﻿WEBVTT

00:00:09.580 --> 00:00:18.250
‫اولیور- کون، دستور این بود که
‫«گوندری» رو در خفا از بین ببرید...

00:00:18.250 --> 00:00:22.330
‫نه تنها برخلاف
‫دستورات عمل کردید،

00:00:22.330 --> 00:00:26.700
‫بلکه شنیدیم که دارید پشت
‫سرمون یه کارایی می کنید.

00:00:26.700 --> 00:00:32.120
‫«گوندری» یه شاهد مهم برای «
‫کابوس نورث اسکات» به شمار میاد.

00:00:32.120 --> 00:00:37.370
‫به عنوان مدیر «ای ام اس»، لازم
‫دیدم که اونو زنده دستگیر کنیم.

00:00:38.950 --> 00:00:47.870
‫اگه حافظم یاری کنه، پدرِ تو یکی از
‫افسران به قتل رسیده‌ی پلیس نظامی بود.

00:00:47.870 --> 00:00:54.540
‫فکر می‌کردم از اینکه اونو نابود
‫کنی و انتقامت رو بگیری، بدت نمیاد.

00:00:54.540 --> 00:00:57.500
‫من همچین احساسی ندارم.

00:00:57.500 --> 00:01:03.660
‫به هرحال، من شخص دیگه‌ای رو برای
‫پاک کردن این گندکاری تعیین کردم.

00:01:03.660 --> 00:01:08.290
‫پست شما تا زمانیکه این
‫مشکل حل شه، به تعلیق درمیاد.

00:01:09.580 --> 00:01:11.120
‫حرف دیگه‌ای نیست.

00:01:13.160 --> 00:01:14.910
‫می‌بخشید.

00:01:17.660 --> 00:01:21.290
‫جوزو. خواهش می‌کنم...

00:01:21.290 --> 00:01:23.000
‫مراقب «گوندری» باش.

00:01:32.540 --> 00:01:34.080
‫گوندری!

00:01:34.080 --> 00:01:36.160
‫برای چی اینجایی؟

00:01:40.120 --> 00:01:41.910
‫کجا غیبش زد؟

00:01:56.080 --> 00:01:58.080
‫غافلگیر شدم.

00:01:58.080 --> 00:02:03.830
‫فکرشم نمی‌کردم که یه گسترش‌یافته باغی
‫بخواد از دام و طعمه استفاده کنه...

00:02:15.120 --> 00:02:16.750
‫حالت خوبه؟ پیرمرد.

00:02:16.750 --> 00:02:18.330
‫آ-آره.

00:02:18.330 --> 00:02:20.870
‫هیم. پس فرار کرد.

00:02:20.870 --> 00:02:24.080
‫لعنتی، اون یه حقه باز عوضیه.

00:02:25.660 --> 00:02:29.540
‫این صورت... فکر می‌کنم بهشون
‫می‌گفتن «واحد تفنگداران برده».

00:02:32.250 --> 00:02:35.330
‫از نوعِ تو در طول جنگ دیدم.

00:02:36.370 --> 00:02:38.160
‫چرا اینجای؟

00:02:38.200 --> 00:03:03.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:04:10.450 --> 00:04:15.450
- ‫[برافروختن] - ‫به نظرمیاد
مدیر ‫«اولیویر» جایگزین شده.

00:04:14.950 --> 00:04:17.250
‫باید چیکار کنیم؟

00:04:17.250 --> 00:04:21.290
‫خب، تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که منتظر دستورات جدید باشیم.

00:04:23.120 --> 00:04:25.620
‫یه اتفاقی اون بیرون افتاده.

00:04:25.620 --> 00:04:27.700
‫فکر می‌کنی اتفاقی
‫برای جوزو افتاده باشه؟

00:04:27.700 --> 00:04:30.830
‫امکان نداره!

00:04:30.830 --> 00:04:34.370
اگر اتفاقی هم افتاده باشه، اون احتمالاً کسیه که به نوعی مشکل ایجاد کرده؟

00:04:34.370 --> 00:04:36.120
‫اینطوریه؟!

00:04:39.750 --> 00:04:42.540
‫این برای جوزوـه...

00:04:42.540 --> 00:04:45.830
‫می‌خواستم صبح بهش اینو بدم...

00:04:45.830 --> 00:04:52.700
‫جوزو درد و فشار افزونه‌هاشو
‫با این سیگارا بهبود نمی‌داد؟

00:04:52.700 --> 00:04:56.950
‫عنقریبه که سیگاراش تموم بشه.

00:04:56.950 --> 00:04:59.950
‫این بد نیست؟

00:04:59.950 --> 00:05:01.580
‫چرا.

00:05:01.580 --> 00:05:05.370
‫و اینکه فکر نمی‌کنم
‫مشکل فقط همین باشه.

00:05:05.370 --> 00:05:09.620
‫فکر نمی‌کنم این تنها چیزی باشه که
‫جوزو با سیگارا از خودش دفع می‌کنه.

00:05:09.620 --> 00:05:14.790
‫اینطور به نظر میاد که جوزو ناامیدانه
‫سعی داره تا چیزیو سرکوب کنه...

00:05:16.000 --> 00:05:21.830
‫خب، خوب میشه اگه جوزو- سان از این
‫فرصت برای ترک سیگار استفاده کنه.

00:05:25.830 --> 00:05:27.200
‫پسر؟

00:05:29.660 --> 00:05:32.870
‫هی! شما اون بیرونید. درسته؟

00:05:32.870 --> 00:05:33.660
‫آهای!

00:05:33.660 --> 00:05:35.790
‫-چیکار داری می‌کنی؟ -هووی!

00:05:35.790 --> 00:05:38.830
‫جواب بدید، آدمای گستاخ!

00:05:38.830 --> 00:05:41.870
‫خفه شو. ساکت بمون.

00:05:41.870 --> 00:05:44.080
‫انگار جای کافی برای
‫رد شدن سیگار هست.

00:05:44.080 --> 00:05:45.410
‫چی؟

00:05:45.410 --> 00:05:50.750
‫جوزو به خاطر من دستگیر شد.

00:05:50.750 --> 00:05:53.620
‫پسر. نکنه که...

00:05:53.620 --> 00:05:58.750
‫من اطمینان میدم که
‫سیگارارو به دست جوزو برسونم.

00:05:58.750 --> 00:05:59.950
‫چی؟!

00:06:07.290 --> 00:06:10.500
‫اسم من «جوزو اینوئی»‌ـه.

00:06:10.500 --> 00:06:15.250
‫یه درخواست برای
‫دستگیری «گوندری» گرفتم.

00:06:15.250 --> 00:06:16.750
‫متوجه شدم.

00:06:16.750 --> 00:06:23.410
‫همرزمای اولین واحد آزمایشی
‫گسترش یافته‌ت در «تیندالوس»،

00:06:23.410 --> 00:06:25.870
‫همگی توسط «گوندری» به قتل رسیدن.

00:06:25.870 --> 00:06:28.160
‫چی؟

00:06:28.160 --> 00:06:32.790
‫به نظر می‌رسه تو آخرین هدفشی.

00:06:32.790 --> 00:06:38.450
‫همشون... چقدر وحشتناک.

00:06:38.450 --> 00:06:42.450
‫چرا «گوندری» دنبال شماهاس؟

00:06:42.450 --> 00:06:47.120
‫خیلی ها هستن که قهرمانی
‫مثل من رو هدف قرار میدن.

00:06:47.120 --> 00:06:50.870
‫با وجود اینکه، دیگر اعضای واحد
‫رو هم مورد حمله قرار داده...

00:06:50.870 --> 00:06:53.370
‫دلیلی برای گوندری
‫وجود نداره که...

00:06:53.370 --> 00:06:57.950
‫به همرزماش که در جنگ
‫کنارش ایستادن، حمله کنه.

00:06:57.950 --> 00:07:03.370
‫هرچند، این موضوع تا قبل از
‫اینکه دیوونه بشه ، صادق بود...

00:07:04.790 --> 00:07:09.910
‫اون یه گسترش‌یافته‌‌ای
‫با تخصص آدم‌کشی بود.

00:07:09.910 --> 00:07:14.250
‫بازوهای زرهیش و نانو کریستال‌های
‫رنگ‌پذیر تعبیه شده ...

00:07:14.250 --> 00:07:21.000
‫در صورت کاذبِ پشت سرش، بهش اجازه
‫میده تا آزادانه تغییر شکل بده.

00:07:21.000 --> 00:07:28.540
‫بخاطر مهارت استثناییش،
‫هیچوقت در آدمکشی شکست نخورده!

00:07:28.540 --> 00:07:34.160
‫هرچند، قدرتش فشار زیادی بر
‫روی هوش فرعیش وارد می‌کنه.

00:07:34.160 --> 00:07:41.040
‫به نظر می‌رسه که به خاطر استفاده مکرر
‫از افزونه‌هاش، اعصابش از بین رفته...

00:07:41.040 --> 00:07:44.910
‫در نتیجه، «کابوس نورث
‫اسکات» اتفاق افتاد.

00:07:44.910 --> 00:07:47.500
‫و همینطور این قتل ها ...

00:07:47.500 --> 00:07:49.750
‫درسته.

00:07:49.750 --> 00:07:51.620
‫تغییر قیافه بده.ها؟

00:07:51.620 --> 00:07:57.500
‫عجیب نیست که اون گسترش‌یافته‌های کامل
‫به همین راحتی به قتل رسیده بودن.

00:07:57.500 --> 00:08:00.160
‫چیشده؟ کرونن.

00:08:00.160 --> 00:08:04.540
‫گوندری بعد از اینکه سوزن هات
‫بهش خورد، هنوز هم حرکت می‌کرد!

00:08:04.540 --> 00:08:10.620
‫تقریبا تمام نقاط حساس گسترش‌یافته‌های
‫تولیدشده رو به خاطر سپردم.

00:08:10.620 --> 00:08:16.950
‫هر چند، نمونه‌های
‫غیرعادی اغلب نقاط حساس خاص هم دارن

00:08:16.950 --> 00:08:20.410
‫در این موارد، مرسومه که
‫هوش فرعی رو هدف قرار بدی.

00:08:20.410 --> 00:08:25.450
‫با این وجود، اسناد موجود در هوش
‫فرعی اغلب مدارک ارزشمندی دارن.

00:08:25.450 --> 00:08:28.750
‫این چیزیه که به طور
‫معمول ازش اجتناب می‌کنم...

00:08:28.750 --> 00:08:37.580
‫به هر حال، پیدا کردن هوش
‫فرعی مدل های قدیمی سخته.

00:08:37.580 --> 00:08:41.750
‫به عبارت دیگه، زنده گرفتنش سخته.

00:08:42.950 --> 00:08:45.200
‫خب، یه پیغام برات دارم.

00:08:45.200 --> 00:08:48.450
‫مدیر جایگزینی
‫دستورات جدیدی رو دادن.

00:08:48.450 --> 00:08:51.250
‫مدیر جایگزین؟

00:08:51.250 --> 00:08:55.120
‫مدیر «اولیویر»
‫از پستشون خلع شدن.

00:08:55.120 --> 00:09:00.120
‫همه‌ی افسران «ای ام اس» باید خودشون
‫رو از این پرونده بیرون بکشن.

00:09:00.120 --> 00:09:05.700
‫ارشدهامون می‌خوان که «گوندری» کشته
‫بشه و این قضیه رو لاپوشونی کنن.

00:09:06.910 --> 00:09:11.660
‫لعنت بهشون.
‫بالا دستیا همیشه همیطورین...

00:09:12.700 --> 00:09:19.200
‫اونا فکر می‌کنن که اگه صورت مسئله رو پاک کنن،
‫می‌تونن تظاهر کنن که هیچ مشکلی وجود نداشته!

00:09:19.200 --> 00:09:24.790
‫گلوله شلیک شده هیچوقت
‫به تفنگ برنمی‌گرده.

00:09:24.790 --> 00:09:29.910
‫باید بدونن که همیشه شکاف و جای
‫زخمی پشت سرشون باقی می‌مونه.

00:09:34.160 --> 00:09:38.790
‫مدیر «اولیویر» دیگه قدرتی
‫برای محافظت از تورو نداره.

00:09:38.790 --> 00:09:44.040
‫به نظر میاد که دیگه دلیلی وجود
‫نداره که خودتو درگیر این مسئله کنی.

00:09:44.040 --> 00:09:48.080
‫انگار متوجه نشدی، کرونن.

00:09:48.080 --> 00:09:54.040
‫اون خودش شخصا
‫درخواستشو لغو نکرده!

00:09:54.040 --> 00:09:57.250
‫همین دلیل برای ادامه
‫دادن کفایت می‌کنه.

00:09:58.790 --> 00:10:00.330
‫و اینکه میدونی...

00:10:00.330 --> 00:10:05.540
‫اگه «گوندری» زنده دستگیر بشه
‫و حقیقت این حوادث عمومی بشه.

00:10:05.540 --> 00:10:11.410
‫ارشد هاش مجبور به تجدید نظر در مورد
‫عزل کردن «اولیویر» از پستش می‌شن.

00:10:13.120 --> 00:10:17.040
‫ایندفعه حواسم به کارات هست.

00:10:18.160 --> 00:10:23.750
‫اینطوری، حسابم با اطلاعاتی
‫که از «گوندری» دادی صاف میشه.

00:10:26.910 --> 00:10:30.200
‫ارزش دستورات رو بیشتر از
‫همرزم و رفیقاشون می‌دونن...

00:10:30.200 --> 00:10:35.000
‫فرقی نمی‌کنه چه دوره‌ای باشه،
‫مقامات دولتی همیشه سرسختن.

00:10:35.000 --> 00:10:38.290
‫ما رفیق نیستیم.

00:10:38.830 --> 00:10:41.830
- ‫«زیاد سیگار نکش» «مری» -
‫ما هردومون هرکاری ‫بخوایم می‌کنیم.

00:10:43.540 --> 00:10:47.200
‫اینطور نیست؟ کرونن.

00:10:47.200 --> 00:10:51.160
‫اصلا نترس.
‫تو، بااون کله تفنگی خاصت.

00:10:51.160 --> 00:10:57.620
‫برای هرکسی سخته که شکل قهرمانانه من رو
‫ببینه و بخواد به راحتی به من حمله کنه!

00:10:57.620 --> 00:11:00.620
‫روت حساب می‌کنم، پیری.

00:11:06.040 --> 00:11:07.250
‫چی؟!

00:11:14.160 --> 00:11:19.620
‫اون کاربر سوزنی که اینجا
‫بود، یذره ترسناک می‌زد...

00:11:19.620 --> 00:11:22.160
‫... اما حالا چیزی
‫برای نگرانی وجود نداره

00:11:22.160 --> 00:11:26.200
‫حالا، چطوره دخلتو بیارم، قهرمان!

00:11:29.250 --> 00:11:31.450
‫با این کار دوباره تحسینم می‌کنن.

00:11:31.450 --> 00:11:36.870
‫اونا خواهند گفت که
‫هنوزم به من نیاز دارن.

00:11:36.870 --> 00:11:38.290
‫فهمیدم.

00:11:38.290 --> 00:11:44.910
‫در طول جنگ، همیشه از ما انتظار می رفت که
‫به عنوان نمونه های آزمایشی نتیجه بگیریم.

00:11:44.910 --> 00:11:50.450
‫با کشتن رقیبات، که
‫همرزمو رفیق فابت بودن،

00:11:50.450 --> 00:11:54.540
‫داری دلیل وجود
‫خودتو تایید میکنی؟!

00:11:54.540 --> 00:11:56.250
‫متوجه شدم.

00:12:01.500 --> 00:12:08.660
‫معلومه اون افزونه‌هایی که انقدر
‫بهش میبالی... بهای سنگینی دارن.

00:12:08.660 --> 00:12:12.370
‫بدن مزخرف منم دقیقا همینطوره.

00:12:12.370 --> 00:12:16.750
‫نمیتونم سیگار درمانیمو
‫به همین خاطر ترک کنم.

00:12:16.750 --> 00:12:21.500
‫با یکم تست استقامت بدنی چطوری؟

00:12:21.500 --> 00:12:25.540
‫بیا مبارزه کنیم، فقط تو و من.

00:12:25.540 --> 00:12:28.120
‫ببینیم کی زودتر هوش فرعی
‫اون یکی رو کباب میکنه؟!

00:12:50.200 --> 00:12:54.750
‫اون دفاع کردن رو کنار گذاشته تا ضعفی
‫که توی دستگاه فرعیش داره رو جبران کنه.

00:12:54.750 --> 00:12:59.330
‫به هرحال، اون مرد، سبک
‫مبارزه ی بی پروایی داره!

00:13:19.200 --> 00:13:26.370
‫اگه دیوونه و روانی نمی‌شدی
‫باهات مثل یه قهرمان رفتار میشد.

00:13:26.370 --> 00:13:31.790
‫اونا بهره ی کامل رو ازت بردن
‫و ببین که چقد رقت انگیز شدی...

00:13:33.040 --> 00:13:38.950
‫شرط میبندم، انگار، تو یه کابوسی
‫که تمومی نداره، گرفتار شدی.

00:13:40.790 --> 00:13:45.200
‫ولی کارایی که
‫کردی یه خواب نبودن.

00:13:45.200 --> 00:13:48.120
‫این شکاف و زخم ها
‫از قبل به جای موندن.

00:13:48.120 --> 00:13:52.370
‫حالا، تورو از خوابی که تو
‫گذشته جا مونده بیدار میکنم!

00:14:00.830 --> 00:14:03.250
‫چه کله خواب آلودی.

00:14:08.250 --> 00:14:11.750
‫فقط بزور، تونستی جلوشو بگیری.

00:14:11.750 --> 00:14:16.580
‫ولی مثل اینکه دیگه
‫نمیتونی قایم موشک بازی کنی.

00:14:18.500 --> 00:14:22.370
‫برافروختگی‌ای که باعثش شد، جای
‫هوش فرعی گوندوری رو آشکار کرد.

00:14:27.580 --> 00:14:29.080
- ‫تو، با کله ی منحصر به فرد.
- ‫یک هیچ ازش جلویی!

00:14:30.120 --> 00:14:31.330
‫همه ی تلاشتو بکن!

00:14:33.330 --> 00:14:37.540
‫خوشم ازت نمیاد،
‫ولی بهت اعتماد دارم.

00:14:47.000 --> 00:14:55.330
‫من به این واقعیت که تو هرکاری که لازمه انجام
‫میدی، سوای اینکه دیگران چی میگن، اعتماد دارم.

00:15:06.700 --> 00:15:11.580
‫زندانی شماره 0001،
‫«هیدن گوندوری»

00:15:11.580 --> 00:15:16.330
‫به سلولت برگرد و واسه کارای
‫اشتباهی که کردی محاکمه شو.

00:15:18.830 --> 00:15:21.910
‫تو کندی، کرونن.

00:15:21.910 --> 00:15:26.540
‫اگه من اینجا نبودم،
‫این زندانی فرار میکرد.

00:15:26.540 --> 00:15:28.700
‫چی؟!

00:15:28.700 --> 00:15:36.120
‫من یه کاری بهت سپردم تا انجام بدی،
‫چونکه تو داری همیشه در مورد وظیفت میگی

00:15:36.120 --> 00:15:42.410
‫اون از قصد توی همچین وضع خسارت باری مبارزه
‫کرد تا تضمین کنه که گوندوری زنده دستگیربشه

00:15:43.870 --> 00:15:47.620
‫مهم نیس که چی میگی، با اون
‫حالت رقت انگیز به نظر میرسیدی.

00:15:47.620 --> 00:15:51.620
‫و حتی اگه شکست میخورد، باورداشت که
‫کاربر سوزنی، گوندوری رو متوقف میکنه،

00:15:51.620 --> 00:15:54.950
‫از اونجایی که می‌دونست
‫هوش فرعی کجاست.

00:15:54.950 --> 00:15:56.080
‫تو...

00:15:56.080 --> 00:16:00.950
‫چیه؟ نکنه ازم میخوای
‫تا بفرستمت «وندر بندر»؟

00:16:00.950 --> 00:16:03.040
‫چی گفتی، حرومزاده؟!

00:16:05.040 --> 00:16:06.950
‫اون خطرناکه.

00:16:11.910 --> 00:16:14.000
‫مشکل چیه، «پپر»؟!

00:16:14.000 --> 00:16:18.870
‫ارتباطم با گوندوری به
‫وسیله ی یه نفر قطع شده.

00:16:18.870 --> 00:16:22.000
‫توسط کسی که دقیقا شبیه خودته.

00:16:22.000 --> 00:16:24.950
‫من؟! امکان نداره...

00:16:25.750 --> 00:16:28.000
‫این هارمونی.

00:16:28.000 --> 00:16:35.830
‫میتونه گسترش یافته رو کنترل کنه، ولی
‫ذهن مالک با ذهن خودت آلوده میشه.

00:16:35.830 --> 00:16:39.120
‫خیلی نزدیک بود تا
‫«آرمی» رو بکشم...

00:16:40.250 --> 00:16:43.040
‫آخرشم خیلی این دورو
‫اطراف بازی کردم.

00:16:44.410 --> 00:16:50.700
‫هنوز تموم نشده، کله تفنگی!

00:16:54.660 --> 00:16:58.660
- ‫"سرد خانه" - ‫مدیر سابق،
اولیور، ‫لطفا عجله کنید.

00:16:59.000 --> 00:17:05.040
‫این وظیفه ماست که شمارو تا
‫خونه ببریم و از شما محافظت کنیم.

00:17:05.040 --> 00:17:06.830
‫میدونم.

00:17:06.830 --> 00:17:10.830
‫و منظورت از محافظت از من
‫اینه که منو زیرنظر بگیرید؟!

00:17:12.250 --> 00:17:15.040
‫به نظر میاد شما کاملا آشفته این.

00:17:15.040 --> 00:17:19.580
‫به هرحال، میشه از باز کردن این
‫امر در اینجا خودداری کنین، لطفا؟

00:17:19.580 --> 00:17:22.660
‫وقت ندارم. زودتر برو سر گزارش.

00:17:22.660 --> 00:17:25.250
‫جدا، لطفا نه.

00:17:25.250 --> 00:17:28.370
‫بوی تعفن به سختی از بین میره.

00:17:28.370 --> 00:17:31.200
‫خب، چی شمارو اذیت میکنه؟

00:17:32.160 --> 00:17:37.200
‫همونطور که تو گزارش
‫نوشتم، از بین سه قربانی،

00:17:37.200 --> 00:17:43.040
‫مرگ راننده پیک، یعنی
‫اولین قربانی کاملا متفاوته.

00:17:43.040 --> 00:17:45.870
‫همشون بریدگی هایی
‫برروی بدنشون دارن.

00:17:45.870 --> 00:17:50.750
‫واسه اون دوتای دیگه،
‫این، دلیل مرگشون بوده.

00:17:50.750 --> 00:17:57.830
‫این آدم، در هر صورت، با یه ضربه به سینه
‫که باعث شده قلبش از کار بیافته، کشته شده.

00:17:57.830 --> 00:17:59.410
‫این به چه معنیه؟

00:17:59.410 --> 00:18:02.450
‫میخوای بگی که گوندوری تلاش کرده تا
‫طرز کشته شدن قربانیارو مخفی کنه؟

00:18:02.450 --> 00:18:06.950
‫یا یکی دیگه به غیر از گوندوری
‫تلاش کرده تا حقیقت رو پنهان کنه.

00:18:06.950 --> 00:18:13.000
‫اگه هوش فرعی سالم میموند،
‫بیشتر در موردش میدونستیم، اما...

00:18:13.000 --> 00:18:16.950
‫یکی... به غیر از گوندوری؟

00:18:18.290 --> 00:18:20.950
‫مدیر اسبق، دیگه وقتشه.

00:18:20.950 --> 00:18:23.580
‫بزارین ببرمتون پیش ماشین.

00:18:26.830 --> 00:18:30.660
‫سعی کردم ادای جوزو رو در بیارم
‫انگار که همچی خیلی عالی پیش رفت.

00:18:30.660 --> 00:18:34.540
‫ک- تو کی هستی؟

00:18:34.540 --> 00:18:36.500
‫اسم من تتسوروعـ.

00:18:36.500 --> 00:18:40.870
‫حالا، لطفا منو ببرین پیشِ جوزو!

00:18:51.700 --> 00:18:53.410
‫هی، کرونن!

00:18:53.410 --> 00:18:56.910
‫یه مرد آسیب دیده رو مجبور به
‫انجام همچین کار سنگینی نکن!

00:18:56.910 --> 00:19:01.120
‫هیچ جوره نمیشه یه آدم معمولی مثل من
‫بتونه یه گسترش یافته رو حمل کنه.

00:19:01.120 --> 00:19:05.370
‫هی، پیر مرد! یکم کمک دستم باش!

00:19:07.200 --> 00:19:08.830
‫داری چه غلطی میکنی؟

00:19:08.830 --> 00:19:11.200
‫در، خودش اتومات باز نمیشه!

00:19:12.660 --> 00:19:17.290
‫اوه، پس این دریه که یکی
‫باید با دست بازش کنه.

00:19:17.290 --> 00:19:18.870
‫چه قد جالب.

00:19:20.080 --> 00:19:22.250
‫حالا هرچی.

00:19:22.250 --> 00:19:24.950
‫با دقت مراقبش باش.

00:19:26.080 --> 00:19:31.250
‫اون یه شاهد مهمه که حقیقت
‫کابوس نورث اسکات رو آشکار میکنه.

00:19:31.250 --> 00:19:36.580
‫هم «نورث اسکات» و هم به
‫برگشتن مدیر سابق کمک می‌کنه.

00:19:36.580 --> 00:19:39.330
‫از اولش نقشه همین بود.

00:19:39.330 --> 00:19:46.290
‫خب، اینطور بود اگه یه احمق پاشو فراتر
‫نمیذاشت وهوش فرعی رو اوراق نمیکرد.

00:19:46.290 --> 00:19:50.660
‫اینطور به نظر میاد، داری خودتو
‫میکشی تا باهام در بوفتی، کرونن.

00:19:56.830 --> 00:19:58.500
‫داروی مسکن از کار افتاد.

00:19:58.500 --> 00:20:00.620
‫زودباش و اونو پایین
‫نگه دار، اینویی!

00:20:09.000 --> 00:20:10.620
‫من کجام؟

00:20:10.620 --> 00:20:14.830
‫نتیجه جنگ چی شد؟

00:20:14.830 --> 00:20:21.080
‫درسته... گروه نظامی من...

00:20:21.080 --> 00:20:25.910
‫اونها... من...

00:20:28.410 --> 00:20:30.830
‫جنگ؟

00:20:30.830 --> 00:20:33.910
‫اون در حالت گیجی قرار داره.

00:20:33.910 --> 00:20:37.370
‫باید عجله کنیم و اونو در
‫مرکز درمانی، درمون کنیم.

00:20:37.370 --> 00:20:41.160
‫اگه سلامت عقلیشو به دست بیاره، میتونیم
‫اطلاعات باارزشی رو به دست بیاریم.

00:20:43.620 --> 00:20:45.540
‫چه قد بد شانس.

00:20:46.620 --> 00:20:49.790
‫فکر کردن به اینکه
‫همچی اینطوری تموم میشه.

00:20:51.080 --> 00:20:54.080
‫کابوس نورث اسکات.

00:20:54.080 --> 00:21:00.540
‫اگه حقیقت فاش بشه، رشد تکنولوژی
‫گسترش یافته هارو به شدت کند میکنه.

00:21:00.540 --> 00:21:06.450
‫رشد اقتصادی واسه این کشور بعد از
‫جنگ گسترده ممکنه که اتفاق نیوفته.

00:21:10.160 --> 00:21:16.250
‫واسه همینه که نمیتونیم اجازه بدیم گوندوری
‫حقیقتی رو که ده سال پیش اتفاق افتاد، بازگو کنه.

00:21:22.410 --> 00:21:28.370
‫واسه اینه که باید شما دوتارو
‫به همراه اون از بین ببرم.

00:21:28.370 --> 00:21:30.750
‫آرمد، حروم لقمه!

00:21:32.950 --> 00:21:34.200
‫کرونن!

00:21:37.450 --> 00:21:42.370
‫قدرتی رو که از من به
‫ارث بردی، نشونم بده!

00:21:42.370 --> 00:21:44.700
‫آرمد!

00:21:44.700 --> 00:21:45.910
‫فیونک...

00:21:45.910 --> 00:21:47.620
‫فاست...

00:21:48.200 --> 00:22:10.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.370 --> 00:23:29.160
‫متوجه نیستی؟

00:23:29.160 --> 00:23:30.250
- ‫همونطوری که فکر میکردم، تو همونی هستی ‫که پدر رو کشت. تو، با اون کله تفنگی.
- ‫یه آدم گنده مثل تو باید ‫از خودش شرمسار باشه!

00:23:30.790 --> 00:23:33.250
‫چیزایی که تا الان
‫ازش محافظت کردم.

00:23:33.250 --> 00:23:35.370
‫لطفا، جوزو!

00:23:35.370 --> 00:23:45.370
‫NO GUNS LIFE. قسمت 8. "اراده"