﻿WEBVTT

00:00:22.950 --> 00:00:25.830
‫داداشی، این همه غذا...

00:00:25.830 --> 00:00:27.660
‫واقعا می‌تونیم همشو بخوریم؟

00:00:27.660 --> 00:00:29.870
‫بله که می‌تونی!

00:00:29.870 --> 00:00:31.410
‫تازه، فردا...

00:00:31.410 --> 00:00:35.450
‫نه. از فردا غذاهای
‫خوشمزه تری بهتون می‌دم.

00:00:35.450 --> 00:00:37.620
‫از فردا و برای همیشه!

00:00:39.540 --> 00:00:41.000
- ‫از...
- ‫فردا؟

00:00:46.620 --> 00:00:47.830
‫آره.

00:00:47.830 --> 00:00:49.700
‫حالا بخورید.

00:00:58.160 --> 00:01:01.660
‫از فردا... حتما.

00:02:37.370 --> 00:02:46.500
‫اقدامات قهرمانانه‌ی «مگا آرمد توکیسادا» نه
‫تنها کشور ما رو به سمت پیروزی سوق داد...!

00:01:20.200 --> 00:01:35.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:39.120 --> 00:02:43.120
‫[شاخه خیالی]

00:02:50.370 --> 00:02:54.000
‫احمق نباشید!
‫«مگا آرمد» یه قهرمان نبود.

00:02:54.000 --> 00:02:55.040
- ‫چیکار می‌کنید؟!
- ‫ساکت شو!

00:02:56.040 --> 00:02:58.290
‫اون برای «بروهرن» کار می‌کرد.

00:02:58.290 --> 00:03:02.040
‫اون حتی توو پرونده‌ای که برای
‫بیشتر از ده سال پیش بوده، مظنونه!

00:03:02.040 --> 00:03:04.160
‫- من مدرکم دارم.

00:03:02.950 --> 00:03:06.660
- ‫پلیس خصوصی «بروهرن» داره ‫خیلی گستاخانه عمل می‌کنه.
- ‫بذارید برم! ‫این کارِتون استبدادیه.

00:03:06.660 --> 00:03:09.290
‫اصلا چرا توو همچین
‫مراسم عمومی‌ای هستن؟

00:03:09.290 --> 00:03:13.450
‫ولشون کن. ما فقط باید وظیفه
‫خودمون رو درست انجام بدیم.

00:03:13.450 --> 00:03:16.580
‫آره وگرنه «کرونن»
‫حسابی توبیخمون می‌کنه.

00:03:22.870 --> 00:03:26.750
‫مراسم امروز فقط برای «بروهرن»
‫و شخصیت‌های مهم سیاسیه.

00:03:26.750 --> 00:03:30.120
‫اصلا به نظر نمیاد اینجا
‫برای «کولت» شغلی باشه.

00:03:31.160 --> 00:03:34.580
‫اما، اون بی شک بهم گفت
‫که ساعت 3 بیام اینجا.

00:03:34.580 --> 00:03:37.160
‫خب حالا چیکار کنیم؟

00:03:37.160 --> 00:03:40.000
‫نمی‌تونیم از فرستنده
‫هم استفاده کنیم.

00:03:40.000 --> 00:03:41.750
‫فرستنده؟

00:03:41.750 --> 00:03:44.160
‫چیزی که توی جیبته، پسر.

00:03:44.160 --> 00:03:45.120
‫ها؟

00:03:45.120 --> 00:03:48.410
‫از قبل میدونستم که
‫«کولت» دستش کجه.

00:03:48.410 --> 00:03:52.250
‫رفتار دیروزش عجیب بود،
‫بخاطر همین یکی کار گذاشتم.

00:03:53.620 --> 00:03:58.750
‫هرچند اصلا به ذهنم خطور
‫نمی‌کرد که بری و برش‌گردونی.

00:03:58.750 --> 00:04:00.160
- ‫متاسفم.
- ‫مشکلی نیس.

00:04:01.580 --> 00:04:06.290
‫فقط داشتی سعی می‌کردی کارارو طوری راست
‫وریس کنی که به هیچ کدوممون آسیبی نرسه.

00:04:06.290 --> 00:04:07.950
‫دستتم درد نکنه.

00:04:09.540 --> 00:04:10.790
‫بو گند میده...

00:04:10.790 --> 00:04:14.790
‫ها؟ همین دوروز پیش رفتم حموم.

00:04:14.790 --> 00:04:18.790
‫نه، منظورم این نبود.
‫آشغال‌ها رو میگم.

00:04:18.790 --> 00:04:21.290
‫آره، حق با توئه.

00:04:21.290 --> 00:04:24.410
‫یه فرصت خوب گیرمون
‫بیاد عقب نشینی می‌کنیم.

00:04:24.410 --> 00:04:25.910
‫مطمئنی؟

00:04:25.910 --> 00:04:30.120
‫حتی اگه «کولت» چیزی راجع
‫به محل برادرت بدونِ؟

00:04:32.370 --> 00:04:34.950
‫فراموش کردی؟پسر.

00:04:34.950 --> 00:04:37.580
‫تو همین الانشم تحت
‫تعقیب «بروهرن»ی.

00:04:38.700 --> 00:04:42.370
‫اگه اون افزونه رو
‫برادرت درست کرده باشه...

00:04:42.370 --> 00:04:47.160
‫به این معنیه که برادرت
‫تونسته جون سالم بدر ببره؟

00:04:47.160 --> 00:04:48.540
‫کی میدونه...

00:04:48.540 --> 00:04:52.370
‫قطعاتی که استفاده شدند، همشون قطعاتی
‫بودن که در طول جنگ هم موجود بود.

00:04:52.370 --> 00:04:55.200
‫هنوز نمیتونم قاطعانه نظری بدم.

00:04:55.200 --> 00:05:00.620
‫اما، اگه «ویکتور» یه
‫جایی توو این شهره...

00:05:00.620 --> 00:05:02.660
‫پس من حتما...

00:05:04.200 --> 00:05:07.330
‫خب، دفعه بعد «کولت» رو می‌بینیم.

00:05:07.330 --> 00:05:11.120
‫مهندسا باید همیشه با
‫احتیاط قدم بردارن!

00:05:15.500 --> 00:05:17.500
‫متجاوز شناسایی شد.

00:05:17.500 --> 00:05:19.290
‫آغاز دستگیری!

00:05:22.870 --> 00:05:24.080
‫اون دیگه چی بود؟!

00:05:29.040 --> 00:05:30.450
‫پسر؟

00:05:40.290 --> 00:05:41.700
‫نکنه...

00:05:43.580 --> 00:05:47.000
‫نمی‌تونم این بدنو خوب کنترل کنم.

00:05:47.000 --> 00:05:48.700
‫انقدر بی‌گدار به آب نزن!

00:05:48.700 --> 00:05:52.540
‫ما حتی تمام قابلیت‌های
‫«هارمونی» رو هم نمی‌دونیم.

00:05:52.540 --> 00:05:53.750
‫فهمیدم.

00:05:53.750 --> 00:05:57.000
‫از اینا گذشته، اون انفجار چی بود؟

00:06:01.330 --> 00:06:03.410
‫اون...

00:06:03.410 --> 00:06:04.950
‫«کولت»ـه.

00:06:13.700 --> 00:06:15.160
‫بازوم...

00:06:17.620 --> 00:06:19.160
‫حالت خوبه، خانوم کوچولو؟

00:06:19.160 --> 00:06:20.620
‫لطفا! کمک کنید-

00:06:23.000 --> 00:06:25.450
‫کمکم کنید!

00:06:25.450 --> 00:06:32.290
‫صورتت دقیقا شبیه همون چیزیه
‫که اون گفت، اینوئی جوزو!

00:06:32.290 --> 00:06:34.000
‫بمون سرجات!

00:06:35.080 --> 00:06:37.790
‫با اینکه از این دختر خوب
‫مراقبت کردم، خبرچینیمو کرد.

00:06:37.790 --> 00:06:40.080
‫ا-اون من نبودم.

00:06:40.080 --> 00:06:42.290
‫نزدیکتر نیا.

00:06:44.870 --> 00:06:48.700
‫اگه بیای، با این تیغه
‫حرارتیِ ضدگسترش یافته‌ها...

00:06:48.700 --> 00:06:55.080
‫که بر اساس علاقه مافیای
‫شرقی ساخته شده، تیکه پارت-

00:06:55.080 --> 00:06:56.290
‫زیادی بلنده.

00:07:00.500 --> 00:07:02.410
‫تو «ساریشاگان» هستی؟

00:07:04.910 --> 00:07:10.120
‫یکی هست که در مورد کارای
‫تروریستیت چندتا سوال داره.

00:07:12.290 --> 00:07:14.500
‫داری در مورد مراسم
‫امروز صحبت می‌کنی؟

00:07:15.620 --> 00:07:18.660
‫من فقط یه دلالم.

00:07:18.660 --> 00:07:23.290
‫تنها کاری که کردم این بود که یه بچه
‫فقیر رو به «اسپیتزبرگن» معرفی کردم!

00:07:32.500 --> 00:07:35.290
‫انگار همه می‌خوان
‫سوارش شن و فرار کنن.

00:07:36.870 --> 00:07:39.750
‫بذار این دونفر بی‌سروصدا برن.

00:07:41.870 --> 00:07:43.250
‫«کولت».

00:07:43.250 --> 00:07:49.200
- ‫مدیکو : به زبان اسپانیایی یعنی پزشک.
- ‫«تتسورو». خوشحالم که اومدی. اما فکر ‫نمی‌کردم که «مدیکو» رو هم با خودت بیاری.

00:07:49.200 --> 00:07:53.000
‫«کولت»! من «تتسورو ام».

00:07:53.000 --> 00:07:56.580
‫نکنه؟!
‫داری کنترلش می‌کنی؟ «تتسورو».

00:07:56.580 --> 00:07:57.700
- ‫درسته.
- ‫محشره!

00:07:58.870 --> 00:08:03.620
‫از اینا گذشته، تو ربطی
‫به انفجار الان داری؟

00:08:04.790 --> 00:08:06.000
‫کولت!

00:08:08.080 --> 00:08:10.200
‫آره. همینطوره.

00:08:10.200 --> 00:08:12.370
‫این کاری بود که در
‫موردش گفته بودم.

00:08:12.370 --> 00:08:15.910
‫اگه اتفاقی حین مراسم بیوفته،

00:08:15.910 --> 00:08:21.120
‫مقاماتِ «بروهرن»
‫سوار این قطار میشن.

00:08:21.120 --> 00:08:25.000
‫و این قطار یه بمب
‫داخلش کار گذاشته شده.

00:08:25.000 --> 00:08:28.040
‫این کلید انفجارشه.

00:08:28.040 --> 00:08:32.500
‫قشر کارگر ضعیفِ جامعه یه پیام
‫درست و درمون به این زالوصفتا که...

00:08:32.500 --> 00:08:34.450
‫کارشون فقط ضرر رسوندنه، میده.

00:08:34.450 --> 00:08:36.120
‫احساستو درک می‌کنم، اما...

00:08:36.120 --> 00:08:38.500
‫این با جنایت کردن فرقی نداره!

00:08:38.500 --> 00:08:41.120
‫نگران نباش. «مدیکو».

00:08:41.120 --> 00:08:43.750
‫قصد ندارم غیرنظامی‌هارو
‫درگیر کنم.

00:08:46.200 --> 00:08:51.450
‫می‌خوای پولی رو که از راه کشتار
‫بدست آوردی صرف کمک به خانوادت کنی؟!

00:08:51.450 --> 00:08:54.790
‫پس تو بهشون بگو.

00:08:54.790 --> 00:09:00.410
‫که: «کشتن مردم اشتباهه، این وضعو
‫تحمل کنید و از گرسنگی بمیرید!».

00:09:03.080 --> 00:09:07.200
‫خواهرای کوچیکم، اونا متوجه نمیشن.

00:09:07.200 --> 00:09:10.750
‫اونا نمیدونن «فردا» به چه معنیه.

00:09:10.750 --> 00:09:14.290
‫اونا نمی‌دونن که «فردا»
‫چی پیش روشون میاره.

00:09:17.870 --> 00:09:19.870
‫آخرین دفعه هم ازم پرسیدی، مگه نه؟

00:09:19.870 --> 00:09:22.950
‫«این چیزیه که واقعا
‫می‌خوای انجام بدی؟»

00:09:22.950 --> 00:09:29.000
‫من بهشون نشون میدم که
‫آینده‌ای پیشِ روشون وجود داره!

00:09:29.000 --> 00:09:33.660
‫و هر بهاییم که داشته
‫باشه، اینکارو می‌کنم.

00:09:33.660 --> 00:09:35.830
‫پس، تتسورو...

00:09:35.830 --> 00:09:37.580
‫ولش کن!

00:09:43.080 --> 00:09:43.950
- ‫اونا اونجان! اونجان!
- ‫مورد رویت شد.

00:09:44.500 --> 00:09:45.700
‫شلیک کنید!

00:09:50.620 --> 00:09:52.160
‫لعنتی!

00:09:56.000 --> 00:09:56.830
‫کولت!

00:09:56.830 --> 00:09:58.910
‫پسر، برو دنبالش.

00:09:58.910 --> 00:10:01.410
‫نذارید فرار کنن.
‫به قطار خبر بدید!

00:10:05.000 --> 00:10:07.620
‫چه اتفاقی افتاده؟ چیشده؟

00:10:18.700 --> 00:10:22.160
‫این بدن زیادی برات بزرگ نیست؟

00:10:22.160 --> 00:10:24.790
‫هنوزم میتونی برگردی!

00:10:24.790 --> 00:10:28.290
‫چی سرِ خانوادت میاد اگه
‫تورو به عنوان تروریست بگیرن؟

00:10:30.450 --> 00:10:32.160
‫فقط نگاه کن.

00:10:32.160 --> 00:10:35.790
‫من اون بمب رو به صورت
‫دستی فعال می‌کنم.

00:10:35.790 --> 00:10:42.080
‫اما، قبل از هر چیزی باید
‫یه فکری به حال اون بکنیم...

00:10:48.250 --> 00:10:51.580
‫واسه چی، فورا دستگیرش نکردی؟

00:10:51.580 --> 00:10:53.910
‫میخوای از وظایفت شونه خالی کنی؟

00:10:55.120 --> 00:10:57.330
‫حواسشو پرت میکنم.

00:10:57.330 --> 00:10:58.830
‫باید فرار کنی، «کولت»

00:10:58.830 --> 00:11:00.410
‫متاسفم.

00:11:00.410 --> 00:11:02.410
‫این دقیقا کاریه که میخوام انجامش بدم.

00:11:07.160 --> 00:11:08.580
‫بهت اجازه نمیدم.

00:11:09.950 --> 00:11:11.790
‫حروم لقمه.

00:11:11.790 --> 00:11:14.120
‫باید سریعتر انجامش بدم و فرار کنم.

00:11:14.120 --> 00:11:17.000
‫اگه درخواست پشتیبانی بکنه، همچی نقش برآب میشه.

00:11:23.250 --> 00:11:27.160
‫خب، حالا باس برم سراغ «تتسورو».

00:11:32.200 --> 00:11:35.000
‫موش آواره!

00:11:35.000 --> 00:11:39.620
‫حتما با پول اغفال شدی و««اسپیتزبرگن» گولت زده.

00:11:39.620 --> 00:11:41.000
‫توبه کن...

00:11:41.000 --> 00:11:44.160
‫واسه مرتکب شدن همچین عمل احمقانه ای!

00:11:44.160 --> 00:11:46.950
‫م- متاسفم...

00:11:46.950 --> 00:11:49.080
‫ت- تتسورو...

00:11:52.250 --> 00:11:54.830
‫خب، این دیگه آخرشه.
‫باشه، لعنتی.

00:11:54.830 --> 00:11:57.750
‫ولی یه قدم رو خیلی دیر برداشتی.

00:11:57.750 --> 00:12:00.080
‫همین الان، تایمر روی بمب رو راش انداختم.

00:12:00.080 --> 00:12:03.750
‫اگه سعی کنی تا خنثاش کنی
‫فورا میترکه.

00:12:03.750 --> 00:12:11.290
‫اگرم مامورات بمیرن، خانوادم
‫به اون پول میرسن، حتی اگه کارم تموم شه.

00:12:11.290 --> 00:12:13.830
‫تا وقتیکه اون پولو داشته باشیم...

00:12:13.830 --> 00:12:17.080
‫خواهر کوچیکترم میتونه ببینه
‫که آینده چی واسش به همراه داره!

00:12:18.290 --> 00:12:21.000
‫بااینکه ازمون تجهیزات گرفتی،

00:12:21.000 --> 00:12:25.290
‫خودت رو فدای تروریستا کردی
‫و در مقابلمون قرار گرفتی.

00:12:25.290 --> 00:12:29.540
‫همونطوری که فکر میکردم، تو فقط یه سگ وفادار واسه«اسپیتزبرگنی».

00:12:29.540 --> 00:12:34.200
‫خبر بد واست اینکه، این قطار
‫آدمایی رو که هدف تو بودن رو نداره.

00:12:36.000 --> 00:12:40.830
‫میدونستیم که تروریستا چندتا آشوب نزدیکای

00:12:40.830 --> 00:12:45.250
‫مراسم فوق امنیتی به پا میکنن
‫و قطارتخلیه رو هدف قرار میدن.

00:12:46.450 --> 00:12:50.290
‫در این صورت، فقط باید نقشمونو تغییرمیدادیم

00:12:50.290 --> 00:12:52.790
‫بعد اینکه مقامات باارزشمون سوار قطار شدن،

00:12:52.790 --> 00:12:56.120
‫واگنشون رو جدا کردیم و
‫تو ایستگاه جاشون گذاشتیم.

00:12:56.120 --> 00:13:01.330
‫بعدش، اونارو با استفاده ازوسایل دیگه
‫به یه جای امن بردیم.

00:13:01.330 --> 00:13:03.540
‫د- دروغه!

00:13:05.660 --> 00:13:08.790
‫هرجور میخوای فک کن.

00:13:08.790 --> 00:13:11.410
‫خب، شانس خوبیه.

00:13:11.410 --> 00:13:16.500
‫آدمایی که اون بیرون داشتن تظاهرات میکردن.

00:13:16.500 --> 00:13:21.330
‫واون دسته بچه های یتیم بیگناه که درطول
‫مراسم سرود میخوندن...

00:13:21.330 --> 00:13:26.750
‫همین الان، همه ی اون بی گناها
‫داخل این قطارن.

00:13:26.750 --> 00:13:29.660
‫به دنیا نشون میده که«اسپیتزبرگن»

00:13:29.660 --> 00:13:36.410
‫کسیه که ادمای بی گناه زیادی رو میفرسته رو هوا
‫و یه تروریست بی‌هدفه.

00:13:36.410 --> 00:13:42.250
‫و اینه که «بروهرن»رو به سمت آینده سوق میده!

00:13:44.000 --> 00:13:45.910
‫واگن رو همراه با مواد منفجره رها کنین!

00:13:45.910 --> 00:13:46.830
‫بله، قربان.

00:13:46.830 --> 00:13:51.290
‫ص- صبر کن! متوجه هستی داری چی میگی؟

00:13:51.290 --> 00:13:52.500
‫انجامش بدین.

00:13:57.250 --> 00:13:59.450
‫داری باهام شوخی میکنی!

00:14:08.120 --> 00:14:10.500
‫هنوزم میتونیم از پسش بر بیایم
‫اگه بتونم کدی رو که خنثاش میکنه رو وارد کنم.

00:14:25.580 --> 00:14:27.080
‫کولت...

00:14:40.870 --> 00:14:41.660
فعال شدن اورژانسی

00:14:50.000 --> 00:14:54.040
‫اثر داروهام تو همچین زمانی از بین رفت!؟

00:15:45.000 --> 00:15:49.950
‫پسر، زخمات اذیتت نمیکنن؟

00:15:49.950 --> 00:15:53.620
‫توجه نکردم. کی من...؟

00:15:53.620 --> 00:15:55.200
‫خب...

00:15:57.910 --> 00:16:00.200
‫احتمالا اون موقع ای بود که...

00:16:00.200 --> 00:16:02.870
‫ازاون مهمتر، زخمای کولت در چه وضعین؟

00:16:04.040 --> 00:16:10.750
‫اونا از گلوله های گردی که ضد گسترش یافته ان استفاده کردن
‫بنابراین، گلوله ها خیلی عمیق فرو رفتن.

00:16:10.750 --> 00:16:14.450
‫ولی اگه اونو هر چی زودتر به یه بیمارستان نرسونیم، اون...

00:16:17.330 --> 00:16:18.540
‫ولپ!

00:16:18.540 --> 00:16:20.700
‫واقعا داشتم فکر میکردم که دیگه رفتنی شدم!

00:16:20.700 --> 00:16:22.370
‫ک- کولت!

00:16:22.370 --> 00:16:24.450
‫خ- خوبی؟

00:16:25.620 --> 00:16:29.120
‫واسه هیچی پیشت تحت مراقبت نبودم، «مدیکو»

00:16:29.120 --> 00:16:32.620
‫با این حال، تو واقعا شگفت انگیزی.

00:16:32.620 --> 00:16:36.040
‫به لطف تو، هیچ انسان بی گناهی رو نکشتیم.

00:16:36.040 --> 00:16:39.330
‫خداروشکر که خواستم بیای کمکم کنی!

00:16:40.540 --> 00:16:43.080
‫شگفت انگیز نیستم.

00:16:43.080 --> 00:16:44.410
‫قدرتمه.

00:16:44.410 --> 00:16:46.620
‫چرا لعنتی؟ کم رو شدی؟

00:16:46.620 --> 00:16:47.660
- ‫ا- این طور نیس!
- ‫کولت.

00:16:48.910 --> 00:16:52.410
‫این قطعات رو از کجا گیر آوردی؟

00:16:54.000 --> 00:16:57.000
‫پس مچمو گرفتی.

00:16:57.000 --> 00:17:01.540
‫اونارو از بازار سیاه دزدیدم.

00:17:01.540 --> 00:17:03.080
‫متاسفم، مدیکو!

00:17:03.080 --> 00:17:05.000
‫متوجه شدم.

00:17:07.580 --> 00:17:11.410
‫خب، میدونی، کلی مشکل درس کردم، ولی...

00:17:11.410 --> 00:17:15.620
‫میتونی بدنم رو کنترل کنی و برم گردونی خونه؟

00:17:15.620 --> 00:17:17.750
‫به نظر میاد واقعا نمیتونم راه برم.

00:17:17.750 --> 00:17:19.540
‫میتونی؟نه؟تتسورو.

00:17:19.540 --> 00:17:24.500
‫خب... فشار روی هوش فرعی این پسر، خیلی زیاد بوده امروز...

00:17:24.500 --> 00:17:27.000
‫ازت خواهش میکنم، لطفا؟

00:17:37.830 --> 00:17:42.870
‫خب، میدونم که این کار واقعا درست به نظر میاد...

00:17:42.870 --> 00:17:44.950
‫...اون پیرمرد موبافته

00:17:47.290 --> 00:17:50.750
‫چی؟ چرا چیزی نمیگی؟

00:17:50.750 --> 00:17:52.290
‫اوه، متوجه شدم.

00:17:52.290 --> 00:17:57.910
‫وقتی بقیه رو کنترل میکنی، دیگه نمیتونی حرف بزنی، شرمنده، شرمنده.

00:17:57.910 --> 00:17:59.290
- ‫اوه! اینجا همون مکانه!
- ‫بپیچ به چپ.

00:18:03.200 --> 00:18:07.330
‫تتسورو. تو فوق العاده ای...

00:18:07.330 --> 00:18:10.580
‫ولی، سوئه تفاهم نشه.

00:18:10.580 --> 00:18:14.250
‫درمورد قدرتت حرف نمیزنم.

00:18:14.250 --> 00:18:18.910
‫تو خیلی پیش رفتی تا کسی رو که تازه دیده بودی، کمک کنی.

00:18:18.910 --> 00:18:21.910
‫همچین چیزی، همه ی چیزیه که تو هستی...

00:18:24.040 --> 00:18:31.370
‫و، قدرتت منو بر میگردونه خونه، تتسورو.

00:18:40.120 --> 00:18:43.370
‫ممنونم، تتسورو.

00:19:01.410 --> 00:19:06.540
‫حمله تروریستی به بروهرن شکست خورد،«ساریشاگان»

00:19:06.540 --> 00:19:11.830
‫اگه موفق میشد، فقط تبعیض رو بین گسترش یافته ها زیاد میکرد.

00:19:11.830 --> 00:19:17.540
‫اگرم شکست میخورد، اونا فقط نیاز داشتن تا
‫ توجه(مردم) رو به سمت اون پسره به عنوان مجرم ببرن.

00:19:17.540 --> 00:19:20.540
‫خیلی روش خودخواهانه ای بود، اینطور فکر نمیکنی؟

00:19:21.450 --> 00:19:23.830
‫کلا تو باغ نیستی، هستی؟

00:19:23.830 --> 00:19:30.370
‫هدف اسپیتزبرگن اینه تا از شر گسترش یافته هایی مثه شما خلاص بشه.

00:19:30.370 --> 00:19:35.700
‫بدون اینکه اجازه بده یدونتون زنده بمونین!

00:19:40.370 --> 00:19:41.410
- ‫سلام.
- ‫روسو؟!

00:19:44.160 --> 00:19:47.160
‫که تو فقط یه پادو واسه اداره امنیتی بودی؟

00:19:47.160 --> 00:19:50.580
‫یه گسترش یافته با یه گردن بند.

00:19:53.080 --> 00:19:55.750
‫بزار فقط یه چی بگم.

00:19:55.750 --> 00:19:59.830
‫ اینجا به عنوان رییس اداره امنیتی نیستم.

00:19:59.830 --> 00:20:04.700
‫اولا، گسترش یافته ها از محدوده قدرت ما خارج ان.

00:20:04.700 --> 00:20:09.790
‫ولی، واسه همه آدما و اسلحه هایی که به اسپیتزبرگن فروختی،

00:20:09.790 --> 00:20:12.950
‫خانواده‌های زیادی رو ازدست دادم

00:20:12.950 --> 00:20:17.500
‫اینجام تا فقط مطمئن شم که تقاص کاری رو که کردی، پس میدی!

00:20:18.910 --> 00:20:23.330
‫کله تفنگی، به نظر میرسه یکی بدهکارت شدم.

00:20:23.330 --> 00:20:25.950
‫اداره امنیتی، چیزی به من بدهکار نیس.

00:20:27.410 --> 00:20:29.370
‫به هر حال، ساریشاگان.

00:20:29.370 --> 00:20:35.040
‫گفتی که دقیقا شکل اونیم که گفته بود.

00:20:35.040 --> 00:20:38.500
‫داشتی در مورد کی حرف میزدی؟

00:20:41.080 --> 00:20:46.000
‫خب، اونو بهتر از من میشناسی، نه؟

00:20:46.000 --> 00:20:50.330
‫درمورد اون، ویکتور؟

00:20:52.410 --> 00:20:53.700
‫ویکتور؟

00:22:47.200 --> 00:22:55.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:20:54.830 --> 00:20:59.250
‫اون گفتش که مشتاقانه منتظره تا دوباره تورو ببینه!

00:22:44.000 --> 00:22:47.000
دفتر مشاوره اینویی

00:23:05.290 --> 00:23:07.580
خیلی لفتش دادی

00:23:07.580 --> 00:23:09.580
‫دیگه داشت صبرم سر میومد.

00:23:11.250 --> 00:23:15.620
‫.شرمنده، ولی امروز بسته‌ایم

00:23:15.620 --> 00:23:18.870
‫اوه، حالا اینطوری بی روح نباش.

00:23:18.870 --> 00:23:27.330
‫ازت میخوام تا خواستمو برآورده کنی
‫حلال گر کله تفنگی.

00:23:27.330 --> 00:23:28.290
- ‫دست راست...
- ‫تنها کسی که میتونه بهم دستور بده «پپره»

00:23:29.450 --> 00:23:30.410
- ‫«ای ام اس» تصمیم گرفته تا تو فعالیت هاشون دخالت نکنه.
- ‫حدس میزنم که من کسی بودم که اشتباه میکرد.

00:23:31.830 --> 00:23:35.500
‫میبینی، انگاری بهت علاقه مند شدم.

00:23:35.500 --> 00:23:45.500
‫NO GUNS LIFE. 11"مالک"