﻿WEBVTT

00:00:09.620 --> 00:00:10.830
‫نمیدونستی؟

00:00:10.830 --> 00:00:14.500
‫اون منطقه پر از گسترش يافته‌س،
‫به همین خاطر بهم گفتن که ازش دوری کنم.

00:00:14.500 --> 00:00:18.790
‫اونا خیلی ترسناکن، اصلا نمیدونم به چی فکر می‌کنن.

00:00:18.790 --> 00:00:20.950
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:00:20.950 --> 00:00:25.750
‫همه‌ی گسترش‌یافته‌ها که بد نیستن. درسته؟
‫و...

00:00:25.750 --> 00:00:28.540
‫اسمم «روزا مک‌هاون»ـه،

00:00:28.540 --> 00:00:32.700
‫من دخترِ عادی‌ای بودم که در کلاس‌های
‫آموزش عالی شرکت می‌کردم...

00:00:35.580 --> 00:00:38.950
‫... تا زمانیکه یک گسترش‌یافته والدینم رو ازم گرفت.

00:01:05.200 --> 00:01:15.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:48.040 --> 00:02:52.910
‫[شبح]

00:02:48.040 --> 00:02:50.660
‫اسمم «اینوئی جوزو»ـه.

00:02:50.660 --> 00:02:55.250
‫بعد از جنگ گسترده، شهر پر از گسترش‌یافته‌ها شد...

00:02:55.250 --> 00:03:00.290
‫کسایی که تحت عملکرد فیزیکی افزونه‌ها قرار گرفتند.

00:03:00.290 --> 00:03:05.160
‫من با نظارت به مشکلاتی که اونا باعثش میشن، امرار معاش می‌کنم.

00:03:07.620 --> 00:03:11.290
‫این مرد مشتری فعلی منه،
‫«دنی یو»

00:03:11.290 --> 00:03:14.000
‫مراقب پله‌های اونجا باشید.

00:03:14.000 --> 00:03:17.200
‫اون برای وزارت دادگستری کار می‌کنه.

00:03:17.200 --> 00:03:22.250
‫ازم می‌خواد که از «روزا» دخترِ «جورج مک‌هاون»،

00:03:22.250 --> 00:03:26.250
‫که دوست و صاحب سابق این خونه بود، محافظت کنم.

00:03:26.250 --> 00:03:30.250
‫مطمئنا، اینطور به نظر می‌رسه که یه کار کاملا معمولیه.

00:03:30.250 --> 00:03:36.660
‫اما «روزا» همین چند روز پیش توو یه تصادف رانندگی بود.
‫والدینش درجا مردن.

00:03:36.660 --> 00:03:41.330
‫خودِ «روزا» یکی از پاهاش رو از دست داد
‫و به شدت زخمی شد.

00:03:41.330 --> 00:03:45.500
‫از اون موقع تا حالا، یه سری وقایع مشکوک اطرافش رخ میده.

00:03:45.500 --> 00:03:51.250
‫مردم ادعا می‌کنن که روحِ یک گسترش یافته دنبالشه.

00:03:51.250 --> 00:03:53.950
‫به همین خاطر، بیشتر خدمتکارا اینجارو ترک کردن.

00:03:53.950 --> 00:03:57.620
‫و هیچ کسی نیست که مراقبش باشه.

00:03:57.620 --> 00:04:01.620
‫میدونم اوضاع از چه قراره،
‫اما من که کشیش نیستم.

00:04:01.620 --> 00:04:05.200
‫مطمئنی که من کسی هستم که باید بهش تکیه کنی؟

00:04:05.200 --> 00:04:10.000
‫در واقع، من با روحی که همه در موردش صحبت‌
‫می کنن، در تماس بودم.

00:04:10.000 --> 00:04:12.160
‫دنبالش کردم، اما...

00:04:14.290 --> 00:04:18.700
‫متاسفانه، ردشو گم کردم.

00:04:18.700 --> 00:04:20.620
‫لطفا یه نگاه پایین بندازید.

00:04:21.950 --> 00:04:23.450
- ‫ردپا؟
- ‫بله.

00:04:24.290 --> 00:04:27.540
‫پس، روح گسترش یافته؟

00:04:27.540 --> 00:04:33.000
‫من معتقدم که مجرم کسیه که به دنبال شواهد ارزشمند
‫مربوط به یک پروندس.

00:04:33.000 --> 00:04:34.500
‫امکان نداره...

00:04:34.500 --> 00:04:39.580
‫البته «روزا» باور داره که اینجا روح است.

00:04:39.580 --> 00:04:45.450
‫با این حال، من و «جورج» عمدتا روی
‫پرنده‌های جرائم گسترش‌یافته‌ها کار می‌کریم.

00:04:45.450 --> 00:04:49.040
‫در وهله اول، امیدوارم بتونید بفهمید که هدف مجرم چیه.

00:04:49.040 --> 00:04:52.950
‫اونموقع، می‌تونم راهی رو برای خاتمه‌ی این قضیه پیدا کنم.

00:04:54.410 --> 00:04:58.580
‫با این اوصاف، «روزا» ممکنه توو خطر باشه.

00:04:58.580 --> 00:05:02.910
‫«روزا» دخترِ عزیزِ دوست خیلی نزدیکمه.

00:05:02.910 --> 00:05:06.750
‫لطفا قدرتتون در اختیارش بذارید.

00:05:08.500 --> 00:05:12.080
‫کل این قضیه خیلی مشکوکه،
‫در اینصورت نمیدونم...

00:05:12.080 --> 00:05:15.410
‫سیگاراتو دوباره پر کردم.

00:05:15.410 --> 00:05:17.950
‫صورت‌حسابم گذاشتم کنارش.

00:05:21.540 --> 00:05:23.750
‫چه دنیای خشنی.

00:05:27.250 --> 00:05:31.080
‫روزا. منم، دنی.

00:05:31.080 --> 00:05:32.830
‫دارم درو باز می‌کنم.

00:05:39.750 --> 00:05:41.250
‫رفته؟

00:05:46.330 --> 00:05:48.120
‫نه! بذار برم!

00:05:48.120 --> 00:05:50.910
‫روزا، دوباره اینجا قایم شدی...

00:05:50.910 --> 00:05:54.080
‫احساس می کنم یکی همش داره منو نگاه می‌کنه.

00:05:55.580 --> 00:05:58.080
‫مطمئنم روح دنبال من هم هست...

00:06:01.870 --> 00:06:03.160
‫روزا؟

00:06:05.290 --> 00:06:07.830
‫نـــه!

00:06:07.830 --> 00:06:08.910
‫جـ- جوزو- سان.

00:06:08.910 --> 00:06:11.370
‫چرا یه گسترش یافته توو اتاق منه؟!

00:06:11.370 --> 00:06:12.370
‫گمشو بیرون!

00:06:12.370 --> 00:06:14.250
‫آروم باش، روزا!

00:06:14.250 --> 00:06:18.790
‫من اونو استخدام کردم تا ازت محافظت کنه.

00:06:18.790 --> 00:06:22.290
‫گوش کن، روزا. هیچ روحی در کار نیست.

00:06:22.290 --> 00:06:27.290
‫مجرمی که ظاهر میشه،
‫دنبال یه چیزیه.

00:06:27.290 --> 00:06:33.500
‫هیچ نظری نداری که مجرم دنبال چیه؟

00:06:33.500 --> 00:06:36.120
‫پدرت بهت چیزی نگفت؟!

00:06:36.120 --> 00:06:38.700
‫دار- داری بهم صدمه میزنی.

00:06:38.700 --> 00:06:40.700
‫متـ- متاسفم!

00:06:42.540 --> 00:06:45.200
‫مردا باید از اتاق برن بیرون.

00:06:45.200 --> 00:06:47.160
‫احمق نشو! این کار منه-

00:06:47.160 --> 00:06:48.160
‫فقط زودباش برو بیرون.

00:06:48.160 --> 00:06:49.870
‫هوی!

00:06:53.200 --> 00:06:56.160
‫الان زنگ میزنم! الان زنگ میزنم! الان زنگ میزنم!...

00:06:56.160 --> 00:06:58.290
‫معذرت خواهی منو بپذیرید، اینوئی- سان.

00:06:58.290 --> 00:07:03.370
‫روزا خیلی به گسترش‌یافته‌ها بدبینه.

00:07:03.370 --> 00:07:07.620
‫یه همچین صورتی دارم.
‫دیگه بهش عادت کردم.

00:07:10.540 --> 00:07:12.120
‫اینوئی- سان؟

00:07:17.410 --> 00:07:19.830
‫انگار طرفمون خودشو نشون داد!

00:07:19.830 --> 00:07:22.370
‫همینجا بمون!

00:07:22.370 --> 00:07:23.910
‫اینوئی- سان!

00:07:27.290 --> 00:07:29.080
‫تو کی هستی؟

00:07:29.080 --> 00:07:32.250
‫اسمم «مری»ـه.
‫مهندس گسترش یافته‌هام.

00:07:32.250 --> 00:07:33.910
‫مهندس گسترش‌یافته...

00:07:33.910 --> 00:07:39.200
‫من دوست جوزوام... همون گسترش یافته گنده بک.

00:07:40.160 --> 00:07:42.000
‫از اینجا برو!

00:07:42.000 --> 00:07:46.910
‫نمیدونم «دنی- سان» چی بهت گفته. اما من عمل افزونه انجام نمیدم.

00:07:48.580 --> 00:07:53.330
‫اینطور که به نظر می‌رسه، شرط میبندم
‫که نتونستی خودتو کامل بشوری.

00:07:54.910 --> 00:07:59.080
‫در واقع، من تجربه‌ای زیادی توو مراقبت از بیمارا دارم.

00:08:16.450 --> 00:08:19.910
‫باید دوباره کتمو بدوزم.

00:08:19.910 --> 00:08:21.330
‫اما...

00:08:22.790 --> 00:08:26.290
‫... خوشحالم از اینکه دشمنی هستی
‫که میتونم لمسش کنم.

00:08:29.160 --> 00:08:31.290
‫تو دیگه چه کوفتی هستی...؟

00:08:40.620 --> 00:08:43.370
‫پس از گسترش‌یافته‌ها متنفری.

00:08:44.700 --> 00:08:48.250
‫درسته که خیلی‌ها غرق در قدرت میشن،

00:08:48.250 --> 00:08:52.040
‫یا به جرم و جنایت روی میارن تا
‫بتونن هزینه‌های زندگیشون رو تامین کنن...

00:08:52.040 --> 00:08:58.370
‫اما آدمای زیادی هم هستن که افزونه دارن
‫تا فقط بتونن به زندگی کردن ادامه بدن.

00:08:58.370 --> 00:09:02.290
‫حتی اگه برای زنده موندن باشه، نمیتونم قبول کنم
‫که به هچین چیزی تبدیل بشم.

00:09:02.290 --> 00:09:04.500
‫درک نمی‌کنم.

00:09:05.620 --> 00:09:07.620
‫من اونو دیدم.

00:09:07.620 --> 00:09:12.660
‫زمانیکه اون تصادف اتفاق افتاد،
‫بازوی یه گسترش یافته شیشه رو شکست و داخل ماشین شد.

00:09:12.660 --> 00:09:18.370
‫پدر من کارهایی می‌کرد که باعث شد
‫گسترش یافته ها ازش متنفر بشن، در اینصورت مطمئنم که...

00:09:18.370 --> 00:09:23.830
‫پدرت یکی از اعضای وزارت دادگستری بود، اینطور نیست؟
‫به همین خاطر...

00:09:23.830 --> 00:09:25.660
‫یا اکثر امام زاده ها!
‫این ...؟

00:09:25.660 --> 00:09:29.450
‫این! این «گوستاو ام وی 360»ـه؟!

00:09:29.450 --> 00:09:31.910
‫موتور پدرمو میگی؟
‫چیشده مگه؟

00:09:31.910 --> 00:09:33.290
‫«چیشده مگه؟»!

00:09:33.290 --> 00:09:37.250
‫فقط پنج‌تا از این هیولاها توو طول جنگ ساخته شد!

00:09:37.250 --> 00:09:39.250
‫خروجی اگزوز حاصل از موتور توربین گازی...

00:09:39.250 --> 00:09:43.120
‫... انقدر حرارتش بالا بود که استفاده طولانی مدت
‫باعث می‌شد که خود موتور ذوب شه!

00:09:45.660 --> 00:09:48.580
‫ببخشید!
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

00:09:48.580 --> 00:09:50.910
‫اشکالی نداره. نیازی به معذرت خواهی نیست.

00:09:50.910 --> 00:09:54.160
‫هنوز توو انبار داریمش، پس هرکاری خواستی میتونی باهاش بکنی.

00:09:54.160 --> 00:09:55.910
‫ها؟! مطمئنی؟

00:09:55.910 --> 00:09:59.450
‫بله.
‫به هر حال من نمیتونم ازش استفاده کنم.

00:10:02.410 --> 00:10:07.080
‫همه این مدت تنت بود.
‫برات چیز مهمیه؟

00:10:07.080 --> 00:10:10.870
‫پدرم دادش به من.
‫درست قبل از تصادف.

00:10:10.870 --> 00:10:12.540
‫متوجه شدم...

00:10:12.540 --> 00:10:13.870
‫به نظرت خنده‌دار نیست؟

00:10:13.870 --> 00:10:17.830
‫هیچ کس همچین آویزه‌ی بزرگی رو به یه دختر نمی‌ده.

00:10:17.830 --> 00:10:21.330
‫اینکه بهم هدیه بده، برخلاف همیشه بود...

00:10:24.250 --> 00:10:26.700
‫روزا! متجاوز دوباره اینجاس.

00:10:26.700 --> 00:10:29.580
‫«دنی- سان» چقدر بی ادبید.
‫شما نمی‌تونید همینجوری وارد شید-

00:10:29.580 --> 00:10:31.370
‫وقتی برای اینکارا نداریم!

00:10:31.370 --> 00:10:34.620
‫باید تا زمانیکه اینوئی- سان حواسش به مجرم
‫هست، به یه جای امن فرار کنیم.

00:10:34.620 --> 00:10:37.660
‫صبر کن! نمی تونی اونو انقدر بی‌احتیاط حرکتش بدی...

00:10:37.660 --> 00:10:38.620
‫خب. حالا بریم.

00:10:38.620 --> 00:10:43.450
‫نه! نمی‌خوام خونمو به روح یه گسترش‌یافته بدم!

00:10:47.540 --> 00:10:51.120
‫ا- اینوئی- سان! خداروشکر.
‫بقیشو به شما میسپرم...

00:10:51.120 --> 00:10:52.870
‫من از «روزا» مراقبت می‌کنم...

00:10:54.200 --> 00:10:57.250
‫متاسفم. از اینکه به خودم اجازه دادم یه سیگار بکشم، خانوم کوچولو.

00:10:57.250 --> 00:10:58.700
‫چرا انقدر آرومی؟!

00:10:58.700 --> 00:11:02.040
‫نکنه کار متجاوز رو ساختی؟

00:11:02.040 --> 00:11:04.660
‫متجاوزی که داری در موردش حرف میزنی...

00:11:04.660 --> 00:11:09.120
‫اگه واقعا یه روح بود، چیکار می‌کردی؟

00:11:09.120 --> 00:11:10.450
‫منظورت چیه؟

00:11:10.450 --> 00:11:13.830
‫همین چندلحظه پیش رد پای مجرم رو پایین پنجره بهت نشون دادم...

00:11:13.830 --> 00:11:16.540
‫عجیبه!

00:11:20.200 --> 00:11:21.870
‫میدونستی؟

00:11:23.370 --> 00:11:27.330
‫شنیدم که ارواح پا ندارن؟

00:11:31.750 --> 00:11:34.540
‫اون دست ...

00:11:34.540 --> 00:11:37.700
‫امکان نداره! اون دستام یجور گسترش یافتن؟!

00:11:38.830 --> 00:11:42.450
‫ولی چرا همراه تو ان؟

00:11:42.450 --> 00:11:49.500
‫روح واقعی ای که داشت دنبالت می‌کرد رو نشونت میدم... خانم جوان.

00:11:59.000 --> 00:12:01.200
‫هی، تو!

00:12:01.200 --> 00:12:08.410
‫واسه چی تا اونجا پیش رفتی تا واسه
‫متجاوزی که اصلا وجود نداره، رد پا جعل کنی؟

00:12:09.580 --> 00:12:11.910
‫شاید تلاش میکردی تا متقاعدش کنی

00:12:11.910 --> 00:12:15.950
‫که یه کسی دنبال چیزیه که باباش از خودش به جا گذاشته.

00:12:15.950 --> 00:12:20.250
‫در نتیجه بهت میگفت که جاش کجاست؟

00:12:20.250 --> 00:12:22.450
‫خب آقای دنی؟

00:12:22.450 --> 00:12:25.450
‫چ- راجب چی حرف میزنی؟

00:12:28.700 --> 00:12:30.290
‫جوزو؟

00:12:34.160 --> 00:12:36.080
‫داری چیکار میکنی؟

00:12:41.620 --> 00:12:44.660
‫امکان نداره، اون قطعه شنوده؟

00:12:44.660 --> 00:12:47.750
‫ا- این یه سوئه تفاهمه واقعا!

00:12:47.750 --> 00:12:49.750
‫به امنیت «روزی» داشتم فکر میکردم .

00:12:49.750 --> 00:12:51.950
‫امنیت، ها؟

00:12:53.660 --> 00:12:58.830
‫یدونه نگهبان واسه دختری که هرلحظه ممکنه بهش حمله بشه، استخدام نکردی.

00:12:58.830 --> 00:13:03.200
‫و کاملا ولش کردی به امون خدا تا بیای و منو ملاقات کنی.

00:13:04.830 --> 00:13:06.580
‫میدونستی، نه؟

00:13:07.750 --> 00:13:12.160
‫این حقیقت رو که متجاوز، هرگز به بانوی جوان حمله نخواهد کرد.

00:13:15.750 --> 00:13:17.500
‫فقط یه پیشنهاد دوستانه.

00:13:17.500 --> 00:13:20.410
‫بانوی جوان رو تحویل بده،

00:13:21.660 --> 00:13:23.120
‫...از یه گسترش یافته

00:13:24.370 --> 00:13:29.950
‫ممکن نیس که حرفای یه گسترش یافته رو باور کنم.

00:13:29.950 --> 00:13:32.040
‫خانم روزا!

00:13:32.040 --> 00:13:33.950
‫هی، به چیزی که گفتم، داشتی گوش میکردی؟

00:13:33.950 --> 00:13:35.540
‫نزدیک تر نیا!

00:13:37.120 --> 00:13:41.830
‫چون این شکلی شدی، میتونستی به بقیه آدما آسیب برسونی، نه؟

00:13:41.830 --> 00:13:45.830
‫تو دیگه جزو آدما نیستی.

00:13:46.910 --> 00:13:48.750
‫تو یه هیولایی.

00:13:52.410 --> 00:13:54.750
‫حالا، بیا بریم روزا.

00:13:54.750 --> 00:13:58.250
‫و... وایسا آقای دنی!

00:14:08.120 --> 00:14:12.660
داروزازی مانجو

00:14:16.200 --> 00:14:19.410
‫خوشحالم که باهام اومدی، روزا.

00:14:19.410 --> 00:14:23.000
‫تو به من اعتماد داری.

00:14:23.000 --> 00:14:27.000
‫این درسته که امیدوارم همه ی اون(حرفا) دروغ باشن.

00:14:27.000 --> 00:14:32.830
‫به هر حال، حس نمیکنم که بهت اعتماد دارم، آقای دنی.

00:14:32.830 --> 00:14:36.500
‫تفنگم، تو کی؟

00:14:38.120 --> 00:14:40.450
‫که اینطور.

00:14:40.450 --> 00:14:44.330
‫چیزی که بابات، جورج، از خودش به جا گذاشته.

00:14:44.330 --> 00:14:51.080
‫درسته که من از یه وسیله شنود واسه پیداکردن جاش استفاده کردم.

00:14:51.080 --> 00:14:56.330
‫ولی این کارو به این امید کردم که تو رو وارد(این بازی ) نکنم.

00:14:56.330 --> 00:15:02.410
‫میدونی، درسته؟
‫منو جورج واسه عدالت مجنگیم.

00:15:02.410 --> 00:15:08.080
‫دشمنی که در مقابلش میجنگم، بی حد و مرز بزرگه...

00:15:08.080 --> 00:15:11.250
‫سایه بزرگی که باحقارت روی این شهر افتاده.

00:15:11.250 --> 00:15:17.870
‫اطلاعاتی که جورج به دست آورده بود
‫سندی بود واسه خطراتی که گسترش یافته ها دارن.

00:15:17.870 --> 00:15:24.000
‫با اون، میتونستیم شرکت بزرگ بروهرن رو نابود کنیم.

00:15:24.000 --> 00:15:27.410
‫این واسه نابود کردن گسترش یافته ها کافیه؟

00:15:27.410 --> 00:15:30.120
‫میدیش به من؟

00:15:30.120 --> 00:15:37.870
‫ولی... چرا بابام چیزی به این مهمی روبه جای اینکه بده به تو، داده به من؟

00:15:37.870 --> 00:15:42.450
‫درسته... مخصوصا وقتی چیزیه که به کارت مربوط میشه...

00:15:42.450 --> 00:15:46.250
‫کاملا موافقم.

00:15:46.250 --> 00:15:50.250
‫تعجب میکنم چرا تلاش کرده تا دخترش
‫ رو که خیلی دوس داره وارد این بازی کنه.

00:15:50.250 --> 00:15:53.080
‫حسابی ازش شاکی ام!

00:15:54.330 --> 00:15:59.700
‫به خاطر اون، دوباره سود کمتری بهم رسید.

00:16:04.620 --> 00:16:10.000
‫نمیدونم که جورج اون اطلاعات رو چجوری به دس آورده.

00:16:10.000 --> 00:16:12.330
‫ولی اون واقعا یه بزدل بود.

00:16:12.330 --> 00:16:17.450
‫پیشنهادمو واسه اینکه ازش استفاده کنیم تا کاملترین بهره رو ببریم رد کرد.

00:16:17.450 --> 00:16:22.080
‫و حتی قصد داشت تا با تو و مادرت از کشور فرار کنه.

00:16:22.080 --> 00:16:24.540
‫اگه اونو تحویل اسپیتزبرگن داده بودیم،

00:16:24.540 --> 00:16:29.040
‫میتونستیم خودمونو از شر اون گسترش یافته های چرک راحت کنیم....

00:16:29.040 --> 00:16:33.160
‫و جیبامونو پر پول کنیم.

00:16:34.910 --> 00:16:40.040
‫چاره ای ندارم جز اینکه یکاری بکنم.

00:16:41.620 --> 00:16:44.290
‫اونو غرض شخصی ندون.

00:16:45.290 --> 00:16:48.950
‫اینا همش تقصیر باباته.

00:16:48.950 --> 00:16:52.160
‫تو باعث شدی اون تصادف...

00:16:53.200 --> 00:16:58.450
‫ولی اون دستای گسترش یافته جزوی از برنامم نبودن.

00:16:58.450 --> 00:17:02.830
‫به نظر میاد تا وقتی که اون تصادف (رخ بده) محافظت میکردن.

00:17:04.660 --> 00:17:07.540
‫ولی نمیدونم چراا؟

00:17:07.540 --> 00:17:12.080
‫مجبور بودم حلال گر رو بخاطرش درگیر ماجرا کنم.

00:17:12.080 --> 00:17:16.540
‫خب، نفرتت از گسترش یافته هام واقعا کمکم کرد.

00:17:16.540 --> 00:17:21.250
‫ولی، اعتماد داشتن به یه مرد با همچون تفنگی رو کلش درهر صورت سخته.

00:17:22.410 --> 00:17:26.290
‫واقعا احمقم.

00:17:27.870 --> 00:17:30.370
‫نگران نباش.

00:17:30.370 --> 00:17:34.660
‫از خلاص کردنت، مطمئن میشم
‫تا نتونی جون سالم به در ببری.

00:17:34.660 --> 00:17:38.120
‫با گرفتن گسترش یافته هایی که خیلی ازشون نفرت داری.

00:17:50.660 --> 00:17:53.750
‫باور نکردنیه! حتما توی ماشینم قایم شده .

00:18:11.160 --> 00:18:14.040
‫حلال گر؟ چجوری میدونست؟

00:18:20.000 --> 00:18:23.450
‫در موقعیت ساعت 11. ماشینش قرار داره!

00:18:23.450 --> 00:18:26.120
‫جوزو! روبه رو! روبه رو!

00:18:27.580 --> 00:18:31.620
‫داریم با همچین سرعتی باهاش برخورد میکنیم.

00:18:32.700 --> 00:18:34.750
‫خودتو آماده کن، مری!

00:19:19.790 --> 00:19:28.540
‫قصد دارم تا همونطوریکه خواستی کار محافظت
‫از بانوی جوان رو تموم کنم

00:19:28.540 --> 00:19:29.910
‫حلال...!

00:19:33.660 --> 00:19:41.700
‫حالا، تو هعمچین وضعیتی کی میخواد دستمزدمو بده؟

00:19:49.910 --> 00:19:53.160
‫اینبار اینا بخشی از اداره ( امنیتی) صلاحیت قضایی ان ؟

00:19:53.160 --> 00:19:55.790
‫از حالا.

00:19:55.790 --> 00:20:01.000
‫مطمئنم که ای ام اس ازمون جداش میکنه
‫وقتی که داریم تحقیق میکنیم.

00:20:01.000 --> 00:20:03.330
‫خب، تا اون موقع، چارچشمی حواسمون

00:20:03.330 --> 00:20:08.790
‫به قتل دادستان«مک ماهون» و زنش هس.

00:20:11.830 --> 00:20:16.200
‫حلش کردم، حلش کردم، جوزو!

00:20:18.370 --> 00:20:20.540
‫یجورایی پازله.

00:20:20.540 --> 00:20:25.160
‫نگا، ببین. اینجا اینکارو کن بعدش این کارو...

00:20:29.540 --> 00:20:32.200
‫این یک حافظه عتیقس.

00:20:32.200 --> 00:20:35.040
‫حتما این چیزی بوده که مجرم دنبالش بوده.

00:20:35.040 --> 00:20:37.700
‫یه همچین چیزی...

00:20:37.700 --> 00:20:40.950
‫اوه؟ همچین چیزی، ها؟

00:20:43.830 --> 00:20:51.250
‫اگه این چیزییه که از جون آدمیزاد بیشتر میارزه
‫میتونم پول خوبی از فروختنش به جیب بزنم.

00:20:52.330 --> 00:20:55.080
‫چی داری میگی، جوزو؟

00:20:58.290 --> 00:21:04.910
‫حلال گر، جوزو، از این اطلاعات به عنوان یه جایزه استفاده میکنه!

00:21:04.910 --> 00:21:06.950
‫چ- داری چه غلطی میکنی؟

00:21:06.950 --> 00:21:12.040
راحتمون بذار
‫آدمایی که این دوروبرن، آدمای معمولیین..

00:21:12.040 --> 00:21:14.080
‫فهمیدی، بانوی جوان؟

00:21:14.080 --> 00:21:19.580
‫البته. اگه نیومده بودین نجاتم بدین، میمردم.

00:21:19.580 --> 00:21:23.080
‫ولی همچون چیزای بدی بهت گفتم.

00:21:23.080 --> 00:21:25.120
‫خب، چرا؟

00:21:25.120 --> 00:21:29.120
‫تو مشتریم نبودی، بانوی جوان.

00:21:29.120 --> 00:21:30.910
‫ها؟

00:21:30.910 --> 00:21:36.870
‫و، خب... یکمی دوس داشتم جنگیری رو هم امتحان کنم

00:21:36.870 --> 00:21:39.120
‫همش همین.

00:21:39.120 --> 00:21:42.290
‫حتی با داشتن همچین کله ای، کسیه که مایله تا از بقیه مراقبت کنه.

00:21:42.290 --> 00:21:43.540
‫ها؟

00:21:44.500 --> 00:21:45.830
‫بفرما.

00:21:45.830 --> 00:21:50.290
‫لطفا اگه قصد داشتی قطعه ای بگیری باهام درتماس باش

00:21:50.290 --> 00:21:55.410
‫آرامش بخش، ایمن و باحاله
‫این شعار منه!

00:21:55.410 --> 00:21:59.040
‫جوزو!
‫منتظرم وایسا!

00:21:59.040 --> 00:22:07.450
‫متوجه شدم، روحی که داشت دنبالم میکرد
‫نفرتم از گسترش یافته ها بود.

00:22:07.450 --> 00:22:09.950
‫در عجبم که دستای گسترش یافته کجا غیبشون زد.

00:22:09.950 --> 00:22:11.540
‫کی میدونه؟

00:22:17.370 --> 00:22:18.910
‫ممنونم...

00:22:20.660 --> 00:22:21.660
دفتر مشاوره اینویی

00:22:21.660 --> 00:22:23.540
بدرد نخوره!

00:22:23.540 --> 00:22:28.370
‫خیلی قدیمیه، ابزاری که الان دارم
‫نمیتونه اطلاعاتو بیرون بکشه.

00:22:28.370 --> 00:22:30.410
خب، حالا لعنتم می‌کنن

00:22:30.410 --> 00:22:34.160
‫فک میکنی اگه دختره اینو داشته باشه دوباره موردهدف قرار میگیره، نه؟

00:22:34.160 --> 00:22:36.290
‫واقعا عالی عمل کردی و گقتی که اینو به عنوان جایزه بر میداری..

00:22:36.290 --> 00:22:39.830
‫اگه چیزی که توشه رو پولش نکنی
‫این معنی رو میده ک مفتی کار کردی

00:22:39.830 --> 00:22:43.330
‫هنوزم میخوام هزینه های نگهداری رو ازت بگیرم!

00:22:43.330 --> 00:22:47.250
‫خب، آخرش، موضوع دست گسترش یافته به کجا رسید؟

00:22:47.250 --> 00:22:50.540
‫کی میدونه؟ غیبش زد
‫قبل اینکه بدونیم.

00:22:50.540 --> 00:22:55.830
‫چون یه گونه نادر گسترش یافته بود
‫میخوام یه نگاه دقیقی بهش بندازم.

00:22:55.830 --> 00:23:03.200
‫حدس میزنم که بابای روزا اونو استخدام کرده بود تا از دخترش محافظت کنه.

00:23:03.200 --> 00:23:08.160
‫حتی اگه داستان این بوده
‫هیچ وقت ازش مطمئن نیستیم.

00:23:14.330 --> 00:23:16.330
‫ممنون، تتسورو.

00:23:16.330 --> 00:23:18.620
‫واسه چی، جوزو؟

00:23:18.640 --> 00:23:25.640
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:25.670 --> 00:23:30.670
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.