00:19:17.780 --> 00:19:19.020
‫اما بله.....

00:19:19.020 --> 00:19:22.210
‫قوی‌ترین نظر اینکه....

00:19:22.630 --> 00:19:24.530
‫خیلی با لجن فرق داره!

00:19:24.530 --> 00:19:27.720
‫کیکورو، چرا گریه میکنی؟

00:19:28.990 --> 00:19:32.510
‫میخواستم حواسم به خودم باشه
‫تا مشکلی برای شما درست نکنم.

00:19:32.770 --> 00:19:34.190
‫بازم ممنونم.

00:19:34.190 --> 00:19:36.090
‫سپاسگزارم-

00:19:36.090 --> 00:19:38.580
‫یعنی، بخیالش.

00:19:39.760 --> 00:19:42.710
‫علی رغم همه اینا،
‫من اصلاً صدمه ندیدم.

00:19:42.710 --> 00:19:45.530
‫واقعاً قصد حمله به من
‫رو نداشت.

00:19:45.530 --> 00:19:48.770
‫هرچند، فک کنم، چیزی
‫خیلی ارزشمند رو از دست دادم.

00:19:49.160 --> 00:19:50.770
‫صب کن، پس هیتاموکی چی شد؟

00:19:56.840 --> 00:19:58.610
‫اینم از هیتاموکی!

00:19:58.610 --> 00:20:01.420
‫وقتی یکی از اون طرف، لخت میشه
‫تو هم همینطور.

00:20:01.420 --> 00:20:04.920
‫تو این وضعیت، تو
‫حتی نمیخندی.

00:20:05.850 --> 00:20:08.540
‫هی، چرا واسه کمک داد نزدی؟

00:20:09.190 --> 00:20:13.280
‫باید اولش خانم انومه رو نجات میدادی.....

00:20:13.280 --> 00:20:15.910
‫....وگرنه من نمیتونستم ازت کمک بخوام....

00:20:17.580 --> 00:20:20.490
‫خدایا.
‫یادم رفت که تو اینجور آدمی هستی.

00:20:20.940 --> 00:20:22.990
‫خب، هیتاموکی.

00:20:22.990 --> 00:20:25.810
‫فقط یه مشکل راجب
‫نجات دادنت هست.

00:20:26.630 --> 00:20:28.540
‫اشکالی نداره اگه دستم
‫بخوره بهت. ازم که شکایت نمیکنی به خاطر تج-

00:20:28.540 --> 00:20:30.270
‫نمیکنم!

00:20:33.360 --> 00:20:33.950
‫خانم انومه!

00:20:34.570 --> 00:20:36.660
‫شما بخش پاسخگویی،
‫گیلد رو سپردی به اشینه؟

00:20:36.660 --> 00:20:37.910
‫اشینه؟

00:20:38.260 --> 00:20:40.260
‫اوه، برگشتید!

00:20:40.780 --> 00:20:43.330
‫اشینه، ممنونم که
‫مراقب گیلد بودی.

00:20:44.330 --> 00:20:46.630
‫همه چی امروز خوب پیش رفت.

00:20:46.630 --> 00:20:48.630
‫ها؟ پیرهنت رو عوض کردی؟

00:20:48.630 --> 00:20:51.000
‫ب-بله....خب....

00:20:51.000 --> 00:20:52.820
‫چه دختر بانمکی.

00:20:52.820 --> 00:20:54.810
‫مامانی، کار امروزت چطور بود؟

00:20:56.890 --> 00:20:58.880
‫مامان!؟

00:20:59.530 --> 00:21:01.690
‫هیتاموکی، بذار تو رو بهش معرفی کنم.

00:21:01.690 --> 00:21:03.690
‫اون دخترمه، اشینه.

00:21:03.690 --> 00:21:05.190
‫خوشبختم.

00:21:05.190 --> 00:21:08.100
‫خانم انومه، شما چند سالتونه؟

00:21:08.100 --> 00:21:10.060
‫سی و یک.

00:21:10.060 --> 00:21:13.950
‫کیکورو، یه هفته گذشته
‫دلم برات تنگ شده بود.

00:21:13.950 --> 00:21:15.750
‫خوبه میبینم مثل همیشه سرحالی.

00:21:15.750 --> 00:21:19.540
‫دونستن سن خانم انومه،
‫و اینکه اون یه بچه داره،

00:21:19.540 --> 00:21:21.960
‫بابت همه اینا شوکه شدم.

00:21:22.320 --> 00:21:24.980
‫بابای ما هنوز فوت نکرده،

00:21:24.980 --> 00:21:27.460
‫پس من باید با مامانی بحث کنم....

00:21:27.460 --> 00:21:29.180
‫خ-خب، بله اون هنوز هستش،

00:21:29.180 --> 00:21:31.690
‫اما اینطور نیست که ما از هم جدا شدیم
‫محض اطلاع.....

00:21:31.690 --> 00:21:34.580
‫اون مرد خائن بد
‫دیگه باید رفته باشه....

00:21:34.580 --> 00:21:36.470
‫حتی صورتش رو هم یادم نیست!

00:21:36.830 --> 00:21:40.590
‫به نظر شما یه خونواده
‫با مشکلی هستید...

00:21:40.930 --> 00:21:43.230
‫اما مشکل اصلی الان اینکه....

00:21:43.230 --> 00:21:46.230
‫....درسته که نمیتونم کاری راجبش بکنم.

00:21:46.230 --> 00:21:49.900
‫تا حالا داشتم با یه خانم متاهل
‫اونم موقعی که شوهرش نیست، ور میرفتم.

00:21:50.160 --> 00:21:53.160
‫چه لذت تلخی امروز دارم حس میکنم...

00:21:53.610 --> 00:21:54.660
‫حس میکنم خیلی....

00:21:55.950 --> 00:21:57.140
‫بی‌غیرتم.

00:22:00.390 --> 00:22:02.210
‫این قسمت ادامه دارد.

00:23:33.580 --> 00:23:36.910
‫از آخرین باری که تجربه‌اش رو داشتم دوازده سال میگذره.

00:23:36.910 --> 00:23:39.200
‫دیگه خیلی بهش عادت ندارم....

00:23:39.200 --> 00:23:42.980
‫خیلی اون موفع هم ناله نمیکردم، درسته؟

00:00:40.970 --> 00:00:42.020
<i>‫مسیری به عشق</i>

00:02:21.990 --> 00:02:23.810
<i>‫شهر میبوکی</i>

00:02:23.810 --> 00:02:28.580
<i>‫بیاید با هم بازی کنیم</i>

00:04:19.830 --> 00:04:22.060
<i>‫هیتاموکی</i>

00:05:29.080 --> 00:05:33.350
<i>‫تاموکی</i>

00:07:21.910 --> 00:07:22.660
<i>‫شوک</i>

00:10:35.050 --> 00:10:36.170
<i>‫فین</i>

00:10:46.270 --> 00:10:47.400
<i>‫استاد</i>

00:11:07.290 --> 00:11:08.040
<i>‫فین</i>

00:13:28.360 --> 00:13:31.830
<i>‫تو اولین منی</i>

00:13:43.500 --> 00:13:50.000
<i>‫جنگل میبوکی</i>

00:14:22.620 --> 00:14:24.370
<i>‫خرگوش زیپی - لجن</i>

00:14:24.370 --> 00:14:25.500
<i>‫خرس شیری - گراز دیوانه - گربه ریشه‌ای</i>

00:14:29.710 --> 00:14:31.370
<i>‫طعم شکست بوی همون
‫رو هم همراه خودش آورد</i>

00:15:33.610 --> 00:15:38.870
<i>‫ شکارچی - سگ شکاری</i>

00:16:22.870 --> 00:16:23.950
<i>‫ یه مار هومیلی ظاهر شد</i>

00:20:30.270 --> 00:20:30.740
<i>‫به جلو ادامه بده - برگرد به شهر</i>

00:20:30.740 --> 00:20:31.950
<i>‫به جلو ادامه بده - برگرد به شهر</i>

00:20:31.950 --> 00:20:33.950
<i>‫جنگل میبوکی</i>

00:21:01.690 --> 00:21:05.190
دختر انومه
اشینه

00:22:00.390 --> 00:22:03.530
<i>‫ادامه</i>

00:22:03.550 --> 00:22:13.550
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.300 --> 00:23:49.940
<i>‫قسمت بعد: دکتر قتل
‫سیاه و سفید</i>