﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.130
<i>به نام آنکه جان را فکرت آموخت</i>

00:00:10.154 --> 00:00:30.154
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:22.600 --> 00:01:29.840
<i>«بهشت در آتش»</i>

00:01:30.840 --> 00:01:32.920
قسمت سی و سوم

00:01:33.580 --> 00:01:37.140
سرورم، نزدیک بود که بانو دیگه نتونن شما رو ببینن

00:01:38.740 --> 00:01:40.620
معلوم هست اینجا چه خبر بوده؟

00:01:41.350 --> 00:01:43.720
نمی‌خواد به حرفای بیخود یه کلفت گوش کنی

00:01:43.720 --> 00:01:46.510
اون فقط یه بچه است
حالیش نمیشه چی داره میگه

00:01:48.550 --> 00:01:50.380
منکه طوریم نشده

00:01:50.380 --> 00:01:54.300
بانو ملکه، دوباره سختگیریش گل کرده بود

00:01:58.100 --> 00:01:59.620
اگه واقعاً فقط همینه

00:01:59.620 --> 00:02:01.730
چرا نمی‌ذارین حرفشو بزنه؟

00:02:01.730 --> 00:02:05.800
جائو جین، از اولش، جزء به جزء برام تعریف کن

00:02:05.800 --> 00:02:07.450
بله

00:02:07.450 --> 00:02:12.920
بعد ازونکه ژنرال رو زد و بیهوشش کرد
اون آدمی که از طرف جناب سو اومده بود
واقعاً هیچ کاری با من نداشت

00:02:12.920 --> 00:02:15.680
فقط مجبور شدم همراهش برگردم

00:02:15.680 --> 00:02:20.470
اون بهت گفت که، جناب سو می‌خواد توی خود پایتخت مشکل مادر رو حل کنه؟

00:02:20.470 --> 00:02:22.720
برای همین بود که من خیلی ناراحت بودم

00:02:22.720 --> 00:02:25.450
اون بهم گفت که، جناب سو اصلاً

00:02:25.450 --> 00:02:28.290
قصد هیچ نوع کمکی به بانو رو نداره

00:02:31.600 --> 00:02:33.850
واقعاً حرفش همین بود؟

00:02:34.550 --> 00:02:37.050
اون گفت که، اگه خبر به مقبرۀ سلطنتی برسه

00:02:37.050 --> 00:02:39.100
اعلیحضرت کسانی رو برای کمک به بانو می‌فرستن

00:02:39.100 --> 00:02:41.630
با اومدن اونها، همه چیز آروم میگیره

00:02:41.630 --> 00:02:43.530
و این کار هیچ فایده‌ای برای شما  نداره

00:02:43.530 --> 00:02:46.010
در عوض، اگر بذاریم ملکه توی اشتباهش بیشتر پیش بره

00:02:46.010 --> 00:02:48.500
وقتیکه اعلیحضرت برگردن، و بانو رو آشفته و ناراضی ببینن

00:02:48.500 --> 00:02:50.670
طبیعیه که بانو مورد توجه و محبت بیشتری قرار بگیرن

00:02:50.670 --> 00:02:52.950
و بدبینی‌شون به بانو ملکه، بیشتر از قبل میشه

00:02:52.950 --> 00:02:55.750
در هر صورت ملکه قدرت کشتن بانو رو ندارن

00:02:55.750 --> 00:02:57.880
فقط انجام همینجور بدرفتاری‌ها ازشون برمیاد

00:02:57.880 --> 00:03:00.980
جانِ بانو که در خطر نیست

00:03:00.980 --> 00:03:04.300
چون فقط بدرفتاری بوده
نمی‌خواسته مادرم رو نجات بده؟

00:03:04.880 --> 00:03:07.200
از کجا می‌خواست بفهمه که توی اذیت کردن مادر تا کجا پیش میرن؟

00:03:07.200 --> 00:03:09.020
از کجا معلوم بود که ملکه طبق قوانین عمل بکنه یا نه؟

00:03:09.020 --> 00:03:10.960
یعنی یک ذره هم به این چیزا اهمیت نداده؟

00:03:10.960 --> 00:03:15.710
جینگیان، این دختر فقط چیزایی که از دیگران شنیده رو تکرار می‌کنه

00:03:15.710 --> 00:03:17.550
شاید داستان واقعاً اینطوری هم نبوده باشه

00:03:17.550 --> 00:03:19.140
و من مطمئنم که

00:03:19.140 --> 00:03:22.840
جناب سو هیچوقت همچین نیتی نداشته

00:03:25.500 --> 00:03:28.020
مادر خواهش می‌کنم، گوش بدین ببینین چی میگه

00:03:28.020 --> 00:03:30.730
اینا چیزایی هستن که یه کلفت بتونه از خودش بسازه؟

00:03:31.720 --> 00:03:33.840
انگار به غیر از برد و باخت به هیچ چیز دیگه اهمیت نمی‌ده

00:03:33.840 --> 00:03:35.830
!اینطور هم نیست که قبلاً چنین کاری رو نکرده

00:03:35.830 --> 00:03:37.760
دفعۀ پیش با شاهزاده خانم هم دقیقاً همین کارو کرد

00:03:37.760 --> 00:03:39.740
حالا هم دوباره با شما همون کار رو کرد مادر

00:03:39.740 --> 00:03:42.300
ذره‌ای به درد دیگران اهمیت نمی‌ده
بویی از عاطفه و درک دیگران نبرده

00:03:42.300 --> 00:03:44.390
منِ ساده هم فکر می‌کردم که زمین تا آسمون با بقیۀ استراتژیست‌ها فرق می‌کنه

00:03:44.390 --> 00:03:47.880
جینگیان، یکم آروم بگیر

00:03:51.100 --> 00:03:55.200
فکر کنم اتفاقی که برای شاهزاده خانم افتاد رو
داری زیادی بزرگش می‌کنی

00:03:55.200 --> 00:03:57.120
در مورد اینبار هم

00:03:57.120 --> 00:04:00.250
معلوم نیست که حتماً همینطوری بوده باشه که تو میگی

00:04:01.300 --> 00:04:04.030
حتی اگه هر چی هم که این کلفت گفته عین حقیقت باشه

00:04:04.030 --> 00:04:07.700
جناب سو، مگه حرف اشتباهی زده بوده؟

00:04:07.700 --> 00:04:09.260
من در هیچ خطر جدی‌ای نبودم

00:04:09.260 --> 00:04:12.500
و اعلیحضرت هم بعد از بازگشتشون
از ملکه بازخواست کردن

00:04:12.500 --> 00:04:14.550
نه خانی اومده و نه خانی رفته

00:04:14.550 --> 00:04:17.400
حالا مگه چی شده؟

00:04:17.400 --> 00:04:19.870
بانوی من، موضوع انقدرها هم ساده نبود

00:04:19.870 --> 00:04:22.650
وقتیکه ملکه دستور دادن که شما رو دست بسته از پله‌ها پایین ببرن

00:04:22.650 --> 00:04:24.220
!خفه شو

00:04:31.300 --> 00:04:32.650
!جینگیان

00:04:33.310 --> 00:04:34.980
!جینگیان

00:04:41.520 --> 00:04:44.580
سرورم، شما هم شنیدین؟

00:04:46.550 --> 00:04:49.380
-شنیدم
-وی جنگ توی سیاهچال ادارۀ بازرسی حبس شده

00:04:49.380 --> 00:04:50.750
بنابراین هر لحظه امکان داره که اعدامش کنن

00:04:50.750 --> 00:04:53.070
سرورم، حالا باید چیکار بکنیم؟

00:04:53.670 --> 00:04:56.120
تو دربارۀ موضوع وی جنگ
با جناب سو مشورت کردی؟

00:04:56.120 --> 00:04:57.930
-رفتم
-چی بهت گفت؟

00:04:57.930 --> 00:05:01.290
من حتی نتونستم ببینمش
بهم گفتن که به شدت مریض شده

00:05:01.290 --> 00:05:03.150
رفتار همۀ اهالی عمارت سو عجیب غریب شده

00:05:03.150 --> 00:05:07.070
به نظر می‌رسه که، من هرچی بهشون میگم
اصلاً نمی‌شنون

00:05:07.070 --> 00:05:09.890
چرا باید عجیب باشه
احتمالاً چیزایی که بهشون گفتی

00:05:09.890 --> 00:05:11.650
چیزهایی نبوده که به مزاجشون خوش بیاد

00:05:11.650 --> 00:05:13.560
حتماً باید مادرم تا پای مرگ بره تا یه کاری بکنه

00:05:13.560 --> 00:05:15.620
انگار قمار روی جون آدمها هم
جزو هنرهاش حساب میشه

00:05:15.620 --> 00:05:17.950
برای همین جون وی جنگ هم
ذره‌ای براش ارزش نداره

00:05:17.950 --> 00:05:21.250
این که چیزی بیشتر از یه پروندۀ خاک‌خورده نیست*
*چه ربطی به رقابت برای جانشینی داره؟

00:05:21.250 --> 00:05:23.500
*بهترین کار اینه که بی‌خیالش بشیم*

00:05:24.080 --> 00:05:26.260
حتماً همین فکرها رو با خودش کرده

00:05:26.970 --> 00:05:29.920
سرورم، نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم

00:05:30.900 --> 00:05:33.280
در تمام یکسال گذشته با خودم فکر می‌کردم که

00:05:33.280 --> 00:05:36.630
می‌تونم فکرها و ایده‌هاش رو درک کنم و هردو در یک مسیریم

00:05:36.630 --> 00:05:40.100
ولی بعد از همۀ این اتفاق‌هایی که افتاده
تازه فهمیدم

00:05:40.100 --> 00:05:42.650
همۀ اینها خیالات خام خودم بوده

00:05:44.110 --> 00:05:45.800
باید سعی کنیم که جناب سو رو قانع کنیم

00:05:45.800 --> 00:05:48.280
ازش بخوایم که نقشه‌ای طرح کنه
نمیشه انکار کرد که

00:05:48.280 --> 00:05:50.850
جناب سو آدمیه که، فکرش به خیلی راهها می‌رسه

00:06:48.000 --> 00:06:50.120
جیا جیو گفت که همدست‌های زندانی نزدیک دروازۀ شهر

00:06:50.120 --> 00:06:51.760
به کاروان حمله کردن

00:06:51.760 --> 00:06:54.920
ولی در مورد هویت اونها نتونسته بود، چیزی بفهمه

00:06:54.920 --> 00:06:58.090
ادارۀ بازرسی دنبال این موضوع رو نگرفته
و دنبال اون آدمها نمی‌گردن

00:06:58.090 --> 00:07:00.010
مثل اینکه براشون مهم نیست

00:07:00.010 --> 00:07:01.830
به گشتی‌ها بگو بیشتر حواسشون رو جمع کنن

00:07:01.830 --> 00:07:03.950
نذار دست ادارۀ بازرسی، به هیچکدومشون برسه

00:07:03.950 --> 00:07:05.430
بله

00:07:17.550 --> 00:07:20.980
سرورم، باید بریم ببینیمش؟

00:07:48.670 --> 00:07:51.630
سرورم
ژنرال لی

00:07:57.300 --> 00:08:00.920
خواستید که بیام
چیزی هست که بگید؟

00:08:00.920 --> 00:08:03.220
سرورم، بعد از برگشتن‌تون از قصر

00:08:03.220 --> 00:08:05.940
هیچ چیزی نیست که بخواید راجع بهش با من صحبت کنید؟

00:08:11.050 --> 00:08:13.320
چرا، چرا، معلومه که هست

00:08:13.320 --> 00:08:16.140
لابد تا حالا خبردار شدید، افسرِ سابق ارتش شیان وی جنگ

00:08:16.140 --> 00:08:17.900
توی دست‌های جیا جینگ اسیره

00:08:18.600 --> 00:08:20.080
می‌دونم

00:08:20.080 --> 00:08:22.590
اون الآن در سیاهچال ادارۀ بازرسی زندانیه

00:08:22.590 --> 00:08:25.980
خیلی جا خوردیم، همۀ این مدت فکر می‌کردیم که وی جنگ توی جنگ مرده

00:08:25.980 --> 00:08:27.700
فکرشم نمی‌کردیم که زنده باشه

00:08:27.700 --> 00:08:31.340
ولی حالا افتاده پشت میله‌ها
باید برای نجاتش عجله کنیم

00:08:31.340 --> 00:08:34.020
جناب شاهزاده، از توانایی‌های برنامه‌ریزی شما خیلی تعریف می‌کنن

00:08:34.020 --> 00:08:36.970
پس خواهش می‌کنم وقتتون رو، روی این موضوع بگذارید

00:08:36.970 --> 00:08:38.740
لطفاً آروم باشید

00:08:38.740 --> 00:08:41.170
من این حال شما رو درک می‌کنم

00:08:41.170 --> 00:08:43.620
ولی خیلی متأسفم که مجبورم ناامیدتون کنم

00:08:43.620 --> 00:08:45.700
واقعیتش اینه که من هر نقشه‌ای رو که بخوام

00:08:45.700 --> 00:08:49.470
برای نجات وی جنگ بریزم، محالِ ممکنه که پای شاهزاده جینگ به خاطرش وسط کشیده نشه

00:08:49.470 --> 00:08:52.860
در تمام این سالها، شاهزاده به خاطر

00:08:52.860 --> 00:08:55.340
موضوع ارتش شیان متحمل رنج بسیاری شدن

00:08:55.340 --> 00:08:57.220
اگر پدرتون به این احساس شما پی ببرن

00:08:57.220 --> 00:08:58.800
مایۀ رنجش ایشون خواهد شد

00:08:58.800 --> 00:09:01.650
هم حسن نیت ایشون و هم جایگاهی که به دست آوردید رو از دست میدید

00:09:01.650 --> 00:09:03.920
دیگه نیازی نیست که بابت این موضوع خودتون رو ناراحت کنین

00:09:03.920 --> 00:09:05.920
قبلاً توی قصر

00:09:05.920 --> 00:09:08.660
پدر تاجدارم رو بابت این موضوع ناراحت کردم

00:09:08.660 --> 00:09:12.130
تازه به فکرم رسیده که باید پنهانش می‌کردم
حیف که دیگه خیلی دیر شده

00:09:13.360 --> 00:09:16.460
سرورم اینکه تونستین سلامت ازونجا برگردین خودش شبیه معجزه است

00:09:16.460 --> 00:09:18.490
با داشتن وی جنگ توی زندان ادارۀ بازرسی

00:09:18.490 --> 00:09:20.750
شاهزاده یو همین الآن هم یک قدم از شما پیشه

00:09:20.750 --> 00:09:22.880
مهم نیست که برای نجات وی جنگ چه طرحی بریزید

00:09:22.880 --> 00:09:24.520
!بی برو و برگرد توی دامی که براتون پهن کردن می‌افتید

00:09:24.520 --> 00:09:27.230
یعنی واقعاً نمی‌تونید متوجه این موضوع بشید؟

00:09:28.390 --> 00:09:30.820
چرا نمی‌تونم متوجهش بشم؟

00:09:30.820 --> 00:09:32.640
موضوع شیان

00:09:32.640 --> 00:09:36.280
مثل تیغیه که برای سالها توی پهلوی پدر من باقی مونده

00:09:36.280 --> 00:09:38.510
جیا جینگ برای این سراغ وی جنگ رفته

00:09:38.510 --> 00:09:40.460
چون می‌خواد پدرم ببینه که

00:09:40.460 --> 00:09:43.090
موضوع شیان هنوز هم برای مهمه

00:09:43.090 --> 00:09:45.780
من امروز قدرت و جایگاهی دارم

00:09:45.780 --> 00:09:49.210
و همین باعث میشه که پدرم از جانب من احساس ناامنی کنه

00:09:49.210 --> 00:09:51.040
به خاطر اینکه بیشترین بار مسئولیت در اتفاقی که

00:09:51.040 --> 00:09:53.050
برای ارتش شیان افتاد

00:09:53.050 --> 00:09:55.510
برعهدۀ خود پدرم بود

00:09:59.920 --> 00:10:02.870
اینکه سرورم تا چه حد به اعضای ارتش شیان علاقه داشتن

00:10:02.870 --> 00:10:05.030
بر همه واضح و مبرهنه

00:10:05.030 --> 00:10:08.150
برای همینه که اعلیحضرت فعلاً جز این فکر دیگه‌ای دربارۀ شما نمی‌کنن

00:10:08.150 --> 00:10:10.570
ولی ایشون شخصیت بدبینی دارن

00:10:10.570 --> 00:10:12.970
اگر سرورم بخوان اینطوری به این رفتارشون ادامه بدن

00:10:12.970 --> 00:10:16.200
شکی نیست که شک و تردید اعلیحضرت دربارۀ شما به زودی شروع خواهد شد

00:10:16.200 --> 00:10:18.970
اینطور میشه که همۀ اعتراض‌های اونسالِ شاهزاده جینگ

00:10:18.970 --> 00:10:21.110
دوباره مقابل چشم‌های اعلیحضرت زنده خواهد شد

00:10:21.110 --> 00:10:24.670
جناب، سو هر چیزی که گفتین درست
ولی باید در مورد وی جنگ چیکار کنیم؟

00:10:28.100 --> 00:10:29.980
سرورم، تمایل شما به نجات وی جنگ

00:10:29.980 --> 00:10:31.980
به خاطر نگرانی‌ای هست که دارید

00:10:31.980 --> 00:10:34.490
ولی اگر بخوایم نگاه جامع‌تری داشته باشیم

00:10:34.490 --> 00:10:38.210
نجات وی جنگ، همۀ هستی شما رو به خطر خواهد انداخت

00:10:38.210 --> 00:10:39.520
سرورم

00:10:41.000 --> 00:10:43.160
گاهی به خاطر پیش رفتن

00:10:43.160 --> 00:10:45.520
مجبورید که عقب بکشید

00:10:46.240 --> 00:10:47.980
منظور جناب سو اینه که

00:10:47.980 --> 00:10:49.770
نجاتش ندیم؟

00:10:52.750 --> 00:10:53.960
خوبه

00:10:58.400 --> 00:11:00.020
شما هر چه می‌خواستید

00:11:00.020 --> 00:11:01.730
بگید رو گفتید

00:11:02.320 --> 00:11:03.610
بسیار خب

00:11:08.300 --> 00:11:10.290
جناب نصیحت شما رو

00:11:10.290 --> 00:11:12.250
کاملاً متوجه شدم

00:11:13.410 --> 00:11:14.890
خیلی ممنون

00:11:17.780 --> 00:11:19.100
سرورم

00:11:19.800 --> 00:11:21.150
سرورم

00:11:30.960 --> 00:11:32.800
!سرورم

00:11:55.600 --> 00:11:57.790
پیش خودم فکر می‌کردم

00:11:57.790 --> 00:12:00.870
جناب سو استراتژیستیه که آدمه

00:12:01.460 --> 00:12:03.820
ولی الآن دارم به وضوح می‌بینم

00:12:03.820 --> 00:12:05.800
شما در یک چشم بر هم زدن

00:12:05.800 --> 00:12:08.820
به اهریمن بی‌رحمی تبدیل میشید که بویی از آدمیت نبره

00:12:08.820 --> 00:12:10.940
اگر بخوام پا به پای افکار شما قدم بردارم

00:12:10.940 --> 00:12:12.840
اگر بخوام بدون ذره‌ای تردید به هرچه باور دارم پشت کنم

00:12:12.840 --> 00:12:14.780
فقط به خاطر اینکه به تاج و تخت برسم

00:12:14.780 --> 00:12:17.730
رسیدن به چنین سلطنتی به چه درد من می‌خوره؟

00:12:19.000 --> 00:12:21.230
اینکه به چنین آدم بی‌عاری تبدیل بشم

00:12:21.230 --> 00:12:23.760
آدم سنگدلی که تا مغز استخوانش از فرط بی‌عاطفگی یخ زده

00:12:23.760 --> 00:12:27.410
واقعاً برای شما هیچ اهمیتی نداره؟
در تلاش‌ها و سختی‌هایی که در آینده پیش خواهد اومد

00:12:27.410 --> 00:12:30.620
باز هم می‌خواید بگید که باید وجدانم رو دور بریزم؟

00:12:31.320 --> 00:12:33.070
اگر اینطوریه

00:12:33.070 --> 00:12:34.780
و شما مایل به کمک نیستید

00:12:34.780 --> 00:12:36.710
منم چیز بیشتری ندارم که بگم

00:12:37.770 --> 00:12:40.120
با راههای جدا، نقشه‌هامون هم فرق می‌کنن

00:12:41.000 --> 00:12:43.220
من جائو جینگیان، ازین لحظه به بعد

00:12:43.220 --> 00:12:45.810
دیگه به رئیس «می» هیچ نیازی ندارم

00:12:47.220 --> 00:12:49.540
سرورم منظورتون چیه؟

00:12:52.770 --> 00:12:55.180
جناب، شما که خوب بلدید فکر دیگران رو بخونید

00:12:55.180 --> 00:12:56.800
پس باید فهمیده باشید

00:12:56.800 --> 00:12:59.390
خیلی عجیبه اگر متوجه نشده باشید

00:12:59.390 --> 00:13:02.600
جان یینگ
بریم

00:13:04.500 --> 00:13:07.600
!سرورم
!سرورم

00:13:07.600 --> 00:13:08.960
!رئیس

00:13:11.110 --> 00:13:12.650
-رئیس
-نمی‌خواد نگران من باشی

00:13:12.650 --> 00:13:15.160
زودباش برو جلوشو بگیر

00:13:22.600 --> 00:13:24.790
رئیس، اونا در رو

00:13:24.790 --> 00:13:26.730
قفلش کردن

00:13:26.730 --> 00:13:28.910
زود به من بگو

00:13:28.910 --> 00:13:30.730
توی این دو روزی که من مریض بودم

00:13:30.730 --> 00:13:33.210
اتفاق دیگه‌ای هم بوده که پیش اومده باشه؟

00:13:33.210 --> 00:13:37.340
نه، فقط موضوع ژنرال وی و قضیۀ تنگ لو

00:13:37.340 --> 00:13:40.340
اُه! موضوع بانو جینگ هم بود
ملکه خیلی اذیتشون کردن

00:13:40.340 --> 00:13:44.360
ایشون چند روزی در اقامتگاه‌شون زندانی بودن
ولی مگه اینم تقصیر شماست؟

00:13:45.800 --> 00:13:48.020
مهم نیست که چه اتفاقی افتاده

00:13:48.020 --> 00:13:49.440
در حال حاضر

00:13:49.440 --> 00:13:52.840
ما نمی‌تونیم اجازه بدیم که شاهزاده جینگ کاری بکنه که پشیمونی به بار بیاره

00:13:52.840 --> 00:13:55.870
کمکم کن بلند شم

00:14:02.000 --> 00:14:03.590
سرورم شما جداً

00:14:03.590 --> 00:14:06.080
می‌خواید این مسیر مخفی رو ببندید؟

00:14:06.080 --> 00:14:08.150
با همۀ این حرفها، من هنوزم فکر می‌کنم که جناب سو

00:14:08.150 --> 00:14:09.880
در حمایت از شما کاملاً صادق هستن

00:14:09.880 --> 00:14:12.120
برای همین، عرض می‌کنم

00:14:12.120 --> 00:14:15.460
مسائل رو شخصی، و بیش از حد بزرگش نکنین

00:14:17.900 --> 00:14:22.000
اگر توی تمام این مدت اونو، دوست خودم نمی‌دونستم

00:14:22.000 --> 00:14:24.240
و به همراهیش  باور نداشتم

00:14:24.830 --> 00:14:27.240
امروز تا این حد غمگین و ناامید نبودم

00:14:28.510 --> 00:14:31.830
ولی با این وضعیتی که توشیم
بدون کمک جناب سو

00:14:31.830 --> 00:14:34.140
چطوری می‌تونیم وی جنگ رو نجات بدیم؟

00:14:34.140 --> 00:14:36.220
مگه نشنیدی که چند دقیقۀ پیش چی می‌گفت؟

00:14:36.220 --> 00:14:38.190
اون مطلقاً قصد نداره برای «وی جنگ» کاری بکنه

00:14:38.190 --> 00:14:40.440
درسته که چیزی که گفت ما رو ناراحت کرد

00:14:40.440 --> 00:14:42.710
-ولی حرفش چندان غیرمنطقی هم نبود
-...تو

00:14:42.710 --> 00:14:46.000
متأسفم قربان
ولی سرورم

00:14:46.000 --> 00:14:48.230
موضوع اینه که نگاه جناب سو  به شرایط مثل ما نیست

00:14:48.230 --> 00:14:50.900
اون حس وفاداری‌ بین ما و وی جنگ رو درک نمی‌کنه

00:14:50.900 --> 00:14:54.420
سرورم، فکر نمی‌کنید که اگر بیشتر باهاش صحبت می‌کردید بهتر بود؟

00:14:57.300 --> 00:15:00.000
خیلی چیزهای دنیا هستن که، بدون اونها هم می‌تونی کارتو پیش ببری

00:15:00.000 --> 00:15:01.830
هیچ حرفی بین ما باقی نمونده

00:15:02.610 --> 00:15:05.430
مهم نیست که چقدر بحث کنه
چقدر دلیل و برهان بیاره

00:15:05.430 --> 00:15:09.060
من این موضوع رو رها نمی‌کنم
هیچوقت قبولش نمی‌کنم

00:15:10.700 --> 00:15:13.450
رئیس، هر کاری هم که دارین، بدین ما براتون انجام بدیم

00:15:13.450 --> 00:15:15.580
پزشک یان گفت شما نیاز به استراحت دارین و نباید بیرون برین

00:15:15.580 --> 00:15:17.950
رئیس، بذارین از ژنرال منگ بخوایم که شاهزاده رو راضی کنن

00:15:17.950 --> 00:15:20.370
با این حالی که الآن دارین، چی میشه اگه

00:15:21.510 --> 00:15:23.540
رئیس، بهتون التماس می‌کنم

00:15:23.540 --> 00:15:25.510
فکر نمی‌کنم که صحبت با شاهزاده جینگ در این وضع کار راحتی باشه

00:15:25.510 --> 00:15:27.410
جنگ پینگ

00:15:28.200 --> 00:15:30.770
من به حرف شماها گوش می‌کنم و برمی‌گردم توی رختخوابم

00:15:30.770 --> 00:15:34.340
و شاهزاده جینگ رو رها می‌کنم تا با پای خودش به تلۀ جیا جینگ بیفته

00:15:34.340 --> 00:15:37.740
اونوقت فایدۀ اینکه من ازین مرض خلاص بشم چیه؟

00:15:43.100 --> 00:15:47.820
بانوی من، من نمی‌دونم که چه کار خطایی ازم سر زده

00:15:47.820 --> 00:15:50.970
خواهش می‌کنم که منو ببخشین

00:15:52.240 --> 00:15:56.870
عیبی نداره، می‌تونی بری

00:15:56.870 --> 00:15:58.650
بانوی من

00:15:58.650 --> 00:16:00.510
برو دیگه

00:16:01.600 --> 00:16:03.180
بله

00:16:07.100 --> 00:16:09.310
جائو جین

00:16:09.310 --> 00:16:10.890
بانوی من

00:16:10.890 --> 00:16:13.970
تو گفتی که وانمود کردی نیاز به دستشویی داری

00:16:13.970 --> 00:16:16.900
و اینطوری بوده که تونستی فرار کنی

00:16:16.900 --> 00:16:18.680
بله

00:16:18.680 --> 00:16:20.180
با این بهانه

00:16:20.180 --> 00:16:23.310
تو فقط می‌تونستی از درهای این کاخ بگذری

00:16:23.310 --> 00:16:26.060
اونهمه دروازۀ دیگه‌ای که قصر داره

00:16:26.060 --> 00:16:28.570
چطوری تونستی ازونها رد بشی؟

00:16:28.570 --> 00:16:32.100
یکی از خواجه‌های بانو هویی بود که به من کمک کرد

00:16:32.100 --> 00:16:35.800
اون یه پسر عمو داشت که نگهبان دروازۀ نانهوا بود

00:16:35.800 --> 00:16:38.000
که اینطور

00:16:39.500 --> 00:16:41.380
این چیزها رو

00:16:41.380 --> 00:16:44.800
باید زودتر بهم میگفتی

00:16:44.800 --> 00:16:46.710
چند تا سکه بردار

00:16:46.710 --> 00:16:49.930
و برای تشکر به خواجه و پسر عموش بده

00:16:49.930 --> 00:16:51.910
بله بانوی من

00:16:59.900 --> 00:17:02.250
بانوی من، بنده حامل پیغام هستم

00:17:02.250 --> 00:17:04.650
امپراتور به زودی تشریف میارن

00:17:05.840 --> 00:17:08.170
برای استقبال ازیشون آماده بشید

00:17:13.310 --> 00:17:15.060
معلوم هست که شاهزاده جینگ چیکار دارن می‌کنن؟

00:17:15.060 --> 00:17:16.730
رئیس ما حدود نیم ساعته که با این حالشون

00:17:16.730 --> 00:17:18.180
توی این سرما همینطوری ایستادن

00:17:18.180 --> 00:17:20.050
شما یه منقل هم ندارین که بیارین؟

00:17:20.050 --> 00:17:23.040
اینجا عمارت شاهزاده جینگه، کم پیش بیاد که منقل پیدا بکنید

00:17:23.040 --> 00:17:25.300
-تو الآن چی گفتی؟
-جنگ پینگ

00:17:50.300 --> 00:17:53.810
جناب سو، شاهزاده مشغول رسیدگی به موارد دیگه‌ای هستن

00:17:53.810 --> 00:17:57.240
ممکنه بیشتر هم طول بکشه
بهتره که تشریف ببرید

00:17:57.240 --> 00:17:59.010
لطفاً به شاهزاده جینگ بفرمایید

00:17:59.010 --> 00:18:03.020
تا زمانی که بنده رو ملاقات نکنن
من اینجا رو ترک نخواهم کرد

00:18:04.310 --> 00:18:05.540
جناب سو

00:18:06.330 --> 00:18:10.390
شما واقعاً، می‌خواید که شاهزاده وی جنگ رو نجات ندن؟

00:18:12.200 --> 00:18:14.240
وقتیکه شاهزاده جینگ تشریف بیارن

00:18:14.240 --> 00:18:16.980
فکری که دارم رو خیلی روشن براشون توضیح میدم

00:18:30.900 --> 00:18:33.880
اعلیحضرت حس می‌کنید که بهتر شدید؟

00:18:36.690 --> 00:18:38.300
خیلی

00:18:39.490 --> 00:18:41.670
شماها دیگه می‌تونید برید

00:18:41.670 --> 00:18:43.550
بله

00:18:43.550 --> 00:18:46.500
بیا، بشین

00:18:47.800 --> 00:18:49.380
بله

00:19:15.560 --> 00:19:16.800
بانو جینگ

00:19:17.680 --> 00:19:20.110
چیزی می‌خواید بگید اعلیحضرت؟

00:19:21.330 --> 00:19:24.510
اون سالی که موضوع شیان اتفاق افتاد

00:19:26.840 --> 00:19:29.560
اون ماجرا از چشم تو چطوری بود؟

00:19:31.560 --> 00:19:35.490
اعلیحضرت، علتی داره که این سؤال رو می‌پرسین؟

00:19:36.710 --> 00:19:38.770
به من راستشو بگو

00:19:39.470 --> 00:19:41.510
از چشم تو اون ماجرا چطور بود؟

00:19:43.910 --> 00:19:48.100
می‌خوام، احساس واقعیت رو بهم بگی

00:20:03.900 --> 00:20:06.440
اعلیحضرت، که می‌پرسن

00:20:06.440 --> 00:20:08.700
بنده جرأت پاسخ ندادن رو ندارم

00:20:08.700 --> 00:20:11.430
فقط موضوع اینه که جواب من هر چی هم که باشه

00:20:11.430 --> 00:20:14.100
خواهی نخواهی باعث رنجش اعلیحضرت خواهد بود

00:20:14.100 --> 00:20:16.890
پیشاپیش، عذر بنده رو بپذیرید

00:20:16.890 --> 00:20:20.340
لطفاً، از بنده بگذرید

00:20:20.340 --> 00:20:24.150
منظورت، ازین حرفها چیه؟

00:20:27.700 --> 00:20:32.240
بنده، در عمارت لین بزرگ شدم

00:20:32.240 --> 00:20:35.750
و دوستی بسیار نزدیکی با بانو چن داشتم

00:20:36.790 --> 00:20:39.910
اگر بخوام در پاسختون لاجرم دربارۀ اونها هم حرف بزنم

00:20:39.910 --> 00:20:43.100
مگه میشه که اعلیحضرت ناراحت نشن؟

00:20:43.100 --> 00:20:45.250
بانو چن دوستان زیادی نداشت که

00:20:45.250 --> 00:20:47.600
بعد از مرگش دلتنگش باشن

00:20:49.500 --> 00:20:52.790
اگر بخوام دربارۀ گذشته‌ای که با بانو چن داشتم

00:20:52.790 --> 00:20:55.770
و آدمهای ارتش شیان صحبت کنم

00:20:55.770 --> 00:20:57.730
اونوقت اعلیحضرت

00:20:57.730 --> 00:21:00.020
حتما با خودشون فکر می‌کنن که

00:21:00.020 --> 00:21:04.930
بنده متوجه دلسوزی ایشون برای ثبات کشور و بقای سلطنت نیستم

00:21:04.930 --> 00:21:08.300
چطور، می‌تونم چنین جسارتی بکنم؟

00:21:08.300 --> 00:21:10.270
اعلیحضرتا

00:21:10.680 --> 00:21:12.620
بنده رو معاف بفرمایید

00:21:19.920 --> 00:21:21.360
فراموشش کن

00:21:23.450 --> 00:21:26.100
تو خیلی دلنازکی

00:21:26.830 --> 00:21:28.880
من نباید تحت فشار بذارمت

00:21:29.430 --> 00:21:30.980
بلند شو

00:21:34.200 --> 00:21:35.420
بله

00:21:43.800 --> 00:21:46.430
تو ۲۰ ساله که داری توی این قصر زندگی می‌کنی

00:21:46.430 --> 00:21:49.010
فکر می‌کنی خودم حرف دلتو نمی‌فهمم؟

00:21:50.250 --> 00:21:51.830
حرفاتو؟

00:21:52.370 --> 00:21:55.810
تو، بانو چن

00:21:57.130 --> 00:22:01.090
با بقیۀ زن‌های حرمخانه فرق می‌کنید

00:22:01.090 --> 00:22:04.890
من نباید شما رو، درگیر مسائل دربار بکنم

00:22:06.600 --> 00:22:09.030
می‌تونم درک کنم

00:22:09.030 --> 00:22:10.450
اون سال

00:22:11.220 --> 00:22:15.430
شما مایل بودید که از سر محبت بانو چن رو مورد ترحم قرار بدید

00:22:16.900 --> 00:22:19.420
ولی این رو هم می‌دونستید که

00:22:19.420 --> 00:22:23.440
بانو چن، ممکنه که زمان زیادی رو در قصر زندگی کرده باشه

00:22:23.440 --> 00:22:26.440
ولی در رگ‌هاش خون جنگاورانه که جریان داره

00:22:26.440 --> 00:22:28.850
همین علت سرسختیشه

00:22:28.850 --> 00:22:31.370
با روبرو شدن با این وضعیت

00:22:31.370 --> 00:22:35.300
چطوری می‌خواد بازم با مناعت طبع و عزت نفس به زندگیش ادامه بده؟

00:22:36.510 --> 00:22:39.300
ولی اونقدری که من می‌شناختمش

00:22:39.300 --> 00:22:41.320
درسته که میگن

00:22:41.320 --> 00:22:45.520
به خاطر کفارۀ گناهانش بوده که
دست به خودکشی زده

00:22:45.520 --> 00:22:47.600
ولی درست‌ترش اینه که

00:22:49.000 --> 00:22:52.970
اون احساس می‌کرده که، دیگه نمی‌تونه با شما روبرو بشه

00:22:52.970 --> 00:22:56.020
و دیگه هیچ دلیلی برای زنده موندن نداشته

00:23:02.660 --> 00:23:05.380
ازون موضوع سالهاست که میگذره

00:23:06.620 --> 00:23:09.000
امروز توی قصر

00:23:09.000 --> 00:23:11.910
تنها کسی که بدون ترس  با من دربارۀ بانو چن صحبت می‌کنه

00:23:13.010 --> 00:23:15.120
فقط تو هستی

00:23:16.400 --> 00:23:18.270
اگر به خاطر خواستۀ شما نبود

00:23:18.270 --> 00:23:21.670
بنده هم، جسارت نمی‌کردم

00:23:21.670 --> 00:23:24.200
دیروز توی دربار

00:23:24.200 --> 00:23:26.330
یان چویی رو دیدم
[پدر یوجین]

00:23:27.190 --> 00:23:28.930
اون خیلی کم پیش میاد

00:23:28.930 --> 00:23:31.850
که بخواد جلوی من آفتابی بشه

00:23:31.850 --> 00:23:34.110
اونقدر که تقریباً

00:23:34.110 --> 00:23:36.370
دیگه از یادم رفته بود

00:23:37.500 --> 00:23:40.140
ولی تا دیدمش

00:23:41.140 --> 00:23:43.490
فهمیدم که

00:23:44.400 --> 00:23:47.570
یه چیزهایی از دورۀ جوونی آدم هست که

00:23:48.240 --> 00:23:50.770
هیچوقت نمیشه فراموششون کرد

00:23:53.800 --> 00:23:56.130
گفتم که چرا امروز انقدر عجیب شدین

00:23:56.130 --> 00:23:59.910
پس این احوال عجیب امروزتون به خاطر

00:23:59.910 --> 00:24:03.490
این بوده که مرزبان یان رو ملاقات کردین

00:24:06.830 --> 00:24:09.360
نه به خاطر اون نیست

00:24:10.400 --> 00:24:13.340
دلیل اینکه هزار تا فکر و خیال به ذهنم هجوم میاره

00:24:13.340 --> 00:24:16.180
اینه که جیاجینگ به قصر اومد

00:24:16.180 --> 00:24:18.060
و بهم گفت که

00:24:18.060 --> 00:24:22.430
اونا تونستن یکی از افسران ارشد ارتش شیان رو دستگیر کنن

00:24:32.950 --> 00:24:34.270
جناب سو

00:24:35.650 --> 00:24:37.230
اینجا چه خبره؟

00:24:38.390 --> 00:24:40.090
بگو ببینم چی شده؟

00:24:41.000 --> 00:24:42.480
تو حالت خوبه؟

00:24:42.480 --> 00:24:44.090
من خوبم

00:24:44.090 --> 00:24:46.440
پیغام لی گانگ رو که شنیدم باورم نشد

00:24:46.440 --> 00:24:48.860
شما که مشکلی نداشتین
یهو چی شد؟

00:24:49.410 --> 00:24:50.870
اون کجاست؟

00:24:50.870 --> 00:24:52.840
اونکه تو رو همینجوری اینجا سر پا نگهت نداشته؟

00:24:52.840 --> 00:24:55.800
همینطوره، بیشتر از نیم ساعت شده و ایشون هنوز هم بیرون نیومدن

00:24:55.800 --> 00:24:58.460
هر کی ندونه فکر می‌کنه که رئیس یه کاری کردن که مستحق این رفتار شدن

00:24:58.460 --> 00:25:01.330
چطور همچین چیزی ممکنه؟
اون کجاست؟

00:25:03.800 --> 00:25:05.490
میرم دنبالش

00:25:05.490 --> 00:25:07.690
این دیگه چه وضعشه؟

00:25:11.600 --> 00:25:13.330
شاهزاده جینگ

00:25:27.700 --> 00:25:31.210
جناب سو، هیچ نیازی به این کارها نیست

00:25:32.030 --> 00:25:33.750
شما هر اونچه

00:25:33.750 --> 00:25:35.760
شرط بلاغ می‌دونستید رو گفتید

00:25:36.340 --> 00:25:39.360
تا وقتیکه همه چیز رو واضح و روشن برای سرورم شرح نکردم

00:25:39.360 --> 00:25:41.830
حرفم هنوز تموم نشده

00:25:41.830 --> 00:25:45.290
من همین الانش هم
متوجه منظور شما هستم

00:25:46.090 --> 00:25:48.110
از نگاه یک استراتژیست

00:25:48.110 --> 00:25:49.980
نجات‌دادن وی جنگ

00:25:49.980 --> 00:25:52.410
امری کاملاً عبثه

00:25:52.410 --> 00:25:54.500
ولی از نگاه من

00:25:54.500 --> 00:25:57.990
این کاریه که باید انجام بشه
هرقدر هم که می‌خواد بی‌فایده باشه

00:25:58.680 --> 00:26:00.870
اگر نتونیم در این مورد به توافق برسیم

00:26:00.870 --> 00:26:04.180
دیگه هیچ، حرفی بین ما باقی نمی‌مونه

00:26:05.300 --> 00:26:07.280
یعنی منظورتون اینه که

00:26:07.280 --> 00:26:10.000
شما می‌خواید به هر قیمتی وی جنگ رو نجات بدین؟

00:26:11.050 --> 00:26:12.010
بله

00:26:13.080 --> 00:26:14.990
ولی اگر نجات وی جنگ

00:26:14.990 --> 00:26:17.950
عواقب دردناکی داشته باشه چی؟

00:26:17.950 --> 00:26:20.170
اگر خودتون رو درگیر این کار بکنید

00:26:20.170 --> 00:26:22.670
هیچ تضمینی وجود نداره که حتماً موفق بشید

00:26:23.250 --> 00:26:25.280
تا امتحان نکنیم که نمی‌فهمیم

00:26:29.400 --> 00:26:32.490
وی جنگ فقط یه معاون فرمانده در قرارگاه شیان بوده

00:26:33.300 --> 00:26:35.770
واقعاً ارزشش رو داره؟

00:26:41.050 --> 00:26:42.870
وقتی مُردم

00:26:42.870 --> 00:26:45.500
و ژنرال ارتش شیان لین شو رو دیدم

00:26:46.030 --> 00:26:47.960
اگر از من بپرسه

00:26:47.960 --> 00:26:50.290
که چرا معاونش رو نجات ندادم

00:26:51.400 --> 00:26:53.890
می‌تونم در جوابش بهش بگم

00:26:53.890 --> 00:26:55.710
ارزشش رو داشت؟

00:27:07.400 --> 00:27:10.020
حالا که شما تصمیم‌تون رو گرفتید

00:27:11.730 --> 00:27:14.060
پس ترتیبش رو براتون می‌دم

00:27:18.360 --> 00:27:20.470
ولی هر چیزی هم که پیش اومد

00:27:21.300 --> 00:27:23.920
شما هرگز نباید دیده بشید

00:27:23.920 --> 00:27:27.490
همینطور، وابستگان به عمارت شما هم نباید دخالت مستقیم داشته باشن

00:27:27.490 --> 00:27:30.330
این کار باید فقط به دست من انجام بشه

00:27:31.500 --> 00:27:34.360
من دنبال راهی، برای نجات وی جنگ خواهم گشت

00:27:37.020 --> 00:27:38.210
نه

00:27:39.070 --> 00:27:40.370
!نگردید

00:27:41.020 --> 00:27:42.530
چی گفتین؟

00:27:52.380 --> 00:27:54.570
بیشتر از ۱۰ سال گذشته

00:27:55.400 --> 00:27:57.790
ولی بازم تونستن مجرم رو دستگیر کنن

00:27:57.790 --> 00:28:01.620
واقعاً، خیلی زیاد جا خوردم

00:28:02.710 --> 00:28:07.130
آره، آره، منم اصلاً توقعش رو نداشتم

00:28:07.130 --> 00:28:10.190
حالا، اینی که گرفتن کی هست؟

00:28:10.190 --> 00:28:12.510
ممکنه که من بشناسمش؟

00:28:12.510 --> 00:28:16.520
تو میشناسیش، یه لین شویی بود که

00:28:18.700 --> 00:28:21.250
اونا شائو شو رو گرفتن؟

00:28:24.210 --> 00:28:27.060
دستیار و معاونِ لین ‌شوئه

00:28:27.060 --> 00:28:29.400
اسمش وی جنگِ

00:28:34.250 --> 00:28:35.510
بله

00:28:38.100 --> 00:28:40.990
انگار، توی سر شما اونقدر فکر و خیال هست که

00:28:40.990 --> 00:28:44.060
ناخودآگاه به منم سرایت کردن و گیج شدم

00:28:44.060 --> 00:28:47.120
اون بچه شائو شو چطور ممکنه زنده مونده باشه؟

00:28:47.120 --> 00:28:50.400
یک لحظه واقعاً حالم برگشت

00:28:52.150 --> 00:28:55.380
حالا حواس‌پرتی خودت رو گردن فکر و خیال من می‌ذاری؟

00:28:58.900 --> 00:29:00.720
واقعاً که حواس‌پرتی گرفتی

00:29:00.720 --> 00:29:05.040
من حتی حرفم رو تموم هم نکردم و تو الکی هول کردی

00:29:05.040 --> 00:29:07.560
اون‌ سال روی صخرۀ می

00:29:08.420 --> 00:29:11.830
جیا جینگ، شخصاً ادارۀ لشکر رو به عهده داشت

00:29:13.400 --> 00:29:18.700
کسی که، کمترین احتمال برای زنده موندش وجود داره

00:29:19.390 --> 00:29:21.790
همون پسر لین شوئه

00:29:22.930 --> 00:29:24.900
همۀ کارهای فرمانده جیا

00:29:24.900 --> 00:29:27.730
در مسیر اطاعت از اوامر اعلیحضرته

00:29:28.310 --> 00:29:31.760
...ولی این
اعلیحضرت

00:29:31.760 --> 00:29:34.470
جینگیان بچۀ سرسختیه

00:29:34.470 --> 00:29:39.050
ممکنه در این مورد با شما، بحث و جدل هم بکنه

00:29:39.050 --> 00:29:42.010
اعلیحضرت نباید بهش محل بدید

00:29:42.600 --> 00:29:44.600
من دقیقاً برای همین

00:29:45.330 --> 00:29:48.290
امروز اومدم تا باهات صحبت کنم

00:29:49.060 --> 00:29:51.910
لازمه که تو به جینگیان بگی

00:29:52.430 --> 00:29:54.690
دست ازین بچه‌بازی‌هاش برداره

00:29:54.690 --> 00:29:56.730
اگر بخواد بازم مثل قبل

00:29:56.730 --> 00:29:59.030
کله‌شق و حرف گوش‌نکن و

00:29:59.030 --> 00:30:00.860
مثل قبل خام باشه

00:30:00.860 --> 00:30:02.990
اونوقت تو هم

00:30:03.700 --> 00:30:07.460
به خاطر اینکه بهش بی‌محلی می‌کنم ازم دلگیر نشو
فهمیدی؟

00:30:08.430 --> 00:30:09.970
بله

00:30:11.490 --> 00:30:13.600
جناب سو به خاطر دارید

00:30:14.240 --> 00:30:16.980
بعد ازون اتفاقی که برای شاهزاده خانم نیهوانگ افتاد

00:30:16.980 --> 00:30:19.470
من چه شرطی با شما کرده بودم؟

00:30:20.220 --> 00:30:22.150
منظورتون چیه؟

00:30:23.000 --> 00:30:24.980
شما برای دومین بار

00:30:24.980 --> 00:30:27.590
عین همون کار رو تکرار کردید

00:30:28.570 --> 00:30:30.690
نمی‌تونم کنار بایستم و ببینم

00:30:30.690 --> 00:30:33.250
که برای بار سوم و اینبار با وی جنگ اینکارو می‌کنید

00:30:35.120 --> 00:30:39.560
شما از خط قرمزی که گفته بودم گذشتید
قرارمون رو نقض کردید

00:30:39.560 --> 00:30:41.900
برای همین دیگه نمی‌تونم به شما اعتماد کنم

00:30:45.500 --> 00:30:47.960
سرورم شما فکر می‌کنید دارم بهتون دروغ میگم؟

00:30:47.960 --> 00:30:51.220
فکر می‌کنید که من واقعاً قصد نجات وی جنگ رو ندارم؟

00:30:52.170 --> 00:30:54.160
مگه اینطور نیست؟

00:30:56.510 --> 00:30:59.370
سرورم، لطفاً تجدید نظر کنید

00:30:59.370 --> 00:31:01.860
جناب سو که همچین آدمی نیستن

00:31:04.760 --> 00:31:07.190
دارم در مورد وقتیکه خارج از پایتخت بودم حرف می‌زنم

00:31:07.190 --> 00:31:10.630
جناب سو خودشون خوب میدونن که چیکار کردن
 و چه قولی رو زیر پا گذاشتن

00:31:11.080 --> 00:31:15.030
ممکنه که، من نتونم به خوبی شما طرح و نقشه بریزم

00:31:15.030 --> 00:31:19.320
ممکنه که، آخرِ اون وضعیت پرمنفعتی که انتظارش رو داشتید رسیده باشه

00:31:19.320 --> 00:31:21.210
ولی تلاش برای نجات دادن وی جنگ

00:31:21.210 --> 00:31:23.220
چیزیه که رهاش نخواهم کرد

00:31:24.710 --> 00:31:26.670
استعداد فرابشری شما هم

00:31:26.670 --> 00:31:28.760
می‌تونه دنبال ارباب جدیدی بگرده

00:31:29.630 --> 00:31:31.600
بیاید اینطوری حساب کنیم که از اولش

00:31:32.150 --> 00:31:34.120
آدم درستی رو برای خودتون انتخاب نکردین

00:31:34.980 --> 00:31:37.410
سرورم

00:31:38.670 --> 00:31:40.210
سرورم

00:31:41.300 --> 00:31:42.630
!سرورم

00:31:44.060 --> 00:31:46.540
جائو جینگیان
!سر جات وایسا

00:31:55.640 --> 00:31:59.850
جناب سو، شما هر چیزی هم که بگید نمی‌تونید مانع من بشید

00:32:06.230 --> 00:32:08.250
اگر امروز جلوتون رو نگیرم

00:32:09.330 --> 00:32:11.060
می‌خواید چیکار کنید؟

00:32:11.700 --> 00:32:13.660
با عجله به قصر برید

00:32:13.660 --> 00:32:16.380
و امپراتور رو مجبور کنید که وی‌جنگ رو آزاد کنه؟

00:32:16.380 --> 00:32:18.280
یا نگهبان‌هاتون رو ببرید

00:32:18.280 --> 00:32:20.350
و از زندان بازرسی درش بیارید؟

00:32:21.180 --> 00:32:23.710
این خیلی بهتر از اینه که به خاطر منفعت خودم دست به هیچ کاری نزنم

00:32:23.710 --> 00:32:26.580
آدمهای زیردست من همه‌شون جنگاورانی هستن که
در قلبشون هیچ ترسی از مرگ نیست

00:32:26.580 --> 00:32:28.990
-اونا می‌تونن موفق بشن
-!جائو جینگیان

00:32:28.990 --> 00:32:30.640
تو خیلی از وفاداری سرت میشه

00:32:30.640 --> 00:32:33.130
ولی چرا یک ذره عقل توی کلت نیست؟

00:32:34.900 --> 00:32:38.300
آتیشی که ۱۳ سال پیش روی صخرۀ «می» روشن شد به اندازۀ کافی نسوزونده؟

00:32:38.300 --> 00:32:41.040
خونی که تا حالا از اطرافیان شاهزاده جی ریخته شده بس نبوده؟

00:32:41.560 --> 00:32:43.310
چقدر زندگیِ دیگه باید از بین بره تا تو سر عقل بیای؟

00:32:43.310 --> 00:32:44.790
-!بگو
-...من

00:32:44.790 --> 00:32:47.340
برام مهم نیست که بهم اعتماد داری یا نه
یک ذره هم اهمیت نمی‌دم

00:32:47.340 --> 00:32:49.470
ولی برای اینکه بتونی وی جنگ رو نجات بدی

00:32:49.470 --> 00:32:52.150
بدون من محاله که بتونی موفق بشی

00:32:52.150 --> 00:32:53.700
وقتی که همه چیز رو خراب کردی

00:32:53.700 --> 00:32:56.860
با چه رویی می‌خوای در اون عالم به ملاقات برادرت بری؟

00:32:57.460 --> 00:32:59.980
با چه رویی می‌خوای تو روی لین شو نگاه کنی؟

00:33:25.140 --> 00:33:26.630
سرورم

00:33:29.220 --> 00:33:31.360
من حال شما رو می‌فهمم

00:33:32.500 --> 00:33:35.960
۱۳سال پیش وقتی که اونها به شدت به شما نیاز داشتن

00:33:35.960 --> 00:33:38.270
شما نبودید که کنارشون باشید

00:33:39.400 --> 00:33:41.550
ازین استیصال

00:33:41.550 --> 00:33:43.460
ازین درد

00:33:44.490 --> 00:33:47.780
حتی یکذره هم کم نشده
درست میگم؟

00:33:49.860 --> 00:33:52.100
من که حال شما رو می‌فهمم

00:33:52.100 --> 00:33:54.390
چطور می‌تونم به شما دروغ بگم؟

00:33:55.330 --> 00:33:58.410
هرچه توان دارم به کار می‌بندم تا وی جنگ آزاد بشه

00:34:01.100 --> 00:34:03.970
فقط امیدوارم بتونید موقعیتی که توش هستید رو درک کنید

00:34:04.700 --> 00:34:06.700
و به خودتون مسلط باشید

00:34:06.700 --> 00:34:09.780
شما نباید اجازه بدید کسی شما رو درگیر چیزی بکنه

00:34:11.830 --> 00:34:15.610
این کارو که می‌تونید بکنید
درسته؟

00:34:20.400 --> 00:34:21.910
سرورم

00:34:23.720 --> 00:34:25.370
سرورم

00:34:42.300 --> 00:34:44.500
شما فکری هم دارید؟

00:34:45.040 --> 00:34:46.690
لطفاً بهم بگید

00:35:04.700 --> 00:35:07.220
نیازی نیست خیلی آشفته باشید

00:35:07.220 --> 00:35:09.160
اینبار شاهزاده یو و جیا جینگ

00:35:09.160 --> 00:35:11.630
شاهزاده جینگ رو به عنوان هدف انتخاب کردن

00:35:11.630 --> 00:35:15.310
وی جنگ، هنوز در خطر جدی قرار نداره

00:35:16.350 --> 00:35:18.620
حرفهای فرمانده درسته

00:35:20.090 --> 00:35:22.700
قصد اصلی اونها ازین کار تحریک شماست

00:35:22.700 --> 00:35:25.680
برای همین ما هنوز وقت و فرصت کافی رو برای نجات دادنش داریم

00:35:28.000 --> 00:35:30.060
در درگیری کنار دروازۀ شهر

00:35:30.060 --> 00:35:33.330
تعداد زیادی از افراد اتحاد جینگجو، آسیب دیدن؛ درسته؟

00:35:34.400 --> 00:35:37.750
جنگ پینگ، من از لی گانگ شنیدم که، تو هم زخمی شدی

00:35:37.750 --> 00:35:39.030
حالت خوبه؟

00:35:39.730 --> 00:35:42.160
از احوالپرسی‌تون ممنونم فرمانده
فقط یه زخم کوچیکه

00:35:42.160 --> 00:35:44.340
-مشکلی نیست
-خوبه پس

00:35:44.340 --> 00:35:47.630
اونایی که دم دروازۀ غربی به جیا جیو حمله کردن
افراد گروه شما بودن؟

00:35:47.630 --> 00:35:50.310
تصمیم اون عملیات خیلی عجولانه بود

00:35:50.310 --> 00:35:53.200
برای همین نتیجه‌ای که باید به دست نیومد

00:35:58.100 --> 00:36:00.030
من خبر نداشتم

00:36:00.030 --> 00:36:02.460
اتحاد جینگجو قبلاً سعی کرده که نجاتش بده

00:36:04.250 --> 00:36:07.520
ولی برای عملیات، چرا با جانگ یینگ تماس نگرفتید که کمکتون کنه؟

00:36:09.110 --> 00:36:11.060
چطوری می‌خواست کمکمون کنه؟

00:36:11.060 --> 00:36:12.770
نگهبانان عمارتتون رو بیاره

00:36:12.770 --> 00:36:14.660
یا گشتی‌های پایتخت رو؟

00:36:16.260 --> 00:36:18.760
اگر اینکارو می‌کردید جیا جینگ خیلی ممنونتون هم می‌شد

00:36:19.800 --> 00:36:22.980
به محض برگشتن شاهزاده، این خبر بهشون داده میشه

00:36:22.980 --> 00:36:26.050
و جیاجینگ در حضور امپراتور ایشون رو به بحث می‌کشه

00:36:26.050 --> 00:36:28.150
کاملاً طبیعیه که بهم بریزید

00:36:28.150 --> 00:36:31.160
جناب سو
فکرشو نکنید

00:36:31.160 --> 00:36:34.560
درسته جناب سو، شما گفتید که راهی برای نجات وی جنگ می‌شناسید

00:36:34.560 --> 00:36:37.100
کاری که ما باید بکنیم چیه؟

00:36:37.100 --> 00:36:38.770
حمله

00:36:40.400 --> 00:36:42.110
می‌خواید بهشون حمله کنید؟

00:36:43.050 --> 00:36:44.750
من قبلاً به زندان بازرسی رفتم

00:36:44.750 --> 00:36:46.760
امنیتش از زندان سلطنتی هم بالاتره

00:36:46.760 --> 00:36:48.560
حمله کردن به اونجا

00:36:48.560 --> 00:36:51.450
از درگیری کنار دروازۀ شهر هم خطرناک‌تره

00:36:52.250 --> 00:36:54.120
خودم می‌دونم که این فکر خوبی نیست

00:36:54.120 --> 00:36:56.490
ولی هیچ راه بهتری هم وجود نداره

00:36:57.160 --> 00:36:59.950
اگر از امپراتور برای اون تقاضای بخشش کنید

00:36:59.950 --> 00:37:03.390
اونوقت در دام جیا جینگی افتادید که می‌خواد بین شما و پدرتون فاصله بندازه

00:37:04.410 --> 00:37:06.230
به علاوه

00:37:06.230 --> 00:37:07.920
برای این موضوع

00:37:07.920 --> 00:37:10.200
در هر حال باید بهایی پرداخته بشه

00:37:10.800 --> 00:37:13.360
هیچ راه حل مطلقی وجود نداره

00:37:13.360 --> 00:37:17.300
حالا که شما در این مورد تصمیم قطعی‌تون رو گرفتید
ما هم باید عجله کنیم

00:37:17.300 --> 00:37:18.940
هر چه بیشتر به تعویق بندازیمش

00:37:18.940 --> 00:37:21.370
این تیغ زخم عمیق‌تری درست می‌کنه

00:37:22.040 --> 00:37:23.730
بیرون کشیدن تیغ

00:37:23.730 --> 00:37:26.210
لاجرم خونریزی هم خواهد داشت

00:37:28.470 --> 00:37:30.000
اگر اینطوره

00:37:30.000 --> 00:37:32.720
نمی‌تونم به اتحاد جینگجو اجازه بدم
خودشون رو به خطر بندازن

00:37:32.720 --> 00:37:35.100
در حالیکه خودم کنار ایستادم و فقط دارم تماشا می‌کنم

00:37:36.100 --> 00:37:38.420
فرمایش‌شون کاملاً درسته
به غیر ازین

00:37:38.420 --> 00:37:40.020
من و وی جنگ از قدیم دوست بودیم

00:37:40.020 --> 00:37:43.260
نمی‌تونم کنار بایستم و فقط ناظر نجات دادنش باشم
مایۀ شرمساریه منه

00:37:43.260 --> 00:37:46.260
-منم می‌خوام که در این کار به شما کمک کنم
-کدوم کمک؟

00:37:46.260 --> 00:37:48.360
افراد ادارۀ بازرسی بسیار توانا هستند

00:37:48.360 --> 00:37:50.940
مطمئنید که بدون مشکل برمی‌گردید؟

00:37:50.940 --> 00:37:53.140
اون لحظه‌ای که دستگیر بشید

00:37:53.140 --> 00:37:54.830
جیا جینگ از شما به عنوان مدرک استفاده می‌کنه و

00:37:54.830 --> 00:37:58.040
شاهزاده جینگ رو به دست داشتن در عملیات فراری‌دادن مجرم متهم می‌کنه

00:38:01.200 --> 00:38:03.160
مگه در نهایت همینطور نمیشه؟

00:38:04.040 --> 00:38:05.700
در تمام این پایتخت

00:38:05.700 --> 00:38:07.620
مگه به جز من

00:38:07.620 --> 00:38:09.210
کس دیگه‌ای هم هست که

00:38:09.210 --> 00:38:12.020
برای نجات وی جنگ تا این حد خودش رو به آب و آتش بزنه؟

00:38:12.700 --> 00:38:14.520
حتی اگر جیاجینگ نتونه افراد منو بگیره

00:38:14.520 --> 00:38:16.570
همینقدر که ادعا بکنه که من بودم که همه چیز رو از پشت پرده هدایت می‌کردم

00:38:16.570 --> 00:38:19.290
پدرم بازم حرفش رو باور خواهند کرد

00:38:20.400 --> 00:38:22.440
برای همین، با اولین قدم ما

00:38:22.440 --> 00:38:24.930
پای من خود به خود وسط این ماجرا خواهد بود

00:38:27.940 --> 00:38:29.460
اونچه میگید درسته

00:38:29.460 --> 00:38:31.560
نقشۀ ما هر چقدر هم که می‌خواد خوب و قوی باشه

00:38:31.560 --> 00:38:33.740
همینکه کسی قصد نجات وی جنگ رو بکنه

00:38:34.360 --> 00:38:37.700
اعلیحضرت بلافاصله ظن‌شون به این سمت میره که کار، کار شما بوده

00:38:38.520 --> 00:38:40.680
پس ما باید چیکار کنیم؟

00:38:43.700 --> 00:38:46.420
ازونجا که جیاجینگ قبلاً در قصر اجرای نقشه‌شو شروع کرده

00:38:47.100 --> 00:38:49.400
سخته که بتونید کاملاً کنار بمونید

00:38:51.880 --> 00:38:53.630
باید خودتون رو آماده کنید

00:38:54.300 --> 00:38:56.170
فکر می‌کنم که برای مدتی طولانی

00:38:56.170 --> 00:38:58.310
سرورم دوباره

00:38:58.310 --> 00:39:01.130
تحت فشار خواهند بود، و مورد بی‌مهری قرار خواهند گرفت

00:39:02.280 --> 00:39:04.390
من به اینا عادت دارم

00:39:05.100 --> 00:39:08.500
تدبیرش با ماست
تقدیرش با سرنوشت

00:39:09.060 --> 00:39:10.680
تا آخرین لحظه

00:39:10.680 --> 00:39:12.810
با همۀ توانم می‌ایستم

00:39:15.710 --> 00:39:17.460
آخر سال نزدیکه

00:39:18.500 --> 00:39:20.880
در حال حاضر وی جنگ توی دستهای جیاجینگه

00:39:20.880 --> 00:39:24.340
اون دستِ پیش رو داره
برای همین عجله‌ای نمی‌کنه

00:39:25.170 --> 00:39:27.060
ولی باید به خاطر داشته باشید

00:39:27.060 --> 00:39:29.830
مهم نیست که جیاجینگ برای از جا در بردن شما دست به چه کاری می‌زنه

00:39:29.830 --> 00:39:33.820
اگر بتونید چند روز طاقت بیارید و منتظر برگشتن یه نفر بشین اوضاع بهتر میشه

00:39:34.980 --> 00:39:37.850
منتظر کسی؟ کی؟

00:39:40.080 --> 00:39:41.400
جیادونگ

00:39:50.000 --> 00:39:52.670
برادر، دوباره اومدی به زندانی سر بزنی؟

00:39:52.670 --> 00:39:54.090
برادر چون

00:39:54.880 --> 00:39:58.480
استاد بهت نگفتن که نگران نباشی؟
بازم که اینجا پیدات شده

00:39:59.540 --> 00:40:01.270
برادر چون، تو ندیدیش

00:40:01.270 --> 00:40:03.290
اون رزمی‌کاری که دم دروازۀ غربی دیدمش

00:40:03.290 --> 00:40:04.960
شیوۀ مبارزۀ خیلی غریبی داشت

00:40:04.960 --> 00:40:07.830
اون به آدم معمولی نیست که نگهبان‌ها راحت جلوش رو بگیرن

00:40:08.730 --> 00:40:11.420
هرچقدر هم که می‌خواد خوب باشه
یک نفر آدم که بیشتر نیست

00:40:11.420 --> 00:40:14.370
نگرانی که نکنه کسی وارد زندان ادارۀ بازرسی بشه

00:40:14.370 --> 00:40:16.300
و بتونه وی جنگ رو بدزده؟

00:40:20.500 --> 00:40:22.540
استاد، بیرون رو بازتر کرده و داخل رو بسته‌تر

00:40:22.540 --> 00:40:25.190
بدون وی جنگ چطوری می‌تونیم شاهزاده جینگ رو به اینجا بکشیم؟

00:40:25.190 --> 00:40:28.990
نگران نباش
استاد خودش حواسش به همه چیز هست

00:40:29.550 --> 00:40:32.640
برادر چون، این همون چیزیه که من نمی‌تونم درکش کنم

00:40:32.640 --> 00:40:35.340
چرا استاد باید بخواد که با شاهزاده جینگ بجنگه؟

00:40:35.340 --> 00:40:38.260
حتی با اینکه، شاهزاده جینگ دوستی نزدیکی با خیانتکاران شیان داشته

00:40:38.260 --> 00:40:41.840
کاملاً مطمئنیم که، خودش از خائنان نبوده

00:40:41.840 --> 00:40:44.400
و در موضوع خیانت هم که بهشون کمکی نکرده

00:40:46.000 --> 00:40:48.760
حتماً استاد برای این کارش
دلایل خودش رو داره

00:40:48.760 --> 00:40:50.460
بهتره فقط از دستورات اطاعت کنی

00:40:50.460 --> 00:40:53.140
لازم نیست، فکرتو زیاد مشغولش کنی

00:40:53.140 --> 00:40:54.880
من خیلی بهش فکر نمی‌کنم

00:40:54.880 --> 00:40:56.720
اینم نیست که به استاد اعتماد ندارم

00:40:56.720 --> 00:40:59.740
فقط از وقتیکه برگشتم، همه چیز عجیب به نظر می‌رسه

00:40:59.740 --> 00:41:02.060
من حتی نمی‌دونم که خواهر دونگ کجاست

00:41:02.060 --> 00:41:05.130
تو می‌دونی که، خواهر دونگ کی برمی‌گرده؟

00:41:06.710 --> 00:41:08.340
جیا دونگ؟

00:41:09.800 --> 00:41:12.490
نفوذ به زندان ادارۀ بازرسی و نجات یک نفر

00:41:13.000 --> 00:41:15.160
بدون کمک از داخل غیر ممکنه

00:41:15.160 --> 00:41:17.040
ولی اگر جیا دونگ برگرده

00:41:17.040 --> 00:41:19.150
اونوقت امیدهایی هست

00:41:22.030 --> 00:41:24.060
ولی اون شاگرد جیاجینگه

00:41:24.060 --> 00:41:26.920
مطمئنید که، قبول می‌کنه به ما کمک کنه؟

00:41:33.670 --> 00:41:35.950
اون نه به من کمکی می‌کنه

00:41:35.950 --> 00:41:37.920
و نه به شما کمکی می‌کنه

00:41:39.400 --> 00:41:41.930
اون به دوست شوهر مرحومش کمک می‌کنه

00:41:41.930 --> 00:41:44.840
جیا جینگ از چنان راه بی‌شرمانه‌ای شوهرش رو کشته

00:41:44.840 --> 00:41:47.470
همین رشتۀ وفاداری اون رو قطع کرده

00:41:48.410 --> 00:41:50.860
با توجه به روحیات جیا دونگ

00:41:50.860 --> 00:41:54.620
اون نه دیگه به استادش اعتماد می‌کنه
و نه دیگه به حرف اون خواهد بود

00:41:55.680 --> 00:41:58.130
اگر راضی بشه که به ما کمک بکنه

00:41:58.130 --> 00:42:00.510
ما نیمی از راه رو رفتیم

00:42:02.200 --> 00:42:08.690
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:08.714 --> 00:42:20.714
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.