﻿WEBVTT

00:00:00.557 --> 00:00:20.557
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:49.581 --> 00:00:52.261
خانم "دوريت"، شما مطمئنيد که
خواهرتون

00:00:52.261 --> 00:00:55.501
نوع رابطه ي ما رو ميدونن؟ -
.مطمئنم خانم -

00:00:55.501 --> 00:00:57.621
.پس فکر ميکنم بايد براش بگم

00:00:57.621 --> 00:00:59.500
.بنشينيد

00:01:09.980 --> 00:01:14.980
من يه پسر دارم، خانم "دوريت"، از
.همسر اولم. 22 سالشه

00:01:14.980 --> 00:01:17.900
.اولين بار خيلي جوون بودم که ازدواج کردم

00:01:17.900 --> 00:01:21.741
!ساکت باش پرنده
،اين پسر من...که اسمش

00:01:21.741 --> 00:01:25.101
ادموند اسپارکلر" هست...به راحتي"
.تحت تأثير قرار ميگيره و خام ميشه

00:01:25.101 --> 00:01:29.101
بنابراين موقعي که شنيدم پسرم تحت تأثير
يه رقصنده قرار گرفته، مطمئن بودم

00:01:29.101 --> 00:01:32.901
،بايد رقصنده ي اُپرا باشه
که مرداي جووني که تو جامعه هستن

00:01:32.901 --> 00:01:34.460
.به راحتي تحت تأثيرشون قرار ميگيرن

00:01:34.460 --> 00:01:37.461
بايد اينو به سختي بگم، وقتي که
شنيدم اون تئاتر درباره ي چي بوده

00:01:37.461 --> 00:01:40.540
و درباره اي اينکه اونجا چه نوع
.تفريحاتي انجام ميشه، خيلي غافلگير شدم

00:01:40.540 --> 00:01:42.700
و بعدش، وقتي که فهميدم که خواهرتون

00:01:42.700 --> 00:01:46.620
با تغيير رفتارهاي پسرم و تقاضاي ازدواج، اين رو
،رد کرده بود

00:01:46.620 --> 00:01:49.820
.احساس نگرانيِ بسيار عميقي کردم

00:01:49.820 --> 00:01:52.861
!پرنده
!ساکت باش

00:01:52.861 --> 00:01:56.380
و منم بهشون گفتم که ممکنه که
يه رقصنده باشم، ولي خانواده ي خودم رو

00:01:56.380 --> 00:01:58.501
،مثل خانواده ي پسرشون بزرگ ميدونم

00:01:58.501 --> 00:02:00.821
و ديدم ارتباط با اونها هيچ
.افتخاري برام نداره

00:02:00.821 --> 00:02:04.220
.درسته گفتي
.و همينطور هم خواهد بود

00:02:04.220 --> 00:02:09.861
ولي متأسفانه، حقيقت اينه که ما موجودات
مال يه دنياي ديگه اي هستيم

00:02:09.861 --> 00:02:13.741
که هيچ وقت دنيايي که شما و خواهرت
.توش زندگي ميکنيم رو نميشناسيم

00:02:13.741 --> 00:02:17.421
متأسفانه بايد طوري به خودمون بقبولونيم
که شما رو از بالا با حقارت

00:02:17.421 --> 00:02:21.541
نگاه کنيم. بايد خودمون رو مجبور کنيم
.که با وحشت و تنفر ازتون دوري کنيم

00:02:21.541 --> 00:02:24.261
بهتون گفتم يا نگفتم که
من قبلاً اونو رد کردم؟

00:02:24.261 --> 00:02:25.861
"تو اينطوري ميگي، ولي "اسپارکلر

00:02:25.861 --> 00:02:27.861
مرد جوونيه، و مردان جوون
.رو بايد نگه داشت

00:02:27.861 --> 00:02:31.141
،و البته که اگه نگه داشتني بود
.شما بايد خيلي سريع نظرتون رو عوض کنين

00:02:31.141 --> 00:02:34.540
،و اگه اين ازدواج صورت ميگرفت
.پسرم هيچي بهش نميرسيد

00:02:34.540 --> 00:02:36.901
.يه گداي واقعي ميشد

00:02:36.901 --> 00:02:40.500
،براي من هيچ مهم نبود
!بخاطر اينکه من به هر حال نميخوامش

00:02:48.700 --> 00:02:51.460
،من آدم خوش برخوردي هستم
."خانم "دوريت

00:02:51.460 --> 00:02:55.941
و بخاطر همين ازتون خواهش ميکنم
.اين هديه ي کوچيک رو قبول کنيد

00:03:02.860 --> 00:03:06.261
و فقط براي اينکه مشخص بشه همديگه رو
درک ميکنيم، شايد بخوايد

00:03:06.261 --> 00:03:10.261
نشونه اي از تقدير و قدردانيِ منو داشته باشيد، بريد
.پيش خياط مخصوص من

00:03:13.381 --> 00:03:15.340
.شما خيلي لطف داريد

00:03:15.340 --> 00:03:17.821
فکر ميکنم بالاخره
.همديگه رو درک ميکنيم

00:03:20.421 --> 00:03:23.341
،و حالا، فکر ميکنم
.وقتشه براي هميشه از هم جدا بشيم

00:03:23.341 --> 00:03:25.060
.و در بهترين شرايط

00:03:32.021 --> 00:03:33.901
."خداحافظ خانم "دوريت

00:03:33.901 --> 00:03:36.541
.از آشنايي با شما هم خيلي خوشحال شدم

00:03:52.621 --> 00:03:55.580
!روز اجاره ست -
!زود باش، "پنکز" ـه، برو تو، در رو قفل کن -

00:03:55.580 --> 00:03:57.261
!روز اجاره ست

00:03:59.181 --> 00:04:01.101
اوضاع با اون کتابا چطوره، آقاي "کلنم"؟

00:04:01.101 --> 00:04:02.781
.خيلي خوبه
اوضاع کار چطوره، آقاي "دويس"؟

00:04:02.781 --> 00:04:07.141
بايد بگم، خيلي خوبه. اون مرد
.ايتاليايي، مرد کاريِ خوبيه

00:04:07.141 --> 00:04:09.941
...بهتون گفتم عمه، "آرتور"

00:04:09.941 --> 00:04:11.781
!واقعاً، واقعاً...آآه

00:04:11.781 --> 00:04:14.380
!ملاقاتي داري -
.بيا، برو بالا -

00:04:14.380 --> 00:04:17.061
.ولم کن! آروم، آروم برو -
.بياييد، بذاريد کمکتون کنم -

00:04:19.620 --> 00:04:22.061
خانم "فينچينگ"، به شرکت "دويس" و "کلنم" خوش
.اومدين. بياييد بريم توي دفتر

00:04:22.061 --> 00:04:24.981
..."اوه، خيلي لطف داري، "آرتور

00:04:24.981 --> 00:04:29.500
،"البته بايد بگم آقاي "کلنم
.چه بدبختي اي کشيديم تا برسيم اين بالا

00:04:29.500 --> 00:04:33.060
خيلي بده که از اون روز ديگه
نيومدي که ما رو ببيني، ولي من

00:04:33.060 --> 00:04:36.940
فکر کردم که تو حتماً ازدواج کردي
،و ميخواستم بدونم پوستش روشنه يا تيره

00:04:36.940 --> 00:04:38.701
چشماش آبه يا مشکي؟

00:04:38.701 --> 00:04:41.821
."البته فکر کردن به شرکت "دويس" و "کلنم

00:04:41.821 --> 00:04:44.260
خيلي دوست دارم بدونم، چي شد که به اينجا رسيد؟

00:04:44.260 --> 00:04:48.020
ميدونم اين حق رو ندارم که اين سؤال رو بپرسم، اون
زنجير طلايي که بين ما بود

00:04:48.020 --> 00:04:52.780
و خيلي محکم هم بود، به ناگاه
.و براي هميشه پاره شد

00:04:52.780 --> 00:04:56.740
ولي فکر کردم که به همراه
عمه ي آقاي "اف" بيام بهت تبريک بگم

00:04:56.740 --> 00:04:58.861
.و برات آروزي بهترين ها رو بکنم

00:04:58.861 --> 00:05:02.221
."از ديدنت خيلي خوشحالم، "فلورا
.بخاطر آرزوي بهترين ها متشکرم

00:05:02.221 --> 00:05:05.221
!جاده ي "دووِر" رو سنگفرش کرده بودن

00:05:05.221 --> 00:05:06.901
!امروز خيلي سرحاله

00:05:06.901 --> 00:05:09.220
!بذار اگه ميتونه بره ببينه

00:05:09.220 --> 00:05:12.980
.اوه، عزيزِ من، هيلي شاده
..."بنظر ميا اونو شگفت زده کردي، "آرتور

00:05:12.980 --> 00:05:15.381
!"بايد بگم، "دويس" و "کلنم

00:05:15.381 --> 00:05:19.021
يه چيز ديگه اي که يادم اومد، از اونجايي
،که خيلي به اون دختر علاقه داشتي

00:05:19.021 --> 00:05:22.300
چرا اين لطف رو نکردي، بياريش اينجا؟ -
آم، منظورت کيه؟ -

00:05:22.300 --> 00:05:25.101
!اوه، اون دوست کوچولوت منظورمه
!همون دختر جوون

00:05:25.101 --> 00:05:28.420
!"دوريت کوچولو" -
يادمه ميگفتي که خيلي بهش علاقه داري -

00:05:28.420 --> 00:05:31.700
.و ميخواي کمکش کني -
."درسته، "فلورا -

00:05:31.700 --> 00:05:34.620
همونطوري که، تو اون روزهايي که
.الان ديگه نيستن به من علاقه داشتي

00:05:34.620 --> 00:05:37.861
!"اوه، نه، نه، نه، "فلورا
اصلاً اينطور نيست، من

00:05:37.861 --> 00:05:41.180
فقط رفاه و آسايش خانم "دوريت" و
.خوانواده ش اهميت ميدم، همين

00:05:41.180 --> 00:05:44.621
اوه. ولي اون اينو ميدونه؟

00:05:44.621 --> 00:05:46.620
.مطمئنم که ميدونه

00:05:46.620 --> 00:05:50.420
اوه، خب پس، اينطوري
!هيج آسيبي بهمون نميزنه

00:05:50.420 --> 00:05:52.820
ميتونه بياد و توي خونه ي ما هم
.کارهاي خياطي رو انجام بده

00:05:52.820 --> 00:05:54.460
."مطمئنم خوشحال ميشه، "فلورا

00:05:54.460 --> 00:05:57.261
.ممنون که به فکرش هستي -
نميتوني از يه کسي -

00:05:57.261 --> 00:06:01.261
که عين يه تيکه چيز بي مصرف ميمونه
.يه سر و يه مغز درست کني

00:06:01.261 --> 00:06:04.420
اين کار رو با عمو "جورج" هم وقتي
،زنده بود نميتونستي انجام بدي

00:06:04.420 --> 00:06:06.181
!همونطور که الان مرده، نميتوني

00:06:06.181 --> 00:06:07.860
.اوه، عزيزِ من، از هميشه خوشحال تره

00:06:07.860 --> 00:06:09.421
.شايد بهتر باشه ما بريم

00:06:21.700 --> 00:06:25.140
!بياييد، عمه. وقت استراحتتونه

00:06:25.140 --> 00:06:26.701
!بذار منو از پنجره بندازه بيرون

00:06:26.701 --> 00:06:28.461
!بيا بريم، عمه

00:06:30.620 --> 00:06:35.020
!"آقاي "کزبي"! آقاي "کزبي
!"آقاي "کزبي"! آقاي "کزبي

00:06:36.340 --> 00:06:38.780
،بابا داره به مستأجرهاش سر ميزنه
.اونا دوسش دارن، ميدوني که

00:06:38.780 --> 00:06:40.381
،اونا فکر ميکنن بابا آدم مقدسيه
.نميدونم چرا اينطوري فکر ميکنن

00:06:40.381 --> 00:06:42.981
اونا فکر ميکنن آقاي "پنکز"ـه که داره
.با زمين يکيشون ميکنه، ولي اون کار باباست

00:06:42.981 --> 00:06:46.260
ميدوني، اون پول خيلي دوست داره، اين
.يه جورايي خيلي بده، ميدوني

00:06:46.260 --> 00:06:50.140
!"اوه، مرد دوست داشتني ايه، آقاي "کلنم

00:06:59.061 --> 00:07:01.381
.بيا بريم عمه

00:07:02.421 --> 00:07:05.901
الان ديگه داري منو کجا ميبري؟

00:07:05.901 --> 00:07:08.341
.مراقب باش، مراقب باش! همينه

00:07:17.701 --> 00:07:19.860
.چيوِريِ" پدر و "چيوِريِ" پسر"

00:07:19.860 --> 00:07:22.180
.درست همونايي که ميخواستم ببينم

00:07:22.180 --> 00:07:25.540
آقاي "پنکز". و من چيکار ميتونم براتون انجام بدم؟

00:07:25.540 --> 00:07:27.781
يه کار خصوصي براي
.يکي از مشتري هاتون

00:07:27.781 --> 00:07:30.381
و اين کارتون با من چيه؟

00:07:30.381 --> 00:07:32.540
،ميخوام يه نگاهي به دفارتون بندازم
.آقاي "چيوِري"، سال 1805

00:07:32.540 --> 00:07:34.901
.کي اومده و کي رفته

00:07:34.901 --> 00:07:37.261
."اونا محرمانه ن، آقاي "پنکز

00:07:37.261 --> 00:07:39.340
.نه، نيستن

00:07:45.220 --> 00:07:47.861
،اوه عزيز من، اوه عزيز من، خيلي خب

00:07:47.861 --> 00:07:50.741
.اگه خواستين ميتونين کسي رو بيارين تو خونه هاي من

00:07:50.741 --> 00:07:52.341
."الان بهتر شد آقاي "پنکز

00:07:59.941 --> 00:08:02.460
،"ادوارد"، "متيوز"، بيشاپ"
..."کيتچنر"، "اليوت"، "ديکنز"

00:08:02.460 --> 00:08:04.860
.ويليام دوريت"، 120 پوند"

00:08:04.860 --> 00:08:09.940
.آدرس : شماره ي 4، خيابون "گوان" شمالي
.تاريخ تولد : 24 اکتبر 1775

00:08:09.940 --> 00:08:11.620
."محل تولد : "دورسِت

00:08:18.780 --> 00:08:21.940
."منم از همکاري شما خوشحال شدم، آقاي "چيوِري

00:08:27.420 --> 00:08:29.341
!"اوه، "ايمي

00:08:40.461 --> 00:08:42.460
سلام مادر. پدر خونه ست؟

00:08:42.460 --> 00:08:46.020
بله، پدرخونده ت از
.شهر برگشته، بله

00:08:46.020 --> 00:08:49.180
.خوبه -
.راستي، "ادموند"، امروز يکي اومده بود ديدنم -

00:08:49.180 --> 00:08:52.701
.خانم "دوريت" اومد، بهمراه خواهرش -
جدي داريد ميگيد؟ -

00:08:52.701 --> 00:08:56.220
!و منم نتونستم ببينمش
.چقدر بد شد

00:08:56.220 --> 00:09:00.141
.اون دختر خيلي شيطونيه -
."ديگه اونو نميبيني، "ادموند -

00:09:00.141 --> 00:09:02.100
!نه، اينطوري نميشه
.نميتونيد اين کار رو بکنيد

00:09:02.100 --> 00:09:04.141
.اون دختر خوبيه

00:09:04.141 --> 00:09:06.820
."من تمومش کردم، "ادموند
."و با رضايت کامل خانم "دوريت

00:09:08.501 --> 00:09:12.181
اون...اون منو ول کرد؟

00:09:12.181 --> 00:09:15.700
."بله. متأسفانه همين کار رو کرد، "ادموند

00:09:15.700 --> 00:09:19.180
.حالا برو براي شام آماده شو

00:09:24.021 --> 00:09:26.741
!اين عادلانه نيست -
!برو حاضر شو -

00:09:45.060 --> 00:09:47.461
من نميدونم تو چرا اينقدر
مات و مبهوتي؟

00:09:47.461 --> 00:09:49.941
.من نميدونم چي بگم
تو از آقاي "اسپارکلر" خوشت نمياد؟

00:09:49.941 --> 00:09:51.621
ازش خوشم بياد؟
.نه، اون يه احمقه

00:09:51.621 --> 00:09:53.700
پس تقريباً ديگه خوشحالي
که ديگه نميبينيش؟

00:09:53.700 --> 00:09:56.181
."خيلي خوشحال ميشم، "ايمي -
...اي کاش -

00:09:57.901 --> 00:10:01.300
اون دستبند رو از
."خانم "مردل" قبول نميکردي، "فني

00:10:01.300 --> 00:10:02.860
!چقدر احمقي

00:10:02.860 --> 00:10:04.540
تو اصلاً غرور نداري؟

00:10:04.540 --> 00:10:06.940
ميذاري يه زني مثل اون پاشو بذاره روي
خونواده ي تو و از خودش

00:10:06.940 --> 00:10:10.221
بخاطر اين ممنون باشه؟ - نه، ولي.... - پس
!يه کاري ميکني که تاوانش رو بده، موش کوچولوي ساده

00:10:10.221 --> 00:10:12.380
چيکار ديگه ميتونستي باهاش بکني؟
کاري ميکني که هزينه ش رو بده، و

00:10:12.380 --> 00:10:14.221
!براي خونواده ت پول خرج کنه

00:10:14.221 --> 00:10:16.821
اگه منو بخاطر اينکه يه رقصنده م، تحقير ميکني
پس چرا منو گذاشتي تو راهي که

00:10:16.821 --> 00:10:19.461
آخرش يه رقصنده بشم؟
.اين کارِ تو بود

00:10:19.461 --> 00:10:21.340
اين تو بودي منو مجبورم ميکردي
...درسش رو ياد بگيرم. و حالا

00:10:21.340 --> 00:10:23.901
و حالا اينقدر احمق شدي که
.داري طرف خانم "مردل" رو ميگيري

00:10:23.901 --> 00:10:27.141
من اين کار رو نميکنم، "فني". فقط اينکه
...اون دستبند رو ازش قبول کردي يه جورايي

00:10:27.141 --> 00:10:30.381
!اوه، پس فکر ميکنم تو ميخواي از گرسنگي بميريم
."تو نميذاري ما پيشرفتمون رو بکنيم، "ايمي

00:10:30.381 --> 00:10:32.581
!بعضي وقتا فکر ميکنم دوست داري ما رو تو جوب آب ببيني -
!"فني" -

00:10:37.221 --> 00:10:40.420
!"منو ببخش، "ايمي
.نبايد اين حرفا رو بهت ميزدم

00:10:40.420 --> 00:10:43.900
.ولي من براي خودم غرور دارم -
."منم دارم، "فني -

00:10:43.900 --> 00:10:46.701
ولي فکر ميکنم
.غرور هر دومون، يه جوريه

00:11:15.781 --> 00:11:17.940
آقاي "کلنم"، قربان، اومدين خانم "دوريت" رو ببينيد؟

00:11:17.940 --> 00:11:20.461
راستش، فقط ميخواستم اين يادداشت رو
براي "ايمي"، بذارم. اگه لطف کنين

00:11:20.461 --> 00:11:24.100
.و بهش بدين -
.البته -

00:11:24.100 --> 00:11:26.061
،قبل از اينکه بريد آقا

00:11:26.061 --> 00:11:28.540
...ميخواستم ازتون يه خواهشي بکنم

00:11:29.781 --> 00:11:32.060
."اون ساعت ها همونجا ميشينه، آقاي "کلنم

00:11:32.060 --> 00:11:34.300
.ساعت ها ميشينه

00:11:34.300 --> 00:11:39.060
...ميتونم بپرسم براي -
.خانم "دوريت"، آقا. اون قلبش رو براي "ايمي" شکوند -

00:11:39.060 --> 00:11:40.861
از موقعي که اون ازش درخواست کرده
.و اونم جواب رد داده

00:11:40.861 --> 00:11:45.180
نميدونستم. ولي البته بايد مدتها باشه
.که اونو ميشناسه

00:11:45.180 --> 00:11:47.380
.با همديگه بزرگ شدن، آقا
.همبازيِ همديگه بودن

00:11:47.380 --> 00:11:49.461
...هميشه رؤياش اين بود که يه روز

00:11:51.060 --> 00:11:53.100
ولي برادر و خواهرش از
،خودشون رو خيلي دست بالا ميگيرن

00:11:53.100 --> 00:11:54.661
،و با حقارت به "جان" نگاه ميکنن

00:11:54.661 --> 00:11:58.341
و پدرش خيلي تنهاست و نميذاره
.که دخترش با کسي ازدواج کنه

00:11:58.341 --> 00:12:02.500
بنابراين اونم برايش پدرش فداکاري
.کرد و قلب اونو شکوند

00:12:02.500 --> 00:12:07.261
و شما مطمئنيد...که اون پسرتون رو دوست داره؟ -
.هيچ وقت به کس ديگه اي چشم نداشته -

00:12:09.261 --> 00:12:12.261
،"آقاي "کلنم
،اگه احساس کردين ميتونين باهاش صحبت کنين

00:12:12.261 --> 00:12:15.381
کاري کنين بفهمه يه مرد جوون هست
.که از اعماق قلبش دوسش داره

00:12:18.021 --> 00:12:22.381
من مطمئن نيستم براي
."اين کار مناسب باشم، آقاي "چيوِري

00:12:22.381 --> 00:12:25.301
.فکر نميکنم دخالت من درست باشه

00:12:25.301 --> 00:12:26.860
.اون به شما خيلي اطمينان داره، آقا

00:12:26.860 --> 00:12:29.061
.شما مراقب اون و خونواده ش هستين

00:12:29.061 --> 00:12:33.300
اون ميدونه که بهترين ها
.رو براش ميخوايد

00:12:33.300 --> 00:12:37.060
،ازتون نميخوام اين کار رو بکنين
.ولي قلب يه پدر شکسته ميشه

00:13:09.100 --> 00:13:11.260
.مهموناتون اومدن، قربان

00:13:11.260 --> 00:13:13.660
.بله

00:13:13.660 --> 00:13:15.141
.ميدونم که اومدن

00:13:19.380 --> 00:13:21.980
ميخوايد بريد پائين و بهشون خوشامد بگين؟

00:13:23.541 --> 00:13:25.101
.بله، بله

00:13:27.060 --> 00:13:28.700
.فکر ميکنم بايد برم

00:13:41.660 --> 00:13:44.540
ببينم، اون "مردل" ـه، درسته؟

00:13:44.540 --> 00:13:48.100
.اون به نظر من که مثل بقيه نيست -
.اينطور بنظر ميره، آره -

00:13:48.100 --> 00:13:50.941
.آدم ساکتيه

00:13:50.941 --> 00:13:54.420
ولي تمام شهر کف دست اونه. همينطور
.پارلمان رو هم اداره ميکنه

00:13:54.420 --> 00:13:56.860
.و اداره ي ثبت احوال

00:13:56.860 --> 00:14:01.140
خب، ببين، ببين، "تايت بارنيکل" هم
.خودش اونجاست، هروسک خيمه شب بازيش

00:14:01.140 --> 00:14:04.220
.خانم "مردل"، زن خوش با وقاريه

00:14:04.220 --> 00:14:06.501
.بله البته
.مثل اينکه ريه هاش خوب کار ميکنه

00:14:06.501 --> 00:14:09.461
.دارم عين اين دکترا حرف ميزنم

00:14:09.461 --> 00:14:11.260
.و خيلي خوب هم خودشو تزئين کرده

00:14:11.260 --> 00:14:12.901
.خب، اون ميتونه اينو تحملش کنه

00:14:12.901 --> 00:14:16.380
اونا ميگن همين هفته ي پيش
.صد هزار پوند پول درآورده

00:14:16.380 --> 00:14:20.021
من شنيده بودم، دويست هزارتا، و "بِلوز" هم
!که توي خزانه داريه، گفته بود چهارصد هزار پوند

00:14:20.021 --> 00:14:22.341
.خوبه، بخت باهاش ياره

00:14:24.141 --> 00:14:27.661
،سروران من، خانم ها و آقايان
.دوستان و همکارانِ من

00:14:27.661 --> 00:14:29.860
قبل از اينکه شام رو صرف کنيم نميتونم اجازه بدم

00:14:29.860 --> 00:14:33.621
.لحظه ي قدرداني از ميزبانمون از دست بره

00:14:33.621 --> 00:14:38.661
آقاي "مردلگ، ميتونم بگم بدون اغراق
.اعحوبه ي عصر حاضره

00:14:38.661 --> 00:14:43.100
،به هر چيزي که دست ميزنه
.بنظر مياد تبديل به طلا ميشه

00:14:47.661 --> 00:14:51.460
،پول، همه شنيديم که ميگن
.ريشه ي تمام بدي هاست

00:14:51.460 --> 00:14:53.061
.اوه، نه، نه، نه، نه

00:14:53.061 --> 00:14:54.820
!ولي به دور و برتون نگاه کنين

00:14:54.820 --> 00:14:58.740
اينجا چيزي غير از خوبي و زيبايي ميبينيد؟

00:14:58.740 --> 00:15:00.660
!خوبي دوستانِ من

00:15:00.660 --> 00:15:05.740
تمام اين زيبايي ها و چه چيزي
غير از پول باعث اينها شده؟

00:15:05.740 --> 00:15:08.901
پول، سوختيه که موتور کشورمون رو

00:15:08.901 --> 00:15:15.820
،ميچرخونه
!و ميزبان امشب ما مهندس بزرگه

00:15:15.820 --> 00:15:20.501
،سرورانِ من، خانم ها و آقايان
!ميزبانمون، آقاي "مردل" رو معرفي ميکنم

00:15:20.501 --> 00:15:22.221
!"آقاي "مردل

00:15:35.420 --> 00:15:38.421
.فکر نميکردم اينقدر ساکت باشه

00:15:38.421 --> 00:15:41.901
آدمايي مثل اون فکر ميکنم
.تحت فشار مشکلات رواني زيادي هستن

00:15:41.901 --> 00:15:43.860
.شکي نيست، صد در صد
واي من که متوجه شدم

00:15:43.860 --> 00:15:46.821
.اون هيچيش نيست

00:15:46.821 --> 00:15:49.660
فکر ميکنم اون در درونش پر از
.ناراحتي و شکايت باشه

00:15:49.660 --> 00:15:51.580
.ولي خيلي دوست داشتم بدونم چيه

00:15:51.580 --> 00:15:53.901
.ميگن طلا سمّه

00:15:53.901 --> 00:15:56.180
.اين مسخره ست
.الان عين جيوه ست، يا شايدم يه سرنخ

00:15:56.180 --> 00:15:58.581
.به هر حال آدم شادي بنظر نميرسه

00:15:58.581 --> 00:16:03.501
.من حاضر نيستم جامو بخاطر تمام پول هاي اون عوض کنم -
...منم همينطور -

00:16:03.501 --> 00:16:05.380
.منم همينطور

00:17:17.020 --> 00:17:21.980
آره، بايد بگم اين روزها روزاي
.بد کارهي، "پنکز"، روزهاي بد کاري

00:17:21.980 --> 00:17:27.021
بنظر من اينطوريه، و بايد اصرار کنم که
،بايد بيشتر روشون دقت کني

00:17:27.021 --> 00:17:29.621
.بايد پول بيشتري جمع ميکردي

00:17:29.621 --> 00:17:32.301
...من نميتونم -
!بيشتر...ساکت...پول بيشتر -

00:17:32.301 --> 00:17:34.901
من نميتونم چيزي رو جمع کنم
."که اونا ندارن، آقاي "کزبي

00:17:34.901 --> 00:17:39.221
حقيقت اينه که، اجاره اي که براي اونا
.درنظر گرفتين، بيشتر از اونيه که بتونن پرداخت کنن

00:17:39.221 --> 00:17:40.900
عزيزِ من، اين

00:17:40.900 --> 00:17:44.020
.به من ربطي نداره
.فکر من روي چيزاي بزرگتر ميچرخه

00:17:44.020 --> 00:17:48.821
،کار تو جمع کردن اجاره ست
.و ازت انتظار دارم اين کار رو بکني

00:17:48.821 --> 00:17:50.741
،خب، خب

00:17:52.301 --> 00:17:53.980
.فکر ميکنم بايد وقت صرف چاي باشه

00:18:16.780 --> 00:18:18.781
.خب، خب

00:18:18.781 --> 00:18:21.581
خانم "دوريت"، درسته؟ -
.بله آقا -

00:18:23.740 --> 00:18:25.781
.خيلي خوبه

00:18:26.780 --> 00:18:28.780
.خيلي خوبه

00:18:32.141 --> 00:18:36.060
،راحت باشيد
..."خانم "دوريت

00:18:37.741 --> 00:18:39.501
.مدتي که منتظر هستين

00:18:49.140 --> 00:18:50.980
اينجايي عزيزم، خيلي معذرت ميخوام که

00:18:50.980 --> 00:18:53.221
منتظرت گذاشتم، اينهمه مدت رو اونجا

00:18:53.221 --> 00:18:56.820
نشسته بودي؟ خدايا، بخاطر خدا، بذار
!لباسات رو دربيارم...بفرما

00:18:56.820 --> 00:19:00.061
چرا، تو دختر خيلي
!خوبي هستي، عزيزم

00:19:00.061 --> 00:19:02.580
کسي که مورد علاقه ي "آرتور کلنم" باشه
،مورد علاقه ي منم هست

00:19:02.580 --> 00:19:04.500
مدت زياديه ميشناسيش؟ -
.نه، مدت زيادي نيست -

00:19:04.500 --> 00:19:06.101
با ايشون وقتي داشتم تو خونه ي
.خانم "کلنم" کار ميکردم آشنا شدم

00:19:06.101 --> 00:19:09.780
!"اوو، خانم "کلنم
ازش نترسيدي؟

00:19:09.780 --> 00:19:12.660
ميدونم، وقتي من و "آرتور" با هم همبازي بوديم
من ازش ميترسيدم

00:19:12.660 --> 00:19:16.060
روزايي که ديگه مردن و ازشون يادي نمونده
،اگرچه يه رگه هايي ازشون مونده

00:19:16.060 --> 00:19:19.461
،و بعضي وقتا بيشتر از يه رگه باقي ميمونه
!دوست دارم اون روزا رو به ياد بيارم

00:19:23.941 --> 00:19:25.540
من الان بايد کارم رو شروع کنم؛ خانم؟

00:19:25.540 --> 00:19:30.021
،اوه، دختر خوب و کاري
لازم نيست زياد عجله بکني

00:19:30.021 --> 00:19:33.381
بخاطر کارت، بهتره درباره ي
رازها و اسرارِ

00:19:33.381 --> 00:19:35.220
دوست مشترکمون حرف بزنيم، مگه نه؟

00:19:35.220 --> 00:19:38.300
ولي من همزمان هم ميتونم
.کار کنم هم گوش کنم

00:19:38.300 --> 00:19:40.540
...اينطوري خيلي راحت ترم
.واقعاً ميگم خانم

00:19:42.140 --> 00:19:46.021
اوه، خيلي خب، هرطور
!که براي تو بهتره! بيا

00:19:50.620 --> 00:19:54.381
خب، کجا بودم؟
،آهان، آره. بايد بدوني که

00:19:54.381 --> 00:19:57.220
،و مطمئنم ميدوني
که قبل از اينکه من

00:19:57.220 --> 00:20:02.541
قبل از اينکه به آقاي "اف" معرفي
.بشم، با "آرتور کلنم" عزيز نامزد بودم

00:20:02.541 --> 00:20:05.061
،ما همديگه رو خيلي خيلي دوست داشتيم
،درست مثل صبح يه زندگي خوب بود

00:20:05.061 --> 00:20:07.981
،خيلي خوشايند بود و هيجان داشت
تا اينکه سرنوشت ما رو از هم جدا کرد

00:20:07.981 --> 00:20:13.421
و "آرتور" رفت چين و من هم شدم
."عروسِ سنگيِ آقاي "اف

00:20:13.421 --> 00:20:15.181
ولي اين مال خيلي وقت
پيشه، درسته؟

00:20:15.181 --> 00:20:18.780
،براي من نه
!دختر قابل ستايش من

00:20:18.780 --> 00:20:21.541
!براي من انگار همين ديروز بوده

00:20:26.500 --> 00:20:29.421
،ازم نپرس هنوز دوسش دارم
يا اينکه اون هنوز دوسم داره، يا

00:20:29.421 --> 00:20:33.061
هر چيز ديگه اي...و نخواه که بدوني من با
آرتور" بايد سرد شده باشم"

00:20:33.061 --> 00:20:35.580
يا اينکه "آرتور" با من سرد شده باشه...چونکه

00:20:35.580 --> 00:20:39.181
!اينجا هزاران چشم داره ما رو ميپاد...ساکت

00:20:39.181 --> 00:20:42.101
،حالا من همه چي رو بهت گفتم

00:20:42.101 --> 00:20:44.581
و بخاطر "آرتور" من هميشه
،دوست تو ميمونم

00:20:44.581 --> 00:20:49.101
دختر عزيزم، و به نام "آرتور" قسم
!که ميتوني هميشه به من اعتماد کني

00:21:19.941 --> 00:21:22.740
.اميدوارم نترسونده باشمت -
.نه -

00:21:22.740 --> 00:21:24.901
.همين الان داشتم بهت فکر ميکردم

00:21:24.901 --> 00:21:27.141
امروز بعدازظهر خونه ي خانم
فينچينگ" بودم، و اون"

00:21:27.141 --> 00:21:30.460
.چيزاي زيادي درباره ت ميگفت
.فکر ميکنم خيلي بهت اهميت ميده

00:21:35.580 --> 00:21:37.540
.من بعضي وقتا ميام اينجا فکر ميکنم

00:21:39.301 --> 00:21:41.901
،يه جورايي خالي ميشم

00:21:41.901 --> 00:21:44.740
،ديدن رودخونه
،و آسمون

00:21:44.740 --> 00:21:47.621
...و اينهمه تغيير و حرکت

00:21:47.621 --> 00:21:51.300
،و بعدش برميگردم
.و پدر رو تو همون جاي گرفته ميبينم

00:21:52.341 --> 00:21:54.781
خب، تو زيبايي و تازگي دنيا
.رو با خودت مياري

00:21:54.781 --> 00:21:57.700
.اين خوشحالش ميکنه، مطمئنم

00:21:57.700 --> 00:22:01.221
اينطور فکر ميکني؟ -
."بله. بله، همينطور فکر ميکنم "دوريت کوچولو -

00:22:05.180 --> 00:22:06.820
...آه، من

00:22:06.820 --> 00:22:10.501
.امروز با آقاي "چيوِري" حرف زدم

00:22:12.100 --> 00:22:14.020
.ميخواست درباره ي پسرش باهام حرف بزنه

00:22:14.020 --> 00:22:18.300
!اوه. اي کاش باهاتون حرف نميزد -
.ازم قول گرفت که باهات حرف بزنم -

00:22:21.861 --> 00:22:24.981
من نميدونم اين روابط عاطفي که
...تو قلب ماست چيه. اينکه چطوري

00:22:24.981 --> 00:22:26.421
.اينکه چطور درنگ ميکنيم

00:22:28.020 --> 00:22:30.700
يه نفر هست که من خيلي بهش اهميت
ميدم، ولي بايد جلوي بروز دادنِ

00:22:30.700 --> 00:22:34.381
.عشقم رو بگيرم -
خانم "فينچينگ" که نيست؟ -

00:22:34.381 --> 00:22:37.340
!نه، نه، نه، نه، "فلورا" نيست

00:22:37.340 --> 00:22:40.300
.نه، يه نفر که خيلي جوون تر از "فلورا" ست

00:22:42.261 --> 00:22:44.140
.نميشناسيش

00:22:45.741 --> 00:22:47.461
.ولي الان مسئله من نيستم

00:22:47.461 --> 00:22:50.980
تمام چيزي که ميخواستم بگم اين بود که
...اگه "جان چيوِري" رو دوست داري

00:22:50.980 --> 00:22:53.421
اگه واقعاً عاشقي، پس

00:22:53.421 --> 00:22:56.661
.شانس خوشحال بودنت رو بدست بيار
لازم نيست خودت رو

00:22:56.661 --> 00:22:58.300
.بخاطر پدرت فدا کني

00:22:58.300 --> 00:23:02.580
.چه ازدواج بکني چه نکني، خوب ازش مراقبت ميشه -
.خواهش ميکنم، خواهش ميکنم تمومش کن -

00:23:02.580 --> 00:23:09.541
،من "جان" رو دوست ندارم. اي کاش ميتونستم باشم
،اين منو ناراحت ميکنه که ببينم خوشحال نيست

00:23:09.541 --> 00:23:11.980
،ولي نميتونم دوسش داشته باشم

00:23:11.980 --> 00:23:15.260
،اونطوري که اون ميخواد نه
.نه اونطور که بخوام همسرش بشم

00:23:15.260 --> 00:23:18.580
،و حالا همه يا ناراحتن

00:23:18.580 --> 00:23:20.060
.يا از دستم عصباني هستن

00:23:21.861 --> 00:23:24.100
.اي کاش با آقاي "چيوِري" حرف نميزدي

00:23:25.701 --> 00:23:31.900
.اي کاش با من حرف نميزدي

00:23:31.900 --> 00:23:35.381
از من درباره ي اين موضوع ديگع
،حرفي نميشنوي

00:23:35.381 --> 00:23:37.741
.بهت قول ميدم

00:23:37.741 --> 00:23:39.260
.ممنون

00:23:44.660 --> 00:23:46.180
هنوزم با هم دوستيم؟

00:23:46.180 --> 00:23:47.661
.بله

00:23:49.781 --> 00:23:51.940
.هنوزم دوستيم

00:23:51.940 --> 00:23:54.541
!مادر کوچولو -
!"مگي" -

00:23:54.541 --> 00:23:57.861
.قول دادي پيش پدر بموني -
.منم همينکار رو کردم، ولي نميذاشت -

00:23:57.861 --> 00:23:59.980
،اگه بخواد منو بفرسته بيرون
.منم بايد برم

00:23:59.980 --> 00:24:03.501
واسه چي فرستادت بيرون؟ -
.يه رازه، تو نبايد بدوني -

00:24:03.501 --> 00:24:05.580
.بايد دوتا نامه رو برسونم با صاحبش
.براي توئه

00:24:05.580 --> 00:24:07.900
.بيا اينجا، که نتونه ببينه

00:24:16.860 --> 00:24:20.581
."متوجه م. خيلي خب، "مگي
.ترتيبش رو ميدم

00:24:20.581 --> 00:24:22.101
."بيا، "مگي

00:24:22.101 --> 00:24:23.620
.بهتره برم خونه
.خداحافظ

00:24:25.180 --> 00:24:26.901
.خودت رو اذيت نکن

00:24:26.901 --> 00:24:28.861
.من ميدونم اون نامه ها چي بودن -
.اونا هيچي نبودن -

00:24:28.861 --> 00:24:34.060
چطور من و تو ميتونيم دوست باشيم، وقتي که
!"خونواده ي من بهت چسبيدن؟ بيا بريم "مگي

00:24:45.700 --> 00:24:47.740
.فکر کردم بعداً برم يه سري به "فني" بزنم

00:24:47.740 --> 00:24:50.221
ميدوني، برم ببينم اون نمايش
.چي هست

00:24:50.221 --> 00:24:54.541
اگه اون چيزي که انتظار داشتم بود
.براي شام ببرمش بيرون

00:24:54.541 --> 00:24:57.861
."يه نامه براي شما، آقاي :دوريت

00:24:57.861 --> 00:25:00.261
!اوه، بله

00:25:00.261 --> 00:25:02.421
."خيلي ممنون که آورديش، "چيوِري

00:25:02.421 --> 00:25:04.621
آره، خوب بود، نه؟

00:25:06.940 --> 00:25:09.100
.اوه، بله

00:25:09.100 --> 00:25:12.340
.اوه، خيلي زيباست، خيلي خوبه

00:25:12.340 --> 00:25:15.221
!خب، سرم کوبيده شد به طاق

00:25:16.261 --> 00:25:21.061
آقاي "کلنم" عذرخواهي کردن "
."و گفتن نميتونن درخواست شما رو قبول کنن

00:25:21.061 --> 00:25:23.861
اين يعني چي؟
.اونوقت خودش رو يه آدم متشخص خطاب ميکنه

00:25:23.861 --> 00:25:29.140
،اون هيچي غير از يه آدم بي ادبه
...و بويي از عواطف نبرده

00:25:29.140 --> 00:25:33.460
!از دستش آب نميچکه
.اينم از عصرِ من که گند خورد بهش

00:25:33.460 --> 00:25:36.380
شايد درخواستت رو درست
،و با ادبانه مطرح نکردي

00:25:36.380 --> 00:25:39.100
ادوراد"؟"

00:25:39.100 --> 00:25:41.460
از خودت خجالت نميکشي، "تيپ"؟

00:25:41.460 --> 00:25:44.061
براي يه مردي که خيلي کم اونو ميشناسي
و تقاضاي پول ميکني در حالي که

00:25:44.061 --> 00:25:46.260
ميتوني خودت پول در بياري؟

00:25:46.260 --> 00:25:49.660
."لازم نيست تو برام سخنراني کني، "ايمي

00:25:49.660 --> 00:25:52.181
،راستش رو بخواي
،اين تويي که جلوي پيشرفت ما رو ميگيري

00:25:52.181 --> 00:25:55.981
،عين يه موش ترسو ميري بيرون و ميايي
.و مثل فقير فقرا لباس ميپوشي

00:25:55.981 --> 00:25:58.460
ميتوني لااقل مثل بقيه ي ما
.به ظاهرت برسي

00:25:58.460 --> 00:26:00.741
.ولي من فکر ميکنم تو غرور نداري

00:26:00.741 --> 00:26:04.060
!چطور جرأت ميکني با من اينطوري حرف بزني؟

00:26:04.060 --> 00:26:06.420
و چطور جرأت ميکني به کسي که 10 سال
از تو بزرگتره توهين کني؟

00:26:07.780 --> 00:26:10.420
اصلاً ميدوني کي بدهي تو رو داده؟

00:26:13.301 --> 00:26:16.341
،"من تو رو دوسِت دارم، "تيپ

00:26:16.341 --> 00:26:20.461
ولي بعضي وقتا از اينکه برادرمي
!خجالت ميکشم

00:26:20.461 --> 00:26:22.060
.منو ببخشيد پدر

00:27:29.781 --> 00:27:33.580
،نذار ببينن که داري گريه ميکني
."خانم "دوريت

00:27:37.301 --> 00:27:39.141
.دستت رو بده به من

00:27:39.141 --> 00:27:42.181
،چيزي نيست
.من يه پيشگوئم

00:27:43.900 --> 00:27:45.820
من دارم آينده ي خوب تو
.رو ميخوانم، درسته

00:27:55.981 --> 00:27:58.981
.يه زندگيِ پر از رنج

00:27:58.981 --> 00:28:01.221
براي چه چيزِ ديگه اي ساخته شديم؟

00:28:01.221 --> 00:28:03.460
ولي اين چيه؟

00:28:03.460 --> 00:28:06.220
ميله هاي زندان و يه خانواده اي که

00:28:06.220 --> 00:28:11.781
زمان سختي رو ميگذرونن، ولي اين
کيه که مراقب تمام اونهاست؟

00:28:11.781 --> 00:28:14.740
!تويي

00:28:14.740 --> 00:28:17.101
،ولي خوبيش اينه که

00:28:17.101 --> 00:28:20.820
اين "پنکز" ـه که اين گوشه ست
.و همه چي رو داره ميبينه

00:28:22.460 --> 00:28:24.460
خب، من اينجا چيکار ميکنم، هان؟

00:28:24.460 --> 00:28:26.380
اينا يعني چي؟

00:28:27.940 --> 00:28:30.181
."خب، بايد بموني و ببيني، خانم "دوريت

00:28:31.740 --> 00:28:35.260
.بايد بموني و ببيني

00:28:35.284 --> 00:28:55.284
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.