﻿WEBVTT

00:00:00.430 --> 00:00:03.600
مردی که کسی نبود

00:00:07.130 --> 00:00:08.840
...دومین ژنرال شین که

00:00:11.550 --> 00:00:12.630
.به این مقام رسید ...

00:00:14.300 --> 00:00:17.220
!دو افسر هم مشمول ترفیع‌درجه خواهند شد

00:00:18.050 --> 00:00:21.310
!اوهون، فرمانده یگان چهارهزارنفری گیوکوهو

00:00:21.890 --> 00:00:24.810
!شین، فرمانده یگان چهارهزارنفری فی‌شین

00:00:25.270 --> 00:00:26.230
!جلو بیاید

00:00:28.010 --> 00:00:29.190
!هون-ساما

00:00:31.530 --> 00:00:33.400
!شین، تونستی

00:00:33.980 --> 00:00:34.530
!آره

00:00:35.490 --> 00:00:39.030
.ولی دستاوردهای اوهون توی چویو حسابی بزرگ بود

00:00:39.660 --> 00:00:42.580
نکنه یه‌راست تا اون درجه ترفیع بگیره؟

00:00:48.040 --> 00:00:48.610
!زود باش

00:00:49.120 --> 00:00:49.600
!زود باش

00:00:51.710 --> 00:00:53.550
،در طول نبرد پیشین

00:00:53.720 --> 00:00:59.470
با غلبه بر ریوو و شی‌هاکو از امثال اژدهایان
 ...آتشین وی، در کنار دفاع مستمر از منطقۀ چویو

00:01:00.810 --> 00:01:04.560
افسران مذکور به فرماندهی یگان ...
 .پنج‌هزارنفری منصوب می‌شوند

00:01:09.400 --> 00:01:10.380
!خودشه

00:01:10.610 --> 00:01:12.610
!بالأخره به پنج هزار رسید

00:01:12.780 --> 00:01:13.860
!فقط یه ترفیع دیگه

00:01:14.140 --> 00:01:16.240
!فقط یه ترفیع دیگه مونده، شین

00:01:17.410 --> 00:01:20.530
!تازه اوهون هم همین ترفیع رو گرفت

00:01:20.990 --> 00:01:23.700
.شین بالأخره تونست به پنج هزار برسه

00:01:24.330 --> 00:01:25.340
!تن-دونو

00:01:25.460 --> 00:01:26.170
!آره

00:01:28.710 --> 00:01:32.170
به‌هرحال معلوم بود که نمی‌شه
 .از یه درجه رد بشه و تا ژنرال ترفیع بگیره

00:01:32.550 --> 00:01:34.510
.ولی یه‌کم مونده بود خودش رو برسونه

00:01:38.430 --> 00:01:40.350
.برای کودنی مثل شین، فکرش رو می‌کردم

00:01:40.640 --> 00:01:43.100
.ولی اوهون هم فقط یه درجه ترفیع گرفت

00:01:50.560 --> 00:01:54.650
از قیافه‌ت تابلوئه که راضی نیستی؛
.ولی کله‌گنده‌ها همچین تصمیمی گرفتن

00:01:54.980 --> 00:01:56.900
.من که ازش راضی‌ام

00:01:57.860 --> 00:02:02.740
منظورت از بابت همون دستاوردی که شامل
کشتن اشتباهی ریوو به‌جای گوهومی می‌شه؟

00:02:03.700 --> 00:02:07.960
اگه فرصت کشتن عالی‌رتبه‌ترین فرمانده دشمن
از دستم می‌پرید، از شرم سر به بیابون می‌ذاشتم؛

00:02:08.580 --> 00:02:11.030
.ولی اگه به همین راضی باشی، من دیگه حرفی ندارم

00:02:16.840 --> 00:02:18.260
مرتیکه چه زری زدی؟

00:02:19.480 --> 00:02:20.050
!شین

00:02:20.220 --> 00:02:22.970
!عوضی بفهم داری با کی حرف می‌زنی

00:02:23.680 --> 00:02:25.470
!شین از فی‌شین رو بکشید

00:02:27.430 --> 00:02:30.770
!حـ ــ حداقل سر یه مراسم رسمی رعایت کنید

00:04:02.030 --> 00:04:03.280
،پس از مراسم

00:04:03.740 --> 00:04:08.710
m 371 260 l 305 259 304 326 371 327
سو
هان
شین
وی
ارتش موبو

00:04:03.990 --> 00:04:05.820
...ارتش‌ روکومی و گیوکوهو

00:04:05.990 --> 00:04:08.580
.عازم جبهۀ جنوبی شدن

00:04:09.200 --> 00:04:11.080
،تا در درگیری با ارتش سو

00:04:11.450 --> 00:04:12.750
.به نیروهای موبو ملحق بشن

00:04:15.210 --> 00:04:18.700
.خیلی‌زود تصمیم گرفتی اوهون رو همراه روکوومی بفرستی

00:04:20.300 --> 00:04:21.260
زود؟

00:04:22.080 --> 00:04:23.470
،فرماندهی پنج هزار نیرو

00:04:23.680 --> 00:04:26.640
به‌کل با درجۀ فرماندهی
.چهار یا سه هزار نیرو، تفاوت داره

00:04:27.300 --> 00:04:36.400
،فقط با دید یک فرمانده پنج‌هزارنفری که یه درجه از ژنرال پایین‌تره
.می‌شه به ارزش حقیقی وجود یک ژنرال پی برد

00:04:37.060 --> 00:04:45.200
ژنرال اعظم توو به همین دلیل از جهش یک درجه
.و ترفیع مستقیم اوهون به مقام ژنرال، مخالفت کردن

00:04:45.650 --> 00:04:46.260
ها؟

00:04:47.080 --> 00:04:47.740
!ها؟

00:04:48.280 --> 00:04:52.250
،پس اگه جنابعالی مخالفت نمی‌کردی
 ...اوهون الان یه ژنرال بو

00:04:54.460 --> 00:04:57.750
.گویا وزیر جنگ هم مخالف بودن

00:04:59.210 --> 00:05:01.800
.می‌دونستم ایشون هم درک می‌کنن

00:05:02.550 --> 00:05:05.300
فرماندهی پنج هزار نفر، فقط
 یک نقطۀ شروع محسوب نمی‌شه؛

00:05:06.010 --> 00:05:09.930
مقطعی محسوب می‌شه که با
 .یکه‌تازی به دستاورد می‌رسی

00:05:10.810 --> 00:05:13.640
،اگه قادر به این کار باشید

00:05:14.180 --> 00:05:15.310
.ژنرال‌‌های واقعی می‌شید

00:05:17.980 --> 00:05:23.960
با نبود روکومی و اوهون، مسئولیت دفاع
.از چویو بیش‌ازپیش سنگینی می‌کنه

00:05:24.510 --> 00:05:26.360
.فرمانده پنج هزار نفر، شین

00:05:27.780 --> 00:05:33.290
در زمرۀ نیروهای ریوکوکو قرار می‌گیری
.و دفاع از چویو رو عهده‌دار می‌شی

00:05:42.130 --> 00:05:44.010
...تجربۀ فرماندهی پنج هزار نفر

00:05:44.460 --> 00:05:47.930
.فقط یه قدم دیگه باید بردارم

00:05:48.760 --> 00:05:51.050
هنوز راه زیادی تا ژنرال اعظم مونده؛

00:05:51.390 --> 00:05:52.810
.ولی اولویت اول، مقام ژنراله

00:05:55.850 --> 00:05:57.730
می‌تونی توی پنج سال به مقام ژنرال برسی؟

00:05:58.900 --> 00:06:00.770
،اگه توی پنج سال بتونی

00:06:01.150 --> 00:06:04.070
،پس ژنرالی که در اولین فرمانم عازم فتوحات می‌شه

00:06:04.570 --> 00:06:06.190
!تو می‌شی، شین

00:06:07.860 --> 00:06:10.770
معلومه! هنوز سر قولم هستم؛

00:06:10.980 --> 00:06:12.080
خودت چطور؟

00:06:13.030 --> 00:06:17.210
یه چیزهایی از لحظۀ تحول بودن
مراسم تاج‌گذاری سال بعد می‌گفتی؛ نه؟

00:06:19.500 --> 00:06:20.250
!ریوکوکو

00:06:23.000 --> 00:06:24.380
کانیو کدوم طرفه؟

00:06:24.960 --> 00:06:25.880
!اون طرف

00:06:27.510 --> 00:06:30.180
.این ایالت آی داره مشکل‌ساز می‌شه

00:06:32.760 --> 00:06:35.310
!حالشون رو جا بیار، سی

00:06:35.720 --> 00:06:37.690
کانیو

00:06:37.980 --> 00:06:40.230
!گسترش ایالت آی داره بیشتروبیشتر می‌شه

00:06:40.400 --> 00:06:43.570
انگار حتی هاکوبی و مِی‌یو هم
 !باهاشون دست‌به‌یکی کردن

00:06:43.880 --> 00:06:46.380
آدم‌ها و ثروت زیادی در پشت‌پرده
 .دارن جا عوض می‌کنن

00:06:46.380 --> 00:06:48.470
.حتی سایر ایالات دارن نماینده می‌فرستن

00:06:48.470 --> 00:06:52.260
!گویا آی سرخود مشغول مذاکرات سیاسی شده

00:06:55.140 --> 00:06:58.480
ایالات آی که بی‌هیچ تأییدی و با تغییراتی
،در تایگن، اعلام استقلال کرده بود

00:07:00.810 --> 00:07:05.360
.حتی طرز رفتار رووآی هم اندکی تغییر کرده بود

00:07:07.740 --> 00:07:08.740
.راحت باشید

00:07:09.130 --> 00:07:10.490
.همگی راحت باشید

00:07:14.070 --> 00:07:17.160
!ملکۀ مادر! رووآی-ساما

00:07:17.160 --> 00:07:21.170
همین الان پنج هزار قطعه طلای پیشکش
.از طرف خاندان مِی‌رین رسید

00:07:21.170 --> 00:07:25.040
مِی‌رین؟ منظورت خاندان مِی‌رین از اشراف چائوئه؟

00:07:25.040 --> 00:07:28.870
.ایالات دیگه دارن قدرت ایالت آی رو تقویت می‌کنن

00:07:29.840 --> 00:07:34.720
همه‌چی طبق نقشه پیش رفته؛ ولی چنین میزانی
 .از کمک، فراتر از انتظارات بوده

00:07:35.440 --> 00:07:36.690
!چه حیف

00:07:38.140 --> 00:07:42.850
فکرشم هم آزاردهنده‌ست که
.حدود نصف اینا رو باید به کانیو بفرستیم

00:07:42.850 --> 00:07:47.070
.کودن! این‌طوری منافع خودمون رو حفظ می‌کنیم

00:07:47.070 --> 00:07:49.780
.بازم حیفه

00:07:51.740 --> 00:07:55.950
چرا این پول رو صرف ارتش نکنیم تا کانیو رو از پا دربیاریم؟

00:08:00.250 --> 00:08:02.670
.کورکورانه همچین حرف‌هایی نزن

00:08:02.670 --> 00:08:06.540
ده برابر این پول و آدم‌ها رو لازم داریم
 .تا به کانیو اعلان‌جنگ کنیم

00:08:08.460 --> 00:08:10.840
!مـ ــ مزاح کردم

00:08:10.840 --> 00:08:11.840
!کنار

00:08:15.840 --> 00:08:21.060
.این‌ اواخر ملکۀ مادر اصلاً حال‌واحوال خوشی نداشتن

00:08:21.060 --> 00:08:23.980
.دلیلی داره

00:08:23.980 --> 00:08:26.110
وزیر کورکی؟

00:08:26.110 --> 00:08:29.190
.به‌رغم ملکۀ مادر بودن، ایشون یک زن هستن

00:08:29.190 --> 00:08:33.700
.سخنان مرتبط با جنگ، براشون کسالت‌آوره

00:08:33.700 --> 00:08:37.160
،با مراعات سلامت روانی ملکۀ مادر

00:08:37.160 --> 00:08:41.480
در نظر دارم که باید نقشه‌‌ها
 .رو فقط در جمع مردان مطرح کرد

00:08:42.790 --> 00:08:43.830
نقشه‌؟

00:08:43.830 --> 00:08:45.460
...عارضم که

00:08:45.460 --> 00:08:49.040
.صدالبته، در جهت حمله به کانیو ...

00:08:51.130 --> 00:08:53.550
...و ــ ولی این که

00:09:03.930 --> 00:09:05.890
.لطفاً برگردید داخل

00:09:05.890 --> 00:09:08.690
.هوا داره تاریک و سرد می‌شه

00:09:10.070 --> 00:09:11.730
،این فصل از سال که می‌شه

00:09:14.030 --> 00:09:16.160
.یاد عذاب مادرم میفتم

00:09:17.740 --> 00:09:20.280
.توی چائو و یه کلبه بودیم

00:09:20.280 --> 00:09:22.870
.هر دو تامون لباس‌های پاره‌پوره می‌پوشیدیم

00:09:22.870 --> 00:09:25.370
‫می‌گفت: «باز این فصل لعنتی.»

00:09:25.370 --> 00:09:27.080
.بعد زبونش رو می‌چرخوند

00:09:30.540 --> 00:09:32.800
...اعلی‌حضرت

00:09:32.800 --> 00:09:38.090
اگه آی با این روند به گسترش
 .قلمرو ادامه بده، دیر یا زود از هم می‌پاشه

00:09:38.090 --> 00:09:39.720
...اون موقع

00:09:43.100 --> 00:09:44.850
...کل این مدت

00:09:44.850 --> 00:09:48.600
.فقط به فکر شکست‌دادن ریوفویی بودم ...

00:09:48.600 --> 00:09:51.110
...شاید اینم جزوی از وظایفم باشه که

00:09:51.110 --> 00:09:53.030
.به زجر مادرم پایان بدم ...

00:09:54.610 --> 00:09:58.450
.وظیفه‌ای که به‌عنوان فرزند خونی در قبالش دارم

00:09:58.470 --> 00:10:18.470
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:10:21.640 --> 00:10:23.180
...مراسم سال نو

00:10:23.180 --> 00:10:26.600
.در نهمین سال از سلطنت شی هوانگ برگزار شد ...

00:10:26.600 --> 00:10:28.100
!سال نو مبارک‌ باد

00:10:30.980 --> 00:10:35.400
.سالی که مراسم تاج‌گذاری سی در آن به‌وقوع خواهد پیوست

00:10:39.530 --> 00:10:40.750
!راحت شدم

00:10:41.270 --> 00:10:42.780
!بالأخره راحت شدم

00:10:42.780 --> 00:10:43.580
.خسته به‌نظر میای

00:10:44.280 --> 00:10:45.610
از کی اونجایی؟

00:10:46.120 --> 00:10:47.830
.الان اومدم

00:10:47.830 --> 00:10:49.290
چی شده؟

00:10:49.290 --> 00:10:52.080
استرس فرماندهی پنج هزار نفر؟

00:10:53.280 --> 00:10:54.840
.آره راستش

00:10:54.840 --> 00:10:56.880
.استرس سروکله‌زدن با ریوکوکو

00:10:56.880 --> 00:10:58.590
!تف توش

00:10:58.590 --> 00:11:01.010
چرا از کنارۀ رودخونه دفاع نکردی؟

00:10:58.590 --> 00:11:03.300
!روحمم خبر نداشت همچین آدم رومخی باشه

00:11:01.010 --> 00:11:03.300
!گول نقشه‌شون رو خوردی

00:11:03.300 --> 00:11:08.180
فقط زر می‌زنه و از هر چیزی یه ایراد درمیاره
 !و نمی‌فهمه چطوری خفه‌خون بگیره

00:11:08.180 --> 00:11:09.440
!بگیر! تبریک

00:11:09.440 --> 00:11:10.770
جان؟

00:11:10.770 --> 00:11:13.310
.سال نو شده دیگه

00:11:17.030 --> 00:11:18.030
.آره

00:11:22.070 --> 00:11:25.530
.راستی ریوکوکو حرف تو رو هم پیش کشید

00:11:27.290 --> 00:11:31.330
دراین‌باره که توی اون مراسم به
،یه فرمانده یگان سه‌هزارنفری ترفیع گرفتی

00:11:31.330 --> 00:11:33.580
.و سربازهایی که تحت فرماندهی خودت باشن

00:11:34.540 --> 00:11:38.170
.با پنج هزار تای من، می‌شیم هشت هزار تا

00:11:38.170 --> 00:11:41.930
،اگه کیوکای نایب‌فرمانده یگان فی‌شین باقی بمونه

00:11:41.930 --> 00:11:44.600
.فی‌شین یه یگان هشت‌هزارنفری می‌شه

00:11:44.600 --> 00:11:49.180
از اونجایی که این عدد برای درجه‌ای
 ،که داری، زیادی بزرگه

00:11:49.180 --> 00:11:53.940
منطقی نیست که یگان کیوکای بخواد
 .زیرمجموعه‌ای از یگان فی‌شین باشه

00:11:53.940 --> 00:11:55.400
!چه سخت‌گیر

00:11:55.400 --> 00:11:58.650
!می‌گم دیگه! مرتیکه با همه‌چی مشکل داره

00:11:59.940 --> 00:12:03.700
.ولی حرف بی‌منطقی نیست

00:12:03.700 --> 00:12:06.700
.اما جدا نمی‌شم

00:12:06.700 --> 00:12:09.410
.تا آخرش با یگان فی‌شین می‌مونم

00:12:12.000 --> 00:12:16.210
آره! مثل آب‌خوردن یه بهونه
 !برای ریوکوکو جور می‌کنیم

00:12:18.880 --> 00:12:24.050
،ولی با وجود این‌همه مشکل
 .ساخت‌وساز اینجا داره خوب پیش می‌ره

00:12:24.340 --> 00:12:26.180
.آره گمونم

00:12:27.600 --> 00:12:30.020
.کیوکای، اونجا رو ببین

00:12:30.020 --> 00:12:33.310
وقتی اون دیوار خارجی که دارن
،روش کار می‌کنن، ساخته بشه

00:12:33.310 --> 00:12:37.360
.به حداقل ملزومات یه دژ دفاعی می‌رسیم

00:12:37.360 --> 00:12:39.320
...بعدش بالأخره

00:12:39.320 --> 00:12:40.940
وارد فاز تهاجمی می‌شیم؟

00:12:40.940 --> 00:12:41.940
.آره

00:12:43.150 --> 00:12:45.820
حالا که بالأخره استقرارمون
 ،توی چویو تثبیت شده

00:12:45.820 --> 00:12:48.580
.همین زودیاست که حمله به وی رو شروع کنیم

00:12:48.580 --> 00:12:52.620
.ولی اوضاع داخل کشور به‌نظر خراب میاد

00:12:55.080 --> 00:12:57.130
.امسال همه‌چی مشخص می‌شه

00:12:59.170 --> 00:13:01.170
‫از این پارچه استفاده بشه.

00:13:01.170 --> 00:13:02.380
‫اطاعت!

00:13:02.380 --> 00:13:04.720
‫تزیین هم با این طرح اژدها باشه.

00:13:04.720 --> 00:13:06.550
‫اطاعت!

00:13:06.550 --> 00:13:09.100
‫بالأخره آماده‌سازی مراسم تاجگذاری فرارسید.

00:13:09.890 --> 00:13:12.060
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره،

00:13:12.060 --> 00:13:18.900
‫همه اعلی‌حضرت رو به‌عنوان پادشاه
‫برحق شین به‌رسمیت می‌شناسن.

00:13:18.900 --> 00:13:23.900
‫که این به‌منزلهٔ پیروزی ما،
‫حزب حامی پادشاهه.

00:13:23.900 --> 00:13:29.950
‫مطمئناً ریوفویی تا اون‌موقع،
‫دست‌رودست نمی‌ذاره و بیکار نمی‌شینه.

00:13:29.950 --> 00:13:32.290
‫سرورم!

00:13:32.290 --> 00:13:35.500
‫هزار نفر دیگه هم رسیدن.

00:13:35.500 --> 00:13:37.540
‫دست مریزاد.

00:13:37.540 --> 00:13:41.170
‫اونا رو به‌عنوان محافظین اشخاص خاص،
‫مثل رویی و شی‌شی قرار بده،

00:13:41.170 --> 00:13:43.340
.تا سطح حفاظت تشدید بشه

00:13:43.340 --> 00:13:47.550
‫تا قبل از مراسم حتی ‫یه نفر
.هم نمی‌تونیم از دست بدیم، هکی

00:13:47.550 --> 00:13:49.090
‫اطاعت!

00:13:49.090 --> 00:13:54.600
‫نمی‌ذارم حتی کوچیک‌ترین حرکت
‫ریوفویی از دستم در بره.

00:13:59.650 --> 00:14:00.810
‫ریوفویی-ساما.

00:14:03.360 --> 00:14:06.990
‫نظارت‌های بی‌حدواندازهٔ شوبون‌کون...

00:14:06.990 --> 00:14:09.990
.‫... بیش از انتظار دارن موی دماغ می‌شن

00:14:12.990 --> 00:14:18.710
‫اگه بخوایم اهدافمون رو پیش ببریم،
‫باید در کمال دقت باشه.

00:14:18.710 --> 00:14:21.670
.چنین چیزی نیاز نیست

00:14:27.300 --> 00:14:31.350
.کسایی که وارد عمل می‌شن، ما نیستیم

00:14:31.350 --> 00:14:36.310
‫ایشون نمایندهٔ پادشاه چائو، جووکِی-ساما هستن!

00:14:36.310 --> 00:14:39.730
‫ایشون هم نمایندهٔ پادشاه سو، هوکوریو-ساما هستن!

00:14:41.730 --> 00:14:42.650
.راحت باشید

00:14:42.930 --> 00:14:45.570
.همگی راحت باشید

00:14:45.570 --> 00:14:49.910
‫پادشاه سو از موفقیت‌های روزافزون آی
‫بسیار خوشحال هستن.

00:14:49.910 --> 00:14:54.330
.ایشون رووآی-ساما رو فرد مستعد و آینده‌دار می‌دونن

00:14:54.330 --> 00:14:56.430
‫پـ ـ پادشاه سو...

00:14:56.900 --> 00:14:58.290
من رو؟

00:14:58.960 --> 00:15:02.040
‫علاوه‌ بر این، اعلی‌حضرت گفتن...

00:15:04.380 --> 00:15:08.920
‫«همون‌طور که این ایالت
به نام آی ‫آراسته شده،

00:15:08.920 --> 00:15:11.800
‫چه کسی لایق‌تر از رووآی برای پادشاهی؟»

00:15:15.720 --> 00:15:17.430
‫اینم فکر خوبیه!

00:15:17.430 --> 00:15:21.900
!‫پادشاه چائو هم اظهارات مشابهی داشتن

00:15:21.900 --> 00:15:23.310
‫خدای من!

00:15:23.310 --> 00:15:26.030
‫زنده‌باد پادشاه آی

00:15:23.310 --> 00:15:24.670
من؟

00:15:24.990 --> 00:15:26.030
‫من... پادشاه؟

00:15:26.030 --> 00:15:31.700
‫زنده‌باد پادشاهِ آی!

00:15:33.490 --> 00:15:37.370
‫واقعاً دست‌مریزاد داری، چووکو.

00:15:37.370 --> 00:15:40.290
.‫عذر می‌خوام، بانوی من

00:15:40.290 --> 00:15:47.050
‫با اجازه‌تون از اختیارات بازنگری قوانین‌تون
‫استفاده می‌کنم تا کمی اصلاحات انجام بدم.

00:15:47.050 --> 00:15:49.300
.همه‌شو سپردم به خودت

00:15:49.300 --> 00:15:53.140
‫یه‌سری از وزرای ما،
‫به بازیچۀ کشور‌های دیگه بدل شدن.

00:15:53.140 --> 00:15:54.800
.از شر همه‌شون خلاص شو

00:15:54.800 --> 00:15:55.800
‫اطاعت.

00:15:57.640 --> 00:16:03.150
‫اولویت اول، این بود که به‌اندازه‌ای قدرتمند بشیم
‫که سایر ایالات نتونن به‌راحتی بهمون حمله کنن؛

00:16:03.150 --> 00:16:09.150
‫ولی اگه کنترل اوضاع رو از دست بدیم و
‫سرنگون بشیم، اتفاق جالبی نمی‌شه، چووکو.

00:16:11.990 --> 00:16:13.280
‫به من بسپاریدش.

00:16:17.580 --> 00:16:19.830
‫الان باید مخفیانه منتظر فرصت مناسب باشیم.

00:16:19.830 --> 00:16:23.120
‫مطمئنم بهتون اخطار داده بودم؛

00:16:23.120 --> 00:16:26.210
.کاری نکنید که جلب‌توجه کنه

00:16:26.040 --> 00:16:30.960
ژنرال ایالت آی
هان‌اوکی

00:16:26.210 --> 00:16:28.460
‫ژنرال هان‌اوکی.

00:16:28.460 --> 00:16:31.340
‫من که کار خاصی نکردم.

00:16:31.340 --> 00:16:35.010
‫فقط چند تا نبرد آزمایشی
‫توی تمرین صبحگاهی داشتیم.

00:16:35.010 --> 00:16:37.010
‫پدر،

00:16:36.470 --> 00:16:39.970
هان رووکی
‫حالا ممکنه توی محل سکونت
‫یه قبیلهٔ بی‌نام‌ونشون بوده باشه،

00:16:40.100 --> 00:16:42.600
‫ولی در کل تمرین خوبی شد.

00:16:46.020 --> 00:16:49.320
‫ژنرال،‌ بذارید برای بار دیگه متذکر بشم؛

00:16:49.320 --> 00:16:54.200
‫الان باید دندان تیزمون رو
‫از دید کانیو مخفی کنیم،

00:16:54.200 --> 00:16:56.780
‫تا بتونیم برای رویداد اصلی آماده بشیم.

00:16:56.780 --> 00:17:00.290
‫متوجهم، وزیر کوریکی.

00:17:00.290 --> 00:17:04.120
.ولی همگی ما، آمادۀ حرکتیم

00:17:04.120 --> 00:17:07.960
‫اگه نذاریم هر از گاهی، همچین ارتشی
‫خودشو با این کارها خالی کنه،

00:17:07.960 --> 00:17:10.800
.ممکنه از درون نابود بشه

00:17:10.800 --> 00:17:15.220
‫اینا مشکلاتی‌ هستن که یه ژنرال
‫باهاشون دست‌وپنجه نرم می کنه؛ مگه نه پدر؟

00:17:15.220 --> 00:17:21.930
‫مشکل از سمت شماست
‫که هنوز تاریخ دقیقی برای رویداد اصلی اعلام نکردید.

00:17:21.930 --> 00:17:25.890
‫اگه قرار باشه همین‌طوری بلاتکلیف باشیم،

00:17:25.890 --> 00:17:29.980
‫تا آخرین دونهٔ قبیله‌های این منطقه رو ممکنه
‫با خاک یکسان کنیم.

00:17:31.980 --> 00:17:34.650
‫نگران نباشید.

00:17:34.650 --> 00:17:36.530
.‫دیگه کم‌کم داره وقتش می‌شه

00:17:40.870 --> 00:17:43.950
‫صبح‌تون بخیر، اعلی‌حضرت!

00:17:43.950 --> 00:17:47.080
‫- صبح‌تون بخیر، اعلی‌حضرت!
‫- اعلی حضرت!

00:17:47.080 --> 00:17:51.000
‫گفته بودم که این «اعلی‌حضرت» گفتن‌ها رو
‫جمع کنید؛ ملکهٔ مادر ممکنه...

00:17:52.380 --> 00:17:54.880
‫قربان ضرری که نداره.

00:17:54.880 --> 00:17:58.010
هرچی‌باشه قرار نیست چیزی
 .از اینجا به بیرون درز کنه

00:17:58.010 --> 00:18:00.050
‫- اعلی‌حضرت!
‫ - اعلی‌حضرت!

00:18:00.050 --> 00:18:03.520
‫وقتی خوب بهش فکر می‌کنی، واقعا ترسناکه؛

00:18:03.520 --> 00:18:08.730
.کسی مثل من، یهویی پادشاه خطاب بشه

00:18:09.810 --> 00:18:13.980
‫منی که بدون هیچ ویژگی خاصی،

00:18:13.980 --> 00:18:16.400
.پسر یه افسر پایین‌رتبه بودم

00:18:16.400 --> 00:18:19.200
‫اگرچه بزرگ‌جثه بودم،
‫بقیه اذیتم می‌کردن؛

00:18:19.200 --> 00:18:23.990
.چون هم جسمی و هم ذهنی ضعیف بودم

00:18:23.990 --> 00:18:29.120
‫وقتی بزرگ شدم هم اینقدر ترسو بودم
‫که سمت میدون جنگ نرفتم.

00:18:29.120 --> 00:18:32.130
‫صدالبته زن‌ها هم بهم اهمیتی نمی‌دادن.

00:18:32.130 --> 00:18:36.420
‫به‌واسطهٔ روابط پدرم تونستم
‫یه مقام پایین‌رتبه بشم؛

00:18:36.420 --> 00:18:38.930
‫ولی اونجا هم تونایی لازم رو نداشتم؛

00:18:38.930 --> 00:18:43.810
‫تنها کار قابل‌توجهی که کردم، سرگرم‌کردن
‫مقامات رتبه‌های متوسط و بالا بود؛

00:18:43.810 --> 00:18:47.350
‫اونم هر شب با نمایش‌های مبتذل.

00:18:47.350 --> 00:18:50.980
‫ولی از اونجا بود که همه‌چی شروع شد.

00:18:50.980 --> 00:18:54.690
خودمو به‌عنوان خواجه جا زدم
،و وارد حرمسرا شدم

00:18:54.690 --> 00:18:58.280
.و به‌جاش مشغول سرگرم‌کردن ملکۀ مادر شدم

00:19:01.530 --> 00:19:04.280
‫پس تو رووآی هستی؟

00:19:04.280 --> 00:19:06.000
‫بـ ـ بله، بانوی من!

00:19:12.290 --> 00:19:16.340
‫اوایل ترسناک بود و نمی‌تونستم تحمل کنم.

00:19:16.340 --> 00:19:20.430
‫هر شب ملکهٔ مادر مثل
‫کسی که تسخیر شده...

00:19:23.550 --> 00:19:27.810
.‫ولی یه شب دیدمش

00:19:29.140 --> 00:19:32.940
،صورت ملکۀ مادر رو دیدم که در اوج لذت

00:19:32.940 --> 00:19:35.610
.ازش اشک می‌ریخت

00:19:38.650 --> 00:19:40.650
‫حتی ابلهی مثل من...

00:19:40.650 --> 00:19:43.370
‫... می‌تونست از توی اون چشم‌ها بفهمه؛

00:19:43.370 --> 00:19:45.080
‫اون، کسی‌ـه که...

00:19:45.080 --> 00:19:48.750
.دلش عمیق و وحشتناک شکسته ...

00:19:48.750 --> 00:19:51.370
‫اونم عمیق‌تر از هر کس دیگه‌ای.

00:19:51.370 --> 00:19:54.290
‫عمیق‌تر از چیزی که حتی بتونم تصور کنم.

00:19:54.290 --> 00:19:57.210
‫زخم‌هاش هیچ‌وقت التیام پیدا نکرده بودن،

00:19:57.210 --> 00:19:59.510
‫و زجرش می‌دادن.

00:20:01.800 --> 00:20:05.510
‫من اونجا بودم تا مرهمی برای دردهاش باشم؛ نه بیشتر.

00:20:07.010 --> 00:20:09.890
‫ولی بازم مهم نیست.

00:20:11.020 --> 00:20:14.810
‫حتی اگه به‌عنوان یه روسپی باشه،
‫می‌تونستم برای لحظاتی خوشحالش کنم.

00:20:16.230 --> 00:20:18.230
‫اون‌موقع برای اولین بار...

00:20:18.230 --> 00:20:20.530
‫... حس کردم کسی بهم نیاز داره.

00:20:20.530 --> 00:20:21.700
‫و بعدش...

00:20:24.110 --> 00:20:27.700
‫منِ حقیر، ملکۀ مادر رو...

00:20:32.000 --> 00:20:33.710
‫بچه؟!

00:20:33.710 --> 00:20:37.670
‫مـ ـ منو ببخشید! تمنا می‌کنم منو ببخشید!

00:20:38.960 --> 00:20:40.090
‫رووآی.

00:20:44.130 --> 00:20:45.590
‫می‌خوام...

00:20:45.590 --> 00:20:46.800
‫... نگهش دارم.

00:20:46.820 --> 00:20:50.820
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:20:51.730 --> 00:20:54.440
‫و ــ ولی نباید این کارو بکنید، بانوی من!

00:20:54.440 --> 00:20:56.940
‫خواهش می‌کنم تجدیدنظر کنید!

00:20:57.870 --> 00:21:00.530
نکنه می‌خوای اعتراض کنی؟

00:21:00.530 --> 00:21:02.950
‫نه بانوی من، غلط بکنم!

00:21:02.950 --> 00:21:07.370
‫اینکه شما بخواید بچهٔ منو به دنیا بیارید...

00:21:07.370 --> 00:21:12.330
‫به‌قدری خوشحالم که دارم بال درمیارم!

00:21:12.330 --> 00:21:16.630
‫ولی شما نباید این کارو بکنید!
‫نتیجه‌ای جز نابودی نخواهد داشت!

00:21:16.630 --> 00:21:20.840
‫نتیجه‌ش نابودیه؟ حرف‌هات یه‌کم تند نیستن؟

00:21:20.840 --> 00:21:23.720
‫عذر می‌خوام! عذر می‌خوام!

00:21:23.740 --> 00:21:29.740
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:29.850 --> 00:21:33.930
‫زندگی من، خیلی‌وقته
‫در مسیر نابودی قرار داره.

00:21:33.930 --> 00:21:36.940
‫این یه‌ذره که چیزی نیست.

00:21:36.940 --> 00:21:39.110
‫بـ ـ بانوی من...

00:21:40.360 --> 00:21:44.030
‫ولی اشتباه برداشت نکن، رووآی.

00:21:44.030 --> 00:21:47.990
.نمی‌خوام به این نابودی سرعت ببخشم

00:21:47.990 --> 00:21:49.950
‫بنا به دلایلی،

00:21:49.950 --> 00:21:54.830
با داشتن این بچه، اشتیاق کاملاً
 .متضادی با نابودی درونم به‌وجود اومده

00:21:54.830 --> 00:21:57.500
کاملاً متضاد؟

00:21:58.750 --> 00:22:00.040
‫درسته؛

00:22:00.040 --> 00:22:02.920
.‫اشتیاقی برای آرامش‌خاطر

00:22:05.220 --> 00:22:09.800
‫ با به دنیا اومدن بچه‌ها،
‫دیگه راه برگشتی برای ملکهٔ مادر نبود.

00:22:09.800 --> 00:22:12.970
.همون ما رو به ایالت آی رسونده

00:22:12.970 --> 00:22:15.680
‫این، چیزی بود که فکر می‌کردم.

00:22:15.680 --> 00:22:18.650
‫ولی قضیه، این نیست.

00:22:18.650 --> 00:22:23.690
‫ما اینجاییم؛ چون داشت دنبال
‫جایی می‌گشت تا آرامش‌خاطر داشته باشه.

00:22:25.110 --> 00:22:27.490
‫خدای من!

00:22:27.490 --> 00:22:29.490
‫بهتره حواسم رو بهتر جمع کنم،

00:22:30.870 --> 00:22:35.160
‫تا نذارم ملکهٔ مادر دیگه هیچ‌وقت گریه کنن.

00:22:35.160 --> 00:22:37.410
‫با اجازه،‌ رووآی-ساما.

00:22:38.460 --> 00:22:41.790
‫وزیر کورکی، به‌طور رسمی
‫استفاده از کلمهٔ «پادشاه» رو ممنوع می‌کنم.

00:22:41.790 --> 00:22:44.380
!همه ازش پیروی کنن

00:22:44.380 --> 00:22:45.510
‫اطاعت!

00:22:45.510 --> 00:22:49.430
‫سرورم، اخبار بسیار محرمانه‌ای به دستمون رسیده.

00:22:49.430 --> 00:22:52.390
‫زِنای شما با ملکهٔ مادر،

00:22:52.390 --> 00:22:54.930
‫ اینکه ایشون از شما دو فرزند دارن،

00:22:54.930 --> 00:22:57.560
‫به کانیو درز کرده.

00:22:57.560 --> 00:22:58.810
‫چی؟

00:22:58.810 --> 00:23:05.990
‫و حالا کانیو در حال تدارک ارتشی
‫برای حمله به ایالت آی به سر می‌بره.

00:23:05.990 --> 00:23:08.400
ما باید ضربۀ اول رو بزنیم؛

00:23:08.400 --> 00:23:09.780
‫یا همه‌چیز...

00:23:09.780 --> 00:23:11.910
‫... با خاک یکسان می‌شه.

00:24:45.500 --> 00:24:55.010
‫مراسم تاج‌گذاری

00:24:47.210 --> 00:24:51.090
‫قسمت بعدی کینگدام: مراسم تاج‌گذاری