﻿WEBVTT

00:00:08.950 --> 00:00:11.950
‫«آژانس بازسازی»

00:00:16.870 --> 00:00:18.660
‫بوی گند میده!

00:00:18.660 --> 00:00:20.700
‫ها! بوی گند میده!

00:00:20.700 --> 00:00:22.870
‫چه غلطی داری می‌کنی؟ اولیور.

00:00:25.040 --> 00:00:27.120
‫معلوم نیست؟

00:00:27.120 --> 00:00:29.910
‫«حلال گر» و زیر دستام
‫به حرفم گوش نمیدن

00:00:29.910 --> 00:00:33.790
‫و مافوق‌هام هم دارن
‫پشتم کارای مشکوکی می‌کنن.

00:00:33.790 --> 00:00:37.870
‫دارم تمام فشاری که از همه
‫بهم وارد میشه رو آزاد می‌کنم.

00:00:42.290 --> 00:00:44.620
‫مری و بقیه چی شدن؟

00:00:45.660 --> 00:00:49.450
‫همونطور که قول دادم،
‫تحت پوشش من هستن.

00:00:49.450 --> 00:00:51.790
‫این بهم کمک زیادی می‌کنه.

00:00:51.790 --> 00:00:54.160
‫اینطوریه؟

00:00:54.160 --> 00:00:59.040
‫یکی از افرادِ اون
‫گروه جالب به نظر میاد.

00:00:59.040 --> 00:01:04.120
‫پسری جوان و غیرقابل شناسایی که زخمایی
‫از افزونه‌های غیرقانونی روش به جا مونده.

00:01:04.120 --> 00:01:10.370
‫و اینکه شنیدم «بروهرن» داره دنبال
‫گسترش‌یافته‌ای که فرار کرده می‌گرده...

00:01:14.160 --> 00:01:16.250
‫فراموش نکن، جوزو.

00:01:16.250 --> 00:01:24.250
‫بسته به طرز برخوردت، من تو و اون
‫مشتری ارزشمندتو می‌فرستم «وندر بندر».

00:01:24.250 --> 00:01:29.700
‫دیگه هیچوقت پیمانی
‫که بینمونه سبک نشمار!

00:01:29.700 --> 00:01:31.870
‫برای هردوتامونم که شده.

00:01:36.910 --> 00:01:39.580
‫چه زن ترسناکی!

00:01:39.580 --> 00:01:41.370
‫نگران نباش.

00:01:41.370 --> 00:01:43.450
‫رو حرفم هستم.

00:01:45.450 --> 00:01:50.910
- ‫مترجم:«مجازا می‌خواد بگه که ‫نمی‌خوام دوباره توو فشار بذارمت»
- ‫نمی‌خوام یکاری کنم که دوباره ‫از اون کنسرو‌های زننده باز کنی.

00:01:50.910 --> 00:01:53.910
‫اونش دیگه به تو مربوط نیس.

00:01:53.910 --> 00:01:58.870
‫پس، این آخریشونه؟

00:01:58.870 --> 00:02:03.540
‫زندانی شماره 0001، «هیدن گوندری»

00:02:09.200 --> 00:02:20.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:06.370 --> 00:02:09.000
‫ارتشیِ سابق.

00:03:40.450 --> 00:03:45.950
- ‫[قهرمان] - ‫پانزده سال پیش، «گوندری» به
منطقه ‫غربی «نورس اسکات» ارجاع داده شد...

00:03:45.500 --> 00:03:48.410
‫و یکی از اولین کسایی بود که
‫دستخوش فرآیند گسترش یافتگی شد.

00:03:48.410 --> 00:03:53.620
‫با این وجود، ما بیشتر سوابق این
‫فرآیند رو طی جنگ از دست دادیم.

00:03:53.620 --> 00:03:55.790
‫از دست دادید؟ ها...

00:03:55.790 --> 00:03:58.660
‫نقشش توو جنگ کاملا ناشناختس.

00:03:58.660 --> 00:04:04.580
‫تنها سابقه‌ای که ازش داریم
‫«کابوس نورس اسکات«‌ـه.

00:04:04.580 --> 00:04:07.870
‫یه چیزایی ازش شنیدم.

00:04:07.870 --> 00:04:11.950
‫ده سال پیش، «گوندری» به دلایلی
‫نامعلوم خشمگین و دیوانه شد.

00:04:11.950 --> 00:04:15.250
‫و سربازای واحدِ خودشو کشت.

00:04:15.250 --> 00:04:18.410
‫16 نفر قربانی شدند.

00:04:18.410 --> 00:04:22.330
‫پلیس نظامی که الان «ای ام
‫اس» شناخته می‌شه، دستگیرش کرد.

00:04:22.330 --> 00:04:25.450
‫از اون موقع، تو «وندر
‫بندر» نگهش داشتن.

00:04:29.290 --> 00:04:31.790
‫خواسته های خانواده
‫قربانیان هرگز پاسخ داده نشد.

00:04:31.790 --> 00:04:34.950
‫و اون هیچوقت از اونجا بیرون آورده
‫نشد تا در دادگاه قضاوت و محکوم بشه.

00:04:32.910 --> 00:04:37.160
‫«بایگانی راکد»

00:04:38.080 --> 00:04:42.120
‫در حال حاضر سه قتل وجود داره
‫که مضنونیم کارِ «گوندری»ـه

00:04:42.120 --> 00:04:46.750
‫از 48 ساعت گذشته تا الان!

00:04:46.750 --> 00:04:48.660
‫اولین قربانی، راننده پیک‌ـه.

00:04:48.660 --> 00:04:51.160
‫دومیش یه مردِ بی
‫خانمانِ بی‌هویته.

00:04:51.160 --> 00:04:55.080
‫و سومیش یه کله گنده
‫از «آژانس بازسازی»ـه.

00:04:55.080 --> 00:04:57.950
‫نمی‌تونیم هیچ وجه مشترکی
‫بین قربانی‌ها پیدا کنیم.

00:04:57.950 --> 00:05:01.000
‫روشی که به قتل رسیدن و جایی که
‫پیداشون کردن، کاملا تصادفی بوده.

00:05:01.000 --> 00:05:05.620
‫تنها ارتباطی که بین قربانیا وجود داره
‫اینه که همه تمام بدنشون گسترش‌یافته بوده.

00:05:05.620 --> 00:05:10.450
‫و هوش فرعی همشون از
‫صحنه جرم برداشته شده بود.

00:05:10.450 --> 00:05:13.000
‫در اینصورت هیچ کس نمی‌تونه
‫سابقه قربانیارو بازیابی کنه.

00:05:13.000 --> 00:05:17.700
‫آره. به همین خاطر، حتی نمی‌تونیم
‫زمان دقیق مرگشون رو تأیید کنیم.

00:05:17.700 --> 00:05:21.830
‫در اینصورت، چرا از اول اینطور
‫برداشت کردی که کار «گوندری«ـه؟

00:05:23.620 --> 00:05:27.910
‫این روی همه‌ی اجساد حک شده!

00:05:27.910 --> 00:05:32.200
‫شرقی، بخش 3، 0001.

00:05:32.200 --> 00:05:35.120
‫این شماره زندانی «گوندری»ـه.

00:05:35.120 --> 00:05:40.910
‫با توجه به حمله به راننده پیک،
‫احتمالش بالاس که یه همدست داشته.

00:05:40.910 --> 00:05:43.660
‫داریم احتمالِ دست داشتنِ «اسپیتز
‫برگن» رو تو این قضیه بررسی می‌کنیم...

00:05:43.660 --> 00:05:46.370
‫اما به نتیجه‌ای نرسیدیم.

00:05:46.370 --> 00:05:49.040
‫بازم «اسپیتز برگن».

00:05:49.040 --> 00:05:53.250
‫چرا باید یه گروه ضد-گسترش‌یافته
‫به «گوندری» کمک کنه؟

00:05:53.250 --> 00:05:58.290
‫«کابوس نورس اسکات» اولین مورد از
‫یاغی گری گسترش یافته-س که ثبت شده!

00:05:58.290 --> 00:06:00.830
‫گروه طرفدارای
‫گسترش‌یافتگی اون زمان

00:06:00.830 --> 00:06:05.330
‫اصرار داشتن که اعمالِ «گوندری»
‫ربطی به گسترش‌یافتگیش نداره!

00:06:05.330 --> 00:06:08.160
‫گروه‌های ضد گسترش‌یافتگی و
‫سایر گروه‌های محافظه کار...

00:06:08.160 --> 00:06:11.950
‫اصرار داشتن که فن‌آوری
‫گسترش‌یافته به خودی خود خطرناکه.

00:06:11.950 --> 00:06:16.450
‫اگر ثابت می‌شد که فرآیند
‫گسترش‌یافتگی موجب این اعمالش شده،

00:06:16.450 --> 00:06:20.500
‫اونقدری که امروزه
‫(گسترش‌یافتگی) محبوب شده، نمی‌شد.

00:06:20.500 --> 00:06:23.200
‫اون همچین موجودیتی داره.

00:06:23.200 --> 00:06:26.080
‫به اندازه کافی ارزش داره که
‫«اسپیتز برگن» هدفش قرار بده.

00:06:26.080 --> 00:06:29.500
خب، بالاخره حق با کدوم گروه بود؟

00:06:29.500 --> 00:06:31.290
‫نمی‌دونم.

00:06:31.290 --> 00:06:36.500
‫در آخر، «گوندری» محکوم به
‫حبس ابد در «وندر بندر» شد.

00:06:36.500 --> 00:06:39.790
‫به عبارتی، صورت
‫مسئله رو پاک کردن.

00:06:39.790 --> 00:06:44.580
‫به همین خاطر، حتی الانم
‫نمی‌تونیم آسیبی بهش بزنیم.

00:06:44.580 --> 00:06:51.160
‫در درجه اول، ازت می‌خوام که نذاری بیشتر
‫از این قربانی‌ای به وجود بیاد، اما...

00:06:51.160 --> 00:06:54.660
‫این فرصت فقط یبار پیش میاد!

00:06:54.660 --> 00:06:57.790
‫شاید ما بتونیم «گوندری»
‫رو به دادگاه بکشیم.

00:07:02.290 --> 00:07:06.040
‫لطفا، جوزو.
‫اون مرد رو زنده برگردون.

00:07:07.200 --> 00:07:08.450
- ‫متوجه شدم.
- ‫ها؟

00:07:10.700 --> 00:07:13.000
‫بذار ازت یه چیزی رو بپرسم.

00:07:15.080 --> 00:07:19.620
‫این چیزیه که واقعا
‫«خودت» می‌خوای؟

00:07:19.620 --> 00:07:21.700
‫داری در مورد چی صحبت می‌کنی؟

00:07:21.700 --> 00:07:25.580
‫این درخواست من به عنوان
‫رهبر «ای ام اس»‌ـه.

00:07:27.120 --> 00:07:31.200
‫خوبه. گلوله رفت سر جاش!

00:07:32.330 --> 00:07:36.410
‫بقیش رو بسپار به من، رئیس.

00:07:42.830 --> 00:07:44.700
‫گوش کن، اولیویر.

00:07:44.700 --> 00:07:52.120
‫کسایی که دیگرانو هدایت می‌کنن، هرگز نباید از
‫این قدرت برای انگیزه‌های شخصی استفاده کنن.

00:07:52.120 --> 00:07:56.000
‫هیچ «عدالتی» در
‫انگیزه‌های شخصی وجود نداره.

00:07:56.000 --> 00:08:01.370
‫انگیزه های من باید همیشه از
‫«قانون» مقرر شده پیروی کنه.

00:08:01.370 --> 00:08:05.120
‫این چیزیه که واقعا
‫«خودت» می‌خوای؟

00:08:07.500 --> 00:08:10.700
‫من راه طولانی‌ای
‫در پیش دارم، پدر.

00:08:13.200 --> 00:08:16.330
‫وصل شده

00:08:13.500 --> 00:08:20.000
‫رئیس، مافوق‌هامون به شما دستور
‫دادن که در جلسه دادرسی شرکت کنید.

00:08:20.000 --> 00:08:21.500
‫الان راه میوفتم.

00:08:28.080 --> 00:08:30.790
‫ببخشید، می‌شه چند لحظه
‫اینجا منتظر بمونید؟

00:08:30.790 --> 00:08:33.000
‫ها؟ اما...

00:08:33.000 --> 00:08:36.620
‫هزینشم میدم. لطفا پیرمرد.

00:08:39.000 --> 00:08:44.410
‫پس اینجا خونه‌ی سومین قربانی‌ـه.

00:08:44.410 --> 00:08:44.870
‫- نجاتم بدید.
‫االان بهم شلیک می‌کنه.

00:08:44.870 --> 00:08:47.410
هـ- هوی.
 نجاتم بدید.االان بهم شلیک می‌کنه

00:08:50.330 --> 00:08:52.870
‫فکر کنم باید پیاده برم خونه...

00:09:01.790 --> 00:09:07.700
‫مالک این خونه قربانی‌ای به
‫نام «فیلیپ لو کاره» بوده.

00:09:07.700 --> 00:09:09.620
‫به خاطر دستاورداش توو جنگ،

00:09:09.620 --> 00:09:12.700
‫ به عنوان یک مقام رسمیِ عالی
‫رتبه در«آژانس بازسازی» منصوب شد.

00:09:12.700 --> 00:09:19.620
‫به منظور آماده سازی سخنرانی برای
‫پرده برداری از مجسمه مسلح عظیم‌الجثه،

00:09:19.620 --> 00:09:23.910
‫توو خونه‌ی دومش مستقر شده بود.

00:09:26.200 --> 00:09:28.450
‫خونه‌ی دومش؟ ها!

00:09:28.450 --> 00:09:33.290
‫به نظر می‌رسه به عنوان یه مقام
‫رسمی مزایای زیادی بدست آورده!

00:09:39.700 --> 00:09:45.000
‫اینطور به نظر میاد که
‫درگیری کاملا یه طرفه بوده.

00:09:45.000 --> 00:09:48.910
‫قربانی تمام بدنش
‫گسترش‌یافته بوده.

00:09:48.910 --> 00:09:52.910
‫باورم نمیشه که به این
‫آسونی به قتل رسیده.

00:09:52.910 --> 00:09:56.330
‫شاید یه دلیلی وجود داشته باشه...

00:10:06.950 --> 00:10:09.660
‫این اشخاص... کجا من...

00:10:21.910 --> 00:10:24.620
‫از این کارای گمراه کننده نکن.

00:10:24.620 --> 00:10:29.000
‫فکر کردم «گوندری»
‫برگشته، «کرونن».

00:10:29.000 --> 00:10:33.160
‫همین نظرو من نسبت به
‫تو داشتم، اینوئی جوزو.

00:10:33.160 --> 00:10:35.540
‫چرا اینجایی؟

00:10:35.540 --> 00:10:38.000
‫کار رئیس‌ـه؟

00:10:38.000 --> 00:10:44.410
‫فکر کردم مافوق‌هاتون بهتون
‫گفتن که این پرونده رو رها کنید.

00:10:44.410 --> 00:10:47.870
‫من فقط دارم انجام وظیفه می‌کنم.

00:10:47.870 --> 00:10:52.620
‫جوزو اینوئی، تو کسی هستی که باید
‫این پرونده رو به حال خودش رها کنه.

00:10:52.620 --> 00:10:57.080
‫موجودی مثل تو نباید
‫درگیر این مسائل بشه.

00:10:57.080 --> 00:11:00.040
‫من خودم دوست دارم
‫که این کارو بکنم.

00:11:00.040 --> 00:11:04.910
‫اما دوست ندارم از پرونده‌ای که خودم
‫تصمیم گرفتم دنبالش کنم، دست بکشم.

00:11:04.910 --> 00:11:12.290
‫می‌خوای با چسبیدن به خواسته‌ی دیگران،
‫خلاء باقی مونده از جنگ رو پر کنی؟

00:11:12.290 --> 00:11:15.500
‫نه چیز خفنی مثل این.

00:11:15.500 --> 00:11:20.160
‫تو ام خودت به این
‫«وظیفه» که می‌گی، نچسبیدی؟

00:11:43.790 --> 00:11:47.620
‫چی‌شد؟ این همه چیزی
‫بود که تو چنته داشتی؟

00:11:47.620 --> 00:11:50.160
‫فهمیدی که فرار از همه‌ی
‫سوزن‌هام غیرممکن‌ـه،

00:11:50.160 --> 00:11:55.120
‫پس یه مقدار حرکت کردی، در اینصورت سوزنام
‫چند میلی‌متری با نقطه برخورد جابه جا میشد.

00:11:55.120 --> 00:11:57.950
‫سوزن ها چنین تاثیری نداشتن.

00:11:57.950 --> 00:12:01.410
‫طوری رفتار نکن که
‫نمی‌تونی حرکت کنی، اینوئی.

00:12:03.450 --> 00:12:05.370
‫به نظر کلکمو فهمیدی.

00:12:08.910 --> 00:12:13.080
‫اگه مواظب نباشم، ممکن بود بکشمت!

00:12:13.080 --> 00:12:18.120
‫ فکر می کردم بعد از اینکه گاردتو
‫پایین آوردی، بزنم بیهوشت کنم.

00:12:18.120 --> 00:12:22.370
‫با این وجود، مهارتهات بدون استفاده
‫از افزونه واقعا شگفت انگیزن.

00:12:26.250 --> 00:12:28.120
‫اینجور رفتارا بهت نمیاد.

00:12:33.250 --> 00:12:36.950
‫از متوقف کردن من منصرف شدی؟

00:12:36.950 --> 00:12:39.000
‫سوزنای من تموم شده.

00:12:39.000 --> 00:12:44.080
‫من هیچ راهی برای جلوگیری از
‫گسترش یافته ای مثل تو ندارم.

00:12:44.080 --> 00:12:45.830
‫ولی، یادم نمیره.

00:12:45.830 --> 00:12:49.410
‫من همیشه تورو تحت نظارت دارم
‫گسترش یافته ی قانون شکن.

00:12:49.410 --> 00:12:53.080
‫اگه درهر صورت دست
‫به کارای شیطانی بزنی،

00:12:53.080 --> 00:12:57.450
‫من تورو شکارخواهم کرد حتی
‫اگه به قیمت جونم تموم بشه.

00:12:57.450 --> 00:13:02.040
‫خیلی به کارت علاقه داری.

00:13:02.040 --> 00:13:04.830
‫این عالیه.

00:13:04.830 --> 00:13:10.830
‫من ازت میخوام تا منو پیش
‫هدف بعدی گوندوری ببری.

00:13:10.830 --> 00:13:14.500
‫هدف بعدی، داری میگی؟

00:13:14.500 --> 00:13:16.370
‫به خاطر دارم.

00:13:16.370 --> 00:13:23.660
‫ آدمای توی عکس و ارتباطی
‫که بین قربانیا وجود داره.

00:13:23.660 --> 00:13:31.410
‫اونا همشون موردای گسترش یافته ای بودن
‫واسه اولین واحد تولید یعنی، تیندالوس.

00:13:31.410 --> 00:13:34.700
‫ ازبین پنج تاشون، سه
‫تاشون به قتل رسیده بودن.

00:13:34.700 --> 00:13:37.540
‫فقط دوتاشون باقی موندن.

00:13:37.540 --> 00:13:40.450
‫یکیشون گوندوری هیدن یعنی، خودش.

00:13:40.450 --> 00:13:42.540
‫و بقیشون...

00:13:42.540 --> 00:13:45.540
‫آرمی! آرمی! آرمی!
‫آرمی! آرمی! آرمی...!

00:13:45.540 --> 00:13:49.410
‫اولین مردی بود که به ی
‫گسترش یافته ی کامل تبدیل شد.

00:13:49.410 --> 00:13:50.580
- ‫آرمی! آرمی! آرمی! ‫آرمی! آرمی! آرمی...!
- ‫" بزرگداشت ساخت ‫مکان پارک اتمام جنگ

00:13:51.700 --> 00:13:54.200
‫" بزرگداشت ساخت وساز
‫مکان پارک اتمام جنگ"

00:13:54.200 --> 00:13:55.910
‫مگای ارتشی.

00:13:56.620 --> 00:13:59.200
‫مگا توکیسادای ارتشی.

00:13:59.200 --> 00:14:04.910
‫اون خودش رو واسه پیشرفت تکنولوژی گسترش
‫یافته ها در اختیارشون گذاشت، ی قهرمان جنگ.

00:14:04.910 --> 00:14:10.410
‫شرکت سای

00:14:05.830 --> 00:14:12.410
‫و حالا، اون سود زیادی از فروش غذا
‫واسه گسترش یافته ها گیرش اومده.

00:14:15.660 --> 00:14:20.410
‫بهش حسودیم میشه واسه اینکه مجبور
‫نیست نگران تموم شدن سیگاراش بشه.

00:14:20.410 --> 00:14:24.120
‫به ماشین تکیه نده ، اینویی.

00:14:24.120 --> 00:14:26.330
‫طولش دادی.

00:14:26.330 --> 00:14:28.540
‫اون اینجا نیست.

00:14:28.540 --> 00:14:32.040
‫اون به بزرگداشت ساخت وساز پارک اتمام جنگ
‫رفته، تا مجسمه ی مسلح رو امتحان کنه،

00:14:32.040 --> 00:14:35.120
‫قبل از رونمایی.

00:14:35.120 --> 00:14:37.950
‫به نظر میرسه قهرمانمون
‫سر واسه خاروندن نداره.

00:14:40.950 --> 00:14:44.950
‫این لگن خیلی کوچیکه.

00:14:44.950 --> 00:14:47.250
‫من خیلی جام تنگ شده
‫نمیتونم تحملش کنم.

00:14:49.750 --> 00:14:50.410
‫هوی!

00:14:50.410 --> 00:14:52.330
‫تو باعث میشی صندلیا بو بگیرن.

00:14:52.330 --> 00:14:56.000
‫ببین، این ی ماشین غربی
‫واسه قبل جنگ بزرگه.

00:14:56.000 --> 00:14:59.750
‫هیچ نمونه ای ازش با
‫همچین وضع نابی نیس.

00:14:59.750 --> 00:15:08.040
‫گسترش یافته ای مثل تو، که قطعه هاش
‫سریع تعویض میشن، ارزششو نمیفهمه.

00:15:08.040 --> 00:15:11.660
‫بیا و سعی کن این
‫جیگرو رو شکار کنی.

00:15:11.660 --> 00:15:15.080
‫همون لحظه از ماشینم
‫پرتت می‌کنم بیرون.

00:15:19.290 --> 00:15:25.660
‫من نتونستم هیچ ردی از گوندوری و قربانیا
‫که توی واحد مشابه بودن پیدا کنم.

00:15:25.660 --> 00:15:27.910
‫تو مطمئنی؟

00:15:27.910 --> 00:15:32.790
‫تعداد خیلی کمی از آدما
‫راجب تیندالوس میدونن.

00:15:32.790 --> 00:15:37.540
‫واسه اینه که اون گزارشا باید ازرهبرایی گرفته
‫میشد که به فناوری گسترش یافته ها مربوط میشن.

00:15:37.540 --> 00:15:42.200
‫من مطمئنم که دولت یا بروهرن
‫همه ی اون اطلاعات رو مخفی کردن.

00:15:42.200 --> 00:15:44.950
‫خب، چجوری میدونی؟

00:15:44.950 --> 00:15:50.290
‫من ی مدل جدید تر، که برمبنای اطلاعات
‫جنگی جمع شده از تیندالوسه، بودم.

00:15:50.290 --> 00:15:54.500
‫من قیافه ی ارشد خودم
‫رو به خوبی به خاطر دارم.

00:15:54.500 --> 00:15:59.580
‫پس گوندوری داره این طرف، اون طرف، میچرخه
‫تا اندک دوستای جنگی ای که داره بکشه.

00:15:59.580 --> 00:16:03.580
‫با این حال هیچ نظری
‫درمورد انگیزش ندارم.

00:16:03.580 --> 00:16:08.040
‫گسترش یافته ی یاغی
‫بدون هیچ دلیلی رم میکنه.

00:16:08.040 --> 00:16:14.000
‫احتمالا، هنوز تو ماجرای
‫«نورس اسکات» گیر کرده.

00:16:14.000 --> 00:16:16.000
‫تعجب میکنم اگه اینطور باشه.

00:16:23.120 --> 00:16:26.410
‫اینویی.
‫رو ماشین الان ...خط انداختی؟!

00:16:26.410 --> 00:16:29.160
‫من همین الان کاملا قربانی بودم.

00:16:29.160 --> 00:16:38.870
‫آرمی! آرمی! آرمی!
‫آرمی! آرمی! آرمی...!

00:16:38.870 --> 00:16:40.620
‫«آرمی» کی پیداش میشه؟

00:16:40.620 --> 00:16:40.750
‫مقابله با آزمایشات انسانی

00:16:40.750 --> 00:16:42.910
‫فناوری گسترش یافته،
‫ی کار شیطانیه!

00:16:42.910 --> 00:16:45.450
‫ما با نادیده گرفتن
‫مقررات مخالفیم!

00:16:45.450 --> 00:16:48.540
‫باورم نمیشه که این
‫قد آدم دورهم جمع شدن.

00:16:48.540 --> 00:16:52.250
‫ولی ما در مورد قابلیتای
‫گوندوری نمیدونیم.

00:16:54.160 --> 00:16:56.660
‫این، یذره توو این
‫شرایط دردسرسازه.

00:16:56.660 --> 00:16:57.910
- ‫زودباش، من شنیدم که ‫اون همین الان رسید.
- ‫"هورا برای ارتشی" زودباش، من ‫شنیدم که اون همین الان رسید.

00:17:03.790 --> 00:17:06.200
‫داری چیکار میکنی، جوجه؟

00:17:11.120 --> 00:17:12.700
‫آروم بگیر!

00:17:12.700 --> 00:17:15.540
‫بهت نگاه نمی‌کنم، پس گریه نکن!

00:17:15.540 --> 00:17:18.290
‫حله، گریه نمیکنم.

00:17:18.290 --> 00:17:20.080
‫اوه؟

00:17:20.080 --> 00:17:22.250
‫پس، بهم احترام میذاری؟

00:17:22.250 --> 00:17:27.950
‫حتی بزرگترا ام وقتی قیافمو میبینن پا
‫به فرار میزارن.تو واقعا چشم نوازی.

00:17:27.950 --> 00:17:32.410
‫این واسه اینه که قیافه
‫ی تو یجورایی غمگینه.

00:17:32.410 --> 00:17:33.910
‫قیافم؟

00:17:39.080 --> 00:17:41.450
‫به نظر میاد هدف، نمایان شد.

00:17:41.450 --> 00:17:43.660
‫عذر میخوام، همه!
‫لطفا عقب بایستین!

00:17:43.660 --> 00:17:45.580
‫عقب وایسین!

00:17:57.620 --> 00:17:59.000
‫«آرمی»!

00:18:00.160 --> 00:18:02.040
‫اون حرکتو بهمون نشون بده!

00:18:03.120 --> 00:18:04.290
‫لطفا نه!

00:18:04.290 --> 00:18:08.870
‫اگه ما جمعیت رو متهیج کنیم، دیگه
‫نمیتونیم این مکان رو امن نگه داریم.

00:18:08.870 --> 00:18:11.950
‫من باید به احترامشون پاسخ بدم!

00:18:11.950 --> 00:18:15.000
‫استاد توکیسادا، لطفا!

00:18:15.000 --> 00:18:18.200
‫فیونک...فاست!

00:18:23.660 --> 00:18:29.410
‫به دست آوردن این قدرت
‫دیگه چیز دور از ذهنی نیس.

00:18:29.410 --> 00:18:33.080
‫بالا رو هدف بگیر، پسر!

00:18:33.080 --> 00:18:34.370
‫بله!

00:18:38.790 --> 00:18:42.330
‫یه جای خالی.
‫چه رفیق پر صرو صدایی.

00:18:42.330 --> 00:18:46.290
‫احساس میکنم میتونم متوجه بشم که
‫چرا گوندوری اون رو هدف قرار داده.

00:18:46.290 --> 00:18:48.660
‫ولی، اون حمله.

00:18:48.660 --> 00:18:51.200
‫به نظر میاد مو لا درزش نمیره.

00:18:53.950 --> 00:18:57.540
‫اون حتما یکی از بالاسریای منه.

00:18:57.540 --> 00:18:59.910
‫سلام، آقا.

00:18:59.910 --> 00:19:01.580
‫این واسه شماست.

00:19:01.580 --> 00:19:04.660
‫متاسفم، اما هدایا
‫باید فرستاده بشن به...

00:19:04.660 --> 00:19:09.410
‫این وظیفه ی قهرمانه تا
‫احترام کم سن ها رو قبول کنه.

00:19:10.500 --> 00:19:14.870
‫من با خوشحالی هدیتو میپذیرم، دختر
‫کوچولوی خوشگل، درست مثل این گل ها.

00:19:22.830 --> 00:19:25.790
‫آرمی! آرمی! آرمی!

00:19:33.750 --> 00:19:35.370
‫این چیه؟!

00:19:37.750 --> 00:19:41.450
‫لطفا از این فرصت، واسه
‫فرار کردن استفاده کنین.

00:19:41.450 --> 00:19:42.250
‫تو...

00:19:42.250 --> 00:19:44.620
‫استاد توکیسادا، لطفا
‫از این سمت عجله کنین!

00:19:46.330 --> 00:19:48.580
‫که گوندوری تو هستی، هـ؟

00:19:50.540 --> 00:19:54.000
‫اگه میخوای انقدر بد به کسی
‫حمله کنی من حریفت می‌شم.

00:19:54.000 --> 00:19:55.700
‫یالا.

00:19:57.950 --> 00:20:00.750
‫جلوی راه من قرار نگیر!

00:20:00.750 --> 00:20:03.910
‫نگران نباش. من مانع میشم.

00:20:03.910 --> 00:20:06.580
‫درخواست این بوده تا
‫تو زنده دستگیر بشی!

00:20:08.620 --> 00:20:10.200
‫تو سر راهی، اینویی.

00:20:10.200 --> 00:20:13.200
‫من کسی خواهم بود که
‫این یکی رو گیر میندازم.

00:20:13.200 --> 00:20:15.250
‫تو فقط عقب وایسا و تماشا کن!

00:20:15.250 --> 00:20:16.750
‫اوچ. چه کار مزخرفی واسه انجام دادن.
‫تو فقط عقب وایسا و تماشا کن!

00:20:16.750 --> 00:20:19.290
‫اوچ.
‫چه کار مزخرفی واسه انجام دادن.

00:20:26.200 --> 00:20:27.410
‫هـ؟

00:20:29.370 --> 00:20:32.790
‫آهای، حالا. این دیگه چه گوهیه؟

00:20:32.790 --> 00:20:37.750
‫این یارو گوندوری نیست، درسته؟

00:20:42.120 --> 00:20:44.200
‫از این سمت.

00:20:44.200 --> 00:20:45.500
‫کافیه.

00:20:45.500 --> 00:20:48.200
‫من مطمئنم که ما به
‫اندازه ی کافی دور شدیم.

00:20:48.200 --> 00:20:50.080
‫چه قدر احمقم.

00:20:50.080 --> 00:20:55.910
‫کار من به گسترش یافته ها، اجازه
‫داده تا شهروند هم محسوب بشن.

00:20:55.910 --> 00:21:01.410
‫نه، اون گسترش یافته، شاید توی یه
‫شرایط ناخوشایندِ متفاوت قرار گرفته.

00:21:01.410 --> 00:21:06.410
‫من باید از بی کفایتی
‫خودم شرمنده باشم.

00:21:06.410 --> 00:21:13.120
‫با این حال، دختر کوچولو، تو خیلی کم سن
‫و سالی و تونستی تو این شرایط آروم بمونی.

00:21:13.120 --> 00:21:19.330
‫واسه شجاعتت، «توکیسادا مگا
‫آرمی» به تو ادای احترام میکنه.

00:21:19.330 --> 00:21:23.450
‫استاد توکیسادا، مجرم شاید
‫همدست هایی داشته باشه.

00:21:23.450 --> 00:21:26.040
‫ما باید هرچه زودتر فرار کنیم.

00:21:26.040 --> 00:21:27.160
‫در غیر این صورت...

00:21:28.160 --> 00:21:28.750
‫چی

00:21:28.750 --> 00:21:31.700
‫در غیر اینصورت...
‫در غیر اینصورت...

00:21:31.700 --> 00:21:32.950
‫این...

00:21:36.290 --> 00:21:37.410
‫غیر ممکنه!

00:21:38.660 --> 00:21:42.750
‫من گریه نکردم!

00:21:50.160 --> 00:21:55.660
‫پس... بیشتر به من احترام بذار.

00:22:56.200 --> 00:23:15.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.330 --> 00:23:27.950
‫اینطوری به نظر میاد
‫که تو هدف آخرشی.

00:23:27.950 --> 00:23:29.500
‫هیچ ترسی نداشته باش. تو، با
‫اون کله ی تفنگی منحصر به فرد.

00:23:29.500 --> 00:23:30.450
- ‫در اون صورت. من یقین دارم که ‫اونا با واحد اسلحه برده تماس گرفتن -
‫در اون صورت. من یقین دارم که اونا ‫به واحد اسلحه برده صدا زده میشدن.

00:23:31.750 --> 00:23:35.790
‫حالا. چطوره که تو بمیری، قهرمان!

00:23:35.790 --> 00:23:41.080
‫NO GUNS LIFE.
‫7قسمت "برافروختن"