﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:13.100
<i> به نام آنکه جان را فکرت آموخت </i>

00:00:13.124 --> 00:00:33.124
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:23.050 --> 00:01:30.080
<i>«بهشت در آتش»</i>

00:01:30.080 --> 00:01:33.180
<i>قسمت چهل و پنجم</i>

00:01:34.300 --> 00:01:36.090
این حرفا چیه که می‌زنی؟

00:01:37.100 --> 00:01:40.580
رابطۀ منو شما از نظر دیگران شباهت زیاد من به شماست

00:01:41.900 --> 00:01:44.540
ولی، از نظر من اینطوره که

00:01:46.000 --> 00:01:50.620
بعد ازونکه شما استفاده‌تون رو از شاهزاده لینگ لونگ کردین

00:01:50.620 --> 00:01:53.500
محو کردن مردمش که از نظرتون بس نبوده

00:01:53.500 --> 00:01:57.950
حتماً باید اون پسری که ازون به جا مونده رو هم بکشید

00:01:57.950 --> 00:02:05.120
لابد این همونیه که بهش می‌گن
علف هرز رو باید از ریشه کند
تا فردا برات دردسر نشه

00:02:09.800 --> 00:02:14.000
این پسر خائن‌تون خیلی باهوش نیست؟
خیلی باهوش نیست؟

00:02:14.000 --> 00:02:16.980
تو... حتماً عقلتو از دست دادی

00:02:16.980 --> 00:02:21.440
کی این دروغ‌های بی سر و ته رو توی کلۀ تو فرو کرده؟
!کی؟

00:02:30.600 --> 00:02:36.440
حالا که شکست خوردم
حرف خاصی ندارم که بخوام بزنم

00:02:36.440 --> 00:02:39.480
شما هم نیازی نیست که تحقیقی بکنید

00:02:39.480 --> 00:02:43.360
جنگ به قصد سلطنت
جنگ به قصد شورش

00:02:43.360 --> 00:02:48.170
خودم به همۀ این جرم‌ها اعتراف می‌کنم
چیزی نیست که بخوام انکارش بکنم

00:02:48.170 --> 00:02:52.240
ولی فقط اگر هنوز هم منو پسر خودتون می‌دونید

00:02:52.240 --> 00:02:55.410
می‌خوام یه چیزی رو ازتون بپرسم

00:02:55.410 --> 00:02:58.790
خواهش می‌کنم که خودتون جوابمو بدین

00:02:58.790 --> 00:03:04.030
مادر من، بانو صیغه جینگ

00:03:06.500 --> 00:03:11.000
همون شاهزاده خانم قبیلۀ هوا لینگ لونگ بوده؟

00:03:22.400 --> 00:03:28.250
اعلیحضرت

00:03:55.460 --> 00:03:57.510
پدر

00:03:59.600 --> 00:04:04.680
این احتمالاً آخرین باری باشه که منو شما داریم اینطوری با هم حرفمی‌زنیم

00:04:06.200 --> 00:04:10.170
واقعاً هنوزم نمی‌تونین راستشو به من بگین؟

00:04:24.700 --> 00:04:29.380
شاهزاده خانم لینگ لونگ، واقعاً

00:04:30.600 --> 00:04:33.510
فرماندۀ ارتش و قبیلۀ هوا بود

00:04:33.510 --> 00:04:38.300
و به من، کمک کرد که به سلطنت برسم

00:04:40.600 --> 00:04:43.200
ولی این زن

00:04:45.200 --> 00:04:47.750
زیادی باهوش بود

00:04:48.900 --> 00:04:52.400
زیادی خطرناک بود

00:04:52.400 --> 00:04:55.670
تا وقتیکه اون و قبیلۀ هوا وجود داشتن

00:04:55.670 --> 00:04:58.240
راز سر به مهر من

00:04:59.400 --> 00:05:04.100
در امان نبود
برای همین

00:05:05.500 --> 00:05:11.080
تنها راهی که داشتم این بود که، از شر اونو

00:05:12.700 --> 00:05:15.620
قبیلۀ هوا یکجا خلاص بشم

00:05:17.600 --> 00:05:21.930
اگر، این اتفاق امروز می‌افتاد

00:05:23.200 --> 00:05:26.080
و تو هم به جای من بودی

00:05:26.080 --> 00:05:30.580
شک ندارم که تو هم، عین همین تصمیم منو می‌گرفتی

00:05:30.580 --> 00:05:32.690
مگه نه؟

00:05:36.500 --> 00:05:40.250
می‌خواین بگین که یک ذره هم از کاری که با مادرم کردین پشیمون نیستین؟

00:05:43.400 --> 00:05:48.970
پسر، وقتی که یه مهرۀ شطرنج

00:05:52.900 --> 00:05:55.900
دیگه به دردت نخوره

00:05:55.900 --> 00:05:58.760
اونوقته که تویِ شطرنج‌باز

00:05:58.760 --> 00:06:01.800
اونو فدای بازیت می‌کنی

00:06:01.800 --> 00:06:05.500
مگه اینم دیگه فکر کردن داره؟ ها؟

00:06:06.530 --> 00:06:10.200
پس من چی؟ پس من چی هستم؟

00:06:14.400 --> 00:06:19.270
منم یه مهرۀ کوچیکم که یه مهرۀ بزرگ وبال گردنت انداخته؟ ها؟

00:06:23.300 --> 00:06:25.580
جینگهوان

00:06:28.100 --> 00:06:31.060
قبل ازینکه امپراتور بشم

00:06:31.060 --> 00:06:34.040
قوم و قبیلۀ هوا

00:06:34.040 --> 00:06:36.820
خودشون یه ملت شکست خورده بودن

00:06:36.820 --> 00:06:41.720
جینگهوان، ولی تو پنجمین پسر امپراتوری

00:06:41.720 --> 00:06:49.190
و مادر تو، مادر تو فقط صیغه جیانگ بوده، خب؟
فهمیدی چی گفتم؟

00:07:13.200 --> 00:07:17.810
مجرم شاهزاده یو، مرتکب خیانت شده

00:07:17.810 --> 00:07:22.700
ازین لحظه، در زندان انفرادی باشه

00:07:22.700 --> 00:07:27.210
هیچکسی حقِ، نزدیک شدن بهش رو نداره

00:07:27.210 --> 00:07:29.160
بله

00:07:57.100 --> 00:08:03.020
جینگهوان، شکست خورد؟

00:08:03.020 --> 00:08:05.740
شکست خورد

00:08:11.100 --> 00:08:19.980
مادر، التماس می‌کنم، با اعلیحضرت حرف بزنید و، زندگیشو نجات بدید

00:08:29.300 --> 00:08:32.530
حتی نمی‌تونم خودمو نجات بدم

00:08:32.530 --> 00:08:35.290
چطور می‌تونم به داد اون برسم؟

00:08:35.290 --> 00:08:41.550
جینگهوان به خواست و نقشۀ خودش بود که به کوهستانِ آن لشکر کشید
اون لحظه‌ای که گرفتنش

00:08:42.800 --> 00:08:46.870
بدون هیچ برگشتی حکمش اعدامْ

00:08:46.870 --> 00:08:49.510
به جرم خیانته

00:08:51.000 --> 00:08:59.500
این شکست، دیگه آخرین باختش شد

00:09:02.300 --> 00:09:08.450
مادر، ولی جینگهوان هنوزم پسر امپراتور و از گوشت و خون خودشه

00:09:08.450 --> 00:09:14.200
اونکه دستور قتل پسر خودشو صادر نمی‌کنه، مگه نه؟ مگه نه؟

00:09:14.200 --> 00:09:16.980
!مادر

00:09:16.980 --> 00:09:21.590
مگه شاهزادۀ جی که ۱۳ سال پیش دستور قتلش رو صادر کرد

00:09:21.590 --> 00:09:24.970
پسر واقعیش نبود؟

00:09:47.030 --> 00:09:49.230
سپاه خائن جینگ لی ۱۵۰۰۰ کشته و زخمی داشته

00:09:49.230 --> 00:09:52.610
۲۰۰۰۰نفرشون هم تسلیم یا دستگیر شدن
بقیه هم فرار کردن

00:09:52.610 --> 00:09:54.990
سربازان زندانی در پایین کوه تحت‌الحفظ هستند

00:09:54.990 --> 00:09:58.380
افسران ارشد هم برای تحقیقات تکمیلی
جدا زندانی شدن

00:09:58.380 --> 00:10:05.050
شورش نابخشودنیه، لایق سنگین‌ترین مجازات هستن، فرقی نمی‌کنه که تسلیم شده باشن یا شما گرفته باشیدشون

00:10:05.050 --> 00:10:07.710
حکم همه‌شون اعدامه

00:10:10.000 --> 00:10:15.110
در اینکه ژنرال‌ها باید مجازات بشن حرفی نیست
ولی سربازها فقط در حال اطاعت از دستور ارشدها بودن
اختیاری نداشتن

00:10:15.110 --> 00:10:18.210
خواهش می‌کنم بگذرید، و اونها رو مجازات نکنید

00:10:18.210 --> 00:10:23.370
اینا چیه که میگی؟ مگه نمی‌دونی که اینا، خائنانی هستن که با من جنگیدن؟

00:10:23.370 --> 00:10:27.720
اگر بذاریم که قسر در برن
اونوقت سنگ روی سنگ بند میشه؟

00:10:27.720 --> 00:10:33.220
همینکه جون خانواده‌هاشون رو نمی‌گیرم
دارم در حقشون لطف می‌کنم

00:10:35.500 --> 00:10:38.080
جو آن مو بود که با جعل مهرْ سپاهش رو گمراه کرد

00:10:38.080 --> 00:10:42.140
ریشۀ این جرم در رده‌های بالای ارتش بوده
سربازها در این بین هیچ گناهی نداشتن

00:10:42.140 --> 00:10:46.090
به علاوه، اگر بخواید که همۀ اونها اعدام بکنید
 مردم حتماً خواهند گفت

00:10:46.090 --> 00:10:50.630
که در این کشور اینهمه مخالف اعلیحضرت وجود داشته
و نمی‌فهمن که اینکارِ اونها در واقع به خاطر دروغ فرماندهانشون بوده

00:10:50.630 --> 00:10:55.580
اون لحظه‌ای که خون این بیست هزار نفر ریخته میشه
آسیب بزرگی به آبروی خاندان سلطنت وارد خواهد شد

00:10:55.580 --> 00:10:58.370
تجدید نظر بفرمایید پدر

00:11:01.500 --> 00:11:04.280
تجدید نظر بفرمایید اعلیحضرت

00:11:08.400 --> 00:11:13.910
این حرفات منطقی به نظر میان
بلند شو

00:11:13.910 --> 00:11:16.480
ممنونم پدر
ممنونم اعلیحضرت

00:11:16.480 --> 00:11:21.030
حالا که اینطوریه
اینها رو اعدام نمی‌کنیم

00:11:21.030 --> 00:11:25.280
ولی بدونید که این عفو شامل
اونها که فرار کردن نمیشه

00:11:25.280 --> 00:11:29.340
دیگه اینکه، محل جرم شاهزاده یو اینجا و دور از پایتخت بوده

00:11:29.340 --> 00:11:32.630
هنوز هم اخبار واضحی از پایتخت دریافت نکردیم
 که بدونیم قضیه واقعاً چطوری بوده

00:11:32.630 --> 00:11:39.140
اگر ملکه، مجبور به انجام اینکار نشده باشه
 پس حتماً با پسرش همدست بوده

00:11:40.400 --> 00:11:43.370
هنوز ۷۰۰۰ سرباز، از گارد سلطنتی در پایتخت هستند

00:11:43.370 --> 00:11:47.860
من باور نمی‌کنم که به شما خیانت کرده باشن اعلیحضرت
مطمئنم که کسی ازشون سوء‌استفاده کرده بوده

00:11:47.860 --> 00:11:53.770
اگر اجازه بدید که شخصاً به اونجا برم، بهتون اطمینان می‌دم اعلیحضرت، که می‌تونم وضعیت رو به حالت عادی برگردونم

00:11:55.900 --> 00:12:00.540
منم داشتم به همین فکر می‌کردم
فرمانده منگ، صدهزار سرباز برمی‌داری

00:12:00.540 --> 00:12:04.490
-و به سرعت عازم، پایتخت میشی
-بله

00:12:04.490 --> 00:12:07.900
اول ملکه رو از قدرت خلع، و در منزلش محبوس کن

00:12:07.900 --> 00:12:11.020
وقتی برگشتم، خودم به حساب کارش می‌رسم

00:12:11.020 --> 00:12:12.660
بله

00:12:21.800 --> 00:12:26.120
اون اول که شنیدم اتفاقی در جیو آن شان افتاده
بدجوری ترسیده بودم

00:12:26.120 --> 00:12:29.030
خیلی نگران بودم که نکنه تو چیزیت شده باشه

00:12:29.030 --> 00:12:34.410
ولی بعدش فکر کردم، حالا که تو اینجایی، که نقشۀ دفاع بریزی

00:12:34.410 --> 00:12:39.080
اونایی که باید بترسن، خود جیاجینگ و شاهزاده یو هستن

00:12:40.200 --> 00:12:43.100
راستش توی این قضیه اصلِ کاری من نبودم

00:12:43.100 --> 00:12:48.120
فقط در صورتیکه جینگیان سپاه رو به موقع
 می‌رسوند بود که، مشکل ما حل میشد

00:12:52.900 --> 00:12:59.040
اگر می‌دونستم که جن پینگ و فی لا اینجا کنارت هستن
دیگه اونقدر نگرانت نمی‌شدم

00:13:04.600 --> 00:13:07.160
اون دختر خیلی بد آسیب دیده بود؟

00:13:10.500 --> 00:13:12.370
زخمش جدی بود

00:13:14.000 --> 00:13:16.750
اونم یکی از زیردستاته؟

00:13:16.750 --> 00:13:21.290
-بله، اونم برای اتحاد جینگجو کار می‌کنه
-ها؟

00:13:26.800 --> 00:13:34.090
من ازش نخواسته بودم که بیاد، اون بی‌اجازه اومد و خودش رو بین ارتش جا کرد، من واقعاً ازین موضوع خبر نداشتم

00:13:38.800 --> 00:13:42.820
داشتن چنین زیردستان جانفشانی که دنبالت میان چندان هم بد نیست

00:13:42.820 --> 00:13:46.440
هرچی باشه جن پینگ و فی لا، مرد هستن

00:13:46.440 --> 00:13:51.010
می‌تونی بخوای که کارهات رو برات انجام بدن
 ولی برای مراقبت از خودت

00:13:51.010 --> 00:13:55.910
اینکه یه زن رو کنار خودت داشته باشی، خیالم رو راحت می‌کنه

00:13:59.400 --> 00:14:02.080
اونکه از من مراقبت نمی‌کرد

00:14:02.080 --> 00:14:07.140
فقط لباس مردونه پوشیده بود، و جلوی چادرم ایستاده بود به، نگهبانی

00:14:07.140 --> 00:14:09.330
-نگهبانی؟
-آره

00:14:12.100 --> 00:14:18.490
باشه، حالا که اینطوره به موضوع مراقب از جناب سو
 ازین به بعد، خودم شخصاً رسیدگی می‌کنم

00:14:34.700 --> 00:14:37.540
-جان یینگ
-سرورم

00:14:37.540 --> 00:14:39.210
چرا هنوز نرفتی که بخوابی؟

00:14:39.210 --> 00:14:42.920
شورش تازه سرکوب شده
محض احتیاط بهتره مراقب باشیم

00:14:44.500 --> 00:14:47.790
-همۀ افراد جا به جا شدن؟
- بله

00:14:47.790 --> 00:14:51.540
- جناب سو چی؟
-جناب سو در قسمت شرقی هستن

00:14:56.000 --> 00:14:57.470
یعنی خوابیده؟

00:14:57.470 --> 00:15:02.930
اتفاقات این چند روز حتماً خیلی خسته‌شون کرده
دیر وقت هم هست، چیزی هست که می‌خواید بهشون بگید؟

00:15:07.700 --> 00:15:12.820
راستی! بسپر که تعداد نگهبان‌های شبانۀ، شاهزاده یو و همدست‌هاشو زیاد کنن، همینطور دنبال دستگیری هوئی یائو باشن

00:15:12.820 --> 00:15:16.070
وقتیکه گرفتنش، مهم نیست چه وقتی باشه، حتماً بهم خبر بده

00:15:16.070 --> 00:15:18.040
بله

00:15:30.100 --> 00:15:32.350
تقدیم گزارش سرورم، ما تونستیم «هوئی یائو» رو دستگیر بکنیم

00:15:32.350 --> 00:15:34.980
هوئی یائو، باید به صورت انفرادی زندانی بشه

00:15:34.980 --> 00:15:38.200
شکنجه‌اش نکنید، لازمه که تا رسیدن به پایتخت زنده بمونه

00:15:38.200 --> 00:15:44.260
بله، همۀ نگهبانانش، از سربازان عمارت شما هستند
نگران نباشید سرورم

00:15:44.260 --> 00:15:45.680
اون چیزی هم گفته؟

00:15:45.680 --> 00:15:48.250
مدام میگه که، شاهزاده یو بهش دروغ گفته بوده

00:15:48.250 --> 00:15:51.750
باورش شده بوده که، شاهزاده جینگ مرتکب خیانت شدن

00:15:53.000 --> 00:15:57.010
مثل اینکه اصلاً قصد نداره که
از شاهزاده یو دفاعی بکنه

00:15:57.010 --> 00:16:01.100
پای مرگ و زندگی، رابطه‌های رنگ می‌بازن
!راستی

00:16:01.100 --> 00:16:05.120
امروز پدر بهم اجازه دادن که
اعتراف‌نامۀ جیاجینگ رو بخونم

00:16:07.900 --> 00:16:12.720
فکر می‌کنم که، اعلیحضرت حتی یک کلمه از، حرفای جیاجینگ رو باور نکرده باشن

00:16:12.720 --> 00:16:18.490
منم اعتراف‌نامه رو خوندم، اغلب حرفهاش حقیقت دارن
حقایقی که فقط ما ازشون خبر داریم

00:16:18.490 --> 00:16:21.370
ولی یه جاییش رو درست نفهمیدم

00:16:21.370 --> 00:16:23.690
بعد از نوشتن اونهمه حرف راست و درست

00:16:23.690 --> 00:16:27.530
چرا باید اضافه کنه که شما
از دوستان شاهزاده جی هستید؟

00:16:30.400 --> 00:16:33.710
اینکه بخواد بدون هیچ مدرکی، چنین اتهامی رو به شما نسبت بده، باعث میشه دربارش فکر کنن که

00:16:33.710 --> 00:16:37.960
بقیۀ حرفهاش هم همینقدر بی‌پایه بودن
جیاجینگ که همچین آدم احمقی نیست درسته؟

00:16:38.900 --> 00:16:43.550
این دروغ نیست، تصدیق می‌کنم که من این حرف رو زدم

00:16:43.550 --> 00:16:46.450
شما اینو گفتین؟

00:16:46.450 --> 00:16:49.180
شاهزاده جی همیشه مثل خاری در چشم جیاجینگ بوده

00:16:49.180 --> 00:16:53.240
تنفر جیاجینگ از شما هم
ریشه در تنفر اون از شاهزاده جی داره

00:16:53.240 --> 00:16:58.340
من گفتم که از اطرافیان شاهزاده جی هستم، تا تمرکزش رو بهم بزنم
البته علل دیگه‌ای هم داشته

00:16:58.340 --> 00:17:03.950
می‌خواستم برای خودم وقت بخرم
و نقاط ضعف اون رو، راحتتر به دست بیارم

00:17:03.950 --> 00:17:06.100
پس علتش این بوده

00:17:08.400 --> 00:17:13.310
!مراقب باشین! قفس رو بذارین زمین
!گاز میگیره! آرومتر، مراقب باشین

00:17:13.310 --> 00:17:17.380
!سرورم! سرورم
!بالأخره گرفتیمش

00:17:17.380 --> 00:17:20.340
!سرورم، بالأخره موفق شدم، گرفتمش

00:17:20.340 --> 00:17:24.650
قبلاً خبر دستگیری هوئی یائو رو بهم دادن
جان یینگ همین الآن خبرشو بهم داد

00:17:24.650 --> 00:17:31.710
نه بابا، هوئی یائو رو که نمیگم، همون جونوره است، ما بالأخره تونستیم اون جونوره رو بگیریم

00:17:32.900 --> 00:17:36.890
خب پس تبریک می‌گم، بعد از یکسال
!بالأخره تونستی بگیریش

00:17:38.500 --> 00:17:41.830
سرورم، این جونوره

00:17:41.830 --> 00:17:47.190
به نظر می‌رسه که یه آدم باشه، اون بیرون توی قفسه انداختیمش
می‌خواین یه نگاهی بندازین؟

00:17:48.800 --> 00:17:53.850
من می‌خوای ببینمش، سرورم اگر مشکلی نیست اجازۀ مرخصی می‌دید؟

00:17:55.600 --> 00:17:57.850
بفرمایید خواهش می‌کنم

00:17:57.850 --> 00:18:00.370
جناب سو ازین طرف

00:18:00.370 --> 00:18:03.210
-منم میرم ببینم
-بفرمایید

00:18:08.300 --> 00:18:13.650
رئیس، خیلی مراقب باشید، اون به شدت وحشیه، نزدیک قفس نرید

00:18:45.600 --> 00:18:48.090
-!جناب سو
-!جلو نیاید

00:18:57.000 --> 00:18:58.590
اینجا چه خبره؟

00:18:58.590 --> 00:19:01.890
...سرورم، جناب سو رفتن جلوی

00:19:06.400 --> 00:19:10.510
لازم نیست بترسی
نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

00:19:11.800 --> 00:19:14.520
می‌تونی سرتو بلند کنی؟

00:19:19.600 --> 00:19:23.020
میشه بذاری صورتتو ببینم؟ میشه؟

00:20:00.700 --> 00:20:05.570
فهمیدم، فهمیدم

00:20:12.200 --> 00:20:18.960
به من اعتماد کن، دیگه همه چیز درست میشه

00:20:29.700 --> 00:20:35.100
منکه هستم، دیگه همه چیز درست میشه

00:20:35.100 --> 00:20:37.680
به من اعتماد کن

00:20:46.400 --> 00:20:50.640
بده، چشماش کاسۀ خونن، جناب سو عقب بکشین، چشماش
!پرِ خونن

00:20:50.640 --> 00:20:57.140
-این جونور خونخواره
-!اگر بتونه از خون من بخوره اونوقت دردش کم میشه

00:20:59.700 --> 00:21:03.240
اون داره سعی می‌کنه جلوی خودش رو بگیره

00:21:03.240 --> 00:21:06.770
نمی‌خواد به من صدمه بزنه
در قفس رو باز کنید

00:21:06.770 --> 00:21:08.850
جناب سو

00:21:08.850 --> 00:21:10.730
!دارم بهت دستور میدم که در قفس رو باز کنی

00:21:10.730 --> 00:21:13.990
این...این...سرورم

00:21:16.800 --> 00:21:21.270
سرورم، میشه اجازه بدین که این آدم تحت نظر من باشه؟

00:21:21.270 --> 00:21:26.500
اگر صلاح نمی‌دونید که اینجا بمونه
می‌تونم ببرمش که یه جای دیگه باشه

00:21:31.800 --> 00:21:37.900
جناب سو حالا که انقدر اصرار دارید
اینجا موندنش منعی نداره، ولی، خیلی مراقب باشید

00:21:37.900 --> 00:21:40.260
خیلی ممنونم سرورم

00:21:40.260 --> 00:21:43.380
-بازش کنید
-بله

00:21:50.380 --> 00:21:52.160
!رئیس

00:21:52.160 --> 00:21:54.100
برو کنار

00:22:05.100 --> 00:22:07.390
همراه من بیا

00:22:12.100 --> 00:22:14.040
بیا

00:22:28.030 --> 00:22:30.960
سرورم، جناب سو ازون موقع حرف خاصی باهاش نزده

00:22:30.960 --> 00:22:34.310
فقط مرتب بهش قوت قلب میده، و براش دارو میاره

00:22:34.310 --> 00:22:41.140
در حال حاضر اون مرد آروم گرفته
جناب سو خواست که حمام گرم رو آماده بکنن
و اون مرد رو بشورن

00:22:47.300 --> 00:22:51.300
یعنی رابطۀ جناب سو، با این مرد عجیب چیه؟

00:22:51.300 --> 00:22:57.040
همینطور سرورم، مثل اینکه جناب سو
یه مقدار از خونشو به اون مرد داده تا بخوره

00:22:57.040 --> 00:22:58.850
!چی گفتی؟

00:23:00.900 --> 00:23:04.310
از خون خودش بهش داده؟

00:23:04.310 --> 00:23:06.820
مثل اینکه
البته من خیلی واضح ندیدم

00:23:06.820 --> 00:23:12.610
سرورم، سرورم، نمیشه باور کرد
!کاملاً سفید شده

00:23:12.610 --> 00:23:15.470
سرورم، رنگ اون مرده سفیده

00:23:15.470 --> 00:23:16.800
چی سفیده؟

00:23:16.800 --> 00:23:21.510
اون جونوره رو میگم، نه! اون مرده
مجبورش کردن حموم بکنه

00:23:21.510 --> 00:23:24.740
اون پشم‌هایی که روی تنش بود
!رنگشون سفیده

00:23:24.740 --> 00:23:30.040
اولش انقدر کثیف بود که
من فکر کردم که رنگش قهوه‌ایه

00:23:30.040 --> 00:23:34.140
جی منگ، برای چی این اطلاعات بیخود رو تحویل جناب شاهزاده میدی؟

00:23:34.140 --> 00:23:36.950
مگه جناب شاهزاده دوست ندارن که بدونن؟

00:23:36.950 --> 00:23:40.170
چیزایی که جناب شاهزاده می‌خوان بدونن اینا نیستن
دیگه می‌تونی بری

00:23:40.170 --> 00:23:44.420
پس منم دیگه این چیزا رو، بهتون نمیگم

00:23:53.000 --> 00:23:54.850
رئیس

00:23:57.700 --> 00:24:00.480
لطفاً این دارو رو بخور

00:24:20.600 --> 00:24:22.670
برادر

00:24:22.670 --> 00:24:24.790
شاهزاده خانم

00:24:33.800 --> 00:24:37.840
برادر، به خاطر اتفاق امروز خیلی نگرانت بودم
اومدم ببینم که چه خبره

00:24:37.840 --> 00:24:42.250
برادر نگران نباش
هیچکس اومدنم رو ندید

00:24:50.000 --> 00:24:53.530
میشه اجازه بدی که من دستبندت رو ببینم؟

00:25:01.000 --> 00:25:04.010
می‌دونم که تو دستبندی رو داری که متعلق به ارتش شیانه

00:25:09.000 --> 00:25:12.610
که اسمتو روش حک کردن

00:25:12.610 --> 00:25:17.710
از روی ظاهرت مطمئن نیستم
فقط می‌خوام بدونم که

00:25:17.710 --> 00:25:21.910
آیا تو همون آدمی هستی که من همیشه بهش فکر می‌کنم یا نه

00:25:47.400 --> 00:25:52.100
نی فنگ؟ برادر نی فنگ؟

00:25:53.010 --> 00:25:55.560
تو واقعاً برادر نی فنگی؟

00:26:05.800 --> 00:26:07.890
برادر نی

00:26:10.000 --> 00:26:12.850
!برادر نی، تو نمردی

00:26:17.800 --> 00:26:20.390
من شائو شوام

00:26:25.800 --> 00:26:28.400
من شائو شوام

00:26:36.660 --> 00:26:39.200
!برادر نی

00:27:05.600 --> 00:27:07.320
سرورم

00:27:07.320 --> 00:27:12.760
جناب سو! فکر می‌کردم که مشغول نگهداری ازون بیمارتون باشید
چی شده که به اینجا اومدید؟

00:27:18.400 --> 00:27:22.740
این کارا برای چیه؟ مگه چه اتفاقی افتاده؟ بلند شید

00:27:22.740 --> 00:27:26.680
می‌خواستم بیش از حدم ازتون خواهشی داشته باشم
امیدوارم که سرورم موافقت بفرمایند

00:27:26.680 --> 00:27:30.810
اگه بتونم، حتماً انجامش می‌دم، لطفاً اول بلند شید

00:27:35.000 --> 00:27:40.710
می‌خواستم جسارت کنم، و بخوام که بانو جینگ، درمان بیمار منو تقبل بکنن

00:27:42.600 --> 00:27:44.900
همونی که توی اتاقتونه؟

00:27:45.780 --> 00:27:47.690
درسته

00:27:48.900 --> 00:27:52.710
خب اونم یه بیماره
بهتر نیست که یه پزشکو براش ببرید؟

00:27:52.710 --> 00:27:57.100
بیماری اونو، فقط بانو جینگ هستن که می‌تونن درمان بکنن

00:28:07.700 --> 00:28:10.690
الآن که خیلی دیروقته، فردا من

00:28:10.690 --> 00:28:16.630
اینو از مادرم می‌خوام، ولی اینکه قبول بکنن یا نه، کاملاً بسته به تصمیم خودشونه

00:28:16.630 --> 00:28:18.490
خیلی ممنونم سرورم

00:28:18.490 --> 00:28:22.690
-مریضی که همۀ بدنشو موی سفید پوشونده؟
-بله

00:28:27.000 --> 00:28:32.340
متوجه شدم، یه لحظه وایسا، تا کیف داروهامو بیارم

00:29:04.000 --> 00:29:09.440
بانوی من، وضعیتش دقیقاً چطوره؟ مسمومیتش شدیده؟

00:29:09.440 --> 00:29:15.010
وضعش خوبه، مسمومیت شدید نیست، هنوز به سی درصد هم نرسیده

00:29:15.010 --> 00:29:21.020
طب سوزنی من، فقط برای یک تا دو ماه جلوی پیشرفت بیماریش رو می‌گیره

00:29:21.020 --> 00:29:25.960
سم شرارۀ تلخ، خطرناک‌ترین سمیه که تا حالا شناخته شده

00:29:25.960 --> 00:29:29.720
مشکل اینه که از آلوده شدنش خیلی وقته که میگذره و بیماریش کهنه شده

00:29:29.720 --> 00:29:34.310
با توانی که من دارم
از پسِ درمانش برنمیام

00:29:40.600 --> 00:29:45.360
متوجه شدم، بانوی من، لطفاً شروع کنید

00:29:52.800 --> 00:29:54.400
رئیس

00:30:35.500 --> 00:30:39.550
فی لا، این همون کبوتری نیست که قراره پیغام رئیس رو برای ارباب چن ببره؟

00:30:39.550 --> 00:30:43.350
-آخه چرا بعد ازینکه من پرش دادم رفتی دوباره گرفتیش؟
-بدش من

00:30:43.350 --> 00:30:45.630
!فی لا، بدش به من ببینم

00:30:45.630 --> 00:30:48.740
بذار بهت بگم، رئیس چن قراره به زودی برای کار مهمی  به اینجا بیاد

00:30:48.740 --> 00:30:52.380
اون اصلاً وقت نمی‌کنه که بخواد سر به سرت بذار فی لا
باور کن راست میگم

00:30:53.600 --> 00:30:57.890
نکشیش! اگه بکشیش بهت گفته باشم
 !توی بد دردسری می‌افتی

00:30:58.900 --> 00:31:01.510
!دردسر

00:31:07.900 --> 00:31:11.220
!آفرین، پسر خوب

00:31:18.700 --> 00:31:22.610
مجبورم اینجا مواظبت باشم
می‌ترسم یوقت بری دوباره بگیریش

00:31:40.600 --> 00:31:43.000
تموم شد

00:31:43.000 --> 00:31:45.300
خیلی ممنونم بانوی من

00:31:45.300 --> 00:31:50.130
پزشکْ بیمارش رو از صمیم قلب درمان می‌کنه
نیازی به تشکر نیست

00:31:56.900 --> 00:31:58.810
بیا

00:32:15.200 --> 00:32:18.150
شما باید کسی که می‌تونه این بیماری رو درمان بکنه بشناسین

00:32:18.150 --> 00:32:20.850
بله، قبلاً براش نامه‌ای فرستادم

00:32:20.850 --> 00:32:24.780
مسئله اینه که اون خیلی ازینجا دوره
تا بخواد برسه مدتی طول می‌کشه

00:32:26.000 --> 00:32:30.720
پس در این مدت اگر احتمالاً مشکلی برای بیمار شما پیش اومد
می‌دونید که کجا پیدام بکنید

00:32:30.720 --> 00:32:32.900
خیلی ممنونم بانوی من

00:32:38.200 --> 00:32:42.690
ایشون انقدر خیلی نگران بیمارشون بودن
که قرارتون رو فراموش کردن

00:32:53.300 --> 00:32:57.410
رابطۀ مادر و جناب سو شبیه
اونایی که تازه آشنا شدن نیست

00:33:00.200 --> 00:33:03.910
نگاش کن! تو هنوزم دربارۀ اون موضوع کنجکاوی

00:33:03.910 --> 00:33:06.410
و شما هنوزم نمی‌خواید به من چیزی بگید؟

00:33:11.300 --> 00:33:14.810
جناب سو پسر شخصیه که در گذشته میشناختم

00:33:14.810 --> 00:33:17.200
اون اول اینو نمی‌دونستم

00:33:17.200 --> 00:33:23.150
اینکه بعد ازین همه مدت تونستیم با هم ملاقات کنیم
حتماً باید کار سرنوشت بوده باشه

00:33:26.400 --> 00:33:27.780
گذشته؟

00:33:27.780 --> 00:33:31.030
بله، گذشته

00:33:31.030 --> 00:33:34.220
اون موقع، من هنوز خیلی جوان بودم

00:33:34.220 --> 00:33:39.500
همراه استادم برای درمان بیماران می‌رفتیم
تا اینکه یک روز یکی از پزشکان اونجا می‌خواست اذیتم بکنه

00:33:39.500 --> 00:33:43.670
اگر اون آدم سر نرسیده بود و
بهم کمک نکرده بود

00:33:43.670 --> 00:33:49.230
احتمال داشت، که دیگه عمرم به این دنیا باقی نمونه

00:33:49.230 --> 00:33:51.810
پس اون آدم ناجی شما به حساب میاد

00:33:53.500 --> 00:33:59.410
پس اگر شما پسر ناجی مادرم هستید، چرا هرگز نشنیده بودم که
مادرم، به این رابطه‌شون با شما اشاره‌ای کرده باشن؟

00:33:59.410 --> 00:34:04.710
این موضوع رو، خود منم بعد از ملاقات با بانو جینگ بود که، ازش خبردار شدم

00:34:05.600 --> 00:34:10.760
ولی، اینکه موضوع خیلی مهمی بوده
خب چرا از همون اولش این موضوع رو ازم مخفی کردین؟

00:34:10.760 --> 00:34:15.560
ازت مخفی نکردم
فقط نمی‌خواستم در موردش حرف بزنم

00:34:15.560 --> 00:34:19.310
همش مربوط به گذشته‌ام میشه
ازون سالها که حرف می‌زنم

00:34:19.310 --> 00:34:22.650
ناراحت میشم و دلم میگیره

00:34:25.600 --> 00:34:29.550
اون بیماری که ازش پرستاری می‌کنید
چه ارتباطی با شما پیدا می‌کنه جناب سو؟

00:34:30.500 --> 00:34:36.460
اون یکی از دوستان قدیمیِ منه
ما خیلی سال پیش، با هم رفاقت داشتیم

00:34:38.400 --> 00:34:42.440
درسته، جناب سو شما فقط نزدیک به دو ساله که به پایتخت آمدید

00:34:42.440 --> 00:34:46.810
طبیعیه که از گذشته دوستانی داشته باشید
که من نمیشناسم

00:34:49.700 --> 00:34:56.020
باشه، همه چیز عادی به نظر می‌رسه
دیگه نمی‌پرسم

00:35:06.830 --> 00:35:11.060
مثل اینکه، هنوزم ته دلت قانع نشدی

00:35:12.000 --> 00:35:17.460
من به شما اعتماد دارم، به جناب سو هم اعتماد دارم
ولی وقتی میبینم که دیگران منو محرم خودشون نمی‌دونن

00:35:17.460 --> 00:35:21.050
ته دلم احساس تنهایی می‌کنم

00:35:21.050 --> 00:35:25.810
این راهی که، توش قدم گذاشتی حالا و برای همیشه راهی پر از تنهایی خواهد بود

00:35:25.810 --> 00:35:30.140
هرچی که هم بالاتر میری
تنهاتر هم خواهی شد

00:35:32.700 --> 00:35:37.090
این چند روز رو، داشتم به گذشتۀ خودم فکر می‌کردم

00:35:37.090 --> 00:35:40.720
زمانی که برادرانی داشتم
و دوستانی که پشتم بودن

00:35:40.720 --> 00:35:45.110
هر روز به شادی می‌گذشت
اصلاً نمی‌دونستم غم دنیا چی هست

00:35:50.000 --> 00:35:52.220
جینگیان

00:35:54.900 --> 00:35:57.020
این باری که روی دوشت داری

00:35:57.020 --> 00:35:59.960
فقط خودتی که باید حملش بکنی

00:35:59.960 --> 00:36:02.320
من نمی‌تونم کمکی بهت بکنم

00:36:03.200 --> 00:36:07.360
ولی مطمئنم، بالأخره یه روزی می‌رسه که

00:36:07.360 --> 00:36:10.310
وقتی برمی‌گردی و به پشت سرت نگاه می‌کنی

00:36:10.310 --> 00:36:17.090
بالأخره می‌فهمی که، در چنین روزی، درست در کنارت

00:36:17.090 --> 00:36:20.680
رفیق شفیقی رو داشتی که پشتت بوده و حمایتت می‌کرده

00:37:07.200 --> 00:37:11.250
خوشبختانه مسمومیتت شدید نیست
نیازی نیست که نگرانش باشی

00:37:11.250 --> 00:37:15.730
همه چیز رو به من بسپر
تو فقط استراحت کن

00:37:21.500 --> 00:37:25.730
می‌دونم که، توی این مدت سختی زیاد کشیدی

00:37:25.730 --> 00:37:30.200
از صخرۀ می تا پایتخت
و تا اینجا که کوهستان جیو آنِ

00:37:30.200 --> 00:37:35.380
تو اینهمه راه رو اومدی
چون می‌خواستی خواهر دونگ رو ببینی

00:37:37.900 --> 00:37:42.110
خیلی بد شد که نتونست برای شکار امسال بیاد
ولی غصه نخور

00:37:42.110 --> 00:37:46.800
وقتیکه به پایتخت برگشتیم
جور می‌کنم که شما دوتا بتونین همو ببینین

00:37:46.800 --> 00:37:48.590
اینطوری خوبه؟

00:37:54.000 --> 00:37:57.240
اشکالی نداره
اشکالی نداره

00:37:57.240 --> 00:38:01.070
هیچ مهم نیست که چه شکلی شدی
خواهر دونگ هم اصلاً اهمیتی نمیده

00:38:01.070 --> 00:38:05.630
این مهمه که تو زنده موندی
همینکه زنده موندی براش بهترین هدیه است

00:38:15.900 --> 00:38:18.720
از ۱۷ ژنرال ارتش شیان

00:38:18.720 --> 00:38:21.510
فقط تو یکی هستی که زنده باقی مونده

00:38:22.400 --> 00:38:27.520
ما دو تا زنده موندیم، چون برادرانمون تا آخرین نفس‌شون جنگیدن

00:38:32.000 --> 00:38:37.440
پدرم، بیشتر عموهام

00:38:37.440 --> 00:38:40.650
زندگی هفتاد هزار سرباز ارتش شیان

00:38:40.650 --> 00:38:43.700
در وجود من و تو زنده است

00:38:43.700 --> 00:38:46.530
برای همین ما حق نداریم که امید به

00:38:46.530 --> 00:38:49.490
پاک شدن نام اونها ازین ننگ و

00:38:49.490 --> 00:38:52.450
لغو شدن حکم قبلی پرونده رو رها بکنیم

00:39:07.500 --> 00:39:10.930
برادر نی، به خوابیدن توی اینجور جاها عادت نداره

00:39:10.930 --> 00:39:13.310
در طول شب، حواست به هر اتفاقی که توی اتاقش می‌افته باشه

00:39:13.310 --> 00:39:15.740
بله، متوجه شدم

00:39:17.200 --> 00:39:21.120
رئیس، حالتون خوب نیست، میرم داروتون رو بیارم

00:39:24.000 --> 00:39:30.010
رئیس! دارو! مگه هنوز ازش نداشتین؟
!رئیس

00:39:30.010 --> 00:39:33.400
-برادر سو
-فی لا! کمک کن رئیس رو بخوابونیم

00:39:33.400 --> 00:39:37.240
زود باش فی لا، برو کمک بیار
زود باش

00:39:37.240 --> 00:39:39.290
رئیس

00:39:43.900 --> 00:39:45.700
!گاو آبی

00:39:46.840 --> 00:39:51.600
!گاو آبی

00:39:51.600 --> 00:39:53.590
!گاو آبی

00:39:53.590 --> 00:39:55.720
!گاو آبی

00:39:58.000 --> 00:39:59.590
چی شده؟

00:39:59.590 --> 00:40:01.910
برادر سو

00:40:07.100 --> 00:40:13.410
جن پینگ، به نیهوانگ چیزی نگو
نذار بیاد اینجا

00:40:13.410 --> 00:40:16.270
باشه، باشه، خودم می‌دونم

00:40:21.400 --> 00:40:23.500
چش شده؟

00:40:23.500 --> 00:40:27.140
داروی رئیس تموم شده
الآن حالش خیلی بده

00:40:28.500 --> 00:40:34.970
سرورم، من خوبم، خوبم

00:40:37.800 --> 00:40:40.250
میرم مادرمو بیارم

00:40:43.200 --> 00:40:47.600
برادر سو
برادر سو

00:41:15.500 --> 00:41:17.980
پدر

00:41:21.100 --> 00:41:23.560
اون چی گفت؟

00:41:29.400 --> 00:41:31.370
مادر

00:41:31.370 --> 00:41:36.330
وضعیتش ثابت شده، برای بقیۀ شب با دقت مراقبش باشید

00:41:36.330 --> 00:41:40.670
تنفسش منظم نیست، نباید بذارین که به پشت بخوابه

00:41:52.100 --> 00:41:57.930
جینگیان
!اصلاً نترس

00:42:07.210 --> 00:42:13.690
<i>♫ چند تا طومار لازمه، تا بشه حکایت تغییر ایام رو نوشت؟ ♫ </i>

00:42:13.690 --> 00:42:20.410
<i>♫ این زمانۀ سخت، قرار رو از دل آدم می‌بره ♫ </i>

00:42:20.410 --> 00:42:27.410
<i>♫ هنوزم خون‌هائیه که جاریه، ولی انگار هیچ کسی نمی‌بینه  ♫ </i>

00:42:27.410 --> 00:42:34.760
<i>♫ شعله‌های آتش، امیدهای زندگی رو نابود می‌کنن ♫ </i>

00:42:34.760 --> 00:42:41.100
<i>♫ شمشیر رو، به دست اون دادن ♫ </i>

00:42:41.100 --> 00:42:48.020
<i>♫ توی این وقتی که برام مونده، هیچ امیدی به زندگی ندارم ♫ </i>

00:42:48.020 --> 00:42:54.850
<i>♫ قصر امپراتور با برج‌های بلندش، همونطور مجلل و باشکوهه  ♫ </i>

00:42:54.850 --> 00:43:07.020
<i>♫ آینه‌ها از غبار پاک میشن، و عهد و پیمان‌ها دل سیاهی شب رو، می‌شکافن ♫ </i>

00:43:07.020 --> 00:43:15.010
<i>♫ کمان سرخ دیروزی، معطل به دیوار آویزونه ♫ </i>

00:43:15.010 --> 00:43:21.960
<i>♫ سپاه با اینکه هنوزم توان داره، ولی می‌خواد که جنگیدن رو بس بکنه  ♫ </i>

00:43:21.960 --> 00:43:28.710
<i>♫ دنیا نمی‌تونه قلب پاک منو، یه گوشه‌ای قایم بکنه ♫ </i>

00:43:28.710 --> 00:43:34.290
<i>♫ به نظرم عالم درست مثل یه نقاشیه ♫ </i>

00:43:34.290 --> 00:43:42.450
<i>♫ که به قاب دورش محدوده، اینطوری کیه که بتونه از دنیا بکنه و بره «بهشتِ در آتش» رو نجات بده؟ ♫ </i>

00:43:42.450 --> 00:43:49.300
<i>♫ اون جوون دیروزی، همون جوانۀ عدالت و از خودگذشتگی  ♫ </i>

00:43:49.300 --> 00:43:56.130
<i>♫ با همۀ تنهایی‌هاش برگشته، تا نذاره دیگه آتشی روشن بمونه ♫ </i>

00:43:56.130 --> 00:44:03.440
<i>♫ :همۀ اینا رو نوشتن، تا همۀ آدمها بخونن که  ♫ </i>

00:44:03.440 --> 00:44:08.790
<i>♫ ...اون باد که اومد ♫</i>

00:44:08.814 --> 00:44:20.814
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:44:21.640 --> 00:44:26.600
<i>♫ ...همۀ ابرها رو با خودش برد ♫</i>