﻿WEBVTT

00:00:05.260 --> 00:00:06.910
‫نورن از اتاقش بیرون نمیاد.

00:00:06.910 --> 00:00:09.430
‫رـ رئیس، صبر کن‌نیا.

00:00:09.430 --> 00:00:11.280
‫لینیا، بس کن.

00:00:11.280 --> 00:00:14.270
‫به‌نظر می‌رسه که خیلی عصبانیه. من می‌ترسم.

00:00:14.740 --> 00:00:19.480
‫اون از اتاقش بیرون نمیاد.
‫برای من، چیزی نمی‌تونه از این مهم‌تر باشه.

00:00:26.470 --> 00:00:32.700
‫اگه نورن هم قراره همون جهنمی رو که من
‫گذروندم از سر بگذرونه، می‌خوام که ازش نجاتش بدم.

00:00:33.460 --> 00:00:40.440
‫حتی اگه من یا آیشا رو دوست نداشته باشه،
‫یا تمام این زندگی‌ای که الان داره،

00:00:41.070 --> 00:00:42.600
‫اون هنوزم خواهرمه.

00:00:50.360 --> 00:00:51.830
‫عذر می‌خوام.

00:00:57.310 --> 00:01:02.000
‫یه برادر بزرگ‌تر باید از برادرها و
‫خواهرهای کوچیک‌ترش محافظت کنه.

00:01:03.410 --> 00:01:05.370
‫نباید ازشون رو برگردونه.

00:01:06.000 --> 00:01:13.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:39.340 --> 00:02:43.710
‫ر ــ رودئوس-سان، ما الان وسط کلاسیم، و-

00:02:43.710 --> 00:02:46.880
‫کارم زیاد طول نمی‌کشه. مشکلی که نداره؟

00:02:46.880 --> 00:02:47.800
‫ولی-

00:02:48.380 --> 00:02:51.000
‫گمون می‌کنم تا الان خبر دارید،

00:02:51.000 --> 00:02:55.110
‫یه دانش‌آموز دختر توی این کلاس
‫از اومدن به دانشکده دست کشیده.

00:02:55.440 --> 00:02:58.350
‫اون دختر، خواهر منه.

00:02:58.710 --> 00:03:01.520
‫هنوز باهاش صحبتی نکردم.

00:03:01.520 --> 00:03:05.550
‫اما خیلی چیزها هستن که باعث می‌شن
‫یه دانش‌آموز از اومدن به کلاس خودداری کنه،

00:03:05.550 --> 00:03:11.360
‫و یقین دارم یه نفر توی این کلاس
‫باعث‌و‌بانی یکی از اون چیزها بوده.

00:03:11.840 --> 00:03:12.880
‫کار کدومشونه؟

00:03:13.430 --> 00:03:15.120
‫کی چنین کار وحشتناکی باهاش کرده؟

00:03:16.110 --> 00:03:16.970
‫تو بودی؟

00:03:18.090 --> 00:03:19.010
‫یا تو؟

00:03:19.680 --> 00:03:20.540
‫یا تو؟

00:03:21.260 --> 00:03:23.840
‫امیدوارم که خودش پا پیش بذاره.

00:03:23.840 --> 00:03:25.680
‫قول می‌دم که عصبانی نشم.

00:03:26.090 --> 00:03:30.650
‫فقط می‌خوام که بفهمه که خواهرم آسیب دیده و معذرت‌خواهی کنه.

00:03:30.920 --> 00:03:33.660
‫لحظه‌ای که یکی‌شون اعتراف کنه، دل‌و‌روده‌ش رو می‌ریزم بیرون.

00:03:33.660 --> 00:03:36.750
‫به هیچ‌جام نیست که واقعاً‌ براش قلدری کردن یا نه.

00:03:36.750 --> 00:03:39.280
‫هرکدوم‌شون که چشمشو روی این قضیه
‫بسته، به همون اندازه گناهکاره.

00:03:40.260 --> 00:03:41.890
‫کاری می‌کنم تقاصشو بدن.

00:03:45.280 --> 00:03:46.770
‫چـ ــ چیزه...

00:03:49.030 --> 00:03:51.630
‫عذر می‌خوام. بفرمایید.

00:03:51.630 --> 00:03:56.740
‫من... من اون روز داشتم با نورن-چان حرف می‌زدم...

00:03:56.740 --> 00:04:00.010
‫و بدون اینکه منظوری داشته باشی بهش حرف ناراحت‌کننده‌ای زدی؟

00:04:00.010 --> 00:04:02.170
‫ایـ ــ این‌طور نیست!

00:04:02.170 --> 00:04:08.930
‫من، چیزه، در مورد شما شنیدم،
‫به‌نظر می‌رسید نورن-چان مشکلی نداره.

00:04:08.930 --> 00:04:13.810
‫پس گفتم، «تو مثل برادرت نیستی، نه؟»
‫و اون بدجور عصبانی شد.

00:04:13.810 --> 00:04:14.790
‫هـــا؟

00:04:14.790 --> 00:04:18.410
‫نورن عصبانی شد؟ چون یکی بهش گفته شبیه من نیست؟

00:04:18.830 --> 00:04:19.680
‫اینجا چه خبره؟
‫آه.

00:04:20.510 --> 00:04:22.760
‫چیزی یادتون اومد، استاد؟

00:04:22.760 --> 00:04:28.160
‫بـ ــ بله. اون‌روز به نورن-سان یه تکلیف دادم...

00:04:28.160 --> 00:04:31.960
‫و اون نتونست تمومش کنه، بعدش
‫شما جلوی دفتر دانشکده لختش کردید؟

00:04:31.960 --> 00:04:34.100
‫مـ ــ معلومه که نه!

00:04:34.100 --> 00:04:40.040
‫عملکردش ضعیف بود، برای همین بهش گفتم
‫برادرش رو الگو قرار بده و بیشتر درس بخونه.

00:04:40.380 --> 00:04:45.230
‫اون گفت تلاشش رو می‌کنه، ولی قیافه‌ش
‫طوری بود که انگار می‌خواست بزنه زیر گریه.

00:04:46.440 --> 00:04:47.360
‫هـــا؟

00:04:50.670 --> 00:04:52.730
‫حالا که بحثش شد، من...

00:04:52.730 --> 00:04:53.690
‫و من.
‫منم همین‌طور.

00:05:08.940 --> 00:05:10.570
‫تقصیر من بود.

00:05:11.430 --> 00:05:13.430
‫تعجبی نداره نورن نتونسته تحمل کنه.

00:05:13.430 --> 00:05:16.150
‫مردم همیشه‌ی خدا اونو با آیشا مقایسه می‌کردن.

00:05:16.700 --> 00:05:19.070
‫حالا هم با برادری که ازش متنفره مقایسه‌ش می‌کنن.

00:05:20.210 --> 00:05:21.450
‫لعنتی.

00:05:24.400 --> 00:05:26.140
‫شنیدم چه اتفاقی افتاده.

00:05:26.750 --> 00:05:28.730
‫رودی، تو مقصر نیستی.

00:05:28.730 --> 00:05:30.440
‫سیلفی...

00:05:31.100 --> 00:05:32.640
‫ممنون.

00:05:32.640 --> 00:05:35.260
‫آره‌نیا. تقصیر تو نیست رئیس‌نیا.

00:05:35.260 --> 00:05:38.090
‫راست می‌گه. نیازی نیست نگران باشی.

00:05:38.390 --> 00:05:42.260
‫از هردوتون ممنونم که در مورد نورن بهم اطلاع دادید.

00:05:42.260 --> 00:05:44.750
‫ببخشید که پای شما رو هم کشیدم وسط.

00:05:45.250 --> 00:05:47.880
‫حتماً خودم رو خیلی احمق جلوه دادم.

00:05:48.710 --> 00:05:51.870
‫اینکه بخوای از خواهرت دفاع کنی هیچم احمقانه نیست‌نیا.

00:05:51.870 --> 00:05:55.440
‫منم یه خواهر کوچیک‌تر دارم.
‫پس می‌فهمم چه حسی داری رئیس‌نیا.

00:05:55.440 --> 00:05:58.360
‫ولی من یکم شوکه شدم. فکر نمی‌کردم از این کارها بکنی.

00:06:03.590 --> 00:06:08.190
‫خب رئیس، حالا می‌خوای چیکار کنی؟ می‌ذاریش به حال خودش‌نیا؟

00:06:08.190 --> 00:06:10.580
‫کاری نیست که بتونم انجام بدم.

00:06:10.580 --> 00:06:12.930
‫به‌خاطر منه که اون خودش رو حبس کرده.

00:06:12.930 --> 00:06:14.470
‫خودش رو حبس کرده.

00:06:14.470 --> 00:06:17.140
‫درسته. تبدیل به یه منزوی شده.

00:06:17.140 --> 00:06:19.660
‫خودمون مجبورش می‌کنیم بره سر کلاس،
‫حتی اگه لازم باشه به زور ببریمش اونجا.

00:06:19.660 --> 00:06:20.730
‫درسته‌نیا.

00:06:20.730 --> 00:06:23.040
‫اگه از خونه نره بیرون مغزش می‌پوسه.

00:06:23.040 --> 00:06:24.440
‫درسته‌نیا، درسته‌نیا.

00:06:24.440 --> 00:06:26.420
‫درست مثل مغز پوسیده‌ی لینیا می‌شه.

00:06:26.420 --> 00:06:28.080
‫پورسنا راست می‌گه‌نیا-

00:06:29.040 --> 00:06:29.490
‫نــیــا؟!

00:06:29.780 --> 00:06:31.190
‫منظورت چیه‌نیا؟!
‫همونی که گفتم.

00:06:32.580 --> 00:06:36.100
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد تا ابد خودش رو توی اتاق حبس کنه.

00:06:36.660 --> 00:06:40.790
‫اون نمیاد بیرون، چون دلیلی برای بیرون اومدن نداره.

00:06:41.390 --> 00:06:44.640
‫به‌زور بیرون آوردنش هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه.

00:06:45.220 --> 00:06:46.170
‫ولی...

00:06:46.500 --> 00:06:50.900
‫با این وجود، نمی‌تونم هم اجازه بدم خودش رو اون تو زندانی کنه.

00:06:50.900 --> 00:06:53.570
‫می‌دنم که بعداً حسرتشو می‌خورم.

00:06:54.910 --> 00:06:56.140
‫رودی؟

00:06:59.700 --> 00:07:01.530
‫عـــا، رودی!

00:07:06.440 --> 00:07:07.450
‫من...

00:07:08.140 --> 00:07:09.890
‫من باید یه کاری بکنم.

00:07:13.010 --> 00:07:14.040
‫من...

00:07:14.830 --> 00:07:16.330
‫می‌خوام چیکار کنم؟

00:07:18.600 --> 00:07:19.850
‫رودی!

00:07:21.480 --> 00:07:25.110
‫بذار ما هم تو قضیه‌ی خواهرت کمکت کنیم.

00:07:25.110 --> 00:07:28.010
‫تو همیشه هوای ما رو داری، رئیس‌نیا.

00:07:28.010 --> 00:07:30.020
‫خیلی ممنونم.

00:07:30.020 --> 00:07:31.800
‫ولی چطور-

00:07:31.800 --> 00:07:33.380
‫یه ایده‌ی ناب دارم!

00:07:33.380 --> 00:07:35.300
‫بسپارش دست خودمون‌نیا!

00:07:35.800 --> 00:07:38.280
‫عـــه؟ چیه چیه؟ چه خبر شده؟

00:07:38.280 --> 00:07:41.150
‫شنیدم شاهدخت آریل می‌خوان
‫توی سالن غذاخوری سخنرانی کنن.

00:07:41.150 --> 00:07:44.050
‫عـــــه، جدی می‌گی؟ ولی چرا این‌قدر یهویی؟

00:07:44.050 --> 00:07:46.980
‫یالا، عجله کنید! وگرنه بدون ما شروع می‌کنه!

00:07:48.830 --> 00:07:49.910
‫رودی.

00:07:50.440 --> 00:07:51.560
‫اوضاع چطوره؟

00:07:51.560 --> 00:07:54.360
‫امن و امانه. همه رفتن به‌سمت سالن غذاخوری.

00:07:54.700 --> 00:07:58.870
‫سخنرانی آریل همه رو از خوابگاه دخترونه دور می‌کنه.

00:07:59.180 --> 00:08:03.260
‫در همین حین، من یواشکی می‌رم و نورن رو می‌بینم.

00:08:03.580 --> 00:08:06.050
‫یه تشکر حسابی به شاهدخت آریل بدهکارم.

00:08:06.620 --> 00:08:08.210
‫لینیا و پورسنا کجان؟

00:08:08.210 --> 00:08:09.970
‫اون‌ها آماده‌ن.

00:08:09.970 --> 00:08:12.430
‫ببخشید، نتونستم کمک کنم.

00:08:12.430 --> 00:08:13.010
‫عـــه؟

00:08:13.010 --> 00:08:18.530
‫یکم پیش رفتم دم اتاق نورن-چان، ولی اون به حرف‌هام گوش نمی‌کرد.

00:08:19.400 --> 00:08:22.290
‫سیلفی، این که تقصیر تو نیست.

00:08:22.290 --> 00:08:25.700
‫نگران نباش. خودم یه‌جوری قضیه رو با نورن حل‌وفصل می‌کنم.

00:08:40.280 --> 00:08:41.450
‫ممنون بابت کمک.

00:08:41.450 --> 00:08:43.250
‫خوش اومدی‌نیا.

00:08:50.210 --> 00:08:52.470
‫خدایا. سعی کن بیشتر مراقب باشی.

00:08:52.780 --> 00:08:54.680
‫معذرت می‌خوام.

00:08:59.680 --> 00:09:03.410
‫نورن، چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

00:09:04.120 --> 00:09:05.590
‫رسیدیم‌نیا.

00:09:07.580 --> 00:09:10.340
‫اتاق خواهرت انتهای اون سالنه.

00:09:22.460 --> 00:09:24.350
‫نورن، اونجایی؟

00:09:24.350 --> 00:09:26.380
‫منم، رودئوس‌ام.

00:09:30.680 --> 00:09:31.620
‫نورن؟

00:09:36.430 --> 00:09:37.530
‫نیا داخل!

00:10:13.550 --> 00:10:14.600
‫نورن

00:10:28.220 --> 00:10:32.690
‫وقتی که یه منزوی شدم،
‫برادر بزرگ‌ترم اومد به اتاقم.

00:10:33.350 --> 00:10:38.240
‫اون زمان، با هر نوع بحثی که عقل سلیم حکم می‌کنه اومد سراغم.

00:10:39.170 --> 00:10:42.110
‫«آدم‌هایی اون بیرون هستن که از تو بدترشو کشیدن.»

00:10:42.590 --> 00:10:47.820
‫«شاید الان سختت باشه، ولی اگه فرار کنی،
‫دیگه تا ابد درحال فرار کردنی.»

00:10:47.820 --> 00:10:49.490
‫«این‌یکی سختیش حتی از اونم بیشتره.»

00:10:50.430 --> 00:10:53.300
‫«نیازی نیست که درجا برگردی به مدرسه.»

00:10:53.300 --> 00:10:56.360
‫«فعلاً، بیا بریم یه غذایی چیزی بخوریم.»

00:10:56.970 --> 00:10:58.720
‫از این‌جور بحث‌ها.

00:10:59.490 --> 00:11:00.270
‫من...

00:11:01.220 --> 00:11:03.630
‫از نظر ذهنی دیگه به هیچ‌جام نبود.

00:11:04.320 --> 00:11:08.050
‫حتی سعی نکردم باهاش بحث کنم. صرفاً سگ‌محلی کردم.

00:11:08.950 --> 00:11:13.650
‫خودمو قانع کرده بودم که یکی
‫مثل اون نمی‌فهمه من چه حسی دارم.

00:11:26.330 --> 00:11:29.890
‫این باید همون حسی باشه که برادرم اون‌موقع داشته.

00:11:31.080 --> 00:11:35.830
‫بعداز اون از حرف‌زدن باهام دست کشید.

00:11:35.830 --> 00:11:38.920
‫نمی‌دونم که چه فکری می‌کرد.

00:11:38.920 --> 00:11:43.230
‫ولی احتمالاً اگه الان عقب بکشم، دیگه نتونم برگردم.

00:11:43.820 --> 00:11:46.280
‫نورن هم خودشو توی اتاقش زندانی می‌کنه.

00:11:46.920 --> 00:11:48.430
‫نمی‌تونم برم.

00:11:49.010 --> 00:11:49.840
‫ولی...

00:11:59.060 --> 00:12:00.160
‫آنیکی...

00:12:12.910 --> 00:12:14.360
‫موندم...

00:12:15.450 --> 00:12:18.460
‫کِی بود که شروع به ترسیدن ازش کردم؟

00:12:18.890 --> 00:12:23.500
‫اولین‌بار که دیدمش، بابا رو زد.

00:12:24.070 --> 00:12:27.820
‫اون بابایی که تمام مدت ازم محافظت می‌کرد رو.

00:12:28.230 --> 00:12:31.730
‫همون بابایی که بیش از هرچیزی منو دوست داشت.

00:12:31.730 --> 00:12:33.860
‫بس کن!

00:12:34.730 --> 00:12:36.220
‫کافیه!

00:12:36.650 --> 00:12:41.070
‫چطوری می‌تونم همچین آدمی رو به‌عنوان خانواده‌م بپذیرم؟

00:12:42.290 --> 00:12:45.900
‫ازش متنفر شدم.

00:12:47.250 --> 00:12:53.260
‫وقتی هم بعد از مدت‌ها دیدمش، با یه زن مست کرده بود.

00:12:53.980 --> 00:12:59.500
‫مطمئنم بابا هنوزم داره با تمام توانش دنبال مامان می‌گرده.

00:12:59.500 --> 00:13:03.710
‫اما، قیافه‌ی خیلی شادی به خودش گرفته بود.

00:13:04.470 --> 00:13:06.880
‫فقط باید مواظب باشم عصبانیش نکنم.

00:13:07.420 --> 00:13:10.630
‫هیچکس اینجا بهم اهمیت نمی‌ده.

00:13:11.420 --> 00:13:14.010
‫می‌ترسم پرتم کنن بیرون.

00:13:14.670 --> 00:13:17.540
‫آخه، اینجا خیلی سرده.

00:13:21.770 --> 00:13:24.440
‫می‌خوام زندگی توی خوابگاه رو امتحان کنم.

00:13:28.990 --> 00:13:31.270
‫خوابگاه، ها؟

00:13:31.270 --> 00:13:35.620
‫نمی‌شه که! بابا گفت جفتمون با داداشمون زندگی کنیم.

00:13:38.420 --> 00:13:42.080
‫فهمیدم. خب نورن، می‌تونی توی خوابگاه زندگی کنی.

00:13:42.080 --> 00:13:43.150
‫چرا؟!

00:13:43.010 --> 00:13:45.790
‫عه؟ چرا عصبانی نیست؟
‫آبجی نورن که نمره‌ی خوبی نگرفت!

00:13:45.790 --> 00:13:47.950
‫چرا هرکاری بخواد می‌کنه؟!
‫نمی‌خواد به‌خاطر خودخواه بودنم سرم داد بزنه؟

00:13:49.220 --> 00:13:52.680
‫شاید صرفاً به من علاقه‌ای نداره.

00:13:52.970 --> 00:13:56.180
‫درواقع، مطمئنم مزاحمشم.

00:13:57.040 --> 00:14:01.450
‫نمی‌دونم چرا وقتی این فکرو می‌کنم، ناراحت می‌شم.

00:14:03.370 --> 00:14:07.060
‫نورن گری‌رت هستم، از آشنایی با شما خوشبختم.

00:14:07.320 --> 00:14:08.700
‫گری‌رت؟
‫همون گری‌رت؟

00:14:11.820 --> 00:14:15.610
‫نکنه با رودئوس گری‌رت-سان ارتباطی داری؟

00:14:16.940 --> 00:14:18.250
‫بله.

00:14:18.250 --> 00:14:20.000
‫با اون رودئوس-سان؟

00:14:20.000 --> 00:14:21.650
‫همون قوی‌ترین دانش‌آموز مدرسه؟

00:14:21.650 --> 00:14:23.370
‫عالیه.

00:14:26.260 --> 00:14:30.480
‫چه خفن! چون خواهر کوچیک‌ترشی، بهت جادو یاد می‌ده؟!

00:14:30.480 --> 00:14:31.670
‫عه، جدی؟!

00:14:31.670 --> 00:14:33.880
‫پس تو هم تو زمینه‌ی جادو یه نابغه‌ای؟!

00:14:33.880 --> 00:14:36.870
‫داداشت خیلی خفنه! خیلی هم قویه!

00:14:36.870 --> 00:14:37.890
‫خوش به‌حالت!

00:14:37.890 --> 00:14:42.240
‫ایکاش منم همچین داداشی داشتم، ام...

00:14:43.600 --> 00:14:45.040
‫نورن‌ـم.

00:14:46.560 --> 00:14:47.590
‫ببخشید!

00:14:48.370 --> 00:14:51.210
‫شما خواهر کوچیک‌تر رودئوس-سنپای‌ـید، نه؟

00:14:52.300 --> 00:14:54.200
‫بله، نورن گری‌ر-

00:14:54.200 --> 00:14:58.700
‫راستش قبلاً رودئوس-سان بهمون کمک
‫کردن یکم جادو یاد بگیریم.

00:14:58.700 --> 00:15:01.020
‫می‌شه از طرف‌مون ازشون تشکر کنید؟

00:15:02.020 --> 00:15:03.710
‫معذرت می‌خوام.

00:15:03.710 --> 00:15:07.430
‫نگران نباش. تازه شروع کردی.

00:15:08.210 --> 00:15:11.200
‫مطمئنم می‌تونی جا پای برادرت بذاری.

00:15:11.790 --> 00:15:13.310
‫نمی‌خوام.

00:15:16.820 --> 00:15:17.940
‫می‌گم.
‫بله؟

00:15:18.990 --> 00:15:20.640
‫راستی، داداشت...

00:15:21.240 --> 00:15:22.770
‫نمی‌دونم.

00:15:29.790 --> 00:15:33.420
‫راجع به رابطه‌ی آریل-ساما و داداشت کنجکاوی؟

00:15:33.420 --> 00:15:36.540
‫نگران نباش. برخلاف ظاهرش، داداشت...

00:15:36.540 --> 00:15:38.140
‫نمی‌خوام بدونم.

00:15:46.630 --> 00:15:47.840
‫خدایا!

00:15:47.840 --> 00:15:51.390
‫کم مونده بود دُم به این تله‌ای که پهن کرده بودید بدم.

00:15:51.390 --> 00:15:53.510
‫عه رودئوس-سانه.

00:15:53.510 --> 00:15:55.350
‫من یه‌بار باهاش حرف زدم!

00:15:55.350 --> 00:15:57.230
‫عه؟! خوش به‌حالت!

00:15:58.010 --> 00:16:00.950
‫چرا همه این‌طوری راجع بهش حرف می‌زنن؟

00:16:36.630 --> 00:16:39.340
‫درکش نمی‌کنم.

00:16:40.000 --> 00:16:41.350
‫چون نگرانتم.

00:16:44.340 --> 00:16:46.300
‫یکم مراعاتش رو کن.

00:16:46.300 --> 00:16:48.300
‫ازش متنفرم!

00:16:48.300 --> 00:16:51.270
‫گوش بده، به رودی هم سخت گذشته.

00:16:51.860 --> 00:16:54.470
‫بابا زیاد اینو بهم می‌گفت.

00:16:54.470 --> 00:16:57.790
‫اون‌موقع برای درکش زیادی بچه بودم.

00:16:58.280 --> 00:17:01.700
‫ولی الان، فکر می‌کنم یکم می‌فهمم.

00:17:02.140 --> 00:17:07.060
‫شاید اون آدمی که فکر می‌کنم نیست.

00:17:07.640 --> 00:17:09.960
‫پس، باید چیکار کنم؟

00:17:09.960 --> 00:17:12.950
‫می‌خواد چیکار کنم؟

00:17:12.950 --> 00:17:15.420
‫بابا چطوری باهاش آشتی کرد؟

00:17:15.780 --> 00:17:17.180
‫نمی‌دونم.

00:17:17.180 --> 00:17:20.160
‫هیچکس اینجا بهم کمک نمی‌کنه.

00:17:21.930 --> 00:17:23.470
‫نمی‌دونم!

00:17:27.470 --> 00:17:28.560
‫چی شده؟

00:17:34.150 --> 00:17:36.830
‫می‌خوام برگردم پیش بابا.

00:17:37.150 --> 00:17:39.550
‫انقدر از رودئوس بدت میاد؟

00:17:40.630 --> 00:17:41.480
‫آره.

00:17:42.830 --> 00:17:47.410
‫برادرت، جوری که فکر می‌کنی نیست.

00:17:47.410 --> 00:17:52.300
‫قوی، باهوش، و مبارز لایق احترامیه.

00:17:52.300 --> 00:17:54.330
‫نمی‌فهمم.

00:17:54.790 --> 00:17:57.040
‫یه‌روزی می‌فهمی.

00:17:57.610 --> 00:18:01.330
‫دفعه‌ی بعد که دیدیش، فرار نکن و باهاش روبه‌رو شو.

00:18:01.670 --> 00:18:04.220
‫شماها خانواده‌این.

00:18:04.220 --> 00:18:05.980
‫مطمئنم می‌تونید آشتی کنید.

00:18:06.480 --> 00:18:07.360
‫و اینکه...

00:18:07.840 --> 00:18:10.280
‫بابات فرار نکرد.

00:18:22.640 --> 00:18:23.800
‫دادا-
‫نورن.

00:18:25.040 --> 00:18:26.310
‫ببخشید.

00:18:27.020 --> 00:18:29.880
‫انگار از وقتی اومدی اینجا بهت سخت می‌گذره.

00:18:31.370 --> 00:18:37.530
‫یه شروع دوباره داشتی، ولی به‌خاطر
‫من به این وضع افتاد.

00:18:38.170 --> 00:18:39.790
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

00:18:41.560 --> 00:18:46.140
‫واقعاً، هیچی راجع بهت نمی‌دونم.

00:18:46.950 --> 00:18:51.360
‫حتی بعد از این همه اتفاق، بازم نمی‌دونم باید برات چیکار کنم.

00:19:19.980 --> 00:19:22.350
‫کنارت هستم.

00:19:23.180 --> 00:19:24.780
‫از پیشت نمی‌رم.

00:19:25.700 --> 00:19:27.990
‫خوب دارم می‌بینمت.

00:19:28.880 --> 00:19:33.690
‫برای همین... اشکالی نداره بمونم؟

00:19:37.590 --> 00:19:41.710
‫می‌دونم داداشم هرگز روم دست بلند نمی‌کنه.

00:19:41.710 --> 00:19:45.210
‫و مطمئنم دیگه بابا هم نمی‌زنه.

00:19:45.570 --> 00:19:49.340
‫بابا فرار نکرد. داداشمم فرار نکرد.

00:19:49.780 --> 00:19:51.820
‫پس، من...

00:20:18.840 --> 00:20:20.100
‫داداش،

00:20:20.730 --> 00:20:22.530
‫صبح‌بخیر.

00:20:22.530 --> 00:20:25.530
‫آ ــ آره، صبح‌بخیر نورن.

00:20:25.530 --> 00:20:29.450
‫چیز، سیلفی-سان، صبح شما هم بخیر.

00:20:29.450 --> 00:20:32.080
‫نورن-چان، صبحت بخیر.

00:20:35.230 --> 00:20:39.560
‫نورن-چان انقدر از اون شب سرزنده‌تر شده.

00:20:41.020 --> 00:20:44.130
‫در آخر، نتونستم کاری کنم.

00:20:44.570 --> 00:20:48.090
‫بعد از اونم نورن بهم چیزی نگفت.

00:20:48.090 --> 00:20:53.860
‫هنوزم نمی‌دونم مشکلش چی بود، و نگران چی بود.

00:20:53.860 --> 00:20:54.840
‫ولی...

00:20:55.180 --> 00:20:57.850
‫مطمئنم دیگه مشکلی نداره.

00:20:58.220 --> 00:21:02.240
‫احتمالاً خودش مشکلات احساساتش رو حل کرده.

00:21:02.700 --> 00:21:03.970
‫عجب دختری.

00:21:04.390 --> 00:21:07.620
‫کاری رو کرد که من تو زندگی قبلیم هرگز نتونستم انجامش بدم.

00:21:08.560 --> 00:21:12.600
‫اگه اون‌موقع یکم شبیه نورن بودم...

00:21:13.250 --> 00:21:14.460
‫رودی؟

00:21:16.260 --> 00:21:17.350
‫چی شده؟
‫چیزی نیست.

00:21:18.790 --> 00:21:23.660
‫گذشته تغییری نمی‌کنه. نمی‌تونم ارتباط از بین رفته‌ی خانوادگی رو برگردونم.

00:21:23.660 --> 00:21:27.300
‫نه احساسات برادرم رو، و نه چیز دیگه‌ای رو نمی‌فهمم.

00:21:27.720 --> 00:21:33.270
‫اما حس می‌کنم از شر چیزی که مدت‌ها گیر
‫کرده بود، خلاص شدم.

00:21:34.460 --> 00:21:36.420
‫فک کنم خودتم دیگه مشکلی نداری.

00:21:36.420 --> 00:21:37.110
‫ها؟

00:21:37.110 --> 00:21:39.280
‫خب، بریم.

00:21:39.280 --> 00:21:42.340
‫باید بابت این‌سری از آریل-ساما تشکر کنیم
‫و بهش گزارش هم بدیم.

00:21:42.340 --> 00:21:44.980
‫آره. لینیا و پورسنا هم همین‌طور.

00:21:47.730 --> 00:21:51.520
‫اگه ناناهوشی بتونه به دنیای قبلی‌مون برگرده،

00:21:51.950 --> 00:21:55.850
‫ازش می‌خوام به برادرم یه پیغام بده.

00:21:56.470 --> 00:22:02.010
‫«بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام، و ازت ممنونم.»

00:22:05.000 --> 00:22:12.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:02.000 --> 00:22:05.010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39
قسمت ۱۷
احساسات داداشم

00:23:35.010 --> 00:23:40.010
قسمت بعد
نقطه‌ی عطف ۳