﻿WEBVTT

00:00:14.060 --> 00:00:21.060
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:21.080 --> 00:00:25.080
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:26.680 --> 00:00:28.840
‫صبح بخیر، استاد.

00:00:28.840 --> 00:00:32.440
‫صبح بخیر، استاد بزرگ.

00:00:32.440 --> 00:00:35.420
‫صبح‌تون بخیر،‌ زانوبا، جولی.

00:00:45.110 --> 00:00:46.640
‫اوه، رئیس.

00:00:46.640 --> 00:00:48.270
‫صبح بخیرنیا.

00:00:48.270 --> 00:00:49.700
‫صبح بخیر.

00:00:54.750 --> 00:00:57.040
‫چی شده، رئیس‌نیا؟!

00:00:57.040 --> 00:00:58.280
‫چی شده.

00:00:58.560 --> 00:01:00.850
‫رئیس بالأخره آتیشی شده!

00:01:00.850 --> 00:01:03.980
‫همه‌ش به‌خاطر جذابیت‌های منه. زن اغواگری‌ام.

00:01:03.980 --> 00:01:07.590
‫اگه زن رئیس بشی، دیگه هیچ‌وقت کمبود گوشت نداری‌نیا!

00:01:07.590 --> 00:01:10.100
‫رودئوس، چه بلایی سرت اومده؟

00:01:10.100 --> 00:01:11.670
‫عجیب به‌نظر می‌رسم؟

00:01:11.670 --> 00:01:17.130
‫یه‌جورایی انگار... اعتمادبه‌نفست چسبیده به سقف؟

00:01:20.430 --> 00:01:23.500
‫یه چیزی هست که می‌خوام به اطلاع‌تون برسونم.

00:01:23.830 --> 00:01:29.300
‫هرچند که نمی‌تونم جزئیاتش رو فاش کنم،
‫ولی دیروز از چنگال یه بیماری رها شدم.

00:01:29.610 --> 00:01:31.970
‫رئیس، مریضی چیزی بودی؟

00:01:31.970 --> 00:01:34.620
‫برای همینه که هیچ‌وقت نپریدی رومون؟

00:01:34.620 --> 00:01:37.280
‫تبریک می‌گم، استاد.

00:01:37.280 --> 00:01:40.110
‫می‌تونستید رازتونو با من در میون بذارید.

00:01:40.390 --> 00:01:43.120
‫که این‌طور. حتماً اذیت شدی.

00:01:43.120 --> 00:01:44.900
‫به‌هرحال،‌ تبریک می‌گم.

00:01:47.050 --> 00:01:52.310
‫بیماری‌ای که در بدو ورودم به
‫دانشکده‌ی جادو درگیرم کرده بود، درمان شد.

00:01:52.880 --> 00:01:57.470
‫سیلفی بهم کمک کردم و حتی
‫یه چیز باارزش رو به‌خاطرش فدا کرد.

00:02:00.660 --> 00:02:03.570
‫بالأخره، دوباره احساس انسان بودن دارم.

00:02:03.570 --> 00:02:06.450
‫الان حتی بیشتر از قبل آتیشی می‌زنه‌نیا!

00:02:06.450 --> 00:02:08.650
‫الان برای پاکدامنی هر دختر
‫توی این دانشکده یه تهدیده‌نیا.

00:02:08.650 --> 00:02:10.860
‫زیادی نزدیکش بشی، حامله شدنت قطعیه.

00:02:10.860 --> 00:02:14.280
‫چه‌قدر بی‌ادب. من یه جنتلمنم.

00:02:20.320 --> 00:02:25.320
‫ناناهوشی-سان، اگه با یکی قرار می‌ذاشتی، ازش چی می‌خواستی؟

00:02:27.510 --> 00:02:30.720
‫این دیگه چه بحثی بود یهویی؟ می‌خوای گپ بزنیم؟

00:02:30.720 --> 00:02:32.110
‫یه همچین چیزی.

00:02:32.110 --> 00:02:34.820
‫ببین، من می‌خوام هرچی زودتر برم خونه.

00:02:34.820 --> 00:02:36.290
‫می‌شه قضیه رو جدی بگیری؟

00:02:36.650 --> 00:02:39.340
‫همیشه‌ی خدا دهنت داره می‌جنبه.

00:02:39.340 --> 00:02:42.560
‫اگه ساکت بمونی می‌تونیم بهتر کار کنیم.

00:02:42.840 --> 00:02:47.050
‫ناناهوشی-سان الان گرفتم. تو هیچ‌وقت عاشق نشدی، نه؟

00:02:50.080 --> 00:02:53.090
‫حتی منم یکی رو توی دلم دارم، باشه؟

00:02:53.700 --> 00:02:56.310
‫هرچند که باهم دعوامون شد و از اون‌موقع دیگه ندیدمش.

00:02:57.700 --> 00:03:02.690
‫یادم نبود. ناناهوشی وسط یه دعوا بود که احضار شد.

00:03:03.040 --> 00:03:04.530
‫معذرت می‌خوام.

00:03:04.530 --> 00:03:07.270
‫معذرت‌خواهی لازم نیست. بچسب به کار.

00:03:09.360 --> 00:03:14.270
‫و اگه هم یکی رو دوست داشته باشم،
‫همین‌که باهم وقت بگذرونیم کافیه.

00:03:18.060 --> 00:03:21.920
‫اخیراً مرتب داشتم برای پاول نامه می‌فرستادم.

00:03:21.920 --> 00:03:26.710
‫حالا که خوب شدم، می‌تونم روی دورهم جمع‌شدن خانواده‌م کار کنم،

00:03:26.710 --> 00:03:29.370
‫ولی قبلش یه کاری هست که باید انجام بدم.

00:03:36.250 --> 00:03:38.330
‫به خواست سیلفی احترام می‌ذارم.

00:03:38.740 --> 00:03:44.770
‫چون‌که بهم کمک کرد، حالا نوبت منه
‫تا کاری که می‌خواد رو انجام بدم.

00:03:45.410 --> 00:03:47.000
‫که یعنی...

00:03:47.710 --> 00:03:50.780
‫جدی چطوری باید ازدواج کنم؟

00:03:54.200 --> 00:03:56.000
‫فرمودید ازدواج؟

00:03:56.000 --> 00:04:00.070
‫آره. صرفاً می‌خواستم بدونم وقتی زمانش شد باید چیکار کنم.

00:04:00.070 --> 00:04:01.790
‫بذار ببینم...

00:04:01.790 --> 00:04:03.450
‫اول باید بری سراغ خونه، نه؟

00:04:03.450 --> 00:04:04.130
‫درسته.

00:04:04.130 --> 00:04:06.710
‫ه ــ ــا؟ صاف می‌ری سراغ خونه؟

00:04:06.710 --> 00:04:08.380
‫معلومه که می‌ری.

00:04:08.380 --> 00:04:11.170
‫وقتی یه خونه هم نداری چطوری می‌خوای ازدواج کنی؟

00:04:11.720 --> 00:04:17.650
‫راست می‌گه، پاول هم وقتی ازدواج کرد
‫ توی روستای بوئنا ساکن شد.

00:04:17.650 --> 00:04:22.240
‫اگه با یه دختر مرفه و ثروتمند ازدواج کنی
‫که خودش خونه داشته باشه یه داستان دیگه‌ست،

00:04:22.240 --> 00:04:26.740
‫ولی اگه هیچ‌کدوم‌تون خونه نداشته باشید،
‫مرد باید با خریدن خونه ارزش خودش رو ثابت کنه.

00:04:27.050 --> 00:04:29.620
‫گمونم سازوکار این دنیا این‌شکلیه.

00:04:29.620 --> 00:04:33.090
‫متوجه شدم. اول می‌ریم سراغ خونه.

00:04:33.090 --> 00:04:35.730
‫فردا می‌رم توی شهر دنبالش می‌گردم.

00:04:35.730 --> 00:04:38.460
‫رودئوس، نکنه داری ازدواج می‌کنی؟

00:04:38.460 --> 00:04:40.000
‫ع ــ ــ ــه، آره.

00:04:40.000 --> 00:04:41.000
‫با کی؟

00:04:41.620 --> 00:04:45.500
‫چیزه، با همونی که بیماریم رو درمان کرد.

00:04:45.500 --> 00:04:47.040
‫که این‌طور.

00:04:47.370 --> 00:04:50.260
‫اگه یکی از پیروان میلیس بود بهم خبر بده.

00:04:50.260 --> 00:04:53.870
‫هنوز نمی‌تونم مراسم کامل رو انجام بدم،
‫ولی می‌تونم براتون یه دعای خیر بکنم.

00:04:54.220 --> 00:04:55.130
‫باشه.

00:05:01.000 --> 00:05:02.230
‫همم...

00:05:02.560 --> 00:05:05.200
‫گفتم می‌رم دنبال خونه بگردم،

00:05:05.200 --> 00:05:09.920
‫ولی حقیقتش اصلاً نمی‌دونم چطور خونه‌ای باید بخرم.

00:05:09.920 --> 00:05:14.590
‫سیلفی از یه شاهدخت محافظت می‌کنه.
‫و جدای از بحث کار، دوست‌های خوبی هم هستن.

00:05:14.590 --> 00:05:19.200
‫که یعنی شاهدخت آریل هم ممکنه یه سری بهمون بزنه.

00:05:19.200 --> 00:05:22.590
‫پس باید یه خونه‌ی مجلل باشه، نه؟

00:05:23.380 --> 00:05:27.000
‫شاید بهتر بود سیلفی رو با خودم میاوردم.

00:05:27.820 --> 00:05:31.730
‫نه، نه. باید بهش نشون بدم که می‌تونه روم حساب کنه.

00:05:31.730 --> 00:05:37.010
‫یه خونه‌ی بزرگ با کلی اتاق که خرج زیادی هم نتراشه-

00:05:37.010 --> 00:05:38.250
‫همم؟

00:05:50.140 --> 00:05:52.300
‫عجب خونه‌ی خوبیه.

00:05:52.300 --> 00:05:56.270
‫ولی برای دو نفر زیادی بزرگ نیست؟

00:05:56.270 --> 00:05:59.670
‫یه داستانی داره که باعث افت قیمتش شده.

00:06:00.070 --> 00:06:02.510
‫گفتی نفرین‌‌شده بود، آره؟

00:06:02.800 --> 00:06:06.580
‫مثل اینکه مردم نصفه‌شب یه صداهایی می‌شنون،

00:06:06.580 --> 00:06:09.770
‫و صبح روز بعدش، ساکنین خونه رو مرده پیدا می‌کنن.

00:06:10.130 --> 00:06:12.920
‫سعی نکردن برن سراغ جن‌گیری؟

00:06:12.920 --> 00:06:16.440
‫بعداز اینکه تلفاتش بیشتر شد
‫گیلد ماجراجوها زیر بارش نرفت،

00:06:16.440 --> 00:06:19.830
‫و گیلد جادوگرها هم قبولش نکردن.

00:06:19.830 --> 00:06:21.680
‫چه‌قدر بی‌خیال.

00:06:21.680 --> 00:06:24.060
‫برای همینه که اومدم سراغ شما دوتا.

00:06:25.560 --> 00:06:29.860
‫خب... زانوبا-سان، کلیف-سان، بریم تو کارش.

00:06:37.870 --> 00:06:40.950
‫آهای داداش. همین‌طوری همه‌چی رو خرد نکن.

00:06:40.950 --> 00:06:44.830
‫ببخشید. در گیر کرده بود و باز نمی‌شد.

00:06:49.790 --> 00:06:52.460
‫استاد، برنامه‌مون چیه؟

00:06:52.460 --> 00:06:56.660
‫اول،‌ تمام اتاق‌ها رو بررسی می‌کنیم،
‫از سمت راست طبقه‌ی اول شروع می‌کنیم.

00:06:56.660 --> 00:06:58.100
‫اطاعت می‌شه.

00:06:58.100 --> 00:07:01.270
‫بــ ــ بدجوری سر این قضیه جدی شدی.

00:07:01.270 --> 00:07:04.740
‫من در واقع یه ماجراجوی رنک A ــم.

00:07:04.740 --> 00:07:07.100
‫ا ــ اوه. راست می‌گی.

00:07:07.100 --> 00:07:09.990
‫خب، من باید چیکار کنم؟

00:07:09.990 --> 00:07:14.370
‫اگه با دشمنی روبه‌رو شدیم،
‫با جادوی الهی ساده بهشون حمله کن.

00:07:14.370 --> 00:07:16.110
‫فــ ــ فهمیدم.

00:07:52.960 --> 00:07:54.860
‫هیچی اینجا نیست، نه؟

00:07:54.860 --> 00:07:57.650
‫خب، پس قراره شب رو هم اینجا بگذرونیم؟

00:07:57.650 --> 00:08:00.000
‫آره. روتون حساب می‌کنم.

00:08:00.530 --> 00:08:03.060
‫خورشید به‌زودی غروب می‌کنه.

00:08:03.920 --> 00:08:07.510
‫هرچیزی که مردم رو کشته قراره شب
‫ سرو‌کله‌ش پیدا بشه.

00:08:07.510 --> 00:08:11.030
‫حدس می‌زنم یه‌جور هیولاست که اینجا لونه کرده.

00:08:11.420 --> 00:08:17.390
‫اگه توی شهره پس نباید خیلی قوی باشه،
‫ولی نباید خیلی شل گرفت.

00:08:17.800 --> 00:08:19.750
‫نگران حال جولی‌ام.

00:08:20.130 --> 00:08:22.030
‫منم نگران لیزه‌ام.

00:08:23.550 --> 00:08:26.150
‫خودمم نگران حال سیلفی‌ام.

00:08:27.160 --> 00:08:28.490
- ‫زانوبا.
- ‫چیزی شده؟

00:08:30.230 --> 00:08:34.640
‫وقتی این‌کار رو تموم کردیم، می‌خوام ازدواج کنم.

00:08:36.210 --> 00:08:41.780
‫درسته. بیاید سریع این قضیه رو فیصله بدیم
‫و یه مهمونی بزرگ توی خونه برپا کنیم.

00:08:41.980 --> 00:08:45.500
‫به نفعته من و لیزه رو هم دعوت کنی.

00:08:48.580 --> 00:08:50.620
‫معلومه که می‌کنم.

00:09:40.450 --> 00:09:41.350
‫رودئوس!

00:09:41.350 --> 00:09:43.260
‫بیدار شو! یه صدایی شنیدم!

00:09:51.810 --> 00:09:53.620
‫زانوبا رو هم بیدار کن.

00:10:14.780 --> 00:10:16.360
‫چطور به‌نظر می‌رسه؟

00:10:16.360 --> 00:10:18.600
‫من که چیزی به چشم نمی‌بینم.

00:10:19.310 --> 00:10:20.720
- ‫بریم یه سروگوشی آب بدیم.
- ‫اطاعت می‌شه. - ‫بــ ــ باشه.

00:10:26.390 --> 00:10:30.330
‫از طبقه‌ی بالا شروع می‌کنیم و
‫هر گوشه‌کناری رو بررسی می‌کنیم.

00:10:30.330 --> 00:10:32.000
‫بــ ــ باشه.

00:10:40.180 --> 00:10:42.580
‫دیگه فقط زیرزمین مونده.

00:10:42.580 --> 00:10:43.370
‫آره.

00:10:52.040 --> 00:10:53.580
‫اونجا خبری نیست؟

00:10:53.580 --> 00:10:55.780
‫چیز خاصی نیست.

00:11:00.350 --> 00:11:01.520
‫چطور پیش رفت؟

00:11:03.380 --> 00:11:07.920
‫بیاید برگردیم تو اتاقی که وسایلمون رو
‫گذاشتیم و آماده‌ی حمله بشیم.

00:11:08.320 --> 00:11:11.680
‫یه صدایی شنیدم، پس دشمن خودش میاد سراغمون.

00:11:11.680 --> 00:11:16.350
‫ولی بازم، احتمالش هست مراقبمون باشه
‫و صبر کنه تا خوابمون ببره.

00:11:18.710 --> 00:11:21.000
‫هنوزم ممکنه همین‌جاها در کمین باشه.

00:11:21.000 --> 00:11:22.590
‫حواستون جمع باشه.

00:11:26.020 --> 00:11:28.010
‫به‌نظر می‌رسه امنه.

00:11:29.140 --> 00:11:32.450
‫گمونم آخرشم باید منتظر باشیم وقتی خوابیم شبیخون بزنه.

00:12:17.080 --> 00:12:18.510
‫استاد!

00:12:26.000 --> 00:12:27.390
‫زانوبا!

00:12:29.970 --> 00:12:34.260
‫من یه «فرزند فرخنده»‌ام. جونور حقیری
‫مثل این نمی‌تونه بلایی سرم بیاره.

00:12:35.080 --> 00:12:38.090
‫اوه مادر، پروردگار ما که این زمین را با سخاوت برکت بخشیدی!

00:12:38.090 --> 00:12:41.430
‫ابلهانی را که به خِرَد پشت می‌کنند ذلیل کن!

00:12:41.430 --> 00:12:43.080
‫تـــطـــهــیر شـــو!

00:12:46.130 --> 00:12:47.350
‫ای وای...

00:12:48.690 --> 00:12:50.710
‫کــ ــ کار نکرد که!

00:12:52.090 --> 00:12:53.130
‫کار خودمه!

00:12:54.190 --> 00:12:55.870
‫زانوبا، برو کنار!

00:12:55.870 --> 00:12:57.120
‫لطفاً صبر کنید، استاد!

00:12:57.410 --> 00:12:59.500
‫برو کنار گفتم! خودم ترتیبشو می‌دم!

00:12:59.500 --> 00:13:00.600
- ‫صبر کنید!
- ‫استاد!

00:13:02.050 --> 00:13:03.470
‫التماس می‌کنم!

00:13:16.480 --> 00:13:19.180
‫استاد، بیاید به اتاق برگردیم.

00:13:19.440 --> 00:13:21.670
‫بــ ــ باشه.

00:13:25.400 --> 00:13:27.820
‫مــ ــ من که فرار نکردم!

00:13:27.820 --> 00:13:30.690
‫چون راهرو باریک بود، گفتم
‫مزاحم‌تون می‌شم.

00:13:30.690 --> 00:13:32.850
‫درسته. تصمیم خوبی بود.

00:13:32.850 --> 00:13:34.120
‫مــ ــ مگه نه؟

00:13:34.360 --> 00:13:38.520
‫خب، خودمم ترسیدم، بیخیالش.

00:13:38.520 --> 00:13:40.590
‫زانوبا، مدیونت شدم.

00:13:40.590 --> 00:13:44.620
‫ولی یادت نره خودتم یه ارباب
‫شیاطین نامیرا نیستی.

00:13:43.670 --> 00:13:45.550
‫عجب چیزیه، استاد.

00:13:45.550 --> 00:13:47.260
‫ا ــ اون...

00:13:48.320 --> 00:13:49.500
‫یه عروسکه؟

00:13:49.770 --> 00:13:52.950
‫استاد، عجب عروسکی هم هست!

00:13:52.950 --> 00:13:56.470
‫زانوبا، می‌دونم از عروسک خوشت میاد، ولی بیخیال.

00:13:56.710 --> 00:14:00.190
‫استاد! این‌یکی داشت تکون می‌خورد!

00:14:00.190 --> 00:14:02.330
‫یه عروسک متحرکه!

00:14:03.460 --> 00:14:05.200
‫یه عروسک متحرک...

00:14:05.540 --> 00:14:11.710
‫عروسک‌های متحرک. ربات‌ها، ماشین‌ها.
‫ربات‌های خدمتکار. پشمام.

00:14:11.970 --> 00:14:13.580
‫واقعاً هم عجب چیزیه!

00:14:13.580 --> 00:14:16.520
‫استاد، بالأخره متوجه شدید؟

00:14:16.520 --> 00:14:20.680
‫عالیه. تیزبینیت در رابطه با
‫عروسک‌ها از منم بهتره.

00:14:21.370 --> 00:14:24.850
‫توی نگاه اول متوجه شدم یه عروسکه.

00:14:25.200 --> 00:14:27.450
‫یه عروسک متحرک داریم.

00:14:27.450 --> 00:14:32.620
‫که یعنی اگه روش کارش رو بفهمیم،
‫می‌تونیم مالکیتش رو به‌دست بگیریم.

00:14:32.620 --> 00:14:38.230
‫این‌یکی چوبیه، ولی اگه بشه چیزهای
‫سیلیکونی‌ رو تکون بدیم،

00:14:38.610 --> 00:14:40.340
‫رؤیاهامون محقق می‌شن.

00:14:40.550 --> 00:14:42.620
‫زانوبا، چیکار کنیم؟

00:14:42.620 --> 00:14:44.430
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

00:14:44.430 --> 00:14:46.090
‫استاد، منم همین‌طور.

00:14:46.090 --> 00:14:48.520
‫دلم می‌خواد گریه کنم!

00:14:48.520 --> 00:14:50.610
‫هوی! بس کنید دیگه!

00:14:51.000 --> 00:14:53.570
‫وقت این کارها رو نداریم!

00:14:54.330 --> 00:14:56.910
‫مگه چیزی مهم‌تر از اینم هست؟!

00:14:57.280 --> 00:14:59.140
‫یه عروسک خودبه‌خود تکون خورد!

00:14:59.140 --> 00:15:00.800
‫چرا نمی‌تونی اهمیتش رو درک کنی؟!

00:15:00.800 --> 00:15:04.490
‫بــ ــ بعضی هیولاها هم زره رو تکون می‌دن!

00:15:04.490 --> 00:15:07.220
‫زانوبا، ولش کن.

00:15:07.220 --> 00:15:09.520
‫و ــ ولی استاد...

00:15:09.520 --> 00:15:11.970
‫حرف کلیف-سنپای درسته.

00:15:11.970 --> 00:15:15.610
‫احتمالاً این عروسک همون «روح شیطانی» باشه.

00:15:16.550 --> 00:15:19.970
- ‫و تازه ممکنه فقط همین یکی هم نباشه. ‫باید دنبال‌شون بگردیم.
- ‫نیروی الهی فاخر و مقوی می‌باشد.

00:15:19.970 --> 00:15:24.060
- ‫ممکنه الگوی ساخت‌شون هم پیدا کنیم.
- ‫قدرتی به کسانی می‌بخشد که نیرویشان را ‫از دست داده‌اند و باعث سرپا کردن‌ آنان می‌شود.

00:15:24.060 --> 00:15:26.350
- ‫بله! نکته‌ی خوبیه!
- ‫شفا.

00:15:26.350 --> 00:15:30.310
‫باید بفهمیم این‌یکی دقیقاً از کجا اومده!

00:15:35.720 --> 00:15:38.370
‫نشونه باز و بسته شدن دیوار هست.

00:15:38.370 --> 00:15:41.590
‫احتمالاً پشتش یه اتاق باشه.

00:15:41.590 --> 00:15:44.030
‫زانوبا، اینجا رو فشار بده.

00:15:44.030 --> 00:15:45.500
‫اطاعت می‌شه.

00:15:49.780 --> 00:15:51.310
‫اوه...

00:15:51.310 --> 00:15:53.180
‫می‌دونستم. یه در مخفیه.

00:16:00.620 --> 00:16:04.100
‫کلیف-سنپای، می‌دونی این پایه چیه؟

00:16:04.100 --> 00:16:06.460
‫نه، اولین‌باره که می‌بینم.

00:16:12.400 --> 00:16:13.780
‫چیزی پیدا کردی؟

00:16:13.780 --> 00:16:16.090
‫آره. این رو.

00:16:16.740 --> 00:16:19.940
‫انگار چیزی راجع به عروسک‌ها داخلشه!

00:16:19.940 --> 00:16:23.630
‫طرح‌ها به‌تنهایی شبیه به حلقه‌های
‫ روی اشیاء جادویی‌ان.

00:16:23.630 --> 00:16:24.990
‫واقعاً؟

00:16:24.990 --> 00:16:28.930
‫آره. یه‌مدته دارم در مورد اشیاء جادویی تحقیق می‌کنم.

00:16:28.930 --> 00:16:31.400
‫و قبلاً حلقه‌های جادویی مشابه رو روشون دیدم.

00:16:31.400 --> 00:16:32.680
‫که اینطور.

00:16:33.050 --> 00:16:37.120
‫صاحب این اتاق احتمالاً‌ داشته روی
‫اون عروسک تحقیق می‌کرده.

00:16:37.120 --> 00:16:41.210
‫تقریباً مطمئنم بهش وظیفه‌ی نگهبانی داده.

00:16:41.210 --> 00:16:46.090
‫پس مقتول‌های بدبخت رو به‌عنوان
‫مهاجم تشخیص داده.

00:16:46.430 --> 00:16:52.250
‫چیزهای مربوط به تحقیقش هنوز همینجان.
‫احتمالاً تو یه حادثه مرده.

00:16:53.580 --> 00:16:57.480
‫بگذریم، انگار فقط همون یه عروسک بود.

00:16:57.480 --> 00:16:58.330
‫درسته.

00:16:58.330 --> 00:17:01.800
‫در واقع، موضوع رفع شد.

00:17:06.040 --> 00:17:10.930
‫کلیف-سنپای، زانوبا. بابت
‫کمک‌تون تو این قضیه ممنونم.

00:17:10.930 --> 00:17:14.140
‫چیزی نیست. ما که غریبه نیستیم.

00:17:14.140 --> 00:17:17.250
‫راستی، چیزهایی که تو زیرزمین بود ‫رو می‌خوای چیکار کنی؟

00:17:17.250 --> 00:17:22.150
‫فکر کنم فعلاً یه اتاق بی‌استفاده رو
‫بگیرم و روشون تحقیق کنم.

00:17:23.500 --> 00:17:24.430
‫استاد.

00:17:25.060 --> 00:17:26.350
‫بله؟

00:17:26.640 --> 00:17:31.890
‫می‌شه مسئولیت تحقیق روی عروسک‌ متحرک
‫رو به بنده بسپارید؟

00:17:31.890 --> 00:17:34.110
‫چی شد یهویی؟

00:17:34.340 --> 00:17:38.630
‫نه تنها مانام کمه، بلکه دست‌و‌پاچلفتی هم هستم.

00:17:38.630 --> 00:17:42.170
‫برای مثال اون عروسک اژدهای قرمزی
‫که داریم برای جولی درست می‌کنیم.

00:17:42.170 --> 00:17:46.990
‫همه‌ش توی دست‌وپاتونم، اصلاً کار پیش نمی‌ره.

00:17:48.290 --> 00:17:52.280
‫رمزگشایی دست‌نوشته‌ها ممکنه کمی زمان ببره.

00:17:52.280 --> 00:17:57.130
‫و حتی شاید اگه خودتون تحقیق کنید
‫خیلی سریع‌تر کار پیش بره.

00:17:58.840 --> 00:18:02.510
‫اگه موقع تحقیق عروسکه دوباره وحشی بشه چی؟

00:18:02.510 --> 00:18:05.790
‫حتی اگه یکم وحشی‌بازی در بیاره
‫خودم از پسش بر میام.

00:18:05.790 --> 00:18:07.600
‫خب آره. ولی...

00:18:10.470 --> 00:18:12.460
‫خواهش می‌کنم، استاد!

00:18:12.460 --> 00:18:14.570
‫وقتی که نقشه‌هاتون بالأخره نتیجه دادن،

00:18:14.570 --> 00:18:19.480
‫دلم می‌خواد کاری جز بخشیدن پول
‫انجام داده باشم!

00:18:20.990 --> 00:18:24.930
‫خواهش می‌کنم! تحقیقات رو به من بسپارید!

00:18:27.770 --> 00:18:29.130
‫باشه.

00:18:29.130 --> 00:18:31.550
‫زانوبا، می‌سپارمش به خودت.

00:18:31.870 --> 00:18:33.490
‫جدی می‌فرمایید؟!

00:18:33.490 --> 00:18:38.120
‫ولی دلیلی داره که این تحقیقات
‫مخفی شده بود، مواظب باش.

00:18:38.120 --> 00:18:39.880
‫سپاس‌گزارم!

00:18:39.880 --> 00:18:42.290
‫هرجور شده حواست بهش باشه ها.

00:18:42.290 --> 00:18:45.760
‫نمی‌خوام تو مدرسه یه روح پیدا بشه.

00:18:47.480 --> 00:18:51.870
‫یه‌چیز غیرمنتظره هم گیرم اومد، ولی
‫اینم از خونه‌ی رویاییم.

00:18:57.000 --> 00:18:59.740
‫رودی، چیو می‌خوای نشونم بدی؟

00:18:59.740 --> 00:19:01.740
‫خیلی مشتاقم.

00:19:01.740 --> 00:19:03.920
‫سیلفی، رفتارت خیلی خشکه.

00:19:03.920 --> 00:19:09.530
‫نکنه مخفیانه اطلاعات جمع کردی و
‫الانشم می‌دونی چه خبره؟

00:19:11.930 --> 00:19:14.340
‫عه؟ چی می‌گی؟

00:19:14.340 --> 00:19:16.210
‫منظورتو نمی‌فهمم.

00:19:38.830 --> 00:19:43.500
‫رنگ سقف رو شبیه رنگ قبلی موهات کردم.

00:19:43.500 --> 00:19:47.950
‫حتی اگه خودتم دوستش نداشتی،
‫من ازش خوشم می‌اومد.

00:19:48.230 --> 00:19:49.220
‫ها؟

00:19:49.220 --> 00:19:50.930
‫عا، درسته.

00:19:55.450 --> 00:19:58.990
‫خب، بیا بریم داخل رو ببینیم.

00:20:34.420 --> 00:20:38.030
‫فعلاً فقط این اتاق رو توی طبقه‌ی دوم تعمیر کردم.

00:20:38.030 --> 00:20:39.760
‫عالیه.

00:20:41.530 --> 00:20:44.190
‫چرا تخت‌مون انقدر بزرگه؟

00:20:44.490 --> 00:20:46.260
‫واقعاً معلوم نیست؟

00:20:46.780 --> 00:20:49.930
‫تا بتونم حسابی بخورمت!

00:20:49.930 --> 00:20:52.180
‫آها، درسته.

00:20:52.180 --> 00:20:53.490
‫همینه دیگه.

00:21:02.460 --> 00:21:03.440
- ‫سیلفی.
- ‫بــ ــ بله؟

00:21:04.850 --> 00:21:09.960
‫قول ازدواج دادم، ولی واقعاً
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

00:21:10.370 --> 00:21:16.200
‫برای شروع این خونه رو خریدم، ولی
‫باید سر کلی چیز با هم صحبت کنیم.

00:21:16.720 --> 00:21:21.100
‫خب... هرچندتا بچه بخوای مشکلی نیست.

00:21:21.100 --> 00:21:22.720
‫بــ ــ باشه.

00:21:24.280 --> 00:21:26.930
‫خوشحالم اینو می‌گی،

00:21:26.930 --> 00:21:29.250
‫ولی محافظت از شاهدخت آریل چی می‌شه؟

00:21:29.640 --> 00:21:33.300
‫ما دوسال دیگه هم قراره تو این کشور بمونیم،

00:21:33.300 --> 00:21:37.190
‫و دقیقاً بعد از فارغ‌التحصیلی هم
‫قرار نیست برگردیم پادشاهی آسورا.

00:21:37.820 --> 00:21:40.170
‫پس...

00:21:41.060 --> 00:21:42.710
‫ببخشید.

00:21:42.710 --> 00:21:46.770
‫الان که بهش فکر می‌کنم، اصلاً
‫ملاحظه‌ت رو نمی‌کنم.

00:21:46.770 --> 00:21:51.330
‫به‌خاطر من همچین خونه‌ای رو گرفتی،
‫ولی نمی‌تونم زیاد توش بمونم.

00:21:52.500 --> 00:21:56.330
‫سیلفی باعث شد چیز ارزشمندی رو پس بگیرم.

00:21:56.730 --> 00:21:58.500
‫و به‌خاطرش از بدن خودش استفاده کرد.

00:21:58.960 --> 00:22:03.040
‫تازه، اولین‌بارش بود، منم خیلی
‫خشن برخورد کردم.

00:22:03.040 --> 00:22:04.690
‫مطمئنم ترسیده بود.

00:22:05.550 --> 00:22:08.880
‫ولی اصلاً به روی خودش نیورد.

00:22:09.370 --> 00:22:12.080
‫صبحش که بیدار شدم، بهم لبخندم زد.

00:22:12.630 --> 00:22:16.110
‫برای همین تونستم قدرتم رو پس بگیرم.

00:22:16.430 --> 00:22:19.890
‫به‌جز سیلفی کی می‌تونه
‫برام کافی باشه؟

00:22:20.600 --> 00:22:23.360
‫حق اینو ندارم که زنت بشـ-

00:22:24.440 --> 00:22:26.410
‫سیلفی، تو مال منی!

00:22:26.410 --> 00:22:27.010
‫ها؟!

00:22:27.010 --> 00:22:29.870
‫عا، آره. مال خودتم.

00:22:29.890 --> 00:22:33.890
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:39.010 --> 00:22:41.370
‫پس، لطفاً باهام ازدواج کن.

00:22:48.350 --> 00:22:49.230
‫بله.

00:22:52.390 --> 00:22:56.360
‫باید هرکاری دلت می‌خواد رو انجام بدی.

00:22:56.360 --> 00:22:58.690
‫و اگه با هم به مشکل خوردیم،

00:22:58.690 --> 00:23:00.610
‫باید با صحبت کردن حلش کنیم.

00:23:00.610 --> 00:23:02.140
‫آره. درست می‌گی.

00:23:02.470 --> 00:23:06.490
‫خب، نمی‌خوای بهم چیزی بگی؟

00:23:10.400 --> 00:23:13.780
‫یهویی غیبت نزنه ها، باشه؟

00:23:16.100 --> 00:23:17.040
‫باشه.

00:23:17.400 --> 00:23:20.920
‫فهمیدم. قرار نیست یهویی غیب بشم.

00:23:21.390 --> 00:23:22.590
‫قول می‌دم.

00:23:22.590 --> 00:23:24.580
- ‫خوبه، پس قول دادی.
- Type

00:23:32.050 --> 00:23:35.060
- قسمت ۱۳ خونه رویایی من - m -108.7 -106.8 l 100.1
-106.8 100.1 23.4 -108.7 23.4 - قسمت ۱۳ خونه رویایی من

00:23:35.060 --> 00:23:40.050
- قسمت بعد - مهمانی عروسی