﻿WEBVTT

00:01:51.250 --> 00:01:54.120
‫حس میکنم یه قرن گذشته از وقتی که از این استفاده کردم.

00:01:54.120 --> 00:01:59.120
‫از وقتی که با اونا آشنا شدم، دفعاتی که
‫پریدم تو میدون مبارزه زیادتر شده.

00:01:59.120 --> 00:02:02.290
‫میترسم که شاید تیرهام بهشون بخوره....

00:02:02.730 --> 00:02:05.540
‫از وقتی که ماموریت رو شروع کردیم
‫ده تا از اونا رو از پا در آوردیم...

00:02:06.310 --> 00:02:09.560
‫سرعتمون هم مثل قبله،
‫همراه با حس اکتشاف هیتاموکی در کنار ما.

00:02:10.820 --> 00:02:13.390
‫این دختر الف نوما رونه هست.

00:02:13.390 --> 00:02:17.000
‫اون محافظیه که هیتاموکی
‫و بقیه رو از عنکبوت مقاوم نجات داد.

00:02:17.000 --> 00:02:20.610
‫و گفتش که میخواد از تجربیات ما
‫استفاده کنه، پس اونم با ما اومد.

00:02:23.530 --> 00:02:26.460
‫این مهارت تقلیدش خیلی سخته....

00:02:26.460 --> 00:02:29.030
‫اما باید به روش خودم
‫یه جوری اینو یاد بگیرم.

00:02:29.520 --> 00:02:32.330
‫میخواستم مراقبش باشم
‫بعد از اینکه ماموریت رو شروع کردیم.

00:02:32.330 --> 00:02:35.530
‫اما نمیشه که انتظار
‫داشته باشم اینجا شق القمر اتفاق بیا‌فته.

00:02:35.970 --> 00:02:40.210
‫مطمئنم که اونم
‫بمبای خودش رو داره (اینجا منظورم از بمب غافلگیری خطرناکه)

00:02:41.650 --> 00:02:43.960
‫گفتی که میخوای
‫از تجربیات ما استفاده کنی.

00:02:44.220 --> 00:02:46.340
‫اما اعضای گروه خودت که هستن، درسته!؟

00:02:46.340 --> 00:02:48.520
‫اونا فقط خیلی واسه مبارزه خوب نیستن،

00:02:48.520 --> 00:02:51.840
‫اما راستش اونا محافظای کارکشته هستن
‫که از من چندتا پیرهن بیشتر پاره کردن.

00:02:52.110 --> 00:02:57.110
‫آره، اما اون سنلیک و یوه
‫از شهر میبوکی رفتن....

00:02:57.110 --> 00:02:57.840
‫ها!؟

00:02:57.840 --> 00:03:00.400
‫همینکه اونا منو ول کردن
‫و برگشتن به شهر....

00:03:00.400 --> 00:03:03.560
‫و اینکه تو عنکبوت مقاوم رو شکست دادی،
‫علی رغم اینکه تو رو مسخره کردن،

00:03:03.560 --> 00:03:05.580
‫حتماً غرورشون رو نابود کرده.....

00:03:06.050 --> 00:03:07.680
‫بهت قول میدیم، نوما!

00:03:07.680 --> 00:03:10.310
‫ما از اون قوی‌تر میشیم!

00:03:10.310 --> 00:03:13.080
‫و کسایی میشیم که
‫میتونن ازت مراقبت کنن!

00:03:13.710 --> 00:03:16.150
‫اونا برای تمرینات
‫رفتن یه جایی خارج از شهر....

00:03:16.170 --> 00:03:21.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:21.360 --> 00:03:22.430
‫چرا...

00:03:22.430 --> 00:03:25.340
‫محافظان این شهر
‫دارن کمتر و کمتر میشن....

00:03:26.180 --> 00:03:27.770
‫معنی این چیه!؟

00:03:28.360 --> 00:03:29.590
‫چرا!؟

00:03:29.590 --> 00:03:33.380
‫چرا دنبال یه جانشین نیستن!؟
‫چرا اینقدر خودخواهن؟

00:03:33.380 --> 00:03:36.120
‫چرا تو این دنیا فقط
‫کسایی که زندگی رو جدی گرفتن،

00:03:36.120 --> 00:03:37.840
‫همیشه براشون گرون تموم میشه!؟

00:03:38.160 --> 00:03:39.780
‫ک-کی کون!

00:03:39.780 --> 00:03:43.360
‫تو شهر تمام تلاشمو میکنم،
‫غمت نباشه!

00:03:47.110 --> 00:03:49.870
‫بازم، توانایی اکتشاف تو
‫خیلی باحاله، هیتاموکی!

00:03:49.870 --> 00:03:52.370
‫تعداد اتفاقات بد
‫توی این ماموریت خیلی پایین میاد!

00:03:52.370 --> 00:03:54.710
‫خوشحالم که میتونم کمک کنم!

00:03:55.750 --> 00:04:00.780
‫صدای مارهای هومیلی رو
‫از زیرزمین میشنوم، پس مراقب باش!

00:04:00.780 --> 00:04:01.460
‫باشه....

00:04:05.410 --> 00:04:08.090
‫چی!؟ میدونستی اونجا
‫یه سوراخه؟ اما چجوری!؟

00:04:08.090 --> 00:04:10.630
‫اون اصلاً حواسش به خودش نیست!

00:04:13.800 --> 00:04:16.880
‫لطفاً بذارید ......برمممممممم.

00:04:16.880 --> 00:04:18.050
‫هیتاموکی!

00:04:19.340 --> 00:04:21.180
‫سر دیگه اومد....!

00:04:21.180 --> 00:04:25.180
‫داره خودشو دور
‫اونا میپیچونه، به خاطر همین قیمه قیمه کردنشون سخته.....

00:04:25.180 --> 00:04:28.940
‫مارها خونسردن پس باید
‫نسبت به سرما ضعیف باشن.

00:04:29.630 --> 00:04:30.790
‫جادوی یخ!

00:04:31.240 --> 00:04:32.380
‫کولدوس!

00:04:40.540 --> 00:04:42.290
‫کیکورو، دخلشونو بیار!

00:04:42.290 --> 00:04:43.820
‫ب-باشه!

00:04:47.550 --> 00:04:50.620
‫ممنون....دوباره منو نجات دادی!

00:04:51.640 --> 00:04:53.050
‫ببخشید....

00:04:53.050 --> 00:04:55.820
‫اون جادوی یخ فکر خوبی بود!

00:04:56.560 --> 00:05:01.560
‫تو میتونی همزمان از جادوی سیاه و سفید استفاده کنی!؟
‫چقدر خفن!

00:05:01.560 --> 00:05:05.500
‫اصلاً. نمیتونم وردهای
‫پیچیده رو از هردوتاشون یاد بگیرم!

00:05:05.500 --> 00:05:08.680
‫و مهارتام واقعاً نیمه‌کاره هستن
‫که واسه کارم یه جور کمبود حساب میشه.

00:05:08.970 --> 00:05:11.660
‫به سختی با یه ضربه دخل دشمان رو میارم...

00:05:11.660 --> 00:05:14.810
‫به خاطر همین، ضربه آخر رو میسپارم
‫به یکی دیگه، درست مثل الان....

00:05:15.190 --> 00:05:19.870
‫پس کمبود مهارتای خوبت،
‫نقطه ضعف توئه ها!؟

00:05:21.660 --> 00:05:22.670
‫واقعاً کمه!

00:05:23.140 --> 00:05:26.360
‫به خاطر همینه که باید قوی‌تر بشم....

00:05:26.360 --> 00:05:26.800
‫منظورم این نیست.

00:05:27.290 --> 00:05:29.120
‫میگم که تو نقطه ضعف کمی داری.

00:05:29.560 --> 00:05:30.330
‫ها؟

00:05:30.330 --> 00:05:32.500
‫گوش کن، نوما. نقطه ضعف یعنی....

00:05:32.500 --> 00:05:35.050
‫...وقتی که پاهات یاری میکنن، تو رو بی‌بخار میکنن

00:05:35.050 --> 00:05:36.600
‫....وقتی که به هیولا برمی‌خوری

00:05:36.600 --> 00:05:37.930
‫زمانی که میخوای حمله کنی،

00:05:37.930 --> 00:05:39.690
‫جادوی خودت درست روی هدف نیست.

00:05:40.040 --> 00:05:41.760
‫وقتی که میری تو حالت جنون،

00:05:41.760 --> 00:05:43.270
‫کم میمونه دوستات رو بکشی.

00:05:43.270 --> 00:05:44.870
‫یا وقتی که یهویی میپری وسط مبارزه....

00:05:44.870 --> 00:05:46.610
‫هردفعه هیولاها تو رو له میکنن.

00:05:46.610 --> 00:05:48.730
‫نقطه ضعف یعنی این.

00:05:48.730 --> 00:05:51.760
‫یعنی واقعاً میتونی بهشون بگی محافظ...؟

00:05:51.760 --> 00:05:53.020
‫نظرت چیه، هیتاموکی؟

00:05:53.020 --> 00:05:54.990
‫بله، میشه گفت....

00:05:54.990 --> 00:05:56.250
‫اما....

00:05:56.750 --> 00:05:58.440
‫الان یکم خوشحالم.

00:05:58.440 --> 00:06:03.120
‫اعضای گروه قبلی من هیچوقت
‫نمی‌ذاشتن کاری انجام بدم.....

00:06:03.120 --> 00:06:05.450
‫نوما، یکم برگرد عقب!

00:06:05.450 --> 00:06:08.000
‫نوما، نزدیک من بمون!

00:06:08.580 --> 00:06:09.980
‫نوما، برو عقبتر!

00:06:09.980 --> 00:06:11.330
‫نه، برو پشت من!

00:06:12.230 --> 00:06:15.880
‫ممنونم که منو یک محافظ
‫واقعی حساب کردید.

00:06:17.850 --> 00:06:21.880
‫فک کنم اونا فقط روی تو
‫غیرتی هستن وقتی که نمیذارن هیولایی رو نفله کنی.

00:06:22.220 --> 00:06:25.140
‫اون یکم عزت نفسش پایینه.

00:06:25.140 --> 00:06:27.980
‫اما نقاط ضعفش رو میدونه.

00:06:27.980 --> 00:06:31.770
‫یکم استارحت کنیم تا
‫هیتاموکی نفسش جا بیاد.

00:06:31.770 --> 00:06:34.910
‫سبک مبارزش مثل منه....

00:06:36.110 --> 00:06:37.220
‫مثل من...؟

00:06:39.050 --> 00:06:42.880
‫این حس آرامشی که تا حالا
‫حسش نکردم یعنی چی؟

00:06:43.660 --> 00:06:44.120
‫- هیتاموکی، چیزیت که نشده؟

00:06:44.120 --> 00:06:45.820
‫- هیتاموکی، چیزیت که نشده؟
‫- درسته، اون هیچوقت بی‌احتیاطی نمیکنه.

00:06:45.820 --> 00:06:46.520
‫- حالم خوبه!
‫- درسته، اون هیچوقت بی‌احتیاطی نمیکنه.

00:06:46.520 --> 00:06:47.600
‫- حالم خوبه!
‫- بدون اینکه حواسش پرت بشه

00:06:47.600 --> 00:06:51.420
‫اون همیشه بر اساس مهم‌ترین
‫داخل ذهن عمل میکنه: زنده بمون.

00:06:51.420 --> 00:06:53.170
‫تعلیم اون راحت هست، بدون استرس.

00:06:53.170 --> 00:06:55.120
‫چه اهمیتی داره که اون همه فن‌حریفه.

00:06:55.120 --> 00:06:57.020
‫از نظر من، ترجیح میدم یکی مثل اون کنارم باشه....

00:06:57.020 --> 00:06:58.430
‫...بیشتر از یه مشت متخصص!

00:06:58.690 --> 00:07:02.680
‫میدونی، من داشتم روی چهارتا تازه‌کار کار می‌کردم.

00:07:02.680 --> 00:07:04.790
‫اما چرا فقط نوما هستش که از جعبه نمیاد بیرون؟

00:07:04.790 --> 00:07:06.250
‫چطور میتونه که از زیر این

00:07:06.250 --> 00:07:07.450
‫شانس 20 درصدی بیاد بیرون؟

00:07:07.450 --> 00:07:09.760
‫تا جایی که میتونم تلاش میکنم، اما نوما نمیاد بیرون....

00:07:12.270 --> 00:07:15.240
‫تازشم، این قضیه شاید اونقدرها هم مهم نباشه.

00:07:15.570 --> 00:07:18.430
‫اما ظاهرش و تربیتی که داره...

00:07:18.430 --> 00:07:20.640
‫...یه جورایی منو یاد خانم انومه میندازه.

00:07:21.410 --> 00:07:25.000
‫نه دیگه، این دیگه واسه نقاط قوتش
‫یکم زیادیه...

00:07:25.620 --> 00:07:26.640
‫حالا میگیم....

00:07:27.080 --> 00:07:29.330
‫بله، به طور فرضی،

00:07:30.080 --> 00:07:33.560
‫اگه میتونستم با نوما برم ماموریت،
‫شاید بتونم به این شغل ادامه بدم.

00:07:33.560 --> 00:07:35.300
‫این چیزیه که فکر میکنم.

00:07:39.470 --> 00:07:41.620
‫شاید دوره جوونی منی که خوابشو میدیدم...

00:07:41.620 --> 00:07:43.660
‫....درواقع جلو چشامه؟

00:07:43.660 --> 00:07:44.770
‫کیکورو؟

00:07:45.430 --> 00:07:48.100
‫تو هم کل راه رو جنگیدی،
‫حالت خوبه اصلاً؟

00:07:49.120 --> 00:07:52.110
‫نه، چیز مهمی نیست.

00:07:52.310 --> 00:07:57.560
‫جوابم مثل پسرای راهنماییه.

00:07:57.560 --> 00:08:00.730
‫اما اون دوتا که از شهر بیرون رفتن...

00:08:00.730 --> 00:08:03.170
‫....فقط به خاطر اینکه از تو محافظت کنن....

00:08:03.170 --> 00:08:05.820
‫....حتماً خیلی واسشون
‫عزیزی که این کارو کردن.

00:08:07.130 --> 00:08:11.580
‫خب، یکم حس عجیبی دارم که
‫از یه پسری مثل من محافظت بشه.

00:08:30.430 --> 00:08:32.230
‫یه-یه پسر!؟

00:08:32.620 --> 00:08:34.690
‫میدونستم که اشتباه قضیه رو متوجه میشید.

00:08:34.690 --> 00:08:36.860
‫منم فهمیدم که رفتارت یکم عجیبه ها.

00:08:36.860 --> 00:08:40.310
‫ببخشید!
‫فکر کردم که دختری.

00:08:40.310 --> 00:08:42.020
‫اوه، نیازی نیست.

00:08:42.020 --> 00:08:43.970
‫آخرش، صدام اصلاً بم نیستش دیگه.

00:08:43.970 --> 00:08:47.920
‫اه...فقط صدات؟

00:08:47.920 --> 00:08:50.090
‫خب، بله....

00:08:50.390 --> 00:08:53.780
‫فکرشو کردم که پسر باشه،
‫تازه مثل یه پسر هم حرف میزد.

00:08:56.230 --> 00:08:57.290
‫کی کون؟

00:08:57.290 --> 00:08:58.840
‫من میرم اطراف رو بررسی کنم.

00:09:01.070 --> 00:09:03.220
‫خب که چی اینکه اون پسره؟

00:09:03.220 --> 00:09:05.950
‫اینجوریا نیست که میخواستم
‫یه رابطه عاشقونه رو شروع کنم.

00:09:05.950 --> 00:09:09.190
‫هدفم اینکه با رفتن
‫به دانشگاه، جوونی خودم رو پس بگیرم.

00:09:09.190 --> 00:09:12.730
‫از همون اولشم نوما
‫رو به اون چشم نمیدیدم.

00:09:12.730 --> 00:09:15.480
‫چی؟ اونجا داشتم فکرای
‫عجیب غریبی میکردما.

00:09:15.480 --> 00:09:19.490
‫بیخیال بابا، فقط فکرشو کردم که
‫همکاری با اون خیلی راحتتر از اون چهارتا هست.

00:09:20.870 --> 00:09:22.240
‫اصلاً....

00:09:22.390 --> 00:09:23.740
‫....فکر بد به سرتون راه ندید!(باشه، چشم)

00:09:34.170 --> 00:09:36.550
‫خب، اون یه پسره....

00:09:39.870 --> 00:09:42.050
‫ای، داد! زیادی دور شدم!

00:09:42.050 --> 00:09:43.380
‫چه غلطی کردما؟

00:09:51.980 --> 00:09:53.940
‫ما رو گرفته!

00:09:56.070 --> 00:09:59.110
‫سینه رو نمک...!(راست میگه دیگه)

00:09:59.110 --> 00:10:01.820
‫ازش چیزی بیرون نمیاد!

00:10:05.740 --> 00:10:07.580
‫نه! بسه!

00:10:08.090 --> 00:10:11.780
‫اینجوری نمیتونم وردی بخونم!

00:10:13.550 --> 00:10:17.590
‫اولین باره که با هیولایی
‫غیر از عنکبوت مقاوم رو در رو میشم.

00:10:17.590 --> 00:10:21.190
‫هیچوقت فکرشو نمیکردم
‫میتونه اینقدر دیوث باشه....

00:10:22.020 --> 00:10:26.040
‫وقتی که میخوام خودمو آزاد کنم
‫دوباره منو با زور بیشتر میکشه طرف خودش.

00:10:26.500 --> 00:10:29.240
‫پس فقط از این نیرو استفاده میکنم....

00:10:29.240 --> 00:10:31.450
‫...تا برسم به داخلش...!

00:10:35.550 --> 00:10:40.340
‫دوباره همون آشه و همون کاسه.
‫باید یه کاری کنم...

00:10:40.340 --> 00:10:41.570
‫نه....

00:10:41.570 --> 00:10:44.700
‫اما نمیتونم....قدرتم....

00:10:52.620 --> 00:10:55.620
‫کلکشو کندم،
‫اما نوما رو نمیتونم پیدا کنم.

00:10:55.620 --> 00:10:56.620
‫کجاست؟

00:11:10.500 --> 00:11:12.510
‫اون واقعنی یه پسره؟

00:11:12.710 --> 00:11:14.980
‫وایسا! نوما!

00:11:14.980 --> 00:11:16.130
‫حالت خوبه؟

00:11:16.130 --> 00:11:17.230
‫آره...

00:11:18.870 --> 00:11:21.940
‫میخواستی بری داخلش تا شکشتش بدی؟

00:11:21.940 --> 00:11:25.650
‫میخواستم شرایط رو عوض کنم...

00:11:25.650 --> 00:11:28.570
‫اما بعد از اینکه کارش تموم شد،
‫این وضعیت برام پیش اومد.

00:11:28.910 --> 00:11:31.730
‫آخرش، تو همه چی
‫کارم نصفه میمونه....

00:11:32.580 --> 00:11:35.010
‫هیتاموکی، حتی نتونست شکستش بده!

00:11:35.830 --> 00:11:38.250
‫اما هیتاموکی قدرت اکتشاف خوبی داره!

00:11:38.250 --> 00:11:40.220
‫پس منم میتونم خلافش رو بگم.

00:11:41.000 --> 00:11:43.890
‫تو هیولاها رو نفله میکنی،
‫کاری که هیتاموکی از پسش برنمیاد!

00:11:44.790 --> 00:11:48.950
‫به خاطر این تونایی
‫یکم اعتماد به نفس داشته باش.

00:11:49.390 --> 00:11:51.650
‫من تازه تو رو دیدم،

00:11:51.650 --> 00:11:54.520
‫و مشکلی تو شناختن و
‫گفتن مهارتات به تو رو نداشتم.

00:11:58.250 --> 00:12:01.150
‫ممنونم که گذاشتن امروز با شما بیام.

00:12:01.710 --> 00:12:05.440
‫فک میکنم بهم کمک کرد تا
‫به عنوان یه محافظ شرفم رو پس بگیرم.

00:12:05.630 --> 00:12:06.530
‫صحیح.

00:12:07.230 --> 00:12:10.750
‫نخواستم که زیاد تو
‫راه بقیه باشم.

00:12:10.750 --> 00:12:13.270
‫بعد از اون برای قوی‌تر شدن هول شدم.

00:12:14.050 --> 00:12:16.780
‫اما فقط قدرت بدنی نیستش،

00:12:16.780 --> 00:12:22.090
‫من حتی قدرت همکاری و همفکری
‫با بقیه رو هم فهمیدم.

00:12:22.380 --> 00:12:23.120
‫آره.

00:12:23.590 --> 00:12:28.300
‫منظورم اینکه... الان یه چیزی فهمیدم.

00:12:34.000 --> 00:12:38.850
‫من، خب... دوستای زیادی
‫برای همکاری باهاشون ندارم....

00:12:39.910 --> 00:12:43.730
‫میشه بعضی وقتا،
‫با شما بیام،

00:12:43.730 --> 00:12:47.410
‫...و از راهنمایی‌های شما استفاده کنم؟

00:12:47.890 --> 00:12:49.210
‫کیکورو....

00:12:49.540 --> 00:12:50.840
‫نه....

00:12:50.840 --> 00:12:51.990
‫استاد!

00:12:51.990 --> 00:12:55.400
‫استاد!

00:12:51.990 --> 00:12:55.400
‫استاد!

00:12:58.040 --> 00:13:00.780
‫ببخشید! چیزی دور از ادب گفتم.

00:13:01.440 --> 00:13:03.290
‫راهنمایی من قرار نیست آسون باشه، خب؟

00:13:04.530 --> 00:13:09.580
‫جونمی، نوما!....پسرم!
‫از این به بعد اون با ما میاد.

00:13:09.580 --> 00:13:10.610
‫آره!

00:13:10.610 --> 00:13:15.020
‫فکر بد نکنیدا،
‫من فقط نمیتونم جواب رد به کسی بدم که پیشم میاد.

00:13:17.620 --> 00:13:19.050
‫گیلد غیراخلاقی!

00:13:34.100 --> 00:13:35.500
‫خوش برگشتی.

00:13:35.900 --> 00:13:38.100
‫یه نگاهی به اینجا انداختم.

00:13:38.100 --> 00:13:41.210
‫اما اثری از هیولاهای
‫جنگلی توی دشت نیست.

00:13:41.210 --> 00:13:42.280
‫خیلی خب.

00:13:42.570 --> 00:13:44.650
‫پس، اثری نیست.

00:13:44.650 --> 00:13:47.920
‫هیولاهایی که موقع جنگ من
‫با عنکبوت مقاوم، باهاشون مواجه نشدم...

00:13:47.920 --> 00:13:51.040
‫...به نظر میاد که خونه‌شون رو بردن
‫به بخش دیگه‌ای از جنگل.

00:13:51.040 --> 00:13:53.410
‫اون نقل و انتقالات موقتی بودش،

00:13:53.410 --> 00:13:57.000
‫و تعداد هیولاها دوباره برگشت
‫به حالت عادی، وقتی که دیروز رفته بودم سراغشون.

00:13:57.500 --> 00:14:01.760
‫پس این یعنی که چیز عجیبی توی
‫جنگل یا دشت نیستش، درسته؟

00:14:02.030 --> 00:14:03.910
‫ممنونم، کیکورو.

00:14:03.910 --> 00:14:06.690
‫ببخشید که مجبورت کردم
‫بعد از اون هم درگیر همون ماجرا بشی.

00:14:07.250 --> 00:14:10.890
‫پس این یعنی تمام مشکلات
‫مربوط به عنکبوت مقاوم حل شده؟

00:14:10.890 --> 00:14:13.020
‫کیکورو سان، به خاطر کاراتون ممنونم!

00:14:13.620 --> 00:14:14.520
‫خواهش میکنم.

00:14:15.770 --> 00:14:20.030
‫هنوزم باید بهاون پناهگاهی که 
‫آتیشش زدم یه سر و سامونی بدم.

00:14:20.030 --> 00:14:21.720
‫تا کی باید این کارو بکنم....

00:14:21.720 --> 00:14:23.450
‫....اصلاً کار توکیشیکو بودش که"

00:14:23.450 --> 00:14:24.690
‫بدون اجازه من انجامش داد"؟

00:14:24.690 --> 00:14:26.720
‫هی! میخوای این کارو بکنی!؟

00:14:26.720 --> 00:14:28.000
‫بسه! به اندازه کافی خونسرد بودی!

00:14:28.000 --> 00:14:29.540
‫و تازه نخواستی اونو نقاشی هم کنی!

00:14:29.750 --> 00:14:33.500
‫به هرحال، خودم به تنهایی هم میتونستم،
‫تحقیقات دور این دشت رو انجام یدم،

00:14:33.500 --> 00:14:35.160
‫اما چرا تو هم اومدی؟

00:14:35.940 --> 00:14:36.630
‫کی میدونه؟

00:14:37.040 --> 00:14:40.380
‫کاری بود که از رسومیسو خواستم تا کمکم کنه.

00:14:41.580 --> 00:14:44.110
‫شما واقعاً منو به عنوان دستیار انتخاب کردید!

00:14:44.110 --> 00:14:48.260
‫حس میکنم دیگه از لحاظ اعتباری
‫دیگه از اشینه چان پایین‌تر نیستم.

00:14:48.880 --> 00:14:50.190
‫اینجوریا نیست....

00:14:50.190 --> 00:14:51.160
‫سفر خوش!

00:14:51.160 --> 00:14:54.860
‫اعتبار "خونه‌نشینی" خودت رو از دست دادی.

00:14:56.420 --> 00:14:58.270
‫اوه، اونا اینجان.

00:15:02.960 --> 00:15:05.290
‫بهشون میگن گاوای پیر سنگی.

00:15:05.290 --> 00:15:09.710
‫هیولاهایی که جمجمه‌شون تا آخر
‫عمرشون رشد میکنه.

00:15:09.710 --> 00:15:12.820
‫اگه جمجمه‌شون جلوی چشماشون
‫رو بگیره، براشون خطرناکه.

00:15:12.820 --> 00:15:14.720
‫پس باید اونا رو برداریم.

00:15:16.000 --> 00:15:19.920
‫میتونم یه جمجمه به
‫سفتی سنگ رو بشکنم؟

00:15:20.270 --> 00:15:25.380
‫دور چشماشون خیلی باریکه،
‫پس اگه اینجوری محکم بزنی....

00:15:25.870 --> 00:15:26.530
‫خب؟

00:15:28.190 --> 00:15:32.960
‫از جمجمه شکسته گاو پیر سنگی میشه
‫برای مواد اولیه و ابزار آلات استفاده کرد.

00:15:32.960 --> 00:15:36.240
‫پس میشه بگی یه جور بگیر و ببره؟

00:15:37.270 --> 00:15:39.650
‫نه، نمیتونی...!

00:15:40.260 --> 00:15:43.570
‫شماها بالشتای خودتونو دارید!

00:15:44.400 --> 00:15:46.650
‫نه....بسه!

00:15:48.910 --> 00:15:53.660
‫بدناشون پر از استخون و ماهیچه هست،
‫حتماً احساس زمختی میکنن.

00:15:54.370 --> 00:15:56.670
‫اشیاء نرم براشون
‫خیلی لذت‌بخشه.

00:15:56.920 --> 00:15:58.870
‫خیلی مجذوبش میشن...

00:16:00.500 --> 00:16:03.450
‫شما دوتا مراقب اون باشید، قبوله؟

00:16:04.780 --> 00:16:07.350
‫باید مراقب چی باشم؟

00:16:08.480 --> 00:16:09.350
‫لعنتی!

00:16:10.050 --> 00:16:14.750
‫منم از چیزای نرم خوشم میاد!

00:16:14.750 --> 00:16:16.200
‫چطور جرئت کردن...!

00:16:16.200 --> 00:16:19.700
‫شاید یه مبارز حرفه‌ای
‫بازم یه مرد غم‌انگیزه بی‌چاره هستش.

00:16:19.900 --> 00:16:24.900
‫رسومیسو چان، ازت میخوام که الان کمکم کنی.

00:16:24.900 --> 00:16:27.210
‫اینجوری نمیتونم کار کنم....

00:16:27.210 --> 00:16:28.410
‫اومدم!

00:16:29.460 --> 00:16:32.460
‫هی! بیخیال دیگه! بسه!

00:16:32.970 --> 00:16:36.160
‫یعنی اون واقعاً از اولشم
‫واسه این کار ساخته نشده؟

00:16:46.150 --> 00:16:48.250
‫از توکیشیکو شنیدم.

00:16:48.250 --> 00:16:53.920
‫که پدرت در اومد وقتی که
‫داشتی با اون عنکبوت مقاوم می‌جنگیدی.

00:16:53.920 --> 00:16:55.110
‫اون....

00:16:55.410 --> 00:16:58.860
‫آره، شاید پدرم در اومد....

00:16:59.660 --> 00:17:01.790
‫وقتی که از حضورش برام گفتی،

00:17:01.790 --> 00:17:04.490
‫میدونستم که از همون اولش
‫یه نشونه‌ای هست.

00:17:05.900 --> 00:17:07.520
‫اون هیولای بزرگ....

00:17:07.520 --> 00:17:09.150
‫...نمیتونست که همینجوری سر و کله‌اش پیدا شه.

00:17:09.630 --> 00:17:10.870
‫از وقتی که استاد اون دخترا شدم،

00:17:10.870 --> 00:17:12.530
‫از وقتی که استاد اون دخترا شدم،

00:17:12.530 --> 00:17:13.960
‫هیچوقت نرفتم تو عمق جنگل.

00:17:13.960 --> 00:17:15.500
‫هیچوقت نرفتم تو عمق جنگل.

00:17:15.500 --> 00:17:17.820
‫و همیشه فقط تا نیمه راه بر می‌گشتم به شهر.

00:17:18.170 --> 00:17:22.300
‫در نتیجه، روحم هم
‫خبر نداشت که حضور داره و رشد کرده.

00:17:23.910 --> 00:17:27.520
‫اما مسئولیتش پای اونا نیست.

00:17:27.520 --> 00:17:29.360
‫نه حتی پای تو.

00:17:29.860 --> 00:17:32.220
‫یک بحرانیه که به خاطر بی‌توجهی خودم به وجود اومد.

00:17:32.220 --> 00:17:36.650
‫اون موقع، فقط میخواستم اشتباهم
‫رو جبران کنم.

00:17:37.480 --> 00:17:40.100
‫اگه بهم میگفتید که حواسم نبوده،

00:17:40.100 --> 00:17:43.160
‫پس اون موقع
‫دیگه بیشتر مردم بیخیال بودن.

00:17:44.730 --> 00:17:46.110
‫اینم یه طرفی از شخصیتش!

00:17:46.500 --> 00:17:50.210
‫اگه بتونه به این کارش ادامه بده،
‫اون واقعاً کارش درسته!

00:17:52.420 --> 00:17:55.170
‫آآآآآآآآخخخخخخخخ!

00:18:01.140 --> 00:18:02.610
‫این کارو نکن، رسومیسو چان!

00:18:02.610 --> 00:18:07.800
‫از اونجایی که نمیتونن ببین،
‫شنوایی اونا خیلی حساسه، پس-

00:18:09.640 --> 00:18:10.640
‫انومه سان!

00:18:11.500 --> 00:18:13.150
‫ببخشید....!

00:18:13.150 --> 00:18:14.980
‫مواظب هستم-

00:18:17.810 --> 00:18:20.310
‫آآآآخخخخیش!

00:18:22.490 --> 00:18:23.810
‫یه چرخه ترسناک!

00:18:23.810 --> 00:18:27.780
‫اگه یه چیز نرم داشته باشن، آروم میشن....

00:18:27.780 --> 00:18:32.050
‫بفرما، اینم بالشت شما....
‫به جای مال من از اینا استفاده کنید.

00:18:32.820 --> 00:18:35.570
‫ای بابا! بالشتتون که همینجاست!

00:18:35.570 --> 00:18:39.080
‫خب، لاید اونا یه چیزی
‫بهتر از بالشت جلوشونه پس....

00:18:41.250 --> 00:18:43.080
‫اصلاً....چرا...؟

00:18:43.080 --> 00:18:44.930
‫همه دارن دور من جمع میشن-

00:18:47.670 --> 00:18:48.680
‫نه!

00:18:54.250 --> 00:18:56.730
‫پسش بده-

00:18:59.150 --> 00:19:03.280
‫شما که هیولاهای مؤدبی بودید، درسته!؟....(آره، منم اینو میبینم)

00:19:03.280 --> 00:19:05.770
‫نباید.... این کارو بکنی!

00:19:06.420 --> 00:19:09.340
‫اونا یه نگاهم به یه
‫جفتای ماده خودشون هم نکردن.

00:19:09.340 --> 00:19:12.410
‫به جاش یه راست رفتن
‫سراغ بالشتای بی‌نظیر انومه سان....

00:19:14.320 --> 00:19:16.000
‫حرومزاده‌های خرفت...

00:19:16.720 --> 00:19:20.090
‫حس میکنم که خطرناکن،
‫باید ازشون یه آبگوشت مشتی درست کنم.

00:19:20.090 --> 00:19:22.500
‫رسومیسو چان، با این بهونه شروع میکنیم!

00:19:22.940 --> 00:19:25.070
‫رگ غیرتش جوش آورد!

00:19:25.070 --> 00:19:28.140
‫تازه، اون الانم داره منو
‫شریک جرمش میکنه!

00:19:28.540 --> 00:19:30.500
‫آروم باشید، آقا!

00:19:30.800 --> 00:19:35.050
‫بهشون.... صدمه نزنید....

00:19:36.340 --> 00:19:39.260
‫اونا جز هیولاهای محدودی هستن
‫که میتونن کنار مردم زندگی کنن.

00:19:40.300 --> 00:19:43.550
‫اونا ولم میکنن،
‫وقتی که آروم شدن، فکر کنم ....

00:19:45.000 --> 00:19:46.910
‫حتی اگه اینو بگید،

00:19:46.910 --> 00:19:50.410
‫بازم دارن همون کاری رو
‫میکنن که بقیه هیولاها میکنن...

00:19:50.630 --> 00:19:52.450
‫نمیدونم فرقشون چیه!

00:19:53.560 --> 00:19:56.980
‫اما حالا که داری پز
‫فیگور زنونه خودت رو میدی....

00:19:57.680 --> 00:20:00.710
‫حس میکنم که یکمی 
‫شوق مسابقه دادن پیدا میکنم!

00:20:00.710 --> 00:20:04.560
‫بفرما! شدم یه دختر با
‫سینه‌های غول آسا!

00:20:04.560 --> 00:20:06.830
‫صبر کن، این که خیلی ناجوره!
‫پس کمرت کو؟

00:20:07.100 --> 00:20:11.750
‫بیاید دیگه! اینجا یه 
‫دختر بالاتر از جیگر دارید!

00:20:13.180 --> 00:20:14.700
‫ها!؟ و-وایسید!

00:20:19.890 --> 00:20:21.690
‫حالا چه خاکی تو سرم بریزم!؟

00:20:21.690 --> 00:20:24.690
‫اصلاً، مگه انتظار چیز دیگری داشتی؟

00:20:24.690 --> 00:20:26.250
‫اما بد نبود، رسومیسو چان!

00:20:26.250 --> 00:20:28.950
‫فک کنم که این اولین باره که
‫منو کاملاً تحت تاثیر قرار دادید.

00:20:28.950 --> 00:20:30.140
‫خیلی بدجنسی!

00:20:30.140 --> 00:20:34.240
‫وایسا، واسم خوب نیست که به این
‫جور چیزا نگاه کنم.

00:20:35.420 --> 00:20:39.890
‫چرا دارید دور یه
‫کوچولو مثل من جمع میشید؟

00:20:55.380 --> 00:20:58.800
‫خیلی زود خودشونو جمع و جور کردن!

00:21:03.000 --> 00:21:05.490
‫وقت ناهاره، به خاطر همین رفتم دنبالشون.

00:21:05.490 --> 00:21:07.310
‫یعنی اونا کجان؟

00:21:09.810 --> 00:21:11.580
‫اوه، همونجان!

00:21:15.950 --> 00:21:17.810
‫انومه سان، صدمه که ندیدید؟

00:21:17.810 --> 00:21:21.230
‫خوبم، فقط لباسم پارو پوره شده!

00:21:21.230 --> 00:21:23.880
‫مال خودمو بهت میدم،
‫لطفاً بپوشش!

00:21:23.880 --> 00:21:26.940
‫بابا! مامان! رسومیسو!

00:21:26.940 --> 00:21:28.880
‫براتون ناهار آوردم!

00:21:28.880 --> 00:21:30.330
‫بیاید با هم بخو-

00:21:33.720 --> 00:21:36.210
‫بابا.... مامان....؟

00:21:53.710 --> 00:21:57.100
‫بابا، به نظر میاد داری،
‫ناهارت رو بدون میل میکنی.

00:21:57.100 --> 00:21:59.140
‫این چیزا رو از کجا یاد گرفتی بچه!

00:22:00.060 --> 00:22:04.250
‫خوبه که دارید با هم خوش میگذرونید،
‫اما بهتر نبود که یه جای مخفیانه‌تر این کارا رو میکردید؟

00:22:04.540 --> 00:22:07.550
‫قضاوت قبل از اثبات جرم نکن بچه!

00:22:09.360 --> 00:22:11.130
‫مشکل حل شد!

00:22:13.390 --> 00:22:14.930
‫این قسمت ادامه دارد.

00:01:48.570 --> 00:01:54.120
<i>‫ تخم طلا</i>

00:01:59.120 --> 00:02:02.290
<i>‫ بیشتر "اونا"</i>

00:02:02.310 --> 00:02:12.310
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:03:44.680 --> 00:03:47.110
<i>‫اصلاً قوت قلب نمیده...</i>

00:05:32.500 --> 00:05:46.610
<i>‫ میهنا - زتوم - فوااااااا - آآآآآآآآی</i>

00:06:51.420 --> 00:06:53.170
<i>‫متخصص جادو</i>

00:06:53.170 --> 00:06:55.120
<i>‫متخصص درمان</i>

00:06:55.120 --> 00:06:57.020
<i>‫ متخصص اکتشاف</i>

00:06:57.020 --> 00:06:58.430
<i>‫متخصص رزمی</i>

00:06:58.690 --> 00:07:09.760
<i>‫ محافظان تازه‌کار چلمن - پنج نوع دارن</i>

00:07:39.470 --> 00:07:44.770
<i>‫یه زندگی آرامش‌بخش نابود گری</i>

00:09:43.380 --> 00:09:49.670
<i>‫لجنای بزرگ اومدن</i>

00:13:20.940 --> 00:13:24.890
<i>‫دشت آوبا</i>

00:13:25.500 --> 00:13:28.390
<i>چیزی نرم</i>

00:14:20.030 --> 00:14:29.540
<i>‫ تکون تکون</i>

00:15:00.120 --> 00:15:02.960
<i>‫گاو پیر سنگی</i>

00:17:10.870 --> 00:17:12.530
<i>‫ ادامه بده - برگرد به شهر</i>

00:17:13.960 --> 00:17:17.820
<i>‫ برگرد به شهر</i>

00:17:52.420 --> 00:17:55.170
<i>‫آآآآآآآآخ</i>

00:22:13.390 --> 00:22:24.390
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:44.930 --> 00:23:49.890
<i>‫قسمت بعد:
‫ احساسات پر از شک، پدر بزرگ</i>