﻿WEBVTT

00:00:00.070 --> 00:00:10.950
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:10.974 --> 00:00:30.974
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.560 --> 00:01:00.050
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.200 --> 00:01:03.700
<i>قسمت پنجم</i>

00:01:42.880 --> 00:01:47.510
خب اگه انقدر نگرانی، یکیو بفرست دنبالشون

00:01:47.510 --> 00:01:50.800
نگرانیم از آخرین شب سفرشونه

00:01:50.800 --> 00:01:52.800
خطرناک‌ترینْ وقت اونجاست

00:01:52.800 --> 00:01:58.800
مطمئنم که، پینگ جینگ، اینجا رو برای اردوزنی انتخاب می‌کنه

00:01:59.650 --> 00:02:01.300
کجا؟

00:02:04.930 --> 00:02:08.440
اینجا، نهر چیجو

00:02:09.990 --> 00:02:12.400
<i>[نهر چیجو]</i>

00:02:12.400 --> 00:02:14.600
گفتی نهر چیجو؟

00:02:14.600 --> 00:02:16.500
بله

00:02:16.500 --> 00:02:20.100
جلوتر جایی برای اقامت نیست
امشبو مجبوریم، همینجا بمونیم

00:02:20.100 --> 00:02:22.000
۴۰۰سرباز زبده داریم

00:02:22.000 --> 00:02:24.710
اگه بخوان همینطوری حمله بکنن
می‌دونن از پسمون برنمیان

00:02:24.710 --> 00:02:26.700
.فقط می‌مونه غافلگیری

00:02:26.700 --> 00:02:30.800
من، پیشنهاد می‌کنم در جانب شرقی نهر چادر بزنیم

00:02:30.800 --> 00:02:32.800
دو طرفش، با صخره‌ها محاصره شده

00:02:32.800 --> 00:02:34.900
پس فقط دو سمت برای مراقبت باقی می‌مونه

00:02:34.900 --> 00:02:37.000
اینطوری خیلی راحت میشه دفاع کرد

00:02:37.000 --> 00:02:38.590
منم موافقم

00:02:38.590 --> 00:02:42.200
با ۲۰۰ سرباز، در هر طرف

00:02:42.200 --> 00:02:46.800
استادان لانگیا هم هدایت‌شون بکنن
بازم موفق نمیشن

00:02:50.100 --> 00:02:52.200
من خیلی ازین چیزا سر در نمیارم

00:02:52.200 --> 00:02:55.500
پینگ جینگ، تو موافق نیستی؟

00:02:55.500 --> 00:02:57.190
نه

00:02:57.190 --> 00:02:59.000
انتخاب‌‌تون خیلی هم خوبه

00:02:59.000 --> 00:03:02.500
فقط تو این، فکر بودم که داریم به پایتخت می‌رسیم و

00:03:02.500 --> 00:03:04.500
هنوز نتونستیم دون تونگجو رو بگیریم

00:03:04.500 --> 00:03:05.900
حس خوبی ندارم

00:03:05.900 --> 00:03:09.600
ارباب‌زاده، الآن مسئلۀ مهم اینه که شاهدها رو به پایتخت برسونیم

00:03:09.600 --> 00:03:11.600
آدم اصلی پشت قضایا که دستگیر بشه

00:03:11.600 --> 00:03:15.700
جیره‌بگیری مثل دون تونگجو، دیر یا زود گیر می‌افته

00:03:16.500 --> 00:03:19.900
حرفتون درسته ژنرال، الآن اولویت با چیزهای دیگه است

00:03:20.700 --> 00:03:23.900
پس... بیاید سریع‌تر راه بیفتیم

00:04:12.600 --> 00:04:16.200
مناظر اینجا، اطراف جینلینگ قشنگ‌ترینن

00:04:16.200 --> 00:04:18.300
حیف که الآن نمیشه

00:04:18.300 --> 00:04:22.200
ولی کارمون که تموم شد، می‌برمتون یه جایی که کسی تا حالا نرفته

00:04:22.200 --> 00:04:25.700
از لطف‌تون ممنونم، ولی من فقط برای همراهی با پزشک چانگ اومدم

00:04:25.700 --> 00:04:27.700
چند روز دیگه برمی‌گردم

00:04:27.700 --> 00:04:29.100
برای چی؟

00:04:29.100 --> 00:04:32.600
درست یادم باشه تالار جی فنگ یه درمانگاهم توی پایتخت داره

00:04:32.600 --> 00:04:34.800
اونجا نمی‌مونید؟

00:04:34.800 --> 00:04:37.900
استادم همراه برادرتون رفتن پایتخت

00:04:37.900 --> 00:04:40.500
خودشون مراقب اونجا هستن

00:04:40.500 --> 00:04:42.200
دوشیزه لین

00:05:02.800 --> 00:05:05.000
چیزی تا پایتخت نمونده

00:05:05.000 --> 00:05:10.200
جناب جانگ، قصد دارید همینطور به این سکوت‌تون ادامه بدین؟

00:05:14.800 --> 00:05:17.600
وقتی چه حرف بزنه چه نزنه کارش تمومه

00:05:17.600 --> 00:05:21.400
نمی‌دونم چرا، انقدر اصرار داره که

00:05:21.400 --> 00:05:23.700
از بالادستیش محافظت بکنه

00:05:23.700 --> 00:05:28.500
آره، بدجوری دهنشو بسته

00:05:28.500 --> 00:05:30.800
اینکارو می‌کنه برای چی؟

00:05:32.490 --> 00:05:35.520
ارباب‌زاده-
عمو شو-

00:05:56.600 --> 00:06:01.700
عمو شو، من اینجا هستم، شما برید استراحت کنید

00:06:33.500 --> 00:06:35.300
کی هستی؟

00:06:38.900 --> 00:06:42.200
<i>!افراد! بگیریدش</i>

00:06:42.200 --> 00:06:44.200
<i>!نذارید فرار کنه</i>

00:07:26.200 --> 00:07:28.100
چه خبره؟

00:07:35.200 --> 00:07:38.400
چیه؟ انتظارشو نداشتین نه؟

00:07:38.400 --> 00:07:41.900
!راستشو بگم... چرا داشتم

00:07:58.700 --> 00:08:02.000
ارباب‌زاده کی جا به جاش کردین؟

00:08:02.000 --> 00:08:04.200
حتی منم نفهمیدم

00:08:04.200 --> 00:08:09.400
وقتی اینکارو کردم که... فهمیدم تو چرا فرمانده چیانو کشتی

00:08:11.840 --> 00:08:13.560
چیو فهمیدی؟

00:08:13.600 --> 00:08:15.600
تنها کسانی که آدم اصلی رو می‌شناختن

00:08:15.600 --> 00:08:18.800
یکی دادرس جانگ بود و یکی فرمانده چیان

00:08:18.800 --> 00:08:23.200
خواهر یون می‌گفت، فرمانده چیان یتیم بوده و، کسی رو هم نداشته

00:08:23.200 --> 00:08:26.800
پس هیچ، نقطه ضعفی نداشت که بشه باهاش تهدیدش کرد

00:08:26.800 --> 00:08:30.000
جوری که تا پای مرگ هم دهنشو بسته نگه داره

00:08:30.000 --> 00:08:34.700
پس وقتی فقط یه فرصت داشتی، تصمیم گرفتی که فرمانده چیانو بکشی

00:08:34.700 --> 00:08:39.900
اون قبلاً نقطه‌ضعف دادرس رو بهت داده بود
زن و بچه‌اش که قرار شد همدستت بره سراغشون

00:08:40.200 --> 00:08:42.900
همدست؟ همدست دیگه کیه؟

00:08:42.900 --> 00:08:44.900
...درست میگم دیگه

00:08:45.990 --> 00:08:47.760
ژنرال جی؟

00:09:21.200 --> 00:09:24.000
من هیچ اشتباهی نکردم

00:09:24.000 --> 00:09:27.600
از کی به من مشکوک شدین؟

00:09:27.600 --> 00:09:30.000
اولش که شکی بهت نداشتم

00:09:30.000 --> 00:09:32.600
فقط یه چیزهایی جور در نمی‌اومدن

00:09:32.600 --> 00:09:35.400
ولی وقتی اونها رو کنار هم گذاشتم

00:09:35.400 --> 00:09:38.200
همه چیز خود به خود به تو اشاره می‌کرد

00:09:38.200 --> 00:09:40.200
...مثل اون وقتی که ازم پرسیدی

00:09:40.200 --> 00:09:44.700
<i>فکر نمی‌کنم که همه چیز فقط زیر سر خودش باشه</i>

00:09:44.700 --> 00:09:47.400
<i>اصلاً گفته اون پایتخت‌نشینی که پشت این قضیه است</i>

00:09:47.400 --> 00:09:49.820
<i>اسمش چیه؟</i>

00:09:49.820 --> 00:09:52.600
باید می‌دونستم که اعتراف کرده با نه

00:09:52.600 --> 00:09:55.800
اگه توی نامه‌ای که به پایتخت فرستادی اسم عامل اصلی هم بود

00:09:55.800 --> 00:09:57.800
همۀ نقشه‌های ما نقش برآب شده بود

00:09:57.800 --> 00:10:00.600
وقتی هم که فهمیدی هنوز اعتراف نکرده

00:10:00.600 --> 00:10:04.600
سعی کردی، دهنشو بسته نگه داری

00:10:04.600 --> 00:10:07.500
اون با فرمانده چیان فرق داشت

00:10:07.500 --> 00:10:10.600
یه کسایی رو داشت که نگران‌شون باشه

00:10:12.300 --> 00:10:16.200
وقتی که دون تونگجو می‌خواست، کار رو تموم بکنه

00:10:16.200 --> 00:10:19.800
قاعدتاً باید  دادرس جانگو می‌کشت که براش خطرناک‌تر بود

00:10:19.800 --> 00:10:22.800
ولی در عوضْ رفت سراغ  فرمانده چیان

00:10:27.400 --> 00:10:30.900
این کارش، برای این بود که یادت بندازه

00:10:30.900 --> 00:10:35.300
باید شر اون یکی شاهد رو هم کم بکنی

00:10:59.200 --> 00:11:04.400
<i>تو کارت تمومه... ولی زن و بچه‌ات هنوز شانس دارن</i>

00:11:04.400 --> 00:11:09.900
<i>واسه همین، تا پایتخت، خوب فکرهاتو بکن</i>

00:11:09.900 --> 00:11:15.400
<i>جای تو بودم... تا لحظۀ آخرم</i>

00:11:15.400 --> 00:11:18.800
<i>لب از لب باز نمی‌کردم</i>

00:11:21.910 --> 00:11:27.100
عین دادرس جانگو فرمانده چیان که فرق داشتن
تو و دون تونگجو هم فرق داشتین

00:11:27.100 --> 00:11:32.250
به عنوان یه ژنرال درجۀ سوم، نمی‌تونستی پل‌های پشت سرتو خراب بکنی

00:11:32.250 --> 00:11:36.640
پس باید شاهدو جوری ساکت می‌کردی
که ما هم متوجه نشیم کار تو بوده

00:11:36.640 --> 00:11:40.750
نمی‌تونستی، مثل این «رو» بازی بکنی

00:11:40.750 --> 00:11:47.310
و فکر کنم، تمام طول سفر تا اینجا، همش منتظر فرصت بودی، نه؟

00:11:48.060 --> 00:11:50.270
!پس اینطوری بوده

00:11:50.970 --> 00:11:52.830
شانس آوردیم عمو یوآن همیشه کنار شاهد بود

00:11:52.830 --> 00:11:55.150
برای همینم نتونستی
...تا اینجا که

00:11:55.150 --> 00:11:56.800
!خفه

00:12:04.540 --> 00:12:08.970
آدم که زیادی باهوش باشه، عمر زیادی نمی‌کنه

00:12:08.970 --> 00:12:15.330
اگه قضیه رو نفهمیده بودی، امروز فقط دادرس بود که می‌مرد

00:12:15.330 --> 00:12:21.100
حیف که دست ما رو خوب خوندی، برای همین امروز
!حتی یک نفرتونم ازینجا زنده بیرون نمیره

00:12:21.100 --> 00:12:25.160
فکر کردی ما بمیریم، شاهزادۀ چانگلینو اعلیحضرت ولت می‌کنن؟

00:12:25.160 --> 00:12:27.820
خوب می‌دونم چی میشه

00:12:27.820 --> 00:12:33.550
ولی مجازات اینکه خوب مراقبتون نبودم، خیلی سبک‌تر از، مجازات همکاری با دشمن نیست؟

00:12:33.550 --> 00:12:35.990
همکاری با دشمن؟

00:12:35.990 --> 00:12:39.720
مقر تو توی چیجوئه، احتمال اینکه دستت با داتونگ توی یه کاسه بوده باشه کمتر بود

00:12:39.720 --> 00:12:43.230
برای همینم تو رو فرستادن، همکاری با دشمن از کجا اومد؟

00:12:45.520 --> 00:12:47.880
ارباب‌زاده

00:12:47.880 --> 00:12:53.260
اون نفهمیده... ولی شما که، حتما فهمیدین؟

00:12:55.230 --> 00:12:57.640
الآن دیگه فهمیدم

00:12:57.640 --> 00:13:01.270
نمی‌تونستم بفهمم چرا توی نقشۀ دون تونگجو شریک شدی

00:13:01.270 --> 00:13:06.340
ولی حرف یوآنچی که گفت از کجا اومدی
باعث شد بفهمم

00:13:07.640 --> 00:13:09.570
چیو؟

00:13:11.560 --> 00:13:16.400
!برادرم اونقدر با دست خالی، جون کند تا دشمن رد نشه

00:13:17.680 --> 00:13:20.590
<i>برای مردم لیانگ</i>

00:13:20.590 --> 00:13:23.910
<i>!من پسر چانگلین، هرگز تسلیم نمیشم</i>

00:13:23.910 --> 00:13:26.090
بعد از گنجو هیچ قلعۀ مهمی وجود نداره

00:13:26.090 --> 00:13:30.250
برادرم جلوشونو نگرفته بود، هجوم می‌آوردن سمت جنوب

00:13:30.250 --> 00:13:35.390
جنگ به داخل لیانگ می‌کشید و، هیچ دژ محکمی هم سر راهشون نبود

00:13:36.390 --> 00:13:38.150
...تا

00:13:39.060 --> 00:13:42.470
تا ارتش «شان لیو»ی تو در چیجو

00:13:46.540 --> 00:13:51.520
فکر ‌کردی شاهزاده، و وارث‌شون، نمی‌دونستن چه فکری توی سرته؟

00:13:51.520 --> 00:13:57.130
<i>[چیجو]</i>

00:13:57.130 --> 00:14:01.750
<i>هیچکس به خوبی منو شما، ساختار دفاعی مرز شمالی رو نمی‌شناسه</i>

00:14:01.750 --> 00:14:05.350
<i>و تو به ارتش «شان لیو» مشکوکی؟</i>

00:14:05.350 --> 00:14:09.220
<i>سپاه یو که به چیجو برسه
قطعاً نیروشون تحلیل رفته</i>

00:14:09.220 --> 00:14:13.880
<i>ژنرال جی هم که فرماندۀ بدی نیست
ارتش «شان لیو» هم که سپاه تقریباً قدرتمندیه</i>

00:14:13.880 --> 00:14:18.340
<i>دو سپاه که درگیر بشن، احتمالاً شهرتی غریب به دست میاره</i>

00:14:18.340 --> 00:14:22.650
<i>به خاطر اینکه تونسته، حرکت دشمن رو متوقف بکنه</i>

00:14:26.560 --> 00:14:29.350
...پنج استان

00:14:29.350 --> 00:14:32.610
...صدها هزار نفر

00:14:32.610 --> 00:14:36.120
می‌خواستی تقدیم‌ دشمن‌شون بکنی؟

00:14:37.490 --> 00:14:44.120
ارتش چانگلین شکست بخوره و، افتخار دفاع از امپراتور مال تو باشه؟

00:14:45.060 --> 00:14:48.490
تو و اون آدم پایتختی سر این توافق کردین

00:14:48.490 --> 00:14:50.170
درسته؟

00:14:50.830 --> 00:14:56.890
ولی برادرم گنجو رو نجات داد و، تو هم راهی برات نموند، جز اینکه خودتو بزنی به اون راه

00:14:56.890 --> 00:15:02.690
ولی اون قرار چی میشد؟ می‌تونم حدس بزنم که چقدر ترسیده بودی

00:15:02.690 --> 00:15:06.060
ولی خودت به عنوان یه سرباز، اگه واقعاً به خواسته‌ات می‌رسیدی

00:15:07.710 --> 00:15:10.210
یک ذره هم پشیمون نمی‌شدی؟

00:15:10.210 --> 00:15:15.370
آدمی تا زنده است، باید به فکر کسب افتخارات باشه

00:15:15.370 --> 00:15:17.820
ولی همۀ افتخارات لیانگ

00:15:17.820 --> 00:15:21.360
!فقط باید به خاندان چانگلین برسه؟

00:15:24.760 --> 00:15:27.110
اگه فکر کردی

00:15:27.110 --> 00:15:31.960
ارتش چانگلین از مرزهای شمالی، فقط برای کسب نام محافظت می‌کنه

00:15:31.960 --> 00:15:35.110
باید بگم هیچی از

00:15:36.800 --> 00:15:39.480
شخصیت پدرمو نفهمیدی

00:15:45.380 --> 00:15:48.460
فکر کردی حالا که همه چیزو فهمیدی چی میشه؟

00:15:48.460 --> 00:15:55.000
خوب نگاه کن، اطراف تو، سربازهایی هستن که من سالها آموزش‌شون دادم

00:15:55.000 --> 00:15:59.720
حتی، فکرشم نکنین که بتونین ازینجا برین

00:16:01.650 --> 00:16:05.520
جناب دون، شروع کنید

00:16:14.900 --> 00:16:17.600
!جناب دون، شروع کنید

00:16:17.600 --> 00:16:19.270
...فکر کنم

00:16:20.110 --> 00:16:24.920
جناب دون فهمیدن اینجا چه خبره؟ درست میگم؟

00:17:50.560 --> 00:17:52.200
زن برادر

00:17:54.370 --> 00:17:56.890
ارتش چانگلین، به فرمودۀ اعلیحضرت

00:17:56.890 --> 00:18:00.550
مأمورن تا «جی چن» از ارتش شان لیو رو، دستگیر کنن

00:18:10.670 --> 00:18:15.870
هر کس مقابل دستور امپراتور مقاومت بکنه
به مشارکت در شورش متهم میشه

00:18:38.750 --> 00:18:42.100
پینگ جینگ، حالت خوبه؟

00:18:44.060 --> 00:18:50.070
ممنون زن برادر، جز اینکه حس می‌کنم باهام عین احمق‌ها رفتار شده، حالم کاملاً خوبه

00:18:50.070 --> 00:18:52.860
درود بر همسر وارث

00:18:52.860 --> 00:18:56.330
وضعیت خطرناکی بود، خدا رو شکر از راه رسیدید

00:18:56.330 --> 00:18:58.660
ولی یه چیزی هست که هنوز نفهمیدم

00:18:58.660 --> 00:19:01.850
پایتخت از کجا خبر داشت اینطور میشه و
چطور شد که انقدر سر وقت رسیدین؟

00:19:01.850 --> 00:19:05.110
یوآنچی؟ هنوز نفهمیدی؟

00:19:05.110 --> 00:19:09.960
...این ماجرا از همون اول... همش زیر سر اون روباه پیر

00:19:12.100 --> 00:19:17.900
زیر سر پدرم بوده، فکر نکردی بین اینهمه جا، چرا صاف دست گذاشته روی لشکر شان لیو؟

00:19:19.020 --> 00:19:21.040
همسر وارث-
عمو یوآن-

00:19:21.040 --> 00:19:24.600
دشمن از مرز رد نشد، واسه همین ژنرال جی عملاً جرمی نکرده بود

00:19:24.600 --> 00:19:29.160
فقط بابت قراری که گذاشته بود نگران بود، ولی پدر و برادرم

00:19:29.160 --> 00:19:32.400
نمی‌‌تونستن قضاوت قطعی بکنن، درست میگم عمو یوآن؟

00:19:32.400 --> 00:19:37.510
درسته، همه‌شون ارتشی‌ان، نمیشد همینطوری تهمت زد

00:19:37.510 --> 00:19:40.940
پدرت خیلی به این موضوع فکر کرد

00:19:40.940 --> 00:19:45.490
<i>دلم نمی‌خواد اینطوری فکر بکنم، ولی بیشترین منفعت ازین قضیه</i>

00:19:45.490 --> 00:19:48.400
<i>به ارتش «شان لیو» و ژنرال جی می‌رسه</i>

00:19:49.520 --> 00:19:52.970
<i>آدم جاه‌طلبیه، توانمند هم هست</i>

00:19:52.970 --> 00:19:58.830
<i>همیشه دورادور تحت نظر داشتمش و امیدوار بودم در آینده کارهای مهم‌تری بهش محول بشه</i>

00:20:00.590 --> 00:20:07.320
<i>ولی چیزها هر چقدر هم جور در بیان، بازم، «حدس» که«واقعیت» نمیشه</i>

00:20:07.320 --> 00:20:14.910
<i>اشتباه کرده باشیم چی؟ اینطوری زندگی و آیندۀ یه نفرو نابود نکردیم؟</i>

00:20:16.860 --> 00:20:20.710
<i>پس بیاید بهش یه فرصت بدیم تا بیگناهی‌شو ثابت بکنه</i>

00:20:22.710 --> 00:20:27.940
پدرتون، صادقانه می‌خواستن، مسئله رو با دقت پیش ببرن و، تصمیم شتاب‌زده‌ای نگیرن

00:20:27.940 --> 00:20:29.600
...برای همین-
برای همین-

00:20:29.600 --> 00:20:35.680
یه بهانه‌ای جور کرد تا از کنار لشکر «شن لیو» رد بشه
بعدشم گفت با مهر خودش بری اونجا، درست میگم؟

00:20:35.680 --> 00:20:38.680
...راستش... راستش این فکرِ... فکرِ خود

00:20:38.680 --> 00:20:40.760
به نظرم که فکر خوبی بوده

00:20:41.350 --> 00:20:46.020
اگه ژنرال جی بیگناه بود، خیلی راحت و بی‌دردسر، ما رو به پایتخت می‌رسوند

00:20:46.020 --> 00:20:47.860
...ولی اگه... واقعاً پاش گیر بود

00:20:47.860 --> 00:20:53.330
ولی اگه واقعاً پاش گیر بود، حتماً جایی یه ردی، از مکاتبات‌شون باقی مونده بود، همینم بود که می‌ترسوندش

00:20:53.330 --> 00:20:59.410
درسته که می‌ترسید، ولی دستش به داتونگ نمی‌رسید، تا یهو خدا کمکش کرد و، پدرم در خونه‌شو زد و

00:20:59.410 --> 00:21:03.380
منو، یوآنچیو، شاهدها و مدارکو بقچه‌پیچ تحویلش داد

00:21:03.380 --> 00:21:06.490
اگه بازم کاری نمی‌کرد

00:21:06.490 --> 00:21:08.380
!پس یعنی چه پسر خوبی بوده

00:21:09.910 --> 00:21:14.510
فکر کنم دیگه همه چیز دستگیرتون شده
پس چرا هنوز عصبانی هستین؟

00:21:14.510 --> 00:21:18.620
من با این نقشه‌ای که برای جی چن کشیدین مشکلی ندارم
ولی چرا به من نگفتین؟

00:21:18.620 --> 00:21:22.290
این نبود که خودمون ‌نخواستیم، ولی شما قبل از کشیدن نقشه رفته بودین

00:21:22.290 --> 00:21:25.920
...نامه هم، خیلی چیز امنی نبود، برای همین

00:21:25.920 --> 00:21:31.130
گیریم اولش نمی‌تونستین، ولی وقتی اومدی چرا بازم نگفتی؟ فکر نکن نمی‌دونم که

00:21:31.130 --> 00:21:35.620
خواسته ازین موقعیت واسه آموزش من استفاده بکنه
می‌خواسته ببینه من چیکار می‌کنم

00:21:35.620 --> 00:21:41.990
تو بگو این پدر من خیلی آب زیر کاه نیست؟
نگفته قضیه رو بد می‌فهمم و یوقت یه کاری می‌کنم؟

00:21:42.410 --> 00:21:45.410
دفعۀ دیگه همه چیزو خراب می‌کنم تا حساب دستش بیاد

00:21:45.410 --> 00:21:46.540
!ارباب‌زاده-
بریم-

00:21:46.540 --> 00:21:48.470
!ارباب‌زاده

00:21:55.080 --> 00:22:00.470
به نظرتون ارباب‌زاده، چرا فکر می‌کنن همۀ این نقشه‌ها کار شاهزادۀ بزرگه؟

00:22:00.470 --> 00:22:03.900
همۀ اینا مشخصاً نقشۀ وارث‌شون بوده

00:22:03.900 --> 00:22:07.700
به خاطر اینکه اینجور سخت‌گیری‌ها رو فقط از پدرش دیده
عکس برادرش که بیشتر با شوخی باهاش تا می‌کنه

00:22:07.700 --> 00:22:13.200
از مادرم شنیدم وقتی پینگ جینگ تازه راه افتاده بوده
برادرش یه جوری خامش می‌کرده که بچه واسش جوهر درست کنه

00:22:14.000 --> 00:22:16.120
حالا دیدی؟

00:22:16.120 --> 00:22:19.220
همۀ اینا کار پدرم بوده

00:22:20.040 --> 00:22:24.040
می‌خواستم ازتون بپرسم، این دختره کیه؟-
زن برادرم به موقع نرسیده بود اونکه الآن توی اون قفس بود من بودم-

00:22:24.930 --> 00:22:27.140
نامردی نیست؟

00:22:30.890 --> 00:22:33.560
<i>[عمارت شاهزادۀ چانگلین]</i>

00:22:36.200 --> 00:22:38.300
<i>دست بجنبونین</i>

00:22:39.800 --> 00:22:43.900
پیشکار جو، اینا رو کجا بذارم؟-
ببرشون کتابخونه-
چشم-

00:22:44.900 --> 00:22:48.800
پیشکار جو، ارباب‌زادۀ دوم که دارن میان، خیلی قراره بمونن؟

00:22:48.800 --> 00:22:51.500
تا اول سال دیگه رو می‌مونن

00:22:52.900 --> 00:22:55.400
<i>بیاین، اینا رو ببرین اونجا</i>

00:23:09.900 --> 00:23:12.800
شاهزاده، همسر شاهزاده

00:23:12.800 --> 00:23:15.000
تموم نشده؟

00:23:15.000 --> 00:23:20.100
طول کشیده، ارباب‌زادۀ دوم، لابد منتظرن برید نجات‌شون بدید

00:23:21.000 --> 00:23:25.700
نمیگم همه کارها رو باید وجب‌زده انجام بدی
ولی وقتی کاری می‌کنی

00:23:25.700 --> 00:23:29.800
نباید یه حساب و کتابی هم باشه؟
شنیدم وقتی توی داتونگ بودی

00:23:29.800 --> 00:23:34.100
هر قدمی که برداشتی خارج از قاعده، پر از خیره‌سری و بی‌دقتی بوده

00:23:34.100 --> 00:23:37.600
اگه این یه خورده هوش رو هم نداشتی و شانسم یارت نبود

00:23:37.600 --> 00:23:42.400
نمی‌دونم، اونجا خودتو توی کدوم چاه می‌ا‌نداختی

00:23:43.500 --> 00:23:44.900
پدر

00:23:44.900 --> 00:23:49.400
پینگ جانگ، چرا باز راه افتادی و استراحت نمی‌کنی؟

00:23:49.400 --> 00:23:52.100
شائو شوئه چشمش بهم هست

00:23:52.100 --> 00:23:56.900
پزشکم هم گفته، حق ندارم پامو از «حیاط» بیرون بذارم

00:24:00.600 --> 00:24:03.500
پینگ جینگ هنوز نرسیده چرا زانو زده؟

00:24:03.500 --> 00:24:06.800
شما که دیروز، خیلی خوشحال بودینو کلی تعریف‌شو برام ‌می‌کردین

00:24:06.800 --> 00:24:10.200
نمی‌گفتین که چقدر، مأموریت‌شو خوب انجام داده؟

00:24:10.200 --> 00:24:13.200
کارش بدک نبوده

00:24:13.200 --> 00:24:15.500
دادرس داتونگ توی زندان دادگستریه

00:24:15.500 --> 00:24:20.000
تا یکی، دو روز دیگه هم حتماً اعتراف می‌کنه

00:24:22.000 --> 00:24:26.800
ولی قراره تا سال دیگه فقط تعریفتو بکنم؟

00:24:26.800 --> 00:24:30.300
کلی اشتباه هم داشتی، نکات رو بهت گوشزد نکنم

00:24:30.300 --> 00:24:32.600
خودت هیچوقت نمی‌فهمی

00:24:32.600 --> 00:24:35.800
پدر، نمی‌خوام چیزی بگم

00:24:35.800 --> 00:24:40.900
ولی از وقتی اومدم شما یه‌بند داری به من نکات گوشزد می‌کنی
!یه تعریف خشک و خالی هم نکردی

00:24:57.600 --> 00:25:00.600
بسه، پاشو دیگه

00:25:02.700 --> 00:25:04.100
ممنون برادر

00:25:04.100 --> 00:25:07.800
برو استراحت کن، امشبم، بیا با هم شام بخوریم

00:25:07.800 --> 00:25:11.200
دربارۀ اتفاقات داتونگ، خیلی چیزها هست که می‌خوام بدونم

00:25:11.200 --> 00:25:12.700
باشه میام

00:25:12.700 --> 00:25:15.800
به شرط آشپزی زن برادر-
باشه-

00:25:21.700 --> 00:25:26.000
برای چی، انقدر طول کشید تا برگردی؟

00:25:26.800 --> 00:25:31.000
ببخشید که طول کشید، شما رو نگران کردم

00:25:32.300 --> 00:25:35.800
اگه جدی می‌دونستی من ناراحت میشم

00:25:35.800 --> 00:25:39.200
خودتو درگیر اون مسائل خطرناک نمی‌کردی

00:25:39.200 --> 00:25:41.200
مادر

00:25:41.200 --> 00:25:44.200
منو تو فقط همو داریم

00:25:44.200 --> 00:25:47.400
به آرامش بگذرونیم بسه

00:25:47.400 --> 00:25:50.000
توی دربار هر خبری هم که بشه

00:25:50.000 --> 00:25:53.000
به تو چه ربطی داره؟

00:25:54.100 --> 00:25:58.180
قصد ندارم، به حرفتون بی‌احترامی بکنم

00:25:58.200 --> 00:26:00.500
ولی منم عضو خاندان سلطنتی‌ام

00:26:00.500 --> 00:26:04.100
مگه میشه، هیچ ربطی به من نداشته باشه؟

00:26:07.100 --> 00:26:09.200
یوآنچی

00:26:09.200 --> 00:26:11.970
تو عضو خاندان امپراتور هستی

00:26:12.000 --> 00:26:15.300
ولی قابل مقایسه باهاش نیستی

00:26:15.300 --> 00:26:19.600
حتی قابل مقایسه با شاهزاده‌های چانگلینم نیستی

00:26:21.600 --> 00:26:25.800
یه کارهایی هست، که اونا از پسش برمیان

00:26:25.800 --> 00:26:28.700
ولی تو هیچوقت نمی‌تونی-
...ولی-

00:26:30.200 --> 00:26:34.000
هر چیزی هم که شد، اینو یادت باشه

00:26:34.000 --> 00:26:39.300
بذار همۀ پایتخت عمارت «لای یانگ» رو، کاملاً فراموش بکنن

00:26:39.300 --> 00:26:41.900
این برای ما بهتره

00:26:46.000 --> 00:26:51.400
چشم، می‌دونم اشتباه کردم
ازین به بعد همونکاریو می‌کنم که شما می‌خواید

00:26:52.360 --> 00:26:56.520
مادر، دیگه غصه نخورین

00:27:05.900 --> 00:27:08.400
به سلامت-
ممنون-

00:27:08.400 --> 00:27:10.800
<i>خسته شدید دوشیزه خانم</i>

00:27:10.800 --> 00:27:14.800
<i>استاد که گفتن شما میاین، همه چشم‌انتظار بودیم</i>

00:27:14.800 --> 00:27:17.500
بفرمایید، بیاید بریم داخل

00:27:18.600 --> 00:27:21.000
استاد که قضیۀ داتونگ رو برام تعریف کردن

00:27:21.000 --> 00:27:26.100
!نمی‌دونین، چقدر، خیالم ناراحت بود

00:27:26.100 --> 00:27:29.100
توی سفر که، بهتون سخت نگذشته؟-
نه-

00:27:29.100 --> 00:27:31.400
هیچ جا خونۀ آدم نمیشه

00:27:31.400 --> 00:27:33.900
درسته-
مراقب باشین-
جایی که مال خودم آدم باشه چیز دیگه است-

00:27:33.900 --> 00:27:36.200
فقط حیف که، پزشک چانگ جزو شاهدهاست و

00:27:36.200 --> 00:27:39.500
مجبوره خونۀ رئیس دادگستری بمونه و، نمی‌تونه بیاد اینجا

00:27:39.500 --> 00:27:45.000
مشکلی نیست، این پرونده رو امپراتور شخصاً پیگیری می‌کنن
تحقیقات طولی نمی‌کشه

00:27:45.000 --> 00:27:48.400
ازین طرف، مراقب پله‌ها باشید

00:27:48.400 --> 00:27:50.800
پزشک دو، استاد کجان؟

00:27:50.800 --> 00:27:54.200
مگه خبر ندارین؟ استاد دو روز پیش رفتن

00:27:54.200 --> 00:27:55.600
رفتن؟

00:27:55.600 --> 00:27:59.400
نه فقط رفتن، برادر «شو» رو هم با خودشون بردن

00:27:59.400 --> 00:28:03.300
به استاد گفتم، ازم بر نمیاد، تنهایی اینجا رو بچرخونم

00:28:03.300 --> 00:28:07.700
دلداری دادنو گفتن، شما دارید میاید و، اینجا رو دست می‌گیرید

00:28:07.700 --> 00:28:12.200
منم خیالم راحت شد و بعدش، همش منتظر شما بودم

00:28:12.200 --> 00:28:15.600
یعنی میگید، خواستن بمونمو شعبۀ پایتختو اداره بکنم؟

00:28:15.600 --> 00:28:19.000
فقط این نه، اینم گفتن که

00:28:19.000 --> 00:28:22.800
بیماری وارث چانگلین، در مسیر برگشت عود کرده

00:28:22.800 --> 00:28:28.400
ایشون از اول بیمار شما بودن، بهتره خودتونم درمان‌شونو پی بگیرین

00:28:51.800 --> 00:28:56.000
به دستور وزارت دادگستری وزیر سونگ، برای تحقیق در خصوص غرق کشتی‌ها در داتونگ احضار می‌شوند

00:28:56.000 --> 00:28:58.800
وزیر سونگ لطفاً همکاری کنید

00:30:12.340 --> 00:30:15.290
سلام بر پدر تاجدار

00:30:22.500 --> 00:30:24.720
این کارها دیگه چیه؟

00:30:27.400 --> 00:30:29.600
بیا اینجا

00:30:29.600 --> 00:30:31.800
بله پدر

00:30:38.000 --> 00:30:41.600
پدر، شنیدم، برادر پینگ جینگ برگشته

00:30:41.600 --> 00:30:44.100
چرا نیومده منو ببینه؟

00:30:45.600 --> 00:30:49.700
دلت واسش تنگ شده و می‌خوای باهاش بازی کنی؟

00:30:51.000 --> 00:30:55.100
یه مدت صبر کن، یه کارهایی داره که باید بهشون برسه

00:30:55.100 --> 00:30:58.400
چند روزی وقت نداره بیاد اینجا

00:31:01.000 --> 00:31:03.380
نوشتنت به کجا رسید؟

00:31:03.400 --> 00:31:06.500
معلم، چند روز پیش کلی تشویقم کرد

00:31:06.500 --> 00:31:08.700
واقعاً؟

00:31:09.850 --> 00:31:12.220
یه چیزی بنویس ببینم

00:31:24.300 --> 00:31:27.500
برادر تو که بستری بودی، خبر نداری پدر چیکارا کرده

00:31:27.500 --> 00:31:30.800
عمو شو چهارچشمی مراقب شاهد بود، از همه چیزم خبر داشت

00:31:30.800 --> 00:31:33.800
ولی یک کلمه هم به من نگفت

00:31:33.800 --> 00:31:40.000
خودت بگو، اگه پدر، بهش نگفته بود به من نگه خودش جرأتشو داشت؟

00:31:40.670 --> 00:31:43.990
ولی آخرش، خودت که همه چیزو تنهایی فهمیدی

00:31:44.000 --> 00:31:46.800
عوض ناراحتی نباید خوشحال باشی؟

00:31:48.000 --> 00:31:50.300
تا خودِ خودِ آخرش نفهمیده بودم

00:31:50.300 --> 00:31:54.800
از زور نگرانی همۀ راه رو نه خوردم نه خوابیدم
با کوچکترین صدایی از جام می‌پریدم

00:31:54.800 --> 00:31:57.800
همش می‌ترسیدم نکنه چیزی رو از قلم بندازم و بیچاره بشیم

00:31:57.800 --> 00:32:02.600
ولی خودش عین خیالشم نبوده، همۀ این کارها رو کرده که مثلاً منو امتحان بکنه

00:32:04.000 --> 00:32:08.000
اصلاً... برادر نگاه کن

00:32:08.000 --> 00:32:11.400
چند روز بیشتر نبوده، ببین موهام چقدر سفید شده

00:32:11.400 --> 00:32:15.300
کلی وزن کم کردم، این واقعاً پدرمه؟

00:32:16.500 --> 00:32:21.600
وزن که کم کردی، برای همینم سپردم زن برادرت، برات غذا درست کنه

00:32:21.600 --> 00:32:24.400
یه شکمی از عزا در بیار
در مورد پدر هم

00:32:24.400 --> 00:32:28.000
سر یه فرصت مناسبی، یه جوری بهش میگم که

00:32:28.000 --> 00:32:31.400
دیگه باهات مثل بچه‌ها رفتار نکنه

00:32:31.400 --> 00:32:33.600
مگه تو به فکر من باشی

00:32:34.900 --> 00:32:38.400
ولی زن برادر، دستپختت حرف نداره

00:32:38.400 --> 00:32:43.900
هر سال هر طوری شده چند روز میام خونه، فقط برای اینکه دستپخت تو رو بخورم

00:32:46.400 --> 00:32:50.500
البته... واسه دیدن برادرمم میام

00:32:51.970 --> 00:32:54.000
حسابی بخور

00:32:55.900 --> 00:32:58.800
!ولی بیشتر از همه دلم برای شما تنگ میشه؛ پدر

00:32:58.800 --> 00:33:03.500
نمی‌خواد خودشیرینی کنی، پیشکار جوئه که داره گشت شبانه‌شو می‌زنه

00:33:03.500 --> 00:33:07.300
پدر هیچوقت، این ساعت این طرفها نمیاد

00:33:40.870 --> 00:33:42.530
برو

00:33:58.270 --> 00:34:00.690
حالا که سونگ فو و جی چن دستگیر شدن

00:34:00.690 --> 00:34:05.100
وزیر دادگستری مأمور اجرای پرونده میشه
فردا هم اولین جلسۀ دادرسیه

00:34:05.970 --> 00:34:08.550
پدر، معتقده عمارت چانگلین باید کنار بمونه

00:34:08.550 --> 00:34:12.260
دادگاه علنی باشه یا غیرعلنی، نمی‌خواد دخالت بکنه

00:34:12.260 --> 00:34:16.620
نمی‌دونم، چطور اطلاعاتی ازشون به دست میاد

00:34:16.620 --> 00:34:20.280
پدر اخلاقش همینه، می‌دونستم اینکارو می‌کنه

00:34:21.130 --> 00:34:24.560
برادر چی می‌خوای بدونی؟ برات می‌پرسم

00:34:26.530 --> 00:34:28.100
طوری نیست

00:34:31.400 --> 00:34:35.930
برادر، تو چرا انقدر دیر خوب میشی؟
آدمو نگران می‌کنی

00:34:35.930 --> 00:34:40.130
!اون دکتر پیر هم که واقعاً که
همینطوری ولت کرده رفته

00:34:40.760 --> 00:34:44.410
خوبیش اینه که «لین شی» باهام اومده پایتخت
فردا میگم بیاد دیدنت

00:34:44.410 --> 00:34:48.330
باید بگی «دوشیزه لین»! درست نیست با اسم کوچیک صداش کنی

00:34:48.330 --> 00:34:51.010
هر چی اذیتش کردی بس نبوده؟

00:34:51.010 --> 00:34:54.150
اینهمه چیز خوب واسه یاد گرفتن توی لانگیا بود
ولی تو چرا انقدر سبک‌سر شدی؟

00:34:54.150 --> 00:34:57.140
اتفاقاً من خیلی هم به دوشیزه لین شی احترام می‌ذارم

00:34:57.140 --> 00:35:02.530
نه مثل تو که، تا خواهر «منگ جیا»، که فقط چهارده سالش بودو مادر آورد اینجا، زورکی اجازۀ ازدواج باهاشو از اعلیحضرت گرفتی

00:35:02.530 --> 00:35:04.950
اونوقت به من میگی سبک‌سر؟

00:35:06.620 --> 00:35:08.970
!بی‌تربیت

00:35:12.650 --> 00:35:17.270
سونگ فو یه وزیر رتبۀ ۲، با ۱۰ سال سابقۀ حضور در دربار بود

00:35:17.270 --> 00:35:21.050
ولی بازم نفهمیده بودم، که همچین آدمیه

00:35:21.050 --> 00:35:23.180
سخته آدمها رو بشناسی

00:35:23.180 --> 00:35:27.100
سونگ فو در زمان خدمتش دستاوردهای زیادی داشت
نظر لطفتون نسبت به اونو

00:35:27.100 --> 00:35:29.670
اشتباه قلمداد نکنید

00:35:29.670 --> 00:35:33.430
کی‌ می‌تونست حدس بزنه که، چنین افکاری رو

00:35:33.430 --> 00:35:36.050
در سر می‌پرورونه؟

00:35:36.930 --> 00:35:41.300
ولی فکر می‌کنم به این علت هم بوده که من این چند ساله خیلی محکم عمل نکردم که

00:35:42.420 --> 00:35:47.230
وقتی شما در خط مقدم خون می‌دادید، نتونستم بهتون تدارکات برسونم

00:35:47.230 --> 00:35:52.730
به اخبار گذشتگان که نگاه کنید، می‌بینید که وجود چنین وزیرانی در دربار امریه اجتناب‌ناپذیر

00:35:52.730 --> 00:35:55.100
بخواید این حرفها رو تکرار بکنید

00:35:55.100 --> 00:35:58.730
بنده رو واقعاً، ناراحت کردید

00:36:09.770 --> 00:36:14.190
نفرموده بودید، سرفه‌تون بهتر شده؟

00:36:16.600 --> 00:36:21.820
این مدت که ملکه کاهن پویانگ رو برای مراقب از من آورده حالم بهتر شده

00:36:21.820 --> 00:36:27.230
ولی حس می‌کنم نگرانی‌های این اواخر، باعث شده بیماریم برگرده

00:36:27.230 --> 00:36:32.590
هر اتفاقی هم که افتاده باشه، سلامت شما مهم‌ترین چیزه

00:36:32.590 --> 00:36:38.030
وزارت دادگستری به این پرونده می‌رسه، شما فقط باید صبر کنید تا گزارش نهایی رو بیارن خدمتتون

00:36:38.030 --> 00:36:41.600
خواهش می‌کنم دیگه بهش فکر نکنید

00:36:42.280 --> 00:36:43.990
باشه

00:36:45.360 --> 00:36:50.370
از وقتی پدر فوت شدن، فقط تویی که در مورد سلامتیم بهم غر می‌زنی

00:36:51.230 --> 00:36:53.870
به دل نگیرید اعلیحضرت

00:36:53.870 --> 00:36:56.680
بنده که ازین جرأت‌ها ندارم

00:36:56.680 --> 00:36:58.980
همین چند دقیقۀ پیش بود

00:37:01.350 --> 00:37:04.140
به محض دریافت دستور بانویم

00:37:04.140 --> 00:37:06.660
بنده، تعلل رو جایز ندونستم و

00:37:06.660 --> 00:37:11.080
ابزار پیشکش، چراغ‌های دیرپا و روغن مخصوص رو آماده کردم

00:37:11.080 --> 00:37:15.630
زمانش که برسه، مراسم رو آغاز می‌کنیم
نگران نباشید بانوی من

00:37:15.630 --> 00:37:19.740
عجله‌ای شد، به زحمت افتادید

00:37:19.740 --> 00:37:21.360
اختیار دارید

00:37:22.390 --> 00:37:25.260
در واقع، غفلت از بنده بوده

00:37:25.260 --> 00:37:28.470
باید، زودتر خدمتتون یادآور می‌شدم که

00:37:28.470 --> 00:37:32.020
نظر لطف اعلیحضرت به عمارت چانگلین، کمتر از توجه‌شون به کاخ شرقی نیست
(کاخ شرقی: کاخ ولیعهد)

00:37:32.020 --> 00:37:37.960
بنابراین، طبیعیه که نسبت به رفتار شما، با اونها حساس باشن

00:37:37.960 --> 00:37:41.210
در چند سال گذشته، موارد زیادی بودن که

00:37:41.210 --> 00:37:44.810
در موردشون روی شما حساب کردم

00:37:44.810 --> 00:37:50.370
ازین به بعدم، احتمالاً زحمت‌های بیشتری هم براتون خواهم داشت

00:37:50.370 --> 00:37:54.410
بنده، با نهایت توانم در خدمتم

00:37:56.500 --> 00:38:02.060
بانوی من، اینبار که، ارباب‌زادۀ دوم چانگلین به پایتخت اومده

00:38:02.060 --> 00:38:05.060
گویا پرده از پروندۀ بزرگی برداشته

00:38:05.060 --> 00:38:09.830
وزیر اعظمْ «شون»، شاگردان و مشاوران زیادی در دولت دارن که

00:38:09.830 --> 00:38:15.950
امیدوارن، پاشون به این قضیه کشیده نشه

00:38:22.600 --> 00:38:25.350
پروندۀ سونگ فو، موضوع حساسیه که

00:38:25.350 --> 00:38:27.290
شما هم بسیار نگران اون هستید

00:38:27.290 --> 00:38:31.810
از وقتی مسئولیت اون رو به بنده محول کردید
حتی یک روز هم، تعلل نکردم

00:38:31.810 --> 00:38:35.150
در حال حاضر، اطلاعات کلی به دست اومده

00:38:35.150 --> 00:38:38.540
فقط کمی، جزئیات متناقض هست که

00:38:38.540 --> 00:38:41.120
نیازمند تحقیق بیشتره

00:38:41.120 --> 00:38:44.670
برای همین، فعلاً نمی‌تونم پرونده رو ببندم

00:38:46.580 --> 00:38:50.150
کدوم جزئیات متناقض؟ درست بگو ببینم

00:38:50.750 --> 00:38:54.960
در خصوص غرق کشتی‌ها در داتونگ، ما هم شاهد داریم و هم مدرک

00:38:54.960 --> 00:38:57.790
سونگ فو هم، به همه چیز اعتراف کرده

00:38:57.790 --> 00:39:01.870
ولی در خصوص همدستی با جی چن و دادن قول افتخارات نظامی به اون

00:39:01.870 --> 00:39:04.490
مستمراً انکار می‌کنه

00:39:05.490 --> 00:39:08.200
خودِ «جی چن» چی میگه؟

00:39:08.200 --> 00:39:12.410
جی چن گفته، پیشنهاد این همکاری و کسب افتخارات رو

00:39:12.410 --> 00:39:14.760
سونگ فو بوده که بهش داده و حتی

00:39:14.760 --> 00:39:17.800
دستیار شخصی‌شو برای تماس با اون فرستاده

00:39:17.800 --> 00:39:22.730
مکاتبه بین اونها رو، «لی دان» از عمارت سونگ فو تأیید کرده

00:39:23.430 --> 00:39:26.800
این دو نفر رو با هم مقابل کردی؟

00:39:27.410 --> 00:39:29.130
تصمیم داشتم

00:39:29.130 --> 00:39:32.830
اول از دستیار شخصی که رابط این دو نفر بوده بازجویی بکنم

00:39:32.830 --> 00:39:38.030
و وقتی واقعیت ماجرا رو بهتر فهمیدم، اونوقت، مقابل‌شون بکنم

00:39:41.020 --> 00:39:45.650
اینطور که معلومه، این سونگ فو می‌دونه کارش تمومه

00:39:45.650 --> 00:39:48.440
فقط داره وقتو تلف می‌کنه

00:39:48.440 --> 00:39:52.580
باور نمی‌کنم اینکارو بدون همدست انجام داده باشه

00:39:55.130 --> 00:39:58.770
حین بازجویی، به کسی هم اشاره کرده؟

00:39:58.770 --> 00:40:00.510
بله

00:40:04.310 --> 00:40:06.940
فهرستی تنظیم شده

00:40:06.940 --> 00:40:09.920
اعلیحضرتا، ملاحظه بفرمایید

00:40:09.944 --> 00:40:29.944
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:22.090 --> 00:41:24.050
وزیر شون

00:41:25.160 --> 00:41:38.520
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.