﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:14.800
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:14.824 --> 00:00:34.824
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.500 --> 00:00:59.900
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:00:59.900 --> 00:01:02.900
<i>قسمت شانزدهم</i>

00:01:04.900 --> 00:01:07.800
برادر رو دعوا نکنین
همه‌اش تقصیر من بود

00:01:07.800 --> 00:01:10.500
بارها بهم گفت تو مسائل سیاسی دخالت نکنم
بهم گفت کنار وایستم

00:01:10.500 --> 00:01:14.700
معلومه که تقصیر تو بوده! اگه یوقت، طوری میشد چی؟

00:01:14.700 --> 00:01:18.600
من و...این برادرت، می‌دونی چقدر نگران شدیم؟

00:01:18.600 --> 00:01:20.380
قبول دارم یکم خطرناک بود

00:01:20.380 --> 00:01:24.130
ولی دون تونگجو معلوم نبود کجاست
...وقتی همچین فرصتی پیش اومد گفتم

00:01:24.130 --> 00:01:28.790
تو فکر کردی فقط خودت باهوشی و... بقیۀ همه خرن؛ آره؟

00:01:28.800 --> 00:01:31.800
...خوش شانس بودی که طوریت نشد؛ وگرنه

00:01:31.800 --> 00:01:36.400
...معلوم نیست این برادرت، باید می‌دید جلوی چشمش

00:01:55.100 --> 00:01:59.300
دوشیزه خانم، گیاه‌هایی که می‌خواستینو، براتون آوردم

00:01:59.300 --> 00:02:01.200
ممنونم پزشک دو

00:02:02.400 --> 00:02:04.200
همه‌شون مربوط به سوختگی‌ان

00:02:04.200 --> 00:02:07.200
دارید، برای ارباب‌زادۀ دوم چانگلین آماده می‌کنید؟

00:02:07.200 --> 00:02:08.900
بله

00:02:13.100 --> 00:02:14.800
اتفاق امروز

00:02:14.800 --> 00:02:18.700
همش به خاطر بی‌ملاحظگی و خیرگی خودت بوده

00:02:19.600 --> 00:02:22.500
شنیدم زخمی هم شدی. کجاته؟

00:02:22.500 --> 00:02:26.800
پدر، طوری نیست، دو روزه خوب میشه

00:02:30.100 --> 00:02:33.900
زخمت که خوب شد، میری تالار نیاکان زانو می‌زنی

00:02:33.900 --> 00:02:35.400
بله

00:02:37.100 --> 00:02:39.300
خیلی خب... دیگه که گذشته

00:02:39.300 --> 00:02:43.900
ترس بدی بود ولی گذشت
دیگه خیلی پیِ‌اش رو نگیرین

00:02:43.900 --> 00:02:46.600
حالا که سفیر یان شمالی رسیده

00:02:46.600 --> 00:02:50.300
کلی کار هست که، باید بهشون برسی

00:02:51.470 --> 00:02:53.700
بله، پدر

00:03:12.100 --> 00:03:14.700
پدر اگه سرت داد می‌زنه، به خاطر اینه که نگرانته

00:03:14.700 --> 00:03:18.400
ازت عصبانی نیست، لازم نیست بترسی

00:03:19.200 --> 00:03:22.100
ازینکه ازم عصبانی باشه نمی‌ترسم

00:03:22.100 --> 00:03:27.700
ازین می‌ترسم که، نکنه عصبانیتش باعث بشه تو بیشتر خودخوری بکنی

00:03:31.080 --> 00:03:34.550
امروز به اندازۀ همۀ عمرم ترسیدم

00:03:36.400 --> 00:03:40.500
ولی اینو یادت باشه... مِن بعد هر اتفاقی هم که افتاد

00:03:40.500 --> 00:03:43.300
دیگه هرگز همچین خطری نمی‌کنی

00:03:44.080 --> 00:03:45.850
یادم می‌مونه

00:04:06.830 --> 00:04:09.730
فرمانده، عموتون تشریف آوردن

00:04:18.200 --> 00:04:23.200
...فرمانده، عموتون تشریف-
فهمیدم، می‌دونستم میاد، راهنمایی‌شون کن-

00:04:23.200 --> 00:04:24.700
بله

00:04:32.090 --> 00:04:34.700
فقط همین‌ها رو فهمیدی؟

00:04:34.700 --> 00:04:37.500
افرادمون... یا همونجا کشته شدن

00:04:37.500 --> 00:04:41.300
یا توی زندانن و، نمیشه دیدشون

00:04:41.300 --> 00:04:45.000
وقتی جناب «دون» محاصره شدن
فقط همون چند نفر اطراف‌شون بودن

00:04:45.000 --> 00:04:47.700
هیچکس از افراد ما نبوده که
ببینه چطوری اتفاق افتاده

00:04:47.700 --> 00:04:51.000
حتی نفوذی‌هامون در گشتی‌ها هم، نبودن که ببینن چی شده

00:04:51.000 --> 00:04:56.100
مطلعید که، فقط افرادی با توان رزمی بالا
می‌تونستن هم‌پای جناب «دون» برن

00:04:56.100 --> 00:04:58.900
برای همینم نتونستم پرس و جوی بیشتری بکنم

00:05:01.500 --> 00:05:05.800
ولی دون تونگجو در لحظۀ مرگش، کسی از ما رو کنارش داشته

00:05:05.800 --> 00:05:08.400
می‌تونیم ازون بپرسیم

00:05:16.800 --> 00:05:20.600
شنیدم... دون تونگجو مرده

00:05:20.600 --> 00:05:22.600
راسته؟

00:05:27.100 --> 00:05:29.200
...عمو، شما به من قول نداده بودید که

00:05:29.200 --> 00:05:32.000
دیگه ازین قِسم کارها نمی‌کنید؟

00:05:35.300 --> 00:05:40.700
فی جان...تو فکر می‌کنی که... اتفاقات دیروز

00:05:40.700 --> 00:05:42.500
همشون نقشۀ من بوده؟

00:05:42.500 --> 00:05:44.800
قبل از شروع مذاکرات

00:05:44.800 --> 00:05:47.900
اصطبل‌دارها، از مفاد بحثش خبر داشتن

00:05:47.900 --> 00:05:52.500
پینگ جینگم که بهش حمله شد
شما نمی‌خواید بگید که

00:05:52.500 --> 00:05:56.800
اینا... همش تصادفی بوده؟

00:05:57.800 --> 00:06:02.000
می‌دونم... که به چشم تو

00:06:02.000 --> 00:06:05.400
توی اتفاقی که افتاده، متهم اصلی منم

00:06:05.400 --> 00:06:10.700
ولی فی جان... باور کن که من هیچ نقشی این وسط نداشتم

00:06:11.800 --> 00:06:13.400
پس دون تونگجو چی؟

00:06:13.400 --> 00:06:17.000
دون تونگجو اومدنشو چطوری توضیح میدین؟

00:06:17.000 --> 00:06:19.200
منکه قبلاً بهت گفتم

00:06:19.200 --> 00:06:22.300
!دون تونگجو آدم من نیست

00:06:22.300 --> 00:06:26.000
ازون وقتیکه فرار کرد، من دیگه اصلاً ندیدمش

00:06:26.000 --> 00:06:30.100
چطوری می‌خواستم بهش بگم چیکار بکنه؟

00:06:31.300 --> 00:06:35.500
تازه‌شم... گیریم اصلاً آٔدم من بود

00:06:35.500 --> 00:06:40.100
فکر کردی بهش، دستور قتل شائو پینگ جینگو می‌دادم؟

00:06:40.100 --> 00:06:42.800
درسته که توی مواردی با عمارت چانگلین مشکل دارم

00:06:42.800 --> 00:06:46.800
ولی همشون موضوعات کاریه، کینۀ خونی که ندارم

00:06:46.800 --> 00:06:51.900
برای چی باید بخوام این بچه رو بکشم؟... فی جان

00:06:55.600 --> 00:07:00.400
عمو، دون تونگجو، واسه اینکه گیر نیفته و بازجویی نشه

00:07:00.400 --> 00:07:04.290
!خودشو از بالای کوه پرت کرد پایین

00:07:21.900 --> 00:07:26.400
عمو تی، لازم نیست پیش من بمونید، برید استراحت کنید

00:07:26.400 --> 00:07:30.700
و لطفاً به همه بگید، تا نگفتم، کسی نیاد اینجا

00:07:30.700 --> 00:07:32.500
بله

00:07:53.500 --> 00:07:57.300
درسته که بهاره، ولی هنوز سرده

00:07:57.300 --> 00:08:01.500
جناب... بفرمایید داخل بنشینید

00:08:05.800 --> 00:08:09.600
انگار جناب شاهزاده، حدس می‌زدن که

00:08:09.600 --> 00:08:14.100
بنده، خدمت‌شون می‌رسم

00:08:21.100 --> 00:08:26.700
عمو... پس آدم پشت دون تونگجو کی بوده؟

00:08:26.700 --> 00:08:29.600
واقعاً هیچ احتمالی به ذهن‌تون نمی‌رسه؟

00:08:31.500 --> 00:08:35.800
<i>نگران نباشید جناب وزیر، مطمئناً نمی‌ذارم شما درگیر بشید</i>

00:08:35.800 --> 00:08:40.900
باور کن هیچکس واسۀ، این موضوع به ذهنم نمی‌رسه

00:08:46.000 --> 00:08:51.100
این ترتیبات امروز شما، یک طرفش به خاطر این نبود که

00:08:51.100 --> 00:08:54.200
عمل و عکس‌العمل منو بسنجید؟

00:08:55.600 --> 00:08:58.800
حالا ازین نتیجه‌ای که گرفتید

00:08:58.800 --> 00:09:01.000
راضی هستید یا نه؟

00:09:01.000 --> 00:09:04.990
عکس‌العمل شما جناب شاهزاده، سریع و قاطع بود که یعنی

00:09:05.700 --> 00:09:09.300
ظرفیت برخورد با موقعیت‌های جدی رو دارید

00:09:19.300 --> 00:09:22.200
راستش کار چندان سختی هم نبود

00:09:22.200 --> 00:09:25.800
همون لحظه‌ای که چشمم به دون تونگجو افتاد فهمیدم

00:09:25.800 --> 00:09:28.100
تا اونجا رفتنم از روی برنامه بوده و

00:09:28.100 --> 00:09:33.100
اینکه، اونم اونجاست به خاطر اینه که می‌خواستید من ببینمش

00:09:33.100 --> 00:09:38.200
خب اینم فهمیدید که، هدف نهایی من از همۀ این کارها چی بود؟

00:09:41.500 --> 00:09:45.900
به نظر شائو پینگ جانگ... درسته؟

00:09:46.600 --> 00:09:52.700
مادر شما قبلاً، سعی کردن، به همسر وارث صدمه بزنن

00:09:52.700 --> 00:09:57.000
بخشیدن چنین گناهی، واقعاً کار سختیه

00:09:57.000 --> 00:10:01.600
من اگه بخوام هر فرصتی رو هم که برای شما، فراهم بکنم

00:10:01.600 --> 00:10:06.400
اولش باید کینۀ شائو پینگ جانگو، از دلش خارج بکنم

00:10:10.600 --> 00:10:15.600
درسته، و به چشم وارث چانگلین

00:10:15.600 --> 00:10:18.500
هیچ لطفی به ‌اندازۀ

00:10:18.500 --> 00:10:23.600
نجات جون شائو پینگ جینگ، به چشم نمیاد

00:10:23.600 --> 00:10:27.500
در کنار این، زمان‌بندی شما هم خیلی خوب بود

00:10:27.500 --> 00:10:30.600
اگه من بی فوت وقت براش خبر نمی‌بردم

00:10:30.600 --> 00:10:34.400
با همۀ سرعتش بازم ممکن بود به موقع برای نجات برادرش نرسه

00:10:36.800 --> 00:10:38.700
دون تونگجو

00:10:39.400 --> 00:10:43.600
...حیف از... دون تونگجو

00:10:43.600 --> 00:10:46.400
از استادان فهرست لانگیا بود

00:10:46.400 --> 00:10:49.600
...نه که اصلاً احتمال شکست‌شو نمی‌دادم

00:10:49.600 --> 00:10:52.500
...ولی فکرشم نمی‌کردم که

00:10:52.500 --> 00:10:58.800
فکرشم نمی‌کردید که... یهو «تو با یو» و «شمشیر هان هوآی»‌اش جلوش ظاهر بشن

00:11:01.570 --> 00:11:04.360
شائو پینگ جینگ از خطر جست و

00:11:05.900 --> 00:11:08.880
به درد بخورترین آدم شما دون تونگجو

00:11:09.600 --> 00:11:12.400
به جای اون قربانی شد

00:11:42.730 --> 00:11:47.700
مخفیانه، به حاکم، پایتخت برسون

00:11:47.700 --> 00:11:52.400
که از فردا، تالار چیان تیانو، تحت نظر بگیرن

00:11:53.150 --> 00:11:55.020
بله قربان

00:11:57.550 --> 00:12:00.220
دون تونگجو خیلی سریع عکس‌العمل نشون داد

00:12:00.220 --> 00:12:04.250
تا ما رسیدیم، دیگه نخواست بجنگه، می‌خواست فرار بکنه

00:12:04.250 --> 00:12:09.100
ولی حیف که، نه «تو با یو» رزمی‌کار معمولی‌ای بود و

00:12:09.100 --> 00:12:12.410
نه فرار از فن «شمشیر هان هوآی» کار ساده‌ای

00:12:12.410 --> 00:12:19.360
بعدم که «شون فی جان» رسید، لبۀ پرتگاه، دیگه هیچ راهی براش نمونده بود

00:12:21.890 --> 00:12:24.290
یه چیزی رو نمی‌فهمم

00:12:25.310 --> 00:12:27.690
تو با یو» یه غریبۀ خارجیه»

00:12:27.690 --> 00:12:33.780
می‌دونم که، دون تونگجو رو  قبلاً حتی ندیده بود
برای چی باید تصمیم بگیره بیاد جلو؟

00:12:33.780 --> 00:12:40.480
توی اون موقعیت، قاعدتاً باید همۀ تمرکزشو، روی دفاع از شاهزاده‌اش می‌گذاشته

00:12:41.810 --> 00:12:44.450
بله این عجیب‌ترین قسمت ماجراست

00:12:44.450 --> 00:12:50.760
ولی من شنیدم که، اضافه شدن اون به گروه تعقیب، اتفاقی نبوده

00:12:52.360 --> 00:12:59.620
این شائو پینگ جینگ بوده که، با آوردن اسم فهرست و رتبه‌بندی‌های لانگیا، اونو تحریک کرده

00:13:03.190 --> 00:13:06.700
این آدمهای جامعۀ جنگجویان، به هیچ چیز به اندازۀ

00:13:06.700 --> 00:13:09.920
شهرت و اعتبارشون اهمیت نمیدن

00:13:09.920 --> 00:13:15.150
اسم رتبه‌بندی فهرست لانگیا، از خود بیخودشون می‌کنه

00:13:15.150 --> 00:13:18.250
تو با یو» اول از امنیت شاهزاده‌اش مطمئن میشه و»

00:13:18.250 --> 00:13:23.430
بعدم میره دنبال بالا بردن رتبه‌اش
!آفرین

00:13:29.080 --> 00:13:35.400
ولی در هر حال، سر این قضیه تونستم توجه شائو پینگ جانگو تا حدیبه دست بیارم

00:13:35.400 --> 00:13:39.260
برای قدم بعد، بهترین کار از نظر شما چیه؟

00:13:39.260 --> 00:13:43.420
هر سفری... قدم به قدم شکل می‌گیره

00:13:43.420 --> 00:13:47.400
خیلی چیزها توی زندگی هست که باید، اتفاق بیفتن و بعد در موردشون تصمیم بگیریم

00:13:47.400 --> 00:13:50.570
اونچه «الآن» باید روش تمرکز بکنید

00:13:50.570 --> 00:13:53.620
تلاش برای تثبیت قلب‌تونه

00:13:53.620 --> 00:14:00.510
اینکه نگذارید، دیگران مهار احساسات‌تون رو به دست بگیرن

00:14:07.960 --> 00:14:09.660
چایش که خوب چاییه

00:14:09.660 --> 00:14:15.110
مشکل... از آتششه که کمی سُستِ

00:14:24.570 --> 00:14:27.080
سابقه داشته که، افراد جامعۀ جنگجویان

00:14:27.080 --> 00:14:32.760
برای ثروت و شهرت، داخل مسائل قدرت شده باشن و، از یکی از طرف‌های درگیر حمایت بکنن

00:14:32.760 --> 00:14:35.960
ولی این دون تونگجو، با اینهمه شهرت و اعتباری که داشته

00:14:35.960 --> 00:14:38.450
حاضر شده خودشو فدای صاحبش بکنه

00:14:38.450 --> 00:14:40.770
اینو دیگه نمیشه با طمع قدرت توجیه کرد

00:14:40.770 --> 00:14:44.700
پینگ جینگ، به نظر تو، داشته چی رو مخفی می‌کرده؟

00:14:46.170 --> 00:14:47.960
کی می‌دونه؟

00:14:48.920 --> 00:14:50.410
بریم

00:14:54.730 --> 00:14:56.410
چیه؟

00:15:03.830 --> 00:15:05.800
...این خال‌کوبی

00:15:06.800 --> 00:15:09.110
قبلنم یه جایی دیدمش

00:15:39.810 --> 00:15:41.920
چطورن؟

00:15:43.750 --> 00:15:50.650
بانوی من نگران نباشید، مورد نگران‌کننده‌ای نیست، یه سرماخوردگی ساده است

00:15:52.340 --> 00:15:56.140
ولیعهد که کاملاً خوب بود
چطوری شده که سرما خورده؟

00:15:56.140 --> 00:15:57.970
شماها اصلاً مواظبش هستین؟

00:15:57.970 --> 00:16:01.000
عفو بفرمایید بانوی من

00:16:01.000 --> 00:16:04.180
مادر... تقصیر خودم شد که خواستم بازی کنم

00:16:04.180 --> 00:16:07.160
عصبانی نشو مادر

00:16:09.430 --> 00:16:11.520
لطفاً داروشو حاضر کنید

00:16:11.520 --> 00:16:13.090
بله

00:16:33.670 --> 00:16:37.540
دربارۀ، حملۀ دو روز پیش به هیئت یان شمالی

00:16:37.540 --> 00:16:40.870
دولت گزارش گشتی‌ها رو برام فرستاده

00:16:40.870 --> 00:16:43.300
چنین عملی اونم پشت دروازه‌های پایتخت

00:16:43.300 --> 00:16:46.940
کاملاً اهانت‌‌آمیزه، هیچ رحمی بهشون نمی‌کنم

00:16:46.940 --> 00:16:52.250
وقتی اینطوری قانون و حکومتو زیر پا گذاشتن
حق‌شون مجازات خیلی جدی‌ایه

00:16:52.250 --> 00:16:57.120
ولی منصفانه که نگاه کنیم، مدیریت اسب‌های جنگی در همۀ این سالها خیلی موفق بوده

00:16:57.120 --> 00:16:59.950
خوب تدارکات خطوط مقدم رو تأمین می‌کردن

00:16:59.950 --> 00:17:05.960
دستاوردهای اصطبل‌های ماورای دیوارغربی شایان توجهه
نمی‌تونیم کلاً حذف‌شون کنیم

00:17:05.960 --> 00:17:09.660
این پدرت... همیشه همینقدر دلرحم بوده

00:17:09.660 --> 00:17:12.220
پینگ جانگ... نظر تو؟

00:17:12.790 --> 00:17:14.390
بنده فکر می‌کنم که

00:17:14.390 --> 00:17:16.480
درسته که مذاکره با یان شمالی فرصت خوبی

00:17:16.480 --> 00:17:20.130
برای تأسیس اصطبل دربار و، بازبینی در، سیاست‌های معاملۀ اسبه

00:17:20.130 --> 00:17:23.570
ولی در هر حال، چیزی نیست که یک شبه قابل انجام باشه

00:17:23.570 --> 00:17:25.530
با پدرم موافقم

00:17:25.530 --> 00:17:30.020
اشتباهاتی که، اصطبل‌های اسب داشتن، عواقب جبران‌ناپذیری نداشته

00:17:30.020 --> 00:17:33.930
خدمات‌شون بر خطاهاشون می‌چربه
نمی‌تونیم راحت کنارشون بذاریم

00:17:33.930 --> 00:17:37.900
اینکه چطوری بتونیم بین روند سابق و، سیاست‌های جدید تعادل برقرار بکنیم

00:17:37.900 --> 00:17:41.320
اینکه چطوری بتونیم، شرایط اصطبل‌های موجود رو، در تصمیمات لحاظ بکنیم

00:17:41.320 --> 00:17:45.250
همه مواردی هستن که، قرار بود در موردشون کاملاً بحث بشه

00:17:45.250 --> 00:17:51.400
ولی از بخت بد موضوع قبل از بررسی کامل لو رفت و

00:17:51.400 --> 00:17:56.820
خبرْ نصفه و نیمه به اصطبل‌دارها رسید

00:17:56.820 --> 00:18:00.710
معلوم نیست چقدر مضحکۀ، این شمالی‌ها شده باشیم

00:18:00.710 --> 00:18:02.910
خودتو ناراحت نکن

00:18:02.910 --> 00:18:04.810
اونا که خودشون، انقدر گرفتارِ

00:18:04.810 --> 00:18:08.370
دودستگی‌های داخلی خودشونن، فکر کردی می‌تونن به کسی بخندن؟

00:18:08.370 --> 00:18:13.180
به نظرْ اعلیحضرت، از منو شما مثبت‌اندیش‌ترن پدر

00:18:15.070 --> 00:18:16.800
زن برادرم می‌خواد بدونه

00:18:16.800 --> 00:18:21.050
چرا وقتی دعوتت کرده نیومدی
می‌پرسه ازش ناراحتی؟

00:18:22.340 --> 00:18:23.870
خواهر منگ لطف داره

00:18:23.870 --> 00:18:26.960
ولی اول بهاره و مریضی زیاد
نمی‌تونم درمانگاه رو ول بکنم

00:18:26.960 --> 00:18:31.070
خواهر هم می‌دونه که چطوری داروهاشو مصرف کنه
لازم نیست حتماً من بیام اونجا

00:18:31.070 --> 00:18:35.590
مگه اونجا فقط زن برادر مریض توئه؟
پس من چی؟

00:18:35.590 --> 00:18:37.460
مگه چته؟

00:18:38.890 --> 00:18:41.940
یادت رفته زخمی شدم؟

00:18:41.940 --> 00:18:46.510
زخمم دو روزه که، خیلی اذیتم می‌کنه، فکر کنم داره عود می‌کنه

00:18:46.510 --> 00:18:50.640
خیلی درد نداره، ولی، بدجوری می‌خاره

00:18:50.640 --> 00:18:56.950
میگم، دون تونگجو نکنه آتشش، سمی چیزی داشته؟

00:18:57.380 --> 00:18:59.190
بذار ببینم

00:19:14.900 --> 00:19:18.470
!چیه؟... واقعاً سمه؟

00:19:19.340 --> 00:19:21.830
!نـ... نکنه آره؟

00:19:22.550 --> 00:19:25.010
...فکرشم نمی‌کردم که

00:19:26.880 --> 00:19:30.270
فکرشو نمی‌کردی که چی؟

00:19:30.270 --> 00:19:32.940
فکرشم نمی‌کردم که انقدر زود خوب بشی

00:19:37.400 --> 00:19:42.420
لین شی! واقعاً که بد شدی! این اخلاق‌ها رو دیگه از کجا یاد گرفتی؟

00:19:43.330 --> 00:19:47.420
اعلیحضرت، موقع ورودم به قصر شنیدم که

00:19:47.420 --> 00:19:50.870
جناب ولیعهد، بیمارن و تب دارن

00:19:50.870 --> 00:19:55.120
اگه اجازه بدید، به کاخ شرقی برم و سری بهشون بزنم

00:19:55.120 --> 00:19:59.100
پزشک گفته چیز جدی‌ای  نیست و
جای نگرانی نداره

00:19:59.100 --> 00:20:03.700
تو خودت، کلی کار داری که برسی، نمی‌خواد تا اونجا بری

00:20:03.700 --> 00:20:06.920
بعداً خودم، میرمو یه سری بهش می‌زنم

00:20:07.730 --> 00:20:11.310
اول بهار بیماری زیاده
حال شاهزادۀ نینگ هم

00:20:11.310 --> 00:20:14.740
این اواخر، خیلی مساعد نیست

00:20:16.440 --> 00:20:19.240
اسم عموی سلطنتی نینگ اومد، یاد یه چیزی افتادم

00:20:19.240 --> 00:20:22.780
اگه مذاکرات خوب پیش بره، قراره وصلتی صورت بگیره

00:20:22.780 --> 00:20:28.350
برادر می‌دونی که، عمو نینگ برای این مورد، شاهزادۀ لای یانگ رو برای ازدواج با شاهزاده خانم پیشنهاد داده بود

00:20:28.350 --> 00:20:34.900
منم فکر می‌کردم، هم سنش مناسبه هم شأنش
برای همینم طبعاً یکی از انتخاب‌ها بود

00:20:34.900 --> 00:20:40.820
ولی با توجه به قضیۀ مادرش، دیگه این موضوع منتفیه

00:20:40.820 --> 00:20:44.990
برادر تو توی پایتخت پسر دیگه‌ای که مناسب باشه رو در نظر نداری؟

00:20:45.660 --> 00:20:47.820
ندارم

00:20:55.030 --> 00:20:57.540
الآن این حرفت یعنی چی؟

00:20:57.540 --> 00:20:59.660
موضوع اسبها به ارتش ربط مستقیم داشت که

00:20:59.660 --> 00:21:02.190
پدر، درش مشارکت کردن

00:21:02.190 --> 00:21:07.730
در مورد باقی مفاد مذاکرات، اعلیحضرت، به نظرم بهتره نپرسید

00:21:07.730 --> 00:21:11.640
چانگلین عمارت سپاهیه، طبق قوانین نباید اظهار نظری بکنیم

00:21:11.640 --> 00:21:14.300
!از دست شما و این حساب کتاب‌هاتون

00:21:14.300 --> 00:21:16.460
چیه؟

00:21:16.460 --> 00:21:22.010
این ازدواج برای ما مسئلۀ خانوادگی هم هست، منم دارم با برادرم مشورت می‌کنم، چیه مگه؟

00:21:25.700 --> 00:21:29.870
راستی شنیدم پینگ جینگ زخمی شده بوده؛ آره؟

00:21:29.870 --> 00:21:32.600
!انقدر نذار این بچه هر طرف خواست بره

00:21:32.600 --> 00:21:37.130
بهت که گفتم بری دیدن شاهزاده هویی
وقتی میری اونو هم با خودت ببر

00:21:38.290 --> 00:21:39.660
اطاعت

00:21:39.660 --> 00:21:42.690
<i>«مهمانخانۀ سلطنتی»</i>

00:22:04.800 --> 00:22:06.700
خوش آمدید شاهزاده هویی

00:22:06.700 --> 00:22:11.600
از عمارت چانگلین شائو پینگ جانگ هستم
خدمت رسیدم، برای عرض خیر مقدم

00:22:14.600 --> 00:22:16.300
لطف کردید تشریف آوردید

00:22:16.300 --> 00:22:20.300
می‌دانستیم، خسته هستید، برای همینم این دو روز مزاحم نشدیم

00:22:20.300 --> 00:22:22.300
خستگی در کردید؟

00:22:22.300 --> 00:22:26.500
پذیرایی کامل و مناسب بود، خوب استراحت کردیم

00:22:26.500 --> 00:22:30.900
آوازۀ وارث چانگلین، حتی به یانِ ما هم رسیده

00:22:30.900 --> 00:22:35.300
حالا که از نزدیک ملاقات‌تون می‌کنم، به نظرم در خور همۀ، اون تعاریف هستید

00:22:35.300 --> 00:22:37.000
لطف دارید جناب شاهزاده

00:22:37.000 --> 00:22:40.500
درست‌تر این بود که، ولیعهد ما میزبان شما باشند

00:22:40.500 --> 00:22:44.000
ولی، ایشون هنوز، کم سن و سالن و

00:22:44.000 --> 00:22:48.900
نمی‌تونن شخصاً، شما رو همراهی بکنن، امیدوارم مکّدر نشید

00:22:49.910 --> 00:22:52.140
خواهش می‌کنم جناب وارث

00:22:54.900 --> 00:22:57.300
این برادر من پینگ جینگه

00:22:58.800 --> 00:23:04.200
شاهزاده هویی-
اون روز در خارج شهر، مهارت شما تحسین‌برانگیز بود-

00:23:04.830 --> 00:23:10.520
«و ایشون، سومین فرزند شاهزادۀ هان هوای هستن، «تو با یو

00:23:12.500 --> 00:23:15.400
وارث چانگلین، به دستور اعلیحضرت

00:23:15.400 --> 00:23:19.500
به ملاقات شاهزادۀ یان شمالی رفت، برای خودش آمد گویی

00:23:19.500 --> 00:23:24.100
شنیدم، برای گردش به باغ شرقی هم رفتن

00:23:24.100 --> 00:23:27.000
به نظر که ملاقات خوبی بوده

00:23:27.000 --> 00:23:29.600
...مقامات دولتی و درباریان کم بودن

00:23:29.600 --> 00:23:34.300
حالا یانِ شمالی هم، فقط پسر چانگلین رو می‌شناسه

00:23:34.300 --> 00:23:37.400
و نه ولیعهد رو

00:23:39.200 --> 00:23:43.900
چند روزی هست که، برادرم به دیدنم نیومدن درسته؟

00:23:43.900 --> 00:23:47.400
شما که در جریانید بانوی من
ایشون مورد اعتماد اعلیحضرتن

00:23:47.400 --> 00:23:51.200
مذاکرات با یان شمالی، تماماً به ایشون سپرده شده

00:23:51.200 --> 00:23:55.800
طبق قوانین، حتی، عمارت چانگلین هم، نمی‌تونه وارد مذاکرات بشه

00:23:55.800 --> 00:24:00.000
جناب وزیر، معلومه که سرشون شلوغ میشه

00:24:01.000 --> 00:24:03.680
!قوانین

00:24:03.680 --> 00:24:07.900
!چه عجب عمارت چانگلین به قوانین اهمیت میدن

00:24:07.900 --> 00:24:11.100
برادر باور نمی‌کنی؟ من چند سال توی تالار لانگیا بودم

00:24:11.100 --> 00:24:13.700
شاید خیلی چیزا ندونم، ولی این چیزا رو خوب حالیم میشه

00:24:13.700 --> 00:24:16.800
این شاهزاده «جونگ هوا»، نیروی درونی بالایی داره، حالت ایستادن‌شو میگم

00:24:16.800 --> 00:24:19.300
اصلاً شبیه زن‌های معمولی نیست

00:24:19.300 --> 00:24:24.500
اونی که من دیدم، حتی اگه در حد زن برادر نباشه، باهاش فاصلۀ زیادی هم نداره

00:24:24.500 --> 00:24:29.810
یانی‌ها سوارکاران و کمانداران ماهری‌ان
جنگ‌آموزی در اونجا ارزش محسوب میشه

00:24:29.900 --> 00:24:33.900
اینکه یه شاهزاده خانمِ اونجا رزمی‌کار خوبی هم باشه
اونقدرها هم که فکر می‌کنی چیز عجیبی نیست

00:24:33.900 --> 00:24:39.500
دیگه  لباس مردونه‌اش واسه چیه؟
لباس زنونه رو مگه ازش گرفتن؟

00:24:40.000 --> 00:24:42.500
اولاً که لباس‌های ما و اونا فرق داره

00:24:42.500 --> 00:24:45.200
بعدم زنهای یان شمالی، مثل زنهای اینجا ظریف رفتار نمی‌کنن

00:24:45.200 --> 00:24:49.300
احتمالاً توی کشور خودشون، همۀ زنها همینطوری می‌پوشن

00:24:52.000 --> 00:24:55.000
اون میوۀ یانی رو بیار
ببینیم چه مزه‌ایه

00:25:09.100 --> 00:25:14.300
گفتی، می‌خوای پایتخت رو ببینی، می‌خوای ببینی مردمش چطوری‌ان

00:25:14.300 --> 00:25:17.300
منم با هر چی خواستی موافقت کردم

00:25:18.300 --> 00:25:20.100
فردا شروع مذاکراته

00:25:20.100 --> 00:25:24.000
اگه خوب پیش بره، به زودی ازدواج می‌کنی

00:25:24.000 --> 00:25:28.800
پس طبق قوانین لیانگ رفتار کن، دیگه نمی‌تونی فقط به میل خودت باشی

00:25:32.860 --> 00:25:35.800
سیزده سالگی‌مو هنوز خوب یادمه

00:25:35.800 --> 00:25:38.900
اولین باری بود که جایزۀ شکار می‌بردم

00:25:38.900 --> 00:25:42.700
پدر تشویقم کرد... گفت اگه مرد بودی

00:25:42.700 --> 00:25:45.500
می‌تونستی پشت اسبت همۀ دنیا رو فتح بکنی

00:25:45.500 --> 00:25:49.600
ولی امروز قدرت خاندانمون از دست رفته و، شورشی‌ها رو ول کردیم تا مدام  قوی‌تر بشن

00:25:49.600 --> 00:25:53.100
اونهمه شجاعتی که نیاکان‌مون داشتن نیست شده که

00:25:54.700 --> 00:25:58.100
من مجبورم با غریبه‌ها وصلت بکنم و

00:25:58.100 --> 00:26:00.700
به اسم ازدواج سیاسی گروگان بشم

00:26:00.700 --> 00:26:05.200
جونگ هوا، الآن منظورت ازین حرفها چیه؟

00:26:05.200 --> 00:26:08.600
انتخاب اینکه کدوم شاهزاده خانم بیاد با شاهزاده هویی که نبوده

00:26:08.600 --> 00:26:12.600
تازه قبل حرکت‌، خودت نگفتی مشکلی نداری؟

00:26:12.600 --> 00:26:16.900
نگران نباش، هنوزم مشکلی ندارم

00:26:16.900 --> 00:26:20.220
یاد وضعیت مردم کشورمم که می‌افتم

00:26:20.900 --> 00:26:24.100
چیزها برام راحتترم میشه

00:26:25.340 --> 00:26:29.790
اگه اینطوره که... استراحتتو بکن

00:26:35.590 --> 00:26:37.160
برادر پنجم

00:26:40.600 --> 00:26:46.200
مذاکرات که سر بگیره، تو در برگشت، ولیعهد کشور میشی

00:26:46.200 --> 00:26:51.700
می‌خوام بدونم برای ارتش و وضعیت دربار، چه برنامه‌ای داری

00:26:52.200 --> 00:26:55.700
چطور شد که یهو چنین سؤالی پرسیدی؟

00:26:55.700 --> 00:26:59.800
درسته که در کشور غریب می‌مونم
ولی هنوزم نگران کشورمم

00:26:59.800 --> 00:27:03.600
برای همینم منتظرم تا،  یاغی‌ها رو سر جاشون بشونی و

00:27:03.600 --> 00:27:05.500
ثبات رو به قلمرو «یان» برگردونی

00:27:05.500 --> 00:27:10.080
جونگ هوا! مشکلی مثل جنگ داخلی کشور ما

00:27:10.080 --> 00:27:12.400
اونقدرها هم که تو فکر می‌کنی ساده‌ نیست

00:27:12.400 --> 00:27:16.800
تا وضع زندگی مردم‌ بهتر نشه و
فساد از دولت برداشته نشه

00:27:16.800 --> 00:27:24.500
محاله بشه کشور رو به ثبات رسوند و این چیزی نیست که فقط بشه به زور شمشیر و با قدرت نیاکان‌مون حلش کرد

00:27:25.200 --> 00:27:29.160
در دوراندیشی هیچوقت هیچکس به پای تو نرسیده برادر

00:27:29.160 --> 00:27:33.500
منم امیدوارم که، به اونچه در دل داری برسی

00:27:52.600 --> 00:27:53.600
پدر

00:27:53.600 --> 00:27:55.790
بیا... بشین

00:27:55.790 --> 00:27:57.600
ممنون پدر

00:27:59.000 --> 00:28:01.700
...با این قیافۀ تو

00:28:01.700 --> 00:28:05.100
معلومه مذاکرات خوب پیش رفته... آره؟

00:28:05.900 --> 00:28:07.800
بله روند خوبی داشته

00:28:07.800 --> 00:28:10.000
یان شمالی با موضوع ۵۰۰ اسب موافقت کرده

00:28:10.000 --> 00:28:14.600
ولی چون تعداشون زیاده، ۵ ساله پرداخت می‌کنن

00:28:16.000 --> 00:28:20.700
البته قابل درکه
دیگه چی؟

00:28:20.700 --> 00:28:24.800
دیگه... هیچکدوم از طرفین معاهده
حق عبور از مرزِ هم رو ندارن

00:28:24.800 --> 00:28:28.300
ما هم برای اثبات حسن نیّت‌مون، ۵۰ صنعتگر به «یان» می‌فرستیم تا

00:28:28.300 --> 00:28:32.600
فنون ذخیرۀ غلات رو آموزش بدن، ۲۰۰ ارابه داروی ضد سرما هم همراه‌شون می‌کنیم

00:28:32.600 --> 00:28:34.700
داماد هم قرار شد پسر شاهزاده «تینگ شان» باشه

00:28:34.700 --> 00:28:38.100
زمان عروسی که برسه، دو کشور عملاً متحد حساب میشن

00:28:38.100 --> 00:28:40.600
می‌بینم که خیلی اطلاعات داری

00:28:40.600 --> 00:28:44.600
فقط نمی‌فهمم، چرا اومدی اینا رو به من بگی

00:28:44.600 --> 00:28:46.600
این الآن داغ‌ترین خبر پایتخته

00:28:46.600 --> 00:28:50.800
مثلاً اومدم، دو کلمه باهات اختلاط بکنم

00:28:51.700 --> 00:28:54.400
برای چی انقدر بی‌ حوصله‌ای؟

00:28:54.400 --> 00:28:57.000
بازم یه کاری کردی که دعوات کردن؟

00:28:59.700 --> 00:29:05.000
نه، نزدیک امضای قرارداده، اعلیحضرت می‌خواد پس فردا جشنی برگزار بکنه

00:29:05.000 --> 00:29:08.600
واسه خوش‌آمدِ سُفرای یان شمالی
منم باید برم

00:29:08.600 --> 00:29:10.700
دستور اعلیحضرته

00:29:12.300 --> 00:29:14.200
ازین جور مراسم کسل‌کننده خوشم نمیاد

00:29:14.200 --> 00:29:18.900
منکه قرار نیست با شاهزاده ازدواج کنم
دیگه من واسه چی؟

00:29:32.800 --> 00:29:34.600
هر وقت میام یه چیزی رو اجاقت داری

00:29:34.600 --> 00:29:38.700
حالا تو این ظرفت چی هست؟
به منم میدی؟

00:29:38.700 --> 00:29:40.380
می‌خوای بخوری؟

00:30:01.410 --> 00:30:04.670
!این چیه می‌خوری؟ چرا انقدر تنده؟

00:30:10.970 --> 00:30:13.750
رئیس فرقه منتظر شما هستن

00:31:14.200 --> 00:31:18.300
جناب دون، به خواست خدای بی شن

00:31:18.300 --> 00:31:23.000
به عالم دیگر رفت تا، شاهد پاداش‌هاش باشه

00:31:28.700 --> 00:31:32.100
تالار چیان تیانِ ما، همیشه نظرها رو جلب می‌کرده

00:31:32.100 --> 00:31:35.600
الآن هم که، رسماً ما رو تحت نظر گرفتن

00:31:35.600 --> 00:31:38.100
پس امور عمارتم در خارج شهر رو

00:31:38.100 --> 00:31:42.700
به... شما ۳ نفر می‌سپارم

00:31:42.700 --> 00:31:45.900
و امیدوارم که، مراقب فعالیت‌هاتون باشید

00:31:45.900 --> 00:31:50.900
دیگه نباید، شاهد چنین وقایع تلخی در تالارمون باشیم

00:31:51.670 --> 00:31:55.730
اطاعت! مطیع اوامر استاد بزرگ هستیم

00:31:57.810 --> 00:32:00.360
ازون شخص چه خبر؟

00:32:01.400 --> 00:32:03.800
در پاسخ استاد بزرگ
خوب پیش میره

00:32:03.800 --> 00:32:07.300
اون آدم، علائمی از بیماری رو نشون داده

00:32:20.700 --> 00:32:22.000
بیا

00:32:25.800 --> 00:32:27.200
دوا

00:32:38.730 --> 00:32:40.460
خیلی خوبه

00:32:47.270 --> 00:32:51.690
با این سر و ریختم، نتونستی بشناسیم آره؟

00:32:52.230 --> 00:32:53.860
ارباب‌زاده

00:32:57.900 --> 00:32:59.820
پیغام از تالار لانگیاست؟

00:32:59.820 --> 00:33:03.700
آره، استاد بزرگ، می‌دونه اینجا حوصله‌ام سر میره

00:33:03.700 --> 00:33:07.800
واسه همین اگه چیز جالبی ببینه یا، خبر جالبی بشنوه، برای منم می‌فرسته

00:33:07.800 --> 00:33:12.000
بیا، بذار ببینیم این دفعه توی، جامعۀ جنگجویان چه خبر بوده

00:33:12.000 --> 00:33:15.200
ارباب‌زاده، فعلاً این داستان‌های سرگرم‌کننده رو بذارید کنار

00:33:15.200 --> 00:33:19.800
جناب وارث گفتن بهتون بگم، شاهزادۀ بزرگ تشریف بردن، شما هم باید عجله کنید

00:33:19.800 --> 00:33:23.400
هنوز تا جشن مونده، پدر رفته شطرنج بازی کنه

00:33:23.400 --> 00:33:26.700
ارباب‌زاده، ولی به نظرم بهتره عجله کنید

00:33:26.700 --> 00:33:28.900
شما رو خواستن

00:33:30.870 --> 00:33:32.530
فهمیدم

00:33:52.110 --> 00:33:55.200
<i>مذاکرات، خیلی خوب پیش رفت</i>

00:33:55.200 --> 00:33:56.140
<i>حقیقتاً</i>

00:33:56.140 --> 00:33:59.410
این برای دو ملت، اتفاق مبارکیه

00:33:59.410 --> 00:34:01.760
جناب وزیر، چند لحظه عذر می‌خوام

00:34:04.970 --> 00:34:08.540
شاهزاده هویی
«ارباب‌زاده «تو با

00:34:08.540 --> 00:34:12.490
فقط مونده امضای توافق و، برقراری ازدواج دو ملت

00:34:12.490 --> 00:34:17.120
شایدم زمانی قسمت شد و، من، تونستم دیداری از کشور شما داشته باشم

00:34:17.120 --> 00:34:21.440
مناظر دلپذیر زیادی اونجا هست که
ارزش تماشای بسیاری رو دارن

00:34:21.440 --> 00:34:24.240
منم امیدوارم که با برقراری صلح و، آرامش در کشورم

00:34:24.240 --> 00:34:27.320
میزبان شما باشم جناب وارث

00:34:37.190 --> 00:34:39.970
گرچه نزدیک نیستیم ولی عرایضی خدمت‌تون داشتم

00:34:39.970 --> 00:34:44.860
اون مردمی که در کمتر از یکسال، تونستن نیمی از کشور شما رو به اشغال در بیارن

00:34:44.860 --> 00:34:48.750
فکر نمی‌کنم بشه فقط با اتلاق نام «تودۀ قدرنشناس» تکلیف‌شون رو ختم کرد

00:34:48.750 --> 00:34:52.420
عمارت چانگلین درسته که نظامی هستیم
ولی در درک احساسات عامه ناتوان نیستیم

00:34:52.420 --> 00:34:57.230
چنین گرهی رو نمیشه فقط با توسل به زور باز کرد

00:34:57.680 --> 00:35:01.600
می‌دونم تمایلی یه خشونت ندارید و، در صدد حل ریشه‌ای مشکلات هستید

00:35:01.600 --> 00:35:03.980
وسعت نظری دارید بیش از دیگران

00:35:03.980 --> 00:35:07.740
بنده، حقیقتاً شما رو تحسین می‌کنم

00:36:11.190 --> 00:36:12.670
کیش

00:36:15.070 --> 00:36:17.240
توی این قصر استاد شطرنج زیاده

00:36:17.240 --> 00:36:20.870
ولی بازی با هیچکدوم، مثل بازی با برادر خوش نمی‌گذره

00:36:20.870 --> 00:36:22.670
بله

00:36:22.670 --> 00:36:28.480
!شما توانایی شطرنج‌تون، مثل من پایینه

00:36:35.240 --> 00:36:38.080
موقع بازی با دیگران

00:36:38.080 --> 00:36:43.040
وقتی می‌بینین از روز ترس چقدر به خودشون فشار میارن که فوری ازتون نبرن

00:36:43.040 --> 00:36:44.860
معلومه که خوش نمی‌گذره

00:36:44.860 --> 00:36:50.190
درسته! این حرف صادقانه رو، فقط تو جرأتشو داری که بهم بزنی

00:36:55.970 --> 00:36:57.650
اعلیحضرت

00:37:00.000 --> 00:37:01.950
به این زودی وقت رفتن شد؟

00:37:01.950 --> 00:37:06.240
اعلیحضرت، تقریباً... وقت رفتنه

00:37:06.240 --> 00:37:09.730
هنوز معلوم نشده برنده کیه
برمی‌گردیم تمومش می‌کنیم

00:37:09.730 --> 00:37:11.520
فعلاً بریم

00:37:17.790 --> 00:37:24.210
دیگه چیه؟ اگه حرفی داری چرا درست نمیگی؟

00:37:24.210 --> 00:37:28.100
در پاسخ اعلیحضرت، راستش... عرض دیگه‌ای... نیست که بگم

00:37:28.100 --> 00:37:30.660
این جوون‌ها که راحت میشه حرف‌شونو خوند

00:37:30.660 --> 00:37:33.310
اعلیحضرت جدی نمی‌دونین چی می‌خواد؟

00:37:35.830 --> 00:37:38.320
نکنه تو می‌دونی چی می‌خواد؟

00:37:38.320 --> 00:37:41.330
یه نگاه به سر و ریختش بندازین

00:37:42.200 --> 00:37:46.960
به خاطر نگهداری از قصر، خیلی وقت نمی‌کنی با استادان رزمی دست و پنجه نرم کنی

00:37:46.960 --> 00:37:51.890
تا رفتن هیئت «یان» هم که چیزی نمونده
می‌خوای اعلیحضرت اجازه بدن تا

00:37:51.890 --> 00:37:55.490
بتونی با «شمشیر هان هوآی» مسابقه بدی

00:37:55.490 --> 00:37:57.850
اشتباه که نمی‌گم؟

00:37:57.850 --> 00:38:01.360
اعلیحضرت، به نظر بنده، حالا که مذاکرات خوب پیش رفته

00:38:01.360 --> 00:38:05.660
فکر کنم امروز همه سرِ دماغ باشن
حالا که به مناسبت جشنه

00:38:05.660 --> 00:38:08.550
تو با یو» هم فکر نکنم، ازین پیشنهاد ناراحت بشه»

00:38:08.550 --> 00:38:13.830
هیچوقت نفهمیدم، شما رزمی‌کارها، واسه چی انقدر کشته مردۀ مسابقه دادنین

00:38:13.830 --> 00:38:15.420
باشه، باشه، هر چی تو بخوای

00:38:15.420 --> 00:38:17.460
ممنون اعلیحضرت

00:39:32.110 --> 00:39:35.720
رقص و آواز خیره‌کنندۀ کشور لیانگ
قطعاً میان همۀ ممالک سرآمده

00:39:35.720 --> 00:39:38.490
نظر لطف شماست شاهزاده هویی

00:39:38.490 --> 00:39:41.690
تا بوده یان و لیانگ همسایگانی با روابط خوب بودن

00:39:41.690 --> 00:39:47.100
نهایی شدن اتحاد دو ملت و ازدواج دو کشور
قطعاً اتفاق میمونی برای مرزنشین‌های ماست

00:39:48.150 --> 00:39:51.600
شاهزاده هویی راه طولانی‌ای رو قبول زحمت کردید
به عنوان میزبان شما

00:39:51.600 --> 00:39:55.380
چندان فرصت پذیرایی نداشتم
امیدوارم ناراحت نشده باشید

00:39:56.260 --> 00:39:58.130
بفرمایید

00:39:58.130 --> 00:40:01.880
همین مراسمی که تدارک دیدید، باعث افتخار ماست

00:40:01.880 --> 00:40:04.360
ما یانی‌ها خیلی بلیغ نیستیم
آداب مکالمه رو خوب نمی‌دونیم

00:40:04.360 --> 00:40:07.790
پس به نشان احترام
ازین مشروب می‌نوشم

00:40:19.630 --> 00:40:22.850
جناب شاهزاده هویی، حقاً که شیوا سخن می‌کنن

00:40:22.850 --> 00:40:24.550
بفرمایید

00:40:32.260 --> 00:40:33.770
...اعلیحضرت

00:40:36.540 --> 00:40:38.250
...سرورم

00:40:39.000 --> 00:40:40.410
...اعلیحضرت

00:40:50.680 --> 00:40:54.820
بانوی من، مراسم دربار شروع شده

00:40:54.820 --> 00:40:57.630
متوجه شدم

00:40:59.810 --> 00:41:02.500
چطور کسی برای بردن ولیعهد نیومده؟

00:41:03.330 --> 00:41:06.960
جناب ولیعهد بیمار بودن، اعلیحضرت خواستن خسته‌شون نکنن

00:41:06.960 --> 00:41:08.810
!مزخرف نگو

00:41:11.520 --> 00:41:16.170
بیماری ولیعهد جدی نبود، بعدِ خوردن دارو بهتر هم شدن

00:41:16.170 --> 00:41:20.840
دیشب به اعلیحضرت پیغام دادم که ما هم به اونجا میایم

00:41:21.450 --> 00:41:24.720
لابد خطا از شماها بوده که، پیغام رو درست نرسوندین

00:41:24.720 --> 00:41:27.620
خشم نگیرید بانوی من، صبح اعلیحضرت و شاهزادۀ بزرگ به اینجا اومدن

00:41:27.620 --> 00:41:29.980
ولیعهد سرفه می‌کردن، اعلیحضرت نگران شدن

00:41:29.980 --> 00:41:34.350
بعد براشون دارو فرستادنو، دستور دادن که استراحت بکنن

00:41:36.040 --> 00:41:40.210
مادر... خواهش می‌کنم ناراحت نشو

00:41:41.740 --> 00:41:43.520
بلند شو

00:41:43.520 --> 00:41:46.530
ممنون بانوی من
ممنون جناب ولیعهد

00:41:47.800 --> 00:41:49.910
!درسِتو ادامه بده

00:41:53.580 --> 00:41:59.580
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:59.604 --> 00:42:11.604
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.