﻿WEBVTT

00:00:08.370 --> 00:00:11.700
‫برای آماده سازی‌ِ افتتاحیه مقررشده‌ی
‫پارک یادبود خاتمه جنگ در مدت 6 ماه،

00:00:11.700 --> 00:00:13.830
‫منطقه احداث پارک یادبود پایان جنگ

00:00:13.830 --> 00:00:17.620
‫تصمیم گرفتند که از یک
‫مجسمه مسلح عظیم الجثه...

00:00:17.620 --> 00:00:20.750
‫که به عنوان سمبل پارک
‫مرکزیت داره، پرده برداری کنن.

00:00:20.750 --> 00:00:23.250
‫اسم من جوزو اینوئیِ.

00:00:23.250 --> 00:00:28.160
‫من با نظارت به مشکلاتی که «گسترش یافته»
‫ها باعثش میشن، امرار معاش می‌کنم.

00:00:26.300 --> 00:00:29.910
‫دفتر مشاوره: اینوئی

00:00:28.160 --> 00:00:29.910
‫از گذشت اون حادثه
‫توو منطقه‌ی کیوسی...

00:00:30.410 --> 00:00:33.620
‫شرکت بروهرن هیچ اقدام
‫اساسی انجام نداده.

00:00:33.620 --> 00:00:37.910
‫اما سیگارهایی مورد علاقم
‫هنوزم از دسترس خارجن.

00:00:41.080 --> 00:00:46.330
‫خب، این سیگارای تقلبی هم تو
‫وقتای استراحت ، زیاد بدک نیستن.

00:00:46.330 --> 00:00:48.450
‫آی! آی! آی!

00:00:48.450 --> 00:00:50.790
‫درد می‌کنه. مری!

00:00:50.790 --> 00:00:53.910
‫اینکه درد می‌گیره، نشون
‫میده که هنوز پاهات حس دارن.

00:00:53.910 --> 00:00:55.370
‫باهاش کنار بیا!

00:00:55.370 --> 00:00:57.450
‫بریم تو کارش.

00:00:57.450 --> 00:00:59.250
‫- هی! یه جا واستا.

00:01:03.200 --> 00:01:13.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:59.250 --> 00:01:02.620
‫- اگه فقط یه ذره اینجا ساکت بود...
‫ - باهاش کنار بیا!

00:02:33.500 --> 00:02:38.500
- ‫مجبور شدم بازدهی رو یه مقدار پایین بیارم، اما ‫این باید بارگذاری روی هوش فرعیتو راحت تر کنه.
- ‫[ای ام اس]

00:02:38.910 --> 00:02:45.120
‫یه سری کارارو دوس دارم روی «هارمونی» امتحان کنم،
‫اما به نظر می‌رسه بهتره یه موقع دیگه انجامش بدم.

00:02:45.120 --> 00:02:46.290
‫ممنونم.

00:02:46.290 --> 00:02:48.120
‫در قسمت بعدی خبرها...

00:02:48.120 --> 00:02:53.370
‫در مورد جسم پرنده مرموز که
‫از منطقه‌ی کیوسی شلیک شد...

00:02:53.370 --> 00:03:00.870
‫اداره امنیت مظنون به گروه کیوسی مبنی بر
‫تحقیق در مورد سلاح های غیرقانونی است.

00:03:00.870 --> 00:03:03.830
‫معلومه خیلی تو چشم بوده.

00:03:03.830 --> 00:03:06.750
‫اگه «ای ام اس»
‫خبردار شه، بد نمیشه؟

00:03:06.750 --> 00:03:08.330
‫شاید.

00:03:08.330 --> 00:03:09.830
‫«ای ام اس»؟

00:03:09.830 --> 00:03:13.120
‫اوه، «ای ام اس» بخشی
‫از آژانس بازسازیه!

00:03:13.120 --> 00:03:16.120
‫جاییه که اقدامات متقابل علیه
‫گسترش یافته‌ها انجام میده.

00:03:16.120 --> 00:03:17.790
‫اینارو میدونم.

00:03:17.790 --> 00:03:21.450
‫اما فکر می‌کردم که اداره
‫امنیت داره دنبال مجرم می‌گرده.

00:03:21.450 --> 00:03:27.330
‫گسترش یافته‌هایی که افزونه اسلحه مثل جوزو- سان
‫دارن، به عنوان فرا- گسترش یافته شناخته می‌شن.

00:03:27.330 --> 00:03:29.870
‫به عبارت دیگر،
‫وجودشون غیرقانونیه!

00:03:29.870 --> 00:03:35.750
‫اونا از«ای ام اس» مصونیت مشروط دارن
‫تا بتونن زندگی عادی داشته باشن.

00:03:35.750 --> 00:03:38.370
‫اگه این مصونیت به
‫دلیل کار بدی باطل شه،

00:03:38.370 --> 00:03:40.040
‫اونا به عنوان گسترش یافته
‫های غیرمجاز تلقی می‌شن.

00:03:40.040 --> 00:03:42.870
‫دیگه باهاشون به عنوان
‫یک انسان رفتار نمی‌شه.

00:03:42.870 --> 00:03:49.200
‫توسط «ای ام اس» گرفته می‌شی و
‫بدنت به تکه های مختلف اوراق می‌شه!

00:03:49.200 --> 00:03:51.700
‫چیزاییکه لازم نیست
‫رو به زبون نیار!

00:03:53.790 --> 00:03:56.910
‫چیکار داری می‌کنی؟ احمق!

00:03:56.910 --> 00:03:58.540
‫همش تقصیر منه...

00:03:59.790 --> 00:04:00.160
‫اوه.

00:04:00.160 --> 00:04:01.910
‫بابت مراقبت از من ممنونم.

00:04:04.450 --> 00:04:06.290
‫فکر کردی کجا داری میری؟

00:04:07.910 --> 00:04:12.750
‫اگه بیشتر از این درگیر من
‫باشی، بدنتو اوراق نمی‌کنن؟!

00:04:12.750 --> 00:04:14.120
‫نه فقط جوزو!

00:04:14.120 --> 00:04:16.660
‫بلکه دارم مری و هرکسی که اینجا
‫زندگی می‌کنه رو درگیر خودم می‌کنم.

00:04:17.830 --> 00:04:20.660
‫اونو جدی نگیر!

00:04:20.660 --> 00:04:22.950
‫برای شروع، کجا قصد داشتی بری؟

00:04:22.950 --> 00:04:27.750
‫نمی‌تونی تو این شهر
‫از نظر بروهرن پنهان شی.

00:04:27.750 --> 00:04:29.000
‫اما!

00:04:29.000 --> 00:04:34.750
‫یه مشتری باید درخور خودش رفتار
‫کنه و فقط نگران پرداخت دستمزد باشه!

00:04:41.120 --> 00:04:45.410
‫به هرحال.
‫فقط خفه شو و صبر داشته باش.

00:04:46.910 --> 00:04:51.620
‫خوبه خوبه. نمی‌خواد نگران آدمایی
‫که اینجا زندگی می‌کنن باشی.

00:04:51.620 --> 00:04:55.620
‫همه به مشکلاتی که جوزو
‫درست می‌کنه عادت کردن.

00:04:55.620 --> 00:04:57.160
‫اینطور نیست؟

00:04:58.290 --> 00:04:59.660
‫اوه، درسته.

00:04:59.660 --> 00:05:03.000
‫کریس بهم گفت که برات یه قابلمه‌
‫آماده کرده، پس بهتره بری بگیریش.

00:05:03.000 --> 00:05:03.910
‫قابلمه؟!

00:05:03.910 --> 00:05:08.580
‫در آخرم آقای «هوآنگ» از اینکه به
‫وحشی گری «اندِ» پایان دادی، خوشحال شد

00:05:08.580 --> 00:05:11.040
‫و بهمون خرچنگ‌های خوشمزه داد.

00:05:11.040 --> 00:05:12.870
‫می‌خوای اینجا بپزیش؟

00:05:12.870 --> 00:05:15.910
‫گندش بزنن.
‫دفتر من که کافه‌تریا نیست...

00:05:15.910 --> 00:05:22.040
‫کریس به حساب خودش پنجره رو درست
‫کرد، نباید باهاش مخالفت کنی.

00:05:22.040 --> 00:05:26.620
‫پس من میرم پیش صاحبخونه!

00:05:26.620 --> 00:05:29.120
‫من هنوزم باید ازشون به
‫خاطر پنجره عذرخواهی کنم.

00:05:29.120 --> 00:05:30.790
‫بهتره که تنها نری، پسر.

00:05:30.790 --> 00:05:32.200
‫مشکلی نیست!

00:05:32.200 --> 00:05:34.620
‫من واقعا توصیه نمی‌کنم که...

00:05:38.120 --> 00:05:40.160
‫نیازی به ترسیدن نیست.

00:05:40.160 --> 00:05:42.450
‫فقط آروم باش.

00:05:42.450 --> 00:05:46.750
‫نجاتم بده، جوزو!

00:05:50.540 --> 00:05:56.700
‫خب ، با وجود همچین پسر نازی که یدفعه اومد
‫داخل، چطوری می‌تونستم جلوی خودمو بگیرم؟

00:05:56.700 --> 00:06:00.370
‫نمی‌دونستم که مشتری جوزوئه.

00:06:00.370 --> 00:06:02.000
‫متاسفم.

00:06:02.000 --> 00:06:03.700
‫اشکالی نداره.

00:06:03.700 --> 00:06:06.750
‫خوش شانسی که بیشتر
‫از این ادامه نداد!

00:06:06.750 --> 00:06:09.750
‫اِوا، فکر کنم دیگه
‫آماده شده باشه.

00:06:11.160 --> 00:06:15.120
‫خیلی بزرگه.
‫دیگه تقریبا آماده خوردنه.

00:06:15.120 --> 00:06:18.910
‫حالا که بهش فکر می کنم، بهتر نبود
‫اسکارلت و پدر پیرشو هم دعوت می‌کردیم؟

00:06:18.910 --> 00:06:22.910
‫اونا گفتن که نمی‌تونن مغازرو ترک کنن، به همین
‫خاطر یه مقدار از مواد غذایی رو بهشون دادم.

00:06:28.700 --> 00:06:30.080
‫چیشده؟

00:06:30.080 --> 00:06:33.540
‫مـ- متاسفم.
‫دیدن خرچنگ حالمو بد می‌کنه!

00:06:33.540 --> 00:06:37.040
‫اِوا تتسورو، از
‫خرچنگ خوشت نمیاد؟

00:06:37.040 --> 00:06:39.000
‫پس، این چطوره؟

00:06:39.000 --> 00:06:40.370
- ‫یه مقدار موچی- کینچاکو!
- ‫غذای محبوبی که از یک کیسه توفو سرخ شده با ‫یک توپ برنج چسبناک درون آن تهیه شده است.

00:06:40.370 --> 00:06:42.200
‫بفرمایید، یدونه برای هر نفر هست.

00:06:43.370 --> 00:06:45.660
‫خوش شانس باشی اونیکه
‫تخم مرغ داره برات میوفته!

00:06:47.410 --> 00:06:48.870
‫کریستینا من-

00:06:48.870 --> 00:06:52.910
‫نه. بهتره جو رو بهتر درک کنی...

00:06:54.620 --> 00:06:56.790
‫وای! کینچاکوی من.

00:06:56.790 --> 00:06:57.410
‫جوزو!

00:06:57.410 --> 00:07:01.500
‫معذرت می‌خوام، اما من از اون آدمایی
‫نیستم که با این جور چیزا کنار بیاد.

00:07:03.540 --> 00:07:04.660
‫فاصلتو حفظ کن!

00:07:04.660 --> 00:07:07.540
‫چیزی اذیتش کرد؟

00:07:07.540 --> 00:07:11.830
‫جوزو به چیزایی مثل این عادت
‫نداره، پس کاریش نمیشه کرد.

00:07:11.830 --> 00:07:14.870
‫اون دقیقا شبیهِ توئه.

00:07:14.870 --> 00:07:18.290
‫جوزو؟ شبیه من؟

00:07:18.290 --> 00:07:20.040
‫همینطوره.

00:07:20.040 --> 00:07:24.790
‫نگران اینه که وجودش به
‫اطرافیانش آسیب برسونه.

00:07:24.790 --> 00:07:29.700
‫به همین دلیله که از بیش از حدِّ لزوم
‫نزدیک شدن به اطرافیانش ترس داره.

00:07:29.700 --> 00:07:31.500
‫اوه! تخم مرغ.

00:07:42.200 --> 00:07:45.290
‫لـ-لـ-لـ لـ- لطفا!
‫بذارید من برم.

00:07:45.290 --> 00:07:46.620
‫میدونی چیه.

00:07:46.620 --> 00:07:49.750
‫وقت تفریحمونو تعطیل کردیم
‫تا بشینیم گزارش بنویسیم.

00:07:49.750 --> 00:07:53.700
‫فکر نمی‌کنی یه خورده
‫باهامون مهربون‌تر باشی؟

00:07:53.700 --> 00:07:55.950
‫لعنتی.

00:07:55.950 --> 00:08:03.000
‫سگ های دولتی و سگ حشر بودن
‫کاملا جونورای متفاوتی هستن...

00:08:03.000 --> 00:08:05.450
‫کدومش هستید؟

00:08:05.450 --> 00:08:06.000
‫اُ...

00:08:06.000 --> 00:08:08.700
‫فرا- گسترش یافته؟!

00:08:08.700 --> 00:08:14.080
‫هوی، دیگه دارید حرفای
‫آزار دهنده میزنید.

00:08:14.080 --> 00:08:19.830
‫شاید اینطور به نظر نرسم، اما من یک شهروند
‫معمولیم که از آژانس بازسازی مجوز هم داره.

00:08:19.830 --> 00:08:22.330
‫«در حال پردازش»

00:08:22.330 --> 00:08:23.500
- ‫«تایید شده» - ‫واقعیه!

00:08:24.790 --> 00:08:26.580
‫پس، مجوز داره.

00:08:26.580 --> 00:08:28.160
‫بیا بریم! کلا حسمو گرفت.

00:08:28.160 --> 00:08:30.500
‫گندش بزنن. واقعا مارو ترسوند.

00:08:30.500 --> 00:08:33.830
‫برید دفترتونو چنتا دونات بخورید.

00:08:35.660 --> 00:08:38.870
‫جـ-جـ-جـ- جوزو- سان!

00:08:38.870 --> 00:08:41.040
‫اسکارلت.

00:08:41.040 --> 00:08:45.410
‫مـ-مـ- ممنونم.

00:08:45.410 --> 00:08:49.870
‫مـ- من اتفاقا یه خورده
‫کاری با پدرت داشتم.

00:08:49.870 --> 00:08:55.200
‫خیلی بدشانسی که درست جلوی خونتون
‫آدمای بدجنسی بهت نزدیک میشن.

00:08:55.200 --> 00:08:57.790
‫اینطور نیست!

00:08:57.790 --> 00:09:01.160
‫به هر حال، شما هم اومدید ...

00:09:01.160 --> 00:09:03.080
‫پیرمرد! اونجایی؟

00:09:05.160 --> 00:09:06.540
‫پیر مرد؟

00:09:09.870 --> 00:09:12.250
‫امکان نداره!
‫یعنی «موچی» خفش کرده؟!

00:09:12.250 --> 00:09:13.790
‫پدر!

00:09:15.910 --> 00:09:18.290
‫خرچنگ خوشمزه بود.

00:09:23.410 --> 00:09:27.250
‫زیپو. مدتی میشه که ندیدمت!

00:09:27.250 --> 00:09:31.370
‫اسمم جوزوئه.
‫اصلنم شوخیِ قشنگی نبود پیرمرد.

00:09:34.040 --> 00:09:39.200
‫جوزو، بالاخره
‫ماشتو دادی دست کسی.

00:09:39.200 --> 00:09:42.540
‫کسی رو دیدی که
‫بتونی بهش اعتماد کنی؟

00:09:42.540 --> 00:09:44.500
‫همچین چیزی نیست.

00:09:46.200 --> 00:09:48.620
‫یه سری اتفاقات افتاد.

00:09:50.950 --> 00:09:54.790
‫از زمان خاتمه جنگ گسترده، ۵
‫سالی میشه که این مغازرو دارم.

00:09:54.790 --> 00:09:58.580
‫و تو تنها کسی هستی که این
‫کارو ازم می‌خواد، جوزو- چان.

00:09:58.580 --> 00:09:59.790
‫اینطوریه؟

00:09:59.790 --> 00:10:03.950
‫چه حیف. مهارتت درجه یکه.

00:10:03.950 --> 00:10:07.500
‫شنیدنش از کسی مثل تو که هیچ تصوری از چطور
‫کار کردنم با قیچی نداره، واقعا خنده داره.

00:10:07.500 --> 00:10:09.540
‫من جدی گفتم.

00:10:09.540 --> 00:10:13.910
‫هیچوقت اینجا مشتری‌ای نمی‌بینم، اما
‫اگه اینجا تعطیل شه توو دردسر میوفتم.

00:10:13.910 --> 00:10:15.580
‫من!

00:10:15.580 --> 00:10:20.790
‫به خاطر شما هم که شده، هرگز اجازه
‫نمی‌دم که همچین اتفاقی بیوفته!

00:10:20.790 --> 00:10:25.120
‫آ- آره. روت حساب می‌کنم.

00:10:25.120 --> 00:10:28.910
‫حالا، دراز بکش تا
‫بتونم صورتتو تمیز کنم.

00:10:30.540 --> 00:10:32.790
‫یالا. یه خورده برو پایین‌تر.

00:10:32.790 --> 00:10:34.080
‫مرد گنده‌ای هستی.

00:10:34.080 --> 00:10:36.620
‫بزار صورتتو با حوله بپوشونم.

00:10:36.900 --> 00:10:45.200
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:10:47.250 --> 00:10:51.660
‫میدونم که از بروهرن دنبالتن!

00:10:51.660 --> 00:10:57.000
‫اگراز این اسلحه شلیک کنی، آژانس
‫بازسازی شروع به پیگیریش می‌کنه.

00:10:57.000 --> 00:11:04.370
‫اینطوری بروهرن رو از مسیر خودش خارج می‌کنی،
‫از اونجاییکه ما باهاشون کنار نمیایم.

00:11:04.370 --> 00:11:07.500
‫واقعا. چقدر تو باهوشی.

00:11:09.000 --> 00:11:12.910
‫فکر می‌کردم زودتر از
‫اینا بیای، اُلیویر.

00:11:14.700 --> 00:11:17.540
‫وقتشه به قولت عمل کنی.

00:11:17.540 --> 00:11:19.660
‫امیدورام آماده باشی.

00:11:20.950 --> 00:11:26.410
‫تو متهم و مضنون به استفاده‌ از
‫اسلحه گسترش یافته‌ی محدود شده هستی.

00:11:26.410 --> 00:11:33.080
‫مجوزت باطل شده و از الان
‫به بعد تحت بازداشتی، جوزو!

00:11:34.500 --> 00:11:40.000
‫این چیزیه که واسه تلاشت برای خوردن کل
‫فرنی بعد خوردن «کینچاکو»ی من گیرت میاد.

00:11:40.000 --> 00:11:44.080
‫تو همونی بودی که گفتی
‫نمیتونی خرچنگ بخوری، پسر.

00:11:44.080 --> 00:11:48.790
‫خب، ما باید از اول فرنی
‫رو با بقیه قسمت میکردیم.

00:11:48.790 --> 00:11:52.000
‫تو همیشه خیلی منطقی هستی، پسر

00:11:52.000 --> 00:11:58.450
‫اداره ی مشاوره‌ی
‫اینویی: همین پایین

00:11:52.450 --> 00:11:55.660
‫خیلی واسه دخترا آشنا نیست.

00:11:55.660 --> 00:11:58.250
‫فقط عجله کن و درو باز کن لطفا.

00:11:58.330 --> 00:12:00.410
‫فرنی داره سرد میشه.

00:12:00.410 --> 00:12:02.000
‫آره.آره.

00:12:02.000 --> 00:12:05.950
‫تو و جوزو خیلی به
‫آدما سخت میگیرین...

00:12:13.870 --> 00:12:15.500
‫ما به اندازه ی
‫کافی فرنی نیاوردیم.

00:12:15.500 --> 00:12:17.580
‫این آدما واسه «ای ام اس» ان.

00:12:19.790 --> 00:12:22.040
‫اوه؟مهمونا؟

00:12:23.080 --> 00:12:25.700
‫متاسفانه، ما الان
‫وسط یه چیزی هستیم.

00:12:25.700 --> 00:12:27.870
‫لطفا بعدا تشریف بیارین.

00:12:27.870 --> 00:12:32.200
‫بدنت به تیکه های
‫مختلف اوراق میشه!

00:12:32.200 --> 00:12:34.000
‫جوزو!

00:12:34.000 --> 00:12:36.580
‫اولیویر، اینقدر عجله نداشته باش.

00:12:36.580 --> 00:12:39.790
‫پیرمرد کارش هنوز
‫با من تموم نشده.

00:12:39.790 --> 00:12:44.080
‫جوزو، متوجه هستی که
‫الان در چه وضعیتی هستی؟

00:12:44.080 --> 00:12:47.910
‫اونا همشون واسه جلوگیری از مامورا
‫در حین انجام وظیفه دستگیر میشن.

00:12:49.250 --> 00:12:50.500
‫هی، پاشو!

00:12:50.500 --> 00:12:52.200
‫مشکلی نیست، پیرمرد.

00:12:52.200 --> 00:12:55.580
‫روان کننده ی ضد زنگی که دفعه ی
‫قبل استفاده کردی خیلی عالی بود.

00:12:55.580 --> 00:12:57.200
‫دوباره دوس دارم (تا
‫ازش استفاده کنم).

00:12:57.200 --> 00:12:58.200
‫ب- بله.

00:12:58.200 --> 00:13:02.040
‫یه اینچم حرکت نکرده؟!
‫داره چه اتفاقی میافته؟!

00:13:02.040 --> 00:13:03.750
‫سه دقیقه.

00:13:03.750 --> 00:13:06.000
‫بیشتر از این منتظر نمیمونم.

00:13:06.000 --> 00:13:10.000
‫تو یه تفنگی. چجوری از همون
‫اولش سر از اینجا درآوردی؟

00:13:10.000 --> 00:13:13.290
‫شاید بهم نیاد، ولی
‫دوس دارم تمیز بمونم.

00:13:13.290 --> 00:13:17.160
‫اینطوریاست، پیرمرد،
‫کارمو راستو ریس کن.

00:13:17.160 --> 00:13:19.660
‫این شاید واسه آخرین بار باشه.

00:13:19.660 --> 00:13:23.330
‫خیلی دقت خواهم کرد...

00:13:23.330 --> 00:13:30.500
‫این چیزی بود که میخواستم بگم، ولی همین الان
‫خودمو خیس کردم، پس باقیشو میندازم گردن اسکارلت.

00:13:30.500 --> 00:13:30.950
- ‫پیر مرد! - ‫زیر شلواری! زیرشلواری! پیرمرد!
- ‫ص- صبر کن!

00:13:32.450 --> 00:13:36.620
‫م- من تمام تلاشمو میکنم!

00:13:47.830 --> 00:13:49.330
‫چرا مارو هم همینطور؟

00:13:49.330 --> 00:13:51.540
‫چرا اینقدر منحرفانه
‫نگامون میکنین؟

00:13:51.540 --> 00:13:53.580
‫من تیکه های بدنتونو
‫از هم جدا میکنم.

00:13:53.580 --> 00:13:56.910
‫شماها بدنای خیلی خوبی دارین.

00:13:58.160 --> 00:14:04.450
‫اگه این آدما گسترش یافته باشن، ما میتونیم از
‫دستشون فرار کنیم، اگه من از هارمونی استفاده کنم.

00:14:04.450 --> 00:14:06.500
‫اینبار، من میتونم
‫جوزو رو نجات بدم...

00:14:06.500 --> 00:14:09.950
‫فکرانجام چیزای
‫احمقانه به کلت نزنه.

00:14:09.950 --> 00:14:11.120
‫مری.

00:14:11.120 --> 00:14:18.330
‫اگه اونا در مورد هارمونی بفهمن، تو
‫واسه خودت و جوزو دردسر درست میکنی.

00:14:18.330 --> 00:14:22.160
‫حالا به جوزو
‫اعتماد کن و قوی باش.

00:14:24.330 --> 00:14:26.450
‫لعنتی، اسکارلت.

00:14:26.450 --> 00:14:30.620
‫نه تنها کارمو راه ننداخت
‫کل کلموهم روغنی کرد.

00:14:30.620 --> 00:14:34.160
‫چرخش سیلندرم متوقف شده
‫و واسم مشکل درست میکنه.

00:14:34.160 --> 00:14:36.120
‫فقط تو، جوزو.

00:14:36.120 --> 00:14:40.580
‫تو تنها کسی هستی که میتونی از منی که
‫رییس ای ام اس هستم همچین چیزی بخوای.

00:14:40.580 --> 00:14:44.370
‫باورم نمیشه که ازم خواستی
‫تا به شهروندای عادی پناه بدم.

00:14:44.370 --> 00:14:48.250
‫من نمیتونم اونارو
‫همینجوری پشت سرم رها کنم.

00:14:48.250 --> 00:14:51.290
‫خب، فک کنم تو یه لطف
‫دیگه به من بدهکار شدی.

00:14:51.290 --> 00:14:55.580
‫من باید فورا تورو مجبور
‫کنم تا از من تشکر کنی.

00:14:55.580 --> 00:14:58.500
‫تو نمیتونی منو رد کنی، میتونی؟

00:14:58.500 --> 00:15:00.500
‫این روغن بوی خوبی داره.

00:15:00.500 --> 00:15:02.080
‫دوسش دارم.

00:15:02.080 --> 00:15:04.410
‫ممنونم، هـ.

00:15:04.410 --> 00:15:05.330
‫چی؟

00:15:05.330 --> 00:15:09.000
‫باید شکر کنی که واست
‫محدود کننده نبستم.

00:15:09.000 --> 00:15:14.870
‫این واقعیت که ای ام اس داره با فرا گسترش
‫یافته ها همکاری میکنه نباید عمومی بشه.

00:15:14.870 --> 00:15:19.700
‫در حال حاضر، گمانهایی وجود داره که
‫رده های بالایی ما به بروهرن نزدیک شدن.

00:15:19.700 --> 00:15:23.290
‫مامور دولتی بودن کارسختیه.

00:15:23.290 --> 00:15:27.750
‫تو داری برنامه میریزی که یه کار دردسرساز
‫دیگه بندازی گردنم، اینطور نیست؟

00:15:27.750 --> 00:15:30.500
‫ازطرفی، این
‫بدترازافتادن تو زندانه.

00:15:30.500 --> 00:15:36.660
‫اوه، من. تو هر دفعه یکی از دستورات منو دنبال
‫میکنی منم یکی از مشکلات تو رو راست و ریس میکنم.

00:15:36.660 --> 00:15:38.330
‫این چیزی نبود که قول داده بودی؟

00:15:38.330 --> 00:15:39.540
‫لعنتی.

00:15:39.540 --> 00:15:43.870
‫یا تو میخوای واقعا به
‫«وندر بندر» برگردونده بشی.

00:15:43.870 --> 00:15:48.200
‫وندر بندر، یک مرکز انحصاری و
‫اصلاح کننده واسه گسترش یافته ها.

00:15:48.200 --> 00:15:53.290
‫همینطور با نام
‫«انبار سلاحهای کشنده» هم شناخته میشه

00:15:53.290 --> 00:15:58.700
‫خب، من نمیتونم به خودم اجازه
‫بدم که الان اونجاها آفتابی بشم.

00:15:58.700 --> 00:16:01.200
‫خب، چه اتفاقی افتاده؟

00:16:04.370 --> 00:16:12.370
‫همین امروز صبح، یه ون حامل زندانیای ای
‫ام اس از وندربندر مورد حمله قرار گرفته.

00:16:13.450 --> 00:16:20.080
‫هفتا از زندانیایی که داشتن به مرکز
‫تحقیقاتی بروهرن منتقل میشدن فرار کردن.

00:16:20.080 --> 00:16:22.580
‫زندانیایی که داشتن
‫به بروهرن منتقل میشدن؟

00:16:22.580 --> 00:16:25.000
‫من فک میکردم شما دوتا با
‫هم میونه ی خوبی ندارین.

00:16:25.000 --> 00:16:28.120
‫این چیزیه که باعث
‫این سردرد میشه.

00:16:28.120 --> 00:16:33.580
‫محدود کننده ها، هوش فرعی رو محدود میکنن
‫که واسه دستگیری گسترش یافته ها لازم ان.

00:16:33.580 --> 00:16:37.790
‫و بروهرن، حق انحصاری
‫درست کردن اونارو داره.

00:16:37.790 --> 00:16:39.790
‫چه مسخره.

00:16:39.790 --> 00:16:45.750
‫واسه اینکه همکاری اونارو داشته باشیم ما
‫باید زندانیای گسترش یافته رو مرتب بفرستیم.

00:16:45.750 --> 00:16:48.540
‫انگار که اونا میخوان
‫تغییری پیش بیاد.

00:16:48.540 --> 00:16:51.250
‫اداره بازیابی اقتدار
‫خیلی زیادی داره،

00:16:51.250 --> 00:16:54.200
‫ولی قدرتی که اون بهش وابستس قرضیه.
‫درسته،هـ؟

00:16:54.200 --> 00:16:59.950
‫خیلی تصورش سخت نیست که بروهرن داره
‫از اون زنداییا چه استفاده ای میکنه،

00:16:59.950 --> 00:17:04.290
‫ولی من در حال حاضرقدرتی
‫ندارم تا شرایط رو تغییر بدم.

00:17:05.410 --> 00:17:07.040
‫این واقعا منو آزار میده.

00:17:07.040 --> 00:17:11.290
‫به یه زبون دیگه، تو نمیتونی
‫آشکارا دنبال زندانیا بگردی.

00:17:11.290 --> 00:17:13.540
‫واسه همین تو به من نیاز داری
‫تا کمکت کنم اونارو شکار کنی.

00:17:13.540 --> 00:17:15.370
‫میتونی ردش کنی اگه میخوای.

00:17:15.370 --> 00:17:18.540
‫بعدش من میتونم هرکاری
‫که میخوام باهات بکنم.

00:17:18.540 --> 00:17:19.910
‫کرمتو شکر.

00:17:19.910 --> 00:17:22.660
‫تو یه زنه سرسخت هستی.

00:17:22.660 --> 00:17:24.580
‫اینطور به نظر میاد که
‫معامله به انجام رسیده.

00:17:24.580 --> 00:17:26.620
‫این خیلی بده.

00:17:29.660 --> 00:17:30.830
‫چی شده؟

00:17:30.830 --> 00:17:33.500
‫به نظر میاد که تصادف شده، قربان.

00:17:33.500 --> 00:17:36.370
‫این همیشه وقتی پیش میاد که هیچ
‫زمانی واسه تلف کردن وجود نداره!

00:17:36.370 --> 00:17:41.830
‫خب، اطلاعاتی راجب
‫زندانیای فراری...

00:17:41.830 --> 00:17:46.370
‫پنج تا ازهفت تا زندانی
‫توسط واحد خودم دستگیر شدن.

00:17:46.370 --> 00:17:48.540
‫ما مکان یکی از زندانیای
‫باقیمونده رو ردیابی کردیم.

00:17:48.540 --> 00:17:49.500
‫متوجه شدم.

00:17:49.500 --> 00:17:52.370
‫پس، واقعا نیازی به من هست؟

00:17:52.370 --> 00:17:55.450
‫مشکل اصلی زندانی باقی موندست...

00:17:57.200 --> 00:17:58.410
‫مری!

00:18:10.580 --> 00:18:14.620
‫ای ام اس های حرومزاده!
‫اونا خیلی مقاومن!

00:18:17.620 --> 00:18:20.120
‫ا- این یارو یکی از فراریاست!

00:18:20.120 --> 00:18:23.950
‫اینجا هم ای ام اس ها هستن؟!

00:18:23.950 --> 00:18:25.200
‫احمق!وایسا!

00:18:27.040 --> 00:18:28.540
‫محدود کننده!

00:18:34.450 --> 00:18:36.370
‫خوب، دمتون گرم!

00:18:41.620 --> 00:18:44.370
‫گیرتون آوردم!

00:18:44.370 --> 00:18:48.580
‫من به نشانه ی تشکر از شما دوتا،
‫که من رو آزاد کردین، خردتون میکنم!

00:19:01.290 --> 00:19:05.250
‫عشق من رو حس کردید!

00:19:06.410 --> 00:19:08.410
‫ه-همه.

00:19:08.410 --> 00:19:12.540
‫د- دووم بیار، پدر.

00:19:12.540 --> 00:19:15.870
‫چی؟ تعداد بیشتری
‫از اونا باقی موندن؟

00:19:15.870 --> 00:19:18.660
‫من شماها رم یه بقل
‫توپ مهمون میکنم!

00:19:21.120 --> 00:19:22.580
‫این فاجعست!

00:19:22.580 --> 00:19:25.250
‫کرون داره چیکار میکنه؟!

00:19:29.290 --> 00:19:30.290
‫وایسا، جوزو.

00:19:30.290 --> 00:19:33.790
‫اون دستبندا، یه دستبندای خاصین واسه
‫کارای سختی مثل بستن دست گسترش یافته ها .

00:19:37.200 --> 00:19:37.790
‫اسکارلت!

00:19:37.790 --> 00:19:40.540
‫و ما بیشتر از این نمیتونیم اجازه
‫بدیم تو مکان های عمومی بچرخی.

00:19:43.750 --> 00:19:46.160
‫ب- بدنم!

00:19:48.540 --> 00:19:54.790
‫زندانی شماره 0137 با لقب خرس هاگ.

00:19:54.790 --> 00:20:00.290
‫متخلف خط 4 و خط 9 ماده ی
‫3 قانون گسترش یافته ها...

00:20:00.290 --> 00:20:02.120
‫عوضی. تو چیکار کردی؟!

00:20:02.120 --> 00:20:04.370
‫تو تحت بازداشتی.

00:20:06.040 --> 00:20:12.000
‫سوزن ها رو در نقاط ماشه ای که برای
‫انتقال نیرو لازم است تعبیه کردم.

00:20:12.000 --> 00:20:16.370
‫تیکه های گسترش یافتت
‫واسه مدتی از حرکت میافتن.

00:20:22.040 --> 00:20:26.200
‫به سلولت برگرد، جایی که میتونی برای همیشه
‫از اینکه قانون رو شکستی شرمنده باشی.

00:20:26.200 --> 00:20:31.250
‫رییس بخش، عذر میخوام.

00:20:31.250 --> 00:20:32.790
‫بی فایدست.

00:20:32.790 --> 00:20:36.660
‫هر کدوم از مامورا که هنوزم میتونه حرکت
‫کنه یه محدود کننده جدید بزاره روی خرس.

00:20:36.660 --> 00:20:37.870
‫کرون!

00:20:39.410 --> 00:20:41.160
‫معنی این کارا چیه؟!

00:20:42.700 --> 00:20:46.700
‫رییسمون دستور داده تا
‫اونارو محتاطانه دستگیر کنیم!

00:20:46.700 --> 00:20:52.540
‫واسه من مهم نیست که رییس چجوری
‫میخواد در مقابل بروهرن بایسته.

00:20:52.540 --> 00:20:58.120
‫من فقط قانون رو دنبال میکنم
‫و وظیفمو انجام میدم، فرمانده.

00:20:58.120 --> 00:20:58.830
‫حال تو خوبه؟

00:20:58.830 --> 00:21:03.500
‫ب- بله! من باور دارم که
‫همه همین الان بی هوش شدن.

00:21:03.500 --> 00:21:07.250
‫برنامت اینه تا از اون
‫مرد واسه کمک بخوای؟

00:21:08.290 --> 00:21:13.870
‫اینویی جوزو. اون یکی دیگست که
‫قانون گسترش یافته هارو شکسته.

00:21:13.870 --> 00:21:16.450
‫به اون مصونیت داده شده.

00:21:16.450 --> 00:21:22.660
‫این وظیفه ی ماست. ما خودمون
‫مراقب آخرین زندانی هستیم!

00:21:22.660 --> 00:21:26.790
‫ به کمک آدمی مثل
‫اون نیازی نداریم.

00:21:26.790 --> 00:21:28.200
‫من تعجب میکنم.

00:21:29.830 --> 00:21:35.750
‫اون مرد، همون طور که تو فکر میکنی دشمنی
‫که بشه به این آسونیا شکستش داد، نیست، کرون.

00:21:38.200 --> 00:21:48.870
‫آخرین زندانی از هفت زندانی ای که فرار
‫کردن زندانی شماره 0001 «هایدن گوندری».

00:21:48.870 --> 00:21:55.540
‫اون مرد، اولین بازداشتی یاغی
‫گسترش یافته، یه هدف ساده نیست.

00:21:55.540 --> 00:22:02.540
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:02.570 --> 00:22:15.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.160 --> 00:23:28.450
‫دیگه هیچ وقت قرار
‫بینمون رو دست کم نگیر.

00:23:28.450 --> 00:23:30.000
‫من همیشه مراقبت هستم

00:23:30.000 --> 00:23:30.910
- ‫قانون شکن گسترش یافته.
- ‫کابوس «نورس اسکات» اولین مورد ‫بازداشت شده از گسترش یافته های یاغی.

00:23:32.200 --> 00:23:35.370
‫من قیافه ی مامور ارشد
‫رو به خوبی به خاطر دارم.

00:23:35.370 --> 00:23:41.250
‫NO GUNS LIFE. قسمت 6 «قهرمان»