﻿WEBVTT

00:00:01.200 --> 00:00:11.190
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:11.214 --> 00:00:31.214
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.320 --> 00:01:00.060
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.060 --> 00:01:03.660
<i>«قسمت یازدهم»</i>

00:01:03.660 --> 00:01:06.290
<i>...در همۀ این چند ماه</i>

00:01:06.290 --> 00:01:10.380
<i>کنارش بودم و پرستاری‌شو کردم</i>

00:01:10.380 --> 00:01:15.130
<i>بانو لی چقدر نقشۀ صدمه بهش رو کشید! ولی من جلوی همۀ نقشه‌هاشو گرفتم</i>

00:01:17.350 --> 00:01:19.470
<i>...فکرشم نمی‌کردم</i>

00:01:19.470 --> 00:01:22.280
<i>فکرشم نمی‌کردم که با من همچین کاری بکنه</i>

00:01:25.880 --> 00:01:28.220
<i>بخوام راستشو بگم</i>

00:01:28.970 --> 00:01:35.220
<i>من خیلی به اینکه، این صمغ چیز مؤثری باشه، باور ندارم</i>

00:01:35.220 --> 00:01:37.310
<i>موضوع جذابی هم برام نیست</i>

00:01:37.310 --> 00:01:41.440
<i>شاید به خاطر اینه که، سالهاست در حرمخانه‌ام و</i>

00:01:41.440 --> 00:01:44.150
<i>ازین قِسم کارها زیاد دیدم</i>

00:01:45.310 --> 00:01:51.080
<i>ولی... اگه به گوش امپراتور برسه، به نظرت چه فکری می‌کنن؟ </i>

00:01:51.080 --> 00:01:53.760
<i>اینه که نمی‌دونم</i>

00:01:54.960 --> 00:02:01.510
<i>می‌ترسم، نکنه عاقبتت، همونی بشه که عاقبت شوهرت شد</i>

00:02:07.990 --> 00:02:10.250
<i>...مگر اینکه</i>

00:02:24.010 --> 00:02:26.280
سرورم... سرورم

00:02:26.280 --> 00:02:28.490
آرومتر، خب؟

00:02:48.570 --> 00:02:51.500
<i>«آدمک نفرین، مثال امپراتور»</i>

00:03:29.090 --> 00:03:31.730
<i>بانو، شاهزاده تشریف آوردن</i>

00:03:35.250 --> 00:03:36.890
مادر

00:03:38.380 --> 00:03:39.950
مادر

00:03:45.300 --> 00:03:46.840
مادر

00:03:48.620 --> 00:03:50.260
مادر

00:03:52.890 --> 00:03:55.100
برای چی اینجا هستی؟

00:03:55.100 --> 00:03:57.910
قرار نبود با دوست‌هات بری بیرون؟

00:03:57.910 --> 00:04:00.870
از شائو یان شنیدم، حالتون خوب نیست

00:04:00.870 --> 00:04:03.780
نگران شدم و، برگشتم ببینم‌تون

00:04:04.460 --> 00:04:06.320
طوریم نیست

00:04:06.320 --> 00:04:09.560
بعضی شبها کابوس میاد سراغم

00:04:16.150 --> 00:04:17.800
چیه؟

00:04:17.800 --> 00:04:19.970
چیزی شنیدی؟

00:04:19.970 --> 00:04:23.410
فکر کنم... صدای گربه بود

00:04:36.200 --> 00:04:39.150
شماها می‌تونید برید-
بله-

00:04:44.520 --> 00:04:46.290
مادر

00:04:46.290 --> 00:04:50.770
همیشه، دلم می‌خواسته، از اعلیحضرت بخوام چند تا کار بهم محول کنن تا

00:04:50.770 --> 00:04:52.810
از خونه بزنم بیرون و چیز یاد بگیرم

00:04:52.810 --> 00:04:58.180
فقط به خاطر، احوال شما، جرأت نمی‌کنم ازتون دور بشم

00:04:59.470 --> 00:05:02.020
می‌خوای مسئولیت بگیری؟

00:05:05.180 --> 00:05:07.500
آخه با خودت چی فکر کردی؟

00:05:07.500 --> 00:05:10.610
فکر کردی چیکار میدن دستت؟

00:05:10.610 --> 00:05:13.000
...نکنه یادت رفته که

00:05:21.910 --> 00:05:24.470
نه یادم نرفته

00:05:24.470 --> 00:05:28.740
عمارت لای یانگ، مغضوب امپراتور مرحوم شد و

00:05:28.740 --> 00:05:30.850
الآنم کسی برامون تره هم خرد نمی‌کنه

00:05:31.500 --> 00:05:34.320
کی این حرفها رو بهت زده؟

00:05:34.320 --> 00:05:36.700
مگه لازمه حتماً کسی بگه؟

00:05:37.450 --> 00:05:40.630
پدرم بدون هیچ عنوان رسمی‌ای، از دنیا رفته و

00:05:40.630 --> 00:05:42.910
در مقبرۀ سلطنتی هم دفن نشده

00:05:42.910 --> 00:05:45.130
هر کی بشنوه فوری می‌فهمه لابد گناه بزرگی بوده که

00:05:45.130 --> 00:05:48.480
...مطرود پدرش شده و

00:05:51.070 --> 00:05:53.050
جوون هم مرده

00:05:56.030 --> 00:05:59.830
مادر، اعلیحضرت بهم عنوان مرزبان درجه ۲ رو دادن و

00:05:59.830 --> 00:06:03.660
هیچوقتم، نسبت به ما و نیازهامون بی‌تفاوت نبودن

00:06:03.660 --> 00:06:08.370
راستش... راستش به نظرم این نشانۀ بزرگواری‌شونه

00:06:09.520 --> 00:06:12.260
اینطور فکر نمی‌کنی مادر؟

00:06:14.420 --> 00:06:16.890
البته الآن برای این حرفها یکمی زوده

00:06:16.890 --> 00:06:19.270
شما هم نیازی نیست نگران باشی

00:06:19.270 --> 00:06:23.160
آخه الآن تو پایتخت، وضعیت یکم نا امنه

00:06:24.470 --> 00:06:26.270
یعنی چی که نا امنه؟

00:06:26.270 --> 00:06:28.720
منظورت ازین حرف چیه؟

00:06:30.080 --> 00:06:31.630
مربوط میشه به دونگ های

00:06:31.630 --> 00:06:33.560
دیر یا زود به گوشتون می‌رسید

00:06:33.560 --> 00:06:37.590
مرزبان مزی تا حالا، ۶ نفر رو در پایتخت کشته

00:08:14.740 --> 00:08:19.480
بنده پویانگ یینگ، خیلی وقته که منتظر شمام جناب مرزبان

00:08:32.160 --> 00:08:36.070
اون نامه رو... شما فرستادین؟

00:08:36.070 --> 00:08:40.960
بله، بابت ملاقات با، برترین رزمی‌کار دنیا

00:08:40.960 --> 00:08:44.690
حقاً، مفتخرم... مفتخرم

00:08:46.160 --> 00:08:48.640
تو چه ارتباطی با این موضوع داری؟

00:08:48.640 --> 00:08:53.390
چرا بعد ۷ سال، تازه یادت اومده برام بنویسی؟
چه هدفی ازین کارت داشتی؟

00:08:53.390 --> 00:08:55.990
اینکه من چه ارتباطی با این موضوع دارم کوچکترین اهمیتی نداره

00:08:55.990 --> 00:08:58.560
مهم اینه که، من می‌تونم به شما کمک کنم تا

00:08:58.560 --> 00:09:02.930
قاتل بانو شو رو پیدا بکنید

00:09:03.840 --> 00:09:07.480
فکر کردی اگه اسم قاتل‌شو بهم بدی

00:09:07.480 --> 00:09:10.070
من دیگه نمی‌کشمت؟

00:09:10.070 --> 00:09:12.100
نه نمی‌کشید

00:09:12.100 --> 00:09:17.280
به خاطر معاملۀ، پرمنفعتی که با هم خواهیم داشت

00:09:19.260 --> 00:09:25.760
بستگی به این داره که این معامله، انقدری ارزش داره که باهاش جونتو بخری یا نه

00:09:37.270 --> 00:09:38.870
برادر

00:09:48.530 --> 00:09:50.280
پینگ جینگ

00:09:54.630 --> 00:09:56.360
داشتیم با برادر «شون» حرف می‌زدیم

00:09:56.360 --> 00:10:00.140
رفت مقدماتو حاضر کنه تا، بعدش بریم برای بازجویی

00:10:00.140 --> 00:10:01.660
چیزی خوردی؟

00:10:01.660 --> 00:10:03.640
یه چیزهای کمی

00:10:09.500 --> 00:10:12.330
تحقیق دربارۀ صمغ به جایی نرسیده

00:10:12.330 --> 00:10:14.770
حتماً ازین بابت ناراحتی

00:10:17.280 --> 00:10:22.400
بانو ملکه، تونسته سازندۀ این جعبه رو پیدا بکنه

00:10:23.330 --> 00:10:25.030
می‌خوای برم سراغش؟

00:10:25.030 --> 00:10:27.390
همون ۷ سال پیش مرده

00:10:27.390 --> 00:10:32.120
و این جعبه، آخرین چیزی بوده که ساخته

00:10:32.120 --> 00:10:35.770
یعنی انقدر اتفاقی؟
معلومه یه چیزی هست

00:10:37.890 --> 00:10:43.090
بعد از ساختش، این جعبه سه مرحله بازرسی رو گذرونده

00:10:43.090 --> 00:10:45.930
موقع تحویل به قصر ملکه هم

00:10:45.930 --> 00:10:50.260
بانوی بیرونیِ حرمخانه و، سر خدمتکار قصر بازم بررسیش کردن

00:10:51.230 --> 00:10:54.830
درسته که صمغ با مهارت جاسازی شده

00:10:54.830 --> 00:10:59.830
ولی محاله بعد از سه یا چهار مرتبه بازرسی، بازم ندیده باشنش

00:11:04.670 --> 00:11:06.990
درسته

00:11:06.990 --> 00:11:11.050
تازه یه چیز دیگه هم اینکه، نمیشه همۀ بازرس‌ها دستشون توی یه کاسه بوده باشه

00:11:11.050 --> 00:11:14.890
با تعداد همدست‌های زیاد، احتمال لو رفتن‌شون بالا نمی‌رفته؟

00:11:14.890 --> 00:11:17.170
ولی اگه این

00:11:17.170 --> 00:11:20.690
توی همون قصر ملکه، دست‌کاری شده باشه چی؟

00:11:20.690 --> 00:11:22.570
...یعنی

00:11:22.570 --> 00:11:25.310
اینطوری که هیچ ربطی به سازنده‌اش نداشته

00:11:25.310 --> 00:11:27.440
برای چی باید می‌مرده؟

00:11:27.990 --> 00:11:31.600
یه استادکار معمولی با اونهمه لایه‌های امنیتی بین اون و قصر

00:11:31.600 --> 00:11:33.090
چه کاری کرده بوده؟

00:11:33.090 --> 00:11:35.050
اصلاً چیکار می‌تونسته بکنه؟

00:11:35.930 --> 00:11:37.720
!...ممکنه که

00:11:45.430 --> 00:11:47.270
پینگ جینگ اومده؟

00:11:49.260 --> 00:11:54.210
خواهرِ شما به دیار غربت و تنهایی ازدواج کرد، در حرمخانه بی هیچ پشت و پناهی

00:11:54.210 --> 00:11:58.920
و سر آخر، خودش و بچه‌اش از دست رفتن
!و حقی که احقاق نشد، پایانی تلخ

00:11:58.920 --> 00:12:03.400
قاتل ایشون باید مجازات بشه درست؛ ولی به نظر بنده

00:12:03.400 --> 00:12:08.720
خاندانِ، امپراتوری لیانگ، به این موضوع مرتبط هستن

00:12:08.720 --> 00:12:11.000
چی می‌خوای بگی؟

00:12:12.510 --> 00:12:17.320
من، نقشۀ فوق‌العاده‌ای دارم جناب مرزبان که

00:12:17.320 --> 00:12:20.690
با اون، نه تنها می‌تونید انتقام خواهرتونو بگیرید

00:12:20.690 --> 00:12:26.050
بلکه رؤیای بزرگ‌تون هم، امری میسور میشه

00:12:28.890 --> 00:12:33.200
جناب مرزبان مطمئنید که، آمدن شما به جز حل معمای مرگ خواهرتون

00:12:33.200 --> 00:12:36.920
هیچ، نیت دیگه‌ای در خود نداشته؟

00:12:36.920 --> 00:12:42.250
مثلاً، آرزوی بزرگی برای سرزمین‌تون دونگ های؟

00:12:54.280 --> 00:13:00.420
الآن در کشور شما، هر وزیری جیره‌خوار امیری جداست و
مردم به سامان نیستند

00:13:00.420 --> 00:13:07.000
شما می‌تونستید، برای همیشه در انزوا بگذرانید
ولی با، قلبتون چکار می‌کردید؟

00:13:10.510 --> 00:13:13.730
خدای سفیدی که باورش دارم به من گفته که

00:13:13.730 --> 00:13:16.280
یافتن راه تغییر همۀ این چیزها و

00:13:16.280 --> 00:13:21.410
مسئولیت سنگین یکپارچه کردن دونگ های در جایگاه شاه اون، تماماً بر عهدۀ شماست

00:13:21.410 --> 00:13:26.160
...طبق پیش‌بینی من، ظرف ۳ سال، شما پادشاه دونگ های خواهید شد

00:13:26.160 --> 00:13:29.360
...و ظرف ۱۰ سال، این پادشاه دونگ های

00:13:29.360 --> 00:13:32.340
!بی شک شاه جهان خواهد شد

00:13:35.990 --> 00:13:42.920
حالا که تا این حد، بی‌پرده، با شما صحبت کردم شما هم نیاز نیست چیزی رو مکنون نگه دارید

00:13:42.920 --> 00:13:47.750
پس به نظرت الآن، من باید چکار بکنم؟

00:13:47.750 --> 00:13:50.150
اول انتقام بانو شو رو بگیرید

00:13:50.150 --> 00:13:55.660
و سپس، در خاک لیانگ، تخم درخت دونگ های رو بکارید

00:13:55.660 --> 00:13:58.660
در خاک لیانگ تخم درخت دونگ های رو بکارم؟

00:13:58.660 --> 00:14:00.400
دقیقاً

00:14:03.360 --> 00:14:05.080
تو واقعاً کی هستی؟

00:14:05.080 --> 00:14:08.560
!اونکه شما رو به آرزوهاتون می‌رسونه

00:14:09.380 --> 00:14:11.790
نگاه کن! اینا رو دوشیزه لین شی بهم داده

00:14:11.790 --> 00:14:13.690
گفته اگه صبح و عصر ازینا بخورم

00:14:13.690 --> 00:14:15.930
دیگه نیازی به خوردن اون جوشونده‌ها ندارم

00:14:17.320 --> 00:14:20.370
پس دوشیزه لین بالأخره لطف کردنو چند کلمه حرف دلگرم‌کننده هم زدن

00:14:20.370 --> 00:14:22.720
مثل اینکه داره خوب پیش میره-
آره-

00:14:22.720 --> 00:14:24.360
بذار ببینم

00:14:26.510 --> 00:14:28.570
یه کار مهمی بهت نداده بودن؟

00:14:28.570 --> 00:14:31.090
چرا از زیر کارت در رفتی اومدی پیش برادرت؟

00:14:31.090 --> 00:14:33.090
اون وقتی که بنده کار می‌کردم

00:14:33.090 --> 00:14:35.140
شما هنوز خواب بودی زن برادر

00:14:35.140 --> 00:14:37.000
<i>با دقت بذاریدش اونور</i>

00:14:37.000 --> 00:14:38.500
<i>بله</i>

00:14:40.260 --> 00:14:42.090
اون طرف، آروم

00:14:42.090 --> 00:14:45.210
دونگ چینگ، پنجره رو باز کن تا یکم، هوا بیاد

00:14:45.210 --> 00:14:46.800
بله

00:14:46.800 --> 00:14:50.960
چطوریه که دونگ چینگ داره کارهای خونۀ برادر رو انجام میده؟ پیشکار جو چی؟

00:14:51.690 --> 00:14:55.210
برادرت میگه پیشکار جو دیگه پیر شده
نباید خودشو خسته بکنه

00:14:55.210 --> 00:14:56.830
همینجوریشم توی خونۀ پدر کلی کار داره

00:14:56.830 --> 00:15:00.290
ازین به بعد، دونگ چینگ کارهای خونۀ ما رو انجام میده

00:15:00.290 --> 00:15:02.430
برادر همیشه خیلی با ملاحظه بوده

00:15:02.430 --> 00:15:05.230
آره، وقتی ندیمه‌‌های منم سن‌شون بالا میره

00:15:05.230 --> 00:15:08.620
برادرت یه زندگی‌ای براشون روبه‌‌راه می‌کنه که برن

00:15:08.620 --> 00:15:12.700
حتماً میگی من خیلی بی‌ملاحظه‌ام، توی کارهای داخل و خارج عمارت نتونستم کمکی بهت بدم

00:15:13.520 --> 00:15:15.240
اینو که راست میگی

00:15:15.240 --> 00:15:19.700
می‌دونی چقدر زن نجیب‌زاده تو پایتخت هست که، همه‌جوره کمک شوهرشونن؟

00:15:19.700 --> 00:15:23.600
حرف خونه‌زندگی‌شون که وسط باشه
از پس همۀ کارها خودشون تکی بر میان

00:15:23.600 --> 00:15:28.130
تک و تنها دیگه؟ پس واسه چی اومدی منو گرفتی؟

00:15:28.130 --> 00:15:30.870
آره، ولی چیکار میشه کرد؟

00:15:30.870 --> 00:15:34.040
یه کاری کردم و راه برگشتی هم ندارم

00:15:35.960 --> 00:15:37.620
!هی

00:15:37.620 --> 00:15:40.990
!شما دو تا! من هنوز اینجام

00:15:46.590 --> 00:15:49.960
پس... من فعلاً میرم

00:15:55.180 --> 00:15:58.440
آخه اینم رفتاره جلوی پینگ جینگ با من؟

00:16:03.090 --> 00:16:06.260
خبر دارم کی هستی و

00:16:06.260 --> 00:16:10.160
اینم که، در لیانگ چیکاره‌ای رو هم خوب می‌دونم

00:16:10.160 --> 00:16:15.200
پس عالیجناب شما، به نقشه‌ای که گفتم، اشتیاقی ندارید؟

00:16:15.200 --> 00:16:17.450
فقط اینو نمی‌فهمم که

00:16:17.450 --> 00:16:23.170
کمک به من، چه منفعتی به حال تو داره

00:16:23.170 --> 00:16:28.460
البته که منم دلایل خودم رو دارم
ولی همینقدر بدونید کافیه که

00:16:28.460 --> 00:16:34.340
دلایل من و، خواسته‌های شما، هیچ تعارضی با هم ندارن
.همین

00:16:35.590 --> 00:16:41.500
حالا که حرفش شد، من هم، خواهشی از شما داشتم

00:16:44.830 --> 00:16:48.760
جناب مرزبان شما، عمارت چانگلین رو می‌شناسید؟

00:16:48.760 --> 00:16:51.800
سؤال خیلی پرتی نمی‌پرسید؟

00:16:52.560 --> 00:16:59.040
ازین که عمارت چانگلین، چه جایگاهی در لیانگ داره هم، اطلاع دارید؟

00:16:59.040 --> 00:17:02.090
شاهزادۀ چانگلین، شجاع و قدرتمنده

00:17:02.090 --> 00:17:06.800
عمارت چانگلین، ارباب‌شون رو در مُحاقِ دستاوردهای خودشون قرار دادن

00:17:06.800 --> 00:17:11.740
دستاوردهای عمارت چانگلین، تنها منحصر به فتوحات‌شون نمیشه

00:17:11.740 --> 00:17:15.330
شاهزادۀ چانگلینِ» عنوانی اعطائیه شاه قبلیه که»

00:17:15.330 --> 00:17:19.210
به عمارت چانگلین نظر لطف زیادی داشت و مکرر پاداششون میداد

00:17:19.210 --> 00:17:22.850
شاه فعلی هم، ارتباط بسیار صمیمانه‌ای با شاهزادۀ چانگلین داره

00:17:22.850 --> 00:17:29.740
اخیراً، اغلب پیشنهادات شاهزادۀ چانگلین رو، نظر خودش قرار داده

00:17:29.740 --> 00:17:33.110
البته شاهزاده، دیگه پیر شده و

00:17:33.110 --> 00:17:37.560
ستون اصلی عمارت چانگلین وارث‌شون، شائو پینگ جانگه

00:17:40.700 --> 00:17:44.660
با این حرفها، شما که فرد بسیار باهوشی هستید

00:17:44.660 --> 00:17:50.000
حتم دارم که، تا حالا منظورمو دریافت کردید که چی می‌خوام بگم

00:17:50.000 --> 00:17:53.190
شائو پینگ جانگ؟

00:17:53.190 --> 00:17:56.280
وارث ناچیز عمارت چانگلین؟

00:17:56.280 --> 00:17:58.240
ارزش اشاره هم نداره

00:18:00.230 --> 00:18:04.130
کشتن شائو پینگ جانگ کاری نداره
مشکل اون کسیه که کنارشه

00:18:04.130 --> 00:18:09.040
همسر وارث، منگ چیان شوئه؟ شبیه شوخیه

00:18:09.040 --> 00:18:11.990
گیریم نوۀ «منگ جی» باشه؛ که چی؟

00:18:11.990 --> 00:18:16.120
حتی شاگرد محبوب منگ جی، شون فی جان

00:18:16.890 --> 00:18:19.060
چیز چشمگیری برای من نیست

00:18:19.060 --> 00:18:21.690
ولی منظور من شخص دیگه‌ایه

00:18:22.760 --> 00:18:26.060
ارباب‌زادۀ دوم عمارت چانگلین؛ شائو پینگ جینگ

00:18:27.330 --> 00:18:29.880
شائو پینگ جینگ؟

00:18:29.880 --> 00:18:33.320
هنوز، خیلی جوانه ولی، مهارتش، در حد بالائیه

00:18:33.320 --> 00:18:35.900
اگه کنار منگ چیان شوئه قرار بگیره

00:18:35.900 --> 00:18:42.650
نگرانم که، حتی برای شما هم، فرار ازشون کار راحتی نباشه

00:18:47.120 --> 00:18:53.260
مشتاق شدم اینجایی که میگی رو ببینم... عمارت چانگلین رو

00:19:05.750 --> 00:19:09.060
!اعلیحضرت! اعلیحضرت

00:19:13.190 --> 00:19:14.890
خوبم

00:19:16.090 --> 00:19:19.270
پزشک گفته، یه سرماخوردگی ساده است

00:19:19.270 --> 00:19:22.400
تب که ندارم، پس جدی نیست

00:19:24.360 --> 00:19:28.090
ملکه، دیر وقته، دیگه برید استراحت کنید

00:19:28.090 --> 00:19:31.000
همینا که اینجان برای مراقبت کافی‌ان

00:19:31.000 --> 00:19:35.320
وقتی شما رو به این حال می‌بینم، چطور می‌تونم بخوابم؟

00:19:41.120 --> 00:19:42.960
باشه

00:19:42.960 --> 00:19:46.190
...می‌دونم نگرانی ولی

00:19:46.190 --> 00:19:47.810
برو

00:19:53.790 --> 00:19:55.560
!برو

00:20:11.560 --> 00:20:13.370
اطاعت

00:20:26.730 --> 00:20:29.330
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:20:46.630 --> 00:20:49.100
اینکارو دیگه از کجا یاد گرفتی؟

00:20:55.370 --> 00:20:57.730
این چند مرحله طب سوزنی که دوشیزه لین انجام داده

00:20:57.730 --> 00:20:59.890
حالتو بهتر کرده؟

00:21:01.850 --> 00:21:04.280
خیلی نمی‌دونم

00:21:04.280 --> 00:21:06.170
یعنی اگه بخوام راستشو بگم

00:21:06.170 --> 00:21:09.790
قبلاً هم، هیچوقت این حس رو نداشتم که مشکلی دارم

00:21:10.720 --> 00:21:15.570
حالا که چیزی حس نمی‌کنی، فقط نگاه کن به قیافۀ دوشیزه لین

00:21:15.570 --> 00:21:19.840
اگه پیشرفتی در کار باشه، حتماً حالت صورتش بهتر میشه

00:21:22.130 --> 00:21:24.270
ولی خودتم که قبلاً دیدیش

00:21:24.270 --> 00:21:28.690
دوشیزه لین همۀ این مدت، حتی یه ابروشو هم تکون نداده

00:21:28.690 --> 00:21:34.560
واسه همین فکری شدم که، چطوریه که یه دختر جوون، تا این حد خودشو خوددار بار آورده؟

00:21:40.130 --> 00:21:41.840
چیه؟

00:21:43.800 --> 00:21:47.840
کیه؟! کی جرأت کرده از دیوار عمارت چانگلین بالا بیاد؟

00:21:49.670 --> 00:21:51.190
!وایسا

00:21:58.110 --> 00:21:59.450
!ارباب‌زاده

00:21:59.450 --> 00:22:00.960
!دونگ چینگ-
امر؟-

00:22:00.960 --> 00:22:02.800
نگهبان‌ها رو زیاد کن-
!بله-

00:22:02.800 --> 00:22:05.000
!دنبال من-
!بله-

00:22:16.190 --> 00:22:19.530
تو بخواب، من نگهبانی میدم

00:22:19.530 --> 00:22:21.510
ولش کن

00:22:22.930 --> 00:22:28.160
امنیت عمارت چانگلین، بالاتر از حد تصورم بود

00:22:29.330 --> 00:22:34.620
درسته که تونستم وارد بخش شرقی بشم، ولی به شائو پینگ جانگ حتی نزدیک هم نشدم

00:22:37.130 --> 00:22:41.290
تا این حد که میگید رو، منم فکرشو نمی‌کردم

00:22:43.060 --> 00:22:48.060
جناب مرزبان، شما ماهرترین رزمی‌کار هستید

00:22:48.060 --> 00:22:52.530
...اینکه خواستی، امنیت اطراف وارث چانگلین رو محک بزنی

00:22:52.530 --> 00:22:55.400
احتمالاً کینه‌ای ازش داری؟

00:22:56.050 --> 00:22:58.100
چه کینه‌ای دارم مهم نیست

00:22:58.100 --> 00:23:02.670
ولی اگه شما طالب نابودی کشور لیانگ، و دست یافتن به رؤیای بزرگ‌تون هستید

00:23:02.670 --> 00:23:05.970
اولین چیزی که باید حذف بکنید عمارت چانگلینه

00:23:05.970 --> 00:23:10.360
و من، آدمی رو که می‌تونه در نابودی عمارت چانگلین

00:23:10.360 --> 00:23:14.800
کمک دستِ، شما باشه رو پیدا کردم جناب مرزبان

00:23:32.160 --> 00:23:33.570
پینگ جینگ

00:23:33.570 --> 00:23:35.300
برادر شون

00:23:36.120 --> 00:23:40.090
شنیدم دیشب، مرزبان مزی، وارد عمارت چانگلین شده بوده

00:23:40.090 --> 00:23:41.910
برادر و زن برادرت خوبن؟

00:23:41.910 --> 00:23:43.540
ترتیب احوالپرسیت یه طوری نیست؟

00:23:43.540 --> 00:23:46.360
چرا اول حال برادرم رو می‌پرسی؟

00:23:46.360 --> 00:23:49.600
آخه می‌دونم، برای پدرت مشکلی پیش نمیاد

00:23:49.600 --> 00:23:53.160
خوشبختانه طوری نشد، قبل اینکه به اتاق برادرم نزدیک بشه متوجهش شدیم

00:23:53.160 --> 00:23:56.620
اونم، فوری فرار کرد

00:23:56.620 --> 00:24:00.230
ولی مرگ بانو شو که، ربطی به عمارت چانگلین نداشته

00:24:00.230 --> 00:24:02.900
برای چی اومده بوده اونجا؟

00:24:05.690 --> 00:24:10.320
ممکنه که قبل از حمله‌اش به قصر، خواسته با ورود به عمارت چانگلین توان نفوذشو بسنجه؟

00:24:10.320 --> 00:24:12.660
!حمله به قصر؟

00:24:14.130 --> 00:24:15.680
همینطوری یه حدسی زدم

00:24:15.680 --> 00:24:18.300
بیا، بریم به کارمون برسیم

00:24:39.130 --> 00:24:42.560
درود، خدمت بانو ملکه

00:24:51.130 --> 00:24:57.970
اعلیحضرت، هنوز بهبود کامل پیدا نکردن
چرا، در خدمت‌شون در کاخ‌شون نیستید؟

00:24:59.030 --> 00:25:01.790
مرزبان مزی که در پایتخت برای خودش می‌چرخه

00:25:01.790 --> 00:25:04.770
انگار روح بانو شو

00:25:04.770 --> 00:25:08.280
داره مدام جلوی اعلیحضرت ظاهر میشه

00:25:09.650 --> 00:25:13.460
لازم نیست حتماً چیزی بگن تا بفهمم که

00:25:13.460 --> 00:25:15.830
نمی‌خوان منو ببینن

00:25:19.590 --> 00:25:25.300
به قصر آمدم، تا خدمتتون عرض کنم که آسوده‌خاطر باشید

00:25:26.270 --> 00:25:33.000
البته همۀ جزئیات رو هنوز نمی‌دونم، ولی، ظرف چند روز آینده، همه چیز، دستگیرم خواهد شد

00:25:36.250 --> 00:25:38.900
کامل و دقیق

00:25:45.700 --> 00:25:47.750
!تا تهش

00:25:57.890 --> 00:25:59.490
بیاید

00:26:14.230 --> 00:26:18.200
از همون بچگی خیلی مریض می‌شدم
هر وقتم که وقت داروم میشد

00:26:18.200 --> 00:26:20.270
تو همین قیافه رو می‌گرفتی

00:26:20.270 --> 00:26:24.290
مگه قرار نگذاشتیم که این مورد رو به بچه‌ها بسپاریم ولی شما

00:26:24.290 --> 00:26:26.540
هنوز هم در فکرید

00:26:26.540 --> 00:26:28.930
اصلنم اینطور نیست

00:26:28.930 --> 00:26:31.890
پزشک گفته یه سرماخوردگی ساده است، ربطی به فکر و خیال نداره

00:26:31.890 --> 00:26:36.850
اینم گفت که الآن نگران اینه که امشب تب می‌کنید

00:26:37.820 --> 00:26:39.880
اعلیحضرت شما استراحت‌تونو بکنین

00:26:39.880 --> 00:26:43.330
طرف می‌خواد نفر اول فهرست باشه یا نفر دوم

00:26:43.330 --> 00:26:48.970
امروز در قصر، من شخصاً، خودم مواظب‌تونم

00:26:50.550 --> 00:26:52.440
باشه

00:26:52.440 --> 00:26:58.320
پزشک زن بانو شو گفته که،  از ۳ ماه قبلِ وضع حمل

00:26:58.320 --> 00:27:03.420
شبانه‌روز با بانو شو بوده و، جایی هم نرفته

00:27:04.620 --> 00:27:09.660
آره، اینم بود که، بانو شو و بانوی لای یانگ چند باری همو دیده بودن

00:27:09.660 --> 00:27:12.290
خب اظهارات بانوی لای یانگ چی؟

00:27:20.460 --> 00:27:23.200
نرفتی از بانوی «لای یانگ» بازجویی بکنی؟

00:27:23.200 --> 00:27:25.070
اونو بانو «شو» هم‌وطن بودن

00:27:25.070 --> 00:27:27.090
صمیمی بودن، تازه ازینکار چی بهش می‌رسیده؟

00:27:27.090 --> 00:27:30.670
منطقی‌شم ببینیم هیچ‌جوره مظنون نیست
چه نیازی به بازجوییه؟

00:27:36.430 --> 00:27:40.900
این فهرست افرادیه که، ۳ ماه آخر به قصر بانو شو رفت و آمد داشتن

00:27:40.900 --> 00:27:44.390
یه نگاه بنداز ببین چی می‌فهمی

00:27:52.210 --> 00:27:55.370
اون که تموم شد، یه نگاهی هم به این بنداز

00:27:56.520 --> 00:27:58.860
<i>«بانوی لای یانگ»</i>

00:28:03.900 --> 00:28:06.530
<i>«فهرست اسامی مهمانان حاضر در جشن عروسی وارث چانگلین»</i>

00:28:09.320 --> 00:28:12.610
برادر شما هنوزم، دنبال قضیۀ زن برادری؟

00:28:12.610 --> 00:28:14.820
معلومه که هستم

00:28:15.760 --> 00:28:17.880
خصوصاً حالا که این دو قضیه

00:28:17.880 --> 00:28:20.560
در واقع به نظرم یکی میان

00:28:21.560 --> 00:28:24.100
یعنی چی یکی؟

00:28:24.100 --> 00:28:27.290
کدوم یکی دو تا رو میگین؟

00:28:27.290 --> 00:28:28.970
پروندۀ بانو شو رو می‌گفتیم

00:28:28.970 --> 00:28:32.000
زن برادر، من گشنمه-
غذا دیگه حاضره-

00:28:32.000 --> 00:28:34.320
بیاین بریم بخوریم-
!ازون فرصت‌های خاصه-

00:28:34.320 --> 00:28:37.700
نمی‌دونی چقدر هوس کرده بودم، اگه امشب پدر خونه بود

00:28:37.700 --> 00:28:39.600
بازم جرأت نمی‌کردم ازت بخوام بپزی

00:28:39.600 --> 00:28:42.630
هر وقت دلت می‌خواد بگو، تَرست واسه چیه؟

00:28:42.630 --> 00:28:44.790
جرأت دارم؟

00:28:44.790 --> 00:28:47.410
نشنیدین چطوری دعوام می‌کنه؟

00:28:49.170 --> 00:28:53.120
«آدم باید بزرگتری کوچیکتری سرش بشه، ولی تو»

00:28:53.120 --> 00:28:57.960
«احترام پدر و برادرتو بلد نیستی؛ هیچی
به زن برادرتم دستور آشپزی میدی؟»

00:28:57.960 --> 00:29:01.410
«حرف بزن! تو اون تالار لانگیا چی یادتون دادن؟»

00:29:02.080 --> 00:29:04.140
سر همچین چیزی هم غر می‌زنه

00:29:04.140 --> 00:29:08.030
به نظرتون پدرم، احتمالاً منو از سر راه ورنداشته؟

00:29:08.030 --> 00:29:10.100
بسه دیگه، بریم غذامونو بخوریم

00:29:10.100 --> 00:29:11.710
بریم

00:29:18.840 --> 00:29:20.890
<i>بانوی لای یانگ؟</i>

00:29:20.890 --> 00:29:25.570
یه بیوه که خارج قصر هم زندگی می‌کنه، چه ربطی به مرگ بانو شو می‌تونه داشته باشه؟

00:29:25.570 --> 00:29:27.280
نمیگم حتماً داشته

00:29:27.280 --> 00:29:29.380
ولی توی اظهارات بعضی‌ها اسم اونم هست

00:29:29.380 --> 00:29:31.870
به نظرم بد نمیشه اگه یه سؤال و جوابی بکنیم

00:29:31.870 --> 00:29:33.520
فقط چون اسمشو بردن؟

00:29:33.520 --> 00:29:36.440
برادر شو، ازینکه بهت نمیگم قصد بدی ندارم

00:29:36.440 --> 00:29:38.480
ولی یه سری مسائل خیلی خصوصی هست که

00:29:38.480 --> 00:29:40.790
نمی‌تونم درباره‌شون چیزی بگم

00:29:42.640 --> 00:29:45.710
بانوی لای یانگ، هر چی نباشه از اعضای خاندان سلطنته

00:29:45.710 --> 00:29:48.320
برادرم خواسته فردا دوتایی بریم پیشش

00:29:48.320 --> 00:29:52.870
باشه، پس، فردا میریم ازش می‌پرسیم

00:29:55.260 --> 00:29:56.830
بیا

00:29:57.780 --> 00:29:59.540
نوش جان

00:30:05.330 --> 00:30:09.810
مادر، درسته بهتون گفتم، می‌خوام برم یه چیزایی رو تجربه کنم

00:30:09.810 --> 00:30:12.420
ولی منظورم ترک شما نبود

00:30:12.420 --> 00:30:16.820
یه طوری نگاهم می‌کنین، انگار از فردا دیگه قرار نیست همو ببینیم

00:30:18.270 --> 00:30:22.730
ماه دیگه، سالگرد تولدته

00:30:22.730 --> 00:30:26.330
یاد اون وقتی افتادم که تازه به دنیا اومده بودی

00:30:26.330 --> 00:30:31.340
کمبود وزن داشتی، عین یه گربۀ کوچولو

00:30:34.970 --> 00:30:37.920
ولی بعد بیست و چند سال

00:30:37.920 --> 00:30:41.330
تو الآن دیگه خیلی شبیه پدرتی

00:30:48.650 --> 00:30:52.670
بعدِ مرگ پدرم به دنیا اومدم، لابد اقبالم بده که نتونستم ببینمش

00:30:52.670 --> 00:30:54.490
!نه

00:30:54.490 --> 00:30:57.160
!تو خیلی هم خوش‌اقبالی

00:30:58.260 --> 00:31:01.640
پسر من حتماً خوش‌اقباله

00:31:02.530 --> 00:31:06.990
می‌دونم که، آرزوهاتو توی دلت قایم می‌کنی

00:31:06.990 --> 00:31:12.290
فقط به خاطر منکه، همش می‌خوام تو رو توی این عمارت کوچیک نگه دارم

00:31:13.320 --> 00:31:17.970
ولی توی همۀ این پایتخت، هیچکس بالاتر و بهتر از تو نیست

00:31:17.970 --> 00:31:21.340
تو هر چی که دلت بخواد راحت می‌تونی به دست بیاری

00:31:21.340 --> 00:31:23.030
...مادر

00:31:32.330 --> 00:31:34.370
!چه خوبه که شما هستین

00:31:34.370 --> 00:31:36.510
این «هیچکس بالاتر و بهتر از تو نیست» رو

00:31:36.510 --> 00:31:40.600
جز شما هیچکس نیست که بهم بگه

00:31:46.710 --> 00:31:48.530
غذاتو بخور

00:32:05.600 --> 00:32:09.670
مرزبان مزی دیشب اومده، برای همین به احتمال زیاد امشب دیگه نمیاد

00:32:09.670 --> 00:32:13.960
تازه زن برادرت کنارمه
دیگه چه نیازیه که تو اینطوری منو بپّای؟

00:32:13.960 --> 00:32:17.830
شما هنوز کامل خوب نشدین
آدم از احتیاط ضرر نمی‌کنه

00:32:19.140 --> 00:32:20.700
برادر

00:32:24.100 --> 00:32:28.100
شائو شوئه، بیرون سرده، تو اول برو

00:32:28.100 --> 00:32:31.120
یه دستورهایی هست که باید به پینگ جینگ بدم
بعدش میام

00:32:32.280 --> 00:32:34.300
زن برادر، شب بخیر

00:32:39.970 --> 00:32:41.560
برادر

00:32:42.390 --> 00:32:44.730
واقعاً فکر می‌کنی کار بانوی لای یانگ بوده؟

00:32:47.970 --> 00:32:49.660
بوده یا نه

00:32:49.660 --> 00:32:53.070
این فکر ما، هنوز در حد حدسه

00:32:53.070 --> 00:32:58.360
ولی با همۀ این حرفها، پدر و اعلیحضرت، یه وقتی به شاهزادۀ لای یانگ خیلی نزدیک بودن

00:32:58.360 --> 00:33:00.460
پینگ جینگ، یادت نره که

00:33:00.460 --> 00:33:03.430
فردا توی عمارت لای یانگ، هر چیزی هم که پیدا کردی

00:33:03.430 --> 00:33:05.400
هر چیزیش که مربوط به حرمخانه میشه رو

00:33:05.400 --> 00:33:09.200
فوری به اعلیحضرت می‌رسونی و، قدم بعدی‌تو طبق دستور ایشون برمی‌داری

00:33:09.200 --> 00:33:13.330
بدون مدرک محکم، حق نداری بدون اجازۀ ایشون هیچ کاری انجام بدی

00:33:13.330 --> 00:33:15.060
متوجه شدی؟

00:33:15.060 --> 00:33:16.980
بله

00:35:51.600 --> 00:35:53.570
برادر چهارم

00:35:58.550 --> 00:36:01.330
هر دو از دختران خاندان سلطنت بودید

00:36:01.330 --> 00:36:04.150
واقعاً دلم می‌خواست کار تو نباشه

00:36:05.740 --> 00:36:09.020
اینکه به اینجا اومدید

00:36:09.020 --> 00:36:12.140
یعنی دیگه مطمئن شدید که کار من بوده؟

00:36:13.810 --> 00:36:15.920
...ولی من و خواهر

00:36:17.100 --> 00:36:20.000
خودتو بیخود خسته نکن

00:36:20.000 --> 00:36:22.210
وقتی تا اینجا اومدم

00:36:22.210 --> 00:36:25.560
یعنی از حقیقت تمام و کمال خبر دارم

00:36:25.560 --> 00:36:28.290
گفتن این مزخرفات هم هیچ فایده‌ای نداره

00:36:42.700 --> 00:36:44.680
!تو؟

00:36:46.340 --> 00:36:48.900
!تویی

00:36:48.900 --> 00:36:53.950
من فقط به جناب مرزبان کمک کردم، تا شما رو زودتر از اونچه خودشون می‌تونستن

00:36:53.950 --> 00:36:55.840
پیدا بکنن

00:36:59.780 --> 00:37:02.700
می‌دونی تا همین الآنش هم

00:37:02.700 --> 00:37:05.310
چقدر برام سخت بوده که

00:37:05.310 --> 00:37:09.520
باور کنم تو همچین کارِ، ظالمانه‌ای با دختر عموت کردی؟

00:37:27.400 --> 00:37:30.770
یعنی این وسط تنها آدم ظالم فقط منم؟

00:37:30.770 --> 00:37:33.720
ما هر دو دختران خاندان سلطنتی دونگ های بودیم

00:37:33.720 --> 00:37:38.820
...ولی اون علاقۀ شاه رو داشت و، در پناه اون امن بود

00:37:39.860 --> 00:37:45.330
در حالیکه من بیوۀ تنهایی بودم که باید جلوی هر کس و ناکسی سرمو خم می‌کردم تا فقط زنده بمونم

00:37:45.330 --> 00:37:48.880
به چه حقی منو تهدید می‌کرد؟

00:37:48.880 --> 00:37:54.010
به چه حقی فکر می‌کرد می‌تونه بهم درس درست و غلط بده؟

00:37:54.010 --> 00:37:57.090
برادر خودت بگو ظالم اون بود یا من؟

00:37:57.090 --> 00:38:01.050
منو به چشم خواهر دید که منم به همون چشم نگاهش بکنم؟

00:38:01.050 --> 00:38:06.760
توی اندرونی کاخ، می‌دونی چقدر آدم مرگشو می‌خواستن؟

00:38:06.760 --> 00:38:11.430
اصلاً می‌دونین؟ چقدر آدم می‌خواستن بمیره؟

00:38:14.820 --> 00:38:20.800
ولی عاقبت تو بودی... یکی از سرزمین خودش که اونو کشت

00:38:20.800 --> 00:38:23.570
من نمی‌کردم یکی دیگه می‌کرد

00:38:23.570 --> 00:38:25.980
دیر یا زود می‌مرد

00:38:29.090 --> 00:38:31.260
بسیار خب

00:38:31.260 --> 00:38:35.990
بانو قلب‌‌شون رو از، همۀ عقده‌هایی که داشتن سبک کردن

00:38:35.990 --> 00:38:39.080
ولی شما مرتکب جرم شدید و

00:38:39.080 --> 00:38:43.210
برای، جناب مرزبان محاله که شما رو زنده بذارن

00:38:43.210 --> 00:38:45.070
...اینو که

00:38:45.910 --> 00:38:48.680
درک می‌کنید بانوی بزرگ؟

00:38:49.590 --> 00:38:54.450
موضوع بعدی که، باید روش صحبت بکنیم اینه که با پسرتون چیکار بکنن

00:38:54.450 --> 00:38:56.260
یعنی چی؟

00:38:57.790 --> 00:38:59.410
برای چی؟

00:38:59.410 --> 00:39:01.990
برای چی یوآنچی منو می‌خواین؟

00:39:02.850 --> 00:39:03.750
...برادر چهارم

00:39:03.750 --> 00:39:05.770
!برادر چهارم! اون بچه روحشم از هیچی خبر نداره

00:39:05.770 --> 00:39:08.150
!بچه بیگناهه! روحشم از هیچی خبر نداره

00:39:08.150 --> 00:39:12.270
برادر چهارم! التماس می‌کنم، بچه‌ام روحشم از هیچی خبر نداره

00:39:12.270 --> 00:39:14.310
...گناهگاره یا نه-
برادر چهارم-

00:39:14.310 --> 00:39:16.530
هیچ اهمیتی برام نداره

00:39:16.530 --> 00:39:22.800
فقط می‌خوام بدونم، زنده نگهش بدارم، چه نفعی به من می‌رسه

00:39:43.580 --> 00:39:44.700
چیکار می‌کنی؟

00:39:44.700 --> 00:39:46.630
!نگا پینگ جینگ چه اثری روت گذاشته

00:39:46.630 --> 00:39:49.640
واقعاً انقدر عصبی بودن لازمه؟

00:39:49.640 --> 00:39:52.950
پینگ جینگ راست می‌گفت
آدم از احتیاط ضرر نمی‌کنه

00:39:52.950 --> 00:39:54.740
منم از خاندان مُنگم

00:39:54.740 --> 00:39:58.460
واسه نگهبانی از تو، بهتر از من هیچکس نیست

00:39:59.690 --> 00:40:03.850
حساب‌هامم کردم، اگه مرزبان مزی پیداش بشه

00:40:03.850 --> 00:40:07.040
پینگ جینگ رو می‌ذارم مواظب تو و، خودم میرم سراغ اون

00:40:07.040 --> 00:40:11.620
عموی بزرگ منم، یه زمانی، نفر اول فهرست لانگیا بوده

00:40:11.620 --> 00:40:14.180
!منتظرش نباش
!بگیر بخواب

00:40:14.180 --> 00:40:15.890
اصلاً شرط می‌بندم که

00:40:15.890 --> 00:40:19.290
مرزبان مزی امشب اینجا پیداش نمیشه

00:40:19.290 --> 00:40:21.170
تو از کجا می‌دونی؟

00:40:22.650 --> 00:40:26.370
دیشب، تا متوجهش شدن گذاشته رفته

00:40:26.370 --> 00:40:28.670
کوچکترین تمایلی برای مبارزه نشون نداده

00:40:28.670 --> 00:40:31.320
...همش دارم فکر می‌کنم

00:40:31.320 --> 00:40:34.020
اومده بوده، تا یه چیزی رو امتحان بکنه

00:40:34.020 --> 00:40:37.180
و اتفاقاً به جوابی هم که می‌خواسته رسیده

00:40:39.660 --> 00:40:41.080
اُه

00:40:41.960 --> 00:40:43.780
اُه دیگه چیه؟

00:40:43.780 --> 00:40:45.990
پاشو بگیر بخواب

00:40:45.990 --> 00:40:48.420
تازه جاتم واست گرم کردم

00:41:06.000 --> 00:41:10.060
خیلی تلاش کردم تا، مرزبان رو راضی کنم تا

00:41:10.060 --> 00:41:12.980
اجازه بدن اینطوری تموم بشه

00:41:14.330 --> 00:41:16.650
چطوری؟

00:41:19.000 --> 00:41:24.090
اینکه جان شاهزاده رو ببخشن و، دیگه هم پی‌اش رو نگیرن

00:41:26.130 --> 00:41:30.890
به خاطر همون فایدۀ بزرگی که، شاهزاده قراره به ایشون برسونه

00:41:33.160 --> 00:41:35.030
!می‌خواین از یوآنچی چه استفاده‌ای بکنین؟

00:41:35.030 --> 00:41:36.490
!اون پسر منه

00:41:36.490 --> 00:41:39.800
!حتی فکر استفاده ازشو هم نکنین

00:41:39.800 --> 00:41:41.940
اون خون دونگ های رو در رگهاش داره

00:41:41.940 --> 00:41:46.920
مطمئناً راضی نمیشه تا آخر عمرش عین یه آدم معمولی زندگی بکنه
...«کلمۀ «استفاده

00:41:46.920 --> 00:41:50.290
انقدرهام که فکر می‌کنید مهیب نیست بانو

00:41:51.510 --> 00:41:55.800
آدم باید، اول فایده‌شو ثابت بکنه تا

00:41:55.800 --> 00:41:58.680
روزی فرصت‌ها سراغ اونو هم بگیرن

00:41:58.680 --> 00:42:00.160
موافق نیستید؟

00:42:00.160 --> 00:42:11.050
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:11.074 --> 00:42:23.074
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.