﻿WEBVTT

00:00:00.070 --> 00:00:10.950
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:10.974 --> 00:00:30.974
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.560 --> 00:01:00.000
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.000 --> 00:01:02.400
<i>«قسمت دهم»</i>

00:01:08.400 --> 00:01:10.600
مشق‌هات تموم نشدن؟

00:01:13.960 --> 00:01:15.300
زن برادر

00:01:19.800 --> 00:01:21.400
این اسناد و مدارک رو

00:01:21.400 --> 00:01:25.500
برادر هر کدومو می‌شده رسیدگی کرده
دیگه چه اصراریه منم بخونم؟

00:01:25.500 --> 00:01:27.800
لابد یه علتی داشته، که ازت اینو خواسته

00:01:27.800 --> 00:01:29.900
با دقت بخون‌شون

00:01:37.980 --> 00:01:41.040
!فهرست هیئت اعزامیِ دونگ های

00:01:46.500 --> 00:01:49.600
زن برادر نگا! این کیه؟

00:01:49.600 --> 00:01:52.700
مرزبانِ دونگ های، «مُزی»؟

00:01:52.700 --> 00:01:55.700
!اینکه نفر اول فهرست رزمی‌کارهای لانگیاست

00:01:55.700 --> 00:01:57.800
اون واسه چی داره میاد؟

00:01:57.800 --> 00:01:59.400
!آره

00:02:01.100 --> 00:02:04.800
ممکنه... ربطی به «بانو شو» داشته باشه؟

00:02:12.800 --> 00:02:14.800
نگاه کن اینجا نوشته

00:02:14.800 --> 00:02:19.800
تقاضای اجرای مراسم دعا، از طرف دونگ های، برای خیرات برای بانو شو

00:02:19.800 --> 00:02:21.750
بانو شو؟

00:02:22.400 --> 00:02:24.500
بانو شو دیگه کیه؟

00:02:24.500 --> 00:02:28.200
بین دونگ های، و کشور لیانگ، همیشه وصلت‌های سیاسی وجود داشته

00:02:28.200 --> 00:02:31.000
۲۰سال پیش هم، اونها دو شاهزاده خانم رو به اینجا فرستادن

00:02:31.000 --> 00:02:35.400
یکیشون، به کاخ ولیعهد رفت، همون بانو شو

00:02:35.400 --> 00:02:36.800
اون یکی چی؟

00:02:36.800 --> 00:02:41.100
دومی، به ازدواج، شاهزادۀ دوم دراومد

00:02:41.100 --> 00:02:43.800
و بانوی بزرگِ لای یانگ شد

00:02:43.800 --> 00:02:45.800
بانوی بزرگ لای یانگ؟

00:02:46.660 --> 00:02:48.730
مادر یوآنچی؟

00:02:49.530 --> 00:02:52.700
کامل یادم رفته بود که، اونم اهل دونگ هایِ

00:02:52.700 --> 00:02:54.360
مرزبان مزی درسته که خیلی مشهوره

00:02:54.360 --> 00:02:58.000
ولی در دونگ‌های در انزوا زندگی می‌کنه
در حدی که برای سالها

00:02:58.000 --> 00:03:02.200
هیچکس خبر نداشت که، اون برادر واقعی بانو شوست

00:03:02.200 --> 00:03:05.400
بانو شو ۷ ساله فوت کردن

00:03:05.400 --> 00:03:09.600
چرا الآن یاد خیرات برای خواهرش افتاده؟

00:03:09.600 --> 00:03:13.700
برگزاری مراسم برای اعضای خانواده، عمل معمولیه

00:03:14.940 --> 00:03:18.600
ولی، فقط داره برای اینکار میاد؟

00:03:18.600 --> 00:03:20.880
هر دلیلی که آورده باشه و

00:03:20.880 --> 00:03:22.600
قصدش هر چی که باشه

00:03:22.600 --> 00:03:26.900
نفر اول فهرست لانگیا در راه اینجاست و
نباید موضوع رو عادی در نظر بگیریم

00:03:26.900 --> 00:03:29.800
جای خوشبختیه که لیانگ ما هم، افراد مستعدی داره

00:03:29.800 --> 00:03:34.000
در واقع، در پایتخت دو نفر

00:03:34.000 --> 00:03:36.400
در ردیف اون هستن

00:03:38.200 --> 00:03:40.600
فی جان و پینگ جینگ

00:03:40.600 --> 00:03:43.800
فی جان با اینکه در فهرست لانگیا نیست

00:03:43.800 --> 00:03:46.700
!ولی همه می‌دونن که چه مبارز قابلیه

00:03:46.700 --> 00:03:48.780
از جانب اون خیالم راحته ولی

00:03:48.780 --> 00:03:51.400
...پینگ جینگ

00:03:51.400 --> 00:03:53.700
پدر جای نگرانی نیست

00:03:53.700 --> 00:03:57.500
پینگ جینگ همۀ این سال‌هاشو در لانگیا
فقط به بازی و شیطنت نگذرونده

00:03:57.500 --> 00:04:00.800
اگه با فی جان دست به دست بدن
...اگه شکست‌ناپذیر نه

00:04:00.800 --> 00:04:03.500
چیز خیلی کمتری هم نمیشن

00:04:03.500 --> 00:04:06.400
به نظر بنده، قصد مرزبان مزی محل ابهامه و

00:04:06.400 --> 00:04:11.000
نگرانم که، از راههای معمول نشه به نیتش پی برد
ولی چطوره دخالت نکنیم و

00:04:11.000 --> 00:04:14.000
برای فی جان و پینگ جینگ، ضوابط مشخص نکنیم و

00:04:14.000 --> 00:04:19.000
بذاریم به موضوع همونطوری رسیدگی کنن که، افراد جامعۀ جنگجویان بین خودشون می‌کنن

00:04:19.300 --> 00:04:21.600
به نظرم بهتره بسپریدش دست بچه‌ها

00:04:21.600 --> 00:04:25.840
این چیزی نیست که لازم باشه امپراتور نگرانش باشن

00:04:26.400 --> 00:04:29.300
ولی اون برادر بانو شوئه

00:04:32.800 --> 00:04:34.500
باشه قبول

00:04:34.500 --> 00:04:38.600
فی جان و پینگ جینگ، زیر نظر تو باشن

00:04:40.740 --> 00:04:42.390
بله

00:04:48.680 --> 00:04:50.260
!مادر

00:04:53.200 --> 00:04:54.600
!مادر

00:04:54.600 --> 00:04:57.600
چه خبره؟ چرا انقدر هول؟

00:04:57.600 --> 00:05:00.200
خبر خوبی آوردم مادر

00:05:01.800 --> 00:05:05.200
حالا این خبر خوبت چی هست؟
بگو

00:05:05.200 --> 00:05:08.600
دربار اعلان کرده، دونگ های، هیئتی فرستاده

00:05:08.600 --> 00:05:11.700
تخمین می‌زنن که، اواخر ماه بعد می‌رسن

00:05:22.300 --> 00:05:25.600
خیلی وقته اینجایین، حالا که هموطن‌هاتون دارن میان

00:05:25.600 --> 00:05:27.800
خوشحال نیستین؟

00:05:30.270 --> 00:05:32.410
معلومه که هستم

00:05:32.410 --> 00:05:34.790
از صمیم قلبم خوشحالم

00:05:34.790 --> 00:05:37.790
فقط نمی‌دونم چرا زبونم نمی‌چرخه

00:05:38.800 --> 00:05:42.800
تازه اصرار کردن مراسم دعا، برای بانو شو برگزار بشه

00:05:42.800 --> 00:05:47.500
یعنی بعد اینهمه وقت، دونگ های هنوز شماها رو فراموش نکرده

00:05:49.600 --> 00:05:52.000
ما رو؟

00:05:59.000 --> 00:06:01.000
<i>!چه ظریف</i>

00:06:01.000 --> 00:06:03.920
<i>بانوی بزرگ، اون طرف هم هست</i>

00:06:10.100 --> 00:06:12.700
<i>ملکه چقدر لطف کردن که اجازه دادن اینها رو ببینم</i>

00:06:12.700 --> 00:06:16.300
<i>آدم از دیدن اینهمه زیبایی به وجد میاد</i>

00:06:20.040 --> 00:06:25.980
<i>اولین، باره چنین جعبۀ آرایشی نفیسی می‌بینم</i>

00:06:27.700 --> 00:06:30.700
<i>بانوی بزرگ، چای حاضره</i>

00:06:30.700 --> 00:06:34.300
<i>بانوی بزرگ، میرم چای بیارم</i>

00:07:10.200 --> 00:07:14.600
<i>اینکه در قصر ملکه چیکار کردی رو، من با چشم‌های خودم دیدم</i>

00:07:14.600 --> 00:07:16.600
<i>تا الآنم اگه رسوات نکردم</i>

00:07:16.600 --> 00:07:20.100
<i>فقط به حرمت هم‌وطنی‌مون بوده و</i>

00:07:20.100 --> 00:07:22.400
<i>اینکه هر دو عروس کشور لیانگیم</i>

00:07:22.400 --> 00:07:25.800
<i>اینکه چی با خودت وارد قصر کردی رو، من خیلی خوب می‌دونم</i>

00:07:25.800 --> 00:07:28.800
<i>حالا که همه چیزو می‌دونید</i>

00:07:28.800 --> 00:07:32.140
<i>دیگه چرا به خودتون زحمت دادید که توضیح‌ منو بشنوید؟</i>

00:07:32.800 --> 00:07:36.300
<i>تو خوب می‌دونی که صمغِ، مروارید دریای شرق چیه</i>

00:07:36.300 --> 00:07:40.500
<i>یعنی می‌خوای کاری کنی که عمارت چانگلین مقطوع‌النسل بشن؟</i>

00:07:40.500 --> 00:07:44.000
<i>نفرت من ازونها پاک‌شدنی نیست</i>

00:07:44.000 --> 00:07:47.800
<i>مگه همون شاهزادۀ چانگلین نبود که شوهرمو کشت؟</i>

00:07:52.000 --> 00:07:55.200
<i>بارها سعی کردم چشم‌هاتو باز کنم</i>

00:07:55.200 --> 00:07:59.000
<i>تا مراقب یوآنچی باشی و، دلتو بدی به زندگیت و</i>

00:07:59.000 --> 00:08:02.100
<i>این نفرت رو انقدر با خودت نکشی</i>

00:08:02.100 --> 00:08:05.300
<i>چرا نمی‌خوای به حرفم گوش بدی؟</i>

00:08:08.000 --> 00:08:10.800
<i>نمیشه همچین نقشه‌ای کشیده باشی و</i>

00:08:10.800 --> 00:08:13.850
<i>جایی از خودت ردی نگذاشته باشی</i>

00:08:14.400 --> 00:08:18.000
<i>می‌ترسم پیدات که بکنن، منم به عنوان یه دونگ هایی</i>

00:08:18.000 --> 00:08:21.200
<i>به آتش عاقبت کار تو بسوزم</i>

00:08:24.900 --> 00:08:29.200
<i>ولی اون جعبه، حتماً تا حالا فرستاده شده</i>

00:08:29.200 --> 00:08:31.600
<i>می‌خواید چیکار بکنید؟</i>

00:08:45.700 --> 00:08:49.800
<i>۱۰روز بهت مهلت میدم تا، راهی پیدا کنی و</i>

00:08:49.800 --> 00:08:52.400
<i>اون جعبه رو برش گردونی</i>

00:08:52.400 --> 00:08:55.400
<i>این تنها کاریه که</i>

00:08:55.400 --> 00:08:58.400
<i>می‌تونم برات انجام بدم</i>

00:08:58.400 --> 00:09:00.100
<i>!خواهر</i>

00:09:07.800 --> 00:09:11.400
<i> خواهر، تو راست میگی </i>

00:09:13.360 --> 00:09:16.310
<i> لابد دیوونه شده بودم </i>

00:09:21.930 --> 00:09:23.550
<i>ازت ممنونم که</i>

00:09:25.150 --> 00:09:29.780
<i>اجازه میدی زنده بمونم</i>

00:09:42.400 --> 00:09:44.000
!مادر

00:09:45.600 --> 00:09:47.100
!مادر

00:09:55.840 --> 00:09:57.330
آره

00:09:58.890 --> 00:10:05.390
تا سرم رو چرخوندم، ۷ سال از مرگ خواهر گذشت

00:10:16.000 --> 00:10:20.700
<i>«مرزبانْ مُزی، برترین رزمی‌کار طبق فهرست لانگیا»</i>

00:10:21.900 --> 00:10:25.700
در نامه به صراحت آمده که مراسم دعا برای بانو شو باید طبق رسومات دونگ های باشه

00:10:25.700 --> 00:10:28.200
برای همین، جایی برای مراسم بی شن نیست

00:10:28.200 --> 00:10:32.400
نمی‌دونم، چه خدمتی از بنده ساخته است که احضار فرمودید

00:10:32.400 --> 00:10:34.800
مشکلی در خصوص اجرای مراسم نیست

00:10:34.800 --> 00:10:37.800
برای این، شما رو نخواستم اینجا

00:10:38.900 --> 00:10:42.500
شنیدم... برادرِ بانو شو

00:10:42.500 --> 00:10:45.540
آدمیه با توانایی‌های استثنایی

00:10:46.220 --> 00:10:52.020
مایلم، این مرد رو، بیشتر بشناسم

00:10:54.000 --> 00:10:58.700
متوجه شدم بانو، که منظورتون چیه

00:10:58.700 --> 00:11:02.830
ورود مرزبان مُزی به پایتخت، طبعاً باعث میشه، همه احساس خطر بکنن

00:11:02.830 --> 00:11:07.420
کوچکترین مطلبی که دستگیرم بشه
به فوریت به اطلاع می‌رسونم

00:11:08.200 --> 00:11:11.600
شما رو شخصی صاحب کفایت می‌شناسم

00:11:11.600 --> 00:11:16.600
نظر لطف شماست، کاملاً، آسوده‌خاطر باشید بانوی من

00:11:24.500 --> 00:11:30.600
<i>بانو، در مورد اون جعبه، اتفاق بدی افتاده؟</i>

00:11:30.600 --> 00:11:33.000
منظورتون چیه؟

00:11:33.000 --> 00:11:35.700
<i>ناصیۀ شما رو، اندکی تیره می‌بینم</i>

00:11:35.700 --> 00:11:39.100
<i>که خبر از، رخدادی نا میمون در آیندۀ شما میده</i>

00:11:39.100 --> 00:11:43.000
<i>دیشب هم که ستارگان رو رصد می‌کردم، ستارۀ ارغوان رو کم‌نور دیدم</i>

00:11:43.000 --> 00:11:46.600
<i>در حالیکه «ستارۀ مهمان» درخشان بود، گویی سر جنگ داشتند</i>
[در فرهنگ چینی ستاره‌ای است که ناگاه در جایی که پیش از آن ستاره‌ای دیده نشده ظاهر شده، و پس از مدتی ناپدید می‌شود]

00:11:46.600 --> 00:11:52.200
<i>این، نشانۀ دشمنیِ دو دوست یا دو هم‌خونِ</i>

00:11:55.000 --> 00:11:55.900
...منظورتون

00:11:55.900 --> 00:12:01.800
شما دوستی دارید از کشور خودتون... که خواهان مرگ شماست

00:12:02.500 --> 00:12:05.400
<i>دوستی از کشور خودم؟</i>

00:12:44.900 --> 00:12:46.300
بشین

00:12:47.860 --> 00:12:51.880
یه چای خوب از مجموعۀ چای پدرم
شوان چوانِ اعلا

00:12:54.800 --> 00:12:56.300
یه امتحانی بکن

00:12:57.700 --> 00:13:00.400
لطفاً بگید با من چیکار داشتید

00:13:00.400 --> 00:13:03.300
طب سوزنی خواهر منگ هنوز مونده

00:13:05.100 --> 00:13:07.110
اینکه نمی‌تونیم اونکه این بلا رو سر خواهر آورده رو پیدا کنیم

00:13:07.110 --> 00:13:09.600
خیلی ناراحتم می‌کنه

00:13:09.600 --> 00:13:11.100
تو یه وقتی گفتی که

00:13:11.100 --> 00:13:13.400
این صمغ مادۀ خیلی کمیابیه

00:13:13.400 --> 00:13:16.500
انقدر که داشتنش کار هر کسی نیست
واسه همین می‌خواستم بپرسم

00:13:16.500 --> 00:13:20.200
اگه بتونم راهی رو که صمغ ازش اومده رو پیدا بکنم، به نظرت فایده‌ای داره؟

00:13:20.900 --> 00:13:25.000
صمغ مروارید دریای شرق ماده‌ایه با طبع فوق‌العاده سرد که، در درمان عوارض «گرمی» خیلی خوب عمل می‌کنه

00:13:25.000 --> 00:13:26.800
هر ساله عده‌ای جمع‌آوریش می‌کنن و

00:13:26.800 --> 00:13:29.800
بعد بین بازرگانان «یان»، «لیانگ» و «چو» پخش میشه و

00:13:29.800 --> 00:13:31.500
به جاهای مختلف دنیا میره

00:13:31.500 --> 00:13:35.900
کمیابیش به خاطر اینه که، هر سال مقدار کمی ازش به دست میاد و طبعاً قیمت بالایی هم داره

00:13:35.900 --> 00:13:39.450
چیزی نیست که هر وقت و هر جا که خواستید به دستش بیارید

00:13:40.200 --> 00:13:41.800
از همۀ اینا میشه فهمید که

00:13:41.800 --> 00:13:45.600
اونکه به این صمغ دسترس داشته
قطعاً از طبقۀ عوام نیست

00:13:45.600 --> 00:13:50.500
ولی، در مورد بقیۀ مسائل سرنخی وجود نداره که بشه پیگیری کرد

00:13:56.200 --> 00:14:00.000
برادر و زن برادر انقدر همو دوست دارن که
برادر هیچوقت زن دیگه‌ای نمی‌گیره

00:14:00.000 --> 00:14:02.700
اینکارو نکردن که برادر بی‌پشت بمونه؟

00:14:05.500 --> 00:14:09.500
یعنی این آدم، از سر دشمنی با عمارت چانگلین اینکارو کرده باشه؟

00:14:09.500 --> 00:14:11.400
وقتی ازین راه رفته

00:14:11.400 --> 00:14:15.000
یعنی هر کی که بوده، نمی‌تونسته علناً انتقام‌شو بگیره

00:14:15.000 --> 00:14:17.400
احتمالاً حتی نمی‌تونه خیلی از خونه‌‌اش خارج بشه پس

00:14:17.400 --> 00:14:21.800
برای آسیب زدن به خواهر منگ، از جعبۀ آرایشی استفاده کرده

00:14:21.800 --> 00:14:23.700
یعنی منظورت اینه که

00:14:23.700 --> 00:14:27.400
طرفْ یه زن از خانواده‌های نجیب‌زاده است؟

00:14:30.200 --> 00:14:33.500
!اگه واقعاً زن باشه که، من دیگه کاری نمی‌تونم بکنم

00:14:33.500 --> 00:14:38.000
کلی زن توی پایتخت هست، اینکه چطور آدمها‌یی‌‌ان و چه کینه‌ای دارن رو

00:14:38.000 --> 00:14:41.900
من از کجا بفهمم؟ چطوری دنبالشو بگیرم؟

00:14:48.300 --> 00:14:49.600
فی جان-
ارباب‌زاده-

00:14:49.600 --> 00:14:51.000
خوش اومدی فی جان

00:14:51.000 --> 00:14:53.000
بفرما داخل

00:14:55.600 --> 00:14:57.200
ارباب‌زادۀ دوم رو خبر کن

00:14:57.200 --> 00:14:58.400
بله

00:14:59.500 --> 00:15:01.890
بعد از دعوای اون روزتون تو خیابون

00:15:01.890 --> 00:15:04.200
فکر کنم همو ندیدین؛ نه؟

00:15:04.200 --> 00:15:07.200
پینگ جینگ به خاطر دفاع از خانواده‌اش بود که، اونطوری تند رفت

00:15:07.200 --> 00:15:10.800
البته فقط تقصیر اون نبود، منم مقصر بودم

00:15:12.300 --> 00:15:15.100
ولی واقعاً درک می‌کنم که

00:15:15.100 --> 00:15:18.200
تو خیرشو می‌خواستی که مانعش شدی

00:15:28.800 --> 00:15:30.300
ارباب‌زاده

00:15:31.130 --> 00:15:35.710
فرمانده شون تشریف آوردن
جناب وارث خواستن برید پیش‌شون

00:15:43.740 --> 00:15:45.160
برادر

00:15:46.110 --> 00:15:47.650
برادر شون

00:15:48.240 --> 00:15:49.660
بشین

00:16:05.000 --> 00:16:08.300
شما دو تا، قراره مشترکاً روی موضوعی تحقیق بکنید

00:16:08.300 --> 00:16:11.000
اگه بخواید، با هم حرف نزنید که نمیشه

00:16:11.000 --> 00:16:13.000
تحقیق بکنیم؟

00:16:13.600 --> 00:16:15.800
برادر شون فرماندۀ گارد سلطنتیه

00:16:15.800 --> 00:16:17.910
ولی منکه کاره‌ای نیستم

00:16:17.910 --> 00:16:20.100
چطوریه که باید با هم کار بکنیم؟

00:16:20.100 --> 00:16:23.900
تو که هوشت خوبه... یه حدسی نمی‌زنی؟

00:16:25.170 --> 00:16:27.280
مرزبان مزی؟-
مرزبان مزی؟-

00:16:28.400 --> 00:16:30.530
مرزبان مزی نفر اول فهرست لانگیاست

00:16:30.530 --> 00:16:32.800
فرصت دیدن چنین مبارز فوق‌العاده‌ای

00:16:32.800 --> 00:16:35.100
چیزی نیست که راحت پیش بیاد

00:16:36.100 --> 00:16:38.800
نه طلاست، نه یشم، نه برنز، نه آهن

00:16:38.800 --> 00:16:40.900
شمشیری آخته با آب دریای شرق

00:16:40.900 --> 00:16:42.700
که از بلور سیاه ساخته شده

00:16:42.700 --> 00:16:46.300
خود این سلاح کافیه تا، کنجکاوی هر کسی رو تحریک بکنه

00:16:49.000 --> 00:16:51.140
تالار لانگیا رتبه‌بندی‌ها رو انجام میده و

00:16:51.140 --> 00:16:52.800
فهرستی از قهرمانان تهیه می‌کنه

00:16:52.800 --> 00:16:55.000
اونها هرگز در کارشون خطایی نداشتن

00:16:55.000 --> 00:16:57.400
اگه این مرزبان مزی تونسته این رتبه رو به دست بیاره

00:16:57.400 --> 00:16:59.700
قطعاً توانایی‌های خارق‌‌العاده‌ای داره

00:16:59.700 --> 00:17:04.100
دربارۀ مهارت‌های رزمیش، شما چقدر می‌دونین؟

00:17:05.300 --> 00:17:08.800
رتبه‌بندی‌های، تالار لانگیا رو استاد بزرگ انجام میده

00:17:08.800 --> 00:17:12.300
منم همونقدری، می‌دونم که شما می‌دونین

00:17:12.300 --> 00:17:16.600
ولی به طور کلی، مرزبان مزی بیشتر شبیه یه راهب زندگی می‌کنه

00:17:16.600 --> 00:17:20.000
تنها در یه جزیره، با ضرب شمشیر خاص، ولی کم شده با کسی بجنگه

00:17:20.000 --> 00:17:22.150
اینکه استادش کی بوده رو هم کسی نمی‌دونه

00:17:22.150 --> 00:17:24.400
آدم خیلی مرموزیه

00:17:24.400 --> 00:17:28.400
درسته، ما هم فقط می‌دونیم که اهل دونگ هایه ولی

00:17:28.400 --> 00:17:31.500
اینکه کی و کجا به دنیا اومده رو، هیچکس خبر نداره

00:17:31.500 --> 00:17:33.900
انقدر کم ازش می‌دونیم، که قبل ازین

00:17:33.900 --> 00:17:37.000
فکر می‌کردم «مرزبان مزی»، اسم واقعیش باشه

00:17:37.000 --> 00:17:39.000
مگه اسم واقعیش نیست؟

00:17:39.800 --> 00:17:43.900
به نظر می‌رسه، بیشتر یه اسم رمز باشه

00:17:45.000 --> 00:17:46.600
حالا هر کی می‌خواد باشه

00:17:46.600 --> 00:17:49.700
گیریم نفر اول باشه، گیریم آدم خیلی درستی هم نباشه

00:17:49.700 --> 00:17:54.200
ولی وقتی به پایتخت ما برسه، مثلاً می‌خواد چیکار بکنه؟

00:17:54.200 --> 00:17:56.200
نمیشه اینطور ساده گرفت

00:17:56.200 --> 00:18:00.800
درخواست ناگهانی دونگ های، برای برگزاری مراسم برای بانو شو اونم بعدِ ۷ سال

00:18:00.800 --> 00:18:02.900
حتماً یه چیزی پشتش هست

00:18:02.900 --> 00:18:06.400
بخوام راستشو بگم، منم یه حسی دارم

00:18:06.400 --> 00:18:09.700
با اینکه هیئت دونگ های، قراره اواخر ماه به اینجا برسن

00:18:09.700 --> 00:18:12.100
ولی من حس می‌کنم که این جناب رتبۀ اول‌مون

00:18:12.100 --> 00:18:16.500
به احتمال زیاد... همین الآن توی پایتخته

00:18:38.010 --> 00:18:42.200
می‌میری؟... یا جواب سؤال‌هامو میدی؟

00:18:42.200 --> 00:18:44.900
می‌خوام زنده بمونم
می‌خوام زنده بمونم

00:18:44.900 --> 00:18:47.800
هفت سال پیش، زمان وضع حمل بانو شو

00:18:47.800 --> 00:18:50.600
تو یکی از پزشکانش بودی؛ درسته؟

00:18:50.600 --> 00:18:52.700
بله، بله

00:18:52.700 --> 00:18:54.300
چرا مرد؟

00:18:54.300 --> 00:18:57.240
بچه بد چرخیده بود و

00:18:57.240 --> 00:18:59.200
از دست رفت

00:18:59.200 --> 00:19:00.800
راست میگی؟

00:19:01.900 --> 00:19:05.100
بانوی سلطنتی شو، مقام خاصی داشتن

00:19:05.100 --> 00:19:07.600
فرزندشون هم پسر بود

00:19:07.600 --> 00:19:10.000
حرف سرِ جان دو نفره

00:19:10.000 --> 00:19:12.300
اصلاً شوخی نیست

00:19:12.300 --> 00:19:15.900
اعلیحضرت، به شاهزادۀ نینگ و افسران قصر

00:19:15.900 --> 00:19:19.400
دستور بررسی دادن، ۳ ماه تمام گشتن

00:19:19.400 --> 00:19:21.900
اگه موضوع چیز دیگه‌ای بود معلوم میشد

00:19:21.900 --> 00:19:26.900
اسم همۀ کسانی رو که اونشب اونجا بودن رو، برام بنویس

00:19:55.700 --> 00:19:57.200
!یکی بیاد

00:19:57.200 --> 00:20:01.200
!یکی بیاد! یکی بیاد

00:20:21.200 --> 00:20:24.700
۶نفر... سه تاشون پزشک سلطنتی‌‌ان، یکی‌شونم قابله

00:20:24.700 --> 00:20:27.400
دو نفر دیگه هم، از خانوادۀ پزشک‌هان

00:20:29.600 --> 00:20:33.700
این نوع برش رو، حتی تو هم نمی‌تونی درست بکنی

00:20:33.700 --> 00:20:35.500
مثل اینکه حدست درست بود

00:20:35.500 --> 00:20:39.400
این مرزبان مزی، انگار واقعاً وارد پایتخت شده

00:20:39.400 --> 00:20:44.050
ولی این نفر اول فهرست، برای چی این ۶ نفرو کشته؟

00:20:44.050 --> 00:20:47.900
می‌خواد چیکار بکنه؟ الکی آدم بکشه تا لیانگ رو خفیف بکنه؟

00:20:47.900 --> 00:20:52.400
نه، من حدس می‌زنم، پشت مرگ بانو شو

00:20:52.400 --> 00:20:54.800
یه رازی بوده

00:20:58.600 --> 00:21:03.800
بخوام راستشو بگم برادر، بانو شو که سرِ زا رفت

00:21:03.800 --> 00:21:06.600
منم شک‌هایی داشتم

00:21:06.600 --> 00:21:10.600
برای همین شاهزادۀ نینگ و افسران حرمخانه رو مأمور تحقیق کردم

00:21:12.660 --> 00:21:14.610
...ولی آخرش

00:21:16.590 --> 00:21:20.300
تحقیقِ به فرمودۀ شما اعلیحضرت، حتماً تمام و دقیق انجام شده

00:21:20.300 --> 00:21:22.600
اگه چیزی پیدا نکردن

00:21:22.600 --> 00:21:26.400
فقط می‌تونیم بگیم، قسمت بانو همین بوده

00:21:26.400 --> 00:21:31.370
ولی در همۀ این سالها، چراغ این شک همیشه در قلب من روشن بوده

00:21:34.600 --> 00:21:37.100
میگم شاید با اومدن برادرش به اینجا

00:21:37.100 --> 00:21:40.500
بشه سراغ بعضی گره‌های کور قدیمی رفت

00:21:40.500 --> 00:21:44.800
اعلیحضرتا اجازه بفرمایید، تا با پینگ جینگ برای محافظت از شما و

00:21:44.800 --> 00:21:47.000
کمک به گارد سلطنتی به قصر بیایم

00:21:47.000 --> 00:21:50.400
برادر سلطنتی! تو چرا همش انقدر نگرانی؟

00:21:50.400 --> 00:21:53.600
فی جان که هست

00:21:53.600 --> 00:21:58.300
باشه کوتاه میام، ولی فقط پینگ جینگ اجازه داره

00:21:58.300 --> 00:22:00.300
!خودت نمی‌تونی

00:22:00.300 --> 00:22:03.800
فکر کردی از من خیلی سالم‌تری؟

00:22:03.800 --> 00:22:06.700
منو تو دیگه سنی ازمون گذشته

00:22:06.700 --> 00:22:09.500
نباید خودتو خسته بکنی

00:22:13.100 --> 00:22:18.810
به حساب حرف‌های تو، دیگه معلومه که نیت مرزبان مزی چیه

00:22:18.810 --> 00:22:21.720
جدی می‌خواد ته و توی قضیۀ بانو شو رو در بیاره

00:22:22.300 --> 00:22:25.400
ولی من شنیدم اعلیحضرت همون موقع هم نتونستن چیزی پیدا بکنن

00:22:25.400 --> 00:22:27.790
دیگه الآن مگه میشه؟

00:22:27.790 --> 00:22:29.840
این دو یکی نیستن

00:22:30.610 --> 00:22:32.820
اعلیحضرت ملایم و منطقی با مسائل برخورد می‌کنن

00:22:32.820 --> 00:22:34.840
برای قضاوت هرگز به «ظن» اکتفا نمی‌کنن

00:22:34.840 --> 00:22:39.220
مقیّدن که شواهد و مدارک مستدلی رو اساس قرار بدن

00:22:39.370 --> 00:22:41.680
ولی مرزبان مزی اینطور نیست

00:22:41.680 --> 00:22:44.190
می‌تونه به هیچ چیز اهمیت نده

00:22:44.190 --> 00:22:47.920
می‌تونه فقط از روی بازجویی، به جمع‌بندی برسه و

00:22:47.920 --> 00:22:50.840
اینکه آخرش بخواد چیکار بکنه

00:22:50.840 --> 00:22:53.670
می‌تونه فقط بسته به این باشه که چیو باور کرده

00:22:54.290 --> 00:22:56.570
خب خونۀ آخرش چی؟

00:22:56.570 --> 00:22:58.490
می‌خواد حکم رو هم خودش صادر کنه؟

00:23:01.140 --> 00:23:04.280
حالا که اینو گفتی، دارم کم کم حس می‌کنم که

00:23:04.280 --> 00:23:08.560
شاید اصلاً همۀ این کارها رو داره می‌کنه، واسه یه هدف دیگه‌ای

00:23:10.990 --> 00:23:12.750
برادر منظورت چیه؟

00:23:12.750 --> 00:23:15.900
مرزبان مزی اسمشو وارد فهرست هیئت دونگ های کرده

00:23:15.900 --> 00:23:18.860
اینطوری لو داده که، داره تحقیق می‌کنه

00:23:18.860 --> 00:23:21.720
خواسته ازین راه به همه اعلان کنه که

00:23:21.720 --> 00:23:23.980
اونکه بهترین رزمی‌کار دنیاست

00:23:23.980 --> 00:23:26.680
به خاطر بانو شو اینجاست و، عین آب خوردنم آدم می‌کشه

00:23:26.680 --> 00:23:29.530
اصلاً هم براش مهم نیست طرف بیگناه باشه یا گناهکار

00:23:29.530 --> 00:23:33.570
درسته، اگه واقعاً قضیه‌ای پشت مرگ بانو شو باشه

00:23:33.570 --> 00:23:36.390
خبر همچین انتقام راحت و بی‌خیالِ مدرکی که بپیچه

00:23:36.390 --> 00:23:38.180
...یه نفر

00:23:38.750 --> 00:23:41.330
حتماً حسابی می‌ترسه و به دست و پا می‌افته

00:23:41.330 --> 00:23:44.360
بریم، پینگ جینگ، با من تا جایی بیا

00:23:44.360 --> 00:23:45.930
کجا؟

00:23:45.930 --> 00:23:47.880
ادارۀ حرمخانه

00:23:51.680 --> 00:23:54.650
<i>!بانوی من، بانوی من! طاقت بیارین</i>

00:23:54.650 --> 00:23:56.230
<i>...بانوی من</i>

00:23:57.140 --> 00:23:59.410
<i>...بانوی من</i>

00:23:59.410 --> 00:24:02.190
<i>-...خواهر
زود باشین! آب گرم چی شد؟-</i>

00:24:02.890 --> 00:24:04.400
<i>...خواهر</i>

00:24:05.010 --> 00:24:07.390
<i>...کمکم کن خواهر</i>

00:24:09.090 --> 00:24:12.000
<i>...کمکم کن خواهر</i>

00:24:15.540 --> 00:24:19.040
<i>...بانوی من، طاقت بیارید بانوی من</i>

00:24:22.790 --> 00:24:24.720
<i>...بانوی من، طاقت بیارید</i>

00:24:24.720 --> 00:24:26.660
<i>...خواهر</i>

00:24:29.930 --> 00:24:32.120
<i>بانوی من، شما حتماً خوب می‌شین</i>

00:24:32.120 --> 00:24:33.710
<i>طاقت بیارید</i>

00:24:37.440 --> 00:24:40.020
<i>طاقت بیارید بانوی من</i>

00:25:04.150 --> 00:25:06.460
<i>بانوی من</i>

00:25:06.460 --> 00:25:09.060
<i>بانوی من-
دلم درد می‌کنه-</i>

00:25:10.270 --> 00:25:13.930
<i>چتون شد بانو؟ بانو</i>

00:25:14.480 --> 00:25:16.170
<i>!درد دارم-
!بانوی من-</i>

00:25:16.170 --> 00:25:17.970
<i>!بانوی من</i>

00:25:31.980 --> 00:25:34.060
<i>!خواهر</i>

00:27:06.660 --> 00:27:11.290
۶نفر کشته... در ۴ حمله؟

00:27:11.290 --> 00:27:12.940
بله

00:27:12.940 --> 00:27:17.440
!مرزبان مزی عجب، دست سریع و قلب ثقیلی داره

00:27:17.440 --> 00:27:20.820
فرستادن نامه و دعوتش بی‌فایده نبوده

00:27:20.820 --> 00:27:25.560
ولی عجیب اینجاست که، نه فرمانداری پایتخت و نه وزارت دادگستری هیچکدوم پرونده رو به عهده نگرفتن و

00:27:25.560 --> 00:27:29.220
در عوض فرمانده «شون» و ارباب‌زادۀ دوم عمارت چانگلین دارن تحقیق می‌کنن

00:27:29.220 --> 00:27:33.080
...شون فی جان... شائو پینگ جینگ

00:27:33.080 --> 00:27:37.200
این جناب شاه، خوب می‌دونه از آدمهاش چطوری استفاده بکنه

00:27:41.570 --> 00:27:46.300
غلط نکنم، اینم از پیشنهادات وارث چانگلینه

00:27:46.300 --> 00:27:48.960
قصد دارید کسی رو، برای تعقیب‌شون بفرستید؟

00:27:48.960 --> 00:27:52.720
...نه، آدمکش‌هایی که دون تونگجو تربیت کرده

00:27:52.720 --> 00:27:55.190
مهارت‌شون بد نیست

00:27:55.190 --> 00:27:59.870
ولی هنوز اونقدری ماهر نیستن که، از پس تعقیب مخفیانۀ این دو تا بر بیان

00:28:03.000 --> 00:28:06.310
فعلاً بذارشون شاهزادۀ لای یانگ رو تحت نظر بگیرن

00:28:06.310 --> 00:28:07.980
اطاعت

00:28:20.260 --> 00:28:22.860
پینگ جانگ، پینگ جینگ، چیزی جدیدی پیدا کردین؟

00:28:22.860 --> 00:28:25.100
...برادر شون-
فی جان-

00:28:25.100 --> 00:28:27.990
مرزبان مزی مهارتش بالاست
مخفی هم کار می‌کنه

00:28:27.990 --> 00:28:30.060
باید خط سیر ذهنی‌شو پیدا کنیم تا

00:28:30.060 --> 00:28:31.750
بتونیم ازش جلو بیفتیم

00:28:31.750 --> 00:28:34.530
اینطوری می‌تونیم جلوی قدم‌های بعدیشو بگیریم

00:28:34.530 --> 00:28:36.440
این ۶ نفری که مرزبان مزی کشته

00:28:36.440 --> 00:28:40.660
همه‌شون کارمند قصر بودن
پزشک و قابله

00:28:40.660 --> 00:28:43.830
اینو که در نظر بگیریم، به نظرم باید

00:28:43.830 --> 00:28:46.550
دنبال کسانی باشیم که، اونشب بالا سر بانو شو بودن

00:28:46.550 --> 00:28:48.770
سراغ اونم رفتیم
ببین

00:28:48.770 --> 00:28:50.590
گزارش مفصلی ازون روزه

00:28:50.590 --> 00:28:54.200
اینجا هم، سند اعلان نتیجۀ تحقیقاته

00:28:56.650 --> 00:28:59.830
جدی باید ازین مرزبان مزی جلو بیفتیم

00:28:59.830 --> 00:29:02.180
همۀ اعمالی که تا حالا انجام داده

00:29:02.180 --> 00:29:05.480
نشان ازون داره که می‌خواد سراغ نفر به نفر اون آدمها بره

00:29:06.490 --> 00:29:08.520
یه نگاه به این بندازین

00:29:10.330 --> 00:29:12.730
اسامی افراد اون روزه؟

00:29:14.460 --> 00:29:18.270
...از ادارۀ درمان، پزشک هوانگ، پزشک وانگ

00:29:18.270 --> 00:29:20.130
...قابله

00:29:20.130 --> 00:29:23.330
!اینا که همونایی هستن که مرزبان مزی کشته

00:29:23.330 --> 00:29:25.770
اگه همین ترتیبو اساس بگیریم

00:29:26.680 --> 00:29:30.200
!بعدی... وزیر جانگه

00:29:31.580 --> 00:29:33.120
!بریم

00:29:42.910 --> 00:29:45.630
<i>«گزارش نهایی»</i>

00:30:01.280 --> 00:30:06.950
<i>«...بانوی لای یانگ مقابل بستر بانو شو...»</i>

00:31:03.020 --> 00:31:04.280
<i>الکی منتظر بودیم</i>

00:31:04.280 --> 00:31:05.900
ولی من فکر می‌کنم اومده بوده

00:31:05.900 --> 00:31:09.670
کارهای بازجویی رو که انجام دادم، یکی رو می‌فرستم پی‌ات

00:31:09.670 --> 00:31:12.390
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:31:13.310 --> 00:31:17.040
موضوع مهمی پیش آمده که، صبح به این زودی به قصر میرید؟

00:31:17.040 --> 00:31:20.300
اعلیحضرت دچار سرماخوردگی شدن و، نگران حال‌شونم

00:31:20.300 --> 00:31:23.660
میرم سری بزنم-
...پس می‌خواید من-

00:31:25.170 --> 00:31:27.570
رنگ و روی خودتم خوب نیست
نمی‌خواد بیای

00:31:27.570 --> 00:31:30.150
استراحت کن تا نیروت برگرده

00:31:35.680 --> 00:31:37.380
فی جان و پینگ جینگو

00:31:37.380 --> 00:31:41.120
گذاشتی واسه تحقیق دربارۀ مرگ بانو شو؛ آره؟

00:31:43.530 --> 00:31:46.240
مرزبان مزی ۷ سال صبر کرده

00:31:46.240 --> 00:31:49.890
حتماً یه آدم آب زیرکاهی باهاش تماس گرفته
مقابله با همچین رزمی‌کار سطح بالایی

00:31:49.890 --> 00:31:52.810
و دنبال کردن قدم‌هایی که برمی‌داره کار خطرناکیه

00:31:52.810 --> 00:31:54.330
نمی‌دونم چقدر بتونیم

00:31:54.330 --> 00:31:57.840
ولی باید کاری کنیم که، دست پیش رو بگیریم

00:31:57.840 --> 00:32:01.010
یه افسر خارجی رو گذاشتی روی تحقیق موردی در حرمخانه

00:32:01.010 --> 00:32:04.020
به نظرت یه خورده زیاده‌روی نیست؟

00:32:06.380 --> 00:32:08.530
اگه واقعاً چیزی پیدا کردیم

00:32:08.530 --> 00:32:11.650
قطعاً، می‌ذاریم اعلیحضرت در موردش تصمیم بگیرن

00:32:11.650 --> 00:32:15.120
به نظرم... به جایی برنمی‌خوره

00:32:18.460 --> 00:32:20.860
هر طور صلاح می‌دونی عمل کن

00:32:33.120 --> 00:32:35.180
کاهن شما الآن چی گفتید؟

00:32:35.180 --> 00:32:39.190
مرزبان مزی در یک شب ۶ نفر رو کشته

00:32:39.190 --> 00:32:41.690
گشتی‌ها هم همۀ پایتخت رو گشتن

00:32:41.690 --> 00:32:44.230
ولی هیچ ردی ازش پیدا نکردن

00:32:45.450 --> 00:32:48.890
!می... می‌خواد چیکار بکنه؟

00:32:48.890 --> 00:32:52.570
انتقام! به عقیدۀ بنده

00:32:52.570 --> 00:32:55.450
اون باور نکرده که بانو شو به خاطر مشکلات زایمان فوت کردن

00:32:55.450 --> 00:32:57.060
پس به اینجا اومده تا حقیقتو پیدا بکنه و

00:32:57.060 --> 00:33:01.270
تقاص خواهرشو... از قاتلش... بگیره

00:33:05.050 --> 00:33:10.050
البته... بنده فکر می‌کنم... که نقشه‌ای در سر داره

00:33:11.830 --> 00:33:14.320
کاهن واضح‌تر بگید

00:33:14.320 --> 00:33:18.260
اون داره این ترس رو، که داره انتقام خواهرشو می‌گیره رو پراکنده می‌کنه

00:33:18.260 --> 00:33:20.580
تا کاری کنه که قاتل به دست و پا بیفته و عملی ازش سر بزنه که

00:33:20.580 --> 00:33:24.010
هویت‌شو، برای اون معلوم بکنه

00:33:29.580 --> 00:33:33.830
بانوی من، جسارت بنده رو عفو کنید

00:33:33.830 --> 00:33:37.140
میشه، خدمه رو مرخص بفرمایید؟

00:33:54.400 --> 00:33:58.600
بانوی من اگر، در گذشته کاری انجام دادید

00:33:58.600 --> 00:34:01.000
امیدوارم به بنده بفرمایید تا

00:34:01.000 --> 00:34:05.800
بنده، بتونم براتون رفع و رجوعش بکنم

00:34:15.600 --> 00:34:18.100
بانوی من بنده خدمت شما

00:34:18.100 --> 00:34:21.000
بابت الطافی که داشتید مدیونم

00:34:21.000 --> 00:34:25.200
با نهایت توانم، در خدمتگزاری کوتاهی نخواهم کرد

00:34:35.600 --> 00:34:40.900
اعلیحضرت بانو شو رو بیشتر دوست داشتن
قبولش برام سخت بود

00:34:42.160 --> 00:34:44.460
ولی بروز هم نمی‌دادم

00:34:45.550 --> 00:34:48.550
اونچه نگرانش بودم «آینده» بود

00:34:50.600 --> 00:34:54.200
می‌ترسیدم اعلیحضرت، بچۀ بانو شو رو بیشتر دوست داشته باشن و

00:34:54.200 --> 00:34:57.000
به یوآن شیِ من ترجیحش بدن

00:34:59.550 --> 00:35:03.460
دروغه بگم هیچوقت به سرم نزد بلایی سرش بیارم

00:35:03.460 --> 00:35:09.230
اینم که بگم اوضاع رو، برای بانو شو سخت نمی‌کردم دروغه

00:35:09.950 --> 00:35:11.700
...ولی

00:35:14.100 --> 00:35:16.900
...در ماجرای مرگ بانو شو

00:35:18.000 --> 00:35:20.900
من هیچ نقشی نداشتم

00:35:20.900 --> 00:35:23.100
!هیچ نقشی

00:35:27.100 --> 00:35:30.800
خب اگه در این موضوع دستی نداشتید

00:35:30.800 --> 00:35:34.200
این آشفتگی و ترس‌تون برای چیه؟

00:35:35.500 --> 00:35:37.800
کاهن شما می‌دونید

00:35:38.400 --> 00:35:44.000
اینکه همیشه، بهت شک داشته باشن و

00:35:44.500 --> 00:35:47.000
نتونی هیچ دفاعی از خودت بکنی یعنی چی؟

00:35:47.000 --> 00:35:51.200
<i>فقط حیف که، عمرش به دنیا نموند و</i>

00:35:51.200 --> 00:35:53.800
<i>نتونست بچه‌شو نگه داره</i>

00:35:58.900 --> 00:36:01.300
<i>بعضی وقتها که نگاهم می‌کنه</i>

00:36:01.940 --> 00:36:05.330
با خودم میگم الآن داره به چی فکر می‌کنه؟

00:36:07.200 --> 00:36:09.500
بانوی من زیاده حساسید

00:36:09.500 --> 00:36:13.400
به نظرم این شمایید که، دارید به خودتون سخت می‌گیرید

00:36:15.400 --> 00:36:18.200
اعلیحضرت همسر منن

00:36:18.200 --> 00:36:22.300
ولی طی همۀ این سالها، ظن‌شون نسبت به من هرگز از بین نرفته

00:36:22.300 --> 00:36:26.700
حالام که این مرزبان مزی، اومده تا انتقام‌شو بگیره

00:36:26.700 --> 00:36:31.700
اول از همه هم، لابد توی ذهنش حکم مرگ منو صادر کرده

00:36:33.500 --> 00:36:37.800
بانو شو! بانو شو!... اینهمه سال از مرگت می‌گذره

00:36:37.800 --> 00:36:40.800
!ولی چرا روحت گم نمیشه بره از زندگی من؟

00:36:45.200 --> 00:36:48.700
خدای سفید آگاهه که بیگناهید

00:36:48.700 --> 00:36:52.400
من... برای شما دعا می‌کنم و

00:36:52.400 --> 00:36:56.800
از خدای سفید می‌خوام، عقده‌های دل شما رو باز بکنه

00:37:08.600 --> 00:37:10.500
!جناب ولیعهد

00:37:25.600 --> 00:37:29.100
<i>سرورم! مراقب باشید</i>

00:37:32.000 --> 00:37:34.800
<i>هر دو عروس کشور لیانگیم</i>

00:37:34.800 --> 00:37:36.980
<i>اینکه چی با خودت وارد قصر کردی رو</i>

00:37:36.980 --> 00:37:39.600
<i>من خیلی خوب می‌دونم</i>

00:37:39.600 --> 00:37:43.600
<i>تو خوب می‌دونی که صمغِ، مروارید دریای شرق چیه</i>

00:37:43.600 --> 00:37:45.500
<i>نمیشه همچین نقشه‌ای کشیده باشی و</i>

00:37:45.500 --> 00:37:48.200
<i>جایی از خودت ردی نگذاشته باشی</i>

00:37:48.200 --> 00:37:52.000
<i>ولی اون جعبه، حتماً تا حالا فرستاده شده</i>

00:37:52.900 --> 00:37:55.000
<i>مطمئنی این حرفها راسته؟</i>

00:37:55.000 --> 00:37:59.300
<i>با گوش‌های خودم شنیدم بانوی من، همین‌ها بود</i>

00:37:59.300 --> 00:38:03.300
<i>پس یعنی... بانوی لای یانگ نقطه‌ضعفی داره که</i>

00:38:03.300 --> 00:38:05.500
<i>بانو شو هم ازش خبر داره</i>

00:38:05.500 --> 00:38:09.200
<i>در پاسخ بانوی من، بنده از میانۀ حرف‌هاشون رسیدم</i>

00:38:09.200 --> 00:38:11.930
<i>در مورد همۀ جزئیاتش مطمئن نیستم</i>

00:38:11.930 --> 00:38:13.900
<i>فقط چند جمله‌ شنیدم ولی</i>

00:38:13.900 --> 00:38:18.400
<i>بانوی لای یانگ، به نظر حسابی ترسیده بود</i>

00:38:23.300 --> 00:38:27.200
<i>بانوی لای یانگ از دونگ های با خودش صمغ مروارید آورده</i>

00:38:27.200 --> 00:38:31.900
<i>یعنی قصد داره... کی رو هدف بگیره؟</i>

00:38:35.000 --> 00:38:39.600
<i>در پاسخ شما بانوی من، بنده این قسمتو کامل نشنیدم</i>

00:38:39.600 --> 00:38:44.600
<i>به نظر این... خواهرِ هموطن بانو شو</i>

00:38:45.400 --> 00:38:48.400
<i>می‌تونه جزو حلقۀ دوستان من باشه</i>

00:38:55.700 --> 00:38:58.700
<i>درود بر بانو ملکه</i>

00:39:01.530 --> 00:39:04.540
<i>بانوی لای یانگ، برخیزید</i>

00:39:05.610 --> 00:39:08.610
<i>مخده-
سپاس بانوی من-</i>

00:39:26.100 --> 00:39:30.100
<i>بانو این اواخر، انگار رنگ‌تون کمی پریده</i>

00:39:30.100 --> 00:39:36.900
<i>از قدیم هم گفتن رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ درون</i>
<i>چیز خاصی شما رو نگران کرده؟</i>

00:39:36.900 --> 00:39:40.000
<i>از توجه شما سپاسگزارم بانوی من</i>

00:39:40.000 --> 00:39:44.700
<i>فقط اینه که، این اواخر دچار بی‌خوابی شدم، مشکل خاصی نیست</i>

00:39:47.720 --> 00:39:49.700
<i>می‌فهمم</i>

00:39:49.700 --> 00:39:52.280
<i>کی می‌تونه در چنین وضعیتی باشه و</i>

00:39:52.280 --> 00:39:55.700
<i>شبها سر راحت به بالین بذاره؟</i>

00:39:57.600 --> 00:40:00.000
<i>بانوی من منظورتونو</i>

00:40:00.000 --> 00:40:04.500
<i>بنده، درست متوجه نمیشم</i>

00:40:04.500 --> 00:40:08.200
<i>شنیدم زمانی که از دونگ های می‌آمدید</i>

00:40:08.200 --> 00:40:11.600
<i>مخفیانه چیزی رو با خودتون آوردید</i>

00:40:13.240 --> 00:40:14.860
<i>!بانوی من</i>

00:40:16.200 --> 00:40:19.000
<i>...شما... شما چطور</i>

00:40:19.000 --> 00:40:21.100
<i>بله</i>

00:40:21.100 --> 00:40:23.700
<i>اینکه چی تو سرته رو</i>

00:40:23.700 --> 00:40:26.700
<i>بانو شو گذاشته کف دستم</i>

00:40:28.600 --> 00:40:30.300
<i>!بانوی من</i>

00:40:30.800 --> 00:40:32.700
<i>!بانوی من</i>

00:40:32.700 --> 00:40:35.200
<i>!بانوی من! بانوی من! عفو بفرمایید</i>

00:40:35.200 --> 00:40:38.300
<i>!بانوی من! بانوی من! عفو کنید</i>

00:40:42.200 --> 00:40:46.600
<i>درسته که تو و بانو شو، از یک سرزمینید و همراه هم هم اومدید</i>

00:40:46.600 --> 00:40:49.700
<i>ولی چه جای تعجب؟</i>

00:40:49.700 --> 00:40:51.800
<i>چه بسیار برادران که</i>

00:40:51.800 --> 00:40:55.400
<i>پای جونشون که وسط اومده، دشمن خونی شدن و</i>

00:40:55.400 --> 00:40:58.000
<i>هیچ رحمی بهم نکردن</i>

00:40:58.000 --> 00:41:02.600
<i>مگه شوهر خودت، عاقبتش همین نشد؟</i>

00:41:02.600 --> 00:41:07.300
<i>مگه برادر خودش، خون‌شو نریخت؟</i>

00:41:10.200 --> 00:41:12.800
<i>...در همۀ این چند ماه</i>

00:41:12.800 --> 00:41:16.800
<i>کنارش بودم و پرستاری‌شو کردم</i>

00:41:16.800 --> 00:41:21.700
<i>بانو لی چقدر نقشۀ صدمه بهش رو کشید! ولی من جلوی همۀ نقشه‌هاشو گرفتم</i>

00:41:23.820 --> 00:41:29.200
<i>فکرشم نمی‌کردم... فکرشم نمی‌کردم که با من همچین کاری بکنه</i>

00:41:30.800 --> 00:41:41.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:41.024 --> 00:41:53.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.