﻿WEBVTT

00:00:10.000 --> 00:00:13.620
.تو بهم گفتی که بالاخره جایی رو که بهش تعلق داری پیدا کردی

00:00:14.830 --> 00:00:17.830
.من حتی نمیدونم کی شروع شد

00:00:17.830 --> 00:00:23.330
.از زمانی که یادم میاد، ما همیشه با هم بودیم

00:00:25.620 --> 00:00:31.330
‫مهم نیست با چی روبرو میشدیم، دست
‫تو همیشه دستم رو گرفته بود.

00:00:31.330 --> 00:00:37.540
.الان که بهش فکر میکنم، دست تو از دست من بزرگتر نبود

00:00:37.540 --> 00:00:43.120
‫ولی گرمای دستت بهم کمک کرد تا
‫وجود خودم رو قبول کنم.

00:00:44.160 --> 00:00:46.370
.جایی بود که من بهش تعلق داشتم

00:00:47.830 --> 00:00:49.000
...ولی

00:00:49.000 --> 00:00:51.580
،بعد از شروع زندگیمون تو خونه پیرمرد

00:00:51.580 --> 00:00:55.330
‫تو بهم اینو پس از کشف تکنولوژی افزونه گفنی.

00:00:55.330 --> 00:00:59.620
،برای کسایی که چیزای ارزشمندی تو زندگیشون از دست دادند

00:00:59.620 --> 00:01:04.580
‫شاید بتونم از این تکنولوژی برای برگردوندن چیزای
‫با ارزش تر استفاده کنم.

00:01:04.580 --> 00:01:09.700
یکی مثل من.
.بالاخره جایی رو که بهش تعلق دارم پیدا کردم، مری

00:01:09.700 --> 00:01:15.750
‫چشمات خیلی قشنگ بود وقتی به دوردست ها
‫خیره شده بودی و این حرفا رو زدی...

00:01:15.750 --> 00:01:22.290
‫نتونستم اینو بگم، " جایی که بهش تعلق دارم،
‫درست کنار توئه، ویکتور. "

00:01:23.450 --> 00:01:29.950
‫وقتی منو جا گذاشتی و به جنگ ملحق
‫شدی، من خیلی ناراحت بودم.

00:01:32.000 --> 00:01:35.080
.در عین حال، من بهت افتخار میکردم

00:01:36.790 --> 00:01:42.950
‫اگه میتونسنم دوباره ببینمت، میخواستم
‫بهت چیزی بگم...

00:01:44.700 --> 00:01:50.370
‫من یه مهندس کامل شدم و جای خودم رو
‫پیدا کردم که بهش تعلق داشته باشم.

00:01:52.000 --> 00:01:53.370
...ولی

00:02:05.370 --> 00:02:15.370
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:34.450 --> 00:03:38.950
" جایی که بهش میگند خونه "

00:03:40.250 --> 00:03:42.660
...توانایی که ویکتور ازش استفاده میکنه

00:03:47.790 --> 00:03:51.370
.باید فشار زیادی به مغز فرعی وارد کنه

00:03:51.370 --> 00:03:56.500
‫اون نباید بتونه اونو پشت سر هم بدون داروهای
‫آروم بخش استفاده کنه.

00:03:56.500 --> 00:04:03.580
‫اگه اینجوری باشه، فکر نمیکنم جوزو حتی
‫با یه دست، به ویکتور ببازه.

00:04:03.580 --> 00:04:04.830
...ولی

00:04:05.580 --> 00:04:10.620
.به عنوان یه دوست قدیمی، بزار بهت یه چیز رو بگم، جوزو

00:04:10.620 --> 00:04:15.950
‫اگه میخوای منو شکست بدی
‫نباید جلوی خودت رو بگیری.

00:04:15.950 --> 00:04:18.040
.خیلی پر رویی

00:04:18.040 --> 00:04:22.450
واقعا میفهمی که من یه واحد اسلحه برده هستم؟

00:04:24.700 --> 00:04:28.500
.البته که میکنم

00:04:28.500 --> 00:04:32.080
.من مهندس شخصیت هستم

00:04:32.080 --> 00:04:35.080
.تو کسی هستی که نمیفهمی

00:04:35.080 --> 00:04:41.370
به نظرت چند تا گسترش یافته رو قتل عام کردم؟

00:04:45.250 --> 00:04:48.040
...این درسته

00:05:03.160 --> 00:05:04.830
این لعنتی ها دیگه چشونه؟

00:05:07.250 --> 00:05:09.700
!کنترل از راه دور؟

00:05:10.870 --> 00:05:15.370
!جوزو! دوستای ویکتور باید همین نزدیکیا مخفی شده باشند

00:05:15.370 --> 00:05:18.200
!اونا هستند که گسترش یافته ها رو کنترل میکنند

00:05:19.700 --> 00:05:23.000
.این کاملا درست نیست

00:05:23.000 --> 00:05:24.120
میدونستی؟

00:05:24.120 --> 00:05:30.750
به طرز عجیبی، گسترش یافته هایی که با بدن
.بدون سر پر میشند، اغلب اراده آزادشون رو از دست میدند

00:05:30.750 --> 00:05:37.410
‫پس الان اونا عروسکایی هستند که فقط
‫دستورات منو دنبال میکنند.

00:05:37.410 --> 00:05:39.500
!عروسک؟

00:05:43.200 --> 00:05:45.700
!فونکه فاست

00:05:57.120 --> 00:05:59.370
.شوخی رو بزار کنار

00:06:00.450 --> 00:06:03.500
.درسته. بی ادبی از من بود.

00:06:03.500 --> 00:06:07.910
‫تو هیچوقت نمیتونی با این عروسکا از جونت
‫مایه بزاری.

00:06:09.950 --> 00:06:11.790
!جوزو، پشتت

00:06:19.700 --> 00:06:22.580
لعنتی، چه غلطی کردی؟

00:06:23.950 --> 00:06:27.450
...فراموش کردی؟ اسم دیگه من

00:06:30.000 --> 00:06:32.700
جدا کننده، هاه؟

00:06:33.750 --> 00:06:35.540
.درسته

00:06:35.540 --> 00:06:38.910
...تا وقتی که اونا تو بردم هستند

00:06:38.910 --> 00:06:44.950
‫...میتونم هر گسترش یافته ای رو فورا با این
‫دستا جدا کنم!

00:06:52.120 --> 00:06:53.410
!لعنتی

00:06:59.700 --> 00:07:04.830
چقدر باید اوراقت کنم تا شکل واقعیت رو ببینم؟

00:07:11.160 --> 00:07:12.450
!جوزو

00:07:18.000 --> 00:07:19.370
...فایده ای نداره

00:07:20.870 --> 00:07:24.040
‫...حتی اگه حسگرهای درد خودت رو ببندی.

00:07:24.040 --> 00:07:27.410
پس، یادت بندازم؟

00:07:27.410 --> 00:07:31.950
‫هرچند دشمنا و متحدا به طور یکسان در طول
‫جنگ ازت میترسیدند،

00:07:31.950 --> 00:07:36.540
...دلیل اینکه تو همیشه در به رخ کشیدن قدرتت تردید داشتی

00:07:36.540 --> 00:07:39.000
!ویکتور... لعنتی

00:07:39.000 --> 00:07:46.950
‫در بین 13 واحد اسلحه برده، فقط به تو
‫این نقش داده شد.

00:07:46.950 --> 00:07:49.540
.ورات درایزن

00:07:49.540 --> 00:07:52.660
!برادران قاتل، دستگاه 13

00:07:52.660 --> 00:07:55.410
!ماجرای تو آغشته به خونه

00:07:57.450 --> 00:08:00.750
برداران قاتل؟

00:08:00.750 --> 00:08:08.580
‫مهم نیست چقدر از جنگ گذشته باشه،
‫اون حوادث دست و پات رو بسته.

00:08:08.580 --> 00:08:11.910
.خب، این برای من یه مشکله

00:08:18.830 --> 00:08:21.040
...تموم لایه های بیرونیت

00:08:21.040 --> 00:08:23.620
!من اونا رو از بین میبرم

00:08:38.370 --> 00:08:43.290
ویکتوری که من میشناسم کجاست؟

00:08:45.500 --> 00:08:47.750
!ویکتور

00:08:49.250 --> 00:08:52.540
!دیگه بسه

00:08:52.540 --> 00:08:54.620
...راکت های سینه ای

00:08:55.830 --> 00:08:57.660
‫...پرتاب!

00:09:07.450 --> 00:09:10.000
!فونکه فاست

00:09:16.580 --> 00:09:21.910
‫من کمی مرددم، ولی به نظر میرسه که دیگه
‫دستی برای بازی کردن ندارم!

00:09:23.750 --> 00:09:25.080
!غیرممکنه

00:09:25.080 --> 00:09:30.000
‫بازوی راستت رو قربانی کردی تا بازوهای خودم
‫رو بدزدی؟!

00:09:36.830 --> 00:09:42.120
...ویکتوری که میشناختم ویکتور واقعی بود

00:09:42.120 --> 00:09:45.540
.یا ویکتوری که جلو رومه...

00:09:45.540 --> 00:09:47.450
...من نمیدونم

00:09:49.370 --> 00:09:55.160
‫ولی برای اینکه جلوی تو رو از صدمه زدن بیشتر
‫به مردم بگیرم...

00:09:55.160 --> 00:09:58.660
...حداقل، با دستای خودم

00:10:22.700 --> 00:10:25.750
.تو همیشه خیلی بی ملاحظه ای

00:10:25.750 --> 00:10:29.080
‫فقط به این خاطر که میتونی حسگرهای
‫دردت رو ببندی!

00:10:30.660 --> 00:10:32.410
...مری، تو

00:10:32.410 --> 00:10:33.830
...این

00:10:35.750 --> 00:10:39.160
.این کار درستی بود که باید انجام میشد

00:10:42.540 --> 00:10:44.120
.درسته

00:10:45.580 --> 00:10:50.660
.دلیلی نداره خودت رو سرزنش کنی، مری

00:10:50.660 --> 00:10:53.580
!لفتی؟! حالت خوبه

00:10:53.580 --> 00:10:54.540
.آره

00:10:54.540 --> 00:11:02.000
از اونجایی که این بدن هوش نداره، من تونستم
.بخش بیشتری از مغز فرعیم رو بهش اختصاص بدم

00:11:02.000 --> 00:11:08.500
‫به همین خاطر میتونم با این محفظه صدا
‫ارتباط برقرار کنم.

00:11:08.500 --> 00:11:13.370
.لعنتی. عجله کن و بگو کی هستی

00:11:13.370 --> 00:11:17.040
.جوزو، ازت ممنونم

00:11:17.040 --> 00:11:22.540
‫همونجور که قول داده بودی، تو تموم این مدت
‫به جای من از مری محافظت کردی.

00:11:22.540 --> 00:11:23.500
!هاه؟

00:11:23.500 --> 00:11:25.200
...تو

00:11:25.200 --> 00:11:27.750
!و-ویکتور؟

00:11:27.750 --> 00:11:29.200
.درسته

00:11:29.200 --> 00:11:31.660
.من ویکتور واقعیم

00:11:31.660 --> 00:11:34.290
...هاه؟! ولی پس

00:11:34.290 --> 00:11:40.370
.اون بدن فقط یه عروسک برای ویکتور دیگه بود

00:11:41.700 --> 00:11:44.250
.جزییات رو بهمون بگو

00:11:51.160 --> 00:11:54.660
.ببخشید، بدنت رو کمی قرض میگیرم

00:11:57.040 --> 00:12:02.000
.فعلا بگذریم که میتونیم بهت اعتماد کنیم یا نه

00:12:02.000 --> 00:12:07.250
اگه تو ویکتور واقعی هستی، پس
اون دیگه کی بود؟

00:12:09.040 --> 00:12:11.290
.همونجور که قبلا گفتم

00:12:11.290 --> 00:12:13.750
.اون فقط یه عروسک بود

00:12:13.750 --> 00:12:18.160
.و کسی که اون عروسک رو کنترل میکنه سایه منه

00:12:18.160 --> 00:12:20.450
سایه ویکتور؟

00:12:20.450 --> 00:12:22.370
.داغه

00:12:22.370 --> 00:12:23.580
.جوزو

00:12:23.580 --> 00:12:29.080
.ازت میخوام سایه ای رو که من درست کردم از بین ببری

00:12:32.370 --> 00:12:34.790
...بزار ببینم

00:12:34.790 --> 00:12:38.790
.زمانی بود که من مهندس شخصی تو بودم

00:12:40.330 --> 00:12:44.080
.همونجور که میدونی، من به عنوان مهندس وارد ارتش شدم

00:12:44.080 --> 00:12:48.410
‫به همین دلیل، به یه مرکز تحقیقاتی دور از
‫خط مقدم اعزام شدم.

00:12:49.250 --> 00:12:52.540
.فکر میکردم نتایج تحقیقات من سربازا رو نجات میده

00:12:52.540 --> 00:12:59.620
.تلاش برای پیروزی تو جنگ کار ارزشمندی بود

00:12:59.620 --> 00:13:06.250
‫من هیچوقت به این واقعیت شک نکردم که
‫تکنولوژی افزونه به مردم کمک میکنه.

00:13:07.910 --> 00:13:13.870
‫آخر سر، برای دور زدن پیمان محدودیت تسلیحات
‫هواپیماهای بدون سرنشین،

00:13:13.870 --> 00:13:21.290
‫ما روز و شب کار کردیم تا کنترل از راه دور افزونه
‫رو به واقعیت تبدیل کنیم.

00:13:22.580 --> 00:13:25.120
،اگه میتونستیم کنترل از راه دور رو به واقعیت تبدیل کنیم

00:13:25.120 --> 00:13:29.250
.سربازا تو معرض خطر غیر ضروری قرار نمیگیرند

00:13:30.620 --> 00:13:39.450
‫با اینحال، برای اینکار، باید با بازخورد شدید بدن
‫راه دور مقابله میکردیم.

00:13:39.450 --> 00:13:41.410
.تشدید

00:13:45.790 --> 00:13:47.750
.درست مثل پسر

00:13:50.330 --> 00:13:54.870
‫هنگام کنترل بدن، درد منبع مهمی از اطلاعاته.

00:13:54.870 --> 00:14:00.700
‫اگه فقط حس درد رو خاموش میکردیم، افت
‫شدیدی تو کنترل بدن وجود داشت.

00:14:00.700 --> 00:14:06.660
‫ولی، تکنولوژی مغز فرعی که میتونه ورودی و
‫خروجی مقدار اطلاعات رو مدیریت کنه

00:14:06.660 --> 00:14:12.660
...به تازگی اختراع شده بود و هنوز وجود نداشت

00:14:13.790 --> 00:14:19.160
.اون زمان بود که من سیستم مغز فرعی موازی رو پیشنهاد کردم

00:14:19.160 --> 00:14:23.750
‫ما از دو مغز فرعی برای شبیه سازی سمت چپ
‫و سمت راست مغز استفاده کردیم.

00:14:23.750 --> 00:14:29.080
‫من موفق شده بودم قدرت پردازش خالص
‫رو افزایش بدم.

00:14:29.080 --> 00:14:31.580
مغزهای فرعی موازی؟

00:14:31.580 --> 00:14:34.250
.فکر نمیکردم هبچوقت برای عموم منتشر بشه

00:14:34.250 --> 00:14:39.910
‫تحقیقات نظامی فوق محرمانه بود و قبلا به عنوان
‫یه شکست لغو شده بود.

00:14:39.910 --> 00:14:43.160
.به عبارت دیگه، یه نقص وجود داشت

00:14:43.160 --> 00:14:49.250
.اگه موفق میشد، مشکل تشدید از راه دور حل میشد

00:14:49.250 --> 00:14:51.700
.درسته، مری

00:14:56.620 --> 00:14:58.830
.از خودم به عنوان سوژه آزمون استفاده کردم

00:14:58.830 --> 00:15:06.000
‫پس از آزمایش های فراوان، اولین آزمایش خود
‫رو تو خط مقدم انجام دادم.

00:15:09.500 --> 00:15:13.700
‫اون زمان بود که از طریق چشمای کنترل افزونه
‫خودم دیدم.

00:15:23.620 --> 00:15:26.750
.نتایج تحقیقاتم

00:16:00.700 --> 00:16:02.160
!بس کن

00:16:03.120 --> 00:16:06.660
...باید برای نجات مردم تحقیق میشد

00:16:12.370 --> 00:16:17.540
.ولی تو اون میدون جنگ حتی یه روح هم نجات پیدا نکرد

00:16:18.790 --> 00:16:23.160
من تا الان داشتم چی کار میکردم؟

00:16:26.290 --> 00:16:31.290
‫وقتی بعد از شوکی که انگار قلبم رو خرد کرده بود
‫چشمام رو باز کردم...

00:16:33.500 --> 00:16:39.000
‫...تنها چیزی که دیدم این بود که مرکز تحقیقات
‫و مهندسای همکارم در حال سوختن بودند.

00:16:42.950 --> 00:16:50.700
.همراه با کسی که شبیه من بود که من نبودم

00:16:53.500 --> 00:16:55.330
!این یعنی چی؟

00:16:55.330 --> 00:16:58.580
!وقتی بیهوش بودی اینکار رو کردی؟

00:16:58.580 --> 00:17:00.000
،درست همونجور که به نظر میرسه

00:17:00.000 --> 00:17:05.830
میدونی که مغز فرعی برنامه ایه که برای کمک
به کنترل گسترش یافته استفاده میشه، درسته؟

00:17:08.540 --> 00:17:15.040
‫اون مغزهای فرعی اغلب تحت تاثیر جریان های
‫فرآیند فکری کاربر قرار میگیرند.

00:17:15.040 --> 00:17:17.000
...نکنه

00:17:17.000 --> 00:17:23.290
مغز فرعی من تصمیم گرفت از این جریان ها
،استفاده کنه تا به عنوان ویکتور به طور مستقل حرکت کنه

00:17:23.290 --> 00:17:25.790
.و بدن منو کنترل کنه

00:17:26.950 --> 00:17:32.950
‫از اونجایی که مغز من از صحنه جنگ شوکه شده
‫بود، بهش پیروز شد.

00:17:32.950 --> 00:17:37.870
‫امکان نداره. نمیتونم باور کنم که یه مغز فرعی به
‫خودی خودش حرکت کنه...

00:17:39.950 --> 00:17:42.290
.میدونم که باورش سخته

00:17:42.290 --> 00:17:44.910
با اینحال، من مطمئنم اون با

00:17:44.910 --> 00:17:49.040
.جریان های فکری من تو اون زمان حرکت میکنه

00:17:51.160 --> 00:17:55.750
.تکنولوژی افزونه نباید تو این دنیا وجود داشته باشه

00:17:55.750 --> 00:17:57.950
.این چیزیه که اون بهش اعتقاد داره

00:17:59.870 --> 00:18:02.620
به همین دلیل اون باور داره گناه اون

00:18:02.620 --> 00:18:07.950
‫توسعه تکنولوژی افزونه و آوردن گسترش یافته ها
‫به این دنیاست.

00:18:07.950 --> 00:18:12.870
‫اون در تلاشه با از بین بردن همه گسترش یافته ها
‫تاوان بده.

00:18:12.870 --> 00:18:19.330
‫و-ولی به نظر میرسید اون بیشتر میخواد به داخل
‫جوزو نگاه کنه تا اینکه اونو نابود کنه.

00:18:19.330 --> 00:18:26.000
‫خب، من مطمئنم اون همچنین به تکنولوژی افزونه
‫هم علاقه زیادی داره.

00:18:26.000 --> 00:18:27.620
.جوزو

00:18:27.620 --> 00:18:30.750
.دشمنی که اون بهت نشون داد واقعیه

00:18:30.750 --> 00:18:37.250
‫وقتی که به داخلت نگاه واضحی بندازه، اون تو رو میکشه.

00:18:37.250 --> 00:18:42.540
...پس، دلیل اینکه ویکتور با اسپیتز برگن کار میکنه

00:18:42.540 --> 00:18:46.500
‫هدف اونا از بین بردن تموم گسترش یافته ها
‫است که با هدف اون مطابقت داره.

00:18:47.950 --> 00:18:50.370
.من واقعا متوجه نمیشم

00:18:50.370 --> 00:18:55.500
ولی به طور خلاصه، بدنت توسط مغز فرعیت
تسخیر شده؟

00:18:55.500 --> 00:18:57.160
.خب، درسته

00:18:58.250 --> 00:19:00.870
.من راجب این راحت نیستم

00:19:05.910 --> 00:19:08.120
...پس این یعنی

00:19:08.120 --> 00:19:16.500
‫...ویکتور قلابی که من باهاش جنگیدم توسط
‫مغز فرعی موازی کنترل میشه.

00:19:16.500 --> 00:19:17.910
.درسته

00:19:17.910 --> 00:19:24.580
‫و، تو از یه جای دیگه از راه دور افزونه دست رو
‫کنترل میکنی.

00:19:24.580 --> 00:19:27.830
.خب. به طور خلاصه، آره

00:19:27.830 --> 00:19:31.830
چرا کاری با این همه دردسر انجام میدی؟

00:19:31.830 --> 00:19:36.250
پس، بدن واقعیت با مغز فرعی کجاست؟

00:19:39.080 --> 00:19:42.160
.مطمئنم به زودی متوجه میشی

00:19:43.290 --> 00:19:47.290
،و وقتی این کار رو کردی، جوزو

00:19:47.290 --> 00:19:51.540
.لطفا مغز فرعی موازی نصب شده روی بدن منو نابود کن

00:19:51.540 --> 00:19:52.750
هاه؟

00:19:58.790 --> 00:20:01.250
منظورت از این چیه؟

00:20:02.330 --> 00:20:06.750
.درسته که تو میدون جنگ احساس نا امیدی کردم

00:20:06.750 --> 00:20:10.580
.هر چیزی که بهش باور داشتم از بین رفته

00:20:10.580 --> 00:20:16.000
.ولی من آرزو ندارم که همه گسترش یافته ها ناپدید بشند

00:20:16.000 --> 00:20:21.080
‫جنبه هایی از تکنولوژی افزونه وجود داره که قطعا
‫میتونه به مردم کمک کنه.

00:20:21.080 --> 00:20:24.290
...پس لطفا، جوزو

00:20:28.080 --> 00:20:29.370
!ویکتور؟

00:20:31.660 --> 00:20:35.160
...هوشیاری اش داره برمیگرده

00:20:35.160 --> 00:20:40.750
.به نظر میرسه گفتگوی ما به آخرش رسیده

00:20:40.750 --> 00:20:43.330
...نه

00:20:43.330 --> 00:20:50.040
...من مطمئنم که اون هنوز یه عروسک جایی داره

00:20:50.040 --> 00:20:55.200
.متاسفم، ولی من از انجام کارهای مفتی خسته شدم

00:20:55.200 --> 00:20:57.450
...جوزو

00:20:57.450 --> 00:21:02.080
‫من حتما دستمزدم رو ازت میگیرم.
‫از جمله کار اول.

00:21:07.290 --> 00:21:09.450
.بهتره خودتو آماده کنی

00:21:10.450 --> 00:21:13.580
...جوزو، متاسفم

00:21:32.120 --> 00:21:33.540
!جوزو

00:21:35.200 --> 00:21:44.160
‫متاسفم، ولی نمیتونم بزارم از بدن واقعی
‫ویکتور مراقبت کنی.

00:21:44.160 --> 00:21:49.160
.طبق قانون، اونو توقیف میکنم

00:21:49.160 --> 00:21:54.790
!من، آوی کوبو، به عنوان پشتیبان قانون

00:21:58.790 --> 00:22:08.790
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.500 --> 00:23:28.370
- ‫-- جلوی اونو گرفتن کار یه مهندس شخصیه.
- ‫-- چرا منو جا گذاشتی؟! ‫-- جلوی اونو گرفتن کار یه مهندس شخصیه.

00:23:29.870 --> 00:23:31.120
‫-- یه ویکتور دیگه، من احتمال میدم؟
‫-- چرا منو جا گذاشتی؟!
‫-- جلوی اونو گرفتن کار یه مهندس شخصیه.

00:23:31.120 --> 00:23:32.700
‫-- یه ویکتور دیگه، من احتمال میدم؟
معلومه داری به چی فکر میکنی؟

00:23:32.700 --> 00:23:34.410
‫--معلومه داری به چی فکر میکنی؟
‫-- این شوخی خنده دار نیست.

00:23:34.410 --> 00:23:35.450
...ویکتور

00:23:35.450 --> 00:23:41.410
‫زندگی بدون اسلحه. قسمت 16.
‫" مهندس. "