﻿WEBVTT

00:00:07.450 --> 00:00:11.290
‫دولت در کنفرانس مطبوعاتی
‫برنامه‌ ریزی شده اعلام کرد:

00:00:11.290 --> 00:00:16.330
‫رشد اقتصادی ما از زمان «جنگ
‫گسترده» رو به افزایش است.

00:00:16.330 --> 00:00:20.080
‫از طرفی، نگرانی هایی مبنی بر
‫افزایش مستمر جرائم وجود دارد.

00:00:20.080 --> 00:00:23.620
‫در منطقه زاغه نشین معروف به گودال
‫کیوسی مشکلی ایجاد شده است...

00:00:26.040 --> 00:00:28.160
‫حله، مشکلی نیست.

00:00:28.160 --> 00:00:30.200
‫همین الان راه میوفتم.

00:00:49.200 --> 00:01:09.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:09.220 --> 00:01:22.220
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:18.950 --> 00:02:21.450
‫"کافه بازوی عشق"

00:02:19.450 --> 00:02:23.580
‫[یاغی گسترش یافته]

00:02:20.580 --> 00:02:21.830
‫تو کدوم خری هستی؟!

00:02:22.790 --> 00:02:24.200
‫عو-عوضی!

00:02:29.540 --> 00:02:31.870
‫بهتره منو یادت باشه،حلال گر!

00:02:31.870 --> 00:02:35.370
‫فراموش نمی‌کنم. دیگه این دورو برا پیداتون نشه.

00:02:39.000 --> 00:02:41.790
‫مهم نیست که کجای شهر باشی، او
‫ساختمون بی ریخت همیشه جلوی چشمه.

00:02:43.040 --> 00:02:48.700
‫دو چیز شهر رو بعد از
‫جنگ گسترده عوض کرد.

00:02:48.700 --> 00:02:53.080
‫یکیش، سایه تاریک
‫«شرکت بروهرن» ...

00:02:53.080 --> 00:02:55.750
‫که از تهیه اقلام نظامی
‫جنگ گسترش پیدا کرد.

00:02:55.750 --> 00:03:03.830
‫دومیش، آدمایی تحت عملکرد
‫جسمانی گسترش یافته

00:03:03.830 --> 00:03:07.500
‫که توسط شرکت بروهرن توسعه یافتند
‫با نام «گسترش یافتگان» ظهور کردند.

00:03:08.790 --> 00:03:10.330
‫من جات بودم اینکارو نمی کردم

00:03:10.330 --> 00:03:12.370
‫منو مجبور به دست بلند
‫کردن روی مشتریم نکن.

00:03:12.370 --> 00:03:15.700
‫اهه، آخرشم فایده ‌ای نداشت؟

00:03:15.700 --> 00:03:20.330
‫این شایعه که نقطه ضعفت
‫ماشه‌ی روی سرته، واقعا درسته؟

00:03:20.330 --> 00:03:23.830
‫چیزایی که منو توو دردسر
‫میندازه، فقط رطوبت و بچه هان.

00:03:23.830 --> 00:03:24.910
‫پس...

00:03:24.910 --> 00:03:30.080
‫تنها اونایی می‌تونن دست به
‫ماشه من ببرن که پذیرفتمشون.

00:03:30.080 --> 00:03:34.790
‫و... قصد ندارم کسی رو بپذیرم.

00:03:34.790 --> 00:03:37.040
‫اما، جووزو ...

00:03:37.040 --> 00:03:40.950
‫به نظر می‌رسه که تو همیشه دنبال
‫کسی هستی که بتونی بهش اعتماد کنی.

00:03:40.950 --> 00:03:42.700
‫احمق نباش.

00:03:42.700 --> 00:03:47.410
‫دفعه بعد، مشتری‌های بهتری انتخاب کن یا
‫قبل از اینکه آسیب ببینی بهم زنگ بزن.

00:03:47.410 --> 00:03:51.080
‫بعد از جنگ، آدمایی مثل
‫اون جایی برای رفتن نداشتن.

00:03:51.080 --> 00:03:55.950
‫اما وقتی اونا شروع به معامله مواد توو
‫کافه من می‌کنن، نمی تونم نادیده بگیرمشون.

00:03:55.950 --> 00:03:57.580
‫جووزو!

00:03:57.580 --> 00:03:59.410
‫بیا، اینم دستمزدت.

00:03:59.410 --> 00:04:01.540
‫و اینکه، با یه نوشیدنی
‫مهمون من چطوری؟

00:04:01.540 --> 00:04:03.200
‫البته تو خونه.

00:04:03.200 --> 00:04:06.330
‫مشروب و زن‌ها، مردارو
‫از خود بی خود می‌کنن.

00:04:07.830 --> 00:04:10.160
‫این تنها چیزیه که من نیاز دارم.

00:04:10.160 --> 00:04:12.580
‫اون پولو خرج دوا و درمون خودت کن.

00:04:12.580 --> 00:04:14.080
‫هی، جووزو.

00:04:18.540 --> 00:04:21.830
‫این فقط واسه تشکر بود.
‫فکر بد به سرت نزنه!

00:04:25.620 --> 00:04:28.870
‫لعنتی. با این کارای احمقانه!

00:04:30.790 --> 00:04:33.410
‫هی، حلال گر. وسایل خوبی دارم.

00:04:33.410 --> 00:04:35.250
‫ببین یه چیز معرکه دارم.

00:04:35.250 --> 00:04:37.620
‫تو داری فقط برای «گروه کیوسی»
‫پولشویی می‌کنی، مگه نه؟

00:04:37.620 --> 00:04:40.910
‫مهم نیس از کجا اومده...
‫جنسام هنوزم معرکس.

00:04:40.910 --> 00:04:43.370
‫اسم من جووزو اینوئیه.

00:04:43.370 --> 00:04:47.750
‫من با نظارت به مشکلاتی که «گسترش یافته»
‫ها باعثش میشن، امرار معاش می‌کنم.

00:04:47.750 --> 00:04:50.370
‫من اینطوری می‌گم، اما
‫گستره‌ی خدمات من وسیع تره!

00:04:50.370 --> 00:04:57.250
‫از نگهداری از بچه‌های فراری
‫گرفته تا مذاکره صلح با باند رقیب.

00:04:58.790 --> 00:05:02.950
‫شنیدم که یه یاغی گسترش یافته
‫یه بچرو دزدیده و فرار کرده.

00:05:02.950 --> 00:05:04.330
‫بازم «گسترش یافته»ها

00:05:04.330 --> 00:05:09.250
‫آره. شنیدم کسی که می‌خواسته جلوشو
‫بگیره رو یه گلوله تو مخش خالی کرده.

00:05:09.250 --> 00:05:10.500
‫چقدر وحشتناک.

00:05:10.500 --> 00:05:14.040
‫جنگ تموم شده.
‫اما هیچ چیزی بهتر نشده...

00:05:14.040 --> 00:05:16.160
‫موافقم.

00:05:16.160 --> 00:05:18.660
‫سر- سرش یه تفنگه؟!

00:05:18.660 --> 00:05:19.620
‫نگران نباش.

00:05:19.620 --> 00:05:21.700
‫اون جووزوی «حلال گر»ـه

00:05:21.700 --> 00:05:23.000
‫این آدم؟

00:05:24.080 --> 00:05:29.000
‫دیگه مشکلی نیس. حالا...
‫همه چی خوبه.

00:05:36.750 --> 00:05:40.410
‫یه راهبه وسط صحنه‌ی جرم، ها؟

00:05:50.870 --> 00:05:52.540
‫اوه، جووزو- چان

00:05:52.540 --> 00:05:54.200
‫تازه برگشتی؟!

00:05:54.200 --> 00:05:55.080
‫کریستینا.

00:05:55.080 --> 00:06:03.330
‫اجاره دیر پرداخت نشود!

00:05:55.330 --> 00:05:58.870
‫همین الان یه صدای
‫بلندی از دفترت اومد.

00:05:58.870 --> 00:06:03.620
‫به عنوان صاحبخونت، نگران این بودم که
‫بالاخره تیری از تفنگ روی سرت رها شده.

00:06:04.200 --> 00:06:05.540
‫صدای بلند؟!

00:06:11.080 --> 00:06:14.870
‫چه تری زدن به اینجا.

00:06:14.870 --> 00:06:18.330
‫همینجوریش به زور می‌تونم
‫اجاره اینجارو جور کنم.

00:06:20.580 --> 00:06:21.870
‫هی، تو

00:06:21.870 --> 00:06:26.620
‫اگه درخواستی داری،
‫قبلش باید در بزنی.

00:06:28.000 --> 00:06:30.160
‫اینوئی...

00:06:31.290 --> 00:06:34.290
‫درسته، من جووزو اینوئی ام.

00:06:34.290 --> 00:06:36.080
‫صو- صورتت!

00:06:36.080 --> 00:06:40.750
‫همچین واکنشی از آدمی مثل تو، اونم
‫با این قیافه... واقعا آزار دهندس.

00:06:40.750 --> 00:06:42.290
‫همم؟

00:06:42.290 --> 00:06:45.540
‫تو همونی هستی که اون
‫بیرون آشوب راه انداختی؟

00:06:45.540 --> 00:06:48.200
‫من- من اینکارو نکردم!

00:06:48.200 --> 00:06:50.540
‫اینو به اداره امنیت بگو.

00:06:50.540 --> 00:06:51.830
‫لطفا!

00:06:51.830 --> 00:06:55.450
‫من... من یه وسیله نیستم.

00:06:58.250 --> 00:06:59.580
‫تو...

00:06:59.580 --> 00:07:04.200
‫دیگه نمی‌تونم گیر
‫اون آدما بیوفتم.

00:07:04.200 --> 00:07:05.370
‫مامورین امنیتی!

00:07:05.370 --> 00:07:09.870
‫ما می‌دونیم یاغی گسترش یافته این داخله.

00:07:09.870 --> 00:07:13.370
‫اونا خیلی سریعن!
‫من حتی هنوز بهشون زنگ هم نزدم.

00:07:13.370 --> 00:07:16.830
‫سریع این در رو باز کنید!

00:07:16.830 --> 00:07:18.330
‫صـ- صبر کن...

00:07:20.450 --> 00:07:23.040
‫اون حتما اومده اینجا.

00:07:23.040 --> 00:07:24.870
‫درسته.

00:07:24.870 --> 00:07:26.580
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟!

00:07:29.450 --> 00:07:32.290
‫همونطور که میبینی دارم
‫دفترمو جمع‌ و جور می‌کنم.

00:07:32.290 --> 00:07:36.370
‫جا واسه مهمون ندارم

00:07:36.370 --> 00:07:38.830
‫اما میتونیم همینجا صحبت کنیم.

00:07:40.500 --> 00:07:46.410
‫ما داریم دنبال یه یاغی گسترش یافته
‫می‌گردیم که یه بچه رو از پرورشگاه دزدیده.

00:07:46.410 --> 00:07:48.250
‫یه سری از مردم جونشونو از دست دادن.

00:07:48.250 --> 00:07:51.410
‫اگه داری مخفیش می‌کنی، تو
‫هم به جرم همدستی محکوم میشی.

00:07:51.410 --> 00:07:56.370
‫متاسفانه، من همچین
‫کسیو اینجا راه ندادم.

00:07:57.870 --> 00:08:03.250
‫تو یه فرا-گسترش
‫یافته‌ای، اینطور نیست؟

00:08:03.250 --> 00:08:07.370
‫احتمالا یه مجوز از
‫اداره بازیابی گرفتی...

00:08:07.370 --> 00:08:11.250
‫اما اگه بخوای جلوی تحقیقات
‫مارو بگیری، مجوزت باطل میشه.

00:08:11.250 --> 00:08:17.250
‫اینطوری تو به عنوان نقض کننده قوانین
‫گسترش یافتگان در نظر گرفته میشی، فهمیدی؟

00:08:17.250 --> 00:08:19.080
‫اگه متوجهی، پس از
‫سر راه برو کنار.

00:08:19.080 --> 00:08:20.910
‫حالا دیگه واقعا داستان شد.

00:08:22.200 --> 00:08:24.750
‫شکستن قانون گسترش
‫یافتگان واقعا جرم بزرگیه.

00:08:24.750 --> 00:08:27.370
‫اگه مراقب نباشم، منو دستگیر و
‫تکه تکم می‌کنن(اوراقم می‌کنن)

00:08:27.370 --> 00:08:34.290
‫اینجوری... دیگه فرقی نمی‌کنه
‫که چنتا قانون دیگه هم بشکنم.

00:08:34.290 --> 00:08:37.540
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:08:40.790 --> 00:08:41.540
‫رئیس؟!

00:08:41.540 --> 00:08:43.790
‫میریم جاهای دیگرو بگردیم...

00:08:45.870 --> 00:08:49.870
‫دست شرکت «بروهرن» تو کاره.

00:08:49.870 --> 00:08:54.540
‫می‌خوام بدونم تا کی می‌تونی
‫اینطوری رفتار کنی؟ کله تفنگی.

00:08:56.410 --> 00:08:58.000
‫لعنت بهش!

00:09:01.000 --> 00:09:02.330
‫جووزو اینوئی...

00:09:02.330 --> 00:09:04.870
‫بعدا در موردش صحبت می‌کنیم.

00:09:04.870 --> 00:09:07.450
‫مامورای امنیتی مارو زیرنظر دارن.

00:09:07.450 --> 00:09:09.790
‫کلا تابلوعن.

00:09:09.790 --> 00:09:11.660
‫همشون دنبال منن؟

00:09:11.660 --> 00:09:15.660
‫بهتره اول یه فکری به
‫حال این وضعیت بکنیم.

00:09:15.660 --> 00:09:18.910
‫چرا منو به اونا تحویل ندادی؟

00:09:22.040 --> 00:09:25.700
‫من کلا عقیده ای به
‫اداره امنیتی ندارم.

00:09:25.700 --> 00:09:29.120
‫و یکی رو می‌شناسم که خیلی وقت
‫پیش کاری رو که تو کردی، انج

00:09:31.160 --> 00:09:33.290
‫دلیل دیگه‌ای نداره.

00:09:37.000 --> 00:09:39.870
‫من حواسشونو پرت می‌کنم.

00:09:39.870 --> 00:09:43.620
‫لطفا این بچه رو به یه جای امن ببر.

00:09:43.620 --> 00:09:47.040
‫ازت می‌خوام از این بچه در
‫مقابل اون آدما محافظت کنی.

00:09:47.040 --> 00:09:50.410
‫حتما بعد از کار
‫دستمزدتو پرداخت می‌کنم.

00:09:50.410 --> 00:09:53.660
‫این یه پیشنهاد کاره جووزو اینوئی.

00:10:01.830 --> 00:10:05.120
‫درخواستتو قبول می‌کنم.

00:10:05.120 --> 00:10:09.700
‫در نهایت برای تعمیر
‫پنجره به پولت نیاز دارم.

00:10:09.700 --> 00:10:11.290
‫ممنونم.

00:10:12.950 --> 00:10:13.910
- ‫اوناهاش!
- ‫اونجاس

00:10:14.950 --> 00:10:16.290
‫برید دنبالش!

00:10:20.910 --> 00:10:22.370
‫«مری»

00:10:22.370 --> 00:10:24.700
‫یکی هست که می‌خوام یه
‫کم ازش مراقبت کنی.

00:10:24.700 --> 00:10:27.500
‫همون جای همیشگی.

00:10:28.620 --> 00:10:30.870
‫آره، متوجه‌ام.

00:10:34.910 --> 00:10:36.410
- ‫خوب، پس...
- ‫بزن بریم.

00:10:55.580 --> 00:10:56.870
‫هم؟

00:10:58.160 --> 00:11:00.950
‫اوه، خدایا ازت متشکرم.

00:11:00.950 --> 00:11:04.620
‫شما باید این پسرو نجات داده باشی.

00:11:04.620 --> 00:11:07.000
‫اسم این پسر «تتسورو» ست.

00:11:08.290 --> 00:11:12.910
‫این بچه تحت مراقبت پرورشگاهه.

00:11:12.910 --> 00:11:15.000
‫کَرَمتو شکر!

00:11:15.000 --> 00:11:17.370
‫فکر کنم دیگه چیزی
‫برای نگرانی نیست.

00:11:18.500 --> 00:11:22.660
‫خدا امشب من رو به
‫سوی شما هدایت کرده.

00:11:22.660 --> 00:11:25.910
‫خب، حالا لطفا اون
‫رو به من تحویل بدید.

00:11:27.450 --> 00:11:33.200
‫در اینصورت تو باید واقعا
‫نگران حال این بچه باشی

00:11:33.200 --> 00:11:36.540
‫که به همچین جایی
‫خودت تنهایی اومدی.

00:11:37.830 --> 00:11:39.330
‫البته.

00:11:39.330 --> 00:11:42.540
‫اون مثل فرزند خودمه.

00:11:44.080 --> 00:11:46.120
‫چقدر شریف.

00:11:46.120 --> 00:11:52.540
‫این چیزی بود که واقعا دوست داشتم بگم، اما یه گسترش
‫یافته یاغی بیرونه که داره آدما رو می‌کشه...

00:11:52.540 --> 00:11:57.120
‫خیلی بی احتیاطی نیس
‫که تنهایی اومدی اینجا؟

00:11:58.200 --> 00:12:04.870
‫یه درصد احتمال میدادی که اونی که بچرو
‫دزدیده یه یاغی گسترش یافته باشه.

00:12:06.160 --> 00:12:08.870
‫سعی دارید که چی بهم بگید؟!

00:12:08.870 --> 00:12:15.160
‫تو میدونی که اون هیچ
‫کسیو نکشته، مگه نه؟

00:12:15.160 --> 00:12:16.620
- ‫به خدا سوگند که من--
- ‫همینه.

00:12:18.120 --> 00:12:23.200
‫به نظر می‌رسه خدای تو خیلی
‫به بچه‌ها سخت می‌گیره.

00:12:23.200 --> 00:12:28.700
‫به پاهاش نگاه کن. معلومه که تاندوناش رو چندباری
‫پاره کردن، اینطوری دیگه نمی‌تونسته فرار کنه.

00:12:28.700 --> 00:12:34.250
‫اولا، نمی‌تونم باور کنم که یه راهبه معمولی
‫داره بدون ترس به صورت من نگاه می کنه.

00:12:34.250 --> 00:12:38.000
‫همین واسه شک کردن کفایت می‌کنه.

00:12:38.000 --> 00:12:41.250
‫تو دیگه چه جونوری هستی؟

00:12:44.290 --> 00:12:48.620
‫اگه یکی با خودت اینطور
‫حرف بزنه، ناراحت نمیشی؟

00:12:48.620 --> 00:12:53.160
‫این شهود نپختت باعث نمیشه
‫کلی توو دردسر بیوفتی؟

00:12:53.160 --> 00:12:55.080
‫منظورم اینه که...

00:12:57.620 --> 00:13:03.370
‫... اگه اون بچرو بی‌سروصدا تحویل
‫میدادی، دیگه مجبور به کشتنت نبودم.

00:13:03.370 --> 00:13:07.620
‫اون نشون! تو از بروهرنی.

00:13:11.080 --> 00:13:13.410
‫مگه نیومده بودی که بچرو ببری؟

00:13:13.410 --> 00:13:16.160
‫تا وقتی که هیچ حرکت احمقانه
‫ای نکنی، همه چی خوب پیش میره.

00:13:16.160 --> 00:13:20.080
‫و در بدترین حالت، من
‫فقط به سر اون نیاز دارم.

00:13:32.950 --> 00:13:35.200
‫مهارتشو داری.

00:13:35.200 --> 00:13:37.950
‫بیناییتو گسترش دادی.

00:13:37.950 --> 00:13:41.500
‫با نگاه به اون خونریزی‌ها، شرط می‌بندم که قربانی
‫هایی که همه داشتند در موردش سروصدا می‌کردند...

00:13:41.500 --> 00:13:44.540
‫... گرفتار آتیش گلوله تو شده بودند.

00:13:47.160 --> 00:13:51.000
‫یه شایعاتی در موردت شنیدم.

00:13:51.000 --> 00:13:54.910
‫تو نتیجه‌ی مکتب و اصول کشتی‌ها و
‫تفنگ‌های بزرگ در طول جنگ گسترده هستی.

00:13:54.910 --> 00:13:58.910
‫فرا- گسترش یافته‌ای که در واحد
‫اسلحه‌های برده خدمت می‌کرد.

00:13:58.910 --> 00:14:03.120
‫نمیدونم چرا کسی مثل تو داره
‫اینکارو می‌کنه، اما یه عتیقه...

00:14:03.120 --> 00:14:07.410
‫... که بزرگتر از چیزی که هست نشون
‫میده، واقعا چه کاری از دستش برمیاد؟

00:14:07.410 --> 00:14:12.500
‫اگه می‌خوای نشون بدی که من اشتباه می‌کنم،
‫چرا با اون تفنگ لاکچریت به من شلیک نمی‌کنی؟

00:14:12.500 --> 00:14:14.790
‫اوه، تو نمی‌تونی.

00:14:14.790 --> 00:14:20.910
‫تو فقط یه وسیله بدرد نخوری که حتی یه
‫تیرانداز نداره که بتونه ماشه رو بچکونه.

00:14:20.910 --> 00:14:23.700
‫متاسفم، زیادی ازت انتظار داشتم.

00:14:25.910 --> 00:14:29.500
‫به عنوان عذرخواهی یه مرگ
‫سریع و بدون درد بهت میدم.

00:14:34.290 --> 00:14:35.290
‫اوه؟

00:14:35.290 --> 00:14:37.950
‫قائم موشک بازی دیگه تموم شد؟

00:14:39.450 --> 00:14:41.540
‫ادامه بده و دوباره
‫حرفتو تکرار کن.

00:14:43.620 --> 00:14:50.620
‫سعی کن که بهم بگی...
‫که من چی هستم.

00:14:50.620 --> 00:14:53.160
‫تو فقط یه آهن قراضه کهنه ای.

00:14:53.160 --> 00:14:56.410
‫فکر کردی با مخالفت با شرکت
‫بروهرن، میتونی از دستش قسر در بری؟

00:15:01.700 --> 00:15:03.660
‫تو! تو چرا اینجایی؟

00:15:03.660 --> 00:15:07.200
‫جووزو اینوئی.
‫از این فرصت استفاده کنو فرار کن.

00:15:10.040 --> 00:15:11.790
‫کجارو هدف گرفتی؟!

00:15:11.790 --> 00:15:13.040
‫هوش کمکی من؟!

00:15:13.040 --> 00:15:14.950
‫با گلوله کمونه دار هدف گرفته بود.

00:15:18.040 --> 00:15:21.790
‫جسم تو متعلق به شرکت ماست.

00:15:21.790 --> 00:15:27.330
‫یه وسیله حق داشتن
‫اراده آزاد رو نداره.

00:15:27.330 --> 00:15:28.540
‫واستا!

00:15:37.790 --> 00:15:41.330
‫چرا برای کمک بهش
‫تا این حد پیش میری؟

00:15:41.330 --> 00:15:45.040
‫این هیچ ارتباطی به تو نداره.

00:15:45.040 --> 00:15:49.450
‫من همیشه کارمو تموم می‌کنم
‫و از مشتریام محافظت می‌کنم.

00:15:49.450 --> 00:15:53.290
‫مخصوصا زمانی که هنوز
‫دستمزدمو نگرفتم.

00:15:53.290 --> 00:15:56.370
‫تو واقعا مرد جالبی هستی.

00:15:56.370 --> 00:15:59.500
‫اما، با این وجود همتون می‌میرید.

00:15:59.500 --> 00:16:03.870
‫اینطوری برای توام مشکل
‫ایجاد میشه، اینطور نیست؟

00:16:03.870 --> 00:16:07.950
‫همونطور که گفتم، مهم نیست که
‫اونو زنده یا مرده تحویل بدم.

00:16:07.950 --> 00:16:15.040
‫اگه سیستم فاضلاب رو دنبال کنم،
‫پیدا کردن جسدش کار سختی نیست.

00:16:15.040 --> 00:16:19.660
‫من نمیدونم این بچرو برای چی می‌خوای،
‫ولی همونطور که قبلا گفتم...

00:16:19.660 --> 00:16:23.160
‫من همیشه کارمو تموم می‌کنم.

00:16:23.160 --> 00:16:28.830
‫من حتما میام دنبال این بچه.

00:16:29.950 --> 00:16:32.080
‫منتظرت هستم.

00:16:38.410 --> 00:16:40.370
‫حالا...

00:16:40.370 --> 00:16:45.620
‫... بریم خونه، تتسورو- ساما

00:16:53.200 --> 00:16:55.040
‫جووزو

00:16:55.040 --> 00:16:58.790
‫بیدار شو، جووزو اینوئی.

00:17:04.370 --> 00:17:06.580
‫هوو، این دیگه چه کوفتیه؟

00:17:06.580 --> 00:17:07.870
‫باید خودمو خشک کنم.

00:17:07.870 --> 00:17:10.080
‫اینطوری زنگ میزنم،
‫زنگ میزنم، زنگ میزنم.

00:17:10.080 --> 00:17:11.330
‫ها؟

00:17:12.620 --> 00:17:16.370
‫س- سرت داره می‌چرخه؟!

00:17:19.870 --> 00:17:22.160
‫این بدن...

00:17:22.160 --> 00:17:25.250
‫تو از من محافظت کردی.

00:17:25.250 --> 00:17:32.250
‫نگرانش نباش، در هر صورت این بدن
‫زمان زیادی براش باقی نمونده بود.

00:17:35.500 --> 00:17:38.250
‫باید زودتر بهم می‌گفتی
‫اینجا چه اتفاقی داره میوفته؟

00:17:38.250 --> 00:17:43.580
‫چرا اون راهبه عوضی دنبال
‫اون پسر به نام تتسورو بود؟

00:17:43.580 --> 00:17:48.410
‫و چرا تو هنوز زنده ای، با
‫اینکه این همه آسیب دیدی؟

00:17:49.660 --> 00:17:54.870
‫من تحت شرایط خاصی
‫زندانی شده بودم.

00:17:54.870 --> 00:17:58.250
‫اون راهبه یکی از کارکنای اونجاست.

00:17:58.250 --> 00:18:02.120
‫البته، اون یه راهبه واقعی نیس.

00:18:02.120 --> 00:18:04.620
‫اونا این مکان رو به اسم
‫پرورشگاه پنهان کردن...

00:18:04.620 --> 00:18:08.950
‫اما اونا یتیم هارو اونجا می‌برند
‫تا بفرستنشون به شرکت بروهرن.

00:18:08.950 --> 00:18:13.160
‫و ازشون به عنوان موش آزمایشگاهی برای
‫آزمایشات طولانی مدت استفاده می‌کنند.

00:18:13.160 --> 00:18:18.160
‫من یکی از نتایج آزمایشگاهم.
‫اونا یه دستگاه کنترل از راه دور

00:18:18.160 --> 00:18:21.410
‫به اسم هارمونی(هم سان
‫سازی) در بدن من قرار دادن.

00:18:21.410 --> 00:18:22.870
‫یه لحظه صبرکن!

00:18:22.870 --> 00:18:25.290
‫کنترل از راه دور یک گسترش یافته؟!

00:18:25.290 --> 00:18:33.040
‫درسته. من می‌تونم یه گسترش یافته
‫رو با زور از راه دور کنترل کنم.

00:18:33.040 --> 00:18:35.750
‫مثل این بدن.

00:18:35.750 --> 00:18:43.500
‫من از قدرت «هارمونی» برای کنترل این گسترش
‫یافته اشغال نشده استفاده و فرار کردم.

00:18:43.500 --> 00:18:48.700
‫در واقع، کسی که الان داری
‫باهاش حرف می‌زنی منم، تتسورو.

00:18:49.870 --> 00:18:55.500
‫اگه اینطور باشه، این فراتر از
‫شکستن قانون گسترش یافتگانه.

00:18:55.500 --> 00:19:02.120
‫درسته. بخاطر همینه که اینطور
‫دیوانه وار دنبال من بودند.

00:19:02.120 --> 00:19:07.500
‫وجود من می‌تونه باعث
‫نابودی شرکت بروهرن بشه.

00:19:07.500 --> 00:19:13.790
‫من دوست داشتم بگم که این
‫یه داستان احمقانست...

00:19:13.790 --> 00:19:19.700
‫ولی بعد از دیدن سر توخالی تو،
‫چاره‌ای جز باور کردنش ندارم.

00:19:19.700 --> 00:19:22.790
‫خوب، بدنت الان کجاست؟

00:19:22.790 --> 00:19:27.370
‫من یه احساس لرزشی تو
‫یه وسیله نقلیه دارم.

00:19:27.370 --> 00:19:34.450
‫اما بیشتر حواس من زمانی که
‫«هارمونی» فعاله از کار میوفته.

00:19:34.450 --> 00:19:40.580
‫در هر صورت، این بدن دیگه تحمل
‫مقاومت و کشش «هارمونی» رو نداره.

00:19:40.580 --> 00:19:45.040
‫مثل اینکه من رو برگردوندن تا به
‫عنوان وسیله‌ای برای اونا باشم.

00:19:45.040 --> 00:19:49.830
‫از اولشم فرار از
‫بروهرن غیرممکن بود.

00:19:49.830 --> 00:19:55.540
‫برای اینکه بدن یه گسترش
‫یافته‌ی غریبرو کنترل کنی...

00:19:55.540 --> 00:20:00.040
‫تو به یه اراده‌ی قوی نیاز داری
‫تا بتونی بدن خودت رو حرکت بدی.

00:20:00.040 --> 00:20:03.870
‫برای انجام این کار، اونا
‫تارهای صوتی من رو جدا کردن

00:20:03.870 --> 00:20:06.620
‫و تاندون های دست و پامو قطع کردن.

00:20:06.620 --> 00:20:10.790
‫با این وجود، هنوزم
‫می‌تونستم فرار کنم... اما

00:20:12.040 --> 00:20:19.000
‫... مردم و ماموران امنینی چیزایی
‫که می‌گفتم رو باور نمی‌کردند

00:20:19.000 --> 00:20:24.450
‫من فقط می‌خواستم آزاد بشم.

00:20:25.830 --> 00:20:31.620
‫جووزو اینوئی، تو تنها کسی
‫بودی که به داستان من گوش دادی.

00:20:31.620 --> 00:20:35.080
‫خیلی بد شد که اینطوری تموم شد!

00:20:35.080 --> 00:20:36.830
‫اما در آخر...

00:20:36.830 --> 00:20:40.830
‫... من خوشحالم که تورو دیـ- دیدم.

00:20:54.250 --> 00:20:56.830
‫لعنتی.

00:20:56.830 --> 00:21:00.160
‫واسه همینه که از
‫رطوبت و بچه ها متنفرم.

00:21:07.080 --> 00:21:08.580
‫دارو تجویز شد.

00:21:08.580 --> 00:21:11.910
‫هوشیاری و فعالیت‌های
‫جسمانی سوژه افت کردند.

00:21:11.910 --> 00:21:15.620
‫خواهر کارن، فعالیت‌های
‫«هارمونی» قفل شدند.

00:21:15.620 --> 00:21:19.580
‫ما انتقال هارمونی را به محض
‫ورود به مرکز شروع می‌کنیم.

00:21:19.580 --> 00:21:23.410
‫مطمئن شید که مقدمات
‫برای یه روش سریع آمادست.

00:21:24.200 --> 00:21:45.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:45.660 --> 00:21:49.790
‫فیونکه... فاست!

00:23:27.370 --> 00:23:28.620
‫- من برای بچه‌ای ‫که بهت سپردم برگشتم - - باورم نمیشه
که تو واقعا اومدی ‫ -من برای بچه‌ای که بهت سپردم برگشتم

00:23:29.660 --> 00:23:30.580
‫-- یعنی این نقشت بود که این بچرو همکارخودت کنی؟
 -- باورم نمیشه که تو واقعا اومدی

00:23:30.580 --> 00:23:33.830
- من به نابود کردن چیزهایی که برای تو باارزشه، یکی یکی ادامه‫می دهم
- یعنی این نقشت بود که این بچرو همکار خودت کنی؟

00:23:33.830 --> 00:23:35.330
‫- بهت گفتم که اسممو صدا نزنی.
- من به نابود کردن‫چیزهایی که برای تو باارزشه، یکی یکی ادامه می دهم

00:23:35.330 --> 00:23:41.620
‫NO GUNS LIFE قسمت 2
"دستگاه‫ کنترل از راه دور گسترش یافته!"