﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:12.900
<i>«به نام دانا به سرائر سینه‌ها»</i>

00:00:12.924 --> 00:00:32.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.400 --> 00:01:00.000
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.000 --> 00:01:02.800
<i>قسمت بیست و نهم</i>

00:01:10.400 --> 00:01:13.500
<i>!اعلیحضرت وارد می‌شوند</i>

00:02:15.500 --> 00:02:17.800
!درود بر اعلیحضرت

00:02:17.800 --> 00:02:19.850
<i>!شاد باش</i>

00:02:19.850 --> 00:02:22.310
!برقرار

00:02:22.310 --> 00:02:24.330
<i>!شاد باش</i>

00:02:24.330 --> 00:02:27.000
!برقرار

00:02:27.000 --> 00:02:29.560
<i>!شاد باشی دیگر</i>

00:02:29.560 --> 00:02:32.500
!برقرار امپراتور

00:02:34.200 --> 00:02:37.400
مردمِ من... دیگر برخیزید

00:03:02.530 --> 00:03:04.240
...اعلیحضرت

00:03:07.440 --> 00:03:10.200
این وصیتی که کردن

00:03:10.200 --> 00:03:14.200
نشون میده که چقدر، به شاهزادۀ بزرگ اعتماد داشتن

00:03:14.200 --> 00:03:16.800
معلومه که داشتن

00:03:16.800 --> 00:03:21.000
ولی قصدشون ازین کار، بیشتر محافظت از پدرم بوده

00:03:21.610 --> 00:03:23.120
محافظت؟

00:03:26.300 --> 00:03:28.900
پدرم خیلی از سیاست سر در نمیاره

00:03:28.900 --> 00:03:31.400
امپراتور هم قصد نداشته توی کارهای مملکتی شرکتش بده

00:03:31.400 --> 00:03:33.700
.فقط دست پیش رو گرفته

00:03:33.700 --> 00:03:39.500
خواسته زیر چتر این عنوان
ازین پیرمرد امینش محافظت بکنه

00:03:39.800 --> 00:03:44.600
ولی مگه موقعیت قبلی پدرت برای، محافظت ازش کافی نبوده؟

00:03:44.600 --> 00:03:49.800
پدرم یه پیرمرد با کلی اعتباره
ولی حالا که برادرم کنارش نیست

00:03:49.800 --> 00:03:54.500
حتی امپراتور هم، براش احساس خطر کرده

00:03:56.200 --> 00:03:58.100
خطرِ چی؟

00:04:13.020 --> 00:04:19.870
یه صورتی به کارهای اینجا میدم، بعدش سرِ یه فرصتی میرم پایتخت

00:04:32.900 --> 00:04:35.700
تازه از «گنن» برگشتی، قبلشم که «نینگجو» و «فی شان» بودی

00:04:35.700 --> 00:04:39.800
یک نفس هم که با فرمانده‌ها جلسه می‌ذاری
فکر کردی از آهنی؟

00:04:39.800 --> 00:04:43.900
برم و برگردم اقلا ۴ ماهه، اینجا رو مرتب نکنم، چطوری برم؟

00:04:43.900 --> 00:04:46.400
حرفتو می‌فهمم
...ولی مرز

00:04:46.400 --> 00:04:49.800
!از وقتی اومدیم که هیچ مشکلی نداشته

00:04:50.000 --> 00:04:52.800
همین!... به نظرت نمیاد زیادی ساکته؟

00:04:52.800 --> 00:04:55.300
کوچکترین نکته رو هم نمیشه ندید گرفت

00:04:55.300 --> 00:04:57.600
...همۀ مقرها باید هوشیار باشن

00:04:57.600 --> 00:05:02.600
ما هم در گنجو خیلی جاها هست که باید حواسمون، بهشون باشه

00:05:02.700 --> 00:05:04.700
خب من به اندازۀ تو تیز نیستم

00:05:04.700 --> 00:05:09.300
ولی اگه بهم بگی چیکار بکنم
مطمئن باش هیچی کم نمی‌ذارم

00:05:10.510 --> 00:05:14.100
چیه؟ یعنی نمی‌خوای با من برگردی پایتخت؟

00:05:14.100 --> 00:05:17.000
تو هنوز توی پایتخت، یه پدری داری

00:05:17.000 --> 00:05:20.900
ولی منکه... دیگه کسی رو ندارم

00:05:22.030 --> 00:05:26.400
بعضی وقتها که می‌شینم و فکر می‌کنم
اصلاً نمی‌دونم واسۀ چی زنده‌ام

00:05:26.400 --> 00:05:29.600
راستشو بگم، اینکه تونستی توی شرایط سخت اینجا زندگی بکنی

00:05:29.600 --> 00:05:32.500
نظر خیلی‌ها رو نسبت بهت تغییر داده

00:05:36.300 --> 00:05:42.800
ولی یوآنچی... اصلاً نیازی نیست، بخوای چیزی رو به خودت یا دیگران ثابت بکنی

00:05:42.800 --> 00:05:47.900
اینکه باهام بیای یا نه با خودته
فقط خوب فکرهاتو بکن

00:05:49.290 --> 00:05:50.650
باشه

00:05:51.200 --> 00:05:55.200
عمارت قدیمیِ پایتخت... یا این شهر لب مرز

00:05:55.200 --> 00:05:58.600
...اینکه کدومش خونۀ منه

00:05:58.600 --> 00:06:02.000
چیزیه که باید بشینم و درباره‌اش فکر بکنم

00:06:27.600 --> 00:06:28.800
عمو جان

00:06:28.800 --> 00:06:32.300
آن رو! بانو منو خیلی با عجله احضار کردن

00:06:32.300 --> 00:06:35.100
مگه اتفاق خاصی افتاده؟

00:06:35.100 --> 00:06:38.800
ازشون نپرسیدم... نمی‌دونم
«شون آن رو، برادرزادۀ نخست وزیر»

00:06:41.100 --> 00:06:43.090
خوب کردی نپرسیدی
56
00:06:44,000 --&gt; 00:06:50,700ر
آن رو، توی همۀ قبیلۀ «شون»، تو دختر مورد علاقۀ ملکۀ مادری

00:06:50.700 --> 00:06:52.800
حالا که ازت خواستن مدتی رو در قصر زندگی بکنی

00:06:52.800 --> 00:06:56.300
شروع کردن... به آموزش یه چیزهایی به تو؟

00:06:56.300 --> 00:06:58.500
بله، عمو جان

00:06:59.200 --> 00:07:01.600
من خیالم از تو راحته

00:07:01.600 --> 00:07:06.900
ولی اینو یادت باشه که، ازین به بعد، ملکۀ مادر رو مقدم بر همه قرار میدی

00:07:06.900 --> 00:07:10.900
از توصیه‌تون متشکرم عمو جان
آویزۀ گوشم می‌کنم

00:07:18.510 --> 00:07:20.530
!شاهزاده

00:07:21.800 --> 00:07:23.600
!شاهزاده

00:07:26.180 --> 00:07:28.040
...شاهزاده

00:07:29.600 --> 00:07:31.900
از مرز شمالی

00:07:54.100 --> 00:07:58.400
میگم... ارباب‌زاده قراره برگردن؟

00:07:58.400 --> 00:08:00.600
چی؟

00:08:00.600 --> 00:08:03.500
میگم ارباب‌زاده قراره برگردن؟

00:08:05.000 --> 00:08:09.900
امپراتور تازه به تخت نشستن
معلومه که باید یه وقتی پیدا بکنه و

00:08:09.900 --> 00:08:12.700
برای سلام و احترام بیاد

00:08:27.200 --> 00:08:29.400
اعلیحضرت که امروز اومده بودن

00:08:29.400 --> 00:08:35.000
با کلی ذوق بهم گفتن، پسر چانگلین شائو پینگ جینگ داره برمی‌گرده

00:08:35.000 --> 00:08:37.900
یعنی عمو جان... شما اصلاً خبر نداشتید؟

00:08:37.900 --> 00:08:40.500
معلومه که داشتم

00:08:40.500 --> 00:08:44.600
نامه‌اش که به وزارت دفاع رسید، به هیئت وزرا هم خبر دادن

00:08:44.600 --> 00:08:48.000
به من نگفته بودید که... با مرگ شائو پینگ جانگ

00:08:48.000 --> 00:08:50.800
عمارت چانگلین نصف قدرت‌شو از دست داده؟

00:08:50.800 --> 00:08:53.300
الآن» باید یه کاری بکنیم»

00:08:53.300 --> 00:08:57.300
می‌خواید همینطوری معطل بمونید تا شائو پینگ جینگ هم واسمون بال در بیاره؟

00:08:57.300 --> 00:09:00.230
راستش منم فکرهایی

00:09:00.230 --> 00:09:05.380
برای کم کردن تدریجی قدرت و اعتبار، عمارت چانگلین داشتم

00:09:05.400 --> 00:09:12.000
ولی با اون، وصیتی که امپراتور فقید کردن، دیگه همه چیز پیچیده شده

00:09:12.000 --> 00:09:16.500
اون برنامه‌هایی که داشتم، الآن دیگه کار نمی‌کنن

00:09:17.900 --> 00:09:22.000
شائو تینگشن خیلی کم، در سیاست بوده

00:09:22.000 --> 00:09:25.300
ولی شما بیش از ۱۰ ساله که رئیس دولت هستید

00:09:25.300 --> 00:09:29.200
یعنی در سیاست هم، از پسِ این شاهزادۀ چانگلین برنمیاید؟

00:09:29.200 --> 00:09:32.600
مشکل این نیست، بانوی من

00:09:32.600 --> 00:09:35.200
اینه که با مقامی که اون امروز داره

00:09:35.200 --> 00:09:42.300
دست زدن بهش، فقط از طریق شخص اعلیحضرت ممکنه درست نمیگم؟

00:09:42.700 --> 00:09:47.300
ولی، در لیانگِ ما، حقوق والدین از اصوله

00:09:47.300 --> 00:09:52.900
مگه کلاً چند روز گذشته؟ هیچی نشده بریم سراغِ
!رعیت مورد وثوق امپراتور تازه متوفی؟

00:09:52.900 --> 00:09:58.800
بانوی من خواهش می‌کنم، به فکر حیثیت، جناب امپراتور هم باشید

00:10:06.400 --> 00:10:07.920
بانوی من

00:10:28.820 --> 00:10:32.040
از کوه که رفتی بیرون، می‌خوای بری کجا؟

00:10:32.040 --> 00:10:35.960
کی برمی‌گردی؟ هنوز درست بهم نگفتی

00:10:37.330 --> 00:10:39.670
مگه میشه نگرانت نباشم؟

00:10:42.370 --> 00:10:44.390
بخوام راست‌شو بگم

00:10:44.390 --> 00:10:46.950
از بچگیم آرزو داشتم راه «شن نونگ» رو ادامه بدم
<i>«خدای کشاورزی در باور چینی که کتابی در باب گیاهان دارویی از او به جا مانده است»</i>

00:10:46.950 --> 00:10:50.350
همۀ کشور رو بگردم و، همه نوع گیاه دارویی رو ببینم

00:10:50.350 --> 00:10:53.660
تا کتابی جامع و کاربردی در پزشکی بنویسم

00:10:53.660 --> 00:10:57.770
البته می‌دونم که همۀ عمرمم روی این کار بذارم بازم کمه

00:10:57.770 --> 00:11:00.960
ولی حالا که نشده خونه و زندگی و، همسری داشته باشم

00:11:00.960 --> 00:11:03.650
نمیشه برای همیشه سربار دیگران بمونم

00:11:05.610 --> 00:11:09.600
می‌دونم که توی دلت، چه آرزوهایی داری

00:11:09.600 --> 00:11:11.840
یه آدمی مثل پینگ جینگ

00:11:11.840 --> 00:11:14.740
با اون روحیۀ رهاش بهترین همراه برای تو بود

00:11:14.740 --> 00:11:17.760
فقط حیف که اینطور شد و... شما دو تا

00:11:17.760 --> 00:11:19.750
از هم جدا شدین

00:11:20.910 --> 00:11:24.330
حالام که بار عمارت چانگلین روی دوششه

00:11:24.330 --> 00:11:28.010
واقعاً نمی‌دونم چی می‌تونم دربارۀ شما بگم

00:11:28.010 --> 00:11:29.800
قسمت بوده

00:11:29.800 --> 00:11:31.850
بهتره فراموشش کنیم

00:11:31.850 --> 00:11:34.380
ولی من هنوز وظیفۀ پزشکیم رو دارم و

00:11:34.380 --> 00:11:38.770
واقعاً هم نمی‌دونم انجامش چقدر طول می‌کشه
براتون آرزوی سلامتی می‌کنم

00:11:42.090 --> 00:11:44.230
خیلی مواظب خودت باش

00:11:45.590 --> 00:11:47.590
تا همینجا که اومدید زحمت کشیدید

00:12:26.210 --> 00:12:30.930
<i>«تالار جی فنگ»</i>

00:12:48.410 --> 00:12:53.190
پینگ جینگ قبلنم، شده بود که چند سال خونه نباشه

00:12:53.190 --> 00:12:56.750
ولی تو رو هیچوقت اینطوری ندیده بودم

00:12:56.750 --> 00:13:01.570
خودمم نمی‌دونم چرا... ولی همش حس می‌کنم امسال فرق داره

00:13:01.570 --> 00:13:06.020
نمی‌دونم چرا... این یکسال انقدر به نظرم طول کشید

00:13:06.020 --> 00:13:09.250
معلومه که فرق داره

00:13:09.250 --> 00:13:12.250
!خیر سرش شده ژنرالِ هوای هوا

00:13:12.250 --> 00:13:14.660
باید اول بره وزارت جنگ گزارش بده

00:13:14.660 --> 00:13:18.070
بعید می‌دونم قبل نصف شب برسه خونه

00:13:18.070 --> 00:13:20.600
بله... بله

00:13:32.840 --> 00:13:35.320
کافیه، بلند شو

00:13:45.060 --> 00:13:48.270
پینگ جینگ... بلند شو

00:14:01.150 --> 00:14:05.010
اگه قرار باشه هر باری که همو می‌بینیم این قیافه رو به خودمون بگیریم

00:14:05.010 --> 00:14:09.820
فکر نمی‌کنم چیزی باشه که برادرت پینگ جانگ، دلش بخواد ببینه

00:14:51.720 --> 00:14:54.300
برای اینکه می‌خواستی تنها باشی نبوده که

00:14:54.300 --> 00:14:57.750
اومدی اینجا؟ فکر کردی کیه؟

00:14:58.610 --> 00:15:01.890
اونایی که پایینن، مطمئن هستن؟

00:15:06.540 --> 00:15:09.760
یک سالی هست که اینجام

00:15:09.760 --> 00:15:13.420
چند تایی آدم وفادار تونستم برای خودم پیدا بکنم

00:15:14.330 --> 00:15:16.490
...«ولی «چند تا

00:15:16.490 --> 00:15:20.030
فکر نکنم چیزی باشه که شما رو راضی نگه داره شاهزاده؛ مگه نه؟

00:15:40.830 --> 00:15:42.840
تو این یک سال و خورده‌ای که نبودم

00:15:44.030 --> 00:15:46.160
کلی از موهاتون سفید شده

00:15:46.160 --> 00:15:47.930
راست میگی؟

00:16:16.170 --> 00:16:18.420
از بچگیت همین بودی

00:16:18.420 --> 00:16:21.840
تا به چیزی برمی‌خوردی که نمی‌تونستی حلش بکنی

00:16:21.840 --> 00:16:25.450
دنبال یه جایی می‌گشتی که قایم بشی
خب حالا چی؟

00:16:26.170 --> 00:16:30.350
توی این یک سال قایم شدن، به راه حل هم رسیدی؟

00:16:31.550 --> 00:16:33.780
اگه رفتم به خاطر این بود که

00:16:33.780 --> 00:16:36.350
با اینکه کارم درست نبود که تقصیرها رو گردن اون انداختم

00:16:36.350 --> 00:16:39.060
ولی هنوزم نمی‌تونستم لین شی رو ببینم

00:16:39.930 --> 00:16:44.160
به اینم فکر می‌کردم که، شما و زن برادر

00:16:44.920 --> 00:16:47.300
احتمالاً دلتون نمی‌خواد منو ببینین

00:16:51.320 --> 00:16:52.950
!نفهم

00:16:52.950 --> 00:16:56.920
فحشت دادم... عوض برادرت که نیست گوشِتو بپیچونه

00:17:12.310 --> 00:17:14.020
بخور

00:17:36.520 --> 00:17:38.240
!کُندی

00:18:22.400 --> 00:18:24.200
مثل اینکه

00:18:25.010 --> 00:18:29.580
ازون باری که همو دیدیم
خیلی هم تنبلی نکردی

00:18:34.600 --> 00:18:37.160
بعضیا خوش شانس به دنیا میان

00:18:37.160 --> 00:18:41.330
با پدر و برادری که براشون جون‌‌ بدن و
راه‌شونو براشون صاف بکنن

00:18:41.600 --> 00:18:46.380
ولی یه آدمی مثل منکه، توی هفت آسمونم یه ستاره نداره

00:18:46.380 --> 00:18:49.440
دلمم بخواد می‌تونم تنبلی بکنم؟

00:18:49.960 --> 00:18:52.380
...حالا که حرفش شد

00:18:52.380 --> 00:18:56.950
واقعاً فکر می‌کنی شائو پینگ جینگ، هر چی داره فقط از شانسشه؟

00:18:57.140 --> 00:19:02.330
کار خوبی کردی که به مرز اومدی، تا آموزش ببینی

00:19:02.330 --> 00:19:07.560
ولی تا بوده، یه ژنرال بزرگ جز اقبال بلند، استعداد هم می‌خواسته

00:19:07.560 --> 00:19:11.160
یعنی یک سال در کنار هم زندگی کردن

00:19:11.160 --> 00:19:14.720
کافی نبوده تا فرق‌های خودت و شائو پینگ جینگ رو تشخیص بدی؟

00:19:16.400 --> 00:19:20.450
اعلیحضرت هر قدرم که آدم دور و برشون باشه
بازم معلومه که از وقتی که به تخت نشستن

00:19:20.450 --> 00:19:25.520
انگار ته دلشون قرص نیست
فردا که رفتی قصر

00:19:25.520 --> 00:19:28.460
تا می‌تونی کنارشون باش، خب؟

00:19:28.460 --> 00:19:29.860
چشم

00:19:29.860 --> 00:19:34.480
اومدنی از گنجو به هدیۀ، خاصی هم براشون آوردم

00:19:36.240 --> 00:19:42.320
اعلیحضرت از بچگی‌شون به تو نزدیک بودن
خیلی کار خوبی کردی

00:19:42.320 --> 00:19:45.520
ولی اینم بگم که، الآن با قبل فرق داره

00:19:45.520 --> 00:19:49.110
حالا... شما دو تا حاکم و رعیتید

00:19:49.110 --> 00:19:53.990
موقعِ رفتار باهاشون، باید رعایتِ آداب رو بکنی

00:19:55.450 --> 00:19:57.550
برادر قبلاً بهم گفته

00:19:58.510 --> 00:20:00.230
متوجه شدم

00:20:01.380 --> 00:20:05.520
بگو... بگو از مرز شمالی چه خبر؟

00:20:06.410 --> 00:20:08.230
می‌دونستم می‌پرسین

00:20:08.230 --> 00:20:12.220
واسه همینم قبلِ اومدن، استحکامات دفاعی رو از نو سازماندهی کردم

00:20:12.220 --> 00:20:14.080
چند لحظه

00:20:18.420 --> 00:20:21.140
شما درست میگید

00:20:21.140 --> 00:20:24.460
من اصلاً به استعداد شائو پینگ جینگ نیستم

00:20:24.460 --> 00:20:29.950
شایدم این خواست خدا بوده که، همین آدم متوسط باشم

00:20:31.950 --> 00:20:35.390
فکر می‌کنم این سالها تلاشم برای باور نکردن این متوسط بودن

00:20:35.390 --> 00:20:38.460
هیچی به جز سر کار گذاشتنِ خودم نبوده

00:20:38.460 --> 00:20:40.570
نه... نه... نه

00:20:40.570 --> 00:20:42.380
من منظورم این نبود

00:20:42.380 --> 00:20:46.540
خیلی چیزها هستن که، تو توشون از ارباب‌زادۀ چانگلین سَری

00:20:46.540 --> 00:20:51.490
چه اصراریه که توی کاستی‌هات، خودتو با قوت‌های دیگران مقایسه بکنی؟

00:20:51.490 --> 00:20:55.690
هر چیزی که میشد در مرز شمالی به دست بیاری
دیگه تا حالا آوردی

00:20:55.690 --> 00:20:59.540
اون آینده‌ای که می‌خوای، مطمئناً لب مرز و توی این پادگان پیدا نمیشه

00:20:59.540 --> 00:21:01.290
توی یه فرصت مناسب

00:21:01.290 --> 00:21:03.470
برگرد پایتخت

00:21:04.900 --> 00:21:09.890
...اینکه میگید برگردم، جدی به خاطر نگرانی‌تون برای آینده‌مه؟

00:21:09.890 --> 00:21:14.670
یا نقشه‌ای دارید که، به خاطرش به من احتیاج هست؟

00:21:18.150 --> 00:21:20.930
یه بار ازم پرسیدی

00:21:20.930 --> 00:21:23.920
دونگ های چطوری می‌خواد از تو نفع ببره

00:21:23.920 --> 00:21:27.630
منم بهت گفتم که هنوز آمادۀ دونستنش نیستی

00:21:27.630 --> 00:21:32.190
و راستش به نظرم، هنوزم آماده نیستی

00:21:32.190 --> 00:21:37.690
فقط نسبت به قبلت، کمی بهتری، اونقدر که می‌تونی شروع بکنی

00:21:38.800 --> 00:21:42.260
وقتی امپراتوری به تخت می‌شینه
دریایی از فرصت‌ها به تلاطم میاد

00:21:42.260 --> 00:21:45.460
نکنه واقعاً دلت می‌خواد، تا ابد توی این شهر مرزی

00:21:45.460 --> 00:21:49.970
گم بمونی و نوکریِ یه ژنرال هوآی هوا رو بکنی؟

00:21:50.580 --> 00:21:53.140
پایتخت رو که بالأخره برمی‌گردم

00:21:54.210 --> 00:21:57.500
ولی نمی‌خوام خیلی بی‌سر و صدا باشه

00:21:58.530 --> 00:22:00.940
شائو پینگ جینگ قبل رفتنش می‌گفت

00:22:00.940 --> 00:22:03.630
وضعیت شمال عادی نیست

00:22:04.420 --> 00:22:08.720
خودتونم گفتین که، اون نابغه به دنیا اومده

00:22:08.720 --> 00:22:13.430
وقتی اون چنین حرفی می‌زنه، پس حتماً یه چیزی هست

00:22:13.430 --> 00:22:16.040
موج مرز شمالی هر چی بلندتر باشه

00:22:16.040 --> 00:22:18.550
فرصتی که به من میده بزرگتره

00:22:20.660 --> 00:22:25.740
تا نفهمم اینجا چه خبره، جایی نمیرم

00:22:25.740 --> 00:22:31.190
باشه، پس با هم، صبر می‌کنیم

00:22:31.190 --> 00:22:33.530
با هم؟

00:22:33.530 --> 00:22:35.910
مگه شما هم می‌خواید بمونید؟

00:22:37.200 --> 00:22:41.600
وضعیت شمال اینی بود که گفتم
چیزی هست که بخواید بپرسید پدر؟

00:22:47.600 --> 00:22:50.300
بشین... بشین

00:22:50.300 --> 00:22:51.800
چشم

00:22:54.800 --> 00:22:58.500
لیانگ حاکمش رو از دست داده، کمابیش فرصت خوبی برای همسایگانه

00:22:58.500 --> 00:23:02.000
یانِ شمالی هیچی... از پسِ خودشونم برنمیان

00:23:03.000 --> 00:23:09.800
ولی این «یو»، این بی‌خبریش، اینکه حتی یه قدمم برنمی‌دارن

00:23:09.800 --> 00:23:12.700
!این واقعاً خیلی عجیبه

00:23:12.700 --> 00:23:16.900
به نظر منم عجیب اومد، برای همینم همۀ زورمو زدم تا بفهمم قضیه چیه

00:23:16.900 --> 00:23:21.100
به نظرم مهم‌ترین علتش، اختلافیه که بین‌شون پیش اومده

00:23:21.100 --> 00:23:23.100
اختلاف؟

00:23:23.100 --> 00:23:27.900
یک سال پیش که، «یو» به تلافیِ «شمشیر بهار» حمله کرد و

00:23:27.900 --> 00:23:32.500
شکست خوردن، چون به موقع عقب‌‌نشینی کرده بودن فقط ۳۰ هزار تا تلفات دادن

00:23:32.500 --> 00:23:36.800
ولی سر همون قضیه، فرمانده‌شون «یوآن یینگ» برکنار شد

00:23:36.800 --> 00:23:41.500
همون اول که به گنجو رسیده بودم، یه خبرهای البته تأییدنشده‌ای بهم رسید

00:23:41.500 --> 00:23:45.000
شاهزادۀ کانگِ «یو»، چیان لینگ شو

00:23:45.100 --> 00:23:46.800
شده فرماندۀ جدید ارتش سلطنتی‌شون

00:23:46.800 --> 00:23:49.140
شاهزادۀ کانگِ «یو»، چیان لینگ شو؟

00:23:49.140 --> 00:23:50.500
بله

00:23:51.990 --> 00:23:54.100
فهمیدم

00:23:55.100 --> 00:23:59.000
و چون اون بوده، تو هم دیگه نتونستی بیشتر برای

00:23:59.000 --> 00:24:04.100
برگشتن به پایتخت صبر بکنی
درسته؟

00:24:09.200 --> 00:24:14.100
چیان لینگ شو آدم تند مزاج و جنگ‌طلبیه، فرمانده هم که شده پس حتماً می‌خواد یه خودی نشون بده

00:24:14.100 --> 00:24:19.900
حداقل ۶ ماه، فوقش یک سال دیگه
مرز شمالی حتماً یه اتفاقی می‌افته

00:24:25.700 --> 00:24:28.700
واسه همینم گفتم تا جنگ هنوز شروع نشده

00:24:30.630 --> 00:24:32.930
بیام و شما رو ببینم

00:24:56.650 --> 00:25:00.580
اعلیحضرت، گزارشی که تقدیم شد

00:25:00.580 --> 00:25:03.100
شرح مذاکراتِ امروزِ هیأت دولت بود

00:25:03.100 --> 00:25:06.200
مدارک مربوطه هم، تقدیمِ حضور شدن

00:25:06.200 --> 00:25:10.400
منتظریم موافقت فرموده، اسناد را مهر بفرمایید

00:25:10.400 --> 00:25:11.700
باشه

00:25:11.700 --> 00:25:17.800
اعلیحضرتا! ژنرالِ هوآی هوا شائو پینگ جینگ، تقاضای ورود دارند برای ادای احترام

00:25:17.800 --> 00:25:20.800
بیرون، منتظر شرفیابی هستند

00:25:20.800 --> 00:25:24.700
عمو خسته نباشید، من خیلی زود، احکام رو مهر می‌کنم

00:25:24.700 --> 00:25:26.400
!ژنرال هوای هوآ وارد بشه

00:25:26.400 --> 00:25:29.300
!ژنرال هوای هوآ وارد بشه

00:25:29.300 --> 00:25:30.500
اطاعت

00:25:30.500 --> 00:25:33.600
پس... با اجازه مرخص میشم

00:25:38.430 --> 00:25:39.960
اعلیحضرت

00:25:55.450 --> 00:25:59.990
جان نثار، ژنرال هوآی هوا شائو پینگ جینگ
ادای احترام می‌کنم اعلیحضرت

00:26:01.740 --> 00:26:03.530
بلند شو

00:26:05.220 --> 00:26:06.910
سپاس اعلیحضرت

00:26:08.800 --> 00:26:12.500
برادر پینگ جینگ، بالأخره اومدی؟

00:26:12.500 --> 00:26:14.400
شما الآن شاه این کشورید

00:26:14.400 --> 00:26:18.400
به نظرم، خیلی باب نباشه که بنده رو به این صورت صدا بزنید

00:26:18.400 --> 00:26:20.100
اینجا همه دارن بهم غر می‌زنن

00:26:20.100 --> 00:26:23.600
آدابِ این اینه، آدابِ اون اون
دارم بالا میارم

00:26:23.600 --> 00:26:26.200
حالام نوبت توئه؟

00:26:26.200 --> 00:26:31.200
بهار توی باغ سلطنتی عالیه
مایلید، در خدمت‌تون قدمی بزنیم؟

00:26:31.200 --> 00:26:33.100
!آفرین

00:26:33.100 --> 00:26:35.000
اعلیحضرت

00:26:35.000 --> 00:26:36.900
...بدو بریم-
!اعلیحضرت-

00:26:48.500 --> 00:26:50.600
جناب نخست وزیر

00:26:52.500 --> 00:26:53.880
وزیرْ چی

00:26:53.880 --> 00:26:56.400
بیاید... بیاید... بیاید

00:26:59.000 --> 00:27:01.900
جناب نخست وزیر، به نظرم فکرتون مشغوله

00:27:01.900 --> 00:27:04.900
مگه... مشکلی پیش‌آمد کرده؟

00:27:04.900 --> 00:27:10.500
چیز خاصی که نه. فقط وقتی رفته بودم قصر خدمت اعلیحضرت، ژنرالِ هوآی هوا رو دیدم

00:27:10.500 --> 00:27:13.200
یاد موضوعی از گذشته افتادم

00:27:13.200 --> 00:27:15.100
گذشته؟

00:27:15.600 --> 00:27:19.400
اون قضیه که شائو پینگ جانگ، با مهر سلطنتی‌ای که از امپراتور «وو جینگ» بهشون رسیده بود

00:27:19.400 --> 00:27:22.500
استفاده کرد و، ارتش «یو لین» رو حرکت داد

00:27:24.000 --> 00:27:30.100
بخوام راستشو، عرض کنم جناب نخست وزیر، اون وقتی که اون سپاه عظیم رو اطراف پایتخت حرکت دادن

00:27:30.100 --> 00:27:33.400
خیلی از وزرا، واقعاً ترسیده بودن

00:27:33.400 --> 00:27:36.000
ولی امپراتور فقید، گویا اصلاً براشون مهم نبود

00:27:36.000 --> 00:27:41.360
مربوط به خیلی وقت پیشه، مطمئنم که الآن، دیگه کسی حرفشم نمی‌زنه

00:27:41.360 --> 00:27:44.400
اصلاً معلوم نیست کسی یادشم باشه یا نه

00:27:45.300 --> 00:27:48.300
...جناب نخست وزیر منظورتون

00:27:48.300 --> 00:27:50.500
ما دیگه امپراتور جدیدی داریم

00:27:50.500 --> 00:27:56.700
به نظرتون نباید، به فکر تجدید ارتش «یو لینِ» خاندان سلطنتی باشیم؟

00:28:06.400 --> 00:28:10.200
هر چی بزرگتر میشید اعلیحضرت
طبعاً قوی‌تر هم می‌شید

00:28:10.200 --> 00:28:12.000
ولی اینی که دیدم خیلی خوب نبود

00:28:12.000 --> 00:28:15.800
پس تو هر روز بیا، ‌سواری و تیراندازی، یادم بده

00:28:16.600 --> 00:28:21.300
اگه من هر روز توی قصر باشم، کی از مرزها برای شما محافظت بکنه؟

00:28:22.400 --> 00:28:25.300
مگه نمی‌تونم یکی دیگه رو جات بفرستم؟

00:28:25.300 --> 00:28:29.600
معلومه که می‌تونید، ولی اینکه کی بره و، از عهده‌اش بر میاد یا نه

00:28:29.600 --> 00:28:31.800
موضوع ساده‌ای نیست

00:28:31.800 --> 00:28:39.500
مهم‌ترین چیزی که الآن باید یاد بگیرید اینه که، از کدوم آدمها و برای چه کارهایی، استفاده بکنید

00:28:39.900 --> 00:28:41.500
فردا چی؟ میای قصر؟

00:28:41.500 --> 00:28:45.700
هر زمان مایل بودید، بفرمایید خدمت می‌رسم

00:28:53.620 --> 00:28:55.150
پینگ جینگ؟

00:28:55.920 --> 00:28:57.650
برادر شون

00:29:01.600 --> 00:29:05.300
فقط یه سال شده، ولی اول اصلاً نشناختمت

00:29:05.300 --> 00:29:07.200
ولی شما اصلاً فرق نکردی برادر شون

00:29:07.200 --> 00:29:09.000
این دفعه چقدر می‌مونی؟

00:29:09.000 --> 00:29:13.700
اول باید برم مقبرۀ امپراتور فقید، بعدم پدر کلی دستور در مورد کارهای ارتش چانگلین بهم دادن

00:29:13.700 --> 00:29:16.900
فکر نکنم توی یکی دو ماه، تموم بشن

00:29:16.900 --> 00:29:21.200
طبق قانون ما توی دورۀ عزا حق حمله به جایی رو نداریم
«پس فقط  می‌مونه «دفاع

00:29:21.200 --> 00:29:25.100
مقرهای چانگلین هم که فرمانده دارن
توی مقر گنجوی تو هم که معاونت هست

00:29:25.100 --> 00:29:27.100
پس عجله‌ات برای چیه؟

00:29:27.100 --> 00:29:30.900
فرماندۀ ارتش چانگلین پدره، وقتی دستور اعزام میده منم باید برم

00:29:30.900 --> 00:29:34.200
برادر «شون» فکر کنم هنوز سر پستی
درست نیست معطل بشی

00:29:34.200 --> 00:29:36.600
سر یه فرصت مناسب همو می‌بینیم

00:29:45.100 --> 00:29:50.800
برادر چی شده که، یهو به فکر تجدید ارتش یولین افتادین؟

00:29:50.800 --> 00:29:56.000
من فکر کردم که، اگه واقعاً به فکر آیندۀ اعلیحضرت هستیم

00:29:56.000 --> 00:30:01.800
اول باید، اثر خاندان چانگلین رو، در کل پایتخت از بین ببریم

00:30:01.800 --> 00:30:05.700
باید ارتشی داشته باشیم که، منحصراً، فقط از شخص اعلیحضرت

00:30:05.700 --> 00:30:08.400
فرمان ببره که میشه همون ارتش یولین

00:30:08.400 --> 00:30:10.800
قدم خیلی مهمیه که

00:30:10.800 --> 00:30:15.800
خیلی بهتره، الآن انجام بشه، تا به بعد موکولش بکنیم

00:30:15.800 --> 00:30:18.200
به نظرتون انجامش چقدر عملیه؟

00:30:18.200 --> 00:30:24.400
مواردی بوده که، امپراتوران بعد از نشستن به تخت، ارتش خودشون رو تشکیل دادن

00:30:25.600 --> 00:30:31.000
ولی... به مورد بوده، روال ثابت نیست

00:30:31.000 --> 00:30:36.800
انحلال ارتش قبلی، و استخدام نیروهای ارتش جدید، اصلاً ساده‌ نیست

00:30:36.800 --> 00:30:41.900
اعلیحضرت هم که جوانن و، شاهزادۀ چانگلین هم که، فعلاً نایب‌السلطنه است

00:30:41.900 --> 00:30:47.000
بعید... می‌دونم راحت قبول بکنه

00:30:47.000 --> 00:30:50.400
یعنی... این پسر من، برای تشکیل ارتش شخصیِ خودش هم

00:30:50.400 --> 00:30:52.300
باید از شاهزادۀ چانگلین اجازه بگیره؟

00:30:52.300 --> 00:30:55.700
بانوی من، این کلمات تند رو اینطوری به زبان میارید

00:30:55.700 --> 00:30:59.300
واقعاً فکر می‌کنید، کمکی هم به کسی میشه؟

00:30:59.300 --> 00:31:02.300
اگه اعلیحضرت می‌تونستن این کار رو بکنن، اون کار رو بکنن

00:31:02.300 --> 00:31:06.700
ما دیگه چرا باید این حرفها رو می‌زدیم؟

00:31:13.700 --> 00:31:18.900
بانوی من، اونچه الآن مهمه اینه که، راهی پیدا کنیم تا

00:31:18.900 --> 00:31:24.600
اعلیحضرت، خودشون موضوع رو جلوی شاهزادۀ چانگلین، پیش بکشن

00:31:31.000 --> 00:31:38.900
دیشب خواب امپراتور فقیدْ رو دیدم، ازم پرسیدن که این مدت، در ادارۀ کشور چه کردی

00:31:38.900 --> 00:31:42.600
منم که، هیچوقت توی مسائل مملکتی سر نمی‌کشم

00:31:42.600 --> 00:31:47.600
برای همینم هیچی نتونستم بگم
خیلی نا امیدشون کردم

00:31:49.100 --> 00:31:52.100
منم خیلی دلم براشون تنگ شده

00:31:52.100 --> 00:31:56.700
خواب‌شونو هم دیدم، ولی نه مثل شما

00:31:56.700 --> 00:31:59.200
خب چرا برام توضیح نمیدی؟

00:31:59.200 --> 00:32:03.500
تا بار بعدی که دیدم‌شون، یه چیزی داشته باشم که بگم

00:32:04.600 --> 00:32:08.900
در مورد مسائل سیاسی، توی هیئت دولت بحث و درباره‌شون تصمیم‌گیری میشه

00:32:08.900 --> 00:32:13.160
بعدم یه نسخه از گزارشش، میره به عمارت چانگلین

00:32:16.300 --> 00:32:19.700
اگه اونجا مخالفتی نباشه، میگم مهرمو بیارن و مهرش می‌کنم

00:32:19.700 --> 00:32:24.600
یعنی هیچی نبوده که، خودتون در موردش تصمیم گرفته باشین؟

00:32:26.000 --> 00:32:28.400
آخه مسائل مملکتیه

00:32:28.400 --> 00:32:32.300
الآن من فقط باید گوش و فکر بکنم
باید یاد بگیرم

00:32:32.300 --> 00:32:37.100
پسرم، درسته که، اوضاع اینطوره

00:32:37.100 --> 00:32:41.800
ولی هنوزم، چیزهایی هستن که زیردستانت اجازۀ دخالت توشون رو ندارن

00:32:41.800 --> 00:32:45.300
مثلاً... ارتش سلطنتی یو لین

00:32:45.300 --> 00:32:52.900
سربازانش فقط متعلق به امپراتور، و فقط گوش به فرمان اون هستن، نه هیچکس دیگه... حالا که حرفش شد

00:32:52.900 --> 00:33:00.000
پسرم، تو کی می‌خوای ارتش یولینِ خودتو بسازی؟

00:33:04.650 --> 00:33:06.910
!مادر چی گفتین؟

00:33:29.360 --> 00:33:30.710
پدر

00:33:30.710 --> 00:33:36.020
برای فردا که به مقبرۀ امپراتور میری، یه چیزی هست که می‌خوام بهت بدم

00:33:36.020 --> 00:33:40.210
با خودت ببرش و در مقابل مقبرۀ امپراتور، بهشون گزارش بده

00:33:40.210 --> 00:33:41.830
چی هست؟

00:33:41.830 --> 00:33:43.430
همینجا وایسا

00:33:43.430 --> 00:33:44.950
بله

00:34:16.020 --> 00:34:19.340
به امپراتور فقید قول داده بودم که

00:34:19.340 --> 00:34:24.670
سفر یک سال پیشم به مرزهای شمالی، آخرین سفرم به اونجاست

00:34:25.620 --> 00:34:29.940
از وقتی هم که پسرمو دفن کردم بهتر فهمیدم که

00:34:29.940 --> 00:34:33.600
این عالم چقدر ناپایداره

00:34:33.600 --> 00:34:36.330
برای همینم دست دست نمی‌کنم

00:34:36.330 --> 00:34:38.010
پدر

00:34:46.260 --> 00:34:49.940
پدر! مهر چانگلین به سنگینیه یه کوهه

00:34:49.940 --> 00:34:52.360
من واقعاً هنوز توان‌شو ندارم

00:34:52.360 --> 00:34:58.070
چهار سال پیش که به برادرت پینگ جانگ
لقب «معاون ارتش چانگلین» داده شد

00:34:58.830 --> 00:35:03.220
این مهر رو با دست خودم بهش سپردم

00:35:05.980 --> 00:35:08.950
تا وقتی هم که اون بود

00:35:08.950 --> 00:35:14.720
سایۀ ارتش چانگلین، هیچوقت کوتاه نشد

00:35:18.680 --> 00:35:21.010
...مگه خودت بهم نگفتی

00:35:21.010 --> 00:35:25.680
باری که پینگ جانگ روی دوشش داشته رو، حالا تو می‌خوای برداری؟

00:35:25.680 --> 00:35:27.250
چی شد؟

00:35:28.080 --> 00:35:29.930
جا زدی؟

00:35:46.920 --> 00:35:51.440
پینگ جینگ، سرتو بیار بالا منو ببین

00:35:56.990 --> 00:36:01.780
اگه اینو بهت میدم، به خاطر اینه که منو برادرت می‌دونیم که

00:36:01.780 --> 00:36:05.550
انگیزه‌ها و توان تو اونقدری هستن که

00:36:05.550 --> 00:36:08.350
بتونی این مسئولیت رو تاب بیاری

00:36:09.870 --> 00:36:13.000
یعنی انقدر به خودت بی‌اعتمادی؟

00:36:15.970 --> 00:36:19.050
با تمام قوا تلاش می‌کنم

00:36:19.050 --> 00:36:21.910
تا شما و برادر رو نا امید نکنم

00:36:36.690 --> 00:36:40.260
پینگ جینگ... ازین لحظه

00:36:40.260 --> 00:36:42.530
تو با این مهر می‌تونی

00:36:42.530 --> 00:36:46.860
مردانی عالی رو احضار بکنی، بین شما کوهها شمشیر و دریاها آتش هم که باشه

00:36:46.860 --> 00:36:51.570
مردانِ چانگلینِ من... دنبالت میان

00:36:51.570 --> 00:36:54.140
ولی اینم، یادت بمونه که

00:36:54.140 --> 00:36:56.610
این مهر با همۀ قدرتی که میده

00:36:56.610 --> 00:37:00.990
همزمان، مسئولیتِ، عظیمی رو هم روی دوشت می‌ذاره

00:37:00.990 --> 00:37:04.080
هر دستوری که، ازین لحظه صادر می‌کنی

00:37:04.080 --> 00:37:07.430
باید هم‌وزن مسئولیتی باشه که روی دوشِت احساس می‌کنی

00:37:07.430 --> 00:37:11.890
مبادا سربازان لب مرز و مردمان لیانگ رو

00:37:11.890 --> 00:37:15.760
از اعتمادشون به عمارت چانگلین پشیمون بکنی

00:37:22.980 --> 00:37:24.930
درسِ شما رو

00:37:26.670 --> 00:37:28.830
به خاطر می‌سپرم پدر

00:37:34.030 --> 00:37:36.480
ارتش سلطنتی یولین؟

00:37:38.430 --> 00:37:43.640
اعلیحضرت، چطور شده که در این مورد می‌پرسید؟

00:37:43.640 --> 00:37:47.400
چند روز پیش مادر حرفشو زدن، منم یکم گیج شدم

00:37:47.400 --> 00:37:50.590
امپراتورهای قبلی... در این مورد چیکار کردن؟

00:37:53.060 --> 00:37:55.710
از زمانیکه نیاکان شما این سلسله رو تشکیل دادن

00:37:55.710 --> 00:38:00.540
به جز، «شیان ون»، «شیان کوانگ»، «جائو پینگ» این سه امپراتور

00:38:00.540 --> 00:38:03.210
همیشه، مقرهای ارتش شخصیِ امپراتورْ «یو لین» و

00:38:03.210 --> 00:38:06.620
گارد سلطنتی که هر دو، در خدمت امپراتور هستن جدا بودن

00:38:06.620 --> 00:38:11.280
یعنی تدابیرِ امپراتوران بعد از نشستن به تخت یکی نبوده

00:38:11.280 --> 00:38:14.480
بعضی، ارتش رو به همون روال سابق حفظ کردن

00:38:14.480 --> 00:38:17.120
بعضی ارتش جدیدی ساختن

00:38:17.120 --> 00:38:20.620
بعضی هم فقط اسم ارتش رو تغییر می‌دادن

00:38:20.620 --> 00:38:24.020
ولی بعضی هم بودن که کلاً همه چیز رو از نو پایه می‌گذاشتن

00:38:24.020 --> 00:38:28.290
البته، همۀ این موارد به تبعِ خواستۀ امپراتور بوده

00:38:28.290 --> 00:38:30.640
قانون الزام‌آوری براش نیست

00:38:30.640 --> 00:38:32.710
!که اینطور

00:38:32.710 --> 00:38:37.830
آخه وقتی مادر گفتن، فکر کردم کاریه
که «باید» حتماً بعد نشستنم به تخت انجامش بدم

00:38:37.830 --> 00:38:40.510
بانو ملکه اگه اینو گفتن

00:38:40.510 --> 00:38:48.080
احتمالاً به خاطر این بوده که، امپراتور «وو جینگ»، و پدر شما، در بدو حکومت‌شون اصلاحاتی در این خصوص انجام دادن

00:38:49.020 --> 00:38:55.100
چند لحظه پیش عرض کردم که، در زمان امپراتور «جائو پینگ»،ارتش یولینی وجود نداشته

00:38:55.100 --> 00:39:00.770
امپراتور «وو جینگ» که به تخت نشستن، فوری، ارتش اطراف پایتخت رو منحل و

00:39:00.770 --> 00:39:03.650
دوباره ارتش یولین رو برقرار کردن

00:39:03.650 --> 00:39:05.560
حکومت به پدر شما هم که رسید

00:39:05.560 --> 00:39:11.650
ارتش یولین رو، به دو شعبۀ، «کوه وی» و «سویی فنگ» تقسیم کردن

00:39:11.650 --> 00:39:14.720
همین روالیِ که، تا امروز هم ادامه داشته

00:39:14.720 --> 00:39:19.780
در این خصوص، شاید لازم بود دولت گزارشی تقدیم بکنه و

00:39:19.780 --> 00:39:24.290
نظر شما رو، در این خصوص جویا بشه

00:39:24.290 --> 00:39:30.000
ولی با خودم فکر کردم، شاهزادۀ چانگلین که، با موضوع موافقت نمی‌کنن

00:39:30.000 --> 00:39:32.580
دیگه چه نیازیه که حرف‌شو پیش بکشیم؟

00:39:32.580 --> 00:39:35.190
عموی سلطنتی برای چی موافقت نکنه؟

00:39:40.420 --> 00:39:46.760
اعلیحضرت، هر دولت جدیدی که ایجاد میشه، طبعاً فضایی تازه رو هم اقتضا می‌کنه

00:39:46.760 --> 00:39:52.340
ولی، مشکل اینه که شاهزادۀ چانگلین، دیگه پیر شدن و

00:39:52.340 --> 00:39:55.450
بعید می‌دونم «تغییر» به مزاج‌شون خوش بیاد

00:39:55.450 --> 00:40:01.160
آخه، تا امروز هر دوی شعبات «کوه وی» و «سویی فنگ» در اختیار خودشون بوده

00:40:01.160 --> 00:40:06.420
با همین ترتیب فعلی این ارتش رو جا به جا بکنن راحتترن
فکر نمی‌کنم موافقت بکنن

00:40:07.420 --> 00:40:10.190
البته همۀ اینها طبیعتِ بالا رفتن سنّه

00:40:10.190 --> 00:40:13.750
مگه عموی سلطنتی تا حالا ارتش یولین رو حرکت هم داده؟

00:40:13.870 --> 00:40:18.030
واقعاً اتفاق افتاده یا، فقط مثال می‌زنین؟

00:40:19.560 --> 00:40:21.350
بله، بله، بله

00:40:21.350 --> 00:40:26.700
بنده، مِن باب مثال عرض کردم
تقاضا دارم عفو بفرمایید اعلیحضرت

00:40:28.950 --> 00:40:32.650
عمو گفتن چند روزی مریضن و نمیان
مزاحم‌شون نمیشم

00:40:32.650 --> 00:40:35.920
ولی بار بعدی که به قصر بیان
حتماً می‌پرسم

00:40:35.920 --> 00:40:38.710
بله، سرورم

00:40:38.710 --> 00:40:41.100
<i>«عمارت چانگلین»</i>

00:40:50.060 --> 00:40:51.810
شاهزاده

00:40:52.820 --> 00:40:55.850
ارباب‌زاده یک ماهی میشه که برگشتن

00:40:55.850 --> 00:40:58.460
ولی شما هنوز هیچی از بیماری‌تون بهشون نگفتید

00:40:58.460 --> 00:41:02.690
حتی پزشک «لی» هم شبانه میان و، مخفیانه شما رو معاینه می‌کنن

00:41:02.690 --> 00:41:06.360
به نظرم... خیلی کار درستی نباشه

00:41:07.100 --> 00:41:11.560
این یه درد قدیمیِ که، از دورۀ جنگ‌هام مونده
چیز مهمی نیست

00:41:12.420 --> 00:41:14.480
مگه نه برادر لی؟

00:41:19.380 --> 00:41:21.510
عمو یوآن، ببین چی میگم

00:41:21.510 --> 00:41:27.380
پینگ جینگ تازه مهر ارتش چانگلین رو گرفته، کلی کار سرش ریخته، امروز فردا هم که داره میره

00:41:27.380 --> 00:41:32.320
!نبینم چیزی بگی که، ازین قضیه بویی ببره

00:41:33.620 --> 00:41:35.420
اطاعت

00:41:35.420 --> 00:41:37.200
خسته‌ام

00:41:38.610 --> 00:41:42.290
برادر لی، زحمت کشیدید

00:41:43.840 --> 00:41:45.640
عمو یوآن

00:41:45.664 --> 00:41:57.664
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:57.790 --> 00:42:11.980
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.