﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:06.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:06.130 --> 00:00:07.340
چي گفتــــي ؟

00:00:07.340 --> 00:00:11.300
اونا مي خوان به محققـــانِ
... سئونگ کيونکوان اعتراض کنن

00:00:11.300 --> 00:00:13.910
اما اعتراض نکردن و به دربار گزارش دادن ؟

00:00:13.910 --> 00:00:16.930
. بله، همينُ شنيدم

00:00:16.930 --> 00:00:22.070
چطوري تونستي اين اتفاق رو به
واقعيت بدل کني با وجودِ مين يو جونگِ توانا؟

00:00:22.070 --> 00:00:25.070
جانگ سوک ون الان کجاست ؟

00:00:25.070 --> 00:00:28.630
هنوز تويِ حياطِ دربار ملکهِ مادر
. هستن و دارن ازشون طلب بخشش مي کنن

00:00:28.630 --> 00:00:33.060
. بايد جلوشُ بگيرم . آماده شو

00:00:33.060 --> 00:00:37.130
! ملکه مادر -
! چه دختــــري -

00:00:37.130 --> 00:00:41.040
چـــي ؟ نفرت هم يه نوع محبتـــِه ؟

00:00:41.040 --> 00:00:45.340
اين آخر و عاقبتِ پسرمـــه که توسطِ
! اين دخترِ پست دزديده شده

00:00:45.340 --> 00:00:48.640
... پسرِ شما دزديده شده بوده

00:00:48.640 --> 00:00:54.490
اما امکان داشت که من شانسِ
. داشتنِ پسرِ خودم رو از دست بدم

00:00:54.490 --> 00:01:02.000
داري منُ تهديد مي کني که به همه ميگي که
داشتم بهت دارويِ ضدِ بارداري مي خوروندم ؟

00:01:11.490 --> 00:01:13.730
منظورتون از تهــــديد چي اه ؟

00:01:13.730 --> 00:01:16.460
... البته بايد نگرانِ خطِ جانشيني باشين

00:01:16.480 --> 00:01:19.140
... از يه بانويِ دربار که از خانوادهِ مناسب باشه

00:01:19.140 --> 00:01:22.960
. هرگز به اين خاطر شما رو سرزنش نمي کنم

00:01:29.130 --> 00:01:33.060
مــــادر، اينا چي اه ؟

00:01:33.060 --> 00:01:34.710
... پســـــرَم

00:01:34.710 --> 00:01:38.790
داشتني سعي مي کردي بهش دارويِ ضدبارداري
بخوروني ؟ اين حرفا يعني چــــي ؟

00:01:38.790 --> 00:01:40.330
... اينطوري نبــــوده

00:01:40.330 --> 00:01:43.430
جانگ سوک ون رو نيمه شب
... به اجبار بهش دارو خوروندي

00:01:43.430 --> 00:01:47.090
و تويِ دهنش دارو ريختي
فقط به خاطرِ اينکه ديگه بچه دار نشــــِه ؟

00:01:47.090 --> 00:01:53.490
دخترِ عوضي! داري سعي مي کني
بينِ من و پســــرم بياي ؟

00:01:53.490 --> 00:01:55.080
! مـــــادر

00:01:57.440 --> 00:02:00.880
. بله، من اينکارُ کردم

00:02:00.880 --> 00:02:05.420
! من بودم! من تو رو به دنيا آوردم

00:02:06.780 --> 00:02:11.860
اين دخترُ نصفِ شب کشون
! کشون از اتاقش بيرون آوردم

00:02:11.860 --> 00:02:15.790
! فکر کن که اونموقع چقدر نا اميد شده بودم

00:02:15.790 --> 00:02:18.760
... ملکه هنوزم زنده و سالمــــِه

00:02:20.240 --> 00:02:24.690
... اگه اين دخترِ مبتذل نوه ام رو متولد کنه چي

00:02:24.690 --> 00:02:28.650
چطوري مي خواي چنين چيزِ
وحشتناکي رو توضيح بدي ؟

00:02:28.650 --> 00:02:31.810
چطوري مي توني بگي وحشتناک ؟

00:02:31.810 --> 00:02:37.220
مهم نيست کي بچه رو به دنيا بياره، يه
. بچه از پادشاه ، يه بچـــه از پادشــــاهه

00:02:37.220 --> 00:02:39.410
. نه، اينطوري نيست

00:02:39.410 --> 00:02:45.490
خانواده سلطنتي نمي تونن با خونِ
. يه دخترِ مبتذل آلوده بشن

00:02:45.490 --> 00:02:52.780
تا وقتي که زنده ام نمي گذارم
. اين اتفاق بيوفتـــــِه

00:02:54.310 --> 00:02:56.880
فهميدي، مگه نه ؟

00:02:56.880 --> 00:02:58.300
... مـــــادر

00:02:58.300 --> 00:03:02.350
اعليحضرت، بيشتر از اين به
. ملکهِ مادر بي احترامي نکنين

00:03:02.350 --> 00:03:06.180
، همـــِه اينا به خاطرِ اينکه من به اندازه کافي خوب نيستم
... پس خواهش مي کنم آروم باشين

00:03:06.180 --> 00:03:09.710
! اين دختـــــرِ

00:03:11.020 --> 00:03:12.380
! ملکهِ مــــادر

00:03:12.380 --> 00:03:15.040
چطوري جرات کردي با دستايِ
!!!! کثيفت منُ لمس کنـــــي

00:03:15.040 --> 00:03:16.320
! مــــــادر

00:03:16.320 --> 00:03:18.630
... پسرم

00:03:20.250 --> 00:03:21.900
. پسرم

00:03:25.440 --> 00:03:29.900
بانويِ دربار هونگ، ملکه مادر
. رو به داخل ببرين

00:03:29.930 --> 00:03:32.190
. بله، اعليحضرت

00:03:32.190 --> 00:03:35.010
. و بانويِ دربار از سالن اصلي -
. بله، اعليحضرت -

00:03:35.010 --> 00:03:40.080
. جانگ سوک ون رو به چويي سئون دانگ ببرين

00:03:40.080 --> 00:03:43.400
! دارين چيکار مي کنين ؟ همين حالا -
. بله، اعليحضرت -

00:03:43.400 --> 00:03:57.390
! پسرم! پسرم

00:04:19.570 --> 00:04:23.560
مادر، چرا اينکارُ کردي ؟

00:04:23.560 --> 00:04:28.890
بايد چيکار کنم که اوک جانگ رو بپذيري ؟

00:04:30.270 --> 00:04:32.520
حتي زماني که با پاهايِ
... کشون کشور بيرونم آورده بودن

00:04:32.520 --> 00:04:35.760
و به زور مي خواستن دارويِ
... ضدحاملگي رو در دهانم بريزن

00:04:35.760 --> 00:04:39.100
ترسيده بودم و
... وحشتي که حس کردم فراتر از کلمات بود

00:04:39.100 --> 00:04:44.770
اما با اينهمه چطوري مي تونستم
حقيقت رو به اعليحضرت بگم ؟

00:04:44.770 --> 00:04:49.170
مهم نيست کي بچه رو به دنيا بياره، بچهِ
. پادشاه بازم بچهِ پادشاهـــــه

00:05:02.240 --> 00:05:05.070
! اعليحضرت وارد ميشون

00:05:15.990 --> 00:05:17.550
... اعليحضرت

00:05:17.550 --> 00:05:22.730
... بعد از چنين حادثهِ بزرگي ديشب

00:05:22.730 --> 00:05:25.020
. متاسفم که هيچي در موردش نمي دونستم

00:05:26.260 --> 00:05:27.960
... اعليحضرت

00:05:27.960 --> 00:05:30.360
چطوري تونستي تحملش کني ؟

00:05:30.360 --> 00:05:35.090
چنين تحقيرِ عميقي از طرفِ
... مادرم و همينطور چنين ترسي رو

00:05:35.090 --> 00:05:37.330
چرا هيچي در اينمورد بهم نگفته بــــودي ؟

00:05:37.330 --> 00:05:41.990
اگه باعث مي شدم که ملکه مادر
و شما اعليحضرت از هم رو برگردونين چي ؟

00:05:41.990 --> 00:05:46.050
واقعاً نگران بودم که امکان داره
... چنين اتفاقي رخ بده

00:05:46.050 --> 00:05:49.110
... در نهايت که اينا همش تقصيرِ منـــن

00:05:54.940 --> 00:05:58.220
دوستت ندارم که باعث بشم
. لحظه هايِ سختي رو تجربه کني

00:06:00.170 --> 00:06:01.650
. واقعاً متاسفــــَم

00:06:02.560 --> 00:06:08.000
. خواهش مي کنم اينُ نگين
... تا وقتي که طرفِ شما بمونــــَم

00:06:08.000 --> 00:06:11.930
. مي تونم هر تحقير و هر ترسي رو تحمل کنم

00:06:13.330 --> 00:06:17.950
کاري هست که واقعاً
. دلم مي خواد برام انجامش بدي

00:06:21.040 --> 00:06:25.370
. خواهش مي کنم بگين
... اگه واقعاً کاري هست که مي تونم انجامش بدم

00:06:25.370 --> 00:06:31.780
. مي خوام بچهِ منُ به دنيا بيـــــاري

00:06:34.880 --> 00:06:39.000
... اما
... ملکه اول بايـــــد

00:06:39.000 --> 00:06:40.730
... مي دوني

00:06:42.270 --> 00:06:46.770
. منتظرم که تو بچهِ منُ به دنيا بياري

00:06:48.940 --> 00:06:50.400
! اعليحضرت

00:07:06.210 --> 00:07:12.020
... پسرم
. نمي تونم با من اينطوري رفتار کنــــِه

00:07:12.020 --> 00:07:16.830
. بايد زودتر تصميمم رو بگيرم

00:07:16.830 --> 00:07:21.430
. نمي تونم بيشتر از اين همه چيز رو همينطوري رها کنم

00:07:23.280 --> 00:07:28.860
بانويِ دربار هونگ، پيشگو رو
! بيـــــار ... همين حالا

00:07:28.860 --> 00:07:31.150
. بله، اعليحضرت

00:07:32.900 --> 00:07:34.480
... مــــــادر

00:07:36.730 --> 00:07:41.450
. ملکه من، درست به موقع رسيدي

00:07:41.450 --> 00:07:44.590
. شنيدم که زياد حالتون خوب نيست

00:07:44.590 --> 00:07:50.570
ملکه، وقتي برايِ
. نشستن و راحت بودن نداريم

00:07:53.380 --> 00:08:00.230
بايد جهتمون رو به سمتِ قلبِ پادشاهي
. که عاشقِ يه روباه شده، تغيير بديم

00:08:03.360 --> 00:08:07.320
، قلبش تا الان ديگه عاشق شده
خـــُب ديگه چطوري مي تونيم برش گردونيم؟

00:08:07.320 --> 00:08:12.500
ملکه، چطوري امکان داره که پسرِ خودم رو نشناسم ؟

00:08:12.500 --> 00:08:19.260
اون هرگز زني رو که پسرش
. رو متولد کنه رو به حالِ خودش رها نمي کنه

00:08:20.290 --> 00:08:24.140
. پس خواهش مي کنم، يه پسر به دنيا بيار

00:08:25.360 --> 00:08:27.870
. و اولين بچه ات هم پسر باشه

00:08:29.020 --> 00:08:36.340
اين تنها راهي اه که ميشه جانگ
. رو نابود کرد و محبوب اعليحضرت شد

00:08:37.600 --> 00:08:39.030
... مـــــادر

00:08:39.030 --> 00:08:43.280
. همين الان به پيشگــــو خبر دادم

00:08:44.300 --> 00:08:48.380
. فقط کاري که بهت مي گم رو انجام بده

00:09:08.850 --> 00:09:13.520
. کاملاً تماشا کردم
. مي خوام شخصاً باهاتون حرف بزنم

00:09:15.840 --> 00:09:21.590
تموم شده . بعد از اينکه صحبتهاش
. رو شنيدم اونا رو به تو هم مي گم

00:09:49.980 --> 00:09:54.620
چطوري بود ؟ نوه ام رو ديدي ؟

00:09:54.620 --> 00:10:00.510
مي ترسم که چيزي رو که
... ديدم رو بهتون بگم

00:10:00.510 --> 00:10:02.620
دوباره چي شده ؟

00:10:02.620 --> 00:10:07.140
نمي تونه ملکهِ ديگه اي باشه، مي تونه ؟

00:10:09.450 --> 00:10:13.210
. خـــُب، زندگي ات رو تضمين مي کنم

00:10:13.210 --> 00:10:16.980
. اما نبايد حتي يه سرِ سوزن هم دروغ بگي

00:10:18.190 --> 00:10:21.000
... منُ ببخشين

00:10:21.000 --> 00:10:24.780
. ملکه نـــــازا ست

00:10:26.530 --> 00:10:32.360
... نـــازا ؟ منظورت اينـــِکه

00:10:32.360 --> 00:10:36.620
. بله، نمي تونه هرگز بچه دار بشــــِه

00:10:36.620 --> 00:10:41.020
خدايِ من ... اين چه حرفايِ نامفهومي اه که ميزني؟

00:10:41.020 --> 00:10:44.010
تطبيقِ سرنوشت ها قبل از
. عروسيِ سلطنتي انجام شــــده

00:10:44.010 --> 00:10:46.620
تنها چيزي که شنيدم صدها سال
! شادي برايِ هر دوشون بود

00:10:46.620 --> 00:10:51.360
، خواهش مي کنم جونم رو بگيرين
. من فقط چيزي رو که ديدم رو بهتون گفتم

00:10:51.360 --> 00:10:56.720
تنها راهي که باعث بشه ملکه
...از نظرِ اعليحضرت محبوب بشه پسر به دنيا آوردنه

00:10:56.720 --> 00:10:58.990
امـــا اون نمي تونه بچه دار بشــــِه ؟

00:10:58.990 --> 00:11:01.150
. وايِ خدايِ من

00:11:01.150 --> 00:11:06.420
... جنگيري، دعا به ستارگان
هيچ راهِ ممکني وجود داره ؟

00:11:08.800 --> 00:11:11.990
. ممکن هست که يه امکان وجود داشته باشه

00:11:12.950 --> 00:11:16.300
راهـــي هست ؟
! همين الان بهم بگــــو

00:11:16.300 --> 00:11:21.110
... اگه بهم قولِ حمايتِ خانوادهِ سلطنتي رو بدين

00:11:21.110 --> 00:11:23.800
. سعي مي کنم سرنوشتِ بهشتها رو تغيير بدم

00:11:23.800 --> 00:11:28.780
سرنوشتِ بهشت رو تغيير بدي ؟
منظورت از اين حرف چي اه ؟

00:11:29.830 --> 00:11:32.790
... با اينحال که ملکه نازا ست

00:11:32.790 --> 00:11:37.100
فقط يه روز هست که
. درِ سرنوشت بهشت باز ميشه

00:11:37.100 --> 00:11:41.830
واقعاً ؟ کي هست ؟

00:11:44.910 --> 00:11:47.220
. ساعتِ 10 شبِ سه روزِ ديگه

00:11:48.390 --> 00:11:50.640
ساعتِ 10 شبِ سه روزِ ديگه ؟

00:11:50.640 --> 00:11:55.880
، بله ، اگه اين زمان از دست بره
. زمانِ ديگه اي ديگه وجود نداره

00:11:55.880 --> 00:11:59.530
داري همهِ واقعيت رو بهم مي گي ؟

00:12:01.010 --> 00:12:04.150
چـــي ؟ شب تعيين شده ؟

00:12:04.150 --> 00:12:07.710
بعد از اينکه به خاطرِ خوروندنِ
... دارويِ ضدبارداري دستش رو شده

00:12:07.710 --> 00:12:10.710
به نظر ميرسه که از نا اميدي در اومده
. و داره نقشهِ چيزِ ديگه اي رو ميکشه

00:12:10.710 --> 00:12:13.450
مثلِ يه مناسبتِ رسمي اه
. که در دفترِ ستاره شناسي ثبت شده

00:12:13.450 --> 00:12:18.070
، پس نمي تونيم بهش اعتراض کنيم
. وقني که به عنوانِ مناسبتِ رسمي ثبت شده

00:12:18.070 --> 00:12:23.490
، اگه اين باعثِ حامله شدنِ ملکه بشه
. موقعيتِ تو هم نزول پيدا ميکنه

00:12:23.490 --> 00:12:25.920
بعدش چه اتفاقي ميـــوفته ؟

00:12:25.920 --> 00:12:28.230
. ساعتِ 10 شب سه روزِ ديگه

00:12:28.230 --> 00:12:32.990
اما با همهِ اينکه مي دونسته
... ملکهِ مادر باهاش چه کارهايِ وحشتناکي کرده

00:12:32.990 --> 00:12:35.790
حالا به حرفاش گوش ميده ؟-

00:12:35.790 --> 00:12:37.640
. اعليحضرت يه فرزندِ خوبــــه

00:12:37.640 --> 00:12:41.670
بعلاوه، اگه اين يه مناسبتِ
... رسمي برايِ اين کشوره

00:12:41.670 --> 00:12:44.670
. به همينخاطر بايد به ملکهِ مادر گوش بده

00:12:44.670 --> 00:12:48.520
اما هنوزم، راهي هست
که بشه جلوشون رو بگيريم ؟

00:12:48.520 --> 00:12:51.730
اين روز توسطِ خدايِ بچه ها
! تعيين شده است

00:12:51.730 --> 00:12:55.110
ملکه وارثه، از اونجايي که
... اين يه مناسبتِ رسمي اه

00:12:55.140 --> 00:12:57.300
. همهِ گوشها و چشمها بر رويِ اين مسئله هست

00:12:57.300 --> 00:13:01.380
، اگه حتي يه حرکتِ اشتباه بکنيم
. حاميان ساکت نمي مونن

00:13:01.380 --> 00:13:03.650
! چقدر نمايشي

00:13:03.650 --> 00:13:06.780
تنها متولد کردنِ اولين پسر
. مي تونه راهِ زنده موندن و نجات باشه

00:13:14.130 --> 00:13:18.900
نمي تونم خط دفاعي رو به خاطرِ
... سئول از اين طرف ترک کنم

00:13:18.900 --> 00:13:22.620
. بله اعليحضرت
... قلعهِ نام هــان هم خيلي دوره

00:13:22.620 --> 00:13:24.950
... و جـــزيره گانگهوا هم خيلي دوره و

00:13:24.980 --> 00:13:27.460
اونقدر ضعيف هم هست که بتونه
. در مقابلِ دشمنانِ دريايي اش مقاومت کنه

00:13:27.460 --> 00:13:29.940
... پس جــواب اينـــِکه

00:13:32.580 --> 00:13:36.780
. در مناطقِ شمالي يه قلعه بسازيم

00:13:36.780 --> 00:13:43.550
اگه بخوايم به قصر اطرافِ سئول
... دسترسي داشته باشيم يعني پيمان با چين رو شکستيم

00:13:43.550 --> 00:13:46.720
. که اينم باعثِ دردسرهايِ زيادي مي شه

00:13:46.720 --> 00:13:48.960
براي اينکه چنين ساختمانِ بزرگي
... رو با مقياسِ به اين بزرگي سريع بسازيم

00:13:48.990 --> 00:13:50.650
... مثلِ قلعهِ بوخان در کوه

00:13:50.650 --> 00:13:54.970
مي تونم حتي نه فقط حاميانِ چيني
. بلکه چوساني ها رو هم استدلالشون رو بهم بزنم

00:13:54.970 --> 00:13:58.050
هيچ حامي اي نيست که
... مسئوليتِ اينکارُ قبول کنه

00:13:58.080 --> 00:14:00.620
. از اونجايي که همه نگرانِ چيـــن هستن

00:14:02.270 --> 00:14:04.950
. ما لــــُرد جو سا سئوک رو داريم

00:14:06.220 --> 00:14:07.360
. اعليحضرت

00:14:07.360 --> 00:14:10.580
شما تنها کسي هستين که مي تونين
... مسائل رو خيلي آروم با چين حل کنين

00:14:10.580 --> 00:14:15.400
. وقتي که داريم قلعهِ کوهِ بوخان رو مي سازيم

00:14:15.400 --> 00:14:17.760
مي تونين اينکـــارُ بکنين ؟

00:14:17.760 --> 00:14:21.920
. اعليحضرت، اينکارُ برايِ شما مي کنم

00:14:21.920 --> 00:14:26.890
اما، اگه لـــُرد جو سا سئوک برايِ رهبريِ
... ساختمانِ قلعه انتخاب بشه

00:14:26.890 --> 00:14:29.070
امکان داره سر و صدايِ
... بزرگي در دربار راه بيوفته

00:14:29.090 --> 00:14:31.700
و حتي تويِ کشور هم دودستگي پيش مياد
. قبل از اينکه حتي هيچ کاري شروع بشه

00:14:31.700 --> 00:14:38.190
پس به راهي فکر مي کنم که بتونم
. شما رو به سمتِ مهمي در دربار منصوب کنم

00:14:38.190 --> 00:14:44.410
. وقتي که هنوز صحبتِ پروژهِ قلعه پيش کشيده نشده

00:14:44.410 --> 00:14:47.690
... اماده ساختنِ قلعه اي در کوهِ بوخان بشين

00:14:47.690 --> 00:14:50.790
ايشون مي خوان فعلاً مسائل رو پشتِ پرده
... برنامه ريزي و مديريت کنين

00:14:50.790 --> 00:14:56.160
... از اونجايي که باعثِ يه مخالفتِ قوي ميشه

00:14:56.160 --> 00:14:59.620
... يه راهي هست

00:15:00.740 --> 00:15:05.540
لـــُرد جو، تا حالا اين اصطلاح رو شنيدين
" زمزمه زيرِ بالش ؟ "

00:15:07.310 --> 00:15:09.570
، وقتي که دارين مي گين
... " زمزمه زيرِ بالش "

00:15:09.570 --> 00:15:14.350
اين چيزي اه که اصولاً زنانِ اغوا کننده
... برايِ سرزنش کردن ازش استفاده ميکنن

00:15:14.350 --> 00:15:17.720
اما مي تونه برايِ يه همچين مسئله اي
. خيلي مثالِ جالب و کاملي باشه

00:15:17.720 --> 00:15:24.220
منظورتون اين هست، که مي خواين
رنجِ سرزنش کردنِ خودتون رو متحمل بشين ؟

00:15:24.220 --> 00:15:28.800
، هرچي بيشتر خودم رو سرزنش کنم
... اعليحضرت هم بيشتر ميتونه به هدفش برسه

00:15:28.800 --> 00:15:31.690
، اگه چنين مسائلي باشه
. اونا مي تونن هرچقدر دوست دارن ازم متنفر باشن

00:15:33.530 --> 00:15:36.730
... چطوري يه همچين چيزي ممکنه

00:15:37.800 --> 00:15:43.240
پدرم اينکارُ با جانگ سوک وون به خاطرِ من کرده ؟

00:15:43.240 --> 00:15:46.300
. ملکهِ من، خواهش مي کنم منُ عفـــو کنين

00:15:46.300 --> 00:15:50.580
به همين خاطر لـــُرد مين مکاني
... برام پيدا کرد که توش مخفي بشم

00:15:50.610 --> 00:15:54.120
از اونجايي که خدمتکار جانگ
... دوباره به قصر برگشته بود

00:15:54.120 --> 00:15:58.350
... اما منُ گرفتن
. و در نهايت آزادم کردن

00:15:58.350 --> 00:16:02.180
لــُرد مين بهم گفت که
... مي تونه دوباره بهتون خدمت کنم

00:16:02.210 --> 00:16:05.390
. دوباره از اونجايي که ديگه نيازي به مخفي شدن نيست

00:16:08.340 --> 00:16:14.160
پس جانگ سوک وون با همين
مسئله پدرم رو تهديد کرده ؟

00:16:14.160 --> 00:16:19.690
پدرشـــوهرِ اعليحضرتُ
پدرِ من کي اه ؟

00:16:19.690 --> 00:16:29.840
... بله، اون کنکوباين در اين قصر نيست
. يه روباهِ نـــُه دمِ هـــزار ساله است

00:16:30.840 --> 00:16:34.420
. به چويي سئون دانگ ميرم، پس حاضر شو

00:16:38.950 --> 00:16:40.870
! ملکه وارد ميشون

00:16:51.600 --> 00:16:55.140
چرا به يه همچين مکانِ پستي
اومدين ملکهِ من ؟

00:16:55.140 --> 00:16:57.830
. ميرم ســـرِ اصلِ مطلب

00:16:57.830 --> 00:17:01.170
تو بودي که دستور دادي
... بانويِ دربار جـــو رو بدزدن

00:17:01.170 --> 00:17:04.010
و حتي پدرم رو تهديد کردي
يعني پـــدرشوهرِ اعليحضرتُ ؟

00:17:04.010 --> 00:17:08.980
ملکهِ من ... من دستور دادم
بانويِ دربار جـــو رو بدزدن ؟

00:17:08.980 --> 00:17:12.300
بانويِ دربار جـــو اول منُ اغـــوا
. کرد و بعدش هم منُ دزديد

00:17:12.300 --> 00:17:17.770
بعلاوه، لـــُرد مين هم خودش بهونه اي
. به دستم دادم که باهاش تهديدش کنم

00:17:17.770 --> 00:17:21.760
جانگ سوک وون! پدرِ من دليلي به
دستت داد که باهاش تهديدش کني ؟

00:17:21.760 --> 00:17:27.710
ملکه ، مي دونين چطوري اين
موقعيت رو به دست آوردين ؟

00:17:27.710 --> 00:17:34.210
.اين کوسنِ گل از فريادها و اشکهايِ من به دست اومده

00:17:34.210 --> 00:17:36.780
! چقــــدر مضحک

00:17:36.780 --> 00:17:38.970
چطوري امکان داده که موقعيتِ
... ملکه يه کوسنِ گل باشه

00:17:39.000 --> 00:17:40.980
که اونم با فريادها و اشکهايِ تو به دست اومده باشه؟

00:17:40.980 --> 00:17:44.760
قبل از اينکه ازم بپرسي
... که با لـــُرد مين چيکار کردم

00:17:44.760 --> 00:17:55.270
برو و بفهم که دقيقاً لـــُرد مين چيکار کرده
. که تونسته جايگاهِ ملکه رو برايِ تو به ارمغان بياره

00:17:55.270 --> 00:17:59.520
پدر من يه محقق و يه فردِ
. با فضيلت در چوسان هست

00:17:59.520 --> 00:18:03.160
هرکاري هم که بکنه، بازم
. کاري بدونِ دليل انجام نمي ده

00:18:03.160 --> 00:18:07.500
چطوري تو، سوک وون با رتبهِ 4 مي توني
به من انتقاد کني و بهم بگي که پدرم رو بشناسم؟

00:18:07.500 --> 00:18:13.420
، اگه از بانويِ دربار جـــو چيزي نشنيدين
. پس خواهش مي کنم مستقيم از لرد مين بپرسين

00:18:13.420 --> 00:18:17.180
... پس مطمئن بشين که به لـــُرد مين اينُ ميگين که

00:18:17.180 --> 00:18:19.100
... جانگ سوک وون خيلي خوشحاله به خاطرِ

00:18:19.130 --> 00:18:21.170
... گزارشهايي که حاميان امروز به دربار دادن

00:18:21.170 --> 00:18:26.060
و جلويِ توقفِ اعتراضاتِ علمايِ
. سانگ کيونکوان رو گرفتن

00:18:26.060 --> 00:18:28.870
پس اينا رو به عنوانِ فيصله
. پيدا کردنِ اين قضيه فرض مي کنم

00:18:28.870 --> 00:18:34.770
و هيچ جبراني هم برايِ اين کار
. در نظر نمي گيرم ، پس بهش بگو که راحت باشه

00:18:34.770 --> 00:18:38.180
سوک وون، خشونت و بي ادبي ات
! حتماً به خاطرِ دليلِ خاص اي اه

00:18:41.740 --> 00:18:45.210
! اعليحضرت رسيدن

00:18:50.960 --> 00:18:54.080
براي چي به چويي سئون دانگ اومدي ؟

00:18:54.080 --> 00:18:59.710
بعد از اينکه عذرخواهي ام تموم
. شد ، تشريف آوردن اينجا

00:18:59.710 --> 00:19:03.780
. ملکه لطفِ شما بي پايان باشه

00:19:03.780 --> 00:19:08.370
. وايِ خدايِ من... ملکه واقعاً مهربون هست

00:19:10.790 --> 00:19:13.840
. بعـــداً بر ميگردم

00:19:13.840 --> 00:19:19.150
. نه، فقط داشتم از اينجا رد ميشدم

00:19:20.330 --> 00:19:22.220
. خواهش مي کنم بمونين

00:19:35.280 --> 00:19:37.300
. يه لحظه زمان پيدا کردم که بيام

00:19:37.300 --> 00:19:39.270
. بيام و باهات يه قـــدمي بزنم

00:19:39.270 --> 00:19:41.440
. باشه، اعليحضرت

00:19:45.260 --> 00:19:48.360
قبلاً فرصتش رو پيدا نکرده بودم
... ازت در اينمورد بپرسم که

00:19:48.360 --> 00:19:50.840
چرا اعتراضشون متوقف شده ؟

00:19:50.840 --> 00:19:55.850
، مثلِ يه قلعهِ پوشيده شده از آهن بودن
. فکر نمي کردم هرگز بخوان اعتراضشون رو متوقف کنن

00:19:57.300 --> 00:20:03.700
حتماً متوجه شدن که تا چه حد ادعاهاشون
. پوچ و بدونِ دليلِ قانع کننده بوده

00:20:03.700 --> 00:20:08.700
... فکر کردن که دستيابي به اهدافشون مهمتره

00:20:08.720 --> 00:20:11.960
. بعد اون ادعاهايي که داشتن

00:20:13.360 --> 00:20:15.210
... نمي تونستن

00:20:15.210 --> 00:20:18.940
هرچيزي که بوده، مبارزه کردن
... و برنده شدن رو بهت تبريک مي گم

00:20:18.970 --> 00:20:22.450
مين يو جونگ، قوي ترين
. دشمنِ تـــو در چوسان هست

00:20:22.450 --> 00:20:26.130
. شکست دادن ... داري خجالت زده ام مي کني

00:20:26.130 --> 00:20:32.280
هرکاري کردي، اينکارت باعث شد
... که دشمنِ حزبِ غربي بشي

00:20:32.280 --> 00:20:34.890
. و به مرکزِ حزبِ جنوبي تبديل بشي

00:20:34.890 --> 00:20:38.170
چطوري مي توني به يه زنِ
معمولي بگي مرکزِ يه حزب ؟

00:20:38.170 --> 00:20:41.500
ظاهراً بايد ماشه رو بکشي
... و تلاشت رو بکني

00:20:41.530 --> 00:20:44.440
. تا لـــُرد جو سا سئوک به دربار برگرده

00:20:44.440 --> 00:20:50.210
چند نفر از حزبِ جنوبي رو به دربار
. ميارم و دربار رو نظم مي دم

00:20:50.210 --> 00:20:55.180
. خواهش مي کنم کاري که در نظر داري رو انجام بده
. منم بهت کمک مي کنم

00:20:55.180 --> 00:21:00.150
... بهم کمک مي کني
چه تويِ ذهنتــــِه ؟

00:21:00.150 --> 00:21:04.320
همه مي گن من زنِ افسونگري
... هستم که اعليحضرتُ اغــوا کرده

00:21:04.320 --> 00:21:07.870
بنابراين، منم با مناسبترين راه
. بهـــتون کمک مي کنم

00:21:09.130 --> 00:21:15.320
... مناسبترين راهِ ممکن
. خوبه، منم آرزوهامون بالا مي برم

00:21:30.670 --> 00:21:33.850
... نمي تونم فقط بشينيم و تماشا کنيم

00:21:33.850 --> 00:21:36.610
چي ميشه اگه حامله بشــــِه ؟

00:21:37.700 --> 00:21:40.720
. بايد يه نقشه اي برايِ اين موردِ خاص بکشيم

00:21:40.720 --> 00:21:46.320
ملکه مادر به نظر ميرسه که
. نقشه اي داشته باشه ... زمانش که برسه

00:21:46.320 --> 00:21:51.580
اون يه شب رو که از طرفِ
. پيشگوها انتخاب شده رو اعلام کرده

00:21:51.580 --> 00:21:56.090
. اين دفعه نمي تونه کارِ زيادي بکنه

00:22:10.680 --> 00:22:17.310
، اگه امشب خوب پيش بره
. حتماً حامله ميشي

00:22:54.630 --> 00:22:57.410
اعليحضرت به طرفِ
. اقامتگاهِ ملکه حرکت کرده

00:22:57.410 --> 00:23:01.400
. امشب مطمئنـــاً ملکه حامله ميشه

00:24:07.240 --> 00:24:09.130
. يه دقيقه صبـــر کنين

00:24:18.220 --> 00:24:19.220
! اعليحضرت

00:24:47.320 --> 00:24:52.820
مطمئن نيستم که چرا پيام رسان رفته
. ملکه، خواهش مي کنم صبر کنين

00:24:52.820 --> 00:24:58.550
. عجله نکن
. من بهتر از هرکسي مي دونم که چطوري بايد منتظر بمونم

00:25:01.200 --> 00:25:05.320
به نظر مي رسه که
. اين رنگها دارن ميان بيرون

00:25:05.320 --> 00:25:09.570
تلاش کردم يه حسِ فتنه انگيزي
. رو مثلِ ، گلها و پروانه ها رو به تصوير بکشم

00:25:09.570 --> 00:25:13.000
. به همين خاطر خودم شخصاً رنگشون کردم

00:25:13.000 --> 00:25:15.330
... پروانه دنبالِ گلها مي گردن

00:25:15.330 --> 00:25:17.340
چطوري امکان داره که گلها نظرشون بهشون جلب بشه؟

00:25:19.220 --> 00:25:21.210
... اين فقط طرزِ بيانِ من بوده

00:25:22.200 --> 00:25:24.960
فقط داشتم تلاش مي کردم لباسي طراحي
. کنم که مــرد با ديدنش عاشقِ زنا بشن

00:25:37.530 --> 00:25:39.460
... بايد چيکار کنم

00:25:39.460 --> 00:25:44.050
. بايد يکم رفتنم رو به تعويق بندازم

00:26:23.160 --> 00:26:27.250
. ملکه، اون بدترين زنِ عالمــــِه

00:26:27.250 --> 00:26:32.740
بايد همين الان با موهاش کشون کشون
! بيارينش بيرون و بزنينش

00:26:33.920 --> 00:26:37.750
مي خواي الان برم پيشِ جانگ سوک وون
... همون کسي که الان اعليحضرت باهاشه

00:26:37.750 --> 00:26:43.630
و جلويِ اعليحضرت ازش ناراحت بشم ؟

00:26:43.630 --> 00:26:49.180
بعدش هم چهره اعليحضرت رو
... خدشه دار کنم و همراه بشم

00:26:49.200 --> 00:26:53.700
با قدمهايِ ملکهِ يونِ سرنگون شده ؟

00:26:55.230 --> 00:26:57.490
... ملکـــهِ من

00:27:06.840 --> 00:27:08.720
چرا اينکارُ کـــردي ؟

00:27:10.580 --> 00:27:11.990
منظورتون چي اه ؟

00:27:13.130 --> 00:27:20.990
بايد مي دونستي که امشب شبي اه
. که من بايد به طورِ رسمي با ملکه مي بودم

00:27:20.990 --> 00:27:26.950
به همين دليل بود که جلويِ
... منُ گرفتي و منُ اغـــوا کردي

00:27:29.100 --> 00:27:33.650
پس چـــرا اومدين به سمتم
وقتي که مي دونستي نيتم چي اه ؟

00:27:35.350 --> 00:27:39.170
کي در اين جهان مي تونه تو رو رد کنـــِه ؟

00:27:40.200 --> 00:27:42.380
. پس فـــردا کلي دردسر به وجود ميــــاد

00:27:42.380 --> 00:27:46.990
همه در موردِ جانگ اوک جانگ
... زيرِ لب و تو گوشي حرف مي زنن

00:27:47.010 --> 00:27:51.400
تا به خاطرِ تغيير کردنِ
.احساساتِ شخصي اتون شما رو سرزنش کنن

00:27:51.400 --> 00:27:54.470
. اگه بهش فکر کنن، ممنون هم ميشم

00:27:54.470 --> 00:27:57.470
...استانداردهايِ من برايِ انتصاب در دولت

00:27:57.470 --> 00:28:02.610
اولش اين بوده که ، هر کاري
... بتونم بکنم

00:28:02.610 --> 00:28:08.270
. و دوم ، طرحهايِ لازم رو اجرا کنم

00:28:08.270 --> 00:28:13.390
اما اگه اونا مثلِ احمقها
... فرض کنن که اين مشکلِ تو بوده

00:28:13.390 --> 00:28:19.130
اين حرفا يعني اينکه زمزمه هايِ بالشتِ
من هيچ کاري نمي کنن ؟

00:28:20.530 --> 00:28:24.600
چـــرا تلاشت رو نمي کني ؟
... بيا ببينيم

00:28:33.510 --> 00:28:39.850
چي ؟ اون زنيکه جانگ در شبي که
ملکه مي خواسته داشته باشه مداخله ايجاد کرده؟

00:28:39.850 --> 00:28:45.730
بله، و الان به خاطرِ زمزمه هايِ
. بالشتش ، دربار در تنشِ بزرگي افتاده

00:28:45.730 --> 00:28:50.980
قطعاً ديدم که ديشب داشتن
... به سمتِ اقامتگاهِ ملکه مي رفتن

00:28:50.980 --> 00:28:53.020
. خواهش مي کنم منُ ببخشين

00:28:53.020 --> 00:28:59.530
خدايِ من ... ديشب بهترين شانس بود
... و هرگز هم دوباره برنمي گرده

00:29:08.590 --> 00:29:12.240
مادر ... هنوزم
حالتون زياد خوب نيست ؟

00:29:13.970 --> 00:29:17.980
. ملکه، خوشحالم که اومدي

00:29:17.980 --> 00:29:25.150
، مدتِ زيادي طول کشيد که اين اتفاق بيوفته
پس چطوري شد که اينطوري خراب شد؟

00:29:25.150 --> 00:29:29.830
! همين الان مي رم و مجازاتش مي کنم

00:29:29.830 --> 00:29:36.040
مادر، براتون خيلي ضرر داره وقتي
.که هنوز حالتون خوب نيست عصباني بشين

00:29:36.040 --> 00:29:39.870
. باهاش صحبت مي کنم، پس آروم باشين

00:29:39.870 --> 00:29:46.210
چطوري مي تونم آروم باشم ؟ مي دوني
که ديروز چقـــدر برات مهم بوده ؟

00:29:46.210 --> 00:29:51.280
... تنها روزي بوده که مي تونستي

00:29:57.350 --> 00:30:04.320
بهرحال، نمي تونم اتفاقي که
. ديشب افتاده رو به هيچ عنواني ببخشم

00:30:04.320 --> 00:30:07.850
. مادر، اين مسائل به دربارِ داخلي مربوطن

00:30:07.850 --> 00:30:12.470
، به عنوانِ رهبرِ دربارِ داخلي
. نمي خوام هيچ چيزي نظم دربار رو به هم بزنه

00:30:12.470 --> 00:30:16.030
اگه اين مسائل از قصر فراتر
... برن، شان و منزلتِ

00:30:16.060 --> 00:30:19.090
. خانواده سلطنتي با خاک يکسان ميشه

00:30:19.090 --> 00:30:23.120
و من اونقدر خجالت زده مي شم
. که نمي تونم سرم رو بالا بگيرم

00:30:23.120 --> 00:30:28.590
مطمئن مي شم که کامل براش توضيح
... بدم که ديگه نبايد چنين اتفاقي بيوفته

00:30:28.590 --> 00:30:30.940
. پس خواهش مي کنم اين مسئله رو به من واگذار کنين

00:30:34.160 --> 00:30:38.730
. البته، تو ملکهِ من هستي

00:30:38.730 --> 00:30:41.850
. يه رتبه و سطحِ متفاوت داري

00:30:47.590 --> 00:30:52.150
... بعدي اصلاحاتِ شخصي اه

00:30:52.150 --> 00:30:54.200
. رئيس ستاد، با صدايِ بلند بخونينش

00:30:55.070 --> 00:30:58.960
، مشاور کيم مان گيل اخراج ميشه
... کيم سانگ جوک اخراج ميشه

00:30:58.960 --> 00:31:01.510
... مشاور مين جين جـــو اخراج ميشه

00:31:01.510 --> 00:31:04.750
و جو سا سئوک به سمتِ
. وزيرِ امورِ خارجه منصوب ميشه

00:31:04.750 --> 00:31:07.780
و پارک جو ميونگ به سمتِ
... وکيلِ کلي منصوب ميشه

00:31:07.800 --> 00:31:10.300
و يون يئو گيونگ
. به سمتِ رياستِ آموزشي ارتقاء پيدا ميکنه

00:31:10.300 --> 00:31:13.300
چطوري تونستين جو سا سئوک
... از حزبِ جنوبي رو منصوب کنين

00:31:13.330 --> 00:31:16.770
اونم به سمتِ وزيرِ امورِ خارجه ؟

00:31:16.770 --> 00:31:19.030
! ممکن نيست

00:31:19.030 --> 00:31:22.440
... جو سا سئوک در خيانت شرکت نداشته

00:31:22.440 --> 00:31:25.500
، و بر اساسِ دستاوردها و عملکردهاش
. اين کار معقول و منطقي مياد

00:31:25.500 --> 00:31:29.390
، حتي اگه به تجربه اش نگاه کنين
. به نظر هيچ مشکلي نمي ياد

00:31:29.390 --> 00:31:32.650
. اما مشکل زمزمهِ بالشت هست

00:31:32.650 --> 00:31:34.990
زمـــزمهِ بالشت ؟

00:31:34.990 --> 00:31:38.810
اين به اين معني هست که شما
... اعليحضرت چيزي رو حکم نمي کنين

00:31:38.840 --> 00:31:42.960
به خاطرِ اين که برايِ مردم خوبه
. فقط به خاطرِ احساساتِ شخصي تون حکمي مي کنين

00:31:42.960 --> 00:31:45.960
بر اساسِ احساساتِ شخصي ام ؟

00:31:45.960 --> 00:31:50.550
اين دفعه خيلي با همهِ نظراتتون
. در موردِ ارتقاء درباريان راه اومدم

00:31:50.550 --> 00:31:53.620
. اما خيلي نا اميد شدم که شما اينُ گفتين

00:31:53.620 --> 00:31:55.990
. اعليحضرت، ما رو ببخشين

00:31:55.990 --> 00:32:04.110
اما اين ما هستيم که نا اميد شديم
. وقتي که مي بينيم تصميمات از چويي سئوک دانگ گرفته شده

00:32:04.110 --> 00:32:06.420
چويي سئون دانگ ؟

00:32:08.340 --> 00:32:13.340
دارين پيشنهاد مي دين که جانگ سوک ون
بوده که در اين مسائل درگير هست ؟

00:32:13.340 --> 00:32:17.590
بله، اعليحضرت . اشکار هست
... که جو سا سئوک

00:32:17.610 --> 00:32:21.500
. از جانگ سوک وون يه پستِ بالاتر خواسته

00:32:23.710 --> 00:32:29.080
پس ... جانگ سوک وون از
... جو سا سئوک رشوه گرفته

00:32:29.080 --> 00:32:34.190
و بعدش از من خواسته که ايشون
رو به سمتِ وزيرِ امورِ خارجه با زمزمهِ بالش در بيارم؟

00:32:34.190 --> 00:32:39.520
و من هم خواسته اش رو قبول کردم و
جو سا سئوک رو به اين سمت منصوب کردم ؟

00:32:39.520 --> 00:32:43.590
... خب اون -
! چـــرا جوابم رو نمي دين -

00:32:43.590 --> 00:32:48.350
پس دارين مي گين که جو سا سئوک
... به جانگ سوک وون رشوه داده

00:32:48.350 --> 00:32:54.560
و اون هم از من خواسته
. که در عوضش اين پست رو به جو بدم

00:32:54.560 --> 00:32:58.160
يعني اينکه من بودم که
... از جو سا سئوک رشوه گرفتم

00:32:58.190 --> 00:33:00.810
. و به اون يه پستِ دولتي دادم

00:33:00.810 --> 00:33:03.680
واقعاً دارين چنين حرفي مي زنين ؟

00:33:08.180 --> 00:33:12.040
چطوري جرات مي کنين
! پادشاهِ کشورتون رو تحقير کنين

00:33:12.040 --> 00:33:17.320
چطوري وزيرِ يه کشور مي تونه
به چنين راههايِ خام و نپخته اي فکر کنه ؟

00:33:17.320 --> 00:33:20.700
. اعليحضرت، منُ ببخشين

00:33:20.700 --> 00:33:26.750
منُ ببخشين، همهِ اين فرضيات به خاطرِ
... بازديدهايِ مکرر شما از چويي سئون دانگه

00:33:26.750 --> 00:33:29.540
و به خاطرِ اينگه چويي سئون دانگ
... با جو سا سئوک دوستيِ صميمانه اي داره

00:33:29.540 --> 00:33:32.640
پس به نظر مي رسه که تصميم و نظرِ شما
. همه از چويي سئون دانگ تاثير گذاري کرده

00:33:32.640 --> 00:33:34.790
! اعليحضرت، خواهش مي کنم تجديد نظر بفرمايين

00:33:34.790 --> 00:33:38.650
شما جانگ سوک وون
... رو به خاطرِ بلاهايِ طبيعي هم سرزنش کردين

00:33:38.680 --> 00:33:42.310
... و مجبورش کردين که دفعهِ آخر عذرخواهي کنه

00:33:44.340 --> 00:33:47.670
و اينبار هم به خاطرِ نوعِ
... حکومتم منُ تحقير کردين

00:33:47.700 --> 00:33:50.800
دربار با مطرح کردنِ
اصطلاحِ زمزمهِ بالشت با من اينکارُ کرده ؟

00:33:50.800 --> 00:33:57.500
ببينم حتي منُ به عنوانِ پادشاه فرض مي کنين ؟

00:33:57.500 --> 00:34:02.070
برايِ من حتي يه لحظه بيشتر اينجا
... مونده ضجرآور و ناخوشاينـــده

00:34:02.090 --> 00:34:05.030
. پس جلسه امروز همينجا به پايان ميرسه

00:34:05.030 --> 00:34:08.430
بعلاوه، مي خواد مطمئن بشم
... که تغييراتِ شغلي اعمال ميشه

00:34:08.460 --> 00:34:11.440
. تمامِ تصميماتِ امروز بدونِ تغييري

00:34:12.670 --> 00:34:20.650
، اگه هر کسي حرفِ بيشتري برايِ گفتن داره
همين الان از دربار بره بيرون! فهميدين ؟

00:34:34.070 --> 00:34:37.670
ملکه . بانو جانگ سوک ون
. اينجاست که شما رو ببينه

00:34:37.670 --> 00:34:39.360
. بزارين بيـــــاد داخل

00:34:42.880 --> 00:34:45.880
. ديشب کارتُ خوب انجام دادي

00:34:45.880 --> 00:34:48.550
کارم رو خوب انجام دادم ؟

00:34:51.200 --> 00:34:54.960
در موردِ لوژي از سلسلهِ
هان چيزي مي دوني ؟

00:34:54.960 --> 00:35:01.530
ازش چيزايي شنيدم. اون همسرِ
. ليو بانگ بون که سلسلهِ هان رو تاسيس کرد

00:35:01.530 --> 00:35:06.900
بله، لويي بائک به لو ژي به
. خاطرِ تاسيسِ هـــان خيلي مديون بود

00:35:06.900 --> 00:35:10.610
، اما بعد از اينکه به امپراطور تبديل شد
... ليو بائک ، لو ژي رو ترک کرد

00:35:10.610 --> 00:35:13.300
. و عاشقِ کنکوباينِ زيباش شــــد

00:35:13.300 --> 00:35:22.090
اون حتي پسرِ وليعهد رو هم به عنوانِ
. وليعهــــد خودش معرفي کرد

00:35:22.090 --> 00:35:24.490
... چرا دارين بهم اين داستانُ مي گين

00:35:24.490 --> 00:35:27.470
به همين خاطر بود که خشمِ
... لو ژي هر روز بيشتر و بيشتر شد

00:35:27.490 --> 00:35:30.850
و منتظرِ روزي رسيد که
. جوابِ همهِ اين تحقيرها رو پس بده

00:35:30.850 --> 00:35:33.430
... اما سرنوشت لـــوژي رو رها نکرد

00:35:33.430 --> 00:35:38.310
ليو بائک يه دفعه اي مرد و پسرِ
. لـــوژي امپراطور شد

00:35:40.080 --> 00:35:44.880
مي دوني لوژي بعد از اينکه به
ملکهِ وارثه تبديل شد چي کار کرد ؟

00:35:45.900 --> 00:35:47.770
چيکار کــــرد ؟

00:35:49.520 --> 00:35:53.200
اون بازوها و پاهايِ کنکوباين رو
. قطع کرد و در آغل خوک ها انداخت

00:35:53.200 --> 00:35:55.350
. تبديلش کرد به يه انسانِ مثلِ خوک

00:35:56.500 --> 00:35:58.400
کنکوبايني که از همهِ
... تجملات لذت مي برد

00:35:58.430 --> 00:36:00.310
کسي که در اين جهان
... محبوبترين نزدِ امپراطور بود

00:36:00.310 --> 00:36:04.760
تبديل به انساني خوکي شد
. که همهِ زندگي اش ضجر و درد مي کشيد

00:36:06.560 --> 00:36:11.950
همش اين نيست . لــــوژي پسرِ
. کنکوباين رو هم مسموم کرد و کشت

00:36:11.950 --> 00:36:19.660
دارين با اينهمه خشم اينا رو بهم ميگين ؟
... همش به خاطرِ ديشب بوده

00:36:19.660 --> 00:36:24.810
. اينطوري نيست
. نه، اينطوري نيست

00:36:24.810 --> 00:36:29.290
حتي اگه من ملکهِ مادري بشم
... که پسرم تاج و تخت رو به ارث ميبره

00:36:29.290 --> 00:36:34.180
. هرگز مثلِ لـــوژي از تو انتقام نمي گيرم

00:36:36.060 --> 00:36:39.530
. بهت نشون مي دم که سخاوت يعني چي

00:36:39.530 --> 00:36:45.720
و بعدش مجبورت مي کنم از قصر بري
. و خودت به يه راهب تبديل بشي

00:36:51.160 --> 00:36:55.200
. من جانگ اوک جانگ هستم

00:36:55.930 --> 00:37:01.280
، همونطوري که شما لوژي نيستين
. منم اون کنکوباين نيستم

00:37:01.280 --> 00:37:07.090
به همين خاطر هرگز قصر
. رو ترک نمي کنم و راهب نمي شم

00:37:09.260 --> 00:37:13.490
، اگه چيزِ بيشتري نمونده
. ديگه از حضورتون مرخص ميشم

00:37:43.650 --> 00:37:45.860
! شروع

00:37:50.450 --> 00:37:52.540
! شروع

00:37:52.540 --> 00:37:56.200
تغييرات اين دوره باعث هرج
.و مـــرج و سرو صدايِ زيادي شده، اعليحضرت

00:37:56.200 --> 00:38:00.340
حتي نصفــه روزم نشده که شايعات
بيرونِ قصر پراکنده شده ؟

00:38:00.340 --> 00:38:06.210
، خــب، بعد از اينهمه سروصدا تويِ دربار
. اخبار مي تونستن از ديوارها برن بيرون

00:38:06.210 --> 00:38:09.620
تازه شايعه اي هم در رابطه با
... جانگ سوک ون وجود داره

00:38:09.620 --> 00:38:11.850
. به همين خاطر نگران شـــدم

00:38:12.270 --> 00:38:17.800
تو هم فکر مي کني که نتيجهِ زمزمهِ
هايِ بالشت، اين اتفاقات بوده ؟

00:38:19.370 --> 00:38:24.570
در ظاهر چويي سئون دانگ و
. جو سا سئوک با هم ارتباطِ صميمي اي دارند

00:38:24.570 --> 00:38:26.730
اما در واقع، من فقط کسايي که در

00:38:26.760 --> 00:38:28.700
. زمينه مسائلِ مرزهايِ شمالي فعال بودن، رو انتخاب کردم

00:38:28.700 --> 00:38:33.500
تا زمينهِ تقويتِ نظامي رو بيشتر
. کنم و هم اونُ پخش کنــــَم

00:38:34.500 --> 00:38:35.750
... منظورت اينـــِکه

00:38:35.750 --> 00:38:39.970
از اين طريق، اوک جانگ بهم
... در سياستم کمک کرده

00:38:39.990 --> 00:38:44.280
با کارکردن رويِ مرزهايِ شمالي
. همراه با جـــو سا سئوک

00:38:44.280 --> 00:38:50.300
و همزمان با اين مسائل ساختِ قلعه در
. کوهِ بوخان در گويانگ شروع ميشه

00:38:50.300 --> 00:38:54.700
منظورت اينــِکه، جانگ سوک ون
کاري رو که تو ازش خواستي رو انجام داده؟

00:38:54.700 --> 00:38:58.460
... حتي اگه بهش زنِ افسونگـــر بگن

00:38:58.460 --> 00:39:01.130
. خودش گفت که سهمش رو برايِ کمک بهم انجام ميده

00:39:02.350 --> 00:39:07.300
همونطوري که اوک جانگ زنم
. هست شريکِ سياسي ام هم هست

00:39:07.300 --> 00:39:12.650
. به همين خاطرِه که اوک جانگ رو خيلي زياد دوست دارم

00:39:14.790 --> 00:39:22.930
اما اين موضوع نگرانم مي کنه امکان داره
. اين مسائل زندگيِ بانو جانگ سوک ون رو در خطر بندازه

00:39:22.930 --> 00:39:26.220
... زندگيِ جانگ سوک ون رو در خطر بندازه

00:39:27.840 --> 00:39:29.630
. امکــــان نداره

00:39:29.630 --> 00:39:32.870
. با هرچيزي که دارم ازش محافظت مي کنم

00:39:40.690 --> 00:39:43.660
اون مثلِ لــوژي ازم انتقام نمي گيره ؟

00:39:43.660 --> 00:39:46.880
! بايد اينا رو بعد از اينکه پسردار شد مي گفت

00:39:46.880 --> 00:39:50.990
منم دارم همينُ مي گم! با مهربونيِ ظاهري اش
... داره چهرهِ شما رو قطعه قطعه مي کنه

00:39:53.200 --> 00:39:57.620
فقط تصورِ خوکِ انساني
... خودش خيلي وحشتناکـــِه

00:39:57.620 --> 00:39:59.860
خانم، چي شده ؟

00:40:01.210 --> 00:40:03.500
مدتِ زيادي از وقتي که در خياط خونهِ
. سلطنتي کار بودين ، مي گــــذره

00:40:06.980 --> 00:40:09.600
! بانو سوک ون اينجاست

00:40:35.060 --> 00:40:38.270
. خانم، خواهش مي کنم ما رو عفو کنين

00:40:38.270 --> 00:40:41.840
من زندگيِ شما رو در دستام گرفتم ؟

00:40:41.840 --> 00:40:49.100
... يه چيزي تويِ همين مايه ها
. ما خيلي خيلي ... متاسفيم

00:40:49.100 --> 00:40:53.290
. خواهش مي کنم ما رو از قصر بيرون نکنين

00:40:57.430 --> 00:41:00.120
. بانو سوک ون، اومــــدين

00:41:04.340 --> 00:41:09.670
، بايد برايِ هرچيزي به ما خبر بدين
برايِ چـــي به اينجا اومدين ؟

00:41:09.670 --> 00:41:11.820
. فقط داشتم از اينجا رد مي شدم

00:41:11.820 --> 00:41:14.400
مي تونيم با هم يه چايي بخوريم ؟

00:41:20.880 --> 00:41:23.550
... يادتون مياد ؟ بهم گفتين که برم

00:41:23.570 --> 00:41:26.850
از خياط خونهِ سلطنتي
. اگه انگيزهِ ديگه اي دارم

00:41:26.850 --> 00:41:29.530
... از شنيدنِ اين حرف خيلي نااميد شدم

00:41:29.530 --> 00:41:31.790
. اما در نهايت به يه مسيرِ ديگه کشيده شدم

00:41:33.190 --> 00:41:39.120
هيچ کس نمي تونه از زندگي اش مطمئن باشه
. تا وقتي که به انتهايِ جـــاده برسه

00:41:39.120 --> 00:41:43.820
اما همه بايد تمامِ تلاششون رو
. برايِ خوب زندگي کردن بکنن

00:41:43.820 --> 00:41:49.210
. منم يه رويا از يه زندگيِ نامشخص داشتم

00:41:50.800 --> 00:41:57.140
يه روز، وقتي که لباسِ بهترين
... زنِ کره رو پوشيدم

00:41:58.200 --> 00:42:00.930
... مي توني همون لباس رو هم برايِ من درست کني

00:42:00.960 --> 00:42:03.410
، توسطِ بهترين خياطتت
بانويِ دربار چئون ؟

00:42:05.810 --> 00:42:10.980
همونطوري که گفتين، هيچ کس
. نمي تونه دربارهِ زندگي اش مطمئن باشه

00:42:10.980 --> 00:42:18.060
بعضي وقتا، من مي خوام همهِ چيزم رو
. رويِ چيزهايِ نا مشخص شرط ببندم

00:42:21.780 --> 00:42:25.600
، اگه اينطوري بود
. بزارين يه بارِ ديگه همديگرُ ببينيم

00:42:32.370 --> 00:42:33.650
! اوک جانگ

00:42:33.650 --> 00:42:37.980
. منظورم، بانو سوک ونـــِه

00:42:37.980 --> 00:42:41.230
... دشمنان بر رويِ پل همديگرُ ملاقات کردن

00:42:41.230 --> 00:42:43.180
. بايد ملاقاتِ ما هم همين معنا رو بده

00:42:45.960 --> 00:42:52.060
اون روز ... وقتي معلممون مرد و
... مغازه آتيش گرفت

00:42:52.060 --> 00:42:57.200
. تو بايد بدوني که چطوري آتيش شروع شد
کـــي آتيش رو روشن کرده بود ؟

00:42:57.200 --> 00:42:58.920
چطوري مي تونستم چيزي در اينمورد بدونم ؟

00:43:01.900 --> 00:43:04.180
چـــرا يهويي دارين ازم اين سوالاتُ مي پرسين؟

00:43:04.180 --> 00:43:06.470
. فقط بايد جواب بدي

00:43:06.470 --> 00:43:08.710
چطوري آتيش روشن شد ؟
تو بودي که آتيش رو روشن کردي؟

00:43:08.710 --> 00:43:11.950
نه! قطعاً اين من نبودم که آتيش رو
! روشن کرده بودم

00:43:13.100 --> 00:43:17.750
... يه مرد با تــَتويي رويِ بازوش رو اونجا ديدم

00:43:17.750 --> 00:43:21.500
يه مرد با تـــَتو رويِ بازوش ؟
صورتش رو نديدي ؟

00:43:21.500 --> 00:43:24.370
... زمانِ زيادي گذشته

00:43:31.180 --> 00:43:34.110
پس جـــرا با من اونکارُ کردي ؟

00:43:35.650 --> 00:43:41.340
... من ... من فقط

00:43:42.900 --> 00:43:45.070
! همش به خاطرِ چــي سو بود

00:43:46.100 --> 00:43:47.930
! به خاطرِ چي سو اينکارُ کرده بودم

00:43:47.930 --> 00:43:50.950
، اون هرگز به من حتي يه نگاه هم نمي نداخت
! اما هميشه دنبالِ تو مي گشت

00:43:50.950 --> 00:43:54.660
منظورم اينکه، اون هميشه و هميشه
... مراقبِ بانو سوک ون بود

00:43:54.660 --> 00:43:56.530
! و من از اين وضعيت متنفر بودم

00:43:56.530 --> 00:44:04.040
به همين خاطر معلممون مرد و من
هم به همين خاطر بايد مي مردم ؟

00:44:04.040 --> 00:44:08.310
به خاطرِ خلق و خويِ بلدت و
خودخواهي ات ؟

00:44:30.610 --> 00:44:35.540
! پــــدر

00:44:37.130 --> 00:44:39.510
. خواهش مي کنم منُ با خودت ببر

00:44:42.320 --> 00:44:44.560
! پـــــدر

00:44:48.510 --> 00:44:55.000
! پـــــدر

00:44:58.450 --> 00:45:00.750
. بيشتر از اين گريه نمي کنم

00:45:06.000 --> 00:45:10.730
. دوست ندارم که تو هم گريه کني

00:45:34.640 --> 00:45:38.070
! مرد! بينِ اين همه جــــا

00:45:44.280 --> 00:45:46.270
. وايِ خدايِ من ... خوشحالم مي بينمت

00:45:46.270 --> 00:45:48.870
. خوبه که کسي با افکارِ مشابه رو ببينم

00:45:50.260 --> 00:45:51.720
. اينا برايِ من نيست

00:45:51.720 --> 00:45:56.110
. البته اينا رو تويِ روزِ روشن مي گي

00:45:56.110 --> 00:46:00.860
تا از کجا آورديش ؟
از چيـــن ؟ يا از جايِ ديگه اي ؟

00:46:01.450 --> 00:46:03.550
مردم فقط اونچيزي رو که
. دوست دارن رو مي بينن

00:46:03.550 --> 00:46:05.940
چــــي ؟

00:46:07.060 --> 00:46:11.950
اينقدر خشن به نظر مياي اما مثلِ
. يه دختر ناراحت و عصباني مي شي

00:46:32.980 --> 00:46:38.430
استاد جين، خوش اومدين . من سئول هيانگ
. هستم اين مکانِ منِ ول رو اداره مي کنم

00:46:38.430 --> 00:46:43.560
اينجا همون مکاني نيست که
جانگ هيون 10 سالِ پيش اونُ ساخته بود ؟

00:46:43.560 --> 00:46:50.010
بله و هيچ کس غير از پادشاه نمي تونه در خانهِ اي
. با بيش از 99 اتاق در چوسان زندگي کنـــِه

00:46:50.010 --> 00:46:55.730
اما جانگ هيون مکاني بزرگتر ساخت
. و به اين رويا تحقق بخشيــــد

00:46:55.730 --> 00:46:59.770
چــــرا اين مکانُ مي خواين ؟

00:47:15.660 --> 00:47:17.070
. ازش خوشم ميــــاد

00:47:17.070 --> 00:47:23.440
کي مي تونه ببينمش ؟ کسي دربار
... که اينجا در دستايِ اونـــِه

00:47:35.170 --> 00:47:39.040
. استاد جين، لـــُرد مين اينجاست

00:47:56.270 --> 00:48:00.040
يه کم شوکه شدم چون از اونچيزي
. که فکر مي کردم جوون تــــري

00:48:01.610 --> 00:48:07.320
شنيدم که شما هم در چين از همه
. پولدارترين و هم قدرتِ نفوذي در دربارِ چين دارين

00:48:08.480 --> 00:48:11.290
. به همين خاطر فکر مي کردم کمي سالخورده تر باشين

00:48:11.290 --> 00:48:16.140
استاد جين منُ به عنوانِ
. پدر خوانده تون در نظر بگيرين

00:48:16.140 --> 00:48:21.600
، ايشون خيلي سرشون براي ترک کردن چين
. بــــراي تجارت به چوسان همراهِ من شلوغ بود

00:48:21.600 --> 00:48:24.090
از چـــوسان هستين ؟

00:48:24.090 --> 00:48:28.070
. فکر مي کردم استاد جين از چين هستين

00:48:28.070 --> 00:48:32.710
، نيازي نيست پدرم رو بشناسين
. اما از چوسان هستم

00:48:32.710 --> 00:48:38.620
که اينطور ... بعداً در اينمورد
. با هم صحبت مي کنيم

00:48:41.520 --> 00:48:44.390
. ميرم ســـرِ اصلِ مطلب

00:48:45.840 --> 00:48:47.560
... مي خوام بودجه هايِ سياسي رو زياد کنم

00:48:47.590 --> 00:48:49.350
. برايِ حزبِ غربيِ خودمون

00:48:49.350 --> 00:48:53.720
بنابراين، به چه مبلغي فکر مي کنين ؟

00:48:56.030 --> 00:49:01.690
... هرچقدر که شما بخواين
. هرچيزي باشه رو بهتون مي دم

00:49:01.690 --> 00:49:05.770
. خيلي خون گـــرم هستين

00:49:05.770 --> 00:49:11.360
پس حقِ تجاري هم که مي خواين
بايد خيلي بزرگ باشه ؟

00:49:11.360 --> 00:49:16.690
. فقط يه چيز هست که من مي خوام

00:49:18.560 --> 00:49:20.150
چي هست ؟

00:49:20.560 --> 00:49:22.600
. ســـرِ جانگ هيون رو

00:49:24.410 --> 00:49:26.560
. اومدم اونُ با خودم ببرم

00:49:28.890 --> 00:49:33.090
همه چـــي خوب پيش رفت ؟ -
. البتـــــه -

00:49:33.090 --> 00:49:37.090
اما دفعه بعد، کوانگ سون رو برايِ
. چنينِ ماموريتِ کوچيکي بفرست

00:49:37.090 --> 00:49:42.540
خواهرِ من ، بانو سوک ون
. هست که اونم محبوبِ اعليحضرتـــِه

00:49:42.540 --> 00:49:46.940
چطوري مي توني شکمِ گشنه ات رو با
مقامِ سوک ون پر کني ؟

00:49:46.940 --> 00:49:52.300
. درسته، يه چيزي تويِ راهِ برگشت شنيدم

00:49:52.300 --> 00:49:57.830
اين بار يه تاجرِ بزرگ چيني
. با کشتي به اينجا اومده

00:49:57.830 --> 00:50:00.990
يه تاجـــرِ بزرگِ چيني ؟
کي هست ؟

00:50:00.990 --> 00:50:04.990
. شنيدم که اسمش استاد جينــه
... به همين خاطر بررسي کردم

00:50:05.020 --> 00:50:08.330
. اما چيزِ زيادي نفهميدم

00:50:08.330 --> 00:50:15.710
استاد جين ... حتي شنيدنِ اسمش هم
. منُ ناراحت مي کنه

00:50:25.250 --> 00:50:28.850
. مادر، ازتون يه درخواستي دارم

00:50:28.850 --> 00:50:34.800
درخواست ؟ چه درخواستي؟
. خواهش مي کنم بهم بگـــو

00:50:35.270 --> 00:50:40.870
شما همسرِ درباريان رو برايِ
. مراسمِ مادرم دعوت کردي

00:50:40.870 --> 00:50:42.960
. بله اينکارُ کردم

00:50:42.960 --> 00:50:47.660
اما اين مسئله منُ اذيت مي کنه
. که مادرِ جانگ سوک ون دعوت نشده

00:50:47.660 --> 00:50:51.600
... کافي اه . نمي خوام چشمم بهش بيوفته

00:50:51.630 --> 00:50:55.140
اونم حتي تصادفي، پس برايِ
. چي خودم رو با دعوت کردنش اذيت کنم

00:50:55.140 --> 00:50:58.980
چرا حتي زحمتِ دعوت کردنش رو هم به خودم بدم؟

00:50:58.980 --> 00:51:04.170
، اگه اعليحضرت بفهمه
... حتماً نااميد ميشه و ميگه که ناعادلانه است

00:51:04.170 --> 00:51:09.430
و شنيدم که مادرِ جانگ سوک وون
... هم خيلي ضعيفه

00:51:09.430 --> 00:51:14.530
به نظر مي رسه شايعات در موردِ برده
. بودنش باعث شده خيلي سختي بکشه

00:51:14.530 --> 00:51:17.140
خيلي سختي بکشه ؟

00:51:18.440 --> 00:51:20.560
چه شايعاتــــي ؟

00:51:20.560 --> 00:51:25.650
جانگ سوک ون يه برده بوده
... اونم در خونهِ لـــُرد جو سا سئوک

00:51:25.650 --> 00:51:30.010
. اما قطعاً نمي تونم اينُ تصديق کنم

00:51:30.010 --> 00:51:35.000
... چه خونِ زمختي

00:51:35.000 --> 00:51:38.380
... پس اگه تو هم مثلِ مادرم باهاش رفتار کني

00:51:38.410 --> 00:51:41.160
... بدونِ اينکه به عنوان برده جداش کني

00:51:41.160 --> 00:51:42.960
. بعدش ازم واقعاً ممنون ميشه

00:51:42.960 --> 00:51:48.670
حتي نمي تونه پيشِ ما بشينه فقط به
... خاطرِ طبقه اجتماعي اش حتي اگه دعوتش کنيم

00:51:48.670 --> 00:51:50.940
. به همين خاطرِ هست که اصلاً نبايد دعوتش کنيم

00:51:50.940 --> 00:51:54.340
. مهموني امون رو خراب مي کنه

00:51:57.340 --> 00:52:00.150
! اوه ... ملکه

00:52:01.040 --> 00:52:07.750
شايد بايد به قلبِ اون زنيکه با استفادهِ
. از مادرش ضربه بزنيم

00:52:07.750 --> 00:52:13.570
مي توني تحقيرِ اون شب رو هم
. انتقامش رو بگيري

00:52:15.160 --> 00:52:20.510
. بايد همين الان مادرِ اون زنيکه رو دعوت کنم

00:52:21.780 --> 00:52:23.230
. همين حالا

00:52:40.260 --> 00:52:41.880
... اعليحضرت

00:52:41.880 --> 00:52:47.420
. بايد خبرهايِ خوبي داشته باشي
. از هميشه خوشحالتــــري

00:52:48.500 --> 00:52:51.830
. در واقع، مادرم امروز داره مياد

00:52:51.830 --> 00:52:54.130
درسته ؟ -
. بلـــه -

00:52:54.130 --> 00:52:58.100
حتي مادرم هم به مراسمِ مهمونيِ
. همسرانِ درباريِ امروز دعوت شده

00:52:58.100 --> 00:53:03.810
مادرم واقعاً دلش مي خواست قصرُ ببينه
. به همين خاطر خيلي خيلي خوشحالم ...

00:53:03.810 --> 00:53:05.270
. بايد هم خوشحال باشي

00:53:06.640 --> 00:53:11.020
بعد از اينکه آتيشِ مسائلِ اخير رو
. خاموش کنم ، ميام

00:53:11.020 --> 00:53:12.620
واقعــــاً ؟

00:53:12.620 --> 00:53:17.250
اوک جانگِ من، امروز
. مثلِ يه بچه هيجان زده هستي

00:53:17.250 --> 00:53:21.960
اعليحضرت، زمانِ خوبي برايِ
. رياست به سالنِ اصلي هست

00:54:05.510 --> 00:54:10.040
چـــرا انقدر آرومي ؟
! اينطوري اينجا گم ميشي

00:54:10.040 --> 00:54:13.680
. متاسفـــم

00:54:23.030 --> 00:54:25.150
چطوري اومدي اينجا ؟

00:54:29.660 --> 00:54:33.070
... منُ ببخشين
. مي ريم شما مي تونين باهاشون صحبت کنين

00:54:44.280 --> 00:54:46.530
به اينجا اومدي تا بانو سوک ون رو ببيني ؟

00:54:46.530 --> 00:54:49.380
. بلـــه، لـــُرد جو

00:54:49.380 --> 00:54:52.940
... حتماً دفعهِ اولت هست که به قصر وارد شدي

00:54:52.960 --> 00:54:55.100
پس چرا انقدر آروم و ساکتي ؟

00:54:55.100 --> 00:55:05.930
از اونجايي که من مادرشم، نگرانم که
... دخترم رويِ پوستِ تخم مرغ قدم بزاره

00:55:05.930 --> 00:55:08.820
. زياد نيازي نيست نگران باشي

00:55:08.820 --> 00:55:12.380
. خيلي عاقلــــي

00:55:13.840 --> 00:55:16.160
. پس نيازي به نگراني نيست

00:55:18.420 --> 00:55:20.810
اين ديگه کي اه ؟

00:55:21.190 --> 00:55:23.790
. به نظر نمي رسه از زنهايِ قصر باشه

00:55:23.790 --> 00:55:29.920
... اونطوري که داره با جوساسئوک حرف ميزنه
. به نظر مي رسه مادرِ جانگ سوک ون باشه

00:55:29.920 --> 00:55:32.360
چطوري فهميدي ؟

00:55:33.920 --> 00:55:36.510
هنوز در اينُ نمي دوني ؟

00:55:37.820 --> 00:55:39.500
در موردِ چي نمي دونم ؟

00:55:39.500 --> 00:55:44.430
خيلي مبتذله، خيلي سختــه که به عنوانِ
... يه مردِ نجيب به زبون بيارمش، اما

00:56:03.430 --> 00:56:06.420
از اونجايي که اين کــِرم با
... کرمِ ابريشمِ گرانبها ساخته شده

00:56:06.420 --> 00:56:09.700
. هديهِ خيلي مناسبي برايِ ملکهِ مادر هست

00:56:09.700 --> 00:56:15.040
برايِ سفيد کردن و بهتر شدنِ پوست
. و همينطور سفيد کردنش خيلي مناسبه

00:56:16.650 --> 00:56:20.730
... صحبت در موردِ لوازمِ آرايشي کافي اه

00:56:21.930 --> 00:56:26.170
بهم کمک کنين که يه راه حلِ
. پيدا کنم تا بعد از حموم پوست صاف بشه

00:56:26.170 --> 00:56:28.990
... ملکهِ مادر فهميده که اين مسئله خيلي مهمه

00:56:29.010 --> 00:56:32.060
تا شان و منزلتتون رو در مقابلِ
. همسرانِ درباري نشون بدين

00:56:32.060 --> 00:56:36.180
به همين خاطر ازم خواستن که
. بهتون پيشنهاد بدم اونُ به عنوانِ کادو ببرين

00:56:36.180 --> 00:56:41.120
، اما مـــادرم هم داره مياد
. به همين خاطر بايد برم استقبالش

00:56:41.120 --> 00:56:43.210
. من اسکورتشون مي کنم

00:56:43.210 --> 00:56:47.260
بانو سوک ون، چرا شما
کارتون رو تموم نمي کنين ؟

00:56:50.730 --> 00:56:52.520
. ممنونم

00:57:10.910 --> 00:57:13.520
. ملکــــه

00:57:17.390 --> 00:57:21.320
مادر، آيا سفرِ دلپذيري داشتين ؟

00:57:21.320 --> 00:57:26.180
. باهام خوب رفتار شد
شما خوبي ؟

00:57:26.180 --> 00:57:32.350
، خوبه . راهِ دوري رو اومدين
. پس خواهش مي کنم بشينين

00:57:32.350 --> 00:57:33.980
. خواهش مي کنم بشينين

00:57:37.250 --> 00:57:40.680
. کي اه ... قبلاً هرگز نديده بوديمش

00:57:42.080 --> 00:57:45.160
! مادرِ بانو سوک ون رسيدن

00:57:45.160 --> 00:57:49.230
. منُ ببخشين، يکم دير رسيدم

00:57:54.770 --> 00:57:57.600
چطوري جرات مي کني با
! سطحِ پايينِ طبقاتي ات بياي بالا

00:57:58.620 --> 00:58:02.880
تو مادرِ همون زنيکه جانگ سوک ون هستي؟

00:58:02.880 --> 00:58:08.150
. بله، من مادرِ بانو سوک ون هستم

00:58:08.150 --> 00:58:14.410
اما چطوري جرات مي کني با ما
زنهايِ از طبقهِ اشراف با وجودِ اينکه برده اي بشيني؟

00:58:14.410 --> 00:58:17.480
. بانويِ من، از نظرتون واقعاً ممنونيم

00:58:19.060 --> 00:58:22.640
... منُ ببخشين، من فقط

00:58:22.640 --> 00:58:27.770
پس داري به چي فکر مي کني ؟
بازم مي خوام اصرار کني که با ما بشيني ؟

00:58:27.770 --> 00:58:33.170
. نه، اصرار نمي کنم
... هرجايي که برام مشخص کرده باشين رو

00:58:33.170 --> 00:58:36.930
بانويِ دربار هونگ، ميزي
. که قبلاً آماده شده رو بيارين

00:58:36.930 --> 00:58:39.240
. بله، بانويِ من

00:58:40.880 --> 00:58:42.850
. مکانِ نشستنِ ايشون رو آماده کنين

00:58:50.300 --> 00:58:52.290
. بشينين

00:59:12.260 --> 00:59:18.130
ببين، از اونجايي که الان اونجا
. نشستي ، برايِ منم کمي آب بيار

00:59:18.130 --> 00:59:22.010
، به خاطر اومدن با کجـــواه تشنه شدم
. به همين خاطر تا الان آبي که همراه داشتم رو خوردم

00:59:24.360 --> 00:59:27.380
داري چيکار مي کني ؟
! بهت گفتم که آب بيار

00:59:30.000 --> 00:59:33.690
آوردنِ آب بايد کاري باشه که
... تو ميليون ها بار انجامش دادي

00:59:34.700 --> 00:59:36.670
... حالا فقط اونجا نشستي

01:00:00.280 --> 01:00:01.720
! مـــــادر

01:00:06.080 --> 01:00:08.120
. خــــانم

01:00:08.120 --> 01:00:12.500
مادر ... اينجا چيکار مي کني ؟

01:00:12.500 --> 01:00:18.950
به عنوانِ يه زنِ سطحِ پايين نمي تونم
... با اشرافزاده ها بشينم

01:00:18.950 --> 01:00:23.430
تو مادرِ من هستي ، کسي که
. به رتبهِ 4 ارتقاء پيدا کرده

01:00:23.430 --> 01:00:28.250
چطوري مي توني رويِ حصيرِ ني
بشيني و هيچ فرقي با خاک نکني ؟

01:00:29.850 --> 01:00:34.190
. اصلاً مهم نيست
. مشکلي نيست

01:00:54.110 --> 01:00:58.920
به همين خاطر بود که مادرم رو دعوت کردين؟

01:01:00.380 --> 01:01:04.250
، تو کسي بودي که به اين رتبه ارتقاء پيدا کردي
. نه مـــادرت

01:01:04.250 --> 01:01:08.830
اگه اين اتفاق بيوفته بقيهِ بانوان
. احساسِ ناراحتي مي کنن

01:01:08.830 --> 01:01:13.070
. ملکه ، شما نبايد اينُ بگين

01:01:13.070 --> 01:01:20.300
برايِ شما ضجرآور نبود اگه که
با مادرتون همينطوري رفتار مي شد ؟

01:01:21.730 --> 01:01:26.650
... وقتي که باعثِ درد و ضجر ميشه به من هم صدمه وارد ميشه

01:01:26.650 --> 01:01:31.490
اما با سطحِ طبقاتي مي تونم چيکار کنم ؟
! و اينکه پايينترين فردِ چوسانـــِه

01:01:35.910 --> 01:01:40.850
. نيازي نيست که باهاش صحبت کني

01:01:40.850 --> 01:01:47.840
شنيدم که مادرت شايعاتِ تاسف باري
. رو در موردِ خدمتکارِ سطح پايين بودن باخودش ميکشه

01:01:47.840 --> 01:01:52.770
بعلاوه، شنيدم که پدرت واقعي ات هم يه جايِ ديگه است؟

01:01:52.770 --> 01:01:55.850
! ملکــــهِ مادر

01:02:04.640 --> 01:02:08.790
! خودت گفتي که مراقبِ مادرم هستي

01:02:08.790 --> 01:02:11.080
و اينطوري ازش مراقبت مي کني ؟

01:02:11.080 --> 01:02:14.760
... نگاه کن، من فقط

01:02:18.040 --> 01:02:22.800
يه بانويِ دربار سطحِ پايين يک
کنکوباينِ با اين مقامِ مناسب رو با کلمهِ نگاه کن خطاب ميکنه؟

01:02:22.800 --> 01:02:25.650
به اين ميگن آداب و رســـومِ قصـــر ؟

01:02:25.650 --> 01:02:28.170
... اين زنيکه

01:02:36.480 --> 01:02:38.410
... زدنِ بانويِ دربارِ ملکهِ مادر

01:02:38.440 --> 01:02:40.390
. مثلِ زدنِ ملکهِ مــــادر هست

01:02:40.390 --> 01:02:42.020
خيلي بي ادب نشــــدي ؟

01:02:42.020 --> 01:02:45.350
نکنه بايد ما تحمل کنيم اين بي ادبي رو يا نه ؟

01:02:45.350 --> 01:02:53.060
بانويِ دربار هونگ از من خيلي
... سطحِ پايين تــــرِه

01:02:53.060 --> 01:02:56.760
. من کنکوبايني هستم که به اعليحضرت خدمت ميکنم

01:02:56.760 --> 01:03:00.250
... و اينکه مي تونم تحقير به خودم رو تحمل کنم

01:03:00.250 --> 01:03:02.390
. اما نمي تونم تحقيرِ مادرم رو تحمل کنم

01:03:02.390 --> 01:03:05.410
فهمـــيدين ؟

01:03:06.000 --> 01:03:15.260
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:25.110 --> 01:03:29.060
عقب بر نمي گردم و چيزِ
. ديگــهِ با ارزشي رو از دست نمي دم

01:03:29.060 --> 01:03:31.170
! جسارتت به خاطرِ يه دليلي هست

01:03:31.170 --> 01:03:34.370
. به نظر مي رسه که جانگ سوک ون حامله است

01:03:34.370 --> 01:03:36.710
... چيکار مي تونم بکنــــَم

01:03:36.710 --> 01:03:40.180
. مراقب اين قضيه هستم
. خواهش مي کنم تصميمتون رو بگيرين

01:03:40.180 --> 01:03:43.920
. مي خوام اولين پسرم از تو باشـــِه