﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:09.090
<i>«به نام دانای اسرار»</i>

00:00:09.114 --> 00:00:29.114
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.380 --> 00:00:59.950
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:00:59.950 --> 00:01:03.030
<i>قسمت بیست و پنجم</i>

00:01:05.730 --> 00:01:08.950
فرمانده... بفرمایید

00:01:12.740 --> 00:01:14.820
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:01:31.990 --> 00:01:33.760
برادر

00:01:43.040 --> 00:01:46.210
بانو... میشه خصوصی صحبت کنیم؟

00:02:03.090 --> 00:02:05.820
پینگ جانگ امروز از «سویی فنگ» برمی‌گرده

00:02:05.820 --> 00:02:08.060
بیرون شهر قرار داریم

00:02:08.060 --> 00:02:12.470
حالا که استاد و، دوشیزه لین تونستن وضعیت پینگ جینگ رو ثابت نگه دارن

00:02:12.470 --> 00:02:14.390
جای نگرانی زیادی نیست

00:02:14.390 --> 00:02:16.640
من باشم یا... پینگ جانگ باشه

00:02:16.640 --> 00:02:19.720
به هر قیمتی پویانگ یینگ رو وادار می‌کنیم، پادزهر رو بده

00:02:19.720 --> 00:02:21.450
نگران نباش

00:02:23.900 --> 00:02:25.720
خودتو اذیت نکن

00:03:00.360 --> 00:03:03.860
خواهر... طوری شده؟

00:03:08.920 --> 00:03:11.240
خواهر لین شی راستشو بگو

00:03:11.240 --> 00:03:15.580
این صفرای اژدهای سیاه، واقعاً پینگ جینگ رو نجات میده؟

00:03:17.760 --> 00:03:23.170
به شرط پیدا شدنش، حتماً  پینگ جینگ رو نجات میدم

00:03:24.280 --> 00:03:26.480
ولی آخه چطوری؟

00:03:26.480 --> 00:03:30.540
چطوری بخوردش؟ الآن یه قطره آبم به زور از گلوش پایین میره

00:03:31.620 --> 00:03:36.230
حتی با بیهوش بودن پینگ جینگ هم، بازم یه راهی داریم

00:03:36.230 --> 00:03:38.720
!خب بگو چه راهی؟

00:03:40.680 --> 00:03:43.240
صفرای مار که پیدا شد

00:03:43.240 --> 00:03:49.890
یکی بخوردش و، خونش رو بده، به پینگ جینگ

00:03:51.370 --> 00:03:53.670
...یکی؟

00:03:53.670 --> 00:03:55.880
اونوقت چی به سر خودش میاد؟

00:03:57.670 --> 00:04:00.280
جونش رو از دست میده

00:04:09.520 --> 00:04:12.300
...دیشب

00:04:12.300 --> 00:04:16.630
دیشب که پینگ جانگ گفت داره میره دنبال پویانگ یینگ

00:04:18.160 --> 00:04:21.070
یهو حس ‌کردم داره مدام ازم دور و دورتر میشه

00:04:22.940 --> 00:04:29.050
حس ‌کردم دارم از دستش میدم
!به خودم گفتم همش فکر و خیاله

00:04:32.280 --> 00:04:34.780
...نکنه وارث

00:04:35.660 --> 00:04:39.720
اون وقتی که داشتی روش درمان صفرای مار رو به وارث می‌گفتی

00:04:39.720 --> 00:04:42.900
باید فکر همچین چیزی رو هم می‌کردی

00:04:44.440 --> 00:04:47.790
اشتباه نکنم وارث، همین تصمیم رو دارن

00:04:47.790 --> 00:04:51.110
نه، هر طوری شده منصرف‌شون می‌کنم

00:04:51.110 --> 00:04:55.080
اون آیندۀ کشور لیانگه
با یکی مثل من فرق داره

00:04:55.080 --> 00:04:59.340
!تو نه!... پینگ جانگ هم نه

00:05:00.620 --> 00:05:05.470
پینگ جینگ... هم نباید بمیره
!هیچکی نباید بمیره

00:05:05.470 --> 00:05:07.720
!استاد بزرگ!... تو رو خدا

00:05:07.720 --> 00:05:10.270
!خواهر-
!تو رو خدا یه راهی پیدا کن-

00:05:10.270 --> 00:05:12.360
!خواهر-
!...تو رو خدا یه راهی-

00:05:12.360 --> 00:05:14.400
بانو خوددار باشید

00:05:14.400 --> 00:05:18.630
من تا آخرین لحظه هر چه در توان دارم انجام میدم

00:05:21.590 --> 00:05:24.810
...یه راهی باید باشه

00:05:24.810 --> 00:05:27.480
...حتماً باید باشه

00:05:47.690 --> 00:05:52.340
گزارش خدمت اعلیحضرت... پیامی از طرف فرماندۀ گارد سلطنتی، فرمانده شون

00:05:52.340 --> 00:05:54.130
بده من

00:06:13.010 --> 00:06:16.710
این بچه... حتماً خیلی سختشه

00:06:18.510 --> 00:06:21.510
تا پایتخت چقدر مونده؟

00:06:21.510 --> 00:06:26.020
در پاسخ به اعلیحضرت... هنوز... ۲ روز راه داریم

00:06:26.810 --> 00:06:29.640
دستورمو برسون... باید سریع‌تر برسیم

00:06:29.640 --> 00:06:31.180
بله

00:06:36.470 --> 00:06:41.500
فرمانده چو لطفاً این ناحیه رو از غرب، تا شیانگ یون، و از جنوب تا وو زی گو، محاصره کنید

00:06:41.500 --> 00:06:43.920
متوجه شدم، طبق دستور شما

00:06:43.920 --> 00:06:46.650
اجازه نمیدم حتی یه نفر، از غرب و جنوب اینجا رد بشه

00:06:46.650 --> 00:06:48.330
سپاس

00:06:57.220 --> 00:06:59.560
!پینگ جانگ-
!عجله کنید-

00:08:32.350 --> 00:08:34.000
...استاد

00:08:39.040 --> 00:08:46.010
شی آر... درسته... منم اعتقاداتی برای خودم دارم

00:08:46.010 --> 00:08:49.380
ولی اینم می‌دونم که خیلی چیزهای دنیا رو باید در موقعیت دید و

00:08:49.380 --> 00:08:53.360
چیزها راحت «درست» یا «غلط» تعریف نمیشن

00:08:55.320 --> 00:08:58.950
اگه واقعاً این چیزیه که دلت میگه و
مطمئن هم هستی که پشیمون نمیشی

00:08:58.950 --> 00:09:01.220
...منم دیگه

00:09:04.400 --> 00:09:07.770
جلوتو برای چیزی نمی‌گیرم

00:09:26.310 --> 00:09:28.760
برادر پینگ جانگ-
جناب وارث-
اینطرف صحبت کنیم-

00:09:29.590 --> 00:09:30.810
چه خبر؟

00:09:30.810 --> 00:09:34.990
خوشبختانه، تونستیم مأموریتی که داده بودید رو انجام بدیم
ورودی غار رو پیدا کردیم

00:09:36.020 --> 00:09:37.620
اینجاست

00:09:38.750 --> 00:09:45.320
اگه اینجاست که، موقعیت دیده‌بان‌های پویانگ یینگ، باید همونی باشه که حدس می‌زدیم

00:09:45.330 --> 00:09:49.260
الآن، مسیرهای غرب و جنوب، از شیانگ یون تا وو زی گو

00:09:49.260 --> 00:09:53.430
تحت نظر فرمانده چو از سویی فنگه، مطمئنم اونجا راهی نداره

00:09:53.430 --> 00:09:56.470
ولی در قسمت شمال، کوره‌راه زیاد هست

00:09:56.470 --> 00:09:59.850
ازین قسمت به بالا، با شما فرمانده-
بله-

00:09:59.850 --> 00:10:02.430
اینجا نزدیک‌ترین ناحیه به غاره

00:10:02.430 --> 00:10:05.620
اگه یوقت کمکی خواستی، میام پشتتو می‌گیرم

00:10:05.620 --> 00:10:07.160
خیالت راحت

00:10:07.160 --> 00:10:10.400
شرق هم، مسیریه که به پایتخت میره

00:10:10.400 --> 00:10:15.700
پویانگ یینگ، احتمال اینکه نقشۀ فرار ازین سمت رو کشیده باشه، خیلی زیاد نیست

00:10:15.700 --> 00:10:18.760
ولی احتیاط شرط عقله، این قسمت با شما فرمانده سون

00:10:18.760 --> 00:10:20.750
بله

00:10:20.750 --> 00:10:26.920
می‌مونه مسیر رودخونه که، از حاشیۀ شمالی می‌گذره، یه راهی همحتماً باید اونجا باشه

00:10:26.920 --> 00:10:32.530
برادر پینگ جانگ، اینو بده به من، با ۱۰۰ نفر هم می‌تونم نگهش دارم

00:10:32.530 --> 00:10:36.100
باشه، هیچوقت نمیشه مطمئن بود چی پیش میاد

00:10:36.100 --> 00:10:40.210
ولی، با قابلیت‌هایی که، در شما سراغ دارم

00:10:40.210 --> 00:10:44.080
مطمئنم که به پویانگ یینگ، هیچ فرصتی نمی‌دید

00:10:44.080 --> 00:10:45.000
!بله

00:10:58.520 --> 00:11:02.940
رئیس فرقه، تحرکاتی در پایین کوه مشاهده میشه
به نظر می‌رسه شائو یوآنچی بعدِ ۲ روز گشتن

00:11:02.940 --> 00:11:05.240
بالأخره تونسته ورودی غار رو پیدا بکنه

00:11:05.240 --> 00:11:09.040
وارث چانگلین، قاعدتاً توی راه اینجاست

00:11:10.940 --> 00:11:12.680
خیلی خوبه

00:11:15.170 --> 00:11:18.970
ولی رئیس فرقه، اگه از همون اول قصد ملاقات با شائو پینگ جانگ رو داشتید

00:11:18.970 --> 00:11:22.620
دیگه چرا... انقدر پیدا کردن‌تون رو براش سخت کردید؟

00:11:24.060 --> 00:11:27.610
شائو پینگ جانگ، عمری آقازاده بوده

00:11:27.610 --> 00:11:30.940
متانت از سر رو روش می‌باره، ولی غرور طبعیش رو نمیشه انکار کرد

00:11:30.940 --> 00:11:34.090
منم چند روزی معطلش کردم تا، سرشو خم بکنم

00:11:34.090 --> 00:11:36.560
کاری، کردم که ملاقات ما براش

00:11:36.560 --> 00:11:40.500
دست‌نیافتنی به نظر بیاد، فهمیدی؟

00:11:40.500 --> 00:11:43.370
جداً که با فراست هستید جناب ریاست فرقه

00:11:43.370 --> 00:11:48.060
همونطوری که پیش‌بینی کرده بودید، دیده‌بان‌ها از مواضع‌شون هیچ پیغامی نفرستاده بودن

00:11:48.060 --> 00:11:51.770
شائو پینگ جانگ، واقعاً جرأت نکرد خودِ کوه رو محاصره بکنه

00:11:51.770 --> 00:11:55.510
از زمان آمدنم به پایتخت، این اولین بار بود که شائو پینگ جانگ رو مستقیماً

00:11:55.510 --> 00:11:58.360
به مبارزه دعوت می‌کردم، نمی‌شد بی‌دقت عمل کرد

00:11:58.360 --> 00:12:03.060
و البته، اقبال هم با من یار بود که همه چیز طبق خواستۀ من پیش رفت

00:12:03.060 --> 00:12:05.870
وارث چانگلین هر چقدرم که باهوش باشه

00:12:05.870 --> 00:12:08.490
در مقابل کیاست شما

00:12:08.490 --> 00:12:11.420
یه بچه بیشتر نیست

00:12:11.420 --> 00:12:16.100
دیگه وقتشه، باید قفلِ، راه فرار رو فعال بکنی

00:12:17.080 --> 00:12:18.160
بله

00:12:18.160 --> 00:12:21.070
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:12:26.020 --> 00:12:30.060
خانم، من یه فکری به ذهنم رسیده

00:12:31.490 --> 00:12:35.120
چه فکری؟ پزشک دو لطفاً بگید

00:12:35.120 --> 00:12:39.120
اصلاً بیاید درمان با انتقال خون رو فراموش بکنیم و

00:12:39.120 --> 00:12:43.160
روی خودِ سم متمرکز بشیم، این سم قابل درمانه ولی فقط قبلِ پیدا شدن عوارض

00:12:43.160 --> 00:12:46.730
کافیه کیسۀ صفرا رو بخورن، تا اثر سم از بین بره

00:12:46.730 --> 00:12:49.640
ولی اگه سم فعال شده باشه، مصدوم فقط می‌تونه به یکی دیگه متکی باشه تا

00:12:49.640 --> 00:12:52.650
با ترکیب زهر و پادرزهر در خونش، این ترکیب رو به اون بده

00:12:52.650 --> 00:12:56.360
مهم‌ترین فرق، بین این دو روش، اینه که

00:12:56.360 --> 00:13:00.460
مصدوم در حال بی‌هوشی، نمی‌تونه از نیروی درونیش برای از بین بردن سم استفاده بکنه و

00:13:00.460 --> 00:13:02.960
برای همین هم متکی به دیگریه

00:13:03.580 --> 00:13:08.240
خب مگه ما توی این ۲ روز، دنبال بیدار کردن نیروی درونی از بیرون نبودیم؟

00:13:08.240 --> 00:13:13.880
بله، ولی بازم، جز همون روش انتقال خون

00:13:13.880 --> 00:13:17.700
هر روش طب سوزنی‌ای که انجام دادیم و
هر ترکیب دارویی که به کار بردیم

00:13:17.700 --> 00:13:20.570
نتونستن جریان نیروی درونی بیمار رو فعال بکنن و

00:13:20.570 --> 00:13:24.320
به نظر می‌رسه که، این آخر خطه

00:13:24.980 --> 00:13:28.720
پس یعنی، منتظر بشینیم تا بمیره؟

00:13:30.060 --> 00:13:33.650
نه همسر وارث، البته که نه، عرض بنده هنوز تموم نشده

00:13:33.650 --> 00:13:38.310
منظور بنده اینه که، استخوان شبنم اگه سمیه، به خاطر انباشت سرمائیه که ایجاد می‌کنه

00:13:38.310 --> 00:13:42.190
حالا که تلاش ما، برای به حرکت درآوردن خون جواب نداده

00:13:42.190 --> 00:13:45.710
نمیشه بیایم و، از یه راه دیگه‌ای بریم؟

00:13:45.710 --> 00:13:50.020
یعنی اول، اون اثرِ سم  که باعث، سختی رگ‌ها میشه رو خنثی بکنیم؟

00:13:50.020 --> 00:13:54.330
خاصیت انعقادی استخوان شبنم، بیشتر
در اثر «چوب انگور سبز» به وجود میاد

00:13:54.330 --> 00:13:59.020
در دانش پزشکی هم، گردۀ «چانگ شین» درمان سم چوب انگور سبزه

00:13:59.020 --> 00:14:03.070
ولی ما اینو هم امتحان کردیم و، فایده‌ نداشته

00:14:03.790 --> 00:14:08.940
احتمالاً به خاطر، یه مادۀ دیگۀ داخل سمه، پیچکِ سیاه

00:14:08.940 --> 00:14:14.430
امکانش هست... پیچک سیاه رو آخر از همه و برای، تشدید اثر سم اضافه می‌کنن

00:14:14.430 --> 00:14:18.300
پیچک سیاه اصلیتش مال یه چینه، کما بیش می‌شناسمش-
بله-

00:14:18.300 --> 00:14:22.820
پزشک دو، به نظرم این نظرتون کاملاً منطقیه

00:14:22.820 --> 00:14:26.160
اگه بتونیم با طب سوزنی ۱۰ نقطۀ اصلی انرژی رو ببندیم، می‌تونیم

00:14:26.160 --> 00:14:29.380
می‌تونیم جریان انرژی درونی رو کنترل بکنیم

00:14:30.380 --> 00:14:32.450
...یعنی منظورتون اینه که

00:14:32.450 --> 00:14:37.610
اگه بتونیم سرمای رگ‌ها رو از بین ببریم، در واقع با یه تیر دو نشون نزدیم؟

00:14:41.130 --> 00:14:43.760
و اگه بتونیم بقیۀ جریان‌ها رو هم کنترل بکنیم

00:14:43.760 --> 00:14:47.630
اثر درمانیه صفرای «اژدهای سیاه» دو برابر میشه

00:14:47.630 --> 00:14:50.990
ولی توقف جریان که کاری نداره

00:14:50.990 --> 00:14:54.260
مشکل برگردوندن و عادی کردنشه

00:14:54.260 --> 00:14:56.750
یادمه یه جایی اینو خوندم

00:15:01.880 --> 00:15:04.210
استاد، نگاه کنید

00:15:06.330 --> 00:15:08.730
این احتمالاً به درد بخوره

00:15:14.240 --> 00:15:16.500
بله کاملاً مربوطه

00:15:16.500 --> 00:15:18.950
یعنی یه راهی پیدا کردین؟

00:15:19.790 --> 00:15:22.080
اونقدرها هم ساده نیست

00:15:22.080 --> 00:15:27.200
هنوزم اصلش، اینه که جناب وارث صفرای مار رو پیدا بکنن

00:15:30.510 --> 00:15:31.890
بیاید، نگاه کنید

00:15:31.890 --> 00:15:33.260
بله

00:15:56.730 --> 00:15:58.590
!شی آر

00:16:17.670 --> 00:16:19.340
شی آر

00:16:21.050 --> 00:16:22.730
استاد

00:16:23.460 --> 00:16:25.690
توی بحر چی رفتی؟

00:16:25.690 --> 00:16:29.000
حس می‌کنم این قضیه، اونقدرهام ساده نیست

00:16:29.000 --> 00:16:33.120
نگفته بودید که، عمارت چانگلین، با اینهمه قدرت

00:16:33.120 --> 00:16:35.950
با اینهمه، خدمۀ وفادار

00:16:35.950 --> 00:16:39.620
براشون کاری نداره که، کسی رو برای قربانی پیدا بکنن؟

00:16:40.220 --> 00:16:46.450
ولی پویانگ یینگ آدم خیلی شیطان‌صفتیه
مگه میشه اونم اینو ندونسته باشه؟

00:16:46.450 --> 00:16:52.500
برای همین، فکر می‌کنم که شاید این نقشه‌ای که با اینهمه تلاش کشیده

00:16:52.500 --> 00:16:55.320
اصلاً، برای یه هدف دیگه‌ای بوده باشه

00:16:59.260 --> 00:17:03.110
...یعنی میگی که این، جان در برابر جان

00:17:03.110 --> 00:17:06.490
از اولشم با هدف مرگ کس دیگه‌ای بوده؟

00:17:06.490 --> 00:17:09.420
فکر می‌کنین می‌ذاره وارث مفت و مجانی

00:17:09.420 --> 00:17:12.280
دستش به صفرای مار برسه؟

00:17:15.220 --> 00:17:18.130
و اگه واقعاً بخواد بهایی طلب بکنه

00:17:19.170 --> 00:17:21.790
فکر نمی‌کنین که برای نجات پینگ جینگ

00:17:23.080 --> 00:17:27.170
وارث حاضر باشه حتی جون خودشم بده؟

00:17:56.660 --> 00:17:58.200
قربان

00:17:58.200 --> 00:18:01.730
قربان، معلوم نیست داخل چه خبره

00:18:01.730 --> 00:18:04.590
اجازه بدید اول برم سر و گوشی آب بدم

00:18:07.620 --> 00:18:09.080
بریم

00:18:50.280 --> 00:18:53.050
اوایل غار رو بررسی کردم، چیز خطرناکی نیست

00:18:53.050 --> 00:18:57.730
در ضمن، یکی از زیر دستان پویانگ یینگ رو هم پیدا کردیم

00:19:01.970 --> 00:19:03.510
بریم

00:19:07.590 --> 00:19:10.060
!می‌دونم! من همه چیزو می‌دونم

00:19:10.060 --> 00:19:13.960
!پویانگ یینگ تو رو می‌خواد
!اون جونِ تو رو می‌خواد

00:19:13.960 --> 00:19:16.410
!چی گفتی؟! منظورت چیه

00:19:16.410 --> 00:19:18.810
از عمر من خیلی نمونده

00:19:18.810 --> 00:19:21.940
!ولی نمی‌ذارم آب خوش از گلوی اونم پایین بره

00:19:21.940 --> 00:19:26.380
!همۀ این سالها، اونکه می‌خواست بمیره، فقط تو بودی

00:19:26.380 --> 00:19:28.970
بهترین رزمی‌کارانِ «یه لین» رو فرستاد سراغت

00:19:28.970 --> 00:19:32.900
حتی مرزبان مُزی رو، با نقشه به پایتخت کشوند تا بکشدت

00:19:32.900 --> 00:19:34.970
ولی امنیت عمارتت خیلی بالا بود

00:19:34.970 --> 00:19:39.740
یه خروار استاد رزمی‌ محافظ داشتی
نمی‌شد بهت نزدیک شد

00:19:39.740 --> 00:19:44.250
برای همینم، از ارباب‌زادۀ دوم، استفاده کرد تا

00:19:44.250 --> 00:19:46.950
ازش راهی برای کشتنت بسازه

00:19:49.600 --> 00:19:51.590
!کدوم گوریه؟

00:19:53.600 --> 00:19:56.110
از اطلاعاتت ممنون

00:19:56.110 --> 00:19:58.590
ولی اینایی که گفتی رو خودمم می‌دونستم

00:20:09.380 --> 00:20:11.680
فقط اینو نمی‌دونم که

00:20:13.900 --> 00:20:19.190
مگه چیکارت کرده که، تو انقدر ناجور علیهش شدی؟

00:20:19.190 --> 00:20:23.590
وارث چانگلین باهوشه، پاش که به اینجا برسه

00:20:23.590 --> 00:20:26.760
خودش می‌فهمه فکر شما چیه

00:20:26.760 --> 00:20:31.680
می‌فهمه که جون اونو، عوض جون شائو پینگ جینگ می‌خواین

00:20:31.680 --> 00:20:33.540
دقیقاً می‌خوام همین شیرفهمش بشه که

00:20:33.540 --> 00:20:36.990
هیچ، راه دومی نداره

00:20:36.990 --> 00:20:41.170
مگه اینکه، همۀ اون محبت‌هایی که به برادرش کرده

00:20:41.170 --> 00:20:44.100
همش دروغ محض بوده باشه

00:20:44.100 --> 00:20:49.220
منو بزرگ کرد، بهم همونهایی رو داد که خودشم داشت

00:20:49.220 --> 00:20:52.950
از بچگیم دنبالش رفتم
هر کاری که گفت کردم

00:20:52.950 --> 00:20:56.920
ولی... مثل یه پشه جون منو گرفت

00:20:56.920 --> 00:21:01.960
قلبش از سنگ سیاهه، به هیچکی جز خودش اهمیت نمیده

00:21:09.240 --> 00:21:10.950
قربان

00:21:12.190 --> 00:21:15.780
روی حساب حرف این پسره
پویانگ یینگ حتماً یه دامی براتون چیده

00:21:15.780 --> 00:21:18.220
اجازه بدید من اول برم

00:21:18.890 --> 00:21:21.140
رفتن شماها فایده‌ای نداره

00:21:21.690 --> 00:21:24.220
اونی که منتظرشه منم

00:21:24.220 --> 00:21:27.140
!قربان! قربان

00:21:30.210 --> 00:21:32.460
...دروغ

00:21:40.000 --> 00:21:43.380
بانو لازم نیست، که بترسید

00:21:43.380 --> 00:21:48.850
پزشکان زیادی در راه اینجا هستن، با داروهای بیشتری که می‌تونن کمک بکنن

00:21:53.080 --> 00:21:56.790
خوشبختانه مثل اینکه یکی مونده

00:21:56.790 --> 00:22:01.630
طبق آخرین نسخه درست شده، خیلی هم مؤثره

00:22:01.630 --> 00:22:08.010
بدید بخوره، تا پزشک‌های دیگه برسن کمکش می‌کنه

00:22:08.010 --> 00:22:09.650
ممنون

00:22:09.650 --> 00:22:12.030
ممنون دکتر
ممنون

00:22:12.030 --> 00:22:15.790
زود بلند شید، زود بلند شید
بلند شید، بلند شید

00:22:22.240 --> 00:22:24.840
شما هم دارید علائم رو نشون می‌دید

00:22:24.840 --> 00:22:29.920
بهتره زودتر استراحت کنید
خودتونو خسته نکنید

00:22:34.640 --> 00:22:40.030
بیماری در تالار یه لین شدید بوده
باید زودتر برم اونجا

00:22:52.550 --> 00:22:54.370
پسرم

00:23:07.390 --> 00:23:13.600
پسر خوبم... شنیدی که چی گفت

00:23:13.600 --> 00:23:16.640
اوضاع توی تالار «یه لین» بده

00:23:17.820 --> 00:23:20.530
نگران برادر کوچیک‌تم که اونجاست

00:23:21.460 --> 00:23:29.420
مطمئنم که، تو هم می‌خوای که این آخرین قرص، سهم اون باشه

00:23:29.420 --> 00:23:31.340
مگه نه؟

00:23:57.750 --> 00:24:05.690
توی این دامی که انداختم، تنها راه نجات، اینه که برگرده و بره

00:24:05.690 --> 00:24:08.750
فرصت‌شم به شائو پینگ جانگ میدم

00:24:08.750 --> 00:24:14.670
امیدوارم... منو نا امید نکنه

00:24:25.790 --> 00:24:31.550
!خوش آمدید به غار اسرار من آقایان

00:24:34.650 --> 00:24:40.750
یوقت، فکر خاصی به سرتون نزنه
این غار تماماً تله‌گذاری شده است

00:24:40.750 --> 00:24:45.510
تله‌هایی که، شخصاً به افتخار جناب وارث ساختم

00:24:45.510 --> 00:24:51.920
اصلاً دلم نمی‌خواد کسی هوا برش داره و، یهو بخواد پیش‌مرگشائو پینگ جینگ بشه

00:24:51.920 --> 00:24:57.300
جناب وارث، چند قدم، تشریف میارید جلوتر؟

00:24:57.300 --> 00:24:58.940
قربان

00:25:14.820 --> 00:25:16.800
همونجا

00:25:23.620 --> 00:25:28.240
این دوست‌ کوچک‌مون رو که، احتمالاً می‌شناسید جناب وارث؟

00:25:34.430 --> 00:25:37.460
صفراش رو می‌خورن و، خون‌شون رو به بیمار میدن

00:25:37.460 --> 00:25:41.280
این تنها راه نجات کسیه که با استخوان شبنم مسموم شده

00:25:41.280 --> 00:25:45.690
اون شاگرد من که، براتون کامل توضیح داده؟

00:25:45.690 --> 00:25:50.560
وقتی گذاشتی ورودی غار بمونه، یعنی می‌خواستی که بهم بگه

00:25:52.610 --> 00:25:56.810
!خوشم میاد وقتی چیزها عین نقشه‌ام جلو میرن

00:26:54.940 --> 00:26:59.870
فرمانده، کسی در حال گذره، یه مرد تنها، که داره سمت پایتخت میره

00:27:01.430 --> 00:27:04.360
از وقتی وارث، به داخل کوه رفتن یک ساعتی می‌گذره؛ نه؟

00:27:04.360 --> 00:27:06.620
بله، یک ساعتی میشه

00:27:07.880 --> 00:27:10.140
مرخصی-
بله-

00:27:19.030 --> 00:27:25.980
اینکه چی به اون تیغ‌ها زده شده رو هم که، جناب وارث، احتمالاً می‌تونید حدس بزنید؟

00:27:29.840 --> 00:27:31.590
استخوان شبنم

00:27:31.590 --> 00:27:37.070
احسنت! داخل اون کاسۀ سنگی هم، پرِ روغنه

00:27:37.070 --> 00:27:43.450
آتش بگیره، صفرای مار، در یک لحظه جزغاله میشه

00:27:43.450 --> 00:27:50.360
بقیه‌‌شم اینه که، اگه پادزهر رو می‌خوام، باید خودم برم برش دارم

00:27:52.290 --> 00:27:54.970
!عجب مرد برازنده و باهوشی

00:27:54.970 --> 00:28:02.460
ولی حرف بسه! مطمئنم که به خوبی، می‌دونید خواستۀ اصلیه من چیه

00:28:13.530 --> 00:28:19.430
مرگ یا زندگی... و شما هم وقتی برای فکر کردن ندارید

00:28:27.850 --> 00:28:30.820
اتفاقاً از وقتی اومدم دارم بهش فکر می‌کنم

00:28:30.820 --> 00:28:37.300
ولی حیف که، نتونستم راهی پیدا بکنم که، نه سیخ بسوزه و نه کباب

00:28:37.300 --> 00:28:40.880
شهرت و افتخار چیزی جز احساس نیستن

00:28:40.880 --> 00:28:45.860
ولی «جان» حسابش کاملاً جداست؛ موافق نیستید؟

00:28:55.260 --> 00:28:57.570
!شاهزاده-
!بذارید من برم-

00:28:57.570 --> 00:29:01.780
جلو بیاید، در جا خودِ ظرف رو آتش می‌زنم

00:29:01.780 --> 00:29:06.240
گفتم که... همۀ اینها اختصاصی برای جناب وارث‌ تدارک دیده شدن

00:29:06.240 --> 00:29:07.510
برو عقب

00:29:07.510 --> 00:29:09.220
قربان

00:29:11.350 --> 00:29:12.860
بله

00:29:46.450 --> 00:29:52.050
شائو پینگ جانگ! داری به خاطر یه بچۀ لوسی که تازه برادر واقعیتم نیست

00:29:52.050 --> 00:29:55.710
خودتو به کشتن میدی؟... می‌ارزه؟

00:29:59.230 --> 00:30:03.850
خوب فکر کن، این یه بازی بچگانه نیست که محض دل برادر کوچیکه‌ات کنار بکشی

00:30:03.850 --> 00:30:08.660
!پای جونت وسطه! جون عزیز خودت

00:30:22.630 --> 00:30:26.830
!یادت که هست؟ این کارو بکنی می‌میری

00:30:36.200 --> 00:30:39.550
!شاهزاده! شاهزاده

00:30:39.550 --> 00:30:41.380
!شاهزاده

00:30:41.380 --> 00:30:43.710
!باور نکردنیه

00:30:50.100 --> 00:30:52.800
!شاهزاده! شاهزاده

00:30:52.800 --> 00:30:54.510
!شاهزاده

00:31:16.020 --> 00:31:17.630
!شاهزاده

00:32:28.490 --> 00:32:30.080
!بایست

00:32:34.860 --> 00:32:37.300
<i>«پایتخت»</i>

00:32:37.300 --> 00:32:39.120
!حرکت کن
!حرکت کن

00:32:42.140 --> 00:32:43.870
!محکم‌تر

00:32:46.630 --> 00:32:48.270
!قربان

00:33:01.490 --> 00:33:03.550
چه خبر؟-
فرمانده-

00:33:03.550 --> 00:33:08.250
پویانگ یینگ فرار کرد، جناب وارث گفتن، ازینجا برید، برای تعقیب

00:33:08.250 --> 00:33:09.290
جناب وارث الآن کجان؟

00:33:09.290 --> 00:33:12.630
درست نمی‌دونم، ولی، از غار اومدن بیرون

00:33:13.720 --> 00:33:14.840
کوه رو بگردید

00:33:14.840 --> 00:33:16.470
بله

00:33:24.290 --> 00:33:30.440
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:33:45.740 --> 00:33:48.080
جناب وارث تشریف ندارن
اطلاع هم نداریم کی میان

00:33:48.080 --> 00:33:51.220
جسارتاً ، روز دیگه‌ای تشریف بیارید

00:34:02.340 --> 00:34:04.000
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:35:57.350 --> 00:35:59.430
پیداش کردی؟

00:36:00.360 --> 00:36:02.490
پینگ جینگ خوب میشه

00:36:04.440 --> 00:36:08.690
!دستت چی شده؟-
هیچی، زخم جزئیه-

00:36:08.690 --> 00:36:10.620
زود خوب میشه

00:36:11.680 --> 00:36:16.100
راستی! استاد گفت که، صفرا رو که پیدا کردی، باید دست نخورده براش ببری

00:36:16.100 --> 00:36:18.060
بقیه‌اش رو خودشون می‌دونن

00:36:18.060 --> 00:36:20.090
!پس بهت گفتن

00:36:20.090 --> 00:36:21.940
بریم دیگه

00:36:38.340 --> 00:36:40.000
!فرمانده

00:36:43.640 --> 00:36:45.730
تبریک میگم

00:36:45.730 --> 00:36:46.870
!بالأخره به دام افتاد

00:36:46.870 --> 00:36:49.130
اصل کار رو پینگ جانگ کرد

00:36:49.130 --> 00:36:50.810
!فرمانده

00:36:51.790 --> 00:36:54.120
فرمانده... از اندرونی قصر خبر دادن که

00:36:54.120 --> 00:36:57.370
بازگشت اعلیحضرت جلو افتاده، گفتن، تا فردا می‌رسن

00:36:57.370 --> 00:36:59.190
فردا؟

00:36:59.960 --> 00:37:04.250
فرمانده به کارهاتون برسید
من خودم، تا شهر میارمش

00:37:13.120 --> 00:37:14.940
پویانگ یینگ مجرم خیلی مهمیه

00:37:14.940 --> 00:37:17.490
خیلی باید دقت بکنی
می‌ذارمش به عهدۀ تو

00:37:17.490 --> 00:37:18.870
بله

00:37:35.730 --> 00:37:39.710
جناب پویانگ، حالا که جناب فرمانده تشریف بردن

00:37:42.750 --> 00:37:45.580
من همراهی‌تون می‌کنم

00:37:45.580 --> 00:37:48.530
سپاس جناب مرزبان

00:37:48.530 --> 00:37:49.790
بیاریدش

00:37:49.790 --> 00:37:51.300
بله

00:37:58.430 --> 00:38:00.110
شاهزاده

00:38:02.810 --> 00:38:05.060
دوشیزه لین-
شاهزاده-

00:38:05.060 --> 00:38:07.790
دوشیزه لین، دارو رو آوردن

00:38:07.790 --> 00:38:11.320
خیالتون راحت جناب وارث
منو استادم یه راه دیگه‌ای پیدا کردیم

00:38:11.320 --> 00:38:15.260
صفرای مار رو داشته باشیم کافیه، دیگه نیازی به انتقال خون، برای نجات پینگ جینگ نیست

00:38:15.260 --> 00:38:16.940
خدا رو شکر

00:38:23.960 --> 00:38:27.170
این استخوان شبنمه؟

00:38:27.170 --> 00:38:30.640
ببریدش برای پینگ جینگ
زود

00:38:30.640 --> 00:38:32.780
!زودتر

00:38:36.140 --> 00:38:38.340
زخمت سمّیه؟

00:38:41.900 --> 00:38:43.950
!حرف بزن

00:38:46.220 --> 00:38:48.460
دونگ چینگ روسیاهه بانو

00:38:48.460 --> 00:38:50.850
!حقمه که بمیرم

00:39:05.500 --> 00:39:07.970
نمی‌خوام بمیری

00:39:10.070 --> 00:39:12.590
!نمی‌خوام بمیری

00:39:48.850 --> 00:39:52.100
دوشیزه لین
استاد لی

00:39:52.610 --> 00:39:55.150
باعث زحمت اضافه‌تون شدم

00:39:55.150 --> 00:39:57.580
ولی اگه فایده‌ای نداره

00:39:58.520 --> 00:40:02.380
بیشتر ازین، خودتونو به زحمت نندازین و

00:40:02.380 --> 00:40:04.770
درمان پینگ جینگ رو عقب نندازین

00:40:06.240 --> 00:40:08.850
نفرمایید جناب وارث

00:40:08.850 --> 00:40:11.680
ما همۀ تلاش‌مون رو می‌کنیم

00:40:18.110 --> 00:40:21.660
شائو شوئه، عذر می‌خوام

00:40:24.090 --> 00:40:25.570
شی آٰر

00:40:25.570 --> 00:40:27.040
استاد

00:41:42.370 --> 00:41:44.920
!فرار کرد
!برید دنبالش

00:41:46.110 --> 00:41:59.930
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.