﻿WEBVTT

00:00:00.660 --> 00:00:05.660
<c.yellow>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:00:05.680 --> 00:00:12.680
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:13.390 --> 00:00:15.870
‫زندگی تو دانشگاه یکنواخته.

00:00:18.110 --> 00:00:22.570
‫بعد از بیدار شدن اول از همه
‫تمرین روزانه‌ام رو شروع می‌کنم.

00:00:32.790 --> 00:00:37.300
‫وقتی بر می‌گردم توی اتاقم،
‫تمرینات جادوییم رو انجام شروع می‌کنم.

00:00:37.300 --> 00:00:42.210
‫زانوبا همش بهم التماس می‌کنه مجسمه سازی
‫ رو بهش یاد بدم، برای همین باید تمرین بکنم

00:00:43.060 --> 00:00:45.390
‫ولی زیاد خوب پیش نمی‌ره

00:00:47.710 --> 00:00:50.980
‫صبحونه و نهارم رو با زانوبا می‌خورم.

00:00:51.380 --> 00:00:55.800
‫راستی، خیلی از غذاهای اینجا
‫به ذائقه‌ام می‌خوره.

00:00:55.800 --> 00:00:59.440
‫به پای غذاهای مدرن
‫ژاپنی نمی‌رسه،

00:00:59.440 --> 00:01:03.450
‫ولی اونقدری شبیه هم هستن
‫که ازشون راضی باشم.

00:01:06.610 --> 00:01:10.620
‫الینالیزه هم توی روز "نهایت استفاده" رو
‫از دانشگاه می‌بره،

00:01:10.620 --> 00:01:13.460
‫و بقیه‌اش رو هم شبانه
‫توی شهر ادامه می‌ده.

00:01:15.280 --> 00:01:18.660
‫شب و روز مشغول بودن باید بدجور خسته‌اش بکنه.

00:01:19.020 --> 00:01:23.190
‫خب، امروزه در سراسر دنیا
‫از جادوی موانع استفاده می‌کنند.

00:01:21.020 --> 00:01:26.760
‫بعد از ظهر، کلاسای پایه شفا بخشی، دینی 
‫و جادوی موانع دارم.

00:01:23.190 --> 00:01:27.930
‫ولی تا همین اواخر کشور مقدس میلیس
‫طلسمای مقدس رو مخفی می‌کرد،

00:01:27.240 --> 00:01:33.340
‫روکسی خیلی وقت پیش موانع رو بهم یاد داد،
‫و فکر می‌کردم خوب یادش گرفتم،

00:01:27.930 --> 00:01:33.250
‫برای همین نمی‌تونستیم 
‫کلاسش رو اینجا برگزار کنیم

00:01:33.250 --> 00:01:36.540
‫با این که هنوز نمی‌تونیم فراتر از سطح پایه
‫رو تدریس کنیم...

00:01:33.340 --> 00:01:35.760
‫ولی ظاهرا بعضی چیزا رو یاد نگرفته بودم.

00:01:35.760 --> 00:01:38.980
‫برای همین از اول خوندنش
‫باید برام آموزنده باشه.

00:01:40.460 --> 00:01:45.460
‫وقتی سر کلاس نیستم، توی کتابخونه
‫در مورد تلپورت کردن تحقیق می‌کنم.

00:01:46.020 --> 00:01:48.900
‫کتابای زیادی رو خوندم،

00:01:48.900 --> 00:01:54.590
‫ولی ظاهرا چون هر نوع تلپورت تابوئه،
‫هنوز چیز خاصی پیدا نکردم.

00:01:55.270 --> 00:01:59.490
‫بهترین منبع ممکنه کتاب
‫" جستجوی هزارتوی تلپورت کننده" باشه

00:01:59.490 --> 00:02:01.800
‫که فیتز سنپای توصیه کرده بود.

00:02:04.010 --> 00:02:08.310
‫برای خودم یه زندگی روتین ترتیب دارم
‫و کم کم دارم به زندگی اینجا عادت می‌کنم.

00:02:08.620 --> 00:02:14.550
‫ولی شوگون مهار نشده شبم
‫هنوز در حال جنگ با مامورای آتیش نشانیه.

00:02:14.550 --> 00:02:16.160
‫نشونه‌ای از بهبودی نیست.

00:03:54.650 --> 00:03:55.990
‫رودیوس کون.

00:03:58.280 --> 00:03:59.870
‫میشه کنارت بشینم؟

00:03:59.870 --> 00:04:01.890
‫اصلا مگه لازمه بپرسی؟

00:04:01.890 --> 00:04:05.910
‫بفرما، صندلی رو برات گرم نگه داشتم.
‫تا سرد نشده بشین.

00:04:06.850 --> 00:04:08.300
‫با اجازه.

00:04:08.740 --> 00:04:11.200
‫حس می‌کنم واقعا درکم می‌کنه.

00:04:12.850 --> 00:04:14.530
‫تحقیقت چطور پیش می‌ره؟

00:04:14.810 --> 00:04:16.480
‫گفتنش سخته.

00:04:16.480 --> 00:04:17.210
‫ها؟

00:04:17.980 --> 00:04:20.240
‫اون کتاب در مورد تلپورته؟

00:04:20.540 --> 00:04:21.660
‫آره.

00:04:22.080 --> 00:04:26.740
‫یکی از آشناهای منم توی اون حادثه
‫گم شده بوده.

00:04:27.420 --> 00:04:30.700
‫ام، نمی‌دونم چی بگم.

00:04:30.920 --> 00:04:34.670
‫نگران نباش. همین اواخر
‫شنیدم که زنده است.

00:04:35.440 --> 00:04:37.420
‫چی؟ جدا؟

00:04:37.730 --> 00:04:43.370
‫آره، ولی اصلا فرصت نشد خودم
‫برم دنبالش بگردم.

00:04:47.540 --> 00:04:49.980
‫پس، ام...

00:04:50.660 --> 00:04:51.970
‫رودیوس کون،

00:04:52.590 --> 00:04:54.740
‫فقط یه پیشنهاده، ولی...

00:04:55.090 --> 00:04:56.230
‫چیه؟

00:04:56.730 --> 00:05:01.110
‫می‌خوام اگه میشه بهم اجازه بدی
‫برای تحقیق بهت کمک بکنم.

00:05:02.650 --> 00:05:07.920
‫مشکلی نداری با کسی کار کنی که
‫فقط بعضی وقتا می‌تونه بهت کمک کنه؟

00:05:07.920 --> 00:05:10.930
‫نه اصلا. این چه حرفیه.

00:05:11.680 --> 00:05:13.340
‫از کار کردن باهات خوشحال میشم.

00:05:19.680 --> 00:05:22.050
‫همچنین.

00:05:24.920 --> 00:05:26.770
‫خب، بیا شروع کنیم.

00:05:26.770 --> 00:05:30.750
‫به نظرم اگه از این کتاب
‫استفاده کنیم

00:05:30.750 --> 00:05:33.140
‫تا الگوی مقصد افراد گم شده رو
‫پیدا کنیم بهتر باشه.

00:05:32.860 --> 00:05:34.320
‫به خاطر دست دادن با یه مرد؟

00:05:33.140 --> 00:05:35.500
‫اگه مثال این صفحه رو بخونی...

00:05:34.970 --> 00:05:38.730
‫نه، امکان نداره. توهم زدم.

00:05:45.900 --> 00:05:49.310
‫فکر کنم دارم به فیتز سنپای نزدیک تر میشم.

00:05:50.030 --> 00:05:52.530
‫ولی هنوز خیلی چیزا در موردش هست
‫که ازشون سر در نمیارم.

00:05:54.000 --> 00:05:57.370
‫چرا همیشه عینک آفتابی می‌زنی سنپای؟

00:05:57.370 --> 00:05:59.360
‫عینک آفتابی؟

00:05:59.360 --> 00:06:01.420
‫اینا رو می‌گی؟

00:06:03.080 --> 00:06:06.830
‫خب، دلیل داره. ولی نمی‌تونم توضیح بدم.
‫شرمنده.

00:06:06.830 --> 00:06:07.890
‫این چه حرفیه.

00:06:08.180 --> 00:06:11.650
‫کدوم طبقه خوابگاه زندگی می‌کنی سنپای؟

00:06:11.650 --> 00:06:16.990
‫ام... چون مراقب آریل ساما هستم،

00:06:16.990 --> 00:06:18.920
‫تو خوابگاه دخترونه می‌خوابم.

00:06:18.920 --> 00:06:22.100
‫اینطوری.... مشکل پیش نمیاد؟

00:06:22.500 --> 00:06:25.510
‫نگران نباش. اجازه گرفتم.

00:06:25.510 --> 00:06:29.270
‫و غیرممکنه کاری بکنم
‫که برای آریل ساما دردسر درست بکنه.

00:06:31.150 --> 00:06:36.830
‫تا وقتی اجازه بگیری می‌تونی تو خوابگاه
‫خدمتکار یا برده بیاری.

00:06:37.230 --> 00:06:40.150
‫فکر کنم فقط به خاطر این که فیتز 
‫سنپای و شاهدخت آریل

00:06:40.150 --> 00:06:44.250
‫آدمای مطمئنی هستند
‫براشون استثنا قائل شدند.

00:06:44.500 --> 00:06:48.560
‫سنپای، ولی به نظر من نحوه حرف زدنت عادیه.

00:06:48.560 --> 00:06:50.460
‫ها؟ منظورت چیه؟

00:06:50.460 --> 00:06:53.370
‫شنیده بودم کم حرفی.

00:06:53.370 --> 00:06:55.060
‫آخه من...

00:06:55.430 --> 00:06:57.710
‫خیلی خجالتیم.

00:06:58.830 --> 00:07:03.390
‫اینقدر میاد با من حرف می‌زنه که 
‫باورش برام سخته.

00:07:06.770 --> 00:07:11.340
‫از وقتی بچه بودی بدون طلسم خوانی
‫جادوگری می‌کردی؟

00:07:12.710 --> 00:07:15.200
‫امروز خیلی کنجکاو شدی.

00:07:15.690 --> 00:07:16.230
‫آره.

00:07:17.130 --> 00:07:19.780
‫خیلی وقت پیش، استادم نجاتم داد.

00:07:19.780 --> 00:07:22.190
‫بعدش ازش خواستم شاگردش بشم.

00:07:22.590 --> 00:07:26.590
‫آدم فوق العاده‌ایه.
‫هنوزم الگومه.

00:07:26.590 --> 00:07:31.340
‫واقعا؟ خیلی دلم می‌خواد ببینمش.

00:07:32.750 --> 00:07:35.850
‫فکر نکنم ممکن باشه.

00:07:35.850 --> 00:07:38.200
‫ها؟ چرا؟

00:07:50.450 --> 00:07:54.440
‫چرا وقتی لبخندش رو می‌بینم
‫قلبم تندتر می‌زنه؟

00:07:55.130 --> 00:07:58.450
‫مطمئنم که از مردا خوشم نمیاد.

00:08:00.180 --> 00:08:02.840
‫باید برم به کارای آریل ساما برسم.

00:08:02.840 --> 00:08:06.420
‫البته. امیدوارم
‫بازم با هم کار کنیم.

00:08:08.530 --> 00:08:11.720
‫فیتز سنپای، مرد راز آلود.

00:08:12.340 --> 00:08:16.030
‫اصلا نمی‌دونم چرا اینقدر
‫بهم کمک می‌کنه.

00:08:16.480 --> 00:08:21.140
‫ولی گوش کردن به توصیه هیتوگامی
‫ما رو بهم رسوند،

00:08:21.140 --> 00:08:24.630
‫پس کنارش موندن آخرش باید
‫به درمان شدنم ختم بشه.

00:08:26.910 --> 00:08:27.970
‫استاد!

00:08:28.330 --> 00:08:31.220
‫لطفا بهم مجسمه سازی یاد بدین!

00:08:32.600 --> 00:08:34.230
‫طرف منحرفه.

00:08:34.630 --> 00:08:37.790
‫یا بهتره بگم اینقدر از مجسمه‌ها خوشش میاد
‫که زیاده روی می‌کنه؟

00:08:42.500 --> 00:08:47.110
‫اوه، که اینطور! درکت می‌کنم!

00:08:47.110 --> 00:08:49.740
‫آماده ام همه چیزم رو بهت بدم!

00:08:47.490 --> 00:08:49.500
‫عاشق مجسمه هاست.

00:08:50.000 --> 00:08:51.460
‫زیادی عاشق مجسمه هاست.

00:08:52.250 --> 00:08:55.480
‫ولی دلیلش رو درک می‌کنم.

00:08:55.840 --> 00:09:00.000
‫منم تو زندگی قبلیم از چندتا مجسمه
‫استفاده های "اخلاقی" کردم.

00:09:00.800 --> 00:09:02.890
‫بهم قول دادین!

00:09:02.890 --> 00:09:06.490
‫چرا هنوز دست رد به سینه‌ام می‌زنین؟

00:09:06.490 --> 00:09:11.080
‫همش به زانوبا می‌گفتم
‫فقط چند روز دیگه.

00:09:11.410 --> 00:09:16.380
‫برای مجسمه سازی نیومدم اینجا،
‫چیزیم نبود که بهم انگیزه بده.

00:09:17.330 --> 00:09:21.240
‫زانوبا، یادگیری آموزه‌های من سخت خواهد بود!

00:09:22.590 --> 00:09:24.880
‫بایدم همینطور باشه استاد.

00:09:25.130 --> 00:09:27.690
‫خیلی خب. انگار روحیه‌اش رو داری.

00:09:27.690 --> 00:09:29.940
‫آماده باش که راز‌های هنرم
‫رو برات افشا کنم.

00:09:29.940 --> 00:09:31.560
‫بله استاد!

00:09:32.120 --> 00:09:35.820
‫مجسمه سازیمون تازه شروع شده.

00:10:03.250 --> 00:10:04.710
‫متاسفم.

00:10:04.710 --> 00:10:08.960
‫نه، تقصیر شما نیست.
‫اگه ماهر تر بودم...

00:10:08.960 --> 00:10:10.500
‫خیلی خب. بذار یه راه دیگه
‫رو امتحان کنیم.

00:10:10.500 --> 00:10:12.910
‫راه دیگه‌ایم هست؟!

00:10:13.250 --> 00:10:17.390
‫آره، سعی می‌کنیم تا جایی که
‫ممکنه از جادوی کمی ‌استفاده کنیم.

00:10:20.440 --> 00:10:22.910
‫با اینا چی کار باید بکنیم؟

00:10:22.910 --> 00:10:24.230
‫می‌تراشیمشون.

00:10:25.250 --> 00:10:31.420
‫بدوی‌ترین و مطمئن‌ترین راهه،
‫ولی سخت‌ترینم هست.

00:10:31.420 --> 00:10:34.940
‫حتی یه آدم بدون مانا هم باید
‫از پسش بر بیاد.

00:10:34.940 --> 00:10:36.150
‫که اینطور!

00:10:36.150 --> 00:10:39.760
‫استاد، فکر کنم حتی منم بتونم
‫این هنر رو یاد بگیرم!

00:10:42.890 --> 00:10:46.650
‫ولی خیلی زود ناامید شدیم.

00:10:47.110 --> 00:10:49.720
‫دستای زانوبا به درد کار هنری نمی‌خورد.

00:10:50.180 --> 00:10:54.920
‫قدرت فوق العاده‌اش هر کار ظریفی
‫رو خراب می‌کرد.

00:10:55.680 --> 00:10:57.300
‫از پسش بر نمیام.

00:10:57.680 --> 00:10:58.920
‫نمی...

00:10:59.260 --> 00:11:03.010
‫نمی‌تونم مثل استاد مسجمه بسازم!

00:11:04.050 --> 00:11:07.420
‫...جریان دیروز با زانوبا
‫اینطوری پیش رفت.

00:11:07.420 --> 00:11:10.940
‫مسجمه می‌سازی؟ با جادو؟

00:11:10.940 --> 00:11:11.790
‫آره.

00:11:12.920 --> 00:11:14.530
‫اینطوری.

00:11:14.530 --> 00:11:16.550
‫ها؟ چطوری این کار رو کردی؟

00:11:16.550 --> 00:11:17.760
‫فوق العاده است.

00:11:23.560 --> 00:11:25.440
‫من که نمی‌تونم.

00:11:25.440 --> 00:11:28.340
‫آدمای عادی از این کارا
‫نمی‌تونن بکنند.

00:11:28.340 --> 00:11:29.840
‫درسته.

00:11:29.840 --> 00:11:34.990
‫سعی کردیم با دست
‫گل رو شکل بدیم ولی...

00:11:34.990 --> 00:11:38.300
‫گفتی زانوبا زیادی دست پا چلفتیه. .

00:11:38.940 --> 00:11:40.590
‫همم... بذار ببینم.

00:11:40.590 --> 00:11:43.350
‫نمی‌دونم بهتون کمک می‌کنه یا نه،

00:11:43.350 --> 00:11:46.010
‫ولی یه مورد مشابه تو پایتخت آسورا
‫بود.

00:11:46.280 --> 00:11:48.480
‫یه نفر مثل زانوبا؟

00:11:48.480 --> 00:11:53.860
‫بله، می‌خواست کاری رو بکنه،
‫ولی مهارت و استعدادش رو نداشت.

00:11:53.860 --> 00:11:56.060
‫چه راه حلی براش پیدا کرد؟

00:11:56.600 --> 00:12:00.910
‫خب، ام، یه برده خریدن تا به جاش
‫اون کار رو بکنه.

00:12:01.290 --> 00:12:04.320
‫اوه، به فکرم نرسیده بود.

00:12:04.320 --> 00:12:09.240
‫با زانوبا حرف می‌زنم، بعدش حین ساعت استراحت
‫می‌ریم بازار برده ها.

00:12:09.540 --> 00:12:12.470
‫عالیه. امیدوارم یه مورد خوب پیدا کنی.

00:12:17.470 --> 00:12:19.660
‫چیزی شده؟

00:12:20.150 --> 00:12:21.660
‫حالا که حرفش پیش اومد،

00:12:21.660 --> 00:12:23.550
‫منم وقت استراحت بعدی....

00:12:23.860 --> 00:12:25.390
‫... وقتم آزاده.

00:12:26.040 --> 00:12:27.690
‫جدا؟

00:12:34.340 --> 00:12:37.660
‫ام، سنپای، می‌خوای باهامون بیای؟

00:12:37.660 --> 00:12:40.560
‫می‌تونم بیام؟ مزاحم نیستم؟

00:12:40.560 --> 00:12:45.740
‫اصلا. بابت کمک یه دست غذا هم
مهمون من

00:12:45.740 --> 00:12:49.250
‫خب الان دیگه نه نمی‌تونم بگم.

00:12:54.540 --> 00:12:58.010
‫از دیدنتون خوشوقتم، فیتز هستم.

00:13:00.100 --> 00:13:03.840
‫زانوبا شیرونه، شاهزاده شی...

00:13:04.850 --> 00:13:09.620
‫زانوبا، این نقشه پیشنهاد
‫فیتز سنپایه.

00:13:09.620 --> 00:13:11.310
‫بهش احترام بذار.

00:13:11.720 --> 00:13:13.890
‫به روی چشم استاد.

00:13:13.890 --> 00:13:15.830
‫از دیدن شما خوشوقتم.

00:13:15.830 --> 00:13:21.560
‫زانوبا شیرونه، شاهزاده سوم شیرونه،
‫در خدمت شما.

00:13:21.560 --> 00:13:24.950
‫نه نه. این کارا لازم نیست.

00:13:24.950 --> 00:13:28.090
‫لطفا با من اینطوری رفتار نکنید والا حضرت.

00:13:28.910 --> 00:13:32.440
‫حالا که همه همدیگه رو می‌شناسیم
‫راه بیفتیم.

00:13:51.720 --> 00:13:54.920
‫همم، موردای زیادی می‌بینم.

00:13:54.920 --> 00:13:57.280
‫چی کار کنیم استاد؟

00:13:57.280 --> 00:14:02.360
‫من تا حالا بازار برده فروشی نیومدم،
‫بیاین اول یه چرخی بزنیم.

00:14:10.400 --> 00:14:14.700
‫واو... واقعا همشون برهنه‌ان.

00:14:15.380 --> 00:14:19.490
‫چه قدر بزرگه.
‫نمی‌دونستم اینقدرم میشن.

00:14:19.820 --> 00:14:22.630
‫مثل یه باکره واقعی حرف می‌زنه.

00:14:22.630 --> 00:14:24.670
‫منم یه دورانی جای تو بودم.

00:14:25.150 --> 00:14:29.210
‫حالا چی؟ حالا یه بدختی دیگه
‫سرم نازل شده.

00:14:29.560 --> 00:14:33.390
‫باید به اینجور جاها
‫عادت داشته باشی رودیوس کون.

00:14:33.390 --> 00:14:37.470
‫مطمئنم وقتی یه کم با تجربه تر بشی
‫تو هم عادت می‌کنی.

00:14:37.470 --> 00:14:39.600
‫ج...جدی؟

00:14:39.600 --> 00:14:42.850
‫صبر کن، رودیوس کون، پس تو واقعا
‫تجربه داری ها؟

00:14:43.680 --> 00:14:46.820
‫استاد، جنگجوها به کار ما نمیان.

00:14:46.820 --> 00:14:51.810
‫کسی رو می‌خوایم که موهبت جادوگری داشته باشه و ذاتا تو استفاده از دستاش ماهر باشه

00:14:51.810 --> 00:14:56.530
‫فکر کنم دورف‌ها به زبردستی 
‫معروف باشن.

00:14:56.530 --> 00:15:00.560
‫ام... اگه قراره بهش جادو یاد بدی،

00:15:00.560 --> 00:15:03.800
‫به نظرم بهتره بچه‌ای رو انتخاب کنی
‫که چیزی یاد نگرفته.

00:15:03.800 --> 00:15:04.950
‫چرا؟

00:15:05.250 --> 00:15:09.250
‫چون اگه از بچگی شروع کنی، جادوگری بدون
‫طلسم خوانی برات راحت تره.

00:15:09.250 --> 00:15:11.430
‫جدی؟

00:15:11.430 --> 00:15:17.750
‫و افسونگری از پنج سالگی به بعد
‫ظرفیت مانات رو خیلی بیشتر می‌کنه.

00:15:17.750 --> 00:15:22.390
‫اکثرا فکر می‌کنند ظرفیت مانا
‫حین تولد مشخص میشه.

00:15:22.390 --> 00:15:25.460
‫تو کتابا اینطور نوشته،

00:15:25.460 --> 00:15:29.510
‫ولی من و استادم
‫خلافش رو ثابت کردیم.

00:15:30.180 --> 00:15:31.190
‫می‌دونستم.

00:15:31.190 --> 00:15:37.050
‫پس بگو چرا اینقدر مانا دارم.
‫به خاطر اینه که از 2-3 سالگی شروع کردم.

00:15:38.230 --> 00:15:42.240
‫حالا که می‌دونیم دنبال چی هستیم،
‫بریم سراغ یه تاجر.

00:15:42.990 --> 00:15:44.490
‫هم...

00:15:44.490 --> 00:15:49.930
‫دورفای زیادی برامون نمیاد،
‫چه برسه به این که بچه 5 ساله هم باشه.

00:15:50.310 --> 00:15:55.360
‫اگه زبردست باشه، از نژاد دیگه‌ایم
‫باشه مشکلی نداره.

00:15:55.360 --> 00:15:59.590
‫مهم ترین چیز اینه که یه نفر
‫با سن پایین می‌خوایم.

00:15:59.590 --> 00:16:02.110
‫اوه هی! یکی داریم.

00:16:02.400 --> 00:16:05.100
‫یه دختر بچه دورف 6 ساله.

00:16:05.400 --> 00:16:09.090
‫برای صاف کردن بدهی والدینش
‫کل خانواده‌اش برده شدن.

00:16:09.090 --> 00:16:11.490
‫وضع جسمیشم زیاد رو به راه نیست.

00:16:11.780 --> 00:16:13.630
‫اینجا نوشته سو تغذیه داره.

00:16:13.630 --> 00:16:16.600
‫خب، با غذا خوردن درست میشه.

00:16:16.600 --> 00:16:18.190
‫زبون آدمیزادم بلد نیست.

00:16:18.450 --> 00:16:21.450
‫سوادم نداره، ولی خب 
‫کدوم بچه شش ساله‌ای سواد داره؟

00:16:24.600 --> 00:16:27.050
‫بذارین اول ببینیمش.

00:16:48.810 --> 00:16:50.270
‫ایناهاش.

00:16:58.240 --> 00:16:59.900
‫هی، بیا بیرون ببینم!

00:17:16.540 --> 00:17:19.690
‫شخصا توصیه‌اش نمی‌کنم.

00:17:20.540 --> 00:17:21.790
‫رودیوس...

00:17:31.780 --> 00:17:33.440
‫سلام خانم کوچولو.

00:17:33.780 --> 00:17:34.900
‫من رودیوسم.

00:17:35.280 --> 00:17:36.070
‫اسم تو چیه؟

00:17:38.450 --> 00:17:39.320
‫ببین،

00:17:39.570 --> 00:17:43.040
‫یه کاری هست که می‌خوایم برامون انجام بدی.

00:17:46.080 --> 00:17:46.960
‫ام..

00:17:52.620 --> 00:17:54.880
‫مشکل چیه استاد؟

00:17:55.230 --> 00:17:57.390
‫از زندگی قطع امید کرده.

00:17:57.390 --> 00:18:00.890
‫نگاهش مثل کسیه که مشتاق
‫مرگه.

00:18:02.230 --> 00:18:05.910
‫همچین آدمی‌رو قبلا دیدی استاد؟

00:18:05.910 --> 00:18:08.130
‫خیلی وقت پیش زیاد می‌دیدمش.

00:18:11.470 --> 00:18:13.160
‫چشماش خاطراتم رو زنده کرد.

00:18:13.530 --> 00:18:15.610
‫چشمای منم همونطور بود.

00:18:16.030 --> 00:18:20.510
‫امید رو از دست داده بودم، و می‌خواستم
‫بی خیال همه چیز بشم.

00:18:23.870 --> 00:18:25.040
‫می‌خوای،

00:18:25.750 --> 00:18:26.790
‫بمیری؟

00:18:31.380 --> 00:18:35.170
‫هیچ کاری از دستت بر نمیاد.
‫می‌دونم چه حسی داره.

00:18:38.590 --> 00:18:39.640
‫اگه بخوای،

00:18:39.640 --> 00:18:41.600
‫می‌تونم تمومش کنم.

00:18:49.320 --> 00:18:52.840
‫نمی‌تونم زندگیش رو نجات بدم.

00:18:53.440 --> 00:18:58.400
‫آره، می‌تونم بخرمش
‫و یه کار بهش بدم.

00:18:58.730 --> 00:19:03.640
‫ولی اونقدری سرم اومده
‫که بدونم اینطوری نجات پیدا نمی‌کنه.

00:19:04.190 --> 00:19:08.420
‫اگه مجبورش کنم خلاف اراده‌اش کاری
‫رو انجام بده، نجات پیدا نمی‌کنه.

00:19:09.630 --> 00:19:11.080
‫اگه بیشتر از این کاری
‫از دستم بر نمیاد،

00:19:13.000 --> 00:19:15.140
‫شاید بهتر باشه از این بدبختی خلاصش کنم.

00:19:16.920 --> 00:19:19.300
‫یه چیزی بگو.

00:19:40.280 --> 00:19:42.110
‫... نمی‌خوام.

00:19:48.700 --> 00:19:51.330
‫نمی‌خوام بمیرم.

00:19:55.880 --> 00:19:58.370
‫خیلی خب، همین کافیه.

00:19:58.700 --> 00:20:01.630
‫همین کافیه.
‫لازم نیست بگه می‌خوام زندگی کنم.

00:20:02.250 --> 00:20:05.270
‫" نمی‌خوام بمیرم"
‫فعلا کفایت می‌کنه.

00:20:17.790 --> 00:20:21.740
‫راستی رودیوس کون، اسمش چیه؟

00:20:22.280 --> 00:20:24.620
‫اسمت چیه؟

00:20:25.450 --> 00:20:27.120
‫اسم؟

00:20:27.490 --> 00:20:30.500
‫ام، بقیه چی صدات می‌کنن؟

00:20:32.920 --> 00:20:40.670
‫دخترِ "بازار" از "پولاد مقدس" و "لیلیتا"
‫از تپه زیبای برفی

00:20:38.140 --> 00:20:41.270
‫بازار" از "پولاد مقدس" و..؟

00:20:41.270 --> 00:20:42.880
‫اوه آره.

00:20:42.880 --> 00:20:47.230
‫دورفا تا قبل از 7 سالگی
‫اسم انتخاب نمی‌کنند.

00:20:47.230 --> 00:20:49.670
‫ولی باید با یه اسمی‌صداش بزنیم.

00:20:50.020 --> 00:20:52.370
‫پس باید خودمون براش
‫اسم انتخاب کنیم.

00:20:52.880 --> 00:20:55.860
‫چون دختره حتما
‫باید یه اسم خوشگل باشه.

00:20:56.370 --> 00:20:58.980
‫زانوبا، نظر تو چیه؟

00:21:00.420 --> 00:21:02.430
‫جولیوس خوبه.

00:21:02.680 --> 00:21:05.730
‫اسم مردونه نیست؟

00:21:05.730 --> 00:21:09.840
‫آره، اسم برادر کوچیک بیچاره‌ام بود،

00:21:09.840 --> 00:21:12.580
‫چون نمی‌دونستم چه قدر قویم
‫کشتمش.

00:21:12.920 --> 00:21:17.150
‫اون دختره. حداقل اسمش رو بذار
‫جولیت.

00:21:17.150 --> 00:21:19.360
‫اعتراضی ندارم.

00:21:20.220 --> 00:21:21.600
‫اسم قشنگیه.

00:21:21.920 --> 00:21:24.970
‫از الان به بعد، اسم تو جولیته.

00:21:26.260 --> 00:21:27.470
‫جولی...؟

00:21:27.930 --> 00:21:28.970
‫جولیت.

00:21:30.060 --> 00:21:30.850
‫جولی.

00:21:41.610 --> 00:21:47.250
‫تصمیم گرفتیم که جولی پیش
‫زانوبا زندگی بکنه.

00:21:47.570 --> 00:21:52.490
‫روزا بهش زبان و جادوی
‫بدون طلسم خوانی یاد می‌دم.

00:21:54.000 --> 00:21:57.270
‫آهسته ولی پیوسته،

00:21:57.270 --> 00:22:00.900
‫برنامه مجسمه سازی من و زانوبا پیشرفت می‌کرد.

00:22:02.000 --> 00:22:05.010
‫قسمت 6
‫نمی‌خوام بمیرم.

00:22:05.030 --> 00:22:49.030
<c.yellow>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:23:35.010 --> 00:23:40.020
‫قسمت بعدی
‫دزدیدن و زندانی کردن
‫دختران گربه‌ای