﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:14.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:28.280 --> 00:01:31.600
‫افسانه ی فویائو

00:01:31.600 --> 00:01:34.070
<i>‫قسمت 30</i>

00:01:34.860 --> 00:01:37.890
‫- من یادم نمیاد
‫- شنیدم که...

00:01:37.890 --> 00:01:39.870
‫اون روز

00:01:43.090 --> 00:01:45.730
‫درست مثل امروز بود.

00:01:47.390 --> 00:01:53.110
‫چرا مقامِ ولیعهدی به بچه ی اون داده شده؟

00:02:03.030 --> 00:02:06.310
‫ساکت.

00:02:23.570 --> 00:02:27.580
‫لیان... لیانِ من.

00:02:27.580 --> 00:02:31.040
‫لیان...لیان.

00:02:34.160 --> 00:02:37.750
‫لیان.

00:02:37.750 --> 00:02:41.200
‫شاه "دی" باعث مرگت شد.

00:02:41.200 --> 00:02:45.130
‫جانگسون جیا باعث مرگت شد.

00:02:45.990 --> 00:02:49.620
‫خدایان شماها رو مجازات میکنن.

00:02:52.750 --> 00:02:55.200
‫همه تون مجازات میشید.

00:02:56.890 --> 00:03:00.610
‫متاسفم... خاله/عمه.

00:03:00.610 --> 00:03:03.400
‫نباید اینجوری باهات میکردم.

00:03:03.400 --> 00:03:08.570
‫ولی رازی که تو این همه مدت ازش خبر
‫داشتی، همون حقیقتیه که من دنبالش بودم.

00:03:12.600 --> 00:03:14.530
‫هن.

00:03:16.130 --> 00:03:19.570
‫یادم میاد وقتی تو 5 6 ساله بودی،

00:03:19.570 --> 00:03:23.220
‫برای اولین بار بهت یاد دادم چطوری شمشیر بگیری.

00:03:23.220 --> 00:03:28.890
‫این همون شمشیریه که ازش
‫استفاده کردم. یادت هست؟

00:03:28.890 --> 00:03:31.380
‫هیچ وقت فکرشو نمیکردم که

00:03:32.600 --> 00:03:37.140
‫امروز برای کُشتنم ازش استفاده کنی.

00:03:37.140 --> 00:03:40.300
‫بالاخره این شمشیر، صاحبِ جدیدی پیدا کرد.

00:03:41.910 --> 00:03:46.680
‫تو این سال ها، من و تو سفر های زیادی به شمال و
‫جنوب داشتیم و سختی های زیادی رو تحمل کردی.

00:03:46.680 --> 00:03:49.470
‫ولی تو در قلبم،

00:03:49.470 --> 00:03:53.700
‫مثل پسر خودمی.

00:03:56.030 --> 00:04:01.290
‫اگه منم در قلبت به عنوان یک پدر هستم

00:04:01.980 --> 00:04:04.610
‫پس یه چیزی رو بهم قول بده.

00:04:07.790 --> 00:04:10.730
‫با یونِ من مهربون باش.

00:04:11.760 --> 00:04:16.360
‫نگران نباشید. هیچوقت باهاش بدرفتاری نمیکنم.

00:04:16.360 --> 00:04:18.650
‫باور میکنم.

00:04:24.440 --> 00:04:26.840
‫خیلی خب،

00:04:28.280 --> 00:04:30.810
‫تمومش کن.

00:04:44.320 --> 00:04:50.100
‫خوب نگاهش کن، چهره ی ریاکارش رو ببین.

00:04:50.100 --> 00:04:53.970
‫درگذشته هم پدر و مادر ما
‫اینجوری گولشو خوردن.

00:04:53.970 --> 00:04:58.760
‫او دشمنِ توئه که تمام خانواده مون رو
‫سلاخی کرد. پدرخوانده ات نیست.

00:04:59.970 --> 00:05:01.990
‫میکشم!

00:05:03.590 --> 00:05:06.320
‫میکشمت!

00:05:20.680 --> 00:05:24.160
‫نمیتونم!

00:05:26.520 --> 00:05:29.030
‫یه نگاه به تای یوان بنداز.

00:05:29.030 --> 00:05:34.010
‫بزودی تو شاه میشی.

00:05:34.010 --> 00:05:38.500
‫تمامِ بدبختی های تای یوان درانتظارته.
‫باید طاقتِ این مسئولیت رو داشته باشی.

00:05:38.500 --> 00:05:41.270
‫ولی الآن حتی نمیتونی یه خائن و شرور رو بکشی.

00:05:41.270 --> 00:05:43.540
‫چطوری میخوای بر تای یوان حکمرانی کنی؟

00:05:43.540 --> 00:05:47.390
‫من تاج و تختِ آشغالِ تای یوان رو نمیخوام!

00:05:47.390 --> 00:05:52.810
‫تو برادر بزرگترمی. تاج و تخت باید مال تو باشه.

00:05:54.630 --> 00:06:00.570
‫بهت التماس میکنم، از جونش بگذر.

00:06:02.060 --> 00:06:06.540
‫هرچی هست، اون منو بزرگ کرده.

00:06:17.390 --> 00:06:24.760
‫بینِ به دنیا آوردن و بزرگ کردن، یک دنیا فاصله است.

00:06:24.760 --> 00:06:27.310
‫و یون.

00:06:28.070 --> 00:06:32.220
‫یون...یون خیلی ضعیفه.

00:06:32.220 --> 00:06:36.420
‫اگه اینا رو بفهمه، نمیتونه به زندگی ادامه بده.

00:06:37.260 --> 00:06:40.340
‫تو بهم قول دادی. قول دادی
‫که هرگز بهش صدمه نمیزنی.

00:06:40.340 --> 00:06:47.220
‫درسته. تو قول دادی که بهش آسیب نزنی.

00:06:47.220 --> 00:06:49.860
‫هردوتون قول دادید.

00:06:53.400 --> 00:06:56.390
‫بیاید و تمومش کنید دیگه!

00:06:56.390 --> 00:06:58.410
‫یالا!

00:06:59.310 --> 00:07:01.960
‫یون هن، انجامش بده.

00:07:01.960 --> 00:07:04.190
‫خفه شو!

00:07:06.630 --> 00:07:12.860
‫میدونم که اون شب، 78 نفر در منزل ولیعهد کُشته شدن.

00:07:12.860 --> 00:07:17.810
‫و میدونم که برای زنده موندن
‫خیلی سختی کشیدی.

00:07:18.480 --> 00:07:24.980
‫"شوان یوان" نام خانوادگی منه. دلیلی نداره
‫با کسی که کل خانواده ام رو کشته، سروکله بزنم.

00:07:24.980 --> 00:07:27.300
‫ولی برای انتقام گرفتن

00:07:27.300 --> 00:07:29.980
‫کُشتن تنها راهه؟

00:07:29.980 --> 00:07:34.770
‫اگه امروز چی جن رو بکشیم
‫پدرمون زنده میشه؟

00:07:34.770 --> 00:07:37.210
‫آره؟

00:07:39.090 --> 00:07:44.290
‫اون کاملاً شکست خورده. به هیچ جایی نرسیده.

00:07:44.290 --> 00:07:47.050
‫انتقام مون رو گرفتیم.

00:07:47.050 --> 00:07:52.060
‫من...من میندازمش تو یه سیاه چالِ تاریک
‫که تا آخر عمرش همونجا بپوسه.

00:07:52.060 --> 00:07:55.870
‫تا شب و روز به غلط کردن بیوفته.
‫کافیه؟

00:07:55.870 --> 00:08:02.290
‫اگه الآن نازک دل باشی
‫بعداً بدجوری تقاص پس میدی.

00:08:02.290 --> 00:08:05.070
‫میتونی تحملش کنی؟

00:08:09.820 --> 00:08:13.980
‫ولش کن. بی خیال.

00:08:16.430 --> 00:08:19.820
‫چطور میتونم برادرم رو مجبور

00:08:19.820 --> 00:08:22.490
‫به کشتن کنم.

00:08:25.390 --> 00:08:27.940
‫مسئله اینه که

00:08:29.100 --> 00:08:32.200
‫کسی که خونریزی میکنه

00:08:33.400 --> 00:08:36.130
‫درد رو میفهمه.

00:08:36.130 --> 00:08:38.720
‫گرچه من و تو از لحاظ خونی برادریم،

00:08:38.720 --> 00:08:42.670
‫ولی کوچکترین تفاهمی با هم نداریم.

00:08:42.670 --> 00:08:47.220
‫تاج و تخت تای یوان برای توئه.

00:08:47.220 --> 00:08:52.700
‫اگه نمیخوایش، یکی دیگه رو پیدا کن.

00:08:52.700 --> 00:08:57.660
‫من فقط انتقام میخواستم.

00:08:57.660 --> 00:08:59.970
‫کجا میخوای بری؟

00:09:01.910 --> 00:09:06.630
‫همه ی کارهام رو انجام دادم.
‫وقتشه برم دِینم رو ادا کنم.

00:09:06.630 --> 00:09:08.760
‫یون چی؟

00:09:08.760 --> 00:09:10.880
‫یون؟

00:09:16.670 --> 00:09:22.530
‫عشق و عاشقی آدم رو به کُشتن میده.

00:09:24.220 --> 00:09:26.530
‫مراقب خودت باش!

00:09:42.660 --> 00:09:46.730
‫لیان! اون اینجا نیست.

00:10:18.900 --> 00:10:23.780
‫تو... دخترم نیستی؟

00:10:24.620 --> 00:10:26.910
‫حقیقت داره؟

00:10:28.690 --> 00:10:33.490
‫نه اینکه مادر به فکرت نبوده، نه.
‫ما واقعاً فکر میکردیم تو مُردی.

00:10:33.490 --> 00:10:36.680
‫دخترم چه خوشکله.

00:10:36.680 --> 00:10:40.160
‫حالا همه چی عوض شده.
‫تو برگشتی پیش مادر.

00:10:40.160 --> 00:10:41.890
‫هرچی که یه دختر نیاز داشته باشه

00:10:41.890 --> 00:10:45.310
‫برات فراهم میشه. هرکاری که یه
‫دختر باید یا بخواد انجام بده

00:10:45.310 --> 00:10:46.810
‫مادر نشونت میده چجوری.

00:10:46.810 --> 00:10:53.420
‫درآینده تو مردِ مناسبی پیدا میکنی و
‫بقیه ی زندگیت رو با خوشبختی میگذرونی.

00:11:32.600 --> 00:11:35.600
‫من از اینجا میرم.

00:11:35.600 --> 00:11:38.100
‫میرم لیانم رو پیدا کنم.

00:11:39.000 --> 00:11:41.700
‫لیانِ بیچاره ام.

00:12:15.600 --> 00:12:17.400
‫متاسفم.

00:12:26.600 --> 00:12:32.000
‫تو درنهایت بهش رحم نکردی.

00:12:41.380 --> 00:12:43.730
‫همه برای تو

00:12:46.700 --> 00:12:48.900
‫عروسک خیمه شب بازی هستن.

00:12:57.800 --> 00:13:02.400
‫تو کی هستی؟ برای چی اومدی به تای یوان؟

00:13:15.800 --> 00:13:19.800
‫بهش خوب فکر کردی؟ وقتی مُهر اول رو بشکنی

00:13:19.800 --> 00:13:23.300
‫سرنوشتش هم عوض میشه.

00:13:28.400 --> 00:13:32.700
‫اگه مُهر رو نشکونم، زنده میمونه؟

00:13:32.700 --> 00:13:34.600
‫به سختی.

00:13:37.430 --> 00:13:39.900
‫پس این سرنوشتشه.

00:13:46.330 --> 00:13:51.440
‫من به قولی که دادم، عمل میکنم.

00:13:54.200 --> 00:13:57.200
‫این به جونِ "چی یون" صدمه نمیزنه؟

00:13:57.200 --> 00:14:01.200
‫چون یه راهی خواستی که کسی آسیب
‫نبینه، منم جرئت نکردم خلاف اینکارو بکنم.

00:14:01.200 --> 00:14:03.000
‫خیالت راحت.

00:14:03.760 --> 00:14:05.740
‫وقتش رسیده.

00:15:00.400 --> 00:15:04.400
‫فویاو، من بهت کمک میکنم تا این مُهر رو بشکونی.

00:15:04.400 --> 00:15:07.900
‫باور دارم که تو تصمیم درستی میگیری.

00:15:14.200 --> 00:15:18.600
‫مقدر شده که من تا آخر عمرم با تو باشم.

00:15:25.000 --> 00:15:30.300
‫خیلی سختی تحمل کردی تا
‫بتونی بالاخره خود واقعی ات بشی.

00:15:33.200 --> 00:15:36.800
‫امیدوارم دیگه مجبور نشی تو
‫دسیسه های دیگران زندگی کنی.

00:15:42.400 --> 00:15:44.600
‫صورتش رو نگاه کن.

00:15:44.600 --> 00:15:48.200
‫مطمئنم درآینده هم بیشتر سختی میکشه.

00:15:48.200 --> 00:15:52.500
‫کارِمون دیگه تموم شده.
‫حالا میخوای چه کنی؟

00:15:54.600 --> 00:16:00.600
‫از اینجا برم و... به مسیر اصلی ام ادامه بدم.

00:16:00.600 --> 00:16:02.500
‫پس او چی؟

00:16:03.640 --> 00:16:05.670
‫به سرنوشت اعتقاد داری؟

00:16:07.010 --> 00:16:08.960
‫من دارم.

00:16:12.010 --> 00:16:14.600
‫اگه سرنوشت بخواد ما دوباره همو ببینیم،

00:16:15.400 --> 00:16:20.800
‫حتی اگه کوه ها و دریاها سد راهمون باشن
‫بازم همدیگه رو خواهیم دید.

00:16:23.000 --> 00:16:27.900
‫خب زنگوله اژدها چی؟ الآن بهترین زمان برای بردنشه.

00:16:55.000 --> 00:16:57.600
‫مراقب خودت باش.

00:17:06.200 --> 00:17:08.100
‫بریم.

00:17:20.410 --> 00:17:24.010
‫تای یوان در دستانِ تو خواهد بود.

00:17:26.100 --> 00:17:29.300
‫اون 4 ساعت دیگه به هوش میاد.

00:18:44.400 --> 00:18:49.000
‫خواهر فویاو! خواهر فویاو!

00:18:50.700 --> 00:18:54.800
‫خواهر فویاو! خواهر فویاو!

00:18:57.500 --> 00:18:58.800
‫شائو چی؟

00:18:58.800 --> 00:19:00.600
‫خواهر فویاو.

00:19:00.600 --> 00:19:02.100
‫شائو چی.

00:19:03.400 --> 00:19:06.700
‫من خوبم. بالاخره پیدات کردم.

00:19:08.000 --> 00:19:11.600
‫خواهر فویاو، چرا صورتت برگشته به حالت اولش؟

00:19:13.000 --> 00:19:16.400
‫نمیدونم. وقتی بیدار شدم، اینجوری شده بودم.

00:19:16.400 --> 00:19:19.600
‫ولی اشکال نداره. اینجوری خوشکلتری.

00:19:19.600 --> 00:19:22.900
‫آه راستی، دیشب کجا رفتی؟

00:19:26.700 --> 00:19:28.800
‫خیلی نگران بودم. بعد از جنگ نتونستم پیدات کنم

00:19:28.800 --> 00:19:32.200
‫خداروشکر که اون شاه قلابی بهم گفت
‫که تو در برکه ی بیرون شهر بودی.

00:19:32.200 --> 00:19:35.200
‫وگرنه تای یوان که خیلی بزرگه
‫و اگه میمردم هم پیدات نمیکردم.

00:19:35.200 --> 00:19:36.140
‫شاه قلابی؟

00:19:36.140 --> 00:19:38.400
‫آره شوان یوان مینِ قلابی.

00:19:38.400 --> 00:19:41.800
‫لابد خبر نداری. دیشب کلی اتفاق افتاد.

00:19:41.800 --> 00:19:45.900
‫میدونستی، اربابزاده یون هن شده امپراطورِ تای یوان؟

00:19:45.900 --> 00:19:50.400
‫حتی دخترِ فرمانده شیپینگ، گائو پورو
‫(بانوی پرهیزکار) رو هم ملکه کرده.

00:19:50.400 --> 00:19:54.600
‫طبق چیزی که شنیدم، اینکه فرمانده شیپینگ
‫تو اون لحظه ی خیلی حساس، علیهِ چی جن شد

00:19:54.600 --> 00:19:58.400
‫بخاطر این بوده که شاه قلابی به
‫خانواده ی گائو قولِ جایگاه ملکه رو داده.

00:19:58.400 --> 00:20:02.200
‫نمیتونستم باور کنم که شوان یوان مینِ
‫قلابی همچین نقشه ی پیچیده ای رو کشیده

00:20:02.200 --> 00:20:04.800
‫تا تاج و تخت برسه به شخص دیگری.

00:20:04.800 --> 00:20:07.500
‫من هنوزم هویت واقعیش رو نمیدونم.

00:20:16.180 --> 00:20:17.760
‫درسته.

00:20:19.200 --> 00:20:21.300
‫اون کیه؟

00:20:26.000 --> 00:20:27.300
‫خواهر

00:20:27.300 --> 00:20:32.100
‫حالا چیکار کنیم؟ کجا بریم؟

00:20:33.060 --> 00:20:34.550
‫خواهر؟

00:20:35.400 --> 00:20:37.500
‫خواهر!

00:20:37.500 --> 00:20:39.100
‫چیه؟

00:20:41.100 --> 00:20:42.500
‫آره،

00:20:44.350 --> 00:20:47.020
‫کجا میتونیم بریم؟

00:20:48.300 --> 00:20:51.800
‫بی خیال، این همه جا

00:20:51.800 --> 00:20:55.200
‫همراهِ باد بشیم و ببینیم ما رو به کجا می بره.

00:20:55.200 --> 00:20:57.500
‫باشه، هرچی تو بگی.

00:22:26.800 --> 00:22:28.900
‫سنگ پنج رنگ کجاست؟

00:22:42.620 --> 00:22:47.280
‫اولین مُهر رو شکستی. چهار تا دیگه مونده.

00:22:51.610 --> 00:22:53.700
‫تا دیدار بعدی منتظرت میمونم.

00:22:54.730 --> 00:22:58.870
‫امیدوارم برگ روح عارفانه تو رو پیشم برگردونه.

00:23:03.020 --> 00:23:04.950
‫منتظرت میمونم.

00:23:13.640 --> 00:23:16.410
‫عوضی جرئت کردی از من چیزی بدزدی؟

00:23:17.890 --> 00:23:21.930
‫وقتی پیدات کنم، میندازمت توی دیگ و میپزمت!

00:23:29.460 --> 00:23:32.070
‫بادِ خنک و آرام به سمت جنوب می وزه.

00:23:32.070 --> 00:23:34.730
‫بر جوانه ی درخت عناب می وزه.

00:23:34.730 --> 00:23:37.090
‫جوانه ی عناب نرم و محکمه.

00:23:37.090 --> 00:23:40.180
‫مادر با بزرگ کردن فرزندش، سخت تلاش میکنه.

00:23:40.180 --> 00:23:44.920
‫بادِ خنک و آرام به سمت جنوب می وزه...

00:23:44.920 --> 00:23:50.380
‫مادر مهربونه. بچه اش بد به بار
‫اومده ولی تقصیر خودش نیست.

00:23:51.310 --> 00:23:54.740
‫برو ببین این اطراف خونه ای پیدا میشه یا نه.
‫شاید شانس آوردیم،

00:23:54.740 --> 00:23:56.650
‫و یه چیزی هم گیرمون اومد که بخوریم.

00:23:56.650 --> 00:23:59.880
‫کاری میکنی احساس گرسنگی کنم.

00:23:59.880 --> 00:24:03.310
‫هی خواهر. بوی گوشت حس میکنم.

00:24:03.310 --> 00:24:04.560
‫از بس گشنه ای، اینجوری فکر میکنی.

00:24:04.560 --> 00:24:06.820
‫راست میگم. حس بویایی ام خیلی قویه.

00:24:09.190 --> 00:24:12.010
‫ببین! اینم گوشت!

00:24:18.390 --> 00:24:22.090
‫عجیبه. آتیش روشنه ولی کسی نیست؟

00:24:27.350 --> 00:24:28.750
‫مراقب باش!

00:24:45.790 --> 00:24:49.560
‫بانو، رحم کن!

00:24:49.560 --> 00:24:51.770
‫جرئت میکنی ازم بدزدی؟ از کجا اومدی؟

00:24:51.770 --> 00:24:54.240
‫من راهزن نیستم. فقط دنبال پولم

00:24:54.240 --> 00:24:56.840
‫برای همین دارم دزدی میکنم.

00:24:57.670 --> 00:25:02.470
‫خواهر نشانش رو ببین. ظاهراً اون زیردستِ شاهزاده جان ـه.

00:25:02.470 --> 00:25:04.130
‫جان بی یه؟

00:25:06.100 --> 00:25:09.500
‫چجوریه که جان بی یه زیردستی
‫مثل تو داره؟ اون کجاست

00:25:09.501 --> 00:25:10.501
‫اون...

00:25:11.470 --> 00:25:15.210
‫بهمون گفت که به تای یوان
‫حمله کنیم. وقتی شکست خوردیم

00:25:15.210 --> 00:25:18.230
‫جدا شدیم و دیگه ندیدمش!

00:25:18.230 --> 00:25:20.670
‫- جان بی یه به تای یوان حمله کرد؟
‫- آره.

00:25:20.670 --> 00:25:22.590
‫مطمئنی؟

00:25:22.590 --> 00:25:25.790
‫وقتی به شهر حمله کردید، منم اونجا بودم.
‫چرا اونو ندیدم؟

00:25:25.790 --> 00:25:28.700
‫شائو چی، دارش بزن تا حقیقت رو بگه.

00:25:28.700 --> 00:25:32.760
‫نه نه! حرف میزنم! من زیردست شاهزاده لی نیستم!

00:25:32.760 --> 00:25:33.680
‫پس کی هستی؟

00:25:33.680 --> 00:25:36.790
‫بانو، من از گاردِ طلایی تیانشا هستم.

00:25:36.790 --> 00:25:38.340
‫چی هست؟

00:25:38.340 --> 00:25:41.880
‫گارد طلایی تیانشا، محافظان سلطنتی
‫امپراطور تیانشا، جان نانچنگ هستن.

00:25:41.880 --> 00:25:44.760
‫پس چرا نشانِ شاهزاده جان رو داری؟

00:25:46.310 --> 00:25:49.920
‫نکنه جان نانچنگ ازتون خواسته که

00:25:49.920 --> 00:25:54.720
‫تظاهر کنید زیردست جان بی یه هستید و با چی جن توطئه کنید؟
‫اون کسی بوده که به تای یوان حمله کرد

00:25:54.720 --> 00:25:58.700
‫ولی همشو میخواد بندازه گردنِ جان بی یه، درسته؟

00:25:58.700 --> 00:26:00.460
‫بله.

00:26:00.460 --> 00:26:02.340
‫یعنی چی؟

00:26:03.420 --> 00:26:05.230
‫در حمله به تای یوان،

00:26:05.700 --> 00:26:09.080
‫اگه چی جن موفق میشد، جان نانچنگ هم نفع می برد.

00:26:09.080 --> 00:26:12.990
‫اما حالا که شکست خورده، تقصیر میوفته گردنِ جان بی یه.

00:26:13.720 --> 00:26:16.070
‫واقعاً که کلک خوبی بوده.

00:26:16.070 --> 00:26:20.460
‫ها؟ خب این یعنی شاهزاده جان تو دردسر بزرگی افتاده؟

00:26:42.320 --> 00:26:45.860
‫بزودی شاهزاده لی یه مجرم تحت
‫تعقیب در سراسر پنج سرزمین میشه.

00:26:45.860 --> 00:26:48.310
‫اونوقت حتی امپراطور تی ین چوان هم نمیتونه نجاتش بده.

00:26:51.940 --> 00:26:54.200
‫- زود باش!
‫- حالا که اینطوریه،

00:26:54.200 --> 00:26:58.840
‫باید بریم به پایتختِ تی ین چوان. با وجودِ این شاهد،

00:26:58.840 --> 00:27:01.270
‫میخوام ببینم عدالت اجرا میشه یا نه.

00:27:21.000 --> 00:27:23.920
‫دیگه نمیتونیم بیشتر از این بریم جلو! نمیتونیم!

00:27:24.400 --> 00:27:27.170
‫چرا؟

00:27:27.170 --> 00:27:31.010
‫پرچم سیاه گذاشتن. این یعنی یه بیماری
‫همه گیر شیوع شده. اگه بریم اونجا

00:27:31.010 --> 00:27:33.100
‫ما میمیریم!

00:27:35.580 --> 00:27:37.530
‫اگه ترس از مردن داری، پس همینجا بمون.

00:27:37.530 --> 00:27:39.000
‫شائو چی اینو بگیر.

00:27:39.000 --> 00:27:41.370
‫- میرم کمی آب بگیرم.
‫- باشه.

00:27:44.400 --> 00:27:45.560
‫- حواست بهش باشه
‫- باشه

00:27:45.560 --> 00:27:47.800
‫هی تو نباید بری! برگرد!

00:27:47.800 --> 00:27:49.250
‫ساکت!

00:28:16.260 --> 00:28:17.980
‫خانم! خانم!

00:28:17.980 --> 00:28:19.420
‫- خانم
‫- مامان...

00:28:20.620 --> 00:28:22.470
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:28:23.360 --> 00:28:27.050
‫اینا پناهنده هایی هستن که یه بیماری
‫همه گیر گرفتن و وضعشون خرابه.

00:28:27.050 --> 00:28:31.110
‫شما به نظر سالم میای. اومدی کمک کنی؟

00:28:31.530 --> 00:28:35.350
‫من...فقط یه رهگذرم. کمی آب میخواستم.

00:28:35.350 --> 00:28:37.350
‫خانم شما...

00:28:37.350 --> 00:28:40.850
‫چائو لینگ هستم. خوب کاری کردی که برای آب اومدی اینجا.

00:28:40.850 --> 00:28:43.250
‫آبِ اینجا هم بخاطر بیماری، قابل استفاده نیست.

00:28:43.250 --> 00:28:46.790
‫خوشبختانه بانوی من میتونن با نیروی
‫جادویی شون، آب تمیز فراهم کنن.

00:28:46.790 --> 00:28:48.700
‫خانم با من بیاید.

00:28:50.330 --> 00:28:53.760
‫خانم، این بانویی که میگی...

00:28:54.500 --> 00:28:58.880
‫اوناهاش. همه بهش میگن "فرشته فولیان"

00:28:58.880 --> 00:29:02.840
‫اونو به عنوان ناجی و آدم خیرخواهِ پنج سرزمین میشناسن.

00:29:02.840 --> 00:29:07.130
‫بانو قلب بزرگی دارن. طاقتِ تماشای رنجِ مردم رو ندارن.

00:29:07.130 --> 00:29:10.030
‫هیچ وقت به خودشون نمیرسن.
‫(فنگ جینگ فان، دومین پرنسسِ امپراطوری شوان جی، ملقب به فولیان)

00:29:10.900 --> 00:29:12.700
‫خانم، بفرمایید.

00:29:13.920 --> 00:29:15.240
‫بدیدش به من.

00:29:18.950 --> 00:29:21.960
‫خانم. این اطراف که هیچی نیست.

00:29:21.960 --> 00:29:24.940
‫چرا همچین جایی دارین به مریضا میرسین؟

00:29:24.940 --> 00:29:27.750
‫دستِ بانو نیست.

00:29:27.750 --> 00:29:30.740
‫این مردم اومدن به پایتخت تی ین چوان پناه بگیرن.

00:29:30.740 --> 00:29:33.760
‫هیچکس نمیخواست بشینه تو
‫خونه اش و منتظر مرگ بشینه.

00:29:33.760 --> 00:29:36.970
‫اما حالا بخاطر ترس از شیوعِ این بیماری
‫حتی نمیتونن نزدیکِ دروازه های شهر بشن.

00:29:36.970 --> 00:29:40.060
‫بانو میگن نجات یک نفر هم یک نفره.

00:29:40.060 --> 00:29:41.340
‫بفرمایید.

00:29:41.340 --> 00:29:42.870
‫ممنونم.

00:29:42.870 --> 00:29:46.340
‫بانو خیلی هزینه کردن تا یه سری پزشک جمع کنن.

00:29:46.340 --> 00:29:49.560
‫با وجودشون در اینجا، مطمئنم بزودی مشکل برطرف میشه.

00:29:49.560 --> 00:29:51.160
‫خواهر!

00:29:51.160 --> 00:29:53.430
‫خواهر! اون یارو فرار کرد!

00:29:53.430 --> 00:29:55.420
‫فرار؟ برو دنبالش!

00:29:55.420 --> 00:29:58.550
‫رفتم. ولی یکهو غَش کرد.

00:29:58.550 --> 00:29:59.930
‫- ها؟
‫- آره.

00:30:04.840 --> 00:30:08.270
‫اون زخمی شده و بخاطر سفر اخیرش هم خسته است.

00:30:08.270 --> 00:30:11.040
‫این بیماری علائمِ شدیدی داره.

00:30:11.040 --> 00:30:14.290
‫ولی هنوز ظاهر نشدن. با وضعیتِ فعلی اش

00:30:14.290 --> 00:30:16.730
‫باید چند روزی مراقبش باشیم.

00:30:19.310 --> 00:30:23.480
‫این همه راه از تای یوان رو اومدیم ولی چیز خاصی ندیدم.

00:30:23.480 --> 00:30:26.160
‫این بیماری یکهو از کجا اومد؟

00:30:27.400 --> 00:30:30.000
‫از تای یوان اومدین؟

00:30:30.000 --> 00:30:33.430
‫پس بخاطر همینه. این بیماری از

00:30:33.430 --> 00:30:36.780
‫حومه ی سرزمین تی ین چوان که
‫همسایه ی تای یوان میشه، شیوع پیدا کرد.

00:30:36.780 --> 00:30:39.000
‫حومه ی تی ین چوان؟

00:30:39.000 --> 00:30:42.440
‫شنیدم در تای یوان کودتایی شده و خیلی ها مُردن.

00:30:42.440 --> 00:30:44.800
‫اینجوری بیماری هایی مثل این، طبیعیه که شیوع پیدا کنن.

00:30:46.900 --> 00:30:51.790
‫ظاهراً وضعش از اون چیزی که فکر میکردم، بدتره.

00:30:53.890 --> 00:30:59.140
‫بیماری ـه عجیبیه. من و شائو چی و او، با هم سفر کردیم.

00:30:59.140 --> 00:31:00.660
‫چجوریه که فقط اون غش کرد؟

00:31:00.660 --> 00:31:02.830
‫برای هر شخص فرق میکنه.

00:31:02.830 --> 00:31:05.940
‫بعضیا هرگز دچارش نمیشن.

00:31:05.940 --> 00:31:10.670
‫اما بعضیا حتی اگه خیلی مراقب
‫باشن هم بازم بیمار میشن.

00:31:11.440 --> 00:31:13.790
‫این مرد هم اینجوریه.

00:31:15.490 --> 00:31:17.410
‫بانو بذار کمکت کنم.

00:31:17.410 --> 00:31:20.260
‫خانم، بهتره نزدیکش نشین.

00:31:21.190 --> 00:31:23.860
‫ببین، شما الآن حالت خوبه.

00:31:23.860 --> 00:31:27.430
‫ولی این بیماری به شدت مسریه.
‫میترسم بعداً نتونین

00:31:27.430 --> 00:31:29.310
‫کنترلش کنین.

00:31:31.030 --> 00:31:32.930
‫کمی مراقب خودتون باشید.

00:31:32.930 --> 00:31:34.620
‫خانم،

00:31:34.620 --> 00:31:38.200
‫ولی شما هم یه انسانی. روزانه از این همه

00:31:38.200 --> 00:31:42.430
‫آدم مراقبت میکنین. نمیترسین
‫که خودتون وا بگیرین؟

00:31:44.210 --> 00:31:50.200
‫من در محضرِ بودا عهد کردم که در زندگیم
‫کار های نیک انجام بدم و پرهیزکار باشم.

00:31:50.200 --> 00:31:54.320
‫اینکه امروز سرپا هستم، به لطف برکتِ بوداست.

00:31:54.320 --> 00:31:58.360
‫برای همین کنار نمیکشم.

00:31:59.090 --> 00:32:01.800
‫کمی تحمل کن. درد میگیره.

00:32:18.470 --> 00:32:21.180
‫خواهر...

00:32:21.770 --> 00:32:24.190
‫- چی شد؟
‫- من...

00:32:24.190 --> 00:32:28.110
‫من همه ی پولی که جمع کرده بودیم رو به مریضا دادم.

00:32:28.110 --> 00:32:31.570
‫ولی خواهر، الآن دیگه هیچی نداریم.

00:32:31.570 --> 00:32:36.440
‫میتونیم دوباره به دستش بیاریم.
‫اینجا خیلی بهمون لطف کردن.

00:32:36.440 --> 00:32:38.700
‫باید تا جایی که میتونیم، کمک کنیم.

00:32:39.230 --> 00:32:42.400
‫آه راستی. از اون آقاهه شنیدم

00:32:42.400 --> 00:32:47.510
‫که همه ی این مریضا میخواستن برن به پایتخت
‫تی ین چوان تا دنبالِ یه برگ گیاه بگردن.

00:32:47.510 --> 00:32:51.880
‫برگی که مخصوصِ درمان این بیماریه. همینطور
‫میگن تنها کسی که میتونه این اوضاع رو درست کنه

00:32:51.880 --> 00:32:53.910
‫امپراطوره.

00:32:53.910 --> 00:32:57.640
‫آه راستی. دیگه چی بود؟

00:33:00.000 --> 00:33:03.710
‫آه گفتن که ولیعهدِ تی ین چوان بزودی برمیگرده.

00:33:03.710 --> 00:33:06.100
‫وقتی اون برگرده، همه نجات پیدا میکنن.

00:33:06.100 --> 00:33:07.240
‫ولیعهدِ تی ین چوان؟

00:33:07.240 --> 00:33:12.370
‫آره. بهش میگن جانگ... جانگ سون ووجی.

00:33:12.370 --> 00:33:13.940
‫چقدر خسته شدم.

00:33:13.940 --> 00:33:16.380
‫جانگ سون ووجی...

00:34:08.880 --> 00:34:12.650
‫پیشنهادم اینه، حالا که ولیعهد ووجی میخواد برگرده،

00:34:12.650 --> 00:34:16.830
‫باید همه ی امور حکومتی رو بهش بسپریم.

00:34:16.830 --> 00:34:22.600
‫که البته، شامل ارتش 100 هزار نفره ی سلطنتی
‫هم میشه که فعلاً تحت فرمان شاهزاده یی هستن.

00:34:24.050 --> 00:34:28.860
‫این 100 هزار نفر به مدت 5 ساله
‫که تابعِ شاهزاده ی اول هستن، نه؟

00:34:29.940 --> 00:34:34.290
‫شاهزاده ی اول، محتاط و وظیفه شناسه
‫و شخصاً به همه ی مسائل رسیدگی میکنن.

00:34:34.290 --> 00:34:37.680
‫هرگز اشتباهی مرتکب نمیشن.

00:34:38.350 --> 00:34:44.320
‫شما فقط با یه مشت حرف میخواین ارتش رو ازش بگیرین؟
‫گمون نکنم به این سادگی باشه.

00:34:46.360 --> 00:34:50.460
‫ولیعهد ووجی درحال حاضر، بااستعدادترین شخصِ دنیا هستن.

00:34:50.460 --> 00:34:55.090
‫ایشون توسط نیروی مقدس چیونگ سانگ حفاظت میشن
‫و همچنین، مردم پنج سرزمین ازش حمایت میکنن.

00:34:55.090 --> 00:35:01.100
‫بعد از 10 سال تمرین و تلاش، مطمئناً بهتر هم شدن.
‫اینکه بذاریم ایشون سلطنت رو به دست بگیرن

00:35:01.100 --> 00:35:05.010
‫ارباب دوان، شما درش مشکلی می بینید؟

00:35:05.010 --> 00:35:09.400
‫دقیقاً چون ولیعهد ووجی به مدت 10 سال از اینجا دور بودن

00:35:09.400 --> 00:35:15.930
‫با مسائل ریز و درشتِ امپراطوری، آشنا نیستن.
‫با توجه به شرایط فعلی ــه پنج سرزمین

00:35:15.930 --> 00:35:22.170
‫حتی اگه ایشون بااستعدادترین شخص دنیا باشن
‫هم نمیتونیم اینجوری همه چی رو بهشون بسپریم.

00:35:22.940 --> 00:35:29.330
‫قدرت باید به آرامی داده بشه.
‫یه ارتش باید به آرامی تمرین داده بشه.

00:35:30.380 --> 00:35:36.820
‫وقتی مردم شهر فهمیدن ولیعهد ووجی میخواد
‫برگرده، شادی کردن و فانوس روشن کردن.

00:35:36.820 --> 00:35:44.060
‫میگن که بازگشت ولیعهد در این
‫زمانه ی آشوب رو باید جشن گرفت.

00:35:44.060 --> 00:35:47.190
‫ده سال پیش هم ولیعهد شخص محترمی بودن.

00:35:47.190 --> 00:35:52.680
‫حالا که مردم بخاطر خوشامدگویی بهش، توی شهر
‫ریختن، شما میخواین ایشون رو بیکار و سرگردون کنید.

00:35:59.090 --> 00:36:01.830
‫شاهزاده ی اول با وفاداری، خدمت کردن.

00:36:01.830 --> 00:36:07.090
‫ایشون از نظر مردم هم شخصیت والایی دارن.

00:36:07.090 --> 00:36:12.120
‫اینکه همین اواخر شورشیانِ "نانرونگ"
‫رو سرکوب کردن هم به کنار.

00:36:12.120 --> 00:36:15.760
‫ایشون دستاورد های نظامی عالی ای دارن
‫و پیروزمندانه بازگشتن. شجاعت شون بی نظیره.

00:36:16.440 --> 00:36:19.300
‫اینکه نمیخواید بهشون پاداش بدید، مشکلی نیست.

00:36:19.300 --> 00:36:23.870
‫ولی چرا میخواید قدرتشو ازش بگیرید؟

00:36:35.890 --> 00:36:38.290
‫پیشنهادی دارم.

00:36:39.240 --> 00:36:43.710
‫بخاطر بازگشت ولیعهد ووجی، شهروندان خوشحالن.

00:36:43.710 --> 00:36:47.340
‫باید از خواسته ی مردم پیروی کنیم و ما هم
‫مراسم خوشامدگویی بزرگی رو تدارک ببینیم.

00:36:47.340 --> 00:36:51.440
‫این برای آرام کردنِ مردمه.

00:36:52.670 --> 00:36:57.260
‫به نظر من، بخاطر شیوع بیماری، در خزانه پول کمی هست.

00:36:57.260 --> 00:36:59.800
‫چرا خیلی ساده و مختصرش نکنیم؟

00:36:59.800 --> 00:37:04.400
‫مطمئنم اینجوری ولیعهد، دل مردم رو هم به دست میارن.

00:37:37.690 --> 00:37:41.310
‫- دیدین؟
‫- بله.

00:37:42.540 --> 00:37:47.790
‫در نزاع قدرت، همه، طرفی رو میگیرن.

00:37:48.690 --> 00:37:53.950
‫درسته که در این سال های اخیر
‫برادرت کار های زیادی انجام داده

00:37:53.950 --> 00:37:56.230
‫و دل مردم رو به دست آورده.

00:37:56.230 --> 00:38:00.210
‫بحث این نیست که اونا از توانایی های برادرت مطمئن هستن

00:38:00.210 --> 00:38:03.270
‫بحث اینه که اونا نمیدونن

00:38:03.270 --> 00:38:06.970
‫تو هنوز همون آدم 10 سال پیش هستی یا نه.

00:38:09.940 --> 00:38:16.290
‫خیلی وقت گذشته. باید بری و دل هایی که از دست دادی رو

00:38:16.290 --> 00:38:22.120
‫دوباره یکی یکی پس بگیری.

00:38:22.120 --> 00:38:23.640
‫متوجه ام.

00:38:23.640 --> 00:38:28.160
‫اون زنگوله اژدها که گفتمت، چی شد؟

00:38:28.160 --> 00:38:33.650
‫متاسفم که نتونستم به دستورتون عمل کنم و زنگوله رو بیارم.

00:38:33.650 --> 00:38:37.310
‫تو میدونی که باهاش میشه بر دنیا تسلط پیدا کرد.

00:38:38.020 --> 00:38:40.370
‫با این وجود، چرا ناامیدم کردی؟

00:38:40.370 --> 00:38:44.160
‫زنگوله اژدها، گنج ملی سرزمین تیانشا است
‫و متعلق به خاندان سلطنتی "جان" ــه.

00:38:44.160 --> 00:38:47.220
‫- فکر میکردم...
‫- که من از کسی دزدیدمش؟

00:38:47.220 --> 00:38:48.870
‫جرئت ندارم همچین فکری کنم.

00:38:49.560 --> 00:38:56.640
‫این زنگوله همه دنبالشن و همین بهتره
‫که دستِ خاندان سلطنتی باشه.

00:38:56.640 --> 00:39:00.740
‫تو عواقبِ سرپیچی از دستور سلطنتی رو میدونی.

00:39:00.740 --> 00:39:02.940
‫من هر مجازاتی رو میپذیرم.

00:39:10.430 --> 00:39:14.920
‫مادرت منتظرته. میتونی بری.

00:39:14.920 --> 00:39:16.450
‫چشم.

00:39:30.540 --> 00:39:34.590
‫[تالارِ نسیمِ سرد]

00:39:35.990 --> 00:39:41.480
‫علیاحضرت، این گنجی هستش که اعلاحضرت
‫شخصاً درستش کردن. گفتن که امتحانش کنید.

00:39:42.400 --> 00:39:43.660
‫باشه.

00:39:43.660 --> 00:39:46.450
‫ببرش.

00:39:47.680 --> 00:39:52.040
‫شنیدم ولیعهد ووجی برگشتن. کل شهر تزئین و منور شده.

00:39:52.040 --> 00:39:54.530
‫مردم جوری خوشحالن انگار که سال جدید شده.

00:39:54.530 --> 00:39:57.550
‫همه چشم انتظارشون هستن.

00:39:57.550 --> 00:40:00.360
‫ولیعهد بالاخره به خونه برمیگردن.

00:40:03.270 --> 00:40:07.110
‫اعلاحضرت همه ی اینارو میدونن؟

00:40:07.110 --> 00:40:11.790
‫بله. حتی دستور دادن که قصر هم آماده بشه.

00:40:14.190 --> 00:40:18.980
‫باشه. پس بیا از دستورشون اطاعت کنیم.

00:40:18.980 --> 00:40:20.620
‫چشم.

00:40:34.280 --> 00:40:36.830
‫بودای بخشنده.

00:41:51.020 --> 00:41:54.290
‫اگرچه من نمیدونم رابطه ات باهاش چی بوده،

00:41:54.290 --> 00:41:58.660
‫ولی مشخصه که بخاطر مرگش، ناراحتی.

00:41:58.660 --> 00:42:02.200
‫بخاطر مردنش ناراحت نیستم.

00:42:02.800 --> 00:42:04.900
‫پس چرا؟

00:42:06.200 --> 00:42:09.320
‫اون شاهدِ مهمِ من بود.

00:42:09.320 --> 00:42:11.370
‫راستش،

00:42:11.370 --> 00:42:15.770
‫یکی از بهترین دوستانم، به اشتباه متهم شده.

00:42:15.770 --> 00:42:18.920
‫به این مرد نیاز داشتم تا بیاد به تی ین چوان

00:42:18.920 --> 00:42:22.750
‫و بتونه اتهاماتِ دوستم رو پاک کنه. اما...

00:42:26.560 --> 00:42:28.370
‫ولش کن.

00:42:28.370 --> 00:42:31.570
‫بهتره برم امپراطور تی ین چوان رو ببینم.

00:42:32.620 --> 00:42:38.860
‫پس تو میخوای بری به پایتخت و امپراطور رو ببینی؟

00:42:39.950 --> 00:42:41.890
‫مشکلی هست؟

00:42:44.914 --> 00:42:59.914
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:00.938 --> 00:43:20.938
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.