﻿WEBVTT

00:00:00.876 --> 00:00:20.876
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:24.900 --> 00:01:30.100
<i>«بهشت در آتش»</i>

00:01:30.100 --> 00:01:32.900
<i>قسمت بیستم</i>

00:01:37.400 --> 00:01:41.000
مهمانی در تالار لینگلین برگزار میشه
موقع قرار دادن ظرف‌ها، خیلی دقت کنید

00:01:41.000 --> 00:01:43.300
- راستی! تو چیدن میوه‌ها رو تموم کردی
- بله قربان

00:01:43.300 --> 00:01:46.500
خوبه، پس برین سر کارتون

00:01:49.570 --> 00:01:52.190
نمی‌دونم این چه حکمتیه که توی روز تولد تو
خودت می‌تونی بی‌خیال برای خودت بگردی

00:01:52.200 --> 00:01:53.860
ولی این منم که باید به اینهمه کار برسم

00:01:53.860 --> 00:01:56.780
اصلاً نمیشه، باید در عوض نصف هدیه‌هاتو، به من بدی

00:01:56.800 --> 00:01:58.500
کی گفته فقط نصفه هدیه‌هام رو میدم؟

00:01:58.500 --> 00:02:02.000
هر کدوم رو که دوست داشتی
می‌تونی برای خودت برداری

00:02:03.900 --> 00:02:09.300
دیدن تو توی همچین لباسی از نوادره
!نگاش کن! پارچه‌اش گلداره؟

00:02:09.320 --> 00:02:13.700
!حتی قیطون‌دوزی طلایی هم داره
شرط می‌بندم این از کمالات خاله جائوئه

00:02:13.700 --> 00:02:15.100
بله

00:02:15.100 --> 00:02:19.600
برادر، شکی درش نیست
خیلی خوبی که راضی میشی برای خوش‌آمدِ دل مادرت چنین لباسی رو بپوشی

00:02:19.610 --> 00:02:21.650
جداً، جداً، فرزند خلف که میگن یعنی تو

00:02:21.700 --> 00:02:25.100
دیگه بسه هرچی گفتی
اصلاً مادرم برام  یه لباس عجیب دوخته

00:02:25.100 --> 00:02:27.800
ولی، دیگه به اون بدی هم که بخوای مسخره کنی نیست

00:02:27.820 --> 00:02:29.900
ارباب جوان

00:02:30.000 --> 00:02:32.500
شاهزادۀ سلطنتی و بانو جائو از شما خواستن که پیش‌شون برید

00:02:32.500 --> 00:02:33.900
باشه، فهمیدم

00:02:33.900 --> 00:02:36.500
یادت باشه، وقتی برگشتم، نصف هدیه‌هات مال منن

00:02:36.530 --> 00:02:38.940
-یادم نمیره
-من رفتم

00:02:38.950 --> 00:02:40.490
ارباب جوان

00:02:40.490 --> 00:02:43.820
-ارباب یان و دوشیزه گنگیو رسیدن
-باشه

00:02:45.450 --> 00:02:47.950
امروز، اومدن شما به اینجا برای منم منافعی داره

00:02:47.980 --> 00:02:50.030
وگرنه کی میشد که برای خوش‌آمد به من تا دم در بیاد؟

00:02:50.070 --> 00:02:53.480
همیشه، خودم باید می‌رفتم اینور و اونور دنبالش می‌گشتم

00:02:54.500 --> 00:02:58.100
دوشیزه گنگیو، شرمنده‌ام که نتونستم
در شأن مناسب یک بانو برای استقبالتون خدمت برسم

00:02:58.100 --> 00:03:02.200
- لطفاً بفرمایید
-ایییییی! اصلاً منو دیدی؟

00:03:02.280 --> 00:03:05.610
-شما هم بفرما داخل
-هنوز که بابت تأخیر ازم عذرخواهی نکردی

00:03:07.200 --> 00:03:08.900
خیلی خب

00:03:08.900 --> 00:03:12.900
ارباب جوان یان، خیلی متأسفم که زودتر برای عرض خوش‌آمد خدمت نرسیدم

00:03:12.900 --> 00:03:15.100
معلومه که شما دو نفر، رابطۀ خیلی خوبی با هم دارید

00:03:15.100 --> 00:03:16.700
نه بابا! همش منم که دارم تحملش می‌کنم

00:03:16.700 --> 00:03:19.500
اگه رفیق نبودیم که، تا حالا حالشو گرفته بودم

00:03:19.500 --> 00:03:21.110
تو واقعاً مطمئنی که می‌تونی حال منو بگیری؟

00:03:21.200 --> 00:03:24.100
اصلاً تو راست میگی، فعلاً بیا دوشیزۀ گنگیو رو،ببریم داخل

00:03:24.100 --> 00:03:26.800
-مسخره‌ام می‌کنی؟
-بکنم چی میشه؟

00:03:26.820 --> 00:03:29.610
!من می‌رم با «جی بی» بازی ‌کنم

00:03:31.610 --> 00:03:34.110
دوشیزه گنگ، بفرمایید

00:03:35.060 --> 00:03:36.650
تا مهمانی شام هنوز زمان هست

00:03:36.650 --> 00:03:40.070
برای همین خواستم، برای دیدار با مادرم
شما رو به حیاط اندرونی بیارم

00:03:40.070 --> 00:03:41.900
درسته که من رسماً دعوت شدم

00:03:41.900 --> 00:03:46.480
ولی این موضوع در اینکه، من در واقع  یک نوازنده هستم که
برای سرگرمی حضار به اینجا اومده تغییری ایجاد نمی‌کنه

00:03:46.500 --> 00:03:51.300
شاهزاده خانم، نجیب‌زادۀ بزرگ و والا مقامی هستند
چطور می‌تونم خدمتشون جسارت کنم؟

00:03:51.300 --> 00:03:55.900
با اینکه مادرم، کمی از آدمها کناره‌ می‌گیرن
ولی اصلاً آدم متکبری نیستن

00:03:56.000 --> 00:03:59.900
ازین گذشته، ایشون واقعاً موسیقی رو دوست داره
 و آوازۀ دوشیزه گنگیو رو هم زیاد شنیدن

00:03:59.900 --> 00:04:05.800
مادرم بهم گفتن: امروز که دوشیزه گنگیو اومد
باید به اندرونی بیاریش، تا من ببینمش

00:04:06.900 --> 00:04:10.200
اگر اینطوره که، با افتخار خدمتشون می‌رسم

00:04:11.500 --> 00:04:13.300
بفرمایید

00:04:19.700 --> 00:04:24.700
سرورم، دیگه وقتشه

00:04:24.700 --> 00:04:29.600
می چنگ سو، باید تا حالا به سمت خونۀ مرزبان نینگ حرکت کرده باشه

00:04:32.240 --> 00:04:36.780
پس ما هم باید قدرتمون رو جمع کنیم، و کاملاً آماده بشیم

00:04:37.950 --> 00:04:40.320
!فرمانده منگ تشریف آوردند

00:04:42.500 --> 00:04:46.100
مهمانی کوچک پسر من، سببِ خیرِ تشریف‌فرمایی فرمانده منگ شده

00:04:46.100 --> 00:04:48.500
منزل محقر ما رو، با حضورتون منوّر کردید

00:04:48.530 --> 00:04:51.940
نفرمایید جناب مرزبان، شما خیلی لطف دارید

00:04:52.900 --> 00:04:56.530
-...ایشون
-...ایـ
-ایشون باید مهمان شما جناب جائو باشن

00:04:56.560 --> 00:04:58.490
از ملاقات با شما خوشبختم فرمانده منگ

00:04:58.500 --> 00:05:00.900
با اینکه استاد جائو اغلب به پایتخت سر می‌زنن

00:05:00.900 --> 00:05:04.300
ولی به خاطر شأن نجیب‌زادگی جناب مرزبان
 کم میشه که در دربار تعاملی داشته باشیم

00:05:04.320 --> 00:05:08.280
اینقدر که بالاخره امروز، و به صورت رسمی باید به هم معرفی بشیم

00:05:08.280 --> 00:05:10.650
بنده مدت‌هاست که تحسین‌گر شایستگی‌ها و صفات والای شما هستم

00:05:10.700 --> 00:05:16.070
دورهمیِ امروز، واقعاً برای من فرصت مغتنمیه

00:05:16.070 --> 00:05:17.690
پدر

00:05:19.100 --> 00:05:20.070
فرمانده منگ

00:05:20.070 --> 00:05:22.100
جناب مرزبان
فرمانده منگ

00:05:22.100 --> 00:05:24.100
!افسر جیا کی تشریف آوردن؟

00:05:24.950 --> 00:05:26.820
!من حتی خبردار هم نشدم

00:05:26.860 --> 00:05:29.530
جینگری! تو هم هیچی به من نگفتی

00:05:29.530 --> 00:05:31.150
-...این
-مثل اینکه خوب بلدید درِ شوخی رو باز کنید

00:05:31.150 --> 00:05:34.280
معلومه که، من اول برای سلام خدمت شاهزاده خانم
مستقیم به اندرونی عمارت می‌رم

00:05:34.280 --> 00:05:38.070
مگر اینکه جناب مرزبان فکر می‌کنن
که بنده جزو جامعۀ نِسوان نیستم

00:05:39.500 --> 00:05:42.900
شما هم در پی گرفتن شوخی متبحر هستید

00:05:42.900 --> 00:05:44.900
سو جو، جناب سو تشریف آوردند

00:05:45.900 --> 00:05:47.600
جناب سو هم اومدن

00:05:54.000 --> 00:06:04.600
&lt;br&gt;

00:06:17.400 --> 00:06:19.600
هدیه از طرف فرمانده منگ

00:06:22.950 --> 00:06:24.280
!یوجین

00:06:25.110 --> 00:06:28.030
یوجین، داری دنبال چی می‌گردی؟

00:06:28.070 --> 00:06:30.280
دارم می‌بینم که برادر سو چه هدیه‌ای به جینگری داده

00:06:30.300 --> 00:06:31.740
ای بابا! زودی بیا بیرون

00:06:31.740 --> 00:06:34.400
مگه می‌خوای، اینهمه آدم معطل ما بمونن؟

00:06:34.400 --> 00:06:36.500
!یوجین! جی بی
زود باشین، همه منتظرن، بریم دیگه

00:06:36.500 --> 00:06:38.000
باشه

00:06:39.200 --> 00:06:40.300
این چیه دیگه؟

00:06:40.400 --> 00:06:43.300
اینبار دیگه چی جُستی؟
جینگری اینا رو پرت و پلا می‌کنه

00:06:43.310 --> 00:06:46.150
وقتی چیز خوبی هم پیدا بشه
جی بی برش میداره

00:06:46.200 --> 00:06:48.900
بعدشم که تو می‌‌قاپی

00:06:48.900 --> 00:06:52.700
حالا حتماً باید می‌گفتین؟ خواهر دونگ شما
برای خرید هدیه‌تون خیلی خساست به خرج دادین

00:06:52.730 --> 00:06:56.110
یوجین، تو دوباره حرف زدی؟همینکه زحمت کشیدن
و تشریف آوردن نشانۀ بزرگواری‌شونه

00:06:56.200 --> 00:06:59.900
ما کارمندهای ادارۀ بازپرسی خیلی پولدار نیستیم
هدایای ما رو نباید با هدایای نجبا مقایسه کرد

00:06:59.900 --> 00:07:04.100
زین و یراقی که تو به یوجین دادی
به اندازۀ حقوق یکماه من می‌ارزه

00:07:04.100 --> 00:07:07.400
برادر سو، این چیه؟

00:07:07.450 --> 00:07:10.320
بوش یه طورایی شبیه داروئه

00:07:10.320 --> 00:07:14.280
من خیلی سریع شهرمو ترک کردم، برای همین
فقط تونستم همین ۱۰ تا قرص محافظ قلب رو با خودم بیارم

00:07:14.280 --> 00:07:16.070
قرص محافظ قلب؟

00:07:16.110 --> 00:07:18.940
جناب سو، شما جداً دارین این قرص‌ها رو بهش می‌دین؟

00:07:18.950 --> 00:07:20.740
!!اونم نه یکی؛ ده تا؟

00:07:20.740 --> 00:07:22.900
این هدیه، باید خیلی ارزشمند باشه

00:07:22.900 --> 00:07:24.700
- ...برادر سو
- این انقدر گرونه؟

00:07:24.700 --> 00:07:27.150
نه، نه، نه، برادر سو، شما خیلی تبعیض قائل میشین

00:07:27.200 --> 00:07:29.900
فقط به جینگری همچین چیز باارزشی رو هدیه می‌دین
!دلم کلی سوخت

00:07:29.900 --> 00:07:33.700
برادر سو، هیچوقت به من هدیه ندادین
معلومه که از همه بیشتر منو دوست دارین؛ مگه نه؟

00:07:33.700 --> 00:07:37.500
تو الآن داری برای چی غر می‌زنی؟
تولدِ میانماه تو که هنوز نرسیده

00:07:37.500 --> 00:07:40.700
کدوم میانماه؟ هفتمین روزِ ماه هفتمه
 !هفتمِ برج هفتم خواهر دونگ

00:07:40.700 --> 00:07:42.700
وسط ماه یا هفتم ماه فرق زیادی نمی‌کنن

00:07:42.700 --> 00:07:43.900
چرا اتفاقا خیلی هم فرق می‌کنن

00:07:43.900 --> 00:07:45.700
بسه! بسه! فعلاً این حرفها رو بس کنین

00:07:45.740 --> 00:07:48.400
گذشته از همۀ اینها، جینگری عضو جامعۀ جنگجویانه

00:07:48.400 --> 00:07:49.940
اغلب اینور و اونوره

00:07:49.950 --> 00:07:51.950
ولی تو آدمی هستی که بیشتر اوقات توی پایتختی

00:07:51.950 --> 00:07:54.860
این قرص‌های مقوی قلب، واقعا به درد تو نمی‌خورن

00:07:54.900 --> 00:07:57.900
-راست میگن، بدش به من
-جینگری

00:07:59.900 --> 00:08:00.980
-جینگری
-جناب مرزبان

00:08:01.000 --> 00:08:03.600
-پدر
-چرا مهمون‌ها رو سرپا نگه داشتین؟

00:08:03.650 --> 00:08:06.280
- زود تعارفشون کنین بشینن و، براشون نوشیدنی بریزین
-بله

00:08:06.280 --> 00:08:08.320
-بفرمایید
-فرمانده منگ، لطفاً بفرمایید بنشینید

00:08:08.400 --> 00:08:11.200
برادر سو، یوجین، بنشینید

00:08:30.900 --> 00:08:34.400
در روز تولد پسرم، با نیّات خیرتون تشریف آوردید

00:08:34.400 --> 00:08:36.860
حضور شما واقعاً مایۀ سرافرازی منه

00:08:36.860 --> 00:08:42.570
این فنجان نوشیدنی، نشان‌دهندۀ احترام و قدردانی منه
برای نشون دادن سپاسم، اولین فنجان رو من می‌نوشم

00:08:47.480 --> 00:08:48.900
خواهش می‌کنم

00:08:53.480 --> 00:08:57.740
یه دورهمیِ دوستانه است؛ لطفاً خیلی رسمی نباشید

00:08:57.740 --> 00:09:00.820
باید اعتراف کنم که در آداب مهمانداری چندان وارد نیستم

00:09:00.900 --> 00:09:06.200
برای همین، لطفاً به خودتون برسید، و در اینجا
درست مثل منزل خودتون راحت باشید
بسیار خب

00:09:07.000 --> 00:09:11.200
فرمانده، این اولین فنجان رو

00:09:11.200 --> 00:09:13.800
مایلم که به سلامتی شما بنوشم

00:09:14.900 --> 00:09:17.700
-مرزبان جی
-خواهش می‌کنم

00:09:21.030 --> 00:09:24.900
جناب مرزبان، شما گفتید که اینجا رو مثل خونۀ خودمون بدونیم

00:09:24.900 --> 00:09:26.500
همین رو نفرمودید؟

00:09:26.530 --> 00:09:28.490
البته که همینطوره

00:09:28.490 --> 00:09:31.950
خب افسر جیادونگ، منظورتون ازین سؤال چی بود؟

00:09:32.700 --> 00:09:35.500
می‌خوام بگم من توی خونه‌ام، معمولاً راحت و شلخته‌ام

00:09:35.500 --> 00:09:39.300
بنابراین،  حالا که گفتید اینجا مثل خونۀ منه
امیدوارم اگر رفتار عجیبی از من سر زد

00:09:39.300 --> 00:09:41.600
جناب مرزبان به بزرگواریشون از من به دل نگیرن

00:09:43.310 --> 00:09:45.740
افسر جیادونگ خیلی مردونه، منظورشون رو رک و راست  میگن

00:09:45.800 --> 00:09:49.900
- با وجود صداقتتون، چطور می‌تونم ناراحت بشم؟
- خوبه پس

00:09:51.300 --> 00:09:53.700
من مدتهاست که از ستایشگران مهارت‌های
خیره‌کنندۀ استاد جائو در هنرهای رزمی هستم

00:09:53.740 --> 00:09:58.280
بالاخره امروز فرصت ملاقات با شما به من دست داده
امیدوارم که در محضرتون بتونم بیاموزم

00:10:52.900 --> 00:10:55.300
خوبه، خوبه، خوبه
واقعاً دیدنی بود

00:10:55.320 --> 00:10:58.200
هر دو عزیز لطفاً بنشینید

00:11:00.360 --> 00:11:01.860
متشکرم

00:11:03.860 --> 00:11:06.700
جالب توجه بود
فوق‌العاده جذاب بود

00:11:06.740 --> 00:11:09.150
با اینکه  فقط چند فن رو رد و بدل کردن

00:11:09.200 --> 00:11:12.400
ولی مشخصه که هر کدوم، هنرهای مخصوص به خودشون رو دارن

00:11:12.400 --> 00:11:16.900
قدرت بدنی یا ظرافت شمشیرزنی، هر دو شایستۀ تحسین‌اند

00:11:16.900 --> 00:11:21.530
فکر می‌کنم که مبارزه‌ای که شاهدش بودم
 حقیقتاً جالب توجه بود

00:11:22.400 --> 00:11:24.500
مبارزه در حضور ژنرال منگ

00:11:24.500 --> 00:11:27.300
واقعاً شبیه جسارت در محضر بزرگانه
عذر می‌خوام

00:11:27.300 --> 00:11:28.900
نفرمایید

00:11:29.700 --> 00:11:32.320
افسر جیادونگ بودن که به من آسون گرفتن

00:11:32.320 --> 00:11:37.070
بعد از رد و بدل شدن فنون بیشتر، احتمالاً، من باید به التماس می‌افتادم

00:11:37.070 --> 00:11:40.650
چطور ممکنه در نشست استادان در کنار هم، از نوشیدنی غافل بشیم؟

00:11:40.700 --> 00:11:44.490
!بفرمایید، این فنجان رو به سلامتی شما می‌نوشیم

00:11:50.310 --> 00:11:54.610
امروز این فرصت رو داشتم که با افسر جیادونگ مبارزه‌ای داشته باشم

00:11:54.650 --> 00:11:59.530
این فرصت رو غنیمت می‌شمرم و، این فنجان رو به سلامتی شما می‌نوشم

00:12:05.740 --> 00:12:08.190
خواهش می‌کنم

00:12:11.280 --> 00:12:15.820
من هم مایلم به خاطر بلندنظری افسر جیادونگ
 این فنجان رو به سلامتی ایشون بنوشم

00:12:15.860 --> 00:12:20.150
امیدوارم که فرصت داشته باشم که از راهنمایی‌های شما
در سیر و سفرهام در جامعۀ جنگجویان استفاده کنم

00:12:20.900 --> 00:12:22.500
جینگری

00:12:22.500 --> 00:12:25.400
با این وضع اونا خواهر دونگ رو مست نمی‌کنن؟

00:12:25.490 --> 00:12:28.900
نباید بهش کمک کنیم از زیر چند تا در بره؟

00:12:29.700 --> 00:12:32.360
منکه قصدشو ندارم، چونکه اگر خواهر دونگ مست بشه

00:12:32.360 --> 00:12:35.240
!تو اولین کسی که توی دردسر می‌افته

00:12:43.700 --> 00:12:47.700
دوستان،  یک مهمونی باشکوه خالی از نوای موسیقی نمی‌تونه باشه

00:12:47.700 --> 00:12:50.700
امشب دوشیزه گنگیو از تالار میائو یین اینجا همراه ما هستن

00:12:50.700 --> 00:12:54.500
چرا ازشون نخوایم که برای پاک کردن روح‌هامون از خواطر بد
 ما رو به نغمه‌ای مهمان کنند؟

00:12:54.500 --> 00:12:56.400
خوبه، خوبه، خوبه

00:13:02.400 --> 00:13:04.600
جناب مرزبان، بنده‌نوازی می‌کنید

00:13:04.650 --> 00:13:09.820
با اینکه استعداد چندانی ندارم، ولی امیدوارم که
 حضار رو برای دقایقی مهمان کنم

00:13:09.900 --> 00:13:13.300
افسر جیا، خواهش می‌کنم

00:13:13.300 --> 00:13:16.500
عجله نکنید، باید برای امتحانش، منتظر فرصت دیگه‌ای بمونیم

00:13:22.110 --> 00:13:26.530
شما و من هر دو از طرف اعلیحضرت برای تحقیق
دربارۀ پروندۀ قتل پشت دیوار قصر مأمور هستیم

00:13:26.530 --> 00:13:29.530
احتمالاً جائو دینفنگ همۀ جوانب احتیاط رو در نظر داره

00:13:29.560 --> 00:13:33.490
چنین فرصت‌هایی، به راحتی به دست نمیان

00:13:38.450 --> 00:13:43.200
نغمۀ «آوای عشق سیمرغ» رو تقدیم می‌کنم. امیدوارم که لذت ببرید
(ساختۀ سی ما جیانگ رو، ۱۷۹ تا ۱۱۷ قبل از میلاد)

00:15:38.070 --> 00:15:39.650
استاد

00:15:40.740 --> 00:15:42.990
زود باش در بزن

00:15:49.820 --> 00:16:00.860
&lt;br&gt;

00:16:05.570 --> 00:16:08.400
تنظیم جدید دوشیزه گنگ از آوای عشق سیمرغ

00:16:08.440 --> 00:16:13.650
پراز احساس و حقیقتاً منقلب‌کننده بود

00:16:16.520 --> 00:16:19.740
دوشیزه گنگ واقعاً در این هنر صاحب قریحه‌اند

00:16:19.740 --> 00:16:25.780
ولی امروز روز شادیه، لطفاً ما رو
به نوایی سرور آور و روح انگیز مهمان کنید

00:16:25.820 --> 00:16:27.650
بله

00:16:28.700 --> 00:16:32.000
جناب مرزبان

00:16:32.000 --> 00:16:36.300
- ...تقدیم گزارش...مهمان
- کدوم مهمان؟

00:16:36.320 --> 00:16:39.200
!چرا انقدر دستپاچه‌ای؟ خودتو جمع و جور کن

00:16:39.240 --> 00:16:41.950
مگه بهتون دستور نداده بودم که امشب هیچ مهمانی رو نپذیرین؟

00:16:41.950 --> 00:16:44.700
نتونستیم جلوشون رو بگیریم، دیگه اومدن داخل

00:16:44.700 --> 00:16:46.700
ما قبلاً در مورد این قرار توافق کرده بودیم

00:16:46.740 --> 00:16:50.740
برادر جائو، چرا مهمان رو رد می‌کنید؟

00:16:50.740 --> 00:16:52.980
برای اجتناب از مبارزه با منه که

00:16:52.980 --> 00:16:55.490
پشت دیوارهای عمارت مرزبان نینگ پنهان شدی؟

00:16:55.530 --> 00:16:57.360
!وزیر یوئه

00:17:02.320 --> 00:17:06.860
اصلاً حواستون هست که، اینجا منزل شخصیه منه
 که صداتون رو روی سرتون گذاشتید؟

00:17:06.900 --> 00:17:12.110
منو چی فرض کردید که فکر کردید می‌تونید
سرزنده وارد خونه‌ام بشید و اینطور بی‌حرمتی کنید؟

00:17:12.110 --> 00:17:15.240
شما ازین قِسم بی‌ادبی‌ها  رو
در دربار چوی جنوبی هم دارید؟

00:17:15.280 --> 00:17:18.240
اشتباه نشه، اشتباه نشه، اشتباه نشه

00:17:18.280 --> 00:17:22.070
استاد شی زو دو هفته‌ای هست که از مقام سخنگوی دربارْ کناره گرفتن

00:17:22.110 --> 00:17:25.490
ایشون الآن یک شخص آزاد در جامعۀ جنگجویان محسوب میشن

00:17:25.530 --> 00:17:29.360
اگر از ملاقاتشون به هر علتی خوشحال نیستین
می‌تونین مستقیم با خودشون طرف بشین

00:17:29.400 --> 00:17:32.740
ولی، لطفی بکنید و پای دربار چوی جنوبی رو به این موضوع باز نکنید

00:17:32.780 --> 00:17:34.690
شاهزاده لینگ

00:17:34.700 --> 00:17:37.570
مگر شما منسوب به بارگاه سلطنتی چوی جنوبی نیستید؟

00:17:37.570 --> 00:17:41.320
شما هم بدون اجازه وارد شدید
آیا شما هم با آداب معاشرت آشنا نیستید؟

00:17:41.360 --> 00:17:43.070
منکه سرزده نیومدم

00:17:43.110 --> 00:17:47.310
بذارید روشنش کنم
ما همراه جناب شی زو نیستیم

00:17:47.320 --> 00:17:49.950
شنیدم که امروز تولد ارباب جوان جائوست

00:17:49.950 --> 00:17:54.070
با توجه به اینکه ایشون رو می‌شناختم
هدیۀ کوچکی آماده کردم و برای تبریک به ایشون

00:17:54.110 --> 00:17:58.070
و همزمان، برای ادای احترام خدمت مرزبان دربار خدمت رسیدم

00:18:03.900 --> 00:18:06.500
ما از اینطور مهمانان ناخوانده استقبال نمی‌کنیم

00:18:06.530 --> 00:18:09.240
لطفا قبل ازینکه عملی در خور رفتارتون انجام بدم

00:18:09.300 --> 00:18:11.100
زودتر اینجا رو ترک کنید

00:18:11.100 --> 00:18:15.100
مبارزه‌طلبیِ رو در رو، از قوانین جامعۀ جنگجویان محسوب میشه

00:18:15.100 --> 00:18:18.100
من به خاطر همین از مقام درباریم کناره گرفتم

00:18:18.110 --> 00:18:20.860
اگر می‌خواید، از مبارزه‌طلبیِ من سرباز بزنید

00:18:20.860 --> 00:18:23.730
باید این مطلب رو به وضوح و بی‌بهانه‌تراشی بیان کنید

00:18:23.740 --> 00:18:26.240
...با پنهان شدن پشت دیگری

00:18:26.280 --> 00:18:29.260
!این نیست اون برادر جائویی که من می‌شناختم

00:18:29.280 --> 00:18:33.650
یعنی احتمالش هست که، بعد از پیوند خانواده‌های شما و جناب مرزبان

00:18:33.650 --> 00:18:37.400
به اصول اخلاقی مبارزان جامعۀ جنگجویان پشت کرده باشید؟

00:18:45.400 --> 00:18:48.300
جائو دینفنگ برای مبارزۀ با شما خودش رو آماده کرده بود

00:18:48.310 --> 00:18:51.480
برای همین بود که تونست شیوه‌های شمشیرزنیش رو مخفی کنه

00:18:51.510 --> 00:18:53.950
ولی مبارزه با یوئه شی زو

00:18:53.950 --> 00:18:56.030
نبری بین دو استاده و هیچ حاشیۀ امنی وجود نداره

00:18:56.070 --> 00:19:00.230
اگر شروع بکنن، اون دیگه نمی‌تونه چیزی رو پنهان کنه

00:19:01.030 --> 00:19:04.360
برادر جائو، خواهش می‌کنم

00:19:06.900 --> 00:19:12.200
با دیدن رفتار جی یو، کاملاً مشخصه که داره چیزی رو پنهان می‌کنه

00:19:15.700 --> 00:19:18.700
درسته که ورود سرزدۀ ایشون به منزل شما
 رفتار دور از ادبی محسوب میشه

00:19:18.770 --> 00:19:22.600
ولی در هر حال اشکالی به درخواست مبارزه‌طلبیِ ایشون وارد نیست

00:19:22.600 --> 00:19:25.300
فقط یه مسابقۀ مبارزه است. خطری برای هیچکدوم از طرفین نداره

00:19:25.320 --> 00:19:29.990
ولی اگر نپذیرید؛ در واقع دارید، آبرو و اعتبارتون رو به خطر میندازید

00:19:30.030 --> 00:19:32.900
آیا جناب مرزبان جی دلیل خاصی برای جلوگیری ازین

00:19:32.940 --> 00:19:36.610
مسابقۀ کاملاً رایج دارن؟

00:19:38.360 --> 00:19:42.240
برادر یوئه، امروز روز تولد پسر منه

00:19:42.280 --> 00:19:44.490
امکانش هست که، روز دیگه‌ای همدیگه رو ملاقات کنیم؟

00:19:44.490 --> 00:19:47.200
- نه
- چرا نه؟

00:19:47.200 --> 00:19:50.070
امپراتورِ من، فقط برای ۶ ماه به من اجازۀ ترک دربار رو دادن

00:19:50.100 --> 00:19:54.500
در این دورانِ که می‌تونم مبارزه‌طلبی‌هام رو دنبال کنم

00:19:54.500 --> 00:19:56.500
پس، فردا چطوره؟

00:19:56.500 --> 00:19:59.300
دیگه، تا این حد که عجله ندارید؛ درسته؟

00:19:59.300 --> 00:20:02.300
شب آبستن حوادث گوناگونه

00:20:02.300 --> 00:20:04.900
کی می‌دونه که امشب ممکنه چه اتفاقی بیفته؟

00:20:04.940 --> 00:20:07.810
کی می‌دونه که اصلاً فردایی در کار باشه یا نه؟

00:20:07.810 --> 00:20:10.280
چرا در همین فرصتی که دست داده
 مبارزه رو انجام ندیم؟

00:20:10.320 --> 00:20:13.110
این مبارزه چندان خطری نداره

00:20:13.110 --> 00:20:17.900
آیا این مبارزه‌طلبی، تعارضی با جشن تولد پسر شما داره؟

00:20:17.900 --> 00:20:20.690
یعنی منظورت اینه که حتماً باید

00:20:20.700 --> 00:20:24.500
همین امشب و همینجا تمومش کنیم؟

00:20:24.500 --> 00:20:25.600
!درسته

00:20:25.600 --> 00:20:29.900
مزخرفه! دیگه دارید پاتون رو از گلیمتون درازتر می‌کنید
افراد زیای اینجا هستند که مهمان منند

00:20:29.950 --> 00:20:32.150
!چطور جرأت می‌کنی تا این حد گستاخ باشی؟

00:20:32.150 --> 00:20:34.240
مرزبان جی

00:20:35.700 --> 00:20:39.600
تماشای مبارزۀ تیان کوان و ای یون، فرصت بسیار نادریه

00:20:39.600 --> 00:20:44.400
من مشکلی ندارم، بقیه هم می‌تونن ببینن

00:20:44.400 --> 00:20:46.700
افسر جیا، نظر شما چیه؟

00:20:46.700 --> 00:20:49.730
من هم از اینکه امشب اینجا هستم خوشحالم

00:20:49.740 --> 00:20:52.320
معلومه که این مبارزه برای شما دو نفر جذابه

00:20:52.320 --> 00:20:57.280
ولی بانوانی اینجا حضور دارن و به نمایش درآوردن
 سلاح در حضور اونها کار درستی نیست

00:20:57.300 --> 00:20:59.600
- !نگهبان‌ها
- !بله

00:21:05.000 --> 00:21:10.700
برادر جائو، شما باید بهتر بدونید که من برای
مبارزه‌طلبی به اینجا اومدم، نه برای‌ ماجراجویی

00:21:10.700 --> 00:21:14.700
می‌پذیری یا نه؛ لطفاً رک و راست جوابتو بده

00:21:14.700 --> 00:21:17.900
!ببرینشون بیرون

00:21:17.950 --> 00:21:22.070
برادر جائو، این موضوعیه بین من و تو
دیگران نباید دخالت کنن

00:21:22.070 --> 00:21:23.900
!دست نگه دارید

00:21:28.800 --> 00:21:30.500
عذر می‌خوام، برادر جی

00:21:30.500 --> 00:21:34.900
من عضو جامعۀ جنگجویانم، نام برادر یوئه و من، در فهرست لانگیا ثبت شده

00:21:34.900 --> 00:21:38.400
من نمی‌تونم، مبارزه‌طلبیش رو رد کنم

00:21:40.100 --> 00:21:42.300
...ولی امروز

00:21:46.500 --> 00:21:48.400
نگران نباش

00:21:49.900 --> 00:21:53.500
می‌تونم از پسش بربیام

00:21:53.500 --> 00:21:59.700
بسیار خب، برادر جائو، مراقب باش لطفاً

00:22:09.700 --> 00:22:11.300
-!جینگ یائو
-پدر

00:22:11.300 --> 00:22:14.800
-شمشیر تیان کوان منو بیار
-بله

00:24:00.400 --> 00:24:02.600
تو هنوزم نمی‌خوای بجنگی؟

00:24:24.200 --> 00:24:26.300
فن پرواز پرنده در جنگل

00:24:35.300 --> 00:24:36.600
-پدر
-پدر

00:24:38.700 --> 00:24:41.700
برادر جائو، چرا اینکارو کردی؟

00:24:41.700 --> 00:24:47.400
لازم نیست اهمیت بدی، روی حرکت آخرم تمرکز نداشتم، کنترلش از دستم خارج شد

00:24:47.500 --> 00:24:49.100
-زخمت چطوره؟
-اذیت شدی؟

00:24:49.110 --> 00:24:52.310
یکی بیاد... یه دکتر خبر کنین

00:24:52.310 --> 00:24:54.320
نیازی به دکتر نیست، فقط یه زخم سطحیه

00:24:54.400 --> 00:24:59.000
-جینگ یائو، ضماد جینگچونگ رو از اتاقم برام بیار
-بله

00:25:00.200 --> 00:25:03.820
افسر جیا، حالا واضح‌تر دیدید؟

00:25:04.650 --> 00:25:06.730
اون فن اصلیش رو ناقص گذاشت

00:25:06.730 --> 00:25:09.240
و حالا هم خودش رو زخمی کرده

00:25:09.300 --> 00:25:11.900
رابطۀ عمارت مرزبان نینگ و پروندۀ قتل خواجه رو

00:25:11.900 --> 00:25:16.000
با این وضع، خیلی سخت بشه ثابت کرد

00:25:18.740 --> 00:25:23.530
برادر جائو، این فرصت از دست رفت. فعلاً دست می‌کشم

00:25:23.600 --> 00:25:29.500
منتظر مبارزه‌ای دیگه با تو، در روز و مکان مناسب خواهم بود

00:25:35.700 --> 00:25:40.400
من بودم که به برادر یوئه گفتم، که هر زمان که خواست
 می‌تونه برای دعوت من به مبارزه بیاد

00:25:40.450 --> 00:25:43.530
ببخشید که امشب اسباب ناراحتی شما شدم

00:25:43.600 --> 00:25:44.700
لطفاً عذرخواهی منو قبول کن

00:25:44.730 --> 00:25:46.650
حرفشم نزن برادر جائو

00:25:46.650 --> 00:25:50.570
من مناسبات حاکم بر جامعۀ جنگجویان رو درک می‌کنم

00:25:50.570 --> 00:25:55.280
بهتره به زخمت برسی، برو داخل و استراحت کن

00:25:55.300 --> 00:25:58.700
-پدر
-لطفاً چند لحظه دست نگه دارید

00:25:58.700 --> 00:26:03.100
شاهزاده لینگ وانگ، دیگه چی می‌خواید؟

00:26:07.600 --> 00:26:09.400
گزارش خدمت جناب شاهزاده
دستۀ ما در حال آماده‌باش هستند

00:26:09.400 --> 00:26:11.900
-ازون طرف خبری نشده؟
-تا این لحظه که نه

00:26:11.900 --> 00:26:14.280
چه مدت از وقتیکه شاهزاده لینگ وانگ  وارد عمارت مرزبان شده میگذره؟

00:26:14.300 --> 00:26:15.900
یک ساعت

00:26:15.900 --> 00:26:17.900
پس چندان عجله‌ای نداریم

00:26:17.900 --> 00:26:20.900
-برای مدتی صبر می‌کنیم
-بله

00:26:20.900 --> 00:26:24.030
بابت ایجاد مزاحمت، از همه عذرخواهی می‌کنم

00:26:25.110 --> 00:26:29.280
عمو یوئه، من بهتون اجازه دادم که با انجام مبارزه‌طلبی به اونچه می‌خواستید برسید

00:26:29.280 --> 00:26:31.740
دیگه الآن نوبت منه

00:26:31.770 --> 00:26:34.950
پدر من زخمی شدن، می‌خوای ازین فرصت به نفع خودت امتیاز بگیری؟

00:26:35.000 --> 00:26:36.900
!من باهات می‌جنگم

00:26:36.900 --> 00:26:38.700
سوء تفاهم شده
سوء تفاهم شده

00:26:38.700 --> 00:26:42.150
من که دربارۀ مبارزه صحبت نمی‌کنم. بگذریم ازینکه

00:26:42.200 --> 00:26:44.900
با این مهارت کمی که دارم از پس هیچکدومتون برنمیام

00:26:44.900 --> 00:26:47.300
من می‌خوام دربارۀ چیزی صحبت کنم
که می‌تونه برای دو خانواده جالب باشه

00:26:47.300 --> 00:26:50.300
استاد جائو بهتره اینجا بمونید و ببینید

00:26:50.300 --> 00:26:52.500
!آدم سبک

00:26:52.500 --> 00:26:56.500
برادر جائو، بهش اهمیت ندین
بهتره برید داخل و استراحت کنید

00:26:56.500 --> 00:26:58.200
جینگری

00:26:58.240 --> 00:27:01.530
یکی ازون قرص‌ها رو بده پدرت بخورن

00:27:01.530 --> 00:27:04.320
-یوجین
-پیش منه

00:27:05.100 --> 00:27:09.900
به نظر می‌رسه که ایشون همۀ مهارتشون رو از دست دادن
 احتمالاً مشکلشون قلبیه نه جسمی

00:27:09.900 --> 00:27:14.100
شاید به خاطر این باشه که، مدتها ظلم و دردی روی قلبشون سنگینی می‌کرده

00:27:14.200 --> 00:27:20.400
برنامۀ شامگاهی ما هنوز تموم نشده
استاد جائو بهتره مراقب احوال خودتون باشید

00:27:24.700 --> 00:27:28.000
نیان نیان، مگه تو به خاطر اون به اینجا نیومدی؟

00:27:28.110 --> 00:27:32.280
برو جلو، نگران نباش، من اینجام

00:27:45.200 --> 00:27:49.100
برادر، من نیان نیان هستم

00:27:50.900 --> 00:27:53.320
پدر خیلی دلش برات تنگ شده

00:27:53.400 --> 00:27:58.300
میای همراه من به چوی جنوبی برگردیم؟میای؟

00:28:01.100 --> 00:28:04.100
برادر... تو واقعاً برادر منی

00:28:04.100 --> 00:28:06.900
به من نگاه کن
به صورت من نگاه کن

00:28:06.900 --> 00:28:08.560
دقیق‌تر که نگاه کنی

00:28:08.600 --> 00:28:11.700
به نظر می‌رسه که واقعاً شبیهن

00:28:11.700 --> 00:28:14.100
شاهزاده خانم، شاهزاده خانم

00:28:14.110 --> 00:28:16.610
شاهزاده خانم

00:28:20.700 --> 00:28:22.000
بیا

00:28:35.730 --> 00:28:38.490
شاهزاده خانم، سرورم

00:28:38.500 --> 00:28:42.100
ایشون دختر عموی من، شاهزاده خانمِ جیان دای، «یو ون نیان» هستن

00:28:42.100 --> 00:28:46.100
ایشون دخترِ عمویِ من، شاه «یو ون لین» هستن

00:28:49.280 --> 00:28:53.110
بیست سال پیش، زمانیکه عموی من در جینلینگ سفیر بودن

00:28:53.110 --> 00:28:55.520
شاهزاده خانم محبت زیادی به ایشون داشتن

00:28:55.530 --> 00:28:58.900
شاهزاده خانم در اون زمان باردار بودند

00:28:58.900 --> 00:29:01.600
ترک ایشون به خواست عموی من نبود

00:29:01.650 --> 00:29:05.900
ولی، توان مقاومت در برابر قدرت ملکۀ مادر مرحوم رو نداشتن

00:29:05.950 --> 00:29:10.150
در تمام این سالها، عموی من نتونستن شاهزاده خانم رو، فراموش کنند

00:29:10.190 --> 00:29:14.950
نتونستن فرزندی که حمل می‌کردن رو فراموش کنند

00:29:16.320 --> 00:29:18.570
نیان نیان، تو از نسل بعدیِ خانواده‌ای

00:29:18.600 --> 00:29:22.500
زود باش و به شاهزاده خانم، ادای احترام کن

00:29:27.280 --> 00:29:29.860
نیان نیان خدمت شاهزاده خانم ادای احترام می‌کنه

00:29:29.860 --> 00:29:34.780
ازینکه در اون سالها مراقب پدر من بودید، بسیار سپاسگزاری می‌کنم

00:29:36.110 --> 00:29:38.570
والامقام شاهزاده خانم

00:29:38.610 --> 00:29:43.280
شما پسر دیگه‌ای هم دارید، امکان داره برادر منو به من برگردونید

00:29:43.320 --> 00:29:45.950
تا بتونم اون رو به چوی جنوبی ببرم؟

00:29:46.900 --> 00:29:51.300
مادر، اینا راست میگن؟ واقعیت داره؟

00:29:54.000 --> 00:29:58.700
جائو جینگری، پسر شاهِ چوی جنوبی،  یو ون لینه

00:29:58.700 --> 00:30:03.300
آیا قصد دارید این راز رو برای ابد ناگفته بگذارید؟

00:30:14.700 --> 00:30:16.400
مادر

00:30:18.110 --> 00:30:23.280
اینا دارن راست میگن؟ واقعیت داره؟

00:30:46.900 --> 00:30:49.300
-جینگری
-جینگری

00:30:49.300 --> 00:30:52.300
جینگری، جینگری

00:30:53.200 --> 00:30:56.900
جینگری، نترس

00:30:57.800 --> 00:30:59.200
-من متأسفم
-برادر

00:30:59.200 --> 00:31:01.500
میشه دیگه حرف نزنی؟

00:31:03.500 --> 00:31:05.400
جینگری

00:31:32.490 --> 00:31:35.780
دوشیزه گنگ، شما یهو چتون شد؟

00:31:39.070 --> 00:31:44.610
حالا، علت کشته شدن پدرم رو می‌فهمم

00:31:45.300 --> 00:31:48.300
پس به خاطر این بوده

00:31:48.300 --> 00:31:50.000
دربارۀ چی حرف می‌زنین؟

00:31:51.320 --> 00:31:53.400
!مرزبان جی

00:31:55.900 --> 00:32:04.900
&lt;br&gt;

00:32:07.950 --> 00:32:10.400
سرورم، هنوز هیچ خبری نیست

00:32:11.320 --> 00:32:13.700
یوئه شی زو هنوز از عمارت بیرون نیومده؟

00:32:13.750 --> 00:32:15.360
نه

00:32:15.400 --> 00:32:18.300
موعد مقررمون نزدیکه

00:32:18.300 --> 00:32:21.900
وقتش که رسید، بی‌‌اهمیت به اینکه چی ممکنه پیش بیاد، می‌ریم داخل

00:32:21.900 --> 00:32:24.300
توی خیابون بیرون منزل مرزبان مستقر می‌شیم

00:32:24.300 --> 00:32:27.900
-بدون دستور من حق انجام هیچ کاری رو ندارید
-بله

00:32:27.900 --> 00:32:32.400
نمی‌تونستم درک کنم که تو برای چی، باید مرگ پدر منو خواسته باشی

00:32:32.440 --> 00:32:37.110
حالا دیگه می‌تونم بفهمم. همش به خاطر این بود که پدرم کارشو رو تموم نکرد

00:32:37.200 --> 00:32:41.000
ازش خواسته شده بود که پسر حرامزاده‌ای رو بکشه

00:32:41.000 --> 00:32:45.900
ولی اون به جاش، پسر خانوادۀ جائو رو کشته بود

00:32:47.490 --> 00:32:50.070
اون کاری که تو به عهده‌اش گذاشته بودی رو تموم نکرد

00:32:50.110 --> 00:32:52.360
تو چی گفتی؟

00:32:58.700 --> 00:33:00.800
...مهارتش

00:33:10.400 --> 00:33:14.700
-بذار حرفشو تموم کنه، کی بوده که پسر منو کشته؟
-خانم

00:33:16.610 --> 00:33:18.320
اول آروم بگیر

00:33:18.400 --> 00:33:21.100
برادر جی، بذار دوشیزه گنگ حرفشو تموم کنه

00:33:21.100 --> 00:33:24.300
اگر دیدم داره مزخرف میگه
 خودم جلوشو می‌گیرم

00:33:24.300 --> 00:33:27.100
روی بدن نوزاد مرده، نه جای زخمی بود و نه اثر ضربه‌ای

00:33:27.100 --> 00:33:30.500
جز اینکه میان دو ابروش لکۀ سرخی وجود داشت، درست میگم؟

00:33:30.500 --> 00:33:33.100
اگر استاد جائو مایلند که جزئیات رو بدونن

00:33:33.100 --> 00:33:36.300
باید از والامقام شاهزاده خانم بپرسند

00:33:37.280 --> 00:33:40.860
ایشون به خوبی مطلعن که، همسرشون قصد کشتن طفلشون رو داشته

00:33:40.860 --> 00:33:43.150
ولی نمی‌تونستن در این مورد سؤالی بپرسن

00:33:43.150 --> 00:33:45.700
این فقط عذابشون رو بیشتر می‌کرد

00:33:45.700 --> 00:33:51.740
خوشبختانه، در اون زمان ندیمه‌ای در خدمت شاهزاده خانم بود

00:33:54.600 --> 00:33:59.000
-!چه مزخرفاتی می‌شنوم! نگهبان‌ها
-!بله

00:34:07.800 --> 00:34:09.800
جینگ یائو

00:34:12.490 --> 00:34:14.450
برادر جینگ

00:34:25.500 --> 00:34:29.100
دستۀ عقاب به جای خود، تیراندازان رو هم احضار کنید

00:34:29.100 --> 00:34:32.900
-این جادوگری که اینجاست رو به دَرَک واصل کنید
-بله

00:34:32.900 --> 00:34:34.700
!پدر

00:34:34.740 --> 00:34:38.110
!برادر جی، داری چیکار می‌کنی؟

00:34:38.110 --> 00:34:41.570
به علت نشر اکاذیب، حکمش اعدامه

00:34:41.570 --> 00:34:45.070
برادر جائو، شما هم اگر قصد محافظت ازش رو داشته باشید

00:34:45.100 --> 00:34:47.100
من هم مجبور میشم که رابطۀ قوم و خویشی رو کلاً فراموش کنم

00:34:47.100 --> 00:34:50.200
برادر جی، خواستۀ من فقط اینه که

00:34:50.200 --> 00:34:54.780
بذاریم اون داستانش رو تعریف کنه و بعد روی موضوع تحقیق کنیم
به هیچ عنوان قصد محافظت ازش رو ندارم

00:34:54.800 --> 00:34:58.000
کاری که تو می‌خوای بکنی، رفتار یه آدمکش فاسده  که بدون اثبات جرم آدم می‌کشه

00:34:58.030 --> 00:35:03.150
برادر جائو، خواهش می‌کنم مجبورم نکنی

00:35:08.300 --> 00:35:10.300
!مادر

00:35:10.300 --> 00:35:14.100
مرزبان جی، فراموش کردید که من و فرمانده منگ هنوز هم اینجا هستیم؟

00:35:14.100 --> 00:35:14.900
درسته

00:35:14.900 --> 00:35:19.100
افسر جیا، شما هم باید موقعیت جناب مرزبان رو درک کنید

00:35:19.110 --> 00:35:23.110
درسته که ایشون انقدر عاقل هستن که بدونن
نباید جلوی چشم‌های شما کسی  رو بکشن

00:35:23.110 --> 00:35:25.450
ولی ایشون چارۀ دیگه‌ای هم ندارن

00:35:25.480 --> 00:35:27.030
چرا؟

00:35:27.100 --> 00:35:31.900
به نظر می‌رسه که از امشب دو خانواده دشمن هم باشند

00:35:31.900 --> 00:35:33.700
اگر الآن نابودشون نکنه

00:35:33.700 --> 00:35:38.740
دیگه فرصتش رو به دست نمیاره و همیشه نگران خواهد بود که
 کینۀ اونها بالأخره کی دامنش رو می‌گیره

00:35:40.150 --> 00:35:45.490
مرزبان جی، قصد واقعیه تو کشتن این دختره؟

00:35:45.520 --> 00:35:47.900
یا می‌خوای خون منو بریزی؟

00:35:47.940 --> 00:35:53.240
بر طبق قوانین امپراتوری، ناشران اکاذیب، مستحق مرگند

00:35:53.240 --> 00:35:58.450
این خانم در عمارت من از موسیقیش
با هدف گمراه کردن مردم و انتشار سخنان واهی استفاده کرده

00:35:58.490 --> 00:36:01.360
برادر جائو، اینجا عمارت منه

00:36:01.400 --> 00:36:04.500
پس مسئولیت از بین بردن این زن هم با منه

00:36:04.500 --> 00:36:08.300
فرمانده منگ، افسر جیا

00:36:08.300 --> 00:36:13.000
لطفاً امشب، خودتون رو درگیر مسائل داخلی زندگی من نکنید

00:36:28.400 --> 00:36:30.300
بالأخره یه خبری شد

00:36:30.320 --> 00:36:32.280
باید اون تو به جون هم افتاده باشن

00:36:32.300 --> 00:36:36.500
اون پسرش رو کشته، معلومه که آروم نمی‌گیره

00:36:36.500 --> 00:36:40.300
حتی اگر جائو دینفنگ اونقدر بزرگوار باشه که از موضوع چشم‌پوشی کنه

00:36:40.300 --> 00:36:43.300
به خاطر این سایۀ تاریکی که برای همیشه بین اونها به وجود اومده

00:36:43.300 --> 00:36:46.600
جی یو دیگه هرگز بهش اعتماد نخواهد کرد

00:36:57.000 --> 00:37:01.100
مرزبان جی، بیاید در آرامش صحبت کنیم

00:37:01.100 --> 00:37:04.500
هیچ لزومی نداره که امشب خونی ریخته بشه

00:37:04.500 --> 00:37:08.900
افسر جیا و من نمی‌تونیم کنار بکشیم و فقط اوضاع رو تماشا کنیم

00:37:08.900 --> 00:37:12.800
خیلی امیدوارم که، در تصمیمتون تجدید نظر کنید

00:37:12.850 --> 00:37:16.690
فرمانده منگ دا، افسر جیا

00:37:16.700 --> 00:37:19.300
من به شما دو نفر آسیبی نمی‌زنم

00:37:19.300 --> 00:37:21.900
اگر هم این موضوع به گوش امپراتور برسه

00:37:21.900 --> 00:37:25.700
درسته که شما داستان خودتون رو دارید
ولی من هم داستان خودم رو دارم

00:37:25.740 --> 00:37:29.900
می‌تونیم روی اینکه امپراتور حرف کی رو باور می‌کنن شرط ببندیم

00:37:29.900 --> 00:37:34.700
اون زن و اونهایی که بخوان ازش حمایت کنن
متهم به ایجاد مفسده در منزل من هستن

00:37:34.700 --> 00:37:36.900
شما دو تا نمی‌تونید نجاتشون بدید

00:37:36.900 --> 00:37:39.100
اشتباه نمیگه

00:37:39.100 --> 00:37:42.300
یه مرزبان عالیرتبۀ درجۀ ۱، هشتصد سرباز آماده به خدمت داره

00:37:42.320 --> 00:37:44.530
همین الآن هم حل کردن قضیه کار مشکلیه

00:37:44.600 --> 00:37:47.700
اگر گروه کماندارها هم برسن و به ما تیراندازی کنن

00:37:47.700 --> 00:37:51.900
من فقط از پس نجات خودم برمیام
...در مورد خانوادۀ جائو

00:37:51.900 --> 00:37:55.900
حتی اگر بخوام هم نمی‌تونم نجاتشون بدم

00:38:04.610 --> 00:38:10.280
لی یانگ! خودت رو قاطی این موضوع نکن، بهتر کنار بایستی

00:38:10.280 --> 00:38:14.950
نگران نباش، من هیچ آسیبی به جینگری نمی‌زنم

00:38:14.950 --> 00:38:19.070
اگر واقعاً می‌خواستم اون بمیره
تو همۀ این سالها اینکار رو کرده بودم

00:38:19.100 --> 00:38:21.280
فقط می‌خوام اینو بدونی که

00:38:21.280 --> 00:38:25.820
من همۀ این کارها رو، فقط به خاطر تو کردم

00:38:33.950 --> 00:38:36.490
شاهزاده لینگ وانگ

00:38:41.700 --> 00:38:45.100
مرزبان جی، نیان نیان فقط نگران برادرش بوده

00:38:45.100 --> 00:38:48.300
اگر بهش آسیبی نزنید، من وارد این غائله نمیشم

00:38:48.320 --> 00:38:52.280
و در مقابل امپراتور شما هم، دربارۀ این موضوع چیزی نخواهم گفت

00:38:52.280 --> 00:38:55.400
در هر صورت، این موضوع ربطی به چوی جنوبی پیدا نمی‌کنه؛ اینطور نیست؟

00:38:55.450 --> 00:39:02.230
بسیار خب، از توجه ومساعدت شاهزاده لینگ، قدردانی می‌کنم

00:39:06.600 --> 00:39:09.500
!پس جناب مرزبان بالاخره من رو به خاطر آوردن

00:39:12.280 --> 00:39:15.110
به نظر می‌رسه که امشب

00:39:15.110 --> 00:39:19.700
جناب مرزبان قصد به دَرَک واصل کردن بنده رو هم داشته باشن

00:39:25.300 --> 00:39:28.700
راستی! فی لا کجاست؟

00:39:28.700 --> 00:39:30.650
 فی لا کجاست؟

00:39:31.610 --> 00:39:34.650
بالاخره یکی فی لا رو یادش اومد

00:39:34.690 --> 00:39:39.030
جناب مرزبان، منتظر بودم که شما دربارۀ اون از من بپرسید

00:39:39.030 --> 00:39:45.150
متوجه نشدید که در ابتدا، وقتیکه وارد حیاط عمارت شدم
محافظ شخصیم هم همراه من بود؟

00:39:45.900 --> 00:39:49.300
!جناب مرزبان! جناب مرزبان! مشکلی پیش اومده

00:39:50.400 --> 00:39:53.100
یه نفر به اسلحه‌خانه رفته، و زهِ‌ همۀ کمان‌ها رو بریده

00:39:53.100 --> 00:39:54.700
چی؟

00:39:55.500 --> 00:39:56.900
!بی‌مصرف

00:39:57.700 --> 00:40:01.300
فی لا! خوش گذشت؟

00:40:03.320 --> 00:40:05.530
!خوش گذشت

00:40:10.110 --> 00:40:13.820
سو جو، واقعاً فکر کردی که بدون کماندار

00:40:13.900 --> 00:40:17.400
انقدر توان ندارم که بتونم شماها رو اینجا نگه دارم؟

00:40:17.400 --> 00:40:23.700
به نظر می‌رسه که جناب استعداد فرابشری
این مرزبان رتبه ۱ رو بیش از اندازه دست کم گرفته باشن

00:40:24.700 --> 00:40:26.560
ممکنه

00:40:27.360 --> 00:40:29.650
ولی خب هیچ چیزی در عالم بی‌علت نیست

00:40:29.650 --> 00:40:35.700
اهمیتی نداره که جناب مرزبان چقدر تقلا کنن، ولی همۀ اونچه امشب پیش آمده در واقع سزای منصفانه‌ای بر اعمال خودتون بوده

00:40:35.700 --> 00:40:40.360
شما فقط می‌تونید، صبور باشید و عواقب گذشته‌‌تون رو بپذیرید

00:40:40.400 --> 00:40:42.740
من هیچ اعتقادی به ملکوت و محاسبۀ اعمال ندارم

00:40:42.740 --> 00:40:45.070
من اون بیدی نیستم که با این بادها بلرزم

00:40:45.100 --> 00:40:50.000
واقعاً فکر کردی که وضعیت امشب، می‌تونه منو اونقدر بترسونه که به دست و پا بیفتم؟

00:40:50.000 --> 00:40:53.900
می‌دونم که، جناب مرزبان کسی هستن که هیچ پروایی از نیروهای غیبی ندارند

00:40:53.950 --> 00:40:58.070
و از شرافت و نوع‌دوستی بوی چندانی نبردن
اصلاً کدوم کار هست که شما گستاخیه انجامش رو نداشته باشید؟

00:40:58.070 --> 00:41:01.980
ولی خب من شبیه شما نیستم و سعی می‌کنم که
 تا حد امکان از دردسر دوری کنم

00:41:02.000 --> 00:41:07.600
بنابراین وقتیکه که جسارت اومدن به اینجا رو به خودم دادم، لاجرم از قبل تدابیری هم اندیشیدم

00:41:08.900 --> 00:41:12.530
سربازان شاهزاده یو باید الأن پشت در، منتظر باشند

00:41:12.560 --> 00:41:16.450
اگر من از منزل خارج نشم و صدای درگیری از داخل عمارت به گوششون برسه

00:41:16.450 --> 00:41:20.320
بعیده که بتونن جلوی خوشون رو برای هجوم به اینجا و نجات من بگیرن

00:41:27.280 --> 00:41:29.280
تو واقعاً فکر کردی که من باور می‌کنم که

00:41:29.280 --> 00:41:34.740
شاهزاده یو به خاطر طراح جنگ ساده‌ای مثل تو
به مرزبان عالیرتبۀ درجه یکی مثل من حمله بکنه؟

00:41:34.740 --> 00:41:37.450
به خاطر طراح جنگ ساده‌ای مثل من؛ البته که نه

00:41:37.490 --> 00:41:40.950
ولی اگر با انجام این کار بتونن جناب مرزبان رو با لگد از دربار بیرون پرت کنن

00:41:41.000 --> 00:41:44.700
به نظر شما انتخاب شاهزاده یو چه خواهد بود؟

00:41:46.650 --> 00:41:48.650
-سرباز
-بله

00:41:48.700 --> 00:41:53.000
...برو بررسی کن و ببین، اینکه میگه راسته یا نه، همینطور

00:41:55.200 --> 00:41:56.300
بله، قربان

00:41:56.324 --> 00:42:16.324
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.